دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان “یوناما” میگوید افزایش شمار تلفات غیرنظامیان در افغانستان، نشان دهنده نیاز فوری به توقف جنگ و تمرکز دوباره بر مذاکرات صلح در این کشور میباشد.
در این مورد در یک گزارش تازه یوناما که امروز سهشنبه (۳۰ ثور) نشر شده آمده است افزایش تلفات ملکی در ماه اپریل در حملات طالبان و قوای امنیتی حکومت افغانستان یک سیر صعودی را نشان میدهد.
همچنان یوناما افزایش خشونت در نیمه اول ماه می به شمول حملههای اخیر که شاخه خراسان گروه داعش مسئولیت آنرا به عهده گرفت را نگران کننده خوانده است.
در گزارش آمده است طالبان در ماه اپریل مسئول کشته شدن ۲۰۸ فرد ملکی بودهاند که در مقایسه با همین ماه در سال ۲۰۱۹ افزایش ۲۵ درصدی را نشان میدهد و همچنان در حملات قوای حکومتی ۱۷۲ نفر ملکی کشته شدهاند که این هم در مقایسه با همین ماه در سال گذشته ۳۸ درصد بیشتر میباشد.
دیبرا لاینز نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان خواستار توقف جنگ شد و از گروههای درگیر افغان خواست به قانون بینالمللی بشردوستانه که برای حفاظت از افراد ملکی میباشد، احترام بگذارند.
نظر به گزارش یوناما خانم لاینز افزود طرفهایی که برای یافتن راه حل صلحآمیز متعهد شدهاند باید از زندگی تمام افغانها محافظت کنند و امید مردم را برای پایان جنگ از بین نبرند.
او خواست مذاکرات بینالافغانی باید هرچه زودتر آغاز شود.
من نیم دهه تاریخ دیپلماسی آمریکا با رژیمهای سرکش و گروههای تروریستی را واکاوی کردم. چه فردی از حزب جمهوریخواه بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده باشد و یا فردی از حزب دموکرات، همه در مواجهه با رژیمها، چه در خاورمیانه یا آسیا، از یک الگو پیروی کردند. هر زمانی که ایالت متحدۀ آمریکا یک روند دیپلماتیک در سطح بالا را شروع میکند، وزارت امور خارجه تقریباً همیشه از ترک آن امتناع کرده و هیچگاهی پاسخ منفی دریافت نمیکند. در واقع، تاریخ سیاسیسازی اطلاعات نشان میدهد که سیاستمداران و دیپلماتها برای پشتیبانی و پیشبرد روند سیاسی بیشتر از روشهای پر پیچ و خم اطلاعاتی استفاده میکنند تا رفتن به سمت اقدامات نظامی. وقتی یک فرستادۀ ویژه فرایندی را که میتواند برایش شهرت و اعتبار به همراه بیاورد، انحصار کرد، کمتر احتمال میرود که او فریبکاریهای طرف مقابل را بد عهدی تفسیر کند. خواه این فرایند گفتوگو با ایرانیها در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشد یا روند گفتوگوها با سازمان آزادیبخش فلسطین در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و بیل کلینتون.
و چنین چیزی در توافقنامۀ شکنندۀ صلح آمریکا و طالبان نیز مشهود است. 11 هفته پس از امضای توافقنامۀ صلح آمریکا و طالبان که زلمی خلیلزاد و نمایندهگان طالبان آن را در حضور مایک پمپئو، وزیر امور خارجۀ آمریکا امضا کردند، خشونتها به اندازهیی افزایش یافته است که نه سفارت آمریکا در کابل و نه هم ماموریت حمایت قاطع در افغانستان قادر به ارایۀ علنی آمارها نیستند. دیپلماتها در زمان خبرهای ناخوشآیند هیچگاهی دور واگن حرکت نمیکنند، این که خلیلزاد طالبان را از دخالت در حملات هفته گذشته که بر یک مراسم خاکسپاری در ننگرهار و یک زایشگاه در کابل انجام شد، تبرئه میکند، در تضاد با آن روش دیپلماسی است.
مقامهای افغانستان میگویند که آنان شواهد قانعکننده و چندجانبهیی در دست دارند که نشان میدهد، طالبان در بمبگذاری و حمله بر مراسم خاکسپاری در ننگرهار دست داشتهاند. به گفتۀ این مقامها، آنان در حال بررسی سرنخها و مدارکی اند که نشان میدهد طالبان در حمله بر شفاخانۀ نسایی ولادی کابل نیز دخیل بودهاند. این که خلیلزاد از ارایۀ آمارهای متداول و اطلاعات در مورد خشونتها پس از توافقنامۀ صلح خودداری میکند و پس از آن از مقامها میخواهد که پیش از پایان بررسیها به حرفهای او اتکا کنند، سبب ایجاد شبهه در مورد انگیزههای خلیلزاد در نسبت دادن حملات اخیر (به گروه داعش) میشود.
مشکل فراتر از آن است که احتمال دهیم یک فرستاده برای زنده نگهداشتن توافقی که او امضا کرده است، غیرصادقانه عمل میکند، بلکه مشکل این است که وقتی طالبان میتوانند به کابل نفوذ کرده و یک حملۀ بزرگ را انجام میدهند و آمریکا به جای توجه به این مشکل و کمک به متحدان افغان برای پر کردن شکافهای امنیتی، تلاش میکند تا این حمله را مخفی کند. این موضوع به طالبان برای حملۀ دوباره به کابل انگیزه میدهد. به خاطر داشته باشید، وقتی طالبان برای اولینبار در سال 1996 به کابل حمله کردند، این حمله برخلاف تعهدشان مبنی بر اشتراک در گفتوگوهای بینالافغانی انجام شد و حالا این طرح یکبار دیگر در حال تکرار است. مطمئناً، گفتوگو با دشمن مضر نیست، اما این که یک طرف برای صلح تلاش کند و طرف دیگر به راه حل سیاسی به عنوان راهبرد جنگ نامتقارن نگاه کند، انجام گفتوگوها موفقیتآمیز نخواهد بود و واداشتن امنیت ملی به تفکر آرزومندانه به جای واقعیت همیشه غیرعاقلانه بوده است.
عیب پوشانی یا قباحتزدایی آشکار طالبان توسط خلیلزاد یک رسم خطرناک است. رسم خطرناک دیگر تلاشهای قلدرمآبانه برای واداشتن متحدان به گفتوگو با تروریستان است. حملات تروریستی اخیر در افغانستان درست یک روز پس از دیدار خلیلزاد از دهلی نو انجام شد. خلیلزاد در گفتوگو با روزنامۀ هندو از هند خواست تا وارد مذاکرۀ مستقیم با طالبان شود. او گفت، هند یک نیروی مهم در افغانستان است و چنین مشارکتی در خور (طالبان) خواهد بود.
در واقع چنین مشارکتی خیلی هم غیرمناسب است. در 24 دسامبر سال 1999 تروریستان یک هواپیمای خطوط هوایی هند را از مسیر کاتماندو – دهلی نو ربوده و آن را به سمت کندهار تغییر مسیر دادند. طالبان به ربایندگان در کندهار پناه داده و آنان اجازه یافتند تا هواپیما را برای یک هفته در اختیار داشته باشند و حتا با این که ربایندگان یکتن از مسافران را کشتند، اما در نهایت با همکاری طالبان موفق به فرار شدند. علاوه بر این، طالبان اردوگاههای آموزشی برای گروه تروریستی حرکتالمجاهدین ایجاد کردهاند، گروهی که چندین حملۀ تروریستی را در داخل خاک هند انجام داده است.
در حالی که خلیلزاد از موفقیت روند دیپلماتیک ناامید است (او پیش از این در مورد عدم دخالت ایران در امور عراق نیز مذاکره کرده است). با این حال، اصرار دارد که طالبان تغییر کرده است، اما واقعیت این است که نیروهای آمریکایی و افغان حدود یکسال پیش در یک عملیات مشترک عاصم عمر، رهبر شبکۀ القاعده در شبه قارۀ هند را در مناطق زیر کنترل طالبان کشتند که نشان میدهد طالبان تغییر نکردهاند. (افزون بر اینکه پیشنهاد خلیلزاد در مورد گفتوگوهای مستقیم مقامهای هندی با یک گروه تروریستی، طنزآمیز است. واقعیت دیگر این است که او، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب افغانستان در لیست سیاه قرار داده است، زیرا محب از رویکرد آمرانۀ خلیلزاد انتقاد و اعتماد او به طالبان را زیر سوال برده بود.)
خواستههای خلیلزاد برای واشنگتن مشکلآفرین است (او از بزرگترین دموکراسی دنیا میخواهد با گروهی گفتوگو کند که معتقد است هندوها و دیگر مسلمانان غیرسنی مستحق مرگ اند) که این میتواند سیاستهای بزرگتر ایالات متحده در امر مبارزه با تروریسم را از بنیاد برچیند. نه تنها هند که حتا متحدان اروپایی آمریکا (که همیشه طرفدار رویکرد سیاسی بودهاند) میتوانند از مدل خلیلزاد استفاده کرده و از آمریکا بخواهند که به جای قرار دادن گروه حزبالله در فهرست سیاه با این گروه وارد گفتوگو شود، زیرا حزبالله به همان اندازه در لبنان یک واقعیت است که طالبان در افغانستان و هر دو، گروههای نیابتی کشورهای خارجی اند که برای منافع آن کشورها کارزار جنگهای نامتعارف و نیابتی را پیش میبرند.
اگر خلیلزاد به هند توصیه میکند که با طالبان وارد گفتوگو شود، پس چه چیزی میتواند رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه را از خواستهاش که گفتوگوی امریکا با گروههای القاعده، داعش و حماس (سه گروه تروریستی که ترکیه با آنها ارتباط دارد) است، باز دارد؟
امور پیشین در دیپلماسی دارای اهمیت است، به همین دلیل وزارت خارجۀ آمریکا باید با دقت گام بردارد. اگر خلیلزاد بخواهد برای موفقیت توافقنامۀ صلح بیشتر از آنچه طالبان انجام میدهند، تلاش کند، این موافقتنامه محکوم به شکست خواهد شد. ناامیدی روز افزون خلیلزاد (نادیدهانگاشتن و بهانهتراشی برای تروریسم و از دیگر کشورها نیز خواستار چنین رفتاری شدن) نه تنها منجر به ایجاد صلح نشده، بلکه به راحتی به خونریزی گستردهتری در منطقه منجر خواهد شد.
دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، در یک رشته توییت گفته است که طالبان در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان دچار اختلاف نظر اند.
ترمپ تأکید کرده است طالبان از حضور امریکا در افغانستان «دالر» به دست میآورند.
او همچنان سیاست گذشته کشورش در افغانستان را به باد انتقاد گرفته گفته است امریکا به جز در ابتدای حضورش در افغانستان برای پیروزی هرگز نجنگیده است.
دونالد ترمپ بار دیگر گفته است نظامیان امریکایی در افغانستان بیشتر نقش پولیس را بازی کردهاند.
او در این رشته توییت از سیاست دولتش در افغانستان دفاع کرده و آن را «احیای مجدد» افغانستان توصیف کرده است.
ترمپ این رشته توییت را در پاسخ به به مقاله نشریه والاستریت ژورنال نشر کرده است. در این مقاله چنانکه ترمپ میگوید عملکرد دولت او در افغانستان «بیفکرانه» خوانده شده است.
رییس جمهور امریکا گفته است با توجه به حضور ۱۹ ساله امریکا در افغانستان در حالی که شمار سربازان امریکایی در این کشور کاهش یافته است، مشکل است که عملکرد دولت او «تصامیم بیفکرانه» خوانده شود.
ترمپ بارها اعلام کرده است که نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج میکند.
براساس توافقنامهی که امریکا در دهم حوت سال گذشته با گروه طالبان امضا کرد، قرار است نیروهای امریکایی افغانستان را در ظرف ۱۴ ماه ترک کنند. روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان آغاز شده است.
در مقابل خروج نیروهای امریکایی طالبان متعهد شدهاند که روابط خود را با القاعده قطع کنند و تهدیدی علیه امریکا و متحدانش نباشند.
بیشتر از یک دهه شد که ولایت غزنی و مسیرهای منتهی به برخی مناطق که ساکنان آن از یک تبار خاص هستند، بسته است یا هر روز قربانی میگیرد. روز گذشته در دره قیاق پنج نفر را زنده آتش زدند و امروز در شهر جوی خون جاری ساختند. مسیر جاغوری از سمت گیلان دو سال است که کلاً بسته است و در ولسوالی قرهباغ هر سال منازعه قومی جان دهها نفر را میگیرد. با توجه به این مسایل و مشکل امنیت در غزنی که با گذشت هر روز حاد تر و تراژیک تر و خونین تر میشود، هر آدم عاقلی کلاه خود را قاضی قرار داده و از خود میپرسد که مشکل چیست و از کجا آب میخورد. چرا نگاههای به یک تبار و یک قبیله کلاً خصمانه است و در تقابل و تعارض با آن از تروریست و ملا و روشنفکر و بروکرات و این طرفی و آن طرفی همه موضع یکسان دارند. این پرسش تاکنون بیجواب مانده که عوامل این اتفاقات هولناک چند سال اخیر در ضعف دولت نهفته است یا در قوت خصم، برنامه دو جانبه برای سرکوب است یا سرشت خونآشام تروریزم آن را میخواهد. بر آن شدم تا برای این پرسشها، دست کم جوابی خود دریابم. برای بررسی این موضوع ناگزیر باید به چند سال قبل برگشت تا ریشه یابی شود که وضعیت چطور بود و چرا چنین شد. از سال ۱۳۸۹ با آمدن یازده وکیل از یک تبار در مجلس نمایندگان، نگاه و تلاقی خصمانهای را در دنیای سیاست به وجود آورد. آقای کرزی که در آن زمان زمام امور را در دست داشت به سختی آن را هضم کرد، هر چند گاه گاه به آن اشاراتی میکرد، ولی چون در مناطق مورد نظر ایشان انتخابات برگزار نشده بود، چاره نداشت و باید دندان روی جگر مانده و یازده وکیل را قبول میکرد. اما معکوس آن نیز وجود دارد، وکلایی که از غزنی به مجلس راه یافتند نتوانستند از تمام باشندگان آن ولایت نمایندگی کنند- دلایل و عوامل زیاد است، از ضعف حکومت مرکزی گرفته تا مشکلات تباری- از جانب دیگر، وضعیت طوری توسعه یافت که حکومت محلی غزنی حزبی شد و اقوام ساکن در این ولایت نتوانستند خود را در آن بیابند. مزید بر این، نزدیکی ولایت غزنی به مرز پاکستان، و همجواری با مناطقی که از مراکز اصلی گروه طالبان شمرده میشود، نیز عامل دیگری بود در تبدیل شدن غزنی به ولایتی که اکنون مشاهده میشود. و اما دره قیاق: فاصله این دره با شهر غزنی خیلی کوتاه و اگر اراده برای تامین امنیت باشد، مشکل زیادی ندارد و با افراز چند پاسگاه میتواند آن را تامین کرد. به رغم کوتاه بودن فاصله دره قیاق با شهر غزنی، طالبان از ولسوالی خوگیانی با خیال راحت آمده و هر روز فاجعه برای یک قوم خاص خلق میکنند، ولی گویی دولت و ملت به چنین رخدادهایی عادت کرده و قتل و کشتار کمتر از صد نفر توجه کسی را جلب نمیکند. با تحلیل و ارزیابی فوق در مییابیم که غزنی و ساکنان آن در بیمهری حکومت مرکزی و حاکمان موجود در غزنی قرار دارند، بنا بر این چنین میاندیشم که چاره کار غزنی در دستان حکومت مرکزی است و با تمهیدات خیلی آسان و ساده میتواند از این مخمصه رهید. به نظر نگارنده، مشکل غزنی زمانی حل خواهد شد که یا واحدهای اداری آن تعدیل شود، با انتخابات برگزار شده و نمایندگانی از اتمام مجموعههای قومی به شورای ملی بیایند، یا سهمیه بندی قومی صورت بگیرد و از هر قوم نمایندگانی معرفی شوند. لطفا غزنی را دریابید!
حزب جمعیت اسلامی افغانستان اعلام کرد برای این حزب نتیجه اعلامشده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از آن هم قانونی و مشروع نیست و این حزب سیاسی شریک این توافق نیست.
حزب جمعیت در یک اعلامیهای گفت برای این حزب نتیجه اعلامشده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از دل آن هم قانونی و مشروع نیست.
این حزب با اشاره به روند صلح و شیوع کرونا در کشور افزود مخالف تشکیل حکومت بر مبنای توافق سیاسی بین همه طرفهای عمده سیاسی و غیرمتمرکزسازی ساختار قدرت سیاسی در کشور نبود، اما در توافق کنونی غنی و عبدالله، به «تقلب» در انتخابات مشروعیت داده شده و ساختار متمرکز قدرت حفظ شده است.
حزب جمعیت یکی از ارکان اصلی تیم ثبات و همگرایی در انتخابات ششم میزان بود و عبدالله هم از آدرس همین حزب سیاسی برای تصدی کرسی ریاست جمهوری در این انتخابات نامزد شده بود.
حزب جمعیت اسلامی، پذیرش این توافق را برای خود «به معنای عبور از خط سرخ و زیر پا نهادن اصل حیاتی این حزب مبنی بر توزیع افقی قدرت» توصیف کرده است.
این حزب سیاسی تاکید کرده است به دنبال کسب ماموریت نیست، بلکه به مبارزه خود برای غیرمتمرکزسازی نظام سیاسی ادامه خواهد داد.
توافقنامه تشکیل حکومت همهشمول بین غنی و عبدالله روز گذشته به امضا رسید.
رئیس جمهور غنی گفت خاموشی در مقابل کسانی که کودکان «بیگناه» را هدف قرار میدهند، گناه است.
آقای غنی شام روز (دوشنبه، 29 ثور) در دیداری با نیروهای ویژهی پولیس و هیأت رهبری وزارت داخله تاکید کرد: « حملات انتحاری اخیر در کابل عدول از شیوهی صلح، ارزشهای اسلامی و بشری است و ضرورت واضح بود که آرام نشینیم.»
او افزود بهدلیل حملات اخیر در کشور، دستور قرارگرفتن حالت تهاجمی از حالت دفاعی را به نیروهای امنیتی و دفاعی داده است.
آقای غنی در بخشی از صحبتهای خود تأکید کرد گروه طالبان هماکنون تنها نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان را مورد حمله قرار میدهد.
او گفت این عمل گروه طالبان «توجیهناپذیر» است.
آقای غنی در حالی این گفتهها را مطرح میکند که در یک هفتهی گذشته ولایتهای کابل، ننگرهار، لغمان، پکتیا و غزنی گواه حملات مرگباری بوده است.
همچنان منظور او به هدفقراردادن کودکان «بیگناه» حملهی مهاجمان بر شفاخانهی «ملی صدبستر دشت برچی» در تاریخ 23 ثور میباشد. در این حمله دستکم 24 نفر کشته و 16 نفر دیگر زخمی شدند. اکثریت قربانیان آن نوزدان و مادران در حال زایمان بودند.
مسئولیت این رویداد را شخص و یا گروهی تاکنون بهعهده نگرفته است. اما صدیق صدیقی، سخنگوی ارگ ریاستجمهوری یک روز پس از این حمله، در یک نشست خبری گفت طالبان با انکار از دستداشتن در آن، نمیتوانند خود را برائت دهند.
گروه طالبان اما دستداشتن جنگجویانش را در این حمله رد کرد و گفت این حملات کار جنگجویان گروه داعش بوده است.
حکومت میگوید طالبان حملات بهاری شان را به گونۀ عملی آغاز کرده اند و پس از امضای توافق صلح با ایالات متحده در ۲۹ فبروری، حملات شان را کاهش نداده اند که هیچ بلکه شدت بخشیده اند.
جنرال احمد ضیا سراج، سرپرست ریاست امنیت ملی امروز دوشنبه ۱۸ می (۲۹ ثور) در نشست مشترک با مقامهای پولیس و اردو گفت گروه طالبان تلاش کرده تا از این توافقنامه به نفع خود استفاده کنند و تا اکنون به هیچ یک از مواد آن پابندی نشان نداده اند.
او افزود: «طالبان از زمان امضای توافقنامه تا امروز بیش از ۳۸۰۰ حمله تروریستی را در نقاط مختلف کشور سازماندهی کرده اند که این را وقتی مقایسه میکنیم با سال گذشته در همین مقطع زمانی یک افزایش بسیار زیاد را نشان میدهد.»
به گفتۀ وی، در این حملات ۴۲۰ غیرنظامی افغان جان باخت و ۹۰۶ تن دیگر زخم برداشته اند.
همچنان سرپرست ریاست امنیت ملی افزود بر اساس اطلاعات استخباراتی، طالبان نه تنها روابط شان را با گروههای دهشتافگن خارجی به ویژه القاعده، لشکر طیبه، ترکستان شرقی، تحریک اسلامی ترکمنستان و سایر گروهها قطع نکرده، بلکه بیشتر ساخته است.
جنرال سراج علاوه کرد طالبان میخواهند از این طریق برای جنگهای داخلی افغانستان نیرو جذب کنند: در صدد این هستند که از این گروپها در جنگهایی که در افغانستان صورت میگیرد، بیشتر از پیش استفاده کنند.
در این حال، مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله گفت طالبان در دو ماه اخیر حملات بهاری شان را آغاز کرده اند و این گروه نمیتواند با انکار از انجام حملات تروریستی، از مسوولیت شانه خالی کنند.
حمله بر شفاخانه صدبستر دشت برچی کابل
او افزود: «طالب بستر رشد تروریزم در افغانستان است. برعلاوۀ این زمینۀ نفوذ، عبور، مرور، اباته و اعاشه اینها را در افغانستان مهیا ساخته اند.»
همچنان نهادهای امنیتی افغانستان تاکید دارند تغییر در رهبری جنگ طالبان در شورای کویته و ولایات افغانستان، نشان میدهد که آن گروه نمیخواهند در این کشور صلح تامین شود.
جنرال بسمالله وزیری، لوی درستیز قوای مسلح نیز در این نشست گفت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در حدود سه ماه گذشته توانست که به کاهش خشونت پابند بماند و حالت دفاع فعال را حفظ کند.
اما جنرال وزیری گفت که به خواست مردم، سیاسیون و دستور رییس جمهور، نیروهای زمینی و هوایی افغانستان بار دیگر حالت تهاجمی را اختیار کرده اند و جنگجویان طالبان را در هر بخشی از این کشور سرکوب خواهند کرد.
لوی درستیز قوای مسلح افزود: «این عملیات را ما با شدت ادامه میدهیم و هر عملیاتی را که انجام میدهیم به خاطر توجه به تلفات غیرنظامیان بسیار دقت خواهیم کرد.»
وزارت دفاع گفت در این عملیات تهاجمی، تلفات سنگین به مخالفین مسلح به ویژه طالبان وارد شده است. در تازه مورد ۴۰ جنگجوی طالبان در نتیجۀ عملیات هوایی در ولایات هلمند، بدخشان، غور، کندز و میدانوردک کشته شده اند.
ایران نسبت به انجام “دزدی دریایی” در آبهای کارائیب به ایالات متحده امریکا هشدار داد.
این در حالیست که ۵ تانکر نفتی ایران به سوی سواحل ونزویلا در حرکت اند.
یک مقام ارشد امریکا هفته گذشته به خبرگزاری رویترز گفت ایالات متحده سرگرم بررسی است که چه اقدامی را میتواند در مورد حمل و نقل مواد نفتی ایران به ونزویلای دچار بحران اتخاذ کند.
جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران دیروز یکشنبه (۱۷ می) در نامه به آنتونیو گوترش سر منشی سازمان ملل متحد به امریکا در باره اعزام نیرو به دریای کارائیب هشدار داد.
تحریم های یک جانبه ایالات متحده، صنایع نفت و سایر سکتورهای کشور ایران و ونزویلا را هدف گرفته است.
عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی صلح پس از امضای توافقنامۀ سیاسی با محمداشرف غنی، رئیسجمهوری کشور گفت «امضای توافقنامۀ سیاسی، نقطۀ پایان بحران انتخاباتی است.»
آقای عبدالله با نشر پیامی گفت امیدوار است این توافقنامه افغانستان را به صلح نزدیکتر کند.
او گفت، با استفاده از تجارب گذشته تلاش خواهد کرد تا توافقنامۀ سیاسی بهگونۀ درست عملی شود.
آقای عبدالله در بخشی از این پیام گفت با درک شرایط، به ویژه کاهش کمکهای جامعه جهانی، تشدید جنگ و ناامنی، تلفات و قربانی مردم و خروج نیروهای بینالمللی و خیر همگان این توافق را انجام داده است.
او بدون آنکه از اختلاف جدی اعضای تکت انتخاباتیاش در پیوند به امضای این توافقنامه چیزی بگوید، گفت «برخی از متحدین ما نظریات متفاوتی به موافقتنامه سیاسی داشتند. نظریاتشان را درک و احترام میکنیم، اما همه میدانیم که امروز مردم افغانستان به خاطر غلبه بر مشکلات به وحدت ضرورت دارند.»
در همین حال، حزب جمعیت اسلامی افغانستان با نشر اعلامیهیی گفت این حزب با توافق سیاسی آقای عبدالله و آقای غنی شریک نبوده و با ارجاع به فیصله و توافقات مشترک شورای رهبری جمعیت اسلامی افغانستان و داکتر عبدالله عبدالله، نامزد این حزب، تذکر نکات آتی را لازم میداند:
۱ جمعیت اسلامی افغانستان باور دارد که نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸، خلاف قانون و طرزالعملهای انتخاباتی و فاقد استانداردهای لازم مشروعیت بود. از همین رو، جمعیت اسلامی افغانستان از همان آغاز موضعش را صریح بیان کرده بود که هرگونه حکومت بیرون شده از دل این انتخابات، مشروعیت و اعتبار قانونی ندارد؛
۲ جمعیت اسلامی افغانستان با درنظرداشت توافق ایالات متحده امریکا و گروه طالبان و آغاز خروج نیروهای این کشور از افغانستان و آمادگی ها برای گفتگوهای ملی صلح و همچنان وضعیت دشوار جهانی شیوع ویروس کووید ۱۹ و ضرورت همبستگی ملتها در مواجهه یکپارچه با این مشکل، با شکل گیری یک حکومت مبتنی برتوافق سیاسی میان همه طرف های عمده سیاسی افغانستان که ساختار قدرت سیاسی در آن غیرمتمرکز و مرجع تصمیم گیری در آن تک فردی نبوده باشد، مخالف نبود، اما در توافق کنونی محترم داکتر عبدالله عبدالله و محترم داکتر محمد اشرف غنی، با مشروعیت بخشیدن به نتیجه تقلبی انتخابات ۱۳۹۸ رأی و اراده واقعی مردم نادیده گرفته شده و به اعتماد و باور ملی به روندها و پروسه های مردم سالاری آسیب جدی رسانیده و از جانب دیگر ساختار متمرکز قدرت نیز حفظ شده است که پذیرش آن برای جمعیت اسلامی افغانستان به معنای عبور از خط سرخ و زیر پا نهادن اصل حیاتی این حزب مبنی بر «توزیع افقی قدرت» میباشد؛
۳ جمعیت اسلامی افغانستان، هیچگاه دنبال کسب ماموریت نبوده، بلکه هدف این حزب از غیر متمرکز سازی نظام از طریق مشارکتی سازی مرجع تصمیمگیری های ملی، تأمین عدالت و ثبات سیاسی پایدار در افغانستان بوده و از این مطالبه عدالت خواهانه مردمش در جهت تغییر ساختار استبدادپرور نظام متمرکز، هرگز عقب نشینی نخواهد کرد؛
۴ با توجه به نیاز کنونی جامعه ما به صلح عادلانه و پایدار و همچنان با در نظرداشت قربانی های جمعیت اسلامی افغانستان در راه صلح از جمله شهادت رهبر جهاد و مقاومت و شهید صلح استاد برهان الدین ربانی در این راه، این حزب باور دارد که دست یابی به صلح عادلانه از مسیر راه اندازی گفتگوهای ملی صلح با حضور و مشارکت واقعی همه طرف ها و شکل گیری اجماع ملی در این زمینه نیاز است. همچنان این حزب باور دارد که پاسداری از مردم سالاری و حفظ دست آوردهای چند دهه اخیر در روند گفتگوهای صلح، وجیبه ملی همه شهروندان افغانستان میباشد.
در پایان این اعلامیه آمده است که حزب جمعیت اسلامی افغانستان برای تغییر ساختار نظام متمرکز و برپایی حکومت مبتنی بر رأی واقعی مردم تعهد راسخ داشته و قویتر از پیش در میدان مبارزه حضور خواهد داشت.
طالبان امضای توافقنامۀ سیاسی میان محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله را «تکرار تجارب ناکام قبلی» خواندند.
سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر در واکنش به توافق سیاسی میان غنی و عبدالله در صفحۀ توییترش نوشت: «چیزی که در کابل جریان دارد، تکرار تجارب ناکام قبلی است.»
او افزود مشکل اصلی عدم عملیشدن توافقنامۀ صلح دوحه است: «جهتهای افغان باید به حل اصلی مشکل متوجه شوند. حل معضله افغانستان در عملیشدن پیمان دوحه نهفته است.»
سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر تأکید کرد دو طرف باید روند رهایی زندانیان را تکمیل کنند تا هرچه زودتر مذاکرات بینالافغانی آغاز شوند.
توافقنامۀ سیاسی میان محمداشرف غنی، رئیس جمهور و عبدالله عبدالله پس از سه ماه تنش روز گذشته (یکشنبه، 28 ثور) امضا شد.
بر بنیاد این توافق عبدالله عبدالله ریاست شورای عالی مصالحه را به عهده میگیرد و نیز در کابینه ۵۰ درصد سهم دارد.
پاکستان و هند علاوه بر گرفتار بودن درمیان تنشهای دیپلماتیک، سیاسی و مرزی، در بحث افغانستان و نحوه نقش آفرینی یکدیگر در این کشور نیز دچار اختلاف شدید هستند. فراز و نشیب فرآیند صلح افغانستان و بحث مشارکت بازیگران منطقهای از جمله دهلی نو باعث شده تا اسلام آباد از نزدیک تحرکات رقیب سنتی خود را زیر ذره بین قرار دهد.
تنها یک روز پس از اظهارات عضو ارشد تیم مذاکراتی دفتر سیاسی طالبان در دوحه درباره نقش هند در افغانستان و همزمان سخنان زلمای خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا مبنی بر مناسب دانستن تعامل میان دهلی نو و طالبان، سفیر پاکستان در آمریکا اعلام کرد: اگر هند احساس میکند که میتواند به پیشبرد صلح کمک کند، باید با طالبان وارد گفت وگو شود.
«اسد مجید خان» که به نوشته رسانههای پاکستانی اظهار نظر بیشتری درباره نقش هند برای تعامل با طالبان و یا اینکه آیا اسلام آباد موافق چنین حرکتی است، نکرد اما افزود: وی امیدوار است که با خلیلزاد در این خصوص صحبت کند.
مواضع پاکستان در بحث نقش آفرینی هند در افغانستان که همواره عرصه اختلاف اسلام آباد و دهلی نو محسوب میشود، نشان میدهد که پاکستان همزمان با مشارکت با واشنگتن، کابل و طالبان برای پیشبرد پرونده صلح، تحرکات رقیب سنتی خود هند را نیز رصد میکند.
به عقیده وزیر امور خارجه پاکستان، هند چون هیچ مشترکاتی با افغانستان از لحاظ فرهنگ، مذهب و یا مرز ندارد تنها قادر به ایفای نقش محدودی خواهد بود. در عین حال اسلام آباد، دهلی نو را به انجام اقدامات ضدپاکستانی در خاک افغانستان متهم میکند.
روز گذشته عباس استنکزی معاون دفتر سیاسی طالبان در قطر نیز مدعی شد که هند همواره در افغانستان از خائنان حمایت کرده و نقش منفی داشته است.
وزیر فنآوری اطلاعات پاکستان نیز در ارتباط با مواضع مذاکرکننده ارشد طالبان، آنچه که دخالت هند خواند، را تهدید جدی برای صلح افغانستان دانست و از دهلی نو خواست تا از افغانستان دور بماند تا صلح در این کشور جنگ زده حاکم شود.
کارشناسان معتقدند: حضور هند در پرونده افغانستان بدون شک با ملاحظات طرف پاکستانی روبرو خواهد شد و میتواند عرصه جدیدی برای رقابت میان دو کشور جنوب آسیا را به وجود آورد.
مقامهای سیاسی و نظامی پاکستان پیشتر اعلام کرده بودند که هرگونه تشدید درگیریها در نوار مرزی مشترک با هند، ممکن است به تلاشهای اسلام آباد برای مراقبت از مرزهای غربی خود با افغانستان و حتی پیشبرد فرآیند صلح در این کشور لطمه بزند.
پاکستان مردادماه سال گذشته از طریق کانال دیپلماتیک، آمریکاییها را مطلع کرده که اقدام دهلی نو برای لغو امتیازات ویژه منطقه جامو و کشمیر نه تنها تبعات سنگینی بر منطقه شبه قاره میگذارد بلکه این وضعیت تلاشها برای رسیدن به حل سیاسی بحران افغانسان را به طور بالقوه با خطر مواجه میکند.
بنا بر اعلام یکی از مقامات کنگره آمریکا که در جریان پرونده اخراج استیو لینیک، بازرس کل وزارت خارجه این کشور است، علت اخراج او احتمالا تحقیقاتش دربارۀ تخلفات سازمانی مایک پمپئو بوده است.
به گزارش واشنگتن پست و به ادعای این مقام آگاه، اگرچه هنوز علت دقیق اخراج او از مقامش در جمعه گذشته هنوز روشن نیست اما این اتهام علیه مایک پمپئو مطرح است که او یکی از کارکنان وزارت خارجه آمریکا را به انجام کارهای شخصی خود و امور مربوط به خانهاش گمارده است؛ اموری مانند بردن لباسها به خشکشویی، به گردش بردن سگ خانواده یا انجام کارهایی مثل رزرو رستوران.
استیو لینیک که بازرسی نسبتا مستقل به شمار میآمده، در حال تحقیق دربارۀ این اتهامات بوده است.
آقای لینیک وظیفۀ بررسی تخلفات درون سازمانی را برعهده داشته و بر این اساس فعالیتهای وزارت خارجه آمریکا را زیر ذره بین داشته است. اقدامات نظارتی او پیش از این نیز بارها خشم دولت ترامپ را برانگیخته بود.
این مقام آگاه در کنگره آمریکا به شرط ناشناس ماندن به واشنگتن پست گفته است که دستکم یکی از کمیتههای کنگره در زمانی که استیو لینیک اخراج شده، در جریان اتهاماتی که علیه مایک پمپو مطرح هستند، قرار گرفته است. بر این اساس دموکراتهای کنگره در حال تحقیق در این باره هستند که آیا اخراج او تلاشی برای متوقف کردن این تحقیقات بوده است یا خیر.
پیش از واشنگتن پست، خبرگزاری انبیسی نیز گزارشهایی را دربارۀ سوء استفاده پمپئو از پرسنل وزارت خارجه برای کارهای شخصی و تحقیق استیو لینیک در این باره منتشر کرده بود.
وزارت خارجه آمریکا هنوز هیچ واکنشی به طرح این اتهامات نداده است.
کاخ سفید میگوید دستور ترامپ برای اخراج استیو لینیک به توصیۀ مایک پمپئو صادر شده است؛ تصمیمی که انتقاد دموکراتها و حتی برخی از جمهوریخواهان آمریکا را در پی داشت و تهدیدی برای انجام فعالیتهای کنترل و دیدهبانی در این کشور تعبیر شد.
دونالد ترامپ استفان جی.آکارد که از متحدان قابل اعتماد مایک پنس است را جایگزین استیو لینیک کرده و روز جمعه در نامهای خطاب به نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا نوشته است: «بسیار مهم است که من به افرادی که برای خدمت به عنوان بازرس کل منصوب میشوند، اطمینان کامل داشته باشم.»
کمتر از یک روز پس از اخراج آقای لینیک، الیوت انجل، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا و سناتور رابرت منندز، از اعضای بلندپايۀ حزب دمکرات در کميته روابط خارجی سنای این کشور تحقیقات مشترکی را درباره علت اخراج او آغاز کردند.
استیو لینیک چهارمین بازرس دولتی بوده که دونالد ترامپ در شش هفته گذشته اخراج کرده یا در تلاش برای اخراج آنها بوده است.
ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو در ارتباط با امضای توافق سیاسی میان غنی و عبدالله گفت این سازمان از تصمیم رهبران افغانستان برای حل اختلافاتشان و تلاش برای ایجاد یک حکومت همهشمول استقبال میکند.
او همچنان افزود در میانۀ پاندمی کووید – 19 و خشونتهای دوامدار طالبان علیه شهروندان افغانستان، اتحاد و تلاش تمام رهبران افغانستان برای آوردن صلح در این کشور از هر زمانی دیگری دارای اهمیت است.
دبیر کل ناتو از طالبان خواست به تعهداتشان در ارتباط با کاهش خشونتها عمل کنند.
وی گفت: «ما از طالبان نیز میخواهیم که به تعهداتشان عمل، همین حالا خشونتها را کاهش و در گفتوگوهای بینالافغانی شرکت کنند و برای ایجاد صلح که تأمینکنندۀ منافع تمام شهروندان افغانستان است، سازش واقعی از خود نشان دهند.»
ناتو از تمامی طرفها نیز میخواهد که باید از این فرصت «بینظیری» که برای صلح فراهم شده است، استفاده کنند.
آقای استولتنبرگ گفت: «ما به یک توافق جامع که سبب پایان خشونتها، حفاظت از حقوق انسانی تمامی شهروندان افغانستان به شمول زنان، تقویت قانون و از بینبردن لانۀ امن تروریستان یکبار و برای همیشه، نیاز داریم.»
او تأکید کرد متحدان ناتو و دیگر همکاران این سازمان به تعهداتشان از طریق مأموریت آموزشی پشتیبانی قاطع و پشتیبانی مالی، برای امنیت و ثبات دراز مدت در افغانستان پایبند هستند.
مایک پومپئو، وزیر خارجۀ آمریکا در یک رشته توییت نوشت از امضای توافق سیاسی میان غنی و عبدالله بر سر تشکیل دولت فراگیر، خوشحال است.
او افزود آمریکا از تعهد آقای غنی و عبدالله برای کار در راستای صلح در افغانستان استقبال میکند.
زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای صلح افغانستان نیز با استقبال از توافق سیاسی میان غنی و عبدالله گفت حکومت کنونی باید از آقای عبدالله در روند صلح «مخلصانه» پشتیبانی کند.
خلیلزاد در توییتی نگاشت: «زمان آن رسید تا عزم مردم افغانستان و جهان را جدی و پایان منازعه را دید. داکتر عبدالله باید با سرعت و فوریت کامل حرکت نماید و در این امر از سوی حکومت فعلی مخلصانه حمایت شود.»
نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای صلح افغانستان افزود غنی و عبدالله نباید اشتباهاتی را که در زمان حکومت وحدت ملی وجود داشت، تکرار کنند.
دفتر نمایندهگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) هم در اعلامیهیی توافق سیاسی میان محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله را گام مثبت خواند و ابراز امیدواری کرد این کار هر دو رهبر را قادر خواهد ساخت که به حل چالشها بزرگتر افغانستان بپردازند.
محمدجواد ظریف، وزیر خارجۀ ایران نیز در گفتوگوی تلفنی با غنی و عبدالله در مورد «پیشرفت حاصلشده در روند مصالحه ملی» گفت کشورش برای «کمک به ادامۀ روند همسویی میان گروههای افغان از جمله طالبان» آماده است.
هند، کانادانا و ترکیه نیز با نشر اعلامیههایی از امضای توافق سیاسی میان رهبران افغانستان استقبال کردهاند.
توافق سیاسی میان محمداشرف غنی، رئیس جمهور و عبدالله عبدالله پس از سه ماه تنش میان دو طرف روز گذشته (یکشنبه، 28 ثور) امضا شد.
بر بنیاد این توافق عبدالله عبدالله ریاست شورای عالی مصالحه را به عهده میگیرد و نیز در کابینه ۵۰ درصد سهم دارد.
زلمی خلیلزاد توافقنامهی صلح میان ایالات متحده امریکا و گروه طالبان را در حضور گستردهی رسانهها و شماری از مقامهای کشورهای شامل در روند صلح افغانستان در 10 حوت سال گذشته امضاء کرد. توافقنامهی که از دید منتقدان تسلیم تدریجی افغانستان به طالبان و گریز از مسئولیتهای امریکا در مبارزه با تروریسم معنا میشود.
آقای خلیلزاد موارد مهم بحث با طالبان را از دولت افغانستان، کانگرس امریکا و جهان پنهان کرد. مأموریت صلح خلیلزاد، در واقع مأموریت پنهانی تسلیم افغانستان به بهای خون 107 هزار و 198 فرد ملکی و نظامی افغانستان و کشتهشدن 2300 سرباز امریکا و زخمی شدن 20 هزار و 589 تن دیگر آنها بود. آقای خلیلزاد، گریز ننگین امریکا از مسئولیت مبارزه با تروریسم در افغانستان را تحقق بخشید. این افغان امریکایی، توافق این گریز شرمآور را با ملا عبدالغنی برادر، رهبر گروه طالبان امضاء کرد و سپس موارد توافقشدهی آن را همگانی ساخت.
آقای خلیلزاد به عنوان نمایندهی خاص امریکا برای صلح افغانستان، در بخش نخست، بند 3 توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان، موضوع رهایی پنج هزار زندانی طالب از بند حکومت افغانستان را پذیرفته و از شامل نمودن آن در توافقنامهی صلح جلوگیری نکرد. او این موضوع را حتا برای حکومت افغانستان که صلاحیت رهایی این زندانیان را دارد، در آغاز مطرح نکرد. همچنان، در بخش دوم، بند پنجم این توافقنامه آمدهاست که طالبان به گروههایی که امنیت امریکا و متحدان آن را تهدید میکنند، ویزه، پاسپورت، جواز سفر یا هیچ نوع اسناد قانونی نخواهد داد تا آنها بتوانند وارد افغانستان شوند. آقای خلیلزاد که مأموریت طرح و مذاکره روی محتوای توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان را به دوش داشت، از اضافه نمودن این بند که به نحوی رهبری حکومت آینده افغانستان را به گونهی غیرمستقیم به طالبان نشان میدهد، جلوگیری نکرد. او در مذاکرههای صلح با طالبان بسیار کوتاه آمد. حساسیت این بند توافق شده در این است که مسئولیت صدور ویزه، پاسپورت و جواز سفر از مسئولیتهای حکومت افغانستان است. طالبان چگونه میتوانند این موضوع را برای امریکا تضمین بدهند؟ آیا رهبری حکومت آیندهی افغانستان به طالبان واگذار میشود؟
در کنار این موارد، آقای خلیلزاد به کاهش قابل ملاحظهی خشونت از سوی طالبان پس از امضای توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان، به مردم افغانستان اطمینان داد. اما این اطمینان بیبنیاد به زودی فروریخت. وزارت داخله افغانستان سه روز پیش گفت که طالبان پس از امضای توافق با امریکا بیش از 3 هزار و 712 حمله بالای نیروهای امنتیتی افغان انجام دادهاست که سبب کشته شدن 469 فرد ملکی و زخمی شدن 948 تن فرد ملکی دیگر شدهاست.
بی اعتناییهایی پیهم طالبان به موضوع کاهش قابل ملاحظهی خشونت در افغانستان و زورگوییهای شان در فضای سیاسی و جنگی کشور، نشان میدهد که طالبان در هر صورتی خود را پیروز میدان جنگ با نیروهای افغان و امریکایی میدانند. این اعتماد از آنجا آغاز شد که دُنالد ترمپ، رییسجمهوری امریکا، چندین بار موضوع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را پیش از آغاز مذاکره با طالبان مطرح کرد. اعلام سیاست خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، ماهیت توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان را بیارزش ساخت. طالبان پیش از امضای توافقنامهی صلح با امریکا، از ارادهی خروج حتمی نیروهای امریکایی از افغانستان باخبر شدند. آنها توافقنامهی صلح با امریکا را روپوش تسلیم امریکا و گریز از این کشور دانستند. زلمی خلیلزاد همحزبی دنالد ترمپ باری از سیاست واضح باراک اوباما مبنی بر اعلام تاریخ خروج نیروهای امریکایی از افغانستان انتقاد کرده بود. او در مصاحبه با شبکه سی.ان.ان گفته بود که این «بسیار مهم است که شما به ماندن در آنجا [افغانستان] تا هر قدر که وقت بگیرد، تمایل نشان بدهید». اشتباهی که سر انجام دنالد ترمپ تکرار کرد و پیش از توافق رسمی با طالبان، تمایل خروج امریکا را از افغانستان آشکار ساخت. آقای خلیلزاد برخلاف گفتهی خود، تاریخ خروج نیروهای خارجی از افغانستان را در توافقنامهی صلح با امریکا اعلام کرد.
زلمی خلیلزاد در واکنش به حمله بالای شفاخانه صد بستر برچی و حمله بر یک مراسم خاکسپاری در ننگرهار در توییتی از طالبان و حکومت افغانستان خواست که در برابر دشمن مشترکی که مرتکب چنین جنایاتی میشود و مهار ویروس کووید19، باهم همکاری کنند. این در حالی است که کرین دیکر، معاون سفیر امریکا دیروز در گفتوگو با سرور دانش، معاون محمداشرف غنی کشور گفته است که هر چند طالبان مسئولیت حملههای اخیر [حمله بر شفاخانهی صد بستر دشت برچی کابل و حمله بر یک نماز جنازه در ولسوالی کامهی ننگرهار] را به عهده نگرفته است، اما از اینکه زمینهی خشونت و چنین حملهها را فراهم کرده است، مسئول است. همچنان، سخنگوی شورای امنیت ملی افغانستان گفت که طالبان و حامیان شان، مسئول کشتار نوزادان، تازهمادران، دکتران، نرسها و عزاداران مراسم خاکسپاری در ننگرهار بوده است. این جنایتها و سایر جنایتهای مشابه در سالهای اخیر نشان میدهد که ماهیت تروریستی طالبان تغییر نکرده است.
صلح خواست مردم افغانستان است و توافق امریکا با طالبان برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باید صورت میگرفت؛ اما نه به هر قیمتی. توافق روی رهایی پنج هزار زندانی طالب به شمول مجرمان بزرگ تروریستی، موضوع شامل نمودن طالبان در رهبری حکومت پس از صلح، سپردن سرنوشت ارزشهای دموکراسی و حقوق بشری در افغانستان به طالبان، سپردن مسئولیت مبارزه با تروریسم در افغانستان به طالبان، پسزدن حکومت افغانستان از مذاکرههای صلح امریکا و طالبان، پشت کردن به توافقنامهی امنیتی میان افغانستان و امریکا و پشتبانی نکردن از نیروهای امنیتی افغان در برابر حملههای طالبان از قیمتهایی است که در برابر هیچ برای طالبان بخشیده شد. هیچ به این معنا که حداقل تا هنوز خشونت طالبان کاهش نیافته است. در برابر این همه امتیاز، امریکا فقط جان نیروهای خود را در افغانستان حفظ کرد. کاری که حضور دو دهه و تمام پیمانهایش را با افغانستان به شدت زیر پرسش میبرد. پرسشهایی که امریکا چرا به افغانستان آمد؟ آیا به دنبال حفظ جان نیروهای خود بود یا نابودی تروریسم و کمک به دولتسازی در افغانستان؟ آیا تروریسم در افغانستان نابود شد؟ حملههای خونبار اخیر در کشور پاسخ پرسش آخری است.
کاهش قابل ملاحظهی خشونت و آغاز گفتوگوهای میانافغانی باید صورت میگرفت. واضح است که لجبازی پیهم طالبان در مذاکرههای صلح که ریشه در باخبری از سیاست خروج حتمی نیروهای امریکایی از افغانستان دارد، توقع امریکا و افغانستان را از طالبان در مذاکرههای صلح پایین آورد. با این وضع، مذاکرههای صلح میان امریکا و طالبان در اوج خوشبینی شکست خورد. چون طالبان خطوط سرخ امریکا را که کاهش قابل ملاحظهی خشونت در افغانستان همزمان با خروج نیروهای امریکایی از این کشور بود، پیهم شکستند. آقای خلیلزاد مذاکرهی شکستخورده را به قیمت زیاد مختوم به شکست فاحش کرد. امتیازطلبی فوقالعاده طالبان را مساعد ساخت. او با توافق رهایی پنج هزار زندانی طالب تعهد کرد تا روی آزادی کسانی از زندانهای افغانستان پافشاری کند که حملههایی همچون بالای جنازه سالم ایزدیار در سال 2017م و سایر حملههای خونین را در کشور انجام دادهاند. توافق صلح میان امریکا و طالبان که به توافق خلیلزاد مشهور است، سعی کردهاست تا به نیابت از افغانها و خانوادههای قربانی امریکایی، پنج هزار زندانی طالب را که بیشتر آن مجرمان تروریستی اند، بخشیده و با افتخار آزاد کند. آقای خلیلزاد بدون این که صلاحیت این بخشش بزرگ را به نیابت از مردم افغانستان داشته باشد، زخم ناسور خانوادههای قربانی حملههای تروریستی طالبان را ناسورتر کرد.
نقش زلمی خلیلزاد به عنوان همحزبی دنالد ترمپ و فرد تأثیرگذار در سیاست امریکا در مسایل افغانستان، بسیار مهم است. او که منتقد سیاستهای پاکستان در قبال تروریسم است، میتوانست در سیاست امریکا مبنی بر نابودی لانههای تروریسم در خاک پاکستان، نقش جدی و فعال بازی کند. سرکوب رهبری طالبان در آن سوی مرز و فشار بالای پاکستان تا مرز تحریم، بهترین گزینهی نابودی تروریسم در افغانستان و منطقه است. بهتر بود تا آقای خلیلزاد در راستای جلب توجه ترمپ به این گزینهها و گزینههای مؤثر دیگر فعالیت میکرد تا پذیرش مأموریت تسلیم پنهانی حکومت آیندهی افغانستان به طالبان و گریز امریکا از افغانستان.
مأموریت خلیلزاد که شاید نقش خودش در تعریف آن در حکومت دنالد ترمپ برجسته بوده است، مأموریت پذیرش شکست دو دهه حضور امریکا در افغانستان، تسلیم کامل افغانستان به طالبان و گریز امریکا از افغانستان بود. دستاورد این مأموریت، شکست ابهت جهانی امریکا و زلالساختن هر چه بیشتر چشمهی افراطگرایی در افغانستان است. بر بنیاد توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان، حکومت افغانستان در برابر حدود 21 گروه تروریستی تنها گذاشته میشود. امریکا از این میان، به یک گروه تروریستی که طالب است، فرصت میدهد تا در برابر گروههای تروریستی دیگر بجنگد. آینده چه خواهد شد؟ افغانستان، میدان تولید و پرورش دایمی تروریسم.
امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری در دیدار با بازماندگان قربانیان حمله انتحاری در ننگرهار یکبار دیگر طالبان را مسوول طرحریزی این حمله بر غیرنظامیان خواند و گفت «دسیسهسازان» در این مورد میان مردم شک و تردید ایجاد نکنند.
وی که روز یکشنبه، بیستوهشتم ثور، به ننگرهار رفته بود، در دیدار با شماری از بازماندگان قربانیان گفت که طالبان مسوول حمله بر مراسم خاکسپاری در ولسوالی کوزکنر بوده و این گروه دست داشتن در این رویداد را پس از افزایش چشمگیر شمار قربانیان رد کرده است.
آقای صالح افزود دشمن مشخص است و گروه طالبان و داعش نمیتوانند این رویداد را به دوش یکدیگر بیندازند. به گفته وی، شماری از خارجیها تلاش میکنند که با ابهام این حملات را به یک گروه ربط داده، اما در واقع این دو گروه از هم تفاوتی ندارند.
معاون اول ریاست جمهوری در ادامه گفت یک هیأت حقیقتیاب با عضویت شماری از بازماندگان رویداد تعیین میشود تا چگونهگی حمله بر مراسم جنازه در ننگرهار را بررسی کند.
حکومت در حالی طالبان را مقصر اصلی رویداد ننگرهار میدانند که پیشتر، زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه امریکا برای صلح افغانستان گفته بود بر اساس یافتههای امریکا، گروه داعش در حملات اخیر کابل و ننگرهار دست داشته است.
طالبان اما دست داشتن در حمله انتحاری بر مراسم جنازه در ننگرهار را رد کردند. این در حالی است که گروه داعش تأیید کرده است این حمله از سوی آن گروه طرحریزی شده بود.
در حمله انتحاری روز سهشنبه، بیستوسوم ثور در مراسم جنازه در ننگرهار، ۲۴ تن کشته و ۶۸ تن دیگر زخم برداشتند. گفتنی است که در میان قربانیان این رویداد، عبدالله ملکزی، عضو شورای ولایتی ننگرهار نیز جان باخت و ملکقیس نورآغا، نماینده این ولایت در مجلس نمایندگان زخم برداشت.
قطر از روز یکشنبه اجرای یکی از سختترین مقررات محدودیتهای اجتماعی در جهان را با هدف مبارزه با شیوع کرونا آغاز کرد.
بر این اساس افرادی که در اماکن عمومی از ماسک استفاده نکنند، با مجازات تا سه سال حبس روبرو خواهند شد. علاوه بر حبس، برای متخلفان مجازات مالی ۲۰۰ هزار ریال قطر نیز در نظر گرفته شده است.
شمار مبتلایان به ویروس کرونا در جمعیت حدودا ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفری این کشور، نزدیک به ۳۱ هزار نفر بوده است و تا کنون ۱۵ نفر نیز از بیماری کووید۱۹ جان باختهاند.
بنا بر اعلام دولت، اجباری شدن استفاده از ماسک در این کشور از امروز یکشنبه آغاز میشود و تا «اطلاع ثانوی» ادامه دارد.
در حال حاضر استفاده از ماسک در حدود پنجاه کشور جهان اجباری است.
در قطر رستورانها، سینماها، مدارس، مساجد و مراکز خرید همچنان تعطیل هستند و تنها کار در فعالیتهای ساختمانی بویژه فعالیتهای مرتبط با جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ ضمن رعایت نکات بهداشتی ادامه دارد.
رئیس جمهور غنی و داکتر عبدالله عبدالله در حالی امروز با امضای توافق نامه سیاسی به تقسیم قدرت رضایت دادند که به گفته کارشناسان اگر این توافق پس از ماه ها جنجال حل نمی شد، کشور به عمق یک بحران تازه سقوط می کرد.
اختلاف سیاسی غنی و عبدالله پس از آن بروز کرد که کمیسیون مستقل انتخابات در ماه فبروری غنی را برنده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد. داکتر عبدالله عبدالله رهبر تیم انتخاباتی ثبات و همگرایی به نتیجه اعلام شده اعتراض کرد و جنجال ها با برگزاری دو تحلیف جداگانه از سوی غنی و عبدالله در یک روز به اوج خود رسید.
براساس اعلام کمیسیون مستقل انتخابات غنی با تفاوت درصدی بسیار کمی برنده انتخابات اعلام شد.
براساس توافق نامه سیاسی امضا شده، عبدالله عبدالله رهبری شورای عالی مصالحه ملی را به عهده می گیرد و تیم انتخاباتی او پنجاه درصد از کابینه را به دست می آورند.
سند امضا شده بین غنی و عبدالله «توافق سیاسی» خوانده می شود.
اعطای رتبه مارشالی به عبدالرشید دوستم معاون اول پیشین رئیس جمهور غنی از دیگر مفاد این توافق سیاسی است.
باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده آمریکا روز شنبه از عملکرد دولت ترامپ در مواجه با بحران کرونا انتقاد کرد.
این انتقادات در زمانی مطرح شد که بیش از ۱ میلیون و ۵۰۷ هزار نفر در این کشور به ویروس کرونا مبتلا شده و بیش از ۹۰ هزار نفر نیز از این بیماری جان باختهاند.
آقای اوباما که به صورت آنلاین در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان کالجها و دانشگاههایی که از لحاظ تاریخی به آمریکاییهای آفریقاییتبار اختصاص دارند (HBCUs) سخنرانی میکرد، گفت بحران شیوع کرونا نشان داد که بسیاری از مقامات کنونی آمریکا «حتی تظاهر نمیکنند که مسئول هستند.»
او با اشاره به گزارش مقامات بهداشت این کشور مبنی بر اینکه آمریکاییهای آفریقاییتبار درصد قابل توجهی از مبتلایان و قربانیان کووید۱۹ را تشکیل میدهند گفت: «بیایید صادق باشیم، این بیماری نابرابریهای اساسی و رنجهایی را نشان داد که جامعه سیاهان آمریکا بطور تاریخی در این کشور با آن دست به گریبانند.»
او افزود: «این بیماری بیش از هر چیز پردهها را انداخت و نشان داد که مقامات در حال انجام چه کاری هستند. بسیاری از آنها حتی وانمود نمیکنند که در قبال این بحران مسئول هستند.»
آقای اوباما گفت بیعدالتیهایی که متوجه جامعه آفریقاییتبارهای آمریکا میشود چیز جدیدی نیست و سپس به ماجرای قتل احمد آربری، جوان سیاهپوست غیرمسلحی اشاره کرد که به تازگی در حالی که در کنار جاده مشغول ورزش بوده، توسط دو سفیدپوست کشته شده است.
این دومین بار در هفتۀ اخیر است که آقای اوباما به انتقاد از عملکرد دولت ترامپ در قبال بحران جاری میپردازد. ایالات متحده اکنون با دو چالش مهم دست و پنجه نرم میکند: از یک سو ویروس مرگبار کرونا و از سوی دیگر رکود اقتصادی و بیکاری گستردۀ ناشی از شیوع کرونا.
در این کشور تنها طی ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۱۲۰۰ نفر جان باختهاند و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی نیز همچنان تعطیل هستند.
باراک اوباما که از زمان ترک قدرت در ژانویه ۲۰۱۷ میلادی به ندرت در قبال عملکرد جانشین خود صحبت کرده، در روزهای گذشته به همراه همسرش میشل اوباما بارها دولت ترامپ را به دلیل مدیریت ناموفق بحران کرونا سرزنش کرده است.
او هفته گذشته نیز عملکرد دولت ترامپ در مدیریت این بحران را «یک هرج و مرج مطلق و فاجعهبار» توصیف کرد؛ سخنانی که باعث شد دونالد ترامپ این دو را متهم به تلاش برای تضعیف ریاست جمهوریاش کند.