برچسب: اویغورها

  • آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟ شواهد ناکامی احتمالی طالبان را نشان می دهد

    آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟ شواهد ناکامی احتمالی طالبان را نشان می دهد

    رابطه چین با طالبان در حال حاضر در مقایسه با دور اول حکومت امارت اسلامی در افغانستان برخی تغییرات محسوس داشته است: پکن تلاش می کند با نزدیک شدن به طالبان این گروه را مجاب کند نه تنها دست از حمایت اویغورهای جنبش اسلامی ترکستان شرقی بردارد که در حالتی خوش بینانه این گروه را از پای درآورد.

    حمایت های دیپلماتیک چین از امارت اسلامی طالبان در محافل بین المللی حکایت از این هدف گذاری پکن در کنار اهداف اقتصادی کلان منطقه یی پکن دارد.

    رسانه «مادرن دیپلماسی» طی مطلبی منتشر شده در بیست و دوم نوامبر با طرح سوال :«آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟» عملی شدن وعده طالبان به چین برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی را بررسی کرده است:

    حزب اسلامی ترکستان مشهور به جنبش اسلامی ترکستان شرقی متشکل از اویغورهای مسلمان تندرو است که در ولایت سین کیانگ چین پایه گذاری شده است. حزب اسلامی ترکستان(تی پی آی) نام تازه یی است اگرچه چین این گروه را با همان نام جنبش اسلامی ترکستان شرقی می شناسد و حاضر نیست نام حزب اسلامی ترکستان را در مورد این گروه به کار ببرد. جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سال 1997 میلادی توسط حسن محسوم(حسن مخدوم) تاسیس شد. حسن محسوم اما در سال 2003 میلادی توسط ارتش پاکستان کشته شد. هدف از تاسیس این گروه پایه گذاری یک حکومت مستقل به نام ترکستان شرقی در ایالت سین کیانگ چین می باشد. سازمان ملل متحد در سال 2020 نام این گروه را از لیست گروه های تروریستی خارج ساخت. ارتباط این گروه با اصول گرایان مسلمان نگرانی های چین در مورد افزایش تهدیدهای ناشی از تروریزم در داخل این کشور را چند برابر ساخته است.

    در سفر هیات طالبان به رهبر ملا عبدالغنی برادر به چین و ملاقات با مقامات چینی در شهر تیانجین، رئیس دفتر سیاسی وقت طالبان در قطر وعده سپرد به هیچ نیرویی اجازه فعالیت علیه چین در داخل افغانستان را نخواهد داد. سهیل شاهین، سخنگوی وقت طالبان، در مصاحبه با گلوبال تایمز گفت بسیاری از جنگجویان جنبش اسلامی ترکستان شرقی افغانستان را ترک کرده اند چون طالبان به آنها گفته است به هیچ گروهی اجازه استفاده از خاک افغانستان برای انجام حمله علیه کشورهای دیگر داده نمی شود. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، همچنین از طالبان خواست بود جنبش اسلامی ترکستان شرقی که در خارج از ولایت سین کیانگ مستقر است را نابود کند. به هر صورت باید نشست و دید آیا طالبان وعده ای که برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی که تهدید مستقیم برای امنیت ملی چین به شمار می رود را می تواند عملی کند یا خیر! در عملی شدن این وعده باید عوامل تاثیر گذار زیر را مد نظر داشت:

    اول: رابطه تاریخی طالبان با جنبش اسلامی ترکستان شرقی

    از نگاه رابطه تاریخی طالبان با جنبش اسلامی ترکستان شرقی، عملی شدن این وعده طالبان سوال انگیز است. براساس گزارش تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد، جنبش اسلامی ترکستان شرقی در حدود پانصد جنگجو در شمال افغانستان عمدتا در بدخشان دارد که از طریق کریدور واخان به چین متصل می شود. بیشتر ولایت بدخشان اکنون تحت کنترل طالبان است اما براساس برخی گزارشات جنگجویان چچنی، ازبک، تاجیک، اویغور به جای جنگجویان پشتون بدنه اصلی طالبان محلی را تشکیل می دهند. حضور جنگجویان خارجی در صفوف طالبان یک چالش بزرگ برای رهبران طالبان که مدعی ست با گروه های تروریستی خارجی قطع رابطه کرده اند، می باشد.

    دوم: تاریخچه فعالیت جنبش اسلامی ترکستان شرقی

    جنبش اسلامی ترکستان شرقی از سال 1990 میلادی در افغانستان فعالیت می کند و با فرماندهان محلی طالبان ارتباط نزدیکی دارد. این فرماندهان محلی طالبان ممکن است رهبری ارشد این گروه را تحت فشار بگذارند تا مانع اخراج جنگجویان جنبش اسلامی ترکستان شرقی از افغانستان گردند. زو یونگبیائو، مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه لانژو، معتقد است اعضای جنبش اسلامی ترکستان شرقی هنوز در افغانستان نفوذ دارد. این برای طالبان کار آسانی نیست تا به طور کامل ارتباطش با جنبش اسلامی ترکستان شرقی را قطع کند چون این اقدام ممکن است به دیگر ملیشه های نظامی که از این جنبش حمایت می کردند ضربه می زند.

    سوم: ظرفیت محدود طالبان

    ظرفیت طالبان برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی محدود است چون اعضا و رهبری این گروه در سراسر افغانستان، سوریه و ترکیه گسترده شده اند. ژانگ جیادونگ، استاد مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه فودان شانگهای، به گلوبال تایمز گفت در سال های اخیر جنبش اسلامی ترکستان شرقی محل های فعالیت خود در خارج را تغییر داده اند. مشخص نمودن تعداد دقیق جنگجویان این جنبش کار سختی است اما هسته رهبری آن در کشورهای پاکستان، سوریه و ترکیه به سر می برند. بیشتر آنها در سوریه هستند تا افغانستان و در سال های اخیر مواضع پایینی اتخاذ کرده اند.  

    چهارم: ارتباط با سازمان های ملیشه ای بین المللی

    جنبش اسلامی ترکستان شرقی ارتباطات خود با سازمان های ملیشه ای بین المللی به شمول القاعده را توسعه داده است. از این گذشته القاعده نفوذ بالایی روی طالبان دارد. القاعده توان و ظرفیت این را دارد تا اخراج جنگجویان جنبش ترکستان شرقی توسط طالبان از افغانستان را سبوتاز کند. برخی از سازمان های ملیشه ای تروریستی مانند داعش شاخه خراسان اختلافات ایدئولوژیکی شدیدی با طالبان افغانستان پیدا کرده اند. داعش شاخه خراسان به تازگی از اویغورها در حملات انتحاری خود در افغانستان استفاده کرده تا شکاف بین طالبان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی را برجسته سازند. این روند برای طالبان یک چالش کلان محسوب می شود.

    موضع اخیر طالبان در عدم حمایت از جنبش اسلامی ترکستان شرقی و حتی تلاش برای نابودی این گروه برای کسب رضایت چین با برخی از اصول پایه گذاری این گروه در تضاد است: نسخه تازه طالبان نسبت به جنبش اسلامی ترکستان شرقی برای عملی شدن کار سختی در پیشرو دارد. گذشت زمان بهترین قاضی برای عملی شدن یا شکست این موضع تازه طالبان خواهد بود.

    منبع: مادرن دیپلمات

    مترجم: حفیظ الله رجبی

  • چین فرصتها را در افغانستان ارزیابی می کند

    چین فرصتها را در افغانستان ارزیابی می کند

    طالبان از زمان تصرف کابل بارها سیگنال های حسن نیت به همسایگان افغانستان از جمله چین ارسال کرده اند. آنها قول دادند که تروریست هایی را که می توانند همسایگان افغانستان را هدف قرار دهند حمایت نکنند، از ابتکار کمربند و جاده بیجینگ حمایت کردند و اظهار امیدواری کردند که در کریدور اقتصادی چین و پاکستان شرکت کنند!

    با این حال برای چین، مساله مهم، اویغورهای حاضر در افغانستان است که طالبان در این مورد انعطاف نشان داده و اعلام کرده اند به هیچ گروهی اجازه نخواهند داد از خاک افغانستان برای هدف قرار دادن کشورهای خارجی استفاده کنند!

    برای چین، نحوه برخورد سایر اعضای جامعه بین المللی با دولت تحت رهبری طالبان نیز مهم است. بیجینگ نمی خواهد در همکاری با افغانستان جدید، تنها باشد؛ بنابراین دیدن پاکستان، ترکیه، روسیه و قطر که در حال حاضر با دولت امارت اسلامی افغانستان همکاری می کنند، چین را برای ادامه کار با دولت جدید تشویق می کند!

    رفتار چین نسبت به پیروزی طالبان بسیار مثبت بوده است. وزارت امور خارجه چین معتقد است که وضعیت در افغانستان به طور اساسی تغییر کرده است، بدین معنا که چین پیروزی طالبان را نه تنها مسلم، بلکه غیرقابل برگشت نیز می داند. وزارت خارجه چین براین باور است که آینده و سرنوشت افغانستان به دست مردم افغانستان برگشته است!

    یکی از دلایل کلیدی استقبال مثبت چین از دولت تحت رهبری طالبان این است که تصرف کابل به دست طالبان، شکست بزرگ ایالات متحده در زمان افزایش تنش بین دو ابرقدرت است. برای چین، پیروزی طالبان برابر است با شکست مداخله نظامی آمریکا و ناکامی دموکراسی غربی!

    چین همچنان ایالات متحده را مسئول آینده افغانستان می داند، اما بیشتر به دنبال جبران کردن وضعیت از سوی واشنگتن است تا مسئوولیت رهبری. چین از آمریکا خواسته است که با طالبان در روند حکمرانی مشارکت و همکاری کند. مقام های ارشد سیاسی چین همچنین از ایالات متحده می خواهند که برای حفظ عملکرد دولت تحت رهبری طالبان و ثبات افغانستان مساعدت کند!

    از این نظر، می توان گفت مبارزه برای نفوذ در افغانستان هنوز به پایان نرسیده است و ما می توانیم شاهد آغاز رقابت آمریکا و چین در قلب اوراسیا باشیم.

    داکتر نظری

  • نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان، در راس هیأتی به چین سفر کرد و با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار نمود.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته بود. در این اعلامیه همچنین آمده است افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    سفر هیأت گروه طالبان به چین دو روزه اعلام شده است و نظر به اظهارات این گروه، محور بحث‌ها صلح و امنیت افغانستان بوده است.

    وزیر خارجه چین همچنین گفته است امیدوار است گروه طالبان بتوانند “جنبش اسلامی ترکستان شرقی” را که چین آن را تهدید برای امنیت ملی‌اش می‌داند، سرکوب کند.

    مرکز این گروه در زمان حاکمیت طالبان کابل پایتخت افغانستان بود و از همان زمان روابط نزدیکی با القاعده داشته است.

    جنبش اسلامی ترکستان یک سازمان افراط‌گرای اسلامی است که توسط تندروان اویغور در غرب چین تاسیس شده است و چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، بریتانیا، روسیه و پاکستان آن را یک گروه “تروریستی” می‌دانند. اهداف اعلام شده این گروه ایجاد دولت مستقل به نام “ترکستان شرقی” در سین کیانگ چین است.

    طالبان در ماه‌های گذشته با تصرف ولایت بدخشان که مرز باریک با چین دارد خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند.

  • کشورهای آسیای مرکزی از اویغورها برای مقابله با طالبان استفاده می کنند

    کشورهای آسیای مرکزی از اویغورها برای مقابله با طالبان استفاده می کنند

    پایگاه خبری آسیانیوز در گزارشی نوشت کشورهای آسیای مرکزی از شبه نظامیان اویغورِ چین برای مبارزه با طالبان استفاده می کنند.

     چندین کشور آسیای مرکزی آماده استفاده از گروه های مزدور برای حفاظت از مرزهای خود در جریان درگیری های دولت افغانستان با طالبان هستند. 

    در گزارش آمده است بیشتر این افراد،  شبه نظامیان آموزش دیده  توسط دولت های منطقه  و از پناهندگانِ « اویغور » های چین می باشند. اویغورهای چین توسط تاجیکستان و دیگر کشورهای مشترک المنافع که با سقوط شوروی در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفتند  برای مقابله با طالبان استفاده می شدند.

    براساس توافقنامه کشورهای مشترک المنافع ( CIS) پایگاه ارتش ۲۰۱ روسیه در خاک تاجیکستان فغال است اما کرملین اکنون تنها ناظر اتفاقات است. 

    برپایه این گزارش ارتش روسیه مانورهای پیشگیرانه متعددی را با سربازان تاجیک شروع کرده است. این عملیات در مناطق کوهستانی « لاهور » و « سامبولی » انجام شده است. نیروهای ویژه روس از منظقه  مرکزی که مسئول آماده سازی نیروهای ارتش ازبکستان نیز هستند، این فغالیت ها را رهبری می کنند. انتظار می رود این نیروهای مختلط به زودی به مناطق مرزی با افغانستان اعزام شوند. 

    از طرفی ازبکستان مرددترین کشور در مقابله با طالبانی است که با آن قراردادی در زمان ریاست جمهوری تاریخی «اسلام کریموف » رئیس جمهور پیشین ازبکستان  امضا کرده بود.حتی جانشین وی « شوکت میرضیایف » مخالفِ نزدیک شدن به طالبان نبود. با وجود قانونِ اخیر درباره آزادی مذهبی ، میرضیایف به مسلمانان ازبکستان اجازه داد تا مدل های افراطی تر اسلام را تقویت کنند.با این وجود ازبکستان هم به گروه های فراری افغان از دست شبه نظامیان طالبان پناه داده است. 

    گزارش ها حاکی است شرایط در مرزهای ترکمنستان که در کنترل طالبان است نامشخص تر است. « قربان‌قلی بردی‌محمدف » رئیس جمهور ترکمنستان تصمیم گرفت برای تقویت حضور ارتش در نواحی مرزی ارتشِ خصوصی استخدام کند که  بسیاری از این گروه های ارتشی از پناهجویانِ اویغور می باشند. 

    برنامه دفاعی مشترک در برابر طالبان توسط  « سازمانِ پیمانِ امنیتِ جمعی » به بحث و گفت و گو گذاشته شده است. « آناتولی سیدوروف »  رئیس این سازمان موقتا در « دوشنبه » برای رصد کردن مرزهای مشترک با افغانستان حضور دارد و برنامه های پاسخِ مشترک را ارزیابی و تهیه می کند. اکنون، به نظر می رسد تنها اقدام در منطقه استفاده از شبه نظامیان اویغور است. 

    از سوی دیگر  روسیه در تلاش است تا با طالبان به شکل مستقیم مذاکره کند. چندی پیش مسکو  به رغم ممنوعیتِ  حضور سازمان های افراطی در این کشور میزبان هیئتی از طالبان بود. بسیاری از مخالفان دولت روسیه خواهان بیرون گذاشته شدن « سرگئی لاوروف »  وزیر امور خارجه دولت « ولادیمیر پوتین » از فهرست های  انتخاباتی شدند. مذاکره با گروه های تروریستی دلیل کنار گذاشته شدن تمامی نفرات نیروی دریایی از انتخابات است. 

    براساس گزارش برخی رسانه های کرد، ترکیه نیز آماده می شود تا به عنوان میانجی در مسئله افغانستان ورود کند. آنکارا مایل است از نیروهای «  ارتش ملی سوریه » که شامل اعضای متفاوتی از گروه سابق داعش است استفاده کند. 

    در پایان این گزارش آمده است گروه های مزدور، اویغورها و یا دیگران کلیدی برای مدیریت شرایط بسیار پیچیده درگیری ها می شوند که مرزهای افغانستان را در می نوردد و تمام منطقه آسیای میانه را درگیر خواهد کرد. 

  • ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

    ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

     نشریه ژاپنی “کیودو” با استناد به منابع معتبر نوشت: دولت ژاپن به کشور های غرب از جمله ایالات متحده آمریکا و انگلیس کمک کرد تا چین را تحت فشار قرار دهد.

    توکیو مدت زمان طولانی مخفیانه اطلاعات مربوط به اردوگاه ها و زندان های مسلمانان در منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور زا به سرویس های اطلاعاتی غربی منتقل می‌کرد.

    بر اساس این گزارش، توکیو اطلاعات کشفی در مورد این منطقه را ارائه می‌داد، اما به شرطی كه ایالات متحده و انگلیس به طور علنی منبع داده ها را افشا نکنند.

    این داده ها بود که واشنگتن برای اتهامات نقض حقوق بشر استفاده کرد ، و متعاقباً آن پکن را تحریم کرد.

    به گفته کیودو، انتقال این اطلاعات بیانگر تقویت همکاری بین منابع اطلاعاتی جاپان و اتحاد پنج چشم – Five Eyes است که شامل سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند است. این نشریه یادآوری می کند که توکیو هنوز در تلاش است روابط دوستانه خود را با پکن به عنوان بزرگترین شریک تجاری خود حفظ کند ، در حالی که روابط با متحد امنیتی خود ، واشنگتن را خدشه دار نمی‌سازد

    اویغورها از اقوام  ترک‌تبار ساکن ایالت خودگردان سین‌کیانگ یا  تُرکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی، در شمال غرب چین هستند که غیر از سین‌کیانگ چین؛ بر پایه آخرین آمارِ مربوط به سال 2009 میلادی، بخشی از آنان اینک ساکن کشور قزاقستان   بخشی کوچکی هم ساکن کشور قرقیزستان هستند. بیشتر اویغورها پیرو دین اسلام و سنی هستند.

  • طالبان تاجیک را بشناسید

    طالبان تاجیک را بشناسید

    عبارت “طالب‌های تاجیک” تا همین یک ماه پیش نامأنوس بود و به‌تازگی بر زبان سیاست‌مداران رسانه‌های افغانستان و فراتر از آن جاری شده و جلب توجه کرده است.

    درست یک ماه پیش، ۲۰ نوامبر، در مرکز ولسوالی مایمی درواز افغانستان میان اعضای گروه طالبان و پلیس محلی درگیری خونینی رخ داد که بر اساس برخی از گزارشها به مرگ ۲۶ سرباز، افسر، مدیر امنیت منطقه و کنترل آن ناحیه هم‌مرز با تاجیکستان به دست حمله‌وران انجامید. انتشار ویديوی رعب‌انگیز قتل نظامیان تسلیم‌شده و کنترل منطقه در شبکه‌های اجتماعی و تکلم مهاجمان به گویش‌های فارسی تاجیکستان دیگر شکی باقی نگذاشت که کاربرد تعبیر “طالبان تاجیک” بی‌جهت نبوده است.

    اینکه در گروه طالبان افغانستان اتباع کشورهای خارجی، از جمله تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، پاکستان، اویغورهای چین، چچن‌های روسیه و اعراب کشورهای محتلف حضور دارند، حرف تازه‌ای نیست. از همه آنها با عبارت “نیروهای خارجی” یاد می‌شود. اما ظهور اصطلاح “طالبان تاجیک” بیانگر نفوذ و نقش و جایگاه ویژه آنها در ترکیب جنبش طالبان است.

    دوست‌محمد محمدف، ملقب به مهدی، سرکرده این گروه ، پس از تصرف این ولسوالی مهم مرزی در یک پیام ویدئویی خطاب به نیروهای مسلح تاجیکستان در آن سوی رود آمو گفت: “ما این کار را امروز در این سوی دریا (رودخانه) کردیم، ولی پیش شما هم می‌آییم و با شما نیز چنین خواهیم کرد”. این پیام تهدیدآمیز نگرانی مقام‌های هر دو سوی آمو را توجیه می‌کند.

    لطیف پدرام، نماینده پیشین بدخشان در مجلس افغانستان که زاده ولسوالی درواز است، وجود “تاجیک‌های طالبانی” در این کشور را خطر جدی برای دولت تاجیکستان عنوان کرده است. او در صفحه فیس‌بوکی‌اش گفته است چنین حمله پرقربانی در منطقه سابقه نداشته و بدین شکل نیرومند فعال شدن طالبان تاجیک برای تاجیکستان هم خطر دارد. “طبعا وقتی در این منطقه مرزی جنگ می‌شود، برای کشور همسایه هم خطرناک است.”

    اما جدا از این حادثه، مقام‌های امنیتی کابل و دوشنبه از دیرباز از حضور شهروندان تاجیکستان در صفوف طالبان خبر داشتند. چند سال پیش مقام‌های شهرستان/ولسوالی امام‌صاحب افغانستان که با شهرتوس و قبادیان تاجیکستان هم‌مرز است، از حضور ۴۰ عضو تاجیکستانی در ترکیب طالبان تحت فرماندهی “مهندس مصطفی تاجیک” اظهار نگرانی کرده بودند. امام‌الدین قریشی، ولسوال وقت امام‌صاحب آن زمان به رسانه‌ها گفته بود که جنگجویان تاجیک عمدتاً در کار مین‌سازی و انجام انفجار و حمله‌های انتحاری طالبان دست دارند و مهندسان غالباً تاجیکستانی هستند. آقای قریشی گفته بود که “آنها در آن سوی دریای آمو در جنگل‌های تاجیکستان پایگاه‌هایی ساخته‌اند و زمانی که عملیات نیروهای دولتی در منطقه راه‌اندازی می‌شود، با عبور از آمو وارد جنگل‌های تاجیکستان می‌شوند.”

    مقام‌های تاجیکستان نه آن زمان و نه حالا از موجودیت پایگاه‌های گروه‌های مربوط به طالبان در جنگل‌های مرزی صحبت نکرده‌اند، اما گه‌گاهی در خلال سخنان آنها می‌شود اشاراتی به “جنگل‌های انبوه دشوارگذر” را شنید و اینکه نظارت بر آنها ناممکن یا بسیار پیچیده است.

    دو سال پیش حکومت تاجیکستان، شرکت‌های مخابراتی را موظف کرد که همه سیم‌کارت‌های تلفن‌های همراه را دوباره ثبت نام کنند و برای هر یک شناسنامه حد اکثر دو سیم‌کارت صادر شود. بنا به این دستور، استفاده از شناسنامه کسی دیگر برای دریافت سیم‌کارت تلفن همراه، مجازات در پی دارد. گفته شد که این کار برای تأمین امنیت کشور صورت می‌گیرد.

    در ماه ژوئیه سال میلادی جاری در یک نشست ویژه شورای امنیت تاجیکستان رئیس ‌جمهور وضعیت نگران‌کننده مرز با افغانستان را بررسی کرد. امام‌علی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، برای جلوگیری از رخنه احتمالی نیروهای افراط‌گرا دستور داد که با استقرار نیروهای اضافی، توانایی حفاظتی در امتداد حدود ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان تقویت شود.

    چندی بعد ساکنان شهرستان/ولسوالی درواز تاجیکستان شاهد عزیمت زرهپوش‌های جنگی و ماشین‌های حامل نیروها به سمت مرز با افغانستان شدند. خط مرزی میان درواز تاجیکستان و درواز افغانستان ۲۰۰ کیلومتر طول دارد و بخشی از این ناحیه در افغانستان تحت نفوذ طالبان است. در شهرستان نُسَی افغانستان یک پل مرزی که بنیاد آقاخان سال‌ها پیش ساخته بود، دو درواز را به هم وصل می‌کند.

    ولی سؤال این‌جاست که “طالبان تاجیک” تا کجا برای امنیت تاجیکستان خطرناک است و چه شانسی برای پیاده‌سازی اهدافش دارد؟ این گروه روی چه گروه‌هایی در داخل می‌تواند حساب باز کند؟

    بسیاری از تحلیلگران در داخل تاجیکستان بر این باورند که این گروه از هیچ بخت و اقبالی در این کشور برخوردار نیست و در خود افغانستان هم استقلال عمل ندارد و طالبان از این گروه استفاده ابزاری دارند و بس.

    قاسم بیک‌محمد یکی از این تحلیلگران است که می‌گوید:”باید گفت حضور جنگجویان تاجیک در افغانستان و بطور خاص در مناطق هم‌مرز با تاجیکستان، مانند بدخشان، برای امنیت ملی تاجیکستان خطر جدی ندارد. زیرا تا جایی که تجربه چندین دهه حضور گروه‌های افراطی و تروریستی در افغانستان نشان داده‌است، تهدید مستقیم به امنیت کشورهای آسیای مرکزی، از جمله تاجیکستان، در دستور کار آنها نیست. از سوی دیگر، هجوم مستقیم و گسترده این گروه‌ها به قلمرو کشورهای منطقه واکنش جدی آنها و همین‌طور سازمان پیمان امنیت دسته‌جمعی و کشورهای ذی‌نفع، از جمله چین را در پی خواهد داشت و این گروه‌ها نمی‌توانند این عامل را نادیده بگیرند.”

    آقای بیک‌محمدف با اشاره به سالیان پیش می‌گوید که بارها مقام‌های امنیتی روسیه شمار “داعشی‌ها” در افغانستان را هزاران تن عنوان کرده و از آمادگی آنها برای هجوم به آسیای مرکزی هشدار داده بودند که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت.

    او با استناد به گزارش رسانه‌ها می‌گوید مهاجمان تاجیکستانی حملات مایمی افغانستان متعلق به گروه انصارالله و تحت حمایت طالبان هستند و برای تقویت موقعیت طالبان در مذاکره با دولت افغانستان در دوحه دست به این عملیات زده‌اند.

    اما ژنرال نورعلی شاه نظرف، رئیس پیشین کمیته دولتی مرزبانی تاجیکستان بر این نظر است که حضور چنین نیروهایی در مناطق مرزی کشور همسایه امنیت تاجیکستان را تهدید می‌کند و نباید احتمال رخنه این نیروها به خاک تاجیکستان را صرف نظر کرد. زیرا مرزبانان تاجیک در هر یک متر مرز پرمنفذ تاجیکستان و افغانستان حضور ندارند. اما ژنرال نظرف خوشبین است که هر آنچه از دست این گروه‌ها برمی‌آمد، تا کنون به نمایش گذاشته‌اند و نیروهای مرزی تاجیکستان نیروهای سابق نیستند و بسیار کارآزموده و تقویت شده‌اند. او معتقد است که دولت افغانستان و نیروهای آمریکایی مستقر در آن کشور هم باید چاره‌ای بجویند.

    با وجود این، پیام تهدیدآمیز “طالبان تاجیک” مسئولان امنیتی تاجیکستان را به اتخاذ اقدامات به اصطلاح فوری پیش‌گیرنده واداشته است. یکی از این اقدامات پخش صحبت‌های ویدئویی بستگان و نزدیکان “طالبان تاجیک” در شبکه‌های اجتماعی است که خطاب به آنها می‌گویند “به سوی وطن تیر شلیک نکنید، وگرنه عاق‌تان می‌کنیم.”

    هرچند گمان است که این فشار روانی بر “سربازان راه حق” که به راه بی‌بازگشت گام نهاده‌اند و در هر دو صورت مغضوب واقع خواهند شد، اثرگذار باشد. به‌ویژه پس از آنکه چند تن از آنها با دعوت و وعده عفو مقام‌های تاجیکستان به وطن برگشتند تا سرانجام به دوره‌های طولانی محکوم به زندان شوند. گمان نمی‌رود که سهراب یوسف، دلیر ایل‌مرادف، دوست‌محمد محمدف، محمد شریفف، شکربیک خال‌بیکف، بیگزاد و جواهر اورونف، حذیفه، یونس ارصلان، زکریا و دیگرانی که در نبرد خونین ۲۰ نوامبر در مایمی دست داشتند، بخواهند سرنوشت مشابهی داشته باشند.

    بی بی سی

  • نفوذ اقتصادی و سیاسی چین می تواند جنگ در افغانستان را به پایان برساند

    نفوذ اقتصادی و سیاسی چین می تواند جنگ در افغانستان را به پایان برساند

    مولانا سمیع‌الحق، «پدر معنوی طالبان» در سال ۲۰۱۸ گفت: «از چین به عنوان داور در گفت‌وگوها (برای صلح در افغانستان) استقبال می‌شود و تمام مسائل به این مهمی نباید تنها برای ایالات متحده گذاشته شود». مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان سرانجام در ماه سپتمبر در قطر آغاز شد – مدت‌ها پس از گفت‌وگوهای ایالات متحده با طالبان که قبل از خروج پیش‌بینی شده ایالات متحده و ناتو از افغانستان صورت گرفت. پاکستان و امریکا به شدت روند صلح را ترغیب و تشویق کردند. اما ایدۀ آوردن چین در میز مذاکره هرگز مطرح نشد.

    چین نیز علاقۀ‌ شدیدی به حل درگیری در افغانستان دارد. با این حال، پکن بسیار در سطح پایین نگه داشته شده است، تا حدی که هیچ حضوری ندارد، حتی با وجود اینکه روابط نزدیک با طرف‌های درگیر – حکومت افغانستان، طالبان و پاکستان – دارد. این کشور شاید بهترین موقعیت را برای میانجی‌گری مذاکرات داشته باشد.
    اکنون زمان آن فرا رسیده که چین پا پیش بگذارد و از نفوذ اقتصادی و قدرت سیاسی خود برای خاتمه دادن ۴۰ سال درگیری در افغانستان استفاده کند.
    در حالی‌که چین علاقۀ چندانی به ریشه‌های درگیری در افغانستان نشان نداده است، اما دو هدف استراتژیک در این کشور دارد. چین برای گرفتن نقش مصلح در افغانستان کاملاً مجهز است.
    طالبان در سطح محلی قبلاً‌ از مسلمانان اویغور برای جنگ در افغانستان استقبال و حمایت کرده است، بنا براین، چین نگران تهدیدات احتمالی و نفوذ فرامرزی از ناحیه ولایت سین کیانگ است. با قوت گرفتن نگرانی‌ها از «سه ناحیه بد» – افراط‌گرایی، تجزیه طلبی و تروریزم – با کاهش حضور ایالات متحده در منطقه، منافع و حضور چین در افغانستان افزایش یافته است.
    در پی نخستین سفر رییس جمهور اشرف غنی به چین در سال ۲۰۱۴، بر بنیاد گزارش‌ها، وی با استرداد ۱۵ شبه‌نظامی اویغور که در خاک افغانستان پناه گرفته بودند، موافقت کرد. در سال ۲۰۱۵، نمایندگان طالبان به گونه پنهانی با استانکزی، از مقامات شورای صلح افغانستان در چین ملاقات کرد تا خشونت‌ها را کاهش دهد. به نظر می‌رسد که چین مایل است با طالبان و رهبران میانه‌رو افغانستان همکاری کند تا رابطه بین افراطیون اسلامی خارجی و تجزیه طلبان سین کیانگ اویغور را قطع کند.
    اقدامات اخیر چین علیه جمعیت اویغور – به شمول ۲ میلیون زندانی در کمپ‌های آموزشی، عقیم‌سازی زنان و نظارت گسترده بر این جمعیت – حاکی از طول دوره‌ای است که هراس از شورش و تروریزم را در درون حکومت چین و درک سیاست خارجی آن از تهدیدات علیه این کشور نشان می‌دهد. ثبات و مصالحه در افغانستان به طور بالقوه می‌تواند یکی از منابع اضطراب پکن را کاهش دهد.
    اما پکن به عنوان بخشی از توسعه منطقه‌ای ابتکار یک کمربند و جاده، به مراتب هدف بسیار بزرگ‌تری در ترویج سرمایه‌گذاری اقتصادی دارد. یک حل و فصل یا حتی کاهش درگیری در افغانستان می‌تواند فضای اقتصادی باثبات‌تری را برای رشد بیشتر اقتصادی چین تضمین کند.
    هرچند، مرز بین چین و افغانستان تنها ۷۶ کیلومتر است، اما این دروازه کوچک می‌تواند بازارهای وسیع و گسترده تجهیزات مورد نیاز توسعه مداوم اقتصادی چین را باز کند. ابتکار کمربند و جاده و دهلیز اقتصادی چین و پاکستان از طریق زیرساخت‌ها و بازارهای لازم برای زنجیرۀ تأمین چین به دنبال اتصال آسیای میانه، پاکستان و افغانستان به خاورمیانه، افریقا و اروپا است.
    از دست دادن این فرصت برای چین گران تمام خواهد شد و بدون صلح و ثبات افغانستان، چین نمی‌تواند از نتیجه مطلوبی بهره‌مند شود. سرمایه گذاری‌های مستقیم مالی چین: امروز، چین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در افغانستان است که قرارداد استخراج ۴٫۴ میلیارد دالر برای توسعه معدن مس عینک را خریداری کرده است. به دلیل ادامه درگیری‌ها و ناامنی در کشور، حتی با افزایش سرمایه‌گذاری در بخش معدن، چین قادر به فعالیت کامل نبوده است. ثبات افغانستان به چین که از لحاظ اقتصادی متکی به انرژی و مواد خام است، کمک بزرگی می‌کند و در عین حال به افغانستان کمک خواهد کرد تا خود را از وابستگی به کمک‌های بین‌المللی آزاد کند.
    اگر چین آرزوی رهبری در آسیای میانه را دارد، باید از روابط قوی و پایدار خود با اسلام‌آباد برای فشار آوردن بر پاکستان استفاده کند تا این کشور نقش سازنده را در مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان بازی کند. پاکستان، دوست دیرینه چین، هنوز برای تحت فشار قرار دادن طالبان برای کاهش خشوت‌ها در بهترین موقعیت قرار دارد. پکن نمایندگان طالبان را در سپتمبر سال گذشته به چین دعوت کرد و یک ماه بعد اعلان نمود که می‌خواهد از مذاکرات میان‌افغانی میزبانی کند، اما این امر هرگز عملی نشد.

    رهبران چین مدت‌هاست از گفت‌وگوهای صلح حمایت می‌کنند و گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که پکن آماده است همراه با پاکستان توافق‌نامه صلح را «ضمانت» کند. به گفته داکتر شی یین هونگ، مشاور امور خارجی شورای دولتی چین: «تا زمانی‌که فرصتی وجود داشته باشد، چین مذاکرات صلح را به روش خصوصی پیش می‌برد». چین همچنین ادعا می‌کند که در صورت لزوم به «همکاری نزدیک» با همه طرف‌ها برای سازش ادامه می‌دهد. به این ترتیب، سهم بالقوه چین می‌تواند توسط همه طرفین در روند آوردن صلح به افغانستان پذیرفته شود.

    منبع: انستیتوت لاوی

    مترجم: سید طاهر مجاب