برچسب: اقلیت های مذهبی

  • طالبان بدانند حکومت کردن با جنگ تفاوت دارد!

    طالبان بدانند حکومت کردن با جنگ تفاوت دارد!

    نزدیک به پنج ماه از تسلط دوباره طالبان و احیاء امارت اسلامی در افغانستان می گذرد و هنوز کشورهای همسایه، منطقه و جهان دولت این گروه را به رسمیت نشناخته اند و تحریم های بین المللی علیه امارت اسلامی همچنان ادامه دارد.

    حتی کشورهای حامی طالبان نظیر پاکستان هم در حال حاظر دولت این گروه را به رسمیت نشناخته است. همسویی کشورهای همسایه، منطقه و جهان دست کم در به رسمیت نشناختن طالبان در نوع خود قابل تأمل است.

    رسانه «دیلی تایمز» طی مطلبی در بخش سرمقاله خود در هفدهم جنوری خطاب به طالبان می نویسد حکومت داری با جنگ تفاوت دارد و این گروه می بایست به تعهداتی که در توافق نامه صلح دوحه به امریکا سپرده عمل کند.

    نویسنده مطلب تاکید می کند هشتاد درصد بودجه افغانستان از بیرون تأمین می شود و این کار طالبان برای حکومت داری را سخت می کند. طالبان باید بدانند که حکومت داری با جنگ تفاوت دارد و اگر دارایی های بلوکه شده افغانستان آزاد نشود، بروز بحران انسانی و اقتصادی شالوده های انسانی و اجتماعی این کشور را از هم می پاشاند.

    مطلب می افزاید طالبان با در نظرداشت این شرایط می بایست پیش شرط های جامعه جهانی و امریکا در «احترام به حقوق زنان، اقلیت های مذهبی و تعامل با رقبا و مخالفین سیاسی» را محقق سازد.

    امتناع طالبان از عمل به تعهداتی که خود در توافق نامه صلح دوحه و قبل از خروج امریکا از افغانستان سپرده است مانع تعامل مناسب با جامعه بین الملل و امریکا شده است و از سویی چون پاکستان در پروسه صلح افغانستان نقش تسهیل کننده را داشت و اینک برای ارسال کمک های انسانی به طالبان لابی گری می کند، رفتار حال حاضر طالبان سبب شرمساری پاکستان شده است.

    در بخش دیگری از مطلب تاکید شده لجاجت طالبان در عمل به تعهدات سپرده شده و البته احساس شرم امریکا از نحوه خروج از افغانستان در بلوکه شدن دارایی های خارجی افغانستان نقش داشته است.

    کشورهایی مثل امریکا که توانایی بلوکه کردن پول های افغانستان را دارند می بایست از خود کمی انعطاف پذیری به خرج دهند. امریکا اکنون به دلیل نوع خروج خود از افغانستان احساس شرمساری می کند و مورد تمسخر کشورهای جهان قرار گرفته و برای تسکین درد خود به اهرم فشار اقتصادی بر طالبان روی آورده است. تحمیل گرسنگی بر مردم افغانستان به نفع هیچ کس نیست.

    مطلب می افزاید طالبان باید به خودشان و مردم کشورشان کمک کنند تا مشکلات و چالش ها رفع گردد.  

    نویسنده مطلب در عین حال تاکید می کند اعلام اخیر طالبان مبنی بر بازگشایی مکاتب دخترانه در آغاز سال جدید خورشیدی می تواند نشانه خوبی باشد اما درگیری مرزی طالبان با نیروهای پاکستانی و تخریب حصارکشی خط دیورند از سوی نیروهای طالبان کمکی به حل بحران های افغانستان نمی کند.

    حفیظ الله رجبی

  • سفیر سابق افغانستان در سازمان ملل: طالبان عهد شکن هستند و باید فشار بین المللی بر این گروه افزایش یابد

    سفیر سابق افغانستان در سازمان ملل: طالبان عهد شکن هستند و باید فشار بین المللی بر این گروه افزایش یابد

    سفیر افغانستان در سازمان ملل طالبان را به عهدشکنی و عدم وفای به عهد متهم کرد.

    نصیراحمد اندیشه سفیر دولت قبلی کابل در سازمان ملل گفت: طالبان به قول‌های خود در مورد رعایت حقوق زنان و حقوق بشر عمل نکرد؛ به همین دلیل جامعه بین‌المللی باید به این گروه فشار وارد کند.

    سفیر افغانستان در سازمان ملل افزود: همه قول‌های گروه طالبان برای رعایت حقوق زنان و دیگر اقوام و اقلیت‌های افغانستان فعلاً گم شده و خبری از آنها نیست.

    این مقام دولت قبلی افغانستان همچنین طالبان را به ارتکاب جنایات جنگی در دره پنجشیر متهم کرد. این منطقه تنها نقطه‌ای در افغانستان بود که به تصرف طالبان درنیامده بود. نصیراحمد اندیشه طالبان را به کشتار غیرنظامیان حتی کودکان متهم کرده و گفته این گروه در دره پنجشیر قتل‌های فراوان و فراقانونی زیادی انجام داده است.

    اندیشه افزود: دولتی که طالبان معرفی کرده نماینده نیمی از مردم افغانستان نیست؛ حتی یک زن یا یک فرد غیرپشتون در آن دیده نمی‌شود. این یعنی بیش از نیمی از قومیت‌های افغانستان در حکمرانی آینده افغانستان جایی ندارند. وی از جامعه جهانی خواست در برابر این جنایت‌ها ساکت نبوده و به یاری مردم افغانستان بشتابد. اندیشه همچنین از سازمان ملل خواسته هرچه زودتر یک کمیته حقیقت یاب در مورد جنایات و اقدامات غیرانسانی طالبان تشکیل دهد.

  • انارکلی و بیان دردهای تلخ اقلیت سیک های افغانستان

    انارکلی و بیان دردهای تلخ اقلیت سیک های افغانستان

    حرف‌های انارکلی هنریار، در برنامه‌ی دریافت جایزه از سوی دانشگاه ابن سینا، تلخ‌ترین قسمت تاریخ افغانستان است؛ تاریخی که در آن، آدم‌ها با سنجش‌های ذهنی قضاوت شده‌اند و هر که در گروه ذهنی کوچک‌تری بوده، تلخی بیشتری چشیده است.
    حرف‌های انارکلی، بخشی از رنج گروه‌های کوچک در افغانستان است؛ گروه‌هایی که دین، مذهب، فرهنگ و غرورشان از سوی گروه‌ مسلط به تمسخر و نابودی گرفته شده. تلاش برای تسلط گروهی و حمله بر دیگری، بخشی از ناخودآگاه جمعی افغانستان است. آن‌چه در افغانستان می‌گذرد، همین میل شدید به سرکوب است و آن که مسلط است، باید از هر طریق ممکن، بر دیگری بتازد و آسیب بزند.
    نیتجه‌ی همین تاختن، در بستر سیاسی، به تسلط قومی، مذهبی و فرهنگی انجامیده و در بستر اجتماعی، به برخوردهای فردی. این که چند کودک، تصمیم بگیرند به پنجره‌ی خانه‌ی کسی به دلیل تفاوت گروهی سنگ بزنند؛ تصمیمی نیست که آن کودکان می‌گیرند؛ چون در این سطح، توان تصمیم‌گیری ندارند. چنین کنشی، از ناخودآگاه جمعی کودک است که به تصوری از خودآگاه سرگرم‌کننده داده شده و سنگی که بزرگان به دلیل تفکیک زمان و وضعیت، آن را با چیز دیگری عوض کرده یا بر زمین گذاشته‌اند، او برمی‌دارد و به پنجره‌ای می‌کوبد؛ پنجره‌ای که پشت آن، کسی با باورهای دیگر زندگی می‌کند؛ تنها به همین دلیل.
    تجربه‌ی تاریخی افغانستان، بومی-افسانه‌ای است؛ تجربه‌ای که در دایره‌ی باورهای بومی گیر کرده و گره‌های بازنشدنی‌ای را به نام دین، مذهب، قوم و یا شکل به وجود آورده است.
    گره‌هایی که برای بازنشدن آن، هر روز خون ریخته می‌شود و هم‌چنان همه پا در یک کفش کرده‌اند تا نگذارند این گره‌ها اندکی سست شود. تنش‌های سیاسی، گروه‌های تروریستی و صف‌های قومی‌ای که بخشی از هویت افغانستان شده، برآمد تلاش تجربه‌ی تاریخی برای حفظ و تسلط افسانه‌های گروهی است؛ افسانه‌های قومی، دینی و مذهبی که معیار سنجش افراد در تجربه‌ی بومی است و انسان بومی، دفاع از افسانه‌اش را حمله بر افسانه‌ی دیگری می‌داند.
    تلاش برای تسلط قومی، مذهبی و گروهی، از یک ذهن بومی می‌آید؛ ذهنی که در آن امکان حرکت موازی وجود ندارد و حرکت‌های مختلف ذهنی، به تقاطع و تصادم می‌رسند.
    برای این که تصادم به حد اقل برسد؛ هر گروه بزرگ‌تری، به دنبال نفی گروه کوچک‌تر است و اگر این تفاوت، مذهبی باشد، تلاش برای رفع تصادم به از میان برداشتن آن می‌انجامد. مهاجرت بییش از ۹۹ درصد هندوها و سیک‌های افغانستان، نیتجه‌ی همین تلاش به حذف است که از سوی گروه‌های بزگ‌تر به کار بسته می‌شود.
    صبح کابل در مطلبی می نویسد حذف دیگری به دلیل تفاوت قومی، مذهبی و یا گروهی، به مردم عام خلاصه نمی‌شود؛ این نوعی از کنش، بخشی از هویت افراد در سطوح مختلفی است که نه تحصیل، نه آگاهی از وضعیت جهان نداشته و نه آن طوری که خودش را می‌نمایاند، می‌تواند مانع بروز عمل‌کرد آن چه که هست، شود.
    این که استاد دانشگاه به دلیل برادرخوادن سیک‌ها از سوی یک دانشجو، نمره‌ای او را کم می‌کند؛ بیان‌گر عمق این هویت است؛ هویتی که زاده‌ی تجربه‌ی تاریخی است و آگاهی‌اش را از افسانه‌های بومی می‌گیرد. تجربه‌ی دهه‌ی هفتاد و رویارویی گروه‌های قومی در افغانستان، موجی از این تجربه‌ی تاریخی بود که در زمانی مناسب، کلید خورد و آن‌چه که بود را به نمایش گذاشت. گروه‌هایی که برای حفظ اسلام از نظام سیاسی جمهوری می‌جنگند، صفحه‌های زنده‌ و خونینی از این تجربه‌ی تاریخی استند؛ تجربه‌ای که نه تنها مقابل آن‌چه او را بروز می‌کند، می‌ایستد؛ بلکه ناخودآگاهش را در آن تزیق می‌کند و از آن مدلی می‌سازد که بتواند با آن بازی کند. آن‌چه از مدل کمونیزم یا جمهوری در افغانستان به نمایش گذاشته شد، نتیجه‌ی تزیق ناخودآگاه تاریخی بود؛ ناخودآگاهی که صد سال پیش به امان‌الله خان گفته بود، اگر لباس بومی را از تن مردم در آورده و لباس مدرن بپوشاند، مردم مدرن شده و گره‌های ذهنی‌شان باز می‌شود.
    زندگی شهری و ارتباط سایبری، در حدی تلاش کرده است برای سست‌شدن گره‌های ذهنی کار کند؛ اما هر ازگاهی که تصادمی به وجود می‌آید، چهره‌هایی را عوض می‌کند و همه سعی می‌کنند، در گروه مشخصی قرار بگیرند تا هم جان سالم از تصادم به در ببرند و هم به پیروزی گروهی برسند. موضع‌گیری‌هایی که این روزها در قبال نمایش بهسود در شبکه‌های اجتماعی بروز کرد، موج کوچکی از ناخودآگاه تاریخی بود؛ ناخودآگاهی که برای تقریبا همه هزاره‌ها آن را سرکوب گروهی تعبیر کرد.
    نفس نمایشی که از سوی دولت به راه انداخته شد، نیز بخشی از این ناخودآگاه تاریخی بود. این ناخودآگاه، هر روز با آدم‌های افغانستانی راه می‌رود؛ سیاست می‌کند، واکنش نشان می‌دهد و با انواع مختلف می‌جنگد تا هم‌چنان بودنش را به نمایش بگذارد.
    انارکلی، زبان از گروهی باز کرد که به دلیل کمبود کمیت، هر روز، در کنار رنج عمومی افغانستان، رنج جداگانه‌ای می‌کشند و به گونه‌های مختلف توسط افرادی متفاوت، قضاوت و به سخره گرفته می‌شوند.
    این که صدها خانواده، فقط به دلیل تفاوت مذهبی، به شکل گروهی خانه و زادگاه‌شان را بگذارند و بروند، اتفاقی است که برای انسان مدرن، خاطراتی از تاریخ گذشته را ورق می‌زند؛ اما برای انسان افغانستانی که هنوز به لحاظ تجربه‌ی تاریخی به‌روز نشده، قسمتی از زندگی‌اش است که به چشم سر آن را می‌بیند؛ لمس می‌کند و اگر یکی از آن گروه کوچک باشد، مقابل تلویزیون‌های مدرن می‌نشیند و این رنج کهنه و بومی را با خودش مرور می‌کند؛ رنجی که ظاهرا ختمی برایش تصور نیست؛ چون اگر تصوری بود، صدها خانواده‌ی سیک و هندو، از جایی که انگار در آن تعلق داشتند، فرار نمی‌کردند.
    این‌ها، تکه‌هایی از داستان غم‌انگیز افغانستان است؛ داستانی که در یک دایره‌ی ویژه می‌چرخد و راهی برای رفتن به بیرون از آن‌چه برای خود تنیده است، ندارد.

  • جامعه هزاره های خارج از کشور خواستار به رسمیت شناخته شدن مذهب و حقوق بشر خود و اقلیت ها در مذاکرات صلح شدند

    جامعه هزاره های خارج از کشور خواستار به رسمیت شناخته شدن مذهب و حقوق بشر خود و اقلیت ها در مذاکرات صلح شدند

    این اعلامیه از سوی سازمان‌های هزاره‌اینترنشنال، شورای هزاره‌های بریتانیا، شورای جهانی هزاره، خدمات بشری هزاره‌های کانادا، بنیاد شهید مزاری استرالیا، موسسه صلصال سوید، مرکز پژوهشی هزاره، مرکز فرهنگی هزاره در هامبورگ، موسسه فرهنگی کاتب در دانمارک و شبکه‌هزاره‌های اسماعلیه در کانادا منتشر شده است.

    در این اعلامیه، با آن که آغاز مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه یک گام مثبت برای برقراری صلح و ثبات دایمی در افغانستان عنوان شده اما تذکر یافته است که در گفتگوهای صلح باید اطمینان حاصل شود که از حقوق‌بشر، عدالت، آزادی‌های دینی و عقیدتی، حاکمیت قانون و برابری تمام شهروندان افغانستان محافظت می‌شود.

    جامعه دیاسپورای هزاره موضوعات چون به رسمیت شناختن،شمولیت، امنیت، دیموکراسی، مساوات و حسابدهی را در مذاکرات صلح مهم دانسته و گفته که هایت گفتگو کننده حکومت افغانستان باید آن را مورد توجه قرار دهند.

    در اعلامیه آمده است: ” تمام شهروندان افغانستان از فرصت‌های مساوی مشارکت در تمام امور کشوری، به شمول انتخاب کردن و انتخاب شدن به پست‌های سیاسی در هر سطحی براساس اصول دموکراتیک جهانی باید برخوردار باشند.”

    همچنان در ماده اول این اعلامیه از هیات مذاکره کننده حکومت افغانستان خواسته شده که باید اطمینان دهند که از حقوق اساسی و نگرانی‌های امنیتی هزاره‌ها، به عنوان یک گروه قومی و فرهنگی در جریان مذاکرات صلح محافظت می‌شود.

    در عین حال تذکر داده شده است که باید حقوق و آزادی های مذهبی هزاره‌ها، همان‌طور که در قانون اساسی فعلی افغانستان  شناخته شده است در مذاکرات صلح به رسمیت شناخته شود و فرصت‌های آن‌ها به عنوان شهروندان مساوی در افغانستان به خاطر عقیده شان محدود نشود.

    ‌بر اساس اعلامیه در توافق‌ صلح، باید شمولیت هزاره‌ها و دیگر گروه‌های قومی در ساختار حکومتی و سیستم سیاسی پسا-صلح تضمین شود.

    اعلامیه افزوده که حکومت افغانستان و جامعه بین‌الملل که از تلاش‌های و مذاکرات صلح حمایت می‌کنند باید برنامه‌های لازم را جهت محافظت از گروه‌های قومی-مذهبی مانند هزاره‌ها در مقابل تهدیداتی که اساس مذهبی دارند، روی دست گیرند.

    همین طور جامعه هزاره بر یک نظام دموکراتیک جهت حفظ توازن میان شهروندان تاکید کرده و گفته است که سیستم سیاسی‌ای پشتبانی می‌کند که به اساس انتخابات آزاد و منصفانه استوار باشد و تمام شهروندان حقوق و فرصت‌های مساوی برای انتخاب نمایندگان و رهبران حکومت‌شان را داشته باشند.

     باید میکانیزم حساب‌دهی قبل از مذاکره و الزام‌آور از لحاظ قانون وجود داشته باشد تا حقوق و امنیت هزاره‌ها را تضمین کرده و طرزالعمل‌های اساسی و روشن را ارایه کند و مشخص سازد در صورتی که تخطی و سرپیچی از تعهدات حقوق‌بشری توسط جناح طالبان صورت گیرد، چه مواردی می‌تواند تطبیق این میکانیزم‌ها را به پیش برد.

    در ماده ششم این اعلامیه با اشاره به حساب‌دهی گفته شده است که کمک‌های بین‌المللی پس از این باید به حفاظت و حمایت از حقوق گروه‌های اجتماعی آسیب‌پذیر و محروم مشروط باشد.

    در اخیر این اعلامیه اضافه شده که  طالبان از قوانین حقوق‌بشری بین‌المللی اطاعت نکرده‌ و به آن احترام نمی‌گذارند این گروه باید تمام معاهدات و اسناد مرتبط به قوانین حقوق‌بشری بین‌المللی که افغانستان امضا کرده است را به رسمیت بشناسند.

    به این ترتیب از جامعه بین‌المللی که در پروسه صلح دخیل اند خواسته شده است که اطمنان دهند که ارزش‌های حقوق‌بشری در جریان مذاکرات صلح حفظ می شود و در صورتی که این ارزش ها از سوی طالبان نقض گردد، پاسخگو خواهند بود.

    این در حالی است که یکی از خواست های اساسی طالبان در مذاکرات بین‌الافغانستان حل مشکلات بر اساس فقه حنفی و رد مذهب جفعری است.