برچسب: تبعیض

  • مبارزه برای عدالتخواهی و رفع تبعیض ادامه دارد

    مبارزه برای عدالتخواهی و رفع تبعیض ادامه دارد

    «مسیر دادخواهی فراز و فرودهای بسیار داشته و تحقق عدالت هزینه های فراوان خواهد داشت اما برای رسیدن به رؤیای رفاه و امنیت در کشور و برای تحقق آرمان یاران شهید مان راهی جز دوام مبارزه برای عدالتخواهی و نفی تبعیض وجود ندارد.»

    جملات فوق در پیام ارسالی رهبر حزب ملت افغانستان به مراسم گرامی داشت از پنجمین سالگرد شهدای جنبش روشنایی که در بلخ برگزار شده بود، بیان شد.

    آقای نجیب الله قدرت، سرپرست دفتر شورای ولایتی حزب ملت افغانستان افزود تجلیل از شهدای دوم اسد در حقیقت تجدید پیمان با آرمان بلند شهدا می باشد.

    محفل با شکوهی به مناسبت گرامی داشت از پنجمین سالگرد شهادت شهدای جنبش روشنایی از سوی نمایندگی حزب ملت افغانستان در ولایت باستانی بلخ برگزار گردید.

    در این مراسم صدها تن از علماء، اساتید دانشگاه، متنفذین قومی، وکلای گذر، جوانان، اعضاء و هواداران حزب ملت افغانستان از نواحی مختلف شهر مزار شریف حضور به هم رسانده بودند.

    قابل ذکر است در حادثه انتحاری که دوم اسد چند سال پیش در جمع معترضین به تغییر مسیر خط برق از بامیان به سالنگ در جوک دهمزنگ کابل رخ داد صدها تن کشته و زخمی شدند.

  • نبیل: ارگ مرکز تولید تبعیض است

    نبیل: ارگ مرکز تولید تبعیض است

    مقدمه: متن زیر، نتیجه یک تحقیق دانشگاهی از خانم فرح فرح در مورد «مقوله جهانی‌شدن، استعمار مدرن یا توسعه مساوی جهان» با چند شخصیت سیاسی افغانستان است. روش این تحقیق بر اساس مصاحبه با صاحب‌نظران و اهل سیاست از طریق گفتگوی مستقیم با طرح سوالات از قبل تهیه‌شده است. آیا جهانی‌شدن نياز بشر است و يا نوع ديگر استعمارگری كشورهاي فقير؟ جهاني‌شدن به‌نفع افغانستان از منظر توسعه و امنيت است يا زمينه‌ساز وابستگي مطلق به قدرت‌هاي جهاني؟ و جهاني‌شدن براي كشورهاي مسلمان راهي براي نجات است و يا آغاز پروژه ديگر به‌منظور نفي هويت فرهنگي اين ملت‌ها؟ از پرسش‌های محوری این مصاحبه‌هاست.

    دیدگاه مشترک مصاحبه‌شوندگان نشان می‌دهد که افغانستان هنوز جایگاه مشخص یک دولت ملی به اساس معیارهای قرن حاضر را تعریف نکرده و هر لحظه امکان سقوط دوباره این کشور در پرتگاه جنگ داخلی است. جهانی‌شدن بنا بر نبود بستر مناسب، امنیت پایدار و خلای حکومت ملی، برای کشوری چون افغانستان و تعداد دیگر از کشورهای مسلمان، خطرهای به‌مراتب جدی‌تر نسبت به‌مزایای آن دارد.

    محراق توجه این تحقیق، روند جهانی‌شدن و افغانستان در حاشیه روند جهانی‌شدن است. دیدگاه‌های مطرح‌شده، مربوط به مصاحبه‌کنندگان بوده که در سطوح مختلف تحصیلی و نقش سیاسی در افغانستان استند.

    افغانستان کشوری است که تمام تحقیقات مربوط به توسعه و وضع سیاسی، اقتصادی آن از مجرای موسسات بین‌المللی و بانک جهانی، موسسات غیر انتقاعی بین‌المللی (NGO)ها در دسترس است.

    نرخ فقر از سال۲۰۱۹ تا آغاز۲۰۲۱ به ۷۰درصد رسیده و افراد زیر خط فقر به اساس گزارش دفتر هماهنگ‌کننده سازمان ملل متحد (NUOCHA) حدود ۵۵درصد است.

    افغانستان برای ورود به کشوری که بتواند عضو فعال جامعه جهانی باشد، نیازمند دست‌یابی به حداقل‌ نیازهای بشری و خدماتی بر اساس معیارهای اداره انکشاف بین‌المللی ملل متحد (UNDP) تا سال ۱۴۰۰ه.ش بود.

    این تحقیق برخواسته از نظریات افراد شامل در روند توسعه افغانستان‌اند که نظریات‌شان گویای عقب‌مانی افغانستان به‌دلیل سیاسی از روند توسعه ابتدایی برای جهانی‌شدن است.

    قسمت سوم/ متن مصاحبه رحمت‌الله نبیل

    رحمت‌الله نبیل متولد ۱۳۴۸ از ولسوالی جغتو ولایت میدان وردک است. وی تحصیلات دوران مکتب خود را در کابل به پایان رساند و مدرک لیسانس خود را در رشته مهندسی ساختمان به‌دست آورده است. نبیل پیش از سال۱۳۸۱ در کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان کار کرده و در سال۱۳۸۳ به‌عنوان معاون روابط داخلی شورای امنیت ملی کار کرده است. وی پسانترها ریاست حفاظت از رییس‌جمهور (PPS) را تأسیس کرد. نبیل در سال۱۳۸۹ توانست رأی اعتماد مجلس نمایندگان  را برای سمت ریاست عمومی امنیت ملی کسب کند که مدت ۲سال در این پست فعالیت کرد. وی پس از آن به‌عنوان مشاور شورای امنیت ملی تعیین گردید. در سرطان۱۳۹۳ به‌عنوان سرپرست ریاست امنیت ملی فعالیت کرد و پس از اختلافات با محمداشرف غنی از سمت خود استعفا داد.

    رحمت‌الله نبیل: در چهل گذشته ما از جهان و تغییرات آن متضرر شدیم؛ مثلا وقتی محصلان ما در شوروی سابق درس می‌خواندند، فکر می‌کردند کاری که در روستاهای روسیه شده، در افغانستان هم ممکن است، اما متوجه شدیم که رفتارهای جدید و مدرن باعث واکنش مردم گردید.

    در مساله اخوان‌المسلمین هم ما عین وضعیت را داریم که در اکثر موارد باعث واکنش مردمی شد. کاپی‌برداری از کشورهای دیگر باعث ایجاد اختلاف جدی بین جامعه شهری و روستایی ما شد. این تضاد در ادامه باعث تشکیل قطب‌های مکتبی و مدرسه‌یی گردید.

    مدرسه نماد مذهبی روستا و مکتب نماد کفر شهر شد که در یک روند سیستماتیک، باعث تصادم جدی بین هر دو صنف گردید.

    پدیدار نخست از این تصادم نابودی حس مالکیت در درون کشور بوده که ملت شدن را اگر ناممکن نی، اما سخت کرده است.

    چهل سال می‌شود افغانستان حکومت موازی شهری و دهاتی دارد. در قدم نخست باید راه‌هایی جستجو گردد تا تلفیقی از فرهنگ شهری و روستایی صورت بگیرد. بعد از تلفیق هردو دیدگاه، معضل داخلی از منظر تاریخی و امروزی با هم نزدیک گردد.

    مسوولیت نخست برای نزدیکی ملت‌ها جامعه روشنفکری یک کشور است. با تاسف جامعه روشنفکر ما به‌جای تولید اندیشه مصروف تقلید از دیگران بوده و با دسترسی به رسانه‌ها به‌جای اینکه ارزش‌های قابل پذیرش برای مردم را تبلیغ کنند، ارزش‌های کاپی‌شده از دیگران را عرضه می‌کنند که این داده‌ها مردم را از نظر فکری و فرهنگی بیشتر متفرق می‌کند.

    یک مثال ساده وضعیت فعلی صلح ماست. به اساس آمار داده‌شده در افغانستان طی ۴۰سال جنگ، بیشتر از دو میلیون شهید به‌نام دین و خاک (مادر وطن) داریم. اگر یک قبر با طول دو متر و عرض نیم متر حساب شود، مساحت کل قبرستان‌های ما مساوی می‌شود به چیزی بیشتر از چهار میلیون متر که بیشتر از مساحت قطر است، اما ما منتظر استیم قطر با مساحت کمتر از تنها قبرستان ما برای ما صلح بسازد.

    این حقیقت را نباید فراموش کنیم که مهاجرت آورده‌های مثبت و منفی به افغانستان داشته است. در سال‌های اخیر مهاجران برگشته از پاکستان تبعیض زبانی و مهاجران برگشته از ایران اعتیاد را با خود آورده‌اند. از نظر اجتماعی شکاف‌های عمیق ایجادشده بین این دو پدیده باید توسط نسلی که با تجربه‌های مثبت برگشته‌اند پر شود.

    در وضعیت فعلی اگر توجه کنیم فاصله بین ملت، نیروی امنیتی و سکانداران قدرت در ارگ ریاست جمهوری به بی‌نهایت رسیده است. ما باید در قدم نخست از طریق حاکمیت فرهنگ‌مدار، ارگ، سنگر و منبر را یکی کنیم.

    در وضعیت فعلی منبر در اختیار طالب است. ارگ یا ریاست جمهوری جای تشخیص این مربوط فلان قوم و آن مربوط فلان قوم؛ یعنی مرکز تولید تبعیض است.

    ما اول باید کار خانگی خودمان را خوب انجام بدهیم. تعریف مشخص از منافع ملی، ملت شدن و انجام آن در تصویر دولت مردمی داشته باشیم؛ مثلا وقتی شما در روستاها بگویید حزب، ذهن مردم برمی‌گردد به حزب خلق و یا پرچم که تراژیدی جفای این دو حزب فراموش‌ناشدنی است. اگر در شهر حزب بگویید توجه مردم جلب می‌شود به حزب جمعیت، حزب اسلامی و یا جنبش.

    این احزاب هم از حد قومی‌بودن در دامن احزاب خانوادگی سقوط کرده‌اند. از سوی دیگر ادعای ایلیت‌بودن است. شما از شعاع ۵۰۰متری قصر ریاست جمهوری با تمام آنهایی‌که ادعای ایلیت‌بودن دارند سوال کنید که منافع ملی چیست؟ تعریف واحد، یک‌دست و یا مشخص ندارند و در حد بزرگان قومی چیزی شاید بگویند نه ایلیت‌های سیاسی.

    تعریف ما از رابطه سیاسی بسیار عجیب است. حسن نیت و رابطه سالم با همسایه، مشترکات همسایگی برعلاوه اینکه ترس ندارد مثبت است، اما سیاسیون ما فرق بین وابستگی تا رابطه را تعریف درست نکرده‌اند و وابستگی بی‌حد به همسایه باعث ایجاد ترس در میان ایلیت‌های سیاسی شده است. یکی از دلایلی که اهل سیاست در مورد رابطه‌ها و تعریف‌های همکاری با کشورهای دیگر حرف نمی‌زنند، وابستگی است و از خوف اینکه مبادا کشوری که از ایشان طرفداری می‌کند برنجد، سکوت را ترجیح داده و با نوعی پنهان‌کاری با مردم افغانستان مقابل می‌شوند.

    تعریف افغانستان برای کشورهای منطقه این است که تمام خطوط امنیتی و محافظتی این کشورها از کشور ما عبور می‌کند. تعریف افغانستان به‌عنوان خط محافظتی امنیتی برای کشورهای همسایه باعث شده که ما در درون مرزهای خودمان دچار دوری ملیت‌ها و تشتت و جدایی جزیره‌های مستقل قدرت شویم. وضعیت داخلی تاثیر مستقیم بالای سیاست خارجی داشته و استراتیژی مشخص، برنامه مدون و تصویر مشخص از دستگاه سیاست خارجی خود نداریم. دلیل آن برمی‌گردد به وضعیت داخلی و موقعیت افغانستان به‌عنوان کمربند امنیتی سیاست‌های امنیتی کشورهای همسایه و منطقه.

    ما مستعمره استیم، اما نوع استعمار به‌گونه دیگر تعریف می‌شود. از نظر سیاسی مستعمره کدام کشور بودن است و از نظر اجتماعی و نوع زندگی روزمره لحظه که به تلیفون همراهمان دست می‌زنیم، شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری از عادت خرید تا احساسات، عواطف، و حساب بانکی ما باخبرند و نوعی استعمار فردی را ایجاد کرده است. تقابل چین و امریکا نیز بر سر تکنالوژی و نوع تولید و استفاده از تکنالوژی است تا کشورهای دیگر چون روسیه که می‌خواهند گوگل خودشان را داشته باشند.

    ما هم فرصت‌های خودمان را یکجا با آگاهی فردی نیاز داریم تا از این فرصت‌ها استفاده نماییم و یا اجازه بدهیم از ما استفاده شود.

    عربستان سعودی می‌تواند با اسراییل روابط‌اش را عادی کند، اما در افغانستان هنوز دعوا بالای چقدر مسلمان‌بودن است. فاصله فکری و باورها در افغانستان از یکدیگر بی‌نهایت دور می‌باشد.

    برای جهان تشیع هم‌فکری سهل‌تر بوده و از وضعیت برخورد مستقیم به‌دلیل باورها و تعریف‌های متعدد به‌دورند و می‌توانند به‌زودی به‌طرف هم‌فکری بروند، اما در کشورهای عرب افکار مخالف و خشونت‌گرا را در کشورهای خودشان تحمل ننموده زمینه را به این چنین افراد طوری مساعد می‌کنند تا به افغانستان آمده و از شرایط مساعد برای جهاد در اینجا استفاده کنند.

    چهار فرصت عالی در اختیار خشونت‌گرایی دینی در افغانستان مساعد است؛ عسکرگیری، منابع پولی از کشورهای عرب، پناه‌گاه امن و بنیادگرایی طبیعی.

    این روند برای تمام کشورهای اسلامی تهدید جدی حساب می‌شود. کشورهای اسلامی برای حفظ هویت دینی و فرهنگی‌شان باید به هم‌فکری سالم برسند. تعریف آموزه‌های دینی به اساس نیاز مدرن جهان امروز نیازمند توافق جمعی است.

    مثلا کشورهای اروپایی در مسایل جهانی و چالش‌های جهانی به‌شمول تهدید‌ها به‌سرعت زمینه هم‌فکری را مساعد نموده و عمل مشترک در مقابل تهدید مشترک را به‌خوبی انسجام‌بخشی می‌کنند.

    تعریف افغانستان برای کشورهای عربی به‌عنوان میزبان افکار افراطی و خروج قصدی این افکار، بیرون از مرزهای خودشان در درازمدت باعث اخلال در امنیت کشورهای عربی، همسایه و منطقه می‌شود.

    نیاز به حفظ هویت جمعی، توافق روی تعریف مشترک بین کشورهای اسلامی وهمکاری برای نابودی خشونت‌گرایی می‌تواند زمینه نابودی هویت کشورهای اسلامی را به حداقل برساند.

    راه مدنیت

  • از آنچه بر شما و همگنان شما گذشته بر خود می شرمیم!

    از آنچه بر شما و همگنان شما گذشته بر خود می شرمیم!

    سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، به سخنان اخیر انارکلی هنریار، عضو مجلس سنا در باره‌ی تبعیض علیه هندوها و سیک‌های افغانستان واکنش نشان داده است.

    آقای دانش، دوشنبه شب (۱۶ حمل)، در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «چند روز پیش از طریق شبکه‌های اجتماعی، سخنان انارکلی هنریار در محفل اهدای جایزه ابن سینا را شنیدم. اشک و صدای بغض آلودتان را دیدم. همراه با شنیدن صدای لرزان و دیدن قطرات غلطان اشک شما، من و ما، همگی اشک ریختیم و از آنچه بر شما و همگنان شما رفته، بر خود لرزیدیم و شرمیدیم.»

    به گفته‌ی او، روایت تلخ انارکلی هنریار از تبعیض، روایت اکثریت شهروندان افغانستان است.

    او افزوده است: «بدون هیچ شک و تردیدی هر کسی که اندیشه تبعیض در سر دارد، از بندگی و رحمت خداوندی به دور است. افغانستان سرزمین مشترک همه شهروندان این کشور است، اعم از مسلمانان و هندوباوران ما. برای برپایی عدالت و صلح و محو تبعیض و ستم و خشونت به مبارزه مشترک و دوامدار نیاز داریم.»

    آقای دانش، ابراز امیدواری کرده است که روزی فرا برسد که دیگر هیچ شهروندی در افغانستان طعم تلخ تبعیض را نچشد و از زجر تبعیض، اشکش جاری نشود.

    اخیرا، ویدیویی از جریان سخنرانی انارکلی هنریار، سناتور هندوباور افغانستان در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شود که در آن، بانو هنریار از تبعیض نژادی و مذهبی علیه خودش، سخن می‌زند.

    او می‌گوید: «به شیشه‌های خانه‌ی ما با سنگ می‌زنند و هندو و کافر خطاب می‌کنند. حتا اگر کسی از روی دل‌سوزی بخواهد با ما حرفی بزند، می‌گوید که ما هندوستان را بسیار دوست داریم، بی‌خبر از این که من و اقوام من اهل افغانستان استیم، نه هند! همسایه از مهمان ما پرسید که خانه‌ی آن‌ها چه می‌کردی؟ مهمان گفت که خانه‌ی خاله‌ام آمده‌ام، همسایه پرسید که خاله‌ی هندو؟»

    سخنان بانو هنریار، واکنش کاربران شبکه‌های مجازی را در پی داشته است. بسیاری از کاربران، تبعیض علیه هندوباوران افغانستان را غیرانسانی خوانده و محکوم کرده‌اند.

    جدای از این موارد، تبعیض و حملات تروریستی علیه هندوباوران و سیک‌های افغانستان، سبب شده تا بسیاری از آن‌ها، کشور را ترک کنند.

    یک سال پیش، حدود ۷۰۰ شهروند سیک افغانستان، با فرستادن نامه‌ای به سفارت هند در کابل، خواستار ترک فوری این کشور شدند.

    در این نامه که از سوی اندین‌اکسپرس منتشر شده بود، آمده است که گروه تروریستی داعش، همه روزه شهروندان سیک افغانستان را تهدید می‌کند تا به زودی از افغانستان خارج شوند؛ در غیر آن، برای‌شان مشکل‌ساز خواهد بود. شهروندان سیک، تأکید کردند که حاضر نیستند در افغانستان زندگی کنند و خواهان ترک فوری این کشور استند.

    این در حالی است که در حمله‌ی یک سال پیش داعش بر درمسال شهروندان سیک افغانستان در کابل، ۲۶ نفر جان باختند و ۸ نفر دیگر زخمی شدند.

    هرچند گروه داعش مسؤولیت این رویداد را به عهده گرفت و وزارت خارجه‌ی پاکستان نیز آن را محکوم کرد، اما یک منبع ارشد امنیتی، به روزنامه‌ی صبح کابل گفته بود که این حمله، از سوی شبکه‌ی حقانی و با حمایت سازمان استخباراتشی پاکستان انجام شد.

  • دیگر تبعیض و خویش‌خوری در آزمون کانکور جا ندارد

    دیگر تبعیض و خویش‌خوری در آزمون کانکور جا ندارد

     

    رئیس اجرایی کشور خطاب به آنان گفت که شما با سپری نمودن یک مرحلهٔ دشوار و سخت وارد یک مرحلهٔ وسیع‌تر گردیدید که میدان برای کسب دانش به مراتب بازتر است.

    دکتور عبدالله عبدالله این دستاورد را فوق‌العاده خوانده و برای شان تبریک گفت اما یادآور شد که این روزهای تبریک گفتن محدود است، شما باید دوباره با ارادهٔ جدی‌تر به مطالعه و کتاب رو بیاورید.

    رئیس اجرایی کشور در بخش دیگر از سخنانش ضمن تقبیح نمودن تیرباران نمازگزاران در یکی از مساجد ولایت هرات گفت که تروریستان با انجام این‌گونه جنایت هیچ چیزی به جز بدنامی بدست نمی‌آورند.

    آقای عبدالله این جنگ را جنگ علم و جهل، روشنایی و ظلمت و حق و باطل خواند و افزود تروریستان با سوزاندن مکتب و هدف قراردادن مساجد هرگز موفق نمی‌شود.

    در این برنامه، عبدالطیف روشان سرپرست وزارت تحصیلات عالی در باره آزمون کانکور امسال گفت که این وزارت در سال‌های آینده با استفاده از تجربهٔ موفق کشورهای دیگر برای معیاری‌سازی آزمون کانکور تلاش می‌کند.

    او ابراز امیدواری کرد که در سال‌های آینده ۳۰٪ دانش‌آموزان اناث در آزمون کانکور راه پیدا می‌کردند؛ اما امسال این آمار به ۴۰٪ افزایش یافته است.

    از سوی دیگر، حامد محمدی و خانم مرسل اکبرزاده به نماینده‌گی از ده برترین کانکور در صحبت‌های‌شان از رئیس اجرایی کشور خواستند که برای تقویت آموزش و پرورش و فراهم نمودن زمینهٔ بهتر تحصیلی به جوانان تلاش بیشتر نماید.

    رئیس اجرایی کشور با ابراز قدردانی از تلاش‌های وزارت تحصیلات عالی و کمیته اخذ امتحانات گفت که شما با تامین شفافیت در آزمون کانکور برای ده‌ها خانواده اطمینان دادید که دیگر تبعیض و خویش‌خوری در این روند ملی جا ندارد.

    دکتور عبدالله عبدالله افزود که در سال‌های گذشته پس از اعلان نتایج کانکور سروصداها بلند می‌شد، چرا که بی‌اعتمادی و عدم شفافیت به اوج خود رسیده بود. اما آزمون کانکور امسال به بهترین نحو ممکن برگزار شد و مردم افغانستان از نتایج آن استقبال کردند.

    رئیس اجرایی کشور خطاب به جوانان افغانستان گفت: جبران فرصت‌هایی که از دست ما رفته، مسوولیت شماست و شما باید برای نسل‌های بعدی شرایط بهتر را فراهم سازید.

    در اخیر رئیس اجرایی کشور برای ده بهترین آموزن کانکور امسال لوح تقدیر و یک جلد کتاب هدیه کرد.

     

  • هواداران جنبش روشنایی، این بار دروازه سازمان ملل را تک تک کردند/بیش از 60 هزار نظر در  پُست های آخر سازمان ملل

    هواداران جنبش روشنایی، این بار دروازه سازمان ملل را تک تک کردند/بیش از 60 هزار نظر در  پُست های آخر سازمان ملل

    آنان در نظرهای مختلف از سازمان ملل متحد به عنوان یک سازمان بین المللی و بی طرف، خواسته اند که به وضعیت حقوق بشری قسمت عظیمی از شهروندان افغانستان توجه کند.

    بیشتر این نظرها بر محور عدالت خواهی، مبارزه با تبعیض و انکشاف متوازن استوار است.

    اخرین پُست فیسبوکی سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی انسان دوستی منتشر شده است که کاربران شبکه فیسبوک نیز بیشترین نظر خود را در این پُست –بیش از 40 هزار- ثبت کرده اند. دو دیگر پُست این صفحه نیز حدود 12 هزار اعتراض را به خود اختصاص داده است.

    این هواداران در نظرهای خود، دولت را متهم به تبعیض سیستماتیک کرده و از سازمان ملل متحد نیز خواستار دخالت شده اند.

    برخی دیگر از کاربران فیسبوک، هوادار جنبش روشنایی نیز از سازمان ملل خواسته اند که فاجعه دوم اسد در کابل را بررسی کند.

    گفتنی است که نظرها/کامنت بیش از 200 لایک/پسند نیز گرفته است.

    روز گذشته نیز کاربران فیسبوک هوادار جنبش روشنایی در اقدامی مشابه، به صفحه فیسبوکی ارگ ریاست جمهوری مراجعه کردند و از بی عدالتی های موجود شکایت کردند.

    پیش از این نیز، هواداران جنبش روشنایی در توییتر هشتگ روشنایی را ترند کردند که رتبه دهم جهانی و بیش از 450 هزار توییت و ریتوییت در توییتر ثبت شد.

    حدود یک سال پیش جمعی از نمایندگان مجلس به تغییر مسیر برق 500 کیلو ولت ترکمنستان از بامیان به سالنگ اعتراضی کردند.

    این اعتراض ها باعث شکل گیری جنبش روشنایی شد. تاکنون جنبش روشنایی دو رشته تظاهرات بزرگ را راه اندازی کرده است.

    در آخرین تظاهرات در دوم اسد، یک حمله کننده انتحاری خود را بین تظاهرکنندگان منفجر کرد و بیش از 350 تن را زخمی و دست کم 85 تن را کشت.

    بعد از فاجعه خونین دوم اسد تاکنون 4 تن دیگر از زخمیان این رویداد نیز جان باخته است.

    علیرغم این فعالیت ها واعتراض های مدنی، دولت هنوز بر عملکرد خود پافشاری می کند.

     

     

  • خشونت و تبعیض اصلی ترین چالش فراروی زنان خبرنگار است

    خشونت و تبعیض اصلی ترین چالش فراروی زنان خبرنگار است

    جمعیت آماری این تحقیق متشکل از 165 خبرنگار و مدیر مسئول رسانه های کابل و مزار شریف بودند. اکثر افراد مصاحبه شونده خبرنگاران بوده است.

    معصومه محمدی، رئیس موسسه اجتماعی- فرهنگی تساوی هنگام ارایه این تحقیق گفت: “میزان خشونت علیه زنان خبرنگار نسبت به مردان بسیار بالاست و این خشونت ها در کابل بیشتر از مزارشریف می باشد.

    خانم محمدی افزود براساس تحقیق صورت گرفته، در کابل بیشترین خشونت ها از سوی مردم و نهادهای امنیتی است ولی در مزارشریف از سوی مردم و اعضای خانواده صورت می گیرد.

    وی خاطر نشان کرد که علاوه بر خشونت و تبعیض علیه خبرنگاران زن، نزدیک به 70 درصد زنان خبرنگار از کم بودن معاش خود نیز ناراضی هستند.

    براساس همین تحقیق، نزدیک به 20 درصد زنان خبرنگار به صورت رایگان و یا اینکه حدود 4 هزار افغانی (80 دالر) ماهانه معاش می گیرند.

    امتناع نمودن از پاسخ، حاضر نشدن به مصاحبه و  نبود مصونیت شغلی از دیگر یافته های این تحقیق می باشد که موسسه تساوی دریافته است.

    رحیم الله سمندر، فعال رسانه ای و اجتماعی اما با نتیجه تحقیق مخالف است و می گوید که زنان خبرنگار در مصاحبه ها و تهیه گزارش موفق ترند و می توانند بهتر آمار و اطلاعات از منابع خبری بگیرند.

    آقای سمندر افزود که خشونت علیه خبرنگاران در کشور بالاست و این مشکلات شامل خبرنگاران مرد نیز می شود.

    این یافته و گفته های فعالان اجتماعی و رسانه ای در حالی بیان می شود که چندی پیش یک نهاد رسانه ای گزارشی را منتشر کرده بود که خشونت علیه خبرنگاران نسبت به سال قبل افزایش یافته است.

    گفتنی است موسسه تساوی نیز از وزارت اطلاعات و فرهنگ خواسته است که به مشکلات خبرنگاران زن توجه جدی کند و زمینه ای را فراهم سازد که باعث توانمند سازی زنان خبرنگار شود.

    حمایت از مصونیت شغلی، امنیت جانی، زمینه سازی برای حضور زنان در جامعه و بالابردن سطح آگاهی مردان در برابر زنان از دیگر خواسته های این موسسه می باشد.

    فوزیه کوفی، عضو مجلس نمایندگان نیز در همین حال گفت که خشونت در کشور ساختاری است و در همه نهادهای دولتی و غیر دولتی وجود دارد.

    خانم کوفی اشاره کرد در کشوری که ما در آن زندگی می کنیم مرد سالاری حاکم است و برای رسیدن به عدالت باید تلاش کرد.

    وی بر این باور است که مخالف داشتن به معنای حریف و قدرت داشتن است. زنان باید با قدرت تمام ادامه دهند و فریادشان را به گوش مسئولان برسانند.

    خشونت علیه زنان در همه کشورهای جهان وجود دارد، اما میزان آن بستگی به سطح آگاهی و دانش مردمان آن سرزمین دارد. در افغانستان به دلیل نبود سواد کافی و اگاه نبودن مردم از حقوق شان، بیشترین خشونت علیه زنان سر می زند.