از زمان تسلط طالبان بر افغانستان گروه تروریستی داعش چندین حمله مرگبار را در نقاط مختلف کشور راهاندازی کرده که در آن صدها تن کشته و زخمی شدهاند. حملات تروریست های داعش در حالی صورت می گیرد که مقامات طالبان بار ها اعلام کرده اند داعش در افغانستان حضور فیزیکی ندارد و تهدید جدی به حساب نمیآید.
در همین حال، دبورا لیونز، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور افغانستان در تازه ترین گزارش خود به شورای امنیت سازمان ملل، نسبت به اوضاع امنیتی افغانستان اظهار نگرانی و بیان داشته است: «جنگجویان داعش شاخه خراسان تقریبا در تمام ۳۴ ولایت افغانستان پخش شدهاند و طالبان نتوانسته است این گروه را سرکوب کند.»
زمینه اجتماعی رشد داعش در افغانستان فراهم نیست
سیدحسین عالمی بلخی، وزیر سابق مهاجرین دولت قبلی افغانستان و معاون شورای علمای شیعه افغانستان با اشاره به اوضاع جاری در افغانستان گفت: «زمینه اجتماعی و فرهنگی برای رشد و گسترش داعش در افغانستان زیاد فراهم نیست و مردم ما اعم از شیعه و سنی عموما مردم معتدل هستند. جامعه افغانستان یک جامعه معتدل است که افراطگرایی را نمیپذیرد. منتها تعدادی از کشورها بهخاطر منافع شان تلاش میکنند سرمایهگذاری نمایند و کسانی را اطراف داعش جمع کنند.»
بلخی گفتههای نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور افغانستان را مبنی بر اینکه داعش در تمام ولایتهای افغانستان فعلا حضور دارد را تاحدی «آغراقآمیز» خوانده، میگوید: داعش فعلا هم وجود دارد و این یک واقعیت است، ولی نه آنمقداری که نماینده سازمان ملل در افغانستان مطرح کرده است.»
عضو شورای علمای شیعه افغانستان در پاسخ به اینکه آیا داعش در افغانستان تقویت خواهد شد یا نه، تصریح کرد: «اینکه در آینده چقدر رشد میکند یا نه، بستگی به این دارد که طالبان چگونه عمل میکند و یا جامعه جهانی در این خصوص چه کار میکند. آنها اگر حکومت طالبان را تضعیف کنند طبیعیست که داعش روز به روز تقویت خواهد شد.»
وی به شفقنا گفت: «در مجموع اینکه داعش در آینده چقدر رشد خواهد کرد و یا تضعیف خواهد شد، ارتباط دارد به نوع برخورد طالبان هم با داعش، هم با حکومتداری و هم با جامعه جهانی، و در این سوی دیگر هم بستگی دارد به نوع برخورد جامعه جهانی، کشورهای همسایه با حکومت افغانستان و داعش. اینها عوامل تعیینکننده خواهند بود.»
داعش پیروان همه مذاهب را تکفیر میکند
بلخی با بیان اینکه داعش با همه مذاهب اسلامی ضدیت دارد، افزود: «داعش تنها دشمن مردم شیعه نیست، داعش پیروان همه مذاهب را تکفیر میکند و یا با آنها میجنگد. البته با مردم شیعه شدت عمل بیشتری به خرج میدهد؛ بهخصوص با پیشینه شکستی که در عراق و سوریه داشت، بهعلاوه این که یکنوع کینه و عداوت خاصی نیز نسبت به شیعه دارد.»
به گفته وی، فقر و تنگدستی که اکنون در افغانستان بیداد میکند و بیش از ۹۰ درصد مردم را به ستوه آورده است، مهمترین عاملی است که زمینه سربازگیری داعش را در چنین وضعیتی فراهم میکند.
گفتنی است شاخه خراسان گروه تروریستی داعش اواخر سال ۲۰۱۴ اعلام موجودیت کرد و طی سالهای اخیر در مناطق شرقی افغانستان و بویژه ولایت ننگرهار حضور فعال داشته است. همزمان با آمدن دوباره طالبان در راس قدرت، تهدیدات داعش نیز افزایش یافت و در ماههای اخیر چندین حمله تروریستی را بالای تجمعات مردمی مخصوصا حمله به مساجد شیعیان در قندوز و قندهار را راهاندازی کرده است.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان دولتی را تشکیل داده که اعضای آن یکدست عضو این گروه و عمدتا پشتون هستند و هیچ جایگاهی برای سایر گروههای سیاسی و اقوام افغانستان از جمله شیعیان هزاره در نظر گرفته نشدهاست. ترکیب دولت طالبان واکنشهای منفی گستردهای را در پی داشته و در حال حاضر کشورهای منطقه و جهان تاکید دارند باید دولت فراگیر در افغانستان تشکیل شود. با این حال، رییس شورای اخوت اسلامی افغانستان، طالبان را یک گروه قومی میخواند و میگوید این گروه ظرفیت پذیرش اقوام و مذاهب دیگر افغانستان را ندارد.
مولوی حبیب الله حسام می گوید: طالبان اگر عقلانی برخورد کنند باید اقوام و مذاهب دیگر افغانستان را بپذیرد و به رسمیت بشناسد.
رییس شورای اخوت اسلامی افغانستان گفت: «اگر طالبان واقعیتهای جامعه را در نظر بگیرند، باید به میز مصالحه بنشینند و دیگر اقوام و شهروندان افغانستان را در ساختار قدرت مساویانه شریک بسازند».
طالبان برای اقتدار «قوم پشتون» میرزمد
مولوی حسام در ادامه افزود: «طالبان یک گروه قومی و دارای فرهنگ و عنعنه قبیلوی است. آنها نه نماینده ملی مردم افغانستان هستند و نه نماینده مذهبی و نه هم ظرفیت پذیرش دیگران را دارند، بلکه یک حرکت قومی است که برای اقتدار قوم میرزمد و آنچه را هم که برای اقتدار قوم خاص میخواستند اکنون به دست آوردهاند».
به گفته وی، از نظر طالبان بقا و وجود اقوام و مذاهب دیگر و نیز به رسمیت شناختن آنها ارزشی ندارد.
حسام در بخش دیگر صحبتهای خود با ابراز نگرانی از وضعیت موجود در افغانستان گفت: «احتمال میرود تغییرات مثبت رونما شود، ولی من آن را از این گروه بعید میدانم.»
میان طالبان اختلاف وجود دارد
رییس شورای اخوت اسلامی با بیان اینکه تضادهای میانگروهی نیز در خصوص مشارکت همه اقوام و مذاهب در بین طالبان وجود دارد، تصریح کرد: «سیاسیون طالبان مایل است برای بقای قدرت این کار را بکنند، ولی نظامیان و جنگجویان شان در برابر تشکیل یک حکومت همهشمول و ملی تمکین نمیکنند».
مولوی حسام به شفقنا گفت: «میان آنها اختلاف و تفاوت دیدگاه وجود دارد و صلاحیت را هم افراد ملکی آنها ندارد، بلکه این نظامیان آنها هستند که از صلاحیت اصلی برخوردار اند».
پاسخ طالبان به انتقادها از ترکیب دولت این گروه
ایجاد حکومت فراگیر با مشارکت اقوام، موضوعی است که بسیاری از کشورهای منطقه و جهان بر آن تاکید دارند؛ اما طالبان ادعا دارند که حکومت فعلی آنها همهشمول است.
به تازگی مولوی امیر خان متقی؛ سرپرست وزارت خارجه طالبان گفته است در حکومت فعلی طالبان از همه اقوام افغانسان حضور دارند و جامعه جهانی تلاش دارد این گروه را مجبور سازد تا مخالفان سیاسی خود را شامل حکومت کند،
او در عین حال استدلال میکند که طالبان هیچگاه از جو بایدن؛ رییس جمهوری امریکا نخواسته است که دونالد ترامپ؛ رییس جمهوری پیشین امریکا را شامل حکومت خود کند.
قاضی احمد ایوبی (نام مستعار) یک تن از قضات در دولت پیشین می گوید که براساس ماده 238 کد جزا، محمد اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان را به جرم خیانت ملی و تسلیم دهی کشور به نیروهای مسلح متخاصم به اعدام محکوم می کند.
قاضی احمد ایوبی یک تن از قضات دولت پیشین در گفتگویی با خبرگزاری رها از شرایط سختی که این روزها در آن بسر می برد سخن می گوید.
وی گفت تا پیش از سقوط دولت پیشین به عنوان قاضی محکمه ابتداییه در ولایت ….. فعالیت داشته که اما پس از تحولات سیاسی اخیر در ولایتی دیگر به صورت مخفیانه زندگی می کند.
قاضی ایوبی می گوید که هیچ انتظار نداشته که دولت به این آسانی سقوط کند؛ «هنگامی که طالبان موفق به تصرف ولایت …. شدند من هم همان شب در آنجا بودم؛ پس از آن خود را به هزار مشکلات و سختی و با پای پیاده از ولایت ….. خارج ساخته و وارد ولایت ….. شدم.»
وی از تهدیدهایی که قبل از سقوط دولت و پس از سقوط دولت متوجه او شده می گوید: «پیش از سقوط دولت نیز بنابر وظیفه ای که به مدت چهار سال در دیوان جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی داشتم و مطابق با قانون، برای افراد مسلح وابسته به گروه های طالبان و داعش و یا قاچاقبران مواد مخدر احکام حبس صادر می کردم، همواره مورد تهدید واقع می شدم. اما پس از سقوط دولت، تماس های فراوانی از شماره های ناشناس از آدرس های امارت اسلامی طالبان و یا برخی از افرادی که مدعی بودند در دوسیه های مواد مخدر آن را ها بندی کرده ام، دریافت کردم که مرا تهدید به تلافی و محاسبه می کردند.»
قاضی ایوبی علاوه می کند از آنجایی که هیچ گاه به ترک افغانستان فکر نکرده بوده و حتی گذرنامه ای هم برای خود و اعضای خانواده اش تهیه نکرده بود، پس از سقوط دولت و فرار از تهدیدهای امنیتی فزاینده، مجبور به انتخاب مسیر دشوار قاچاق برای خروج از کشور شده است، که اما در این کار ناموفق بوده و پس به کشور عودت داده می شود.
وی می گوید هم اکنون در گوشه ای از شهر ….. ساکن شده و یک کراچی ترکاری دارد و از این رو سعی می کند حداقل مایحتاج اولیه زندگی خود را تامین کند.
قاضی احمد ایوبی با اشاره به عفو عمومی اعلام شده از سوی امارت اسلامی طالبان می گوید: «پس از سقوط دولت چندین بار از آدرس امارت اسلامی طالبان با من تماس گرفتند و گفتند که در زمان حکومت قبلی تو به عنوان یک قاضی «هزاره» و مسلمان، مسلمانان زیادی از نیروهای امارت اسلامی را زندانی و حبس کرده ای؛ بنابراین باید این اعمال با تو محاسبه گردد.»
این قاضی کشور علاوه می کند چندین بار با مدیر تحریرات دعوای استیناف ولایت …… تماس گرفته و اوضاع را جویا شده است، اما به وی توصیه اکید شده که به هیچ عنوان به سوی ولایت ….. نرود، زیرا او و تمامی قضات به خصوص قضاتی که در بخش جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کار می کرده اند، به شدت تحت تعقیب هستند.
از قاضی احمد ایوبی پرسیدیم که آیا می تواند در آینده حکومت امارت اسلامی طالبان شریک باشد و دوباره به عنوان یک قاضی تحت حاکمیت آنها فعالیت کند، که او پاسخ داد: « به نظرم تمامی کسانی که طی 20 سال گذشته تحصیل کرده اند جایی در این دولت نخواهند داشت؛ و قضاتی مانند ما نیز که در گذشته احکام حبس و مجازات علیه گروه های مسلح مانند طالبان و داعش صادر می کردیم به هیچ عنوان جایی در دولت طالبان نخواهیم داشت.»
وی شرایط حال حاضر اعضای طالبان را به عنوان افرادی با عقده های شخصی توصیف کرد و گفت: «طالبان در حال حاضر دغدغه مشروعیت دارند و شاید این روزها ملایمت و لطافت از خود نشان بدهند؛ اما پس از کسب مشروعیت به اقدام های تلافی جویانه خود خواهند پرداخت و به هیچ عنوان دست کم از قضات دولت پیشین در دستگاه خود استفاده نخواهند کرد، کما اینکه هم اکنون بسیاری از قضات خود را در سطح کشور تعیین کرده اند.»
قاضی ایوبی خاطر نشان کرد که «اگر حتی جامعه جهانی طالبان را به رسمیت بشناسد، طالبان یک تحریک سنتی و تعصبی است و متعصب گونه رفتار خواهد کرد؛ شاید این حرف کمی ناپسند باشد اما بهتر است واقعیت را بگویم؛ در دولت پیشین در بسیاری مواقع هنگامی که با افراد امارت اسلامی در محاکم برخورد می کردم، آنها می گفتند که تو از اهل تشیع هستی و جایز نیست که قاضی باشی. به نظرم، اگر حتی قضات دولت پیشین از برادران اهل سنت (که البته غیرممکن است) بتوانند در دستگاه جدید کار کنند، من مطمئنم که من جایگاهی نخواهم داشت.»
قاضی ایوبی تاکید کرد که امارت اسلامی طالبان به هیچ عنوان در گفتارهایش صادق نیست و تمامی قضات دولت پیشین زیر شدیدترین تهدیدهای امنیتی می باشند.
در نهایت از قاضی ایوبی پرسیدیم که اگر یک حکم علیه و یا به نفع اشرف غنی و امارت اسلامی صادر کند آن حکم چه خواهد بود، او گفت: «اشرف غنی مطابق با ماده 238 جزا به جرم خیانت ملی و زمینه سازی برای تسلیم تمامیت ارضی کشور به نیروهای مسلح دشمن و تسلیم نیروهای مسلح کشور در زمان جنگ به نیروی متخاصم به اعدام محکوم می کنم. در رابطه با افراد امارت اسلامی من قبلا احکام در خور صادر کرده ام. طالبان بیشتر شبیه یک جریان قومی و حزبی است تا یک نظام سیاسی و مشروع»
یکی از این زندانیان که مدتی را در زندان ولایت هرات بسر برده، بدون ذکر نامش به خبرنگار خبرگزاری رها می گوید: «به مدت دو ماه در زندان مرکزی ولایت هرات توسط حاکمیت طالبان در زندان بودم و طی این مدت باید هزینه سه وقت مخارج خورد و خوراک روزانه را خودم پرداخت می کردم.»
وی گفت که روزانه بین 100 الی 250 افغانی بابت هزینه خورد و خوراکش به مسئولین زندان پرداخت می کرده است.
او با اشاره به تحریم ها علیه طالبان و افزایش قیمت های مواد غذایی در کل کشور، می گوید که قیمت مواد غذایی برای زندانیان حتی می تواند بیشتر هم باشد که نگرانی شدیدی برای زندانیان حال حاضر طالبان به بار آورده است.
این زندانی پیشین طالبان می گوید که طی مدت دو ماهی که در زندان بسر برده، با شستن لباس های دیگر زندانیانی که وضعیت مالی خوبی داشتند توانسته مخارج خورد و خوراک خود را تامین کند.
او می گوید قیمت شستن هر یک دست لباس در زندان مرکزی ولایت هرات معمولا بین 10 افغانی الی 30 افغانی عرف بوده و او برای تامین مخارج روزانه اش حداقل باید روزانه 7 تا 10 دست لباس را می شست.
وی علاوه کرد که تا طی این مدت هیچ کمکی از سوی مدیریت زندان مرکزی ولایت هرات به او نشد و او باید تمام هزینه ها را خودش پرداخت می کرد.
«نجیب الله» که پدرش هم اکنون در زندان مرکزی ولایت هرات بسر می برد نیز تایید می کند که اگر کسی هم اکنون توسط حاکمیت امارت اسلامی طالبان زندانی گردد، باید هزینه خورد و خوراک و دیگر مخارج داخل زندان را خودش پرداخت کند.
وی افزود که چند سال پیش پدرش با یک فردی معامله ای داشت که دعوای آن معامله در همان زمان حل و فصل گردید، اما حالا بعد از چندین سال دوباره این قضیه باز شده است.
نجیب الله علاوه کرد که با مشکلات فراوان موفق به شده با پرداخت پول به فرد شاکی رضایت او را بگیرد و از این رو بتواند پدرش را از زندان آزاد کند.
به گفته وی، اگر فردی چنین قضایایی داشته باشد، باید هم در بیرون و هم در داخل زندان پول پرداخت کند و هزینه بدهد تا بتواند آزاد گردد.
برخی فعالین مدنی در ولایت هرات می گویند که «امارت اسلامی طالبان در حال حاضر توانایی سیر کردن شکم های خود را ندارند چه برسد که بخواهند شکم زندانیان را سیر کنند.»
محمد عارف مجیدی، فعال مدنی در ولایت هرات به خبرنگار رها می گوید: «یکی از علت هایی که حاکمیت امارت اسلامی نمی تواند مخارج زندانیان را پرداخت کند عدم رسمیت جهانی می باشد.»
وی افزود حاکمیت امارت اسلامی بودجه بندی خاصی برای کل کشور ندارد که بخواهد بودجه خاصی را برای مخارج زندانیان در زندان ها در نظر بگیرد.
آقای مجیدی با طعنه می گوید: «با این حساب، افرادی که در شرایط حاضر به زندان های حاکمیت امارت اسلامی طالبان می روند، به ناخوداگاه دو جزا می بینند؛ یکی جزای معنوی که همان است که در زندان بسر می برند، و جزای دیگر که در همان زندان غذای خوردن نخواهند داشت و باید خودشان به هر طریقی آن را تهیه کنند.»
محمد نعیم غیور، آگاه مسایل نظامی در ولایت هرات که بیش از 40 سال در اداره جات مختلف در سطح کشور کار کرده است، می گوید که هیچ گاه سابقه نداشته که زندانیان خرج خورد و خوراک شان را خودشان پرداخت کنند.
او می افزاید که سیاست امارت اسلامی طالبان مغایر با تمام کشورهای جهان است که در آن زندانیان باید خودشان خرج خورد و خوراک شان را پرداخت کنند.
با تماس های مکرر نتوانستیم نظر مقام های طالبان را در این رابطه با خود داشته باشیم.
با مسلط شدن طالبان بر کابل، خلاف تصور مردم خشونتها ادامه یافته است. عامل این خشونتها گروه داعش عنوان شده است. براساس معلومات، این گروه در جریان سه ماه گذشته دستکم چهار حمله انتحاری و انفجاری مرگبار را انجام داده که در نتیجه این حملات، بیش از ۴۰۰ غیرنظامی که عمدتاً شیعیان و هزارهها بوده، کشته و نزدیک به ۵۲۰ تن دیگر زخمی شدهاند. با آنکه داعش بهصورت آشکار مسوولیت این حملات را برعهده گرفته، طالبان اما این گروه را تهدیدی علیه امنیت ملی کشور نمیدانند و مدعیاند که داعش وجود فزیکی در افغانستان ندارد. مسوولان در حکومت سرپرست طالبان تأکید دارند که گروه داعش سرکوب شده و فعالیت ملموسی ندارد. با آن هم این مسوولان به مردم اطمینان میدهند که «عوامل فتنه» را در کشور از بین میبرند و هرگروهی که بخواهند امنیت را اخلال کنند، سرکوب خواهد شد.
طالبان در بیستوچهارم ماه اسد سال جاری حکومت پیشین را سقوط دادند و بر کشور تسلط یافتند. با آمدن طالبان مردم احتمال میدادند که دیگر شاهد خشونت و جنگ نخواهند بود؛ اما دیری نپایید که داعش تحرکات خود را آغاز کرد و نخستین حمله مرگبار خود را در میدان هوایی کابل انجام داد. در آن حمله که در چهاردم سنبله انجام شد، دستکم ۱۸۳ نفر به شمول ۱۳ نیروی امریکایی کشته و نزدیک به ۲۰۰ نفر دیگر که همه شهروندان کشور بودند، زخمی شدند. این حمله مرگبارترین حمله پس از به قدرت رسیدن طالبان به حساب میآید. گروه داعش، یک روز پس از این حمله، مسوولیت آن را برعهده گرفت و از عامل انتحاری به نام «عبدالرحمن لوگری» یاد کرد.
پس از این حمله، گروه داعش در شانزدهم میزان یک حمله انتحاری را در «مسجد گذر سیدآباد» کندز در میان نمازگزاران انجام داد. براساس آمارهای برخی رسانهها و منابع مردمی، در نتیجه این حمله انتحاری ۱۵۰ نمازگزار که همه از مذهب شیعه و هزاره بودند، کشته و نزدیک به ۲۰۰ تن دیگر زخمی شدند. اما آمارهایی که توسط برخی دیگر از نهادهای خبری به نشر رسید، تلفات این رویداد را ۵۰ کشته و ۱۴۳ زخمی اعلام کرد. مسوولیت این حمله را نیز گروه داعش برعهده گرفت. این گروه با نشر خبرنامهای اعلام کرد که این حمله توسط «محمد اویغوری» انجام شده است. این حمله خشم مردم را برانگیخت و آنها از تأمین نشدن امنیتشان توسط طالبان انتقاد کردند. اهالی محل شماری از جانباختهگان این رویداد را در گورستانی کنار هم به خاک سپردند.
یک هفته بعد گروه داعش حمله مشابه را در یک مسجد شیعیان در ولایات قندهار انجام داد. این حمله در بیستوسوم ماه میزان سال جاری در «امامبارگاه فاطمیه» صورت گرفت. قربانیان این حمله انتحاری، نمازگزارانی بودند که برای ادای نماز جمعه به این مسجد رفته بودند. در این حمله ۶۳ نمازگزار کشته و ۹۰ تن دیگر زخمی شدند. سایت اعماق منسوب به گروه داعش با نشر اعلامیهای مسوولیت این حمله را برعهده گرفت. این گروه عاملان این حمله را «انس خراسانی و ابوعلی البلوشی» نام برد و گفت که آنان دو حمله انتحاری را در میان نمازگزاران شیعه در قندهار انجام دادهاند.
در تازهترین مورد، گروه داعش روز سهشنبه، یازدهم عقرب، بر شفاخانه سردار محمدداوود خان حمله کرد. این گروه مسوولیت این حمله را برعهده گرفت و گفت که پنج مهاجم بهصورت هماهنگ بر این شفاخانه حمله کردهاند. این حملات حوالی ساعت ۱۲:۰۰ روز سهشنبه انجام شد و تا ساعت هفت شام ادامه داشت. مهاجمان در ابتدا یک حمله انتحاری را در داخل شفاخانه انجام دادند و سپس با نیروهای طالبان به درگیری پرداختند. طبق آماری که خبرگزاری فرانس پرس به نشر رسانده، در این حمله ۱۹ نفر کشته و حدود ۵۰ تن دیگر زخمی شدهاند. ذبیحالله مجاهد اما گفته است که در این رویداد هفت تن به شمول سه زن، یک کودک و سه نیروی امنیتی طالب کشته و پنج تن دیگر زخمی شدهاند.
این حمله واکنش ملی و بینالمللی را در پی داشت. شماری از کشورها و نهادهای حقوق بشری این حمله را محکوم کرده و آن را نقض حقوق بشر خواندهاند. اتحادیه اروپا ضمن محکوم کردن حمله بر شفاخانه نظامی سردار محمدداوود خان، آن را خلاف حقوق اساسی بشر و نقض آشکار ارزشهای اسلامی خوانده و گفته است که اماکن صحی و غیرنظامیان نباید هدف قرار گیرند. این اتحادیه تأکید کرده است که چنین حملات در افغانستان مانع جدی برای صلح و امنیت است و عاملان اینگونه حملات باید پاسخگو باشند. سازمان صحی جهان ضمن ابراز تسلیت به خانوادهای قربانیان، گفته است که تأسیسات و مراکز صحی نباید هدف حمله قرار گیرد. همچنان وزارتهای خارجه ایران و ترکیه نیز نسبت به این حمله واکنش نشان داده و آن را یک عمل غیرانسانی دانستهاند.
داعش در حالی به حملاتش شدت بخشیده است که طالبان این گروه را تهدیدی برای امنیت کشور نمیدانند. بلال کریمی، معاون سخنگوی حکومت سرپرست طالبان، به روزنامه ۸صبح گفت داعشی که در افغانستان نام برده میشود، داعش «سوریه و عراق» نیست و این گروه وجود فزیکی در افغانستان ندارد. اکنون نیز او تأکید دارد که چنین حملات نگرانکننده نیست. به گفته کریمی، نیروهای طالبان توانایی دفاع و تأمین امنیت را دارند. او بهعنوان مثال گفت که حمله روز سهشنبه گروه داعش در پانزده دقیقه مهار شد. او با ستایش از عملکرد نیروهای طالبان افزود که این نشان میدهد داعش حتا نمیتواند ۱۵ دقیقه حضور فزیکی خود را در یک جای ثابت کند. از این رو وی تأکید کرد که داعش خطری جدی برای کشور نیست و مردم نباید از چنین حملات هراس داشته باشند. به گفته کریمی، نیروهای آنها به هیچ پدیده اجازه تحرک را نمیدهند و هر کسی که بخواهد امنیت جمعی را اخلال کند، سرکوب خواهد شد. معاون سخنگوی حکومت سرپرست طالبان همچنان تصریح کرد که نیروهای طالبان گروه داعش را زیر نظر دارند و در جستوجوی لانههای آنان هستند تا از بین ببرند. او وضعیت داعش در کشور را وخیم توصیف کرد و افزود که این گروه توانایی هیچ نوع فعالیت را ندارد. به گفته کریمی، فعالیت گروه داعش در کشور ملموس نیست و هر جایی که تحرک داشته، از بین برده شده است. او خاطرنشان کرد که در جریان سه ماه گذشته دهها لانه گروه داعش که در زمان حکومت پیشین در برخی جاها ایجاد شده بود، از بین برده شده و به این ترتیب صدها جنگجوی این گروه کشته شدهاند.
این اظهارات در حالی بیان میشود که شاخه خراسان داعش در برخی از ولایتها در صدد گسترش نفوذ خود است. از برخی از ولسوالیها در شمال و جنوب کشور خبر رسیده است که گویا این گروه پرچم سیاه خود را بلند کرده است. همچنان بهتازهگی نشریه امریکایی والاستریت ژورنال ادعا کرده است که گروه داعش نظامیان پیشین را در صفوف خود جذب میکند. به گفته این نشریه، نظامیان پیشین این گروه را در قسمت جمعآوری اطلاعات و تکتیکهای جنگی کمک میکنند.
گرچه در حال حاضر شمار سربازان و کارمندان استخباراتی دولت پیشین که تحت تعقیب طالبان نیز هستند و از روی ناچاری به گروه داعش می پیوندند، اندک است، اما به گفته منابع آگاه این رقم در حال افزایش است.
براساس گزارش، پیوستن نیروهای ویژه و کارمندان استخباراتی دولت پیشین به گروه تروریستی داعش، این گروه را در زمینه استخباراتی و فنی قوی می سازد، به حدی که تا چند ماه دیگر مقابله با این گروه بسیار سخت خواهد بود.
گزارش به نقل از یک افسر سابق ارتش افغانستان می نویسد یک فرمانده در شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا که پیش از این مسئولیت انبار تسلیحات ارتش را بر عهده داشت، پس از سقوط دولت به گروه داعش پیوسته بود که اما هفته گذشته در نبرد با نیروهای طالبان کشته شد.
این افسر سابق ارتش می گوید که فرمانده کشته شده و چندین تن دیگر از نیروهای ویژه و کارمندان استخباراتی دولت پیشین پس از آنکه جنگجویان طالبان خانه های آنان را تلاشی کرده و از آنها خواسته بودند که خود را در اختیار حاکمیت جدید قرار دهند، به گروه داعش پیوستند.
گزارش علاوه می کند، یک باشنده ولسوالی قره باغ در شمال کابل نیز می گوید یکی از اقارب او که قبلا عضو ارشد نیروهای ویژه دولت افغانستان بود، ماه گذشته به ناگاه ناپدید شد و هفته پیش معلوم شد که او هم اکنون عضوی از گروه داعش شده است.
این باشنده ولسوالی قره باغ می گوید که چهار تن دیگر از نیروهای دولت پیشین را نیز می شناسد که به تازگی عضو گروه داعش شده اند.
رحمت الله نبیل رئیس اسبق اداره امنیت ملی کشور می گوید: «در بعضی مناطق، پیوستن به گروه داعش برای برخی نیروهای نظامی دولت پیشین جذاب است، زیرا در حال حاضر هیچ گروه مسلح دیگری که علیه طالبان مقاومت کند وجود ندارد. اگر مقاومت دیگری وجود می داشت، قطعا آنها به آن مقاومت می پیوستند؛ اما در حال حاضر، گروه داعش تنها گروه مسلح در افغانستان است.»
پس از سقوط دولت پیشین و به قدرت رسیدن دوباره طالبان، جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود فرزند احمدشاه مسعود ملقب به «قهرمان ملی افغانستان» در ولایت پنجشیر شکل گرفت، اما چیزی نگذشت که سربازان طالبان ولایت پنجشیر را به تصرف خود در آوردند، و هم اکنون نیز از محل بود و باش احمد مسعود و دیگر فرماندهان جبهه مقاومت ملی خبری در دست نیست.
گرچه هر از گاهی تصاویری در فضای مجازی از مناطق مختلف کشور دیده می شود که گروهی خود را وابسته جبهه مقاومت علیه طالبان می نامند اما تاکنون این جبهات اقدام چشمگیری علیه طالبان انجام نداده اند.
این در حالیست که براساس گزارش ها از مناطق مختلف کشور، گروه داعش در حال سرباز گیری است و از شیوه های مختلفی برای جذب نیرو به شمول پرداخت پول آن هم در شرایط اقتصادی حال حاضر در افغانستان استفاده می کند.
این گروه از زمان روی کار آمدن طالبان دست کم چهار حمله مرگبار در سطح کشور انجام داده است؛ گرچه عمده این حملات بر اهل تشیع افغانستان بوده، اما گروه داعش علیه طالبان نیز اعلام جنگ کرده است.
سرپرست وزارت خارجه طالبان گفت: پس از ۴۰ سال امنیت در افغانستان برقرار شد و تمام جغرافیای کشورمان تحت کنترل یک قدرت بوده و زمینه سرمایهگذاری فراهم شده است.
امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان که به منظور انجام برخی مذاکرات به آنکارا، پایتخت ترکیه سفر کرده بود، در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری آناتولی به سوالات مربوط به تحولات اخیر افغانستان پاسخ داد.
او افزود: «آمادهایم در راستای منافع افغانستان مطابق اصول اسلامی با کشورهای سرمایهگذار همکاری کنیم. از آمریکا خواستهایم که در آبادانی و بازسازی افغانستان نقش فعالی داشته باشد. به مقامات واشنگتن گفتهایم که میخواهیم روابط دیپلماتیک داشته باشیم. میتوانیم از امکانات و تجارب ترکیه در زمینههای مختلف از جمله سرمایهگذاری٬ زیرساختها و بازسازی افغانستان بهره ببریم».
متقی تاکید کرد: ترکیه میتواند نقش خوبی در بازسازی افغانستان داشته باشد. روابط کشورهای جهان با ما روز به روز بهتر می شود. کسانی که از افغانستان به کشورهای دیگر میروند به دلیل مشکلات امنیتی یا سیاسی نه بلکه به دلیل مشکلات اقتصادی میروند. هیچ مشکل امنیتی وجود ندارد، هیچ مشکلی برای هیچکس ایجاد نمیشود و هیچ آسیبی به دلایل سیاسی ایجاد نمیشود. رویدادهایی در مساجدی در قندوز و قندهار رخ داد که تأمین امنیت آنها دشوار بود. از این پس تلاشهای ویژهای برای تأمین امنیت مساجد نیز انجام خواهد شد.
او درباره اینکه پیامهای طالبان به مقامات ترکیه چه بود و چه پیامهایی از آن گرفت، گفت: به دعوت رسمی دولت ترکیه آمدیم و با وزیر امور خارجه دیداری داشتیم. در مورد وضعیت کنونی افغانستان و روابط دوجانبه رایزنی کردیم. درباره به رسمیت شناختن دولت طالبان و سرمایه ملت افغانستان که در خارج از کشور از سوی آمریکا بلوکه شده است٬ نیز بحث کردیم. نظر دولت ترکیه نیز در این موارد مثبت بود. سپس با رئیس امور دینی ترکیه درباره فعالیتهای علمی و فرهنگی و همچنین با مسئولین سازمان هلال احمر و آفاد ترکیه در راستای ارسال کمکهای این دو نهاد در آستانه فصل زمستان به مردم افغانستان گفتوگو کردیم. با مسئولان وزارت کشور ترکیه نیز تماسهایی برقرار کردیم. سفر به ترکیه را میتوان خوب ارزیابی کرد٬ در موارد مختلف تبادلنظر صورت گرفت، امیدوارم در آینده نیز نشستهایی در کابل داشته باشیم.
سرپرست وزارت خارجه طالبان درباره درخواست از دولت ترکیه برای کمک به آزادسازی پولهای بلوکه شده افغانستان گفت: آمریکا با این اقدام، در حق مردم افغانستان ظلم کرده است. زیرا حقوق کارمندان علم و فرهنگ و بهداشت از این محل، پرداخت میشد و تاثیر مثبتی در اقتصاد افغانستان داشت. موضوع از چه قرار بوده٬ چرا بلوکه شده چرا مردم افغانستان با چنین رفتار آمریکا مجازات میشوند، گناه مردم چیست. از سوی دیگر آمریکا و دیگر کشور های جهان اعلام میکنند که به مردم کمکهای بشردوستانه ارسال شود و حقوق بشر پایمال نشود. از سوی دیگر هم حق ۴۰ میلیون نفر از مردم افغانستان را پایمال میکنند که پیامدهای ناگواری برای کودکان و زنان افغانستان خواهد داشت. ترکیه یک کشور مستقل است و نقش سازنده و معتبری در سطح جهان دارد، این موضوع را با مسئولان ترکیه در میان گذاشتیم. مقامات ترکیه روز گذشته در نشست خبری در این مورد صحبت کردند.
او افزود: ترکیه یک کشور فعال بوده و از اقتصاد خوبی برخوردار است. همچنین نقش فعالی در دیپلماسی دنیا و جهان اسلام دارد. افغانستان و ترکیه پیشینه تاریخی دارند، هر دو کشور اسلامی بوده و از منظر جغرافیایی نیز نزدیک به شمار میرویم. میتوان از امکانات و تجارب ترکیه در زمینههای مختلف از جمله سرمایهگذاری٬ زیرساختها و بازسازی افغانستان بهره برد.
متقی با تاکید بر مساله بازگرداندن پناهجویان افغان در دیدار با مقامات ترکیه گفت: نظر من این است که باید برای مردم افغانستان شرایط زندگی خوب تامین شود، به آنها کمک شده و تحریمها رفع شود. مردم مجبور به ترک کشور و مهاجرت نشوند. علت خروج اخیر مردم افغانستان ناامنی و مسائل سیاسی نیست بلکه آنها به خاطر مشکلات اقتصادی کشور را ترک میکنند. پیام من به تمام مردم در افغانستان و یا خارج از کشور این است که طالبان با کسی مشکلی ندارد و آغوش افغانستان به روی آنها باز است.
او در پاسخ به اینکه پس از روی کارآمدن طالبان تاثیر چین بر افغانستان چه بوده است، گفت: پس از ۴۰ سال امنیت در افغانستان برقرار شد و تمام جغرافیای کشورمان تحت کنترل یک قدرت بوده و زمینه سرمایهگذاری فراهم شده است. آمادهایم در راستای منافع افغانستان مطابق اصول اسلامی با کشورهای سرمایهگذار همکاری کنیم. چین همسایه افغانستان است، در منطقه کشور تاثیرگذاری است و در آینده نشستهایی خواهیم داشت و اگر تمایلی برای ساخت و ساز داشته باشند، همکاری میکنیم و از کشورهای دیگر جهان نیز که پروژههایشان ناتمام مانده بود دعوت میکنیم به کار خود ادامه دهند.
وزیرخارجه طالبان درباره مشکلات اقتصادی و راههای تامین بودجه افزود: نخست از جامعه جهانی میخواهیم که به افغانستان کمک کند. پولهای بلوکه شده باید آزاد شود تا برای بهبودی اقتصاد افغانستان استفاده شود. در دیدار با مقامات آمریکا و دیگر کشورهای جهان در قطر و مقامات ترکیه در آنکارا نیز بر این موضوع تاکید کردیم. در سطح جهان کشورهایی وجود دارند که علیرغم آنکه روسای دولتهایشان با کودتا روی کار آمده یا منسوبان یک خاندان هستند به رسمیت شناخته میشوند اما دولت ما به رسمیت شناخته نمیشود. به نظر من این رفتار جهان غصب و پایمال حق و حقوق مردم افغانستان است. با بهبودی اقتصاد، افغانستان میتواند نقش خوبی در منطقه ایفا کند. با بهبودی اقتصاد، نظام و قوانین دولتمان نیز منظمتر خواهد شد.
او گفت: کشورهای زیادی کمکهای بشردوستانه ارسال کردهاند که در حال توزیع است. با مسئولان اروپایی و آمریکایی نیز دیداری داشتیم. مقامات اروپایی تعهد کردند بیش از یک میلیارد دلار کمکهای بشردوستانه ارسال کنند. پیش از این نیز در ژنو بیش از یک میلیارد دلار تعهد شده بود، این نشانه تعامل دنیا با ماست.
متقی درباره تهدید داعش در افغانستان و کشورهای دیگر هم مدعی شد: تهدید داعش در حال حاضر در افغانستان جدی نیست. در خاک افغانستان بر منطقهای تسلط ندارد. عناصر داعش حملاتی را در مساجد و خیابانها ترتیب میدهند. در افغانستان مرکزی به نام داعش وجود ندارد، آنها قدرت نظامی ندارند. البته که تبلیغات به نفع داعش جریان دارد. میخواهند دولت طالبان را ضعیف نشان بدهند.
او در پاسخ به اینکه آیا آمریکا بابت جرایمی که در افغانستان مرتکب شده٬ به دولت کابل غرامت خواهد داد، تاکید کرد: از آمریکا خواستهایم که در آبادانی و بازسازی افغانستان نقش فعال داشته باشد. به مقامات واشنگتن گفتهایم که میخواهیم روابط دیپلماتیک داشته باشیم اما حضور نظامیان خارجی را هرگز نمیپذیریم. نمیخواهیم استقلال افغانستان زیر سوال برود. در توافق دوحه آمریکاییها تعهد کرده بودند که در بازسازی افغانستان سهم فعال خواهند داشت. سرمایه مسدود شده متعلق به ذخایر مالی بینالمللی بانک مرکزی افغانستان بود. کمکهای مالی کشورهای دیگر نبود.
وزیر خارجه طالبان درباره ارائه تضمینی برای حفاظت از جان شیعیان در افغانستان بعد از حملات قندهار و قندوز گفت: ما مصمم هستیم هم امنیت اهل تسنن و هم اهل تشیع را در افغانستان تامین کنیم. دولت مسئول است که امنیت هر شهروند افغان را تامین کند. حوادثی که در مساجد قندوز و قندهار رخ داد، تامین امنیت آنها دشوار بود. از این پس سازمان اطلاعات توجه بیشتری به مراکز دینی خواهد داشت و امنیت مراکز دینی و مذهبی با کمک مردم تامین خواهد شد.
او در خصوص برنامه بینالمللی طالبان گفت: در آینده نزدیک کنفرانسی در مسکو برگزار میشود و هیئت طالبان نیز حضور خواهند یافت. پیام مردم و دولت افغانستان در این کنفرانس به گوش جهانیان رسیده خواهد شد. انتظار داریم پیرامون حقایق و نیازهای مردم افغانستان بحث شده و نتایج خوبی به همراه داشته باشد. از دیرگاه روابط خوبی با روسیه داشتیم، این موضوع در مورد سایر کشورهای منطقه نیز صدق میکند. تاکنون مشکلی با دولت تاجیکستان نداشتهایم اما رسانهها به این نحو جلوه میدهند. اما اگر هم مشکلی پیش آمد، تلاش میکنیم از راههای دیپلماتیک آن را حل کنیم.
متقی درباره حل مشکل مرزی با پاکستان افزود: میخواهیم با اسلامآباد روابط خوبی داشته باشیم به خصوص در زمینه اقتصادی. رونق تجارت میان افغانستان و پاکستان مهم است. همچنین میلیونها مهاجر افغان در خاک پاکستان زندگی میکنند. به این لحاظ داشتن روابط خوب و حسنه میان دو کشور یک نیاز مبرم است. درباره تعلیق پروازها میان دو کشور، موضوع اختلاف، بین کابل و اسلامآباد نیست. موضوع مربوط به افزایش غیرقانونی قیمت بلیطهای هواپیما بود و مذاکره در این خصوص جریان دارد.
این مقام طالبان درباره کنترل خطرات امنیتی هم گفت: خطراتی که قبلا مطرح بود، رفع شده است. در حال حاضر تمام جغرافیای افغانستان تحت تسلط یک دولت است. مردم با دولت همکاری میکنند. برای تمام نظامیان سابق و مخالفان، عفو عمومی اعلام شد. موضوع اقتصاد افغانستان خیلی مهم بوده و روابطمان با دیگر کشورهای جهان حائز اهمیت است. امیدوارم دولتمان با دستیابی به یک نظام عالی توانایی مقابله با هر نوع مشکلاتی را داشته باشد.
او درباره اینکه کدام یک از کشورها تمایل دارند دولت آنها را به رسمیت بشناسند، گفت: با بسیاری از کشورها روابط حسنه داریم و هیئتهای اعزامیمان نیز در آنها مورد استقبال قرار میگیرد. سفارتخانه بسیاری از کشورها در کابل فعالیت دارد. اعلام به رسمیت شناختن نیازمند زمان است. در این خصوص کشورهای همسایه و منطقه، میتوانند از دیگر کشورهای جهان پیشی بگیرند.
یافته های خبرگزاری رها نشان می دهد که نه تنها این فیلمسازان جوان به همراه کارمندان اسبق این ریاست ادعای پوچی را مطرح نکرده اند؛ بلکه اسناد و شواهد فراوانی نیز وجود دارد که نشان می دهند تقریبا بسیاری از افرادی که چه بصورت قراردادی با این ریاست تحت امر خانم صحرا کریمی کار کرده و چه به صورت کارمندان برای این ریاست فعالیت داشته اند، از بدرفتاری های این رئیس جوان افغان فیلم نیز شکایت داشته اند.
به گفته این هنرمندان افغانستان، بدرفتاری هایی که نه در شان رئیس یک نهاد دولتی است و نه در شان هنرمندانی که در آن ریاست برای ارتقای فرهنگ و هنر افغانستان تلاش می کنند، است.
آن طور که در منابع متعدد به نقل از خود خانم صحرا کریمی آمده است او در دنیای مهاجرت در کشور ایران به دنیا آمد و پس از تحولاتی مسیر زندگی اش به سوی اروپا چرخید و در کشور اسلواکی موفق به دریافت درجه دکترای کارگردانی سینما گردید.
خانم صحرا کریمی در ماه ثور 1398 از سوی کمیسیون اصلاحات اداری به عنوان رئیس جدید افغان فیلم معرفی گردید.
نادر نادری رئیس وقت کمیسیون مستقل اصلاحات اداری در 26 ثور 1396 در صفحه توییترش نوشت “افغان فلم، قدیمیترین شرکت دولتی فیلم سازی در افغانستان از طریق یک روند شفاف صاحب نخستین رییس زن شد. صحرا کریمی فلم ساز شناخته شده افغانستان از هفته پیش رو مسئولیت این نهاد دولتی را به عهده خواهد گرفت.”
آمدن خانم صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن این نهاد دولتی و از طرفی اعلام تبریک و حمایت خانم «آنجلینا جولی» بازیگر پر قدرت و مطرح سینمای هالیوود، بسیار پر طمطراق و با خوشحالی فیلمسازان افغانستان همراه بود.
پیام تبریک آنجلینا جولی به خانم صحرا کریمی برای تصدی ریاست افغان فیلم
حتی دو تن از کسانی که با خانم صحرا کریمی در آزمون کمیسیون اصلاحات اداری برای به دست گرفتن پست این ریاست رقابت داشتند نیز به خبرگزاری رها گفته اند “بلافاصله پس از انتخاب ایشان به عنوان رئیس جدید، احساس رقابت را کنار گذاشتیم و در چارچوب ریاست افغان فیلم با خانم کریمی، پیمان همکاری مستحکم بستیم.”
این افراد اما می گویند با تمامی این پیمان های همکاری و همدلی با خانم صحرا کریمی برای رشد صنعت سینما و فرهنگ جامعه افغانستان، رفتارها و کج روی های خانم صحرا کریمی، گویی آب سردی بر پیکره سینمای افغانستان بود که نه تنها سبب رشد و ترقی صنعت سینمای «کج دار و مریز» افغانستان نبود، بلکه چندین پله به عقب تر نیز سقوطش داد.
رقابت در کمیسیون اصلاحات اداری:
حزب الله سلطانی ماستر سینما و از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم می گوید “خانم صحرا کریمی نه به دلیل لیاقت و صلاحیت بلکه از 10 امتیاز اضافه برای زن بودن خود در گرفتن بست ریاست افغان فیلم استفاده کرد. در اعلام بست های دولتی به دلیل حمایت از حضور زنان در بدنه دولت، زنان 10 امتیاز بیشتر از هر امتیازی که موفق به کسب می شوند دریافت می کردند.”
سلطانی می گوید که خانم صحرا کریمی نمره اش 4.5 نمره از او و «محمد ناصر هاشمی» پایین تر بود اما چون 10 امتیاز حق زن بودنش را داشت، توانست بست ریاست افغان فیلم را از آن خود کند.
معرفی صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن برای ریاست افغان فیلم (عکس از طلوع نیوز)
تحقیر، توهین و دشنام های فراوان صحرا کریمی در محل کار:
شمار زیادی از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم از بی ثباتی های رفتاری خانم کریمی با خبرگزاری رها صحبت کرده اند و می گویند خانم صحرا کریمی طی دوران کاری اش بدون در نظر داشت سن و سال و یا جنسیت افراد با آنها رفتارهای بسیار تحقیرآمیز توام با فحش و دشنام داشت.
حزب الله سلطانی می گوید به ندرت به یاد دارد که جلسه ای در افغان فیلم با حضور خانم صحرا کریمی مسالمت آمیز برگزار شده باشد و تمامی جلسات با تشنج فراوان و فحش و دشنام های پیوسته صحرا کریمی آمیخته بود.
آقای سلطانی با خنده می افزاید: “روزی نبود که در ریاست افغان فیلم گلاس چایی توسط صحرا کریمی شکسته نشود.”
از پیام های صوتی و متنی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به این هنرمندان جوان که در اختیار خبرگزاری رها نیز قرار گرفته، می توان دریافت گفته های آنان ادعای بی اساسی نیست.
سید جلال روحانی یک تن دیگر از فیلمسازان کشور پیام های متنی و صوتی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به وی را به خبرنگار رها نشان می دهد که در آن خانم صحرا کریمی به وضوح با دشنام و توهین های فراوان با او صحبت می کند.
به پیام صوتی خانم کریمی ارسال شده به سید جلال روحانی گوش کنید:
عارف تکوین یک تن دیگر از فیلمسازان افغان می گوید: “در ابتدای کار خانم صحرا کریمی در ریاست افغان فیلم همگی خوشحال بودند و همه با اشتیاق زیاد شروع به فعالیت کردند. اما پس از مدتی دیگر کمتر کسی پیدا می شد که دل و دماغ رفتن به سوی ریاست افغان فیلم را داشته باشد.”
آقای تکوین علاوه می کند: “بعدها اگر کاری هم در ریاست افغان فیلم داشتیم سعی می کردیم نرویم. متاسفانه این به یک طنز تلخی میان فیلمسازان بدل شده بود که می گفتند «چرا برویم به افغان فیلم! برویم که فقط بیاب شویم و برگردیم».”
تکوین می افزاید “از هر کسی که از نزدیک با صحرای کریمی کار کرده باشد می توانید راجع به عدم ثبات رفتاری او بپرسید. گاهی چنان مهربان بود که باور نمی کردی این همان صحرای روز گذشته است، اما به ناگاه رفتارش بر می گشت و از هر لفظ رکیکی در گفتارش برای ناسزا گویی هایش استفاده می کرد.”
رفتارهای نمایشی:
حزب الله سلطانی می گوید “تخریب سینما پارک و اشک های خانم کریمی را به یاد دارید؟ و یا جشنواره های پر زرق و برق که توسط ریاست افغان فیلم تحت امر خانم کریمی برگزار شد؟”
حزب الله سلطانی، ناصر هاشمی و چند تن از نزدیکان خانم کریمی می گویند “در روزی که شاروالی کابل تصمیم به تخریب سینما پارک گرفته بود، همگی در ریاست افغان فیلم جمع بودیم و به صحرا کریمی گفتیم که باید کاری انجام دهیم. اما او با خونسردی گفت «که دیگر نمی توان کاری انجام داد و تصمیم از طرف شخص معاون اول رئیس جمهور گرفته شده و شاروالی هم آن را اجرا می کند»”.
مسعود اسلامی یک تن از فیلمسازان جوان افغانستان که تاکنون فیلم هایش در چندین جشنواره بین المللی راه یافته و جوایزی نیز برای او به ارمغان آورده می گوید “پس از آن همگی ما به خانه های خود رفتیم. حوالی شام بود که تماسی از کاوه آیریک (یک تن دیگر از فیلمسازان افغان) دریافت کردم که می گفت فورا برو پیش سینما پارک، زیرا صحرا کریمی به تنهایی ایستاده تا از تخریب سینما توسط شاروالی جلوگیری کند و حالش هم زیاد خوب نیست.”
اسلامی علاوه می کند “با حزب الله سلطانی و یکی دو تا از دوستان دیگر فورا خود را به سینما پارک رساندیم و با تعجب دیدیم که همان صحرای خونسرد که در بعدازظهر دیدیم، هم اکنون با حالتی بسیار آشفته در مقابل چندین کمره رسانه ها قرار گرفته و با گریه های پشت هم در تلاش برای جلوگیری از تخریب سینما پارک است.”
خانم صحرا کریمی هنگامی که سینما پارک را تخریب می کردند سعی کرد مانع شود.
سلطانی گفت “او را ریاست امنیت ملی به زور از آنجا بیرون کرد و سپس او را بردیم به داخل ریاست افغان فیلم، اما او همچنان در افغان فیلم گریه میکرد. از آنجایی که رئیس ما بود جرات هم نمی کردیم که بگوییم که خانم کریمی آن رفتار بعدازظهر شما و این رفتار اکنون شما تناقض فاحش دارد.”
مسعود اسلامی درباره شماری از جشنواره های فیلمی که صحرا کریمی در زمان ریاستش بر افغان فیلم برگزار کرد می گوید “باور کنید که این جشنواره ها اصلا برای هنرمندان و یا ارتقای صنعت سینمای کشور برگزار نشده بود. برگزاری جشنواره های متعدد فیلم در سراسر دنیا به منظور تشویق و حمایت از فیلم سازان است؛ اما در جشنواره هایی که خانم صحرا کریمی با بودجه های متفاوت تلاش کرد که برگزار کند، کوچکترین وقعی هم به هنرمندان گذاشته نشد که هیچ، حتی یک چوکی برای خود فیلمسازان هم در جشنواره نبود.”
عارف تکوین با تایید گفته های مسعود اسلامی می گوید که در این جشنواره ها به طور قطع می توان گفت که اصلا خود هنرمندان دعوت نشده بودند و حتی یک چوکی در کل تالار نداشتند. تقریبا تمامی فیلمسازانی که فیلم هایشان در همان جشنواره ها در حال اکران بود اصلا جایی برای نشستن نداشتند و در بیرون از تالار ایستاده بودند. شاید خانم کریمی از برگزاری این جشنواره ها هدف دیگری داشت.”
خانم صحرا کریمی در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم سرباز
مسعود اسلامی علاوه می کند “اولین باری که خانم کریمی تصمیم به برگزاری جشنواره گرفت با من مشورت کرد و من به او گفتم که افغانستان به جشنواره نیاز ندارد، به فیلم نیاز دارد؛ خانم کریمی تو در جشنواره می خواهی چه فیلمی را نمایش بدهی، وقتی هیچ فیلمی ساخته نشده است.”
مسعود می گوید “اما صحرا کریمی گفت ایرادی ندارد شما از من حمایت کنید و همان فیلم های قدیمی تان را بیایید دوباره در جشنواره اشتراک بدهید. فضای ناآگاه مردم افغانستان از فیلم و فیلمسازی و دولتمردان که بی خیال صنعت سینمای کشور بودند سبب شد که فیلم های تکراری فیلمسازان در جشنواره های گوناگون خانم کریمی به نمایش در بیاید و هر بار هم بر خلاف نظر داوران، فیلم هایی به صورت سلیقه ای برنده اعلام می شدند.”
محمد ناصرهاشمی درباره یکی دیگر از رفتارهای نمایشی خانم صحرا کریمی می گوید “هنگری که خانم کریمی در فضای مجازی پیوسته از آن تصویر می گذاشت که آن را تبدیل به سینما برای افغان فیلم کرده است، در واقع فاجعه ای دیگری از رفتارهای خانم کریمی بود که زیاد بر همگان آشکار نبود.”
او می افزاید “اگر خانم کریمی می خواست سالن سینمایی بسازد نیاز نبود که آن هنگر را تبدیل به سینما کند، بلکه سینماهای سطح کابل را احیا می کرد، و یا سالن سینمایی که در پهلوی ریاست افغان فیلم است را راه می انداخت؛ نه یک هنگر را خالی کند و پس از گذاشتن چند تا چوکی و یک پرده پروجکتور خیال کند که تبدیل به سینما کرده است در حالیکه هیچ معیاری از یک سالن سینمایی در آن وجود نداشت.”
هاشمی علاوه می کند “اما فاجعه تبدیل آن هنگر به سینما در آنجاست که در آن هنگر قدیمی، یادگاری از تنها دکور استودیویی صنعت سینمای افغانستان بود. انجینر لطیف رئیس اسبق افغان فیلم و از فیلمسازان قدیمی و مطرح کشور چند سال پیش تلاش کرده بود تا فیلم بلندی براساس سرگذشت زندگی مولانا جلال الدین بلخی را در فضای استودیویی بسازد؛ به همین منظور در داخل آن هنگر فضایی از محل زندگی جلال الدین بلخی تصویرسازی شده بود که اما خانم کریمی تمامی آن دکورسازی های زیبا را که یادگاری از تنها استودیوی سینمای افغانستان است نابود کرد و مانند زباله به بیرون انداخت.”
اختلاس چند میلیون افغانی بودجه اختصاص یافته به ریاست افغان فیلم و کمک های موسسات خارجی:
فیلمسازان کشور که برخی از آنها به دلیل تهدیدهای امنیتی از کابل خارج شده اند می گویند در کنار تمامی آن رفتارهای ناپسند که ذکر شد، موضوعی که بیش از همه برای همه ناراحت کننده بود مسئله اختلاس خانم کریمی است.
حزب الله سلطانی که از اعضای «هیات پول» ریاست افغان فیلم بود، می گوید بجز کمک های موسسات خارجی مانند «بریتیش کانسیل»، به طور مجموع در حدود 39 میلیون افغانی بودجه از سوی دولت افغانستان برای ساخت چند فیلم و مستند به ریاست افغان فیلم طی دوران ریاست خانم صحرا کریمی داده شد.
او می گوید “جشنواره هایی که برگزار می گردید هم بودجه و یا کمک های جداگانه ای داشت. برای نمونه، بریتیش کانسیل در یک اقدام در حدود به ارزش 40 هزار دالر وسایل و لوازم برای ریاست افغان فیلم اعطا کرد که از آن لوازم، یک دستگاه کامپیوتر مک بوک پرو به ارزش در حدود 5 هزار دالر در اختیار شخصی خانم کریمی است که هم اکنون در اروپا است؛ در حالیکه آن لوازم متعلق به ریاست افغان فیلم است.”
فایل صوتی خانم صحرا کریمی به حزب الله سلطانی از اعضای هیات پول ریاست افغان فیلم:
حزب الله سلطانی اما درباره بودجه ای که وزارت اطلاعات و فرهنگ به ریاست افغان فیلم داده، می گوید “یک روز خانم کریمی به من تماس گرفت و گفت که برویم وزارت برای گرفتن پول؛ با موتر لندکروزر ریاست افغان فیلم رفتیم وزارت و پس از طی مراحل اداری، مبلغ 12 میلیون افغانی را به صورت نقدی دریافت کردیم. من آن مقدار پول نقد را داخل دستمال گردن خود گذاشتم زیرا هیچ چیزی همراهمان نداشتیم که پول ها را داخل آن می گذاشتم؛ راه افتادیم به سمت یکی از شعبات «میوند بانک» در منطقه شهرنوی کابل.”
آقای سلطانی می افزاید “از آنجایی که ریاست افغان فیلم حساب بانکی تا آن زمان نداشت، من و همکارم اصرار زیاد کردیم که همین الان یک حساب بانکی برای افغان فیلم ایجاد کنیم، اما صحرا کریمی گفت که نیازی به این کار نیست و پول ها را به حساب شخصی اش واریز نماییم.”
وی علاوه کرد “با وجود مخالفت زیاد پول ها را به حساب او واریز کردیم. در همان حین واریز کردن، رئیس بخش مالی وزارت اطلاعات و فرهنگ مبلغ 200 هزار افغانی از همان پول را از صحرا کریمی بابت حساب نامعلومی گرفت؛ وقتی از صحرا پرسیدم که دلیل این کار چیست گفت که از حسابی های قبل حسابش مانده است و باید به او می دادم.”
سلطانی گفت: “باقی مانده مبلغ را یعنی یازده میلیون و هشت صد هزار افغانی را به حساب شخصی صحرا واریز کردم که قرار بود از این مبلغ برای ساخت چند فیلم و مستند استفاده شود.”
یکی از این فیلم ها، پروژه ساخت فیلمی به نام «کوچه حمام زنانه» بود که با وجود مخالفت های بسیار فیلمسازان، خانم صحرا کریمی گفت که کارگردانی آن را خود بر عهده می گیرد.
به گفته ی سلطانی، “بودجه ساخت این فیلم هفت میلیون افغانی تعیین شده بود که کار ساخت آن را هم خود خانم کریمی بر عهده گرفت؛ اما این فیلم هرگز حتی به مرحله فیلمبرداری (شوتینگ) هم نرسید، چه برسد که ساخته شود؛ اما برای همین فیلم خیالی که اصلا تاکنون هیچ کاری از آن انجام نشده است، تمامی اسنادهای مالی آن به صورت جعلی ساخته شده و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شده است.”
سلطانی گفت: “برای مثال بل های مصرفی برای غذای عوامل، کرایه موتر عوامل و دستمزد عوامل تماما بصورت جعلی ساخته شده و به وزارت داده شد، در حالیکه هیچ کس و هیچ چیزی وجود نداشت. حتی تصویر یک جواز یک شرکت خارجی خیالی در زمینه میکس و مونتاژ فیلم در سویدن نیز جعلی درست شد تا به وزارت نشان دهد که کارهای پس از تولید یا اصطلاحا «پست پروداکشن» ساخت فیلم کوچه حمام زنانه در سویدن در حال انجام است. در حالیکه از اساس چنین فیلمی اصلا وجود نداشت و چنین شرکتی نیز اصلا وجود ندارد.”
این جواز از سوی ریاست افغان فیلم به وزارت اطلاعات فرهنگ ارائه شده است که نشان دهد فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه 7 میلیونی اش در نزد این شرکت سویدنی در حال گذراندن کارهای پس تولید خود است؛ در صورتیکه این شرکت اساسا وجود خارجی ندارد.
حزب الله سلطانی علاوه می کند که برای ساخت چندین فیلم دیگر که به دیگر فیلمسازان محول شده بود قراردادهایی تنظیم گردید و قرار شده بود برای هر فیلم مبلغ 400 هزار افغانی داده شود.
ساخت یکی از این فیلم ها را مسعود اسلامی بر عهده داشت؛ ساخت یک مستند داستانی درباره شیوع ویروس کرونا در افغانستان.
جدول هزینه ساخت 5 فیلم مستند و نیمه بلند به مبلغ 2 میلیون افغانی که از وزارت بودجه آن دریافت شد اما به فیلمسازان هرگز پرداخت نشد.
مسعود اسلامی می گوید که پس از ماه ها تلاش و فیلمبرداری کامل این فیلم مستند موفق به دریافت تنها بخش اندکی از مبلغ توافق شده در قرارداد نشده است.
او می افزاید “تهیه کنندگی این فیلم مستند بر دوش ریاست افغان فیلم بود؛ بدین معنا که این ریاست باید هزینه های جاری برای ساخت آن به شمول عوامل و یا هزینه های خرید و یا اجاره وسایل مورد نیاز برای فیلمبرداری را پرداخت کند. اما تمامی این هزینه ها را از جیب شخصی ام پرداخت کردم به امید روزی که بتوانم از خانم صحرا کریمی بگیرم.”
آقای اسلامی علاوه می کند این در حالی بود که بودجه ساخت این مستند را خانم صحرا کریمی از وزارت اطلاعات و فرهنگ دریافت کرده و در حساب بانکی شخصی اش قرار داده بود.
تمامی فیلمسازان روایت مشابهی دارند؛ بیشتر آنها تایید کرده اند که قبل از شروع کار خانم کریمی از تمامی فیلمسازان می خواست تا بل های مصرفی شان را بیاورند و تحویل مدیر دفترش به نام «مریم» بدهند؛ در حالیکه این موضوع همواره با اعتراض فیلمسازان مواجه می شد که می گفتند “وقتی ما هنوز هیچ فیلمی نساخته ایم چگونه بل های مصرفی اش را تحویل دهیم. اما خانم کریمی اصرار داشت که اگر کسی نتواند برای فلان موعد بل های مصرفی را آماده و تحویل ندهد، به او پروژه ای داده نخواهد شد.”
نمونه ای از فاکتورها و مهرهای جعلی که فیلمسازان مجبور به ارائه به ریاست افغان فیلم می شدند.
حزب الله سلطانی نیز می گوید به سفارش افغان فیلم و خانم کریمی یک فیلم با عنوان «صد سال تاریخ افغانستان» را با بودجه یک میلیون افغانی ساخته است، اما با وجودی که یک سال و نیم پیش این فیلم را به خانم کریمی تحویل داده است، هیچ مبلغی از آن را دریافت نکرد و در نهایت هم دولت سقوط کرد.
فیلم دیگر او نیز با نام «کوچه پرنده فروشی» با بودجه 400 هزار افغانی به سفارش خانم کریمی ساخته شده که پول او نیز به سلطانی داده نشد.
سید جلال روحانی نیز وقتی پس از چندین ماه به خانم کریمی نسبت به پرداخت نشدن حق الزحمه اش اعتراض می کند با دشنام های تند خانم صحرا کریمی مواجه می گردد.
ناصرهاشمی، ذبیح الله سیف عسکری، همایون پاییز، عارف تکوین و شماری دیگر از جمله فیلمسازانی هستند که مانند مسعود اسلامی و جلال روحانی و حزب الله سلطانی پس از ماه ها تلاش برای ساخت فیلم هایی که سفارش خانم صحرا کریمی بود موفق به دریافت پول و حق الزحمه شان نشدند و تمامی ان پول ها در حساب شخصی خانم صحرا کریمی ماند.
این فیلمسازان می گویند که خانم کریمی هر بار به هر بهانه ای ندادن پول را عقب می انداخت. “یک بار می گفت بودجه نیامده است، یک بار دیگر می گفت که فیلم تان کیفیت لازم را ندارد. در آخر به او گفتیم که اولا بودجه ای که تعیین شده در سطح سینمای افغانستان است و نه در سطح سینمای هالیوود، و دوم اینکه شما با سینماگران افغانستان قرارداد کرده اید و در سطح همان ها باید توقع داشته باشید؛ و در نهایت اگر فیلم های ما کیفیت لازم را ندارند، چرا این فیلم ها را ریاست افغان فیلم از ما می گیرد؛ و چرا اینکه بودجه ساخت این فیلم ها در حساب شخصی خانم کریمی می ماند، در حالیکه این پول ها رسما و قانونا متعلق به دولت افغانستان و بیت المال است که باید پس به حساب دولت واریز گردد؛ نه اینکه در حساب شخصی خانم کریمی بماند.”
اما سیدجلال روحانی و حزب الله سلطانی که به خانم صحرا کریمی نزدیک بوده اند صحبت دیگری نیز در این باره دارند.
آنها به خبرگزاری رها می گویند که این پول ها را خانم صحرا کریمی در اختیار «احمد شاه» دوست پسرش که مالک یک شرکت ساختمان سازی است گذاشته بود.
آنها اضافه می کنند “اما از آنجایی که کار و بار ساختمان سازی احمدشاه خوب پیش نمیرفت، ظاهرا قادر به پس دادن پول های افغان فیلم به صحرا کریمی نشده بود و این طور بود که تمامی پول های فیلم سازها پرداخت نگردید و فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه هفت میلیون افغانی هیچ گاه ساخته نشد؛ اما تمامی اسنادهای مالی اش به صورت جعلی آماده گردید و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شد.”
با تلاش های فراوان موفق به صحبت با خانم صحرا کریمی نشدیم. خبرنگار رها چندین بار تلاش کرد تا با خانم کریمی صحبت کند اما ایشان از آنجایی که خارج از افغانستان حضور دارد، هر بار با دیدن پیام و یا تماس از طرف ما آن شماره را مسدود می کرد.
حضور و نقشآفرینی هزارهها در تحولاتِ سیلآسای اخیر، بسیار ضعیف و نحیف و رقتانگیز بود. در قیاس با سایر اقوام و مجموعهها، تأثیرگذاری و نقشآفرینی ما هرگز از حدّ تماشاچی و سیاهیلشکر فراتر نرفت.
سهم و نقش پشتونها در مدیریت تحولات اخیر، بینیاز از بیان و برهان است. فعالان سیاسی ـ نظامی این قومیت از امریکا و قطر تا افغانستان و پاکستان، مدیریت و کارگردانی هر دو طرف منازعه را در دست داشتند و اکنون حاکم و مالک مطلق کشور هستند.
کارنامۀ فعالان سیاسی ـ نظامی تاجیکها نیز تا حدودی درخور توجه و قابل دفاع بود و حداقل نشان داد که این قومیت هنوز در قید حیات است و نفس میکشد. اسماعیل خان و عطا محمد، سنگرهای مقاومت در هرات و مزار دایر کردند. احمد مسعود و امر الله صالح در پنجشیر پرچم مقاومت برافراشتند و تا کنون تنها نیروی مخالف طالبان به شمار میروند.
در جبههی ازبکها نیز مقاومت و ایستادگی مارشال دوستم و فرزندانش در شبرغان و فاریاب و مزار، درخور توجه بود و حداقل نامی از قومیت ازبک برده شد.
اما از سومین قومیت بزرگ افغانستان (هزارهها) در تحولات اخیر هیچ صدایی شنیده نشد و هیچ قیام یا اقدامی به مرحلهی عمل نرسید. ما صرفاً تماشاچی و نظارهگرِ فروپاشی و تباهی و بربادی وطن خود بودیم. نه با لشکر پیروز طالبان همراه شدیم و نه در جبههی جمهوریت و دولت، کدام نمود و ظهوری داشتیم و حتی از کانون توجه رسانهها هم غایب شدیم.
نه از سران و رهبرانِ همسو با جمهوریت (دانش و مراد و محقق و خلیلی و مدبر و …) کدام قیام و قعودی در حد اسماعیل خان و دوستم و عطا و صالح و مسعود به مشاهده رسید و نه از سوی جبهههای مقاومت شماره یک و دو کدام صدای تفنگ برخاست.
نقش و حضور هزارهها آنچنان بیرمق و بیرونق بود که طالبان رغبت نکردند به هیچ منطقهای هزارهجات لشکرکشی کنند. تمام هزارستان بدون هیچگونه یورش یا اخطار قبلی، توسط عوامل ضعیف النفس حکومت تخلیه شد و سالم در اختیار طالبان قرار گرفت.
به دلیل همین نقش حاشیهای و تماشاچی، مواجهی طالبان با هزارهها آنقدر تحقیرآمیز بود که در اعلامیهای عفو سران جمهوریت، از غنی و معاونش صالح نام برده شد؛ اما از معاون هزارهتبارش (دانش) حتی نام هم برده نشد!
شنبۀ گذشته ۱۱ سپتامبر وزارت دفاع روسیه ارسال تجهیزات نظامی به تاجیکستان را تأیید کرد. وبگاه رادیوی ما، «ار اف ای فارسی»، با انتشار این خبر نوشت: به دنبال تغییر رژیم افغانستان، روسیه نگرانِ نفوذ طالبان و دیگر گروههای اسلامیِ تندرو به تاجیکستان و کشورهای آسیای میانه است.
تاجیکستان با افغانستان نزدیک به ۱۳۵٠ کیلومتر مرز مشترک دارد. کنترل بخشی از منطقۀ مرزی میان دو کشور به سبب کوهستانی بودن آن بسیار دشوار است. گفته میشود در جنگ اخیر میان طالبان و نیروهای مقاومت در پنجشیر، تاجیکستان اسلحه و مهمات در اختیار مبارزان پنجشیر گذاشت و دولت آن کشور به شماری از رهبران «جبهۀ مقاومت ملی» افغانستان پناه داده است.
روابط تاجیکستان با طالبان هیچگاه دوستانه نبوده است. پیش از سقوط طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ دولت تاجیکستان از نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمدشاه مسعود که در حال جنگ با طالبان بودند حمایت میکرد و از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمیکرد. دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، در عمل تبدیل به پشت جبهۀ ائتلاف شمال شده بود. مسعود خانوادهاش را در آن شهر سکونت داده بود.
بعضی از فرماندهان اصلی ائتلاف شمال نیز در دوشنبه ساکن شده بودند؛ مانند امرالله صالح، رئیس بعدی «ادارۀ امنیت ملی» افغانستان در زمان حامد کَرزَی و وزیر کشور در زمان اشرف غنی، یا محمدقسیم فهیم معروف به «مارشال فهیم» که از نوامبر ۲۰۰۹ تا مارس ۲۰۱۴ معاون اول رئیس جمهوری اسلامی افغانستان بود.
مارشال فهیم در سال ۲۰۱۴ بر اثر حملۀ قلبی درگذشت. اما پیش از آن چندین بار از سوءقصد طالبان جان به در برد. امرالله صالح نیز بارها هدف ترور قرار گرفت. او پس از فرار اشرف غنی از کشور و بازگشت طالبان به قدرت به پنجشیر رفت و در پی تشکیل «جبهۀ مقاومت ملی» خود را رئیس جمهور موقت «جمهوری اسلامی افغانستان» اعلام کرد.
به رغم وعدههای مکرر طالبان به همزیستی مسالمتآمیز با همسایگانشان، دولت تاجیکستان اعتمادی به آنان ندارد. در پنجم اوت گذشته در گرماگرم نبرد میان نیروهای طالبان و ارتش افغانستان نیروهای ویژۀ تاجیکستان در کنار نیروهای ویژۀ روسیه و ازبکستان رزمایش مشترکی به مدت پنج روز برگزار کردند. هدف اعلام شدۀ آن رزمایش جلوگیری از «رخنه گریها» اعلام شد بیآنکه نامی از گروهی یا نیرویی برده شود. در ماه اوت وزیر دفاع روسیه از زرادخانۀ عظیمی خبر داد که قرار است در مرزهای مشترک آن دو کشور با افغانستان مستقر شود.
بیاعتمادی دولت تاجیکستان به طالبان و سرآسیمگی «امامعلی رحمان»، رئیس جمهور آن کشور، در ماههای اخیر به این سبب است که وقتی طالبان در ژوئن گذشته شهر مرزی «شیرخان بندر» را تصرف کردند، مراقبت از آن را به عهدۀ مبارزان اسلامگرای تاجیک گذاشتند. این مبارزان وابسته به گروه «جماعت انصارالله» اند که تاجیکهای تاجیکستان آن را تشکیل دادهاند. جماعت انصارالله دشمن آشتی ناپذیر رئیس جمهور و رژیم کنونی تاجیکستاناند. درواقع، دولت تاجیکستان از رخنۀ این گروه به هراس افتاده است که بیشترین اعضای آن را تاجیکهای تاجیکستان تشکیل میدهند. البته هنوز معلوم نیست طالبان تا چه اندزه مهار این گروه را در افغنستان در دست دارند.
در شمال افغانستان در حدود ۵ میلیون تاجیک زندگی میکنند. گروههای بزرگی از آنان تاجیکهای تاجیکستاناند که در زمان جنگ داخلی دهۀ نود میلادی به افغانستان پناهنده شدند. در نتیجه، خطری که با بازگشت طالبان به قدرت، تاجیکستان را تهدید میکند، در درجۀ نخست، خطر فعال شدن تاجیکهای پناهنده است. فراموش نکنیم که در جنگ داخلی تاجیکستان از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ دهها هزار نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر آواره شدند. زخمهای آن جنگ هنوز التیام نیافته است. پس از جنگ امامعلی رحمان همۀ مخالفانش را تار و مار کرد. او تاجیکستان را یگانه دژ استوارِ منطقه در برابر اسلامگرایی میداند.
به همۀ اینها باید وابستگی اقتصادی تاجیکستان را به قاچاقِ تریاک و هروئین نیز اضافه کنیم که به گفتۀ «ادوارد لِمون»، کارشناس مسائل امنیتی آسیای میانه، یک سوم اقتصاد آن کشور را تشکیل میدهد. این قاچاق از طریق مناطق مرزی صورت میگیرد.
برای پیشگیری از بحران احتمالی که در پی بازگشت طالبان به قدرت، دولت تاجیکستان را سرآسیمه کرده، امامعلی رحمان به هر دری میزند. او از سویی دست به دامن آمریکا میشود (چنان که در اوایل ژوئیۀ گذشته وزیر امور خارجهاش را برای دیدار و گفت و گو با آنتونی بلینکن به آمریکا فرستاد) و از سوی دیگر، به «سازمان پیمان امنیت جمعی» به رهبری روسیه متوسل میشود که هدف عمدهاش محدود کردنِ دامنۀ نفوذ «ناتو» و آمریکا در کشورهای آسیای میانه و قفقاز است.
اما رهبران تاجیکستان از این نیز هراس دارند که نیروهای روسی کنترل مرزهای کشورشان را در دست بگیرند و استقلال تاجیکستان را از میان ببرند.
امرالله صالح معاون اول دولت اشرف غنی که خود را هم اکنون در نبود رئیس جمهوری، سرپرست ریاست جمهوری افغانستان می خواند به روزنامه دیلی میل انگلیس از وقایعی که در شب قبل و روز سقوط کابل اتفاق افتاد نوشته است.
آقای صالح معتقد است که سیاستمداران که در این لحظه بحرانی افغانستان را ترک کرده اند در واقع به افغانستان خیانت کرده اند.
او در این باره که چطور رهبران افغانستان بجای مبارزه با طالبان به مخفی گاه ها رفتند می نویسد “شب قبل از سقوط کابل، رئیس پلیس با من تماس گرفت و گفت که در زندان پلچرخی شورش شده است و زندانیان طالبان در تلاش برای فرار هستند. من اما شبکه ای از زندانیان مخالف طالبان در زندان شکل داده بودم. با آنها تماس گرفتم و آنها هم به دستور من شروع به مقابله با شورش زندانیان طالبان کرد.”
او افزود: “واحد مقابله با شورش به همراه نیروهای ویژه افغانستان به منطقه اعزام شده و کنترل زندان را بدست گرفتند.”
صالح می گوید که صبح روز بعد (روز سقوط کابل) تلاش کرده تا با وزیران دفاع و داخله و یا معاونانشان تماس بگیرد که اما موفق نشده آنها را پیدا کند.
وی تاکید می کند: “اما افراد بسیار متعهدی در این دو وزارت یافتم که به من گزارش می دادند که چه طور قادر نیستند پرسونل رزرو و یا کماندوها را به خط مقدم نبرد اعزام کنند.”
او می گوید که در آن ساعات پرفشار هیچ گونه سربازی که قابلیت اعزام به خط مقدم نبرد داشته باشد را پیدا نکرد.
صالح علاوه می کند: “پس از آن با رئیس پولیس کابل صحبت کردم. مردی شجاع که هر جا که هست آرزوی بهترین ها برایش دارم. او به من گفت که خط در شرق سقوط کرده است، دو ولسوالی در جنوب سقوط کرده و ولایت وردک که در همسایگی کابل است نیز سقوط کرده است.”
آقای صالح نوشته “او از من خواست تا به او در اعزام کماندوها کمک کنم. از او خواستم تا با تمام امکاناتی که در اختیار دارد خط را برای یک ساعت نگه دارد.”
امرالله صالح می گوید که در آن لحظه هر چه تلاش کرده نتوانسته هیچ گونه نیرویی را برای کمک به رئیس پولیس اعزام کند؛ بنابراین تلاش کرده تا با ارگ ریاست جمهوری و حمدالله محب مشاور امنیت ملی ارتباط بگیرد که اما آن هم بی فاید بود.
صالح می نویسد: “با ارگ تماس گرفتم. به حمد الله محب پیامی تلفنی فرستادم که باید کاری انجام دهیم. اما هیچ پاسخی از هیچ کس نگرفتم. ساعت 9 صبح روز سقوط بود و کابل را وحشت فرا گرفته بود.”
وی افزوده “شب قبل ملاقاتی با رئیس امنیت ملی داشتم. از او پرسیدم که اگر طالبان به کابل هجوم آوردند چه برنامه ای دارد و او گفت که برنامه ام این است که هر جا شما بروید به شما ملحق می شوم. حتی گفت که اگر طالبان راه مان را مسدود کند آخرین نبردمان را در کنار یکدیگر خواهیم کرد.”
آقای امرالله صالح احتمالا با اشاره به محمد اشرف غنی و دیگر مقاماتی که از کشور گریخته اند آنها را خائن خواند و گفت: “آنها در هوتل ها و ویلاهایشان در خارج از کشور نشسته اند؛ و از مردمان بیچاره افغانستان می خواهند که شورش کنند. بزدلانه است. اگر حتی بخواهیم شورش کنیم، این شورش نیاز به رهبری دارد.”
صالح افزود: “ممکن است که آنها بگویند که اگر در داخل افغانستان می ماندند، شهید می شدند. چرا که نه؟ ما رهبرانی می خواهیم که آرزوی شهادت داشته باشند. یا ممکن است که آنها بگویند اگر می ماندیم زندانی می شدیم؛ باز چه ایرادی دارد؟ ما رهبرانی می خواهیم که زندانی شده باشند.”
امرالله صالح علاوه کرد که پس از آن به احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود مسج فرستاده و از او پرسیده که کجا است و احمد مسعود نیز در جواب گفته که در کابل است و قدم بعدی اش را برنامه ریزی می کند.
صالح به مسعود گفته که او نیز در کابل است و به او پیشنهاد پیوستن به پنجشیر را داده است.
آقای صالح گفت: “پس از آن به خانه ام رفتم و عکس های همسر و دخترم را نابود ساختم. کامپیوتر و دیگر وسایلم را جمع کردم. از سر تیم حفاظتی ام (رحیم) خواستم تا دستش را روی قرآن بگذارد.”
وی می افزاید: “به او گفتم که به سوی پنجشیر می رویم و مسیر نیز در تصرف طالبان است. باید در مسیر راه جنگ کنیم. در کنار هم جنگ می کنیم. اما اگر زخمی شدم، از تو یک درخواست دارم. دو بار به سرم با مرمی فیر کن. نمی خواهم هرگز در اسارت طالبان باشم، هرگز.”
صالح می گوید که با یک قطار از وسایط زرهی و دو موتر «پیکاپ» مسلح راهی جاده شدند. قطار آنها در مسیر به سمت پنجشیر دو بار مورد حمله قرار گرفت.
او گفت: “ما از گذرگاه شمالی به سختی فراوان عبور کردیم، زیرا منطقه بی قانون شده بود و پر از دزدان و راهزنان و طالبان بود. دو بار سر ما حمله شد اما جان سالم بدر بدریم. با قاطعیت تمام در مسیر راه مبارزه کردیم.”
صالح افزوده: “زمانی که به پنجشیر رسیدیم، پیام دریافت کردیم که شماری از متنفذین پنجشیر در مسجدی جمع شده اند. برای یک ساعت با آنها صحبت کردم و سپس همگی به نشانه حمایت قیام کردند.”
اما آقای صالح می گوید که ولایت پنجشیر طی 20 سال گذشته منطقه ای تفریحی و توریستی بوده است و هیچ سلاح و مهماتی هم اکنون در اختیار ندارند.
او علاوه کرد: “آن شب یک استراتژی برای مستحکم تر ساختن خطوط دفاعی ولایت پیاده کردم. سپس تماس دریافت کردم که احمد مسعود نیز با یک هلی کوپتر به سوی ولایت پنجشیر در راه است. فورانی از امید وجودم را گرفت. با مسعود اولین جلسه خود را برای پیاده سازی استراتژی برگزار کردیم.”
امرالله صالح در پایان نوشته: “آیا مقاومت آسان بوده؟ قطعا خیر. بدون شک در وضعیت دشواری قرار دارم. من از فولاد ساخته نشدم بلکه من نیز یک انسان هستم. احساسات دارم و می دانم که طالبان سرم را می خواهند. اما این تاریخ است و ما در بطن تاریخ قرار داریم.”
تاجیکستان بیش از 1300 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد که از آمو دریا و دریای پامیر در غرب شروع شده و تا نقطه ای که اتصال بین افغانستان و چین در منطقه واخان است امتداد می یابد. اما وقایع اخیر نشان می دهد که گویا ارتباط دو کشور چیزی بیش از اتصال جغرافیایی است و دو طرف به طور فزاینده ای در حال نزدیک تر شدن بهم هستند.
گرچه محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از کشور فرار کرد و طالبان روی کار آمد و با خروج کامل نیروهای آمریکایی و متحدان به نظر می رسد که تصرف طالبان دیگر تکمیل شده باشد، اما همچنان یک منطقه تسلیم این گروه نشده است.
دره پنجشیر، ولایتی در شمال کابل و در همسایگی غربی کوهای هندوکش که هنوز شرایط طالبان را نپذیرفته و آنها را به چالش کشیده است. نیروهایی که در برابر خواسته های طالبان قد علم کرده اند نه تنها از خیزش های مردمی و یا باقی مانده نیروهای ارتش افغانستان است، بلکه متشکل از شهروندان تاجیکی است که از آن سوی مرز برای پیوستن به مقاومت آمده اند. این بهم پیوستگی میان دو مرز نشان دهنده این موضوع است که در سطح محلی روابط میان مردمان در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان بسیار در هم تنیده است.
اکثریت ساکنان ولایت پنجشیر را قومیت تاجیک های افغانستان تشکیل می دهند که این سبب شده از سوی بخشی از جامعه تاجیک های تاجیکستان مورد حمایت قرار بگیرند.
اخیرا ساکنان منطقه ای در جنوب تاجیکستان به نام «کولوب» در حدود 50 کیلومتری مرز با افغانستان در نامه ای سرگشاده به «امامعلی رحمان» رئیس جمهوری آن کشور از او خواسته اند تا اجازه دهد به «جبهه مقاومت ملی» (عنوانی که جبهه مقاومت پنجشیر انتخاب کرده است) علیه طالبان در ولایت پنجشیر بپیوندند. براساس مطالب منتشر شده در صفحات اجتماعی ساکنان این منطقه، آنها 1800 مرد پیکارجو آماده برای پیوستن به جبهه مقاومت پنجشیر دارند.
برای بعضی از ساکنان این منطقه انگیزه جنگ در کنار نیروهای مقاومت پنجشیر در مقابل طالبان احساس دینی است که به دنبال ادای آن هستند.
زمانی که تاجیکستان در دهه 90 میلادی درگیر جنگ های داخلی شده بود، افغانستان پذیرای حدود نیم میلیون نفر از پناهجویان تاجکیستان بود و همچنین به نیروهای «اپوزیسیون متحد تاجیک ها»، «ائتلاف دموکرات ها و اسلام گراها و همچنین خیزش های قومی محلی اجازه ورود به افغانستان داد. در واقع، بسیاری از فرماندهان اپوزیسیون متحد تاجیک ها پایگاه های فرماندهی شان را در خاک افغانستان بنا کرده بودند.
این کمک ها که از سوی شمالی های افغانستان به تاجیک ها در آن زمان داده شده بود سبب شده که آن ها هم اکنون احساس همدردی با ساکنان ولایت پنجشیر کنند.
گرچه نامه سرگشاده از اشتیاق آن مردمان برای همرزمی در کنار نیروهای مقاومت پنجشیر سخن می گوید، اما مقامات تاجیکستان دنباله رو این لفاظی ها نیستند. در عوض این مقام ها گفته اند که هم گام با تصمیمات و رفتارهای جامعه جهانی در قبال طالبان قدم بر می دارند و تاکید می کنند که هر گونه عبور شهروندان تاجیکستان به آن سوی مرز برای قرار گرفتن در جبهه ای به نفع یا ضرر کسی و در کل جنگیدن جرم محسوب می شود.
آنها همچنین می گویند که تنها راه قانونی برای حضور شهروندان تاجیکستان در جبهه های جنگ این است که دولت افغانستان به طور رسمی از تاجیکستان درخواست کند.
گرچه ممکن است که دولت تاجیکستان اجازه حضور شهروندان خود را در جبهه مقاومت ملی پنجشیر ندهد، اما این بدان معنا نیست که تاجیکستان حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است.
امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان تاکید کرده است کشورش تا زمانی که طالبان دولتی فراگیر متشکل از تمامی اقوام و جناح ها تشکیل ندهد، آن را به رسمیت نخواهد شناخت.
طالبان تاکنون به مقام های تاجیکستان و دیگر کشورهای همسایه افغانستان بارها اطمینان داده است که از خاک افغانستان به هیچ عنوان علیه کشوری استفاده نخواهد شد و اجازه درگیری های برون مرزی و یا سر ریزی درگیری ها به آن سوی مرزهای افغانستان را نمی دهد.
با گذشته چند روز از تسلط طالبان بر کابل و فرار اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان، نگرانی ها در مورد نوع نظامی که طالبان قرار است تشکیل دهند در بین شهروندان کشور افزایش یافته است. اگر طالبان همچون گذشته بر تک محوری در حکومت پافشار کنند بروز یک جنگ خانمان سوز دیگر که نمی توان پایانی برای آن تصور کرد محتمل است.
علی اکبر جمشیدی نماینده پیشین مردم ولایت دایکندی در شورای ملی در گفت و گو با خبرگزاری رها می گوید تنها چیزی که می تواند فشار لازم بر طالبان جهت تشکیل یک دولت فراگیر آن طور که خودشان بارها و بارها این روزها قول داده اند را وارد کند جامعه بین المللی ست.
آقای جمشیدی می افزاید:«طالبان از انزوای بین المللی می هراسند.»
سناتور جمشیدی تاکید می کند این روزها طالبان نگران مشروعیت بین المللی خود هستند و به جز این هیچ اهرم فشار یا ترسی از داخل افغانستان برای تن دادن به حکومت مشارکتی احساس نمی کنند. اگر فشارهای جامعه بین المللی نباشد طالبان حتی حاضر نیستند از حکومت مشارکتی سخن بگویند.
آقای جمشیدی می گوید طالبان پیش از پیش اراکین حکومت محلی خود را در ولایات مشخص کرده اند و تنها کابل مانده که دست به هیچ تغییری نزده اند.
حکومت مشارکتی سمبلیک
نمایند مردم دایکندی در شورای ملی در بخش دیگری از سخنان خود می گوید طالبان حتی اگر تحت فشارهای جامعه بین المللی حاضر شوند حکومت مشارکتی تشکیل دهند، این حکومت مشارکتی سمبلیک خواهد بود.
آقای جمشیدی می گوید:« حکومت مشارکتی که طالبان از آن سخن می گویند حتی اگر تشکیل هم شود به گونه ای خواهد بود که قدرت اصلی اجرایی در دستان حلقه اول طالبان باشد و نمایندگان دیگر اقوام در بدنه های پایین جا داده شوند.»
تک روی طالبان و احتمال بروز یک جنگ داخلی دیگر
سناتور علی اکبر جمشیدی در ادامه تاکید می کند هیچ نیرو و قدرت داخلی اکنون جلودار طالبان نیست و اگر این گروه بخواهد تک روی های خود را ادامه دهد باید منتظر یک جنگ داخلی خانمانسوز دیگر بود.
امرالله صالح معاون اول اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان اکنون به ولایت پنجشیر رفته و در کنار احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود آن طور که گفته می شود جبهه مقاومت علیه طالبان را تشکیل داده اند.
نماینده مردم دایکندی در شورای ملی در این مورد می گوید:«مردم از جنگ خسته شده اند اما منتظر حکومت آینده طالبان هستند: اگر طالبان به صورت تک محوری عمل کرده به دیگر اقوام فرصت حضور در قدرت را ندهند ممکن است جبهه مقاومت گسترده تر شود و جنگ داخلی دیگری با ابعاد وخیم شعله ور گردد.»
غنی فرار نمی کرد، موفقیت دولت همه شمول بیشتر بود
علی اکبر جمشیدی در ادامه می گوید مذاکرات صلح بین الافغانی در دوحه به مرحله حساس خود رسیده بود، فرار بود غنی با تشکیل حکومت موقت موافقت نماید و انتقال قدرت به صورت آرام صورت گیرد.
حتی زمانیکه مزار شریف سقوط کرد و کابل محاصره شد طبق توافق انجام شده از طالبان خواسته شد نیروهای خود را وارد کابل نسازد. طالبان نیز قبول کردند و عملیات های خود در دیگر ولایات را متوقف کردند و منتظر انتقال مسالمت آمیز قدرت شدند. با فرار غنی اما هرج و مرج در کابل حاکم شد و بسیاری از مسئولین حوزات کار خود را رها کردند و اینجا بود که طالبان برای جلوگیری از ناامنی های بیشتر وارد کابل شدند.
منتفی شدن پروسه صلح قطر و راه اندازی گفت و گوی تازه
نماینده مردم دایکندی در مجلس سنای افغانستان می گوید پس از تسلط طالبان بر کابل یک شورای هماهنگی با عضویت حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین، داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای مصالحه ملی در زمان ریاست جمهوری غنی و گلبدین حکمتیار رئیس حزب اسلامی شکل گرفت تا با سران طالبان در مورد نوع نظام آینده گفت و گو کنند. از طرفی هم هیات رهبران احزاب و سیاسیون به پاکستان رفته بودند.
آقای جمشیدی می گوید:«بروسه صلح قطر عملا منحل شده چون سران طالبان به داخل افغانستان آمده اند و گفت و گوی جدید با آنها می بایست در داخل افغانستان انجام شود. »
وی تاکید می کند مذاکراتی که کرزی و عبدالله با طالبان داشته اند با حلقه دوم این گروه بوده و حلقه اصلی طالبان هنوز با شورای هماهنگی گفت و گو نکرده اند.
به باور سناتور جمشیدی باید منتظر ماند و دید طالبان تا چه اندازه به تعهدات خود در قبال حکومت همه شمول عمل می کنند.
پیشروی سریع طالبان و تصرف کل افغانستان طی تنها چند روز محدود آنقدر سریع اتفاق افتاد که دو از انتظارات و پیش بینی ها بود و حتی امریکا و متحدینش را نیز شوکه نمود.
با فرار محمد اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان و اعضای مهم تیم وی و تسلط این گروه بر کابل اینک بحث نوع نظامی سیاسی که قرار است در افغانستان تشکیل شود از اهمیت خاصی برخوردار شده است. این که منظور طالبان از دولت فراگیر اسلامی چیست نقش مهمی در آینده سیاسی افغانستان بازی می کند.
حجت الاسلام و والمسلمین شیخ موسی رضایی، رئیس شورای علمای شیعه افغانستان و از چهره های سرشناس پیشین جهادی، در گفت و گو با خبرگزاری رها می گوید در حال حاضر دو نظر در مورد نوع نظامی که قرار است در افغانستان تشکیل وجود دارد: یکی، تشکیل دولت فراگیر اسلامی آن طور که طالبان یاد کرده اند و دیگری امارت اسلامی طالبان.
وی تاکید می کند در میان طالبان روی این دو نظریه اختلاف پیش آمده است: بخشی از طالبان به دنبال امارت اسلامی هستند.
آقای رضایی می گوید:«طالبان دو دسته شده اند و در مورد نوع نظامی سیاسی افغانستان در آینده با پاکستان و سازمان استخباراتی این کشور(آی ای آی) به مشکل خورده اند. با امریکا نیز سر همین دو قضیه اختلاف پیدا کرده اند.»
به گفته حجت الاسلام و والمسلمین رضایی روز گذشته قرار بود شورای هماهنگی متشکل از حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی در حکومت پیشین، و گلبدین حکمتیار رئیس حزب اسلامی و برخی از چهره های دیگر مثل امیر اسماعیل خان از چهره های برجسته جهادی و در مجموع هفت نفر برای مذاکره به دوحه قطر بروند. هیات طالبان هم قرار بود به دوحه برگردند. دو هیات قرار بود روی تشکیل دولت فراگیر مذاکره کرده به نتیجه برسند.
این سفر اما به دلایلی به تاخیر افتاد و تشکیل دولت فراگیر با هاله ای از ابهام روبرو گشت.
طالبان در اندیشه فریب
افغانستان کشوری چند قومیتی ست و نگاهی به گذشته نشان می دهد حکومت های تک قومی و انحصار طلب عملکرد موفقی نداشته در نهایت با ناکامی روبرو شده اند. اینکه طالبان تا چه اندازه از گذشته خود درس گرفته باشند و در تشکیل نوع نظام آینده بخواهند این واقعیت را در نظر بگیرند خود یک سوال بزرگ است:
حجت الاسلام و والمسلمین شیخ موسی رضایی در ادامه سخنانش تاکید می کند هیات طالبان به رهبری ملا غنی برادر به جای سفر به دوحه و گفت و گو در مورد تشکیل دولت فراگیر امروز به قندهار رفته است.
«طالبان اکنون بر تمام ولایات افغانستان به جز یک ولایت تسلط پیدا کرده اند. این گروه در ولایات تحت سلطه خود کادر اداری، قومندان امنیه، والی، ولسوال(شهردار) تعیین کرده اند. حتی در ولسوالی ها قومندان امنیه گمارده اند.»
براساس شواهد و قراین موجود تصور نمی شود طالبان به دنبال تشکیل یک دولت فراگیر باشند.
آقای رضایی می گوید:«طالبان به دنبال امارت اسلامی هستند.»
وی تاکید می کند طالبان ممکن است در ترکیب امارت اسلامی خود جمعی از اقوام دیگر را دخیل بسازند اما چیزی که شواهد نشان می دهد تشکیل دولت فراگیر نیست.
طالبان با این اقدام به دنبال فریب افکار عمومی هستند و تلاش می کنند نشان دهند در بدنه امارت اسلامی از همه اقوام حضور دارد و این حکومت یک حکومت فراگیر هست.
ممکن است در ترکیب امارت تلاش بکنند جمعی از اقوام دیگر را دخیل بسزند و بعد توجیه کنند که این دولت دولت فراگیر است و دربدنه این دولت همه اقوام حضور دارد.
با تسلط کامل طالبان بر افغانستان اینک یکی از نگرانی های بزرگ شهروندان افغانستان نحوه برخورد طالبان با زنان و اقلیت های دینی و مذهبی ست.
داکتر محمد نعیم وردک سخنگوی طالبان در دفتر سیاسی این گروه در قطر در گفت و گویی اختصاصی با خبرگزاری رها می گوید:« در مورد نحوه رویه طالبان با زنان و اقلیت های مذهبی و دینی علیه طالبان تبلیغات منفی شده است: اسلام بیش از هر دین دیگری به پیروان خود حقوق داده است.
دکتر محمد نعیم تاکید می کند:«مخالف کار و تعلیم زنان نیستیم! اسلام به زنان حق تعلیم و کار داده اما روش رسیدن به این حق با آنچه غربی ها می گویند متفاوت است. افغانستان اصول و ارزش های اسلامی خود را دارد و بر اساس همین اصول حقوق تعلیم و کار برای زنان لحاظ می شود. با کشورهای غربی اختلاف عقیده و تفکر داریم. اگر اختلاف عقیده و تفکر نبود که کل کشورهای دنیا می بایست به سبک زندگی اروپایی زندگی می کردند.»
به گفته وی مردم در مناطق تحت سلطه طالبان می توانند آزادانه کار و تجارت کنند و حقوقی که از مردم توسط اداره فاسد کابل ضایع شده به آنها بازگردانده می شود. اداره فاسد کابل حیثیت خود را نزد مردم از دست داده است.
داکتر نعیم می گوید موضع امارت اسلامی بر دو اصل «ارزش های اسلامی و منافع علیای کشور» استوار هست و بر همین اساس به حقوق شهروندان خود متعهد هستیم.
«وقتی امارت اسلامی بیاید، به همه فرصت کار داده می شود حتی بهتر از گذشته، فساد ریشه کن می شود، عفو عمومی اعلام شده و حتی کسانی که با اداره کابل کار کرده اند می توانند، بمانند و برای مردم خود دوباره کار کنند، بالاخره اداره کابل یک نظام بوده و عده ای از مردم مجبور به کار در این نظام بوده اند. شماره ثبت شکایات اعلام شده و هر کسی که شکایتی دارد می تواند زنگ بزند تا به آنها رسیدگی شود.»
دکتر نعیم خاطرنشان می سازد:«کسی نباید احساس خوف کند!»
ماراتون مذاکرات صلح به روایت سخنگوی طالبان
دکتر محمد نعیم روایت خود از مذاکرات صلح افغانستان که اکنون ماهیتی ماراتون گونه یافته است را بیان کرده است.
آقای وردک خاطرنشان می سازد مذاکرات صلح که از دوازده دسامبر سال 2020 میلادی شروع شده هنوز ادامه دارد و متوقف نشده است.
«تیم مذاکراتی ما با طرف مقابل(دولت افغانستان و اداره کابل به روایت طالبان) نشست هایی داشته است، هفته های گذشته نشست داشتیم، هفته های آینده نیز نشست خواهیم داشت.»
مذاکرات صلح مطابق انتظار پیش نرفته است
سخنگوی طالبان در ادامه موضوع افغانستان را یک مساله پیچیده می داند و می افزاید از چهل سال به اینسو برخی مشکلات دیرینه وجود داشته است اما بروز جنگ در بیست سال گذشته سبب ایجاد مشکلات تازه ای شده است.
«تفاهم و حل هر مناقشه ای به وقت نیاز دارد. در مذاکرات صلح بین الافغانی دوحه نیز گهگاهی پیشرفت هایی صورت گرفته است اما آن طور که انتظار می رفت به پیش نرفته است. مشکلات متاسفانه بیشتر از طرف مقابل(اداره کابل) بوده است.»
دکتر وردک می گوید:«تا 10 مارچ 2020 قرار بود شش هزار زندانی طالبان از سوی اداره کابل آزاد شود و فردا یا پس فردای روز آزادی مذکرات بین الافغانی آغاز شود. متاسفانه این پروسه شش ماه به تاخیر افتاد: این تاخیر از طرف ما نبود.»
شروع مذاکرات و توافق روی طرزالعمل
به گفته سخنگوی طالبان با شروع مذاکرات بین الافغانی بحث ها روی طرزالعمل مذاکرات پیگیری شد. گفت و گو در مورد طرزالعمل سه ماه طول کشید در حالیکه می توانست طی دو هفته خلاص شود اما یک موضوع اصلی حل نشده باقی مانده بود: ما بر پیگیری مذاکرات بین الافغانی بر اساس توافق نامه صلح طالبان با امریکا تاکید داشتیم اما طرف مقابل جنجال می کرد.
توافق نامه صلح ما با امریکا یک اجماع بین المللی بود: امریکا آن را امضا کرده بود، شورای امنیت سازمان ملل آن را تایید نموده بود و کشورهای منطقه و همسایه نیز توافق صلح طالبان با امریکا را قبول کرده بودند.
از سویی در توافق صلح طالبان با امریکا نیز ذکر شده بود که مذاکرات بین الافغانی براساس همین توافق صلح به پیش برده شود اما طرف مقابل نمی پذیرفت و مذاکرات سه ماه به تعویق افتاد.
نیم نگاه حکومت افغانستان به انتخابات امریکا
بحث روی طرزالعمل مذاکرات بین الافغانی با انتخابات ریاست جمهوری امریکا همزمان شده بود و طرف مقابل نیم نگاهی به برنده انتخابات این کشور داشت.
دکتر وردک می گوید:«انتخابات امریکا بود، طرف مقابل منتظر انتخابات بود تا کاندید برنده مطابق خواسته آنها رفتار کند. دولت جدید امریکا اعلام کرد توافق نامه صلح امریکا با طالبان را بازبینی و بررسی می کند و همین مساله امیدواری هایی را در اداره کابل ایجاد کرده بود. اداره کابل انتظار داشت توافق نامه صلح ما با امریکا لغو شود و امریکا همانند گذشته کنار آنها بایستد. برای آنها(حکومت افغانستان) منافع خودشان مهم بود.
سخنگوی طالبان می افزاید بعد از عید فطر گذشته اعلام کردیم که مذاکرات ادامه یابد، هیات مذاکراتی ما حضور پیدا کرد اما متاسفانه تیم طرف مقابل تا یک و نیم ماه حاضر نبودند. طرف مقابل در روز دوم عید اعلام جنگ کرد.
نه مرغ ماندند و نه حیوان و انسان
سخنگوی طالبان با لحنی انتقاد آمیز از اعلام جنگ حکومت افغانستان در عید فطر سال گذشته می گوید:«بمب باران ها شروع شد، مارکت ها، شفاخانه ها و پوهنتون ها را زدند.
نعیم وردک گفت:«نه مرغ ماندند و نه حیوان و انسان!»
وی تاکید می کند قضاوت را به مردم واگذار می کنیم!
حل مشکلات از طریق گفت و گو، پالسی طالبان
دکتر نعیم وردک در بخش دیگری از سخنان خود می گوید حل مشکلات از طریق گفت و گو پالسی طالبان است. ما این پالسی را ثابت ساخته ایم، با خارجی ها نشسته و به توافق رسیده ایم. اما اداره کابل اعلام جنگ سه ماه و شش ماهه می کند و بمباران ها را ادامه می دهد.
اهداف جهاد از منظر طالبان
دکتر محمد نعیم وردک تاکید می کند مجاهدین طالب در جهادشان دو هدف عمده را دنبال می کنند: یکی استقلال و آزادی کشور و دیگری نظام اسلامی مستقل، پاک و مصون.
«هدف ما قدرت و چوکی نیست و اگر این طور بود در سال 2001 همه قدرت در دست ما بود. برای ما ارزش های ملت ما، ارزش های کشور ما و منافع علیای افغانستان مهم است. اداره کابل سراپا در فساد غرق است: فساد اخلاقی، فساد اجتماعی، فساد مالی و حتی فساد در امور بشری مثل تعلیم و تربیت، امور صحی به شمول حیف و میل پول های کمک شده برای مبارزه با کرونا.»
سخنگوی طالبان تاکید می کند:«با چنین اداره فاسدی تقسیم قدرت نمی شود.»
ملت افغانستان قربانی ندادند که چند نفر فاسد سر چوکی(صندلی) بیایند. یک نظام اسلامی عاری از فساد و مستحکم که بتواند مشکلات کشور را حل کند باید سر کار بیاید.
دکتر نعیم وردک گفت:«اداره کابل با فساد گسترده خود ملت و کشور ما را شرماندند، در لیست فاسدترین کشورها قرار دادند افغانستان را و برای تاریخ و ملت ما ننگ آوردند.»
رئیس جمهور آمریکا که تنها حدود ۷ ماه از حضورش در کاخ سفید میگذرد اما به اذغان خود در ۸ سال حضور در پست معاون ریاست جمهوری – دوره باراک اوباما – هم از نزدیک بر جنگ افغانستان نظارت داشته، روز دوشنبه در مقابل دوربینهای تلویزیونی گفت استراتژی آمریکا در طول ۲۰ سال حضور در افغانستان “هیچگاه حکومتسازی” یا ” ایجاد یک دموکراسی متحد و مرکزی” نبوده است بلکه ماموریت نظامیان آمریکا از لشکرکشی به افغانستان مبارزه با تروریسم و پیشگیری از حملات تروریستی علیه آمریکا از خاک افغانستان بوده است.
با این حال، آقای بایدن در سخنان امروز خود پذیرفت که روند تحولات در بحران افغانستان “سریعتر از انتظار” پیش رفته است.
رئیسجمهوری آمریکا همچنین از رساندن تعداد سربازان آمریکایی در فرودگاه کابل به ۶۰۰۰ نفر خبر داده و گفته این نیروها کنترل فرودگاه کابل و ترافیک هوایی آن را در دست خواهند گرفت.
او طالبان را تهدید کرد که در صورت حمله به نظامیان آمریکایی باید منتظر “واکنش سهمگین دفاعی” آمریکا باشد.
“حقیقت این است که آن چه رخ داد خیلی سریع تر از پیشبینی ما بود. چه چیزی رخ داد؟ رهبران سیاسی افغانستان جنگ را رها کردند و از کشور فرار کردند. ارتش افغانستان فروپاشید و در مواردی حتی بدون این که بجنگد تسلیم شد. وقتی نظامیان افغان حاضر نیستند برای دفاع از خودشان بجنگند، سربازان آمریکایی نباید در چنین جنگی بمانند و کشته شوند”.
جو بایدن همچنین در واکنش به انتقادهایی که به قدرت رسیدن طالبان را به معنای پایمال شدن حقوق زنان ارزیابی کردهاند گفت: “من به صراحت گفتهام که حقوق بشر باید در کانون سیاست خارجی ما باشد اما راه محقق کردن این اصل اعزام نامحدود نیروهای نظامی به نقاط مختلف نیست”.
رئیسجمهور دموکرات آمریکا میگوید اکنون – پس از خروج کامل نظامیان آمریکا از افغانستان – واشنگتن از طرق دیگری به دنبال اهداف خود خواهد رفت: “حالا ما بر چیزی که عملی و ممکن به نظر میرسد تمرکز خواهیم کرد…”.
حمایت از مردم افغانستان و هم صدایی با خواست و حقوق بنیادین آنها
تلاش برای درگیر کردن دیپلماسی منطقهای و دخیل کردن بازیگران منطقهای در فعالیتهای مربوط به پیشگیری از خشونت و بیثباتی
و همچنین استفاده از نفوذ بینالمللی و کمکهای انساندوستانه برای کنترل قدرت و حاکمان در افغانستان
راهکارهایی هستند که آقای بایدن در سخنان روز دوشنبه خود به عنوان نقاط مورد توجه کاخسفید در ادامه تلاش این کشور برای بهبود آینده افغانستان مد نظر خواهد داشت.
او در عین حال سیاستمداران و ارتش افغانستان را مسوول دانست که به گفته او حاضر به اتحاد و جنگیدن با دشمن خود نبودند.
آقای بایدن گفت که در تماس تلفنی ماه ژوئیه (یک ماه پیش) خود با محمداشرف غنی، صراحتا با همتای افغان خود صحبت کرده بود و آقای غنی به او اطمینان داده بود که نیروهای ارتش و امنیتی در برابر هجوم شبهنظامیان طالبان ایستادگی خواهد کرد.
او همچنین گفت که آقای غنی به اصرار واشنگتن برای ورود به مذاکرات صلح با طالبان جواب منفی داده است.
“نگه داشتن سربازان آمریکایی در نبردی که نیروهای افغان قصد مشارکت در آن را نداشتند، درست نبود”.
آقای بایدن در دفاع از تصمیم خود برای خروج نظامیان کشورش گفت به نظر او نمیتوان هیچ تاریخ مناسبی برای خروج از افغانستان متصور شد.
“وقتی به ریاست جمهوری رسیدم، میراث دار توافق دونالد ترامپ با طالبان شدم. بر اساس این توافق، نظامیان آمریکایی باید تا اول مه ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می شدند که چیزی حدود ۳ ماه پس از آغاز مسوولیت من بود. در آن زمان نظامیان آمریکایی خروج از أفغانستان را شروع کرده بودند و از ۱۵ هزار ۵۰۰ سرباز آمریکایی تنها ۲۵۰۰ نظامی در این کشور باقی مانده بودند. طالبان هم در قویترین وضعیت خود از سال ۲۰۰۱ بود.”
“به عنوان رئیسجمهور شما من باید یکی از این دو راه را انتخاب میکرد؛ توافق امضاء شده را محترم میشمردم و به آن عمل میکردم و یا از میانه ماه مه دوباره وارد جنگ با طالبان میشدم… هیچ توافقی برای مصون نگه داشتن سربازان آمریکایی بعد از مهلت اول ماه مه وجود نداشت… هیچ تاریخ مناسبی برای خروج نیروهای آمریکایی وجود نداشت”.
همزمان با سخنان عصر دوشنبه آقای بایدن در کاخسفید مخابره تصاویر تکاندهنده از وضعیت کابل ادامه دارد.
در عکس جدیدی که از داخل یک هواپیمای نظامی تهیه شده جمعیت بزرگی که شانه به شانه در داخل هواپیمای ترابری نظامی ایستادهاند دیده میشود.
در همین حال، خبرگزاری رویترز به نقل از منابع خود در پنتاگون گزارش داده است که آمریکا قصد دارد دهها هزار مترجم افغان و خانوادههای آنها را به پایگاههای نظامی خود از جمله فورت مک کوی در ایالت ویسکانسین و فورت بلیس در تگزاس منتقل کند.
آمریکا که در حال حاضر کنترل فرودگاه بینالمللی کابل را در اختیار دارد می گوید ٧ نفر در جریان درگیری در فرودگاه کابل و سقوط از هواپیمای در حال پرواز کشته شدهاند. با ورود نیروهای طالبان به کابل و سقوط دولت اشرف غنی، عده زیادی از اهالی کابل برای خروج از کشور در فرودگاه بین المللی حامد کرزی تجمع کردهاند.
پروازهای تجاری در حال حاضر در فرودگاه متوقف شده است و پروازهای نظامی هم برای تخلیه اتباع خارجی قرار است بعد از وقفهای چند ساعته بار دیگر از سر گرفته شود.
هنوز روشن نیست که این پروازها چه زمانی از سر گرفته خواهد شد.
ادامه واکنشهای جهانی به بحران افغانستان
در حالی که سقوط کابل و ارگ ریاست جمهوری همچنان در صدر اخبار جهان قرار دارد، رهبران کشورهای جهان از مواضع خود در برابر به قدرت رسیدن طالبان سخن میگویند.
دامینیک راب، وزیر خارجه بریتانیا، روز دوشنبه – ۱۶ اوت – بعد از جلسه کمیته اضطراری دولت بریتانیا (کبرا) به خبرنگاران گفت کشورش از تمام توان خود برای “پاسخگو کردن” طالبان استفاده خواهد کرد.
آقای راب گفت: “فکر میکنم همه از شدت و سرعتی که طالبان بر افغانستان مسلط شدند، شگفتزده شدند، و این مسئلهای است که همه ما باید از آن درس بگیریم.”
وزیر خارجه بریتانیا همچنین گفت که دولت به دقت در حال تصمیمگیری درباره تعداد پناهجویانی است که بعد از تسلط طالبان خواهد پذیرفت.
از طرف دیگر، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که گروه طالبان با “سرعت نفس گیر” افغانستان را تصرف کرده اند و این “تحولی تلخ، چشمگیر و وحشتناک” به خصوص برای مردم افغانستان است.
خانم مرکل پس از جلسه کابینه خود در مورد وضعیت افغانستان اذعان کرد اشتباهاتی در ارزیابی اوضاع این کشور رخ داده است.
هم زمان، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه گفته است که افغانستان نباید دوباره به “پناهگاه تروریسم” تبدیل شود.
آقای مکرون در یک سخنرانی تلویزیونی از اقامتگاه تابستانی خود گفت: “این برای امنیت و صلح بین المللی کلیدی است… ما همه کارها را برای همکاری موثر روسیه، ایالات متحده و اروپا انجام خواهیم داد زیرا منافع ما یکسان است.”
با وجود اینکه چین شاهد صحنههای آشفتگی در کابل است، احتمالا خود را بیشتر با خطری قریبالوقوع روبهرو میبیند تا فرصت.
از زمانی که جو بایدن، رییسجمهور امریکا در ماه اپریل خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان را اعلام کرد، صحبتهای زیادی در مورد چگونگی استفاده چین از این فرصت برای پر کردن خلای بهجامانده از ایالات متحده و افزایش حضور و نفوذش در آنجا صورت گرفته است.
چنین استدلالهایی پس از دیدار ماه گذشته بین رهبران طالبان و وانگ یی، وزیر امور خارجه چین تشدید شد؛ وانگ اعلام کرد طالبان «نقش مهمی در روند آشتی و بازسازی مسالمتآمیز در افغانستان ایفا خواهد کرد.»
اما برای چین، که در منطقه سرمایهگذاری کرده است، چالشهای امنیتی ناشی از بازگشت ناگهانی طالبان به مراتب بیشتراز هر گونه منافع استراتژیک در این راه است.
اندرو اسمال، یکی از اعضای صندوق مارشال آلمان در واشنگتن، در مصاحبهای با شورای روابط خارجی اروپا گفت: «چین تمایل ندارد افغانستان را از منظر فرصت ببیند؛ مسأله تقریبا بهطور کامل مسألهی مدیریت تهدیدها است.»
پکن از مدتها پیش نسبت به حضور نظامیان امریکایی در افغانستان هشدار داده بود، زیرا این کشور در فاصله ۸۰ کیلومتری منطقه غربی چینسینکیانگ در انتهای گذرگاه باریک واخان، مرز مشترک بین این دو کشور است. اما در حقیقت، چین از ثبات نسبی ایالات متحده در دو دهه گذشته نیز سود برده است.
نگرانی اصلی چین این است که افغانستان به پایگاهی برای تروریستها و افراطیانی تبدیل شود که برای استقلال منطقه اکثریت مسلمانان سین کیانگ مبارزه کنند. موضوعی که وانگ در دیدار ماه گذشته با رهبران طالبان مطرح کرد. در پاسخ، طالبان متعهد شدند که «هرگز به هیچ نیرویی اجازه نمیدهد از خاک افغانستان برای انجام اقدامات مشکلآفرین برای چین استفاده کند».
اما خطرات امنیتی محدود به مرزهای چین نیست. در سالهای اخیر، چین سرمایهگذاری زیادی در آسیای مرکزی از طریق برنامه تجارت و زیرساخت کمربند و جاده انجام داده است. تأثیر استیلای قدرت طالبان بر شبه نظامیان اسلامگرا می تواند تهدیدی بالقوه برای منافع اقتصادی و استراتژیک چین در منطقه باشد.
اسمال گفت: «اگرچه پکن در مورد واقعیتهای قدرت در افغانستان عملگرا است، اما از برنامه ایدئولوژیک طالبان هرگز راضی نبوده است. دولت چین از تأثیر الهامبخش موفقیت آنها در افغانستان برای ستیزهجویی در سراسر منطقه از جمله طالبان پاکستانی میترسد.»
این تهدید امنیتی ماه گذشته هنگامی به اوج خود رسید که ۹ کارگر چینایی در یک حمله انتحاری در پاکستان کشته شدند؛ این حمله یکی از مرگبارترین حملات به اتباع چینایی در خارج از کشور در سالهای اخیر بود. اسلام آباد گفت که این حمله توسط «طالبان پاکستانی خارج از افغانستان» ترتیب داده شده است.
ناراحتی پکن از پیامدهای احتمالی در افغانستان در بیانیههای وزارت خارجه این کشور که بارها از ایالات متحده بهدلیل اقدام «غیر مسئولانه» در «خروج شتابزده» آنها انتقاد کرده است، منعکس شده است.
پکن همچنین برخلاف پیشبینی برخی تحلیلگران، اعلام کرده است که هیچ قصدی در اعزام نیرو به افغانستان برای پر کردن خلاء قدرت امریکا ندارد. روز یکشنبه، در مقالهای در رسانه دولتی گلوبال تایمز به نقل از کارشناسان گفت چنین گمانهزنیهایی «کاملا بی اساس است».
این مقاله میگوید: «مهمترین اقدامی که چین میتواند انجام دهد این است که در صورت وقوع یک بحران انسانی بزرگ، اتباع چینی را خارج کند یا در بازسازی و توسعه پس از جنگ مشارکت داشته باشد و پروژهها را تحت «ابتکار پیشنهادی «کمربند و جاده» چین در صورت احیای ایمنی و ثبات در این کشور جنگزده پیش ببرد.
رسانههای دولتی چین وضعیت افغانستان را یک «حقارت» بزرگ برای ایالات متحده خواند و از آن برای نشان دادن برتری سیاسی این کشور، یعنی به اصطلاح «عدم مداخله» چین در امور داخلی دیگر کشورها بهره بردهاند. این بخشی کلیدی ازاصول سیاست خارجی چین است که توسط ژو انلای، نخستوزیر سابق چین در دهه ۱۹۵۰ وضع شد.
روزنامه گلوبال تایمز در سرمقالهای که اواخر یکشنبه منتشر شد، گفت: «تغییر ناگهانی وضعیت افغانستان بدون شک ضربه سنگینی به ایالات متحده است. این ناکامی کامل ایالات متحده در تصمیمش مبنی بر تغییر وضعیت افغانستان را نشان داد. شکست ایالات متحده [در جنگ افغانستان] نسبت به شکست آن در جنگ ویتنام، ناتوانی امریکا در جنگ را با وضوح بیشتری ثابت کرد؛ ایالات متحده در واقع مانند «ببر کاغذی» است.»
پکن به خوبی از هزینههای گرفتار شدن در وضعیت امنیتی افغانستان آگاه است، تجزیهوتحلیلهای متعدد اخیر رسانههای دولتی از این کشور به عنوان «قبرستان امپراتوریها» یاد کرده است.
به احتمال زیاد چین بهجای پیروی از امریکا، رویکردی عملگرا در قبال افغانستان اتخاذ خواهد کرد. با اعلام سفر هیأت طالبان به چین در ماه گذشته، پکن تمایل خود برای به رسمیت شناختن دولت طالبان و تعامل با آن را مادامی که منافعش تأمین شود آشکار کرد.
اطمینان پکن در نوع مواجهه با طالبان در کابل مشخص است. درحالیکه امریکا و متحدانش برای تخلیه سفارتخانهها از افغانستان تلاش میکنند، بهنظر میرسد که چین، به همراه روسیه، در این کشور باقی بمانند.
سفارت چین در کابل در بیانیهای اعلام کرد از احزاب مختلف در افغانستان خواسته است که «از امنیت شهروندان چینایی، نهادهای چینایی و منافع چین محافظت کنند». این وزارتخانه اعلام کرد که هیچ گزارشی مبنی بر جراحت یا تلفات اتباع چینایی دریافت نکرده است و به آنها یادآوری کرد که «از نزدیک وضعیت امنیتی را دنبال کنند، اقدامات احتیاطی را افزایش دهند و از بیرون رفتن خودداری کنند.»
این روزها پیشرویهای طالبان در میدان جنگ واکنشهای زیادی را در سراسر جهان برانگیخته است. طالبان در ماههای اخیر بیش از صد ولسوالی/شهرستان را در نقاط مختلف کشور تصرف کرده و در یک هفته اخیر، مراکز برخی ولایات/استان را نیز اشغال کرده است.
اینکه طالبان به عنوان یک گروه کوچک به این حد از توانایی رسیده که در مقابل دولت افغانستان که از حمایت های نظامی آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برخوردار است، در میدان جنگ چنین پیشرفت کنند جای سوال دارد.
یکی از فرماندهان ارتش افغانستان که فرماندهی جنگ در یکی از ولایات/استان های ناامن را برعهده دارد و خود را با نام مسعتار امین کریمی معرفی می کند در گفت و گویی با خبرگزاری رها به عوامل اصلی پیشروی طالبان در میدان جنگ اشاره کرده است.
کریمی میگوید:« من بهعنوان کسی که جنگ را در یکی از ناامنترین ولایتهای افغانستان فرماندهی کردهام تاخیر در ارسال نیروهای کمکی و تجهیزات جنگی را یکی از دلایل پیشروی طالبان در میدان جنگ می دانم. وقتی به نیروهای کمکی نیاز میشود عمدا تاخیر صورت میگیرد. در موقع نیاز نیروهای هوایی و نیروهای ویژه ارتش (کماندو) از مرکز [کابل] به صحنه جنگ فرستاده نمیشوند، آنها در بیشتر موارد زمانی میرسند که نیروهای امنیتی افغانستان یا شهید و یا از روی ناچاری به طالبان تسلیم شده اند.»
این فرمانده ارتش افغانستان می افزاید:« دلیل جنگ خانمانسوز امروزی افغانستان سیاستهای بسیار خطرناک آمریکا در منطقه است که از یکطرف دولت افغانستان و از طرف دیگر دشمن آن را تقویت میکند چون میخواهد با این کار، بیشتر زمینه و بهانهی حضور شان در افغانستان فراهم باشد تا بتواند قدرتهای منطقهای روسیه، چین و هند را در مواردی کنترل کند. بنابراین، میتوان گفت عامل عمده بدبختیهای امروز ما مداخلات آمریکا در کشور است.»
معاون والی پیشین در یکی از ولایات افغانستان در ادامه میگوید:« آمریکا نمیخواهد طالبان را نابود کند وگرنه با آنهمه امکانات هوایی و هواپیماهای جنگی و موشکهای نقطهزن که این کشور در انبارهای تسلیحاتی در افغانستان و سایر پایگاههای نظامی در منطقه دارد میتواند در هماهنگی با نیروهای جنگی افغانستان در یک شبانهروز طالبان را از صفحهی روزگار محو کند. پایگاههای نظامی و مراکز تجمع طالبان در شهر و روستاها در همهجا معلوم و مشخص است، اما اینکه چرا هدف قرار نمی گیرند نشان می دهد پشت قضیه تعمدی در کار است: آمریکا و متحدیناش نمیخواهند طالبان نابود شوند.»
به باور این فرمانده ارتش افغانستان، آمریکا از یکسو حکومت افغانستان را به صورت علنی و از سوی دیگر طالبان را به صورت غیرمستقیم حمایت میکند.
به عنوان مثال، از این طرف، دولت افغانستان را مجبور میکند در برابر طالبان حالت تدافعی داشته باشد و تعرض نکنند در حالیکه جنگجویان طالب در حالت تعرضی قرار دارند. این خود زمینهی شکست نیروهای افغانستان را فراهم میکند.
آقای کریمی همچنان تصریح میکند:« درست است که طالبان هواپیمای نظامی و توپ و تانک در اختیار ندارد ولی بقیه امکانات نظامی آنها از نیروهای امنیتی افغانستان بیشتر و بهتر است. آنها مجهز به سلاح دید در شب هستند. آنها همچنین به هواپیماهای بیسرنشین کشفی مجهز شدهاند.»
کریمی میافزاید:« این را هم باید یادآور شوم که پاکستان مستقیم طالبان را حمایت میکند و کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس نیز در این قضیه با اسلامآباد تبانی دارند. به هرصورت، آمریکا هیچوقت نمیخواهد در افغانستان صلح و ثبات دایمی حاکم باشد.
وی با اشاره به نقش منفی آمریکا در بحران کنونی افغانستان می گوید:« طبق فرمایش امام خمینی که گفته بود «آمریکا شیطان بزرگ است» امروزه برای ما هم واقعا ثابت شده این کشور شیطان بزرگ است و برای منافع خود به افغانستان لشکرکشی کرده و نمیخواهد کشور ما امن شود.»
این فرمانده در بخش دیگر صحبتهایش به عملکردهای تروریستی و غیرانسانی طالبان اشاره کرده می افزاید:« طالبان همان طالبان افراطی سابق است که مردم شیعه را به خاطر شیعهبودن قتل عام میکنند و حتی خارج از دین (خوارج) میدانند. دیدگاه طالبان متاسفانه نسبت به مسایل و اقلیتهای قومی و مذهبی هیچ تغییری نکرده و این را به تجربه ثابت کردهاند. آنها در این اواخر اماکن اهل تشیع را که تصرف کردهاند بیشترین آسیب را به آنها رساندهاند: یک نمونه آن قتل دستهجمعی دهها تن در ولسوالی/شهرستان مالستان در ولایت/استان غزنی در این اواخر بوده است.»
این ولسوال پیشین تنها راه حل ممکن برای شکست طالبان را خیزش سراسری و قیام ملی در برابر این گروه میداند.
این همه در حالی ست که پس از حضور چندین دهه یی امریکا در افغانستان نه تنها تروریزم نابود نشد و شهروندان افغانستان رنگ رفاه و آسایش را ندیدند که اکنون گرفتار وضعیتی به مراتب بدتر از زمان امارت اسلامی طالبان شده اند. به باور برخی کارشناسان بنبست کنونی و گسترش دامنهی جنگ و ناامنی بیشتر نتیجهی سیاستهای دوگانه آمریکا در افغانستان است: امریکا سالهاست به بهانههایی چون مبارزه با تروریزم و بنیادگرایی، اهداف گوناگون سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را در افغانستان و منطقه دنبال میکند.
روزنامه واشنگتن پست به تازگی طی مطلبی اوضاع آشفته و جنگ شدید طالبان برای تصرف ولسوالی ها و مراکز ولایات را فاجعه بار خوانده آن را نتیجه اشتباهات در سیاست خارجی امریکا عنوان کرده است.
به نوشته این روزنامه آنچه سبب شد خلیلزاد به عنوان نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان برسد این بود که امریکایی ها خلیلزاد را بی طرف اما افغان ها وی را فردی با تمایلات قومی می دیدند.
زلمی خلیلزاد برای تداوم مذاکرات دوحه با ارائه اطلاعات دسته بندی شده به امریکایی ها گفت طالبان دیگر آن گروه قبل نیستند و الان ارتباط خود با القاعده را قطع کرده اند و تمایلات ملی گرایانه پیدا کرده اند.
اینکه طالبان با امریکا مذاکره کردند و سرانجام به یک توافق صلح با واشنگتن رسیدند اما تمایلی برای مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان نداشته اند خود یک سوال بزرگ است.
دکتر محمد نعیم وردک، سخنگوی طالبان در دفتر سیاسی این گروه در دوحه قطر، طی صحبتی با خبرگزاری رها عدم تمایل طالبان به گفت و گوی مستقیم با حکومت افغانستان را رد می کند و می گوید:«این گفته که طالبان تمایلی به مذاکره مستقیم با اداره کابل ندارد خلاف واقعیت است.»
آقای نعیم می افزاید:«در تهران و مسکو همراه آنها(نمایندگان حکومت افغانستان) نشستیم. این یک تبلیغات منفی ست که رسانه ها به آن دامن می زنند.»
سخنگوی طالبان تاکید می کند در دوازده سپتامبر سال 2020 میلادی مذاکرات شروع شد و براساس توافق نامه صلح با امریکا، شش هزار زندانی طالبان می بایست آزادی می شد تا روز بعد از آزادی زندانیان مذاکرات بین الافغانی آغاز شود. ما آماده بودیم اما آنها مذاکرات را شش ماه به تاخیر انداختند.
وی می افزاید ما در گذشته هم با طرف مقابل نشسته ایم و در آینده هم خواهیم نشست و مذاکرات متوقف نشده است.
اول باید با اشغالگر صحبت می کردیم
دکتر محمد نعیم وردک در ادامه صحبت هایش به مذاکره طالبان با امریکا قبل از گفت و گوی مستقیم با حکومت افغانستان(اداره کابل به روایت طالبان) اشاره می کند و می گوید از نظر طالبان مشکل افغانستان در دو بخش خلاصه می شود: یکی استقلال و آزادی افغانستان و دیگری ساختار و مشکلات داخلی.
«قوت های خارجی آمدند و افغانستان را اشغال کردند، این مساله ابتدا باید با خود خارجی ها مطرح می شد. اداره کابل هنوز به خارجی ها می گوید که نروند تا کشور همچنان در اشغال باقی بماند. طبیعی است که باید قبل از هر چیز با طرف اصلی که آمد و افغانستان را اشغال کرد یعنی امریکا باید گفت و گو می شد. این یک کار منطقی بود! ما این کار را کردیم و به امریکا گفتیم باید از افغانستان برود.»
سخنگوی طالبان می افزاید در بخش ساختار و مشکلات داخلی نیز با آنها(حکومت افغانستان) نشستیم. آنها خودشان مشکل تراشی می کنند. به طور مثال برخی از اعضای هیات مذاکره کننده آنها به خط مقدم جنگ رفته اند، در روز دوم عید اعلام جنگ کردند و بمب باران ها را از سر گرفتند.
آقای داکتر نعیم گفت:«پروسه صلح یک جاده یک طرفه نیست!»
ارتباط با کشورهای همسایه، منطقه و جهان برای زدودن اتهامات قبلی
در هفته های اخیر و همزمان با تشدید جنگ طالبان برای تصرف مناطق، ولسوالی ها و حتی مراکز ولایات در افغانستان، رفت و آمد های دیپلماتیک سران این گروه به کشورهای مختلف همسایه و منطقه نیز پر ترافیک دنبال شده است.
داکتر محمد نعیم وردک در این ارتباط می گوید با بروز تحول در افغانستان به ویژه کنترل بنادر و سرحدات توسط طالبان لازم بود سفرهایی به کشورهای همسایه و منطقه داشته باشیم تا علاوه بر رفع اتهاماتی که طی بیست و چند سال گذشته به عملکرد و رویه طالبان از سوی دشمن و رسانه های وابسته به آن وارد شده بود با این کشورها به تفاهم هایی برسیم.
سنخگوی طالبان گفت:«در سفر به کشورهای مختلف همسایه و منطقه به آنها اطمینان دادیم از طرف ما برای هیچ کشوری مشکلی ایجاد نمی شود. می خواهیم با همسایه ها و کشورهای منطقه و جهان رابطه خوبی داشته باشیم.»
آقای داکتر نعیم تاکید می کند برای منافع علیای کشور نیاز هست با کشورهای مختلف رابطه مناسب داشته باشیم. این طبیعی ست و از گذشته هم وجود داشت.
«ارتباط با کشورهای منطقه و جهان چیز تازه ای نیست. در سال 2012 میلادی به فرانسه رفتیم، به ژاپن رفتیم، به روسیه و چین رفتیم، به نروژ رفتیم، به ازبکستان و ترکمنستان سفر کردیم و از ایران و پاکستان دیدن کردیم.»
این اظهارات سخنگوی طالبان در حالی مطرح می شود که براساس گزارشات رسانه ها این گروه بر خارج شدن نام رهبران خود از لیست سیاه سازمان ملل و آزادی تمامی زندانیان خود از زندان های حکومت افغانستان به عنوان پیش شرط های آغاز مذاکرات بین الافغانی تاکید می کنند.
از چند ماه بدینسو گروه طالبان در بخشهایی از افغانستان در حال پیشروی است و توانستهاند با راهاندازی عملیات خونین، بیش از نیمی از خاک افغانستان را اشغال کنند. اکنون پرسش اساسی این است که کدام علل و عواملی در کار است که این گروه در سالهای اخیر و بهویژه در چند ماه گذشته، پیشرفت زیادی در میدان جنگ داشتهاند.
داکتر صمیم شمسی، آگاه امور سیاسی، در گفت و گو با خبرگزاری رها معتقد است چندین عامل مختلف باعث شده طالبان در این اواخر پیشرویهایی در میدان جنگ داشته باشند.
«حکومت افغانستان به صورت درست و منسجم نخواسته است طالبان را سرکوب کند؛ چنانچه اگر اراده جدی و قطعی حکومت وجود میداشت این گروه تا این حد پیشروی نداشتند. مثلا در روزهای اخیر که حکومت به شدت میخواهد از ولایتها/استانها دفاع کند شما می بینید که حدود 10 ولسوالی/شهرستان را از طالبان پس گرفته و مانع پیشرویهای این گروه شده است. بنابراین، دیده میشود که در بدنهی نظام هم قبلا اراده جدی برای سرکوب هراسافکنان وجود نداشته است.»
آقای شمسی با اشاره به ضعف مدیریت جنگ در برابر طالبان، میافزاید: «حکومت افغانستان در پنج سال اخیر نزدیک به 3 هزار از نظامیان کارکشته، متخصص و متعهد که تجارب و شایستگی لازم را داشتند تحت عنوان پایان دوره خدمت (تقاعد/بازنشستگی) از کار برکنار کرد و امروزه جای این گونه افراد با تجربه و آب دیده در میدان جنگ و امنیت افغانستان خالی احساس میشود.
«متاسفانه اشخاصی را که در بخشهای مهم و کلیدی وزارتخانههای دفاع و داخله انتخاب کردند کسانی بودند که یک روز تجربه نظامی نداشتند و فاقد تخصص، تجربه و تعهد وطنی بودند و همین هم در امر مدیریت بحران و وضع جنگی خیلی کلیدی و تاثیرگذار به شمار میرود.»
وی همچنان با انتقاد از عملکردهای پاکستان در قبال افغانستان، میگوید حمایت اسلامآباد و «پنجابیها» و سایر حامیان خارجی آن (چچنی، قزاقستانی، تاجیکستانی و…) در پیشبرد ماشین جنگی و «جنایت» طالبان تاثیر داشته است.
این تحلیلگر مسایل سیاسی افغانستان همچنان بیکاری و فقر مادی و فرهنگی را نیز عامل عمده جنگ کنونی افغانستان دانسته، میگوید: «پشتونها متاسفانه همهی شان به نحوی به طالبان نزدیکاند و حکومت مرکزی هم به شکل درست نتوانسته زمینهی کار و اشتغال و امنیت مردم را تامین کند که این هم به نوبه خود باعث شده طالبان از میان بخشی از مردم و به ویژه قومیت محترم «پشتون» سربازگیری کند.
آقای شمسی در ادامه افزود: «طالبان نمیتوانند از راه نظامی و زور قدرت را در افغانستان به دست گیرند، زیرا این گروه نه حمایت جامعه جهانی را با خود دارد و نه هم کشورهای تاثیرگذار در جهان و منطقه، طرفدار حاکمیت این گروه هستند.»
«طالبان به تنهایی قادر به اعمال حکومت در افغانستان نیست، این را حتی آمریکا و اتحادیه اروپا هم نمی پذیرد چون این گروه افراطی عمل میکند و بنیادگرا ست، فراموش نکنیم که طالبان در داخل افغانستان هم با موج مخالفتها و خیزشهای مردمی مواجه است که مانع جدی و تعیینکننده بر سر راه آنان خواهد بود.»
وی بازگشت امارت اسلامی طالبان را «ناممکن» میداند و تاکید میکند: «اگر فکر کنیم طالبان همانند بیست و چند سال پیش دوباره قدرت را به دست میگیرند، این امکان ندارد، زیرا حمایت جهانی و منطقهای از آن صورت نخواهد گرفت، چنانچه دو هفته پیش ایالات متحده و ناتو نیز روی این اصل تاکید داشتند و گفتند ما نظامی را که در افغانستان با تفنگ به قدرت برسد، به رسمیت نخواهیم شناخت.
آقای شمسی معتقد است هماکنون مرحله شدت جنگ در کشور است و انتظار میرود در آینده نزدیک اوضاع بهتر شود و تغییرات مثبتی در اوضاع کشور اتفاق بیفتد. به باور وی، بهمنظور خروج از وضعیت فعلی، شاید «حکومت توافقی» به وجود بیاید و با تعدیل قانون اساسی، راه برای استقرار آن هموار شود.
با این حال، افغانستان هماکنون روزهای دشوار و خونینی را تجربه میکند. مردم نگران در بحران و ناامنی دست و پا میزنند و هر کدام رویای صلح و امنیت را در سر دارند؛ رویایی که معلوم نیست چه وقت به واقعیت برسد!