دسته: سیاست

  • بریتانیا از پاکستان خواست با تروریزم مبارزه جدی کند

    بریتانیا از پاکستان خواست با تروریزم مبارزه جدی کند

     

    ترزا می نخست وزیر بریتانیا در یک تماس تلفنی با عمران خان نخست وزیر پاکستان تاکید کرده است که پاکستان باید بدون تفکیک با پناه‌گاه‌های تروریستی در خاک این کشور مبارزه کند.

    خانم ترزا می در مورد تنش‌های که میان پاکستان و هند به وجود آمده با آقای خان صحبت کرده است.

    دفتر نخست وزیر بریتانیا گفته که در این صحبت تلفنی، عمران خان گفته که به منظور کاهش تنش با هند تلاش می‌کند.

    گفتنی است که تنشها میان هند و پاکستان پس از حمله تروریستی بر سربازان هند که مسوولیت آن گروه جیش محمد برعهده گرفت، افزایش یافته است.

    دولت هند پاکستان را به حمایت از جیش محمد متهم کرده و در اقدام تلافی جویانه چندین مرکز تروریستی این گروه را در داخل خاک پاکستان هدف قرار داد.

    در مقابل دولت پاکستان نیز اقدام به سرنگونی یک جنگنده هندی کرد؛ ولی با رهایی خلبان این جنگنده تلاش کرد تا تنش‌های به میان آمده را کاهش دهد.

    اما؛ گفته می‌شود که پس از کاهش برخورد هوایی پاکستان و هند، حملات توپخانه‌ای دوطرف بر خاک یکدیگر ادامه دارد و در چند روز اخیر تلفاتی را نیز داشته است.

  • مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان در دوحه و تردید‌ها در چگونگی ادغام طالبان در قدرت سیاسی در افغانستان!

    مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان در دوحه و تردید‌ها در چگونگی ادغام طالبان در قدرت سیاسی در افغانستان!

    پنجمین دور مذاکرات مستقیم امریکا با نمایندگا طالبان در دوحه قطر در حالی پیگیری می‌شود که نگرانی‌های اصلی کماکان به قوت خود باقی‌ست.

    براساس اعلام مقامات طالبان، موضوع اصلی که هنوز نمایندگان این گروه با امریکا روی آن توافق نکرده، جدول زمانی خروج نیروهای خارجی از افغانستان می‌باشد: امریکایی‌ها خواهان خروج نیروهای خود از افغانستان در بازه زمانی 3 تا 5 سال می‌باشند در حالیکه طالبان بر خروج نظامیان امریکایی از افغانستان در ظرف شش ماه تأکید دارند.

    براساس برخی پیش‌بینی‌ها، انتظار می‌رود دو طرف مذاکره در دوحه قطر روی گزینه یک سال برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان توافق کنند.

    به باور برخی کارشناسان، امریکا تا زمانیکه مطمئن نشود، افغانستان بار دیگر به کانون گروه‌های تروریستی که می‌تواند امریکا و متحدانش را تهدید کند، تبدیل نمی‌شود، حاضر نیست خاک افغانستان را ترک کند.

    در همین راستا، یکی از موضوعات مورد بحث در گفت وگوهای دوحه، حصول اطمینان امریکا از قطع ارتباط طالبان با گروه‌های تروریستی به شمول القاعده و داعش می‌باشد.

    در این میان آنچه مهم به نظر می‌رسد، نوع  تضمینی است که طالبان قرار است دراین مورد به امریکا بدهد چراکه طالبان یک تشکل سیاسی منظم و منسجم نیست که بتواند به تنهایی در این مورد تصمیم بگیرد.

    نگاهی به رویه گذشته طالبان، نشان می‌دهد که این گروه همواره گوش به فرمان استخبارات پاکستان است و از آنجایی که توسط پاکستان تمویل مالی و اطلاعاتی می‌شود، تازمانیکه پاکستان نخواهد در پالسی خود در قبال افغانستان تغییر ایجاد کند، امید به تصمیمات مستقلانه طالبان در نشست‌های زنجیره‌ای طالبان در دوحه قطر نیز یک امید واهی خواهد بود.

    هرچند حضور ملاغنی برادر، فرد شماره دوم طالبان، در مذاکرات قطر امیدها به موفقیت این گفت‌وگوها را بیشتر ساخته اما برخی کارشناسان هنوز معتقدند ملابرادر نیز از استقلال کامل برخوردار نیست.

    رزاق مأمون، روزنامه نگار و کارشناس مسائل سیاسی، در مطلبی در وب سایت خود می‌نویسد ملاغنی برادر هم نمی‌تواند به شرط‌ها و دغدغه‌های پاکستان در مورد صلح افغانستان بی‌تفاوت باشد.

    از سوی دیگر، از آنجایی که جنگ افغانستان یک چند بعدی‌ست، صلح در کشور نیز بدون محو عوامل جنگ یک صلح دائمی و سراسری نخواهد بود.

    نشست مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان در دوحه قطر در حالی به پیش می‌رود که جو ضد پاکستانی در منطقه در حال شدت گرفتن است.

    کشورهای هند و ایران به عنوان دو کشور مهم منطقه‌ای، پاکستان را حامی گروه‌های تروریستی در منطقه می‌دانند؛ این دو کشور با لحنی هشدار آمیز از اسلام آباد خواسته‌اند حمایت خود از گروه‌های تروریستی فعال در خاک خود را قطع کند.

    دلیل عصبانیت دهلی‌نو و تهران از پاکستان، فعالیت گروه‌های تروریستی «جیش‌محمد» و «جیش‌العدل» در خاک پاکستان و نگاه مهربانانه‌ی اسلام‌آباد به این گروه‌هاست. جیش محمد مسئول حمله تروریستی به کاروان نیروهای نظامی هند در منطقه کشمیر و گروه جیش‌العدل طراح حمله تروریستی به سربازان سپاه پاسداران ایران در ولایت سیستان و بلوچستان این کشور می‌باشند.

    در این میان، هند هرگز به هشدار جدی به پاکستان بسنده نکرد و به مواضع جیش محمد در خاک پاکستان حمله هوایی کرد. این مسأله هنوز حل نشده و نظامیان  هندی و پاکستانی علاوه بر درگیری‌های زمینی در نقاط مرزی کشمیر هرازچند گاهی از طریق هوا نیز علیه یکدیگر اقدام کرده‌اند و احتمال حملات بیشتر هوایی این دو کشور علیه یکدیگر در آینده نیز وجود دارد.

    هند و ایران علاوه بر این  مسأله، خواستار جدایی جنگجویان پاکستانی از طالبان افغان هستند.

    مقامات هندی معتقدند، در تعداد جنگجویان طالبان در افغانستان نوعی بزرگ‌نمایی صورت گرفته‌است: براساس اطلاعاتی که هند ارائه می‌کند طالبان افغان یک گروه کوچک نظامی در افغانستان هستند و بیشتر جنگجویانی که به نام طالب می جنگند در حقیقت جنگجویان پاکستانی هستند که از سوی آی‌اس‌آی پاکستان به خاک افغانستان تزریق می‌شوند تا با دولت افغانستان و نیروهای خارجی بجنگند.

    به نظر می‌رسد امریکا نیز در این بخش با هند و ایران همسو باشد و خواسته قطع تماس طالبان با گروه‌های تروریستی که از سوی امریکا در مذاکرات صلح دوحه مطرح شده نیز در همین راستا قابل توجیه است.

    هند و ایران خواهان قطع ارتباط کامل طالبان پاکستانی با طالبان افغان هستند؛ به باور این دو کشور، در صورتیکه طالبان افغان از کانال مذاکرات صلح با دولت افغانستان یک‌جا شوند، باید تمام نقاط آسیب‌پذیر مرزی بین افغانستان و پاکستان به طور  کامل مسدود شود تا هیچ تروریست پاکستانی نتواند به خاک افغانستان نفوذ کند.

    در همین راستا، هند، افغانستان و دیگر کشورهای تأثیرگذار بر اوضاع افغانستان موافق انتقال شورای کویته به رهبری ملا هبت‌الله به کابل نمی‌باشند؛ این مسأله به نظر می‌رسد یکی از گره‌های اصلی مذاکرات صلح در دوحه قطر میان امریکا و نمایندگان طالبان باشد.

    دولت پیشین کابل و حکومت وحدت ملی در سالهای ابتدایی خود هم تعریف مشخصی از دوست و دشمن نداشت و یکی طالبان را برادر ناراضی و دیگری مخالفان سیاسی می‌خواند. این دوگانگی در تعریف از دشمن سبب شد که بسیاری از فرصت‌های موجود در مبارزه با تروریزم در افغانستان از دست برود.

    اینک اما که طالبان حاضر به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان نیست، دولتمردان افغان تا حدودی به اصل ماجرا پی برده‌اند و تأکید می‌کنند برای شروع مذاکره با طالبان شرطی ندارند اما در میانه کار خطوط سرخ خود را مطرح می‌کنند.

    رئیس جمهور غنی تلاش دارد دو روند مهم مذاکره با طالبان وانتخابات ریاست جمهوری را به درستی به پیش ببرد: از نظر وی و شریکش در قدرت، دکتر عبدالله عبدالله، تشکیل حکومت موقت برای یک جا سازی طالبان در قدرت سیاسی، منتفی است و طالبان باید در پروسه انتخابات شانس خود برای رسیدن به قدرت سیاسی را بیازمایند، نکته‌ای که طالبان به نظر می‌رسد نپذیرند. در میان برخی مخالفان داخلی رئیس جمهور غنی نیز به نوعی با تشکیل حکومت موقت موافق به نظر می‌رسند. از نظر این مخالفان سیاسی، رئیس جمهور غنی قدرت را تنها و تنها در دستان خود محصور کرده و حاضر نیست دیگران را در آن شریک کند.

    به هر صورت پروسه صلح افغانستان یک روند ساده نیست که با توافق امریکا با نمایندگان طالبان بتواند به راحتی حل شود: اجماع منطقه‌ای و داخلی نیز در رسیدن به صلح و پایان جنگ در افغانستان مهم است. در این میان نحوه‌ی ادغام طالبان با دولت در صورت موفقیت پروسه صلح نیز یک مسأله حیاتی است؛ اینکه طالبان به یک‌باره صاحب قدرت سیاسی بزرگ در افغانستان می‌شوند یا اینکه باید از فیلتر قانون اساسی افغانستان باید بگذرند و در  پروسه انتخابات شانس خود را آزمایش کنند.

  • نمایندگان کنونی مجلس: سال تقنینی جدید مجلس باید گشایش یابد

    نمایندگان کنونی مجلس: سال تقنینی جدید مجلس باید گشایش یابد

    این در حالی است که در ماده ۸۳ ام قانون اساسی کشور آمده: «دوره کار ولسی‌جرگه به تاریخ اول سرطان سال پنجم، بعد از اعلان نتایج انتخابات به پایان می‌رسد و شورای جدید به کار آغاز می‌نماید.»

    عرفان‌الله عرفان، منشی مجلس نمایندگان، با اشاره به این ماده قانون اساسی می‌گوید از آن‌جایی که تا کنون نتایج نهایی انتخابات مشخص نشده و وکیل‌های جدید معرفی نشده‌اند، بناً باید نمایندگان قبلی به کارشان ادامه بدهند.

    باید گفت نمایندگان کنونی پارلمانی در یک خوش‌شانسی محض چندین سال است که فراتر از دوره قانونی خود و  صرفا به دستور رئیس جمهور غنی به کار خود ادامه می‌دهند.

    از آنجایی که انتخابات پارلمانی گذشته افغانستان هرگز در تاریخ اعلام شده برگزار نشد و چندین نوبت به تأخیر افتاد، رئیس جمهور غنی طی حکمی ادامه کار پارلمان  کنونی را مشروع دانست.

    از سویی هم انتخابات پارلمانی اخیر که چند ماه پیش برگزار شد، با کاستی‌های فراوانی روبرو بود؛ شدت این مشکلات به حدی بود که نتایج انتخابات پارلمانی گذشته در بسیاری از ولایات هنوز اعلام نشده تا مردم نمایندگان تازه خود در پارلمان را بشناسند.

    امروز اما کمیشنران تازه کمیسیون‌های انتخاباتی در کابل مراسم تحلیف خود را در حضور رئیس جمهور به جا آوردند.

    رئیس جمهور غنی در این مراسم از کمیسیون‌های انتخاباتی خواست هرچه زودتر نتایج انتخابات پارلمانی اخیر را اعلام کند.

  • کمیشنران تازه کمیسیون‌های انتخاباتی را بشناسید

    کمیشنران تازه کمیسیون‌های انتخاباتی را بشناسید

    بر اساس فرمان رییس جمهور غنی، سیدعصمت‌الله مل، مولانا محمد عبدالله، اورنگ‌زیب و محمد‌حنیف دانشیار، برای پنج سال، هم‌چنان مسافر قوقندی، حوا علم نورستانی و رحیمه ظریفی برای سه سال به عنوان اعضای کمیسیون مستقل انتخابات تعیین شده‌اند.

    بر اساس فرمان دیگر ریاست جمهوری، حیب‌الرحمان ننگ، به عنوان رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات تعیین شده است. در همین حال، رییس جمهور غنی، با صدور فرمان دیگری،  محمد قاسم الیاسی، زهره بیان شینواری و مولوی دین‌محمد عظیمی را برای پنج سال و محمدیونس طغرا و سید قطب‌الدین رویدار را برای سه سال به عنوان اعضای کمیسیون شکایات انتخاباتی معرفی کرده است.

    ارگ ریاست جمهوری، در کنار این، با صدور فرمانی، چمن‌شاه اعتمادی را به عنوان رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون شکایات انتخاباتی شناسانده است. در فرمان‌های ریاست جمهور آمده است که اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی، مکلف‌اند در نخستین جلسه، رییس، معاون و منشی خویش را انتخاب و کارشان را آغاز کنند.

    کمیشنران چه کسانی هستند؟

    سیدعصمت‌الله مل، عضو کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت بلخ و پشتونِ سادات است. وی ۳۶ سال دارد و در رشته‌ی انجنیری تا مقطع لیسانس درس خوانده است. از سوی حزب اجماع روشنگران ملی افغانستان، به عنوان نامزد در انتخابات گزینش کمیشنران معرفی شده بود و در انتخابات گزینش کمیشنران، ۹ رأی گرفت.

    مولانا محمد عبدالله، عضو تازه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات از پنجشیر و تاجیک است. او ۴۶ سال و در رشته‌ی حقوق لیسانس دارد. از سوی نهادهای مدنی به انتخابات گزینش کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود. آقای عبدالله پیش از این فعالیت رسانه‌ای می‌کرد. مولانا محمد عبدالله، در انتخابات گزینش کمیشنران ۹ رأی به دست آورد.

    اورنگ‌زیب، عضو کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت پکتیا و پشتون است. وی ۳۹ سال و لیسانس زراعت دارد. از سوی حزب وحدت ملی افغانستان به عنوان نامزد عضویت در کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود. در انتخابات گزینش کمیشنران، ۸ رأی گرفت. اورنگ‌زیب، پیش از این نیز، به حیث معاون مالی و اداری کمیسیون مستقل انتخابات، کار می‌کرد.

    مسافر قوقندی، عضو کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت فاریاب و اوزبیک است. آقای قوقندی ۳۶ سال و لیسانس علوم اجتماعی دارد. آقای قوقندی از سوی حزب اعتدال ملی، در انتخابات گزینش کمیشنران معرفی شد. در انتخابات گزینش کمیشنران، ۸ رأی آورد. مسافر قوقندی، پیش از این سخنگوی وزارت صنعت و تجارت بود.

    حوا علم نورستانی، عضو کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت نورستان و پشتون است. خانم نورستانی، ۵۶ سال و لیسانس حقوق دارد. او از سوی جبهه‌ی ملی نجات افغانستان، در این انتخابات گزینش کمیشنران معرفی شد و در این انتخابات، ۸ رأی گرفت. او نماینده‌ی مردم نورستان در مجلس نماینده‌گان نیز بود. خانم نورستانی، در این دوره نیز نامزد انتخابات مجلس نمایندگان از حوزه‌ی کابل بود، اما در فهرست ابتدایی برنده‌گان انتخابات مجلس از کابل راه نیافت.

    رحیمه ظریفی، عضو کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت بلخ و تاجیک است. خانم ظریفی ۵۱ و سال لیسانس مدیریت تجارت دارد. خانم رحیمی از سوی نهادهای مدنی در انتخابات گزینش کمیشنران معرفی شده بود.

    محمدحنیف دانش‌یار، عضو تازه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت غزنی و هزاره است. آقای دانش‌یار ۳۵ سال و لیسانس فلسفه و جامعه‌شناسی دارد. او را حزب انسجام ملی افغانستان، به حیث نامزد کرسی کمیشنری معرفی کرده بود که ۷ رأی آورد. محمدحنیف دانش‌یار، پیش از این به عنوان سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر کار می‌کرد.

    حبیب‌الرحمان ننگ، رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات، از باشنده‌گان اصلی ولایت لغمان و پشتون است. آقای ننگ ۴۴ سال دارد و طب خوانده است. آقای ننگ از سوی نهادهای مدنی به انتخابات گزینش کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی، معرفی شده بود و ۸ رأی آورد.

    کمیشنران کمیسیون شکایات انتخاباتی

    محمدقاسم الیاسی، عضو نو کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشندگان اصلی ولایت غزنی و هزاره است. او ۴۸ سال و دکترای فلسفه دارد. آقای الیاسی از سوی حزب حرکت اسلامی متحد افغانستان به کمیشنری در کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود که هشت رأی آورد. محمدقاسم الیاسی، نامزد انتخابات مجلس نمایندگان امسال، از حوزه‌ی کابل نیز بود، ولی در فهرست ابتدایی نامزدان برنده‌ راه نیافت.

    محمدیونس طغرا، عضو کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشنده‌گان اصلی ولایت فاریاب و اوزبیک است. آقای طغرا ۴۲ سال و لیسانس اداره دارد. آقای طغرا از سوی حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان به عنوان نامزد در عضویت کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود و ۸ رأی آورد. محمدیونس طغرا، نامزد انتخابات مجلس نماینده‌گان امسال از حوزه‌ی کابل نیز بود که در فهرست ابتدایی برنده‌گان انتخابات پارلمانی کابل راه نیافت.

    زهره بیان شینواری، عضو کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشنده‌گان اصلی ولایت پروان و پشتون است. او ۴۳ سال و لیسانس حقوق دارد. خانم شینواری از سوی حزب صلح ملی اسلامی افغانستان، به نامزدی در کرسی کمیشنری کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود و هفت رأی آورد.

    سیدقطب‌الدین رویدار، عضو کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشنده‌گان اصلی ولایت کاپیسا و پشتون است. آقای رویدار ۳۹ سال و لیسانس شرعیات دارد. او از سوی حزب حرکت مردمی افغانستان به حیث نامزد کمیشنری معرفی شده بود و هفت رأی آورد. گفتنی است که سیدقطب‌الدین رویدار، در انتخابات مجلس نماینده‌گان امسال از حوزه‌ی کابل، نامزد بود که به فهرست نتایج ابتدایی، راه نیافت.

    دین‌محمد عظیمی، عضو کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشنده‌گان اصلی ولایت غور است. وی ۴۴ سال و ماستری جزا و جرم‌شناسی دارد. آقای عظیمی، از سوی حزب جمعیت اسلامی افغانستان، در به عنوان نامزد عضویت کمیسیون‌های انتخاباتی معرفی شده بود. آقای عظیمی پیش از این، نماینده‌ مجلس بود.

    چمن‌شاه اعتمادی، رییس دبیرخانه‌ی کمیسیون شکایات انتخاباتی، از باشند‌گان اصلی ولایت غزنی و هزاره است. آقای اعتمادی ۴۶ سال و لیسانس علوم دینی دارد. آقای اعتمادی از سوی حزب وحدت اسلامی افغانستان معرفی شده است و در انتخابات از نامزدان ریاست‌جمهوری هشت رأی آورده است. آقای اعتمادی پیش از این به عنوان نماینده‌ی مردم غزنی در مجلس نماینده‌گان کار می‌کرد.

    کمیشنران تازه پس از آن از سوی نامزدان ریاست جمهوری انتخاب شدند که رییس جمهور غنی در ۲۳ دلو طرح تعدیل قانون انتخابات را توشیح کرد و بر اساس همین قانون، رییسان و اعضای پیشین کمیسیون‌های انتخاباتی برکنار شده اعلام گردیدند.

  • یک فرمانده و 17 عضو طالبان در عملیات قوای هوایی ارتش کشته شدند

    یک فرمانده و 17 عضو طالبان در عملیات قوای هوایی ارتش کشته شدند

    حنیف رضایی، سخنگوی قل‌اردوی ۲۰۹ شاهین در شمال کشور، گفت که این عملیات یک‌شنبه‌شب، یازدهم حوت، در روستای «میملک» ولسوالی فیض‌آباد ولایت جوزجان راه‌اندازی شده است و اکنون نیز جریان دارد.

    آقای رضایی از این عملیات «ویژه و هدفمند» یاد کرد و افزود در جریان آن مولوی ظریف از فرماندهان کلیدی گروه طالبان همراه با ۱۷ جنگ‌جوی دیگر این گروه صبح روز دوشنبه، دوازدهم حوت، کشته شده‌اند. او افزود که مولوی ظریف از فرماندهان «کلیدی» طالبان بود و در بیشتر فعالیت‌های هراس‌افگنانه در مربوطات این ولسوالی نقش داشت.

    سخنگوی قول‌اردوی ۲۰۹ شاهین هم‌چنان گفت که در این عملیات به نیروهای ارتش و افراد ملکی تلفاتی وارد نشده است.

    جوزجان در شمال کشور در شمار ولایت‌های نستباً ناامن است. در شماری از ولسوالی‌های این ولایت، از جمعه ولسوالی فیض‌آباد، جنگ‌جویان گروه طالبان فعالیت و حضور دارند.

  • بررسی‌های امکان سنجی ساخت تونل دوم سالنگ به پایان رسیده‌است

    بررسی‌های امکان سنجی ساخت تونل دوم سالنگ به پایان رسیده‌است

    مهدی روحانی، سخن‌گوی این وزارت می‌گوید که بررسی‌های امکان‌سنجی ساخت یک تونل دیگر در سالنگ و ۹۰کیلومتر جادۀ آن از سوی یک شرکت آسترالیایی پایان یافته است و این وزارت در تلاش جلب کمک‌های جهانی برای عملی‌سازی این پروژه‌است.

    بررسی‌های امکان‌سنجی ساخت تونل دوم در سالنگ، بیش از یک سال پیش از سوی این شرکت آسترالیایی آغاز شده بود. به گفتۀ آقای روحانی، قرار است تا دوماه دیگر کار طراحی تفصیلی این پروژه از سوی همین شرکت آغاز شود.

    سخن‌گوی وزارت فواید عامه، می‌گوید که با پایان کار طراحی تفصیلی، مسیر و هزینۀ واقعی این پروژه مشخص خواهند شد: «به‌خاطر ساخت ۹۰کیلومتر جاده و تونل جدید سالنگ، در حدود یک میلیارد دالر نیاز داریم و بعد با دونرهای خود وارد مذاکره می‌شویم تا در ساخت تونل جدید سالنگ توجه آن‌ها را جلب کنیم.»

    از سوی دیگر، به تازه‌گی بانک توسعۀ آسیایی، از گفت‌وگوها با سرپرست وزارت مالیه در پیوند با پروژۀ تونل سالنگ در حاشیه نشست بازنگری میان مدت صندوق توسعه‌یی آسیا خبر داده‌است. این بانک، بزرگترین تمویل کنندۀ پروژه‌های وزارت فواید عامه است.

    شمروز خان مسجدی، سخن‌گوی وزارت مالیه گفت: «هدف از این مجلس، بحث در مورد تداوم همکاری‌های بانک انکشاف آسیایی در موارد رشد اقتصادی، کاهش فقر و هم‌چنان بنیۀ مالی پروژه‌های زیربنایی در سکتور زراعت، ترانسپورت، انکشاف دهات و منابع طبیعی بود.»

    بانک توسعه آسیایی، ۱۹میلیون دالر هزینه بررسی‌های امکان سنجی و طراحی تفصیلی تونل جدید سالنگ را نیز پرداخته است.

  • ترکیه از کمک یک میلیون دالری افغانستان به مهاجرین فلسطینی قدردانی کرد

    ترکیه از کمک یک میلیون دالری افغانستان به مهاجرین فلسطینی قدردانی کرد

    وزیر امور خارجه ترکیه هنگام تحویل سند یک میلیون دالر کمک افغانستان به صندوق دفتر سازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطینی، گفت: «افغانستان در حال حاضر با چالش‌های فروانی روبرو است و بیشتر از فلسطینی‌ها نیاز به کمک دارد؛ اما امروز مردم این کشور به جهان نشان دادند که یک ملت نجیب هستند.»

     آقای اوغلو افزود: افغانستان مشکلات خود را فراموش کرد؛ ولی نگذاشت که فرزندان مهاجر فلسطینی در کمپ‌ها از فراگیری دانش محروم بمانند.

     او، این کمک افغانستان را فراموش نشدنی خواند واز مردم افغانستان اظهار قدردانی کرد.

  • رئیس جمهور غنی: ارتباط کمیشنران با احزاب سیاسی تخلف فرض می‌شود/ انتخابات ریاست جمهوری در موعد مقرر برگزار می‌شود

    رئیس جمهور غنی: ارتباط کمیشنران با احزاب سیاسی تخلف فرض می‌شود/ انتخابات ریاست جمهوری در موعد مقرر برگزار می‌شود

    رئیس جمهور غنی خطاب به رؤسای  تازه کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی گفت: «باید تمام تلاش خود را انجام دهید تا انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ  اعلام شده برگزار گردد، دولت افغانستان متعهد است تمام  منابع مالی لازم را در اختیار کمیسیون‌ها قرار دهد.»

    رئیس جمهور افزود حکومت متعهد است در کار کمیسیون‌های انتخاباتی مداخله نکند و کمیسیون‌ها هم باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا اعتماد مردم به پروسه انتخابات را به دست آورند.

    آقای غنی گفت: «مهمترین وظیفه کمیسیون‌های انتخاباتی جلب اعتماد مردم است و در این راستا ابتدا خود کمیشنران و رؤسای کمیسیون‌ها باید مواظب ارتباطات خود باشند.»

    رئیس جمهور  غنی تأکید کرد ارتباط کمیشنران و پرسنل کمیسیون‌ها انتخاباتی با احزاب باید قطع گردد.

    آقای غنی گفت: «کمیشنران تازه از تمام احزاب سیاسی، جناح‌ها، نهادهای ناظر انتخاباتی و جامعه مدنی نمایندگی می‌کنند چون از سوی این نهادها معرفی شده‌اند، اما اکنون که عضو کمیسیون‌ها شده‌اند باید ارتباط خود با تمام احزاب و جناح‌های سیاسی را قطع کنند.»

    رئیس جمهور غنی افزود برای حفظ استقلالیت کمیسیون‌های انتخاباتی ارتباط کمیشنران با احزاب سیاسی تخلف محسوب شده و قابل پیگیری است.

    آقای غنی خطاب به کمیشنران تأکید کرد: « قانون جزا در مورد شما تطبیق می‌شود. طبق قانون انتخابات استقلال دارید اما این استقلالیت نسبی و تحت کنترل قانون است.»

    انتخابات و پروسه صلح، دو روند مهم برای حکومت

    دکتر عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت وحدت ملی، نیز طی سخنانی در مراسم تحلیف کمیشنران تازه کمیسیون‌های انتخاباتی، انتخابات ریاست جمهوری سال آینده و پروسه صلح را دو روند بسیار مهم برای حکومت خواند.

    رئیس اجرایی افزود تأکید بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ اعلام شده به معنای نادیده گرفتن پروسه صلح نیست.

    دکتر عبدالله گفت حکومت به حفظ استقلالیت کاری کمیسیون‌ها متعهد است.

    رئیس اجرایی انتخابات پارلمانی اخیر افغانستان را ناکام توصیف کرد و گفت هماهنگی بین کمیسیون‌های انتخاباتی و بین کمیشنران در انتخابات گذشته سبب بروز مشکلات کلانی شد و انتخابات آن طور که مردم توقع داشتند برگزار نشد.

    قابل ذکر است انتخابات پارلمانی اخیر افغانستان که آمیخته با  کوتاهی‌های بزرگی چون مشکلات در لیست رأی‌دهندگان، تهیه لیست خیالی از رأی‌دهندگان، کار نکردن دستگاه‌های بایومتریک در روز رأی‌گیری و کمبود یا نبود مواد حساس انتخاباتی در برخی مراکز رأی دهی، همراه بود باعث شد احزاب سیاسی حکومت را به مهندسی کردن انتخابات متهم کند و خواستار ایجاد اصلاحات در کمیسیون‌های انتخاباتی شوند.

    به دنبال فشار احزاب سیاسی و نهادهای ناظر رئیس جمهور در نهایت کمیشنران و رؤسای کمیسیون‌های انتخاباتی پیشین را از کار برکنار نمود و لوی سارنوالی موظف شد پرونده آنها را بررسی کند.

    کمیشنران تازه کمیسیون‌های انتخاباتی سه روز پیش از سوی هفده کاندید انتخابات ریاست جمهوری طی محفلی در کابل معرفی شدند.

  • رییس اجراییه با سفرای اتحادیه اروپا و نماینده ویژه آلمان ملاقات کرد

    رییس اجراییه با سفرای اتحادیه اروپا و نماینده ویژه آلمان ملاقات کرد

    در این دیدار که در قصر سپیدار انجام شد، سفرای اتحادیه اروپا دیدگاه‌ها و پرسش‌های خود را در مورد مذاکرات صلح،‌ انتخابات ریاست جمهوری، اصلاحات،‌ حکومت‌داری و روابط منطقه‌یی و بین‌المللی افغانستان مطرح ساختند.
    دکتر عبدالله نیز بعد از شنیدن دیدگاه‌ها و پرسش‌های سفرای اتحادیه اروپا نظرات خود را به صورت مفصل در مورد قضایای فوق با آنان در میان گذاشت.

    رئیس اجرایی، امروز با آقای مارکس پوتزل، نماینده ویژه‌ی جمهوری فدرال آلمان برای افغانستان و پاکستان، نیز ملاقات کرد.
    در این ملاقات رییس اجراییه از کمک‌های سخاوتمندانه‌ی آلمان و قربانی‌های این کشور برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان تشکر و قدردانی کرد.
    آقای پوتزل با تشکر از حکومت و مردم افغانستان از ادامه حضور و کمک‌های آلمان برای افغانستان تا تأمین استقرار و ثبات و پاس‌داری از دستاورهای سالیان اخیر اطمینان داد.
    در این نشست دو طرف در باره انتخابات، مذاکرات صلح و آخرین تحولات سیاسی در افغانستان و منطقه به بحث و تبادل نظر پرداختند.

  • خواستگاری دختر بازیگر اسرائیلی از بن‌سلمان

    خواستگاری دختر بازیگر اسرائیلی از بن‌سلمان

    به گزارش بخش بین الملل خبرگزاری خاورمیانه، خانم «نوعام شوستر الیاسی» کمدین معروف اسرائیلی در یک برنامه زنده تلویزیونی از محمد بن سلمان خواستگاری کرد و گفت تمایل دارد با وی ازدواج کند.

    بانو الیاسی که به زبان عربی صبحت می کرد، ادامه داد با توجه به بهبود روابط میان رژیم اسرائیل و عربستان سعودی ازدواج وی با بن سلمان میتواند به پایداری این روابط کمک کند.

    با این وجود این خبر در رسانه های عربی بازتاب چندان نداشته؛ اما رسانه های رژیم اسرائیل با پرداختن به این خبر آنرا جدی تلقی کرده اند.

  • جایزه صلح را به عمران خان بدهید

    جایزه صلح را به عمران خان بدهید

    به دنبال رهایی خلبان هندی توسط پاکستان، موجی مثبت در تمجید از تصمیم عمران خان، نخست وزیر پاکستان، در صفحات اجماعی شکل گرفت.

    به گزارش رسانه‌های پاکستانی، هزاران شهروند این کشور از بنیاد نوبل خواسته‌اند جایزه صلح خود را به عمران خان اهدا کند.

    این کاربران صفحات اجماعی که تعدادشان به سه هزار می رسد، دونامه آن‌لاین برای اهدای جایزه نوبل به عمران خان را تهیه کردند که با استقبال شدید کاربران فضای مجازی روبرو شد، یکی از نامه‌ها 240 هزار و دیگری 59 هزار امضا جمع کرد.

    از سویی دیگر در پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای به پارلمان پاکستان نیز آمده که عمران خان نقش هوشمندانه در کاهش تنش‌ها  میان پاکستان و هند ایفا کرده و شایسته دریافت جایزه نوبل می‌باشد.

     این در حالی است که روابط هند و پاکستان پس از حمله تروریستی که در تاریخ ۱۴ فبروری در ایالت جامو و کشمیر هند رخ داد، تیره تر شده است.

  • 12 فرمانده کلیدی طالبان در حملات هوایی ارتش در یک هفته گذشته کشته شده‌اند

    12 فرمانده کلیدی طالبان در حملات هوایی ارتش در یک هفته گذشته کشته شده‌اند

    در خبرنامه‌ وزارت دفاع ملی که روز یک‌شنبه دوازدهم حوت نشر شد، آمده است نیروهای هوایی ارتش با وجود برف‌باری و بارند‌گی‌های شدید در هفته گذشته، چندین حمله هوایی را در ولایات ناامن کشور اجرا کرده‌اند.

     این حملات در ولایات هلمند، سرپل، تخار، غزنی، ننگرهار، پکتیا، بلخ، قندهار و ارزگان انجام شده است.

     در جریان این حملات ۳۵۰ عضو گروه طالبان به شمول ۱۲ فرمانده مهم و کلیدی این گروه کشته شده‌اند.

     فرماندهان کلیدی و ولسوالان نام‌نهاد گروه طالبان که در حملات هوایی ارتش کشته شده‌اند «ملا شفیق‌الله، ملا زنجیر، ملا نوراحمد مشهور به خالد، عبدالله، ذاهدالله، یوسف، بدرالدین، ملا فیض‌الله، مولوی نعمت‌الله، مولوی مهدی، ملا نورالحق و ملا تیمورشاه» نام داشتند.

    بر اساس معلومات وزارت دفاع ملی، این افراد مسوولیت طراحی و اجرای حملات انتحاری و ماین‌گذاری را در ولایات هلمند، سرپل، تخار، غرنی، ننگرهار، پکتیا، بلخ، قندهار و ارزگان بر عهده داشتند.

    قابل یادآوری است حملات هوایی مستقلانه نیروهای ارتش در ماه قوس امسال آغاز شد.

    وزارت دفاع ملی اعلام کرده است این حملات در سرکوب مخالفان مسلح دولت مؤثر بوده است.

  • منابع: مسوده ابتدایی توافق نهایی صلح امریکا با طالبان آماده امضا می‌باشد

    منابع: مسوده ابتدایی توافق نهایی صلح امریکا با طالبان آماده امضا می‌باشد

    پنجمین دور مذاکرات مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان  که پس از دو روز  تأخیر از روز گذشته(شنبه 11 حوت) از سر گرفته شد، امروز نیز ادامه یافت.

    جزئیات نشست روز گذشته که پشت درهای بسته برگزار شد هنوز نشر نشده اما گفته می‌شود «آزادی زندانیان طالب و اعلام آتش‌بس» محور گفت‌وگوهای طرفین گفت‌وگو بوده است.

    در نشست امروز، موضوع خروج نیروهای خارجی از افغانستان به بحث و گفت‌وگو گرفته شده‌است.

    به گفته منابع طالبان، امریکا خواستار خروج نیروهای خود از افغانستان در یک بازه زمانی 3 تا 5 سال شده‌است در حالیکه طالبان با رد این درخواست از امریکا می‌خواهد طی شش ماه نیروهای خود را از افغانستان خارج کند.

    براساس برخی پیش‌بینی‌ها احتمال توافق طالبان و امریکا روی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در بازه زمانی یک سال وجود دارد.

    گفته می‌شود در صورت توافق طالبان و امریکا روی موضوعات مطرح شده قبلی، نشست دوحه امروز به پایان می‌رسد، در غیر اینصورت این مذاکرات تا پایان هفته جاری ادامه خواهد یافت.

    از سویی هم زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، از تشکیل یک هیأت مذاکره کننده تازه از سوی حکومت افغانستان در کابل خبر می‌دهد.

    هارون چخانسوری، سخنگوی رئیس جمهور غنی، نیز در این مورد می‌گوید حکومت تصمیم گرفته ترکیب هیأت مذاکره کننده حکومت با طالبان را تغییر دهد و در این راستا یک هیأت تازه مذاکره کننده با طالبان از سوی حکومت در حال تشکیل است.

    این همه در حالی‌ست که براساس برخی تحلیل‌ها، امریکا که برای نابودی تروریزم در سال 2001 به افغانستان وارد شد، تا زمانیکه مطمئن نشود افغانستان بار دیگر به پناهگاه امن گروه‌های تروریستی برای تهدید امریکا و متحدانش تبدیل نمی‌شود، خاک این کشور را ترک نمی‌کند.

  • وقوع جرائم متعدد، چالش بزرگ شهروندان در کابل است

    وقوع جرائم متعدد، چالش بزرگ شهروندان در کابل است

    خوشحال سادات، در نشست مسئولین ارشد وزارت امور داخله با وکلای گذر نواحی مختلف کابل که  امروز یک‌شنبه 12 حوت در کابل برگزار شد، بر همکاری هرچه بیشتر شهروندان با پلیس در مبارزه با مفسدین، زروگویان و افراد مسلح غیرمسئول تأکید شد.

    وی افزود: «براساس اطلاعات رسیده به وزارت داخله، چالش کلان شهروندان کابلی وقوع جرائم است.»

    خوشحال سادات تأکید کرد تصفیه آمرین فاسد از بدنه وزارت داخله آغاز شده‌است؛ در هفده سال گذشته هر آمری تلاش می‌کرد تا افراد مورد نظر و تیم ایده‌آل خود را در پست‌های مختلف به کار بگمارند، این روند باید متوقف شود و شایسته سالاری و مسئولیت‌پذیری در قبال مردم جای مصلحت‌های شخص را بگیرد.

    آقای سادات افزود: «اگر مجرمین مانند گذشته در این فکر هستند که کسی جلو فعالیت آنان را گرفته نمی‌تواند، از خواب بیدار شوند. حالی وقتش است که تغییر فکر دهند و چیزی که قانون است، ما آن را تطبیق می‌کنیم.»

    به گفته‌ی معین امنیتی وزارت داخله‌، به پلیس هدایت داده شده آن عده از افرادی که علیه «نظام» اسلحه می‌گیرند و به «پرچم شریف کشور» بی‌احترامی می‌کنند، از پا در آورده شوند.

    آقای سادات همچنان افزود اگر تغییراتی بعد از این در وزارت داخله و پلیس بیاید،  آن تغییرات بر اساس ظرفیت افراد خواهد بود.

    وی در بخش دیگری از گفته‌هایش افزود نیروهای امنیتی کشور بدون همکاری مردم به هیچ صورت نمی‌تواند در تصفیه‌ی پلیس از افراد مفسد و از بین‌بردن دزدان و اختطاف‌چیان شده موفق عمل کند.

    وی گفت پلیس کابل تعدادش از کل جمعیت آلمان بیشتر است، اما در پایتخت جرائمی اتفاق می‌افتد که در جاهای دیگر دیده نمی‌شود.

  • تئوری چهارضلعیِ چگونه می‌توان با طالبان به صلح رسید؟

    تئوری چهارضلعیِ چگونه می‌توان با طالبان به صلح رسید؟

    گفت‌وگوی صلح با طالبان جدی‌تر از هر زمان دیگر شده است و چنین به نظر می‌رسد که امریکا تصمیم گرفته است روندی را به وجود آورد که طالبان شریک مهم و تأثیرگذار آن باشد و از یک گروه شورشی و یا تروریستی شریک القاعده و گروه‌های جهادی دیگر جدا، جزئی از یک روند دولت‌سازی در افغانستان گردد تا زمینه‌ی ختم جنگ در افغانستان که با حمله امریکا علیه این گروه در افغانستان بعد از یازده سپتامبر شروع شد و برای این کشور هزینه جانی و مالی داشته است، فراهم گردد.

    امریکا برای رسیدن به این صلح، به گفته خودشان بر حامی طالبان یعنی پاکستان، فشار لازم اقتصادی و سیاسی را وارد کرده است و پاکستان طالبان را برای مذاکره و صلح حاضر کرده است. طرف سوم قضیه دولت و مردم افغانستان است که سال‌ها است صلح طلب کنند. لازم است در این زمینه به این نکته توجه شود که نظام افغانستان یک نظام شدیداً ایدیولوژیک و انعطاف‌ناپذیر نیست و حق مشارکت سیاسی در قدرت و آزادی فعالیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هیچ گروه را مخصوصاً اگر ماهیت اسلامی داشته باشد منع نمی‌کند، از این لحاظ هیچ ممانعتی برای پذیرش طالبان در روند دموکراتیک خویش ندارد. عدالت انتقالی از نوع کیفری در افغانستان عملاً قربانی صلح شده و می‌شود. دولت افغانستان تقریباً از همان آغاز صلح با طالبان را در برنامه کار خود قرار داد و گروه‌های سیاسی عمده نیز با این روند مخالفت نکردند. بنا بر این بیش از هر زمان دیگر، صلح محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

    لکن پرسش مهم این است که این صلح به چه قیمتی تمام خواهد شد؟ آیا می‌توان طالبان را مانند حزب اسلامی وارد روند نظام مبتنی بر قانون اساسی ساخت؟ چه مشکلات و راه‌کارهایی در راه رسیدن به این هدف وجود دارد؟

    برای این‌که بتوانیم راهی به سوی پاسخ به این پرسش‌ها باز کنیم، لازم است درکی دقیق از وضعیت داشته باشیم. به باور نگارنده توجه به نکات ذیل تا حدودی کمک می‌کند که درک دقیق‌تری از وضعیت به دست آوریم:

    ۱. امریکا مطابق سیاست اعلامی‌اش برای دفاع از امنیت ملی خود در افغانستان حضور نظامی دارد و معتقد است که در دوره طالبان، افغانستان به لانه امن تروریسم تبدیل شد و حادثه یازده سپتامبر در این کشور طراحی و اجرا گردید. لذا تا زمانی که مطمئن نشود که افغانستان دیگر به لانه امن تروریسم بدل نمی‌شود، این کشور را ترک نخواهد کرد. محور گفت‌وگوهای امریکا با طالبان نیز همین فقره است.

    ۲. قانون اساسی و ارزش‌های مدرن چیزی نیست که امریکا برای آن‌ها در افغانستان بجنگد، اما این‌ها اموری‌است که امریکا و سایر شرکای بین‌المللی افغانستان برای آن‌ها هزینه کرده‌اند و به باور آن‌ها در تأمین صلح پایدار و جلوگیری از سقوط دوباره افغانستان در چنگال تروریسم، نقش مؤثر ایفا می‌کند. بنا بر این محافظت از آن در راستای منافع آنان قرار دارد. لذا اگر خواست ملی قوی در این زمینه وجود داشته باشد، از آن حمایت می‌کنند.

    ۳. دولت در افغانستان در همه حال نیازمند حمایت قوی بین‌المللی است تا بتواند بر شورش‌های احتمالی و تروریسم (برای مثال داعش و شبکه‌های تروریستی خارجی دیگر، قاچاق مواد مخدر… ) حل مشکل مهاجرین مقیم در ایران و پاکستان، بی‌جاشده‌گان داخلی، عودت و اسکان آن‌ها و حل مشکل فقر، بی‌کاری و توسعه‌نیافته‌گی غالب آید. یک دولت منزوی بی‌اعتنا به قوانین بین‌المللی از جمله حقوق بشر و حقوق زنان نمی‌تواند این مشکلات را حل کند و لو این‌که این دولت از نوع طالبان، باشد. قیاس افغانستان طالبانی با عربستان سعودی قیاس مع‌الفارق است، چون آن‌ها از وزن اقتصادی و سیاسی لازم در نظام بین‌الملل برخوردار اند که به راحتی کارنامه حقوق بشری‌شان به دلیل منافع اقتصادی و یا سیاسی کشورها به منظور حفظ رابطه با این کشورها، نادیده گرفته می‌شود. اما افغانستان طالبان یک افغانستان نیازمند و محتاج است. تنها ابزارش صدور تروریسم است.

    ۴. رسیدن به فهم مشترک میان طالبان و سایر گروه‌ها بر محور ارزش‌های مدرن سخت و دشوار است اما ممتنع نیست. اما سخت بودن آن به این دلیل است که طالبان برای حل منازعه به دو مرجع بیش از هر مرجعی دیگر استناد می‌کند: زور و سنت. در عرصه زور گروه طالبان خود را پیروز احساس می‌کند و ارزش‌های مدرن را ناشی از حضور و تحمیل غربیان می‌دانند و سنت، یعنی اسلام با حضور آنان به عنوان طرف اصلی در گفت‌وگوی صلح، به مرجع مسلط و مسلم بدل شده و از هژمونی عاطفی قوی نیز در جامعه افغانستان برخوردار است و هیچ کسی جرأت نقد و چون و چرا را در برابر آن ندارد. لذا طالبان در گفت‌وگوها از این دو حیث خود را در مقام برتر می‌بینند لذا این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان گفت‌وگوی انتقادی بر پایه نوعی عقلانیت انتقادی را با مرجعیت اسلام ترکیب کرد و محور وسیع‌تر برای گفت‌وگوی انتقادی با طالبان به وجود آورد و به این وسیله در دیدگاه طالبان تغییر به وجود آورد و توافقی را که محصول نوعی فهم و عقلانیت مشترک باشد محقق ساخت. آیا می‌توان گفت‌وگوی انتقادی و عقلانی را با طالبان فعال کرد؟

    در ادامه کوشش می‌شود به این پرسش جواب داده شود. به نظر این جانب نظر به نکات مقدماتی‌ای که توضیح داده شد، در چهار عرصه چهار کار مهم انجام شود تا بتوانیم طالبان را متقاعد به قبول نظام مبتنی بر قانون اساسی کنیم:

    ۱. مشروعیت‌زدایی از جنگ، ۲ . مشروعیت‌زدایی از مشروعیت بین‌المللی طالبان، ۳. و اتکا به قدرت جامعه مدنی در عرصه ملی و بین‌المللی و ۴ گفت‌وگوی فرهنگی با طالبان.

    الف. مشروعیت‌زدایی از جنگ:

    بدون شک ایدیولوژی جنگ که به میانجی آن طالبان توانست ۱۸ سال مقاومت کند و از میان جوانان نیروی جنگی فداکار که حاضر اند تا سرحد انتحار بجنگد، جذب کند، چیزی جز اسلام نیست. به کمک ادبیات گرفته شده از اسلام طالبان جنگ خویش را توجیه می‌کند. در واقع جنگ خود را از نوع جهاد با کفار می‌داند و گاهی از ادبیات ملی‌گرایانه نیز استفاده می‌کند و جنگ خویش را مبارزه با اشغال خارجی و کسب استقلال می‌نامد. از روحیه وسیع بیگانه‌ستیزی و کافرستیزی که در میان مردم کشور وجود دارد نیز استفاده می‌کند، در واقع طالبان حضور نیروهای خارجی و همکاری با آنان و سبک زنده‌گی نسبتاً مدرن در شهرها و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی را که کم‌و‌بیش در شهرها وجود دارد، نشانه‌های کفر و بی‌دینی حکومت و کارمندان آن می‌شمارد و به این وسیله دولت و کارمندان دولتی را در همه سطوح کافر و مهدورالدم شمرده و جزو اهداف حملات جنگی و جهادی شان تعریف کرده است.

    اما هیچ گاه این ادبیات و تبلیغات، به درستی مورد تجزیه و تحلیل انتقادی قرار نگرفته است تا روشن گردد که تا چه اندازه براساس موازین اسلامی که در مذاهب رسمی اسلام تدوین شده است، ادعای تکفیر دولت و کارمندان دولتی درست و صحیح می‌باشد؟ آیا حضور نیروهای خارجی در افغانستان به معنی اشغال افغانستان توسط آن‌ها ست؟ آیا افغانستان از خود به لحاظ حقوقی و سیاسی حاکمیت ندارد؟ آیا انعقاد پیمان همکاری نظامی با ممالک غیر مسلمان توسط یک دولت مسلمان آن دولت را از دایره مسلمانی خارج می‌کند و یا در حد یک کشور اشغال شده تنزل می‌دهد؟ اگر این‌گونه باشد پس همه اعضای لویه‌جرگه مشورتی که به پیمان نظامی رأی دادند، کافر شده باشند؟ آیا نفوذ سیاسی یک کشور غیر مسلمان در یک کشور مسلمان سبب می‌شود که دولت آن کشور را کافر بدانیم؟ به چنین دلیل مجاز می‌باشیم که کارمندان ملکی یک دولت مورد حمایت کفار را کافر شمرده و مهدورالدم بدانیم؟ آیا می‌توان دولتی که آشکارا کفر نمی‌ورزد، اما رییس و اعضای آن مرتکب گناه کبیره می‌شوند و احکام شریعت را مو به مو اجرا نمی‌کنند، کافر شمرده و مهدورالدم دانست؟ آیا برای برانداختن چنین حکومتی و بر‌قراری خلافت کامله ما مجاز به جنگ و خروج مسلحانه می‌باشیم؟ این‌ها پرسش‌هایی اند که ما آن‌ها را طی این سال‌ها طرح و بررسی نکرده‌ایم. فتاوایی که تا کنون علما بعضا از طریق تشکل‌های دولتی و شبه‌دولتی صادر کرده‌اند، عمدتاً شامل دو جزء بوده است: اولاً با استناد به بعضی آیات و احادیث که قتل مسلمان را حرام می‌دانند، گفته‌اند که جنگ در افغانستان مسلمان‌کشی است و لذا شرعاً درست نیست و ثانیاً دولت افغانستان اسلامی است نه دارالحرب.

    مشکل این فتاوا این است که اولاً بسیار کلی بوده و مسأله‌محور نیست و مسائل یادشده را که در تبلیغات طالبان برجسته می‌شوند، نادیده می‌گیرد و ثانیاً گزینشی است، یعنی به برخی از آیات و احادیث استناد می‌کند، و آیات مورد استناد گروه‌های سلفی جهادی و تکفیری را از نظر می‌اندازد و استوار بر مبانی و نظریات فقهی و کلامی موجود در مذاهب اسلامی نمی‌باشد، بلکه مبتنی بر نوعی اجتهاد آزاد از آیات و احادیث است. لذا طالبان و گروه‌های تکفیری دیگر به راحتی می‌توانند به آیات و احادیث دیگر استناد کنند که دولت افغانستان و همکاران آن‌را در نزد هواخواهان‌شان کافر قلمداد کنند و از این طریق به جذب نیرو برای جنگ بپردازند و جنگ‌شان را توجیه کنند. این در حالی است که بدون از کار انداختن ایدیولوژی طالبان، نمی‌توان آتش جنگ را خاموش کرد. با از کار انداختن این ایدیولوژی می‌توان موتور محرک جنگ را که توسط طالبان و حامیان آن به کار گرفته می‌شود، خاموش کرد.

    در این خصوص راه حل این است که به جای استناد مستقیم و گزینشی به آیات و احادیث، تک‌تک مسایلی را که نام بردم از نگاه مذاهب اسلامی به طور خاص مذهب حنفی مورد بررسی قرار‌ داد، برای مثال آیا سلطان جائر واجب‌القتل است؟ آیا بر اساس این مذهب می‌توانیم نظام مبتنی بر قانون اساسی را یک نظام کفری بدانیم؟ و آیا برای استقرار امارت اسلامی مجاز به خروج مسلحانه و به راه انداختن قتل و کشتار اردوی ملی می‌باشیم؟ چون طالبان خود را یک جریان مذهبی و حنفی می‌داند و به لحاظ اجتماعی مشروعیت خود را از مذهب حنفی می‌گیرد، اما در واقع ادبیات این گروه تکفیری است و از ادبیات تکفیری نظیر القاعده و داعش برای تکفیر دولت افغانستان و نهادهای آن استفاده می‌کند. لذا برای از میان بردن مشروعیت جنگ کافی است که برای مردم افغانستان نشان داده شود ایدیولوژی جنگی طالبان تکفیری است و جایگاهی در مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت به طور خاص مذهب حنفی ندارد. در این صورت گروه طالبان مجبور است یا دست از ادعای حنفی بودن بردارد، اگر چنین کند، پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهد داد و یا این‌که به اصول مذهب حنفی در باب خروج و تکفیر برگردد، در این صورت به ناچار باید به جای جنگ تن به گفت‌وگو و فعالیت مسالمت‌آمیز سیاسی و در نتیجه صلح دهد.

    اما این‌که چرا بر مبنای مذهب حنفی نمی‌توان دولت افغانستان و قوای دفاعی آن را تکفیر کرد، دلیل آن تا حدودی واضح است، چون بر مبنای این مذهب مجاز به تکفیر اهل قبله نیستیم، ارتکاب فسق و فجور و گناه کبیره از جمله عدم تطبیق احکام شریعت موجب کفر و خروج از دین نمی‌شود، هم‌پیمانی با کفار و مانند آن اگر به فرض هم حرام باشد در حد گناه کبیره است، نه کفر صریح، لذا دلیلی برای تکفیر این دولت وجود ندارد.

    اما عدم جواز خروج مسلحانه: خروج مسلحانه بر اساس نظر مذاهب رسمی اسلامی در دو صورت می‌تواند جایز باشد: اول این‌که مملکت اسلامی تحت اشغال کفار قرار گیرد. اشغال امروزه یک اصطلاح حقوقی است که در نتیجه آن یک کشور حاکمیتش را از دست می‌دهد. اما افغانستان این‌گونه نیست، دولت افغانستان بر مبنای قانون اساسی خود اعمال حاکمیت می‌کند و مانند هر کشور مسلمان دیگر دارای حاکمیت است، حضور نیروهای خارجی در افغانستان در حال حاضر بر مبنای قوانین بین‌المللی و پیمان‌های دوجانبه است و این پیمان‌ها جنبه تحمیلی نداشته و به راحتی قابل لغو اند و بر اساس ضرورت منعقد شده است.

    دوم این‌که دولت و حاکم مسلمانان به کفر صریح روی آورَد، علناً اظهار کفر کند و مانع شعایر اسلامی شود. در حالی که دولت افغانستان رسماً جمهوری اسلامی است و دین دولت اسلام و هیچ قانونی نمی‌تواند مغایر با احکام اسلام وضع شود و رییس جمهور باید مسلمان و متولد از والدین افغان باشد. بنا بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که خروج مسلحانه علیه چنین دولتی را مجاز کند. البته برای اسلامی‌تر کردن جامعه و قوانین آن و جلوگیری از ظلم و ستم می‌توان امر به معروف و دعوت کرد، اما مجاز به جنگ مسلحانه نمی‌باشیم چون جنگ به تعبیر مذاهب اسلامی موجب فتنه بزرگ‌تر می‌شود. به همین دلیل تشکیل خلافت کامل از راه جنگ بر مسلمانان واجب نیست. لذا خلافت راشده حداکثر در تاریخ اسلام ۳۵ سال بوده است ( با احتساب دوره عمر بن عبدالعزیز) اما مسلمانان برای تشکیل مجدد آن از راه جنگ تلاش نکردند و فقها به وجوب آن فتوا نداده‌اند. البته می‌توان گفت که حکومت‌های جائر و ستم‌گر، حکومت مشروع دینی نیستند چنان‌که امام عبده و تا حدودی مودودی کوشیده‌اند این مدعا را به اثبات برسانند. رفتار امام ابوحنیفه در مخالفت با بنی امیه و بنی عباس و قیام امام‌حسین می‌تواند شاهد بر این مدعا باشد، که البته در اصلاح آن باید از راه دعوت و امر به معروف کوشش به عمل آید که روش امام حسین بوده است، ایشان برای تغییر حاکمیت دست به شمشیر نبرد، بلکه از آزادی خویش و مسلمانان که مجبور نباشند حکومت‌های جائر و ستم‌گر را تأیید کنند، دفاع کرد. (حتی از سیره امام حسین به تعبیر فقیه بزرگ شیعی نویسنده جواهر الکلام فی شرح شرائع‌الاسلام، بر وجوب امتناع از بیعت به سلطان جائر استدلال کرد، چون یک قضیه خاص است، احتمال خصوصیت مورد در آن داده می‌شود و لذا قابل تعمیم نیست) اما خروج مسلحانه برای کسب قدرت کاملاً یک مسأله متفاوت است و می‌تواند حکم متفاوت داشته باشد که فقهای مذاهب به دلیل این‌که موجب شر کثیر و فتنه بزرگ‌تر می‌شود، آن را مجاز ندانسته‌اند.

    پس می‌توان با قاطعیت ادعا کرد که طالبان بر مبنای مذاهب اسلامی هیچ مجوزی برای جنگ ندارند، مخصوصاً اگر با امریکا به صلح برسد، در این صورت ارایه یک تصویر اشغال شده از افغانستان دیگر هیچ وجهی نمی‌تواند داشته باشد، در آن صورت نمی‌تواند علیه دولت افغانستان بجنگد و از راه زور خود را بر مسلمانان افغانستان مسلط کند و سرنوشت آن را در دست بگیرد، چه اگر چنین کند، در این صورت مثل آنان، مثل خلفای بنی امیه خواهد شد، نه خلفای راشدین. در واقع می‌توان به روشنی ادعا کرد که تفسیر درست نظریه مذاهب مبنی بر عدم جواز خروج مسلحانه، نفی خشونت و کاربرد زور در سیاست است، یعنی آنان در واقع کاربرد زور و خشونت را در سیاست جایز نمی‌دانند؛ چون موجب فساد بزرگ‌تر می‌شود.

    ب. مشروعیت‌زدایی از مشروعیت بین‌المللی طالبان

    طالبان بر اساس حضور جنگی خویش و حمایت پیدا و پنهان رقبای منطقه‌ای افغانستان و امریکا، دارد آهسته‌آهسته از مشروعیت سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار می‌گردد و کوشش می‌کند خود را به عنوان گروهی متمایز از القاعده و داعش و تابع قوانین بین‌المللی معرفی کند. می‌کوشد خود را گروهی معرفی کند که به لحاظ فرهنگی از فرهنگ و ساخت واقعی جامعه افغانستان نماینده‌گی می‌کند و قدرت برقراری ثبات و نظم را در این کشور دارا می‌باشد. این‌ها مجموعه عواملی است که از منظر واقع‌گرایی به طالبان مشروعیت بین‌المللی می‌بخشد و کار را بر دولت و مردم افغانستان در رسیدن به صلح عادلانه، پایدار و همه شمول سخت و دشوار می‌کند.

    به نظر می‌رسد راه فایق آمدن بر این مشکل، مشروعیت‌زدایی از طالبان در عرصه بین‌المللی بر مبنای قوانین بشردوستانه بین‌المللی و حقوق بشر است و این‌که چهره واقعی این گروه را برای افکار عمومی جهان و نهادهای مدافع حقوق بشر ( اعم از میان دولتی و غیر دولتی) روشن کنیم. قوانین بشردوستانه در واقع قوانین بین‌المللی حاکم بر جنگ و منازعات مسلحانه است که در پی محافظت از حقوق بشری افراد در جنگ است. مشخصه بارز این قوانین این است که نقض این قوانین مصداق جرایم جنگی، جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود و در مواردی‌که از نوع جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی، ژنوساید، پاک‌سازی قومی و تجاوز علیه صلح به حساب آید، جرم بین‌المللی محسوب شده و به لحاظ بین‌المللی قابل تعقیب عدلی و قضایی می‌باشد. این‌گونه جرایم مصداق نقض حقوق بشر نیز محسوب می‌شود و دولت‌ها مطابق تعهدات بین‌المللی شان موظف اند گروه‌های ناقض این حقوق را به لحاظ سیاسی و اقتصادی نه تنها حمایت نکنند، بلکه تحت فشار قرار داده و منزوی کنند.

    بر اساس گزارش‌های مستند یوناما از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ بیش از ۷۰ هزار غیر نظامی در افغانستان به قتل رسیده و یا زخمی شده اند که نزدیک به هفتاد درصد آن توسط طالبان انجام شده است. طالبان در واقع به طرق ذیل قوانین بشردوستانه و یا همان قوانین جنگی را نقض می‌کنند:

    – قتل‌های سیستماتیک؛ طالبان تعریف کنوانسیون‌های بین‌المللی از افراد ملکی و اهداف غیر نظامی را قبول ندارد. از نگاه قوانین بین‌المللی افراد نظامی، یعنی افراد دخیل در جنگ اند، اما پولیس که وظیفه اصلی‌اش انفاذ قانون و برقراری نظم عمومی است، غیر نظامی و کارمند ملکی محسوب می‌شود، به عین ترتیب تمامی کارمندان خدمات ملکی به شمول قضات و سارنوالان، غیر نظامی و ملکی محسوب می‌شوند و در حال جنگ جزو اهداف نظامی محسوب نمی-شوند. اما طالبان با حربه تکفیر کارمندان دولت به طور خاص پولیس، قضات و سارنوالان را کافر شمرده و خود را مجاز به قتل آنها می‌دانند، به این ترتیب به شکل سیستماتیک و هدف‌مند طیفی وسیع از کارمندان خدمات ملکی را به قتل می‌رسانند که می‌تواند مصداق جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت به حساب آید. طالبان با استفاده از حربه تکفیر حتی بر کارمندان رسانه‌های آزاد و خبرنگاران نیز حمله کرده و آنها را به قتل رسانیده است که نمونه آن حمله بر موتر حامل کارمندان تلویزیون طلوع است. این موارد توسط یوناما مستند شده و قابل ارایه به نهادهای بین‌المللی و کشورهای جهان است.

    – عدم احتیاط لازم در جلوگیری از قتل افراد ملکی: طالبان از طریق عملیات انتحاری و حمله به اماکن غیر نظامی و یا سنگر گرفتن در اماکن غیر نظامی و محل مسکونی مردم ملکی، به هیچ وجه احتیاط لازم را جهت پیش‌گیری از قتل غیر نظامیان به عمل نمی‌آورند، بلکه آنها را در معرض کشتار وسیع خود قرار می‌دهند و حتی از آن‌ها به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند. در حالی‌که قوانین حاکم بر جنگ ، جوانب جنگ را موظف به اتخاذ احتیاط لازم، جهت پیش‌گیری از قتل غیر نظامیان می‌داند.

    – حمله بر اهداف غیر نظامی: طالبان مراکز تعلیم و تربیت دانشجویان پولیس و هوتل‌ها و بانک‌ها را مورد حمله قرار می‌دهند، در حالی‌که همه این‌ها اهداف غیر نظامی محسوب می‌شوند و حمله بر آنها ممنوع و حداقل جرم جنگی محسوب می‌شود.

    – حمله بر جمعیت غیر نظامی: گاهی طالبان بر قریه‌ها و روستا‌های مسکونی مردم عادی احتمالاً به انگیزه‌های مذهبی و قومی حمله می‌کنند و افراد غیر نظامی را تیرباران می‌کنند، نظیر آن‌چه در خزان سال جاری در قریه‌های هزاره‌نشین ارزگان خاص مرتکب شدند و نگارنده این سطور گوشه‌ای از این جنایت را به طور مستند به مراجع بین‌المللی گزارش داد.

    – قتل افراد غیر نظامی به دلیل تعلق قومی و مذهبی آنان: طالبان در سال‌های گذشته، در غور و قریه باغچار ارزگان خاص افراد غیر نظامی از قوم هزاره شیعه‌مذهب را صرفا به دلیل تعلق نژادی و مذهبی آنان سربریدند که مصداق جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود.

    – حمله بر مراکز انتخاباتی و اخذ رأی: انتخابات یک روند مدنی است که زمینه استفاده مردم از حق مشارکت سیاسی شان را فراهم می‌کند. لذا حمله بر این مراکز هم حمله بر یک هدف غیر نظامی به حساب می‌آید و هم نقض آشکار و شدید حق مشارکت سیاسی که از جمله حقوق بشری هر فرد است، محسوب می‌شود.

    با توجه به موارد فوق طالبان هم حقوق بشردوستانه و هم حقوق بشر را شدیداً نقض می‌کنند، لذا یکی از راهکارهای صلح با طالبان این است که کشورها رعایت این قوانین از جمله اجتناب از حمله بر اهداف غیر نظامی و اجتناب از قتل سیستماتیک کارمندان دولت و اجتناب از حمله انتحاری را پیش‌شرط قبول طالبان به عنوان یک گروه سیاسی و پیش‌شرط مذاکره با آن‌ها قرار دهند.

    دولت افغانستان و جامعه مدنی این کشور در این زمینه می‌توانند از دیپلماسی و دادخواهی بین‌المللی استفاده کنند. در این زمینه اولاً لازم است موارد یادشده به صورت مستند در معرض افکار عمومی جهان قرار داده شود و ثانیاً دولت‌ها تحت فشار قرار گیرند که طالبان را برای رعایت این موارد تحت فشار قرار دهند و جامعه مدنی افغانستان در این راستا با استفاده از سازوکار سازمان‌های غیر دولتی بین‌المللی مدافع حقوق بشر کمپین وسیع جهانی را به راه بیندازد که در جریان گفت‌وگوی صلح طالبان را جهت رعایت قوانین جنگی و اجتناب از موارد یادشده تحت فشار قرار دهند. به این وسیله اگر طالبان دست از رفتار‌های یاد شده بردارند یک قدم به صلح واقعی و پرهیز از خشونت نزدیک شده‌ایم و طالبان را بیش‌تر به قوانین بین‌المللی نزدیک کرده‌ایم و ضمناً مشروعیت سیاسی آنان را نیز تضعیف کرده‌ایم. البته در این راستا مشکل قتل غیر نظامیان توسط نیروهای دولتی و شبه‌دولتی و همکاران خارجی آن و مواردی از قبیل زندان گوانتاناما، نیز وجود دارد، که تا حدودی دادخواهی علیه طالبان را مشکل می‌کند. لکن یک تفاوت عمده میان طالبان از یک‌سو، دولت و همکاران خارجی آن از سوی دیگر وجود دارد و آن کشتار انجام شده توسط این نیروها عمدی و یا ناشی از عدم احتیاط لازم نبوده و لذا قتل سیستماتیک و هدف‌مند محسوب نمی‌شود و افزون برآن این نیروها مسوولیت‌پذیر بوده و زمینه را برای تحقیقات بی‌طرفانه فراهم می‌کنند و سیستم عدلی و اجرایی‌شان حاضر به رسیده‌گی قضایی و جبران خسارت می‌باشند.

    ج. جامعه مدنی و جنبش زنان:

     مراد من از جامعه مدنی تمامی گروه‌های غیر دولتی است که عمدتاً از گروه‌های ذی‌نفع اجتماعی تشکیل می‌شوند. در این میان به اعتقاد این جانب در سیاست و حوزه عمومی افغانستان چند گروه از تأثیرگذاری خاص برخورداند که عبارت‌اند از احزاب، گروه‌های قومی و مذهبی، جنبش زنان، روزنامه‌نگاران مستقل و رسانه‌های غیردولتی، نخبه‌گان سیاسی و جامعه اکادمیک کشور. ویژه‌گی بارز این گروه‌ها این است که همه در نظام مبتنی بر قانون اساسی از منافع و حقوق قوی برخوردارند که در نظام امارت و یا نظام شرعی مورد نظر طالبان این منافع و حقوق به میزان زیاد از میان می‌رود و نابود می‌شود. در واقع این کلیشه که ما به عقب برنمی‌گردیم و یا این‌که ارزش‌ها و دست‌آوردهای ۱۸ ساله قربانی صلح نشود، ناظر به حفظ این منافع و حقوق است. برای مثال اقوام و گروه‌های مذهبی، مخالف هرگونه تبعیض و نابرابری بر مبنای قوم و مذهب می‌باشند و خواهان مشارکت موثر در قدرت و تعیین سیاست‌های عمومی و کلان کشور می‌باشند و در نتیجه نظام مورد خواست آن‌ها نظامی است که زمینه تحقق مشارکت موثر آن‌ها را به شکل عادلانه فراهم کند. به عین ترتیب زنان خواهان نفی تبعیض بر مبنای جنسیت و خواهان دست‌رسی برابر به آموزش، کار و فعالیت اجتماعی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌اند. رسانه‌های مستقل و روزنامه نگاران فعالیت حرفه‌ای‌شان بدون وجود آزادی بیان و عقیده اساساً امکان وجود نمی‌یابد، احزاب بدون وجود نظام چند حزبی و گردش آزاد قدرت بر مبنای انتخابات آزاد اساساً معنا و مفهوم ندارد. فعالیت اکادمیک و دانشگاهی مستلزم وجود و قبول فضای آزاد اکادمیک است. استادان دانشگاه‌ها و دانشگاه‌ها در صورتی می‌توانند، فعالیت علمی به معنای واقعی آن داشته باشند که از آزادی در تحقیق و بیان عقاید خویش برخوردار باشند، که مستلزم آزادی بیان، آزادی اندیشه و عقیده در حد وسیع آن است. جامعه اکادمیک و دانشگاه‌ها، و جامعه بزرگ را در کشور تشکیل می‌دهند که از دو بخش دولتی و غیر دولتی تشکیل می‌شود. تعداد استادان دانشگاه‌های دولتی به هفت‌هزار نفر می‌رسد و به همین تعداد اساتید دانشگاه‌های خصوصی وجود دارد. تعداد کل دانشجویان به چند صد هزار نفر می‌رسد.

     بنا بر این نظر به گستره وسیع جامعه‌ی مدنی، قانون اساسی موجود بر خلاف گمان طالبان از پایگاه وسیع اجتماعی برخوردار است. این قشر وسیع منافع‌شان در حفظ قانون اساسی نهفته است. لذا در صورت انسجام و برخورداری از تفکر و بینش روشن و دادخواهی وسیع ملی و بین‌المللی می‌توانند فشار هم‌سو و هم‌جهت را در کنار خواست جهانی بر طالبان و حامیان آن‌ها وارد کنند. درست است که امریکا طرف اصلی گفت‌وگوی صلح با طالبان- نمی‌خواهد ارزش‌های مدرن را بر طالبان و یا افغانستان تحمیل کند، اما با جامعه مدنی افغانستان اگر این جامعه و گروه‌هایی که نام بردم فعال باشند، منافع مشترک دارد. امریکا و نظام بین‌الملل در افغانستان طی بیش از ۱۸ سال سرمایه‌گذاری کرده‌اند، حفظ این دست‌آوردها برای حفظ صلح و امنیت در افغانستان و جهان و ارزش‌های جهانی از اهمیت بسیار برخوردار است. افغانستان با عربستان سعودی قابل مقایسه نیست. جهان عربستان را به دلیل نقش اقتصادی، سیاسی و نظامی‌اش در منطقه تحمل می‌کنند. اما افغانستان طالبانی چیزی ندارد که تحمل شود. بنا بر این، با استفاده از این منافع مشترک و سازوکار بین‌المللی‌ای که برای دادخواهی در راستای حقوق و منافع‌شان وجود دارد، می‌توانند در روند صلح که یک روند گذار است به یک قدرت بزرگ و غیر قابل اغماض تبدیل شوند و خواست‌شان را بر طالبان تحمیل کنند. در این راستا از یک واقعیت دیگر نیز نباید غافل بود و آن این‌که طالبان در چارچوب یک دولت مجبور است الزامات و تعهدات یک دولت را در قبال جهان بپذیرد تا بتواند از سقوط دوباره افغانستان در حلقه انزوای بین‌المللی جلوگیری کند و از کمک‌های بین‌المللی برای تأمین بودجه عادی و انکشافی خود برخوردار گردد، و محل مناسب برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به حساب آید. در غیر این صورت نه تنها به جذب کمک‌ها و سرمایه‌گذاری خارجی موفق نمی‌شود، بلکه فرار سرمایه و نیروی متخصص از داخل به خارج نیز شتاب می‌گیرد. بنابر این نیازهای حکومت‌داری نیز فشار مضاعف را بر طالبان جهت قبول خواسته‌های جامعه مدنی فراهم می‌کند. از این لحاظ افغانستان با ممالک عربی قابل مقایسه نیست، چون آنها قدرت‌های بزرگ نفتی اند که حتی با قدرت اقتصادی خود به راحتی امریکا را تحت فشار قرار داده می‌توانند، افغانستان بدون رعایت هنجارهای جهانی نمی‌تواند حمایت ائتلاف لیبرال دموکراسی را که بزرگ‌ترین ائتلاف جهانی به لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی است با خود داشته باشد.

    اما جامعه مدنی برای این‌که موثر باشند در قدم نخست باید انسجام یابد، ثانیاً خواسته‌های خود را شفاف و روشن مطرح کند و از کلی‌گویی برآید. برای مثال زنان بگویند که هرگونه نابرابری را بر مبنای جنسیت نمی‌پذیرند و در این راستا به تعهدات بین‌المللی افغانستان در چارچوب میثاق‌ها استناد کنند. و بپرسند که آیا طالبان می‌خواهد که افغانستان از میثاق‌های بین‌المللی خارج شود. و بگویند که به سخنان مبهم و چند پهلوی طالبان که با سخنان نخستین‌شان در دوران امارت‌شان چندان فرق نکرده است اعتماد ندارند. و از آن‌ها بخواهند که اگر واقعاً راست می‌گویند هم اکنون در مناطق تحت کنترل‌شان زمینه بازگشایی مکاتب دخترانه را فراهم کنند. به عین ترتیب رسانه‌های آزاد از طالبان بخواهند که زمینه فعالیت آزاد رسانه‌ای را در مناطق تحت کنترل‌شان فراهم کنند و آزادی نقد از اعمال و رفتار‌شان را مانند جانب دولت و نیروهای بین‌المللی تأمین کنند، احزاب نیز از طالبان بخواهند که معنای مذاکره با احزاب و مشارکت دادن آنها در قدرت مستلزم قبول نظام چند حزبی و انتخابات آزاد است. و به صراحت بگویند که این خواست ما است. ثالثاً دادخواهی ملی و بین‌المللی را با ابتکار خود به پیش ببرند و در واقع به یک جریانی مستقل از دولت تبدیل شوند که البته فقط در نقش جامعه مدنی عمل کنند نه دولت. در این راستا دولت و جامعه مدنی هر کدام به نقش خود بپردازد تا به جای بدبینی هم‌آهنگی میان دولت و جامعه مدنی به وجود آید. از یک سو، دولت مذاکرات خود را شفاف کند و طیف‌های وسیع را در آن مشارکت دهد و در واقع روند صلح را برای رسیدن به صلح جامع رهبری کند. و جامعه مدنی هرگز در نقش دولت ظاهر نشده و موقف دولت را تضعیف نکند بلکه بر کار آن نظارت انتقادی داشته باشد و این کار به دو هدف صورت گیرد: نخست این‌که از سازش حکومت و طالبان به قیمت حقوق و منافع آنان جلوگیری کند و دوم این‌که از سنگ اندازی احتمالی حکومت در مسیر صلح به منظور تداوم قدرت خویش جلوگیری کند، تا در نهایت موافقت نامه صلح از بعد داخلی آن یک سند سه جانبه میان حکومت، طالب و جامعه مدنی، باشد. اما در عین حال در مقام مذاکره و چانه زنی با طالبان در نقش جای‌گزین دولت برای معامله با طالبان حاضر نشوند، این رویکرد باعث هم‌آهنگی بیش‌تر میان حکومت و جامعه مدنی می‌شود، بدگمانی و بدبینی میان طرفداران نظام کاهش می‌یابد.

    د. گفت‌وگوی فرهنگی با طالبان در چارچوب گفتمان جمهوری اسلامی و الزامات دولت‌داری مدرن:

    مشکل اساسی در مقام گفت‌وگو با طالبان ایدیولوژی طالبان است. طالبان به کمک ایدیولوژی خود نظام موجود را و ارزش‌های آن را کفری خوانده و خون‌های زیادی را تحت این عنوان از دو جانب، از خود و طرف مقابل به زمین ریخته و به قول خودشان قربانی‌هایی فراوان داده است. لذا قبول این ارزش‌ها به معنای دست کشیدن از ادعاهای‌شان بوده و مشروعیت‌شان را در نزد حامیان‌شان از بین می‌برد. و سرسختی، تشدد و تأکید بر ایدیولوژی‌شان در حال حاضر از ویژه‌گی‌های این گروه است، علاوه بر این طالبان در حل منازعه بر زور و به سنت تکیه می‌کنند، در حالی که صلح مدرن بر گفت‌وگوی انتقادی عقلانی استوار می‌باشد. پس تفاوت گفتمانی بزرگ میان ما و طالبان وجود دارد. در این میان استناد به سنت در جامعه سنتی افغانستان که حوزه عمومی در آن تحت تأثیر شدید سنت و زور قرار دارد، فضای گفت‌وگو را بر خلاف گفت‌وگوهای بن در سال ۲۰۰۱ شدیداً به نفع طالبان تغییر داده است. در این گفت‌وگوها بر خلاف ۲۰۰۱ گفتمان غالب و مسلط که از قدرت عاطفی بسیار برخوردار است و مجال نقد و انتقاد آزاد را به سود طالبان محدود می‌کند، اسلام است، بیانیه مسکو بهترین نشانه این تغییر وضعیت است، که با زبان مبهم خود همه حقوق و ارزشهای قانون اساسی را در هاله‌ای از ابهام و بی‌معنایی فرو می‌برد و کسی هم جرأت پرسش از معنای کلام آن‌ها را ندارد.

    برای غالب آمدن بر این وضعیت همان‌گونه که پیش از این اشاره کردم، شجاعت اخلاقی جامعه مدنی و سیاست‌مداران و برخورداری از چارچوب روشن‌فکری و توانایی تحلیل سنت، لازم و حیاتی است. شجاعت اخلاقی ایجاب می‌کند که خواسته‌هایی چون نظام چند حزبی و نفی تبعیض بر مبنای قومیت، مذهب و جنسیت، آزادی بیان و تأمین فعالیت آزاد رسانه‌ای و مانند آن را که پیش از این به آن‌ها اشاره کردم، شفاف و به صورت مستند و مستدل مطرح کنیم.

    از آن‌جایی که گفتمان غالب و مسلط در این گفت‌وگو سنت است پس راهی در درون سنت برای یک گفت‌وگوی عقلانی بیابیم و در ضمن رویکردهای عمل‌گرایانه و واقع‌گرایانه را در جانب طالبان تقویت کنیم و آنان را برای این‌که واقع‌گرا و عمل‌گرا شوند تحت فشار قرار دهیم تا در نتیجه این رویکرد هسته ایدیولوژیک طالبان تضعیف شود. به این دو هدف از طرق ذیل می‌توان دست یافت:

    – جایگاه دینی نظام جمهوری اسلامی: نظام جمهوری اسلامی که در قانون اساسی آمده به لحاظ سنت قابل دفاع و قابل توجیه است و خواسته‌های جامعه مذهبی و متدین را برآورده می‌کند و از یک جهت نسبت به نظام امارت به مراتب اسلامی‌تر است. توضیح این‌که جمهوریت جباریت و استبداد را نفی می‌کند و مانع از به کار گیری زور برای کسب سلطه بر سرنوشت مسلمانان می‌شود. تسلط بر مسلمانان از راه غلبه و زور و استبدادورزی مخالف با اسلام است. هم‌چنین جمهوریت برای هر مسلمان حق برابر در حوزه عمومی قائل است و این اصل با اصل اسلامی عدالت سازگار‌تر است. جمهوری اسلامی بر اساس اصل اسلامی عدالت همه‌گان را براساس انسانیت و اسلامیت برابر می‌داند از این اصل فقط در موادی خاص که نص قطعی و یا اجماع مذاهب وجود داشته باشد عدول می‌کنیم. در نظام جمهوری قوانین مغایر با نصوص قطعی اسلام وضع نمی‌شود بلکه قوانین در مطابقت با اصول کلی اسلام از قبیل اصل عدالت، مصلحت، آزادی، و رفع ضرر و مانند آن وضع می‌گردد. لذا عدالت اجتماعی که ارزش‌های مهم اسلامی می‌باشد یکی از ارزش‌های اساسی قانون اساسی است. در حالی که نظام امارت جباریت و استبداد را نفی نمی‌کند، با عدالت سازگار نیست و ریشه در سنت اسلامی هم ندارد، چون نظریه اصلی فقها در باب حکومت، خلافت کامله است که حاکم در آن باید قریشی باشد، در حالی که امیر طالبان قریشی نیست، عضوی از یک قبیله افغانی است. از این لحاظ فرقی میان نظام سلطانی و نظام امارت طالبان نیست، در حالی که نظام جمهوری به دلایلی که اشاره کردم به مراتب اسلامی‌تر از نظام سلطانی است که در تاریخ اسلام شیوه مسلط حکومت‌داری بوده است و هیچ فقیهی به وجوب خروج علیه آن فتوا نداده است. هم‌چنین در چارچوب گفتمان جمهوری اسلامی جنبش زنان و سایر فعالان مدنی می‌توانند پایگاه فکری قوی برای خود فراهم کنند که از توان برخورد انتقادی با گفتمان طالبان برخوردار باشد.

    – حکومت آینده افغانستان نیازمند ارتباط فعال با جهان است و به کمک‌های جهانی جهت حل مشکل چهار میلیون آواره و صدها هزار بی‌جا شده، و باز سازی کشور نیازمند است، حکومت افغانستان بدون رعایت تعهدات بین‌المللی خود در چارچوب میثاق‌ها و مانند آن نمی‌تواند به این اهداف نایل شود. بنا بر این حکومت و نظام مورد نظر طالبان نمی‌تواند مشارکت و همکاری بین‌المللی را برای افغانستان حفظ کند، لذا الزامات حکومت‌داری مدرن و توسعه‌گرا طالبان را ملزم به واقع‌گرایی و قبول نظام جمهوری می‌کند.

    – استناد طالبان به سنت مانند بسیاری از گروه‌های اسلام‌گرا عاری از تناقض نبوده و نخواهد بود. مثلاً استناد به امارت نه خلافت با سنت سازگار نیست. قبول شرط امریکا مبنی بر قطع رابطه با گروه‌های جهادی سایر ممالک نیز با سنت از نوعی که طالبان به آن استناد می‌کند، سازگار نیست، پس طالبان را باید بر اساس این تناقضات‌شان ملزم به قبول واقعیت‌های یک دولت‌داری مدرن ساخت، چرا که این ضرورت‌ها و واقعیت‌ها است که طالبان به جای خلافت امارت را مطرح می‌کند و رابطه خود را تحت فشار امریکا با القاعده و گروه‌های جهادی دیگر قطع می‌کند و با رقیب ایدیولوژیک خود داعش جنگ می‌کند.

    محمدامین احمدی، رییس دانشگاه ابن سینا

  • به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    جنگ به عنوان یک پدیده‌ی شوم در تمام فرهنگ‌ها و در بین تمام مردم جدای از مرزهای جغرافیایی‌شان شوم و منفور است؛ هیچ‌کس دوست ندارد جغد شوم جنگ بر خرابه‌های خانه‌هایشان بنشیند و در شب‌های تاریک «هوهویِ مرگ» کند.

    جنگ سبب می‌شود بسیاری از عروس‌ها بدون اینکه حتی قبل از ازدواج همسر خود را دیده باشد، به عقد وی درآید و روزها و شب‌ها را با عکسی از همسرش که در دست دارد سپری کند. جنگ باعث می‌شود، وقتی مردان پس از ماه‌ها دوری از خانه و کاشانه برای دیدن همسران و فرزندان خود به خانه می‌آیند، فرصت کافی حتی برای زدودن گردو غبار از سر و گردن و لباس‌های خود نداشته باشد چه برسد به اینکه پای درددل‌های انبوه زنان و کودکان خود بنشینند.

    جنگ سبب می‌شود خانواده‌ها از هم بپاشند؛ یا مرد خانه کشته می‌شود و زن او در ادامه تحت فشارهای اقتصادی و نگاه‌های تحقیرآمیز یا یک‌دفعه می‌میرد یا هر روزوشب می‌میرد، یا زن خانه کشته می‌شود و مردم خانه با چشم اشک‌بار به فرزندان کوچک خود نگاه می‌کند و خانه خراب شده‌ی خود را می‌نگرد، یا اینکه پدر و مادر و فرزندان یک‌جا می‌میرند تا برای همیشه خانه‌ی آنها خراب شود.

    آری! جنگ برای همه بد است؛ جنگ انسان‌کُش است، مهم نیست از کدام قبیله و کدام سرزمین باشی! از هرجا که باشی و متعلق به هر طایفه و قومی که باشی، وقتی جنگ شد قربانی می‌شوی!

    نقطه‌ی مقابل جنگ اما صلح است! در صلح که باشی، آسمان آبی، رودخانه‌ها شفاف، کوه و دشت و جنگل زیبا و صدای پرندگان آهنگ زیبای زندگی‌ست!

    صلح که باشد، پدرها دست در دست فرزندان خود در حالیکه لباس‌های عید به تن دارند شادوخندان خانه به خانه اقوام می‌روند، چای می‌نوشند و نان چاشت یا نان شام را کنار اقارب خود صرف می‌کنند.

    صلح که باشد، زنان دیگر مجبور نیستند از سوراخ‌های ریز چادری‌های سنگین آبی رنگ و سیاه دنبا را ببینند و سرک به سرک به دنبال یک لقمه نان برای اولادهای خود باشند!

    آری صلح که باشد، زندگی جاری‌ست!

    زنان و کودکان افغانستان که سالهاست از چشیدن طعم شیرین صلح محروم بوده‌اند، اینک بازگشت مردان و جوانان خود به خانه را فریاد می‌زنند!

    زنان سرزمین ما دیگر تاب و توان تحمل جنگ را ندارند و صلح می‌خواهند؛

    مهم نیست از کدام ولایت باشی، همینکه زن هستی و مردت دور از خانه! زندگی به کامت تلخ است!

    زنان به معنای واقعی کلمه از جنگ خسته است و مرد فریب خورده‌اش را به صلح می‌خواند؛ زنان در ولایت خوست که شوهران خود را در صفوف طالبان می‌بینند، از آنان می‌خواهند به دامان خانواده بازگردند و از فرصتی که برای صلح ایجاد شده استفاده کنند.

    روز گذشته (شنبه 11 حوت) زنان اعضای طالبان به همراه دیگر زنان در ولایت خوست زیر یک سقف نشستند، از جنگ بیزاری خود را اعلام کردند و در اجماع نظر نامه‌ای به مردان خود نوشتند و گفتند به خانه برگردید! فرزندانتان اکنون کلان شده‌اند و سراغ پدر را می‌گیرند! به خانه برگردید، جنگ دیگر بس است! بیایید مزارع و باغ‌های میوه دستان پرتوان شما را انتظار می‌کشند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است! بیایید همراه فرزندانتان گندم و جو بکارید، میوه بچینید و به بازار ببرید و بفروشید و شب‌ها در کنار هم سر سفره نان شام بخندیم و غم‌ها را فراموش کنید!

    این زنان برای نشان دادن عمق درد و رنج خود از جنگ، نامه خود به شوهرانشان را با دستان خود امضا کردند و به آنها گفتند: «برگردید به خانه! روز بازگشت خود را اعلام کنید، تا براساس عنعنات به  استقبال شما بیاییم و دامن رنگین خود را فدای گام‌های استوار شما کنیم!»

    زنان در این نامه خطاب به شوهرانشان افزودند: «به خانه برگردید و دیگر برای دیگران نجنگید! دیگر آلت دست این و آن نباشید. دیگر پسوند نیروهای جنگ نیابتی را از روی خود بردارید و به افغانستان آباد فکر کنید!»

      زنان به همسرانشان گفتند: «بیایید ببینید که در گورستان قریه، جسد شهدای نیروهای امنیتی و کشته شدگان طالب در کنار هم دفن شده‌اند، بیایید ببینید که همه ما افغان هستیم، بیایید ببینید که در مراسم فاتحه‌های یکدیگر می‌رویم، اجساد همدیگر را به  کمک هم دفن می‌کنیم و یک جا عزاداری و شادی می‌کنیم!»

    ای مرادان خانه، برگردید تا در سال‌های آخر عمر کنار هم باشیم و دیگر به خاطر دیگران ملک خود را خراب نکنیم!

    روسله یاسینزی عثمانی

  • کمپاین سراسری کمک به آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی آغاز شد

    کمپاین سراسری کمک به آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی آغاز شد

    باید گفت این کمپاین سراسری کمک نیروهای امنیتی به آسیب‌‌دیدگان حوادث طبیعی در حالی آغاز می‌شود که بارش‌های سنگین برف و باران در ولایات مختلف کشور از جمله ولایات جنوبی در روزهای اخیر سبب جاری شدن سیلاب‌های شدید و تحمیل خسارات جانی و مالی به باشندگان محلی شده‌است.

    داکتر محب‌الله محب از تمام نیروهای امنیتی کشور خواسته است تلاش‌های عاجل و سراسری خود برای نجات مردم را آغاز کنند.

    مشاور امنیت ملی به نیروهای امنیتی دستور داده برای کمک به «مسافرینی که در مسیر راه‌های مواصلاتی با حوادث طبیعی روبرو می‌شوند، کسانی‌که به دلیل حادثه به غذا و سوخت  دسترسی ندارند، کسانی‌که در خانه‌هایشان گیرمانده‌اند، مریضانی که به دلیل مسدود بودن سرک‌ها و جاده‌ها نمی‌توانند به شفاخانه منتقل شوند و دیگر آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی» از تمام امکانات موجود استفاده  کنند.

    براساس این دستور مشاور امنیت ملی، نیروهای امنیتی موظف‌ند تمامی کانال‌های ارتباط با مردم را فعال سازند، منتظر تقاضای کمک از سوی مردم  نباشند و با برقراری ارتباط با قریه‌جات و مناطق آسیب‌پذیر از وضعیت مردم کسب اطلاع کرده  در صورت نیاز به کمک‌های عاجل، در اسرع وقت  اقدام کنند.

    محب‌الله محب همچنین از تمام هموطنان گرامی تقاضا نمود در صورت مواجه شدن با خطرات طبیعی، با نزدیک ترین مرکز امنیتی درتماس شوند.

    مشاور امنیت ملی در دستور خود تأکید کرده: «حفاظت از وطن و جان هموطنان ما وظیفه اساسی نیروهای امنیتی کشور است. نیروهای امنیتی و دفاعی ما در صورت جنگ و نیاز به دفاع از خاک، در سنگر خواهند بود و اگر حوادث طبیعی زندگی مردم ما را تهدید کند، این نیروها با قوت کامل برای همکاری و نجات مردم وارد صحنه می‌شوند.»

    مشاور امنیت ملی افغانستان از اداره مبارزه با حواث طبیعی، ادارات کمک کننده غیردولتی، تجار و هموطنان ثروتمند تقاضا می نماید تا در حالات اضطرار مردم را کمک و همکاری نمایند.

    باید گفت به علت بارندگی های شدید در سراسر افغانستان به خصوص ولایات جنوب غرب و شمال شرق راه‌های مواصلاتی مسدود گردیده‌اند و مشکلات کلانی در زندگی روزمره مردم ایجاد کرده‌است. سیلاب‌ها همچنین محلات زندگی مردم را با تهدید روبرو  کرده‌است.

  • در مبارزه با جنایتکاران جدی باشید یا استعفا دهید

    در مبارزه با جنایتکاران جدی باشید یا استعفا دهید

     آقای اندرانی که در محفل گرامیداشت از نهم حوت، روز ملی نیروهای امنیتی، امروز شنبه در کابل سخن می‌گفت، به چندین قضیه‌ی قتل با چاقو، سرقت موتر و دیگر جنایاتِ جمعه شب در کابل اشاره کرد و افزود وقوع چنین جنایاتی باید متوقف شود.

    اندرابی که در یازده فبروری به جای امرالله صالح به چوکی سرپرستی وزارت امور داخله رسید تأکید کرد تمام نیروهای پلیس باید برای تأمین امنیت و تطبیق عدالت برای شهروندان افغانستان تلاش کنند.

    اندرابی گفت: «یا مسئولیت پذیر باشید یا این وظیفه را رها کنید.»

    وی تأکید کرد مبارزه با فساد، جنایات و قانون شکنان از وظایف اصلی وزارت داخله می‌باشد.

    وی افزود: «وزارت امور داخله مأموریت دارد با فساد، جنایات سازمان یافته و زورگویی مبارزه کند.»

    این در حالی‌ست که وزارت امور داخله به تازگی لیستی دوازده نفری از جنایتکاران تحت تعقیب را اعلام کرده‌است.

    براساس اعلامیه وزارت داخله در روز شنبه، شش تن از این جنایتکاران در ارتباط با قاچاق مواد مخدر در ولایت کندوز دستگیر شده‌اند.

    به نقل از دیگر اعلامیه‌های وزارت داخله، یک مظنون که قصد داشت یک پسر بچه دوازده ساله را اختطاف کند در منطقه امام صاحب ولایت کندوز دستگیر شده‌است.

  • پس از چند روز، حریم هوایی پاکستان باز شد

    پس از چند روز، حریم هوایی پاکستان باز شد

    براساس اعلام رسانه‌های پاکستانی، مقام های سازمان هواپیمایی پاکستان گفته‌اند تمامی پروازهای شهرهای اسلام آباد، کراچی، پیشاور و کویته به حالت عادی برگشته و حریم هوایی این کشور به طور کامل باز است.

     در همین حال سازمان هواپیمایی پاکستان اعلام کرده که پروزاهای میدان هوایی باچاخان نیز به حالت عادی برگشته و پروازها به دبی، کراچی، ریاض صورت خواهد گرفت.

     در همین راستا، میدان های هوایی ملتان و لاهور، روزانه یک ساعت باز می شود و مسافرانی که قصد مسافرت به لاهور را دارند، را به میدان هوایی اسلام آباد و پیشاور منتقل می‌کنند.گفتنی است که، حریم هوایی پاکستان به دلیل تنش ها میان این کشور و هند، برای چند روز مسدود شده بود.

  • افغانستان یک میلیون دالر به مهاجرین فلسطینی کمک کرد

    افغانستان یک میلیون دالر به مهاجرین فلسطینی کمک کرد

    در اعلامیه‌ی وزارت خارجه که امروز (شنبه، ۱۱ حوت) منتشر شده، آمده است که این کمک روز جمعه از سوی سفیر افغانستان در ترکیه به حساب بانکی سازمان ملل متحد انتقال داده شده است.

    کروهنبهول، کمیسار عمومی دفتر سازمان ملل متحد برای کمک به پناهندگان فلسطین در دیدار با صلاح‌الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه‌ی افغانستان در حاشیه‌ی چهل و ششمین نشست وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی از کمک یک میلیون دالری حکومت افغانستان به پناهندگان فلسطینی قدردانی کرده است.

    آقای کروهنبهول در این دیدار گفته است که قرار است این مقدار کمک برای تعلیم و تربیه‌ی مهاجران فلسطینی به مصرف برسد.

    حکومت افغانستان در حالی یک میلیون دالر به مهاجران فلسطینی کمک کرده است که خود با مشکل بزرگ مدیریت مهاجرین افغانستانی روبروست و هم اکنون بیش از شش میلیون مهاجر افغانستانی در کشورهای خارجی به ویژه ایران و پاکستانی زندگی می‌کنند.