برچسب: صدیق الله توحیدی

  • تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    استاد محمد اعظم رهنورد زرياب به عنوان استاد ادب فارسی از دوست های قديمی ما بود و پس از بازگشت او از پاريس به کابل، همواره با وی نشست های دوستانه داشتيم.

    اين نشست های دوستانه نامنظم در خانه ما، گاهی در خانه مولانا صاحب و يکی دو نشست در خانه جاويد لودين برگزار شد.

    اشراق حسينی، جاويد لودين، داکتر سيد عسکر موسوی، صديق الله توحيدی، شفیق پیام، فهيم دشتی، مولانا عبدالله، فاضل سانچاره‌کی، مبارز راشدی، باری سلام، اسحاق فايز، عبدالحميد مبارز، سنجر سهيل، حشمت رادفر و چند تن ديگر در اين نشست ها حضور می‌يافتند.

    زمانی که بشير انصاری و استاد غلام سخی مصباح از بيرون کشور به کابل می‌آمدند، نشست ها رونق بيشتر می‌گرفت.

    در اين نشست ها به عوض بحث روی‌ ادبيات داستانی، مسايل معرفت شناسی، فلسفی و کلامی مورد بحث قرار می‌گرفت و هر که ديدگاه اش را بيان می‌کرد.

    اختلاف ديدگاه ها در مورد هستی و جهان، سبب سردی روابط نمی شد، بل تصميم گرفتيم تا اين بحث ها ادامه يابد و تعداد ديگر نيز به آن افزود شود، اما به دليل نيافتن جای مناسب نتوانستيم به اين مأمول برسيم و برخی دوستان نيز فرصت حضور در اين نشست ها را نداشتند.

    اين نشست ها، با شوخی و طنز نيز همراه بود و آخرين نشست دوستانه ما در ماه سنبله سال جاری در باغچه‌ی ما برگزار شد که استاد نشاط قبلی اش را نداشت به سختی راه می‌رفت و نشست و برخاست می‌کرد.

    در اين نشست گرچه بازهم بحث های داغ فلسفی صورت گرفت ولی من به خاطر که طبع استاد خوش شود بيشتر با وی شوخی و مزاح کردم و از رفتار های صادق هدايت که استاد به وی بسيار علاقه‌مند بود، انتقاد کردم و گفتم: استاد! صادق هدايت بی عقل بود!

    مريضی استاد با گذشت هر روز بيشتر می‌شد. ده روز پيش از شدت گرفتن مريضی خود با من تماس مکرر می‌گرفت و به شوخی‌ می‌گفت مسووليت روزنامه را به مکارم و سيده بده و تاريخ تو گذشته است.

    چند روز بعد ناگهان توحيدی صاحب با من تماس گرفت و گفت که استاد را در بيمارستان امنيت بردند و در آنجا بستر شده و مورد مراقبت جدی قرار گرفته است و پرويز شمال، منوچهر فراديس و خواهر زن او از وی پرستاری می‌کنند.

    صبح همان روز من با توحيدی صاحب به بيمارستان امنيت رفتيم و ديديم که وضع استاد خراب است و چشمان خودش را بسته است.

    صدا زديم استاد! استاد! چشمان اش را باز کرد، اما سخن زده نمی توانست.

    پس از گذشت حدود بيست دقيقه استاد به سختی سخن زد، شعری را زمزمه کرد، خنده بر لبانش پيدا شد، با پرويز و توحيدی گفتوگو کرد.

    استاد در همين لحظه نيز شوخی را با من آغاز کرد و باز هم تکرار کرد که مکارم و سيده کودتا می‌کنند و مسووليت روزنامه را می‌گيرند و ترا تبعيد می‌کنند.

    من در پاسخ استاد گفتم که استاد! صادق هدايت بي عقل بود، استاد خنديد و آرام شد.

    استاد مرا به نزديک خود خواست و دست اش را بلند کرد و گفت: مطهر من رفتنی‌ شده ام و از دنيا می‌‌روم.

    توحيدی، پرويز و من استاد را دلداری داديم و گفتيم هيچ چيز نمی شود. پس از چند روز صحت ياب می‌شوی، می‌بريم ترا خانه و رومان زن بدخشانی را تمام می‌کنی.

    دوستان ديگر به عيادت استاد آمدند اما حال استاد بدتر شد و ما هم از اتاق بيرون شديم.

    در حويلی بيمارستان با توحيدی و پرويز در مورد شدت بيماری استاد صحبت کرديم و نگرانی ما افزوده شد.

    من پيشنهاد دادم که بايد يک ستاد زير نام ستاد شفايابی استاد را ايجاد کنيم، توحيدی گفت که خوب نظر است، اما بهتر است که در اين ستاد نماينده‌گان حکومت نيز شامل شوند و حکومت زودتر و بهتر می‌تواند زمينه فرستادن استاد را به کشور هند يا ايران فراهم کند.

    فردای همان روز رفتيم به دفتر شيوای شرق، معين نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ که از دوستان ما است، موضوع را با وی در ميان گذاشتيم، وی استقبال کرد و من گفتم که پيشنهاد آماده شود.

    وزارت فرهنگ پس از گذشت دو روز به ما گفت که رياست جمهوری می‌خواهد يک صندوق مالی به فرهنگيان کشور ايجاد کند و از آن صندوق در هنگام ضرورت، فرهنگيان را مساعدت بدارد.

    برداشت من از اين پاسخ چنين بود که بايد دنبال نخود سياه برويم و حکومت از اين امر مهم شانه خالی کرد.

    استاد را بردند به بيمارستان بگرام و پس از گذشت سه يا چهار روز دوباره تن بيمار او را آوردند به بيمارستان چهارصد بستر. پرويز برای ما گفت که وضع استاد بدتر شده است. يک بار توحيدی هم به بيمارستان رفت ولی استاد از حال رفته بود.

    دختر استاد خانم شبنم از فرانسه به کابل آمد و در بيمارستان پرستاری استاد را آغاز کرد به دنبال او خانم وی سپوږمی زرياب نيز به کابل رسيد، اما وضع استاد بدتر و وخيم شده می‌رفت.

    پنجشنبه شب (18) قوس پرويز با من تماس گرفت و گفت که وضع استاد بسيار وخيم شده و منتظر هر واقعه باشيم، من گفتم که تليفون من فعال است.

    در همين شب چون منتظر خبر بد بودم، خواب نکردم، ساعت پنج صبح 19 قوس پرويز برايم پيام فرستاد که استاد ما را ترک کرد، پس از گذشت چند لحظه تماس گرفت و گفت که هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من پس از وضو خواستم نماز صبح را بخوانم وانتظار داشتم که وقت نماز داخل شود، اما پرويز گفت که وضع ما خراب است هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من آماده حرکت شدم و به سرعت به خانه توحيدی خود را رساندم، وی را گرفته به بيمارستان رسيديم و با خانواده استاد و پرويز که می‌لرزيدند و اشک می‌ريختند، مقابل شديم، آنها گريه کردند و ما تسليت گفتيم، پرويز روبه من کرد که چه کنيم؟ موتر من به داخل بيمارستان اجازه يافته بود، من خانواده استاد و پرويز را گرفتم، پرويز در دروازه بيمارستان پايين شد و خانواده استاد را به سرک نهم تايمنی بردم و برای آنها پيشنهاد دادم که بهتر است به خانه خود شان در مکروريان بروند و برای مراسم آماده‌گی بگيرند و من تصميم گرفتم تا قبر را در قبرستان شان در شهدای صالحين آماده کنم.

    شبنم و خانم وی را با خود به شهدای صالحين بردم تا محل دفن و حضيره شان را برايم نشان بدهند، محل دفن پيدا شد، جای قبر را به قبر کن نشان داديم و توحيدی دو هزار و پنجصد افغانی براب قبر کن پيش پرداخت کرد.

    من و توحيدی در همين مدتی که از بيمارستان به قبرستان رسيديم با برخی از دوستان استاد تماس گرفتيم که بايد به بيمارستان چهارصد بستر بروند. حسين فخری از دوستان نزديک استاد به بيمارستان رفت و موضوع را به اسحاق فايز نيز در ميان گذاشتم. وی بعد‌تر گفت که پول کرايه موتر را نداشتم، خانمم را به خانه همسايه روان کردم، مبلغ پنجصد افغانی از همسايه قرض گرفت و به بيمارستان آمدم.

    من مکرر از استاد فايز معلومات می‌گرفتم که آيا کسی‌ به بيمارستان آمده است، گفت تا اکنون هيچ کس نيامده.

    توحيدی زمانی که با لطف الله نجفی زاده مسوول طلوع نيوز تماس گرفت که شما در کجا استيد؟ وی گفت که در بيمارستان است، ولی استاد فايز که در بالای تابوت استاد قرار داشت گفت که وی را نديده است.

    ما دوباره به بيمارستان رفتيم، داکتر معالج وی آقای رامز رايان مسأله شست و شوی و تکفين را تمام کرده بود و تن بی جان استاد در تابوتی قرار داشت و آماده خواندن جنازه و دفن بود.

    ما ساعت دوازده مراسم جنازه را اعلان کرديم و منتظر بوديم که تمام دوستان به بيمارستان بيايند و با شکوه جنازه استاد را تشييع کنند.

    لحظه ها سپری شد ولی از دوستان استاد خبری نشد، نجفی زاده مسوول طلوع نيز ساعت ده به بيمارستان آمد، پس از آن داکتر صاحب عبدالله رسيد، دعا کرد، از ما توضيح خواست و دوباره برگشت.

    پس از آن سرپرست وزير فرهنگ طاهر زهير و شيوای شرق معين نشراتی به بيمارستان رسيدند و به ما اطمينان دادند که همه تدابير گرفته شده و ممکن وزير حج و اوقاف نماز جنازه آن را ادا کند و يا مولوی حبيبالله حسام. به دنبال آنها، غضنفر مشاور فرهنگی رييس جمهور به بيمارستان آمد، اما کرسی هايی را که مسوول بيمارستان در مقابل تابوت استاد گذاشته بود، همه خالی بودند و انتظار دوستان استاد را می‌کشيدند ولی تا آخر خالی ماندند و کسی نيامد! با آن هم من، توحيدی، افسر رهبين، قريشی و فايز انتظار آمدن دوستان استاد را می‌کشيديم.

    قطعه تشريفات آماده شد و ییش ازاین جنرال صاحب داکترضیا ریس عمومی ارتش دستور همه آماده گی ها را به بیمارستان داده بود و ما با چند تن ديگر و خانواده استاد، جنازه استاد را از بيمارستان بيرون کرديم و به طرف عيدگاه روان شديم. من فکر می‌کردم دوستان استاد به عيدگاه حضور يافته اند، اما زمانی که به عيدگاه رسيديم تعداد اندکی آمده بودند.

    جنازه را گذاشتيم ولی از وزير حج و اوقاف ويا ملایی که جنازه بخواند خبری نشد.

    به سرپرست وزير فرهنگ گفتم که نماز را خودم می‌خوانم، همين که آماده شدم يک ملا پيدا شد و نماز جنازه را خواند و به طرف شهدای صالحين حرکت کرديم.

    قبر آماده شده بود و تعداد ديگر به قبرستان آمدند. تا هنگام دفن، من از خانم رويا سادات خواهش کردم که مسووليت فاتحه خانم ها را در سالون شهرنو بگيرد، وی به من اطمينان داد و گفت مشکلی نيست. جنازه دفن شد و همه به خانه های شان رفتند.

    فردای آن روز برای فاتحه آماده‌گی می‌گرفتيم، در شبکه های اجتماعی زمان فاتحه را اعلان کرديم. من به وزارت فرهنگ رفتم و سرپرست وزارت و معين نشراتی به من اطمينان دادند که همه ترتيبات گرفته شده است، عيدگاه آماده است و شما نگران نباشيد، من به دفتر توحيدی رفتم و ساعت دوازده چاشت را نشان می‌داد، گفتم که بايد ما وقت تر به عيدگاه برويم، ساعت حدود يک پس از چاشت من، توحيدی و پرويز به دروازه عيدگاه رسيديم، حسين فخری در دم دروازه عيدگاه نمايان شد و گفت که دروازه مسجد مسدود است. با محافظ مسجد تماس گرفتيم، اما وی گفت که ما آماده نيستيم و کسی به ما اطلاع نداده است.

    نگران و وارخطا شديم، اشراق حسينی و اسحاق فايز نيز دست و پاچه شدند.

    فوراً با شيوای شرق، توحيدي تماس گرفت و موضوع را با وی در ميان گذاشت.

    شرق گفت که مسووليت را لطف الله نجفی زاده برعهده گرفته بود، توحيدی به وی گفت با نجفی زاده خود ما صحبت می‌کرديم پس شما چه کرديد؟ پاسخی نداشت و نجفی زاده هم مبايل اش را خاموش کرده بود.

    دروازه را باز کرديم، داخل مسجد فرش نداشت، از محافظان خواهش کرديم که فرش های مسجد را به ما نشان بدهند.

    توحيدی و اشراق حسينی با کمر آسيب ديده، فخری، فايز، عزيز آريانفر، افسر رهبين و چند تن ديگر فرش های مسجد را پهن کرديم ولی عرق خجالت و شرم از سر و روی ما جاری شده بود.

    از دستگاه صدا خبری نبود، سه يا چهار نفر قاری صاحبان را به داخل رهنمايی کرديم، آنها تلاوت را شروع کردند و ما دوستان استاد در يک قطار قرار گرفتيم و فخری چند تشک را از بازار آورد و در خالی گاه ها گذاشت. مدت چهل و پنجاه دقيقه قاری ها تلاوت کردند و ما می‌شنيديم و از دوستان استاد خبری نشد.

    يونس قانونی، طاهر زهیر سرپرست وزارت فرهنگ و بعد‌ها شيوای شرق آمدند، دعا کردند و برگشتند. شرق تا آخر در مسجد بود، تعدادی اندکی ديگر رسيدند و ساعت سه پس از چاشت فاتحه تمام شد و با گردن های خميده و شرم و خجالت و سکوت به خانه های خود رفتيم.

    فاتحه خانم ها در سالون شهرنو نيز همين قصه را داشت، خانم حميرا قادری به توحيدی گفت که از شروع تا آخر فاتحه گريه کردیم و از دوستان استاد خبری نبود.

    تمام هزینه تدفین استاد مبلغ حدود پانزده هزار افغانی شد.

    میر حیدر مطهر

  • حادثه تروریستی صبح امروز کابل باید توسط شورای امنیت سازمان ملل بررسی گردد

    حادثه تروریستی صبح امروز کابل باید توسط شورای امنیت سازمان ملل بررسی گردد

    لازم به ذکر است که نهادهای حامی رسانه ها بعدازظهر امروز با حضور در محل حملات تروریستی اعلام کردند که شکایت نامه رسمی خود را در دادگاه جرایم بین المللی و شورای امنیت سازمان ملل متحد درج می کنند، زیرا این حمله، جنایتی آشکار علیه بشریت است.

    صدیق الله توحیدی مدیر مسئول کمیته مصونیت خبرنگاران افغانستان گفت که حادثه امروز جنایتی آشکار علیه بشریت است که بر علیه رسانه های افغانستان سازماندهی گردیده بود.

    وی علاوه کرد که رسانه ها و خبرنگاران افغانستان طی یک شکایت نامه رسمی از دادگاه جرایم بین المللی و شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهان بررسی جدی این قضیه خواهند شد.

    آقای توحیدی همچنین اضافه کرد که امروز به عنوان روزی خونین برای رسانه ها در تاریخ افغانستان به ثبت خواهد رسید و هر ساله در این روز از شهدای خانواده رسانه ها گرامی داشت به عمل خواهد آمد.

    لازم به ذکر است که در حملات تروریستی صبح امروز در منطقه شش درک شهر کابل، دست کم 26 تن به شمول 9 خبرنگار و کارمند رسانه ای جان باخته و دست کم 49 تن دیگر زخمی شدند.

    پولیس کابل می گوید که حوالی ساعت هشت صبح امروز (دوشنبه 10 ثور) یک مهاجم انتحاری موترسایکل مملو از مواد منفجره اش را در مقابل دروازه ورودی ریاست عمومی امنیت ملی منفجر کرد؛ در پی این انفجار 4 تن جان باخته و 5 تن دیگر زخمی شدند.

    پولیس کابل می افزاید که انفجار دوم زمانی رخ داد که مهاجم انتحاری دوم خود را در پوشش تصویربردار رسانه ای در میان خبرنگاران که برای پوشش رویداد جمع شده بودند، رسانده و خود را منفجر می کند.

    در انفجار دوم، 22 تن دیگر به شمول 9 خبرنگار و کارمند رسانه ای جان خود را از دست می دهند.

    اسامی خبرنگاران و کارمندان رسانه ای شهید شده در این رویداد به شرح زیر می باشند:

     

    شاه مری فیضی، عکاس خبرگزاری فرانسه

    یار محمد توخی، تصویربردار تلویزیون طلوع نیوز

    سلیم تلاش، خبرنگار تلویزیون مشعل

    عبادالله حنان زی، خبرنگار رادیو آزادی

    غازی رسولی، خبرنگار تلویزیون یک

    نوروز علی، تصویربردار شبکه یک

    علی سلیمی، تصویربردار تلویزیون مشعل

    سباوون کاکر، تصویربردار رادیو آزادی

    خانم محرم درانی، مجری رادیو سلام وطندار

    گروه تروریستی داعش در پیامی مسئولیت این رویداد را به عهده گرفت.

     

  • نی: حکومتی که آقای احدی وزیرش بود؛ به رسانه ها ارزش نمی داد

    نی: حکومتی که آقای احدی وزیرش بود؛ به رسانه ها ارزش نمی داد

    صدیق الله توحیدی، رئیس دفتر نی، گفت که حکومتی که آقای احدی وزیرش بود، “هر چی رسانه ها می گفت، نه می شنید، نه واکنش نشان می داد و نه حساسیت.”

    آقای توحیدی اضافه کرد که برای نخستین بار کمیسیون هماهنگی میان رسانه ها و دولت به وجود امده و این کمیسیون موظف است که در صورت ایجاد خطر رسانه ها و خبرنگاران را حمایت کند.

    انور الحق احدی، رئیس حزب افغان ملت، در نشستی که روز شنبه جنبش روشنایی برگزار کرده بود، اظهار کرد: ” استخبارات کشور تعداد زیادی از رسانه ها را خریده است.”

    رئیس نهاد حمایت کننده رسانه های ازاد افغانستان همچنین افزود که نی، اگاهی دقیقی از این موضوع ندارد که حلقات دولتی در صدد نفوذ به رسانه ها باشند.

    وی همچنین تاکید کرد که رسانه های کشور، از فراز و نشیب های فراوانی عبور کرده است و به این سادگی ممکن نیست صدای مردم را در گلو خفه کرد. صدا و سیمای کشور به آسانی خفه یا مکدر نمی شود.

    آقای توحیدی در پیوند به سخنان احدی گفت که اگر این موضوع هم وجود داشته باشد، به نتایج مثبتی منتج نخواهد شد.

    به باور وی، احدی از ادرس یک نهاد اپوزیسیون سیاسی سخن می زند و در تلاش است که با این سخنان مشروعیت دولت را زیر سوال ببرد.

    واکنش ها

    پیش از این نیز، خانه آزادی افغانستان با نشر اعلامیه ای به سخنان اقای احدی واکنش نشان داد و این سخنان را “توهین بزرگ به فعالیت آزاد رسانه ها و خبرنگاران” عنوان کرده بود.

    در اعلامیه ذکر شده بود که خانه آزادی افغانستان، از آقای احدی می‌خواهد در صورتی‌که برای گفته‌های خویش ثبوتی ندارد، از خبرنگاران و رسانه‌های جمعی معذرت خواهی کند.‎

    خانه آزادی افغانستان در اعلامیه خود همچنین نوشته: از فعالیت شجاعانه، مسلکی و مستقلانه رسانه‌های آزاد کشور از شخصیت‌های محترم سیاسی و مقام‌های حکومت انتظار دارد، تا در اظهارات خویش در رابطه به رسانه‌ها آگاهانه و مسوولانه ابراز نظر کنند.

    نهاد بازار رسانه نیز با نشر اعلامیه ای گفته بود که آقای احدی باید ثابت بسازد که کدام رسانه و خبرنگار را امنیت ملی خریداری کرده، در غیرآن او باید از رسانه ها و خبرنگاران معذرت خواهی کند.

    یکی از خبرنگاران نیز در پیوند به سخنان انور الحق احدی گفت که طبیعی است که اگر در قدرت بودی! همه چیز مثبت است و اگر نبودی منفی. او به سابقه کاری اقای احدی اشاره کرد و گفت که طی مدتی که وزیر بود، حتی یکبار هم از کارکردهای حکومت انتقاد نکرد.

    این خبرنگار نیز تاکید کرد، کتمان پذیر نیست که حکومت وحدت ملی در تلاش است تا رسانه ها را با خود هم سو کند ولی این عمل نسبت به ریاست دوره حامد کرزی بهتر است.

    به باور وی، در دوران دولت حامد کرزی، همه چیز – از صدای رسانه تا منتقدان سیاسی- توسط پول بسته می شد و ارزشی به آزادی بیان داده نمی شد.

    گفتنی است که انور الحق احدی، رئیس حزب افغان ملت طی ماه های اخیر، همواره دولت را مورد انتقاد قرار داده و خواهان برگزاری لوی جرگه شده است. وی در دولت حامد کرزی به عنوان وزیر مالیه و رئیس بانک مرکزی ایفای وظیفه می کرد./ روزنامه راه مدنیت

     

  • کمیته گزینش کمیسیون انتخاباتی آغاز به کار می کند

    کمیته گزینش کمیسیون انتخاباتی آغاز به کار می کند

    اعضای این کمیته متشکل از دین محمد گران، محمد نادر هوتک، لطف الرحمان صیاد، فهیم دشتی، نعیم ایوب زاده، یافتعلی و احمد ضیاء لنگری می باشند و اولین جلسه خود را فردا پنجشنبه برگزار می کنند.

    سید ظفر هاشمی معاون سخنگوی رئیس جمهور در این خصوص گفت “اعضای هفت نفره این کمیته گزینش تمامی شرایط های قانونی را پشت سر گذاشته اند و انتظار می رود که فردا اولین جلسه معارفه و مشورتی خود را برگزار کنند. این کمیته سپس با رئیس جمهوری ملاقات خواهد داشت و ما امیدواریم که اولین جلسه رسمی کمیته گزینش در حضور مردم در هفته آینده برگزار گردد.”

    کمیسیون اصلاحات انتخاباتی با انتقاد از تاخیر در شروع کار کمیته گزینش کمیسیون انتخاباتی از دولت خواست تا فضای کار را برای اعضای این کمیته فراهم کند.

    صدیق الله توحیدی معاون کمیسیون اصلاحات دولت گفت “کمیسیون ویژه اصلاحات انتخاباتی امیدوار است که کمیته گزینش بهترین اشخاص را به دولت برای کمیسیون انتخاباتی معرفی کند و دولت نیز با رعایت اصل بی طرفی هفت تن را به عنوان اعضای کمیسیون مستقل انتخاباتی و پنج تن را به عنوان اعضای کمیسیون شکایات انتخاباتی تعیین کند.”

    جنداد اسپین غر رئیس نهادهای مدنی نیز گفت “از شروع کار اعضای کمیته گزینش استقبال می کنیم، و امیدواریم بتوانند بر روی استاندارد سازی انتخابات کار کنند تا شاهد معرفی بازرسانی باشیم که از بازرسان فعلی بهتر هستند.”

    گفتنی است که کمیته گزینش قرار بود تقریبا یک ماه پیش کار خود را آغاز کند اما برخی نهادهای مدنی با اعتراض به انتخاب سه عضو این کمیته که عضویت نهادهای مدنی را داشتند سبب تاخیر در کار این کمیته شد.

  • تاخیر بیش از این در انتخابات، مشروعیت حکومت را زیر سوال می برد

    تاخیر بیش از این در انتخابات، مشروعیت حکومت را زیر سوال می برد

    آقای توحیدی در نشستی با برخی فعالان مدنی کشور گفت که تاخیر در شروع کار کمیته گزینش به ضرر حکومت می باشد و می تواند انتخابات آینده در کشور را نیز خدشه دار کند.

    آقای توحیدی اما می گوید که اعضای این کمیته انتخاب شده اند و ممکن است تا هفته آینده به کار خود آغاز کنند.

    از سوی دیگر نگرانی ها بر این است که ایجاد کار این کمیته منتظر فرمانی از سوی سران حکومت وحدت ملی می باشد.

    توحیدی، اما میگوید ایجاد کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی توسط فرمان تقنینی، نشان دهنده پابندی حکومت بر آوردن اصلاحات است و شروع کار کمیته گزینش هم جزء همان فرمان قبلی است که رییس جمهور داده بود.

    کمیته گزینش با داشتن هفت عضو، چندی پیش به اساس یک فرمان تقنینی رئیس جمهور اشرف غنی تشکیل شد که این کمیته وظیفه دارد تا پس از بررسی های لازم، افراد تازه را بجای کمیشنران برحال کمیسیونهای انتخاباتی به رییس جمهور پیشنهاد کند.

    کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی، در تبانی با جامعه مدنی امروز (دوشنبه) پیشنهادات کمیسیون اصلاح انتخاباتی را مبنی بر تغیر نظام رای دهی از “نظام رای واحد غیر قابل انتقالی” به “نظام رای موازی” و “نظام چند بعدی” مورد بررسی قرار دادند.

    آنان پیرامون محاسن و معایب نظام های پیشنهادی “نظام رای موازی و نظام چند بعدی” معلومات ارایه کردند و نظام انتخاباتی فعلی در کشور را ناکارا خواندند.

    ضایع شدن شدید آرا، بازنده شدن اقلیت ها، عدم موجودیت تناسب بین کرسی و آراء، بوجود آوردن پارلمان غیر منظم، متروک بودن این نظام دلایل ناکارا بودن این نظام از سوی سخنرانان عنوان شد.

  • فعالان مدنی کشور خواستند تا دولت هر چه سریعتر قندوز را آزاد کند

    فعالان مدنی کشور خواستند تا دولت هر چه سریعتر قندوز را آزاد کند

    این فعالان مدنی گفتند که پس از اشغال قندوز توسط طالبان، مردم بی گناه این شهر توسط این شورشیان شکنجه می شوند و املاک عمومی در این شهر خراب شده و یا به آتش کشیده می شوند.

    آنان تاکید کردند که جان هزاران نفر از شهروندان قندوز توسط شورشیان طالبان تهدید می شود.

    عبدالودود پدرام یکی از فعالین مدنی کشور گفت که ساکنان ولایت قندوز در حال حاضر در شرایط بسیار بدی بسر می برند و از تسهیلات ابتدایی زندگی محروم شده اند.

    وی گفت “در قندوز حقوق بشر به شدت زیر پا می شود، مردم هیچ دسترسی به خدمات صحی ندارند. شورشیان پس از اشغال این شهر، ساختمان های دولتی را به آتش کشیده اند.”

    صدیق الله توحیدی یک فعال دیگر می گوید شورشیان طالبان خانه های کارمندان دولت را در این شهر اشغال کرده اند و به چور و چپال خود از بانک ها و مغازه ها مشغول هستند.

    وی گفت “دولت هر چه سریعتر نیروهای امنیتی را عزم کرده و شهر را از تصرف این شورشیان خارج کند. ”

    به اعتقاد وی، تاخیر در آزاد سازی شهر قندوز اشتباهی جبران ناپذیر می باشد.