دسته: مصاحبه و گزارش

  • اختلافات عمده غنی و عبدالله در مذاکرات جاری را بشناسید

    اختلافات عمده غنی و عبدالله در مذاکرات جاری را بشناسید

    مذاکرات طرف‌های درگیر سیاسی در کابل با پادرمیانی نماینده خاص امریکا با ناکامی روبرو شده است. اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله پس از اعلام نتیجۀ انتخابات هردو خود را پیروز انتخابات دانسته و مراسم تحلیف را به طور جداگانه برپا کردند و از تشکیل دولت آیندۀ افغانستان خبر دادند.

    با وجود اختلاف عمیق میان دو تیم انتخاباتی، هر دو رهبر سیاسی برای پایان بخشیدن به منازعۀ سیاسی درِ مذاکره و گفت‌وگو را باز گذاشته‌اند. اما اختلافات به قدری گسترده است که امکان توافق و همکاری میان طرف‌ها را دشوار می‌سازد.

    اشرف‌غنی در جایگاه ریاست‌جمهوری و عبدالله عبدالله در سمت ریاست اجرایی پنج سال تجربۀ کار مشترک در حکومت وحدت ملی داشتند. آنها در پنج سال به تکرار بر سر تقسیم کرسی‌های دولتی، سیاست خارجی و امنیتی حکومت و تقسیم منابع درگیر شدند.

    اشرف‌غنی تمام ناکامی‌های حکومت وحدت ملی را به گردن رییس اجرایی می‌اندازد. او معتقد بود که عبدالله مانع اصلاحات و حکومت‌داری خوب است. غنی در دیدار با دیپلومات‌ها و رهبران کشورهای خارجی فساد، بحران سیاسی و بی‌کفایتی نظام را ناشی از «نهاد موازی» و «مزاحم» در کنار ریاست جمهوری عنوان می‌کند. غنی در جریان پیکارهای انتخاباتی «ریاست اجرایی» را «چیلک‌انداز» خواند و گفت که پس از پیروزی در انتخابات، این نهاد را حذف خواهد کرد. او به وعده‌اش عمل کرد و پس از مراسم تحلیف در نخستین فرمان ریاست اجرایی را از تشکیلات حکومت برداشت.

    برعکس، عبدالله عبدالله معتقد بود که ریاست‌جمهوری بیشترین وقت و انرژی را صرف مهار شرکا به ویژه ریاست اجرایی کرد. تمام صلاحیت‌ها را به ریاست جمهوری محصور ساخت. اجماع سیاسی را از بین برد و فرصت‌ها را به تهدید مبدل گردانید. عبدالله بارها اعلام کرد که غنی حوصلۀ کار ندارد و شایستۀ ریاست جمهوری نیست. او در پیکارهای انتخاباتی تلاش کرد که مسوولیت نابسامانی و بحران پنج ساله را بر عهده نگیرد.

    با وجود تجربۀ تلخ کار مشترک پنج ساله، دو شریک در مرحلۀ جدیدی از همکاری و رویارویی قرار گرفته‌اند. بحران خطرناک سیاسی، مذاکرات صلح با طالبان و در پی آن فشار مضاعف امریکا، هردو طرف را مجبور ساخته که راه تفاهم و تعامل در پیش گیرند. هر دو طرف با تهدیدهای مشترکی روبرو هستند. امریکا قصد خروج دارد و طالبان به حیث متحد تازۀ واشنگتن بزرگترین تهدید به رهبران حاکم در کابل محسوب می‌شوند. خلیل‌زاد پس از چند روز باردیگر برگشته تا قضیه را حل و فصل کند. چند دور تلاش و پادرمیانی نماینده امریکا، رهبران متنفذ سیاسی افغان و نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی نتوانسته که درِ گفت‌وگو را بگشاید. اما امریکا اصرار دارد که دو طرف راهی جز تفاهم و همدیگر پذیری ندارند. خلیل‌زاد در تازه‌ترین تویت از رهبران افغان خواست که اختلافات را کنار گذارند، مصلحت پیشه‌ کنند و بحران سیاسی را حل نمایند.

    اختلاف بر سر لغو نتیجۀ انتخابات

    اشرف‌غنی انتخابات را خاتمه‌یافته تلقی می‌کند. او بدین باور است که مراسم تحلیف برپا کرده و کشورهای خارجی یکی پی دیگر پیروزی‌اش را در انتخابات تبریک گفته‌اند. بنابراین، هرگونه بحث دربارۀ انتخابات منتفی است. غنی خود را رییس‌جمهور برخاسته از قانون اساسی و پروسۀ مشروع و قانونی می‌داند. اما رقبای او پافشاری دارند که به دلیل تقلب و مهندسی آرا، نتیجۀ انتخابات لغو شود و حکومت همه‌شمول ملی شکل گیرد. در مذاکرات اخیر، غنی حاضر شده که قدرت را تقسیم کند و به رقبای انتخاباتی‌اش سهم دهد. اما با لغو نتیجۀ انتخابات به شدت مخالفت کرده است. رقبای غنی هم گفته‌اند که به «نتیجۀ تقلب» تمکین نمی‌کنند. این بزرگترین معضل در مذاکرات جاری سیاسی است. عبدالله می‌داند که با پذیرش نتیجۀ انتخابات، قادر نخواهد بود در حکومت آینده دوام آورد. آن‌ها می‌کوشند غنی را از مشروعیت انتخاباتی- قانونی بیاندازند و سپس از مواضع برابر به مذاکره و تقسیم کرسی‌های دولتی بپردازند. اختلاف بر سر نتیجۀ انتخابات احتمالاً مذاکرات را باناکامی روبرو سازد.

    جلوگیری از «نهاد موازی»

    غنی با درس از تجربۀ حکومت وحدت ملی، حاضر به هرگونه توافقی است مشروط به این‌که «نهاد موازی» دیگر در کنار ریاست جمهوری به میان نیاید. او تلاش دارد که به تنهایی حکومت را رهبری کند و کسی مانع تطبیق برنامه‌ها و اهدافش نشود. برعکس تیم ثبات و همگرایی، ایجاد پست نخست‌وزیری را خط سرخ می‌دانند. آنان در پی توافقی هستند که در نتیجۀ آن صلاحیت‌ها در تمام سطوح تقسیم شود و در پالیسی‌سازی و برنامه‌ریزی کلان مملکت سهیم باشند. غنی حاضر است سهم برابر در کابینه و نهادهای دیپلوماتیک به ثبات و همگرایی بدهد؛ اما در این تقسیم‌بندی، نهادی شبیه به ریاست اجرایی وجود نداشته باشد. ریاست اجرایی در پنج سال در نقش اپوزیسیون داخل نظام ظاهر شد و غنی را آرام نگذاشت. فساد و نابسامانی نظام را بیرون داد و از پروژه‌های مخفی گروهی پرده برداشت.

    در کنار این‌ها، پالیسی کلان غنی و تیمش این است که از غیرمتمرکزسازی نظام و قدرت جلوگیری کنند. به همین دلیل، با ایجاد 14 کمیته در چوکات ریاست جمهوری، صلاحیت‌ها را متمرکز ساختند و وزارت‌خانه‌ها را تضعیف کردند. هرگونه توافق روی نظام «افقی» را یک عقبگرد می‌دانند.

    سایۀ سنگین بی‌اعتمادی

    جامعۀ سیاسی افغانستان از بحران اعتماد رنج می‌برد. در دو دهه، هیچ موافقت‌نامه‌یی جنبۀ اجرایی و عملی نیافته است. نمونۀ اخیر آن توافق تشکیل حکومت وحدت ملی و توافق صلح با حزب اسلامی است. یک بند موافقت‌نامۀ حکومت وحدت عملی نشد. مفاد توافق باحزب اسلامی به طاق نسیان گذاشته شد. بنابراین، هیچ کسی به نتیجۀ مذاکرات خوشبین نیست و به عملی‌شدن توافقات باور ندارد. به دلیل بی‌اعتمادی گسترده‌یی‌که به میان آمده است، جبهۀ نیرومندی در انتخابات اخیر در برابر اشرف‌غنی شکل گرفت. هیچ کسی حاضر به کار مشترک با دکتر غنی نیست. چون می‌داند که او به تعهداتش وفادار نیست. حتا ضمانت‌های سازمان ملل و سفارت امریکا نیز نتوانسته کارساز واقع شود. مذاکرات آتی سیاسی هم از فقدان ضمانت‌های اجرایی رنج می‌برد. در چنین شرایطی، تیم‌ها از نهایت احتیاط کار می‌گیرند تا باردیگر فریب نخورند و منزوی نشوند. بی‌اعتمادی گسترده موجب شده که مذاکرات طولانی شود.

    به فرض اگر مذاکرات به نتیجه برسد، بیشتر از جریان مذاکرات، روند همکاری در کار حکومت‌داری میان دو طرف پیچیده و جنجال‌برانگیز خواهد بود. هر دو جناح به چشم رقیب و دشمن به یک دیگر می‌بینند. با انتباه از تجربۀ پنج ساله، معاوضۀ دشمنی به  همکاری، کار یک شبه نخواهد بود.

    همایون قادری

  • امریکا امتیاز بزرگی به طالبان داد

    امریکا امتیاز بزرگی به طالبان داد

    اسماعیل‌خان از رهبران جهاد و مقاومت افغانستان است. او از چهره‌های شاخص جمعیت اسلامی است. اسماعیل خان سال‌ها رهبری حوزۀ جنوب غرب افغانستان را برعهده داشته و در حکومت حامد کرزی به حیث وزیر انرژی و آب و والی هرات کار کرده است.

    فارسی.رو دربارۀ مذاکرات صلح و بحران انتخاباتی با اسماعیل خان به صورت زیر مصاحبه کرده است؛

    بر بنیاد گزارش‌ها، دو نامزد پیشتاز ریاست‌جمهوری، همزمان مراسم تحلیف برپا می‌دارند. این وضعیت در تاریخ معاصر کشور بی‌‌سابقه است. وضعیت چرا به این‌جا رسید؟

    آنچه اتفاق افتاده در تاریخ بی‌سابقه است. وضعیت به خاطری به اینجا رسید که تقلب گسترده در انتخابات صورت گرفت و نتیجۀ تقلب به هیچ کسی قابل قبول نبود. در کشوری‌که 35 میلیون نفوس دارد، به هیچ کسی قابل قبول نیست که کسی با 800 هزار رأی به کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند و از مردم افغانستان نمایندگی کند. شمار رأی کم بود، اما در آنهم تقلب بیش از حد صورت گرفت و این سبب شد که دو طرف خود را برنده اعلام کنند. پادرمیانی‌ هم نتیجه نداد. دو طرف بحران جدیدی را به وجود آورده‌اند که واقعاً به سرنوشت افغانستان بازی کردن است. در شرایطی‌که به طرف صلح می‌رویم، این وضعیت بی‌باوری را تقویت می‌کند.

    ظاهراً پادرمیانی رهبران سیاسی به خاطر تفاهم میان دو تیم انتخاباتی ناکام مانده است. چه کسی حاضر به تفاهم و تعامل برای پایان بحران نیست؟

    تلاش‌هایی از طرف‌ بزرگان سیاسی و احزاب با ریاست جمهوری صورت گرفت تا به یک راه حلی دست یابیم که هم در بخش انتخابات قانع‌کننده باشد و هم در بخش صلح. تا دو روز آینده باید هیأت مذاکره‌کننده معرفی شود. اگر ارگ هیأت را هم معرفی کند، یکجانبه است و سیاسیون و احزاب قبول ندارند. ارگ پافشاری کرده که محور هم برنامه‌ها باشد. این قابل قبول سیاسیون افغانستان نیست.

    نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان در کنار کار روی روند صلح، در پی مدیریت روند انتخابات است. آیا خلیل زاد قادر است بحران انتخاباتی را مدیریت کند؟

    خلیل‌زاد واقعاً یک کار بزرگ را طی یک سال انجام داد. او یک راه خوب را میان افغان‌ها باز کرد تا به جنگ 40 ساله نقطۀ پایان بگذارد و به صلح پایدار برسیم. در جریان هستم که خلیلزاد(برای تفاهم) تلاش‌هایی کرد؛ اما نتوانست ریاست جمهوری را قناعت بدهد. خواست خلیلزاد را دربارۀ بحران انتخاباتی و معرفی هیأت مذاکره کننده ریاست جمهوری نپذیرفته است.

    نقش ایالات متحده را در وضعیت پیش آمده چگونه می‌بینید؟

    ایالات متحده امریکا تا فعلاً در روند صلح خوب پیش رفته است. البته وزیر خارجه و وزیر دفاع امریکا نگرانی‌های خود را مکرراً بیان کرده‌اند. آنها تلاش دارند. آنها مجبور می‌شوند که با جدیت و قاطعیت بیشتری پادرمیانی کنند تا به یک راهلی دست پیدا کنیم.

    امریکا با طالبان به توافق رسید. شما متن موافقت‌نامۀ صلح را دیدید. ارزیابی شما از توافق امریکا با طالبان چیست؟

    واقعاً امریکا به طالبان امتیاز بسیار زیادی داد. ابتدا دربارۀ توافق‌نامه افغان‌ها هیچ معلوماتی نداشتند. توافق به شکل سری انجام شد. بازهم توافق نامه نسبتاً خوب است. اما برخی موارد مجهول دارد. از جمله بحث خلع سلاح طالبان و تشکیل حکومت آینده. موارد مجهول در مذاکرات بین‌الافغانی مورد بحث قرار خواهد گرفت. مبادا طالبان امکانات خود را حفظ کنند و در پهلوی حکومت یک حکومت دیگری به وجود آید. این مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد و صلح پایدار را به وجود نخواهد آورد.

    تحلیلگران باور دارند که طالبان به کمتر از اعادۀ امارت اسلامی و گرفتن کامل قدرت در کابل بسنده نمی‌کنند. آیا طالبان قادر هستند که امارت را برپا کنند و قدرت را در کابل به دست گیرند؟

    در توافق نامه تذکر رفته است که حکومت اسلامی آینده متشکل از تمام طرف‌ها و وسیع البنیاد خواهد بود. بدین معنا که یک طرف نمی‌تواند حکومت را به دست گیرد. باور کامل دارم که طالبان هم به امارت اسلامی اصرار ندارند. امیدواریم که در گفت‌وگوهای بین الافغانی به توافق برسیم.

    برخی کشورهای منطقه به ویژه ایران و هند با توافقنامۀ صلح امریکا با طالبان مخالف کرده‌اند. دلیل مخالف آنها چیست؟

    شاید برخی مواردی باشد که (مطابق منافع آنها) نیست. مثلاً هندی‌ها مخالفت‌هایی با پاکستانی‌ها دارند. طالبان طرف دار پاکستان هستند که طبعاً هندی‌ها موافق برگشت آنان نیستند. ایرانی‌ها دربارۀ موافقت نامه مخالفتی نشان نداده اند.

    نیروهای خارجی از افغانستان بیرون می‌شوند. با خروج نیروهای خارجی احتمال جنگ داخلی وجود ندارد؟

    اگر خلع سلاح طالبان درست صورت بگیرد، چنانچه در ابتدای 2001 مجاهدین دی دی آر و خلع سلاح شدند، دوباره جنگی به وجود نخواهد آمد. در آن زمان جنگ داخلی به وجود نیامد. به استثنای اینکه طالبان از طرف همسایه‌ها تجهیز و دوباره سوق شدند. یقین دارم با تجربه‌یی که از گذشته داریم و خلع سلاح واقعی صورت گیرد و حکومتی با موافقۀ طرفین به وجود آید، جنگ دیگری نخواهد بود. اگر طالبان خلع سلاح نشوند و نوعی حکومت اجباری شکل گیرد، طبیعتاً عوارض جانبی بعدی را خواهد داشت.

    گفته می‌شود که طالبان به واگذاری برخی پایگاه های نظامی به امریکایی‌ها موافقت کرده اند. توافق طالبان روی موجودیت پایگاه های نیروهای خارجی به چه معناست؟

    تا فعلا در توافق نامه چیزی وجود ندارد. امیدوارم چنین چیزی وجود نداشته باشد. طالبان اصرار داشتند که نیروهای خارجی به طور کامل بیرون شوند.

    شما پیشینۀ درگیری و جنگ طولانی با طالبان دارید. فکر می‌کنید که طالبان تغییر کرده باشند؟

    25 سال گذشته است. طالبان در دوران حکومت‌شان با مقاومت در سراسر کشور مواجه شدند. 20 سال دیگر هم جنگ وجود داشت. این بدان معناست که طالبان باید در روش و در نوع حکومت خود باید تغییراتی آورده باشند. اگر مثل گذشته باشند، صلحی در افغانستان نخواهد آمد.

    طالبان همواره کوشیده اند که نشان دهند یک گروه متحد و یکپارچه هستند. واقعاً طالبان یک دست و متحد هستند؟

    باور ندارم که یک دست باشند. پس از کاهش خشونت‌ها با وجودی که تعهد کردند، در قسمت‌هایی از افغانستان از جمله در هرات جنگ‌هایی صورت گرفت. تلفاتی سنگینی هم به مردم وارد شد. باور ندارم که صد درصد متحد باشند. در هر تشکیلی جناح‌های متفاوتی وجود می‌داشته باشد.

    حکومت افغانستان بارها اعلام کرد که داعش را نابود کرده است. اما حملۀ دو روز پیش بر مراسم یادبود از شهادت استاد مزاری را داعش برعهده گرفت. واقعیت حضور داعش در افغانستان چیست؟

    داعش در افغانستان از جمله در جلال‌آباد سرکوب شد. جنگ‌های شدید صورت گرفت و مادر بمب‌ها استفاده شد و پایگاه‌های منظم داعش نابود شد. اما در مجموع داعش در افغانستان هنوز هم حضور دارد. داعش کاملا محو نشده است. انتظار حملات بعدی داعش را داشته باشیم.

    اگر طالبان به توافق برسند و به نظام مدغم شوند و حملات تروریستی ادامه پیدا کند. آنگاه صلح چه معنایی می داشته باشد؟

    همه این سوال را دارند. اگر توافق نامه عملی نشود و آتش بس دایمی برقرار نشود، امریکایی‌ها گفتند که توافق نامه اعتبار خود را از دست می‌دهد.

    در شرایطی‌که طالبان دوباره وارد صحنه می‌شوند، دشمنان سابق آنها که شما یکی از رهبران برجستۀ شان بودید، بی نهایت ضعیف شده اند. با این وضع، احتمال شکل‌گیری مقاومت تازه علیه طالبان وجود دارد؟

    امیدواریم شاهد شکل‌گیری جنگ‌های مثل پیش از 11 سبتمبر نباشیم و با تشکیل حکومت جدید باردیگر شاهد انتقام گیری‌ها و جنگ‌های بعدی نبشایم.

    آیا کشورهای منطقه می‌توانند جای خالی امریکا را در افغانستان پر کنند؟

    علاقمندیم کشورهای منطقه و جهان که در افغانستان دخیل بودند، متحد شوند و همکاری کنند که باردیگر افغانستان نیازمند کمک برای نجات از جنگ‌ها نباشد.

    فکر می‌کنید که نظام آیندۀ افغانستان بهتر از 20 سال گذشته باشد؟

    نظام آینده باید جنگ را ختم کند. در نظام فعلی 20 سال را در جنگ سپری کردیم. تا زمینه به بازسازی، برگشت مهاجرین و صلح و ثبات دایمی فراهم شود. افغانستان که 40 سال در ویرانی سوخته آباد شود.

  • سیاست امریکا بر ماندن طولانی  مدت در افغانستان استوار است

    سیاست امریکا بر ماندن طولانی مدت در افغانستان استوار است

     رییس پیشین ستاد افغانستان وزارت امور خارجه ایران راهبرد آمریکا را حضور طولانی مدت در افغانستان عنوان کرد و گفت: تداوم شرایط فعلی افغانستان، ایران، کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان، روسیه و حتی چین را تهدید خواهد کرد.

    «محسن پاک‌آیین» به خبرگزاری ایرنا گفت با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان و تحلیف همزمان «اشرف غنی» و «عبدالله عبدالله» به عنوان رییس‌جمهور گفت: افغانستان چندین دهه است که در دستیابی به ثبات و آرامش ناکام بوده و اعلام پیروزی اشرف غنی و عبدالله عبدالله در انتخابات و برگزاری دو مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری، بی‌ثباتی در این کشور را علنی‌تر کرده است.

    وی با بیان اینکه عدم مشروعیت سیاسی اشرف غنی و عبدالله عبدالله، موضوعی جدی است، اظهار داشت: در کشور ۳۵ میلیونی افغانستان، اشرف غنی فقط ۹۰۰ هزار رای و عبدالله نیز ۷۰۰ هزار رای کسب کرده است. این میزان رای نشان می‌دهد که هیچ کدام از این دو نفر مطلوب قاطبه مردم افغانستان نبوده‌اند و بعید است بتوانند امورات کشور را مدیریت کنند.

    این کارشناس مسائل افغانستان با بیان اینکه تنها راه مناسب برای حل بحران، ائتلاف رقبای ریاست جمهوری بود که این امر هم ممکن نشده است، تصریح کرد: ضعف جدی اشرف غنی در اداره کشور و جلب نظر مردم و به ویژه گرایش غیر متعارف وی به آمریکا، یکی از علل اصلی وضعیت فعلی است. مردم افغانستان انسان‌های آزاده‌ای هستند و سال‌ها برای استقلال کشور خود با شوروی سابق و آمریکا مبارزه کرده‌اند.

    پاک‌آیین با بیان اینکه مردم افغانستان از حضور اشرف غنی در پایگاه نظامی آمریکا برای ملاقات با ترامپ بسیار آزرده خاطر هستند، خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی که موقعیت اشرف غنی ضعیف‌تر از گذشته است، وابستگی وی به آمریکا برای حفظ قدرت بیشتر شده و جای پای کاخ سفید در افغانستان محکم‌تر خواهد شد.

    وی ادامه داد: عبدالله عبدالله که از حمایت اقوام غیرپشتون از جمله ازبک‌ها، تاجیک‌ها و شیعیان برخوردار است هم نمی‌تواند بدون جلب نظر پشتون‌ها کار مهمی انجام دهد و  با این اوصاف آینده سیاسی افغانستان اصلا روشن نیست.

     اختلافات عبدالله و غنی اجازه آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را نمی‌دهد

    این دیپلمات پیشین راه‌حل خروج افغانستان از بن بست کنونی را انجام گفت‌وگوهای بین‌الافغانی بدون دخالت کشورهای خارجی دانست و اظهار داشت: گروه‌های افغانی امروز با این وضعیت بسیار فاصله دارند. طالبان طی مذاکره با آمریکا به دنبال کسب امتیاز حداکثری است و تمایلی به گفت‌وگوهای بین‌الافغانی نشان نمی‌دهد.

    پاک‌آیین با بیان اینکه عمق اختلافات عبدالله عبدالله و اشرف غنی اجازه آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را نمی‌دهد، تصریح کرد: به نظر می رسد بی‌ثباتی در افغانستان ادامه خواهد یافت. در این میان آمریکا وعده خروج نیروهای خود از افغانستان را داده و با آغاز این اقدام به دنبال کسب دستاورد برای سیاست خارجی ترامپ در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری است.

    وی با بیان اینکه بعید است آمریکا در شرایطی که همه عوامل قدرت در افغانستان با مشکل مواجه هستند، افغانستان را ترک کند، خاطرنشان کرد: پایگاه‌های نظامی آمریکا در افغانستان خواهد ماند و وجود داعش که مورد حمایت آمریکا است، حضور نظامی نیروهای آمریکایی در این کشور را توجیه می‌کند.

    تداوم بحران افغانستان، ایران را تهدید می‌کند

     این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به دخالت‌های آمریکا در امور داخلی افغانستان ابراز داشت: آمریکا تلاش کرد تا کشورهای بیشتری به‌خصوص غربی‌ها در مراسم تحلیف غنی شرکت کنند که موفق نشد. هیچ کدام از کشورهای همسایه به جز پاکستان نیز در مراسم تحلیف غنی شرکت نکردند. این وضعیت شکننده بودن وضعیت غنی را تائید می‌کند.

    پاک‌آیین در پاسخ به این سوال که تداوم شرایط کنونی چه تبعات و پیامدهای برای افغانستان و منطقه به ویژه ایران دارد، بیان کرد: بی‌ثباتی و ناامنی در افغانستان به طور طبیعی امنیت منطقه را تهدید خواهد کرد. افغانستان ناامن و بی‌ثبات جولانگاه گروه‌های تروریستی خواهد شد. امروز داعش به نیابت از آمریکا از شمال افغانستان به دنبال گسترش در آسیای مرکزی و حرکت به سوی روسیه است.

    وی افزود: تداوم شرایط فعلی افغانستان، ایران، کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان، روسیه و حتی چین را تهدید خواهد کرد و این کشورها باید در تماس با دولت افغانستان، مساعی خود را برای یافتن راهکارهایی برای تقویت ثبات در این کشور را پیدا کنند.

    دیپلماسی ایران در افغانستان باید فعال شود

    این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی درباره جایگاه و توان ایران برای حل بحران سیاسی افغانستان یادآور شد: ایران دوست کشور و مردم افغانستان است و همواره از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی حمایت کرده و طی هماهنگی با دولت افغانستان و برای تشویق طالبان برای پیوستن به مذاکرات صلح، تلاش‌های سازنده‌ای را از طریق مذاکره با طالبان آغاز کرد. 

    پاک‌آیین اضافه کرد: ایران به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان احترام گذاشته و مخالف حضور نیروهای بیگانه به خصوص آمریکا در این کشور است. در برهه فعلی هم دیپلماسی ایران در افغانستان باید فعال شده و با تشویق گفت‌وگوهای بین‌الافغانی برای استقرار صلح در این کشور تلاش کند.

    راهبرد آمریکا حضور طولانی مدت در افغانستان است 

    وی درباره تاثیر تداوم وضعیت کنونی در افغانستان بر روند صلح در این کشور و همچنین قدرت‌گیری طالبان دارد، عنوان کرد: به نظر من طالبان در این وضعیت دست بالا را دارد. رقبای این گروه یعنی دولت و ائتلاف اقوام غیر پشتون در حالت ضعف قرار دارند، آمریکا به دلیل انتخابات ریاست جمهوری نیازمند به مذاکره و دادن امتیاز به طالبان است.

    این دیپلمات پیشین با بیان اینکه طالبان کماکان از سوی داعش تهدید می‌شود، گفت: اگر طالبان دست از تمامیت‌خواهی بردارد و به دنبال منافع ملی و استقرار صلح در افغانستان از طریق گفت‌وگو با گروه‌های داخلی و دولت باشد، می‌تواند قدرت خود را تثبیت کند اما این گروه باید بداند که آمریکا اگرچه به صورت تاکتیکی امتیازاتی به طالبان می‌دهد اما راهبرد حضور طولانی در افغانستان را دنبال کرده و در زمان خود، طالبان را هم آزار خواهد داد.

  • افغانستان با دو رئیس جمهور به کدام سو می رود؟

    افغانستان با دو رئیس جمهور به کدام سو می رود؟

    مراسم تحلیف امروز اشرف غنی به عنوان رئیس جمهوری افغانستان و عبدالله عبدالله به عنوان “رئیس دولت همه‌شمول” که ادعای “پیروزی” در انتخابات ریاست جمهوری دارد، افغانستان را وارد یک مرحله تازه از تنش‌های سیاسی کرده است.

    در حالی‌که کمیسیون انتخابات افغانستان، اشرف غنی را به عنوان برنده انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده بود، عبدالله عبدالله با مطرح کردن تقلب و اینکه حدود ۳۰۰ هزار آرای انتخابات مبنای بیومتریکی نداشته، نتیجه انتخابات را نپذیرفت و خود را “پیروز” اعلام کرد.

    انتخابات ریاست جمهوری افغانستان حدود ۵ ماه پیش برگزار شده بود و از همان اول مشخص بود که نتیجه آن به آسانی اعلام نخواهد شد، روند توام با جنجال‌ها و تنش‌ها خواهد بود.

    در واکنش به اعلام نتیجه نهایی انتخابات در ۲۲ فوریه، عبدالله عبدالله خود را رئیس جمهوری افغانستان خواند و اقدام به معرفی چند والی در ولایت‌های سرپل، جوزجان، پنجشیر و بغلان کرد. وقتی مراسم تحلیف اشرف غنی که قرار بود در نهم مارچ/مارس برگزار شود، به تاخیر افتاد، آقای عبدالله هم اعلام کرد که روند انتصاب والیان را به تاخیر انداخته است.

    با امضای توافقنامه تاریخی میان آمریکا و گروه طالبان در ۲۹ فبروری/فوریه فضا و شرایط جدیدی در افغانستان به وجود آمد.

    مراسم‌های تحلیف امروز در پی ناکامی دو روز دیپلماسی شاتل و رایزنی‌ها ودیدارهای متعدد زلمی خلیلزاد با غنی و عبدالله انجام گرفت. در این گفتگوها پیشنهادهای مختلف برای حل این اختلاف میان آقایان غنی و عبدالله مطرح شد.

    منابع گفته‌اند که آقای غنی با شراکت آقای عبدالله و متحدانش در حکومت زیر نظر او موافقت نشان داده اما آقای عبدالله خواهان لغو نتیجه انتخابات یا حفظ ریاست اجرایی با سهم قدرت برابر با ریاست جمهوری شده است.

    منابع گفتند که آخرین دور مذاکرات دیشب میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله در ارگ ریاست جمهوری با حضور آقای خلیلزاد برگزار شد اما این نشست با تنش پایان یافت.

    حضور زلمی خلیلزاد، سکات میلر، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان، سفرای کشورهای اروپایی و شمار دیگر از اعضای جامعه دیپلماتیک کابل در مراسم تحلیف آقای غنی بیانگر آن است که جامعه بین‌المللی دولت خودخوانده آقای عبدالله را به رسمیت نخواهد شناخت و کار برای آقای عبدالله در عرصه روابط بین‌المللی دشوار خواهد بود.

    آقای غنی در روزهای اخیر برای کسب حمایت آمریکا و متحدان آن برای به رسمیت شناختن نتیجه نهایی انتخابات به شدت جنگید. او در پی امضای توافقنامه آمریکا و طالبان آزادی ۵ هزار زندانی طالبانرا به عنوان پیش‌شرط آغاز مذاکرات بین‌الافغانی عملا غیرممکن دانسته بود.

    اما، امروز در مراسم تحلیف اعلام کرد فردا فرمانی را به منظور آزادی زندانیان طالبان در برابر ضمانت‌های برای کاهش خشونت از سوی طالبان صادر خواهد کرد.

    آزادی زندانیان طالبان چیزی بود که دولت آمریکا بنا به موافقتنامه صلح با طالبان از آقای غنی می ‌خواست و در برابر آن هم آقای غنی خواهان به رسمیت شناخته شدن از سوی آمریکا بود که این امتیاز را امروز بدست آورد.

    از سوی دیگر، حضور آقای خلیلزاد و سرپرست سفارت آمریکا در مراسم تحلیف آقای غنی بی‌طرفی آنها را برای میانجیگری و حل جنجال‌های بعدی زیر سوال برده و قدرت مانور دیپلماسی آمریکا را در فضای سیاست داخلی افغانستان محدودتر ساخت.

    در حالی‌که در مراسم تحلیف آقای عبدالله ظاهرا نماینده هیچ کشور خارجی شرکت نداشت، اما عدم حضور نمایندگان ایران، روسیه و ترکیه در مراسم تحلیف آقای غنی گمانه‌زنی‌ها را در حمایت احتمالی این کشورها از آقای عبدالله به وجود آورده است.

    آقای عبدالله در سیاست داخلی از حمایت رهبران با نفوذ قومی؛ کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران بانفوذ هزاره و عبدالرشید دوستم، از رهبران با نفوذ ازبک برخوردار است. خود اقای عبدالله هم به نوعی از پایگاه گسترده در میان تاجیک‌ها در افغانستان قلمداد می‌شود. همچنین شماری از رهبران پشتون‌تبار از جمله انوارالحق احدی، رئیس حزب افغان-ملت نیز از او حمایت کرد.

    مشکل اصلی آقای عبدالله تامین بودجه برای پیشبرد امور آنچه خودش “دولت همه‌شمول” می‌خواند، خواهد بود. بیشتر بودجه افغانستان از سوی کشورهای کمک‌کنند تامین می‌شود و کانال‌های داخلی تامین درآمد هم در اختیار دولت به رهبری اشرف غنی است.

    اگر عبدالله عبدالله بخواهد کابینه خود را تشکیل دهد، والیان ولایات را معرفی کند و بالاخره روسای “موازی” با دولت به رهبری اشرف غنی بسازد. این موضوع مستلزم بودجه زیاد است و تامین آن در وضعیت فعلی برای آقای عبدالله ناممکن به نظر می‌رسد، هرچند شمار از افراد نزدیک به او به درآمد گمرکات و بنادر شمار از ولایات اشاره کرده‌اند.

    به نظر می‌رسد که مذاکرات قریب‌الوقوع بین‌الافغانی با گروه طالبان در این تصمیم آقای عبدالله بی‌تاثیر نبوده باشد. شماری بدین باورند که با این اقدام آقای عبدالله تلاش کرده تا سهم خود و تیم خود را در مذاکرات با گروه طالبان جدا کرده باشد، زیرا او اطمینان نداشته که بتواند بر سر هیات مذاکره‌کننده با رئیس جمهور اشرف غنی به توافق برسد.

    از سوی دیگر، باور بر این است که این اقدام آقای عبدالله قدرت و چانه‌زنی طرف افغانستان با گروه طالبان را در مذاکرات بین‌الافغانی آینده تضعیف خواهد کرد.

  • فرصت ها و تهدیدات توافق صلح امریکا با طالبان

    فرصت ها و تهدیدات توافق صلح امریکا با طالبان

    “موافقتنامهٔ آوردن صلح به افغانستان” که به تاریخ ۱۰حوت ۱۳۹۸ (۲۹ فبروری ۲۰۲۰) بین ایالات متحده امریکا و طالبان در قطر عقد گردید، در پهلوی فراهم نمودن خوشبینی ها و فرصتی برای صلح، نگرانی هایی را نیز در رابطه با ادامه خشونت ها و به چالش کشیدن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان به بار آورده است.

    بیشترین محتویات موافقتنامه در مورد تعهدات امریکا و طالبان در برابر عملکرد های یکدیگر شان در کشوری به نام افغانستان است که از خود یک نظام دولتی متکی به قانون اساسی دارد، ولی در متن موافقتنامه هیچگونه ذکری از این نظام صورت نگرفته است. این در حالیست که تطبیق تعدادی از این تعهدات ارتباط مستقیم به همکاری نظام دولتی افغانستان دارد.

    محبوسین طالبان همه در زندان های دولت افغانستان نگهداری می شوند که بدون تصمیم مسوولین طراز اول نظام، رهایی شان ناممکن است. همچنان دور نمودن نام اعضای طالبان از لست سیاه کمیته تعزیرات شورای امنیت ملل متحد در پهلوی تعامل دیپلوماتیک امریکا با دیگر اعضای شورای امنیت، به درخواست رسمی دولت افغانستان نیاز دارد. ضمناً تضمین ‌ها و میکانیزم‌ های اجرایی در جلوگیری از استفاده سوء از خاک افغانستان علیه امنیت ایالات متحده و متحدان آن و اعلام جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان، بدون حمایت و همکاری نظام دولتی افغانستان و همآهنگی با ارگان های مربوطهٔ آن تقریباً ناممکن است.

    در موافقتنامه هجده بار “امارت اسلامی افغانستان” ذکر شده است و هربار گفته شده است که ایالات متحده آنرا به عنوان دولت به رسمیت نمی شناسد و به نام طالبان میشناسد. معلوم است که در جریان مذاکرات، جانب طالبان بالای ذکر “امارت اسلامی افغانستان” خیلی اصرار نموده اند که این نکته نمایانگر اراده و لابی قوی شان در احیای “امارت اسلامی افغانستان” است. ضمناً آمده است که تعهدات طالبان در “مناطق تحت کنترول شان” اجرا میشود، پس حتمی باید یک نقشه افغانستان در ضمایم محرم موافقتنامه وجود داشته باشد که اراضی تحت کنترول طالبان را مشخص مینماید. افزون بر آن، در موافقتنامه آمده است که طالبان برای کسانی که تهدیدی برای امنیت ایالات متحده و متحدانش محسوب شوند، “ویزه، پاسپورت، مجوز سفر یا سایر اسناد قانونی را برای ورود به افغانستان فراهم نخواهد کرد.” این نیز نمایانگر به رسمیت شناختن نظام دولتی طالبان است. پس دیده میشود که امریکا از یک طرف میگوید که “امارت اسلامی افغانستان” را به رسمیت نمی شناسد، از طرف دیگر با طالبان به صفت لااقل یک شبه دولت تعامل نموده است.

    در بخش سوم موافقتنامه آمده است که ایالات متحده خواستار به رسمیت شناختن و تأیید این موافقتنامه از جانب شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد. تائید موافقتنامه توسط شورای امنیت ملل متحد در واقع شناسایی شبه دولت طالبان است که آنها را یکبار دیگر در مسیر درخواست شناسایی از کمیته اعتباردهی مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای دولت ها قرار خواهد داد. این کار سرعت خواهد یافت، مخصوصاً اگر ادامهٔ معضله تقلب انتخابات اخیر باعث بی اعتباری بیشتر حکومتداری در کابل گردد و طالبان قصد کنترول اراضی بیشتر را در بهار پیشرو داشته باشند. شاید به خاطر همین تشویش ها باشد که امریکا و روسیه، طی یک اعلامیهٔ مشترک دیروز ۶ مارچ ۲۰۲۰، تائید مجدد کردند که “امارت اسلامی افغانستان توسط جامعه بین المللی و در ملل متحد به رسمیت شناخته نمیشود و علاوه برآن جامعه بین المللی استقرار مجدد امارت اسلامی افغانستان را قبول و حمایت نخواهد کرد.” در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰، طالبان پس از اشغال کابل به کمک پاکستان در کمیتهٔ اعتباردهی ملل متحد تلاش های زیادی برای کسب شناسایی بین المللی نمودند، ولی کمیتهٔ مذکور هر سال تصمیم در مورد درخواستی شانرا به تعویق انداخت و کرسی افغانستان در اختیار نمایندهٔ دولت اسلامی افغانستان باقی ماند.

    رهایی حداکثر پنج هزار زندانی طالبان در برابر یک هزار زندانی دولت، قبل از آغاز مذاکرات بین الافغانی و آغاز پروسهٔ بازنگری و رفع تعزیرات ایالات متحده و ملل متحد از طالبان مشروط به آغاز مذاکرات بین الافغانی و نه پیشرفت در آن، در واقع امتیاز دهی فراوان بدون هیچگونه بازدهی از طرف طالبان است. افزون بر آن طبق این موافقتنامه، طالبان در جریان مذاکرات تا آخر مسلح باقی میمانند و هیچگونه اشاره یی در مورد جمع آوری سلاح نگردیده است.

    رهبران حکومت وحدت ملی اظهار میدارند که موافقتنامه و ضمایم آنرا ماه ها قبل دیده اند و آنها را دقیق مطالعه نموده اند. از طرفی، طی یکنیم سال گذشته آقای زلمی خلیل زاد فرستادهٔ خاص امریکا با مسوولین طراز اول دولتی و سیاسیون افغانستان ملاقات ها و مشوره های فراوان پیرامون شکل گرفتن این موافقتنامه داشته است. شاید در جریان این دیدار ها نکات فوق از طرف مسوولین افغانستان مطرح شده باشد. سوال مهم این است که تلاش و تاثیرگذاری شان در جلوگیری از این نقیصه ها چه بوده است و چه باعث شده که موثریت آن در متن موافقتنامه دیده نمی‌شود؟

    منبع: فیسبوک محمود صیقل

  • توافق نامه صلح امریکا با طالبان و جبهه تازه جنگ قدرت در افغانستان

    توافق نامه صلح امریکا با طالبان و جبهه تازه جنگ قدرت در افغانستان

    امضای توافق‌نامۀ صلح آمریکا با طالبان، علماً بخشی از جنگ را کاهش داد و میدان را برای چانه‌زنی‌های سیاسی و محک‌زدن توانایی لابی‌گری طرف‌های درگیر، باز کرد. پیش از این، اگر قدرت توپ و تفنگ تعیین‌کننده بود، بعد از این به همان میزان توانایی سنجش، دوراندیشی همراه با حساسیت و چانه‌زنی لازم است. جنگ به همان پیمانه وجود دارد، چیزی از خواست طرف‌های درگیر کاسته نشده ‌است؛ اما آن‌چه می‌توان به آن تکیه کرد، دوراندیشی همراه با حساسیت است.

    بر اساس گفته‌های عباس ستانکزی، جنگ گرم عملاً با آمریکایی‌ها به صفر رسیده ‌است، ولی در مقابل نیروهای کابل ادامه خواهد داشت. او گفته که برای کاهش خشونت‌ها با دولت کابل، نیازمند یک توافق‌نامۀ دیگر است که ممکن در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی به آن دست بیابند. این گفته‌های عباس ستانکزی، حساب‌شده و محتاطانه ارایه شد و از مقام اعتمادبه‌نفس بالایی، نشان داد که دیگر نگرانیِ حساب‌نشدن ندارد و با تمام توان وارد جنگ قدرت با دولت کابل خواهند شد.

    از سویی، می‌توان خوش‌بین بود که حفظ جمهوریت و حراست از دستاوردهای نزدیک به دو دهه مشق دموکراسی در افغانستان، در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی ارزش غیرقابل تغییر در آجندای سران حکومت وحدت ملی باشد. اگر سران دولت وحدت ملی حداقل تا آغاز گفت‌وگوهای صلح اختلاف‌های برخواسته از انتخابات و جنگ قدرت را به آتش‌بس بین خودی نزدیک کنند و بر موضع خواسته‌های مردم افغانستان و حفظ دستاوردهای آنان تاکید داشته ‌باشند، حمایت مردم را با نیز با خود خواهند داشت.

    بدون شک لابی‌های پیش از آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی تعیین‌کننده خواهد بود. کسی در مرحلۀ بعدی این جنگ قوی ظاهر خواهد شد که بتواند، پیش از آغاز بازی رسمی، خوب تمرین کرده باشد. طالبان با اعتمادبه‌نفس به میدان می‌آیند. پیش از این حملۀ آمریکایی‌ها آنان را بیش از نیروی دولت کابل می‌ترساند و به خطر می‌انداخت؛ اما اکنون از این بابت نگران نیستند. آنان با این پیش‌فرض وارد فاز جدید جنگ با دولت کابل خواهند شد که یک نیمۀ بازی را پیروز میدان بوده‌اند. حالا در نیمۀ دوم با کسانی بازی خواهند کرد که مانند آنان پشت‌شان به حمایت آمریکا گرم است.

    دولت کابل، هم‌چنان نقطه‌های قوت و نقطه‌های ضعف خود را دارد. یکی از نقطه‌های ضعف دولت کابل، مسألۀ قومی‌بودن صلح است. رهبری دولت کابل، در یک حساب، نمایندۀ قومی‌ست. از سویی طرف دیگر بازی نیز مربوط به یک قوم خاص در افغانستان است.

    طالبان به همان میزان که تأثیر مستقیم در قدرتمندکردن امارت اسلامی داشتند، در حفظ قدرت با رویکرد قومی نیز باورمندند. با یک نگاه بدبینانه، صلحی که ما از آن حرف می‌زنیم تصفیه‌حساب میان دو گروه با یک نشانۀ انتیکی‌ست. یعنی پشتون‌های ناراضی با پشتوانۀ اندیشۀ امارت اسلامی با پشتون سرقدرت در نظام جمهوری قرار است صلح کنند. اگر بازی را صرف میان این جریان در نظر بگیریم، چیزی جز نگرانی، برای اقوام دیگر باقی نمی‌گذارد. یعنی دو طرف می‌توانند با تمکین به خواست‌های دو طرف، با قدرتمندکردن جریان قومی به توافق برسند و در نتیجه بیش‌تر به یکه‌تازی رو بیاورند. اما نقطۀ قوت دولت کابل، پابندی به جمهوری است. با وجود وضعیت نامطلوب، انتخابات ریاست ‌جمهوری برگزار شد و این خود می‌تواند نقطۀ عطفی در تأکید حفظ نظام جمهوری باشد. هرچند جریان‌های تعیین‌کننده در سیاست‌های افغانستان را نباید نادیده گرفت؛ اما این خودش می‌تواند تقلایی برای حفظ نظام جمهوری باشد. هم‌چنان، انتظار این می‌رود که احزاب و سیاست‌مداران خارج از بدنۀ دولت کابل، نیز شامل در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باشند و سهم فعال در تحقق خواسته‌های مردم داشته باشند. انتظار می‌رود تا آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی، توحید نظر پیدا کنند و برای رسیدن به آن، همه (دولت، احزاب، فعالین سیاسی و مدنی) پافشاری داشته باشند. ممکن است به میزان گفت‌وگوهای آمریکا با طالبان، گفت‌وگوهای بین‌الافغانی نیز زمان‌بر شود و یا حتی بیش‌تر از آن، اما دوراندیشی همراه با حساسیت نیاز است. این ‌که در برابر دستاوردهای گذشته حساس باشند و در پرتو آن، برای زمینه‌سازی زنده‌گی مسالمت‌آمیز با طالبان چانه‌زنی کنند.

    حالا هرچه باشد، ادامۀ گفت‌وگوهای صلح با طالبان، ادامۀ جنگ است؛ اما نه آن جنگی که با توپ و تفنگ محاسبه می‌شد، حالا باید از موضع  فکری و دوراندیشی به این مسأله نگاه کرد و دید که کدام طرف در مدت نزدیک به چهل‌ سال در این نوع جنگ‌ها پخته شده‌ است. آنانی‌ که در آتش‌کردن خبره بودند، چه‌گونه می‌توانند به جای جنگ گرم، جنگ سرد را مدیریت کنند؟

    سلام وطندار

  • مراحل مختلف رسیدن به توافق صلح امریکا با طالبان

    مراحل مختلف رسیدن به توافق صلح امریکا با طالبان

    از جنگ افغانستان بیش از ۴۰ سال می‌گذرد و پس از آنکه آمریکا در سال ۲۰۰۱ به این کشور حمله کرد، این جنگ به طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا نیز تبدیل شد.

    ائتلاف به رهبری آمریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد – زیرا گروه طالبان به رهبری شبکه القاعده که مسئول حملات مرگبار یازدهم سپتامبر دانسته می‌شد، پناه داده بود.

    گروه طالبان در دولت جدیدی که در نشست بن روی آن توافق شد، سهم نداشت و در عوض آنها “تروریست و جنگجویان دشمن” خوانده شدند و بسیاری‌شان کشته و زندانی شدند.

    برای مدتی به نظر می‌رسید طالبان از بین رفته و افغانستان به ثبات رسیده است. اما در سال ۲۰۰۴، نشانه‌های واضحی از بازگشت طالبان دیده شد و اعضای این گروه علیه دولت جدید و نیروهای خارجی اقدام به شورش کردند.

    پس از آن اولین تلاش بزرگ برای صلح با طالبان، تشکیل شورای عالی صلح در سال ۲۰۱۰ بود. این شورا به رهبری برهان‎الدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان موظف شد تا با طالبان مذاکره کند.

    شورای عالی صلح

    برای انجام مذاکرات مستقیم و ایجاد محل ثابتی برای مذاکره، دولت قطر در سال ۲۰۱۳ پذیرفت تا میزبان دفتر سیاسی گروه طالبان در دوحه باشد.

    بی بی سی در مطلبی پیرامون مراحل مختلف رسیدن به توافق صلح امریکا با طالبان می نویسد: در میان تلاش‌های پراکنده برای شروع یک روند صلح، جنگ شدت گرفت و طالبان به تدریج کنترل خود را در سراسر افغانستان افزایش دادند.

    در سال ۲۰۱۸ رئیس جمهور ترامپ، که سالهاست می‌خواهد نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کند، زلمی خلیلزاد را به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده برای صلح افغانستان منصوب کرد. در طول سال ۲۰۱۹ نمایندگان ایالات متحده تحت ریاست زلمی خلیلزاد و نمایندگان طالبان زیر نظر عبدالغنی برادر، معاون سیاسی این گروه برای چندین دور در دوحه ملاقات کردند.

    خلیلزاد

    مهمترین خواست طالبان تعیین جدول زمانی خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان بود و مهمترین خواست آمریکا هم قطع رابطه طالبان با تروریسم بین‌المللی و گروه‌های شبیه القاعده بود.

    هیچ چیز مشخصی از این مذاکرات حاصل نشد و حملات مرگبار طالبان به صورت گسترده ادامه یافت.

    در سپتامبر سال ۲۰۱۹، هر دو طرف در آستانه امضای توافقنامه بودند، اما رئیس جمهور ترامپ به طور ناگهانی مذاکرات را در پی یک حمله انتحاری در کابل که باعث کشته شدن یک سرباز آمریکایی شد، لغو کرد.

    پیشرفت اصلی در مذاکرات در فبروری/فوریه ۲۰۲۰ حاصل شد و مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که توافق جدید با طالبان روی دست است.

    توافق صلح با طالبان

    مراحل بعدی این توافقنامه تاریخی شامل جدول زمانی برای خروج نیروهای آمریکایی و گفتگوهای بین‌الافغانی در مورد آینده سیاسی افغانستان است.

    صلح آرزوی دیرینه مردم افغانستان است اما شک و تردیدهای زیادی هنوز وجود دارد و نگاه‌ها حالا به سوی مذاکرات بین‌الافغانی معطوف خواهد بود.

  • ضمایم محرمانه‌ی توافق‌نامه‌ صلح و معاملات پشت‌پرده‌ی خلیل‌زاد با طالبان

    ضمایم محرمانه‌ی توافق‌نامه‌ صلح و معاملات پشت‌پرده‌ی خلیل‌زاد با طالبان

    بهترین امید برای پایان‌دادن به جنگ ۱۸ ساله در افغانستان ممکن است در اتاق کنفرانس مجلل کلوب دیپلماتیک دوحه در قطر قرار داشته باشد. اما احتمالا فقط یک نفر است که می‌داند آیا توافق‌نامه صلح روی کاغذ به آرامش و صلح واقعی، هزار مایل دورتر در افغانستانِ رنج‌دیده منجر خواهد شد یا خیر. و او کسی نیست جز زلمی خلیل‌زاد.

    بیش از یک سال می‌شود که خلیل‌زاد برای پایان‌دادن به جنگ امریکا با طالبان، از همین کلوب و هتل‌های پنج‌ستاره‌ی مجاور آن به‌عنوان نوعی دفتر مرکزی موقت خود استفاده کرده است. اکنون خلیل‌زاد مطمئن است که در آستانه‌ی امضای توافق‌نامه‌ی صلحِ «سخت‌دست‌یافتنی» بین واشنگتن و طالبان قرار دارد؛ گروه شبه‌نظامی که هنگامی القاعده طرح حملات یازدهم سپتامبر را می‌ریخت، به رهبران و اعضای آن در خاک افغانستان پناه داده بود. مقامات افغان و غربی می‌گویند که خلیل‌زاد در واقع چنان مطمئن است که تیمش از هم‌اکنون به دنبال جای مناسبی برای برگزاری مراسم امضای توافق‌نامه می‌گردند.

    اگر خلیل‌زاد موفق شود، با توجه به انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌روی امریکا پیروزی اساسی را برای رییس خود، رییس‌جمهور دونالد ترمپ رقم خواهد زد. ترمپ به امریکایی‌ها وعده داده بود که به دخالت ایالات متحده در «جنگ‌های بی‌پایان» پایان می‌دهد. اگر خلیل‌زاد شکست بخورد، ایالات متحده در طولانی‌ترین جنگ تاریخ امریکا همچنان درگیر باقی خواهد ماند. جنگی که جان بیش از سه‌هزار و ۵۰۰ سرباز امریکایی و ناتو را گرفته، ۹۰۰ میلیارد دالر هزینه روی دست مالیه‌دهندگان امریکایی نهاده و هزاران افغان کشته و میلیون‌ها افغان آواره برجای گذاشته است.

    موفقیت یا شکست فرستاده ویژه‌ی ایالات متحده به جزئیات پیچیده‌ای وابسته است که خلیل‌زاد، طی ماه‌ها سفر بین دوحه، کابل و واشنگتن، نوشیدن فنجان‌های بی‌پایان چای و چاپلوسی، چرب‌زبانی و سخنرانی برای بازی‌گران ارشد طرفین این جنگ، بر سر آن با طالبان به توافق رسیده است.

    معامله‌ی خلیل‌زاد با طالبان در اصل خود این است: طالبان حملات خشونت‌بار خود بر نیروهای امریکایی و افغان را کاهش دهند و ایالات متحده بیش‌تر نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهد کرد.

    طالبان با «کاهش خشونت» هفت‌روزه موافقت کرده‌اند تا نشان دهند که این گروه جدی است. اما آنچه مهم است این است که رهبران این گروه موافقت خود را با خواست ایالات متحده مبنی بر نگهداشتن نیروهای مبارزه با تروریسم امریکا در افغانستان، علنا اعلام نخواهند کرد. برای عبور از این مانع، خلیل‌زاد راه چاره‌‌ای نه‌چندان اساسی سنجیده است. به گفته‌ی سه نفر آشنا با جزئیات پیش‌نویس فعلی، توافق‌نامه‌ی خلیل‌زاد و طالبان حاوی ضمیمه‌های محرمانه است. ضمیمه‌ی اول توافق‌نامه‌ مبنی بر ادامه‌ی حضور نیروهای ضد تروریسم ایالات متحده در افغانستان است. ضمیمه‌ی دوم توافق‌ طالبان مبنی بر محکوم‌کردن تروریسم و افراط‌‌گرایی خشونت‌بار و قطع رابطه با چنین گروه‌هایی است. ضمیمه‌ی سوم به گفته‌ی دو تن از این منابع، حاوی میکانیزمی برای نظارت بر این است که آیا تمام طرفین وضعیت نیمه‌آتش‌بس را درحالی‌که مذاکرات بین طرفین افغان درگیر جنگ ادامه می‌یابد، رعایت می‌کنند یا خیر. و سرانجام ضمیمه‌ی آخر به چگونگی عملیات سازمان سیا در مناطق تحت کنترل طالبان در آینده می‌پردازد.

    یکی از این سه منبع آشنا با جزئیات مذاکرات، به شرط پنهان‌ماندن هویتش جزئیات ضمیمه‌های محرمانه‌ی‌ توافق‌نامه ایاالات متحده و طالبان را به‌شکل مکتوب به دسترس تایم قرار داده است. درحالی‌که رقم کنونی نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان ۱۳ هزار سرباز است، یک قانون‌گذار امریکایی و دو مقام افغان تأیید می‌کنند که حضور قوای هشت‌هزار و ۶۰۰ نفری مبارزه با تروریسم ایالات متحده بخشی از توافق خلیل‌زاد با طالبان است. وزارت خارجه ایالات متحده و دفتر خلیل‌زاد از اظهار نظر در این زمینه خودداری کرده‌اند. سازمان سیا نیز حاضر به ارائه نظر در این خصوص نشده است. یک مقام طالبان روز پنج‌شنبه هفته‌ی گذشته تأکید کرد که توافق این گروه با ایالات متحده، مستلزم خروج کامل نیروهای امریکایی است و مسأله‌‌ی ضمیمه‌های محرمانه، شایعه‌ای بیش نیست.

    مقامات امریکایی و افغان می‌گویند که اگر اوضاع خوب پیش برود و طرفین به تعهدات‌شان عمل کنند، توافق‌نامه صلح ایالات متحده و طالبان تا آخر ماه جاری به امضا می‌رسد. اما دو هفته زمانی طولانی است و هر اتفاقی امکان دارد بیفتد. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده هنوز با رییس‌جمهور اشرف غنی که هرگز طرفدار طرح خلیل‌زاد نبوده، دیدار نکرده است. از طرف دیگر، جنگ‌جویان طالبان اگر بفهمند که رهبران‌شان مخفیانه توافق کرده‌اند که تعدادی از نیروهای امریکایی در افغانستان بماند، ممکن است حمله‌ی ویران‌گر جدیدی را راه‌اندازی کنند. یا ترمپ ممکن است دست به تویت شود و دست‌آوردهای فرستاده‌اش را مانند گذشته، با تویت مضر دیگری هیچ کند.

    برای افغانستان، کشوری که یک نسل کامل آن در جریان این جنگ به دنیا آمده و حالا جوان شده‌اند، وضعیت بیش از حد پرمخاطره‌ است. برای خلیل‌زاد یا «زل»، توافق با طالبان، مأموریت و معامله عمرش است. خلیل‌زاد با به امضا رساندن این توافق‌نامه، حتا اگر پس از آن صلح دوام نیاورد، می‌تواند بگوید که سهمش را ادا کرده است. او با به امضا رساندن توافق‌نامه‌ای که زمانی ناممکن تصور می‌شد، می‌تواند جایگاهش را به‌عنوان «معامله‌ساز» تقویت کند.

    زل قبل از این نیز به توافق با طالبان نزدیک شده بود. در سپتامبر سال گذشته، توافق ایالات متحده و طالبان به نظر حتمی و قریب‌الوقوع می‌رسید، اما بمب‌گذاری طالبان در شهر کابل که جان چندین نفر از جمله یک سرباز امریکایی را گرفت، باعث شد که ترمپ در ۷ سپتامبر با چند پیام تویتری ناگهانی، مذاکرات صلح را متوقف کند و تلاش خلیل‌زاد را چندین ماه عقب اندازد. با این‌حال، گفت‌وگوهای ایالات متحده و طالبان در ماه دسامبر از سر گرفته شد و هفته‌ی گذشته مقامات گفتند که توافق بار دیگر آماده‌ی امضاشدن است؛ البته اگر طالبان بتواند اعضای خود را از حمله به نیروهای امریکایی و افغان برای هفت روز کامل باز دارد.

    این «اگر» اگر بزرگی است. طالبان در گذشته در کنترل جناح‌های خود با مشکل مواجه بوده است. برخی از این‌ جناح‌ها ممکن است از توافقی که نتوانسته خروج کامل نیروهای امریکایی را تضمین کند، ناراحت شوند. روز شنبه هفته‌ی گذشته دو سرباز امریکایی در نتیجه تیراندازی یک مهاجم ملبس با یونیفورم ارتش افغانستان و مجهز به مسلسل، کشته شدند و به این ترتیب تعداد پرسونل امریکایی کشته شده در سال ۲۰۲۰ به شش نفر رسید. طالبان مسئولیت این حمله را برعهده نگرفتند.

    همچنین ضمیمه‌های محرمانه می‌تواند موثریت توافق صلح ایالات متحده و طالبان را در برقراری یک صلح پایدار در افغانستان با چالش مواجه کند. اعضای رده‌پایین طالبان توقع دارند که نیروهای امریکایی رخت‌شان را از افغانستان جمع و کاملا این کشور را ترک کنند، اما تا پایان سال آشکار خواهد شد که رقم نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان به صفر نمی‌رسد. یکی از منابع آشنا با جزئیات پیش‌نویس توافق‌نامه به شرط پنهان‌ماندن هویتش به‌دلیل حساسیت موضوع، می‌گوید: «اگر [رهبری] طالبان جزئیات این توافق‌نامه را آشکار کنند، [این گروه] فرو می‌پاشد و محو می‌شود. بنابراین آن‌ها [جزئیات توافق‌نامه] را مخفی نگه می‌دارند.»

    توافق نه‌چندان اساسی ایالات متحده و طالبان از جهات متعددی محصول تلاش‌های خلیل‌زاد دانسته می‌شود. این مرد ۹۰ ساله که شبیه بازی‌گران هالیوودی است به آرامی رو به پیری می‌روند، کت‌وشلوارهای تیره‌ی سفارشی می‌پوشد و موهایش را مرتب نگه می‌دارد. خلیل‌زاد متولد افغانستان و تحصیل‌کرده‌ی امریکا و پس از یازدهم سپتامبر از نخستین سفیران ایالات متحده در افغانستان بوده است.

    متحدان خلیل‌زاد می‌گویند که او یک مذاکره‌کننده‌ی زیرک و ماهر است که در کارش ترکیب نادری از تجربه‌ منطقه‌ای، جاه‌طلبی، کاریزما و بی‌اعتمادی سالم و احتمالا مقداری غرور زخم‌خورده را -به‌دلیل این‌که دهه‌ها دیپلماسی‌اش نتوانسته رفاه یا ثبات را به زادگاهش برگرداند- به کار می‌بندد.

    با این‌حال، منتقدین خلیل‌زاد در واشنگتن نگرانند که او هرکاری می‌کند تا بتواند این توافق را برای ترمپ به امضا برساند، چه این توافق دوام داشته باشد یا خیر. خلیل‌زاد در کابل نیز به همان اندازه بحث‌برانگیز است. برخی او را به‌عنوان یک رقیب سیاسی بالقوه می‌دانند که رویای نامزدی برای ریاست‌جمهوری افغانستان را در سر می‌پروراند. خلیل‌زاد مسلمان سنی‌مذهب و از قوم پشتون است که بسیاری از اعضای طالبان نیز به آن تعلق دارند. از این‌رو نیز بسیاری از افغان‌ها غیرپشتون به او اعتماد ندارند.

    آیا خلیل‌زاد می‌تواند در مأموریت خود موفق شود؟

    خلیل‌زاد در سال ۱۹۵۱ در خانواده‌ی متوسط در شهر مزارشریف در شمال افغانستان به دنیا آمد. در آن‌زمان مزارشریف مرکز سیاسی و تجاری «ترکستان افغانستان» بود. مزارشریف به نسبت هم‌مرزبودنش با آسیای میانه با این نام شناخته می‌شد. پدر خلیل‌زاد کارمند رده متوسط دولت بود. مادرش که در سنین جوانی ازدواج کرده بود، ۱۳ فرزند به دنیا آورد. از سیزده فرزند تنها هفت فرزند این خانواده به‌شمول زلمی زنده ماندند. زلمی اولین‌بار طعم زندگی را در خارج از افغانستان به‌عنوان دانش‌آموز بورسیه دوره لیسه در کالیفرنیا چشید. او در کتاب خاطرات خود تحت عنوان «فرستاده» می‌نویسد که در کالیفرنیا، برای بهترکردن انگلیسی خود در مقابل آینه زبان تمرین می‌کرد. هنگامی که خلیل‌زاد برای کسب مدرک دکترای خود در دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۹ مشغول تحصیل بود، پایش به حلقات نئوکون‌ها کشیده شد و از آن زمان تا کنون در سمت‌های ارشد دولت «رونالد ریگان»، «جورچ اچ دبلیو بوش» و «جورج دبلیو بوش» ایفای وظیفه کرده است.

    پس از حمله یازدهم سپتامبر توسط القاعده به خاک امریکا، به تعقیب آن حمله‌ی ایالات متحده به افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان (میزبان القاعده در افغانستان)، خلیل‌زاد در انتخاب حامد کرزی به‌عنوان رهبر بعدی افغانستان نقش کلیدی ایفا کرد. به گفته‌ی یک مقام غربی و یک مقام سابق افغانستان که در کنفرانس بین‌المللی «بُن» در سال ۲۰۰۱ شرکت کرده بودند، هیأت افغان ابتدا یک مقام شناخته‌شده‌ی دوره حکومت پادشاهی افغانستان را برای رهبری این کشور انتخاب کرده بودند. (دوره پادشاهی افغانستان از نظر بسیاری به‌عنوان عصر طلایی برابری بین پشتون، تاجیک و سایر اقوام این کشور دیده می‌شد.) پس از ۴۸ ساعت چانه‌زنی، خلیل‌زاد هیأت افغان را متقاعد کرد که رهبر بعدی افغانستان باید از قوم پشتون، بزرگ‌ترین گروه قومی افغانستان، و مشخصا کرزی باشد. یکی از مقامات غربی که از مقام سابق حکومت پادشاهی به‌عنوان چهره‌ای که به احتمال زیاد قادر به متحدکردن این کشور است، حمایت کرده بود، می‌گوید: «او [خلیل‌زاد] آنچه را که بخواهد به‌دست می‌آورد.»

    نزدیکان خلیل‌زاد می‌گویند که او برای دست‌یابی به توافق با طالبان، حمایت کامل ترمپ را با خود دارد. خلیل‌زاد یکی از معدود جمهوری‌خواهان برجسته‌ی دولت بوش بود که با معرفی ترمپ در برنامه‌ای با حمایت مالی نشریه «نشنال انترست» در سال ۲۰۱۶، از نامزدی ترمپ برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ حمایت کردند. یک مقام ارشد پیشین ایالات متحده می‌گوید که در آن‌زمان، سایر مقاماتی که با خلیل‌زاد کار کرده بودند در حال امضای نامه‌هایی با عنوان «ترمپ هرگز» بودند. حمایت خلیل‌زاد از ترمپ، اولین قمار او برای داشتن نقشی ارشد در تیم رییس‌جمهور امریکا دانسته می‌شود.

    کسی که خلیل‌زاد را برای پیش‌برد نقش «فرستاده صلح» پیشنهاد کرد، وزیر امور خارجه مایک پمپئو بود. او به رییس‌جمهور ترمپ مشوره داد که خلیل‌زاد بازیگران منازعه افغانستان را می‌شناسد و قبلا نیز مذاکرات دشواری را پیش برده است. یک مقام امریکایی پیشین که در افغانستان نیز خدمت کرده، می‌گوید: «زل خود را به‌عنوان یگانه مردی که به‌دلیل رگ و ریشه افغانش، مهارت‌‌هایش در معامله و روابطش با چهره‌های قدرتمند افغانستان شایسته مذاکره با طالبان است، به رییس‌جمهور معرفی کرد.»

    مذاکرات خلیل‌زاد با طالبان در اوایل سال ۲۰۱۹ آغاز شد. گفت‌وگوها به‌طور منظم زیر سقف هتل‌های مجلل کلوب دیپلماتیک دوحه در حاشیه خلیج فارس برگزار شد. زل با پذیرفتن این‌که گفت‌وگوهای صلح ایالات متحده از مذاکرات این گروه با دولت افغانستان جدا باشد، طالبان را متقاعد به گفت‌وگو کرد. طالبان دولت افغانستان را به‌عنوان طرف مذاکره به رسمیت نمی‌شناسند. زل آن‌ها را متقاعد کرد که ایالات متحده و طالبان در مورد شرایط آتش‌بس و خروج نیروهای امریکایی به توافق برسند و بعد از آن، نوبت مذاکره افغان‌ها برای تعیین آینده افغانستان فرا می‌رسد. خلیل‌زاد برای متقاعدکردن طالبان برای این توافق که دست‌یابی به توافق صلح پایدار را به تعویق می‌اندازد، مجبور شد راه‌حل مسأله‌داری برون دهد. طالبان متقاعد شدند که تنها در صورتی با مقامات دولت افغانستان مذاکره می‌کنند که آن‌ها در قالب یک کمیته‌ی بین‌الافغانی متشکل از رهبران جامعه افغانی وارد مذاکرات رسمی شوند. طالبان توافق کردند که مقامات دولت افغانستان از آدرس شخصی خود در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی شرکت کنند.

    مقامات افغانستان شکایت کرده‌اند که این ساختار غیرمستقیم نشان می‌‌دهد که فرستاده‌ی ایالات متحده، به‌جای این‌که از طالبان خواستار به رسمیت‌شناختن دولت منتخب جمهوری اسلامی افغانستان شود، به خواسته‌های طالبان تن داده است.

    رییس‌جمهور غنی، به گفته‌ی یک مقام ارشد دولت افغانستان فعلا منتظر فرصتی ایده‌آل است، اجازه داده این فصل سپری شود و نقش تخریب‌کننده‌ی مذاکرات را بازی نکند. غنی اکنون نمایندگانی را برای پیوستن به کمیته مذاکرات بین‌الافغانی معرفی کرده است. اعضای این هیأت قرار است برای آینده‌ی دولت افغانستان و چگونگی نقش طالبان در آن، تصمیم‌گیری کنند. طبق نظرسنجی «بنیاد آسیا»، غنی و بیش‌تر مردم افغانستان می‌خواهند که در این کشور دموکراسی باقی بماند. طالبان آشکارا گفته‌اند که آن‌ها خواهان بازگشت «امارت» به این کشورند؛ ساختاری که در آن مقامات مذهبی اقتدار بیش‌تری دارند.

    طالبان در گفت‌وگوهایی که بین این گروه و نمایندگان افغانستان از جمله زنان در دوحه برگزار شد، گفتند که آن‌ها از حقوق زنان حمایت می‌کنند و به آن‌ها اجازه تحصیل و کار در خارج از خانه می‌دهند. اما طالبان در عمل در مناطق تحت کنترل خود این اجازه را به زنان نداده‌‌اند. همچنین کارشناسانی که از دیرزمانی به این‌سو طالبان را تحت نظر دارند، می‌گویند که آن‌ها مطمئن نیستند که طالبان به تعهدات خود مبنی بر قطع رابطه با القاعده، به‌عنوان بخشی از مذاکرات و توافق، عمل کنند. القاعده اکنون به معنای واقعی کلمه خانواده طالبان دانسته می‌شود. پس از یازدهم سپتامبر، بسیاری از اعضای این گروه طی دهه‌ها جنگ با سربازان امریکایی با اعضای قبایل افغان ازدواج کرده‌اند.

    «داگلاس وایس»، افسر ارشد سابق سازمان سیا که طی دو مأموریت در افغانستان خدمت کرده است، می‌گوید که هدف نهایی طالبان بازپس‌گیری قدرتی است که قبل از حمله ایالات متحده به افغانستان، این گروه از آن برخوردار بود. او می‌گوید: «اگر اهداف استراتژیک طالبان را بررسی کنید، خواهی دید که این گروه به دنبال بازگشت به قدرت، بیرون‌راندن غربی‌ها و دست‌نشانده‌های آن‌ها، سرنگون‌کردن حکومت کنونی و بازگرداندن امارت اسلامی افغانستان است.» وایس که قبلا به‌عنوان معاون «آژانس اطلاعات دفاعی» ایالات متحده خدمت کرده است، باور چندانی ندارد که طالبان به وعده‌شان عمل کنند و به حقوق بشر و حقوق زنان احترام بگذارند. او می‌گوید: «چرت و پرت است. آن‌ها هرچیزی را که لازم باشد می‌گویند که ما توافق‌نامه را امضا و از این کشور خارج شویم. آن‌ها هرکاری را که لازم باشد انجام می‌دهند که ایالات متحده افغانستان را ترک کند.»

    غنی و مشاورانش نیز شک و تردید مشابهی در دل دارند. آن‌ها معتقدند که طالبان برای حفظ وعده «کاهش خشونت» در جریان مذاکرات بین‌الافغانی با مشکل روبه‌رو خواهند شد. اگر خشونت از سر گرفته شود و غنی از سد اپوزیسیون افغانستان که انتخابات ماه سپتامبر این کشور را (انتخاباتی که تقریبا پنج سال ریاست‌جمهوری دیگر به غنی داده است) به چالش‌ کشیده‌اند، عبور کند، دولتش مذاکرات بین‌الافغانی را ترک و با جناح‌های فردی طالبان ارتباط برقرار خواهد کرد و برای تقسیم و تسخیر قبایل اغلب درگیر تشکیل‌دهنده این گروه، پیشنهادات یک‌طرفه خواهد کرد. با این‌حال، حتا اگر این اوضاع این‌گونه رقم بخورد، برای خلیل‌زاد و ترمپ چیزی تغییر نمی‌کند. ترمپ و خلیل‌زاد استدلال خواهند کرد که مقصر شکست مذاکرات بین‌الافغانی یا حتا بازگشت کامل طالبان به قدرت، دولت افغانستان است نه واشنگتن.

    و سرانجام منتقدین و تحسین‌کنندگان زلمی خلیل‌زاد همه می‌گویند که این توافق برای زل مسأله کاری و شخصی نیز شده است. به همین دلیل کسانی که خلیل‌زاد را باور دارند می‌گویند که او این هفته توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان را به انجام خواهد رساند. زلمی‌ خلیل‌زاد به دنبال دست‌آورد دیپلماتیکی است که می‌تواند نام او را در کتب تاریخ به خاطر تلاش‌هایش در بازگرداندن سربازان امریکایی به خانه‌، کشوری که او را فرزندخوانده‌ی خود گرفته، به ثبت برساند. یک مقام امریکایی که خلیل‌زاد را از نزدیک می‌شناسد می‌گوید: «این را هرگز فراموش نکن که زل سرسخت است.»

    منبع: تایم

    مترجم: جلیل پژواک

  • شکریه بارکزی: حکومت به تعهدش در قبال زنان عمل نکرده است

    شکریه بارکزی: حکومت به تعهدش در قبال زنان عمل نکرده است

     شکریه بارکزی، از پرچم‌داران مبارزه در راستای تأمین حقوق زنان است. او سابقۀ دو دور عضویت در مجلس نمایندگان را دارد و در سال اخیر به حیث سفیر افغانستان در ناروی انجام وظیفه کرده است. نام بارکزی در صدر زنان مبارز و فعال افغانستان قرار دارد. او دیدگاه‌های دموکراتیک دارد و در بیان نظریاتش صریح و بی‌باک است. به باور بسیاری‌ها، خانم بارکزی الگوی مبارزه و ایستادگی در برابر افراطیت و تندروی فرهنگی، اجتماعی و مذهبی است. خانم بارکزی که مدافع سرسخت اشرف‌غنی بود، امروز به منتقد سرسخت حکومت او بدل شده است. فارسی.رو مصاحبۀ اختصاصی را با خانم بارکزی انجام داده است که در زیر می‌خوانید.

    با سپاس خانم بارکزی. شما از زنان پیش‌کسوت و مبارز در افغانستان هستید. دشواری مبارزه و کار یک زن در جامعۀ افغانستان چیست؟

    زنان اول باید از فامیل خود برای تعیین جایگاه‌شان شروع کنند، بعد وارد جامعه شوند. زنان باید چهار برابر مردان کار کنند تا خود را به اثبات برسانند. آنها باید با رسوم و عنعناتی‌که در مغایرت با دین است و هیچ نوع حقوق انسانی را رعایت نمی‌کند، مبارزه کنند. زنان باید در شرایطی کار کنند که هزار ویک چشم حریص به آنها دوخته شده است؛ اما آنان باید طوری کار کنند که اصلاً چشم‌ها را نمی‌بینند. زنان افغانستان باید در شرایطی‌که همه چیز وابسته به سرمایه و قدرت است، کار کنند. این راه طولانی و دشوار است. فرصت‌های مساوی به زنان و مردان در هیچ جای دنیا میسر نیست؛ اما افغانستان یکی از کشورهایی است که اصلاً فرصتی را به زنان فراهم نمی‌کند.

    شما بارها به حذف فیزیکی تهدید شدید. باری آماج حملۀ انتحاری هم قرار گرفتید. این تهدیدها مانع فعالیت‌ها و کار شما نشده است؟

    ابداً. من به فکر، هدف و راه خود باور دارم. تهدیدها مرا قوت بخشید. هر حمله‌یی مرا به حقانیت فکر و باورم معتقد ساخت و قوت من و ضعف مخالفانم را نشان داد. من اگر قدرت هم داشته باشم، هیچگاهی به حذف مخالف خود نمی‌کوشم. دوست دارم باب مذاکره، تفاهم و گفتمان را باز کنم. همیشه این سؤال در ذهنم بوده که چرا من مورد هدف قرار می‌گیریم و در شرایط سخت زندگی می‌کنم. حملات زیادی بر من انجام شده است. اما انسان‌های قوی باید این مشکلات را بپذیرند.

    شکریه بارکزی، رمز موفقیت و تأثیرگذاری‌اش را در چه می‌داند؟

    هنوز به موفقیت نرسیده ام. اعتماد به نفس و صداقت در سیاست بسیار مهم است. به سیاست دیدگاه ماکیاولی ندارم که با خدعه و نیرنگ جایی برسم. سیاست در پای ارزش‌ها ایستادن است. بدون این‌که تغییر فکر بدهید.

    به نظر می‌رسد پس از 20 سال کار در راستای تأمین حقوق زنان، هنوز زنان در وضعیت بدی قرار دارند. هر از گاهی شاهد حوادث تکان‌دهنده‌یی در ولایات می‌باشیم. حادثۀ سنگسار یک زن در غور و قتل یک زن در هرات و بادغیس، نمونه اخیر آن است. آیا کار 20 ساله تأثیری بر وضعیت زنان افغان نگذاشته است؟

    کار 20 سالۀ من بر وضعیت زنان افغان تأثیر گذاشته است. وقتی قانون اساسی را می‌ساختیم، جای خاص به زنان افغانستان در پارلمان در نظر گرفتیم. وقتی می‌بینیم که قانون منع خشونت در محاکم تطبیق می‌شود، دقیقاً محصول ماده‌یی از قانون اساسی است که خودم نویسنده آن فقره هستم. وقتی می‌بینم که زنان و دختران می‌ایستند و صدای‌شان را بلند می‌کنند، احساس می‌کنم که حنجرۀ من هستند که این قدرت و توان را به آ‌ن‌ها دادیم و این اعتماد به نفس را ایجاد کردیم.

    دربارۀ سنگسار و خشونت‌های خانواده‌گی، متأسفانه ریشۀ ساختاری دارد و پیشینۀ آن به درازی تاریخ بر می‌گردد. تا فرهنگ تغییر نکند و تا اجتماع نظرش را دربارۀ زن عوض نکند، هیچ چیز تغییر نمی‌کند. اما گاهی فکر می‌کنم که پس از 20 سال یک قدم هم پیش نرفتیم. بنابراین، باید برای تأمین حقوق و جایگاه زنان مبارزه کنیم.

    ارزیابی شما از کار فعالان حقوق زنان چیست؟ برخی‌‌ها فعالان حقوق زنان را متهم به پروژه‌گیری و سوءاستفاده از نام زنان می‌کنند.

    پروژه نتیجۀ مثبت ندارد. برای تغییر فرهنگ، از طریق پروژه نمی‌توان کاری را پیش برد. از نام زنان افغانستان، از رییس‌جمهور گرفته تا عادی‌ترین فرد بهره‌جویی کردند. پروژه‌های خیالی برای زنان افغانستان زیاد بود. شیوه و نگرش پروژه‌گیران بسیار قدیمی بود. اما خوش هستم که در هر ولسوالی یک پروژه به زنان است که نشان‌دهندۀ تبعیض مثبت به آنها می‌باشد. وقتی به ولایات سفر کنیم، نتیجه کار برخی پروژه‌ها را می‌توانیم ببنیم. اما اعادۀ حقوق زنان، تساوی جندر و کاهش خشونت، با پروژه‌ها ممکن نیست، ما نیازمند پروسه‌ها هستیم.

    دولت افغانستان یک مبلغ بسیار هنگفت را برای توانمندسازی، مشارکت سیاسی، اشتغال‌زایی و حمایت از حقوق زنان دریافت کرده که متأسفانه در این مسیر به مصرف نرسیده است. این سرمایه شخصی و خصوصی مصرف می‌شود. در این میان، بین فعالان بیرون‌حکومتی و حکومتی فرق قایل شویم. کسانی هستند که بدون پروژه کار می‌کنند. اگر تلاش آن‌ها نبود، صدای زن سنگسارشده در غور را نمی‌شنیدیم.

    فعالین حقوق زنان با چند چالش مواجه هستند: اول کسی به آن‌ها گوش نمی‌دهد. دوم خودشان یک دست نیستند. سوم این‌که از زنان به عنوان پروژه‌های سیاسی کار گرفته می‌شود. وزارتی به نام «زنان» عملا وجود ندارد. شما از آدرس زنان دو نهاد را می‌بینید: دفتر بانوی اول و شبکۀ زنان افغان. درحالی‌که وزارت زنان باید پایگاه اصلی برای زنان افغانستان باشد. وقتش رسیده که وزارت زنان از پالیسی‌سازی بیرون شود و جزء قوۀ اجرایی باشد. هر دو نهاد فعال در عرصۀ حقوق زنان دولتی هستند و سیاست‌زده شده‌اند. من نمی‌توانم دفتر بانوی اول را نهاد مشروع و قانونی و مسوولیت‌پذیر از آدرس زنان افغانستان عنوان کنم. صلاحیت‌هایی‌که به بانوی اول تفویض شده از لحاظ حقوقی و قانونی جایگاه ندارد. همسر رییس‌جمهور هیچ جایگاه قانونی در افغانستان نداشته و ندارد. طرف دیگر این‌که توجه جامعه جهانی هم به دفتر بانوی اول است و منابع بی‌شمار را در خدمتش گذاشته‌اند. دفتر بانوی اول به هیچ جایی پاسخگو و حساب ده نیست و هیچ کس از کارش نظارت هم ندارد. برای من این سوال مطرح است که وزارت زنان در کجای کار قرار دارد؟ وزارت زنان پس از 20 سال کاملاً بی‌هویت است. متأسفانه دلیل این مسأله برخوردهای سلیقه‌یی و تبعیض‌آمیز به وزارت زنان است. این وضعیت محصول کار سیاسیون افغانستان است. سیاسیون وقتی به رأی ضرورت دارند به زنان مراجعه می‌کنند.

    حکومت افغانستان مدعی است که به زنان نقش و سهم قابل توجه در رهبری نهادهای دولتی داده است. آیا زنان در رهبری نهادهای دولتی نقش تصمیم‌گیری و تعیین‌کننده دارند؟

    بربنیاد تعهد دولت افغانستان تا سال 2020 باید 30 درصد کارمندان دولتی زنان می‌بودند. این یک مکلفیت و وظیفۀ دولت بوده است. حضور سمبولیک زنان هیچگاه قابل قبول نیست. برخی زنان را حیف کردند. آن‌ها را در جاهایی نصب کرده‌اند که اصلاً نمی‌دانند که کجا هستند. مثلاً بانوانی‌که در وزارت‌های دفاع، داخله و خارجه هستند. این‌ وزارت‌ها سکتوری هستند و رهبری آن‌ها باید تجربه داشته باشند و کار کرده باشند. واژه‌های وزارت داخله و دفاع متفاوت از سایر اداره‌ها است. هیچ زنی در این نهادها نبود که در سطح رهبری قرار می‌گرفتند؟ فکر می‌کنم که این کلان‌ترین جفایی است که در حق زنان افغانستان صورت می‌گیرد. یک کسی که هیچ در اداره کار نکرده و قوانین و پالیسی‌ها را نمی‌داند را در (سمت‌های مهم) نصب می‌کنند. با نصب کردن او آینده خود را از دست می‌دهد. خدا می‌داند که در حکومت آینده چه دوسیه‌هایی به آنها جور شود. آن‌ها حتا نمی‌توانند مسوولیت امضای خود را بگیرند. این کمک و خدمت به زنان افغانستان نیست. این بزرگترین خیانت به وزارت‌های سکتوری و نیرویی است که می‌تواند بهتر در عرصه تخصص خود بدرخشد.

    مشارکت زنان در نهادهای تعلیمی و تحصیلی را چگونه می‌بینید؟

    نهادهای تعلیمی همواره مدیون حضور زنان بوده است. در هر جای افغانستان بروید، می‌بینید که بیشترین معلم زن بوده است. مشارکت زنان در حکومت در دو بخش بسیار چشمگیر است: در بخش معارف و در بخش خدماتی.

    به باور شما، چه تغییرات عمده‌یی در هفده سال پسین در حوزه‌های اجتماعی – فرهنگی به میان آمده است؟ آیا این تغییرات ناپایدار و متزلزل نیست؟

    تغییرات ناپایدار نیست. آزادی بیان، حضور زنان در اجتماع به یک اصل تبدیل شده و برخی تابوها شکستانده شده است. برخی فامیل‌ها حامی درجه اول بانوان هستند. آگاهی در میان مردم و تأمین ارتباط افغانستان با جهان به پویایی رسیده است. کسی نمی‌تواند مردم را از شبکه‌های اجتماعی که دریچۀ روابط با جهان است، دور نگه دارد.

    به نظر می‌رسد در ساختار پساطالبان، نسل جدیدی ظهور کرده است. نگاه شما به نسل پسا طالبان چیست؟ این نسل تا چه اندازه ظرفیت حفاظت و پاسداری از دست‌آوردها و ارزش‌های جدید را دارد؟

    نسل پسا طالبان، با افکار متفاوت است. این نسل بسیار زود جای پیدا می‌کند و انعطاف‌پذیر است. مانند نسل قبل نیستند که سیاه و سفید را یکی ببیند. به نسل جدید بسیار امیدوارم. جمعی را داریم که می‌خواهند پیش بروند و شماری را هم داریم که فکر می‌کنند باید بیرون بروند، چون فضای این وطن به نفس کشیدن بسیار تنگ است.

    نقش نهادهای جامعۀ مدنی، رسانه‌ها، شبکه‌های زنان، سازمان‌ها و اتحادیه‌های جوانان در هفده سال پسین چگونه بوده است؟ این نهادها چه جایگاهی در فرایند صلح با طالبان می‌توانند داشته باشند؟

    یگانه راه دریافت اطلاعات همین نهادها به ویژه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. رسانه‌ها بدون چهره‌های متعهد و باورمند به ارزش‌های دموکراتیک معنا ندارد. ما با روی دست‌گرفتن برخی پالیسی‌ها، می‌توانیم فرهنگ همدیگرپذیری و زندگی در فضای صلح را تجربه کنیم. در این وقت‌ها متوجه شده‌ام که رسانه‌ها سخت درگیر روزه‌مرگی‌های سیاست مداران هستند. با درک وابستگی رسانه‌ها، آن‌ها نباید مباحث ملی را در پای خواست‌های سیاسی سیاست‌مداران تمام کنند.

    آیا تغییری در افکار و باورهای طالبان به میان آمده است؟ به باور شما، طالب 1996 و 2020 از لحاظ فکری و سیاسی چه تفاوت‌هایی دارد؟

    دو چیز را از همان جدا کنیم. یکی ایدیولوژی طالبان است که شما آن را در بین مردم عام هم می‌بینید. دید طالبان، اکثریت مجاهدین و بخشی از مردم، دربارۀ زنان بسیار مشابه و یکی است. وقتی در پارلمان بودم، همکاران ما می‌گفتند که شما برای چه اینجا هستید؟ بروید خانۀ تان، اولادهای‌تان را نگه کنید، کالاشویی کنید، خمیر و تندور کنید، شما را چه به سیاست! عین این دید محدود را طالبان به شکل دیگری می‌گویند. تفاوتی در باورهای طالبان به وجود نیامده، اما در دیدگاه شان به وجود آمده است. طالبان 1996 مخالف عکس مردم در خانه‌های‌شان بودند. باید عکس‌های ما را در خانه‌ها از بین می‌بردیم. اگر بازرسی می‌کردند و عکس پیدا می‌کردند، جزای وحشتناک داشت. آنهایی‌که دیروز مخالف تصویر بودند، امروز شبکه‌های اجتماعی دارند و تصویر پخش می‌کنند. به یاد ندارم که طالبان در دورۀ شان دور یک میز با زنان نشسته باشند، اما امروز این کار را انجام می‌دهند. این تفاوت‌ها را نباید نادیده بگیریم. افغانستان 1996 و افغانستان 2020 زمین و آسمان فرق کرده است. بنابراین، طالبان خواسته و یا ناخواسته این تفاوت را در نظر می‌گیرند. چنانچه مجاهدین در نظر گرفتند. مجاهدین دیروز درهای مکتب و پوهنتون را به روی ما بستند؛ اما امروز در پارلمان در کنار ما نشسته‌اند و می‌خواهند از حقوق ما و دموکراسی دفاع کنند. این تغییر مثبت است. جامعه چنانچه به افراد پیش از طالبان درس داد، مطمین هستم که طالبان هم بیایند به طرف آبادانی سوق خواهند گردید.

    برگشت طالبان به قدرت موجب سلب آزادی های اجتماعی و دموکراتیک نخواهند شد؟

    دید متفاوت دارم. چرا باید جمعیت 30 میلیونی افغانستان تابع کمیت 100 هزار نفری طالبان باشد؟ این قوت را مردم دارند که به طالبان بگویند چگونه باشید تا این‌که آنها به ما بگویند چگونه باشیم. مردم کلان ترین قوه هستند. صبر مردم را کسی امتحان نکند. من از طالبان حق آزادی بیان و مشارکت سیاسی را گدایی نمی‌کنم. قضیه باید برعکس باشد. آن‌ها باید از ما بپرسند که چگونه باشیم. من مثل سیاسیون خاین افغانستان فکر نمی‌کنم. مثل یک زن آزادۀ افغانستان فکر می‌کنم. مثل یک شهروند معتقد و متعهد به آزادی، برابری و عدالت می‌اندیشم. طالب در گذشته رسانه تصویری را حرام می‌دانست. اما امروز می‌پذیرد. انتخابات را باید بپذیرد. افغانستان به طرف نظام شاهی نمی‌رود. طالبان باید آمادۀ تغییر باشند. (مجاهدین) هم تفکر طالبانی داشتند؛ اما امروز پذیرفتند.

    وقتی طالبان وارد کابل شدند، شهر 500 هزار نفر جمعیت داشت و تکه تکه و خسته از جنگ بود. مردم به حدی خسته بودند که به یگانه چیزی که ضرورت داشتند، امنیت بود. اینکه به ناموسش تجاوز نشود، خانه‌اش چور و ویران نشود. طالب این خواسته را به مردم داد. وقتی آرامش آمد، مردم گفتند که آزادی من کجاست؟ من در آن زمان با چادری برآمدم و خانۀ خود را مکتب ساختم و به دختران انگیزه دادم و داستان مکتب و فاکولته خواندن خود را به آنها قصه کردم.

    برخی نگرانی‌هایی وجود دارد که افراط‌گرایی در افغانستان گسترش یافته است. ریشه‌های گسترش افراطیت و تندروی در جامعۀ افغانستان چیست؟

    افراط و تفریط بد است. آزادی هم نباید لجام گسیخته باشد. افراطیت مردود است. متأسفانه افغانستان به طرف لجام گسیختگی در حرکت است. هم در افراط‌گرایی و هم در آزادی در وضعیتی که در منطقه وجود ندارد، در افراط روان هستیم. اما هر انسان آزادی را دوست دارد. بحث افراطیت دینی- مذهبی به افغان‌ها چالش‌برانگیز است.

    امریکا در پی خروج از افغانستان و یا کاهش حضور نظامی در این کشور است. فکر می‌کنید با خروج و یا کاهش چشمگیر نیروهای امریکایی، ساختارها و نهادهای افغانستان فرو نمی پاشد؟

    امیدوارم باردیگر شاهد فروپاشی ساختارها نباشیم. اگر تدابیر درست سنجیده شود، این نگرانی مردم رفع می‌شود. به هرچیز به دید یک پروژه می‌بینیم. اگر دورۀ مکلفیت عسکری را دوباره آغاز کنیم، این نگرانی را نمی‌داشته باشیم که اگر عسکر ما معاش نگرفت، چطور می‌شود. دورۀ مکلفیت برهمه است و باید هرکس دورۀ مسوولیت خود را سپری کند. در آن صورت، در اردو یک نظم برقرار می‌شود و حس وطن دوستی در میان جوانان افزایش می‌یابد. آشتی اقوام باهم دیگر بیشتر می‌شود و شناخت مردم از مناطق مختلف افزایش می‌یابد. دولت این برنامه را روی دست گیرد، چون به نفع است. در ناآرام‌ترین و امن‌ترین کشور دنیا دورۀ مکلفیت عسکری وجود دارد. باید تدابیری روی دست گرفته شود که پس لرزه‌های خروج و کاهش نیروهای خارجی را تلافی کند.

    دورۀ مکلفیت کلید حل بحران قومی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی است. در دورۀ حکومت داکتر نجیب بعد از خروج قوای شوروی، سربازان وطن، کشور را حفظ کردند. درحالی که هیچ گونه کمک تخنیکی و مالی با این نیروها نبود. در آن زمان، کلان های حزب تسلیم شدند، اما صفوف پایان مقاومت کردند. برعکس آنچه گفته می شود که با اعمال دورۀ مکلفیت جوانان به طالبان خواهند پیوست، من فکر می کنم با اجرایی دورۀ مکلفیت صف طالبان تضعیف می شود. اگر دورۀ مکلفیت بیاید، خودم و دخترها و پسرهایم این دوره را طی خواهند کرد. همسایه های ما از جمله ایران و ترکیه دورۀ مکلفیت دارند. مصارف مالی ما نهایت هنگفت و کمرشکن است و به هیچ صورت نمی‌توانیم از بودجه عادی خود تأمین کنیم. بنابراین، بهترین راه این است که به طرف ساختن اردوی ملی و مردمی و متعهد به کشور برویم. این را باید با کمترین هزینه انجام دهیم. افغانستان قبل از انقلاب اردو غیروابسته داشت.

    ارزیابی شما از عملکرد سیاسی رییس جمهور اشرف‌غنی چیست؟

    در نتیجۀ بی‌مدیریتی رییس‌جمهور، رییس اجراییه و تیم‌شان امروز وضعیت به جایی رسیده که فکرش را هم نمی‌کردم. در این بی‌کفایتی همه شریک هستیم. امروز کینه و کدورت، بغض و فساد و بحران اجتماعی به اوجش رسیده است. فضا پس از پنج سال بدتر شده است. اگر تیم‌ها مشغول اختلافات ذات‌البینی نمی‌شدند، وضعیت امروز چنین نبود. حکومت واحد بود، اما عملکردها متفاوت.

    هردو تیم نگاه سخت ابزاری به زنان داشتند. هیچ زن افغان در تیم‌های‌شان دیده نمی‌شود

  • حاجی دین محمد: چون در مسکو از حکومت دفاع نکردیم، شورای عالی صلح منزوی شد

    حاجی دین محمد: چون در مسکو از حکومت دفاع نکردیم، شورای عالی صلح منزوی شد

    حاجی دین محمد، معاون شورای عالی صلح افغانستان و از چهره‌های با نفوذ قومی در شرق افغانستان است. او از خانواده‌ ای می‌آید که تاریخ طولانی در مخالفت با طالبان دارد و چندین عضو خود را در مبارزه با این گروه از دست داده است. حاجی دین محمد به دلیل جایگاه خانوادگی و قومی‌اش نقش اثرگذار در دو دهۀ اخیر داشته است. او به عنوان رییس‌ کمپاین انتخاباتی حامد کرزی (2009) و محمد اشرف‌غنی(2014) کار کرده و سال‌ها والی پایتخت (کابل) بوده است. در دورۀ حکومت وحدت ملی معاونیت شورای عالی صلح را برعهده گرفت. او رهبری هیأتی از دولت افغانستان را بر عهده داشت که برای نخستین‌بار در مسکو با طالبان رو در رو به گفت‌وگو پرداختند. افغانستان.رو با آقای دین محمد به مصاحبه کرده که در زیر می بینید:

    شما اخیراً فرمودید که شورای عالی صلح شش ماه است که معاش دریافت نکرده است. چرا رییس‌جمهوری به شورای عالی صلح بی‌تفاوت شد؟

    بی‌تفاوتی دو دلیل دارد: رییس‌جمهور از طریق شورای عالی صلح امید نداشت و یا فکر می‌کرد که این شورا نمی‌تواند کار کند. از اول می‌دانستیم که او در جستجوی راه‌های دیگری برای صلح است.

    دلیل دیگر این‌که سال قبل به نمایندگی از شورای عالی صلح در کنفرانس مسکو که با حضور کشورهای آسیای میانه، هند و پاکستان راه اندازی شده بود، شرکت کردیم. در آن نشست، طرف طالبان انتقادهایی را بر دولت وارد کردند. ما که به نمایندگی از شورای عالی صلح رفته بودیم، به دفاع از دولت نپرداختیم. چون وظیفۀ دفاع از دولت کار وزارت‌های خارجه و دفاع بود. کار ما صلح است و باید حرف صلح را می‌گفتیم. مشورۀ چهار نفری که به نمایندگی از شورای عالی صلح رفته بودیم، این بود که از صلح سخن بزنیم. جنگ را وزارت دفاع می‌کند و جنگ سیاسی را هم وزارت خارجه پیش می‌برد. ما خواستیم که راه صلح را در پیش گیریم. موضع‌گیری ما در نشست مسکو سروصدا را در کابل راه انداخت. دولت گفت که شورای عالی صلح ضعیف عمل کرد. به باور آنها، موقف قوی این می‌بود که مثل وزارت دفاع لاف می‌زدیم که جنگ کردیم و کشتیم! برای شورای عالی صلح درست نبود که چنین صحبت کند. این باعث شد که شورای عالی صلح را منزوی سازند. طالبان حاضر شده بودند که با ما بنشینند. درحالی که ما به نمایندگی از دولت رفته بودیم. گرچه شورای عالی صلح متشکل از 1600 نفر از علما، اعضای جامعه مدنی، جوانان، خانم‌ها و همه اقشار ساخته شده است. اما ترتیب و تنظیم و معاش مربوط دولت می‌شد. یعنی شورای عالی صلح نیمه دولتی و نیمه آزاد بود. طالبان همین آماده‌گی را داشتند که همراه شورای عالی صلح بنشینند، یک راه و دروازه باز می‌شد. اما دولت از این راه استفاده نکرد. به این دلیل که موضع شورای عالی صلح در نشست مسکو ضعیف بود. حتا گفتند که اعضای شورای عالی صلح نمایندگان ما نیستند. شورای عالی صلح یک آدرسی مربوط ملت بود، اما متأسفانه خراب شد و از آن استفاده نشد.

    وزارت دولت در امور صلح می‌تواند نقش و جای شورای عالی صلح را ایفا کند؟

    دولت انتظار دارد که این وزارت نقش شورای عالی صلح را ایفا کند. (بودجه) وزارت صلح را هم از پارلمان طی مراحل کردند. اما تاجایی‌که من می دانم تجربه و موثریت شورای عالی صلح بیشتر است. اما در آینده مشخص می شود که این وزارت کار شورای عالی صلح را کرده می تواند و یا خیر.

    شما در روزهای اخیر نشست‌هایی دربارۀ صلح با رهبران سیاسی داشتید. فکر می‌کنید این نشست‌ها بتواند در اجماع ملی مؤثر واقع شود؟

    بلی. در این چند وقت مجالسی در خانۀ اسماعیل‌خان، محمد یونس قانونی و محمد محقق داشته‌ایم. هدف مجالس این است که چگونه در میان سیاسیون اجماع به میان آید. در این نشست‌ها چهره‌های مهم به شمول حامد کرزی، عبدالله عبدالله، کریم خلیلی، محمد محقق و فرزندان مرحوم مجددی، پیرگیلانی و جنرال دوستم حضور داشتند. انتظار داریم طرحی که تا یک هفته بیرون می‌شود، از همۀ افغانستان نمایندگی کند و راه را برای مذاکره باز کند.

    برخی از جریان‌ها گفته‌اند که برای موفقیت مذاکرات صلح غنی باید برود. با کنار رفتن رییس جمهور زمینۀ صلح فراهم می‌شود؟

    شاید رفتن رییس‌جمهور فایده نکند. فعلاً یک نظم حاکم است و رییس جمهور در رأس قرار دارد. وقتی طرف‌ها به نتیجه رسیدند و هر فیصله‌یی کردند باز همان وقت درست است. فعلاً کنار رفتن رییس جمهور کمکی نمی‌کند.

    شما در مبارزه با طالبان قربانی داده‌اید. اما چگونه است که حالا بیشترین تلاش را برای کنارآمدن با طالبان دارید؟

    این سؤال درست است. باری سفیر امریکا هم این سوال را پرسید. حتا امرالله صالح گفته بود که طالبان برادر من را کشته‌اند و من در مذاکره با طالبان جدی هستم. مردم افغانستان عضو خانوادۀ ما هستند. هر روز 300 افغان کشته می‌شود، این‌ها کی هستند؟ افغان هستند، اولاد، برادر و خانوادۀ ما هستند. به خاطر عقدۀ مرگ برادر و فرزندم طرف‌دار جنگ باشم؟ اینکه صدها و هزاران اولاد این کشور کشته می‌شود، چه کار کنیم؟ جواب این را کی می‌دهد. اگر یک دولت اسلامی و محکمه درست به وجود خواهد آمد، وارثین آنها مراجعه خواهند کرد و دلیل مرگ‌شان را خواهند پرسید. ولی اگر به خاطر عقدۀ شخصی هزاران تن دیگر کشته شوند، روح شهدا هم خوش نمی‌شود. روح شهدا به این خوش خواهد شد که در اففغانستان امن بیاید.

    حکومت ادعا می‌کند که کار داعش را در ننگرهار تمام کرده است. آیا واقعاً کار داعش تمام شده است؟

    فکر کنم شماری از آن‌ها در بلندی‌های «شینوار» هستند. برخی‌های‌شان به کنر رفته‌اند. یک تعداد زیاد به شمول پاکستانی‌ها و افغان‌ها با خانواده‌های شان به دولت تسلیم شدند. اما سوال این است که داعش چگونه از بین رفت؟ طبعاً یک تعدادشان در جنگ کشته شدند. من از همان منطقه هستم و مردم منطقه و مجاهدین با من به تماس هستند. از شیرزاد، توره بوره و شینوار معلومات دارم. در گذشته بین طالبان و داعش جنگ می‌شد. شکایت این بود که امریکایی‌ها طالبان را می‌زند. ولی این بار از طریق هوا امریکا داعش را هدف قرار داد و نیروی زمینی‌شان طالبان بودند. این عملیات از خوگیانی شروع شد و تا شینوار پیش رفت. دولت در دامنه‌های کوه پوسته داشت. وقتی داعشی‌ها مجبور شدند آمدند و به دولت تسلیم شدند. داعش توسط قوای هوایی امریکا و قوای پیادۀ طالبان زده شدند.

    گفته می‌شود که داعشیانی که در ولایات شرقی مستقر بودند، از راه ولایات شرقی به شمال افغانستان رفته‌اند. اطلاعات شما در این زمینه چیست؟

    مردم چنین می‌گویند. اما شخصاً معلومات ندارم.

    حکومت برخاسته از مذاکرات صلح چگونه حکومتی خواهد بود؟

    حکومتی باید روی کار آید که مردم افغانستان به شمول طالبان، هر قوم و هر منطقه خود را در آن ببینند. مردم باید مطمین باشند که مال، ناموس، سر و حیثیت‌شان محفوظ است. در حکومت صلح باید همۀ مردم به شمول زنان و مردان از حقوق‌شان مطمین باشند. افغانستان از اقوام و مذاهب مختلف ساخته شده است. اقلیت و اکثریت خود را در این‌جا باید مصون و محفوظ حس کنند. سرمایه، کار و زندگی‌شان تحت قانون باشد و با عقاید و دیدگاه‌شان زندگی کنند. مردم روی چنین نظامی اتفاق می‌کنند.

    نقش کشورهای منطقه به ویژه روسیه را در مذاکرات صلح چگونه می‌بینید؟

    وضعیت افغانستان از دست همان‌هاست. اما حالا کردارشان مثبت است. در صلح نقش مثبت ایفا می‌کنند. در آمدن امریکایی‌ها، روسیه، ایران، پاکستان و حتا هند همکاری کرده‌اند. حالا کردار مثبت دارند و ایجاب هم می‌کند که روسیه نقش مثبت ایفا کند تا نیروهای خارجی بیرون شوند و در افغانستان صلح پایدار و دایمی به میان آید. در این زمینه، کوشش‌های روسیه را ستایش می‌کنیم. چرا که در بیرون شدن امریکا و به وجود آوردن صلح همکاری می‌کنند.

  • ارتباط طالبان با القاعده و تاثیر منفی بر صلح  افغانستان

    ارتباط طالبان با القاعده و تاثیر منفی بر صلح افغانستان

    شماری از کارشناسان داخلی و بین‌المللی با نگرانی از ادامه روابط طالبان و القاعده معتقدند ادامه این روند می تواند گفت وگوهای صلح افغانستان را تحت تاثیر قرار دهد.

    به گفته این  افراد طالبان و القاعده همواره روابط نزدیک و تنگاتنگی با هم داشته اند که ادامه این روند می تواند مانع بزرگی بر سر دستیابی به صلح محسوب شود.

     رابطه گروه طالبان و القاعده به درازای جنگ افغانستان است، هرچند در زمان جهاد مردم افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی، گروه طالبان بصورت رسمی وجود نداشت اما آن عده از فرماندهان مهم که امروز هسته اصلی طالبان را تشکیل می دهد، از همان زمان رابطه خود با القاعده را حفظ کرده اند.

    «جلال الدین حقانی» که اکنون معاون رهبری طالبان و از فرماندهان مهم این گروه شناخته می شود، از مجاهدان سرشناس در دوران جهاد بود و از آن زمان تاکنون رابطه نزدیکی با القاعده دارد.

    پس از آن، این رابطه در زمان حاکمیت طالبان گسترش یافته و عمیق تر شد، چنانچه با حمله القاعده به برج های تجارت جهانی در نیویورک در سال ۲۰۰۱ طالبان چنان رابطه مستحکم با القاعده داشت که پذیرفت حاکمیت این گروه ساقط شود اما از قطع رابطه با القاعده و تسلیم دادن اسامه بن لادن رهبر این گروه به آمریکایی ها خودداری کرد.

    طی یک و نیم سال گذشته که مذاکرات طالبان و آمریکایی ها برای پایان دادن به جنگ و خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان ادامه دارد، یکی از شرط های اساسی آمریکایی ها قطع رابطه طالبان با القاعده و تضمین دادن به آمریکایی ها است که باردیگر آن کشور از خاک افغانستان تهدید نشود.

    اگر این خواسته های آمریکا توسط طالبان ضمانت و محقق نشود، با صراحت می توان گفت که صلح بین دو طرف نیز بی نتیجه خواهد بود.

    براساس گزارش شورای امنیت سازمان ملل که ۱۰ روز پیش منتشر شد ، القاعده و داعش در افغانستان حضور قابل توجهی دارند.

    شورای امنیت سازمان ملل متحد در این گزارش رابطه القاعده با طالبان را طولانی مدت و مستحکم توصیف کرده و افزوده است که سازمان‌های تروریستی بین‌المللی، افغانستان را به ‌عنوان پناهگاه امن برای رهبری‌ خود برگزیده اند.

    در این گزارش تصریح شده است که «ایمن الظواهری»، حمزه بن لادن و ملا هبت الله  رهبر طالبان بر اهمیت روابط و اتحاد القاعده با طالبان به‌ طور مکرر و علنی تأکید کرده ‌اند.

    براساس گزارش ملل متحد استان های بدخشان در شمال شرق و پکتیکا در جنوب همچنان به عنوان پایگاه امن القاعده در افغانستان یاد شده  و این گروه قصد دارد در شهرستان «شغنان» هم ‌مرز با تاجکستان حضور خود را تقویت کنند.

    کشته شدن «عاصم عمر» از رهبران ارشد القاعده برای بخش شبه قاره هند که در مهرماه امسال در استان «هلمند» افغانستان انجام شد، شاهد این مدعاست و برخی از مقامات سابق وزارت دفاع این کشور نیز از حضور شبه نظامیان القاعده در این کشور سخن گفته اند.

    ژنرال «دولت وزیری» سخنگوی سابق وزارت دفاع افغانستان باور دارد که برخی فرماندهان جنگی طالبان روابط نزدیک با شبکه القاعده دارند و حتی تحت تاثیر مستقیم این شبکه تروریستی هستند.

    به باور وزیری القاعده مخالف تامین صلح در افغانستان است و تلاش می ‌کند از طریق ارتباط خود با فرماندهان طالبان مانع توافقات صلح و پایان جنگ در افغانستان شود.

    «محمد رادمنش» یک مقام آگاه در وزارت دفاع افغانستان گفت که گروه طالبان با شبکه القاعده روابط نزدیک دارد و این شبکه هنوز هم  از جنگجویان طالبان  حمایت مالی می ‌کند.

    رادمنش افزوده است که در حال حاضر حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ عضو این شبکه در  مناطق تحت کنترل گروه طالبان در افغانستان حضور دارند و با یکدیگر همکاری می کنند.

    «محمدعبده» عضو مجلس نمایندگان افغانستان می گوید که طالبان به آسانی حاضر نخواهد شد که رابطه خود را با القاعده قطع کنند.

    وی استدلال می کند که این گروه در سال ۲۰۰۱ زمانی که آمریکایی از طالبان خواست، رابطه خود با این گروه را قطع کرده و اسامه بن لادن مظنون و طراح حمله بر دوقلوی نیویارک را به آمریکا تسلیم کنند، حاضر به این کار نشدند.

    به گفته عبده، طالبان حاضر شد که حاکمیت این گروه را که بر بیش از۹۰ درصد خاک افغانستان گسترش یافته بود، از دست بدهند اما از قطع رابطه و تسلیم کردن رهبر القاعده خودداری کردند و امروز نیز به سادگی حاضر نخواهد شد که رابطه خود را با این گروه قطع کند.

    این عضو مجلس نمایندگان افغانستان تأکید کرد  ادامه رابطه القاعده و طالبان مانع صلح و خطری برای تداوم حضور تروریست ها در افغانستان خواهد بود برای امنیت این کشور نیز چالشی بزرگ خواهد بود.

    ایرنا

  • عمرزاخیلوال: به دنبال ایجاد شکاف در صفوف طالبان نباشیم

    عمرزاخیلوال: به دنبال ایجاد شکاف در صفوف طالبان نباشیم

    حضرت عمر زاخیل‌وال، سال‌ها مهرۀ اصلی اقتصادی افغانستان بوده است. او در دورۀ حکومت حامد کرزی چندسالی به حیث مشاور ارشد اقتصادی و سپس به عنوان وزیر مالیه برگزیده شد. زاخیل وال در حکومت جدید نیز برای مدتی جایگاهش را حفظ کرد و سپس به حیث سفیر افغانستان در اسلام‌آباد تعیین شد. او از سفارت افغانستان در اسلام‌آباد استعفا کرد و به صف مخالفان رییس‌جمهور غنی پیوست. آقای زاخیل‌وال از یک‌ سال بدین‌سو سرگرم کار در زمینۀ مذاکرات صلح است. او رابطه نزدیک با زلمی خلیل‌زاد فرستادۀ امریکا و نمایندگان طالبان در قطر دارد.
    افغانستان.رو دربارۀ مذاکرات صلح و برخی مسایل مهم دیگر با وی مصاحبه کرده که در زیر می آید؛

    بیشتر از یک سال از مذاکرات امریکا و طالبان می‌گذرد. دو طرف بارها از قریب‌الوقوع بودن توافق صلح سخن زدند. اما هربار امضای موافقت‌نامه به تأخیر افتیده است. چه فکر می‌کنید دلیل تأخیر و طولانی‌شدن امضای موافقت‌نامه چیست؟

    دلیل عمده بی‌اعتمادی میان دو طرف است. در محتویات چیزی باقی نمانده، اما فضایی‌که موافقت‌نامه به امضا برسد، تاهنوز شکل نگرفته است. ایجاد چنین فضایی به اعتمادسازی میان دو طرف نیاز دارد. به همین دلیل، مذاکرات آخر دوحه متمرکز روی اعتمادسازی بود، نه محتویات توافق‌نامه.

    هرچه مذاکرات طولانی‌تر می‌شود، مردم از برقراری صلح و آشتی ناامیدتر می‌گردند. آیا فکر می‌کنید که مذاکرات به نتیجۀ محسوس و ملموس بیانجامد؟

    خوشبین هستم که مذاکرات نتیجه می‌دهد. حمایۀ مردمی و سیاسی لازم است. اما فراموش نکنیم که حل جنگ پنج دهه‌یی، در یک نشست و دو نشست ممکن نیست. همین‌که طی یک سال از پیشرفت مذاکرات می‌شنویم و قرارداد صلح بین امریکا و طالبان نهایی‌ شد، نمایندگان طالبان، سیاسیون و حکومت باهم نشستند، یک پیشرفت است. ما قبلاً چنین نشست‌هایی نداشتیم. این وضعیت ما را امیدوار ساخته است.

    جریان‌های سیاسی، طالبان و نمایندگان امریکا، حکومت را مانع صلح می‌دانند. حکومت افغانستان می‌تواند بیشتر از این روند صلح را به چالش بکشد؟

    امیدواری ما این است که حکومت روند صلح را به چالش نکشد و یک بازیگر مسوول، فعال و موثر باشد. هیچ کسی بدیل حکومت شده نمی‌تواند. چون حکومت از نظام نمایندگی می‌کند. همۀ ما خواهان حفظ نظام هستیم. ما خواهان نقش حکومت هستیم. امیدواری ما این است که حکومت چنین نقشی را ایفا کند.

    به نظر می‌رسد برخی کشورهای منطقه به ویژه ایران و هند نیز از مذاکرات جاری راضی نیستند. دلایل نارضایتی این کشورها چیست؟

    یکی این‌که این کشورها در جریان مذاکرات نیستند. دوم هردو کشور رقابت‌هایی دارند. هند با پاکستان رقابت دارد و ایران با سعودی، امارات و امریکا رقابت دارد. این رقابت‌ها باعث تشدید جنگ در افغانستان شده و روند صلح را هم می‌تواند به چالش بکشد.

    رهبران پاکستان برخلاف سال‌های قبل، به تکرار از علاقمندی شان به امضای موافقت‌نامه صلح میان طالبان و امریکا سخن می‌زنند. چه تغییری در موضع پاکستان در قبال افغانستان و طالبان به میان آمده است؟

    برای پاکستانی‌ها روابط با امریکا مهم است. آنها می‌دانند که پیشرفت در مذاکرات بین امریکا و طالبان، روابط اسلام‌آباد و واشنگتن را بهتر و نزدیک‌تر می‌سازد. مذاکرات صلح باعث نزدیکی روابط امریکا و پاکستان هم شده است.

    دو رهبر حکومت افغانستان درحالی‌که دو رقیب انتخاباتی هم هستند، به دو چهرۀ متخاصم در مذاکرات صلح تبدیل شده‌اند. یکی خواهان آتش‌بس است و دیگری کاهش خشونت می‌خواهد. کدام یک برحق است؟

    صلح باید به آتش‌بس منجر شود. آتش بس آغاز روند صلح است. هیچ کسی بدین باور نیست که کاهش خشونت کفایت می‌کند. ولی ما وقتی به آتش بس سراسری رسیده نمی‌توانیم، قدم اول باید کاهش خشونت قابل ملاحظه باشد و ما از این استقبال و حمایت می‌کنیم. کاهش خشونت می‌تواند یک قدمی برای اعتمادسازی و آتش بس سرتاسری باشد.

    بخش عمدۀ صلح شامل مذاکرات بین‌الافغانی است. با توجه به پراکندگی که در داخل کشور وجود دارد، فکر می‌کنید که حکومت و جریان‌های سیاسی قادر به معرفی یک تیم واحد به مذاکرات بین الافغانی شوند؟

    امیدواریم که چنین شود. اگر نشود، یک ناکامی بسیار بزرگ است. خصوصاً زمانی‌که جامعۀ جهانی، امریکا و طالبان آماده باشد، اما کابل آمادۀ مذاکره نباشد و دید واحد نداشته باشد. وقتی تیم واحد نباشد، دید واحد هم به وجود نمی‌آید و تیمی‌که از کابل می‌رود، منسجم نمی‌باشد.

    شما در دو دوره نشست بین‌الافغانی مسکو حضور داشتید. گفته می‌شود این مذاکرات برای اعتمادسازی و نزدیکی میان جریان‌های سیاسی و طالبان موثر واقع شده است. به باور شما، ادامۀ چنین مذاکراتی روند صلح را کمک نمی‌کند؟

    صددرصد کمک می‌کند. هر فرصتی که طالبان و نمایندگان حکومت و جریان‌های سیاسی بنشینند، موثر است. صلح در نتیجۀ مذاکره، صحبت و گفت‌وگو به میان می‌آید. ادامۀ نشست‌های سال گذشته ممد مذاکرات صلح است.

    یکی از مسایلی‌که همواره مطرح می‌شود این است که اگر توافق صلح هم امضا شود، صلح در افغانستان تأمین نمی‌گردد. چون طالبان یک دست نیستند و داعش هم آمادۀ سربازگیری است. باور شما در این زمینه چیست؟

    من موافق نیستم. پدیدۀ داعش در افغانستان ناکام شده است. دلیل ظهور داعش ناامنی و جنگ در افغانستان بوده است. جنگ عمده در افغانستان بین طالبان و حکومت و طالبان و امریکا است. اگر میان این دو طرف صلح تأمین شود، داعش در افغانستان نخواهد بود. دوم این‌که طالبان نشان نداده‌اند که چند دسته هستند. اگر می‌خواهیم که از طریق جنگ به پیروزی برسیم، چند دستگی طالبان به نفع است. اما اگر می‌خواهیم که طالبان را به صلح بکشانیم، چند دستگی را تشویق نکنیم. چون در آن صورت با یک گروه صلح می‌شود و گروه‌های دیگر در جنگ می‌مانند. فعلاً چند دستگی را جدی نمی‌بینیم.

    فعلاً ملا رسول در غرب افغانستان جدا از ملا هبت‌الله فعالیت دارد؟

    او یک قوماندان است. نظریات ملا رسول قابل تأیید است. او طرف‌دار صلح است. اما او در بدنۀ بزرگ طالب، یک اقلیت کوچک است. از بدنۀ طالبان یک گروه قابل ملاحظه بیرون نشده است.

    گزارش‌هایی وجود دارد که حکومت به لحاظ مالی- اقتصادی زیر فشار است. دلایل بحران مالی- اقتصادی در افغانستان چیست؟

    ناامنی، بی‌ثباتی سیاسی، معلق بودن نتیجۀ انتخابات، اختلافات درونی در حکومت و مصارف کمپیانی که در سال گذشته صورت گرفت، روی وضعیت اقتصادی تأثیرگذار بوده است.

    حکومت همواره از افزایش عواید و صادرات سخن می‌زند. آیا عواید افغانستان در مقایسه با گذشته بهبود یافته و یا در سیستم جمع‌آوری عواید تغییراتی رونما گشته است؟

    تغییر قابل ملاحظه به وجود نیامده است. تقریباً هفت سال قبل، عواید افغانستان در حدود 2.2 میلیارد دالر بود، حالا اگر ارقام اعلام شده را باور کنیم، بالاتر از 2.5 میلیارد دالر نیست. بنابراین، در هفت سال 300 میلیون دالر افغانستان قابل ملاحظه نیست. این را در نظر داشته باشیم که حالا مالیات بسیار بلند رفته است. شش سال قبل اوسط مالیۀ گمرکی ما شش فیصد بود، حالا از 20 درصد بالا رفته است. روی کریدت کارت‌های تلیفون ده درصد مالیه گذاشته شده است. مالیات خدماتی دیگری هم اضافه شده است. رقم بزرگ مالیات از ساحاتی گرفته شده که قبلاً نمی‌گرفتیم. از افغانستان بانک به‌گونۀ غیرقانونی پول گرفتند که قبلاً نمی‌گرفتیم. سالانه به گونۀ غیرقانونی از عواید مرکزی افغانستان ده‌ها و صدها میلیون دالر گرفته می‌شود. درحالی‌که این اصلاً نباید شامل عواید می‌بود. ما قبلاً از شرکت‌های دولتی از جمله اترا و برشنا پول نمی‌گرفتیم. می‌خواستیم که سرمایۀ شرکت‌ها بالا برود و توانمند شوند. حالا سالانه ده‌ها میلیون دالر از آنها گرفته می‌شود. اگر این‌ها را بکشید، عواید در مقایسه با گذشته بسیار پایین خواهد آمد.

    پول افغانی در سال های اخیر نزدیک به 50 درصد ارزش خود را در مقابل دالر از دست داده است.

    اگر مذاکرات صلح به نتیجه نرسد و پراکندگی سیاسی در داخل کشور هم ادامه یابد، آینده کشور را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

    ما امیدوار هستیم که به صلح برسیم. اگر صلح نشود، ثبات سیاسی، وضعیت امنیتی بدتر از امروز خواهد بود. امیدواریم که چنین نشود.

    شما از چهره‌های نزدیک به رییس‌جمهور اشرف‌غنی بودید. اما حالا از او بریده‌اید. چه چیزی باعث دوری شما از او شد؟

    تفاوت در دید حکومت‌داری، تفاوت در مدیریت بحران و تفاوت در مدیریت پروسه صلح، موجب دوری شده است. هیچ مسألۀ شخصی در کار نبود. تحت مدیریت سیاسی او، وحدت ملی کشور شدیداً ضربه خورده است. (اختلافات) روی مسایل ملی است.
  • هواپیمای امریکایی که در غزنی سقوط کرد چه ماموریتی داشت و آیا «آیت‌الله مایک» کشته شد؟

    هواپیمای امریکایی که در غزنی سقوط کرد چه ماموریتی داشت و آیا «آیت‌الله مایک» کشته شد؟

    روز گذشته سقوط هواپیمای نوع E-11A در افغانستان خبرساز شد. در ابتدا گزارش شد که هواپیمای ساقط شده یک هواپیمای «مسافربری» است و بعد از آن با عنوان هواپیمای «ناشناس خارجی» نام برده شد.
    در نهایت سخنگوی نیروهای امریکایی در افغانستان تایید کرد که یک هواپیمای نظامی متعلق به این نیروها در ولایت غزنی در جنوب افغانستان سقوط کرده است.
    سانی لگت سخنگوی نیروهای امریکایی در افغانستان در توییتی گفته است تحقیق در مورد دلیل سانحه هواپیما E-11A در جریان است ولی هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که نشان دهد این هواپیما توسط «آتش دشمن» ساقط شده باشد.
    طالبان گفته است که این هواپیما توسط آنان سرنگون شده، ولی کارشناسان معتقدند با توجه به این که این نوع هواپیما در ارتفاع بسیار بالا پرواز می‌کند، به نظر نمی‌رسد طالبان موشک‌هایی با چنین بردی داشته باشند که بتوانند هواپیما را در ارتفاع بالا هدف قرار دهند.
    این هواپیما در کجا مستقر و ماموریت آن چه بود؟
    براساس اعلام نیروهای امریکایی، هواپیمای سقوط کرده در ولایت غزنی، درفرودگاه ولایت قندهار درجنوب افغانستان مستقر بود. این هواپیما با پرواز در فضای افغانستان به عنوان نقطه‌ای در ایجاد ارتباطات هوایی در زمان نبرد عمل می‌کرد.
    این هواپیما قادر است ارتباط رادیویی را میان نیروهای هوایی و زمینی بر قرار کند و عملاً به عنوان یک وای فای فضایی عمل کرده و تجهیزات ویژه‌ای نیز دارد که خلاء ارتباطی را در فضا پر می‌کند.
    براساس نوشته مجله نیروی هوایی، نیاز به این هواپیما در سال ۲۰۰۵ میلادی در زمان انجام عملیاتی بنام «بالهای سرخ» در افغانستان احساس شد.
    این هواپیما از سال ۲۰۰۹ تاکنون در افغانستان مستقر و مورد استفاده قرار گرفته است.
    جاناتان مارکوس، خبرنگار بخش دفاعی بی‌بی‌سی درباره کار و ماموریت این هواپیما نوشته است، که هواپیمای سقوط کرده یکی از چهار هواپیمای از این نوع بود که در اختیار ارتش امریکا قرار داشت.
    به گفته او در اصل این هواپیما جت اختصاصی از نوع «بمباردیر» است که جهت مصاف نظامی بازسازی شده و توانایی پرواز در ارتفاع بالا و با برد وسیع را دارد.
    ادعای طالبان درباره سقوط هواپیمای نظامی امریکا در غزنی
    به گفته او این هواپیما به وسایل الکترونیکی مجهز بوده و وظیفه آن ایجاد ارتباط میان نیروی هوایی و زمینی است. او افزوده که علاوه بر این کارکرد، برقراری ارتباط میان انواع هواپیما که در شرایط دشوار در پروازند و یا سیستم ارتباطی نامناسب دارند، وظیفه دیگر این هواپیما است.
    او افزوده که این هواپیما حدودا شبیه یک وای‌فای عمل می‌کند که شما در اتاقی که اینترنت خوب کار نمی‌کند، نصب می‌کنید.
    به گفته او این هواپیما با داشتن سیستم الکترونیکی خودکار نقش مهمی را در جنگ افغانستان ایفا می‌کند زیرا افغانستان کشوری کوهستانی است و به نوشته خبرنگار بی‌بی‌سی، این وضعیت جغرافیایی، مشکل بزرگی برای ارتباطات در عملیات نظامی مدرن به حساب می‌آید.
    (برخی گزارش‌ها نیز حاکی است که مایکل یا آیت‌الله مایک از افسران اطلاعاتی سازمان سیا که کارشناس و تحلیلگر امنیتی امور ایران در این سازمان بود، از جمله سرنشینان این هواپیما بوده و کشته شده است. ولی تاکنون هیچ منبع و مرجعی در این مورد به صورت رسمی صبحت نکرده است.)

  • «صلح» افغانستان اسیر اختلافات داخلی و دخالت آمریکا

    «صلح» افغانستان اسیر اختلافات داخلی و دخالت آمریکا

    عبدالله عبدالله، رییس اجرایی دولت وحدت ملی افغانستان هفته گذشته در نشست شورای وزیران گفت وظیفه حکومت حمایت از روند صلح است، اما صلح نمی تواند منحصر به دیدگاه‌های یک فرد باشد.

    وی با اشاره به پخش گزارش‌هایی درباره بسیج تمامی تلاش‌های صلح تنها از آدرس وزارت دولت در امور صلح،افزود که تنها یک وزارت نمی‌تواند کار صلح را در یک کشور به پیش ببرد زیرا به گفتۀ او مردم باید در این روند دخیل باشند.

    عبدالله تأکید کرد، این مردم هستند که برای آزادی و حقوق شان، قربانی داده‎اند

    رئیس اجرایی افغانستان اضافه کرد که صلح منحصر به خواسته یک فرد نیست ، بلکه  خواست جمعی مردم افغانستان است و مردم این حق دارند درباره روند صلح موضع‌گیری، بحث و گفت‎وگو کنند.

    حامد کرزی رئیس جمهوری سابق افغانستان هم در آخرین اظهاراتی خود در باره صلح گفته بود که «اشرف غنی» با تأکید بیش از حد به برقراری آتش بس به روند صلح آسیب می رساند.

    رئیس جمهوری افغانستان در حاشیه نشست «داووس» در پاسخ به سوالی در باره موضع عبدالله عبدالله و حامد کرزی در باره صلح با اشاره به یک ضرب المثل داخلی گفت: «دست شان که به انگور نرسید، می گویند تلخ است».

    وی توضیح داد که عبدالله و حامد کرزی هیچ طرحی در باره صلح افغانستان ندارد، به ناحق از طرح وی انتقاد می کنند و تأکید کرد که آنها یک صفحه طرح نوشتاری در باره صلح ندارند و اگر دارند، ارائه کنند.

    این موضع گیری بطور واضح بیانگر وجود اختلاف در جبهه مقابل طالبان است که می تواند در جریان گفت وگوهای بین الافغانی به سود طالبان تمام شود.

    رئیس سابق اداره امنیت ملی افغانستان هم به تازگی علیه مذاکرات آمریکا و طالبان موضع گرفته و تأکید کرده است که این گفت وگوها به صلح نخواهد انجامید.

    «امرالله صالح» که معاون اول تیم انتخاباتی دولت ساز به رهبری اشرف غنی نیز هست روز پنجشنبه گذشته در نشستی در کابل گفت که مذاکرات دوحه شاید بتواند جنگ بین آمریکا و طالبان را پایان دهد اما نمی تواند به صلح در افغانستان منجر شود.

    صالح تصریح کرد که طالبان متهم به قتل های گروهی و کشتن نخبگان افغانستان هستند که باید پاسخ گوی این کشتارها باشند.

    صالح گفت که هیچ خارجی از منافع افغان ها در مذاکرات صلح دفاع کرده نمی‌ تواند و آنها نمی تواند توافق خود با طالبان را بر مردم افغانستان تحمیل کنند.

    رئیس سابق اداره امنیت ملی افغانستان اضافه کرد که اگر آمریکایی ها بخواهد توافقات خود را بر مردم افغانستان تحمیل کنند، در آن صورت وضعیت به مسیر غیر قابل پیش بینی حرکت خواهد کرد.

    نظر سنجی تازه ای که توسط نهاد صلح و جنگ افغانستان منتشر شده است نیز نشان می دهد که ۶۰ درصد مردم این کشور از گفت وگوهای صلح به رهبری و مالکیت دولت افغانستان حمایت کرده اند.

    علاوه بر اختلاف های در درون دولت وحدت ملی، اختلاف در موضع آمریکا و دولت افغانستان نیز وجود دارد. آمریکایی ها بر کاهش خشونت در جریان گفت وگو با طالبان توافق کرده اند و دونالد ترامپ نیز در دیدار با اشرف غنی در داووس بر کاهش خشونت در جریان گفت وگوها تأکید کرد.

    رئیس جمهوری افغانستان همواره با تاکید بر برقراری آتش بس ،طرح کاهش خشونت را رد و آن را مبهم دانسته است.

    هرچند ترامپ در این دیدار به رئیس جمهوری افغانستان اطمینان داد که اجازه نخواهد داد طالبان از گفت وگو و توافق با آمریکا بعنوان ابزار رسیدن به قدرت استفاده کنند.

    نهادهای جامعه مدنی افغانستان هم در گردهمایی در کابل کاهش خشونت را بی معنی دانسته و بر تأمین آتش بس در جریان گفت وگوهای صلح تأکید کردند.

    اما طالبان در یادداشتی که در سایت این گروه منتشر کرده اند نوشته اند که از تقاضاهای اضافی آمریکایی ها در مورد کاهش خشونت‌ها خسته شده اند.

    طالبان، آمریکا را به «ضایع کردن وقت» متهم کرده و گفته‌اند که مذاکرات با زلمی خلیل زاد روی تعریف «کاهش خشونت» به نحوی متوقف شده است.

    سازمان عفو بین الملل هم دیروز جمعه در اطلاعیه ای «کاهش خشونت» را بی معنی و یک امر «پوچ» خوانده است.

    «عمر ورایچ» معاون بخش آسیای جنوبی این سازمان گفته است که در تنشی که در آن بر غیرنظامیان حمله صورت می‌ گیرد، اصطلاح کاهش خشونت یک امر پوچ است.

    وی افزوده است که آمریکا و طالبان باید به قوانین جنگ پایبند بوده و هرنوع حملات علیه غیرنظامیان را پایان دهند.

    این اظهار نظرها و موضع گیری ها نشان می دهد که علاوه بر طرف های داخلی افغانستان نهادهای خارجی نیز در باره صلح و پیشنهاد کاهش خشونت ها اختلاف نظر دارند.

    ایرنا

  • سردار سلیمانی یاریگر دولت احمد شاه مسعود و ربانی در افغانستان بود

    سردار سلیمانی یاریگر دولت احمد شاه مسعود و ربانی در افغانستان بود

    سید عیسی حسینی مزاری سه شنبه شب در نمایندگی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان در مشهد افزود: نه تنها در ۱۹ سال اخیر شهید سلیمانی در حوزه افغانستان فعالیت داشته است بلکه از زمانی که ایشان در سپاه قدس وظیفه داشته است در این کشور حضور داشته و همراه دولت استاد ربانی در میادین مختلف به عنوان مشاور و راهنما بود و کمک های اقتصادی و تسلیحاتی در اختیار این دولت قرار می داد همچنان که احمد شاه مسعود در زمانهای مختلف از کمک های این شهید استفاده کرده است.

    برهان الدین ربانی به عنوان یک چهره اسلامی و ضد کمونیستی پس از پیروزی مجاهدین افغانستانی بر دولت متمایل به شوروی سابق و فرایند صلح گروه های قومی معارض در افغانستان در سال ۱۳۷۱ به عنوان نخستین رییس جمهوری رسمی در این کشور انتخاب شد اما با شعله ور شدن آتش اختلافات داخلی و ظهور گروه طالبان، دولت وی با هجوم این گروه در مهر ماه سال ۱۳۷۵ به کابل مجبور به ترک پایتخت شد اما تا سال ۱۳۸۰ و تا زمان سقوط طالبان به دست نیروهای ائتلاف شمال با وجود عدم حاکمیت در افغانستان به عنوان رییس جمهوری رسمی این کشور شناخته می شد. ربانی در حالی که ریاست شورای عالی صلح افغانستان را برعهده داشت سرانجام در شهریور۱۳۹۰ بر اثر حمله انتحاری یکی از افراد گروه طالبان در کابل به شهادت رسید.

    رییس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان به تبیین نقش سردار سلیمانی در افغانستان پرداخت و ادامه داد: این شهید در افغانستان وجب به وجب در کنار مقاومت کنندگان حضوری جدی داشت و زمانی که ما قصد خروج از کابل را داشتیم برادر شهید سلیمانی در کنار استاد ربانی و  دولت وی در کابل در همان ماه زمان یعنی سال ۱۳۷۵ که دولت سقوط کرد حضور داشت.

    حسینی مزاری گفت: بعید نیست در آن زمان خارج شدن احمد شاه مسعود از حوزه کابل با نظر مساعد و مثبت ایشان اتفاق افتاده باشد چون اگر احمد شاه مسعود و دولت استاد ربانی در ماه میزان سال ۱۳۷۵ در کابل می ماندند با توجه به فضای ایجاد شده پس از سقوط دولت همه دستگیر شده و توسط طالبان تیرباران می شدند.

    وی به دوران پس از سقوط دولت برهان الدین ربانی در کابل اشاره و بیان کرد: شک نکنید شهید سلیمانی و یارانشان در این زمان در پایگاه های مقاومت نظیر پنجشیر و سایر پایگاه های مقاومت حضور داشته اند و اگر اینها نمی بودند اصلا مقاومتی شکل نمی گرفت.

    او افزود: اگر هدایت و سازماندهی سردار سلیمانی در آن سالها نبود اصولا سقوط دولت طالبان حتی با حضو آمریکایی ها شکل نمی گرفت و آمریکایی ها باید شکرگزار حمایت شهید سردار سلیمانی از جبهه مقاومت افغانستان و جبهه شمال در تقابل با طالبان باشند که در نتیجه موجب سقوط طالبان به دست ائتلاف شمال در افغانستان شد.

    این فعال سیاسی افغانستانی گفت: آن سالها شخصیتهای شیعه و سنی که فعالیتهای حزبی، سیاسی و نظامی داشتند به طور قطع با شهید سلیمانی ارتباط داشتند و از کمکهای اقتصادی و تسلیحاتی وی بهره برده اند.

    حسینی مزاری افزود:  پس از شهادت ایشان متاسفانه ما شاهد صدور بیانیه قابل قبول و یا بیان مناسبی از سوی شخصیتهای شیعه و سنی و سیاسی افغانستان نبودیم یعنی پیام هایی که به دوستان ایرانی می دانند خیلی متاثر کننده بود اما دو پهلو بود و انگار که اتفاق خاصی نیفتاده است.

    وی تاکید کرد: حضور سردار سلیمانی در عرصه افغانستان اگر بیشتر از عراق و سوریه نبوده است کمتر از آنها نیست و به همین خاطر زحمات این شخصیت قابل قدردانی است و جریانهای حقیقی و حقوقی افغانستانی نیز بیش از اینها می توانستند در شهادت ایشان عمل کنند و البته مردم افغانستان قدر این شخصیت را می دانستند چنانکه در صبح جمعه شهادت همه در افغانستان پروفایل های خود را مزین به تصاویر شهید سلیمانی کردند.

    رییس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان گفت: کار سردار سلیمانی در سوریه و عراق نیز خدمت به مردم افغانستان بود به خاطر این که اگر در ما در جبهه مقاومت در سوریه شکست می خوردیم و خاکریز نخست از بین می رفت ضایعات آن به افغانستان نیز سرایت می کرد.

    حسینی مزاری افزود: خدمت سردار سلیمانی بعد از شهادت فراهم کردن زمینه نجات کشورهای اسلامی از دست آمریکاست که ان شاء الله دیری نخواهد پایید و در عمر خود خواهیم دید که آمریکاییان از کشورهای مختلف نظیر لبنان، پاکستان، عراق، ترکیه و افغانستان بیرون خواهند رفت.

    وی اضافه کرد: پس از ترور شهید سلیمانی بود که دنیا فهمید آمریکا کشور ابرقدرتی نیست چرا که یک ابرقدرت نمی آید در شرایطی دزدانه در برابر یک شخصیت بزرگ و جهانی بایستد و او را ترور کند و  همه افکار و اذهان جهانی متوجه شدند آمریکا توان جنگ رو در رو را با شهید سلیمانی و همرزمانش نداشته اند و این آغاز فروپاشی آمریکا و پایه های به ظاهر قدرتمند و پوشالی این کشور خواهد بود.

    این فعال سیاسی افغانستانی گفت: از دیگر اثرات شهادت سردار سلیمانی تصمیم مجلس عراق بود که بلافاصله برای خروج آمریکایی ها از این کشور تصمیم جدی گرفتند و زمینه را برای همه مردم عراق  و سازمانهای اسلامی ایجاد می کردند که اگر لازم بدانند برای خروج آمریکایی ها دست به عملیات بزنند.

    حسینی مزاری به تشیع جناره سردار سلیمانی توسط میلیون نفر در عراق و ایران اشاره کرد و افزود: نظیر این تشییع جنازه در عراق تاکنون وجود نداشته است و در ایران نیز به قول امام خامنه ای قیامتی برپا شد و خود در مشهد این تشییع عظیم را شاهد بودم.

    وی ادامه داد: وحدت ایران و عراق از دیگر نتایج شهادت سردار سلیمانی شد و موجب گردید زمینه های وحدت ایران و عراق با وجود تفرقه افکنی ها در دو کشور فراهم شود و البته با توجه به مشکلات و معضلات جاری در ایران یک جوشش وحدت بخش میان مردم ایران در خط ولایت و رهبری هم ایجاد شد که از برکات شهادت سردار سلیمانی بود.

    رییس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان گفت: مهمترین نکته سیلی محکم ایران بر گونه آمریکایی ها در پایگاه عین الاسد هم  این بود که کشورهای مسلمان روحیه گرفتند و روحیه آمریکایی ها و عوامل و اذنابشان در منطقه تضعیف شد.

    حسینی مزاری سردار سلیمانی را مختص یک جغرافیای خاص ندانست و افزود: دید ایشان در سطح امت مسلمان بود و بحث ایرانی و غیر ایرانی نداشت و خود را محدود به جغرافیای ایران، یمن و عراق ندانست و هر جا وظیفه ایشان ایجاب می کرد در این عرصه ها حضور داشتند.

    وی ادامه داد: از گذشته غربی ها و نوکران آنها علیه سردار سلیمانی در افغانستان تبلیغات مسموم می کنند که امثال سردار در جهت ناامن ساختن افغانستان و خراب کردن این کشور تلاش می کنند هیچ فردی نمی تواند حتی یک مورد حرکت تخریب کننده علیه افغانستان از ناحیه ایران را با سند و مدرک نشان دهد و این در حالی است که برخی کشورهای دیگر در داخل افغانستان عملیات انتحاری و تروریستی می کنند و علاوه بر آدم کشی زیرساختهای کشور ما را هم تخریب می کنند.

    این فعال سیاسی افغانستانی گفت: تبلیغات علیه ایران در افغانستان برای ما قابل قبول نیست. در کدام مقطع تاریخی دیده اید که یک ایرانی یا جریان ایرانی عملیات تروریستی در افغانستان انجام دهند و یا گروهی را به عملیات تروریستی ترغیب کنند؟ اینها همه در حالی است که ایرانی ها به صورت گسترده در افغانستان فعالیت دارند اما به جز بازسازی و تلاش در راستای صلح و ثبات و اقدامات فرهنگی کار دیگری در افغانستان نکرده اند.

    حسینی مزاری به اقدامات آمریکایی ها در افغانستان اشاره کرد و گفت: یکی از این اقدامات عجیب و غریب آمریکایی ها انفجار مرکز تبیان در افغانستان بود که طی آن ۵۰ نفر شهید و ۹۰ نفر مجروح شدند و این کار را آمریکا انجام داده است چون داعش یک نام است و طالبان و طالب ها نیز در بسیاری از مواقع فقط یک نام هستند و این کارها توسط خود آمریکاییها انجام می‌شود و  آنها در همه عرصه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به تخریب زیر ساختهای کشورمان می پردازند  و البته انگلیس، فرانسه، عربستان، کویت، امارت و سایر کشورهای خلیج فارس جز خرابکاری، کار دیگری نداشته اند.

    ایرنا

  • بیش از 12 هزار جنگ افزار سبک و سنگین از فرماندهی پولیس هلمند طی دو دهه اخیر ناپدید شده است

    بیش از 12 هزار جنگ افزار سبک و سنگین از فرماندهی پولیس هلمند طی دو دهه اخیر ناپدید شده است

    مرکز خبرنگاری تحقیقی پیک به اسناد و مدارکی دست یافته است که نشان می‌دهد در کمتر از دو دهه‌ پسین (از آغاز حکومت موقت سال۱۳۸۱ تا ۳۰ سنبله ۱۳۹۸خورشیدی) بیش از ۱۲هزار جنگ‌افزار، یک‌هزار و ۱۵۲ موتر عادی و زرهی و صدها هزار مرمی و مهمات، ناپدید شده است.
    فرماندهی پولیس ولایت هلمند می‌پذیرد که نزدیک به ۸۰ درصد این مقدار موتر و جنگ‎افزار در نبردهای یک‎و‌نیم دهه‌‎ پسین به دست «مخالفان مسلح دولت» افتاده و ۲۰ درصد باقی آن هم، معلوم نیست که از سوی چه کسانی حیف‌‎و‌‌میل شده است.

    بر بنیاد سندهای به دست آمده، بیش از یک‌‌صد نفر (افسر و ساتنمن پولیس، مشمول ۱۲ تن از فرماندهان و جنرالان) در پیوند به مسئولیت و پاسخ‌‌دهی تجهیزات ناپدید شده، به نهادهای عدلی و قضایی معرفی شده‌‌اند.
    لوی‎سارنوالی کشور، دریافت این پرونده را تایید می‌‌کند و از برگشت آن به وزارت امور داخله به دلیل وضاحت و مشخص شدن جرم افراد خبر می‌‌دهد. اما سخنگوی وزارت امور داخله، جزئیات بیش‌‌تر نمی‌‌دهد و تنها تاکید می‌‎کند که بررسی‎های‌‌شان در این باره هنوز ادامه دارد.
    یافته‌های بررسی به روایت سند
    یک هیئت هفت نفری متشکل از نمایندگان وزارت امور داخله، امنیت ملی و لوی‌سارنوالی بر اساس حکم شماره (۱۳۲۳) ۱۰/۵/۱۳۹۸ رییس جمهوری اسلامی افغانستان به هدف «بررسی عینیات حربی و لوژستیکی قوماندانی امنیه ولایت هلمند از آغاز حکومت موقت تا ۳۰ سنبله ۱۳۹۸» توظیف شده است.
    نامه‌‌ رسمی ریاست بررسی وزارت امور داخله که توسط یک عضو هیئت و نماینده‌ این ریاست امضا شده و کاپی آن به مرکز خبرنگاری تحقیقی پیک رسیده است، نشان می‌‌دهد که نتایج بررسی‌‌های این هیئت ضمیمه‌‌ صدها برگه اسناد مظنونیت افراد مشخص، به تاریخ ۳۱/۶/۱۳۹۸ به ریاست سارنوالی استیناف ولایت هلمند صادر شده است.

    فشرده‌‌ گزارش این هیئت در پنج صفحه به امضای دو نماینده وزارت امور داخله، یک نماینده لوی‌سارنوالی و یک نماینده ریاست عمومی امنیت ملی، به مقام‌‌های ارشد این نهادها نیز ارسال شده است.
    بخشی از گزارش این هیئت که یک کاپی آن در اختیار پیک قرار دارد،‌ بیان‌‌گر این است که بررسی‌‌ها تنها بر اساس داده‌‌های موجود در «کتاب فورم ۸» فرماندهی پولیس هلمند صورت گرفته است. به این معنا که اکمال جنگ‌‌افزار و موتر و تجهیزات نظامی از سوی وزارت امور داخله، فرماندهی زون ۴۰۴ میوند و فرماندهی زون ۵۰۵ بُست، قید و ثبت این فورم شده اما باقی تجهیزاتی که از سوی دونرها و نیروهای خارجی داده شده، نه تنها که قید و ثبت فورم نشده، بلکه اسناد و مدرکی هم از آن در دسترس نیست.
    بر بنیاد گزارش این هیئت، فرماندهی پولیس ولایت هلمند از آغاز حکومت موقت تا سال روان خورشیدی، نزدیک به ۲۶هزار جنگ‎افزار سبک و بیش‌تر از سه هزار موتر عادی و زرهی از سوی نهادهای مختلف اکمال شده است. اما کم‌ازکم نیمی از این تجهیزات در نتیجه‌‌‎ بررسی‌های این هیئت، اکنون در فرماندهی پولیس این ولایت موجود نیست.

    نتایج بررسی‌های این هیئت، نشان داده است که از مجموع تجهیزات یادشده، بیش از ۱۰هزار و ۵۰۰ جنگ‌‎افزار سبک (تفنگ‌چه، کلاشنیکوف، ماشین‎دار پی‎کا، راکت و…)، صدها هزار مرمی و بیش‎تر از یک‌هزار و۱۰۰ موتر عادی و زرهی (رنجر، هاموی و…) در مرکز و جزوتام‌‌های مربوط به فرماندهی پولیس هلمند موجود نیست.
    هر چند بررسی‌‎های این هیئت، مشخص نکرده است که این مقدار جنگ‌‌افزار و واسطه‌ نقلیه، چگونه مفقود یا ناپدید شده است؛ اما فهرستی از افراد مظنون به این باقی‌‎داری را (از جنرالان فرمانده تا به قدمه‌‌های معتمد و ساتنمن)، به سارنوالی استیناف ولایت هلمند معرفی کرده‎اند.
    در این فهرست، نام‎های بیش از ۱۰ تن از جنرالان و فرماندهان پولیس ولایت هلمند و باقی همه فرماندهان محلی، افسران، ساتنمنان و معتمدان مربوط به فرماندهی پولیس این ولایت درج شده که شمارشان به ۱۰۲ نفر می‌‎رسد و به حیث مسئول حساب‎ده و باقی‌دار، از سوی این هیئت شناخته شده‎اند.
    اما با گذشت بیش از سه ماه از ارائه گزارش این هیئت به نهادهای مربوطه،‌ هیچ یک از افراد شامل این فهرست‌ تاکنون برای بازپرس قانونی به سارنوالی احضار نشده و دلیل آن هم از سوی مسئولان سارنوالی استیناف هلمند،‌ مشخص نبودن جرم هر مظنون گفته شده است.

    خلای بررسی و درخواست بازنگری
    با آن‌که جزئیات بررسی‌های این هیئت در یک گزارش پنج صفحه‌‌ای به نهادهای مسئول اجرایی و عدلی و قضایی ضمیمه‌ نامه‌ رسمی محول شده؛ اما مسئولان محلی در ولایت هلمند می‌گویند که بررسی‌های هیأت اعزامی، خالی از کم‎و‌کاست و نقیصه نیست و این بررسی‌ها به دقت و بازنگری بیش‌تر نیاز دارد.
    قاری رحیم‌الله رییس سارنوالی استیناف ولایت هلمند، به خبرنگار پیک می‌گوید که در این بررسی‌ها مشخص نیست که چه کسی، مسئول چه مقدار تجهیزات ناپدید شده است.
    آقای رحیم‌الله می‌افزاید:«حتا کسانی هم در لیست این هیئت به ما معرفی شده که سه ماه از تقررشان نمی‌گذرد.»
    به‌گفته وی، پرونده‌ مظنونیت بیش از یک‌صد افسر و ساتنمن پولیس این ولایت به ظن باقی‌داری موتر و جنگ‌افزار، به دلیل مشخص نبودن مظنونیت افراد و دقت و بازنگری هرچه بهتر، ضمیمه‌ «قرار ۱۷ ماده‌ای» به لوی‌سارنوالی فرستاده شده است.

    مسئولان لوی‌سارنوالی هم با تأیید سخنان رییس سارنوالی استیناف هلمند، می‌پذیرند که این پرونده آماده‌ بررسی سارنوالان این نهاد نبوده و دوباره به وزارت امور داخله فرستاده شده است.
    سخنگوی وزارت امور داخله بر ادامه‌‎ بررسی و بازنگری پرونده تاکید می‎کند و جزئیات بیش‌تر در این باره نمی‎دهد. اما سمونمل حسام‌الدین فرمانده پولیس ولایت هلمند که نام خودش نیز در فهرست ارائه شده از سوی هیئت اعزامی درج است، می‌‌گوید که نزدیک به ۸۰ درصد این تجهیزات در نتیجه‌‌ نبردها و درگیری‌‌های یک‎و‌نیم دهه‌‎ پسین به دست «مخالفان مسلح دولت» افتاده و باقی تجهیزات به دلیل فساد از سوی افراد مسئول در این نهاد، ناپدید و یا حیف‎ومیل شده است.
    آقای حسام‎الدین بدون ذکر نام کسی، می‎پذیرد که در پیوند به نابودی، دزدی، فروش و یا واگذاری برخی از این تجهیزات به دشمن، هستند افرادی در داخل نیروهای پولیس که مرتکب یکی از این موارد جرمی شده باشند؛ اما پس از یک احضار و معامله‎ پنهان، دوباره به وظیفه گماشته شده و هرگز مورد بازپرس قانونی قرار نگرفته‌‎اند.
    نتیجه‌‌ بررسی و بازنگری؛ حاتم‌بخشی یا خیانت ملی؟
    با گذشت سه‌‎و‌نیم ماه از بررسی‌‎های هیئت اعزامی به فرماندهی پولیس ولایت هلمند و ارایه گزارش این هیئت به نهادهای اجرایی، عدلی و قضایی کشور، هنوز مسئولان این نهادها بر ادامه‎ بررسی‌‎ها و اجراآت قانونی در این باره تاکید دارند و ارائه نتایج آن را پیش از وقت می‌‎دانند؛ اما برخی باورها بر این است که با فقر قانون‌‌مداری و حاکمیت فرهنگ معافیت از مجازات در کم‎تر از دو دهه حکومت‎های پس از طالبان، بررسی‎های زیادی بی‌‌‎نتیجه به جا مانده‌‎ است. از بزرگ‌‌‌ترین پرونده‎های فساد مالی، اداری و اخلاقی، تا جنایت‎های بشری و حتا خیانت ملی، به بسیاری از آن‎ها رسید‌گی نشده است.
    عتیق‎الله امرخیل آگاه امور نظامی به این باور است که در هر صورتی «واگذاری به دشمن، دزدی، فروش و یا تخریب اسلحه» مرتکب و مسئول آن باید مورد بازپرس و کیفر قانونی قرار بگیرد که در حکومت‎های کنونی به جای بازپرس و تطبیق قانون، حاتم‎بخشی شده است. چنان‎که به گفته‌‎ او، پیش از این هم گزارش‎هایی مبنی بر فروش جنگ‎افزار و تسلیم‌‎دهی ده‎ها رنجر و هاموی توسط نیروهای دولتی به طالبان در رسانه‌‎ها بازتاب یافته، اما نتایج ملموسی از آن تا هنوز ارایه نشده، تا مردم بدانند که حکومت در تعهدش صادق است و قانون را به گونه‌‎ یک‎سان بر همه تطبیق می‌‎کند.
    آقای امرخیل، حیثیت و ارزش «اسلحه» و «ناموس» را در قانون و فرهنگ نظامی کشور، یک‌‎سان می‌‎داند و می‌‌گوید:«سرقت،‌ فروش و مهم‌‎تر از همه واگذاری اسلحه به دشمن، خیانت ملی است و مرتکبین خیانت ملی هم در نظام عسکری، محکمه صحرایی می‌‎شوند.»

    آن‎چه که در بند دوم ماده‌‎ شانزدهم قانون نافذه جزای عسکری افغانستان نیز صراحت دارد، این است که مرتکبان هر یک از این جرایم یادشده، به جزای ۱۵ تا ۲۰ سال زندان و یا اعدام محکوم می‌‎شوند.
    در بخش دیگری، بند اول ماده‎ ۳۵ این قانون آمده است: «هر گاه منسوب عسکری، سلاح و مهمات و سایر وسایل محاربوی را بفروشد؛ خریدار و فروشنده هر دو حسب احوال به جزای حبس ۲ تا ۵ سال و جبران خساره وارده محکوم می‌‌گردد. مشروط بر این‌که هدف، مساعدت به دشمن نباشد. در غیر این شرط به جزای حبس ۵ تا ۲۰سال و جبران خساره‌ وارده محکوم می‌‌گردد.»
    هر چند، تا هنوز مشخص نیست که چه کسانی عاملان اصلی ناپدید شدن هزاران موتر و جنگ‎افزار در فرماندهی پولیس ولایت هلمند هستند؛ اما هم‎زمان با ادامه‌‎ بررسی‎های نهادهای اجرایی و قضایی برای رسید‌گی و پایان نتایج این پرونده، مرکز خبرنگاری تحقیقی پیک به سلسله‎ گزارش‌‎های تعقیبی خویش، این موضوع را دنبال خواهد کرد.

      

  • سختی های راه مهاجرت به اروپا و خاطرات تلخی از زبان کسانیکه قدم در این راه گذاشته اند

    سختی های راه مهاجرت به اروپا و خاطرات تلخی از زبان کسانیکه قدم در این راه گذاشته اند

    احمد (نام مستعار) جوانی است که 11 سال را با رسانه‌های داخلی و خارجی به عنوان خبرنگار کار کرده و زمانی هم یک آموزشگاه زبان انگلیسی در کابل داشته است.

    مشکلات اقتصادی، امنیتی و سیاسی کشور احمد را به مسیری ‌کشاند که شماری از رونده‌های آن هرگز برنگشته‌اند و از سرنوشت آنان نیز خبری در دست نیست. احمد می‌گوید، پس از تلاش‌های فراوان مقداری پول تهیه کرده و پس از گرفتن ویزای ایران، راهی آن کشور شد. اما مقصد نهایی این جوان یکی از کشور‌های اروپایی بود.

    احمد با روایت از روزهای سیاهی که در مسیر مهاجرت نامنظم سپری کرده به سلام‌وطندار می‌گوید، قاچاقبران مشکلات و خطرهای این مسیر را آسان جلوه می‌دهند. به گفتۀ احمد، پیش از رفتن به ایران قاچاقبر برای آنان گفته بود که در صورتی که با گذرنامه و ویزا به ایران سفر کنند، پس از آن با راحتی وارد خاک ترکیه و از آن‌جا راهی کشورهای اروپا خواهند شد. اما به گفتۀ او، قدم‌قدم مهاجرت نامنظم با خطر مرگ همراه است.

    احمد در ادامۀ گفت‌وگو با مرور خاطرات ناخوشش می‌گوید، درست به یاد دارد که او و دیگر همراهانش ناگزیر بودند روی سنگ‌های برنده و سیم‌های خاردار با پاهای برهنه مسیر درازی را بپی‌مایند.

    زمانی که احمد اتفاقات مسافرت‌اش را از چشم می‌گذارند، پی‌ می‌برد که زنده ماندن‌اش معجزه‌یی بیش نبوده است. قاچاقبران برای احمد و همراهانش تصویر مهربان‌تری از سربازان ترک مجسم کرده بودند. اما می‌گوید، او هیچ‌گاهی تصور نمی‌کرد که سربازان ترک در مرز ایران و ترکیه او را تا انتهای مرگ، لت‌وکوب کنند.

    احمد می‌گوید، پس از این که زخمی و نیم‌جان نزد قاچاقبر برگشت، قاچاقبر به علت این که دیگر مسافران با دیدن وضعیت از ادامۀ سفر پا نکشند، او را در اتاق انفرادی انداخت.

    سید شیرحسین هنریار، هماهنگ‌کنندۀ مرکز معلومات مهاجرت به سلام‌وطندار می‌گوید، مهاجرت‌های نامنظم هیچ‌گاهی آسان نبوده و قاچاقبران برای منفعت شخصی‌شان آن را به مردم ساده جلوه می‌دهند.

    انتخاب مهاجرت نامنظم تنها به ضرب‌وشتم پولیس مرزی خلاصه نمی‌شود، بلکه شمار زیادی از مهاجران با قبول دشواری‌های مرگ‌بار پس از رسیدن به کشور مقصد یا با اکراه و یا هم از روی اراده دو باره به کشور برگردانده می‌شوند.

    حدیث پردیس، معاون ارتباطات سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی‌او‌ام) می‌گوید، در مقایسه با سال‌های گذشته برگشت افغان‌ها از کشورهای اروپایی و ترکیه افزایش یافته است. به گفتۀ آقای پردیس، بیشتر برگشت‌کننده‌گان از وضعیت بد مهاجران در اردوگاه‌ها روایت می‌کنند که سبب شده است آنان دو باره به کشور برگردند.

    بر بنیاد گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت از آغاز سال روان میلادی تا کنون حدود ۲۰۰ هزار مهاجر افغان از ایران، پاکستان و کشورهای اروپایی به کشور برگشته‌اند.

  • قاعدۀ «اوج- پایان» در سیاست افغانستان

    قاعدۀ «اوج- پایان» در سیاست افغانستان

    آیا تمام حوادث و رخ‌دادهای پنج ‌سال گذشته را به خاطر دارید؟‌ آیا تمام این‌ اتفاقات جلو چشم‌های‌تان ظاهر می‌گردد؟ مطمئناً که به یادآوری وقایع پنج ‌سال گذشته آن هم اگر قرار باشد تک‌تک این حوادث را تصور کنیم کاری‌ست بسیار دشوار؛ زیرا در بیشتر موارد، حوادث  و تجربیاتی  که در گذشته رخ داده است را  به خاطر نمی‌آوریم  و بخش اعظم رویدادهای مهم زنده‌گی را فراموش می‌کنیم. ما فقط چند حادثه و رویداد آخر را که بسیار مهم‌اند به یاد می‌آوریم و این آخرین اتفاقات را یا بسیار با ارزش می‌دانیم یا خیلی نامناسب. به یادآوری نقطۀ اوج و پایان رویدادها را «قانون اوج ـ پایان» ‌گویند؛ قانونی که توسط دانیل کانمن -برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد- مطرح شد و به این نام مسمی گشت.

    چرا طول مدت بارداری در احساس یک مادر هیچ تأثیری به جا نمی‌گذارد، در حالی که یک زن مدت نه ماه طفل را در بطن خود حمل می‌کند و مشقت‌های بسیاری را متحمل می‌شود؛ و همین‌گونه شدیدترین درد زنده‌گی را هنگام زایمان احساس می‌کند؟ بیشتر زنان این تجربه را بعد از زایمان، خوب یا بسیار خوب توصیف می‌کنند؟ پژوهشی در مرکز طبی رابین در تل‌آیو [پایتخت اسرائیل] نشان می‌دهد که  خاطره و احساس نیک یک مادر پس از زایمان اساساً مطابق به قاعدۀ اوج-پایان است.

    هر باری که انسان به ارزیابی تجربه‌هایش می‌پردازد، مدت زمان‌شان را نادیده می‌گیرد و از قاعدۀ اوج- پایان پیروی می‌کند. یعنی فقط لحظۀ اوج‌گیری و لحظۀ پایانی را به یاد می‌آورد و تجربه را بر اساس میان‌گین آن‌ها می‌سنجد. زندگی که در میان دو نقطه در جریان است- نقطۀ اوج و نقطۀ پایان- تأثیرگذاری چندانی بر قضاوت‌ها و موقف‌های نهایی افراد ندارد. یعنی برای مادر مهم نیست که از زمان حمل تا به مرحلۀ زایمان چه می‌کشد، همین‌ که نوزادش را در آغوش می‌گیرد دیگر همه چیز را فراموش می‌کند؛ این‌جاست که مادر از قاعدۀ پایانی این تجربه پیروی کرده است.

    سیاست نیز از این قاعده و تجربه مستثنی نیست؛ زیرا انسان‌ها در همه موارد زندگی دنباله‌رو قاعدۀ اوج- پایان می‌باشند. انسان‌ها بخش بزرگ حوادث و رویدادهای زندگی را فراموش می‌کنند و در عوض فقط چند حادثه و رویداد نهایی را به یاد می‌آورند؛ مهم از همه این‌ست که برای آخرین اتفاقات، یا ارزش بسیار بالا و یا کاملاً نامتناسب قائل می‌شوند.

    در درازای پنج ‌سال عمر حکومت وحدت ملی مردم از حکمرانان و سیاستگذاری‌های‌شان به شدت انتقاد می‌کردند و به این باور بودند که این زمامداران بالاخره «همه داروندارمان را نابود خواهند کرد.»

    دور نمی‌رویم؛ ماه‌ها قبل وقتی روزهای اندکی به انتخابات ریاست‌ جمهوری باقی مانده بود، دولت برای برخی متنفذین قومی و سیاسی که از حکومت ناراض بودند پول و موقف داد و برخی دیگر را با به گونه‌های مختلف تطمیع کرد و همین‌گونه کاندیدان و زمامدارانِ حاکم بهترین آگهی‌نویسان را به خدمت گرفتند تا بهترین اشتعارات عوام‌فریبانه و پوپولیستی را آماده سازند. اعلانات تلویزیونی یکی پی دیگری به نشر می‌رسید که حاوی یک عالم حرف‌های گیرا بود. وعده‌های بزرگ و آرمانی سر داده می‌شد و همۀ آن‌ها خود را حتی از مادران ما دل‌سوزتر و غم‌خوارتر معرفی می‌کردند. آن‌ها برای مردم فهرست‌های بلند و بالایی از وعده‌های تغییر در اوضاع اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی… آماده کرده بودند. زمامداران در ماه‌های اخیر حکومت‌داری خویش جهت گرم‌ساختن فضا و کارزارهای انتخاباتی کارهای نمادینی را انجام دادند و یا هم مسایل قومی و سمتی را به هدف منافع خویش دامن زدند.

    این مسائل سبب فضای سمی در روز انتخابات شد تا مردم متأثر از تبلیغات عوام‌فریبانۀ آن‌ها شده و وضعیت وخیم و نابسامان پنج‌ سال گذشته را به باد فراموشی بسپارند. برای همین است که مردم متأثر از قاعدۀ پایانی این قاعده شده و جای آن روزهایی که می‌گفتند «همه داروندارمان را نابود خواهد کرد» به آن‌ها دل بستند و انگشت خویش را به نفع ایشان رنگ زدند. 

    وضعیت موجود نشان داد که آزادی انتخاب موضوعی اغواکننده‌یی بیش نبود؛ زیرا صاحبان قدرت می‌دانند که انتخاب و قضاوت مردم در مورد وقایع و تجربه‌ها مبتنی بر احساسات می‌باشد و این احساسات بر اساس هیجانی‌ترین نقطه- نقطۀ اوج و نقطۀ پایان- رویدادها شکل می‌گیرد؛ قضاوتی که به هیچ وجه بر اساس تمام وقایعی که اتفاق افتاده است نمی‌انجامد.

    سلام وطندار

  • تحریک طالبان در بازی صلح با آمریکا

    تحریک طالبان در بازی صلح با آمریکا

    در ماه سپتامبر سال 2019 میلادی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، از امضای توافق‌نامۀ صلح با گروه طالبان سر باز زد. توافق‌نامۀ صلح پس از یک‌سال گفت‌وگو میان نماینده‌گان گروه طالبان و نماینده‌گان آمریکا به دست آمده بود و طالبان آن را به منزلۀ موهبت الهی می‌دانستند.

    اگر توافق‌نامۀ صلح، در ماه سپتامبر سال 2019 به امضا می‌رسید، برای طالبان پیروزی بزرگی بود. گروه محمداشرف غنی که خویش را منادی حافظ جمهوریت می‌پنداشت، بازی را می‌باخت و حکومت او در موقف حکومت دکتر نجیب، آخرین حاکم وابسته به شوروی قرار می‌گرفت. بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی در پی قیاس و جست‌وجوی شباهت‌های سرنوشت دو احمدزی بودند و ستارۀ طالع محمداشرف غنی به نظر آنان در راه افول قرار داشت.

    با این وجود محمداشرف غنی بر ساز مخالف می‌کوبید؛ چیزی که دیگران آن را تقلای بی‌حاصل یک بخت‌برگشته می‌دانستند. به هر حال نجات غنی از این مخمصه نتیجۀ تلاش او نه، بلکه حاصل ابهام در سیاست ایالات متحدۀ آمریکا در پیوند به جنگ و صلح افغانستان بود.

    توقف گفت‌وگوهای صلح و خودداری ترامپ از امضای توافق‌نامۀ صلح که به مثابه بستن پروندۀ افغانستان در سیاست خارجی آمریکا پنداشته می‌شد، هم‌چنان که مایۀ شادمانی منادیان جمهوریت بود، شکست سختی برای هواداران امارت به شمار می‌رفت. طالبان در نزدیک به دو دهه جنگ، انرژی فراوانی هزینۀ پیروزی کردند و چراغ سبز آمریکا برای آنان ختم کار محسوب می‌شد. سال‌ها مقاومت باعث فرسوده‌گی سازمان نظامی طالبان شده و در واقع طالبان از نظر سازمانی پیر شده‌اند. تضاد میان نیروی پیر و جوان، تجدید نظر در ایدئولوژی افراط‌گرایی دینی و ظهور مدل‌هایی مانند داعش، ظهور نوع ملی‌گرایی در دل جنبش طالبانی همانند مخالفت به سرداری زابلی‌ها و قندهاری‌ها نمونه بارز از شاریده‌گی سازمانی است. ایدئولوژی مرکب از اسلام سیاسی و پشتون‌والی آهسته‌آهسته قدرت بسیج خود را از کف می‌دهد و تداوم این راه به فروپاشی منجر می‌شود.

    در طول یک سال مذاکره با آمریکایی‌ها روشن شد که گروه طالبان به دیپلوماسی از عینک سلفی‌ها می‌نگرند؛ آن‌چه که در جهان‌بینی سلفی‌ها، پیروی خالصانه از سلف صالح خوانده می‌شود. رویکرد سخت، نامنعطف و قابل فهم برای همه اعضای گروه. در مقابل این گروه آمریکایی‌ها قرار دارند، با رویکردی نرم، منعطف و غیرقابل فهم. بر خلاف طالبان، آمریکایی‌ها از امیال و خواسته‌های طالبان به خوبی آگاه‌اند، اما طالبان از این که چه چیز در پستوی ذهن استراتژیست‌های آمریکایی می‌گذرد کاملاً بی‌خبرند. مذاکره‌کنند‌ه‌گان طالبان در قطر حاصل گفت‌وگوی یک ساله را پیش از این که از سوی ترامپ رد شود، غیر قابل برگشت می‌پنداشتند و ساده‌انگارانه به هوادار خود اطمینان پیروزی دادند. توقف گفت‌وگوهای صلح، اگر در یک معنی توقف روند صلح باشد، معنی دیگرش حراج اعتبار نماینده‌گان طالبان بود. این امر سرآغاز سوءظن گروه در برابر فرستادگانی شد که مأموریت داشتند، اسلام را در برابر کفر به پیروزی برسانند.

    نشر گزارشی‌هایی در مورد تخصیص بودجه از سوی کانگرس آمریکا به گفت‌وگوهای صلح، باعث شد شماری در لایه‌های میانی و پایانی طالبان احساس کنند که به مذاکره‌کننده‌گان آن‌ها رشوه پرداخت شده است. تعدادی از طالبان پرسیدند که این چگونه عدالت اسلامی‌ست که جنگجویان گروه با پای برهنه و شگم گرسنه می‌جنگند، اما نماینده‌گان آنان در قطر زنده‌گی راحتی دارند؟ چنین نگرانی‌هایی باعث شده است که شماری از فرماندهان ردۀ میانی طالبان به صورت قطع به گفت‌وگوهای صلح مخالفت کنند و خواستار خروج بلاقیدوشرط نیروهای خارجی شوند.

    با توقف گفت‌وگوهای صلح از سوی آمریکا، نماینده‌گان قطرنشین طالبان از مجرای پاکستان و عربستان سعودی، برای برگشتاندن آمریکا به میز گفت‌وگوها سعی بلیغ کردند و آمریکایی‌ها پس از آغاز مجدد مذاکرات با شرط تازه نماینده‌گان طالبان را گیج کرده‌اند. خواست آمریکایی‌ها برقراری آتش‌بس پیش از امضای توافق‌نامۀ صلح است.

    این خواست برای گروه طالبان به ویژه طالبان قطرنشین بسیار سنگین تمام شده است. به همین جهت ملابرادر، رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر با سه مذاکره‌کنندۀ دیگر به صورت پنهان به شهرهای کویته و پشاور پاکستان سفر کردند و با هستۀ رهبری طالبان که مسئولیت امور سیاسی را به دوش داشتند، دیدار کرده و قناعت آنان را در مورد آتش‌بس 7 تا 10 روز به دست آوردند. فیصلۀ شورای سیاسی طالبان با واکنش تند شاخۀ نظامی این گروه مواجه شد و در رأس بغاوت، صدر ابراهیم است که حیثیت وزیر دفاع طالبان را دارد. در میان هیأت سیاسی طالبان نیز در این زمینه توافق نظر وجود ندارد. عباس استانکزی و شماری از مذاکره‌کننده‌گان تندرو، با ملاغنی برادر هم‌سو نیست. هم‌چنان قشر ایدئولوژیک طالبان با هر گونه سازش با غرب مخالف است. اخیراً ملامنصور یکی از فرماندهان ردۀ میانی طالبان که مشغول جنگ در برابر دولت افغانستان در ولایت غزنی است در گفت‌وگو با رسانۀ بریتانیایی اسکای‌نیوز گفته که او و سربازانش مخالف هر گونه تعامل با آمریکایی‌ها اند. واقعیت این‌ست که دیدگاه ملامنصور دیدگاه اکثریت قابل ملاحظۀ جنگجویان گروه طالبان است. شاخۀ نظامی و مخالفان آتش‌بس، سه دلیل عمده برای مخالفت خود دارند.

    اول؛ پذیرفتن شرط آتش‌بس از سوی تحریک طالبان، از جایگاه ضعف و بر خلاف اصول ایدئولوژیک است؛ زیرا به باور شماری خداوند مجاهدین را از سازش با کفار منع کرده، مگر این که مسلمانان در سازش با کفار خدعه‌یی تدارک دیده باشند. در حالی که طرح آتش‌بس از جانب آمریکا پیشنهاد شده است.

    دوم؛ آمریکایی‌ها قابل پیش‌بینی نیستند و ممکن تحریک را در موقعیت ضعیف و شکننده قرار دهند؛ همان‌گونه که جانب آمریکا بر خلاف تعهد قبلی، از امضای توافق‌نامه خودداری کرد.

    سوم؛ آتش‌بس سه روز در عید رمضان سال 1397 و ورود سربازان وابسته به طالبان به شهرها را بسیاری رهبران طالبان، تجربۀ ناخوش می‌دانند. زیرا با ورود به شهرها و دیدن مظاهر تمدن بر روحیۀ و ایمان سربازان پیادۀ طالب که هر کدام با سازش در شرایط سخت عادت کرده‌اند، تزلزل وارد شده و شماری حتی به سنگر برنگشته‌اند. محمداشرف غنی، رئیس جمهور حکومت وحدت ملی با کنایه اعلام کرد که ما به طالبان «آیس‌کریم« دادیم. بنابراین بر قراری مجدد آتش‌بس ممکن در حکم ریختن آب به آسیاب دشمن باشد.

    برای حفظ یک‌پارچه‌گی تحریک، شماری از رهبران طالبان برای میانجی‌گری میان دو گروه مخالف برخواسته‌اند. میانجی‌گران با تأکید بر دستاورد‌های دفتر سیاسی قطر، شامل زمینه‌سازی برای کمک‌های مالی شیخ‌های عرب به امارت اسلامی، آزادی انس حقانی محبوب خانوادۀ حقانی و ارائۀ فهرست 5000 نفری از زندانیان طالب به جانب آمریکا و هم‌چنان اهمیت ماشین جنگی طالبان که عامل عمده در بقای تحریک شمرده می‌شود، راه سوم را پیشنهاد کرده‌اند. آنان خواستار آتش‌بس اعلام ناشده و وضع قواعد سخت‌تر بر آمدوشد نیروهای‌شان به شهرها اند. اگر به اعلامیۀ اخیر گروه طالبان که در مورد رد خبر آتش‌بس منتشر شد، دقت شود، احتمال کاهش حجم جنگ که حاکی از دیدگاه آشتی‌طلبی طالبان است در آن دیده می‌شود.

    با این وصف آمریکایی‌ها بر اعلام آتش‌بس رسمی مصرند و از جانبی خواست‌‎های آنان روشن نیست. احتمال این نیز وجود دارد که هیاهوی خروج نیروهای آمریکایی و بر قراری صلح، بخشی از پروژۀ تبلیغاتی دونالد ترامپ برای انتخابات 2020 باشد. در این صورت تنها جانبی که زیان خواهد کرد گروه طالبان است.

    سلام وطن دار

  • کریم خرم: مذاکرات بین الافغانی جنجالی تر از گفت و گوی امریکا با طالبان است

    کریم خرم: مذاکرات بین الافغانی جنجالی تر از گفت و گوی امریکا با طالبان است

    عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ سابق و رییس دفتر رییس‌جمهور پیشین افغانستان، چهره‌یی نام آشنا و جنجال برانگیز است. او با اظهارونظرها و دیدگاه‌های خاص سیاسی و فکری‌اش همواره سرخط رسانه‌ها و افکار عامه افغانستان بوده است. آقای خرم پس از ختم اقتدار حامد کرزی، همچنان از افراد نزدیک و وفادار به او محسوب می‌شود. او شبکۀ وسیعی از رسانه‌های تصویری، چاپی و الکترونیک را در افغانستان مدیریت می‌کند. این شبکه‌ها عمدتاً علیه سیاست‌های امریکا در افغانستان نشرات دارند.
    افغانستان رو با کریم خرم دربارۀ صلح، انتخابات و برخی مسایل مهم دیگر به مصاحبه پرداخته که شرح آن را در زیر می‌خوانید:

    به‌تازگی کتاب خاطرات شما با نام «چهل سال در طوفان» منتشر شد. با نوشتن این کتاب در پی چه بودید؟

    هدف من این بود که چهل سال متلاطم و طوفانی تاریخ افغانستان را در قالب یک کتاب درآورم تا دیدنی‌ها و شنیدنی‌های من به نسل‌های بعدی کمک کند و این بخش تاریخ را مستند بسازم و تحلیل کنم. این کتاب بخش‌های مختلفی را در بر می‌گیرد. از روزی‌که شامل سیاست شدم تا وقتی‌که از وظیفۀ دولتی متقاعد گردیدم. بخش دوم کتاب مشتمل است بر روابط میان افغانستان و ایالات متحده امریکا. در این بخش من از ملاقات‌های سرنوشت‌ساز و از مذاکرات و اختلافات ریس‌جمهور کرزی با مقامات امریکایی حکایت کرده‌ام و در بعضی موارد حتی دیالوگ‌هایی را که در جریان این ملاقات‌ها شاهد بوده‌ام، آورده‌‌ام.

    در کتاب چهل سال در طوفان، بسیاری از مسایل پشت پرده را افشا کرده‌اید. واکنش‌های داخلی و بیرونی به نشر این کتاب چه بود؟

    کتاب به هردو زبان دری و پشتو دو مرتبه چاپ شده است. شاید به زودی چاپ سوم کتاب هم بیرون شود. این نشان‌ می‌دهد که مردم زیادی کتاب را به دست آورده و خوانده‌اند. چند مجلس در پیوند به این کتاب در جاهای مختلف گرفته شد. کتاب نقد و بررسی شد. استقبال از کتاب بالاتر از چیزی بود که من تصور می‌کردم.

    شما چنانچه نوشته‌اید با امضای پیمان امنیتی و استراتژیک مخالف بودید. آیا فکر می‌کنید مخالفت شما درست بود؟

    متأسفانه چنان‌که من و رییس‌جمهور قبلی پیش‌بینی می‌کردیم، همان طور شد. رییس جمهور پیشین برای امضای قرارداد یک پیش‌شرط گذاشته بود و آن آوردن صلح در افغانستان بود. قرارداد صلح بدون برآورده‌شدن این پیشرط امضا شد و به افغانستان فاجعه به‌بار آورد. طرف‌داران پیمان مدعی بودند که با امضای پیمان، وضعیت اقتصادی ما خوب می‌شود و حمایت از نیروهای مسلح ما بیشتر می‌گردد؛ در مقابل تجاوز خارجی مصون‌تر می‌شویم و در مبارزه علیه تروریزم مصون‌تر می‌شویم؛ تمامی این‌ها سرچپه شد. پاکستان با پول امریکایی‌ها در خط دیورند سیم خاردار کشید. به خاک افغانستان تجاوز کرد. وضعیت اقتصادی خراب‌تر شد و فقر و بیکاری افزایش یافت. جوانان و تحصیل یافته‌های ما هر روز کشور را ترک می‌گویند. برخی‌ها زندگی خود را در راه فرار از کشور از دست می‌دهند. کمک‌ها همه روزه به بخش نظامی و ملکی ما کمتر می‌شود. رییس‌جمهور فعلی اعتراف کرد که 22 گروه تروریستی در افغانستان فعال است. درحالی‌که در روزهای آخر حکومت ما تنها القاعده و طالبان فعال بودند. در روزهای آخر حکومت ما، رییس‌جمهور کرزی از جنرال دانفورد(فرمانده سابق نیروهای امریکایی در افغانستان) پرسید که چند نفر از اعضای القاعده در افغانستان فعال هستند؟ او گفت که هفت نفر است. حالا 22 گروه تروریستی فعال است و داعش هم شاخۀ خود را در افغانستان باز کرده است. پس از امضای قرارداد امنیتی وضعیت ما از هر لحاظ خراب شد.

    گزارش‌هایی وجود دارد که ایالات متحده امریکا به توافق با طالبان نزدیک شده است. شما باور دارید که دوطرف در روزهای نزدیک توافق نامه‌یی را به امضا برسانند؟

    بربنیاد آنچه می‌شنویم ایالات متحده و طالبان به امضای توافق‌نامه نزدیک شده‌اند. اما بخش جنجالی‌یی‌که باقی می‌ماند گفت‌وگوهای بین‌الافغانی و نظام آینده افغانستان است. این بخش کار، جنجالی‌تر از گفت‌وگوهای طالبان و امریکا است. وقتی روش‌ امریکایی‌ها را در بخش انتخابات و صلح می‌بینیم، در آن ارادۀ حل‌کردن واقعی مشکل افغانستان را نمی‌بینیم. آنچه را آنها سنجیده‌اند، وضعیت افغانستان را پیچیده‌تر خواهد ساخت. جنجال بسیار بزرگ هم در بخش صلح و هم در بخش انتخابات در پیش روی ما قرار دارد. امیدواریم که وضعیت با درایت رهبران سیاسی افغانستان آسان شود.

    در روزهای اخیر شایعاتی منتشر شد که طالبان به آتش‌بس با امریکا توافق کردند. اگر این مساله به واقعیت انجامد، طالبان چه پاسخی به افکار عامه خواهند داد؟

    در مذاکرات دو طرف، تحریک طالبان به نماینده‌گان امریکا گفته‌اند وقتی توافق‌نامه امضا شد، ما با شما آتش بس می‌کنیم و به قوای‌تان حمله نمی‌کنیم تا اینکه خروج نیروهای‌تان را از افغانستان تکمیل کنید. اما مشکل این است که طالبان تاهنوز نپذیرفته‌اند که با حکومت افغانستان آتش‌بس کنند. هیأتی‌که از سوی تحریک طالبان به قطر رفته بودند، دوباره به دوحه برگشتند. حالا گفته می‌شود که آتش بس ده روزه برقرار می‌گردد. در این زمینه شک دارم. اما آتش بس برقرار می‌شود. برای مردم افغانستان که همه روزه قربانی می‌دهند، این یک نشانۀ خوب است. امیدواریم این آتش بس به آتش بس دایمی تبدیل شود و سلسله قتل و کشتار خاتمه پیدا کند.

    مهم‌ترین مبحث توافق صلح، خروج امریکا از افغانستان است. اما تمام تحلیل‌گران مدعی هستند که امریکا اراده‌یی برای خروج ندارد.طالبان در بدل چی به چنین توافقی تن می‌دهند؟

    شاید بحث خروج نیروهای امریکایی طی یک ونیم سال مطرح باشد. اما تحلیل‌ها و مطالعات من نشان می‌دهد که امریکایی‌ها به طور کامل و صددرصد از افغانستان نمی‌برایند. آنها در پی وسیع ساختن برخی پایگاه‌های خود هستند. البته شکل حضور آنان متفاوت خواهد شد و نیروهای‌شان کمتر خواهد گردید، اما شک دارم که به طور مطلق از افغانستان خارج گردند. اما حالا با جنبش طالبان روی خروج طی یک‌ونیم سال آینده صحبت می‌کنند. از جزییات مذاکرات طالبان و امریکایی‌ها افغان‌ها خبر ندارند. چنانچه خود امریکایی‌ها می‌گویند آنها به حضور استخباراتی در افغانستان ادامه می‌دهند. برخی از مسوولان امریکایی این را هم گفته‌اند که حضور استخباراتی نیازمند حضور نظامیان هم است. آن‌ها به حضورشان در مناطق استراتژیک ادامه خواهند داد و عملیات‌های مهم را هم انجام خواهند داد.

    برنده و بازنده توافق نامه صلح کدام طرف‌ها خواهند بود؟

    اگر بحث برد و باخت مطرح شود، صلح به میان نمی‌آید. در صلح دو طرف خود را برنده احساس می‌کنند. به همین خاطر من شخصاً مخالف شعارهای جنگ‌طلبانۀ حکومت افغانستان هستم. از شعارها طوری استنباط می‌شود که حکومت می‌خواهد فاتح میدان جنگ باشد. حالانکه نه این توانایی را دارد و نه این ادعا به صلح کمک می‌کند. در صلح واقعی باید همه جوانب خود را برنده احساس کنند. در صلح برندۀ اصلی مردم افغانستان است. زیرا که بدبختی مردم افغانستان خاتمه می‌یابد.

    با برگشت طالبان به قدرت فکر نمی کنیدکه شرایط بد گذشته تکرار شود؟

    قرارداد صلح به معنای برگشت به حاکمیت گذشتۀ طالبان نخواهد بود. معنای گفت‌وگوهای بین‌الافغانی این است که افغان‌ها دربارۀ چگونگی نظام آینده به توافق برسند. نگران هستیم که امریکایی‌ها بالای افغان‌های دیگر معامله نکنند. این طور نشود که آنها مشکل‌شان را با طالبان حل کنند و سایر افغان‌ها را معامله کنند. اما فکر می‌کنم که گذشته تکرار نمی‌شود و شاهد وضعیت بهتر در پیش رو خواهیم بود.

    انتخابات به‌ بن بست خورده است. فکر می‌کنید در نتیجه انتخابات باردیگر شاهد حکومت وحدت ملی دوم خواهیم بود و یا حکومت یک‌دست و یکپارچه روی کار خواهد آمد؟

    برایند انتخابات وابسته به گفت‌وگوهای صلح است. امریکا تلاش دارد که یک حکومت ضعیف با مشارکت بیشتر از آنچه در حکومت وحدت ملی شاهد بودیم، به وجود آید. اگر صلح ایجاب کند که حکومت کنونی نباشد، امکان لغو انتخابات و روی کارآمدن حکومت موقت خواهد بود. اما این احتمال بیشتر است که یک حکومت بسیار ضعیف، با مشروعیت ضعیف و با اشتراک بسیاری از جوانب روی کار آید. اگر برنامۀ صلح ناکام شود و امریکا به جنگ ادامه بدهد، در آن صورت حکومت و رییس‌جمهور فعلی حفظ خواهند شد.

    اگر بحران انتخاباتی دوام یابد و مذاکرات صلح هم نتیجه ندهد کشور به کجا خواهد رفت؟

    با مشخص شدن سرنوشت مذاکرات صلح، نتیجه انتخابات هم روشن خواهد شد.