ارگ ریاست جمهوری شب گذشته(دوشنبه، ۱میزان) در یک خبرنامه گفت در عملیات نیروهای امنیتی بر تروریستان داخلی و خارجی در منطقه تخته پل ولسوالی موسی قلعه ولایت هلمند، تعدادی از افراد ملکی نیز کشته شده اند.
ارگ افزود به والی ولایت هلمند هدایت داده شده این رویداد را بررسی کند.
ریاست جمهوری تاکید کرد “طالبان عاملین اصلی تلفات غیرنظامیان می باشند و همواره از خانه های مردم و روستاها به عنوان سپر استفاده کرده و حتی از تروریستان خارجی میزبانی می کنند. طالبان باید از ادامه جنگ و کشتار مردم دست بکشند و وارد مذاکرات صلح با حکومت افغانستان شوند.
این در حالی است که روز گذشته یک عضو شورای ولایتی هلمند به خبرنامه گفت شنبه شب در عملیات نیروهای امنیتی در منطقه تخته پل ولسوالی موسی قلعه، ۳۰ غیرنظامی کشته و زخمی شده اند که بیشتر آن ها زنان و کودکان بوده اند.
وزارت دفاع نیز با تایید این رویداد گفت ادعای تلفات غیرنظامیان در ولایت هلمند را بررسی می کند.
این وزارت امروز دوشنبه(۱میزان) در یک خبرنامه گفت پولیس سرحدی در فرودگاه بینالمللی قندهار، روز گذشته پنج تن را حین قاچاق مواد مخدر از این فرودگاه بازداشت کردند.
وزارت داخله افزود این افراد میخواستند دو کیلوگرم مواد مخدر از نوع هرویین را به هندوستان قاچاق نمایند.
به گفته این وزارت، این افراد این مقدار مواد مخدر را در شکم خود جاسازی کرده بودند.
این رویداد صبح روز یکشنبه، سیویکم سنبله، به وقوع پیوسته است. نبی الله پیرخلیل، سخنگوی والی کابل گفت این ریکشا ۱۲ سرنشین داشت اما ۱۰ سرنشین آن که شامل پنج زن و پنج مرد میباشند، جان باختند.
دو کودک این خانواده اما از رویداد جان سالم به در بردند.
پیرخیل گفت این خانواده باشنده ولسوالی سرخرود ولایت ننگرهار بود که برای شرکت در یک مراسم «شیرینیخوری» به کابل می آمدند.
ریکشای حامل این خانواده زمانی که از کابل به سمت ننگرهار در حرکت بود، دچار حادثهی ترافیکی شد.
فردوس فرامرز، سخنگوی پولیس کابل بی احتیاطی را دلیل این حادثه اعلام کرد.
حوادث ترافیکی در کنار رویدادهای امنیتی و حملههای انتحاری یکی از مرگبارترین رویدادها در کشور می باشد.
دلایل عمده وقوع حوادث ترافیکی در کشور، سرعت غیرمجاز و کمتوجهی رانندگان به قوانین ترافیکی گفته میشود.
به گفتۀ او، طالبان به تمام آمران مکاتب از طریق تلفن هشدار دادهاند که مکاتب را باز نکنند.
آقای کلیوال میافزاید، طالبان در واکنش به ساختن پاسگاههای جدید امنیتی و استفاده از مکاتب به عنوان مراکز رأیدهی در انتخابات ریاست جمهوری این کار را کردهاند.
نورمحمد عبیدی، ولسوال محمدآغه میگوید، در حال حاضر در این ولسوالی تمام مکاتب به روی دانشآموزان بستهاست و هزاران دانشآموز در بی سرنوشتی به سر میبرند.
شماری از دانشآموزان مکاتب در ولسوالی محمدآغه از طالبان میخواهند به آنان اجازه دهد به درس و تعلیم شان ادامه دهند.
ولسوالی محمدآغۀ لوگر 64 باب مکتب دارد که از این میان 21 باب مکتب دخترانه و مابقی پسرانه هستند.
طالبان تاکنون در مورد بستهشدن مکاتب این ولسوالی اظهار نظری نکردهاند.
منابع امنیتی در ولایت ننگرهار میگویند در دو رویداد امنیتی جداگانه در شهر جلالآباد، مرکز این ولایت سه نفر از جملهه آمر تعلیم و تربیت امنیت ملی ننگرهار از سوی افراد مسلح ناشناس کشته شدهاند.
مبارز اتل، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار گفت در رویداد اول صبح امروز (چهارشنبه، ۲۰ سنبله) محمدزمان، آمر تعلیم و تربیت امنیت ملی ننگرهار از سوی افراد مسلح ناشناس در «هده لغمان» در مربوطات حوزهی سوم امنیتی شهر جلالآباد با شلیک گلوله کشته شده است.
گروه طالبان مسئولیت این رویداد را به عهده گرفته است.
آقای اتل همچنان به اطلاعات روز گفت در رویداد دوم افراد مسلح ناشناس دو غیرنظامی شامل یک راننده و یک سرنشین موتر را در مربوطات حوزهی دوم امنیتی شهر جلالآباد با شلیک گلوله هدف قرار دادهاند.
او افزود یکی از این افراد در ساحهی رویداد جان داده و فرد دومی نیز پس از رسیدن به شفاخانه جان باخته است.
سخنگوی پولیس ننگرهار گفت تا کنون کسی در ارتباط با این دو رویداد بازداشت نشده و تلاشهای برای شناسایی عاملان آن ادامه دارد.
فرد یا گروهی نیز تا کنون مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.
صدها تن از مهاجرین افغانستانی هیأت «سیدالشهداء» مقیم منطقه گلشهر مشهد در ایران دو شنبه شب 18 سنبله مصادف با نهم محرم با برپایی مراسم عزاداری، روضه خوانی، مداحی، سینه و زنجیر زنی شب عاشورای ابا عبدالله الحسین(ع) را به سوگ نشستند.
حجت الاسلام و المسلمین سجادی در بخشی از
سخنرانی خود در این شب جانسوز گفت:«روایت شده که در شب عاشورا اصحاب و اهل بیت امام
حسین(علیهم السلام) به مناجات با خدا و خواندن قرآن مشغول بودند. در شب عاشورا
امام حسین(ع) خواهرش زینب(س)، حضرت عباس(ع)، حضرت قاسم، عون و جعفر و بسیاری از
یاران وفادار خویش را در کنار خود داشت.»
این عالم دینی افزود:«در شب عاشورا امام حسین(ع)
به جمع اطراف خود فرمودند: اینها با من کار دارند و تا جان مرا نگیرند دست بر نمی
دارند، شما مختارید که بروید یا بمانید؛ از تاریکی شب استفاده کرده و جان خود را
نجات دهید.»
به گفته حجت الاسلام و المسلمین سجادی یاران وفادار امام به اتفاق گفتند:«جان های ما به فدایت ای پسر رسول الله(ص)! اگر صد بار بمیریم و زنده شویم، باز هم در کنار شما خواهیم ماند.»
روز عاشورا، وداع اباعبدالله با اهل بیتش
سخنران شب عاشورای حسینی افزود وقتی شب به پایان رسید و روز عاشورا شد، تمام یاران امام حسین(ع) یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند تا نوبت به خود اباعبدالله الحسین(ع) رسید.
حجت الاسلام سجادی گفت:«امام حسین(ع) هنگام رفتن
به میدان جنگ با تمام اهل بیت خود خدا حافظی کرد، اهل بیتش را به خدا سپرد و آنها
را به صبر امر نمود.»
امام حسین(ع) هنوز چند قدمی بیشتر از خیمه گاه
دور نشده بود که خواهرش زینب(س) از خیمه بیرون شد و صدا زد:«حسین جان صبر کن! می
خواهم وصیت مادرم زهرا(س) را عملی کنم.»
زینب(س) خطاب به برادرش امام حسین(ع) گفت:«مادرم زهرا وصیت کرده بود وقتی برادرت حسین به طرف میدان جنگ رفت از طرف مادر گلویش را ببوسم!.»
زینب(س) وصیت مادرش زهرا(س) را عملی کرد.
امام حسین(ع) به خواهرش زینب فرمودند:«خواهر جان اینقدر بی تابی نکن! امام حسین(ع) دست ولایت را به خواهرش کشید، خواهر را آرام نمود و به طرف میدان حرکت کرد.
اشک ریختن سکینه
حجت الاسلام سجادی در بخش دیگری از ذکر مصیبت
خود در شب عاشورای حسینی گفت:«امام حسین(ع) پس از وداع با خواهرش زینب(س) دوباره
به سوی میدان جنگ حرکت کرد، هنوز چند قدمی دور نشده بود که صدایی شنید، روی مبارک
خویش را چرخاند و دختر خردسالش سکینه را دید که داشت اشک می ریخت و می گفت:بابا
جان! میدانم که دیگر بر نمی گردی!.»
امام حسین(ع) روی زمین نشست دست مبارک را بر سر
و صورت دخترش کشید و فرمود:«دخترم! عزیزم! اینقدر دل بابایت را آتش نزن!اینقدر دلم
را نسوزان! دخترم اشک هایت را بگذار برای آن موقعی که سرم را بر نوک نیزه می
بینی!»
امام حسین(ع) دخترش سکینه را تسکین داد و روانه
میدان شد…!
عزاداران شب تاسوعای حسینی پس از شنیدن ذکر مصیبت
اهل بیت(علیهم السلام) با مداحی ذاکران اهل بیت(علیهم السلام) بر سینه زدند و در
سوگ مولایشان حسین(ع) گریستند.
ذاکران می خواندند:«کربلا دریای خون است خاک صحرا لاله گون است/ امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود» و عزاداران اعم از پیر و جوان بر سینه می زدند و اشک می ریختند.
استاد سرور دانش، معاون دوم
رئیس جمهور، طی سخنانی گفت عاشورا در افغانستان به یک نقطه وصل و همگرایی برای
مردم تبدیل شده است.
وی تأکید کرد تطبیق نشدن
عدالت اجتماعی و شایسته سالاری دو عامل اصلی چالش های افغانستان از دیرباز تاکنون
بوده است.
سرور دانش افزود نباید
انتظار داشت حکومت وحدت ملی به تنهایی و در فاصله زمانی کم بتواند بر تمامی چالش
ها فائق آید.
عزیزالله شفق از چهره های
برجسته جهادی نیز در مجلس عزاداری تاسوعای حسینی در مسجد الزهراء غرب کابل گفت
حکومت باید زمینه وحدت ملی در افغانستان را فراهم کند.
وی گفت:«چچنی،ازبک،
پاکستانی و دیگر جنگجویان خارجی در افغانستان می جنگند چون مجموعه های همکار را در
داخل افغانستان دارند.»
آقای شفق تاکید کرد مرزهای
ملی افغانستان هنوز مستحکم نشده است.
وی از علمای کشور نیز خواست برای تقویت وحدت ملی و
اتفاق در بین مذاهب تلاش کنند.
فرماندهی عمومی گارنیزیون کابل از شهروندان شهر و ولسوالیهای ولایت کابل خواسته است در تأمین امنیت مراسم روز عاشورا و تجلیل از هفتهی شهید با نیروهای امنیتی و دفاعی همکاری کنند.
در ابلاغیهی گارنیزیون کابل که امروز (شنبه، ۱۶ سنبله) منتشر شده، گفته شده است نیروهای امنیتی و دفاعی در تأمین امن و نظم عامه، ایجاد فضای مطمیین و امنیت شهروندان به ویژه در جریان برگزاری مراسم روز عاشورا و تجلیل از هفتهی شهید متعهد است.
در ابلاغیه همچنان گفته شده است با در نظرداشت تهدیدات بلند امنیتی و جلوگیری از فعالیتهای تروریستی، نیاز است شهروندان با نیروهای امنیتی همکاری کنند.
در این ابلاغیه از شهروندان شهر و ولسوالیهای کابل خواسته شده است در جریان مراسم روز عاشورا و تجلیل از هفتهی شهید از انتقال هر نوع سلاح و فیرهای خودسرانه خودداری کنند.
همچنان از شهروندان خواسته شده است از وسایط دولتی در کاروانهای عزاداری هفتهی شهید و روز عاشورا استفاده نکرده و نیز از پوشیدن یونیفورم نیروهای امنیتی و دفاعی جلوگیری کنند.
جلوگیری از کاروانهای وسایط در جادهها یکی دیگر از خواستهای فرماندهی عمومی گارنیزیون کابل است. گارنیزیون کابل افزوده است کاروانهای وسایط در جادهها باعث اذیت و آزار مردم شده و نظم ترافیک و امن عامه را نیز مختل میکند.
گارنیزیون کابل شهروندان شهر و ولسوالیهای این ولایت را به رعایت موارد یادشده فراخوانده و همچنان گفته است: «در صورت تخطی، قوماندانی عمومی گارنیزیون کابل و تیم امنیتی کابل با متخلفین برخورد جدی قانونی خواهند نمود.»
روز دوشنبه (۱۸ سنبله) مصادف است با ترور احمدشاه مسعود، قهرمان ملی کشور و روز سهشنبه (۱۹ سنبله) نیز مصادف است با دهم محرمالحرام روز عاشورا.
گارنیزیون کابل خود را مکلف به تأمین امنیت برگزاری این مراسمها دانسته و در کنار آن همکاری مردم در جلوگیری از وقوع رویدادهای تروریستی را نیز مهم خوانده است.
ملا ترهخیل محمدی، عضو پیشین مجلس نمایندگان، شاه وزیر و حاجی خان ترهخیل، دو عضو کنونی مجلس نمایندگان، دادالله برادر ملا ترهخیل و دو عضو دیگر خانوادهی آنان نخست به آقای منیب توهین و سپس او را لت و کوب کرده اند.
براساس اعلامیه وزارت حج و اوقاف، پیش از این نیز این زورمندان چندین بار تلاش کرده بودند با استفاده از تفنگ کارهای غیرقانونی کنند. همچنان گفته شد این افراد پیش از این بارها وزیر ارشاد، حج و اوقاف را تهدید و تلاش کرده بودند خواستهای «ناروا» و «غیرقانونی» شان را بر او تحمیل کنند.
در اعلامیه گفته شده است آقای منیب در حالی مورد تحقیر، توهین و برخورد فزیکی این افراد قرار گرفته است که اخیر مبارزۀ جدی در برابر «مفسدین» و «زورمندان» را آغاز کرده است.
وزارت ارشاد، حج و اوقاف توهین و برخورد فزیکی شش زورمند در ارگ ریاستجمهوری با مولوی عبدالحکیم منیب را توهین به مساجد، وزارت حج و اوقاف، عالمان دین و نظام کنونی خوانده است.
این وزارت ضمن محکومکردن توهین و برخورد فزیکی با آقای منیب، همچنان خواستار برخورد قانونی با عاملان آن شده است.
در اعلامیۀ وزارت حج و اوقاف از رییسجمهور اشرف غنی خواسته شده «این رویداد را بهطور جدی بررسی و افراد تفنگدار و زورمند را که از مقامات دولتی با زور تفنگ باج میگیرند، به پنجۀ قانون بسپارد.»
عبدالکریم یورش، سخنگوی فرماندهی پولیس فاریاب با تأیید این خبر میگوید، زهرای ۱۷ ساله باشندۀ ولسوالی کوهستان و محمدرفیقِ ۲۰ ساله باشندۀ المار این ولایت هستند.
به گفتۀ او، محمدرفیق چندی پیش زهرا را از کوهستان به المار فراری داده بود که از سوی طالبان بازداشت شدند.
سخنگوی فرماندهی پولیس فاریاب میگوید، طالبان این دو دلباخته را در منطقۀ «قرهیی» ولسوالی المار در محضر عام شلاق زدند و زهرا را با خود بردند. گروه طالبان نیز این خبر را تائید کردهاند.
مسئولان شفاخانه ای در شهر چینای هند می گویند این تعداد دندان اضافه که یک کیسه را پر کرده است در فک پایین طرف راست کودک قرار داشته و باعث درد در لثه و دهان وی شده است.
خانم راماینی رئیس شفاخانه های سویتا می گوید: “والدین این کودک زمانیکه او سه ساله بود متوجه این تورم شده بودند، اما به دلیل اینکه دندان های غیر عادی او قابل دید نبودند والدین نتوانستند آنها را تشخیص دهند.
دکتران در بیانیه ای گفته اند ” این عملیات پنج ساعت طول کشید و طی آن بسیاری دندان های کوچک، تعدادی دندان متوسط و دندان های بزرگ به وزن ۲۰۰ گرام از دهان این کودک بیرون کشیده شده اند”.
رئیس بخش آسیب شناسی دهان در دانشگاه طب دندان و شفاخانه های سویتا میگوید این نخستین رویداد ثبت شده در جهان است که از دهان یک شخص به این تعداد دندان بیرون کشیده می شود.
دکتران می گویند اینکودک بعد از جراحی با ۲۱ دندان سالم از شفاخانه مرخص شده است.
اشرفغنی رییسجمهور، گفت استفاده از پرچم در زمان «یما»، پادشاه افسانه ای افغانستان در این کشور رواج یافت و در دوره های مختلف با نام های متفاوت از آن یاد شد.
رییسجمهور به سه رنگ پرچم افغانستان اشاره کرد و گفت، رنگ سیاه سمبل روزهای تاریک است که در آن تلاشهای «ناروا» برای از بین بردن هویت افغانستان صورت گرفت. آقای غنی افزود رنگ سرخ سمبل خون است و به مفهوم این که شهروندان افغانستان این کشور را با خون خود «کمایی» کرده و «هدیه» کسی نیست. رییسجمهور غنی گفت: «رنگ سرخ بیرق نشانهی عزت خون شهدای ما میباشد و به هیچ کسی اجازه تکرار روزهای سیاه را نمیدهیم و رنگ سبز بیرق ما سمبل سرسبزی و شادابی و باورمندی به آینده است.»
اشرفغنی در سخنان کوتاهی از نیروهای امنیتی بهخاطر این که پرچم ملی افغانستان را در اهتزاز نگهداشتهاند، ابراز قدردانی کرد.
او با تاکید بر اینکه به قانون اساسی، ارزشهای اسلامی و وحدت ملی تعهد میکند، گفت: «با حمایت مردم خویش از وطن با عزم قوی حفاظت میکنیم، زیرا زمانی که عزم وجود داشته باشد، هرچیز ممکن است و بازسازی قصر دارالامان نشانه این عزم قوی ما میباشد.»
در همینحال، عبدالرشید ایوبی از مشاروان اشرفغنی، میگوید بعد از ظهر امروز، پرچم ملی از چهارراهی دهمزنگ تا قصر دارالامان طی مراسم «شاندار» حمل می شود.
میوند روحانی رییس دبیرخانه این کمیته امروز یکشنبه (6 اسد) در یک نشست خبری در کابل گفت سارنوالی تاکنون تنها به شش پرونده بزرگ فساد مربوط به مقامات عالی رتبه دولتی رسیدگی کرده و مابقی به کندی در حال پیگیری می باشند.
وی افزود دادستانی از مدت ها پیش تاکنون نتوانسته نزدیک به 60 پرونده بزرگ فساد وابسته به مقامات بلند حکومتی را بررسی و به دادگاه عالی ارسال کند.
آقای روحانی گفت کمیته ویژه رسیدگی به پرونده های بزرگ فساد مالی مقامات حکومتی به پیشنهاد مک در دادستانی تشکیل شده و امید می رود روند رسیدگی به این پرونده ها با سرعت بیشتری پیگیری شود.
مسئول تکنیکی کمیته مک نیز نابسامانی در مراکز طب عدلی که بخشی از نظام قضایی افغانستان محسوب میشود را بخش دیگری از چالشهای موجود در نظام قضایی کشور خواند.
رستم پیمان مشاور حقوقی این کمیته گفت به دلیل عدم وجود مراکز بررسی طب عدلی در ولایات باید پرسش نامه ها از ولایات به کابل ارسال شود که این خود یک پروسه زمانگیر است. از سویی هم در مراکز بررسی طب عدلی در ولایات افراد متخصص وجود ندارند.
وی تأکید کرد به دلیل مشکلات بالا داکتران عادی مجبورند به پرسش نامه طب عدلی پاسخ دهند.
اقای پیمان افزود برای رفع این مشکلات کمیته مک از مدت ها پیش به مرکز طب عدلی تقاضا داده اما تا هنوز این چالش ها رفع نشده اند.
باید گفت مراکز طب عدلی در چارچوب وزارت صحت عامه افغانستان فعالیت می کنند.
آنچه یک داعشی جوان پس از یک روز پهرهداری در امتداد مرز دولت اسلامی میخواهد این است که به «مهمانخانهی زنان» برود، دوش بگیرد و شبی را در بستر «ازدواج موقتی» صبح کند. اگر او بتواند قرص نان یا بسته شکلاتی با خود ببرد، دختران لاغر و استخوانی برایش صف میکشند. پیوند زناشویی آنها چند ساعت طول میکشد و پس از طلوع آفتاب باطل میشود تا زن بتواند به جهادی دیگری واگذار شود.
این یک نمونه از داستانهایی است که من از زبان زنان، کودکان و جنگجویان ناراضی شنیدم که تعدادشان به ۷۰ نفر یا بیشتر از آن میرسید؛ افرادی که من به آنها در طول سه سال کمک کردم از دولت اسلامی نجات یابند. ازدواج موقتی یا «همباشی یکشبهی دینی» بهلحاظ اخلاقی پیچیدگیهایی دارد. با اینکه در جهاد تقوا یک اصل است و رابطهی جنسی خارج از ازدواج ممنوع، اما جنگجویان جهادی میتوانند همزمان با تبلیغ پاکدامنی و عفت با چندین زن، چه زنان محلی چه زنان اروپایی که مسلمان شدهاند یا بردگان جنسی ایزدی بخوابند.
از سال ۲۰۱۴ تا سقوط خلافت اسلامی خودخواندهی دولت اسلامی در ماه مارچ ۲۰۱۹، هزاران زن جوان از کشورهای مختلف منطق را زیرپا گذاشته و تصمیم گرفتند خانوادههایشان را ترک کنند و مخفیانه به عراق و سوریه بروند. آنها فریب دروغ و پروپاگندای دولت اسلامی را خوردند و به امید عشق، ماجراجویی و بهشت وارد قلمرو دولت اسلامی شدند. اما چیزی جز جهنم روی زمین منتظر آنها نبود. در دهها مصاحبهای که من انجام دادم داستانهایی را شنیدم که چگونه دخترانی که پانزده سال بیشتر نداشتند در بازار بردهفروشی دولت اسلامی به داعشی هایی فروخته شدند که مست موادمخدر بودند و میخواستند پیش از نوشیدن شربت شهادت، در همین دنیا به ۷۲ حوری برسند. بیشتر کسانی که من با آنها مصاحبه کردم، مورد تجاوز قرار گرفته بودند، گرسنگی کشیده بودند و با نی و چوب مورد لتوکوب قرار گرفته بودند. بیشتر آنها دیده بودند که چگونه داعشی ها همراهانشان را سر میبرند. آنها داستان دختری را برایم بازگو کردند که با موبایل گیرآمده بود و سنگسار شد و خواهرانش مجبور شدند تسلیم شوند.
پرسشی که در ذهن شماست شاید این باشد که چرا این دختران و زنان به دولت اسلامی رو کردند و چرا من تلاش کردم آنها را نجات دهم؟
کمی از خودم بگویم. شروع خوبی نداشتم، پدرم اعصاب نداشت و خودم اعتماد به نفس، اما زندگی رفتهرفته روی خوشش را به من نشان داد. من شش سال در «لوای یورکشایر» خدمت کردم و دوبار در ایرلند شمالی برای انجاموظیفه اعزام شدم. در سال ۲۰۰۳ به عراق رفتم و به سختی سرگروه شرکت امنیتی خصوصی «Aegis Defense Services» شدم. با از بینرفتن صدام و خروج نیروهای امریکایی و بریتانیایی از عراق، ماموریت به انجام رسیده بود، اما تمام این تحولات شکافی را در بازار امنیتی عراق به وجود آورده بود. من در عراق ماندم و کاروبار امنیتی را شروع کردم. کار من و تیمم این بود که امنیت کارمندان شرکتهای نفتی و تلویزیونها را از «منطقه سبز» بغداد تا بیابانهای «شرق وحشی» عراق تامین کنیم. رانندگان من عمدتا عراقی و کُرد بودند. با زبان عربی آشنا شدم، ریزهکاریهای کار با عراقیها را مانند انعامدادن یا رشوه برای زندهماندن یاد گرفتم و شبکهی وسیعی از ارتباطات را برای خودم ساختم.
از طریق همین ارتباطات بود که خانوادهی «لورا آنجلا هانسن»، دختر هلندی ۲۱ ساله، از من خواستند تا دختر و دو فرزند دخترشان را نجات دهم. دختران لورا از شوهر داعشی ظالم او بودند؛ از مردی که در سال ۲۰۱۵ لورا را فریب داده و به عراق کشانده بود.
لورا در موصل گیرمانده بود، شهری که خشت اول آن را ماسونهای آشوری ۲ هزار سال پیش از مسیح گذاشتند و حالا با کوچههای تنگ و تونلهای مخفیاش، مرکز قدرت دولت اسلامی بود. در تابستان آن سال نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا با حملات هواییشان موصل را به کورهای از آتش و دود و خاکستر تبدیل کرده بودند. نیروهای ائتلاف نمیتوانستند وارد موصل شوند. سدی که باید از آن عبور میکردند، جنگجویان سیاهپوش دولت اسلامی با عینکهای «ریبن» بود و مینهایی که اطراف موصل فرش شده بود.
میدانستم که خارجکردن لورا خودکشی است. او توانسته بود با پدر و مادرش ارتباط برقرار کند و آنها را بفهماند که در معرض ظلم و خشونت است. وقتی پدر و مادرش عکسی را از سه سالگی لورا به من نشان دادند، من تصویر دختر خودم را دیدم. پس از آن موافقت کردم که زمینه فرار او را با سه مرد کُرد که هر کدام نظامیان سابق و چهارشانه بودند، فراهم کنم. اما نیروهای پیشمرگه کردستان عراق پیشدستی کردند و لورا را نجات دادند.
با اینحال، وقتی خبر فرار لورا به گوش جامعهی مسلمان رسید، پیامخانهی ایمیلم پر شد از ایمیل خانوادههایی از لندن، آمستردام، پاریس، مونیخ و شهرهای دیگر. پیام همهی آنها یکی بود: «آقای کرنی، لطفا، لطفا دخترم را به خانه برگردان.»
عملیاتی که ما آن را «عملیات عروس جهادی» میخواندیم، بدون توقف از همان روز در ماه جولای ۲۰۱۶ شروع و تا آخرین روزهای دولت اسلامی ادامه داشت. ما زنان و کودکانشان را به جایی انتقال میدادیم که بتوانند خودشان را به نهادهای امنیتی محلی تسلیم کنند. ما پیش از پیش محل ملاقات مان را از طریق پیامرسانهایی ایمن چون تلگرام و واتساپ تعیین میکردیم و این محل معمولا در نزدیکی شفاخانهها بود چون زنان و کودکان میتوانستند به بهانهای خودشان را به آنجا برسانند.
نیروهای پیشمرگه در حال پیشروی به سوی موصل، رقه و دیرالزور بودند. ما به دنبال آنها. شهرها در آتش درگیری خیابانی میسوختند و زنانی که قرار بود ما آنها را خارج کنیم، از این خرابه به آن خرابه در حال فرار بودند. آنها با کندن حجاب از سر و صورتشان تلاش میکردند شناخته شوند، اما هدف گلولهی تکتیراندازهای داعشی قرار میگرفتند. من صحنهای را که در آن گلولهی تکتیرانداز سر پسر کوچکی را جلوی چشم مادر رنجدیده و وحشتزدهاش بسان هندوانهای پاشاند، هرگز فراموش نمیکنم. ما زنان محلی را به اردوگاههای پناهندگان در مرز ترکیه-سوریه انتقال میدادیم. اردوگاههایی که ساکنان آن از چند صد هزار به سه میلیون نفر رسید.
ما دختران اروپایی را به یکی از خانههای امنی که از مردم محلی اجاره کرده بودیم، انتقال میدادیم تا بهخاطر اطلاعات ارزشمندشان مورد پرس و جو قرار بگیرند. آنها توانستند اطلاعات مخبران ما را درباره انبارهای تسلیحاتی و تونلهای مخفی که فرماندهان جهادی از طریق آنها میتوانستند با چمدانهای پر پول به ترکیه فرار کنند، تایید کنند. من این اطلاعات را در اختیار «امآی۶» بریتانیا و «آسایش»، سازمان جاسوسی کردستان عراق، گذاشتم.
فیلمهای تبلیغاتی دولت اسلامی کودکانی را نشان میداد که خوشحال در مکتب درس میخوانند، زنان و مردانی را نشان میداد که آزادانه در مزارع ذرت کار میکنند، مهندسان زن را نشان میداد که پل و پلچک میسازند و زنانی را نشان میداد که کلکینکهای پیشرفته را اداره میکنند. اما حقیقت دولت اسلامی تکاندهنده، کثیف و غمانگیز بود: نسلی از مردانِ جوانِ معتاد به پورن که از سوی دولت اسلامی موظف شده بودند مناطق وسیعی از عراق و سوریه را به فاحشهخانهی عظیمی تبدیل و با تفنگ آن را اداره کنند.
برخی از این دختران «خوشبخت» بودند. آنها با یک داعشی زدواج کرده و شریک زندگی همدیگر شده بودند. اما زنان و دخترانی که بیوه شده بودند یا شریک زندگیشان به جای دیگری اعزام شده بود، در بازار بردهفروشی خرید و فروش میشدند و به کسی واگذار میشدند که بالاترین قیمت را پیشنهاد میکرد.
فروشگاهها در کنار برقع و «عبایه»، سکسیترین لباسزیرهای جهان را نیز به مشتریانشان عرضه میکردند. دیانا عباسی، یکی از دختران بریتانیایی به من گفت: «آنها دوست دارند موهای مان دراز و بدن مان بیمو باشد. وقتی حجاب و چادر ما را پس میزنند میخواهند کودکی را در لباس پورناستار ببینند.» دختر دیگری به من گفت: «اگر مردی با بستهی غذا به ساختمان ما میآمد، همهی دخترا پیشنهاد میدادند با او بخوابند. ما جندهی غذا بودیم.»
ازدواج در اسلام حلال و رابطهی جنسی خارج از ازدواج حرام است. اما قانون شریعت امکان دیگری را فراهم میکند که به نام «مُتعِه» یا «نکاح مُنقَطِع» یا «ازدواج موقت» [که در مذهب شیعه به «صیغه» نیز معروف است] یاد میشود. یک مرد زمانی واجد شرایط ازدواج موقت است که برای تجارت یا زیارت اماکن مقدس فاصلهی طولانی را با شتر یا پای پیاده سفر کند. دولت اسلامی انتظار نداشت که جنگجویانش بدون دلخوشی و آسودگی تن و خاطر به میدان جنگ بروند. بنابراین «مهمانخانهها زنان» را گشود که در آن همباشی یکشبه معمول بود. ازدواج موقت طوری است که در آن زن به جنگجوی تازه از میدان برگشته میگوید: «من خودم با تو ازدواج میکنم.» و مرد در پاسخ میگوید: «من قبول میکنم.» بعد از آن «شوهر» پول و برخی خوراکیهای لذیذ را برای شب فراهم میکند و با اذان صبح، صیغه طلاق به صورت خودکار بین آنها جاری میشود.
همانند شمیمه بیگم، عروس جهادی که در ۱۵ سالگی لندن را به مقصد دولت اسلامی ترک کرد و در حالحاضر متعلق به هیچ کشوری نیست و در اردوگاه موشزدهی «الروج» زندگی میکند، بسیاری از زنانی که ما نجات دادیم شدیدا ابراز پشیمانی میکردند. دیانا عباسی به من گفت: «من با پیوستن به دولت اسلامی مرتکب اشتباه شدم. من این را همان روزی که رسیدم فهمیدم.» برخلاف قضیه شمیمه بیگم، دولت بریتانیا به دیانا اجازه داد به لندن بازگردد. او دورهی افراطزدایی را گذراند و اکنون مشاور افراطزدایی است.
هزاران عروس و کودک جهادی هنوز در اردوگاههای کشورهایی زندگی میکنند که آنها را نمیخواهند. انگلستان هم آنها را نمیخواهد ولی هلند سیاست لیبرالتری دارد. لورا آنجل هانسن پس از بازگشت به خانه، به جرم تلاش برای اجرای فعالیتهای تروریستی به حبس تعلیقی محکوم شد، اما از تعلق به دولت اسلامی برائت گرفت و با کودکانش در آمستردام زندگی میکند. دولت آلمان تنها کودکان جهادیها را با رضایت مادرانشان از اردوگاههای پناهندگان به آلمان منتقل میکند. یک زن ۲۷ ساله که بهنام «جنیفر دبلیو» شناخته میشود در حال حاضر در مونیخ تحت محاکمه قرار دارد. او متهم شده است درحالیکه در حرارت ۴۵ درجه بهخاطر «ترکردن رختخوابش» زنجیر شده بود، اجازه داده دختر ایزدی ۵ ساله ـ که اسیر داعش بوده ـ از تشنگی بمیرد. فرانسه اخیرا با تغییر در سیاستش تصمیم گرفته که بهتر است عروسهای جهادی را به خانه بازگرداند تا به جای پراکندهشدن و بعدا صفآرایی مجدد و برنامهریزی برای حمله به اروپا، «با وزن کامل قانون» روبرو شوند.
دولت اسلامی با تمام شکنجه، بیرحمی و ریاکاری شیطانیاش دیگر بهعنوان یک قدرت دارای نفوس و قلمرو وجود ندارد، اما دوباره ظهور خواهد کرد و ما در غرب باید هوشیار باشیم.
دادستانی کل کشور اعلام کرده است که پروندهی ادعای آزار و اذیت جنسی اعضای تیم فوتبال زنان در فدراسیون فوتبال کشور را به دادگاه فرستاده است.
در اعلامیهی این اداره که امروز (دوشنبه، ۳۱ سرطان) منتشر شده، آمده است این پرونده در تاریخ ۲۰ سرطان به دادگاه مبارزه با خشونت علیه زنان فرستاده شده است.
براساس اعلامیه، در صورت دعوایی که از سوی دادستانها ترتیب شده، اتهاماتی چون تجاوز جنسی، آزار و اذیت جنسی، سوءاستفاده از صلاحیت وظیفوی و کتمان جرم بر متهمان وارد شده است.
در تاریخ نهم قوس سال گذشته روزنامهی گاردین به نقل از منابعی در تیم ملی فوتبال زنان افغانستان گزارش کرده بود که شماری از اعضای مرد فدراسیون فوتبال افغانستان در بدرفتاری جنسی در برابر بازیکنان زن نقش داشتهاند.
در گزارش این روزنامه آمده بود که بدرفتاری با بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، در داخل افغانستان و نیز در یک کمپ آموزشی در اردن در ماه فبروری سال جاری میلادی صورت گرفته است.
پس از آن، دادستانی کل کشور در ۱۸ قوس سال گذشته اعلام کرد که این اداره در ارتباط با قضیه آزار و اذیت جنسی اعضای تیم فوتبال زنان وظیفه رئیس و معاونان فدراسیون فوتبال را به حالت تعلیق درآورده است. این اداره در تاریخ هفتم جدی نیز اعلام کرد پنج نفر به شمول رییس فدراسیون فوتبال افغانستان ممنوعالخروج شدهاند.
بهدنبال آن، جمشید رسولی، سخنگوی دادستانی کل در تاریخ هفتم دلو سال گذشته گفت براساس یافتههای اولیهی این اداره، وظیفهی یوسف کارگر، معاون فدراسیون فوتبال کشور از حالت تعلیق کشیده شده است و او پس از این میتواند به وظیفهاش در این کمیسیون ادامه دهد.
آقای رسولی در آن زمان همچنان از کاملشدن تحقیقات دادستانی کل در مورد ادعای بدرفتاری جنسی در فدارسیون فوتبال در کابل خبر داده بود.
او در عین حال گفته بود که تصمیم نهایی دادگاه در مورد این پرونده پس از کاملشدن تحقیقات در خارج و داخل کشور اعلام میشود.
آمنه محمد، معاون دبیر کل سازمان ملل که به افغانستان آمدهاست، میگوید جامعۀ جهانی از روندی پشتیبانی خواهد کرد که همهشمول باشد و شهروندان افغانستان بهشمول زنان در محور این روند جا داشته باشند.
به باور معاون دبیر کل سازمان ملل، زنان، قربانیان جنگها و شهروندان افغانستان در روند کنونی صلح افغانستان نقشی ندارند: «نگرانی دربارۀ همهشمول بودن روند صلح در افغانستان وجود دارد؛ اگر زنان در محور این روند نباشند به نتیجه دلخواه نمیرسیم. دربارۀ کسانی که در نشستهای صلح به نمایندهگی از مردم افغانستان شرکت میکنند، پرسشی به میان میاید که اینان چه اندازه از مردم افغانستان نمایندهگی کرده میتوانند؟ جامعۀ جهانی از روندی پشتیبانی میکند که همهشمول باشد.»
این مقام سازمان ملل، بر برگزاری انتخابات در زمان مشخص شدۀ آن نیز تأکید کردهاست.
او گفت این روند هم باید فراگیر باشد و به دور از تقلب برگزار شود: «انتخابات باید در زمان معین آن برگزار شود؛ این روند باید همهشمول باشد، صلح و انتخابات دو موضوع از هم جدا هستند و هردو باید محتاطانه دنبال شوند.»
قرار است انتخابات افغانستان به تاریخ ششم ماه میزان برگزار شود و در آن هجده تن بهشمول رییسجمهور و رییساجراییه خودشان را نامزد کردهاند.
شماری از این نامزدان، پیش از این بارها رییسجمهور و رییساجراییه را متهم کردهاند که در تلاش مهندسی روند انتخابات استند.
معاون دبیر کل سازمان ملل متحد که در دو روز گذشته با رهبران حکومت نیز دیدارهایی داشتهاست، جنگ افغانستان را پیچیده توصیف کردهاست و بر کیفیت و دوام در روند صلح افغانستان تأکید کردهاست.
این مقام سازمان ملل در حالی از همهشمول نبودن روند صلح افغانستان سخن میزند که تاکنون گفتوگوهای مستقیم میان حکومت افغانستان و طالبان آغاز نشدهاست – اما روز گذشته رییسجمهور غنی گفت که قرار است در روزها و هفتهها آینده این گفتوگوها آغاز شوند.
با این همه اما ایالات متحده تاکنون هفتبار، در غیبت حکومت افغانستان، با طالبان گفتوگو کردهاست.
سارا گلدن، مدل اهل منهتن در یک اقدام تکاندهنده شکایت کرده که پسر ثروتمند وزیر دفاع پیشین افغانستان به او تجاوز کرده است. این خانم بلوند و جذاب که بیشتر در کار نمایش لباس و لباسزیر است، حامد وردک را متهم کرده که در طی سفر دونفرهی شان به «میامی» در آخر هفتهی چهارم جولای ۲۰۱۸ دوبار به او حمله کرده است.
او در شکایتش به دادگاه فدرال منهتن ادعا کرده است حامد وردک پس از حمله به وی گفته که «تو فقط یک مدل بلوند پست هستی. چه کسی حرفت را باور میکند؟»
نیویورک پست می نویسید حامد وردک، فارغالتحصیل دانشگاه جورج تاون که پدرش، عبدالرحیم وردک تا سال ۲۰۱۲ بهعنوان وزیر دفاع در کابینه حامد کرزی رییسجمهور پیشین افغانستان خدمت میکرد، به گفتهی خانم گلدن اهل کاباره و مهمانی است که از ریخت و پاش پولش باکی ندارد. گلدن یک دهه پیش زمانی که دانشجوی کالج واشنگتن دیسی بود، از طریق دوست مشترکی با حامد آشنا شد.
گلدن ۲۹ ساله به نیویورک پست گفت: «او به من هدیه میخرید. البته همیشه میگفت که این دلیل خاصی ندارد. او از پولش بهعنوان ابزاری برای نفوذ بر تقریبا هرکسی در زندگیاش استفاده میکند.»
الکسیس فیلدز، وکیل حامد وردک میگوید ادعاهای گلدن «کاملا نادرست» است. او گلدن را به «تلاش برای مخدوشکردن فضای سیاسی و ضدمهاجرتی فعلی» به نفع خودش متهم میکند.
گلدن زیبا و چشمآبی میگوید او پس از یکسال تقاضاهای مکرر وردک ۴۳ ساله سرانجام موافقت میکند تا با او بیرون برود اما یک ماه پس از شکلگرفتن این رابطه، وردک در جریان تعطیلات استقلال رفتار خشونتآمیز از خود بروز میدهد.
وردک در سال ۲۰۰۹ قرارداد ۳۶۰ میلیون دالری انتقال تجهیزات ارتش به افغانستان را با وزارت دفاع ایالات متحده امضا کرد. در شکایت خانم گلدن آمده است که وردک او را از دروغ به خیانت متهم کرده و در یک مورد بر سر او «فریاد میزند و از موهایش گرفته» او را از تخت بیرون میاندازد. روز بعد گلدن سعی میکند تا آنجا را ترک کند اما این نقشهاش با از کارافتادن آسانسور ساختمان نقشبرآب میشود. وردک بالاخره عذرخواهی میکند و هر دو بعد از ظهر همان روز با دوستانشان بیرون میروند.
در شکایت آمده که وقتی همه مست میشوند، وردک در حضور همه از گلدن خواستگاری میکند. گلدن از ترس اینکه نهگفتن به او میتواند جنجال دیگری را برپا کند، قبول میکند. در شکایت آمده که گلدن تلاش میکند تا بیسروصدا از او جدا شود، اما وردک او را بهزور نگه میدارد و به او تجاوز میکند. گلدن ادعا کرده که وردک به او گفته امشب «شب رمانتیکی است… حتما میخواهی با نامزدت تنها باشی.» گلدن میگوید: «من ترسیده بودم.»
گلدن میگوید که دو روز بعد میتواند آنجا را ترک کند، اما وردک تهدید میکند که زندگیاش را «خراب» میکند، دست از او برنمیدارد، کاری میکند که همه او را «فریبکار» بدانند و به دادگاه شکایت میکند تا هزینههای حقوقی او را غرق کند. پس از ادعای گلدن، وردک در دو مورد علیه گلدن شکایت کرده است. در شکایت اول، وردک خانم گلدن را به جعل رابطه در تلاشی برای رسیدن به پول متهم کرده است و در شکایت دومی خواستار ۲۰ هزار دالری شده است که برای سگ بیمار گلدن مصرف کرده است.
گلدن میگوید که پس از آن آقای وردک دست از تعقیب او برنداشته و پروندهها نشان میدهد که وردک دوبار در منهتن به جرم نقض حریم خصوصی گلدن دستگیر شده. واکر هرمن، وکیل مدافع گلدن میگوید که وردک «یک فرد مریض است… و باید جلوش گرفته شود.»
گلدن به نیویورک پست گفت: «این آزاردهندهترین چیزی بوده که من تا حال با آن مواجه شدهام؛ کابوسی که پایان نخواهد یافت.»
شریفالله هوتک، عضو شورای ولایتی میدانوردک میگوید، طالبان از طریق تلفن به مسئولان و کارمندان مراکز صحی در سراسر این ولایت هشدار دادهاند تا اطلاع بعدی، فعالیتهایشان را متوقف کنند.
این عضو شورای ولایتی میدانوردک میگوید در حال حاضر تمام مراکز صحی بسته است و بیماران با مشکلات زیادی روبهرو شده اند.
مسئولان شفاخانه ولایتی میدانوردک با تأیید این خبر به سلاموطندار میگویند طالبان از طریق تلفن به آنان هشدار داده تا فعالیتهایشان را متوقف سازند.
نادر نادری، رئیس شفاخانۀ ولایتی میدانوردک میگوید، روزانه تنها حدود 400 بیمار به این شفاخانه مراجعه میکنند و در حال حاضر دهها بیمار عقب درهای بستۀ مراکز صحی منتظر ماندهاند.
در این حال کمیته سویدن برای افغانستان اعلام کرده که طالبان 42 مرکز صحی وابسته به این کمیته را در میدانوردک بستهاند.
این کمیته با نشر خبرنامهیی گفته است که در عملیات نیروهای دولتی بر یک مرکز صحی مربوط به کمیته سویدن در منطقۀ «تنگیسیدان» میدانوردک، طالبان این کمیته را ناگزیر کرده تا تمام مراکز صحی و شفاخانههایش را در این ولایت ببندد.
کمیته سویدن گفته که به علت تهدید طالبان از 77 مرکز صحی وابسته به این کمیته، 42 مرکز آن را در شش ولسوالی میدانوردک بستند.
این کمیته میافزاید که با بستهبودن شفاخانهها و مراکز صحی روزانه حدود 57 هزار بیمار به شمول زنان و کودکان از دسترسی به خدمات صحی محروم میشوند.
سونی مانسون، مسئول کمیته سویدن در افغانستان گفته است بستهبودن مراکز صحی و محروم کردن مردم از خدمات صحی، نقض آشکار از حقوق بشر و قوانین بینالمللی انسان دوستانه است. او تأکید کرده که باید مراکز صحی دوباره به روی مردم باز شود.
کمیته سویدن برای افغانستان از رهبران طالبان نیز خواسته است تا روی باز کردن دوبارۀ این مراکز صحی توافق کنند.
طالبان تاکنون در این باره چیزی به رسانهها نگفتهاند.
گروه طالبان در حالی مراکز درمانی را در میدانوردک بستند که هفته گذشته در نشست دو روزۀ بینالافغانی در قطر این گروه روی کاهش خشونت توافق کردند.
شرکتکنندگان این نشست در قطعنامۀ مشترک بر تضمین امنیت تمامی نهادهای عامالمنفعه به شمول نهادهای دینی و مذهبی، شفاخانهها و دیگر نهادها تأکید کردند.