دسته: سیاست

  • امریکا به کمک‌ها و حضور خود در کنار مردم افغانستان ادامه می‌دهد

    امریکا به کمک‌ها و حضور خود در کنار مردم افغانستان ادامه می‌دهد

    رییس اجرایی تصویر روشنی از وضعیت سیاسی-امنیتی افغانستان ارائه کرد و بر تعهد حکومت و مردم افغانستان برای دست‌یافتن به صلح دائمی و عادلانه و برگزاری انتخابات شفاف و با اعتبار تأکید کرد.
    خانم ولز نیز گفت امریکا به کمک‌ها و حضور درازمدت خود در کنار مردم افغانستان ادامه می‌دهد. خانم ولز در ادامه صحبت‌های خود افزود در جریان اقامت خود در کابل با مقامات حکومت افغانستان در مورد بازنگری کمک‌های ملکی ایالات متحده برای حکومت‌داری خوب و دست‌ یافتن به خودکفایی بحث و تبادل نظر می‌کند.
    خانم ولز همچنان گفت ایالات متحده امریکا تلاش می‌کند تا صلح عادلانه و دایمی در افغانستان از طریق مذاکرات همه شمول به دست آید.

    معاون وزارت خارجه ایالات متحده امریکا همچنان از تعهد امریکا به کمک به انتخابات سراسری و با اعتبار در افغانستان خبر داد.

  • گام‌های اساسی در پروسه صلح افغانستان هنوز برداشته نشده‌است

    گام‌های اساسی در پروسه صلح افغانستان هنوز برداشته نشده‌است

    رئیس اجرایی گفت: «با تأسف هنوزهم در راستای صلح قدم‌های اساسی برداشته نشده است به دلیل‌ این‌که طالبان بر ادامه جنگ اصرار دارند.»

    داکتر عبدالله عبدالله طی سخنانی در جلسه شورای وزیران امروز در کابل افزود: «مردم افغانستان انتظار داشتند که در ماه مبارک رمضان آتش بس شود. متاسفانهٔ تا اکنون طالبان با آتش بس موافقه نکردند و جنگ همچنان ادامه دارد.»
    وی از کوشش‌های نیروهای امنیتی که با تمام دشواری‌ها مسوولیت شان را در راستای دفاع از مردم به خوبی انجام می‌دهند. تشکر کرد.
    داکتر عبدالله عبدالله افزود: «طالبان در عملیات بهاری‌شان در نظر داشتند که جنگ وسیعی را راه‌اندازی کنند. از بسیاری عملیات طالبان در شهرهای بزرگ افغانستان جلوگیری شده است؛ اما متاسفانه بازهم حوادثی مانند حمله بالای موسسه کونترپارت رخ داد که در آن شماری از هم‌وطنان ما به شهادت رسیدند.»
    وی تأکید کرد: «متأسفانه روز گذشته آقای عبدالغفور محمود یکی از جنرالان برجستهٔ امنیت ملی در ولایت بغلان شهید شد که سال‌ها در خدمت مردم افغانستان بود. شهادت ایشان را به خانواده و فرزند آن مرحوم آقای لطیف محمود که از ژورنالیستان موفق کشور است، تسلیت می‌گوییم.»

    انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ اعلام شده برگزار می‌شود

    داکتر عبدالله عبدالله در ادامه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان اشاره کرد و گفت
    : «تعهد حکومت وحدت ملی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پابرجا است و کمیسیون مستقل انتخابات طرحی را با حکومت شریک کرده است.»
    وی افزود مردم افغانستان از کمیسیون‌ انتخابات توقع دارند که یک انتخابات شفاف برگزار شود تا یک قدمی در راستای ثبات، استحکام نهادها، حاکمیت قانون و باز شدن فضای بهتر برای مردم افغانستان برداشته شود. 
    رئیس اجرایی گفت: « از کمیسیون مستقل انتخابات توقع داریم که با درنظرداشت جدول زمانی به برنامه‌ها و کارها سرعت ببخشد. در این زمینه تمام نهادهای دولتی به شمول نهادهای امنیتی موظف‌اند که کارها و مسوولیت شان را در حمایت از پروسه انتخابات انجام دهند و از تمام منابع و انرژی کار بگیرند.»

    داکتر عبدالله افزود نامزدان انتخابات ریاست جمهوری در مورد شرایط برگزاری انتخابات و سوء استفاده از امکانات دولتی به منظور کمپاین و مبارازت انتخاباتی نگرانی دارند.

    وی تأکید کرد: « در ارتباط با برگزاری انتخابات تدابیر لازم گرفته می‌شود. ما به حیث مسوول حکومت از هر طرحی که مانع سوء استفاده از امکانات دولتی برای کمپین گردد حمایت می‌کنیم. البته این کار با درنظرداشت اینکه اجراأت حکومت و خدمت رسانی به مردم افغانستان متوقف نشود، باید صورت می‌گیرد چون، مردم به کمک و خدمات ضرورت دارند.»

  • یک عضو لویه جرگه مشورتی برای صلح در کنر کشته شد

    یک عضو لویه جرگه مشورتی برای صلح در کنر کشته شد

    عبدالغنی مصمم، سخن‌گوی والی کنر گفت این عضو لویه جرگه مشورتی برای صلح «شاه‌محمود» نام داشت که در ساحه‌ی «نوآباد» از مربوطات شهر اسعدآباد کشته شد.

    به گفته‌ی او، این فرد از بزرگان مردمی در این ولایت بوده و زمانی کشته شده که برای ادای نماز صبح از خانه‌اش به طرف مسجد در حرکت بوده است.

    آقای مصمم افزود حمله‌کنندگان پس از کشتن این بزرگ مردمی، از محل فرار کرده‌اند و تلاش‌های پلیس برای بازداشت آنان ادامه دارد.

    تا کنون فرد و یا گروهی مسئولیت این رویداد را بر عهده نگرفته است.

    ولایت کنر در شرق کشور از ولایت‌های ناامن می‌باشد که گروه‌های طالبان و داعش در شماری از ولسوالی‌های آن، به شمول شهر اسعدآباد فعالیت گسترده‌ی تروریستی دارند.

  • اتحادیه اروپا: داعش به‌سوی افغانستان و افریقا در حرکت است

    اتحادیه اروپا: داعش به‌سوی افغانستان و افریقا در حرکت است

    ژیل دو کرشوف، هماهنگ‌کننده مقابله با تروریسم در اتحادیه اروپا در گفت‌وگو با رادیو-تلویزیون فرانسوی‌زبان بلژیک موسوم به ارت‌ب‌اف (RTBF) گفت: پایان خلافت فیزیکی در عراق و سوریه مشکل را حل نمی‌کند. بسیاری از شبه‌نظامیان خارجی همچنان آنجا هستند. سایرین به نواحی دیگری از درگیری از جمله در افغانستان، منطقه ساحل، صحرای سینا و شمال آفریقا حرکت کرده‌اند.

    این مقام اتحادیه اروپا اینگونه نتیجه‌گیری کرد که آفریقا احتمالاً هدف بعدی این تروریست‌ها خواهد بود.

    ماه اپریل الکساندر فومین، معاون وزیر دفاع روسیه هم گفت، برخی از اعضای داعش پس از شکست در سوریه خودشان را به جنوب آفریقا رساندند.

    بیانیه‌های مشابهی هم از سوی سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه منتشر شد.

    به گفته او، شبه‌نظامیان پس از شکست در عراق و سوریه در حال حرکت به سمت آسیای میانه و جنوب‌شرق آسیا هستند.

  • یک فرمانده داعش در قندهار دستگیر شد

    یک فرمانده داعش در قندهار دستگیر شد

    حیات الله حیات والی قندهار در یک نشست خبری روز گذشته گفت: این فرمانده داعش که عبدالسلام نام دارد هنگام سفر به سوی پاکستان توسط نیروهای امنیت ملی بازداشت شده است.

    عبدالسلام نکه برای سربازگیری برای گروه داعش به قندهار آمده بود روز گذشته توسط نیروهای امنیت ملی شناسایی و باز داشت شد.

    آقای حیات همچنان افزود در ولایت کندهار بیشتر از یکصد تن از افراد داعش تحت رهبری این فرمانده فعالیت می کنند.

    از سوی دیگر در اثر حملات هوایی نیروهای امنیتی در ولسوالی ده بالا ولایت ننگرهار یک تن از جنگجویان گروه داعش شاخه خراسان به قتل رسید و یک تن دیگر مجروح شد.

  • کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    حسین‌علی بلیغ، یک عضو شورای ولایتی میدان‌وردک گفت جنگ‌جویان گروه طالبان که تعدادشان به حدود ۱۵۰ نفر می‌رسید حوالی ساعت ۱۱:۰۰ شب گذشته (شنبه، ۲۱ ثور) در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها بر پاسگاه‌های نیروهای «مقاومت مردمی» در ساحه‌ی «کجاب» ولسوالی حصه‌ی دوم حمله کرده‌اند.

    آقای بلیغ گفت در این حمله تعدادی از نیروهای «مقاومت مردمی» کشته و زخمی شده‌اند. او افزود که تا کنون در مورد رقم دقیق تلفات اطلاعات کافی در دست ندارد.

    این عضو شورای ولایت میدان‌وردک در ادامه گفت گروه طالبان در مورد پاسگاه‌ها و ساحات بهسود معلومات دقیق ندارد و این گروه در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها به‌نام‌های «ملا باران» و «گلاب» پلان حمله بر بهسود را سازمان‌دهی کرده است.

    آقای بلیغ همچنان گفت جنگ‌جویان گروه طالبان پس از تصرف یک پاسگاه نیروهای «مقاومت مردمی»، اقدام به حفظ آن نکرده و ساحه را ترک کرده‌اند. او در عین حال گفت که در حال حاضر درگیری‌های پراگنده میان دو طرف ادامه دارد.

    در همین حال، خوانی سلطانی، یک عضو دیگر شورای ولایتی میدان‌وردک می‌گوید که در این حمله دو پاسگاه‌ نیروهای مردمی از سوی طالبان سقوط داده شده است.

    آقای سلطانی گفت در این حمله در حدود ده نفر کشته و در حدود ده نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

    او تأکید کرد که این آمار نهایی نیست و ممکن است با تکمیل گزارش‌ها، آمار تلفات نیز تغییر کند.

    از سویی هم، محب‌الله شریف‌زی، سخن‌گوی والی میدان وردک می‌گوید که تا کنون در این باره گزارشی دریافت نکرده است. آقای شریف‌زی همچنان گفت که نیروهای کشفی و امنیتی این قضیه را بررسی خواهند کرد.

    گروه طالبان نیز در اعلامیه‌ای گفته است که افراد این گروه در این حمله پنج پاسگاه نیروهای مردمی را تصرف کرده‌اند.

     این گروه همچنان ادعا کرده است که در جریان درگیری ۱۳ نفر از نیروهای مردمی کشته شده‌اند.

  • وزیر دفاع پیشین امریکا: با خروج امریکا از افغانستان، طالبان می‌توانند به قدرت باز گردند

    وزیر دفاع پیشین امریکا: با خروج امریکا از افغانستان، طالبان می‌توانند به قدرت باز گردند

    رابرت گیتس وزیر پیشین دفاع امریکا در مصاحبه‌ با خبرگزاری سی بی اس ابراز داشت ایالات متحده باید پیش از خروج نیروهایش از افغانستان، از ثبات دولت افغانستان اطمینان حاصل کند.

    گیتس با اشاره به نتایج بالقوه قدرت گرفتن دوباره طالبان به خصوص در زمینه حقوق زنان گفت، شرایطی که تحت آن نیروهای خارجی را از افغانستان خارج می کنید بسیار مهم است و باید از حضور و قدرت دولت افغانستان اطمینان حاصل شود.

    گیتس گفته آیا می‌توان توافقنامه‌یی را به امضا رساند که بر اساس آن طالبان بپذیرد که تحت قانون اساسی دولت افغانستان عمل کند؟

    برخی از اعضای ارشد طالبان در نشست مسکو خواستار ایجاد تغییراتی در قانون اساسی افغانستان شده بودند.

    گیتس در پاسخ به این سوال که آیا طالبان خواهان پیوستن به دولت افغانستان است یا می خواهد به تنهایی بر کشور حکومت کند، گفت که طالبان در صدد آغاز حکومت مجدد در افغانستان است.

    وی افزود: «به عقیده من، این موضوع به ما بستگی دارد که حداقل تلاش کنیم و دولت افغانستان را در موقعیت خوبی در مقابل طالبان قرار دهیم اما از آنجا به بعد بر عهده خود دولت کابل خواهد بود.»

    این درحالی است که تمامی مذاکرات نمایندگان طالبان و امریکا بدون حضور سران دولت افغانستان برگزار می‌شود.

  • کودکان خردسال قربانیان اصلی جنگ و منازعه در  افغانستان و منطقه

    کودکان خردسال قربانیان اصلی جنگ و منازعه در افغانستان و منطقه

    استفاده از کودکان در جنگ، کاملا خلاف قانون بشردوستانه‌ی بین‌المللی یا (IHL) است، مطابق این قانون، کودکان زیر هجده سال نه تنها نباید به‌عنوان قوای مسلح استفاده شوند، بلکه نباید از طرف شبه‌نظامیان غیرمسئول در جنگ، منازعه و خصومت‌ها مورد استفاده قرار گیرند.

    فیلم مستندی که توسط شبکه الجزیره نشر شد، نشان می‌دهد که شاخه‌ی خراسان گروه اسلامی داعش در افغانستان و پاکستان، کودکان بالای سه سال را در افغانستان آموزش نظامی می‌دهند تا به جنگ‌جو تبدیل شوند. به ‌هرحال، این کودکان تنها جنگ‌جو نیستند، بلکه قربانیان اصلی منازعه‌ی جاری در منطقه نیز هستند. چنان‌چه گزارش جدید یوناما نیز این مسأله را واضح می‌سازد. گزارش نشان می‌دهد که تنها در سه ماه اول سال ۲۰۱۹ به تعداد ۱۵۰ کودک کشته و ۴۳۲ کودک دیگر زخمی شده‌اند. به عبارت دیگر، تاریخ طولانی منازعه در افغانستان به خوبی نشان می‌دهد که خطر جنگ بیش‌تر متوجه کودکان می‌باشد و آنان توسط گروه‌های افراطی مانند طالبان و گروه موسوم به دولت اسلامی(داعش) به‌عنوان سرباز استفاده شده‌اند. بنابراین سربازگیری اطفال بخشی از منازعه‌ی جاری در کشور بوده است.

    در تاریخ معاصر افغانستان، استفاده از کودکان به‌عنوان سرباز به دهه‌ی هشتاد میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که اتحاد جماهیر شوروی با تاسیس سازمان دموکراتیک جوانان، کودکان بین سنین ۱۰ الی ۱۵ سال را به‌عنوان سرباز و جاسوس تربیت می‌کردند. آبش‌خور این مساله بیشتر دیدگاه لنین بود که فکر می‌کرد جوانان نیروی اصلی در شکل‌دادن انقلاب هستند. از سال ۱۹۷۹ الی ۱۹۸۶ حدود ۲۵ الی‌۳۰ هزار ‌جوان افغان به هدف تحصیل در شوروی فرستاده شدند. بعدا همین کودکان به‌عنوان جاسوس و سرباز توسط اتحاد جماهیر شوروی گماشته شدند. در میان سال‌های ۱۹۸۰ زمانی که مجاهدین در مقابل شوروی می‌جنگیدند، سربازان کوچک را که سن آن‌ها بین ۸ الی ۱۵ سال بیش‌تر نبودند، بازداشت کردند. این کودکان قبلا در شوروی راجع به جاسوسی، ترور و مقابله با فرماندهان جهادی آموزش دیده بودند. این اطفال نه تنها توسط شوروی به‌عنوان قوای جنگی استفاده گردید، بلکه مجاهدین افغانستان نیز آنان را استخدام کردند تا در مقابل شوروی‌ها در کابل و ولایت‌ها به جنگ بپردازند.

    براساس گزارش انستیتوت خاورمیانه در جریان چندین دهه‌ جنگ که از آغاز حمله‌ی شوروی در سال ۱۹۷۹ آغاز گردید، حدود ۱.۸ میلیون انسان کشته شده، ۱.۵ میلیون نفر معلول گردیده و در این میان ۳ صدهزار طفل نیز جان‌های‌شان را از دست داده‌اند و درطول این سال‌ها حدود ۷.۵ میلیون نفر مهاجر و آواره شده‌اند. بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، منازعه از حالت جهاد که به هدف بیرون راندن شوروی‌ها از افغانسان صورت می‌گرفت، به جنگ‌های داخلی و خانه‌جنگی میان گروه‌ها و احزاب دخیل در جنگ تغییر یافت. بنابراین اغلب طالبان و همچنان افراد ضد‌طالب امروز، در واقعیت امر سربازان خردسالی می‌باشند که در گذشته‌ها استخدام شده بودند. در گزارش دیدبان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ به نشر رسید، نشان می‌دهد که در اوایل دهه‌ی ۹۰ هزاران نفر کشته، زخمی، شکنجه و ناپدید شدند که در این میان یک تعداد قابل ملاحظه‌ی آنان اطفال بودند. در جنایات که در این دهه صورت گرفت، تقریبا تمام احزاب جهادی در آن دست داشتند. در این میان اما تجاوز به زنان و کودکان یکی از قضایای بسیار جدی بود. به‌طور نمونه یکی از این جنایات که گزارش پروژه‌ی عدالت در افغانستان آن را مستند کرده، قتل عام افشار در سال ۱۹۹۳ بود که اکثریت قربانیان آن کودکان و زنان بودند.

    بعد از سال ۲۰۰۱ زمانی که ما وارد چرخه‌ی دیگر منازعه می‌شویم، نحوه‌ی استفاده از کودکان توسط گروهای تروریستی مانند طالبان، مشخصا استفاده از آنان به‌عنوان سرباز و حمله‌کننده‌ی انتحاری تغییر شکل می‌یابد. در این میان کودکان قربانی اصلی جنگ و تروریزم می‌شوند. بر اساس گزارش یوناما در سال ۲۰۱۶ از مجموع ۱۱هزار و ۴۱۸ غیر‌نظامی که کشته و زخمی شدند، حدود ۳ هزار و ۵۱۲ نفر آن کودکان بودند. گزارش یوناما نشان می‌د‌هد که در طول سال ۲۰۱۶ میزان تلفات کودکان به ۶۵ در‌صد رسید.

    استفاده از کودکان در جنگ، کاملا خلاف قانون بشردوستانه‌ی بین‌المللی یا (IHL) است، مطابق این قانون، کودکان زیر هژده سال نه تنها به‌عنوان قوای مسلح استفاده نشوند، بلکه نباید از طرف شبه‌نظامیان غیرمسئول در جنگ، منازعه و خصومت‌ها مورد استفاده قرار گیرند. کنوانسیون حقوق اطفال در سال ۱۹۸۹ و همچنان پروتوکول الحاقی آن درسال ۲۰۰۰ از دخیل بودن کودکان در منازعات مسلحانه مشخصا روی ضرورت حمایت کودکان در منازعات مسلحانه تاکید می‌کند. علاوه بر آن یک سلسله قوانین و اعلامیه‌های دیگری مانند قانون اساسی، قانون جزا، قانون مبارزه با قاچاق و اختتاف، اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق مدنی و سیاسی، همگی از کودکان حمایت و محافظت می‌کند.

    جنگ و منازعه به‌طور قابل ملاحظه‌ای باعث رنج انسانی در افغانستان شده است. زخم‌های جنگ و خشونتِ ناشی از آن هنوز میان فامیل قربانیان و بازماندگان آن به‌خصوص آن‌هایی که کودکان‌شان را از دست داده‌اند، قابل رویت است. اما تاثیرات جنگ روی کودکان در سراسر کشور بسیار روشن است. شاید کسی نتواند برای اوضاع وخیم اطفال و معیوبین که در خیابان‌های این کشور کارهای شاقه انجام می‌دهند و یا گدایی می‌کنند کاری انجام دهد، ولی می‌تواند وضعیت آنان را به‌درستی نشان دهد. حکومت فعلی افغانستان نه صدای خود را راجع به تلفات کودکان بلند می‌کند و نه از استخدام آنان در انجام حملات انتحاری در کشور جلوگیری می‌تواند. به‌جای آن نهادهای مانند یونیسف، کمیته‌ سویدن و‌ حمایت اطفال، برنامه‌ها و اقداماتی برای دست‌رسی مساوی در جهت تعلیم و حمایت کودکان در معرض خطر و متاثر از جنگ دارند و در این میان تعدادی از این نهادها اقداماتی نسبتا بهتری راجع به آموزش و حمایت اطفال انجام داده‌اند.

    با وجود گفت‌وگوهای متعدد میان ایالت متحده امریکا و نمایندگان طالبان، ولی هنوز هم آینده‌ی صلح باثبات همچنان مبهم، غم‌انگیز و ناامیدکننده به‌نظر می‌رسد. حکومت افغانستان و حامیان جهان آن باید در خصوص استخدام کودکان توسط گروه‌های مسلح و سازمان‌های بین‌المللی توجه جدی کنند. زیرا کودکانی که زیر نفوذ مستقیم طالبان، داعش و گروهای افراطی بزرگ می‌شوند، بی‌نهایت خطرناک و افراطی بار می‌آیند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن در آینده ما با نسلی خشونت‌طلب، افراطی و دهشت‌افگن در بخش‌های مختلف کشور، به‌خصوص در ساحه‌ی تحت تسلط شورشی‌ها مواجه شویم.

    محمد زمان

  • سیاف دیگر آن چهره تندرو گذشته نیست

    سیاف دیگر آن چهره تندرو گذشته نیست

     

    عبدرب‌الرسول سیاف، از رهبران بنیادگرای جهادی افغانستان، سال‌ها پس از مبارزه با نیروهای شوری سابق باردیگر به چهره‌یی تأثیرگذار و مهم در مناسبات سیاسی کشور تبدیل شده است.

    سیاف در میان رهبران مجاهدین سابق، از جمله برهان‌الدین ربانی، گلبدین حکمتیار، سید اسحق گیلانی، محمد یونس خالص، جلال‌الدین حقانی و صبغت‌الله مجددی، به‌دلیل روابط عمیق با چهره‌های اسلام‌گرای جهان عرب به‌خصوص اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده و عبدالله عزام، از جهادگرایان مسلمان اردنی‌ و روابط نزدیک با ملاهای پشاوری، افکار و باورهای رادیکال داشت. 

    دیدگاه‌های افراطی او در دوره‌های جهاد و مقاومت، در فصل جدید سیاسی ترک برداشت و از درِسازش با نظام سیاسی زیر سلطۀ امریکا پیش رفت. در این دوره، تغییرات شگرف در دیدگاه‌های دینی و سیاسی سیاف به وجود آمده است. او با وجود این‌که در حکومت حامد کرزی، هیچ مسوولیت رسمی حکومتی را بر عهده نداشت، اما یکی از پشتوانه‌های اصلی رییس‌جمهور سابق در بازی‌های داخلی و خارجی بود.

    همچنان، سیاف از سال 2001 بدین‌سو، یکی از متحدان و همکاران نزدیک نیروهای امریکایی در افغانستان بوده است. در دو دهۀ پسین، فرماندهان نیروهای ناتو و امریکا، سفیر و دیپلومات‌های واشنگتن در کابل، مرتب دربارۀ تحولات سیاسی و جریان جنگ با طالبان با عبدرب الرسول سیاف به مشوره و رأی‌زنی می‌پردازند. سیاف پشتوانه محکم حضور نیروهای امریکایی و قوای افغان در مبارزه با طالبان و دیگر گروه‌های جنگجو بوده است. سیاف بارها به دفاع از حضور نیروهای امریکایی در افغانستان پرداخته و باور دارد که تفاوت آشکار میان لشکرکشی نیروهای شوروی و حملۀ امریکا به افغانستان وجود دارد. 

    سیاف در هجده سال پسین، هرگز در مخالفت با حضور نیروهای امریکایی و همچنان دربارۀ تخلفات و اشتباهات آن‌ها به ویژه در کشتن غیرنظامیان لب به سخن نگشوده است. در آخرین مورد، وقتی آقای سیاف به درخواست‌ مکرر و اصرار رییس‌جمهور غنی برای پذیرفتن ریاست لویه جرگۀ مشورتی صلح پاسخ رد داد، با پادرمیانی زلمی خلیل‌زاد نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان و اسکات میلر فرمانده نیروهای حمایت قاطع آماده شد که مسوولیت رهبری جرگه را بپذیرد. 

    در آغاز، ایالات متحده امریکا مخالف تدویر لویه جرگۀ مشورتی صلح بود. آنان فکر می‌کردند که غنی از جرگه بر ضد پروسۀ صلح و ادغام طالبان به نظام سیاسی استفاده خواهد کرد. موضع‌گیری جریان‌ها و رهبران سیاسی دربارۀ تحریم جرگۀ مشورتی صلح، بی‌ارتباط به مخالفت واشنگتن نبود. وقتی امریکا متوجه شد که جرگه تحت هر شرایطی برگزار می‌شود، تلاش ورزید که از مباحث و تصمیم‌گیری‌های خطرناک در جرگه جلوگیری کند. رهبری جرگه توسط عبدرب‌الرسول سیاف می‌توانست برای امریکا مایۀ آرامش باشد؛ چنانچه ارگ هم پس از تحریم‌های گستردۀ رهبران سیاسی، گزینۀ دیگری برای ریاست جرگه نداشت. حضور سیاف در لویه جرگه سبب شد که مسایل غیر از پروسۀ صلح از آجندا خارج شود. یک منبع در ارگ ریاست جمهوری مدعی است که سیاف در بدل پول مشخص مسوولیت رهبری جرگه را پذیرفته است. 

    برخلاف شرایط حاکم، سیاف با وجود این‌که یک پشتون است، از جایگاه ویژه‌یی در میان غیرپشتون‌ها برخوردار است. او در انتخابات ریاست‌جمهوری 2014 نامزد بود و بیشترین آرا را از مناطق مرکزی، شمالی و غربی افغانستان به دست آورد. به دلیل حمایت استاد سیاف از دولت برهان‌الدین ربانی در برابر گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی و عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت و سایر احزاب مخالف در جنگ‌های داخلی، پشتیبانی از مقاومت برضد طالبان به رهبری احمدشاه مسعود و موضع‌گیری‌های ضد طالبانی او در 20 سال پسین، پشتون‌ها سیاف را چهره‌یی «ائتلاف شمالی»، «شورای نظاری» و «جمعیتی» می‍دانند. اما در لویه جرگۀ مشورتی صلح که متشکل از نمایندگان عمدتاً پشتون‌تبار بود، سیاف توانست دل پشون‌ها را هم به دست آورد. او با قرارگرفتن در کنار اشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان و همچنان به خاطر موضع‌گیری‌هایش دربارۀ روند صلح، به «تیوریسن تیم حاکم در صلح و جنگ» مبدل شده است. 

    سیاف مخالف سرسخت کارکردن زنان در نهادها و حضور آنان در صحنۀ سیاسی بوده و در یک مورد به‌دلیل حضور یک مجری زن در تلویزیون دولتی افغانستان در زمان دولت اسلامی به‌رهبری برهان الدین ربانی، تا مرز کنارکشیدن از حمایت دولت و مخالفت با متحد دیرینش پیش رفته است. منابع می‌گویند که سیاف به رهبری دولت اسلامی هشدار داده بود که اگر مجری زن در تلویزیون دولتی به کار ادامه دهد، او از ائتلاف با دولت خارج می‌شود. برهان‌الدین ربانی، رییس دولت اسلامی، در میان رهبران مجاهدین دیدگاه میانه و منعطف داشته و حضور یک بانو در پردۀ تلویزیون، برای او جای بحث نداشته است. 

    عبدرب الرسول سیاف، اکنون نه‌تنها مخالف حضور زنان در پردۀ تلویزیون، کار آنان در اداره‌ها و مشارکت بانوان در فعالیت‌های سیاسی نیست، بل‌که حقوق و آزادی‌های زنان را شامل فهرست خطوط سرخ دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات صلح ساخته است. 

    رهبر دعوت اسلامی برخلاف تفسیر غالب دربارۀ جایگاه زنان و مردان در دین اسلام، در آخرین نشست شورای رهبری مصالحه در ارگ ریاست‌جمهوری گفت: یک وقتی هیأتی از اروپا آمده بود و به من گفت که تو بسیار مخالف زنان و حقوق آنان هستی. من به آن‌ها گفتم که چه فکر می‌کنید، مرا کوه، سنگ و یا دریا زاییده است؟‌1 سیاف افزود: «در دین اسلام حقوق زنان بیشتر از مردان است!» 

    همین‌گونه سیاف به شدت مخالف آزادی بی‌حد و مرز رسانه‌ها بوده است. اما در روزهای پسین نیز آزادی بیان را بخش معامله‌ناپذیر در روند گفت‌وگوهای صلح خواند. 

    سیاف در پی ایجاد دیدگاه واحد از متون دینی است. او دلیل تداوم جنگ در افغانستان را در تفاوت برداشت‌ها و قرائت‌ها از دین اسلام می‌داند. این رهبر جهادی که همواره جنگ طالبان را ناروا، حرام و حملۀ انتحاری را شرک خوانده، می‌گوید که برای دست‌یابی به صلح باید طرف‌ها (طالبان، دولت و علمای دینی) به قرائت و جمع‌بندی واحد از اسلام برسند. اما منتقدان می‌گویند که دست‌یابی به تفسیر واحد از متون دینی و جنگ جاری افغانستان که دو طرف خود را در موضع حق و دیگری را در موضع باطل می‌دانند، دشوار و ناممکن است. از سوی دیگر، مذهب و دین جز علوم تجربی نیست که بتوان در آن به فرمول و نتیجۀ مشخصی دست پیدا کرد. 

    به هر رو، در حال حاضر، سیاف به یک بازیگر ماهر و هوشیار سیاسی مبدل شده است. او چنانچه در دوران مبارزات سیاسی‌اش همواره سیاست همسویی با دولت داشته است – علی‌رغم مخالفت با رفتارها و روش‌های حکومتداری اشرف‌غنی- از دولت او در برابر طالبان و اپوزیسیون سیاسی حمایت می‌کند. سیاف نقش برجسته در تعیینات فعلی در نهادهای دولتی دارد. وزیر دفاع کنونی افغانستان از افراد نزدیک به سیاف است. رؤسای مجلسین شورای ملی افراد وابسته به سیاف هستند. همین طور در سایر نهادهای دولتی نقش سیاف برجسته و محسوس است. با مرگ ربانی، گیلانی و مجددی، او به قاعد اعظم جهاد و مجاهدین افغانستان تبدیل شده است

  • داوود ناجی: حضور هزاره‌ها در پارلمان جدید به نصف کاهش یافته است

    داوود ناجی: حضور هزاره‌ها در پارلمان جدید به نصف کاهش یافته است

    داوود ناجی از رهبران جنبش روشنایی و کسیکه بعد از چندین سال کار خبرنگاری سه سال پیش به عنوان فعال سیاسی وارد صحنه شد در مصاحبه با «افغانستان‌رو» تأکید می‌کند گذار نسلی در افغانستان رخ  داده و کار رهبران سنتی دیگر تمام شده‌است.

    متن کامل مصاحبه به صورت زیر است:

    شما از اعضای ارشد جنبش روشنایی بودید. اما ظاهراً کار جنبش روشنایی پایان یافته است. چه دلایلی موجب فروپاشی جنبش روشنایی شد؟ 

    جنبش روشنایی کارش همچنان ادامه دارد. همین اکنون از جلسۀ شورای عالی جنبش آمدم. اما در این اواخر حرکت‌های جمعی و تظاهرات نداشته‌ایم. البته این بدان معنا نیست که جنبش حضور نداشته است. مثلاً ما دربارۀ جرگۀ اخیر حکومت اعلامیه دادیم و آن را تحریم کردیم. نمایندگی‌های داخلی و بیرون ما فعال است. رسیده‌گی به خانواده‌های شهدا کماکان ادامه دارد و برنامه‌های سیاسی ما همچنان جریان دارد. به زودی همایش کلانی را با حضور نمایندگان جنبش در داخل و بیرون برگزار می‌کنیم. 

    دربارۀ فعالیت جنبش، در سال 2017 میلادی در پارلمان‌های استرالیا، کانادا، سویدن و انگلیس، بحث تبعیض سیستماتیک در افغانستان را که جز آجندای اصلی جنبش است، مطرح کردیم و مورد بحث قرار گرفت. پارلمان‌های این چهار کشور پذیرفته‌اند که تبعیض سیستماتیک علیه شهروندان افغانستان وجود دارد. در واقع، چهار پارلمان معتبر جهان بر تبعیض سیتماتیک مهر تأیید زده‌اند. 

    جنبش روشنایی دو سال پیش آماج یک حملۀ انتحاری سنگین قرار گرفت. در آن حمله صدها تن کشته و زخمی شدند. تاهنوز سرنخی از رویداد به دست آمده است؟ چه کسانی در حمله خونین به راه‌پیمایی جنبش روشنایی دست داشتند؟ 

    دریافت سرنخ از رویداد خونین لازمه‌اش تحقیقات بسیار کلان و گسترده‌یی است که نهادهای بین‌المللی و حکومت‌ها از پس آن بر می‌آیند. از نظر ما مقصر حادثه حکومت وحدت ملی است. چون ما مجوز رسمی تظاهرات را دریافت کرده و مسیر تظاهرات را از قبل اعلام کرده بودیم. حکومت کانتینر آورده بود و تمام شهر را مسدود ساخته بود. اما 50 یا 60 نفر پولیس برای تأمین امنیت یک تظاهرات کلان نفرستاده بود. بنابراین، حکومت تمهیدات لازم برای تأمین امنیت راه‌پیمایی نگرفته بود. کمیتۀ حقیقت‌یابی را هم حکومت تعیین کرد؛ اما ما نپذیرفتیم که عضو آن باشیم. لوی سارنوال هم جز هیأت بود و اما نتیجۀ تحقیقات را اعلام نکردند. نهادهای بین‌المللی و دولت تحقیقات لازم را نکردند. البته ما پیگیر قضیه هستیم. اسناد خود را به نهادهای بین‌المللی سپرده‌ایم. اما محکمۀ بین المللی جرایم چندی پیش اعلام کرد که قضایای افغانستان را بررسی نمی‌کند. جنبش، شکایت‌هایی را علیه افراد مشخص در دادگاه بین‌المللی جرایم ثبت کرده است. 

    با ظهور جنبش روشنایی، بسیاری‌ها بدین باور رسیده بودند که کار رهبران سنتی هزاره‌ها پایان یافته است. اما صف‌آرایی‌های اخیر سیاسی و انتخابات پسین پارلمانی نشان داد که کنار زدن رهبران سنتی کار ساده نبوده است. باور شما در این زمینه چیست؟ 

    زوال رهبران و تشکل‌های سیاسی که هر کدام 30 سال عمر دارد، عمر می‌طلبد. تصور این‌که آنها یک‌شبه چپه می‌شوند، اشتباه بود. اما ما معتقد هستیم که تغییرات نسلی در افغانستان به میان آمده است. در انتخابات پارلمانی، پسر آقای حکمتیار ناکام ماند. پسر آقای محقق و خلیلی در کابل رأی نیاوردند. پسر آقای انوری رأی نیاورد. همچنین، اگر مجموع آرای کاندیدای جنبش روشنایی در کابل را در جامعۀ هزاره در نظر بگیریم، 70 درصد رأی جنبش مجموع رأی هزاره‌هاست. کاندیدای جنبش زیاد بود و ما تصور می‌کردیم که میزان مشارکت هم بالا باشد و مردم تذکره بگیرند. به این دلیل درست عمل نشد. با آن‌هم امیدوار هستیم که از کابل دو سه کاندیدای جنبش به پارلمان راه پیدا کنند. درحالی‌که رهبران سنتی یک کاندیدا را پیروز نتوانستند. کاندیدان جنبش از ولایات هم به پارلمان راه پیدا کرده‌اند. 

    انتخابات پیش رو هم نشان خواهد داد که رهبران سنتی زوال کرده‌اند. پس از برگزاری انتخابات، وقتی کمیسیون اسامی شماری را از فهرست حذف کرد، شمار زیادی از رهبران سنتی افغانستان جمع شدند که ما تظاهرات می‌کنیم. اما 300 نفر نتوانستند جمع شوند. این شاریدگی هست؛ اما اضطراب اجتماعی و نا امنی شدیدی که در شهر کابل حکم فرماست، نمی‌گذارد که بالا آمدن نسل جدید و زوال رهبران سنتی را ببینیم. آقای عطا محمد نور همواره داد زده که انقلاب سبز و نارنجی می‌کنم. اما در عمل دیدیم که هیچ اتفاقی نیافتد. جنرال دوستم عملاً تبعید شد، اما کار چندانی برایش اتفاق نیافد. همان‌گونه که روند رشد رهبران سنتی در طی 30- 40 سال صورت گرفته، سیر نزولی و زوال آن‌ها هم زمان‌بر است. شما به ترکیب پارلمان نگاه کنید، اکثر چهره‌های سنتی و قدرت‌مند دور پیش نتوانستند به پارلمان راه پیدا کنند. چهره‌های جوان و نو زیادتر است. این خود نشان می‌دهد که یک تحول کلان اجتماعی در افغانستان اتفاق افتیده که نمی‌توان منکر آن شد. 

    شما در حوزۀ کابل نامزد بودید. تاهنوز نتایج انتخابات کابل روشن نیست. گفته می‌شود که «نمایندگان پایتخت سیاسی و مصلحتی گزینش می‌شوند». در این صورت، سرنوشت انتخابات و دموکراسی چه می‌شود؟ 

    امیدواریم که چنین نشود. انتظار ما این است که کمیسیون جدید بر بنیاد اسناد و شواهدی که کاندید معترض ارایه کرده‌اند و همانطوری‌که در یک تصمیم شجاعانه و منصفانه تمام بررسی‌های کمیسیون سابق را لغو کردند و برگشتند به روز اول و دوم انتخابات. آن‌چه که ما از نهادهای ناظر انتخابات و مصاحبه‌ها و اظهارات مسوولین کمیسیون‌ها می‌شنویم، این دفعه روند بررسی ریزلشیت‌ها بسیار شفاف و زیر نظر نهادهای امنیتی و حضور ناظران فیفا و تیفا بوده است. اگر رأی مردمی‌که با قبول هزاران خطر به‌پای صندوق‌های رأی آمدند، احترام گذاشته نشود و نمایندگان واقعی مردم انتخابات نشود، ما معترض خواهیم بود. در انتخابات ملاک رأی مردم است. 

    نقش و حضور هزاره‌ها در پارلمان دور هفدهم افغانستان چگونه است؟ 

    تاهنوز پارلمان شروع نشده است که نقش آنان را ببینیم! اما به لحاظ کمیت حضور هزاره‌ها تقریباً نصف شده است. 

    همزمان با دور ششم گفت‌وگوهای صلح امریکا و طالبان در دوحه، حملات انتحاری و جنگ تشدید شده است. فرجام مذاکرات را چگونه می‌بنید؟ 

    من بسیار خوشبین نیستم. اولاً بعید می‌دانیم که جنگ چهل ساله را در پنج و یا شش ماه خاتمه دهیم. جنگی‌که عوامل منطقه‌ای، داخلی و بین‌المللی دارد، در چهار ماه صلح نمی‌شود. دوم این‌که حتا صلح با طالبان و یا آتش‌بس، به معنای ختم انفجار و جنگ نیست. ممکن است که اسم جنگجویان تغییر کند؛ پروندۀ طالبان بسته شود و پروندۀ تازه‌یی زیر نام داعش و … گشوده شود. من نگران هستم. طالبان حرف اصلی خود را در عملیات الفتح زدند. آنها حرف‌شان را با حمله به کونتر پارت زدند. حکومت هم در دوماه گذشته حملات شدیدی علیه مواضع طالبان داشته و موثر بوده است. اگر صلح در افغانستان آمدنی باشد، از طریق تلاش‌های شبانه‌روزی نیروهای امنیتی می‌آید. صلحی‌که ارتش، امنیت ملی و پولیس افغانستان نیاورد، صلح ناپیدار است. شورش را آنقدر باید زد که نفسش برآید. تجربۀ جهانی هم همین طور بوده است. سریلانکا با ببرهای تامیل 40 سال نبرد مسلحانه داشت؛ وقتی ببرهای تامیل را از بین برد، سریلانکا ارام شد. در کلمبیا، فارک، با نیروی نظامی و سرکوب از بین رفت. 

    گروهی‌که قانون اساسی، حقوق اساسی مردم، دولت، نهادهای مدنی، رسانه‌ها، شهرنشیان کارکن دولت و آتش بس را قبول ندارد، معنایش این است که یک توازن در جنگ وجود دارد. جنگ را با توازن نمی‌توانید ختم کنید. هرلحظه امکان درگیری وجود دارد. باید یک طرف مطمین شوند که با تفنگ نمی‌تواننند به اهداف‌شان برسند، مثل آقای حکمتیار. آن زمان ممکن است که صلح پایدارتری بیاید. 

    حکومت افغانستان مصمم به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در ششم میزان است. ظاهراً نهادهای بین‌المللی حاضر به تأمین بودجۀ انتخابات نیستند. حکومت خود قادر به پرداخت هزینه‌ها، تأمین امنیت و برگزاری انتخابات سراسری و عمومی است؟ 

    فکر می‌کنم که جامعۀ بین‌المللی نمی‌تواند که هر دو پروسه را انکار کند. یعنی هم پروسۀ صلح را به سرانجام نرساند و هم انتخابات را برگزار نکند. این به تشدید بحران می‌انجامد که به ضرر دنیا هم است. فکر می‌کنم که راه افغانستان، برگزاری انتخابات است. 

    در اوج تنش میان افغانستان و پاکستان، غنی به اسلام‌آباد می‌رود. سفر اشرف‌غنی به اسلام آباد را مفید و موثر می‌دانید؟ 

    نخیر. مثل سفرهای قبلی، تعارفی خواهد بود. پاکستان هنوز مطمین نشده که از استفادۀ طالبان به عنوان یک نیروی فشار دست بردارد. خوب است که این گفت‌وگوها انجام شود. اما این سفر مثل 70 سفر دیگر در هژده سال بی‌نتیجه خواهد بود. 

    به دنبال نشر ویدیوی تازۀ رهبر داعش، برخی تحلیلگران با توجه به گسترش و سربازگیری داعش در شمال، مرکز و مناطق شرقی کشور، پیش‌بینی کردند که ابوبکر البغدادی در افغانستان باشد. باور شما در این زمینه چیست؟ 

    بیشتر هم باور با تحلیل وزارت دفاع عراق هستم که امریکایی هم تأیید کردند. فکر می‌کنم که بغدادی هنوز در خاورمیانه است. او در خانه نیست، بلکه در یک غار است که اطرافش را پرده گرفته است. فکر می‌کنم که داعش در افغانستان نمی‌تواند مثل طالبان پا بگیرید. چون طالبان یک نیروی بومی با انگیزۀ ایدیولژیک و قومی بود. هر کدام از عناصر قومیت و ایدیولوژی را حذف کنید، شما نمی‌توانید که یک شورش را در افغانستان دوام دهید. همان طوری‌که داعش یک پدیدۀ سوری، عراقی و خاورمیانه‌یی است، طالبان یک نیروی بومی و افغانی است. وقتی داعش نتواند در قلمرو خودش دوام بیاورد، در افغانستان نخواهد توانست.  

  • 3 قاچاقچی مواد مخدر در ولایات  کابل و بغلان بازداشت شدند

    3 قاچاقچی مواد مخدر در ولایات کابل و بغلان بازداشت شدند

    پلیس ویلایت بغلان می‌گوید این دو تن را همراه با پنج کیلو چرس امروز در منطقه دو سرکه بغلان  بازداشت کرده‌اند.  

     پلیس قوماندانی دروازه های شهری مبارزه با مواد مخدر ولایت کابل، نیز می‌گوید یک تن را در ارتباط با قاچاق مقدار بیش از یک کیلو شیشه از دروازه تلاشی چوک ارغندی شهرکابل بازداشت کرده‌اند.

    این در حالیست که چندی پیش یک فرمانده محلی با بیش از دو صد کیلوگرام مواد مخدر در دروازه کابل شناسایی و بازداشت شده بود.

    این درحالیست که افغانستان در لیست کشورهایی قرار دارد که بیشترین مقدار مواد مخدر در آن کشت و به کشورهای دیگر دنیا قاچاق می شود. علاوه بر این، در سالهای اخیر مصرف مواد مخدر در  داخل افغانستان نیز به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته‌است.

  • نیروهای امنیتی ده نفر را از زندان طالبان در کنر آزاد کردند

    نیروهای امنیتی ده نفر را از زندان طالبان در کنر آزاد کردند

    غلام‌حضرت کریمی، سخنگوی قول‌ اردوی ۲۱۷ پامیر، روز شنبه، بیست‌ویکم ثور، گفت این عملیات پس از چاشت روز جمعه در روستای آقسرای ولسوالی چهاردره ولایت کندز اجرا شده است.

    نیروهای قطعات ویژه ارتش و نیروهای هوایی این عملیات را به صورت مشترک اجرا کرده‌اند. 

    به گفته کریمی، در نتیجه این عملیات یک زندان مربوط به گروه طالبان به صورت کلی منهدم شده‌ و ده زندانی غیرنظامی از این زندان طالبان آزاد شده‌اند.

    گروه طالبان در ساحات تحت کنترل خود زندان‌های خودسر دارد و افراد نظامی و غیرنظامی را پس از گرفتاری در آن‌ها نگهداری می‌کند.

    این گروه بیش‌تر در ولایت‌های هلمند، قندهار، کندز، زابل، ارزگان، ننگرهار و غزنی در ساحات زیر کنترل خود زندان ساخته است.

    نیروهای امنیتی در ششم ماه جاری با اجرای یک عملیات ویژه در مربوطات ولایت زابل ۵۳ نفر را از یک زندان گروه طالبان آزاد کرده بودند. بیش‌تر این زندانیان نظامیان بودند که از ده ماه تا دو سال در نزد گروه طالبان زندانی بودند.

  • مشاور فرهنگی ولسی‌جرگه در کابل ترور شد

    مشاور فرهنگی ولسی‌جرگه در کابل ترور شد

    براساس اعلام وزارت امور داخله خانم منگل مجری تلویزیون‌های شمشاد، آریانا و لمر در ناحیه هشتم در شرق کابل کشته شده‌است.

    براساس اعلام وزارت امور داخله این حادثه حوالی ساعت ۷:۲۰ دقیقه صبح امروز، شنبه (۲۱ ثور/ اردیبهشت) رخ‌ داده است.

    پلیس گفته در حال بررسی این حادثه است.

    قتل‌های هدفمند در شهر کابل به یکی از چالش‌های جدی امنیتی در این اواخر تبدیل شده است.

    خانم منگل سال‌ها با تلویزیون‌های شمشاد، آریانا و لمر کار کرده و مجری شناخته شده برنامه‌های ادبی بود.

    قبل از خانم منگل، در اوایل سال جاری میلادی مقام‌های محلی از کشته شدن جاوید نوری، خبرنگار افغان از سوی جنگجویان گروه طالبان در ولایت فراه خبر داده بودند.

    گروه طالبان با نشر خبرنامه‌ای قتل آقای نوری توسط افراد این گروه را تایید کرد و گفت که او مامور دشمن بوده است.

    سال ۲۰۱۸ میلادی خونین‌ترین سال برای رسانه‌های افغانستان بود.

    در سال گذشته میلادی، نی، نهاد حامی رسانه‌های آزاد در افغانستان، ۲۰۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران را ثبت کرد.

    بر اساس گزارش این نهاد، در سال ۲۰۱۸، بیست خبرنگار و فعال رسانه‌ای در افغانستان کشته شدند. چندین خبرنگار از این میان در حملات انتحاری و در جریان گزارشدهی جان دادند.

    همچنین افغانستان در سال ۲۰۱۸ از نگاه آزادی رسانه‌ها از میان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۱۸ قرار داشت.

  • اقدام امریکا در کاهش بودجه  ارتش افغانستان، خوش‌خدمتی به پاکستان و طالبان

    اقدام امریکا در کاهش بودجه ارتش افغانستان، خوش‌خدمتی به پاکستان و طالبان

    آگاهان امور نظامی کاهش بودجه ارتش افغانستان توسط امریکا را خیانت به حق مردم افغانستان خوانده می گویند که این اقدام امریکا، امتیاز به پاکستان و روحیه دادن به طالبان است.

    وزارت دفاع امریکا روز گذشته (20 ثور) اعلام کرد انتقال 1.5 میلیارد دالر از بودجه این وزارت به منظور ساخت بخشی از دیوار مرزی امریکا با مکزیک را تصویب کرده است. حدود 604 میلیون دالر آن از بودجه‌ای که امریکا برای تمویل نیروهای امنیتی افغانستان اختصاص داده بود، پرداخت می‌شود.

    با این وجود، شماری از آگاهان امورنظامی در افغانستان این اقدام وزارت دفاع امریکا را بی رحمانه و خیانت در حق مردم افغانستان می‌خوانند.

    جنرال عتیق‌الله امرخیل آگاه امور نظامی در  این مورد می‌گوید این اقدام امریکایی‌ها تاثیرات منفی  را بالای ارتش افغانستان داشته و روحیه گروه طالبان را بلند می‌برند.

    آقای امرخیل گفت: «امریکایی‌ها با این اقدام خود کم کم به حکومت افغانستان وانمود می‌کند که دیگر ما تمایلی به حمایت از ارتش شما را نداریم، در حالیکه حکومت افغانستان هم در این مقطع زمانی هیچ بدیلی برای بقای ارتش خود بدون حمایت مالی امریکایی‌ها ندارد.»  

    در همین حال، اکبرجان فولاد یکی دیگر از آگاه‌هان امور نظامی نیز به خبرگزاری جمهور گفت کاهش بودجه نیروهای امنیتی در حالی که جنگ در افغانستان شدت یافته، یک اقدام ناسنجیده است.

    آقای فولاد افزود، امریکا این اقدام را به خواست پاکستان انجام داده؛ زیرا به گفته او، در حال حاضر انجام عملیات‌های قطعات خاص و کوماندویی نیروهای ارتش افغانستان بر علیه طالبان و عوامل پاکستان در داخل افغانستان، بسیار موثر تمام شده و ادامه چنین وضعیت به مزاج پاکستان خوش نمی‌خورد.

    به گفته او، ادامه جنگ نیروهای امنیتی بر علیه طالبان، بدون حمایت مالی و تسلیحاتی نا ممکن است و به همین خاطر پاکستان خواستار کاهش بودجه نظامی افغانستان شده است.

    آقای فولاد خاطر نشان کرد اگراین اقدام امریکا به خواست کشور پاکستان انجام نشده باشد، شش صد میلیون دالر پولی نیست که وزارت دفاع امریکا آنرا از جای دیگری تامین نکند.

    آقای فولاد درپاسخ به سوالی که آیا حکومت افغانستان در چنین شرایط بدیلی این اقدام امریکا مبنی بر تامین بودجه نیروهای امنیتی دارد؟ گفت که “بلی اگرحکومت افغانستان عواید مرکزی خویش را افزایش دهد و فساد را از گمرکات و شهرداری‌ها دور کند، می‌تواند این پول را تامین کند.”

    این در حالی است که مصرف نیروهای امنیتی افغانستان روزانه 11 میلیون دالر است که بخش اعظم آن از سوی امریکا تامین می‌گردد.

  • بمب‌افکن‌های بی-۵۲ امریکا در پایگاه العدید قطر فرود آمد

    بمب‌افکن‌های بی-۵۲ امریکا در پایگاه العدید قطر فرود آمد

    جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید یکشنبه گذشته (۵ می/ ۱۵ ثور) اعلام کرده بود، اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و یگان بمب‌افکن ارتش امریکا به خاورمیانه حامل برای این است تا هرگونه تعرض نظامی علیه منافع ایالات متحده و یا متحدان آن، با واکنشی بی‌رحمانه مواجه امریکا مواجه شود.
    ارتش امریکا روز سه‌‌شنبه، هفت مه (۱۷ ثور) نیز گفت تعدادی بمب‌افکن بی-۵۲ را که بخشی از نیروهای کمکی این کشور هستند، به خاورمیانه اعزام می‌کند چراکه دولت ترامپ می‌گوید «نشانه‌های روشن» از تهدیدات علیه نیروهای ایالات متحده وجود دارد.
    تصاویر گرفته شده توسط نیروهای هوایی ایالات متحده امریکا از پایگاه العدید، دو بمب‌افکن را نشان می‌دهد.
    سنتکام در توضیح آن نوشته است بمب‌افکن‌های امریکایی نوع بی ۵۲ اچ استراتوفورترس هستند که در تاریخ ۸ مه در خط پرواز پایگاه قطر مستقر شده‌اند.
    سنتکام در ادامه درباره کارکردهای این نوع از بمب‌افکن‌ها نوشته است: «این بمب‌افکن‌ها قادر به انجام حملات استراتژیک، پشتیبانی نزدیک هوایی، عملیات هوایی و دریایی برای حمایت از ثبات در منطقه است.»
    از سوی دیگر ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که به سمت خلیج فارس در حال حرکت بود، از کانال سویس عبور کرد.

  • امریکا، مدعی دموکراسی، بزرگترین پایمال کننده حقوق بشر در دنیا

    امریکا، مدعی دموکراسی، بزرگترین پایمال کننده حقوق بشر در دنیا

    عصر حاضر، یکی ازین مصداق شرارت، سیاست خارجی امریکا با شعار حقوق بشری است که بدون توجیه خردپسندانه و خداپسندانه در اکثر کشورهای جهان پایگاه نظامی دارد و خودشان کوچکترین پایبندی به حق و حقیقت و عدالت ندارند.

    دوران حاکمیت بنی امیه یک اصطلاح سیاسی سر زبان ها افتاد که می گفتند: “الحق لمن غلب” وقتی که پای زور در میان باشد، حق و عدالت همانجاست…

    مشروعیت دینی و پذیرش مردمی نسبت به نظام حاکم، محلی از اعراب ندارد… این تئوری، در ظاهر از طرف آرمان گرایان نقد و رد شده است اما واقعیت های موجود و گذشته ثابت کرده است که حق همیشه با زورمندان بوده ولو یک نظام حاکم، ادعاهای حقوق بشری، حقوق خانم ها، حقوق اطفال، یا عدالت را دستاویز خودش قرار داده باشد.

    روزگاری که اوج اقتدار خلافت اسلامی در آسیا بود و اروپا هم در خطر لشکرکشی مسلمانان قرار داشت، فقط با نظریه الحق لمن غلب قابل توجیه بود و جنگ های دینی ـ صلیبی، استعمار بریتانیای قدیم… همه در ظاهر لباس دین و عدالت بر تن نظام شان پوشانیده بودند اما در عمل آشکارا دیده می شد که انواع جنایات ضد عدالت و بشریت را مرتکب می شدند.

    عصر حاضر، یکی ازین مصداق شرارت، سیاست خارجی امریکا با شعار حقوق بشری است که بدون توجیه خردپسندانه و خداپسندانه در اکثر کشورهای جهان پایگاه نظامی دارد و خودشان کوچکترین پایبندی به حق و حقیقت و عدالت ندارند.

    نظامیان شان مطلق العنان در سراسر جهان، شب و روز بدون اجازه به بعضی خانه های مورد نظر شان وارد می شوند، با زور اسلحه و گلوله هرآنچه دل شان خواست انجام میدهند. تروریزم را آنها تعریف و مشخص می کنند و مخالفان شان را در همان چوکات می گنجانند.

    امریکا حق دارد سلاح کشتار جمعی داشته باشد و میلیونها آدم را در ناکازاکی و هیروشیما بکشد، لیکن به خودش حق میدهد به بهانه سلاح اتمی به دیگران حمله کند.

    تروریسم اقتصادی آمریکا با استفاده از تهدید، یک واقعیت عینی جهان است. امروز هر کشوری که همسو با سیاست امریکا نباشد، از چهار طرف مورد تحریم و فلج می گردد.

    مشکل در کجاست؟
    برای هرکسی که اندکی مطالعات از وضعیت روز دنیا داشته باشد، می فهمد که مشکل اصلی نوکران یا مزدوران آمریکا در منطقه و جهان است.

    اگر بعضی کشورها، اجیر و نوکر آمریکا نباشند، هیچ اتفاق بدی راجع به تهدید کاخ سفید برای کشورهار و ملتهای دیگر نمی افتد.

    وقتی حکم از کاخ سفید یا کنگره صادر می گردد، این اجیران آنها هستند که روابطشان را با کشور خصم آمریکا قطع می کنند و مشکلات اقتصادی را به مردم آنجا بوجود می آورند.

    علی ظفر یوسفی

  • امریکا عامل اصلی دهشت‌افکنی در دنیا

    امریکا عامل اصلی دهشت‌افکنی در دنیا

    این دنیایی است که امریکا ساخته است؛ کشوری که بزرگترین ائتلاف های بین المللی علیه هراس افکنی را رهبری می کند؛ اما خود با استفاده از پیشرفته ترین، مرگبارترین و مخوف ترین تسلیحات نظامی و کشتی غول پیکر جنگی و جنگنده های استراتژيک مشغول دهشت افکنی در ابعاد وسیع است.
    مایک پمپئو؛ وزیر خارجه امریکا، یکبار دیگر هشدار داده که هرگونه حمله احتمالی ایران یا گروه های مورد حمایت جمهوری اسلامی به منافع امریکا، با واکنش سریع و قاطع ایالات متحده مواجه خواهد شد.
    کاخ سفید اعلام کرد در واکنش به «تحرکات و رفتار‌های نگران‌کننده حکومت ایران ناوگروه یواس‌اس آبراهام لینکلن و بمب افکن های خود را به خلیج فارس فرستاده است.
    همزمان دونالد ترامپ هم روز پنجشنبه گفت: «بعد از خروج ما از توافق وضع اقتصادی ایران آشفته شده است. بالاترین تورم را دارند. مدام شورش می‌شود. تنها کاری که باید می‌کردند این بود که به من زنگ بزنند تا مذاکره کنیم و به توافق برسیم.»
    این دنیایی است که امریکا ساخته است؛ کشوری که بزرگترین ائتلاف های بین المللی علیه هراس افکنی را رهبری می کند؛ اما خود با استفاده از پیشرفته ترین، مرگبارترین و مخوف ترین تسلیحات نظامی و کشتی غول پیکر جنگی و جنگنده های استراتژيک مشغول دهشت افکنی در ابعاد وسیع است.
    از زمانی که ترامپ در امریکا به قدرت رسیده و با عناصر تندروی مانند جان بولتون و مایک پومپئو به تحریک نتانیاهو و با پول شاهزاده های ساده لوح و بی اراده و سرسپرده و عیاش عربستان و امارات و… یک محور بزرگ و گسترده از دهشت افکنی در ابعاد جهانی را تشکیل داده است، تقریبا روزی نیست که ایران یا یکی دیگر از کشورهایی که حاکمیت، سلطه و هژمونی زورگویانه واشنگتن را برنمی تابد، تهدید و تحریم نشود.
    امریکایی ها حتی یک درصد هم به این مهم فکر نمی کنند که مثلا ایران عضو سازمان ملل متحد است و به عنوان یک دولت مسؤول، برای شفاف سازی و راستی آزمایی فعالیت های هسته ای اش، با قدرت های جهانی یک توافق جامع امضا کرده که حاوی سختگیرانه ترین سازوکار نظارتی در طول تاریخ می باشد.
    امریکا از یکسو به دروغ تظاهر به دفاع از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کند و خود را حامی «مردم» ایران می داند و از سوی دیگر، همه روزه با وضع تحریم های شدید و ویرانگر و تهدید و هشدار به بانک ها و شرکت های دیگر کشورها از معامله با ایران، مردم آن کشور را در تنگنایی توانفرسا قرار می دهد و فقیرتر می کند.
    ترامپ به عنوان بی اخلاق ترین، قانون شکن ترین، خودخواه ترین و اقتدارگراترین رییس جمهوری یک کشور مدعی حفظ صلح و نظم و ثبات بین المللی، با افتخار و در کمال وقاحت اعلام می کند که “بعد از خروج ما از توافق (اتمی) وضع اقتصادی ایران آشفته شده است. بالاترین تورم را دارند. مدام شورش می‌شود.”
    از آقای ترامپ باید پرسید که آیا این، مصداق مجازات مردم ایران و مداخله آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل نیست؟ همان اتهامی که امریکایی ها به خاطر آن، ایران را مورد توبیخ و تحریم قرار می دهند!
    برای یک لحظه تصور کنیم، کارهایی که امریکا امروزه علیه ایران انجام می دهد را یک کشور دیگر علیه امریکا یا اسراییل، مرتکب می شد، آنگاه واکنش دنیای امروز، سازمان های بین المللی، قدرت های جهانی و افکار عمومی جهان چه خواهد بود؟
    دنیا در قبال هراس افکنی لجام گسیخته امریکایی مسؤول است. امریکا آشکارا جهان را به سمت جنگی دیگر هدایت می کند؛ جنگی که روشن نیست با توجه به انباشت وحشتناک سلاح های کشتار جمعی و زرادخانه های آکنده از تسلیحات اتمی و کیمیایی و میکروبی که برای چندین بار نابودی کامل زمین، کافی هستند، چه سرنوشت شوم و شرارت باری را برای بشر رقم خواهد زد.
    در قبال آنچه امریکا مشغول انجام آن است، وحشت آفرینی های داعش و القاعده و طالبان و… تفریح و سرگرمی محسوب می شود. امریکا در تقابل بی بهانه اش با مردم ایران، نشان داده است که به هیچ معیار و ارزشی معتقد نیست و جز زورگویی و وحشت آفرینی و دهشت افکنی و مجازات جمعی ملت ها و گسترش فقر و فراگیری فاجعه و دامن زدن به بحران و تحمیل جنگ و جنون، هیچ وظیفه ای نمی شناسد.
    امریکا، ایران را به دخالت در امور کشورهای دیگر، دامن زدن به بی ثباتی در خاورمیانه، حمایت از گروههایی مانند حزب الله و حماس، حضور در سوریه، تلاش برای ساخت تسلیحات اتمی و سرکوب آزادی های اساسی مردم اش متهم می کند؛ اما خودش از هزاران مایل دورتر می آید و عراق و افغانستان را اشغال می کند، بی شرمانه مداخله می کند، در خاورمیانه پایگاه های دایمی نظامی احداث می کند، از رژیم کودک کش و جنایتکاری مانند اسراییل حمایت می کند که آشکارا سرزمین های دیگران را غصب می کند و علیرغم مواضع سازمان ملل آنها را با تایید امریکا به خاک خود منضم می کند، در کنار رژیم بدنام و سفاک و غیرمسؤول و غیردموکراتیک و خودکامه و قرون وسطایی سعودی و دیگر رژيم های دیکتاتوری عرب می ایستد تا ثروت های شان را بگیرد و سلاح های مرگبار به آنان بفروشد، از داعش حمایت می کند، هزاران کلاهک اتمی دارد و اسراییل جنایتکار را هم  مسلح به سلاح اتمی کرده است و…
    بنابراین، از میان ایران و امریکا کدام یک مستحق و مستوجب این میزان از هشدار و ترس و مجازات و تحریم و توبیخ هستند؟ کدام یک از آنها صلح و امنیت جهانی را به مخاطره انداخته اند و آینده بشر را در معرض تهدید قرار داده اند؟

    محمدرضا امینی

  • دور ششم مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان پس از 9 روز به پایان رسید

    دور ششم مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان پس از 9 روز به پایان رسید

    این دور از گفت‌وگوها در تاریخ 30 آپریل آغاز شد و به دلیل حلول ماه مبارک رمضان یک روز با وقفه روبرو گردید.
    زلمی خلیل زاد و گروه طالبان پس از پایان این دور گفتگوها تایید کردند دو طرف به پیشرفت‌هایی دست یافته اند.

    خلیل‌زاد روز جمعه (20 ثور) در صفحه تویترش نگاشت در این مذاکرات دو طرف به پیشرفت‌هایی در زمینه تعیین یک چارچوب برای پایان درگیری‌ها دست یافته‌اند.

    وی نوشت: «روند گفتگوهای دوحه را پایان دادیم، به پیشرفت‌های محکم ولی آهسته در مورد ابعاد تعیین چارچوب ختم جنگ در افغانستان دست یافتیم. ما وارد اصل این مساله می‌شویم، مشکلات همواره در جزییات است.»  

    آقای خلیلزاد تاکید کرد با وجود گسترش درگیری‌ و خشونت‌ها در افغانستان، پیشرفت‌های کنونی در مذاکرات با طالبان کافی نیست.

    وی افزود: «هرچند روند جاری گفتگوها باوجود درگیری‌های زیاد که مردم بیگناه قربانی می‌شوند کافی نیست. ما نیاز به پیشرفت بیشتر و سریع‌تر داریم. پیشنهاد ما در مورد کاهش خشونت از طرف تمام طرف‌ها نیز روی میز است.»

    گروه طالبان نیز از پایان این گفتگوها خبر داده و با نشر خبرنامه‌ای این گفتگوها را مثبت خوانده است.

    در خبرنامه طالبان آمده در این دور از مذاکرات روی مسوده‌ای که در دوره‌های قبلی ترتیب شده بود، بحث صورت گرفت و در بعضی موارد پیشرفت حاصل شد اما بخش‌های دیگر هنوز باقی مانده است.

    طالبان اعلام کردند در دوره بعدی گفتگوها روی موضوعات باقی مانده بحث انجام خواهد شد.

    در پایان نشست پنجم گفته شده بود که دو طرف روی پیش‌نویس خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و تضمین‌هایی‌ برای مبارزه علیه تروریسم توافق کرده‌‍اند.

    انتظار می‌رفت در دور ششم گفتگوهای طالبان و امریکا روی آتش‌بس و نشست بین‌الافغانی نیز بحث و گفتگو شود اما براساس اعلامیه طالبان دراین موارد صحبتی نشده است.

    اما آقای خلیلزاد اخیرا در مصاحبه‌ای در کابل تاکید کرد آتش‌بس و نشست بین‌الافغانی در کنار بحث خروج نیروهای خارجی و قطع رابطه طالبان با گروه‌های تروریستی از مسایل اصلی گفتگوهای امریکا با طالبان است و بدون توافق در مورد یکی ازاین مسایل، هیچ توافق نهایی در کار نخواهد بود.

    ششمین دور گفتگوهای امریکا و طالبان همزمان با لویه جرگه مشورتی صلح در کابل برگزار شد. اشتراک کنندگان این جرگه از طالبان خواستند تا از اول ماه رمضان آتش‌بس اعلام کنند.

    اما طالبان پیشنهادات این جرگه را رد کرده و همزمان با آن حملات انتحاری و انفجاری شان را در برخی ولایات افزایش دادند.

    با آنکه دور ششم گفتگوهای صلح میان امریکا و طالبان در حال برگزاری بود، 5 مهاجم انتحاری وابسته به گروه طالبان به یک موسسه خیریه در شهر نو کابل حمله کردند. در نتیجه آن 9 نفر شهید و 24 تن دیگر زخمی شدند.

    گروه طالبان اعلام کرد این دفتر وابسته به امریکایی‌ها بوده و به این دلیل هدف قرار گرفته است.

    دو روز پیش از آن حمله نیز، 9 مهاجم انتحاری به مرکز فرماندهی پولیس ولایت بغلان حمله کردند که در نتیجه آن 13 پولیس ملی شهید و 35 تن دیگر زخمی شدند.

    گروه طالبان مسوولیت آن حمله را نیز به عهده گرفت.

  • 11 نفر در انفجار ماین در دایکندی کشته و زخمی شدند

    11 نفر در انفجار ماین در دایکندی کشته و زخمی شدند

     مسئولان محلی ولایت دایکندی می‌گویند، صبح روز گذشته یک موتر مسافربری نوع «فلانکوچ» که از دایکندی عازم قندهار بود در نزدیکی بازار مشترک ولسوالی ناوه‌میش این ولایت با ماین برخورد کرد.

    حاجی‌بال خان، ولسوال ناوه‌میش، گفت در نتیجۀ انفجار ماین جاسازی‌شدۀ طالبان، 8 غیرنظامی کشته و 3 تن دیگر زخمی شده‌اند.

    به گفتۀ او، جان باختگان این رویداد باشندگان ولسوالی‌های ناوه‌میش، کیتی و خدیر دایکندی می‌باشند.

    ولسوال ناوه‌میش می‌افزاید، در درگیری میان نیروهای امنیتی و طالبان یک نیروی امنیتی و دفاعی زخم برداشت.  

  • ده‌ها مهاجر در دریای مدیترانه جان باختند

    ده‌ها مهاجر در دریای مدیترانه جان باختند

    نجات یافتگان این حادثه می‌گویند روز پنج‌شنبه هفته گذشته از لیبی به مقصد اروپا حرکت کرده بودند که در دریای مدیترانه با امواج سنگین روبرو شدند.

    شانزده تن از این مهاجران نجات یافته‌اند.

    نیروی دریایی تونس نجات یافتگان را به ساحل منتقل کرده اند و منتظرهستند تا به این پناهجویان اجازه سفر داده شود.

    بر اساس گزارشات، قایق غرق شده حامل مهاجرانی از جنوب صحرای آفریقا بوده است.

    ایوب قاسمی، سخنگوی نیروی دریایی لیبی، گفته است در دو عملیات جداگانه در نزدیکی سواحل لیبی نزدیک به ۲۱۳ تن از پناهجویان از غرق شدن نجات پیدا کردند.

    وی می گوید بیشتر این مهاجرین از کشورهای ساحل عاج، کامرون، غنا، مالی، سنگال و بنگلادش هستند.

    سالهاست عده ای زیادی از مهاجرین برای رسیدن به اروپا در دریای مدیترانه غرق می‌شوند.

    بسیاری از این مهاجرین به‌خاطر اوضاع بد امنیتی، اقتصادی، جنگ و قحطی کشور شان را ترک می کنند و خطرات مهاجرت غیرقانونی را با به خطرانداختن جان شان قبول می‌کنند.