دسته: سیاست

  • امرالله صالح: کار من به نمایندگان مجلس ربطی ندارد

    امرالله صالح: کار من به نمایندگان مجلس ربطی ندارد

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفت موقف‌گیری برخی از اعضای مجلس نمایندگان، به جایگاه‌شان در اذهان عامه صدمه می‌زند.

    آقای صالح، روز شنبه (۲۹ قوس)، جزییات نشست شش‌ونیم را منتشر کرد و گفت: «این که من چند بجه از خواب بلند می‌شوم، با کدام کارمند دولتی جلسه می‌گیرم، روی چه موضوعاتی بحث می‌کنم و چه زمانی به خانه‌ام بر می‌گردم، هیچ ربطی به مجلس نمایندگان ندارد.»

    به گفته‌ی او، «خنده‌آور» است کسی اعلامیه بدهد که چرا امرالله صالح ساعت شش‌ونیم صبح جلسه برگزار می‌کند.

    آقای صالح، گفت آن‌هایی که اتهام می‌بندند که نشست‌های شش‌ونیم تاثیری نداشته؛ در فقدان حقایق و ارقام حرف می‌زنند.

    او به کنایه به نمایندگان مجلس، گفت: «قرار است قانون اساسی افغانستان را در کتابچه‌های جیبی چاپ کرده و برای‌شان تحفه بدهم تا یک بار دیگر برای‌شان وظایف سه قوا واضح شود. به یقین که تعیین وقت جلسات در صلاحیت خودم است و ربطی به  مجلس نمایندگان ندارد و قانون اساسی نیز در این مورد ساکت است.»

  • نماینده دائمی ایران در سازمان ملل: خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید مسئولانه باشد

    نماینده دائمی ایران در سازمان ملل: خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید مسئولانه باشد

    مجید تخت روانچی، نماینده‌ی دایمی ایران در سازمان در ملل متحد، می‌گوید خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید مسئولانه باشد و به خلا امنیتی در این کشور منجر نشود.

    روانچی که روز جمعه (۲۸ قوس/ ۱۸ دسامبر) در نشست عمومی شورای امنیت سازمان ملل سخن‌رانی می‌کرد، گفت حضور نیروهای خارجی در افغانستان، دلیل بی‌ثباتی این کشور است و خروج آن‌ها باید مسئولانه و برنامه‌ریزی شده انجام شود.

    به گفته‌ی او، ناامنی و بی‌ثباتی در افغانستان تنها از طریق روند صلح بین‌الافغانی با حمایت کشورهای همسایه، منطقه و بین‌المللی پایان می‌یابد.

    روانچی گفت: «روند صلح باید دست‌آوردهای دو دهه‌ی گذشته، مانند قانون اساسی، انتخابات، حقوق زنان و اقلیت‌ها را حفظ کند. این گفت‌وگوها نمی‌تواند موازی با خشونت‌ها ادامه یابد. طالبان در مقابل  حسن نیت حکومت افغانستان برای مذاکرات صلح، باید حملات خود علیه نیروهای دفاعی و امنیتی این کشور را متوقف بسازد.»

    نماینده‌ی ایران در سازمان ملل، هم‌چنان از این سازمان خواست در روند صلح افغانستان دخالت کند و از آمادگی ایران در روند صلح با هماهنگی سازمان ملل، خبر داد.

    این مقام ایرانی، به گشایش راه آهن خواف-هرات اشاره کرد و گفت این رویداد تاریخی همکاری‌های اقتصادی را در منطقه تقویت می‌کند.

    حدود دو ماه پیش، ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه نیز، گفته بود خروج نیروهای امریکایی از افغانستان خطرهای زیادی را ایجاد می‌کند و سبب خلای امنیتی در این کشور خواهد شد.

  • عرب جاهلی با تذکره افغانستانی/ به کدام گناه کشته شد؟

    عرب جاهلی با تذکره افغانستانی/ به کدام گناه کشته شد؟

    یک مرد در کابل خانمش را به‌دلیل اینکه چرا دختر به دنیا آورده، کشت.

    این رویداد چاشت روز گذشته در ناحیه نهم شهر کابل، رخ داد.

    وزارت داخله وقوع این رویداد را تایید کرد.

    وقوع این رویداد یک بار دیگر اعراب زمان جاهلیت را در اذهان بشر مدرن تداعی کرد. زماینکه اعراب داشتن دختر را بر خود شرم و ننگ می دانستند و دختران خود را زنده به گور می کردند.

    اینکه یک مادر به جای اینکه مورد تقدیر و تشکر قرار گیرد به وحشیانه ترین حالت از سوی شریک زندگی اشت کشته می شود آن هم به جرم به دنیا آوردن دختر، مساله یی که خود زن هیچ اختیاری در آن ندارد نشان از توحش در جامعه یی مثل افغانستان دارد.

    وقوع این مسأله تکان دهنده تر از کشت و کشتار طالبان است، طالبان اگر می کشد از همان اول هدفش مشخص است و برای رسیدن به قدرت می کشد اما یک مرد چرا خانم را بکشد!

    جدای از اصل واقعه دلیل انجام قتل است که عرق شرم را بر پیشانی هر انسان جاری می کند حال مرد مسلمان که بماند. جامعه امروز ما چنان در بی اخلاقی و سقوط انسانیت فرو رفته که همه چیز در آن قابل حدس است.

    نه مفاهیمی در چارچوب حقیقی اخلاق اسلامی رعایت می شود و نه اخلاق انسانی. نه مدعیان دموکراسی در باورمندی به اخلاق انسانی رو سپید بوده اند و نه مدعیان حکومت دینی در رعایت اخلاق اسلامی شان. کافی ست که کمی به اطراف خود بنگریم از سیاستمدار و تاجر و فرهنگی و روزنامه نگار گرفته تا لایه های پایین جامعه. سیاستمداران فاقد اخلاق سیاست ورزی، تاجرانمان فاقد اخلاق داد و ستد، فرهنگی مان فاقد اخلاق فرهنگ مداری، روزنامه نگار مان فاقد اخلاق قلم مداری و روشنگری ، شهروندان مان فاقد اخلاق اجتماعی.

    اینجا سرزمین ادعاست ، سرزمین فوران عقده مندی ها، سرزمین خودبرتری طلبی ها، سرزمین رفتارهای متاثر از سرخوردگی های زندگی فردی. دموکراسی بدون اخلاق، حکومت اسلامی بدون اخلاق، روشنفکران بی اخلاق، مدعیان بی اخلاق. آیا واقعا یک ملت متلاشی نیستیم!

    این در حالی ست که قرآن کریم در وصف اخلاق منحط و جاهلی اعراب در برابر زنان می‌فرماید: وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ؛ و چون یکی از آنها را به فرزند دختری مژده آید (از شدت غم و حسرت) رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و خشمگین می‌شود -سوره نحل/۵۸》

    جامعه ما در عرصه‌های مختلف در عصر جاهلیت و بربریت به سر می‌برد. تا از این صباوت عبور نکنیم، همیشه قربانی قساوت و بغاوت خواهیم بود.

  • پمپئو روسیه را دشمن امریکا خواند

    پمپئو روسیه را دشمن امریکا خواند

    مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه ای با برنامه رادیویی مارک لوین، روزنامه نگار آمریکایی گفت: «همه وقت از من می پرسند که دشمن ما کیست و پاسخ این است: افراد زیادی هستند که می خواهند سبک زندگی ما،  جمهوری ما و اصول اساسی دموکراتیک را تضعیف کنند. روسیه قطعاً در این لیست است.»

    به طور معمول، مقامات آمریکایی از روسیه به عنوان یک دشمن، نه بلکه به عنوان یک مخالف یاد می کنند.

    پمپئو اوایل این هفته نیز روسیه را چالشی واقعی برای منافع ایالات متحده خواند.

    وزیر امور خارجه گزارش های منتشر شده در رسانه های آمریکایی مبنی بر دست داشتن روسیه در حملات سایبری اخیر را یادآوری نموده افزود: «ما این را مدت زمان طولانی دیده ایم، آنها (روسیه) با استفاده از پتانسیل نامتقارن برای رسیدن به موقعیتی که بتوانند ایالات متحده را به پرداخت آن بپردازند، عمل نموده است.»

    وی همچنین اظهار داشت رهبری روسیه “یک خطر واقعی برای کسانی است که آزادی را دوست دارند”.

    پمپئو اضافه کرد نمی خواهد خطر روسیه را کمرنگ کند، اما او چین را تهدید  “وجودی”  مهم تر برای ایالات متحده می داند.

    وزیر خارجه آمریکا از اظهار نظر در مورد هک شدن نهادهای آمریکایی منتسب به روسیه خودداری کرد، اما اظهار داشت که روسیه “چالشی” برای آمریکا در فضای مجازی است.

    پمپئو پیشتر نیز روسیه را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرد.

    وی گفت: «آنها سعی کردند در انتخابات ما در سال های 2008، 2012 و 2016 دخالت کنند. ما در سال 2020 بهتر عمل کردیم و مقابله کردیم. این یک چالش واقعی است.»

    پمپئو افزود:«ما روس ها را وادار کردیم بهای آن را بپردازند؛ ما از آنها خواستیم که این فعالیت های مخرب را متوقف کنند. اما آنها یک چالش واقعی هستند.»

  • ملا برادر با عمران خان دیدار کرد

    ملا برادر با عمران خان دیدار کرد

    هیات طالبان در اسلام آباد با عمران خان، نخست وزیر پاکستان درباره روند صلح افغانستان دیدار و گفتگو کرد.

    محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در توییتر نوشت عصر روز جمعه (۲۸ قوس) ملا عبدالغنی برادر، معاون رهبر طالبان و رئیس دفتر سیاسی طالبان در دوحه با عمران خان، نخست وزیر پاکستان درباره روند صلح افغانستان گفتگو کرد.

    سه روز پیش، رئیس جمهور غنی نیز با عمران خان، نخست وزیر پاکستان درباره روند صلح و نگرانی‌ها از افزایش خشونت‌ها تلفنی صحبت کردند.

    در اعلامیه‌ طالبان که به رسانه‌ها فرستاده شده، آمده در این دیدار نخست وزیر پاکستان از افزایش سطح خشونت‌ها ابراز نگرانی کرده و از طرف‌‌های درگیر خواستار کاهش خشونت‌ها شده است.

    نخست وزیر پاکستان به هیات طالبان وعده سپرده که از صلح دوام‌دار به “رهبری و مالکیت افغانها” حمایت می‌کند.

    افزایش خشونت‌ها در افغانستان با وجود پیشرفت در مذاکرات صلح نگرانی‌هایی زیادی را به همراه داشته است.

    در همین حال، دبرا لاینز، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد برای افغانستان روز گذشته در نشست سه ماهه شورای امنیت سازمان ملل در مورد افغانستان گفت: “پیشرفت‌های چشمگیری در گفتگوهای صلح در دوحه به دست آمده و این گفتگوها باید از ۵ ژانویه از سر گرفته شود.”

    او اما از افزایش حملات به زنان، روزنامه‌نگاران و فعالان جامعه مدنی در افغانستان در ماه‌های گذشته ابراز نگرانی کرد.

    در وقفه ۲۰ روزه مذاکرات صلح افغانستان در دوحه قطر تا ۵ جنوری، هیات مذاکره کننده افغانستان به کابل برگشت و هیات گروه طالبان، عازم اسلام آباد شد که واکنش‌هایی در میان افغانها در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

  • پارلمان سویس قانون همجنس گرایی را تصویب نمود

    پارلمان سویس قانون همجنس گرایی را تصویب نمود

    اعضای پارلمان سوییس روز جمعه قانون ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب کردند.

    با وجود تصویب این قانون در پارلمان، حزب محافظه کار «اتحاد دموکراتیک فدرال» اعلام کرد این مصوبه را به همه‌پرسی خواهد گذاشت.

    بر اساس قوانین سوییس اگر درخواستی تعداد لازم امضا را کسب کند می‌تواند به همه‌پرسی گذاشته شود. در صورتی که اکثریت شرکت‌کنندگان در همه پرسی به مصوبه پارلمان رای منفی بدهند، قانون رد خواهد شد.

    سوییس از جمله معدود کشورهای اروپایی است که ازدواج همجنس‌گرایان در آن قانونی نیست.

    بر اساس مقررات کنونی سوییس، همجنس‌گرایان می‌توانند زندگی مشترک خود را ثبت کنند اما از حقوق قانونی ازدواج برخوردار نیستند.

  • امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    امتیازاتی که در پروسه صلح باید از طالبان کاسته شود

    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.

    بخش هفدهم- قسمت اول
    در بخش قبلی، روی نقش فاجعه‌بار طالبان در تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان بحث نمودیم. یکی از شیوه‌های تضعیف حاکمیت قانون در افغانستان طی بیست سال گذشته، مروج ساختن نظام قضایی موازی، با شیوه بدوی و بسیار خشن و بی‌رحمانه و عدالت‌ستیزانه بوده است. نظم جزایی موازی طالبان بر «محاکم صحرایی» استوار است. محکمه‌ی صحرایی، همان‌طور که نامش بدوی و واپس‌گرایانه است، تأثیر بسیار فاجعه‌باری بر نظام عدلی و قضایی افغانستان گذاشته و به تضعیف حاکمیت قانون کمک کرده است.
    این هفدهمین بخش این نوشته است: در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، هزینه‌هایی که باید از امتیازات طالبان کاسته شود. با آن‌که به‌نظر نمی‌رسد طالبان برای رسیدن به نتیجه، وارد گفت‌وگوهای صلح شده باشند؛ اما حالا در یک موقعیت چانه‌زنی خشونت‌محور برای کسب امتیازات حداکثری قرار گرفته‌اند. مهار سرکشی‌ها و توان نه گفتن به خواسته‌های بی‌حدوحصر طالبان فقط و فقط در دست جامعه‌ی افغانستان است. مردم افغانستان توان رام کردن لجام‌گسیختگی‌های طالبان را دارند؛ این کار فقط با انسجام ملی، هماهنگی، دادخواهی و اراده‌ی سیاسی و عزم ملی ممکن است و پایه‌ی تمامی این‌ها یک چیز است: آگاهی جمعی و حساسیت نسبت به آینده و سرنوشت افغانستان، مادر وطن عزیز مان.
    قضا در افغانستان تاریخچه‌ی بسیار طولانی‌ دارد. نظام قضایی افغانستان در برهه‌هایی از تاریخ، عقلانیت لازم خود برای رهایی انسان این سرزمین از چنگال جور و ظلم و بی‌عدالتی را داشته که هدف این نظام است. قضا مبتنی بر تحقیق است، مبتنی بر کنکاش و جدا کردن سره از ناسره و مبتنی بر شواهد و مدرک و استدلال است. از برآیند تحقیق است که قاضی حکم به مجرم بودن یا نبودن فرد می‌کند. حق؛ روح قضاوت است. حق‌العبد و حق‌الله در اسلام دسته‌بندی بسیار واضحی دارد. این معیارها در نظام قضایی افغانستان تا آن‌جا که ممکن بوده رعایت شده است؛ اما نظم جزایی طالبانی، دشمنی سرسختانه‌ای با تحقق عدالت و رسیدن حق به حق‌دار دارد. نظم جزایی طالبان مبتنی بر تفسیر خویش‌پسندانه از فقه ساده و سنتی است. طالبان به هیچ‌وجه دارای نظام قضایی نیستند؛ بلکه آنان نوعی نظم جزایی طالبانی دارند. جزا و قضا باهم تفاوت ماهیت دارند.
    در این بخش به این می‌پردازیم که طالبان؛ با ساختن نظم جزایی موازی، باعث تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان شده‌اند. نظم جزایی طالبانی، مخرب‌ترین دشمن عدالت و قضاوت در افغانستان است. ممکن است این توطئه نباشد؛ بلکه بیش‌تر نوعی نقص و عیب نظام طالبانی است. نقصی که از فهم نادرست از درستی‌های آموزه‌های اسلام و شریعت اسلامی می‌آید.

    نظم جزایی طالبان و تضعیف نظام عدلی-قضایی افغانستان
    قوه‌ی قضاییه، از ارکان سه‌گانه دولت در نظام‌های دارای تفکیک قوا است. ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مبتنی بر تفکیک قوای سه‌گانه‌ی مجریه، مقننه و قضاییه است. قوه‌ی قضاییه، دارای وجه کارکردی و ارزشی است. ارزش کارکرد این قوه از آن‌جا که داوری نهایی در مورد هر نوع جرمی به آن محول می‌شود، بیش‌تر از دو قوه‌ی دیگر است. در واقع قوه‌ی قضاییه روی دیگر سکه‌ی قوه مقننه است و قوه‌ی مجریه فلز این سکه به حساب می‌آید. گروه طالبان سکه تقلبی دیگری را تحت عنوان «محاکم صحرایی» عرضه و در گردش انداختند که نه بر ارزش خاصی استوار است و نه ارزش لازم گردش را دارد. طالبان بر روی این سکه‌ی تقلبی که از جنس خرافه و خشونت ضرب زده شده و بر روایات دیوبندی استوار است، خشونت عریان و ظلم و جور بی‌حدوحصری را نیز بار کرده‌اند که از کیلومترها دور هر آدم کم‌خردی نیز می‌فهمد که: آنچه طالبان در محاکم صحرایی انجام می‌دهند جور و ظلم است.
    از آن‌جا که در جامعه افغانستان استعداد بسیار نهفته‌ی جور ورزی و جور پذیری وجود دارد و هیچ تناسبی میان اندازه جرم و اندازه مجازات در ذهنیت انسان افغانی وجود ندارد، گروه طالبان این استعداد خفته را با عقده‌مندی‌های تاریخی، آموزه‌های افراطی، ظرفیت خشونت‌ورزی و به عبارتی با قرآن، کلاشینکوف و مواد مخدر را ترکیب کرده و در چارچوب دادگاه صحرایی بالای هر فردی که خواسته‌اند، تطبیق کرده‌اند. نبود منطق و تناسب میان جرم و مجازات را می‌توان حتا در بیش‌تر خانواده‌های افغانستان دید، مثلاً اگر کودکی پنجاه افغانی از جیب پدر خود بردارد، همان دشنام را می‌شنود یا به همان اندازه لت‌وکوب می‌شود که با سنگ سر دیگری را بشکند و شکایت کنند، بازهم همان دشنام‌ها را می‌شنود و به همان اندازه مجازت می‌شود. این عدم تناسب میان جرم و مجازات در تمامی جاها و رفتارهای افغان‌ها دیده‌ می‌شود. آن را می‌توان در ناسزا دادن به مقامات، ترافیک، فروشندگان، بچه و زن همسایه، به افراد، اقوام و سمت‌های دیگر مشاهده کرد.
    از سوی دیگر هر رفتاری در افغانستان که خوش طالبان نیاید نوعی جرم پنداشته می‌شود. در قاموس طالبان، واژه خطا، سهو، اشتباه، جای چندانی ندارد، چه‌بسا واژه جرم چنان سنگین است که با هر کار و اندک‌ترین اشتباه هم این‌جا فردی مجرم شناخته می‌شود و چه‌بسا با اتهام هم افراد مجرم شناخته می‌شوند. آشکار‌ترین نوع این عدم تناسب را در برابر زنان می‌توان مشاهده کرد: در ذهنیت طالبانی؛ زنی با پدیدار شدن یک تار مویش، یا کوچک‌ترین خطا، سزاوار شدیدترین نوع شکنجه و حتا مرگ است. این نبود تناسب میان جرم و مجازات، مبنای شریعت طالبانی است. شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طالبان حتا با ادعای واهی، زنی را به رگبار بسته‌اند. با معلوم شدن ساق پا تا سرحد مرگ زنان را لت و کوب کرده‌اند. کفه‌ی سنگین ترازوی نظام کیفری طالبان، بر سرکوب زنان معطوف است. این سرکوب را وجهه‌ی شرعی و دینی نیز می‌دهند.
    از جهت دیگر؛ در دایره جرم و مجازات بسته و قید طالبانی، دگرگونه فکر کردن بزرگ‌ترین جرم است و مجازات آن به اندازه‌ای بزرگ است که باید شما به‌خاطر آن هفت بار به شدیدترین نوع ممکن کشته شوید. در شریعت طالبانی از قوم و تبار دیگر بودن جرم است، به زبان دیگر حرف زدن جرم است، از سمت دیگر بودن جرم است، به طرز دیگر جامه پوشیدن جرم است و این جرم‌ها؛ از دیدگاه طالبان، سزاوار شدیدترین مجازات است. طالبان در پی حاکم‌ساختن چنین آیینی‌اند و در پی تطبیق چنین مجازاتی‌اند. مگر یاد این جامعه رفته که آنان در یکاولنگ و مزار شریف چه کردند. در شهرها جامه‌ی نو پوشیدن جرم بود. به زبانی غیر از زبان پشتو حرف زدن معادل جرم بود. از مذهب دیگر بودن مستحق مرگ بود. طالبان همان‌ها اند. در پی پیاده‌سازی همان تفکراند. من در بخش بیست‌ودوم این نوشته روی این مطلب که طالبان؛ هیچ تغییری در کار نیست، بحث کرده‌ام.
    عدم تناسب میان اندازه جرم و مجازات از جنبه‌ی این‌که هیچ خبری از مکافات و تشویق در برابر رفتارهای سالم و قانون‌مند وجود ندارد نیز قابل تأمل است؛ یعنی به کودکان یاد داده می‌شود که اگر اندک‌ترین رفتار انحرافی از شما سر بزند، به شدیدترین نحو ممکن مجازات خواهید شد: آن‌ها در بزرگ‌سالی نیز همین شیوه در برخورد با اشتباه، در برخورد با جرم و هنجارشکنی و اختلاف نظر‌ها را در پیش می‌گیرند.
    گروه طالبان این «استعداد جور ورزی»، استعداد مجازات خودسرانه، استعداد محاکمه کردن بدون فرصت دفاع دادن به طرف مقابل را تبدیل به یک دستگاه قضایی و اجرای مجازات کردند و تحت نام عدالت، بدترین جنایات را در حق انسان‌ها مرتکب شدند. انسان مجرم هم حق و حقوقی دارد: جرم، حقوق انسانی‌ هیچ فردی را از او سلب نمی‌کند. هر مجرمی باید به تناسب جرمی که انجام داده است مجازات شود. این عدالت است. این برابری است. این انصاف است. آنچه را که طالبان در محاکم صحرایی یا نظام قضایی و جزایی شان در حق انسان این سرزمین روا می‌دارند، جور آشکار، جفای بی‌اندازه، خشونت‌ورزی غریزی، رفتارهای عقده‌گشایانه و ارضای نیازهای سادیستی است که تحت عنوان محاکمه و با شعار مذهب حنفی و چوکات حقوقی دین مبین اسلام، انجام می‌دهند.

    صبح کابل
    ادامه دارد.

  • 5 گلوله هاوان بر میدان هوایی بگرام برخورد کرد

    5 گلوله هاوان بر میدان هوایی بگرام برخورد کرد

    مسئولان محلی در ولایت پروان، می‌گویند پنج گلوله‌ی راکت بر میدان هوایی بگرام در این ولایت برخورد کرده است.

    وحیده شهکار، سخن‌گوی والی پروان، گفت این رویداد، حوالی ساعت ۰۵:۵۰ صبح امروز (شنبه، ۲۹ قوس)، رخ داده است.

    او افزود: «۱۲ گلوله‌ی راکت در یک موتر باربری جاسازی شده بود که پنج گلوله‌ی آن شلیک شده و به میدان هوایی بگرام برخورد کرده است.»

    به گفته‌ی بانو شهکار، ۷ گلوله‌ی راکت دیگر با موتر باربری، به دست نیروهای امنیتی افتاده است.

    سخن‌گوی والی پروان، گفت در این رویداد، به کسی آسیبی نرسیده است.

    تا اکنون مسئولیت این رویداد را هیچ گروهی به عهده نگرفته است.

  • عبدالله: بحث های مهم در دور دوم مذاکرات شروع می شود

    عبدالله: بحث های مهم در دور دوم مذاکرات شروع می شود

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، گفت بحث‌های مهم و اساسی در مورد صلح، در دور دوم گفت‌وگوها آغاز خواهد شد.

    آقای عبدالله که روز پنج‌شنبه (۲۷ قوس)، در نشستی زیر نام «ترویج مشارکت زنان در روند صلح» سخن می‌زد، گفت که روند صلح، به مرحله‌ی حساسی رسیده است.

    او افزود: «برای ما این مهم بود که گفت‌وگوها آغاز شود. تیم گفت‌وگوکننده به گونه‌ی کاملا متحد کار می‌کند. حمایت از تیم گفت‌وگوکننده، به تیم کمک می‌کند تا سخت‌تر کار کند. امیدوارم دور دوم گفت‌وگوها در زمان تعیین‌شده آغاز شود؛ زیرا یک روز تاخیر، سبب وارد شدن فشار بر مردم خواهد شد.»

    به گفته‌ی آقای عبدالله، مردم افغانستان انتظار نتیجه‌ی مطلوب از روند صلح دارند.

    او گفت که دولت افغانستان، انتظار داشت تا با آزادی زندانیان طالب، آتش‌بس و یا کاهش چشم‌گیر خشونت به میان آید؛ اما این کار انجام نشد. آقای عبدالله، تاکید کرد، دو طرف باید بدانند که جنگ راه‌حل نیست و در صلح همه‌شمول، هیچ بازنده‌ای وجود ندارد.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، هم‌چنان گفت که کاهش خشونت، در راس دستور کار هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان قرار دارد.

    آقای عبدالله، هم‌چنان گفت، تلاش می‌شود که تا زمان آغاز مرحله‌ی دوم گفت‌وگوهای صلح، نشست دوم شورای عالی مصالحه‌ی ملی را نیز برگزار کنیم.

    این در حالی است که گفت‌وگوهای صلح میان هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و گروه طالبان، با ۲۰ روز وقفه رو‌به‌رو شده است. هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دو طرف، پس از حدود سه ماه، چندی پیش روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها به توافق رسیدند.

    به دنبال توافق روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها، هیئت‌های کاری دو طرف ایجاد شد تا در مورد برنامه‌ی اصلی گفت‌وگوها صحبت کنند.

    قرار است دور بعدی گفت‌وگوهای صلح، در شانزدهم جدی برگزار شود.

  • ترکیه ماموریت سربازان خود در افغانستان را تمدید می کند

    ترکیه ماموریت سربازان خود در افغانستان را تمدید می کند

    رجب‌طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه، خواهان تمدید زمان ماموریت سربازان این کشور در افغانستان شد.

    آقای اردوغان، روز گذشته (چهارشنبه، ۲۶ قوس)، به پارلمان ترکیه پیشنهاد کرد ماموریت سربازان این کشور زیر رهبری ماموریت حمایت قاطع در افغانستان را برای ۱۸ ماه دیگر تمدید کند.

    به گفته‌ی او، ترکیه با افغانستان رابطه‌ی برادرانه دارد و همیشه از اتحاد، تمامیت و آزادی افغانستان حمایت کرده است.

    قرار است اعضای پارلمان ترکیه، به زودی در مورد پیشنهاد آقای اردوغان بحث کنند.

    گفتنی است که در حال حاضر، ترکیه ۱۲۰۰ سرباز در چوکات ماموریت حمایت قاطع در افغانستان دارد.

  • وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان بررسی شد

    وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان بررسی شد

    تحت ریاست محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز، جلسه رهبری ارشد امنیتی به خاطر بررسی وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان در مقر قول اردوی ۲۰۵ اتل برگزار شد.

    در این جلسه که امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری، داکتر حمدالله محب مشاور امنیت ملی، محمد مسعود اندرابی وزیر امور داخله، شمیم خان کتوازی رئیس ادارۀ مستقل ارگان های محل، والیان کندهار و ارزگان، قوماندان قول اردوی ۲۰۵ اتل و قوماندانان امنیه و سایر مسئولین امنیتی ولایات متذکره حضور داشتند.

    حیات الله حیات والی کندهار در خصوص وضعیت امنیتی ولایت متذکره، معلومات داد و خواستار توجه بیشتر در زمینه تامین امنیت و تمویل و تجهیز نیروهای امنیتی مستقر در این ولایت گردید.

    جنرال شفیق الله رسول زی قوماندان قول اردوی ۲۰۵ اتل در مورد وضعیت امنیتی ولسوالی های ولایت کندهار، اکمال و تعبیه قوت ها و پلان گذاری معلومات داد و خواهان رفع کمبود پرسونل و اکمال مهمات گردید.بعداً تادین خان قوماندان امنیه ولایت کندهار و نظرشاه صافی رئیس امنیت ملی این ولایت در مورد هماهنگی بیشتر و تلاش های شان بخاطر دفع و طرد تحرکات و حملات دشمن، معلومات ارائه کردند.

    همچنان در این دیدار محمد عمر شیرزاد والی ارزگان و قوماندان امنیه و رئیس امنیت آن ولایت در مورد وضعیت امنیتی ولایت ارزگان معلومات دادند.

    آنان ضمن اینکه وضعیت عمومی امنیتی در آن ولایت را قناعت بخش خواندند، خواهان حمایت های بیشتر در زمینه بهبود وضعیت امنیتی ولسوالی دهراوود و تمویل، تجهیز و اکمالات پولیس در این ولایت شدند.

    همچنان آنان موجودیت فساد را یکی از چالش های اصلی عنوان کردند و گفتند که مطابق تشکیل موجود، تعداد پرسونل ما اندک است و باید هماهنگی در سطوح متوسط و پایین صورت گیرد.

    در این دیدار امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور و داکتر حمدالله محب مشاور امنیت ملی از شجاعت و دلیر نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در ولایات کندهار و ارزگان تشکر کردند و بر هماهنگی بیشتر، اصلاحات و اکمالات نیروها از طریق هوا تاکید ورزیدند.

    رئیس جمهور پس از استماع صحبت های آنان، ضمن قدردانی از نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در ولایات متذکره به خاطر خنثی نمودن پلان های شوم دشمن، گفت که نیازمندی های شان را به گونه واضح ارائه کنند، تا اکمالات شان به صورت اساسی انجام شود.

    وی ضمن تاکید بر مدیریت لوژستیک و جلوگیری از ضایعات و استفاده بهتر از ظرفیت های پولیس، گفت باید پلان واضح و منسجم در این موارد داشته باشیم.

    رئیس جمهور گفت به خاطر بهتر شدن وضعیت امنیتی ولایت کندهار و اکمال بهتر نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در آنجا، به تصامیم جدی نیاز داریم.

    وی افزود کندهاریان تنها نیستند، کابل پایتخت و کندهار قلب افغانستان است و ما حقایق واضح می خواهیم تا بدیل های مناسب جستجو گردد.

  • آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    هفته گذشته بلومبرگ در گزارشی از انعقاد یک قرارداد نفتی میان دولت‌های چین و عراق خبر داد که بر اساس آن، بغداد قرارداد‌های بلند مدتی را با پکن امضا می‌کند و پول نفتی را که قرار است در آینده بفروشد به صورت پیش‌فروش دریافت می‌کند.البته این‌گونه قرارداد‌ها پیشتر هم تجربه شده است، اما از نظر حجم، قرارداد اخیر یکی از قرارداد‌های بزرگ نفتی در حوزه تجارت محسوب می‌شود.

    عراقی‌ها به پول نیاز دارند، چینی‌ها نیز پول دارند و برای نفتی که می‌خواهند بخرند به حساب فروشنده واریز می‌کنند. طرف‌های این معادله برای آنکه از امنیت اقتصادی و جریان پایدار انرژی برخوردار باشند این قرارداد را به امضا رساندند، اما نکته اصلی چیست؟اینکه چینی‌ها به عراق تمایل بسیاری دارند، به دلیل ذخایر و تولید نفت این کشور است، اما این همه ماجرا نیست؛ پکن از دوران حکومت صدام سعی می‌کرد جای پای خود را در خاورمیانه و این کشور محکم کند، هرچند که در ابتدای ابراز وجود گام‌هایش محتاطانه بود، ولی طی یک دهه اخیر بیشترین سرمایه‌گذاری در میان کشور‌های خاورمیانه را در عراق انجام داده است. این کشور بیش از ۱۵۰ میلیارد بشکه نفت دارد که با توجه به تازه نفس بودن میادینش، منبع بزرگی برای تأمین کشوری است که تا هفت سال آینده به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان تبدیل می‌شود.

    کشوری در این مختصات، حتماً دسترسی به منابع را در اولویت و استراتژی‌های خود قرار می‌دهد تا جایگاهش را در اقتصاد جهانی مستحکم‌تر و عنوان نخستین قدرت اقتصادی را تصاحب کند.با چنین رویکردی، چین در عراق سرمایه‌گذاری می‌کند و در قبال آن، علاوه بر کسب امتیازات شیرین، آینده انرژی خود را نیز تضمین می‌کند. کشوری که تقریباً در حوزه زیرساخت‌های صنعتی، نیروگاهی، برقی و عمرانی بسیار وضعیت ناگواری دارد، مورد توجه چینی‌ها قرار گرفته است. اما مسئله اینجاست که عراق تصمیم گرفته در چه پازلی بازی کند.

    از زمان نخست‌وزیری نوری مالکی تا عادل عبدالمهدی، رویکرد سیاستمداران عراقی برای بازسازی کشورشان روی چین متمرکز بوده است؛ چینی‌ها برنامه بلندپروازانه‌ای را در حوزه اقتصادی در دست اجرا دارند و اصولاً هر کشوری که در این برنامه حضور داشته باشد، می‌تواند آینده روشنی را برای خود ترسیم کند. درست برعکس چین، امریکایی قرار گرفته که برای «کارسازی» برای شرکت‌های خود از ابزار تحریم و تهدید استفاده کرده و بابت قرارداد‌هایی که میان بغداد و پکن امضا می‌شود، آتش اعتراضات در جنوب عراق و حتی پایتخت این کشور را شعله‌ور می‌کند.

    استراتژی انرژی چین، پایه سرمایه‌گذاری‌های خارجی این کشور است و عراق هم با درک درست از سند‌های بالادستی پکن، همکاری‌های خود را افزایش داده است؛ چین به نفت عراق نیاز دارد و عراق نیز به پول چین. بین‌النهرینی‌ها دوست ندارند تماشاگر بازی باشند که جایگاه نخست صادرکننده نفت به چین، میان عربستان و روسیه دست به دست می‌شود. گرچه غربگرایان در عراق روی اتحاد استراتژیک با امریکا تأکید دارند، اما نباید از یاد برد که عراق چیزی جز نفت و خرما ندارد؛ کالا‌هایی که اصولاً بازار مصرفی در ایالات متحده ندارد و اگر هم پیوندی برقرار شود یک پیوند تجاری است، درست برخلاف چین.وقتی در سال ۲۰۰۳ ارتش این کشور به عراق حمله کرد، شرکت‌های غربی و امریکایی صاحب قرارداد‌های نفتی شدند تا با استخراج نفت عراق، امنیت انرژی کشورشان را تأمین کنند.

    از سال ۲۰۱۰ به بعد با افزایش تولید نفت امریکا، استراتژی واشنگتن تغییر کرد. شرکت‌های امریکایی عراق را ترک کردند و به کردستان رفتند. نفت عراق دیگر برای کاخ سفید اهمیت امنیتی نداشت و تنها چیزی که ایالات متحده در پی آن بود، پول صادرات نفت این کشور بود.

    عراقی‌ها این را درک کرده‌اند؛ عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر سابق عراق نیز به این موضوع در پارلمان اعتراف کرد و گفت که ترامپ او را تهدید کرده چنانچه به جای شرکت‌های امریکایی با شرکت‌های چینی قرارداد‌های اقتصادی امضا کند، این کشور را تحریم می‌کند. با این وجود، بغداد گرایش خود را به سمت چین حفظ کرده است تا علاوه بر جذب سرمایه‌گذاری از پکن، نیاز‌های مالی و اقتصادی خود را نیز برطرف کند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • غنی به قندهار رفت

    غنی به قندهار رفت

    محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور برای بررسی وضعیت عمومی قندهار، به این ولایت سفر کرد.

    ارگ ریاست جمهوری روز پنج‌شنبه، بیست‌وهفتم قوس گفت آقای غنی در راس یک هیأت بلندرتبه صبح امروز به ولایت قندهار سفر کرده است.

    قرار است آقای غنی در این سفر با مقام‌های محلی قندهار، متنفذین، زنان، جوانان و اعضای جامعه مدنی این ولایت دیدار و گفت‌وگو کند.

    قندهار در جنوب کشور از جمله ولایت‌های ناامن شمرده می‌شود و گروه طالبان در جریان روزهای اخیر بالای برخی از ولسوالی‌های این ولایت، از جمله ارغنداب و دهراوود حملات گسترده‌ای انجام داده‌اند.

  • نامه سرگشاده یک معلم به غنی،عبدالله، صالح و دانش!

    نامه سرگشاده یک معلم به غنی،عبدالله، صالح و دانش!

    جنابان عالی می‌دانم که روز و روزگارتان خیلی خوب و طبق میل‌تان سپری می‌شوند. می‌دانم که در این هوای سرد، خانه‌های‌تان گرم، نان‌تان عالی، فکرتان جمع، غذاهای‌تان متنوع، بادی‌گاردهای مجهز، دیوارهای استنادی، خانه‌های مفشن با دیکور جذاب، زمینه تحصیلات برای فرزندان مهیا و در یک کلام می‌توان گفت که همه چیز بر وفق مرادتان می‌گذرد.

    اما خبر از حال ما معلمان دارید؟

    آیا می‌دانید که معلمان این سرزمین به چه شکلی زندگی تحقیرآمیز دارند؟

    آیا آگاهی دارید که معلمان بدبخت‌ترین آدم‌های این وطن است؟

    فکر نکنم که خبر داشته باشید که یک معلم 6000 افغانی معاش دارد. اگر می‌داشتید اقدام می‌کردید. شاید هم بدانید که چه حقیرانه زندگی می‌کنند:با این 6000 افغانی منِ معلم با 5 عضو خانواده در یک ماه چه کنم؟

    1- قیمت یک بوری آرد 1730 افغانی؛

    2- قیمت یک پیپ روغن 1400 افغانی؛

    3- قیمت یک بوری برنج 2300 افغانی؛

    4- قیمت یک سیر بوره 350 افغانی؛

    5- قیمت یک کیلو چای 300 افغانی؛

    6- قیمت 4 کیلو گاز 220 افغانی؛

    7- قیمت دو عدد روپ کلان 160 افغانی؛

    8- قیمت یک سیر کچالو 150 افغانی؛

    9- قیمت یک سیر پیاز 120 افغانی؛

    10- قیمت یک شامپو 80 افغانی؛

    11- قیمت نمک 40 افغانی؛

    12- قیمت گوگرد 30 افغانی؛

    13- کرایه موتر الی مکتب ماه 1500 افغانی؛

    14- کرایه خانه 3000 افغانی؛

    15- بل برق 600 افغانی؛

    17- بِل آب 500 افغانی؛

    18- پول دوا 1000 افغانی؛

    19- فیس مکتب 2 فرزندم 1200 افغانی؛

    و غیره مواد ضروری.

    در مجموع تقریباً 15000 افغانی که خیلی در مصرف خود صرفه‌جویی کنم، ماهوار نیاز دارم؛ اما با این 6000 افغانی کدام مصارف را تحت پوشش قرار دهم.وقتی به دکان بروم که یک بوری آرد کار دارم، به طعنه و سخن کنایه می‌گوید که شما پول ندارید، آیا این را خریده می‌توانید. هیچ کس قرض هم نمی‌دهد.

    به یاد ندارم که روزی میوه‌ی تازه به فرزندان خود برده باشم. وقتی فرزندانم میوه‌ها در بازار می‌بینند، می‌گویند پدر جان این‌ها چه اند؟ماه‌ها می‌گذرد، گوشت خریده نمی‌توانیم. در سال، ماه یک‌بار یک سیر نخود و یک سیر لوبیا خریداری می‌کنم که فرزندانم خوشحال می‌شوند.من که معلم هستم، اگر به دزدی بروم، چگونه فرزندان وطن را تربیت کنم؟

    من اگر راه‌زنی کنم، چگونه آینده‌سازان این سرزمین را درس بدهم؟ این را از صدق دل می‌گویم، وقتی سر درس هستم، تمام فکر و ذکرم به قرض‌داری‌هایم است. بعضی روزها شده است که حتا شاگردان می‌پرسند، استاد چرا این قدر حالت گرفته است؟در ختم و خیرات هیچ‌گاه شرکت نمی‌کنم، اگر بروم خانه حاضری‌ام قید می‌شود که در آن صورت از معاش کاسته شده و به بدبختی‌ام فزوده می‌شود.

    نمی‌دانم این پیامم به چه کسی برسد؛ ولی از درد دل و از عمق وجودم نوشته کردم. امید که به مقام عالی ریاست‌جمهوری، معاونیت محترم اول و دوم برسند تا در زمینه اقدام عملی نمایند.

    صفحه فیس بوک فیض الله شریفی

  • اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    کریم آقاخان چهل و نهمین امام حاضر اسماعیلیان است. پیشوای مذهب اسماعلیه هم اکنون هشتاد و چهار ساله است.

    آنچه مذهب اسماعیلیه را برای بسیاری دوست داشتنی می کند، تاکید روشن این مذهب بر پذیرش پلورالیزم دینی و مذهبی و ترویج همپذیری در جامعه است. بیشتر زخم‌های بشر امروز، به ویژه جوامع اسلامی، ناشی از انحصارگرایی دینی و مذهبی است.

    در رویکرد انحصارگرایانه به دین و مذهب، پیروان سایر ادیان و مذاهب، همه گمراه‌اند و به موجب گمراهی شان، مستوجب عذاب اخروی و زجر و تحقیر دنیوی دانسته می‌شوند.

    دین با رویکرد انحصارگرایانه، به راحتی ابزاری می‌شود در دست سیاست‌بازان برای حذف و قلع و قمع حریفان و مخالفان و زمینه می‌سازد برای اِعمال انواع تبعیض، ستم و محرومیت.

    به نظر من، مذاهب انحصارگرا، خود جوخه مرگ‌اند و منافی با کرامت انسانی. مذاهب باورمند به پلورالیزم، راه زندگی‌اند و همخوان با فطرت انسان.

    سالم حسنی

  • شراب قرمز و پنیر خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش می دهد

    شراب قرمز و پنیر خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش می دهد

    برخی از عادت‌های بد ما در دوران همه‌گیری کرونا ممکن است خیلی هم بد نباشد. تحقیقات جدید نشان داده است که مصرف شراب و پنیر می‌تواند ما را در برابر خطر زوال عقل محافظت کند. 

    اُریل ویلت، استادیار علوم غذایی و تغذیه انسانی در دانشگاه ایالتی آیووا که در انجام این تحقیق شرکت داشته است، اظهار می‌دارد که اگرچه یافته‌های این تحقیق بهانه کافی برای هر شب جشن گرفتن با یک دیس پنیر و بطری شراب فراهم نمی‌کند، اما «نتایجی که به دست آورده‌ایم بسیار شگفت‌انگیز است». 

    در این مطالعه چهارساله که با حضور ۱۷۸۷ شرکت‌کننده بریتانیایی بین ۴۶ تا ۷۷ انجام شده است، شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌ای را درباره تناوب مصرف غذاهای مختلف از میوه و سالاد تازه گرفته تا ماهی‌های روغنی، قهوه، آبجو و شراب سفید، شراب قرمز و پنیر پر کرده‌اند. 

    سپس برای تعیین سرعت عملکرد مغز، از شرکت‌کنندگان «آزمایش هوش سیال» گرفته شده است. 

    در این تحقیق اطلاعات درباره انواع مواد غذایی و الکلی را که شرکت‌کنندگان بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ میلادی مصرف کرده بودند، جمع‌آوری شد. در آزمایش‌های متعاقب بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ و بین سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ این افراد دوباره مورد مطالعه قرار گرفتند. 

    نتایج منتشر شده در مجله بیماری آلزایمر در نوامبر ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که به احتمال زیاد مصرف شراب قرمز و پنیر از زوال عقل جلوگیری می‌کند. پنیر به عنوان موثرترین ماده غذایی برای جلوگیری از زوال عملکرد مغز در نتیجه افزایش سن شناخته شده است. 

    دکتر ویلت می‌گوید: «این برای من مایه شگفتی بود که مطابق یافته‌های این تحقیق، مصرف متعادل پنیر و نوشیدن شراب قرمز به طور روزانه نه تنها به ما برای کنار آمدن با بیماری همه‌گیر کرونا کمک می‌کند، بلکه همچنین برای حل یک مشکل پیچیده که هیچ وقت کُند نمی‌شود، ما را یاری می‌رساند. 

    در این مطالعه میزان ثروت افراد و تاثیر آن بر نحوه تغذیه در نظر گرفته شده است. اما برای تعیین این که آیا ایجاد تغییرات آسان در رژیم غذایی می‌تواند به جلوگیری از زوال عقل کمک کند، هنوز نیاز به انجام آزمایش‌های بالینی تصادفی داریم.» 

    براندون کلایندینست، از نویسندگان این تحقیق، توضیح می‌دهد که مصرف پنیر و شراب بسته به سایر عوامل ژنتیکی، ممکن است از افراد در برابر علائم بیماری آلزایمر محافظت کند. وی می‌گوید: «خطر ابتلا به آلزایمر به عوامل ژنتیک ربط بسیار دارد. گرچه برخی بسیار مستعد ابتلا به این بیماری هستند، برخی دیگر با ژن‌های متفاوت دچار این بیماری نمی‌شوند.» 

    مطابق پژوهش‌ها، مصرف هفتگی گوشت گوسفند نیز برای بهبود قوای مغزی مفید است، اما مصرف نمک اثر معکوس دارد. مصرف بیش از اندازه نمک خطر ابتلا به مشکلات شناختی را افزایش می‌دهد. 

    کلایندینست، می‌گوید: «شاید راه‌حلی که به دنبال آن هستیم در تغییر نحوه تغذیه باشد. دانستن این که چه غذاهایی برای جلوگیری از زوال عقلی مفید یا مضر است، به درک بهتر این مشکل و مقابله با آن کمک می‌کند.» 

    بیماری آلزایمر رایج‌ترین نوع زوال عقل یا از دست دادن حافظه در انگلیس است. سازمان بهداشت ملی بریتانیا آن را به عنوان «یک عارضه (گروهی از علائم مرتبط) همراه با کاهش مداوم عملکرد مغز» توصیف می‌کند: «آلزایمر بر حافظه، مهارت‌های تفکر و سایر توانایی‌های ذهنی تأثیر می‌گذارد». 

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز به منظور تقدیر از خدمات داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به وی تفویض نمود.

    در فرمان رئیس جمهور در این خصوص آمده است به خاطر تقدیر از نمایندگی برجستۀ موصوف در عرصۀ دیپلوماتیک در خارج از کشور که امور محوله را با بسیار صداقت و شجاعت انجام داده و نتایج خوبی را در قبال داشته است، اعطای مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را منظور می نمایم.

    رئیس جمهور غنی در مراسمی که به این مناسبت در قصر گلخانه برگزار شده بود، گفت: «جای افتخار است که امروز از یک فرزند صدیق افغانستان تقدیر به عمل می آید.»

    داکتر زلمی رسول در تمام مراحل زندگی خویش، همانند پدرش عبدالقیوم رسول که وزیر صحت عامه بود، برای نهادینه کردن نظام مشروع در افغانستان، تلاش های خستگی ناپذیر را انجام داده است.

    رئیس جمهور کشور گفت تلاش ها و خدمات داکتر زلمی رسول از جوانی تا این لحظه برای آزادی و ایجاد نهضت سیاسی افغانستان بوده تا افغانستان از طریق دموکراسی به ثبات سیاسی برسد.

    رئیس جمهور غنی گفت نقش داکتر زلمی رسول در ایجاد لویه جرگه به خاطر حل معضله افغانستان پس از تجاوز اتحاد شوروی سابق که بعدها زمینه ساز تدویر کنفرانس بن گردید، برجسته می باشد.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به حوصله، تحمل و تفکر داکتر زلمی رسول، گفت موصوف همیشه در بحث های ملی نقش ارزنده را بازی کرده و به همین خاطر حکومت افغانستان تلاش ها و خدمات وی را مورد تقدیر قرار می دهد.

    در مقابل، داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، از اعتماد رئیس جمهور غنی و تفویض مدال دولتی غازی محمد اکبرخان، تشکر کرده گفت من از جوانی تا این لحظه برای افغانستان تلاش و کار کرده ام و تا زمانی که زنده هستم، برای کشورم خدمت خواهم کرد و آن را وجیبه ملی خویش میدانم.

  • تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    استاد محمد اعظم رهنورد زرياب به عنوان استاد ادب فارسی از دوست های قديمی ما بود و پس از بازگشت او از پاريس به کابل، همواره با وی نشست های دوستانه داشتيم.

    اين نشست های دوستانه نامنظم در خانه ما، گاهی در خانه مولانا صاحب و يکی دو نشست در خانه جاويد لودين برگزار شد.

    اشراق حسينی، جاويد لودين، داکتر سيد عسکر موسوی، صديق الله توحيدی، شفیق پیام، فهيم دشتی، مولانا عبدالله، فاضل سانچاره‌کی، مبارز راشدی، باری سلام، اسحاق فايز، عبدالحميد مبارز، سنجر سهيل، حشمت رادفر و چند تن ديگر در اين نشست ها حضور می‌يافتند.

    زمانی که بشير انصاری و استاد غلام سخی مصباح از بيرون کشور به کابل می‌آمدند، نشست ها رونق بيشتر می‌گرفت.

    در اين نشست ها به عوض بحث روی‌ ادبيات داستانی، مسايل معرفت شناسی، فلسفی و کلامی مورد بحث قرار می‌گرفت و هر که ديدگاه اش را بيان می‌کرد.

    اختلاف ديدگاه ها در مورد هستی و جهان، سبب سردی روابط نمی شد، بل تصميم گرفتيم تا اين بحث ها ادامه يابد و تعداد ديگر نيز به آن افزود شود، اما به دليل نيافتن جای مناسب نتوانستيم به اين مأمول برسيم و برخی دوستان نيز فرصت حضور در اين نشست ها را نداشتند.

    اين نشست ها، با شوخی و طنز نيز همراه بود و آخرين نشست دوستانه ما در ماه سنبله سال جاری در باغچه‌ی ما برگزار شد که استاد نشاط قبلی اش را نداشت به سختی راه می‌رفت و نشست و برخاست می‌کرد.

    در اين نشست گرچه بازهم بحث های داغ فلسفی صورت گرفت ولی من به خاطر که طبع استاد خوش شود بيشتر با وی شوخی و مزاح کردم و از رفتار های صادق هدايت که استاد به وی بسيار علاقه‌مند بود، انتقاد کردم و گفتم: استاد! صادق هدايت بی عقل بود!

    مريضی استاد با گذشت هر روز بيشتر می‌شد. ده روز پيش از شدت گرفتن مريضی خود با من تماس مکرر می‌گرفت و به شوخی‌ می‌گفت مسووليت روزنامه را به مکارم و سيده بده و تاريخ تو گذشته است.

    چند روز بعد ناگهان توحيدی صاحب با من تماس گرفت و گفت که استاد را در بيمارستان امنيت بردند و در آنجا بستر شده و مورد مراقبت جدی قرار گرفته است و پرويز شمال، منوچهر فراديس و خواهر زن او از وی پرستاری می‌کنند.

    صبح همان روز من با توحيدی صاحب به بيمارستان امنيت رفتيم و ديديم که وضع استاد خراب است و چشمان خودش را بسته است.

    صدا زديم استاد! استاد! چشمان اش را باز کرد، اما سخن زده نمی توانست.

    پس از گذشت حدود بيست دقيقه استاد به سختی سخن زد، شعری را زمزمه کرد، خنده بر لبانش پيدا شد، با پرويز و توحيدی گفتوگو کرد.

    استاد در همين لحظه نيز شوخی را با من آغاز کرد و باز هم تکرار کرد که مکارم و سيده کودتا می‌کنند و مسووليت روزنامه را می‌گيرند و ترا تبعيد می‌کنند.

    من در پاسخ استاد گفتم که استاد! صادق هدايت بي عقل بود، استاد خنديد و آرام شد.

    استاد مرا به نزديک خود خواست و دست اش را بلند کرد و گفت: مطهر من رفتنی‌ شده ام و از دنيا می‌‌روم.

    توحيدی، پرويز و من استاد را دلداری داديم و گفتيم هيچ چيز نمی شود. پس از چند روز صحت ياب می‌شوی، می‌بريم ترا خانه و رومان زن بدخشانی را تمام می‌کنی.

    دوستان ديگر به عيادت استاد آمدند اما حال استاد بدتر شد و ما هم از اتاق بيرون شديم.

    در حويلی بيمارستان با توحيدی و پرويز در مورد شدت بيماری استاد صحبت کرديم و نگرانی ما افزوده شد.

    من پيشنهاد دادم که بايد يک ستاد زير نام ستاد شفايابی استاد را ايجاد کنيم، توحيدی گفت که خوب نظر است، اما بهتر است که در اين ستاد نماينده‌گان حکومت نيز شامل شوند و حکومت زودتر و بهتر می‌تواند زمينه فرستادن استاد را به کشور هند يا ايران فراهم کند.

    فردای همان روز رفتيم به دفتر شيوای شرق، معين نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ که از دوستان ما است، موضوع را با وی در ميان گذاشتيم، وی استقبال کرد و من گفتم که پيشنهاد آماده شود.

    وزارت فرهنگ پس از گذشت دو روز به ما گفت که رياست جمهوری می‌خواهد يک صندوق مالی به فرهنگيان کشور ايجاد کند و از آن صندوق در هنگام ضرورت، فرهنگيان را مساعدت بدارد.

    برداشت من از اين پاسخ چنين بود که بايد دنبال نخود سياه برويم و حکومت از اين امر مهم شانه خالی کرد.

    استاد را بردند به بيمارستان بگرام و پس از گذشت سه يا چهار روز دوباره تن بيمار او را آوردند به بيمارستان چهارصد بستر. پرويز برای ما گفت که وضع استاد بدتر شده است. يک بار توحيدی هم به بيمارستان رفت ولی استاد از حال رفته بود.

    دختر استاد خانم شبنم از فرانسه به کابل آمد و در بيمارستان پرستاری استاد را آغاز کرد به دنبال او خانم وی سپوږمی زرياب نيز به کابل رسيد، اما وضع استاد بدتر و وخيم شده می‌رفت.

    پنجشنبه شب (18) قوس پرويز با من تماس گرفت و گفت که وضع استاد بسيار وخيم شده و منتظر هر واقعه باشيم، من گفتم که تليفون من فعال است.

    در همين شب چون منتظر خبر بد بودم، خواب نکردم، ساعت پنج صبح 19 قوس پرويز برايم پيام فرستاد که استاد ما را ترک کرد، پس از گذشت چند لحظه تماس گرفت و گفت که هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من پس از وضو خواستم نماز صبح را بخوانم وانتظار داشتم که وقت نماز داخل شود، اما پرويز گفت که وضع ما خراب است هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من آماده حرکت شدم و به سرعت به خانه توحيدی خود را رساندم، وی را گرفته به بيمارستان رسيديم و با خانواده استاد و پرويز که می‌لرزيدند و اشک می‌ريختند، مقابل شديم، آنها گريه کردند و ما تسليت گفتيم، پرويز روبه من کرد که چه کنيم؟ موتر من به داخل بيمارستان اجازه يافته بود، من خانواده استاد و پرويز را گرفتم، پرويز در دروازه بيمارستان پايين شد و خانواده استاد را به سرک نهم تايمنی بردم و برای آنها پيشنهاد دادم که بهتر است به خانه خود شان در مکروريان بروند و برای مراسم آماده‌گی بگيرند و من تصميم گرفتم تا قبر را در قبرستان شان در شهدای صالحين آماده کنم.

    شبنم و خانم وی را با خود به شهدای صالحين بردم تا محل دفن و حضيره شان را برايم نشان بدهند، محل دفن پيدا شد، جای قبر را به قبر کن نشان داديم و توحيدی دو هزار و پنجصد افغانی براب قبر کن پيش پرداخت کرد.

    من و توحيدی در همين مدتی که از بيمارستان به قبرستان رسيديم با برخی از دوستان استاد تماس گرفتيم که بايد به بيمارستان چهارصد بستر بروند. حسين فخری از دوستان نزديک استاد به بيمارستان رفت و موضوع را به اسحاق فايز نيز در ميان گذاشتم. وی بعد‌تر گفت که پول کرايه موتر را نداشتم، خانمم را به خانه همسايه روان کردم، مبلغ پنجصد افغانی از همسايه قرض گرفت و به بيمارستان آمدم.

    من مکرر از استاد فايز معلومات می‌گرفتم که آيا کسی‌ به بيمارستان آمده است، گفت تا اکنون هيچ کس نيامده.

    توحيدی زمانی که با لطف الله نجفی زاده مسوول طلوع نيوز تماس گرفت که شما در کجا استيد؟ وی گفت که در بيمارستان است، ولی استاد فايز که در بالای تابوت استاد قرار داشت گفت که وی را نديده است.

    ما دوباره به بيمارستان رفتيم، داکتر معالج وی آقای رامز رايان مسأله شست و شوی و تکفين را تمام کرده بود و تن بی جان استاد در تابوتی قرار داشت و آماده خواندن جنازه و دفن بود.

    ما ساعت دوازده مراسم جنازه را اعلان کرديم و منتظر بوديم که تمام دوستان به بيمارستان بيايند و با شکوه جنازه استاد را تشييع کنند.

    لحظه ها سپری شد ولی از دوستان استاد خبری نشد، نجفی زاده مسوول طلوع نيز ساعت ده به بيمارستان آمد، پس از آن داکتر صاحب عبدالله رسيد، دعا کرد، از ما توضيح خواست و دوباره برگشت.

    پس از آن سرپرست وزير فرهنگ طاهر زهير و شيوای شرق معين نشراتی به بيمارستان رسيدند و به ما اطمينان دادند که همه تدابير گرفته شده و ممکن وزير حج و اوقاف نماز جنازه آن را ادا کند و يا مولوی حبيبالله حسام. به دنبال آنها، غضنفر مشاور فرهنگی رييس جمهور به بيمارستان آمد، اما کرسی هايی را که مسوول بيمارستان در مقابل تابوت استاد گذاشته بود، همه خالی بودند و انتظار دوستان استاد را می‌کشيدند ولی تا آخر خالی ماندند و کسی نيامد! با آن هم من، توحيدی، افسر رهبين، قريشی و فايز انتظار آمدن دوستان استاد را می‌کشيديم.

    قطعه تشريفات آماده شد و ییش ازاین جنرال صاحب داکترضیا ریس عمومی ارتش دستور همه آماده گی ها را به بیمارستان داده بود و ما با چند تن ديگر و خانواده استاد، جنازه استاد را از بيمارستان بيرون کرديم و به طرف عيدگاه روان شديم. من فکر می‌کردم دوستان استاد به عيدگاه حضور يافته اند، اما زمانی که به عيدگاه رسيديم تعداد اندکی آمده بودند.

    جنازه را گذاشتيم ولی از وزير حج و اوقاف ويا ملایی که جنازه بخواند خبری نشد.

    به سرپرست وزير فرهنگ گفتم که نماز را خودم می‌خوانم، همين که آماده شدم يک ملا پيدا شد و نماز جنازه را خواند و به طرف شهدای صالحين حرکت کرديم.

    قبر آماده شده بود و تعداد ديگر به قبرستان آمدند. تا هنگام دفن، من از خانم رويا سادات خواهش کردم که مسووليت فاتحه خانم ها را در سالون شهرنو بگيرد، وی به من اطمينان داد و گفت مشکلی نيست. جنازه دفن شد و همه به خانه های شان رفتند.

    فردای آن روز برای فاتحه آماده‌گی می‌گرفتيم، در شبکه های اجتماعی زمان فاتحه را اعلان کرديم. من به وزارت فرهنگ رفتم و سرپرست وزارت و معين نشراتی به من اطمينان دادند که همه ترتيبات گرفته شده است، عيدگاه آماده است و شما نگران نباشيد، من به دفتر توحيدی رفتم و ساعت دوازده چاشت را نشان می‌داد، گفتم که بايد ما وقت تر به عيدگاه برويم، ساعت حدود يک پس از چاشت من، توحيدی و پرويز به دروازه عيدگاه رسيديم، حسين فخری در دم دروازه عيدگاه نمايان شد و گفت که دروازه مسجد مسدود است. با محافظ مسجد تماس گرفتيم، اما وی گفت که ما آماده نيستيم و کسی به ما اطلاع نداده است.

    نگران و وارخطا شديم، اشراق حسينی و اسحاق فايز نيز دست و پاچه شدند.

    فوراً با شيوای شرق، توحيدي تماس گرفت و موضوع را با وی در ميان گذاشت.

    شرق گفت که مسووليت را لطف الله نجفی زاده برعهده گرفته بود، توحيدی به وی گفت با نجفی زاده خود ما صحبت می‌کرديم پس شما چه کرديد؟ پاسخی نداشت و نجفی زاده هم مبايل اش را خاموش کرده بود.

    دروازه را باز کرديم، داخل مسجد فرش نداشت، از محافظان خواهش کرديم که فرش های مسجد را به ما نشان بدهند.

    توحيدی و اشراق حسينی با کمر آسيب ديده، فخری، فايز، عزيز آريانفر، افسر رهبين و چند تن ديگر فرش های مسجد را پهن کرديم ولی عرق خجالت و شرم از سر و روی ما جاری شده بود.

    از دستگاه صدا خبری نبود، سه يا چهار نفر قاری صاحبان را به داخل رهنمايی کرديم، آنها تلاوت را شروع کردند و ما دوستان استاد در يک قطار قرار گرفتيم و فخری چند تشک را از بازار آورد و در خالی گاه ها گذاشت. مدت چهل و پنجاه دقيقه قاری ها تلاوت کردند و ما می‌شنيديم و از دوستان استاد خبری نشد.

    يونس قانونی، طاهر زهیر سرپرست وزارت فرهنگ و بعد‌ها شيوای شرق آمدند، دعا کردند و برگشتند. شرق تا آخر در مسجد بود، تعدادی اندکی ديگر رسيدند و ساعت سه پس از چاشت فاتحه تمام شد و با گردن های خميده و شرم و خجالت و سکوت به خانه های خود رفتيم.

    فاتحه خانم ها در سالون شهرنو نيز همين قصه را داشت، خانم حميرا قادری به توحيدی گفت که از شروع تا آخر فاتحه گريه کردیم و از دوستان استاد خبری نبود.

    تمام هزینه تدفین استاد مبلغ حدود پانزده هزار افغانی شد.

    میر حیدر مطهر

  • کرونا ثابت کرد که علم بهتر است!

    کرونا ثابت کرد که علم بهتر است!

    شاید اگر تا خزان سال گذشته، از هر کسی در جهان مدرن یا در حال توسعه و حتی در جهان سوم پرسیده می‌شد که «علم بهتر است یا ثروت؟»، در دایره تأثیر از تفکرات عمومی جهان ناشی از قدرت پول، حتماً گزینه ثروت را انتخاب می‌کرد.

    این تلقی عمومی ناشی از زیستن واقعی در جهانی بود که مردم به عینه می‌دیدند آنکه «ثروت» بیشتری دارد، چه حکومت و چه فرد، «قدرت» بیشتری هم دارد‌؛ چون می‌تواند با در اختیار داشتن ثروت، به پیشرفت‌های علمی بیشتری نائل شود و تکنولوژی برتر و اقتصاد قوی‌تری داشته باشد. البته شاید گفته شود این موضوع در دوران پسا کرونا هم تا حدی صادق خواهد بود و ممکن است ثروت بیشتر باعث آن شود که به عنوان مثال جوامع پیشرفته‌تر، زودتر به حل مشکل کووید ۱۹ یعنی ساخت واکسن یا درمان آن دست یابند. این نظر تا حدی درست است،

    اما آنچه منظور این یادداشت می‌باشد، آن است که این رویداد مهم، یک‌بار دیگر جایگاه علم را در «حوزه مفهومی» برای بشر روشن‌تر کرد و اگر پیش از این تصور می‌شد که برای پیشرفت علمی، ثروت لازم است، اکنون مشخص شد که برای نگهداری از ثروت و همه وجوه برساخته از آن، بشر به شدت نیازمند علم است و اگر علم نباشد، یک ویروس کوچک، در مقیاسی که حتی با چشم مسلح معمولی هم دیده نمی‌شود، می‌تواند همه بنیان‌های قدرتمند اقتصادی و مالی و شیوه زندگی مردم جهان را فرو پاشد.

    این شگفتیِ قدرت واقعی علم است. اینکه برای دهه‌های مدید، فهم عمومی مردم این بود و گاه حتی نخبگان بر این باور بودند که اگر ثروت وجود داشته باشد، هر جامعه‌ای می‌تواند در پرتو آن هر گونه پیشرفتی را بدون تهدید و مداوم تجربه کند و ثروت در مرتبه بالاتری از علم یا مقدم بر آن قرار دارد، این دیدگاه با شیوع ویروس کرونا تغییر کرد و مشخص شد که علم همچنان بر ثروت مقدم و از آن مهم‌تر است و این توصیه مشهور که: «آنچه یک کشور را می‌سازد دانشگاه است و نه بانک» به روشنی تفسیر و تبیین گردید.

    شش‌ماه پس از کووید ۱۹، اکنون جهان دریافته است که اگر علم وجود نداشته باشد، نگهبانی برای ثروت در جهان مدرن وجود ندارد و جهان مدرن پسارنسانس، قطعاً و حتماً جهان علم است و هر آنچه بشر در پرتو علم‌گرایی در آن ایجاد کند، حتی ثروت، نمی‌تواند مفهوما و مصداقا جای اصل و ریشه خود یعنی علم را بگیرد، بلکه باید در پرتو آن حفظ و نگهداری شود.

    پس هم‌چنان این سوال تاریخی و موضوع انشای کودکی‌ها پرسیدنی است که «علم بهتر است یا ثروت»، و این بار محکم‌تر و قاطع‌تر از گذشته پاسخ می‌دهیم: «علم».

    محمد عیسی رضایی

  • پاکستان به دنبال یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان است

    پاکستان به دنبال یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان است

    رئیس جمهور غنی با عمران خان، نخست وزیر پاکستان تلنفی صحبت کرد.

    در مکالمه شب گذشته (چهارشنبه، ۲۶ قوس) رهبران دو کشور درباره روند صلح و نگرانی‌ها از افزایش خشونت در افغانستان گفت و گو کردند.

    آقای عمران خان تعهد کرد پاکستان برای کاهش خشونت‌ها و برقراری آتش‌بس در افغانستان همکاری خواهد کرد.

    در اعلامیه‌ دفتر نخست وزیری پاکستان نیز آمده است پاکستان با تمام طرف‌ها در افغانستان به این دلیل صحبت می‌کند که می‌خواهد “بنیاد یک توافق سیاسی فراگیر و کامل” در افغانستان گذاشته شود. ‏

    صحبت تلفنی رهبران دو کشور همسایه در حالی صورت می‌گیرد که روند مذاکرات صلح افغانستان در قطر به صورت موقتی متوقف شده است و ملا عبدالغنی برادر در رأس هیأت طالبان به پاکستان رفته‌اند و انتظار می‌رود با عمران خان دیدار کنند.

    هیأت مذاکره‌کننده افغانستان هم به کابل بازگشته و با رئیس شورای عالی مصالحه ملی دیدار کرده است.