برچسب: ایدئولوژی

  • شیعیان افغانستان قربانی جنگ های ایدئولوژیک

    شیعیان افغانستان قربانی جنگ های ایدئولوژیک

    حمله بر مسجد جامع شیعیان افغانستان در منطقه سید آباد ولایت قندوز، منجر به شهادت بیش از صد تن و مجروحیت حدود صد و پنجاه نمازگزار گردید. این حمله‌ی مرگبار، مصداق واقعی جنایت نسل کشی است که از زمان های دور تا کنون بر یک قشر مذهبی و قومی خاص صورت می‌گیرد، واکنش به این جنایات ضد انسانی و ضد اسلامی از جانب تمام نهادها و چهره های ملی و بین المللی صرفا در حد صدور اعلامیه و اخم های فاقد ضمانت اجرا بوده است.

    شفقنا افغانستان طی مطلبی در این مورد می نویسد در حکومت قبلی نیز شیعیان افغانستان به کرات قربانی چنین حملات کور می گردیدند، از حملات خونبار بر مسجد جامع امام الزمان شهر کابل گرفته تا کورس های آموزشی، اماکن ورزشی، مکاتب و دانشگاهها، همه و همه حملات کاملا برنامه‌ریزی شده و هدفمند بر علیه قشر مذهبی اهل تشییع بوده است، هنوز التهاب حمله بر مکتب سیدالشهدا در غرب کابل که صدها دختر دانش آموز را شهید و زخمی نمود، از قلب ها زدوده نشده است که در حاکمیت تحت سیطره طالبان نیز جنایت عظیمی با همان ابعاد و انگیزه لئامت و پستی که بر مکتب سیدالشهدا صورت گرفت مجددا بر مردم اهل تشییع افغانستان تحمیل گردید.

    حالا جای سئوال است که چرا در هر تغییرات سیاسی و انگیزه های قدرت طلبی، مردم اهل تشییع بیش از هر کتله‌ی اتنیکی و مذهبی سلاخی می‌گردد؟ دو دهه قبل که طالبان در برابر دولت دموکراسی می جنگیدند، بیشترین قربانی این گروه از مردم اهل تشییع گرفته می شد، شاهراه‌های منتهی به مناطق مرکزی افغانستان که گذرگاه شیعیان افغانستان به سمت خانه و کاشانه شان بود، به اماکن قتل و قتال افراد ملکی این قشر مذهبی مبدل شده بود، طالبان به هدف ایجاد رعب و وحشت در افغانستان، شیعیان را در شاهراهها به رگبار گلوله می بست، این وضعیت بلا استثنا از کسبه کاران، کارگران، دانش جویان و دانش آموزان و معلمین مردم اهل تشییع به صورت متواتر قربانی می‌گرفت.

    در آن زمان نیز محکومیت ها در سطوح ملی و بین المللی پیرامون چنین اعمال جنایت پیشه گسترده بود؛ اما با گذشت زمان معلوم شد که محکومیت های فاقد ضمانت اجرا هیچ راهی به جایی نمیبرد؛ بلکه طالبان از پس این اعمال و کردار شان موفق به تصرف قدرت در افغانستان شدند و هیچ نهاد ملی و بین المللی موجود نیست که از آنان در قبال اینگونه عملکردهای شان مواخذه نمایند، با این حال اکنون که حاکمیت طالبان در افغانستان پهنه گسترانیده است، این گروه در اولین روز کنفرانس رسانه‌ی شان از پایان جنگ و قطع کشتار و خونریزی در افغانستان خبر دادند؛ اما تا کنون دو ماه از حاکمیت آنان نگذشته است که مجددا شاهد سیل خون در محراب عبادت مردم اهل تشییع هستیم.

    فرض بر اینکه کماکان تنور جنگ بر سر تصاحب قدرت اینبار میان داعش و طالبان داغ شده است، چرا شیعیان افغانستان که طرف منازعه با هیچ یکی از این دو جریان قدرت طلب نیستند قربانی تمایلات نفسانی آنان قرار گیرد. بنا بر این اکنون که طالبان تنها حاکم بر این سرزمین اند مسئولیت دارند تا از جان و مال عموم شهروندان این سرزمین به خصوص قشر مذهبی اهل تشییع که نه در حکومت سهیم اند و در جبهه‌ی مقابل شان قرار دارند محافظت نمایند. بنا بر عقاید و آموزه های اسلامی که طالبان بیشترین استنادات حکومتی شان را به آن ارجاع میدهند، حفظ جان، مال و ناموس هر کتله‌ی قومی – مذهبی بر عهده حکومتی است که در یک جامعه تحت حاکمیت آن زندگی می کنند.

    با این حال، طالبان هم اکنون در معرض امتحان و سئوالات جدی شهروندان افغانستان به خصوص جامعه اهل تشییع قرار دارند تا بیش از این، این قشر قومی – مذهبی قربانی مطامع سیاسی و ایدئولوژیکی افراطی ها قرار نگیرند؛ ورنه دفاع شخصی که یک امر مشروع دینی است از کمترین اقدامات اهل تشییع خواهد بود که هر گونه پیامدهای چنین رویدادها مستقیما به عهده طالبان بر میگردد.

  • فرستاده پیشین سازمان ملل در افغانستان: تمامی اعضای خارجی داعش و القاعده وارد افغانستان می شوند

    فرستاده پیشین سازمان ملل در افغانستان: تمامی اعضای خارجی داعش و القاعده وارد افغانستان می شوند

    محمود سیکال، فرستاده ویژه پیشین سازمان ملل متحد در امور افغانستان می‌گوید تقریبا تمامی اعضای خارجی داعش و القاعده از طریق پاکستان وارد افغانستان می‌شوند.

    به نقل از شبکه خبری العالم، در گزارش دیده‌بان سازمان ملل آمده است: « بخش مهمی از رهبری القاعده در مرز میان افغانستان و پاکستان و در کنار القاعده در شبه قاره هند مستقر است و تعداد زیادی از جنگجویان القاعده و دیگر افراط گرایان خارجی منتسب به طالبان در بخش‌های مختلف افغانستان مستقر می‌باشند.»

    در ادامه این گزارش با اشاره به کشته‌شدن تعداد زیادی از اعضای ارشد القاعده در مقطع زمانی و دچار فرسایش شدن آن، آمده است: «روابط و پیوند ایدئولوژیک طالبان و القاعده باعث نزدیکی این دو گروه شده است.»

    محمود سیکال، فرستاده ویژه پیشین سازمان ملل متحد در امور افغانستان در مصاحبه‌ای با خبرنگاران گفت: «با تصرف کابل توسط طالبان گروه‌های افراطی و تروریست منطقه به این کشور وارد شدند. تجاوز خزنده پاکستان در افغانستان به زودی آن را به مکانی از وحشت، خشونت و تهدید بین المللی امنیت و صلح تبدیل می‌کند.»

    این درحالی است که مقامات طالبان به جهانیان وعده داده‌اند که نمی‌گذارند گروه‌های همچون داعش و القاعده در افغانستان فعالیت و هسته‌گذاری کند.

  • طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    افزایش حمله‌های طالبان در کشور، باعث شده است بیش‌تر بندرهای افغانستان به دست این گروه بیفتد و راه‌های مواصلاتی مرکز از سوی این گروه بسته شود. به همین دلیل، بهای مواد اولیه در شهرهای افغانستان به ویژه در کابل سیر صعودی به خود گرفته است و این مهم، بسیاری از شهروندان کشور را نگران کرده است.

    پس از افزایش حمله‌های طالبان و بالارفتن نرخ مواد اولیه در شهر کابل، قیمت تیل نیز به ۶۳ افغانی رسیده. بالارفتن قیمت نفت در کابل و ولایت‌ها، نشان می‌دهد که ساختار نظامی گروه طالبان سنتی و فرسایشی است و از این طریق، دولت افغانستان را وادار به تمکین می‌کند.

    بیش‌تر و یا کم‌تر از دو ماه می‌شود که طالبان حملات سنگین خویش را به روستاها و ولسوالی‌های افغانستان آغاز کرده، پیش از آن ‌که حمله‌های شان جدی شود، هر روزه پایه‌های برق را توسط گروه‎‌های تحت فرمان شان منهدم می‌کردند که بدون شک با درنظرداشت ماشین جنگی طالبان و روش سنتی جنگ این گروه، بیش‌تر از هرچیز دیگر حمله بر روان شهروندان، مقدم است؛ بالارفتن نرخ مواد اولیه و قمیت تیل، ظرفیت آن را دارد که دولت افغانستان را زیر فشار بیاورد و بتواند خواسته‌های طالبان را در گفت‌وگوهای صلح اعمال و طالبان در در منزلت برتر ببرد.

    به نوشته صبح کابل نوعیت ساختار ذهنی طالبان و ایدیولوژی افراطی این گروه، باعث شده است که در درگیرهای شان با نیروهای امنیتی افغانستان، متوسل به جنگ روبه‌رو شوند و هیولا‌وار هجوم بیاورند؛ حقوق ‌بشردوستانه را که مربوط به غیرنظامیان در هنگام جنگ می‌شود در نظر نگیرند و به کوچ اجباری، قتل عام آن‌ها بپردازند و حتا از غیرنظامیان در مقابل نیروهای امنیتی سپر انسانی بسازند. طالبان با نوعیت جنگ متقارن، بیش‌تر از نیرو‌های نظامی شهروندان کشور را نشانه می‌روند تا به پیروزی در میدان نبرد دست یابند و این همان روشی است که در جنگ‌های کلاسیک، در نظر گرفته می‌شد.

    نبردهای کلاسیک در گذشته بر اساس عوامل مادی و معنوی، به پیش می‌رفت، در جنگ‌های کلاسیک معمولا طرفی به پیروزی دست می‌یافت که شناخت نسبی از دشمن می‌داشت و انگیزه‌ی بیش‌تر برای نبرد داشت. در جنگ‌های کلاسیک، زمانی که طرف حمله‌کننده نمی‌توانست قلعه‌ای را فتح کند، به محاصره‌ی آن می‌پرداخت و جنگ فرسایشی را شروع می‌کردند و با این روش، قلعه را به تسلیم وا می‌داشت. این روش جنگ بیش‌تر بر روان انسان‌های داخل قلعه تأثیر می‌گذاشت و قدرت داخل قلعه را مجبور می‌کرد که تن به تسلیمی دهد.

    منهدم‌کردن پایه‌های برق، حمله بر بنادر افغانستان، بستن راه‌های موصلاتی مرکز، صدمه‌زدن به زیربناهای اقتصادی، تجاوز بر زنان، روشی است که با پیروی از روش نبرد کلاسیک توسط دشمنان افغانستان به پیش برده می‌شود. دشمنان افغانستان در نخست می‌خواهند صدمه بر روان شهروندان افغانستان وارد کنند تا مردم را علیه دولت مردم‌سالار بشورانند و سپس به خواسته‌های خود دست یابند.

    نیاز است تا دولت افغانستان پالیسی جنگی طالبان را بررسی و از حالت دفاعی بیرون شود؛ در نخست تمام نقاطی را بررسی کند که طالبان از طریق آن بر روان شهروندان حمله‌ور شده اند. دولت افغانستان مقدم‌تر از هر عملی دیگر، باید روی بنادر تمرکز کند تا طالبان نتوانند از طریق بنادر کشور، کنترل بر مواد اولیه داشته باشند. اگر طالبان بتوانند از شهروندان افغانستان نان را بگیرند، به راحتی می‌توانند پایه‌های حکومت افغانستان را سست کنند و توسط خود همین مردم، حکومت را به هم بریزند. اگر فرض بر آن بگیریم که افغانستان یک قلعه باشد و طالبان دورادور این قلعه را محاصره کرده باشند، بسیار به صورت طبیعی، دولت به هم می‌ریزد. هوشیاری نیروهای امنیتی و تغییر در پالیسی نظامی دولت در این زمینه، می‌تواند افغانستان را از محاصره‌ی کلاسیک طالبان بیرون کند. در غیر این صورت، منتظر فاجعه‌ا‌ی بسیار بزرگ در داخل کشور باشیم که با ۶۳افغانی‌شدن تیل در داخل کابل آغاز شده است.

  • چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    بیش از دو دهه است که طالبان با مردم و دولت افغانستان به خاطر برپایی نظام اسلامی در جنگ به سر می‌برند. به رغم آن‌که مشروعیت دینی و شرعی جنگ این گروه و خشونت‌های جاری، از سوی تمام کشورهای جهان، به ‌ویژه کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام ناروا و ناجایز خوانده شده ‌است‌؛ اما شعله‌های آن همه‌روزه در بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان انسان‌های بی‌گناه را به کام خود فرو می‌برد. هیچ روزی نیست که یک فقه و مفتی در یکی از کشورهای اسلامی، جنگ طالبان با مردم و دولت افغانستان را حرام و ناروا نداند و رسانه‌های کشورهای اسلامی در تکریم و نکوهش جنگ طالبان و کشتار انسان‌های مسلمان، فتوای روحانیون‌شان را پخش و نشر ‌نکنند. از زمانی‌ که طالبان در برابر دولت افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی دست به بغاوت زدند و جنگ در برابر نظام اسلامی را که در آن زمان نیز هیچ‌گونه توجیه شرعی و اسلامی نداشت، آغاز کردند، تلاش‌ها پیوسته برای آغاز گفت‌وگو و جلوگیری از تشدید جنگ و پایان خون‌ریزی صورت می‌گرفت؛ اما به دلیل لجاجت گروه طالبان و مواضع نامنعطف این گروه در برابر ریاست دولت جمهوری اسلامی آن‌ زمان که به ‌وسیله یک روحانی دینی رهبری می‌شد، به‌ ثمر ننشست و با شکست مواجه شد. گروه طالبان از همان آغاز به گفت‌وگو و مذاکره تن نمی‌داد و به خاطر استقرار نظام سیاسی مورد نظرش، لشکرکشی و پیروزی از راه جنگ و قوت نظامی را تنها راه ‌حل می‌دانست. هیچ‌کس به‌ یاد ندارد که رهبران این گروه در برابر خواست‌های مردم افغانستان و جامعه‌ جهانی تساهل و مدارا و به خواست مردم تمکین کرده باشند. این گروه با سقوط هر ولایت کشور خون ریخت و انسان‌های زیادی را سلاخی کرد. حتا در هیچ دوره‌ای از تاریخ اسلام، روایت نشده ‌است که اسیر توسط مسلمانان شکنجه، تیرباران یا کشته شود و دارایی عامه و کشت‌زارهای مسلمان و غیرمسلمان تخریب و تاراج گردد؛ اما جنگ‌جویان این گروه تا توانسته‌، انسان‌ها را سلاخی کرده‌اند و حتا در مواردی به حیوانات و پرنده‌گان رحم نکردند. اسیران نیروهای دفاعی و امنیتی کشور را اکثراً در میدان جنگ تیرباران کرده‌اند و کم‌تر پیش‌‌ آمده است که اسیر را زنده نگه ‌دارند. شقاوت و بی‌رحمی طالبان و عطش‌شان در ریختاندن خون انسان‌ها در بیش از دو دهه جنگ و کشتار، فرو ننشسته و با گذشت هر روز باعث افزایش خشم جمعی شده است. کارنامه‌ سیاه طالبان از زمان ظهور این گروه تاکنون چیزی نیست، جز جنگ، کشتار، ویرانی و ترویج افراطیت دینی و مذهبی با قرائت قشری از دین و آموزه‌های اسلامی.

    گروه طالبان پس از ‌آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه صلح امضا کرد، به هیچ پایگاه نیروهای خارجی حمله نکرد و هیچ سرباز امریکایی در این مدت توسط این گروه، کشته نشده ‌است. جنگ این گروه که جهاد علیه اشغال و نجات مردم افغانستان از سیطره اشغال‌گران عنوان می‌شد، پس از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا، علیه مردم افغانستان ادامه دارد. جنگ‌جویان این گروه هنوز هم با سازماندهی حملات انفجاری و ماین‌گذاری‌ها، افغان‌ها را سلاخی می‌کنند و ریختاندن خون آن‌ها را روا می‌دانند. گروه طالبان از زمانی‌ که با امریکا تفاهم‌نامه‌ صلح امضا کرد، افغان‌های بی‌گناه را زیر عنوان بقایایی اشغال هر روز می‌کشد. هرچند دولت افغانستان از طالبان خواست که در ماه رمضان آتش‌بس کنند؛ اما طالبان با رد آتش‌بس در ماه رمضان، کشتار انسان مسلمان افغان را در ماه رمضان، ثواب گفتند. سوال اصلی این است که چرا طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند و چرا دست از کشتار مردم مسلمان افغانستان برنمی‌دارند؟ چرا طالبان به گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با دولت افغانستان حاضر نمی‌شوند و به بهانه‌های مختلف میز مذاکره را ترک می‌کنند؟ چنان‌چه طالبان در دوحه حاضر به ادامه‌ گفت‌وگو با هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلام افغانستان نشدند و میز مذاکره را ترک کردند. بن‌بست مذاکرات دوحه باعث شد که ایالات متحده امریکا کنفرانس استانبول را با مدیریت سازمان ملل متحد پیشنهاد کند. زمانی‌ که تاریخ آغاز نشست استانبول تعیین شد، طالبان از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند. نگارنده در این مقاله تلاش کرده ‌است تا به این دو پرسش‌ پاسخ ارایه کند. بنابراین، گروه طالبان با درنظرداشت دلایل ذیل از صلح با دولت و مردم افغانستان و گفت‌وگو هراس دارد:

    ۱- طالبان در صلح محو می‌شوند

    یکی از دلایلی که طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند، این است که اگر تحت هر شرایطی این گروه با مردم و دولت افغانستان صلح کند و جنگ و خشونت‌ها را متوقف سازد، وجود و هستی‌‌اش را از دست می‌دهد و محو می‌شود. هستی طالبان با خشونت رابطه ناگسستنی دارد و این هستی در صلح قابل رویت نیست. طالبان به درستی‌ می‌دانند که جامعه امروز افغانستان، جامعه ۱۹۹۶ و سال‌‌های قبل از آن نیست و تغییرات ژرفی در افکار و باورهای مردم و طرز زنده‌گی ‌آن‌ها به استثنای جنگ‌جویان این گروه، به‌ وجود آمده است. رسانه‌های آزاد و همه‌گانی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری با فرایند جهانی شدن و تبادله اطلاعات، روی زنده‌گی مردم این کشور، به ‌ویژه زنان، تاثیر عمیق برجا گذاشته است. در شرایطی که مردم افغانستان قرار دارند، طالبان نمی‌توانند بدون خشونت، وجود و هستی‌شان را اثبات کنند. این گروه حضورش را در ادامه خشونت می‌بیند و فکر می‌کند که باید خشونت کند تا دیده شود و قابل رویت باشد و به جز خشونت و کشتار که با قرائت سطحی و تندروانه از دین صورت می‌گیرد، متاع دیگری برای عرضه به مردم افغانستان ندارد. طالبان با خشونت و جنگ، امتیاز سیاسی – مادی به ‌دست آورده‌اند و هرگز نمی‌خواهند در صلح این امتیاز را از دست بدهند. رهبران گروه طالبان اگر همین امروز جنگ را متوقف کنند و به جنگ‌جویان‌شان اجازه دهند که به مراکز شهرها بیایند و با مردم مراوده داشته باشند، دیگر هیچ جنگ‌جوی این گروه به میدان جنگ برنخواهد گشت. زیرا که جنگ طالبان، جنگ ایدیولوژی نیست و جامعه امروز، جامعه دیروز نیست؛ بلکه جامعه‌ای ‌است که همگام با جهان تغییر کرده‌ است. کثرت اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی به عنوان بخشی از واقعیت جامعه و نیاز کشوری در حال توسعه، پذیرفته شده ‌است. در جامعه‌ امروز افغانستان، رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری فعالیت دارند، نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف، به ‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان فعال هستند و بالاخره درک مردم از محیط اجتماعی و پیرامون‌شان، دچار دگرگونی ژرف شده ‌است که در چنین شرایطی طالبان اگر خشونت را متوقف کنند و دست از جنگ بردارند، محو می‌شوند.

    ۲- از دست دادن عواید نامشروع

    از اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی، کشت کوکنار و تولید تریاک در افغانستان سیر صعودی در پیش گرفت. از سال ۲۰۰۹ میلادی کشت کوکنار و تولید تریاک در مناطق تحت حاکمیت و نفوذ طالبان افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به بیش از ۱۴۴ هزار هکتار زمین در مناطق تحت نفوذ طالبان کوکنار کشت شد و هشت تا ده هزار متریک تُن تریاک از آن به دست آمد. این در‌آمد ثابت مالی سبب تشدید جنگ از سوی طالبان و تعهد آنان به دوام جنگ در برابر دولت افغانستان شده است. تقریباً در اکثر بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان که این گروه تسلط دارد، مواد مخدر زرع، تولید و قاچاق می‌شود. افغانستان در حال حاضر بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است. تقریباً تمام مواد مخدر تولید شده در این کشور، در مناطق تحت تسلط طالبان زرع می‌شود. سالانه طالبان از این طریق میلیون‌ها دالر عاید نامشروع دارند. حتا پس از تفاهم‌نامه صلح طالبان با ایالات متحد که بیش از پنج هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شدند، در فهرست ارایه شده طالبان به جانب امریکا، بزرگ‌ترین قاچاقبران مواد مخدر شامل بودند که به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت و محکوم به مجازات شده بودند. چنان‌که امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در صحبت‌هایش در حمایت از جمهوریت که در پروان برگزار شده‌ بود، این مسأله را نیز یادآوری کرد. بنابراین، طالبان به این دلیل از صلح هراس دارند که در نتیجه‌ آن میلیون‌ها دالر عواید نامشروع و ناشی از جنگ را از دست می‌دهند. جنگ طالبان، جنگ برای تصاحب کل قدرت و سرمایه و رونق تجارت‌شان است، نه جنگ ایدیولوژی و تحقق نظام اسلامی و احیای خلافت اسلامی. اصلاً این گروه برنامه‌‌ای برای نظام اسلامی که ادعا می‌کند، ندارد.

    ۳- ترس از‌ ادغام با جامعه

    طالبان از ادغام با جامعه‌ افغانستان که در شهرها و روستاهای آن خون ریختانده‌ و انسان‌های زیادی را کشته‌اند، هراس دارند. گذشته سیاه طالبان و هراس آنان از‌ آینده عاری از جنگ، یکی از عمده‌ترین دلایلی ‌است که باعث شده ‌است، این گروه از توقف خشونت‌ها و جنگ در هراس باشد. طالبان هرچند بیان نمی‌کنند؛ ولی در خفا از آنچه در حق مردم افغانستان، آن‌هم به دستور استخبارات بیرونی روا داشته‌ و جنایاتی که در این کشور مرتکب شده‌اند، شرمسار هستند. حتا اگر دولت افغانستان در نتیجه‌ هر نوع فشار خارجی این گروه را عفو کند؛ ولی زنان این کشور و فرزندان قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی به ساده‌گی رهبران و جنگ‌جویان آن‌ها را نخواهند بخشید. در فضای عاری از جنگ و خشونت، این گروه به چشم‌های بیوه‌زنان و کودکان یتیم و مادران سوگوار و پدران درد دیده، نگاه نمی‌تواند. از این جهت، هراس این گروه از مواجه شدن با مردم افغانستان در فضای عاری از جنگ و خشونت پس از تفاهم‌ صلح با ایالات متحده ‌امریکا، مضاعف شده‌ است.

    هشت صبح