برچسب: امریکا و چین

  • آیا اژدها بر می خیزد؟

    آیا اژدها بر می خیزد؟

    معاهدات وستفالیا در سال 1648م نقطه آغاز روابط بین‌‌الملل یا در آن زمان روابط بین‌‌الدول بود. از آن زمان تا اکنون روابط بین‌‌الملل نظام‌‌ها/ ساختارهای گوناگون را به خود دیده است و قدرت‌‌های زیاد نیز در عرصه‌‌ی بین‌‌الملل ظهور و افول کرده‌اند. نظام‌‌های چون موازنه قوا و چندقطبی پس از وستفالیا، کنسرت نظامی پس از کنگره وین 1815، موازنه قوا پس از جنگ جهانی اول، دوقطبی منعطف و متصلب در دوره‌ی پس از جنگ جهانی دوم و جنک سرد و تک‌قطبی در دهه 90م و به عقیده بعضی از کارشناسان تا اکنون ادامه دارد. در این نوشته تلاش می‌‌کنم می‌‌کنم تا این موضوع را بررسی کنم که آیا زمان تک‌قطبی و هژمون ایالات متحده به پایان رسیده و ساحتار/ نظام بین‌الملل دستخوش تغییر خواهد شد؟

    با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان ساختار دو قطبی روابط بین‌‌الملل صحبت‌‌های فراوان درباره‌‌‌‌ی نظم آینده جهانی در محافل آکادمیک وجود داشت. فرانسس فوکویاما استراتژیست برجسته‌‌ی وزارت خارجه ایالات متحده نظریه پایان تاریخ و دکترین نظم نوین جهانی را مطرح کرد. منظور فرانسس فوکویاما از پایان تاریخ این است که لیبرال دموکراسی به‌عنوان ایدیولوژی غالب در جهان حاکم می‌‌شود. براساس نظم نوین جهانی ایالات متحده به تک‌قطب در روابط بین‌‌الملل مبدل می‌شود و در رأس هرم قرار می‌‌گیرد. در این خصوص اختلاف میان کارشناسان روابط بین‌‌الملل وجود دارد. گروه اول معتقدند که تا اکنون ایالات متحده تک‌قطب جهانی است و این هژمون ادامه خواهد یافت. در مقابل گروه دوم معتقدند که دوران تک‌قطبی چند صباحی بیش‌تر دوام نیاورد و ظهور قدرت‌‌های چون اتحادیه اروپا، چین، جاپان و روسیه ساختار تک‌قطبی روابط بین‌‌الملل را متحول کرده است. سوال دیگری که در محافل آکادمیک مطرح ‌‌بود این که ساختار بعدی روابط بین‌‌الملل پس تک‌قطبی چگونه خواهد بود/ است؟ اتفاق نظر وجود ندارد. عده‌‌ای بر این باور بودند که ساختار روابط بین‌‌الملل یک-چندقطبی یا سلسله‌مراتبی است.

    در میان قدرت‌‌های نوظهور جدی‌‌ترین رقیب ایالات متحده، چین است. در حال حاضر چین یکی بزرگ‌ترین کشورهای جهان، پرسرعت‌‌ترین اقتصاد در حال رشد، بزرگ‌ترین تولیدکننده، دومین مصرف‌کننده، بزرگ‌ترین پس‌اندازکننده و دومین هزینه‌کننده‌ی نظامی است. از چین به‌عنوان قدرت چالش‌گر هژمون ایالات متحده یاد می‌‌شود. چین با تغییر ساختار و سیاست‌‌های اقتصادی در دهه 70م گام بلندی به‌سوی تبدیل‌شدن به قدرت جهان برداشت. در مورد قدرت‌‌گیری چین استراتژیست‌‌های ایالات متحده دو دسته هستند: دسته نخست براین باورند که اگر امریکا چین را به‌عنوان همکار در نظر بگیرد؛ رشد چین به‌عنوان همکار، برای ایالات متحده نگران‌کننده نیست و چین قدرتمند می‌تواند روابط خوب با همسایگان و امریکا داشته باشد. از سوی دیگر چین به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای می‌تواند نظم و امنیت منطقه را تأمین کند. اما اگر درک امریکا از چین به‌عنوان یک تهدید باشد آن وقت رشد چین می‌‌تواند تهدید بالقوه برای منافع ملی ایالات متحده و متحدانش و عاملی بی‌‌ثباتی در منطقه و جهان، رقابت امنیتی تنش‌‌زا با پتانسیل بالای وقوع جنگ در نظر گرفته شود؛ در این صورت رابطه امریکا و چین توأم با تقابل و رقابت خواهد بود.

    جان مرشایمر نظریه‌پرداز برجسته‌‌ی واقع‌‌گرایی تهاجمی در سال 2001 بیان داشت که سیاست‌های امریکا را در قبال چین نادرست می‌‌داند. او معتقد است که سیاست امریکا در قبال الحاق چین به اقتصاد جهانی و سازمان تجارت جهانی زمینه‌ی رشد چین را تسهیل بخشید. این سیاست ایالات متحده اشتباه است؛ زیرا چین ثروتمند، قدرت حامی حفظ وضع موجود نخواهد بود، بلکه کشوری تهاجمی و مصمم به دستیابی به هژمونی منطقه‌‌ای خواهد بود. اکنون با گذشت 18 سال از اظهار نظر مرشایمر، در بعضی موارد حق با او بوده با رشد اقتصادی چین بودجه نظامی این کشور نیز افزایش یافته است. از سوی دیگر استراتژیست چین خواستار تغییر در سیاست خارجی هستند و سیاست خارجی چین باید براساس توانمندی‌‌های روبه‌رشد این کشور تعریف شود.

    چین و ایالات متحده در حوزه‌‌ای مختلف با هم اختلاف دارند که در این‌جا بررسی می‌‌‌کنم.

    حوزه اقتصادی: دانیل درزنر، استاد سیاست بین‌‌الملل در دانشگاه تفتس (Tufts) قدرت گیری چین را تنها در حوزه اقتصادی می‌‌داند و چین بزرگ‌ترین طلبکار ایالات متحده است. به عقیده او در عرصه نظامی و سیاسی ایالات متحده قدرت بلامنازعه‌‌ای است و حداقل تا چندین سال آینده تغییر نخواهد کرد. اما در عصر جهانی‌شدن آیا می‌‌توان تمایز میان اقتصاد و سیاست قایل شد؟

    با این همه این نظریه نیز منتقدان خود را دارد، تعدادی از پژوهش‌‌گران معتقدند که ادغام چین به اقتصاد جهانی این کشور آسیب‌پذیر کرده و از سوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده موتورهای اصلی اقتصاد جهانی هستند. پژوهش‌‌گران اقتصاد سیاسی بین‌‌الملل بر این باورند که ایالات متحده در اقتصاد جهانی به مثابه یک نهنگ است و هر نوع تحول در اقتصاد ایالات متحده تأثیر به‌سزایی بر اقتصاد جهانی دارد و از سوی حجم اقتصاد ایالات متحده سه برابر چین است.

    حوزه نظامی و امنیتی: ایالات متحده از لحاظ نظامی و امنیتی قدرتمندترین کشور جهان است و این برتری تا سال‌‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت. اما رشد چشم‌‌گیر چین در سال آخر این سناریو را قوت بخشیده است که اگر چین رشد اقتصادی خودش را تا دو دهه آینده به همین اندازه نگهدارد می‌‌تواند قدرت نظامی ایالات متحده را به چالش بکشد.

    چین در حال حاضر در زمینه‌ی تغییر موازنه قوا در آسیا پاسیفیک به سود خودش موفق بوده و لحاظ نظامی قدرت غالب منطقه است. رشد اقتصاد چین به این کشور کمک کرده تا ارتش را نوسازی کرده و بودیجه‌ی بزرگی برای این کار هزینه کرده است.

    چین، در حال حاضر بعد از ایالات متحده دومین بودجه نظامی را دارد و این روند در حال افزایش است و باعث نگرانی جدی ایالات متحده شده ‌‌است. بودجه نظامی چین در سال 2008، 57 بیلیون دالر امریکایی بود که نسبت به سال 2007، 17.6 درصد افزایش را نشان می‌‌دهد؛ در سال 2009، افزایش 14.9 درصدی داشت و به 70 بیلیون دالر رسید؛ در سال 2010 افزایش 7،5 درصدی، در سال 2011 افزایش 11،7 درصدی، سال 2012 افزایش 11،6 درصدی، در سال 2013 افزایش 10،7 درصدی، در سال 2014 افزایش 11،2 درصدی، در سال 2015 افزایش 12،2 درصدی، در سال 2016 افزایش 7،6 درصدی، در سال 2017 افزایش 7 درصدی، در سال 2018 افزایش 8،1 درصدی و در سال 2019 افزایش 7،5 درصدی داشته است. چین در حال حاضر به سرعت در صدد کاهش فاصله با غرب در عرصه فناوری نظامی است و سرمایه‌گذاری‌‌های بزرگ روی نوسازی نیروهای هوایی کرده که در زمینه‌ی تولید جنگنده‌‌های جی – 11 که شبیه جنگنده‌‌های سوخو روسی و با جنگنده‌‌های اف-15 امریکایی قابل مقایسه است و جنگنده های جی-21 و جی-31 که می‌‌تواند با جنگنده‌‌های اف-31 امریکایی رقابت کند به موفقیت‌‌های قابل ملاحظه‌‌ای نایل شده است.

    افول امریکا؟ رابرت جرویس نظریه‌پرداز مشهور روابط بین‌‌الملل این سوال مهم را مطرح می‌‌کند که آیا «تغییر ساختار یا تغییر در ساختار؟» به عبارت بهتر آیا تغییر در روابط به حدی جدی است که ساختار بین‌‌الملل را متحول کند یا فقط شکل دیگری از موازنه قوا است؟ در مورد دانشمندان روابط بین‌‌الملل دو دسته‌اند. دسته اول، کسانی چون جوزف نای، بری بوزان، ویلیام ولفورث، استیون بروکس و دیگران معتقدند که ایالات متحده ابرقدرت محض است و این برتری را برای مدتی حفظ می‌‌کند و تک‌قطبی باثبات‌‌تر است. دسته دومی شامل کسانی چون کنث والتز، کریستفر لین، اسفان والت و دیگران می‌‌گویند که ایالات متحده مدت کوتاهی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ابرقدرت مطلق بود و اکنون قدرت هژمون است؛ این وضعیت در بلندمدت دوام نخواهد داشت و ساختارهای چون «تک‌قطبی بی‌ثبات یا چندقطبی» احیا شده را پیشنهاد می‌کنند.

    موانع سد راه هژمون‌شدن چین: نخستین مانع فراراه هزمون‌شدن چین ساختار سیاسی غیردموکراتیک این کشور است و از نظر ثبات دولت‌‌های غیردموکراتیک شکننده است، اما چین با داشتن دستگاه قوی دولتی تا کنون ثبات سیاسی خودش را حفظ کرده است. ولی این شیوه‌ی حکومت‌داری در سطح بین‌‌الملل مقبولیت ندارد. دومین، مانع ژئوپلیتیک چین است. چین با 21 کشور مرز دارد که هفت کشور آن از 15 کشور بزرگ جهان است و از 1949 بدین‌‌سو با پنج کشور آن وارد جنگ شده است. مرزهای چین نسبت به ایالات متحده آسیب‌پذیرتر است و چین با چند همسایه‌ خود مناقشه‌ی مرزی دارد؛ درحالی‌که از نظر ژئوپلیتیکی ایالات متحده با تهدید جدی روبه‌رو نیست.

    سخن پایانی: برخی از کارشناسان روابط بین‌‌الملل معتقدند که درگیرشدن ایالات متحده در جنگ فرسایشی با تروریسم فرصت خوبی بر خیزش چین در سطح بین‌‌الملل شد که از آن به‌عنوان خیزش/ بیدارشدن اژدها یاد شده است.

    بری بوزان در کتاب «مردم، دولت‌‌ها و هراس» چهار نوع تهدید امنیت ملی را نام می‌‌گیرد که عبارت از تهدید نظامی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیط است. قدرت‌‌های بزرگ‌‌ معمولا در مقابل تهدیدهای پیش‌‌بینی‌نشده آسیب‌پذیرند. این تهدیدها معمولا ناشی از عوامل زیست محیطی است. نمونه‌‌ای خوب آن ویروس کرونا است که در حال حاضر به یک بحران جهانی مبدل شده است. چین از نخستین کشورهایی بود که با گرفتن تدابیر شدید بر ویروس کرونا فایق آمد درحالی‌که ایالات متحده هنوز درگیر این ویروس است. در سوی دیگر چین در حال گسترش نفوذ خود با اهدای کمک به کشورهای آسیب‌دیده است.

    با مشاهده این تحولات آنچه هویدا است تغییر در ساختار بین‌‌الملل آمدنی است و شاید دوباره به وضعیت دوقطبی یا هم چندقطبی و موازنه قوا برگشت.


    اطلاعات روز

  • امریکا ده‌ها شرکت چینی را تحریم کرد

    امریکا ده‌ها شرکت چینی را تحریم کرد

    از جمله شرکت‌های تحت تحریم می‌توان به شرکت نظارت ویدیویی «هایک‌ویژن» و «داهوآ» اشاره کرد که از بزرگترین شرکت‌های نظارتی چین هستند.با اعمال تحریم‌ها، این شرکت‌ها نمی‌توانند با امریکا داد و ستد داشته باشند.

    واشنگتن می‌گوید شرکت‌هایی که در این فهرست قرار گرفته‌اند با دولت چین در آزار و اذیت و نقض حقوق مسلمان اویغور به‌ویژه اقلیت‌های مسلمان در منطقه خودمختار «سین کیانگ» همکاری داشته‌اند.

    بر اساس گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، چین در ماه‌های گذشته در جریان آزار و اذیت مسلمانان اویغور، «صدها هزار نفر» از آنان را به اردوگاه‌هایی که مانند زندان هستند، روانه کرده است. در مقابل چین ادعا می‌کند که این اردوگاه‌ها، مراکز آموزش مبارزه با افراط گرایی هستند.

    تحریم‌های امریکا علیه چین در ارتباط با اقلیت مسلمان اویغور یک روز بعد از آن اعلام می شود که مقامات بلندپایه چینی و آمریکایی در واشنگتن با یکدیگر ملاقات کردند تا راهی برای حل جنگ تجاری میان دو طرف پیدا کنند.

  • امریکا در صورت تکرار اشتباهات خود باید منتظر عواقب آنها باشد

    امریکا در صورت تکرار اشتباهات خود باید منتظر عواقب آنها باشد

    به نقل از خبرگزاری رویترز، این اظهارات از سوی وزارت تجارت چین، پس از آن صورت گرفته که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری امریکا، روز جمعه اعلام کرد واشنگتن ۵ درصد تعرفه بیشتر بر کالاهای چینی اعمال خواهد کرد؛ این پاسخی تلافی‌جویانه به اقدام پکن بود که چند ساعت قبل از آن، از اعمال تعرفه بر کالاهای امریکایی به ارزش ۷۵ میلیارد دالر خبر داده بود.

    در بیانیه وزارتخانه چین آمده است: “پروتکشنیسم تجاریِ قلدرانه و یک‌جانبه این‌چنینی، و نیز فشار حداکثری، هم‌رایی بین روسای چین و امریکا را نقض می‌کند و به طور جدی، به سیستم تجارت چندجانبه و نظم تجارت بین‌المللی آسیب می‌زند.”

    در ادامه بیانیه ذکر شده : “چین، خواستار آن است که امریکا درباره این وضعیت بد قضاوت نکند و یا اراده مردم چین را دست کم نگیرد.”

    ترامپ در حساب توئیتر خود، اعلام کرده بود امریکا از اول اکتبر -که مصادف با هفتادمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین است- تعرفه‌ وارداتی بر ۲۵۰ میلیارد دالر کالای چینی را از ۲۵ درصد کنونی به ۳۰ درصد خواهد رساند.

    وی هم‌زمان با این اقدام، اعلام کرد تعرفه سهم دیگری از کالاهای چینی به ارزش ۳۰۰ میلیارد دالر، از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد خواهد رسید. امریکا این تعرفه‌ها را از اول سپتامبر بر برخی از این کالاها اعمال خواهد کرد؛ با این حال، برقراری این تعرفه برای حدود نیمی از این کالاها، تا پانزدهم اکتبر به تعویق افتاده است.

    چین پیش از اظهارات ترامپ اعلام کرده بود تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر خودروها و نیز ۵ درصدی برای قطعات خودرو را مجددا برقرار خواهد کرد؛ اعمال این تعرفه‌ها در دسامبر سال پیش متوقف شده بود.

    مشاور اقتصادی کاخ سفید طی روزهای قبل اذعان داشته بود دولت ترامپ، در حال برنامه‌ریزی برای دیدار رو در روی مقامات چین و امریکا در ماه سپتامبر است. انجام این دیدار هنوز قطعی نیست. جنگ تجاری یک‌ساله این دو قدرت بزرگ اقتصادی، باعث آشفتگی بازارهای اقتصادی شده و اقتصاد جهان را متزلزل کرده است.

  • ترامپ از شرکت های امریکایی خواست چین را ترک کنند

    ترامپ از شرکت های امریکایی خواست چین را ترک کنند

    این دستور از سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا در حالی صادر شد که وی انتصاب “جروم پاول” به عنوان رییس بانک مرکزی ایالات متحده را یک تهدید بزرگتر برای اقتصاد کشور دانست تا شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین.

    ترامپ به کارخانجات امریکایی دستور داد تا هر چه سریعتر به دنبال یک جایگزین باشند یا اینکه محصولات خود را در امریکا تولید کنند.

    توئیت ترامپ کمی پس از آن منتشر شد که چین جدیدترین اقدام تلافی جویانه خود را علیه امریکا در نبرد تجاری بین دو کشور اعلام کرد و این مساله شاخص بازار بورس امریکا را بیش از ۴۰۰ واحد یا ۱.۶ درصد کاهش داد.

    ترامپ با افزایش فشارها بر سر عملکرد اقتصادی امریکا در بحبوحه گمانه زنی‌ها درباره یک رکود که می‌تواند باعث شکستش در انتخابات ۲۰۲۰ شود، روبروست.

    در هفته‌های اخیر، وی به بانک مرکزی تاکید کرد تا با کاهش نرخ بهره اقدامی انجام دهد اما دقایقی پس از آنکه رئیس بانک مرکزی سخنرانی خود را در جمع بانکداران و بدون مطرح کردن کاهش نرخ بهره پایان داد، ترامپ توئیت کرد: مثل همیشه، بانک مرکزی کاری نکرد. ما دالر بسیار قوی و بانک مرکزی بسیار ضعیفی داریم. من با هر دو کار می‌کنم و امریکا قوی می‌شود. تنها سوال من این است؛ چه کسی دشمن بزرگتر ماست، جروم پاول یا شی جینپینگ؟!

    رییس جمهوری‌ امریکا همچنین گفت: ایالات متحده بهتر است بدون تجارت با چین روزگارش را بگذارند. کمپانی‌های بزرگ ما دستور دارند تا به سرعت به دنبال جایگزین برای چین باشند که شامل بازگشت به امریکا و تولید محصولات در خانه است.

    روز جمعه، چین تعرفه‌های گمرکی پنج تا ۱۰ درصدی بر ۷۵ میلیارد دالر از کالاهای امریکایی شامل نفت، هواپیماهای سبک، خودروها و محصولات کشاورزی وضع کرد؛ امریکا نیز تعرفه‌های گمرکی را بر کالاهای چینی اعمال کرده است.

  • مایک پمپئو: جنگ تجاری امریکا و چین به پایان می رسد

    مایک پمپئو: جنگ تجاری امریکا و چین به پایان می رسد

    مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا در سخنرانی برای ۴۰ تن از تاجران و اقتصاددان‌ها گفت پیش‌بینی می‌کند جنگ تجاری با چین پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال آتی میلادی در ایالات متحده پایان می‌یابد.

    در میان حاضران استفان مور، نویسنده مطالب اقتصادی نیز بود؛ وی گفت: پامپئو درباره دورنمای دستیابی به توافق میان دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا با دولت پکن مزخرف گفته است. او هنوز فکر می‌کند ما می‌توانیم پیش از انتخابات به توافق برسیم اما من فکر می‌کنم ما همگی باید توافق کنیم که این برای کشور بهتر است.

    این نویسنده مطالب اقتصادی همچنین به این مساله اشاره کرد: به نظر می‌رسد وزیر خارجه هنوز درباره توافق با چین در بازه‌ای کوتاه مدت مخالف است و هنوز موانعی بر سر دستیابی به یک توافق سریع وجود دارد.

    وی با اشاره به اظهارات پامپئو ادامه داد:‌ وادار کردن چین برای توافق با چیزی یک کار دشوار است. افراطی‌ها اکنون در راس هستند.

    یکی دیگر از حاضران در نشست با پامپئو نیز به اظهارات و پیش‌بینی وزیر خارجه درباره دستیابی به توافق در سال آتی با چین واکنش نشان داد و گفت: او درباره چین صحبت کرد. او فکر می‌کند احتمالا توافق به دست می‌آید و آنها تا ۲۰۲۰ صبر نمی‌کنند.

    اوایل ماه جاری میلادی، ترامپ گفته بود قصد دارد تا با ۱۰ درصد تعرفه‌های گمرکی جدید بر ۳۰۰ میلیارد دالر دیگر از کالاهای چینی وارداتی به ایالات متحده به سمت جلو پیش برود و بر تمامی کالاهای وارداتی از چین مالیات وضع می‌شود که آغاز دور جدید تعرفه‌های تجاری محسوب می‌شود.

  • ترامپ اقتصاد امریکا را در قدرتمند توصیف کرد

    ترامپ اقتصاد امریکا را در قدرتمند توصیف کرد

    به نقل از ایران انترنشنال، ترامپ که هفته گذشته از تصمیم خود برای افزایش تعرفه گمرکی برای ۳۰۰ میلیارد دالر کالای چینی از اول ماه سپمبر خبر داده بود، همچنین تلاش کرد نگرانی کشاورزان امریکایی در زمینه افزایش تعرفه‌های گمرکی چین بر محصولات کشاورزی امریکا را برطرف کند.

    تحولات ارزی امریکا موجب شد که روز دوشنبه اختلافات میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان، که در دومین سال جنگ اقتصادی خود به سر می‌برند، افزایش یابد. بورس وال استریت، روز دوشنبه، یکی از بدترین روزهای سال ۲۰۱۹ را گذراند.

    اما ترامپ روز سه‌شنبه در حساب توییترش نوشت: «مبالغ هنگفتی از چین و دیگر نقاط دنیا، به دلیل امنیت، سرمایه‌گذاری و نرخ بهره بانکی به امریکا سرازیر می‌شود! ما در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار داریم. همچنین شرکت‌ها به صورت گسترده به امریکا می‌آیند. تماشای آن فوق‌العاده است!»

    رییس جمهوری امریکا اعلام کرد که به حمایت از کشاورزان امریکایی ادامه می‌دهد و کمکی ۱۶ میلیاردی را برای جبران خسارت کشاورزان در جنگ اقتصادی با چین در نظر گرفته است.

    او افزود: «کشاورزان بزرگ ما می‌دانند که چین در اندازه‌ای نیست که آن‌ها را نابود کند، زیرا رییس جمهوریشان از آن‌ها حمایت کرده و کاری می‌کند که هیچ رییس جمهوری دیگری انجام نداده من آن را سال آینده اگر لازم باشد انجام می‌دهم.»

    همچنین یک مشاور کاخ سفید روز سه‌شنبه گفت که رییس جمهوری امریکا قصد دارد به مذاکرات تجاری با چین ادامه دهد و دولتش همچنان آماده پذیرایی از هیاتی چینی در ماه سپتامبر است.

    لاری کودلاو، به شبکه خبری سی‌ان‌بی‌سی امریکا گفت: «او [ترامپ] می‌خواهد به مذاکرات ادامه دهد و مایل است به یک توافق برسد، اما این توافق باید توافقی خوب برای امریکا باشد.»

    با وجود افزایش تنش‌های اقتصادی میان امریکا و چین و اثرات مخرب آن بر اقتصاد دو کشور، قرار است مذاکرات این دو کشور در ماه سپتامبر از سر گرفته شود.

    روز دوشنبه، وزارت خزانه‌داری امریکا، چین را به دستکاری در ارزش پول خود متهم کرد. این اقدام می‌تواند جبهه‌ جدیدی را در جنگ اقتصادی میان این دو قدرت برتر اقتصادی جهان بگشاید.

    در این روز قیمت هر دالر امریکا در چین از مرز نمادین هفت یوآن گذشت. این میزان، پایین‌ترین میزان ارزش واحد پول چین در برابر دالر امریکا طی ۱۱ سال گذشته است.

    امریکا معتقد است که چین با کاهش خودخواسته و مدیریت‌شده ارزش پول خود، در تلاش است که صادرات محصولات خود را گسترش دهد و این کالاها را در بازارهای جهانی جذاب‌تر کند. اما چین این اتهام امریکا را رد کرده است.