دسته: ِتیتر یک

  • یک فرمانده کلیدی طالبان در کندز به هلاکت رسید

    یک فرمانده کلیدی طالبان در کندز به هلاکت رسید

    یک مقام محلی ولایت کندز گفته است که یک گروه از شورشیان طالبان به رهبری ملا عبدالله مشهور به «فدایی» صبح امروز به یک پوسته امنیتی در ولسوالی دشت ارچی آن ولایت حمله کرده و با نیروهای امنیتی درگیر شدند.

    نصرالدین نظری ولسوال دشت ارچی گفت: «یک گروه از شورشیان طالبان تحت فرماندهی ملا عبدالله به یک پوسته امنیتی در دشت ارچی حمله کرده و با نیروهای امنیتی درگیری شدند.»

    وی افزود که در این درگیری ملا عبدالله به همراه دو تن دیگر از جنگجویان به هلاکت رسیده و دو تن دیگر نیز زخمی شدند.

    او همچنین علاوه کرد که در این درگیری هیچ آسیبی به نیروهای امنیتی و غیرنظامیان وارد نشد.

    آقای نظری تصریح کرد: «حذف فیزیکی ملا عبدالله ضربه سنگینی به شورشیان طالبان در ولایت کندز وارد می کند.»

    طالبان تاکنون در این باره اظهار نظری نکرده است.

  • طالبان نامه ای سرگشاده به شهروندان آمریکا فرستاد

    طالبان نامه ای سرگشاده به شهروندان آمریکا فرستاد

     

    گروه طالبان امروز (چهارشنبه) در نامه ای سرگشاده به شهروندان آمریکا اعلام کرد که این گروه به منظور خاتمه بخشیدن به جنگ های افغانستان وارد گفتگو می شود اما این پیشنهاد بدون توجه به توان نظامی آمریکا، به منزله خستگی آنها از جنگ نیست.

    این گروه در نامه اش نوشته است: «ترجیح ما برای حل مسئله افغانستان از طریق گفتگوهای مسالمت آمیز است.»

    طالبان همچنین افزوده است که آمریکا باید اشغال افغانستان را خاتمه بخشد و حق طالبان برای تشکیل دولتی بر پایه اعتقادات مردم افغانستان را بپذیرد.

    این گروه خطاب به مردم آمریکا گفته است که سیاستمداران آمریکایی 17 سال پیش با سه شعار عمده از جمله 1-) تامین امنیت با از بین بردن به اصطلاح تروریستان 2-) پیاده ساختن قانون با ایجاد یک حکومت قانونی و 3-) نابودی مواد مخدر، نظامیان را وارد افغانستان کردند.

    طالبان در نامه اش می گوید هم اکنون خود دولت مردان ارشد آمریکا اذعان می کنند که شمار گروه های تروریستی در افغانستان افزایش یافته که این ناکامی سران کشور آمریکا را نشان می دهد. از سویی افغانستان هم اکنون فاسد ترین کشور دنیا محسوب می شود که یکی از شعارهای اصلی سران آمریکا در ابتدا «پیاده ساختن قانون در افغانستان» بود. کشت و تولید مواد مخدر هم براساس آمارهای رسمی دولتی و بین المللی در افغانستان در سال 2017 به بالاترین رقم خود رسید.

    این گروه خطاب به مردم آمریکا می افزاید که این دستاوردهای سران آمریکا پس از حمله به افغانستان بوده که هیچ یک از شعارهای اصلی شان را برآورده نساخته و بلکه میلیاردها دالر به اقتصاد آمریکا ضربه زده و جان هزاران تن دیگر را گرفته است.

    لازم به ذکر است که گروه طالبان در حالی این نامه سرگشاده را برای مردم آمریکا می فرستد و در آن صحبت از گفتگو و صلح می کند که چندی پیش گزارش هایی مطرح گردید که گویا دفتر شورای امنیت ملی کشور صحبت های مخفیانه ای را با این گروه آغاز کرده است.

    مسئولین دفتر شورای امنیت ملی اما این گزارش ها را رد می کند.

  • جنگجویان داعش از چه مسیرهایی وارد افغانستان می شوند؟

    جنگجویان داعش از چه مسیرهایی وارد افغانستان می شوند؟

     

    آقای راجستانی در گفتگو با اسپوتنیک گفته است که پس از شکست داعش در عراق و سوریه، طی شش ماه گذشته شمار جنگجویان این گروه در افغانستان افزایش چشمگیری داشته است.

    این در حالیست که گزارش های رسمی از سوی مقامات کشور حاکی از شکست این گروه در افغانستان است.

    به گفته ی آقای راجستانی، گروه تروریستی داعش هم اکنون در چهار ولایت شمالی کشور به شمول فاریاب، جوزجان، سرپل و بدخشان جای پای باز کرده است.

    او گفت: «شمار زیادی از جنگجویان گروه داعش اتباع کشورهای آسیای میانه می باشند، در حالیکه طی شش ماه گذشته به نظر میرسد اتباع کشورهای عربی به همراه شهروندانی از فرانسه و انگلیس نیز به این گروه می پیوندند.»

    وی همچنین علاوه کرد که اعضای داعش از دو مسیر وارد ولایت بدخشان می شوند و پاکستان در واقع مسیر ترانزیت آنها است.

    به باور وی، داعشیان از مسیر چیترال در شمال شرق پاکستان به وردوج وارد می شوند. و مسیر دیگر این گروه از طریق چیترال به ولایت نورستان وارد می شوند.

    او تاکید می کند که مرکز اصلی اعزام تروریستان در واقع شهرهای چیترال، وزیرستان و پشاور پاکستان می باشد.

    آقای راجستان اضافه می کند: «ولسوالی دوآب در ولایت نورستان نزدیک ترین همسایه به ولایت پنجشیر است. اخیرا 13 خانواده وارد پنجشیر شده اند که دو خانواده عراقی و دیگران به احتمال زیاد اتباع کشورهای آسیای مرکزی هستند.»

    این عضو پیشین پارلمان می افزاید که بدون شک سازمان استخباراتی پاکستان تروریستان را به شمال افغانستان انتقال می دهند.

    راجستانی معتقد است که هدف اصلی گروه داعش عبور از آمو دریا و بی ثبات سازی همسایه های افغانستان می باشد.

    لازم به ذکر است که پیش از این نیز گزارش هایی از شمال کشور مطرح گردید که جنگجویانی از گروه داعش در ولایات شمالی کشور حضور دارند که به زبان های فرانسوی و عربی صحبت می کنند.

  • حکم بازنشسته کردن افسران ابزار غنی برای تصفیه حساب های شخصی!

    حکم بازنشسته کردن افسران ابزار غنی برای تصفیه حساب های شخصی!

    تغییرات در نهادهای امنیتی زیر نام «اصلاحات» صورت می‌گیرد. اما گفته می‌شود اکثریت‌ ۱۶۴ درجه ‌دار ارتش افغانستان که با حکم رئیس جمهور باز نشسته شده اند وابسته به یک جناح و قوم مشخص افغانستان می‌باشد.

    ستون فقرات ارتش افغانستان متشکل از نیروهای مجاهدین سابق و حزب دموکراتیک خلق می‌باشد. برخی نمایندگان پارلمان افغانستان مدعی هستند که رهبری حکومت زیر فشار امریکایی‌ها در تلاش کنارزدن چهره‌های وابسته به مجاهدین و حزب دموکراتیک خلق هستند. در سه و نیم سال گذشته تلاش شده است که افراد با تجربه و مسلکی از سمت‌های کلیدی و تأثیرگذار کنار گذاشته شود و افراد تازه ‌وارد و جوان روی صحنه آیند. شانس بیشتر از آن کسانی است که کورس‌های نظامی را در کشورهای غربی به ویژه امریکا فرا گرفته‌اند. این درحالی است که اعضای نیروهای امنیتی افغانستان در جنگ با تروریسم بهای سنگین پرداخته‌اند.

    اشرف‌غنی، رییس‌جمهور افغانستان به‌ تاز‌گی حکم بازنشستگی ۱۶۴ درجه ‌دار ارتش افغانستان را امضا کرده است و قرار است در روزهای نزدیک ده‌ها تن از افسران بلندرتبۀ وزارت داخله نیز بازنشسته شوند.

    اشرف‌غنی از هنگام رسیدن به ارگ ریاست ‌جمهوری پیوسته بر اصلاحات و تغییر در ساختار نهادهای امنیتی به ویژه ارتش افغانستان تأکید کرده است. او ساختار نیروهای امنیتی را «نامتوازن» و «یکجانبه» می‌داند و به همین دلیل تلاش می ‎ورزد تعادل نسبی را در رده‌های بالا، میانی و بدنۀ نیروهای امنیتی افغانستان برقرار سازد.

    اشرف‌غنی به منظور تحقق برنامه‌هایش در ارتش و نهادهای امنیتی، تلاش ورزیده است که افراد مورد اعتمادش را در رهبری وزارت‌های دفاع ملی و امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی به کار گمارد.

    نقض قانون ذاتی افسران

    دولت افغانستان مدعی است که درجه ‌داران بر بنیاد قانون امور ذاتی افسران بازنشسته شده‌اند. دولت افغانستان قانون امور ذاتی افسران را تعدیل کرد و به مجلس فرستاد. مجلس نماینده‌گان تعدیلات حکومت را «عجولانه» خواند و آن را با شرایط افغانستان ناسازگار عنوان کرد. به همین دلیل، نمایندگان مجلس با اکثریت آرا طرح تعدیل قانون امور ذاتی افسران را رد کردند. اکنون، ریاست جمهوری بر بنیاد فرمان تقنینی، جنرالان ارتش را بازنشسته ساخته است. این درحالی است که قانون گذشتۀ امور ذاتی افسران همچنان نافذ می ‌باشد. در موجودیت قانون، فرمان تقنینی جایگاهی ندارد.

    در قانون امور ذاتی افسران سن تقاعد برای درجه داران ۵۰ الی ۵۲ سال ذکر شده است. برای افسران نیز سن ۶۰ سال در نظر گرفته شده و برای جنرالان با توجه به درجه آنان سن ۶۵ الی ۷۰ سال قید شده است. اما فهرست بازنشسته‌گان ارتش نشان می‌دهد که قانون امور ذاتی افسران نقض است. در میان بازنشستگان چهره‌های جوان و خوشنام ارتش افغانستان نیز مشاهده می‌شود. افرادی ‌که تا رسیدن به سن قانونی تقاعد 20 سال دیگر فاصله دارند!

    مبارزه با فساد با تغییر قراردادی‌ها

    نهادهای امنیتی افغانستان سالانه دست‌ کم چهار و نیم میلیارد دالر هزینه بر می‎دارند. بر بنیاد گزارش نهادهای ناظر بین‌المللی از جمله ادارۀ بازرس ویژۀ ایالات متحده امریکا، بخش قابل توجه این رقم از سوی رهبری و افسران بلندرتبۀ امنیتی افغانستان در شانزده سال گذشته حیف ‌ومیل شده است. در موارد بسیاری گزارش شده است که سربازان و افسران نهادهای امنیتی در خطوط مقدم جبهه آب و نان نداشته‌اند و هزینۀ تغذیۀ آنها را مسوولان به جیب زده‌اند.

    در بخش تدارکات نهادهای امنیتی افغانستان فساد گسترده وجود دارد. مأموران عادی بخش تدارکات وزارت‎های داخله و دفاع صاحب اپارتمان‌های مجلل در کابل و دیگر شهرهای افغانستان شده‌اند.

    رهبری حکومت وحدت ملی متعهد گردیده بود که فساد را از نهادهای امنیتی برچیند. اما در سه و نیم سال گذشته در زمینۀ ریشه‌ کن سازی فساد کاری صورت نگرفته است. تنها ابتکار رهبری نهادهای امنیتی تغییر قراردادی‌ها بوده است. قراردادی‌های پیشین را عوض کرده و افراد و کمپنی‌های نزدیکان و شرکای خویش را شامل پروژه‌های وزارت‌های داخله و دفاع ساخته‌اند.

    مبارزه با فساد در حکومت افغانستان سیاسی و گروهی شده است.

    رتبه‌های فرمایشی

    ارتش افغانستان هزاران جنرال دارد. جنرال نیروهای امنیتی افغانستان به مراتب بیشتر از بسیاری از کشورهای جهان است.

    تفویض رتبۀ نظامی در افغانستان بر بنیاد شایست‌گی، تعهد و تجربۀ آدم‌ها صورت نمی ‌گیرد. بسیاری از این جنرالان «یک‌شبه» عالی‌ترین رتبۀ نظامی و حربی را گرفته‌اند. بسیاری از افرادی ‌که رتبۀ جنرالی را کسب کرده‌اند، وابسته به خانواده‌های رهبران جهادی و سیاسی کشور بوده‌اند.

    رییس‌جمهور غنی نیز در دورۀ مأموریتش رتبه‌های فرمایشی بسیاری را به یک گروه قومی مشخص تفویض کرده است. او به ‌گونۀ نمونه در یک سال برخلاف تمام قوانین نافذه چندین رتبۀ نظامی به طارق ‌شاه بهرامی وزیر دفاع ملی داده است. همچنان تلاش ورزیده است که افراد نزدیک خویش را در سمت‌های مهم ارتش و نهادهای امنیتی افغانستان به کار گمارد. چنانچه پیشتر جنرال دوستم معاون «تبعیدی» ریاست جمهوری، آقای غنی را متهم «لوگر» بازی کرد.

    این اقدمات همزمان با گسترش ناامنی و جنگ در افغانستان صورت می‌گیرد. خشونت‌ها بیش از هر زمان دیگر در پایتخت و ولایات افزایش یافته است. منتقدان می‌گویند که غنی بدون در نظرداشت وضعیت جاری کشور برنامۀ تصفیۀ نهادهای امنیتی از مخالفان سیاسی‌اش را دنبال می‌کند. آنها می‌گویند که امروزه اولویت مبارزه با تروریسم و جلوگیری از حملات هراس‌افگنانه است، نه برخوردهای سلیقه‌یی و تیمی با ارتش و نیروهای امنیتی.

  • فیلم مستند کوتاهی از گلبدین حکمتیار که با پول سازمان سیا به قدرت رسید

    فیلم مستند کوتاهی از گلبدین حکمتیار که با پول سازمان سیا به قدرت رسید

    در این مستند کوتاه ده دقیقه ای که شبکه «سی ان ان» آن را تهیه کرده است به طور مختصر درباره حمایت سازمان سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) از گلبدین حکمتیار گفته می شود.

    متن زیر ترجمه ای از گفته های راوی این فیلم مستند و کارشناسانی است که در خصوص گلبدین حکمتیار سخن می زنند:

    «دوست دیروز! اما دشمن امروز آمریکا!»

    این است داستان روابط آمریکا با صدام حسین و مانوئل نوریگا. و اگر بخواهیم نامی در این لیست اضافه کنیم، آن نام گلبدین حکمتیار نخست وزیر (وقت) افغانستان است. مردی در قلب وحشت افغانستان! مردی که با مالیات آمریکایی ها به قدرت رسید.

    کابل افغانستان، شهری که زمانی گلستان بود. اما هم اکنون چهره جهنم دارد. این جا کابل پس از  خروج ارتش شوروی است. و این هم نخست وزیر کابل افغانستان، یعنی گلبدین حکمتیار. او که زمانی مرد سازمان سیا بود، هم اکنون افغانستان را تبدیل به کشوری پر از ترور و وحشت کرده است. حکمتیار دو سال است که روی ساکنان کابل آتش می ریزد و حملات گسترده می کند. از قلب این هرج و مرج است که گلبدین حکمتیار موفق می شود تروریستان بین المللی بالقوه اش را جلب و جذب کند.

    این مرد چه کسی است؟ گلبدین حکمتیار؟ که پایتخت کشور خودش را نابود می کند و افراط گرایی را در کل جهان تبلیغ می کند.

    گلبدین حکمتیار خلق شده سازمان های استخباراتی آمریکا و پاکستان است. موفقیت او در واقع ناشی از میلیاردها دالری است که او از سازمان سیا برای مبارزه علیه شوروی گرفت. آمریکا حکمتیار را مطابق میلش حمایت کرد تا بتواند شوروی را وارد جنگی مانند ویتنام کند.

    استراتژی کلی سازمان سیا در این خصوص کاملا موفقیت آمیز بود.

    شوروی پس از 9 سال جنگیدن در باتلاق ساخته خودش گیر افتاده بود. آخرین سربازان شوروی در 1989 افغانستان را ترک کردند.

    دستاورد کلی بسیار خوب بود، اما برخی اشتباهات همچنان باقی ماندند! برخی اشتباهات چشمگیر!

    اشتباه شماره یک_  آمریکا و بخصوص دونالد ریگان رئیس جمهوری (وقت) آمریکا افغانستان را نادیده گرفتند و مسئولیت امور را به دوش پاکستان واگذار کردند.

    اشتباه کلیدی اینجا بود که بسیاری از کمک های آمریکا به مجاهدین افغانستان از طریق پاکستان داده می شد.

    پاکستان هم حکمتیار را با سلاح ها و مهمات آمریکایی سرازیر کرد و قدردانی حکمتیار را نیز به آنها (آمریکایی ها) می رساند. پاکستان روابط خوب و دیرینه ای با حکمتیار داشت.

    رویکرد آنها (آمریکایی ها) این بود کمک ها را به کسانی بدهند که می توانند موثرتر علیه شوروی ها بجنگند. پاکستان نیز گفته بود که حکمتیار و گروهش این کار را انجام می دهند.

    اشتباه شماره دو_ پاکستان گزارش می داد که حکمتیار بسیار عالی علیه شوروی ها می جنگد. در حالیکه او پس از 13 سال هیچ دستاوردی در میدان نبرد نداشت و حتی متحمل تلفات سنگینی شد.

    گلبدین یک فرمانده نظامی نیست، او یک رهبر سیاسی است.

    اشتباه شماره سه_  واشنگتن تصمیم گرفت تا دستور کار سیاسی حکمتیار را نادیده بگیرد. (رویای دیرینه تقویت یک انقلاب اسلامی و استفاده از ترور)

    از اوایل سال 1981 شماری از اعضای دیگر جبهه های مقاومت افغانستان به واشنگتن می آمدند و به هر گوشی که پیدا می شد از اراده گلبدین حکمتیار برای کشتار مردم سخن می گفتند. سازمان سیا اما از موارد عمده نقض حقوق بشر گلبدین حکمتیار که بسیار بالا هم بود چشم پوشی کرد.

    در سال 1985، حکمتیار با هزینه سازمان سیا به آمریکا سفر کرد، اما با رئیس جمهور دیدار نکرد. در همان زمان، سناتور «گوردون همفری» که یکی از طرفداران اصلی مقاومت افغانستان در برابر شوروی بود، در نامه ای به وزیر خارجه وقت آمریکا نسبت به گلبدین حکمتیار هشدار داد.

    او در نامه اش نوشته بود: «اگر گلبدین حکمتیار به قدرتمندترین بازیگر (افغانستان) مبدل شود، به هیچ عنوان حمایت از او به نفع ایالات متحده آمریکا نیست.»

    اما به طور اعجاب آوری، حکمتیار توانست سازمان سیا را تا زمانی که عملیاتش در افغانستان در تاریخ یکم جنوری 1992 پایان یابد در کنار خود حفظ کند.

    اما پس از آن، گلبدین علیه سازمان سیا شد و در گفتگویی با خبرنگار سی ان ان اعلام کرد که اتهامات تروریستی که بر او وارد شده تنها بخشی از تبلغیات سازمان سیا علیه وی می باشد.

    او پس از آن (تا سال 1994، زمان پخش این مستند) با سلاح هایی که از پاکستان گرفته بود کابل را زیر آتش خود قرار داد، اما هیچ گاه نتوانست کابل را به تصرف خود بگیرد.

  • آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    در عین زمان، این خبرها با خبر انفجار مرگبار موتر آمبولانس در قلب شهر کابل خنثی گردید، انفجار مرگباری که دست کم 103 تن را به کام مرگ فرستاد و 235 تن دیگر را زخمی کرد. جنرال جوزف ووتل فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا نیز در زمان انفجار در همان نزدیکی ها بود.

    ادامه این خشونت ها پس از مداخله 16 ساله آمریکا در افغانستان سوال های اساسی ای را در خصوص نیاز و توانایی نظامی آمریکا برای رسیدگی ریشه ای به مشکلات امنیتی داخل افغانستان که به طور فزاینده ای با منافع امنیتی اصلی آمریکا فاصله می گیرد، بوجود می آورد.

    صحبت های این چنینی مانند افزایش نیرو، افزایش عملیات و یا حملات چیزهای تازه ای نیستند. فقط تاریخ در حال تکرار است.

    این یک هزار سرباز تازه هم وارد گرداب افغانستان می شوند، درست مانند تصمیم پنج مورد افزایش پیشین که توسط استراتژیست های نظامی و سیاسی اتخاذ گردید. آنها به وضوح فراموش کرده اند که (شاید هیچ راه حل نظامی برای حل یک مشکل از اساس سیاسی وجود ندارد.)

    اولین بار در سال 2008 و زمانی که شورشیان طالبان برخی از مناطق روستایی را به تصرف گرفته بودند، جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا با اعزام 8 هزار سرباز اضافه تصمیم به افزایش قوا گرفت. باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده نیز بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، دستور اعزام 21 هزار سربازه تازه نفس را داد.

    سپس و پس از دست کم سه بار بررسی روی یک استراتژی جدید، اوباما اعلام کرد که 30 هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام می شود. زمانی رسید که بیش از یک صد هزار نیروی آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. سرانجام اوباما (با استراتژی خروج تدریجی) در زمان ترک دفترش، در حدود 10 هزار سرباز را در افغانستان نگه داشت.

    دونالد ترامپ وارد کار می شود و با وجود تفکر اولیه اش که بر خروج کامل تمرکز داشت، در نهایت تسلیم به نظر جنرالان نظامی اش شد و استراتژی افزایش نیرو تا 4 هزار الی 5 هزار سرباز را اعلام کرد.

    در نهایت به استراتژی آخر یعنی افزایش احتمالی یک هزار سرباز شجاع که پنجمین تلاش برای افزایش نیروها است می رسیم.

    براساس گزارشی از واشنگتن پست، این یک هزار سرباز اضافه قرار است به استراتژی حال حاضر آمریکا به منظور تقویت سربازان افغانستان برای سرکوب شورشیان طالبان در فصل نبرد محلق شوند.

    شاید این سوال برای یک ناظر با منطق پیش بیاید که چطور 15 هزار سرباز می خواهند شورشیان طالبان را سرکوب کنند، در حالیکه زمانی یک صد هزار سرباز آمریکایی عالی نتوانست این کار را بکنند؟

    جدا از صحبت های جنگ طلبانه، بیایید برخی مشکلات و واقعیت های ناخوشایند که توسط خود سرویس تحقیقات کنگره واشنگتن ارائه شده نگاهی اندازیم:

    1. پس از 16 سال تلاش آمریکا در افغانستان، هم اکنون شماری زیادی از ولسوالی ها و مناطق افغانستان یا تحت کنترل طالبان هستند و یا در آنجا درگیری ها در جریان است.
    2. تلفات نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2016 به رقم تقریبی 6700 تن رسید؛ رقمی که فرماندهان آمریکایی آن را غیرقابل تحمل عنوان کردند.
    3. طالبان همواره توانسته اند روی پناهگاه های امن شان در پاکستان تکیه کنند، و در آینده نیز همین طور خواهد بود. این فرمولی برای دوام شورش آنهاست.
    4. اقتصاد افغانستان همچنان قادر به حمایت خود نیست. بدین معنا که نیروهای امنیتی افغانستان بدون پول مالیات دهندگان آمریکایی نمی توانند روی پای خود بایستند.
    5. با وجود دو دهه تلاش در راستای مبارزه علیه مواد مخدر، تولید خشخاش در سال 2017 به رکوردی بی سابقه رسید. درآمد حاصله از فروش هیروئین نه تنها بودجه طالبان را تامین می کند، بلکه به افزایش زمین های خشخاش و ساخت عمارت های مجلل توسط برخی مقامات فاسد افغانستان نیز می انجامد.
    6. انتخابات ریاست جمهوری هم در سال 2009 و هم در سال 2014 با اتهام تقلب گسترده همراه بود. این امر خود مشروعیت دولت افغانستان را به شدت زیر سوال می برد.

    آمریکا در تلاش بوده تا دولت مرکزی قدرتمندی را بر جامعه افغانستان که پیش تر بر اساس قدرتمندی و خودمختاری محلی پا برجا بوده، مسلط کند. شاید آمریکا روزی بفهمد که دلیل اینکه افغانستان قرن ها بدون حکم ران بوده، بخاطر این است که در واقع افغانستان قابل حکم رانی نیست؛ نه اینکه حضور آمریکا را کم داشته است.

    از سویی دیگر، اساس حقوقی جنگ افغانستان نیز زیر سوال است. نیروهای آمریکایی در نبردی اعلام نشده در چارچوب صلاحیت قانونی اما مبهم «استفاده از نیروی نظامی» پس از رویداد حملات یازدهم سپتامبر حضور دارند.

    «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» این صلاحیت را می دهد که علیه آن دسته از ملت ها، سازمان ها و یا اشخاصی که در طرح ریزی، ارتکاب، و یا کمک به حملات یازدهم سپتامبر دست داشتند، و یا به مرتکبین این حملات پناهگاه دادند، اقدام نظامی صورت بگیرد. اما در واقع این صلاحیت به طور کل توجیه بسیار کمی برای بیش از یک نیم و دهه حضور نظامی و ملت سازی دارد.

    برای شروع، بسیاری از شورشیان طالبان امروز ملی گراهای مسلمان هستند که تنها به دنبال خروج نیروهای نظامی از سرزمین شان می باشند. آنها ارتباط بسیار کم و یا اصلا ارتباطی با حملات یازدهم سپتامبر ندارند، و در حال حاضر نیز کمتر تهدیدی از جانب طالبان به ایالات متحده آمریکا دیده می شود. رنج آور است که گفته شود سربازان آمریکایی حال حاضر در افغانستان در واقع در زمان حملات یازدهم سپتامبر در تقریبا 18 سال پیش تنها نوزادانی بیش نبودند.

    برخی تیزبین های نظامی و کنگره ممکن است به حضور تازه شاخه خراسان گروه تروریستی داعش در شرق افغانستان اشاره کنند.

    گروه داعش نه در بین النهرین و نه در افغانستان در سال 2001 وجود داشت؛ از این رو آنها نمی تواند زیر چتر «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» قرار بگیرند.

    وظیفه اخلاقی و قانونی کنگره آمریکا این است تا 1-) پیش نویس طرح قانونی جامعی را آماده سازد که عملیات های معاصر آمریکا در افغانستان را توجیه کند، و یا 2-) هر چه سریع تر سربازان زن و مرد آمریکایی را به خانه فراخواند، پیش از آنکه تعداد بیشتری از آنها در نبردی بی حاصل که به وضوح هیچ ارتباطی با منافع استراتژیک حیاتی ندارد، کشته شوند.

    دونالد ترامپ سومین رئیس جمهوری آمریکا است که دستور به افزایش حضور نظامی می دهد و ممکن شدن غیرممکن را از سربازان می خواهد.

    دیگر مدت ها از زمانی که باور به افزایش حضور نظامی و یا تغییر رهبری و یا دیگر تاکتیک های کهنه توسط مداخله گران ارشد واشنگتن گذشته است. در سیاست افغانستان در واقع هیچ چیز جدیدی وجود ندارد.

    سیاست خارجی واقع گرا و محتاط، استراتژیست هایی را می طلبد که تشخیص دهند برخی جنگ ها در واقع قابل پیروزی نمی باشند، دست کم جنگی که در چارچوب تعهداتی مداوم و مقرون به صرفه باشد.

    جنرال هربرت مک مستر مشاور امنیت ملی آمریکا می گوید یا بهتر است بگوییم اذعان می کند «مشکلاتی وجود دارند که با منافع مردم آمریکا سر ستیز دارد و یا در حاشیه قرار دارند که سرمایه گذاری خونی و مالی را توجیه نمی کنند.»

    جنگ افغانستان نیز مانند جنگ ویتنام پرسشی اساسی در خود دارد و آن این نیست که این جنگ پیروزی و یا عدم پیروزی به دنبال دارد، بلکه آیا این جنگ مقرون به صرفه است.

    دنی اسجارسن

  • در حمله نفوذی طالبان 16 کارمند اداره امنیت ملی در هلمند جان باختند

    در حمله نفوذی طالبان 16 کارمند اداره امنیت ملی در هلمند جان باختند

    مقامات محلی ولایت هلمند با تایید این خبر می گویند که چهار تن از کارمندان اداره امنیت ملی در ولسوالی گرشک این ولایت به روی همقطاران خود آتش گشوده و 16 تن را کشتند.

    عمر زواک سخنگوی والی هلمند گفته است که این رویداد شب گذشته در ساختمانی وابسته به اداره امنیت ملی کشور در ولسوالی گرشک ولایت هلمند به وقوع پیوست.

    در این حمله چهار کارمند اداره امنیت ملی پس از گشودن آتش به سوی همقطاران خود و کشتن 16 تن از آنان، از صحنه گریخته و به صفوف طالبان پیوسته اند.

    آقای زواک همچنین گفت که در حین حمله، شورشیان طالبان نیز به نفوذی هایشان در اداره امنیت ملی کمک می کردند که منجر به درگیری طولانی شد.

    به گفته ی وی، هر دو طرف در این رویداد تلفات سنگینی را متحمل شدند.

    گروه طالبان مسئولیت این رویداد را بر عهده گرفته و گفته است که این کار توسط سه تن از نفوذی های این گروه انجام شده است.

  • عطا نور: مذاکرات نتیجه نداد/ با اعتراضات شاخ استبداد را می شکنیم

    عطا نور: مذاکرات نتیجه نداد/ با اعتراضات شاخ استبداد را می شکنیم

     

    عطا محمد نور والی برکنار شده بلخ و رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی از تمامی طرف دارانش خواست تا در اعتراضات مردمی در 15 ولایت کشور به شمول کابل اشتراک کنند.

    او که در جمعی از هوادارنش در شهر مزارشریف سخن می زد، گفت: «با راه اندازی اعتراض های گسترده در بیش از 15 ولایت کشور به شمول کابل، شاخ استبداد را می شکنیم و گوش های ناشنوا را باز خواهیم کرد.»

    تنش ها میان عطا محمد نور رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی و ارگ ریاست جمهوری پس از آن شروع شد که ارگ با انتشار بیانیه ای خبر از پذیرفتن استعفانامه عطا محمد نور داد.

    عطا نور اما آن را رد کرده و گفت که وی استعفایش را تقریبا یک سال پیش با قید پیش شرط هایی به ارگ ارائه کرده بود.

    همچنین با بالا گرفتن این تنش ها بسیاری ها که نگران به خشونت رفتن این تنش ها بودند، خواهان حل و فصل فوری آن گردیده بودند.

    پس از آن نیز گزارش هایی مطرح گردید که ارگ و جمعیت اسلامی گفتگوهای متعددی را با یکدیگر برگزار کرده اند و جمعیت 12 خواسته اش را به ارگ ارائه کرده است. همین طور اعلام شد که ارگ هفت خواسته از 12 خواسته جمعیت را پذیرفته، اما اختلافاتی در پنج خواسته دیگر وجود دارد.

    آقای عطا نور تاریخ دقیق برگزاری اعتراضاتش را در بیست و هفتم، بیست و هشتم و اول ماه مارچ سال جاری میلادی اعلام کرد.

     

  • گفتگوها میان هیات افغانستان و پاکستان برای پلان عمل دو کشور به بن بست خورد

    گفتگوها میان هیات افغانستان و پاکستان برای پلان عمل دو کشور به بن بست خورد

     

    یک مقام پاکستانی گفته است که در این گفتگوها اختلافات عمده ای میان دو هیات افغان و پاکستانی وجود داشت که اتهامات افغانستان در خصوص حمایت پاکستان از برخی گروه های تروریستی خاص، حصارکشی مرزی از سوی پاکستان و بازگشت مهاجران افغان از موارد برجسته این اختلافات بود.

    این مقام پاکستانی به نیوز پاکستان گفته است: «نمی توانم بگویم که گفتگوها کاملا به بن بست رسید، اما هیچ پیشرفتی وجود نداشت. هر دو هیات در بیانیه های رسمی و یا صفحات مجازی شان از لزوم گفتگوهای بیشتر در آینده سخن زده اند. برخی امیدواری ها برای گفتگوهای آینده وجود دارد اما هیچ زمان و مکان مشخصی برای گفتگوی بعدی تعیین نشده است.»

    وزارت خارجه کشورمان نیز در بیانیه ای نوشته است: «در حالیکه پیرامون میکانیزم همکاری میان دو کشور قدری پیشرفت شد، (اما) هیچ پیشرفتی پیرامون اقدامات مشخص، نتیجه محور و زمان ‌بندی شده در پلان عمل افغانستان-پاکستان برای صلح و همبستگی، به ویژه در زمینه مبارزه با تروریزم، کاهش خشونت‌ها، صلح و آشتی که اولویت‌های افغانستان را برآورده سازد، صورت نگرفت.»

    هیات افغانستان با رهبری حکمت خلیلی کرزی معین سیاسی وزارت خارجه و هیات پاکستانی به رهبری تهمینه جنجوعه معین وزارت خارجه پاکستان در این گفتگوها حضور داشتند.

  • شش سرباز پولیس در حمله طالبان در هلمند جان باختند

    شش سرباز پولیس در حمله طالبان در هلمند جان باختند

    امان الله فرمانده پولیس ولسوالی ناوه می گوید که شورشیان طالبان شب گذشته (جمعه) با حمله به پوسته های امنیتی پولیس در این ولسوالی دست کم شش سرباز پولیس را به شهادت رساندند.

    وی همچنین گفت که در این حمله دست کم هشت سرباز دیگر زخمی شده اند.

    قاری یوسف احمدی سخنگوی طالبان با ارسال پیامی به رسانه ها مسئولیت این رویداد را به عهده گرفته است.

    او مدعی شد که جنگجویان این گروه سه پوسته ی امنیتی را بدست گرفته و دست کم 15 سرباز محلی را کشته اند.

    طالبان معمولا در دادن ارقام شان اغراق می کنند.

  • مردم در تعیین سرنوشت خود نقش نداشته باشند، با قدرت به مخالفت خود با دولت ادامه می دهم

    مردم در تعیین سرنوشت خود نقش نداشته باشند، با قدرت به مخالفت خود با دولت ادامه می دهم

    در حالی که مقامات امریکایی تلاش می‌کنند تا با ایجاد “شورای قیادت افغانستان” از برگزار انتخابات جلوگیری کرده و مدت کاری حکومت وحدت ملی را تمدید کند اما عطامحمد نور تاکید کرده است که حکومت وحدت ملی نمی‌تواند درباره سرنوشت افغانستان تصمیم بگیرد.
    والی بلخ در دیدار با بزرگان اقوام در این ولایت تصریح کرد که مردم افغانستان باید درباره تعیین سرنوشت شان تصمیم بگیرند و تا زمانی که این امر تحقق نیابد به مخالفت با رهبران حکومت وحدت ملی ادامه خواهد داد.
    وی افزود: حکومت وحدت ملی حق مردم افغانستان را نادیده گرفته است، فقر و ناامنی بی داد می‌کند، تا زمانی که مردم درباره سرنوشت شان تصمیم نگیرند بدون هیچ ترسی به اعتراض ادامه خواهد داد.
    عطامحمد نور اظهار داشت: درحالیکه فقر افزایش یافته است اما رهبران حکومت وحدت ملی توان مدیریت کمک‌های بین‌المللی به افغانستان را ندارند و به مردم وعده‌های دروغ می‌دهند.
    اختلافات بین ارگ ریاست جمهوری افغانستان و عطامحمد نور در حالی ادامه دارد که مذاکرات بین حزب جمعیت اسلامی و ارگ ریاست جمهوری افغانستان درباره تغییر رهبری در ولایت بلخ به بن بست خورده است.

     

  • نیروهای امنیتی بازار «ملا محمد عمر» در تخار را نابود کردند

    نیروهای امنیتی بازار «ملا محمد عمر» در تخار را نابود کردند

    عبدالخلیل اسیر سخنگوی پولیس ولایت تخار می گوید نیروهای امنیتی روز گذشته (جمعه) پس از پاکسازی ولسوالی درقد این ولایت از وجود شورشیان طالبان، روند تخریب یک بازار که به نام ملا محمد عمر رهبر درگذشته طالبان بود، را شروع کردند.

    آقای اسیر گفت: «نیروهای امنیتی کار تخریب این بازار را شروع کرده اند و تاکنون 30 فیصد این بازار خراب شده است.»

    وی افزود که نیروهای امنیتی پیش از آن چندین قریه را از وجود شورشیان طالبان پاکسازی کرده بودند.

    تاکنون طالبان در خصوص این گزارش اظهار نظری نکرده است.

  • شمار جنگجویان داعش در افغانستان به 7 هزار نفر رسیده است

    شمار جنگجویان داعش در افغانستان به 7 هزار نفر رسیده است

    «والری سمیریکوف» معاون سر منشی سازمان پیمان امنیت مشترک می گوید: «از تهدیدها و چالش های روز افزون می توانم بگویم که جنگجویان گروه داعش پس از عملیات موفقیت آمیز روسیه در سوریه، تمایل به بازگشت به سرزمین های اصلی خود دارند.»

    وی افزود: «بسیاری از آنها تمرکز بر اراضی افغانستان کرده اند. به طوریکه شمار جنگجویان این گروه در افغانستان هم اکنون تقریبا به هفت هزار نفر رسیده است.»

    سمیریکوف در همین حال گفت که سازمان پیمان امنیت مشترک یادداشت تفاهمی را با سازمان های مرتبط در امر مبارزه با تروریسم امضا کرده است.

    لازم به ذکر است که سازمان پیمان امنیت جمعی یکی از سازمان های فعال نظامی در حوزه آسیای میانه است که به ابتکار روسیه در سال 1992 و به منظور حفظ قدرت روسیه که پس از فروپاشی شوروی تضعیف شده بود، تاسیس گردید.

  • ریشه یابی جنگ افغانستان

    ریشه یابی جنگ افغانستان

    بیش از پنج صد سال می‌شود که صلح در کشور‌های مختلف جهان به اساس مقوله تعادل قدرت بین دولت‌ها/ملت‌ها تامین گردیده است. شاید به‌خاطر چنین قدامت کاری این نظریه بوده است که امروز یکی از معتبرترین و مفیدترین تیوری‌های روابط بین‌الملل به حساب می‌آید. به زبان ساده این تیوری حکم می‌کند که درصورتی‌که قدرت یک کشور توسط کشور‌های دیگر بیلانس نگردد این کشور به احتمال اغلب کشور‌های دیگر را مجبور به قبولاندن خواسته ‌هایش خواهد کرد و یا هم جنگی در کار است تا بیلانس قدرت را دوباره ایجاد کند.

    با استناد این تیوری من فکر می‌کنم که ریشه‌های جنگ در افغانستان بیشتر از دو پدیده سرچشمه می‌گیرد:

    1.    پدیده رشد غیر متعادل قدرت بین پاکستان و افغانستان خصوصاً بعد از دهه ۶۰ میلادی.

    2.    پدیده تعادل قدرت‌های آسیا/اروپا توسط آمریکا برای جلوگیری از به‌وجود آمدن یک قدرت بزرگ در خطه آسیا/اروپا.

    قبلاً گفتیم به محض این‌ که تعادل قدرت بین کشور‌ها برهم بخورد بروز جنگ غیر قابل جلوگیری است. یکی از مهم‌ترین وظیفه نخبگان‌ سیاسی یک کشور این است که وضعیت تعادل قدرت بین کشور‌ها را پیوسته به ‌صورت سیستماتیک و دقیق مطالعه نموده و قبل از این‌که عدم تعادل قدرت جنگ را به کشور شان به ارمغان بیاورد جهت ایجاد تعادل مجدد به قدرت کشور شان بیافزایند.

    وقتی نخبگان سیاسی کشور مصروف زد و بند‌های داخلی خود می‌شوند امکان آن میسر می‌گردد که از رشد نامتعادل قدرت کشور‌های همسایه غافل مانده و در نهایت از بروز جنگ و بی‌ثباتی در کشور خود جلوگیری نتوانند.

    شاید به همین دلیل است که دولت‌ها شورشیان داخلی خود را با شدت بسیار زیاد سرکوب می‌کنند. چون می‌دانند که اگر نکنند زمینه مداخله کشورهای همسایه قدرتمند به سرعت مساعد می‌گردد. در افغانستان اختلافات سیاسی بین افراد خاندان شاهی یکی از ریشه‌های اصلی بحران امروز به حساب می‌آید چون این اختلافات آن‌ها را از رشد کشور‌های همسایه غافل نگهداشت. در ضمن بعضی از افراد خاندان شاهی مثل رییس جمهور داوود خان این اختلافات را به بیرون از چهارچوکات خاندان برد و در نهایت زمینه رشد شورش سیاسی را در کشور بهتر مهیا ساخت.

    در جریان همین سال‌هایی‌که رییس جمهور داوود خان مصروف زمینه سازی برای گرفتن قدرت از ظاهر شاه بود نه تنها که از رشد قدرت پاکستان غافل ماندیم بلکه بر اثر همکاری رییس جمهور داوود خان با نیرو‌های سیاسی مخالف شورش‌گری در کشور مشروعیت نسبی یافت. آغاز بحران‌های معاصر سیاسی که تا امروز با آن دست به گریبان هستیم از همین نقطه آغاز می‌شود. پاکستانی‌های که دنبال یک فرصت می‌گشتند به سرعت به همرای نیرو‌های سیاسی مخالف نظام روابط برقرار نموده و زمینه رشد بیشتر آن‌ها را مهیا نمودند.

    در ضمن در تصویر بزرگ‌تر نخبگان سیاسی که برداشت نسبی از اوضاع کلی جهان داشتند با کنار رفتن شاه سابق از کشور بیرون شدند و این باعث گردید تا نتوانیم حرکت نزدیک شدن آمریکا را به پاکستان برای به چالش کشیدن روسیه درست درک کنیم. در تحت تاثیر ماجرا‌های داخلی خود رییس جمهور داوود خان همکاری با روسیه را ترجیع دادند و به این شکل به نزدیک شدن بیشتر آمریکا با پاکستان زمینه مساعد ساختند.

    مراحل بعدی قدرتمند شدن پاکستان در بین دود و باروت جهاد افغانستان نسبتاً پنهان ماند و برای این مرحله ما در افغانستان عملا کسی نداشتیم تا از این تحولات آگاهی پیدا کنند چه رسد به این‌که از آن جلوگیری کنند. صادقانه اگر بنگریم کشور‌های بزرگ‌تر هم نتوانستند از آن جلوگیری کنند و در نهایت رسیدیم به امروز.

    امروز سوال اساسی این است که با این وضعیت چگونه کنار بیاییم.

    من فکر می‌کنم که دو واقعیت انکار ناپذیر است. یکی این‌که قدرت پاکستان یک شبه از بین نخواهد رفت و ناچار هستیم تا چند دهه دیگر آن‌را منحیث یک واقعیت جدی تلقی نماییم. دوم اینکه الی قدرتمند شدن افغانستان به سطح پاکستان ما شاهد دست‌درازی‌ها و جنگ افروزی‌های پاکستان خواهیم بود و برای جلوگیری از آن چاره زیادی هم نداریم. بهترین کاری که می‌توانستیم بکنیم این بود که با کشور‌های قدرتمند هم پیمان شویم اما این پیمان‌ها معمولا برای مدت کوتاه است و در دراز مدت کار نمی‌دهند چون موقعیت سیاسی کشور‌ها همیشه در نوسان است.

    راه حل اصلی این است که ما خود قدرتمند شویم ولی برای اینکار خیلی وقت کار داریم. برای این‌که فرصت را پیدا کنیم ناچار هستیم با پاکستان حداقل برای چند دهه هم اگر شده داخل معامله‌ای شویم که در نهایت جنگ را فروکش نماید و گرنه هرچه بیشتر بجنگنیم بیشتر نابود خواهیم شد و این درست همان رویکردی است که پاکستان می‌خواهد. آن‌ها خیلی خوش می‌شوند اگر ما در عین ضعف و بیچارگی همرای‌شان بجنگیم چون به بسیار سادگی ما را شکست داده و تمام خواست‌های سیاسی شان را بالای ما تحمیل خواهند کرد.

    و اما آمریکا در این میان چه می‌خواهد و با آن چه باید کرد؟

    آمریکایی‌ها هم درست به اساس همین تیوری تعادل قدرت دنبال ایجاد تعادل بین کشور‌های پر قدرت آسیا و اروپا است. بزرگ‌ترین هدف آمریکایی‌ها برای نیمه اول قرن بیست و یکم این است که هیچ کشوری در سطح آسیا و اروپا قدرت یکه‌تاز نگردد چون در آن‌صورت تبدیل خواهد شد به هم‌تای جدی آمریکا در سطح بین‌المللی. بنأ ایجاد تعادل قدرت بین اتحادیه اروپا – چین و روسیه محور اصلی منافع سیاسی غرب را در این خطه تشکیل می‌دهد.

    اما چرا افغانستان؟

    افغانستان چهار فاکتور مهار کننده برای کشور‌های بزرگ آسیا-اروپا دارد که هر کدام کوشش خواهد کرد تا آن‌ها را علیه کشور‌های دیگر استفاده کنند.

    1.    بنیادگرایی اسلامی

    2.    تریاک

    3.    دهلیز انرژی

    4.    کتله عظیم نسل جوان که بسیار ارزان نیروی جنگی به‌وجود می‌آورد.

    رشد بنیادگرایی اسلامی و تریاک افغانستان در ایجاد بی‌ثباتی سیاسی خیلی موثر است و به همین لحاظ کشور‌های بزرگ آسیا اروپا را جداً تهدید می‌کند. این باعث می‌گردد تا افغانستان منحیث یک کشور متاثر کننده برای سال‌های آینده مطرح باشد. در ضمن افغانستان منحیث یکی از نقاط کمربند امنیتی خلیج فارس برای آمریکایی‌ها خیلی مهم است تا از نفوذ سیاسی چینی‌ها و روس‌ها دور بماند. حضور این کشور‌ها در افغانستان به سادگی موازنه سیاسی را در اطراف خلیج فارس بر هم می‌زند. بنا آمریکایی‌ها حضور خود را در این نکته خیلی مهم می‌پندارند چون فکر می‌کنند در عدم حضور شان این منابع می‌تواند توسط کشور‌های دیگر برای ایجاد قدرت یکه‌تاز در آسیا مورد استفاده قرار بگیرد.

    خلاصه

    برای حداقل سه دهه دیگر اکثر کشور‌ها بزرگ آسیا/اروپا کوشش خواهند کرد تا در صورت امکان تبدیل گردند به قدرت یکه‌تاز این سوی کره زمین و آمریکایی‌ها نهایت کوشش خواهند کرد تا با استفاده از امکانات باز دارنده از به‌وجود آمدن چنین قدرتی جلوگیری به عمل آورند. گذشته از تیوری تعادل قدرت که بدون شک اولین وسیله مورد استفاده آمریکایی‌ها برای جلوگیری از به‌وجود آمدن چنین قدرت خواهد بود کنترل کشور‌هایی مانند افغانستان که مملو از امکانات بحران آفرین و بازدارنده هستند یکی دیگر از زمینه‌های عملی برای آمریکایی‌ها خواهد بود تا تعادل قدرت بین این کشور‌ها را حفظ کنند.

    این‌که ما در این بازی بزرگ بین قدرت‌های دنیا چیزی کرده نمی‌توانیم حرفی است کاملاً قابل فهم و روشن. اما اگر بپرسیم که با در نظر داشت این وضعیت بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم چه است؟‌‌

    جواب من این است که با استفاده از هر فرصتی که به‌دست می‌آید برای قدرتمند شدن قوای مسلح کشور باید بکوشیم. من برای سه دهه آینده کاری بهتر از این نمی‌بینم که هر روز به قدرت نظامی کشور بیشتر و بیشتر بیافزاییم. این تنها علاجی است که تمام درد‌های مردم افغانستان را می‌تواند مداوا کند.

    فقط قدرت نظامی یک کشور است که دست کشور‌های دیگر را از دامان‌اش کوتاه می‌سازد.

     

  • منازعه جمعیت با حکومت با تامین مشارکت مردم در قدرت سیاسی حل می شود

    منازعه جمعیت با حکومت با تامین مشارکت مردم در قدرت سیاسی حل می شود

    معاون پیشین ریاست جمهوری افغانستان گفته است کاهش اختلاف میان ارگ ریاست جمهوری و حزب جمعیت اسلامی وابسته به توافق «بر سر نظام سياسی و قانون اساسی و ترتيبات مربوط به توزيع قدرت در بين بخش‌های مختلف جامعه» است.

    احمد ضیا مسعود، برادر احمدشاه مسعود «قهرمان ملی» و یکی از چهره‌های اصلی حزب جمعیت اسلامی پیش از این به عنوان نمایندۀ با صلاحیت رییس جمهور افغانستان در امور حکومتداری خوب شناخته می‌شد و مدتی پیش از این سمت برکنار شد.

    او گفته است تا رسیدن به توافق، «كشمكش و منازعه در بين حكومت و جمعيت دوام پيدا خواهد كرد».

     

  • ایالات متحده بدون پاکستان در جنگ افغانستان ناکام خواهد بود

    ایالات متحده بدون پاکستان در جنگ افغانستان ناکام خواهد بود

    احسن اقبال، اعلام کرد؛ واشنگتن برای پیروزی در نبرد احتمالی پیش رو در افغانستان به کمک پاکستان نیاز دارد.

    وزیر کشور پاکستان تصریح کرد: آمریکا نمی‌تواند بدون کمک ما در جنگ افغانستان پیروز شود و در صورتی‌که بخواهد بدون پاکستان وارد میدان نبرد در افغانستان شود شانس پیروزی بسیار کمی خواهد داشت.

    وی ضمن انتقاد از اتهام زنی‌های ترامپ گفت: سخنان بی‌اساس مقامات آمریکایی باعث ایجاد بی‌اعتمادی در مردم دو کشور شده است و باید مشکلات موجود را از طریق مذاکره حل کرد.

    عضو ارشد حزب نواز افزود: تنش میان کاخ سفید و اسلام آباد می‌تواند سبب بروز نا‌امنی در منطقه شود که ضرر آن متوجه تمام کشورها است.

     

  • یک هیات افغانستانی برای گفت و گو در مورد مبارزه با تروریزم به پاکستان می رود

    یک هیات افغانستانی برای گفت و گو در مورد مبارزه با تروریزم به پاکستان می رود

     

    صبغت احمدی، معاون سخنگوی وزارت خارجه قرار است هیأت افغانستان در این سفر روی موضوعاتی که در سفر هیأت پاکستانی هفتۀ گذشته در کابل مطرح شد، با مقام‌های پاکستان گفت‌وگو کنند.

    هیأت پاکستان در سفر هفتۀ گذشتۀ‌شان به کابل روی موضوعات مبارزه با هراس‌افگنی، کاهش خشونت، تأمین صلح، همکاری‌های اقتصادی و مشکلات مهاجران افغانستان در پاکستان با مقام‌های حکومت افغانستان گفت‌وگو کرد.

    معاون سخنگوی وزارت خارجه هر چند از جزییات بیشتر موضوعات هیأت که قرار است به اسلام‌آباد سفر کند، جزییات ارایه نکرد. اما می‌گوید این هیأت موضوعاتی که هفتۀ پیش میان مقام‌های دو کشور مطرح شده بود را تعقیب خواهد کرد.

    این در حالی است که پس از سفر هیأت پاکستانی هفتۀ پیش به کابل، یک بار دیگر حملات توپ‌خانه‌یی نظامی پاکستانی شدت گرفت و 5 ولسوالی کنر را هدف حملات توپ‌خانه‌یی قرار دادند.

     

  • آمریکا مادر بمب ها را روی سر طالبان نشانه گرفته است

    آمریکا مادر بمب ها را روی سر طالبان نشانه گرفته است

     

    در آپریل سال گذشته میلادی، نظامیان آمریکایی برای اولین بار بمبی با مشخصات (GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast bomb) مشهور به مادر بمب ها را روی یک غار که گفته می شد اعضای داعش در آنجا حضور داشتند پرتاب کرد.

    گفتنی است که این اولین باری بود که از این بمب به طور مستقیم در یک نبرد استفاده می شد، و بخاطر همین موضوع بسیاری ها سخن از این می زدند که هدف قرار دادن اعضای داعش بهانه ای برای آزمایش این بمب در افغانستان بوده است.

    گرچه نیروهای آمریکایی از آن زمان تاکنون دیگر از این بمب استفاده نکرده اند، اما «جیمز هیکر» فرمانده نیروی هوایی ائتلاف در افغانستان می گوید: «بمب حاضر است و در صورت نیاز استفاده خواهیم کرد.»

    او روز گذشته (چهارشنبه) در واشنگتن به خبرنگاران گفت: «ما هیچ گاه گزینه ای را حذف نمی کنیم. تاکنون استفاده ای برای این بمب نداشته ایم، اما در صورت نیاز، بمب حاضر است.»

    این بمب در مدت کوتاهی و پیش از آنکه آمریکا به عراق لشکر کشی کند طراحی و ساخته شد. نیروی هوایی آمریکا می گوید که این بمب طراحی شد تا جایگزینی برای بمبی با مشخصات (BLU-82 Daisy Cutter) باشد.

    این بمب برای اولین بار در یازدهم مارچ سال 2003 مورد آزمایش قرار گرفت که ابر آتش این بمب از فاصله 30 کیلومتری قابل تماشا بود.

    هیکر دیروز به خبرنگاران همچنین گفت: «صادقانه بگویم، وقتی تنها یک هفته از آمدنم به افغانستان می گذشت و بمب را استفاده کریم، مادرم فورا به من پیامی فرستاد و حالم را پرسید. من به او گفتم که ما بمب را روی سر خودمان نمی اندازیم. این ساخته شده تا روی سر دشمنان پرتاب شود.»

  • جیمز ماتیس: افغانستان قبرستان امپراطوری ها است و آمریکا به دنبال فتح آن نیست

    جیمز ماتیس: افغانستان قبرستان امپراطوری ها است و آمریکا به دنبال فتح آن نیست

    جمیز ماتیس رئیس پنتاگون روز گذشته (سه شنبه) مقابل اعضای کمیته روابط خارجی سنای آمریکا حاضر شد و از استراتژی جدید این کشور برای در هم شکستن اراده طالبان دفاع کرد.

    «والتر جونز» سناتور جمهوری خواه آمریکا با نقل قول شعار معروف «افغانستان قبرستان امپراطوری ها» و با اشاره به گزارش اخیر رسانه ها مبنی بر وجود تهدید طالبان در 70 فیصد خاک افغانستان و همچنین نقل قول گزارش اخیر اداره سیگار مبنی بر اینکه نظامیان آمریکایی اطلاعات لازم از موفقیت و یا عدم موفقیت استراتژی ترامپ در افغانستان را از افکار عمومی آمریکا پنهان می کنند، از جیمز ماتیس پرسید که آیا او نیز با گفته های یک جنرال بازنشسته آمریکایی که می گفت «افغانستان را تا کنون کسی نتوانسته فتح کند، و ما (آمریکا) نیز به جمع همان ملت هایی خواهیم پیوست که تلاش برای فتح کرده و ناکام شده است» موافق است و یا خیر.

    جیمز ماتیس در پاسخ به این پرسش گفت: «سناتوران! اگر ما هم تلاش برای فتح افغانستان می کردیم، صد در صد می توانستم بگویم که ما اظهارات شما موافق هستم. تنها کاری که می کنیم این است که اعتماد مردمان آمریکا را بدست آوریم که طی دوران نظارت ما طرح حمله یازدهم سپتامبر دیگری چیده نمی شود.»

    وزیر دفاع آمریکا در همین حال اذعان می کند که جنگ افغانستان با وجود گذشته 16 سال همچنان بدون پیشرفت قابل ملاحظه ای است.

    او گفت: «بسیار طولانی شده است و بسیار سخت، و من این را درک می کنم.»

    ماتیس همچنین افزود که از میان تمامی کسانی که او تلاش بسیار کرده تا قانع کند افغانستان به تقویت حمایت ها نیاز دارد، خود دونالد ترامپ است، که در ابتدا تمایلی به امضای یک استراتژی جدید در قبال افغانستان نداشت.

    او گفت: «رئیس جمهور هر فرضیه ای را به چالش می کشید. ماه ها طول کشید تا توانستیم پاسخی برای هر سوال او پیدا کنیم. و در نهایت جاذبه (احساس) حفاظت از مردم آمریکا سبب شد تا نظرش را تغییر بدهد.»

    ماتیس علاوه کرد که استراتژی جدید فراری از تمامی تلاش های گذشته است، زیرا نیروهای امنیتی افغانستان هم اکنون خود مسئولیت جنگ را به عهده دارند و آمریکا حمایت های بیشتری برای آنها مهیا می کند.

    رئیس پنتاگون همچنین به موضوع مخفی نگاه داشتن اطلاعات نظامی آمریکا در افغانستان به شمول مناطق تحت کنترل طالبان از افکار عمومی آمریکا اشاره کرد و گفت که این یک اشتباه بوده است.

    ماتیس گفت: «همچنین به شما می گویم هر گونه تلاش برای مخفی نگه داشتن اطلاعات از افکار عمومی آمریکا، با تصمیم ناتو در همان موقع انجام شده، و یک اشتباه بوده است. می توانم به شما بگویم که آن اطلاعات هم اکنون در دسترس می باشد.»

  • آمریکا برای اجرای استراتژی اش در افغانستان نیاز به پاکستان دارد

    آمریکا برای اجرای استراتژی اش در افغانستان نیاز به پاکستان دارد

    احسان اقبال وزیر امور داخله پاکستان روز گذشته (سه شنبه) در مصاحبه ای گفت: «آمریکا به منظور پیروزی استراتژی اش در افغانستان به پاکستان نیاز دارد.»

    اقبال در همین حال هشدار داد که دشمنی میان واشنگتن و اسلام آباد خطر بی ثباتی ها در منطقه را موجب خواهد شد.

    عدم اعتماد در روابط دو جانبه میان دو کشور و تاثیرات اوضاع افغانستان تنش های دیپلماتیک را میان دو کشور در سال جاری به اوج خود رساند. این تنش ها همچنین پس از آنکه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با بیان اینکه پاکستان بازی دو گانه دارد، و کمک های نظامی اش به این کشور را به حالت تعلیق درآورد، افزایش یافت.

    احسان اقبال وزیر داخله پاکستان همچنین با رد اظهارات افغانستان و آمریکا مبنی بر حمایت این کشور از گروه های خاص تروریستی، افزود که برای حل و فصل بی اعتمادی فزاینده میان واشنگتن و اسلام آباد گفتگوهای مستقیمی صورت بگیرد.

    اقبال که در مقر سفارت پاکستان در واشنگتن صحبت می کرد، اظهار امیدواری کرد که روابط دو جانبه کشورش با آمریکا فراتر از منشور امنیتی باشد.

    او همچنین گفت: «همکاری پاکستان برای پیروژی استراتژی دونالد ترامپ بسیار حیاتی می باشد.»

    آقای اقبال در حالی این سخنان را مطرح می کرد، که جان سالیوان معاون وزارت خارجه آمریکا با حضور در «کاپیتول هال» به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت آمریکا کمک های نظامی اش به اسلام آباد را از سر خواهد گرفت، مشروط بر اینکه این کشور بدون هیچ گونه تبعیضی علیه گروه های تروریستی مستقر در خاک این کشور اقدام قاطعانه داشته باشد.

    آقای سالیوان در همین حال افزود که آمریکا معترف به قربانی های دولت و مردم پاکستان در راستای مبارزه علیه تروریسم است، اما این کشور بدون هیچ تبعیضی باید گروه های تررویستی را هدف قرار دهد.

    احسان اقبال اما در پاسخ به این گفته های سالیوان گفت: «هیچ تروریست خوب و یا بدی وجود ندارد. ما به دنبال تمامی آنها هستیم. ما نسبت به هیچ یک علاقه ای نداریم.»