برچسب: جنگ

  • نبیل: مردم افغانستان هزینه سنگین صلح نیابتی خلیلزاد را می پردازند

    نبیل: مردم افغانستان هزینه سنگین صلح نیابتی خلیلزاد را می پردازند

    رحمت‌الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی و یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری گذشته با اشاره به وضعیت فعلی کشور، در توییترش نوشته پیامد معامله دوحه زلمی خلیلزاد را مردم افغانستان می دهند.
    او نوشته است «متاسفانه افغان‌ها هزینه سنگینی برای صلح نیابتی داكتر خليلزاد می‌پردازند».
    این اظهارات او در حالی مطرح می شود که اخیراً جنگ در بسیاری از نقاط کشور به شدت افزایش یافته است.
    در ماه های اخیر جنگجویان طالبان، موفق شدند که بیش از صد ولسوالی را به کنترول شان درآورند. این گروه همچنین در یک ماه اخیر حملاتی را بر مراکز ولایت ها نیز راه اندازی کرده است.
    در حال حاضر، قندهار، غزنی، هرات، هلمند، تخار و برخی از ولایت های دیگر شاهد افزایش حملات طالبان بر مراکز شهرها هستند.

  • از نیروهای امنیتی به طور قاطع حمایت می شود

    از نیروهای امنیتی به طور قاطع حمایت می شود

     جلسه مشورتی رهبران سیاسی و جهادی با رئیس جمهور غنی روز شنبه، نهم اسد، در ارگ ریاست جمهوری برگزار شد.

    ارگ ریاست جمهوری اعلامیه‌ سه ماده‌ای این نشست را به نشر رساند. طبق این اعلامیه، رهبران سیاسی و جهادی حمایت قاطع خود را نیروهای امنیتی در نبرد با طالبان اعلام کرده‌اند.

    در اعلامیه آمده است: «شهامت و ایستادگی نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در مقابل تجاوز و حملات تروریستی و ایستادگی و بسیج مردم افغانستان در این راستا قابل ستایش است. رهبران سیاسی و جهادی افغانستان از دفاع مشروع نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان و بسیج مردمی افغانستان در حمایت از آن‌ها، نه تنها قدردانی می‌کند بلکه با تمام توان برای بسیج بیش‌تر مردم برای دفاع از افغانستان تلاش خواهند کرد.»

    اعلامیه نوشت دفاع از مردم و تمامیت ارضی افغانستان و ناموس و نهادهای ملی، ارزش‌های مشترک حقوق زنان و سایر حقوق و آزادی‌هایی که در قانون اساسی تسجیل یافته است، مکلفیت دولت جمهوری اسلامی افغانستان بوده و دولت افغانستان از این ارزش‌ها در برابر هر نوع تعرض دفاع می‌کند.

    در جلسه مشورتی رهبران سیاسی و جهادی با رییس جمهور غنی تأکید شد قطع جنگ و رسیدن به صلح عادلانه و پایدار اولویت جمهوری اسلامی افغانستان و برای رسیدن به این «مرام ولا قربانی‌های زیادی» را متحمل شده است.

    در این جلسه هم‌چنان تأکید شد تلاش‌های شورای عالی مصالحه ملی و هیأت مذاکره‌کننده دولت در راستای تأمین صلح قابل قدر است و این هدف کماکان دنبال خواهد شد.

    در این نشست برخی از رهبران سیاسی از جمله حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، صلاح‌الدین ربانی، رییس حزب جمعیت و گلبدین حکمتیار رییس حزب اسلامی حضور نداشتند.

  • دیده بان حقوق بشر: طالبان قتل هایی انتقام جویانه را افزایش داده اند

    دیده بان حقوق بشر: طالبان قتل هایی انتقام جویانه را افزایش داده اند

    دیده‌بان حقوق بشر گفته است گروه طالبان خلاف آن‌چه که تعهد کرده‌اند، قتل‌های انتقام‌جویانه خود در افغانستان را افزایش داده‌اند.

    در اعلامیه دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل متحد که روز جمعه، هشتم اسد، نشر شد آمده است گروه طالبان با وجود ادعای رهبری این گروه که می‌گویند خویشتن‌داری را در پیش گرفته است، منتقدان شناخته شده طالبان را می‌کشند.

    دیده‌بان حقوق بشر تصریح کرده است گروه طالبان در قندهار، افرادی را که به کار با دولت متهم هستند، نیروهای امنیتی و بسته‌گان آنان را بازداشت و تیرباران کرده‌اند.

    این نهاد با اشاره به قتل خاشه جوان، طنزپرداز قندهاری گفته است که قتل او و سایر رویدادهای اخیر نشان می‌دهد که فرماندهان گروه طالبان تمایل به شکستن انتقادها و اعتراضات شدید مردم افغانستان دارند.

    پاتریشیا گاسمن ، مدیر بخش آسیا در دیده‌بان حقوق بشر گفته است: «ظاهرا نیروهای طالبان خاشه جوان را اعدام کرده‌اند؛ زیرا او رهبران این گروه را مسخره می‌کرده است.»

    گاسمن افزوده است: «رهبری طالبان معمولاً حمله بر منتقدان شان را رد می‌کند؛ اما این جنگ‌جویان طالبان هستند که مسوولیت متوقف کردن کشتارها را بر عهده دارند.»

    در همین حال، دیده‌بان حقوق بشر به نقل از منابع محلی در قندهار تصریح کرده است که در روستاهای اطراف مرکز این ولایت، فرماندهان طالبان تعداد زیادی از افراد مرتبط با دولت را بازداشت کرده‌اند.

    طبق معلومات این نهاد، در تازه‌ترین مورد گروه طالبان دو تن را که برادرانشان کارمند دولت هستند، از خانه شان در ساحه «قسام پل» ولسوالی دند ربودند که تا هنوز خبری درباره آن‌ها در دست نیست.

    با این حال دیده‌بان حقوق بشر حملات تلافی‌جویانه از سوی گروه طالبان را مجازات جمعی عنوان کرده است و آن را ممنوع خوانده است.

  • گروهی که یک ملت را به گروگان گرفته است

    گروهی که یک ملت را به گروگان گرفته است

    افغانستان گورستان امپراطوری های بزرگ است. این عنوان کمی برای یک ملت سربلند و بیگانه ستیز نیست. اما همین ملت با کوله باری از افتخارات در جنگ با استعمارگران امروز مستعصل و بیچاره شده و راه برون رفت از جنگ خانمان سوز را پیدا نمی کند.

    در این میان اما دولتمردان افغانستان نیز مقصرند.

    ملک ستیز تحلیلگر روابط بین الملل در صفحه فیسبوک خود در مطلبی با عنوان « گروهی که یک ملت را گروگان گرفته است» به کوتاهی های سردمداران کنونی و حلقه اطراف آنها اشاره می کند.

    این گروه شاید به دو هزار تن نرسد. گروهی‌که سال‌ها بر گرده های ملت سوار است. گاه وزیر، گاه وکیل، گاه رییس، گاه عضو این شورا و آن مقام پوشالی، گاه مشاور و گاه سفیر و گاهی هم جنرال و مارشال می‌شود. این‌ گروه دوستان نزدیک امریکایی‌ها، اروپایی‌ها، روس‌ها، چینایی‌ها، هندی‌ها، پاکستانی‌ها و ایرانی‌ها هستند. این گروه سرسپرده‌ترین مزدوران تاریخ هستند. هر کشوری که پول بیش‌تر دهد، خورجین مزدوری همان‌جا پر می‌شود. از همین‌جاست که فرقی میان روسیه، امریکا، چین و هند را نمی‌شناسند. برای این گروه چیزی به نام ایمان و عقیده معنا ندارد. ایمان اصلی منبع کلان پول است و همین! این گروه حتا با طالبان و سایر گروه‌های تروریستی دشمنی ندارند. زنان و فرزندان این گروه در خارج از کشور به سر می‌برند. جالب این‌است که این گروه خانواده های خود را از فقیر ترین کشور جهان به غنی‌ترین کشور های جهان در خلیج، ترکیه اروپا و امریکا کمک مالی می‌کنند تا آن‌ها از زندگی لذت ببرند.

    این گروه نسبت به مافیای ایتالیا و روسیه، به مراتب قدرت بالای مانور دارد. این گروه در حکومت، قضا، پارلمان، احزاب سیاسی، سکتور اقتصادی و دینی گپ‌های نهایی را می‌زند. تروریستان با این گروه کاری ندارند. در واقع تروریستان به این گروه به عنوان دوستان استراتژیک نگاه می‌کنند. این‌ها از برکت موجودیت هم‌دیگر تقویت می‌شوند. رهبران این گروه در ارگ، سپیدار، وزیراکبر خان و شهرک‌های خود ساخته و قصر های مرمرین که از پول بی‌حساب ساخته شده به سر می‌برند. اینان از بس می‌خورند و می‌نوشند، از سلامتی خوب برخوردار نیستند. اما به حمایت طبابت و دارو های گران‌قیمت از زندگی لذت می‌برند. از آن‌سو رهبران طالبان در دوحه، دوبی، بحرین و ریاض مشغول عیش‌ونوش هستند. در واقع گروه حاکم در افغانستان با گروه حاکم در دوحه رقابت نه بلکه پیمان استراتژیک بسته اند. پارتنر اصلی که نقش قیمومیت بر هر دو را دارد آقای پامپیو و وکیل آن خلیل‌زاد است.

    یک روز در هوتل شیراتون دوحه همراه رهبران طالبان قهوه‌ی عربی می‌نوشد و روز دیگر با ارگ، سپیدار و «رهبران جهاد» چای سبز هیل‌دار می‌نوشد. هر دو گروه نه با خود و نه هم با هم‌پیمانان خارجی خود دشمنی دارند، دشمن اصلی آنان ملت است. هرقدری که ملت را می‌کشند، دامنه‌ی سرخ خون گسترده‌تر و سلسله‌ی سبز دالر دامنه‌دارتر می‌شود. دشمن دوم هر دو گروه صلح است. صلح شأن بین‌المللی، عیاشی فاحشه‌خانه های دوبی، می‌خانه‌های دوحه، کاباره‌های استانبول، موتر های زره و مودل سال، خانه های کود ۹۲ و صد ها امتیاز دیگر را خواهد ربود. پس زنده باد جنگ!

  • کاهش فوروی خشونت ها و حل بحران افغانستان از راه مذاکره مورد بحث قرار گرفت

    کاهش فوروی خشونت ها و حل بحران افغانستان از راه مذاکره مورد بحث قرار گرفت

    موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان در سفرش به واشنگتن به تازگی با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی امریکا در باره افغانستان، امنیت منطقه و موضوعات مورد علاقه رایزنی کرده است.
    جیک سالیوان روز گذشته در توییتی در مورد دیدارش با موید یوسف نوشته است: من امروز با مشاور امنیت ملی پاکستان ملاقات کردم تا در باره اتصال و امنیت منطقه و سایر عرصه‌های همکاری مشترک رایزنی کنم.
    وی افزود دو طرف در مورد کاهش فوری خشونت‌ها در افغانستان و حل و فصل سیاسی درگیری از طریق مذاکرات گفت‌وگو کرده است.
    موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان نیز در مورد این دیدار گفته است که پیرامون مسایل مشترک دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی با همتای امریکایی‌اش گفت‌وگو کرده است.
    دو طرف همچنین توافق کرده‌اند که شتاب در همکاری‌های دوجانبه پاکستان و امریکا را حفظ کنند.

  • وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا گفته است در صورتی که چین به دنبال “حل مسالمت‌آمیز منازعات” و یک دولت “واقعا انتخابی و فراگیر” در افغانستان باشد، مداخله و حضور احتمالی آن کشور در امور افغانستان می‌تواند “یک اقدام مثبت” تلقی شود.

    این اظهارات آقای بلینکن یک روز پس از سفر نمایندگان گروه طالبان به چین و دیدار آن‌ها با مقام‌های آن کشور بیان شده است.

    وزیر خارجه آمریکا که در سفری رسمی به هند رفته است در پاسخ به سوالی درباره مذاکرات صلح افغانستان گفته است:”هیچ کس علاقه‌ای به تصرف نظامی کشور توسط طالبان و احیای امارت اسلامی ندارد.”

    او از طالبان خواسته که به شکل “صلح آمیز” سر میز مذاکره حاضر شوند.

    روز گذشته (۶ اسد) ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان و هیأت همراهش با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار کردند.

    در این دیدار وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان نیز در اعلامیه‌ای گفت چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته است. در این اعلامیه همچنین آمده است که افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    یک سخنگوی طالبان در توییتی نوشته است طرف چین در این دیدار “به تعهد خود برای ادامه کمک به افغان‌ها تاکید کرده است و گفته است آنها در مسائل افغانستان دخالت نخواهند کرد اما به حل مشکلات و برقراری صلح در این کشور کمک خواهند کرد.”

    وزارت امور خارجه چین در اعلامیه‌ای گفته است این کشور سیاست “عدم دخالت” در امور داخلی افغانستان را در پیش خواهد گرفت.

    در این اعلامیه آمده است:”خروج عجولانه نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان در واقع نشان‌دهنده ناکامی سیاست آمریکا در قبال افغانستان است و مردم افغانستان اکنون فرصت مهمی برای ثبات و توسعه کشور خود دارند.”

    گروه در ماه‌های گذشته با تصرف بخش‌هایی از ولایت بدخشان که مرزی باریک با چین دارد، خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند و سفر اخیر نمایندگان طالبان به چین نشان می‌دهد این گروه در حال شناخته شدن به عنوان یک نیروی مهم سیاسی در صحنه بین المللی است.

  • غنی: اگر طالبان به قضاوت شمشیر باور دارند جوابشان را با شمشیر می دهیم

    غنی: اگر طالبان به قضاوت شمشیر باور دارند جوابشان را با شمشیر می دهیم

    به دنبال تشدید جنگ در افغانستان و عدم تمایل طالبان به گفتگوهای جدی، رئیس جمهور غنی گفت هرگز تسلیم برنامه‌هایی که کشور را ویران می‌کنند، نخواهد شد.

    غنی روز پنجشنبه در مراسمی ‌به مناسبت روز پرچم ملی گفت: “ما گزارش‌هایی در مورد ویرانی افغانستان دیده‌ایم، گزارش‌هایی که از خارج و توسط شبکه‌هایی که می‌خواهند افغانستان را به میدان جنگ تبدیل کنند، تهیه شده است.”

    به گفته وی، اگر طالبان به قضاوت با شمشیر باور داشته باشند، نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان آماده پاسخگویی با شمشیر هستند؛ اما استفاده از زور موثر نیست و راه حل اساسی ادامه گفتگو و رسیدن به یک توافق سیاسی است.

    رئیس جمهور گفت: “با رسیدن به صلح، تمام درد مردم افغانستان التیام خواهد یافت.”

    غنی اظهار داشت مردم افغانستان خواهان یک دولت قدرتمند هستند؛ دولتی که بتواند نماینده آنها در یک چارچوب قانونی باشد، نه دولتی که با زور به دست آمده است.

    رئیس جمهور در بخشی دیگر از سخنان خود تأکید کرد پرچم افغانستان سمبل غرور چندین هزار ساله مردم این کشور و نمونه بارز عزم و اراده ملی است. حکومت افغانستان روز پنجشنبه (۲۹ جولای ۲۰۲۱) را به عنوان روز پرچم ملی اعلام کرده است و در سال‌های اخیر، طی این روز پرچم افغانستان در سراسر کشور به اهتزاز درآمده است.

    این در حالی است که هیئت طالبان با وزیر خارجه چین ملاقات کرده‌اند. ملا غنی برادر، معاون رهبر طالبان، در راس یک هیات به چین سفر کرده، با وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد. به گزارش رویترز، وزیر امور خارجه چین به هیئت طالبان گفت که انتظار می‌رود این گروه “نقش مهمی ‌در روند آشتی و بازسازی صلح آمیز افغانستان داشته باشد”. وزیر خارجه چین همچنین اظهار امیدواری کرد که طالبان بتوانند “جنبش اسلامی‌ ترکستان شرقی” را که از سوی چین تهدیدی برای امنیت ملی محسوب می‌شود، سرکوب کنند.

    از سوی دیگر، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده در سفر به هند از ادامه حملات طالبان ابراز نگرانی کرده، از طالبان خواست که جلوی خشونت‌ها را بگیرند و به میز مذاکره برگردند. وی گفت: ایالات متحده با یک سفارت قوی و برنامه‌هایی برای حمایت از زنان و دختران به توسعه اقتصادی، بشردوستانه و پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهد داد. بلینکن از طالبان خواسته است خشونت را متوقف کرده و به میز مذاکره برگردند. به گفته وی، تنها راه حل مشکلات افغانستان سر میز مذاکره حاصل می‌شود، نه در میدان جنگ.

    در خبرهای دیگر آمده است که حدود یک هفته از برقراری قانون منع رفت و آمد شانه در ۳۱ ولایت می‌گذرد. وزارت داخله با اعلام تصمیم دولت، گفت که مقررات منع رفت و آمد در تمام ولایات به استثنای کابل، پنجشیر و ننگرهار از ساعت ۱۰:۰۰ تا ۴:۰۰ صبح برقرار است. گفته می‌شود هدف این طرح جلوگیری از نفوذ طالبان به شهرها و حملات احتمالی این گروه است.

    همزمان با آغاز رسمی این ‌روند، پلیس بامیان نیز مردم را از گشت و گذار در شهر در طول شام منع کرده است. شماری از باشندگان ولایت بامیان با تصمیم دولت مخالفت کرده و خواستار لغو آن شده‌اند. والی بامیان می‌گوید که وضعیت امنیتی در این ولایت عادی است و هیچ نگرانی وجود ندارد.

  • عبدالله: طالبان از  راه نظامی نمی توانند به قدرت برسند

    عبدالله: طالبان از راه نظامی نمی توانند به قدرت برسند

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی می‌گوید، اگر طالبان به راه حل نظامی باور داشته باشند، روند جاری صلح به نتیجه نخواهد رسید.

    آقای عبدالله امروز (چهارشنبه، ششم اسد) در نشست بورد نظارت و انسجام در ارگ ریاست‌جمهوری تصریح کرد تلاش برای دست‌یابی قدرت از راه نظامی به ادامۀ جنگ در کشور می‌انجامد.

    آقای عبدالله افزود اگر طالبان فکر می‌کنند پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان با استفاده از راه نظامی بر کشور مسلط خواهند شد، در اشتباه هستند. به گفتۀ او، ادامۀ گفت‌وگوهای صلح که امروزه به اولویت شهروندان کشور بدل شده است، یگانه راه حل برای ختم جنگ در کشور است و می‌تواند افغانستان را به صلح برساند.

    آقای عبدالله با اشاره به ادامۀ گفت‌وگوهای صلح در دوحه خاطرنشان ساخت این تلاش‌ها با گذشت ده ماه نتیجۀ قابل قبول نداشته است.

    به گفتۀ رییس شورای عالی مصالحۀ ملی، طالبان باید همۀ مسایل را در میز گفت‌وگوهای صلح مطرح کنند و خود را با جدیت کامل برای یک توافق سیاسی آماده بسازند.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که سه هفته پیش آقای عبدالله با ملاعبدالغنی برادر، معاون سیاسی طالبان در دوحه دیدار کرد. این دیدار اما به روند صلح کشور هیچ کمکی نکرده است.

  • عمران خان: با خروج نیروهای خارجی از افغانستان سخت است طالبان تن به سازش دهند

    عمران خان: با خروج نیروهای خارجی از افغانستان سخت است طالبان تن به سازش دهند

    خان در گفتگو با شبکه «پی‌بی‌اس» امریکا که سه شنبه شب پخش شد، گفت: «من فکر می‌کنم ایالات متحده واقعاً وضعیت را در افغانستان بهم ریخته است.»

    نخست وزیر پاکستان گفته است امریکا بسیار دیر متوجه شد بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد.

    او افزود: « افرادی مانند من که مدام می‌گفتیم که هیچ راه حل نظامی وجود ندارد ضد آمریکایی خوانده شدیم. من طالب خان خوانده شدم».

    عمرخان گفت ایالات متحده زمانی متوجه شده که هیچ راه حل نظامی در افغانستان وجود ندارد که به گفته او «قدرت چانه‌زنی امریکایی‌ها یا ناتو از بین رفته است».

    نخست وزیر پاکستان علاوه کرد ایالات متحده باید خیلی زودتر، زمانی که حدود ۱۵۰،۰۰۰ سرباز ناتو در افغانستان حضور داشت، تصمیم به توافق سیاسی می گرفت.

    وی گفت هنگامی که امریکا تاریخ خروج نیروهای خود از افغانستان را اعلام کرد، طالبان فکر کردند که آنها پیروز شده‌اند. به باور خان، اکنون سخت است طالبان تن به سازش دهند.

    مقام‌های حکومت افغانستان نیز می‌گویند، طالبان نیت و اراده برای صلح ندارند، بلکه به دنبال قدرت مطلق هستند.

    عمران خان در ادامه در پاسخ به پرسشی که آیا فکر می‌کند تجدید حیات طالبان برای افغانستان پیشرفت مثبتی باشد، گفته است «تنها نتیجه خوب می‌تواند یک توافق سیاسی باشد که شامل همه چیز باشد».

    وی افزود: «بدیهی است که طالبان بخشی از دولت آینده افغانستان خواهند بود.»

    عمران خان در مورد بروز جنگ داخلی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است: «از نظر پاکستان، این بدترین «سناریو است زیرا پس از آن … با دو سناریو روبرو هستیم ، یکی از آن مشکل پناهندگان است.»

    او تصریح کرده که «در حال حاضر، پاکستان میزبان بیش از سه میلیون مهاجر افغان است که یک جنگ داخلی طولانی مدت تعداد بیشتری پناهنده به بار می‌آورد، و وضعیت اقتصادی ما به گونه‌ای نیست که بتوانیم هجوم دیگری داشته باشیم. »

    نخست وزیر پاکستان همچنین اتهام علیه این کشور مبنی بر حمایت از طالبان را ناعادلانه خوانده است.

  • داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد

    داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد

    سرگئی شویگو گفت: تروریست‌های عضو داعش از لیبی، سوریه و دیگر کشورهای جهان درحال ورود به خاک افغانستان هستند. این درحالی است که نیروهای نظامی آمریکا تا چند هفته دیگر خاک افغانستان را به طور کامل تخلیه خواهند کرد و این کشور اکنون صحنه درگیری نیروهای دولتی با طالبان است.

    شویگو تاکید کرد روسیه با همسایه افغانستان- تاجیکستان- برای اطمینان یافتن از وضعیت امنیتی در مرز دو کشور همکاری خواهد کرد.

    پیشتر اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری گفته بود که افغانستان با هجوم تروریزم بین‌المللی مواجه است.

    همچنین چندی پیش، شورای امنیت سازمان ملل گفته بود داعش در حال تقویت در ولایات اطراف کابل هستند.

    در همین حال به تازگی نمایندگی سازمان ملل در افغانستان موسوم به یوناما در گزارشی گفته است که حملات عمدی فرقه‌گرایانه علیه شیعیان هزاره که عامل آن داعش است، از سرگرفته شده است.

    به گفته یوناما، این حملات شامل یک رشته حملات توسط مواد تعبیه‌شده انفجاری و حملات راکتی است. از جمله، حداقل تنها استفاده از هشت مورد مواد تعبیه‌شده انفجاری در ماه می و جون است که بس‌ها یا وسایل نقلیه مشابه حامل اعضای جامعه هزاره را هدف قرار داده‌است.

    این نهاد، در مجموع، بین ۱ جنوری و ۳۰ جون ۲۰۲۱، یوناما ۲۰ حادثه را که مردم شیعه را هدف قرار داده است و منجر به تلفات ۵۰۰ فرد ملکی (۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی) شده را ثبت کرده‌است.

    به گفته این نهاد، تقریباً مسئولیت همه حملات علیه هزاره‌ها را شاخه خراسان داعش به عهده گرفته‌است.

  • هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر می‌گوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.

    محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سه‌شنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.

    او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.

    به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفت‌وگو شده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.

    او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه می‌دهد. همین‌طور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند.

    این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملات‌شان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش داده‌اند. جنگ‌جویان گروه طالبان در جریان ماه‌های اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

  • طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    افزایش حمله‌های طالبان در کشور، باعث شده است بیش‌تر بندرهای افغانستان به دست این گروه بیفتد و راه‌های مواصلاتی مرکز از سوی این گروه بسته شود. به همین دلیل، بهای مواد اولیه در شهرهای افغانستان به ویژه در کابل سیر صعودی به خود گرفته است و این مهم، بسیاری از شهروندان کشور را نگران کرده است.

    پس از افزایش حمله‌های طالبان و بالارفتن نرخ مواد اولیه در شهر کابل، قیمت تیل نیز به ۶۳ افغانی رسیده. بالارفتن قیمت نفت در کابل و ولایت‌ها، نشان می‌دهد که ساختار نظامی گروه طالبان سنتی و فرسایشی است و از این طریق، دولت افغانستان را وادار به تمکین می‌کند.

    بیش‌تر و یا کم‌تر از دو ماه می‌شود که طالبان حملات سنگین خویش را به روستاها و ولسوالی‌های افغانستان آغاز کرده، پیش از آن ‌که حمله‌های شان جدی شود، هر روزه پایه‌های برق را توسط گروه‎‌های تحت فرمان شان منهدم می‌کردند که بدون شک با درنظرداشت ماشین جنگی طالبان و روش سنتی جنگ این گروه، بیش‌تر از هرچیز دیگر حمله بر روان شهروندان، مقدم است؛ بالارفتن نرخ مواد اولیه و قمیت تیل، ظرفیت آن را دارد که دولت افغانستان را زیر فشار بیاورد و بتواند خواسته‌های طالبان را در گفت‌وگوهای صلح اعمال و طالبان در در منزلت برتر ببرد.

    به نوشته صبح کابل نوعیت ساختار ذهنی طالبان و ایدیولوژی افراطی این گروه، باعث شده است که در درگیرهای شان با نیروهای امنیتی افغانستان، متوسل به جنگ روبه‌رو شوند و هیولا‌وار هجوم بیاورند؛ حقوق ‌بشردوستانه را که مربوط به غیرنظامیان در هنگام جنگ می‌شود در نظر نگیرند و به کوچ اجباری، قتل عام آن‌ها بپردازند و حتا از غیرنظامیان در مقابل نیروهای امنیتی سپر انسانی بسازند. طالبان با نوعیت جنگ متقارن، بیش‌تر از نیرو‌های نظامی شهروندان کشور را نشانه می‌روند تا به پیروزی در میدان نبرد دست یابند و این همان روشی است که در جنگ‌های کلاسیک، در نظر گرفته می‌شد.

    نبردهای کلاسیک در گذشته بر اساس عوامل مادی و معنوی، به پیش می‌رفت، در جنگ‌های کلاسیک معمولا طرفی به پیروزی دست می‌یافت که شناخت نسبی از دشمن می‌داشت و انگیزه‌ی بیش‌تر برای نبرد داشت. در جنگ‌های کلاسیک، زمانی که طرف حمله‌کننده نمی‌توانست قلعه‌ای را فتح کند، به محاصره‌ی آن می‌پرداخت و جنگ فرسایشی را شروع می‌کردند و با این روش، قلعه را به تسلیم وا می‌داشت. این روش جنگ بیش‌تر بر روان انسان‌های داخل قلعه تأثیر می‌گذاشت و قدرت داخل قلعه را مجبور می‌کرد که تن به تسلیمی دهد.

    منهدم‌کردن پایه‌های برق، حمله بر بنادر افغانستان، بستن راه‌های موصلاتی مرکز، صدمه‌زدن به زیربناهای اقتصادی، تجاوز بر زنان، روشی است که با پیروی از روش نبرد کلاسیک توسط دشمنان افغانستان به پیش برده می‌شود. دشمنان افغانستان در نخست می‌خواهند صدمه بر روان شهروندان افغانستان وارد کنند تا مردم را علیه دولت مردم‌سالار بشورانند و سپس به خواسته‌های خود دست یابند.

    نیاز است تا دولت افغانستان پالیسی جنگی طالبان را بررسی و از حالت دفاعی بیرون شود؛ در نخست تمام نقاطی را بررسی کند که طالبان از طریق آن بر روان شهروندان حمله‌ور شده اند. دولت افغانستان مقدم‌تر از هر عملی دیگر، باید روی بنادر تمرکز کند تا طالبان نتوانند از طریق بنادر کشور، کنترل بر مواد اولیه داشته باشند. اگر طالبان بتوانند از شهروندان افغانستان نان را بگیرند، به راحتی می‌توانند پایه‌های حکومت افغانستان را سست کنند و توسط خود همین مردم، حکومت را به هم بریزند. اگر فرض بر آن بگیریم که افغانستان یک قلعه باشد و طالبان دورادور این قلعه را محاصره کرده باشند، بسیار به صورت طبیعی، دولت به هم می‌ریزد. هوشیاری نیروهای امنیتی و تغییر در پالیسی نظامی دولت در این زمینه، می‌تواند افغانستان را از محاصره‌ی کلاسیک طالبان بیرون کند. در غیر این صورت، منتظر فاجعه‌ا‌ی بسیار بزرگ در داخل کشور باشیم که با ۶۳افغانی‌شدن تیل در داخل کابل آغاز شده است.

  • اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    به راستی «صلح» چگونه به دست می‌آید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیس‌جمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفته‌اند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسی‌تر دیگری که این‌همه، فرعی بر آن‌ اصول اساسی تلقی می گردد؟

    ماه‌ها است که نمایندگان دو طرف منازعه با هم بحث می‌کنند؛ اما تا هنوز، حتی فهم مشترک از مسئله اصلی به دست نیاورده‌اند. یا عامدانه بر مسئله اصلی چشم بسته‌اند. این چشم بستن بر مسئله اصلی را در اظهارات سهیل شاهین، از سخنگویان پیشین و عضو کنونی هیأت طالبان بیشتر می‌توان درک کرد. شاهین در گفتگویی با آسوشیتیدپرس، کنار رفتن رئیس جمهور غنی و ایجاد یک دولت توافقی جدید را چونان اصل مسئله صلح مطرح کرده است. درحالی‌که، کنار رفتن آقای غنی و ایجاد دولت توافقی جدید، حد اکثر می‌تواند برایند توافق بر سر مسائل بنیادین باشد؛ نه اصل مسئله.

    اصل مسئله چیست؟ تا آنجا که نگارنده درک می‌کند، اصل مسئله به سرچشمه‌های فکری و گفتمانی دو طرف، در سه مبحث بنیادین برمی‌گردد: ۱- در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ ۲- در مورد منبع و ماهیت قانون و ۳- در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند. بنابراین، دستیابی به صلح، مستلزم توافق بر سر اختلافات بنیادین، در سه حوزه یادشده است. نمی‌توان به صلح رسید؛ مگر اینکه مقدم بر همه چیز، اختلافات بنیادین در این سه حوزه سیاسی مهم، به صورت دقیق و روشن حل گردد.

    اسدالله سعادتی در مطلبی ارسالی به بی بی سی تاکید کرده در مبحث حاکمیت، پرسش اصلی این است که حق حاکمیت از آن کیست؟ تردیدی وجود ندارد که «حق حاکمیت»، از «حکومت» و «حاکمیت» متمایز و مجزا است و همواره چونان عنصر مجرد بر فراز شکل‌های تحقق حکومت و حاکمیت قرار دارد. «حاکمیت» به مفهوم ادعای داشتن اقتدار سیاسی نهایی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. اقتداری که در رابطه با اتخاذ و اجرای تصمیمات سیاسی، در عرصه داخلی و بین المللی، حرف آخر را می زند و تابع هیچ قدرت برتر نیست. حالا این حق از آن کیست؟ در دولت-ملت‌های جدید، این حق از آن ملت است. یعنی ملت‌ها حق دارند که در اداره زندگی سیاسی خود، مستقلانه و آزادانه تصمیم بگیرند و این تصمامیم را مستقلانه و بدون اینکه با ممانعت قدرت فرادست دیگر برخورد کند، به منصه اجرا بگذارند. این حق تصمیم‌گیری یا حق حاکمیت در دو بخش، یا در دو قالب مجزا نمود عینی پیدا می‌کند. اول در قالب حکومت یا نظام سیاسی؛ و دوم در قالب سرکرده یا شخص حاکم.

    در دنیای جدید، نظام سیاسی یا حکومت، اصولاً می‌تواند به انواع و اشکال مختلفی پدیدار گردد؛ اما تصمیم‌گیری در مورد انتخاب نوع و شکل آن -که فی‌المثل ریاستی باشد، یا پارلمانی؟ متمرکز باشد یا غیر متمرکز؟ بسیط باشد یا فدرال؟- در صلاحیت مرجعی است که حق حاکمیت از آن اوست. به همین ترتیب، شخصی که متولی اعمال حاکمیت، در رأس دولت یا حکومت قرار می‌گیرد نیز، در یک فرایند شفاف و آزاد و رقابتی توسط مرجعی انتخاب می‌شود که حق حاکمیت را به او متعلق می‌دانیم. براساس اعتقاد ما این مرجع فرادستی که حق انحصاری حاکمیت به آن تعلق دارد، ملت افغانستان است. این ملت افغانستان است که در مورد شکل و نوع حکومت و در مورد اینکه چه کسی و با چه شرایطی می‌تواند به نمایندگی از آن‌ها به اعمال حاکمیت بپردازد، تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند.

    دشواری کار این است که به باور طالبان، حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست. ملت نمی‌تواند در مورد نوع و شکل و محتوای نظام سیاسی تصمیم نهایی را اتخاذ کند. به همین ترتیب، در مورد اینکه چه کس، یا کسانی در رأس حکومت قرار گیرد نیز، تا هنوز طالبان به ملت حق انتخاب قائل نشده است. آن‌ها در هردو مورد نسخه از پیش تعیین شده دارند. افزون برآن، شخص حاکم از نظر طالبان، تام الاختیار، جامع القوا، غیر مسئول و نقدناپذیر است و به جز حالات استثنایی، مادام‌العمر در قدرت باقی می‌ماند.

    در مبحث قانون، مسئله این است که قانون بیان اراده کیست؟ به باور ما، قانون نیز بیان اراده همان مرجعی فرادستی است که حق حاکمیت سیاسی را در اختیار و انحصار خود دارد؛ و آن مرجع، مردم است. مردمی که حق و توانایی اداره زندگی سیاسی خویش را دارند و از طریق نمایندگان مشروع و منتخب خویش به وضع و تصویب قانون اقدام می‌کنند؛ و بدینسان زندگی سیاسی و اجتماعی خویش را سامان می‌بخشند.

    در مبحث قانون نیز اختلاف اساسی دقیقا از نقطه‌ای آغاز می‌شود که طالبان، قانون را نه بیان اراده مردم؛ بلکه بیان اراده شخص حاکم می‌دانند. حاکمی که نه در فرایند احراز قدرت وامدار مردم است و در فرایند اعمال قدرت خود را در برابر مردم مسئول و پاسخگو می‌داند.

    تعلق داشتن حق حاکمیت به مردم، در حوزه قانون‌گذاری به این معنا است که اگر در امر قانون‌گذاری بین نظر شخص حاکم -باوجودی که منتخب مردم است- و مرجع قانون‌گذار، اختلاف نظری به میان آمد، نظر قانون‌گذاران رجحان دارد. چرا؟ برای اینکه از جانب مردم به مثابه مرجعی که حق حاکمیت به آن تعلق دارد، بین شخص حاکم و مرجع قانون‌گذار، تقسیم کار صورت گرفته و حرف آخر را در مورد قانون‌، قانون‌گذاران می‌زنند. این در حالی است که در نظام مورد نظر طالبان حرف آخر را در همه عرصه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی شخص حاکم می‌زند.

    در مبحث شهروندی مسئله این است که شهروند کیست؟ گستره کارکرد و فعالیتش کجا است؟ و از چه حقوقی برخوردار است؟ به نظر می‌رسد در منظومه فکری طالبان شهروند با تمام عرض و طول و حقوق وکارکرد و فعالیت خود غایب است. در نظام مورد نظر طالبان، نه انتخاب حاکم و انتخاب نوع و شکل نظام سیاسی از صلاحیت‌های شهروند است؛ نه نقد و نظارت بر حاکم حق شهروند است؛ و نه تأثیرگذاری شهروند بر سیاست‌ها و کارکردهای دولت عملاً فراهم می‌گردد.

    البته مفهوم شهروند، در مسیر رسیدن تا این‌جا، تحولات عظیمی را از سر گذرانده است. قرن‌های متمادی، حتی در غرب «شهروند فرد» نداشتیم. منظور از «شهروند فرد» این است که همه افراد یک جامعه اعم از زن و مرد و عالم و عامی و اشراف و کارگر و فرادست و فرودست، بتوانند به صورت برابر و بدون تبعیض، در امور سیاسی کشور خود سهیم باشند و آن حق حاکمیت را مطابق قوانین و قواعدی که بیان اراده خود شان است؛ بدون موانع اعمال کنند.

    «شهروند فرد» را در مبحث کیستی شهروند، به ترتیب تاریخ، در مقابل «شهروند تبار و نسب؛» در مقابل «شهروند دین و مذهب و کلیسا؛» در مقابل «شهروند مالک؛» و بالاخره در مقابل «شهروند مرد،» استفاده می‌کنیم. وقتی تاریخ تحول کیستی شهروند را در غرب مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که در گذشته‌ها، همه افراد بالغ بشر، شهروند نبودند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که شهروند کیست؟ مدت‌های زیادی گفته می‌شد که فقط اسقف‌ها، کشیشان، اشراف و نجیب زادگان، شهروند اند. یعنی تنها این طبقه از مردم حق دخالت در امور سیاسی را داشتند. انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۸۹ تحولی در مفهوم شهروند به وجود آورد و همه مردانی را که مالک زمین بودند، فارغ از نسب و جایگاه دینی-مذهبی شان به درجه شهروندی -شهروند فعال- ارتقا داد؛ و بدینسان «شهروند مالک» پدید آمد.

    تحول دوم در مبحث کیستی شهروند، با انقلاب دوم فرانسه در سال ۱۸۴۸ نمایان گردید. به این معنی که بعد از انقلاب، به همه مردان، قطع نظر از جایگاه اجتماعی و دینی شان؛ و قطع نظر از دارایی و مالکیت شان، حق رأی داه شد؛ و «شهروند مالک» جایش را به «شهروند مرد» خالی کرد. زنان، تا آن زمان شهروند به حساب نمی‌رفتند. سرانجام، با آغاز قرن بیست، زنان نیز به حیث شهروند، از حقوق برابر با مردان برخوردار گردیدند؛ و بدینسان، «شهروند فرد»، جانشین «شهروند مرد» شد. اکنون و در زمانه ما، همه انسان‌های بالغ، اعم از زن و مرد، عالم و عامی و مالک و بی‌زمین، قطع نظر از جنسیت و عقیده و جایگاه دینی-اجتماعی شان شهروند به حساب می‌روند و فعالانه در امور سیاسی کشور شان دخالت دارند.

    گستره حقوق و کارکرد و فعالیت شهروند امروز نیز، با شهروند دیروز قابل مقایسه نیست. حق آزادی بیان، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق تشکیل حزب سیاسی، حق نقد و اعتراض، حق تظاهرات و تجمعات و مارش‌های خیابانی، حق آزادی مذهب و عقیده، حق مسکن و محرمیت مکاتبات، حق دادرسی منصفانه، حق آموزش به زبان مادری و حقوق بسیار دیگری که در این‌جا مجال ذکر شان نیست، در زمره حقوق شهروندی قرار گرفته است که با گذشته‌ها تفاوت اساسی دارد. به لحاظ گستره کارکرد و فعالیت نیز، اگر شهروند دیروز، به اشکال مستقیم یا غیر مستقم در تعیین حاکم سهم می‌گرفت و یا حداکثر به کار صندوق رأی می‌آمد، شهروند امروز، با استفاده از حقوقی که در بالا اشاره شد، از طریق نقدها و دادخواهی‌ها و اعتراض‌ها و مارش‌های خیابانی، سیاست حکومت‌ها را کاملا به نفع عدالت، آزادی، تأمین امنیت، رفع تبعیض و ارائه خدمات رفاهی سمت-و-سو می‌دهد. مشکل طالبان اما این است که در منظومه فکری آن‌ها، نه کیستی شهروند روشن است؛ نه از گستره کارکرد و فعالیت و تأثیرگذاری‌های شهروند، حرفی در میان است؛ و نه از حقوق شهروندی -آنگونه که در دولت-ملت‌های مدرن بحث می‌شود- چیزی وجود دارد. آنچه تا اکنون می‌دانیم، در نظام مورد نظر طالبان، صندوق رأیی درکار نیست؛ مجال نقدی وجود ندارد؛ و به اعتراض و مارش‌های خیابانی نیز، مجالی داده نخواهد شد.

    از اتفاقاتی که توسط جنگ‌جویان طالبان در مناطق تحت کنترل شان رخ می‌دهد می‌گذریم. و الا اتفاقاتی که در اسپین بولدک رخ داد؛ اتفاقاتی که در مالستان رخداد و اتفاقاتی که در حواشی شهر غزنی و مناطق دیگر رخداد نشان می‌دهد که در نزد طالبان تا هنوز اساسی ترین حق انسانی و شهروندی که همان حق حیات و حق مصونیت مسکن است، رعایت نمی‌شود. در اسپین بولدک و مالستان غیر نظامیان را تیر باران کردند و حریم خانه‌ها را شکستند. در حواشی شهر غزنی نیز با شکستن حق مصونیت مسکن، در خانه‌های مردم سنگر گرفتند و عملاً از منازل فوقانی خانه‌ها به مثابه سنگر و محل بود-و-باش جنگ‌جویان شان استفاده کردند/می‌کنند.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر بپذیریم که در نظام فکری طالبان، نوعی از مفهوم شهروند وجود دارد؛ آن شهروند، شهروند دستگاه مدرسه و مذهب است؛ آنهم با قرائت سخت‌گیرانه خودشان. هدف از شهروند مدرسه و مذهب این است که به باور طالبان تنها عده معدودی از مردانی که در مدارس دینی درس خوانده اند، از طریق بیعت می‌توانند در تعیین حاکم نقش بازی کنند. با این توضیح که این نقش، نه از آن جهت است که حق حاکمیت از “آنِ” بیعت کنندگان دانسته شود و آنان از طریق بیعت این حق را به نماینده شان منتقل کنند؛ بلکه از آن جهت است که بیعت کنندگان، از طریق بیعت، تکلیف خویش را در قبال حاکم به انجام می‌رسانند.

    با توجه به آنچه گفته شد، صلح پایدار قبل از همه در گرو توافق بر سر این موضوعات بنیادین است. بعد از اینکه دو طرف در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ در مورد منبع و ماهیت قانون؛ و در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند و چگونگی انعکاس آن در قانون اساسی به توافق رسیدند، فرصت طرح مسائل فرعی‌تر و مجال توافق بر سر آن‌ها فراهم می‌گردد. توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؛ توافق در جهت ایجاد دولت توافقی جدید؛ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؛ توافق بر سر تعدیلات قانون اساسی، در روشنایی توافقات به وجود آمده در سه حوزه یاد شده؛ توافق بر سر زمینه‌سازی تخنیکی و حقوقی یک انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری؛ و توافق بر سر چگونگی خلع سلاح نیروهای مسلح طالبان و ده‌ها مورد دیگر، فرعی بر آن سه اصل اساسی است و بعضاً به مثابه نتیجه و برایند صلح مطرح است.

  • در شرایط کنونی، راه حل نظامی می تواند مفید باشد

    در شرایط کنونی، راه حل نظامی می تواند مفید باشد

    وضعیت امروز افغانستان و شکست نظامی دولت در برابر گروه طالبان، بر هیچ کسی پوشیده نیست؛ شکستی که از سوی دولت عقب‌نشینی تکتیکی عنوان شده و در نهایت به راز اطلاعاتی بدل شده است؛ در حالی که کنترول نزدیک به ۲۰۰ ولسوالی از دست دولت بیرون شده و بیش‌تر این ولسوالی‌ها، بدون درگیری به جنگ‌جویان طالبان تسلیم داده شده و یا هم شماری از نیروهای امنیتی ولسوالی، با همه‌ی ابزارهای جنگ دست‌داشته‌ی شان به گروه طالبان تسلیم شده و در مواردی هم به کشورهای همسایه عقب‌نشینی کرده اند. این شکست نظامی با هیچ بهانه‌ای پذیرفتنی نیست؛ زیرا دولت با توجه به امکانات نظامی و در دست‌داشتن نیروهای هوایی و ارتش آموزش‌دیده‌، بدون شک می‌توانست حضور طالبان را به چند ولسوالی دوردست کشور محصور کند.

    این همه، ناکارگی نظامی دولت و نادیده‌گرفتن حقوق شهروندان، باعث شد که شک‌وتردیدهایی نسبت به دولت در میان شهروندان شکل بگیرد؛ این که دولت به عمد ولسوالی‌ها را به طالبان تسلیم داده است؛ چیزی که وزیر خارجه‌ی کشور –حنیف اتمر-، در نشستی با کشورهای منطقه در کابل -۱۵ سرطان- به آن اعتراف کرد. این تسلیمی دولت به طالبان، در کنار این که طالبان را در مؤقف برتر در گفت‌وگوهای صلح قرار داد، امیدهایی را به ناامیدی بدل کرده و در شرایطی که امریکا و ناتو به تبعیت از آن، خواستند افغانستان را ترک کنند، حال و آینده‌ی شهروندان را درگیر ابهام کرده و به لبه‌ی پرتگاه کشانده و شمار زیادی را به درون پرتگاه هل داده و ناچار شان کرد که دوباره ستم‌های ناانسانی و ضدحقوق‌بشری طالبان را تجربه کنند.

    به اساس گزارش‌های رسمی و غیررسمی، طالبان در ولسوالی‌هایی که تصرف کرده اند، غیرنظامیان را به رگ‌بار بسته، کشت‌زارهای شان را آتش زده و قصد به بردگی جنسی گرفتن زنان را داشته اند. همین‌ گونه، در همه ولسوالی‌هایی که اکنون در تصرف طالبان است، زنان بخش زیادی از حقوق طبیعی و حقوق اجتماعی شان را از دست داده و طالبان آن‌ها را مجبور کرده است که بدون محرم شرعی از خانه بیرون نشوند و حق کار در بیرون از خانه را نیز از آن‌ها گرفته است. در این ولسوالی‌ها، رسانه‌های آزادی از فعالیت مانده اند، خدمت‌رسانی عمومی به شهروندان تعطیل است.

    به اساس گزارش یوناما، در شش ماه نخست سال روان، خشونت‌ها در مقایسه با سال گذشته، ۴۷ درصد افزایش یافته که در نتیجه‌ی این خشونت‌ها، ۵ هزار ۱۵۳ شهروند ملکی کشته و زخمی شده. از سویی هم، در نتیجه‌ی خشونت طالبان در ولسوالی‌ها، صدها هزار خانواده نیز به مهاجرت درون‌مرزی مجبور شده اند.

    در چنین شرایطی، معضل کنونی افغانستان، در قدم نخست راه حل نظامی می‌طلبد؛ این که دولت باید بکوشد با برنامه‌ریزی دقیق برای بازپس‌گیری ولسوالی‌ها تلاش کند و از سویی هم با پوشش‌دادن جنایت‌های جنگی این گروه و رسانه‌ای‌کردن، حمایت جامعه‌ی جهانی و امریکا را در بخش نظامی و غیرنظامی برای مبارزه با طالبان، با خود داشته باشد.

    در وضعیتی که طالبان بیش‌تر از ۲۰۰ ولسوالی افغانستان را در تصرف دارند، القاعده در ۱۵ ولایت افغانستان فعالیت دارد و داعش نیز خود را به ولایت‌های اطراف کابل نزدیک کرده، دولت افغانستان باید بکوشد که حمایت بیش‌تر نظامی امریکا را با خود داشته باشد؛ زیرا امریکا به هدفی که حالا نابودی القاعده در افغانستان بوده نیز نرسیده است. با توجه به وضعیتی که امریکا در آن قرار گرفته و وضعیت جنگی کشور، ادامه‌ی حمایت نظامی امریکا از نیروهای ارتش به ویژه در بخش حمله‌های هوایی بر پاس‌گاه و پایگاه‌های طالبان، داعش و القاعده، باید ادامه پیدا کند؛ در حالی که وخیم‌بودن وضعیت در کشور، باعث شده، فرماندهی کل نیروهای ناتو در افغانستان نیز بر ادامه‌ی هم‌کاری نظامی از دولت افغانستان در برابر طالبان، آمادگی نشان بدهد، رسیدن به این هدف با دیپلماسی فعال ممکن است.

    جنرال فرانک کنت مکنزی، فرمانده‌ی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، روز یک‌شنبه -۳ سرطان- به خبرنگاران گفته است که حمله‌های هوایی امریکا برای پشتیبانی از نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان در چند روز گذشته افزایش یافته و در صورت ادامه‌ی حمله‌های طالبان، سطح این پشتیبانی نیز افزایش می‌یابد و در ضمن، او، پیروزی طالبان را نیز ناممکن خوانده است. «نیروهای هوایی امریکا، این توانایی را نگه خواهند داشت تا حمله‌های هوایی را در افغانستان علیه داعش و القاعده انجام دهند.»

    اکنون بر دولت افغانستان است که از این اعلام آمادگی امریکا برای هم‌کاری نظامی، بیش‌ترین بهره را گرفته و در گام دوم، با مستندسازی جنایت‌های جنگی طالبان در ولسوالی‌هایی که تازه تصرف کرده اند، صلح ناپذیری این گروه را برای جهانیان ثابت کرده و افکار عمومی جهان را علیه این گروه بسیج کند و در سوی دیگر، دولت باید از سلیقه‌گرایی و نگاه قوم‌محور به قدرت دست کشیده و از همه نیروهای سازنده مربوط به هر قوم، برای مبارزه با وضعیت موجود و آوردن تغییر، استفاده کند؛ تا ‌این گونه بی‌اعتمادی و نارضایتی‌ای که در نتیجه‌ی عمل‌کرد ضعیف و قوم‌محور دولت در میان شهروندان شکل گرفته را نیز رفع کند. در غیر این صورت، کشور به پرتگاهی سقوط خواهد کرد که جوانه‌زدن دوباره‌ی ارزش‌های انسانی در آن، برای همیشه حتا از رویاهای مان محو خواهد شد.

  • یوناما: تلفات غیرنظامیان در شش ماه اول سال جاری میلادی 47 درصد افزایش داشته است

    یوناما: تلفات غیرنظامیان در شش ماه اول سال جاری میلادی 47 درصد افزایش داشته است

    دفتر کمک‌های سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش تازه خود اعلام کرده است از ماه جنوری تا ماه جون سال روان میلادی، تلفات غیرنظامیان ۴۷ درصد افزایش یافته است.

    فیونا فریزر، رییس بخش حقوق بشر یوناما، روز دوشنبه، چهارم اسد، گفت پس از آغاز روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان و شدت گرفتن حملات طالبان ، این نهاد رویدادهای امنیتی را بررسی و تعداد تلفات ناشی از این جنگ را به ثبت رسانده است.

    براساس معلومات یوناما، تنها در شش ماه نخست سال ۲۰۲۱ میلادی، پنج‌هزار ۱۸۳ غیرنظامی در افغانستان کشته و زخمی شده‌اند. از این میان یک هزار و ۶۵۹ تن کشته و سه هزار و ۵۲۴ تن دیگر زخمی شده‌اند.

    این نهاد گفته است که از زمان ثبت تلفات غیرنظامیان، این نخستین بار است که تلفات این طیف جامعه به بالاترین حد خود رسیده است. طبق معلومات یونان میزان تلفات غیرنظامیان در سال جاری ۴۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.

    با این حال، فریزر هشدار داده است که آسیب‌های ناشی از افزایش تلفات غیرنظامیان نگران کننده است و نگرانی بیش‌تر به باور او نزدیک شدن جنگ به مناطق پرجمعیت و شهرهای بزرگ است.

    دفتر کمک‌های سازمان ملل متحد در افغانستان، تعداد فزاینده تلفات افرادی ملکی را به همه جوانب درگیر، طالبان، داعش و نیروهای امنیت ملی کشور نسبت داده است.

    یوناما افزوده است که این شمار از غیرنظامیان طی شش ماه گذشته در نتیجه ماین‌های تعبیه شده، جنگ‌های زمینی، قتل‌های هدف‌مند و حملات هوایی کشته و زخمی شده‌اند.

    به گفته این نهاد، زنان و کودکان نزدیک نیمی از تلفات غیرنظامیان در افغانستان را تشکیل می‌دهند.

    یوناما هم‌چنان از افزایش حملات بر اقلیت‌های مذهبی، به ویژه از سرگیری حملات عمدی فرقه‌ای علیه اقلیت مذهبی مسلمان شیعه، به خصوص جامعه هزاره را را نگران کننده می‌داند.

    با این حال، فریزر تأکید کرد که طالبان و دولت باید به حقوق بشر و کرامت مردم احترام بگذارند و دولت افغانستان نیز برای بازداشت عاملان خشونت و بدرفتاری با مردم در این کشور بیش‌تر کار کند.

  • سه فرضیه در پیشنهاد طالبان مبنی بر کناره گیری اشرف غنی از قدرت

    سه فرضیه در پیشنهاد طالبان مبنی بر کناره گیری اشرف غنی از قدرت

    طالبان به تازگی کناره گیری غنی از قدرت و تشکیل یک دولت قابل قبول برای تمام جناح ها و طرف های افغان را به عنوان پیش شرط صلح و اتش بس اعلام کرده اند.

    داکتر محسن خاوری حکمت در این ارتباط به فرضیه را مطرح کرده است:

    اول: دیدگاه بد بینانه به طالبان؛ که بعد از پیشرط اول به نیروهای خارجی و آمریکایی مبنی بر خروج از افغانستان و پیوستن به صلح که محقَق شد ؛ با حمله گسترده به شهرهای مختلف و تنگ کردن عرصه سیاسی و جغرافیایی بر حکمت و مردم و ایجاد فشار حداکثری ، حال در مرحله دوم پروژه خود را عملیاتی ساخته و خواهان کنار گذاشتن حکومت فعلی و بگونه ای در صدد ایجاد یک خلا سیاسی بعد از خلا نظامی و امتیتی می باشند تا سریعتر و مطمئن تر به اهداف خود دست یابند. البته خیزش های مردمی و مقامت نیز بر این پیشنهاد مسالمت آمیز بی تاثیر نبوده است.

    دوم: دیدگاه بد بینانه به حکومت؛ سران اصلی حکومت با سران طالبان در یک سناریویِ از پیش نوشته شده قدم به قدم پیشرفته و در تلاش برای سلطه کامل و انحصاری قدرت و حکومت آینده هستند و با تسلیم جبهات مختلف و عقب نشینی های تاکتیکی از شهرها و عملکرد صرفاً تدافعی نیروها خواستار القای این تفکر هستند که جهت برقراری صلح دائم راه حلی جز واگذاری حکومت به طالبان نیست.

    سوم: دید خوشبینانه و آرمانی؛ حکومت برای استیفای مجدد مشروعیت اجتماعی و سیاسی و حتی بین المللی جهت حفظ دستاوردهای ۲۰ ساله تلاش میکند و این پیشنهاد طالبان نقطه عطفی در این امر محسوب می شود. که مردم و جوامع بین المللی بین طالبان و حکوت فعلی، نظام جمهوریت را برگزینند و حکومت با رویکردی متفاوت از قبل دست به اقدامات اصلاحی در عرصه های سیاسی، نظامی و ساختار اداری و ….زده و جبهه ای یکپارچه در مقابل طالبان و مخالفین ایجاد می گردد.

  • هند چگونه از کاروان در افغانستان جا ماند

    هند چگونه از کاروان در افغانستان جا ماند

    در تاریخ ۴ اکتوبر ۲۰۱۱، روزی که هند توافق‌نامه مشارکت استراتژیک را با افغانستان امضا کرد، به قندهار سفر کردم. می‌توانستم خوش‌بینی و موفقیت را در میان مقامات افغانستان، سیاسیون، بازرگانان و گروه‌های زنان در این ولایت احساس کنم. امید غالب وجود داشت که هند یک دوست قابل اعتماد و پایدار باشد. هدف توافق‌نامه مشارکت استراتژیک این بود که دستاوردهای دهه گذشته را از طریق سیاست کمک‌های توسعه‌ای نهادینه کند.
    از داستان ربوده شدن هواپیمای IC-814 در دسمبر ۱۹۹۹ و مذاکرات در قندهار برای رهایی هواپیما تا پایان ماموریتش در افغانستان در زمان رژیم طالبان، هند برای احیای حضور خود در این کشور جنگ‌زده پس از ۲۰۰۱، راهی طولانی را طی کرده بود. با این حال، دو دهه بعد، با بسته‌شدن کنسول‌گری و تخلیه کارکنان دیپلماتیک از قندهار به تاریخ ۱۰ جولای، هند مانده است که از دو دهه تعامل خود چه می‌تواند نجات دهد.
    با تصرف ولسوالی پس از ولسوالی توسط طالبان، سقوط کابل قریب‌الوقوع به نظر می‌رسد، مگر این‌که ایالات متحده و جامعه بین‌المللی حماقت تسلیم این کشور را به شورشیان درک کنند. دهلی‌نو با این نااطمینانی مواجه است که چطور می‌تواند با تغییر سریع سناریوها در افغانستان کنار بیاید. پاسخ آن، از حمایت دولت افغانستان گرفته تا پشتیبانی از مذاکرات صلح تا حتی ارتباط با طالبان. به طور حتم طالبان دیگر نیازی به تظاهر به روند صلح برای به دست گرفتن قدرت ندارند. این امر می‌تواند طی چند ماه با استفاده از خشونت شدید و تضعیف روحیه نیروهای امنیتی افغانستان(ANDSF)، محقق شود. کابل تنها می‌تواند امیدوار باشد که با ایجاد پادگان نیروهایش و حفظ کنترول بر برخی از مراکز شهری، و اجازه دادن به شورشیان برای اشغال مناطق وسیعی از کشور، امر اجتناب‌ناپذیر را به تأخیر بیندازد.
    بعید به نظر می‌رسد که رییس جمهور جو بایدن با پیوند دادن روند خروج به شرایط موجود، خروج نظامیان امریکایی را متوقف کند، چه رسد به این‌که تصمیم خود را لغو و نیروهای خارج‌شده را دوباره به این کشور اعزام کند. با توجه به تسلط احتمالی طالبان بر مناطق وسیع، این گروه نیازی به تعامل و ادامه روند صلح دارد؟ حتی اگر این کار را به خاطر توافق‌نامه ۲۰۲۰ فبروری با ایالات متحده انجام دهد، دولت افغانستان اهرمی برای مذاکره از موضع قدرت ندارد. با متلاشی‌شدن مقاومت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، سیاسیون و فرماندهان احتمالاً آخرین جبهه‌ای است که طالبان مجبور به شکستن آن هستند. با این وجود، آن‌ها نیز با حمایت از نیابتی‌های منطقه‌ای به دنبال قدرت و نفوذ هستند.
    این تحولات شبیه به بدترین سناریو برای دهلی‌نو، بازگشت به اواسط دهه ۱۹۹۰، است. مذاکراتی پشت‌پرده ممکن بین مقامات امنیتی هند و اعضای طالبان در دوحه انجام شده باشد، چنانچه وزیر قطری فاش کرد. با این وجود، بعید به نظر می‌رسد که این تلاش‌های دیرهنگام برای برقراری ارتباط با شورشیان، نتیجه‌ای در پی داشته باشد.
    از سویی دیگر، رجوع به دوست دیرینه‌اش در اتحاد شمال، دیگر گزینه‌ای برای دهلی‌نو نیست. اتحاد شمال، نهاد منسجم و نظامی تأثیرگذار، امروز آن انسجام گذشته را ندارد. فرماندهانی که شامل اتحاد شمال هستند، در بهترین حالت می‌توانند امیدوار باشند مناطق اندک زیر نفوذ را با شبه‌نظامیان خود حفظ کنند، زیرا طالبان بیشتر مناطق حومه را تصرف می‌کنند.
    دیپلماسی جدید اس. جی‌شنکر وزیر امور خارجه را به سفرهایی به قطر، ایران و روسیه برد. با این حال، این اقدامات همانند اقدامات قبلی که با طالبان صورت گرفت، تلاش‌های دیرهنگام است و بعید به نظر می‌رسد که اوضاع را نجات دهد.
    در حالی که افغانستان به هرج و مرج کشیده می‌شود، دهلی‌نو برای جبران فرصت‌های از دست‌رفته تنها باقی مانده است. به دنبال تلاش‌ها به رهبری ایالات متحده در سکتور امنیتی و روند صلح، هند از سال ۲۰۱۴ بدینسو در عرصه نهادسازی پایدار، ثبات وضعیت امنیتی، ترویج روند صلح فراگیر، ایجاد اجماع میان‌افغانی و حفظ دستاوردها تلاش چندانی نکرد. پروژه‌ها و ساختارهای ایجاد‌شده توسط هند برای مقاومت در برابر پیشرفت و تسلط طالبان بسیار اندک است. در حالی که حسن‌نیت هند در افغانستان برجسته است، اما تعلل در کمک به مردم افغانستان، صفحه شطرنج را به ضرر خود سوق می‌دهد. به لحاظ استراتژیک، باخت هند به نفع پاکستان و چین خواهد بود. در حقیقت، این به معنی از بین‌رفتن حسن‌نیت یک همسایه دوست است که در زمان نیاز، چشم امید به هند دارد.

    منبع: هندوستان تایمز

    ترجمه: سید طاهر مجاب

  • حملات طالبان با ادعای صلح خواهی این گروه در تضاد قرار دارد

    حملات طالبان با ادعای صلح خواهی این گروه در تضاد قرار دارد

    کاخ سفید امروز شنبه(۲ اسد) در اعلامیه‌ای گفت جو بایدن رییس جمهور امریکا در تماس تلفنی با رییس جمهور اشرف غنی در باره اوضاع افغانستان صحبت کرده و بر تعهد خود برای مشارکت پایدار دوجانبه تأکید کرده است.
    رییس جمهور بایدن بر تداوم حمایت امریکا از توسعه و کمک‌های بشردوستانه برای مردم افغانستان، از جمله زنان، دختران و اقلیت‌ها تأکید کرده است.
    روسای جمهور دو کشور توافق کردند حملات تهاجمی فعلی طالبان با ادعای این گروه برای حمایت از حل و فصل درگیری از طریق مذاکرات در تناقض مستقیم قرار دارد.
    بایدن همچنین بر ادامه تعهد امریکا در حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان پافشاری کرد.
    کاخ سفید در این اعلامیه به کمک‌ ۳.۳ میلیارد دالری این کشور از بودجه سال مالی ۲۰۲۲ به نیروهای امنیتی افغانستان اشاره کرده است. ۱ میلیارد دالر برای اطمینان از این‌که قوای هوایی افغانستان و ماموریت ویژه قابلیت و توانایی حمایت از عملیات‌های جنگی را داشته باشد؛ ۱ میلیارد دالر برای خرید تجهیزات کلیدی قوای مسلح افغانستان مانند سوخت، مهمات و قطعات ضروری و ۷۰۰ میلیون دالر برای پرداخت معاش سربازان افغانستان.
    بایدن در این مکالمه تیلفونی خواستار ادامه تلاش‌ها برای وحدت میان رهبران افغانستان به نمایندگی از جمهوری اسلامی افغانستان و ارزش‌های آن شده است.
    دو طرف در مورد اهمیت اتحاد افغان‌ها در حمایت از منافع مشترک در زمینه امنیت و صلح گفت‌وگو کرده و رییس جمهور بایدن بر ادامه تعامل دیپلماتیک ایالات متحده در حمایت از توافق سیاسی پایدار و عادلانه تأکید کرده است.

  • خلیلزاد: توافق سیاسی برای ختم جنگ باید صورت گیرد

    خلیلزاد: توافق سیاسی برای ختم جنگ باید صورت گیرد

    زلمی خلیلزاد نماینده ویژه ایالات متحده در امور افغانستان در چند رشته توییت گفت نشست رهبران ارشد افغانستان در تاریخ ١٧ و ١٨ جولای یک گام مثبت بود.
    خلیلزاد گفت طرف‌ها توافق کردند تا مذاکرات را برای رسیدن به یک توافق سیاسی تسریع کنند تا جنگ را خاتمه دهند و به آرزوهای مردان و زنان افغانستان پاسخ.
    وی با بیان این‌که ایالات متحده در کنار مردم افغانستان می‌ایستد، افزود: آرزوی آن‌ها یک چیز است؛ یک صلح عادلانه و پایدار.
    سفیر خلیلزاد با اشاره به این‌که موارد زیادی وجود دارد که می‌تواند مردم افغانستان را متحد کند، بیان داشت: آن‌ها به افغانستان متحد و مستقل باور دارند، به تاریخ و سنت‌های خود افتخار می‌کنند، از نقش مرکزی اسلام در کشورشان حمایت می‌کنند، دشمن مشترکی مانند داعش دارند و خواهان روابط خوب با همسایگان و جامعه جهانی هستند.
    با این حال، نماینده ویژه امریکا می‌گوید که مردم افغانستان به گونه وحشتناکی از جنگ رنج می‌برند.
    وی خاطرنشان کرد: تعهد طرف‌ها به جلوگیری از تلفات افراد ملکی شروع آن است، اما تنها یک توافق سیاسی از طریق مذاکرات می‌تواند به این خشونت بی‌رحمانه نقطه پایان بگذارد.

  • طالبان آماده ختم جنگ از راه های دیپلماتیک نیستند

    طالبان آماده ختم جنگ از راه های دیپلماتیک نیستند

    وزارت امور خارجه روز چهارشنبه، سی‌ام سرطان، با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این وزارت صحبت‌های اخیر ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رییس جمهوری روسیه برای افغانستان پیرامون آماده‌گی طالبان برای دستیابی به راه حل سیاسی و «احتمال استیلای بالقوه طالبان بر قدرت» را بررسی کرده است.

    این وزارت تصرح کرد طالبان از زمان امضای موافقت‌نامه دوحه، تعهدات‌شان را در قبال کاهش خشونت‌ها، قطع رابطه با گروه‌های تروریستی و انجام مذاکرات جدی روی آتش‌بس و رسیدن به توافق سیاسی پی‌هم نقض کرده‌اند.

    وزارت خارجه تأکید کرد عمل‌کرد گروه طالبان بیان‌گر این واقعیت است که این گروه بر خلاف اظهارات‌شان، در عمل آماده حل سیاسی بحران افغانستان نیستند.

    این وزارت اما تصریح کرد در مقابل دولت افغانستان همه تعهداتش را به‌شمول رهایی بیش از شش‌هزار زندانی طالبان عمل کرده و پیوسته بر مذاکرات روی مسایل اساسی از جمله آتش‌بس فوری تأکید کرده است.

    به گفته وزارت خارجه، به همین دلیل دولت افغانستان هیأت مذاکراتی باصلاحیت را تشکیل داد و با تعهد کامل در مذاکرات صلح دوحه، به شمول دور سوم کنونی، شرکت کرده است. وزارت خارجه افزوده است: «هم‌چنان برای اثبات جدیت و تعهد خویش به پروسه صلح، اخیراً جمهوری اسلامی افغانستان هیأت عالی‌رتبه سیاسی را برای حمایت از تیم مذاکراتی جمهوری و برای پیش‌برد گفت‌وگوهای صلح با طالبان به دوحه فرستاد؛ اما با وجود این تلاش‌ها، تا هنوز نشانی از تعهد طالبان برای قطع خشونت‌ها، اجتناب از راه حل نظامی، و رسیدن به توافق سیاسی دیده نمی‌شود.»

    وزارت خارجه اما تأکید کرد اگر ضمیر کابلوف به اطلاعات و معلومات قابل اعتماد دست‌رسی دارد که اراده واقعی طالبان برای حل مسالمت‌آمیز جنگ را نشان دهد، با این وزارت شریک کند تا مطابق آن به پیش‌رفت‌های بیش‌تری در روند صلح دست یابد.

    از سوی دیگر این وزارت افزود مطرح‌کردن امکان دست‌یابی نظامی طالبان به قدرت سیاسی در مغایرت با اعلامیه نشست «ترویکای گسترده» مسکو و قطع‌نامه ۲۵۱۳ شورای امنیت سازمان ملل و مخالفت جامعه جهانی با برگشت امارت طالبانی قرار دارد.

    با این حال وزارت خارجه از تلاش‌های صلح روسیه در چارچوب فارمت مسکو، ترویکای گسترده و شورای امنیت سازمان ملل متحد قدردانی کرده است.

    این وزارت اما گفت انتظار دارد تا شرکای بین‌المللی افغانستان طالبان را در قبال تعهدات‌شان مسوول قرار دهند و فشارهای لازم را بر آن‌ها وارد کنند تا دست از خون‌ریزی بردارند و به راه حل سیاسی از طریق مذاکرات واقعی و معنادار تن دهند.