آقای دانش که امروز (پنجشنبه، ۲۰ سرطان) در نشست (گفتمان علمی اهمیت و مزایای اقتصادی استفاده از بندر چابهار) در دانشگاه کابل صحبت میکرد، افزود جایگزینی ایدئولوژیهای تندروانه و رویکردهای افراطی، دانشگاههای کشور را به سمت «انحراف و بحران » میکشاند.
در همین حال او از استادان دانشگاه و عالمان دین خواست که در مقابل افراطیت با دلیل و منطق مقابله کنند و اجازه ندهند که «جوانان کشور شکار افکار انحرافی و تباهکن» افراطیت شوند.
آقای دانش همچنان افزود که نظارت و کنترل «دقیق و همهجانبه»ی وزارت تحصیلات عالی کشور نیز میتواند دانشگاههای کشور را از افراطیت در امان نگهدارد و به مراکز تولید دانش و اندیشه مبدل کند.
از سویی هم عبدالتواب بالاکرزی، سرپرست وزارت تحصیلات عالی کشور در این نشست از تطبیق ۳۸ برنامه برای معیاریسازی نهادهای تحصیلی کشور خبر داد و گفت که با تطبیق این برنامهها نظام تحصیلات عالی کشور مطابق با انتظارات جامعه و معیارهای روز برابر خواهد شد.
آقای دانش در حالی از خطر ترویج رویکردهای افراطی در دانشگاههای کشور هشدار میدهد که ریاست عمومی امنیت ملی چهار روز پیش (یکشنبه، ۱۶ سرطان) اعلام کرده بود که یک شبکهی چهارنفری گروه داعش مشتکل از دانشجویان و استادان دانشگاه کابل را بازداشت کردهاند.
این ریاست از اعضای این شبکه به نامهای احمدفاروق، دانشآموختهی دانشگاه کابل، احمدطارق و مبشر مسلمیار، استاد دانشکدهی شرعیات دانشگاه کابل نام برده، افزوده بود که این افراد مسئول استخدام و سازماندهی حملات تروریستی گروه داعش در کشور بودهاند.
در اعلامیهی این ریاست به نقل از احمدفاروق، یکی از بازداشتشدگان آمده بود: «احمدفاروق فرزند جنتگل، دانشآموختهی دانشگاه کابل اعتراف کرده که توسط ظاهر داعی، محمدمعروف راسخ، مبشر مسلمیار و ابوعبیدالله متوکل به گروه تروریستی داعش جذب شده بود.»
ریاست عمومی امنیت ملی تأکید کرده بود که استادان دانشکدهی شرعیات که بازداشت شدهاند، نخست جوانان و دانشجویان دانشگاهها را به سلفیت و از آن طریق به گروه تروریستی داعش جذب میکردهاند.
پیش از آن نیز نیروهای این ریاست مولوی راسخ و ابوعبیدالله، دو تن از استادان دانشکدهی شرعیات دانشگاه کابل را به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در گروه تروریستی داعش بازداشت کرده بودند.
وزارت تحصیلات عالی کشور روز چهارشنبه، نتایج آزمون کانکور سال 1398 را اعلام کرد که بر اساس آن، 20 هزار داوطلب نتوانستند به هیچ یک از نهادهای آموزشی راهیابند.
بی سرنوشتی در آزمون کانکور و بیکاری سبب میشود سالانه شماری زیاد از جوانان به سازمانهای تروریستی و مافیایی پیوسته و در مواردی مبتلا به بیماریهای روانی شوند.
جمعهخان محمدی، جامعهشناس میگوید، با ایجاد نظام کارا میتوان برای افراد با استعداد زمینۀ تحصیل و برای کسانی که از ظرفیت کمتری برخوردار اند، زمینۀ کار فراهم کرد.
به گفتۀ او، نظام تحصیلات عالی افغانستان به اضافه سیستم اقتصادی و فرهنگی، نیازمند یک سیستم کارا است که برای افراد با استعداد زمینه تحقیق و پژوهش که جامعه نیازمند آن است فراهم شود.
این روانشناس میافزاید، برخی افرادی که داری ظرفیت کمتر اند باید دنبال شغلهای که نیاز به تحصیلات بیشتر ندارد، فرستادهشوند.
روحالله رضوانی، روانپزشک میگوید، داوطلبانی که رفتن به دانشگاه را تنها راهرسیدن به زندگی بهتر میدانند، وقتی به دانشگاه راه نمییابند، از لحاظ روانی آسیب میبینند و در زندگیشان دچار مشکل میشود.
وی به سلام وطن دار گفت زمانی که دانشجو به رشته دلخواهاش راه نمییابد، جامعه بهگونه ناخودآگاه لیاقت فرد را قضاوت میکند که این کار سبب آسیبرسانی به امنیت روانی، اعتماد به نفس و زندهگی اجتماعی افراد میشود.
از میان 180 هزار داوطلب در آزمون کانکور امسال، 61 هزار تن به دانشگاههای دولتی، 50 هزار تن به مؤسسات نیمهعالی و 77 هزار تن دیگر به دانشگاههای خصوصی راه یافتهاند.
در اعلامیهای که امروز (پنجشنبه، ۲۰ سرطان) از سوی این وزارت منتشر شد آمده است ۵.۹ میلیارد آن به کمیسیونهای انتخاباتی برای مصرف در ثبتنام تقویتی رأیدهندگان، بودجهی عملیاتی انتخابات ریاستجمهوری در دور اول و دور دوم احتمالی این انتخابات اختصاص داده میشود.
بر اساس این اعلامیه، ۱۳۸.۴ میلیون دیگر آن برای پرداخت معاشات تلاشیکنندگان زنانه و ۸۸۱ میلیون آن نیز برای کمیسیون مستقل رسیدگی به شکایات انتخاباتی تخصیص یافته است.
وزارت مالیه کشور تأکید کرد برای پرداخت این مبلغ به کمیسیونهای انتخاباتی، آمادگی لازم را دارد و این کمیسیونها میتوانند برای مطالبهی پولهای درنظرگرفتهشده اقدام کنند.
از سویی هم در اعلامیهی این وزارت آمده است همکاران بینالمللی افغانستان از طریق برنامهی انکشاف بینالمللی سازمان ملل متحد مبلغ ۵۹ میلیون دالر امریکایی (۴.۴ میلیارد افغانی) دیگر نیز برای بودجهی انتخابات کمک میکنند که روند پرداخت آن به زودی تکمیل میشود.
در عین حال وزارت مالیه کشور افزود این وزارت چهار تن از متخصصان را به منظور تسهیل بودجوی به کمیسیونهای انتخاباتی معرفی کرده است.
با این حال شمروز خان مسجدی، سخنگوی این وزارت نیز به روزنامه اطلاعات روز گفت با اعلام پرداخت ۶.۹ میلیارد افغانی از سوی وزارت مالیه و ۵۹ ملیون دالر امریکایی از سوی همکاران بینالمللی افغانستان مشکل بودجوی انتخابات ریاستجمهوری به گونهی کامل رفع میشود.
بر اساس زمانبندی کمیسیون مستقل انتخابات، انتخابات ریاستجمهوری و انتخابات پارلمانی ولایت غزنی قرار است در ششم میزان امسال برگزار شود.
دفتر سیاسی طالبان در جوزای سال 1392 در شهر دوحه، پایتخت قطر گشوده شد. کرزی به عنوان رئیس جمهور افغانستان با این که علاقه داشت این دفتر در خاک افغانستان گشایش یابد، زیر فشار ایالات متحده گشایش دفتر سیاسی دوحه را پذیرفت.
اضطرابی که اکنون به دلیل فقدان حکومت افغانستان در روند گفتوگوهای صلح بر محمداشرف غنی رئیس جمهور مستولی شده، در آن هنگام بر حامد کرزی چیره شده بود. هنگامی که دفتر قطر گشوده شد، پرچم سفید رنگ طالبان برفراز آن در اهتزاز درآمد؛ آنچه حکومت افغانستان، آن را مشروعیتدادن به طالبان تعبیر کرد. کرزی نگران بود که قضیۀ افغانستان در غیاب حکومت او فیصله شود و پرچم امارت اسلامی بر فراز دفتر قطر را نشانۀ شومی میدانست. به این دلیل او اعلام کرد که جان کری، وزیر پیشین وزارت خارجۀ ایالات متحدۀ آمریکا برای او وعده سپرده است که پرچم را از فراز دفتر سیاسی طالبان حذف میکند.
از سوی دیگر، ادارۀ بارک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا اعلام کرده بود که نیروهای آمریکایی پس از سال 2014 از افغانستان بیرون میشوند، آنچه که هیچگاه رخ نداد. استفاده از دفتر قطر برای کسب مشروعیت توسط طالبان یکی دیگر از نگرانیهای جدی کرزی بود. دفتر سیاسی طالبان در قطر فراز و فرودهایی را تا این مدت تجربه کرده است و همواره محل نزاع در زمین سیاست افغانستان بوده است، در این گزارش اطلاعاتی به دست آمده که پیش از این به آن کمتر پرداخته شده است.
از طالبان دفتر قطر چه میدانیم؟
ملامحمد عمر، رهبر و بنیانگذار طالبان در فرجامین روزهای خود، سیدطیب آغا را به عنوان نمایندۀ خود به کشورهای عربی اعزام میکرد. به همین دلیل هنگام گشایش دفتر قطر، سیدطیب آغا در رأس قرار گرفت. اعضای کلیدی دیگر این دفتر از جمله ملافاضل، خیرالله خیرخواه، نورالله نوری، نبی عمری و عبدالحق وثیق پس از آزادی از گوانتانامو با سیدطیب آغا ملحق شدند.
گروه دیگری نیز به خواست هیأت رهبری طالبان و تفاهم پاکستان برای تنظیم و پیشبرد امور به قطر فرستاده شدند که از جمله مهمترین آنان میتوان به مولوی عبدالسلام حنفی، قاری دین محمد، مولوی ضیاالرحمان مدنی و شیرمحمدعباس استانکزی اشاره کرد. گروهی از افراد طالبان هم بین قطر، کشورهای عربی و پاکستان در رفتوآمدند که از آن جمله میتوان از امیر خان متقی یاد کرد.
منابع به سلاموطندار میگویند، ضیاالرحمان مدنی از عربستان سعودی و شیرمحمدعباس استانکزی از پشاور پاکستان به دفتر قطر پیوستهاند و با اعزام این دو، شمار خانوادههای طالبان در دفتر سیاسی این گروه در قطر به بیش از 30 خانواده رسیده است.
دفتر قطر برای طالبان به عنوان پایگاه روابط عمومی است که در آن کمیتههای مختلف مشغول فعالیت به نفع طالباناند. از کمیتۀ ویژۀ طالبان برای سازمان ملل گرفته تا کمیتۀ مالی، کمیتۀ روابط با کشورهای اروپایی و کمیتههای دیگر در دفتر قطر مستقرند؛ منابع در این زمینه به سلاموطندار میگویند، سوای افراد طالبان، چند متخصص و مشاور پاکستانی نیز در این دفتر سکونت دارند.
دفتر سیاسی طالبان در قطر به گونۀ منظم و سازمانیافته با کشورهای مختلف در ارتباط است. وحید مژده، یکی از اعضای پیشین طالبان که سال 2015 از دفتر طالبان در قطر دیدار کرده است، آن را «دولت در سایه» توصیف میکند.
مژده میگوید، شمار اعضای قطر افزایش یافته و شماری همانند عبدالله منصور و ملابرادر که در میان طالبان نفوذ دارند، تازه به جمع پیوستهاند. به گفتۀ مژده، طالبان برای انسجام بهتر در گفتوگوها و به دلیل اشتراک نظامیان آمریکایی در هیأت گفتوگوکنندۀ آمریکا، نظامیانی چون مولوی فضلمحمد مظلوم، مشاور نظامی جلالالدین حقانی را نیز به قطر فرستادهاند.
منابع اطلاعاتی به سلاموطندار میگویند که شکاف میان گفتگوکنندهگان قطر که بیشتر آنان در جریان 18 سال جنگ اخیر، در جبهه حضور نداشتند، مشهود است و به دلیل ناسازگاری بین گروه سیاسی و نظامی، تزلزل در امارت اسلامی رخنه کرده است.
اما منابع نزدیک به طالبان میگویند که تشکیلات آنان مستحکم و ایدئولوژیک است، به همین دلیل هر دستوری از رأس تا قاعده عملی میشود. به گفتۀ آنان، دفتر قطر برای برپایی حکومت اسلامی و خروج نیروهای خارجی مشغول مبارزات سیاسی و گردآوری کمکهای مالی است.
گذرنامۀ طالبان
منابع در حکومت افغانستان به سلاموطندار میگویند که در زمان حکومت حامد کرزی، تسهیلات سفر برای نمایندهگان طالبان در قطر فراهم شده بود و شماری از آنان گذرنامۀ افغانستان را با خود داشتند. به گفتۀ منابع، حکومت کرزی به آرزوی ترغیب طالبان برای آغاز گفتوگوهای صلح با حکومت افغانستان از طریق شورای عالی صلح به اعضای دفتر سیاسی طالبان در قطر گذرنامه توزیع کرده بود.
وحید مژده میگوید که او از نزدیک گذرنامۀ شماری از اعضای طالبان را دیده است. به گفتۀ مژده، اعضای قطر در سال 2015، گذرنامۀ قلمی با اسامی مستعار در اختیار داشتهاند. آقای مژده میگوید که طالبان با استفاده از فساد اداری و فرسودهگی نظام افغانستان گذرنامه به دست آوردهاند و اکنون نیز اعضای دفتر قطر گذرنامۀ افغانستان را با خود میگردانند.
اکبر آغاجان، عضو پیشین گروه طالبان نیز روایت مشابهی دارد. آغاجان میگوید که طالبان شهروندان افغانستاناند و حق دارند گذرنامۀ افغانستان را داشته باشند. به باور او، حکومت افغانستان این روند را تسهیل کرده و ممانعتی وجود ندارد. اکبر آغاجان معتقد است که توزیع گذرنامه برای نمایندهگان طالبان از زمان کرزی آغاز شد و در زمان حکومت وحدت ملی نیز ادامه یافت. این عضو پیشین طالبان مدعی است که برای اعضای دفتر قطر از سفارت افغانستان در دوحه گذرنامه توزیع میشود.
یک منبع از وزارت خارجۀ افغانستان که نمیخواهد هویتش فاش شود تأیید میکند که توزیع گذرنامه برای نمایندهگان طالبان از زمان کرزی آغاز شد، «اما افرادی از طالبان که اخیراً به دفتر قطر ملحق شدهاند، محتملاً گذرنامههای خود را با سفارش سفرا از سفارتخانههای افغانستان در کشورهای عربی به دست آوردهاند.»
جاوید کوهستانی، آگاه نظامی به این نظر است که بسیاری از اعضای دفتر قطر افزون بر این که گذرنامۀ افغانستانی دارند، گذرنامههای پاکستانی نیز دارند. اما یک منبع امنیتی دیگر میگوید که تمام اعضای طالبان در قطر گذرنامۀ پاکستانی دارند.
هزینۀ دفتر قطر
بر اساس اطلاعاتی که سلاموطندار از یک منبع به دست آورده، اعضای بلندپایۀ دفتر قطر هر کدام در کشورهای عربی مشغول تجارتاند و شرکتهای آنان به نامهای فرزندان و اعضای خانوادۀشان فعال است.
بر علاوه، بخش عظیمی از هزینۀ بودوباش نمایندهگان طالبان از خزانۀ پاکستان تمویل میشود و تسهیلاتی را نیز دفتر قطر در این زمینه فراهم کرده است.
جاوید کوهستان میگوید که آغاز گفتوگوهای صلح از جانب ایالات متحدۀ آمریکا، بار دیگر گروه طالبان را در محراق توجه قرار داده است. به گفتۀ کوهستانی، طالبان پیش از آغاز گفتوگوهای صلح از نظر مالی در شرایط نامساعدی قرار داشتند، اما آغاز گفتوگوها بار دیگر سیلی از کمکهای مالی شیوخ عرب و دستگاههای استخباراتی منطقه را متوجه خزانۀ طالبان کرد.
به گفتۀ او، اکنون طالبان از نظر مالی در جایگاه مساعدی قرار دارند. وحید مژده اما میگوید که طالبان به دلیل 18 سال نبرد سرسختانه و دفاع از داعیۀ دینی، مورد حمایت جهان اسلام قرار دارند و هزینۀ اعضای دفتر سیاسی طالبان از سوی کشور قطر فراهم میشود و سفرهای گروه سیاسی طالبان از طریق هواپیماهای قطری انجام میشود. روایت آقای مژده با اکبر آغاجان در این زمینه مشابه است.
اما یک منبع امنیتی دیگر میگوید که سفر اعضای طالبان از پاکستان به قطر بیشتر از طریق هواپیماهای نظامی و تجارتی انجام میشود و بیشتر از قطر، پاکستان در تأمین هزینۀ دفتر دوحه نقش دارد.
روشن نیست که گفتگوها میان نمایندهگان طالبان و نمایندهگان ایالات متحده در قطر نتیجه خواهد داد یا خیر، اما اطلاعات نشان میدهد که طالبان تا اینجای کار سود فراوانی از این بازی به دست آوردهاند و بر خلاف، حکومت افغانستان کاملاً از میدان بازی بیرون پرت شده است.
یازدهم جولای به عنوان روز نفوس از طرف سازمان ملل متحد نامگذاری شده و از سال ۱۹۹۰ بدینسو، در اکثر کشورهای جهان از آن تجلیل به عمل میآید. در این همایش، احمد جاوید رسولی، رییس ادارۀ ملی احصائیه و معلومات، مصطفی مستور وزیر اقتصاد، سایر مقامات بلندپایۀ دولتی، کوفی کوام، نمایندۀ صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، دیوه صمد، معین وزارت صحت عامه اعضای جامعه مدنی و رسانهها اشتراک کرده بودند. احمد جاوید رسولی، رییس عمومی ادارۀ ملی احصائیه و معلومات، ضمن اظهار تبریکی به مناسبت این روز؛ خاطر نشان ساخت مجموع نفوس کشور در سال جاری، بالغ به حدود ۳۲,۲ میلیون نفر میرسد که از جمله، حدود ۱۵,۸ میلیون آن مرد و حدود ۱۶,۴ میلیون تن آن را زنان تشکیل میدهد؛ ۲۴ فیصد مردم در شهرها و ۷۱,۳فیصد در دهات زندگی میکنند؛ همچنان حدود ۴,۷فیصد نفوس کشور را مردم کوچی تشکیل میدهد. مصطفی مستور وزیر اقتصاد کشور گفت برای عملی سازی کار ناتمام کنفرانس بین المللی نفوس و انکشاف و عملی کردن آجندای ۲۰۳۰ جهت انکشاف پایدار، باید گامهای واقع بینانهای برداریم.
رشد نفوس در کشور ما هم سیر صعودی دارد و چنانیکه در سال ۲۰۰۴ مجموع نفوس ما ۲۱٫۶ میلیون به ۳۱٫۶ میلیون در سال ۲۰۱۸ رسیده است.
با ادامۀ این وضعیت تا سال ۲۰۵۰ نفوس کشور دو برابر خواهد شد. میزان باروی هر خانم در افغانستان ۵٫۳ طفل بوده در حالیکه این میزان در چین ۱٫۶، ترکمنستان ۲٫۱، ایران ۱٫۹، پاکستان ۳ و در تاجکستان ۲٫۸ کودک میباشد.
تعداد اعضای هر فامیل در افغانستان حد اوسط ۷ نفر بوده که نظر به کشورهای همسایه به مراتب بلندتر میباشد. از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸ میزان تولیدات ناخالص داخلی افغانستان رو به افزایش بوده، اما عاید سرانه بعد از ۲۰۱۲ از ۶۴۱ دالر به ۵۲۰ دالر کاهش یافته است. یکی از دلایل عمدۀ این کاهش در عاید سرانه را رشد نفوس در کشور تشکیل میدهد. وزارت اقتصاد با در نظرداشت رشد سریع نفوس و رشد بطی اقتصادی در هماهنگی نزدیک با وزارت صحت عامه، ادارۀ مرکزی احصائیه و معلومات و اداره جمعیت سازمان ملل متحد بالای پالیسی ملی نفوس کار میکند، تا یک توازن منطقی میان رشد نفوس و رشد اقتصادی به میان بیاورد. در جریان این همایش خانم دیوه صمد، معین پالیسی و پلان وزارت صحت عامه گفت، روزانه حدود ۶۰۰ مادر در هنگام ولادت جان هایشان را از دست میدهند. خانم صمد همچنان یادآوری نمودند که در آینده نزدیک برنامه جهت کنترول نفوس در افغانستان را تطبیق خواهند کرد تا از مرگ و میر مادران و کودکان جلوگیری شود.
در سال ۲۰۰۳، ده فیصد زنان در افغانستان، از دواهای مدرن جلوگیری از بارداری استفاده میکردند که امروز این رقم به بیست فیصد رسیده است. تعداد زنانی که به دلایل مختلف مرتبط به بارداری جان میدهند از ۱۶۰۰ نفر در هر صد هزار ولادت زنده در سال ۲۰۰۲ به ۶۶۱ نفر در سال ۲۰۱۶ کاهش یافت؛ اما برغم این پیشرفت، بیش از نصف زنان افغانستان هنوز هم بدون کمک دستیار ولادی ماهر ولادت میکنند. بیش از ۲۵ فیصد زنان ازدواج کرده دارای نیاز براورده نشده به تنظیم خانواده هستند. در این همایش آقای کوفی کوام، نمایندۀ صندوق جمعیت ملل متحد در افغانستان، از دولتها جامعۀ مدنی نهادهای بینالملی، فعالان حقوق بشر و دادخواهان خواست تا دست به دست هم داده و کار ناتمام کنفرانس بین المللی نفوس و انکشاف در قاهره را ضمن توجه خاص به افرادی که عقب مانده اند (جوانان فقرا و مردمان روستایی) به فرجام برسانند. رشد بی رویه جمعیت و عدم کنترل آن سبب ایجاد مشکلاتی، از جمله مصوونیت غذایی، گسترش فقر، کمبود آب آشامیدنی، آلودگی هوا و محیط زیست، عدم آموزش صحیح، بیکاری و عدم اشتغال جوانان، برای آیندۀ افغانستان خواهد شد.
میرویس صالحی، مدیر کنترل امراض ساری ریاست صحت عامهی این ولایت گفت که در سه ماه نخست سال روان خورشیدی، ۶۰ مورد این بیماری در شفاخانهی حوزوی این ولایت به ثبت رسیده است که از این میان شش نفر آنان جان باختهاند.
به گفته آقای صالحی، از سال ۱۳۹۶ خورشیدی تا کنون این بیماری سیر صعودی در هرات داشته است. او توضیح داد که در سال ۱۳۹۶، ۸۱ مورد و در سال ۱۳۹۷ هم، ۱۵۷ مورد این بیماری به ثبت رسیده است و ممکن تا آخر سال جاری (۱۳۹۸) هم اضافهتر از ۲۰۰ مورد تب کانگو به ثبت برسد.
آقای صالحی تأکید کرد که بیشترین مورد ثبترسیدهی این بیماری در ولسوالی گذره، انجیل و پشتونزرغون بوده است.
به گفتهی مدیر کنترل امراض ساری ریاست صحت عامهی هرات، فعالیت کشتارگاههای غیربهداشتی و عدم آگاهی مردم، بهخصوص ساکنان روستاها از بیماری تب کانگو از علت افزایش آن در هرات میباشد.
با این حال شماری از آموزگاران و خبرنگارانی که در کارگاه آموزشی «شناخت بیماری تب خوندهنده» از سوی ریاست صحت عامهی هرات دیروز (چهارشنبه، ۱۹ سرطان) در این ولایت برگزار شده بود، از مسوولان میخواهند تا برای محو این بیماری از طریق رسانهها و مساجد آگاهیدهی کنند.
نسیمه نورزایی، از اشتراک کنندگان در این کارگاه آموزشی به روزنامه اطلاعات روز گفت تا هنوز بسیاری از مردم در مورد این بیماری آگاهی ندارند و مسئولان محلی هرات هم در قسمت محو آن سهلانگاری میکنند. او تأکید کرد که ریاست صحت عامه و سایر نهادهای دولتی باید برای پیشگیری از این بیماری بسیج شوند و اقدامی رویدست گیرند.
از سویی هم نوراحمد حیدری، عضو شورای ولایتی هرات گفت عدم توجه مسئولان محلی هرات و رعایت نکردن حفظ مراقبتهای صحی در کشتارگاههای این ولایت از دلیل عمدهی افزایش شیوع این بیماری در هرات میباشد.
او افزود: «از چند سال بدین سو، کشتار گاه «رباط غلوق» در جنوب ‑ غرب ولایت هرات و کشتارگاه «مسلخ» در غرب شهر هرات همه روزه بیش از یک هزار رأس مواشی را در فضای نامناسب و غیر بهداشتی ذبح میکنند، اما هیچ کس از آن نظارت نمیکند.»
این عضو شورای ولایتی تأکید کرد ادارهی صحت عامه به همکاری پولیس و سایر ادارههای دولتی در هرات باید جلو کشتار غیربهداشتی مواشی را بگیرند.
در این دیدار که روز چهارشنبه در ارگ انجام شد، هیات متذکره در مورد سفر شان به قطر و نشست برگزار شده به رییسجمهور معلومات داده، گفتند در این نشست روی وحدت ملی، ارزش های نوین، حفظ دستآوردها و پیشرفت های ۱۸ سال گذشته، تبادل نظر کردند.
آنان ابراز امیدواری نمودند این نشست بتواند گامی در جهت آغاز گفتگوی مستقیم صلح میان حکومت افغانستان و طالبان باشد.
در مقابل اشرف غنی ضمن تشکر از هیات گفت اشتراک شما یک آغاز خوب بود و با نمایندگی تان خواست برحق ملت مردم افغانستان را با جانب طالبان مطرح کردید.
او با بیان اینکه مفاهمه مهم است و ما در تمام مراحل به مفاهمه نیاز داریم، افزود یگانه راه معقول در پیشرفت صلح این است که طالبان وارد گفتگوی مستقیم با حکومت افغانستان شوند.
رییس جمهور غنی گفت از جانب ما برای مذاکرات آمادگی کامل وجود دارد و با آنکه قطعنامه شما الزام آور نیست، حکومت افغانستان به آن احترام و ارج می گذارد.
اشرفغنی خاطرنشان کرد معمولاً در مذاکرات مسایل دشوار و بحث برانگیز مطرح می شوند، اما حکومت افغانستان به خاطر رسیدن به صلح و ثبات پایدار، به تلاش های خویش ادامه خواهد داد.
قای خلیلزاد به روز سهشنبه به چین رفت و پس از آن برای رای زنی و مشاورت به واشنگتن سفر کرده است. پیش از این نیز چندین نشست سه جانبه میان امریکا، چین و روسیه در مورد صلح افغانستان برگزار شده است.
با این وجود آگاهان امور سیاسی نقش چین به عنوان یک قدرت جهانی و منطقهای در روند صلح افغانستان را با اهمیت خوانده و تاکید دارد که آقای خلیلزاد به خاطر درک همین وضعیت به چین سفر کرده است.
ابرارالله مراد نماینده مردم ننگرهار در مجلس در ارتباط با این موضوع به جمهور گفت: “چین به عنوان یکی از همسایههای افغانستان و نیز به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی میتواند در امور صلح افغانستان مداخله مثبت داشته باشد.”
به گفته او، سفر آقای خلیلزاد به چین میتواند چنین بررسی شود که امریکا در پی تقویت هماهنگی منطقهای در مورد صلح افغانستان است و دولت چین میتواند در راستای صلح افغانستان نقش اساسی دارد.
آقای مراد خاطر نشان کرد که امریکا واقف است که دولت چین هم مستقیماً بر طالبان نفوذ دارد و هم میتواند از طریق دولت پاکستان بر این گروه نفوذ کرده و نقش عمده در روند صلح افغانستان بازی کند.
از سوی دیگر، محمد رحیم علییارزاده دیگر عضو مجلس نیز بر این باور است که جنبهای منطقه صلح افغانستان اهمیت ویژه دارد و دولت امریکا با استفاده از اهرمهای فشار بالای برخی کشورهای منطقه از جمله پاکستان میتواند همکاری بیشتر آنان را در روند صلح افغانستان جلب کند.
آقای علییارزاده افزود تضاد منافع کشورهای منطقه در افغانستان وضعیت را پیچیده کرده؛ ولی این تضادها میتواند با ایجاد هماهنگی و اعتماد منطقهای و جهان رفع گردد.
او تاکید دارد تا اینجا گفتگوهای صلح امریکا و طالبان نیز دولت امریکا با استفاده از فشار توانسته پاکستان را در قبال جنگ افغانستان انعطاف پذیر سازد؛ ولی تا زمانیکه موارد اختلافی افغانستان و پاکستان به شکل بنیادی حل نگردد، حد اقل انگیزه مداخله پاکستان در امور افغانستان باقی میماند.
به گفته او، اگر دولت افغانستان میخواهد به شکل اساسی مشکلات خود را با پاکستان حل کند، باید در مذاکره با این کشور را باز نگهدارد تا دو کشور از طریق سیاسی به یک راه حل دایمی دست پیدا کنند.
نمایندگان مجلس معتقد اند به هر پیمانهای که در روند صلح افغانستان اجماع ملی، منطقهای و بین المللی زود تر صورت گیرد به همان اندازه رسیدن به یک توافق نهایی سادهتر خواهد شد.
سفر خلیلزاد به چین در حالی صورت گرفته که پیکینگ بارها گفته از هیچگونه همکاری در راستای صلح افغانستان دریغ نمیکند. چین با دولتهای افغانستان و پاکستان روابط دوستانه دارد. همچنین پیش از این دولت چین گفته که به منظور همکاری در روند صلح افغانستان با طالبان نیز در ارتباط است.
گفته شده که یک هیات طالبان چندی پیش به چین سفر کرده است.
در خانهای نزدیک به دامنهی کوهی که کابل را احاطه کرده، با یک کارمند سابق دولت ملاقات میکنم. او میخواهد ناشناس باقی بماند زیرا میترسد کارش واکنش شدیدی را در پی داشته باشد. اما میخواهد جهان داستانش را بشنود.
او میگوید که رییس سابقش که یکی از وزرای ارشد دولت است، بارها و بارها او را مورد آزار و اذیت قرار داده است. او میگوید یک روز که به دفتر وزیر رفت، وزیر سعی کرد به او حمله فیزیکی کند: «او مستقیما از من تقاضای رابطه جنسی کرد. به او گفتم که من کارمند واجدشرایط و با تجربه هستم. هرگز فکر نمیکردم که تو چنین چیزهایی را به من بگویی. ایستادم تا از دفترش خارج شوم. او دستم را گرفت و مرا به اتاقی در پشت دفترش برد. او مرا به سمت اتاق هل داد و گفت ‘فقط چند دقیقه طول میکشد. نگران نباش. با من بیا. ‘ من او را پسزدم و گفتم بس است. مجبورم نکن جیغ بزنم. این آخرین باری بود که او را دیدم. من خیلی عصبانی و ناراحت بودم.»
از او میپرسم که آیا پس از این حادثه شکایتی درج کرد یا خیر؟
میگوید: «نخیر. از کارم استعفا دادم. به حکومت اعتماد ندارم. اگر به دادگاه یا پیش پولیس بروید میبینید که چقدر فاسد هستند. نمیتوانی جای امنی برای مراجعه و شکایت پیدا کنی. اگر حرف بزنی همه تو را که زن هستی مقصر میدانند.»
این کارمند سابق دولت میگوید که دو زن دیگر به او گفتهاند که همان وزیر به آنها تجاوز کرده است؛ ادعایی که بیبیسی قادر به تایید مستقل آن نیست.
او میگوید: «او این کار را آزادانه و با بیشرمی انجام میدهد بدون هیچگونه ترسی زیرا او مرد با نفوذی در این دولت است.»
افغانستان پیوسته به عنوان یکی بدترین کشورهای جهان برای زنان شناخته میشود. گزارش سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد دقیقا نشان میدهد که چگونه زنان قربانی جنایات و خشونت جنسی مجبور میشوند شکایت شان را پس بگیرند. در بسیاری از موارد خود شان به خاطر جنایتی که علیه شان صورت گرفته، مقصر دانسته میشوند.
در چنین محیطی حرف زدن در مورد بدرفتاری جنسی مردان قدرتمند آسان نیست.
به همین دلیل شش زنی که ما با آنها صحبت کردیم میترسیدند که نامی از آنها گرفته شود. اما از گفتوگوهای مان با آنها دریافتیم که آزار و اذیت جنسی به مشکلی در حکومت افغانستان تبدیل شده است که به یک فرد یا یک وزارتخانه محدود نمیشود.
آزار و اذیت جنسی بخشی از فرهنگ شده است
در دفتری نزدیک به پارک کوچکی در شهر، با زن دیگری ملاقات میکنم که حاضر است داستانش را شریک کند. او برای شغلی در دولت درخواست داده بود و تقریبا آن را به دست آورده بود که از او خواسته شد تا با یک دستیار نزدیک رییسجمهور اشرف غنی ملاقات کند.
او میگوید: «این مرد در عکسها با رییسجمهور دیده میشود. او از من خواست که به دفتر خصوصیاش بروم. او گفت بیا و بنشین من اسنادت را تایید میکنم. او به من نزدیکتر شد و گفت بیا نوشیدنی بنوشیم و سکس کنیم.»
دفتر رییسجمهور این اتهام را که مقامات ارشد «فحشا را ترویج میکنند» رد میکند
او ادامه میدهد: «من دو گزینه داشتم. یا باید پیشنهادش را قبول میکردم یا کارم را ترک. و اگر قبول میکردم در همانجا با او متوقف نمیشد بلکه مردان زیادی خواهان داشتن رابطه جنسی با من میشدند. واقعا تکاندهنده بود. من ترسیدم و دفترش را ترک کردم.»
از او درباره سرنوشت کارش میپرسم. میگوید که تلاش کرد در مورد این حادثه با دولت صحبت کند اما به او گفته شد: «تصور کن به حساب بانکیات پول میآید اما تو تصمیم میگیری که آن را نگیری.»
او در جریان گفتوگو به گریه میافتد و میگوید: «این چیزها خواب شبهایم را ربوده. عصبانی و افسرده میشوم. اگر پیش قاضی، پولیس، دادستان یا هرکس دیگری شکایت کنی، آنها نیز خواهان رابطه جنسی با شما میشوند. پس وقتی که آنها از این کار باکی ندارند، به چه کسی میتوانی مراجعه کنی؟ مثل این است که حالا بخشی از فرهنگ شده. هر مردی که دور و برت باشد میخواهد با تو رابطه جنسی داشته باشد.»
افغانستان به عنوان یکی از بدترین کشورها برای زنان شناخته میشود.
این داستانها یا ناگفته و ناشنیده باقی میماندند یا کسی جز در گفتوگوهای شخصی جرات نمیکرد در مورد آن صحبت کند تا اینکه در ماه مِی آزار و اذیت جنسی در حکومت افغانستان، در کانون توجه قرار گرفت. جنرال حبیبالله احمدزی، مشاور سابق رییسجمهور که حالا رقیب سیاسی وی است در جریان مصاحبهای با یک کانال خبری افغان در این مورد صحبت کرد.
او مقامات ارشد و سیاستمداران را به «ترویج فحشا» متهم کرد.
دفتر رییسجمهور درخواست ما را برای مصاحبه رد کرد و به سوالاتی که از طریق ایمیل فرستاده شده بود نیز پاسخ نداد. آنها ما را به بیانیهی پیشین که در آن گفتهاند همهی اتهامات جنرال احمدزی کاملا دروغ است و او به خاطر منافع و انگیزههای شخصیاش دروغ میگوید، ارجاع دادند.
پس از آن نرگس نهان، وزیر معادن و پترولیم افغانستان در توییترش نوشت: «به عنوان یک عضو زن کابینه حکومت وحدت ملی میتوانم با اطمینان بگویم که این اتهامات بیاساس هستند.»
اما فوزیه کوفی، کنشگر حقوق زن در افغانستان که تا همین اواخر عضو مجلس این کشور بود میگوید که شکایات بسیاری را در مورد آزار و اذیت جنسی دریافت کرده است که مردان دولت فعلی را نشانه میگیرند.
او میگوید: «واکنش دولت دفاعی است. آنها به این مشکل به عنوان یک مسأله سیاسی نگاه میکنند نه مشکلی که مربوط به تمام زنان افغانستان است. فرهنگ معافیت از مجازات وجود دارد. مردانی که مرتکب این کار میشوند، درون این حکومت احساس امنیت میکنند و به همین دلیل است که تشویق میشوند دست به جرایم بیشتری از این دست بزنند.»
فوزیه کوفی اولین بار در سال ۲۰۰۵ به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد.
حکومت دستور داده است تا اتهامات آزار و اذیت جنسی بررسی شود. این کار توسط دفتر دادستان کل انجام میشود، مردی که توسط رییسجمهور منصوب شده است.
من با جمشید رسولی، سخنگوی دادستانی کل در دفترش در کابل ملاقات کردم. عکس رییسجمهور غنی پشت میزش آویزان است.
از او پرسیدم که چرا مردم باید باور کنند که تحقیقات بیطرفانه خواهد بود. او گفت: «قانون اساسی این حق را به دادستان کل داده است تا مستقل باشد. اما از کنشگران، علما و سازمانهای حقوقبشری نیز خواستهایم که در تحقیقات سهیم شوند تا مردم مطمئن شوند که ما بیطرف هستیم.»
به او گفتم زنانی که با ما صحبت کردهاند میگویند که برای درج شکایت، به اندازه کافی به نهادهای دولتی اعتماد ندارند. او گفت: «ما اعلام کردهایم که از هویت شاکیها محافظت خواهیم کرد. ما برای کسانی که با ما همکاری کنند ترتیباتی را در نظر خواهیم گرفت تا خود و خانوادههای شان در امان باشند.»
دموکراسی در افغانستان به قمیت جنگی آمده که جان دهها هزار نفر را گرفته است. بخشی از هدف اعلامشدهی جنگ تضمین حقوق و جایگاه زنان بود که در معرض رفتار وحشیانه طالبان قرار داشتند.
حمایت قاطع ناتو در افغانستان با اشاره به اینکه این یک مسأله داخلی افغانستان است، حاضر نشد در مورد اتهامات آزار و اذیت جنسی در حکومت افغانستان اظهار نظر کند. درخواستهای مکرر ما از «زنان سازمان ملل» برای اظهارنظر در این خصوص، نیز بیپاسخ ماند. سفارت انگلیس نیز حاضر به اظهار نظر نشد.
زنان افغانستان در وضعیت دشواری قرار دارند. آنها مصمم هستند که در گفتوگوهای صلح بین ایالات متحده و طالبان سهمی داشته باشند. زنان افغانستان، دستکم در برخی از نقاط این کشور راه طولانی را از زمان سرنگونشدن رژیم سرکوبگر طالبان در سال ۲۰۰۱ پیموده و پیشرفت چشمگیری داشتهاند.
اما این پیشرفت در صورتی که آزار و اذیت جنسی در دولت بدون مجازات ادامه یابد، تضعیف خواهد شد.
یکی از زنانی که با ما صحبت کرد، میگوید: «میخواهم به رییسجمهور بگویم که این مسئولیت او است به صدای زنان گوش دهد و آنها را بپذیرد. اگر او در تلاش است تا کشور را امن کند، پس باید این مشکل را نیز حل کند. یک روز حقیقت آشکار خواهد شد. اما فعلا این یک رویای دور است.»
به نقل از فاکس نیوز، وزارت خارجه بریتانیا تائید کرده است سفیر این کشور در ایالات متحده آمریکا از مقامش کنارگیری کرده است.
کیم دراک سفیر بریتانیا در ایالات متحده آمریکا در ایمیل های افشا شده اش با انتقاد از ترامپ وی را شخص بی منطق و بی کفایت خوانده بود و مناقشه داخلی در کاخ سفید را به ” چاقو کشی” تشبیه کرده بود.
ترامپ در صفحه توییتر خود در مورد سفیر بریتانیا چنین نوشت است: “وی باید با مقام های کشورش و “ترزا می” نخست وزیر انگلیس در مورد مذاکرات شکست خورده برگزیت صحبت کند و نگران انتقاد من از نحوه مدیریت بد (این مذاکرات) نباشد.
ترامپ همچنان در این توییت خوده گفت به سفیر انگلیس بگوئید که آمریکا در حال حاضر بهترین اقتصاد و ارتش را در جهان دارد و این دو بخش، بزرگتر، بهتر و قوی تر می شوند.
از آنجایکه انگلیس برای جبران خسارت های اقتصادی ناشی از خارج از اتحادیه اروپا روی گسترش همکاری های تجاری با آمریکا حساب کرده بود اکنون ترس از آن دارد که گفته های اقای داراک روابط را میان دو کشور تیره بسازد.
جرمی هانت وزیر امور خارجه بریتانیا و همچنین نامزد پست نخست وزیری انگلیس که انتظار دارد ترامپ در انتخابات پیش رو از وی حمایت کند مدعی است سخنان داراک دیدگاه شخصی اوست و دولت انگلیس چنین نظری در مورد ترامپ و حکومتش ندارد.
دولت انگلیس در باره افشای این ایمل ها با کاخ سفید تماس گرفته و ابراز تاسف کرده است.
این ایمل از سوی یک روزنامه نگار نزدیک به نایجل فاراژ منتشر شده است. فاراژ رهبر حزب دست راستی برگزیت و یکی از دوستان نزدیک ترامپ در بریتانیا است که حدود سه سال قبل ترامپ از او به عنوان فردی یاد کرده بود که میتواند سفیری خوب برای بریتانیا در ایالات متحده آمریکا باشد.
اشرفغنی؛ رییس حکومت وحدت ملی میگوید صلح و انتخابات بدیل هم نه؛ بلکه متمم یکدیگر است.
آقای غنی این سخنان را روز سهشنبه، ۱۸ سرطان در نشست کابینه بیان کرد و گفت که این دو پروسه به هیچوجه بدیل هم بوده نمیتواند. او گفت که انتخابات باید در زمان معین آن برگزار شود.
آقای غنی همچنین تأمین امنیت انتخابات و برگزاری آن را نکتهای کلیدی در وظایف نهادهای امنیتی و ملکی توصیف کرد و افزود که هیچ مقام دولتی و نیروهای امنیتی حق مداخله در انتخابات را ندارند.
رییس حکومت وحدت ملی همچنین شک و شبهه برخی سیاسیون و نهادها نسبت به برگزاری انتخابات را رد کرد و گفت: «در مورد برگزاری انتخابات هیچ نوع شک و شبهه ای وجود نداشته باشد، این وظیفه ملی ما است، این وجیبه قانونی ما است و تعهد اخلاقی ما است.»
این تأکید یکبار دیگر نشان می دهد که تردیدهای عمیقی درباره سرنوشت انتخابات وجود دارد. تشدید و تسریع روند صلح آشکار به این تردیدها دامن زده و ابهام و آشفتگی در فرایند انتخابات را افزایش داده است.
طالبان در نشست اخیر دوحه، بندی را بر آن افزودند که در افغانستان به شدت واکنش برانگیز شد و حساسیت های زیادی را به وجود آوردند. به اصرار طالبان، تأکید بر ایجاد نظام اسلامی در قطعنامه پایانی نشست دوحه، درج شد. این تأکید، واکنش صریح و سریع حکومت افغانستان، شورای ملی، شماری از مردم و ناظران را در پی داشت. آنها تصریح کردند که نظام افغانستان «اسلامی» است.
سخنگویان حکومت و معاون دوم ریاست جمهوری هم اعلام کردند که هیچ توافق صلحی نمی تواند خارج از چارچوب های تعریف شده در قانون اساسی برای نوعیت نظام، دستاوردهای ۱۸ ساله و حقوق اساسی شهروندان به امضا برسد. با اینهمه از نظر کارشناسان، این موارد، مانع اصلی هرگونه توافق صلح با طالبان است؛ زیرا نمی توان انتظار داشت که از یکسو با طالبان، صلح کرد و راه را برای بازگشت آن گروه به عرصه رقابت های آرام و صلح آمیز سیاسی برای کسب قدرت فراهم نمود و از جانب دیگر، پیش شرط ها و ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک آنها درباره نوعیت نظام، ساختار قدرت و… را نپذیرفت.
بربنیاد برخی گزارش ها از درون نشست اخیر دوحه، نمایندگان دولت و جریان های سیاسی و فعالان مدنی افغانستان با طالبان در خصوص درج برخی تعابیر و واژه ها در متن قطعنامه، دچار تنش و درگیری لفظی شده اند.
این نشان می دهد که دستیابی به یک توافق صلح به ویژه زمانی که کار اجرایی و پروسه عملیاتی چنین توافقی آغاز شود، هرگز آسان نخواهد بود و در این میان، یکی از مواردی که به شدت در معرض تهدید قرار دارد، انتخابات پیش روی ریاست جمهوری است.
تا همینجا هم قدرت های خارجی که اصلی ترین حامی مالی و سیاسی انتخابات افغانستان محسوب می شوند، با دلسردی و بی میلی این روند را دنبال کرده اند. بربنیاد ارزیابی شماری از نهادهای ناظر انتخاباتی، هنوز بودجه لازم برای برگزاری انتخابات از سوی مراجع کمک کننده، تأمین نشده است؛ این در حالی است که کمیسیون های انتخاباتی، مصارف عمده این روند را مشخص کرده اند.
به نظر می رسد که روند صلح، پروسه انتخابات را تحت الشعاع قرار داده است و تأکید افرادی مانند اشرف غنی که انتخابات را تنها زمینه ممکن برای تمدید قدرت خود و متضمن آینده سیاسی خویش می دانند، بر برگزاری انتخابات علیرغم پیشبرد روند صلح، واقعیت های نه چندان گوارای موجود در این زمینه را تغییر نخواهد داد.
بدیهی ترین واقعیت قابل تصور در این زمینه این است که طالبان، حاضر به مشارکت در یک روند دموکراتیک برای تصاحب قدرت نیستند؛ بنابراین، باید صلح بتواند بدیل دیگری برای انتخابات ارائه کند تا این روند به سرانجامی موفق برسد.
در اعلامیه آمده است در یک عملیات هوایی در ولسوالی امام صاحب کندز یک موضع طالبان نابود شد و هشت تن از این هراس افگنان کشته شدند.
یک منبع امنیتی گفت این عملیات در ساعات اولیه بامداد امروز انجام شد که طی آن هشت تن از جنگجویان زبده طالبان در آن کشته شد و سلاح و مهمات شان نیز نابود گردید.
ولایت استراتژیک کندز در شمال شرق افغانستان و بر سر راه تخار و بدخشان واقع شده است.
در این ولایت گروه های تروریست داخلی و خارجی زیادی فعال است و از پایگاه های نیرومند طالبان نیز به شمار می رود.
این شهر تا اکنون دو بار به دست طالبان سقوط کرده است.
هدف از این تأخیر دو ساله در
انتخابات قرار دادن فرصت کافی در اختیار طالبان برای ادغام شدن در ساختار سیاسی
حکومت افغانستان عنوان شده است.
این در حالی است که زلمی خلیل
زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، روز سه شنبه هفته جاری و پس از
اتمام دور هفتم مذاکرات امریکا و طالبان عازم چین شد و قرار است برای ارائه گزارش
کار خود به مقامات امریکا عازم واشنگتن شود.
تحلیل گران مسائل سیاسی دور
هفتم مذاکرات امریکا و طالبان در دوحه قطر را مفید توصیف کرده اند و از امضای
توافقات میان دو طرف در آینده ای نزدیک خبر می دهند.
احمد سعیدی، کارشناس مسائل
سیاسی، در مقاله ای گفته است ایالات متحده و طالبان روی خروج نیروهای خارجی از
افغانستان در بازه زمانی دو سال توافق کرده اند.
به گفته سعید امریکا و طالبان
همچنین بر ادامه کار دولت وحدت ملی تا دو سال برای ادغام شدن طالبان در دولت
افغانستان موافقت کرده اند.
آقای سعید افزود انتخابات به مدت دو سال به تعویق می افتد
و کشورهای منطقه ای نظیر چین پروسه صلح افغانستان را ضمانت می کنند.
این در حالی است که انتخابات
ریاست جمهوری افغانستان قرار است در ماه میزان پیش رو برگزار شود و رئیس جمهور غنی
به دفعات بر برگزاری انتخابات در زمان اعلام شده تأکید کرده است.
به گفته غنی انتخابات و پروسه
صلح تکمیل کننده یکدیگرند و این طور نیست که یکی بدیلی برای دیگر باشد.
رحمت الله بیجان پور، تحلیل گر
دیگر مسائل سیاسی، نیز می گوید خلیل زاد به چین سفر کرد تا حمایت این کشور از
توافق صلح با طالبان را جلب کند.
به گفته وی شامل شدن کشورهای
منطقه از جمله چین و روسیه به عنوان ضامن در پروسه صلح افغانستان بخشی از توافق
امریکا با طالبان است.
این اتهام در حالی صورت می گیرد که مذاکرات مستقیم میان ایالات متحده و طالبان برای ختم جنگ هجهد ساله در افغانستان به اوج خود رسیده است.
محمد عمر
نبی، از اعضای تیم مذاکره کننده طالبان، امروز گفت داعش دشمن اسلام است، مسلمانان
را رد می کند و ایده های خاص خود را دارد.
عمری
تأکید کرد برخی مقامات دولت غنی و بزرگان قومی اعتراف کرده اند که امریکا جنگجویان
داعش را از یک ولایت به ولایت دیگر افغانستان جابه جا می کند. طالبان در ماه رمضان
در ولایت جوزجان جنگجویان داعش را در یک نقطه جمع کرده بود اما دولت افغانستان و
سازمان استخبارات امریکا با هلی کوپتر آنها را به کابل منتقل نمود.
به گفته
عمری داعش که برای اولین بار در کشورهای خاورمیانه ای سوریه و عراق ظهور پیدا کرد، توسط ارتش های این کشورها
و همکاری مردم شکست خورد و اکنون هیج جایی
برای مستقر شدن ندارند اما امریکا افغانستان را مکان خوبی برای انتقال داعش پیدا
کرد.
این عضو
تیم مذاکره کننده طالبان به خبرگزاری “راشا تودی” گفت طالبان اکنون 60
درصد خاک افغانستان را در اختیار دارد.
وی تأکید
کرد اشرف غنی تنها نصف کابل را در اختیار دارد، وی به اسم رئیس جمهور است و روی
دیگر ولایات کنترلی ندارد.
عمری
افزود طالبان در ابتدا سعی می کنند با امریکا روی خروج نیروهای خارجی از افغانستان
به توافق برسند و در ادامه با حکومت افغانستان مذاکره خواهند کرد.
خبرگزاری رویترز در این گزارش با اشاره به توقف مذاکرات زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا برای صلح افغانستان و نمایندگان طالبان در دور هفتم مذاکرات و سفر او به چین و سپس به امریکا، گفته حکومت امریکا پس از گزارش خلیلزاد، در مورد مذاکرات با طالبان یک بیانیه صادر خواهد کرد.
این خبرگزاری به نقل از مقامهای امریکایی گفته امریکا و طالبان در دور هفتم مذاکرات به یک توافق نزدیک شدهاند که بر اساس آن، امریکا نیروهای خود را از افغانستان خارج میکند و طالبان اطمینان میدهند دیگر خاک افغانستان مورد استفاده تروریستان بینالمللی قرار نمیگیرد.
یک دیپلمات غربی نیز به رویترز گفته است، شرایط برای یک توافق سیاسی میان طالبان و امریکا فراهم شده است.
در همین حال، سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر نیز به رادیو آزادی گفته است، برای اینکه هیأت امریکایی و نمایندگان طالبان با رهبرانشان مشورت کنند، مذاکرات دور هفتم به صورت موقت متوقف شد اما به زودی از سر گرفته میشود.
در این میان، سخنگوی ریاست جمهوری میگوید که از همه بحثها در دوحه با خبر بوده و امیدوار اند در دو ماه آینده یک تفاهمنامه صلح به امضا برسد.
به گفته صدیقی، این مرحله نخست پروسه صلح است که راه را برای گفتگوهای مستقیم هموار میسازد.
مولوی قلمالدین، از مقامهای پیشین طالبان به یکی از رسانه های داخلی میگوید، امروز نشستی در بارۀ صلح افغانستان در چین برگزار شد که نمایندگان برخی از کشورها در آن حضور داشتند.
به گفتۀ او، زلمی خلیلزاد نمایندۀ ویژۀ وزارت خارجۀ آمریکا برای صلح افغانستان نیز در این نشست حضور داشت و در بارۀ توافق آمریکا و طالبان روی خروج نیروهای خارجی از افغانستان به اشتراککنندگان این نشست اطلاعات داده است.
این مقام پیشین طالبان میافزاید، نمایندگان آمریکا و طالبان روز گذشته در دوحه بر سر خروج نیروهای خارجی از افغانستان توافق کردهاند و آقای خلیلزاد پس از نشست چین به آمریکا میرود.
قلمالدین میگوید، پس از بازگشت خلیلزاد از آمریکا، دور هفتم مذاکرات طالبان و آمریکا ادامه مییابد و توافقنامۀ خروج نیروهای خارجی از افغانستان در حضور نمایندگان سازمان ملل و دیگر کشورها امضا میشود.
سید اکبرآغا، دیگر مقام پیشین طالبان نیز به سلام وطندار گفت از نشست دیروز قطر چنین استنباط میشود که دو طرف روی خروج نیروهای خارجی از افغانستان به توافق رسیدهاند.
زلمی خلیلزاد نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای صلح افغانستان نیز روز گذشته در توییترش نگاشته بود برای ادامۀ دور هفتم گفتوگوهای صلح با طالبان به چین رفته و پس از دیدار با مقامهای چینی، گزارش نشست دور هفتم را با مقامهای آمریکایی در میان خواهد گذاشت.
خلیلزاد در ادامه نوشت در ادامۀ نشست دور هفتم، پس از موضوع خروج نیروهای خارجی روی روابط آمریکا و افغانستان با نمایندگان طالبان بحث خواهد شد.
سهیلشاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر هم به رسانه ها گفت بحث خروج نیروهای خارجی افغانستان تا حد زیادی نهایی شده و به زودی در این زمینه توافق خواهد شد.
به گفتۀ او، دور هفتم گفتوگوهای صلح میان این گروه و آمریکا دوباره آغاز میشود و ممکن است توافقنامۀ خروج نیروهای خارجی در نشست پیشرو امضا شود.
نشست گفتوگوهای بینالافغانی نیز دو روز قبل با صدور قطعنامۀ 8 مادهیی و تأکید بر کاهش خشونتها و تلفات غیرنظامیان در قطر به پایان رسید.
آنان مسئولان محلی به ویژه نهادهای امنیتی را به کمکاری متهم میکنند و میافزایند، علاوه بر شاهراه بادغیس-هرات، برخی مسیرهای منتهی به این شاهراه نیز از سوی طالبان بسته شده است.
باشندگان بادغیس از حکومت میخواهند با راهاندازی عملیاتی این مسیر را از وجود مخالفان مسلح دولت پاکسازی کند.
عبدالعزیز بیک، رئیس شورای ولایتی بادغیس نیز تصرف شاهراه بادغیس-هرات را از سوی طالبان تأیید میکند و میگوید که باشندهگان این ولایت از این مسیر به آسانی رفتوآمد کرده نمیتوانند.
اما عبدالغفور ملکزی، والی بادغیس تصرف شاهراه بادغیس-هرات را از سوی طالبان رد میکند و میگوید افراد این گروه تنها برای چند ساعت در مسیر این شاهراه میآیند و دوباره فرار میکنند.
والی بادغیس میافزاید به تازگی اردوی محلی و نیروهای خیزش مردمی مجهز با تجهیزات پیشرفته برای تأمین امنیت در این شاهراه مستقر شدهاند.
بادغیس از ولایتهای ناامن در غرب کشور به شمار میرود که تنها در چند ماه اخیر ولسوالی بالامرغاب این ولایت دو بار به دست طالبان سقوط کرد.
گفته میشود طالبان در بیشتر ولسوالیهای این ولایت حضور فعال دارند.
در قطعنامه نشست بین الافغانی قطر تاکید شد طرفهای درگیر باید از حمله به اماکن عمومی از جمله مکاتب، شفاخانهها و محلات مسکونی برای به صفر رساندن تلفات غیرنظامی، خود داری کنند.
اما؛ دقایقی پس از صدور این قطعنامه، عباس استانکزی یک عضو دفتر طالبان در قطر اعلام کرد مواد این قطعنامه جنبه الزامی ندارند، یعنی این گروه ملزم نیست خشونت را کاهش دهد.
با این وجود، شماری از نمایندگان مجلس نیز با تاکید بر این که قطعنامه نشست بین الافغانی قطر جنبه عملی ندارد میگویند طالبان از ابتدای صدور این قطعنامه نسبت به عملی شدن آن انکار کردند.
محمد علی اخلاقی یکی از نمایندگان مجلس گفت: “باور نداریم که قطعنامه نشست بین الافغانی قطر جنبه عملی داشته باشد و اثر محسوسی در کاهش جنگ و خشونتها در کشور داشته باشد؛ زیرا عباس استانکزی خود تاکید کرد که عملی شدن مواد این قطعنامه الزامی نیست و صرف پیشنهاد اشتراک کنندگان است.”
آقای اخلاقی بیان داشت اگر طرفهای درگیر خود برای کاهش خشونتها توافق کنند و طالبان به ارزشهای بیش از یک و نیم دهه اخیر در کشور احترام قایل شوند خوب در غیر آن چنین قطعنامهها هیچ سودی به ویژه بر بهبود اوضاع امنیتی کشور ندارد.
عبدالقیوم سجادی دیگر عضو مجلس نیز گفت که تعهد به ادامه مذاکرات بین الافغانی و احترام به ارزشها و دستاوردهای 18 سال گذشته از نکات مهم در قطعنامه نشست بین الافغانی دوحه است که راه را برای انجام مذاکرات بعدی باز نگهداشته است؛ اما در مورد کاهش خشونتها باید در عمل دیده شود که طالبان چه اقدامهای را در این خصوص روی دست میگیرند.
محمد رحیم علییارزاده دیگر عضو مجلس هم گفت، هرچند قطعنامه نشست دوحه به عنوان یک توافق مطرح نبود؛ اما مواردی که روی آن تفاهم صورت گرفته در ذات خود یک گام به جلو است.
آقای علییار زاده تاکید کرد که گام اساسی و مهم در راستای تامین صلح در افغانستان زمانی برداشته خواهد شد که مذاکرات رسمی میان حکومت افغانستان و طالبان آغاز گردد.
در نشست بین الافغانی قطر در حالی بر کاهش خشونتها در افغانستان به ویژه در حمله بر محلات مسکونی تاکید شده که طالبان در چند روز گذشته بر اهدافی نزدیک به مناطق مسکونی در کابل و غزنی حمله کردند که در نتیجه بیش از 300غیر نظامی که اکثراً شاگردان مکاتب بودند، کشته و زخمی شدند.
این حملات از سوی بسیاری از نهادهای ملی و بین المللی جنایت جنگی خوانده شده است.
لیلا جعفری یکی از اعضای اشتراک کننده نشست بینالافغانی قطر پیرامون چگونگی برگزاری این نشست و حواشی آن سخنان جالبی دارد.
خانم جعفری در مصاحبه با یکی از خبرگزاری های داخلی گفت:” هنگام نوشتن قطعنامه این نشست، تنشی لفظی میان زنان اشتراک کننده و هیات طالبان به وجود آمد که طالبان ادعا کردند زنان افغان را شلاق نزدهاند.”
جنجال یا تنش لفظی میان هیات سیاسی و هیات طالبان زمانی به وجود آمد که شش نفر از هیات سیاسی (عمر زاخیلوال، نادر نادری، لطفالله نجفی، فوزیه کوفی، حبیبه سرابی) و سه نفر از هیات طالبان روی قطعنامه کار میکردند؛ جنجال دو طرف بر سر ذکر واژه “خروج مسوولانه” بود که طرف هیات طالبان خواهان درج این واژه در قطعنامه نبود.
حبیبه سرابی در برابر هیات طالبان واکنش نشان داده و بیان کرده که باید خروج نیروهای خارجی از افغانستان مسولانه و برنامهریزی شده باشد تا ظلم و ستم طالبان مبنی بر اجرای حکم شلاق بالای زنان، تکرار نشود اما طرف طالبان خطاب به حبیبه سرابی گفته:”مگر ما شما را شلاق زدهایم؟” حبیبه سرابی نیز پاسخ داده:” ویدیوها موجود است، آیا نشان دهیم؟ و پس از این، هیات طالبان سکوت را اختیار کردند”.
او گفت، طالبان به صورت آشکار بیان نکردند که حضور زنان در جامعه را بر اساس شریعت و دین اسلام میپذیرند اما تاکید داشتند که افغانستان یک کشور اسلامی است و طرفدار حق تحصیل زنان، حق میراث، حق انتخاب همسر و حق انتخاب کار در محیطهای مصون میباشند.
به دنبال این گفتهها در جریان نشست دو روزه قطر، گزارشهایی به نشر رسید که در این نشست، هیات گروه طالبان خواستار جداسازی صنفهای درسی دختران و پسران در دانشگاهها شده است که این امر، با واکنشهای زیادی روبرو شده و در صفحات اجتماعی بازتاب گسترده یافت.
بانو جعفری در گفت و گو با جمهور افزود از حضور دو روزه خود در نشست قطر دریافته که حس افغان بودن، منافع مشترک و درد مشترک را در وجود هیات طالبان دیده است؛ نقطهای که طالبان میخواهند با محوریت افغانها گردهم آمده تا به یک تفاهم افغانی دست پیدا کنیم.
در این نشست دو روزه، هیات طالبان نگرانیهای شان را مبنی بر مداخله کشورهای همسایه و منطقه در امور نظام و سیاست افغانستان مطرح کرده و خواستار قطع این مداخلات شد.
چگونگی نظام اسلامی و اشغال افغانستان از سوی خارجیها از نقاط اختلافی هیات سیاسیون و هیات طالبان بود؛ طالبان گفتند:”ما یک کشور اسلامی میخواهیم” اما هیات سیاسیون از هیات طالبان پرسیدهاند که کدام نظام اسلامی؛ روی این منظور، دو طرف در نتیجه این بحث به تفاهم رسیدهاند که باید به تعریف واحد و مشترک از دین اسلام پیدا شود.
در نشست دو روزه قطر، باور هیات طالبان این بود که افغانستان از سوی خارجیها اشغال شده و باید از کشور بیرون شوند اما این سوی میز(طرف هیات سیاسیون) هر کدام تفسیری از اشغال داشته و قبول نکردند که گویا کشور اشغال شده باشد. در میان هیات سیاسیون افرادی از مولویها حضور داشته و چگونگی اشغال را به جانب هیات طالبان، بیان کردند که بحث افغانستان اشغال نیست بلکه ختم جنگ مورد بحث است.
به دنبال این گفتگوها، طالبان صریح و واضح به جانب هیات سیاسیون افغان بیان کرده:”وقتی خارجیها بیرون شوند، راه برای مذاکره مستقیم بینالافغانی باز میشود، کدام مانعی وجود نداشته و افغانها خود به تفاهم خواهند رسید.” اما جانب سیاسیون نگرانیهای شان را به هیات طالبان ابراز کردند که بر کدام اساس و محور بیرون شوند تا جنگ افغانستان خاتمه یابد؟
این در حالی است که روز گذشته، حکومت افغانستان نسبت به نتیجه نشست بینالافغانی ابراز امیدواری کرد که احتمال میرود پس از اول ماه سپتامبر میلادی، زمینه گفتگوهای مستقیم حکومت با طالبان فراهم شود.