دسته: سیاست

  • نشست استانبول به بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد

    نشست استانبول به بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد

    مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه می گوید کنفرانس صلح افغانستان که قرار است در ترکیه برگزار شود به بعد از ماه رمضان موکول شده است.

    آقای چاووش اوغلو در مصاحبه با شبکه تلویزیونی هابرترک گفت این گفت و گوها به دلیل مسائلی در مقدمه چینی عقب افتاده است، وی اما نگفت آیا طالبان شرکت در آن را پذیرفته است یا خیر

    نشست استانبول که ترکیه، قطر و سازمان ملل میزبان آن خواهند بود قرار بود ۲۴ آوریل شروع شود تا فرآیند تلاش برای رسیدن به توافق صلح میان دولت افغانستان و طالبان را تسریع کند.

    آقای چاووش اوغلو همچنین در توییتی نوشت: «ما با قطر، آمریکا و سازمان ملل رایزنی کرده ایم. ما تصمیم گرفته ایم کنفرانس استانبول در مورد فرآیند صلح افغانستان را به بعد از عید فطر موکول کنیم.»

    خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از سه منبع مطلع گزارش داد دلیل تاخیر در شروع گفت و گوها عدم مشارکت طالبان است.

    یک مقام بلندپایه دولت افغانستان که نخواست نامش فاش شود به رویترز گفت: «نشست استانبول در تاریخ مقرر برگزار نخواهد شد چون طالبان از شرکت در آن خودداری می کند.»

    ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، تاخیر در گفت و گوها را تایید نکرد اما گفت تلاش های وسیع تر دیپلماتیک ادامه می یابد.

    وی افزود ما همیشه روشن گفته ایم، که استانبول جایگزین دوحه نیست.

    استفان دوجاریک سخنگوی سازمان ملل پیشتر در این روز گفت نمی تواند تایید کند آیا نشست استانبول عقب افتاده است یا نه.

    وی تاکید کرد:«سازمان ملل در کنار دیگر برگزارکنندگان، قطر و ترکیه، به تعامل با نمایندگان افغانستان و طالبان در مورد راه های تقویت و افزودن بر نیروی محرکه مذاکرات بین الافغانی ادامه می دهد.«

    وزارت خارجه ترکیه قبلا گفته بود طالبان به دلیل عدم خروج نیروهای آمریکایی تا اول ماه مه، از شرکت در نشست استانبول انصراف داده است.

    با این حال محمد حنیف اتمر، وزیر خارجه افغانستان، هفته پیش از طالبان خواست نشست صلح استانبول را فرصتی بداند که “نباید از دست داد.”

    نشست استانبول یکی از مهمترین نشست ها در مورد آینده صلح افغانستان خوانده شده که جامعه بینالمللی انتظار دارد گروه های افغان در آن بتوانند بر سر پایان جنگ و “تشکیل دولت انتقالی صلح” در کشور به توافق برسند.

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، روز ۱۴ آوریل اعلام کرد نیروهای آمریکایی تا ۱۱ سپتامبر امسال به صورت کامل از افغانستان خارج خواهند شد.

    دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در ماه فوریه سال پیش توافقی را با طالبان امضا کرد که هدف آن پایان دادن به طولانی‌ترین جنگ آمریکا بود.

    براساس آن آمریکا گفت کلیه نیروهایش را تا ماه مه ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می کند و طالبان قول داد اجازه عملیات از خاک افغانستان را به گروه های افراط‌گرا ندهد.

    به دنبال این توافق، حملات شورشیان طالبان به نیروهای بین‌المللی متوقف شد اما حملات این گروه به نیروهای امنیتی افغانستان همچنان ادامه یافت.

    طالبان اکنون خروج دیرهنگام نیروهای آمریکایی را نقض توافق می دانند.

    بعد از سقوط طالبان در حمله سال ۲۰۰۱ آمریکا، این گروه دوباره به تدریج قوت گرفت، به طوری که تا سال ۲۰۱۸ در بیش از دو سوم افغانستان فعال و تهدیدی برای دولت بود. در این مدت هزاران نفر کشته شده اند، از جمله ۲۴۰۰ سرباز آمریکایی.

    در اوج جنگ در افغانستان، ۸۸ هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور داشتند و پس از خروج آخرین نیروهای آمریکایی از افغانستان، شمار این نیروها به ۲۰۰۰ هزار نفر کاهش خواهند یافت.

  • اتحاد شوراهای حزب اسلامی: حکومت و سایر نهادها فاقد طرح واحد ملی برای صلح هستند

    اتحاد شوراهای حزب اسلامی: حکومت و سایر نهادها فاقد طرح واحد ملی برای صلح هستند

    جمعه خان همدرد رییس شوراهای حزب اسلامی روز سه شنبه، 31 حمل در یک نشست خبری در کابل گفت: حکومت افغانستان، شورای عالی مصالحه و جریان های مطرح سیاسی، فاقد طرح واحد برای مصالحه ملی هستند.

    او گفت: طرحی که از سوی شورای مصالحه، منتشر شده است، طرحی جامع و همه شمول نیست در زمینه احزاب مطرح سیاسی، شخصیت‌های تاثیر گذار ملی تفاهم و مشورت صورت نگرفته است.

    همدرد علاوه کرد: شورای عالی مصالحه باید در تفاهم با حکومت، احزاب مطرح سیاسی و شخصیت های تاثیر گذار ملی، طرح واحد و جامع را تهیه و تدوین می کردند و توافق همه ی احزاب و جریان های سیاسی در طرح درنظرگرفته می شد.

    او همچنین گفت: لست اشتراک کنندگان نشست ترکیه، مورد قبول جریان های سیاسی نیست زیرا در تعین افراد هیچ نوع ملاک و معیار درنظر گرفته  و اجماع ملی بوجود نیامده است.

    او گفت اتحاد شوراها حزب اسلامی افغانستان از تصمیم اداره جو بایدن رییس جمهور ایالات متحده آمریکا استقبال مینماید و امید وار است الی تاریخ تعیین شده خروج نیروهای نظامی آمریکا و ناتو انجام شود و اجماع ملی شکل گیرد و روند صلح افغانستان به نتیجه مطلوب برسد.

    این گفته‌ها و پیشنهادها در حالی مطرح می‌شود که قرار است 24 اپریل در استانبول برگزار شود. اما گروه طالبان گفته که تا خروج کامل نیروهای خارجی از کشور در این نشست شرکت نمی‌کند.

    رئیس جمهور ایالات متحده امریکا چندی پیش گفته بود که نیروهایش را تا اواسط ماه سپتمبر از افغانستان خارج می‌کند. پیش از این قرار بود که نیروهای خارجی از اول ماه می کشور را ترک کنند.

  • غنی: طالبان یک میلیارد دالر به زیربناهای افغانستان آسیب وارد کرده است

    غنی: طالبان یک میلیارد دالر به زیربناهای افغانستان آسیب وارد کرده است

    رئیس جمهور غنی می‌گوید، «تحرکات طالبان» به ارزش یک میلیارد دالر امریکایی به زیربناهای کشور آسیب رسانیده است. او از طالبان خواست به جای «ماین» گندم و گل بکارند.

    رییس‌ جمهوری، امروز سه‌شنبه، ۳۱ حمل در برنامه هفته حکومت‌داری و منابع بشری گفت طالبان با تخریب تاسیسات دولتی و پلچک‌ها یک میلیارد دالر به اقتصاد کشور ضربه زده‌اند. «به آن‌ها می‌گویم وقتی نمی‌توانید در آبادی کشور سهم بگیرید، چرا ویران می‌کنید؟»

    آقای غنی تخریب تاسیسات دولتی و پل و پلچک در ارغنداب قندهار را نمونه بارزی از ضربه اقتصادی طالبان عنوان کرد و از این گروه خواست که به جای انفجار بمب در نقاط مختلف کشور، گندم بکارد.

    رییس ‌جمهوری همچنین گفت که با خروج نیروهای خارجی از کشور، یک فصل از مناسبات بین‌المللی پایان یافته و فصل جدید همکاری‌های بین‌المللی با تمرکز بر مناسبات اقتصادی، تقویت نیروهای امنیتی، کمک‌های بشردوستانه و توسعه افغانستان آغاز می‌شود.

    پیش‌تر جو بایدن؛‌ رییس‌ جمهوری امریکا زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را ۱۱ سپتامبر اعلام کرده‌است.

    رییس‌ جمهوری امریکا گفته‌است که وقت آن رسیده که جنگ طولانی امریکا در افغانستان پایان یابد و نیروهای امریکایی به خانه‌ برگردند.

    به گفته او، حضور نیروهای امریکایی در افغانستان باعث حفظ و ایجاد یک حکومت پایدار نخواهد شد.

  • خروج نیروهای امریکایی به معنای قطع روابط آنها نیست

    خروج نیروهای امریکایی به معنای قطع روابط آنها نیست

    در این جلسه، ابتدا رئیس جمهور وزارت صنعت و تجارت را جهت تشویق و انسجام سکتور خصوصی به منظور کمک و مساعدت برای فقرا و مساکین در ماه پر برکت رمضان، توظیف کرد.

    همچنان طرح رادیو تلویزیون ملی مبنی بر تدویر برنامه تلویزیونی زیگنال (سنجش) به عنوان مصاحبه های ویژه و اختصاصی با مقام عالی ریاست جمهوری، وزرا، روسای ادارات واحد بودجوی و والیان مورد استقبال قرار گرفت و بر همکاری اعضای کابینه در این زمینه، تاکید شد.

    در مورد نشست قلب آسیا در کشور دوست تاجیکستان و اهمیت گسترش همکاری‌های متقابل افغانستان و تاجیکستان نیز معلوماتی ارائه شد و ریاست عمومی اداره امور ریاست جمهوری غرض تعقیب تعهدات مندرج اعلامیه نشست متذکره و سایر معاهدات دو جانبه، توظیف گردید.

    در مورد تصمیم اخیر رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج نیروهای آن کشور تا ماه سپتامبر سال روان هم صحبت شد و تاکید صورت گرفت بیرون شدن نیروهای امریکایی به معنای قطع مناسبات دو کشور نبوده بلکه فصل جدید از روابط و همکاری ها میان دو کشور میباشد و همچنان در مورد اجرایی و الزامی بودن قراردادها و معاهدات دوجانبه و چند جانبه دو کشور بعد از خروج نیروهای امریکایی، معلومات ارائه گردید.

    به همین ترتیب در مورد آمادگی قبلی دولت در خصوص خروج نیروهای امریکایی از کشور با توانمند سازی نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در جهت دفاع مستقلانه از کشور و در رابطه به حرام دانستن جنگ در افغانستان توسط علمای کشورهای اسلامی معلومات ارائه گردید و بر تدویر لویه جرگه مبنی بر درخواست بی‌طرفی دایمی افغانستان بعد از خروج نیروهای خارجی، تاکید صورت گرفت.

    همچنان وزیر معادن و پترولیم در مورد پروسه تکمیل شدن داوطلبی سمنت جبل السراج و برنده آن (کنسرسیوم سمنت جبل السراج) که در آن ۱۷۰ میلیون دالر سرمایه گذاری میگردد و سالانه بیش از ۱۰ میلیون تن سمنت خشک تولید خواهد داشت و پیشنهاد اعطای قرارداد معدنکاری و تولید آن را به کابینه ارائه کرد که مورد تصویب قرار گرفت.

    کابینه طرح مقرره تنظیم سفرهای رسمی را با یک سلسله تغییرات و طرح مقرره مساعدت مالی صحی برای منسوبین ادارات دولتی را با یک سلسله تغییرات، مورد تصویب قرار داد.

    همچنان کابینه، طرح تعدیل ماده سی و پنجم قانون مالیه بر ارزش افزوده و تقاضای وزارت معادن و پترولیم مبنی بر منظوری اعلان (۲۰) ساحه به عنوان ساحات معدنکاری به مقیاس بزرگ و کوچک و گزارش بررسی مجدد ساحات تحت استملاک بند شاه و عروس و تصویب استملاک ساحات مذکور را تایید کرد.

  • خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر منفی چندانی بر اوضاع کشور ندارد

    خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر منفی چندانی بر اوضاع کشور ندارد

    با اعلام خروج کامل نیروهای امریکایی در یازده سپتامبر سال جاری میلادی از سوی  جو بایدن و نیز احتمال خروج نیروهای ناتو در تاریخ مشابه از افغانستان اماواگرهای زیادی مطرح شده است.

    عده ای این خروج را با آغاز یک جنگ داخلی دیگر مساوی دانسته و نسبت به پیامدهای ناگوار آن هشدار می دهند.

    در این میان اما محمد مختاری،  کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی، می گوید خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان تاثیر چندانی بر اوضاع کشور ندارد.

    وی در فیس بوک خود نوشته است:«خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر چندان مهم و قابل توجهی نخواهد داشت، چراکه، این پدیده مسبوق به سابقه می باشد ؛ به عنوان مثال، باخروج نیروهای شوروی سابق، حکومت داکترنجیب سال‌ها ادامه یافت ومجاهدین نتوانستند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کمائی کنند، تا اینکه حکومت داکترنجیب با پیوستن جنرال دوستم به صف مجاهدین، از درون متلاشی گردید.»

    همچنین درسال ۲۰۱۴ بیش از صد هزار نیروی جامعه‌ی جهانی از کشور خارج شدند، اما حکومت مستقر در کابل تاهم اکنون، استوار باقی مانده است، امروز هم خروج نیروهای باقی مانده خارجی خصوصا آمریکا، از این حیث تغییرات مهمی را باعث نخواهد شد، مگرآنکه دولت مردان و حاکمان پیش پابین، اختلافات داخلی را مهار ننموده زمینه فروپاشی و اضمحلال خویش را از درون فراهم سازند!

    به باور آقای مختاری: خروج نیروهای آمریکائیها وناتو، فرصت بسیار عالی و مناسب برای حکومت از یکسو و گروه طالبان از سوی دیگر خواهدبود، تا با دوراندیشی نقشه راه زندگی مسالمت آمیز و برادرانه را پس از سالها رنج و مصیبت، در افغانستان جنگ زده ترسیم نمایند.

    می طلبد که طالبان از توهمات کاذب و حکومت کابل از تعصبات باطل، دست برداشته واقعیتهای عینی جامعه مسلمان افغانستان را بپذیرند، باید در برابر تحولات مثبت و دست آورد های سازنده و تنوع جمعیتی کشور تمکین کنند، در غیر اینصورت چشمه جوشان خون از شهر و دیار ما خشک نگردیده پرچمهای سیاه مصیبت از فراز بام های این سرزمین، برچیده نخواهد شد.

    نکته مهم در نیل به اهداف مقدس صلح، مذاکرات جدی و اساسی با کشور پاکستان است، زیرا عامل اصلی دوام جنگهای ویرانگر افغانستان، پاکستان و مشخصا سازمان اطلاعات آن( isi) می باشد و طالبان ابزار دست همسایه جنوبی ما یعنی پاکستانی هاست.

  • جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده تصمیم جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان در تضاد با توصیه‌های فرماندهان آمریکایی بوده‌است.

    ژنرال فرانک مک کنزی فرمانده ارتش آمریکا در خاور میانه، اسکات میلر فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان و مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خواهان حفظ ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان همزمان با پیگیری دپلماسی برای تقویت روند صلح بوده‌اند.

    در همین حال، مجلس نمایندگان افغانستان از طالبان خواسته با حضور در نشست استانبول خواسته‌هایش را مطرح کند.

    نشست استانبول در مورد صلح افغانستان در حالی قرار است چند روز دیگر برگزار شود که هنوز مقدمات سفر هیات مذاکره کننده حکومت به ترکیه فراهم نشده و بسیاری از کارشناسان برگزرای این نشست مهم در این تاریخ را غیر ممکن می دانند.

  • وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    بلینکن گفته است: «ما در مورد موضوعات امنیتی منطقه‌ای مورد توجه دوجانب در افغانستان، میانمار و چالش‌های جهانی مانند تغییر آب و هوا صحبت کردیم.»

    در همین حال، جی‌شنکر نیز در توییتی گفته است: «مکالمه، تحولات اخیر در همسایگی نزدیک و گسترده هند را در بر داشت. در مورد آجندای شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین موضوعات مربوط به همکاری‌های صحی تبادل نظر کردیم.»

    ند پرایس سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا نیز در مورد گفت‌وگوی وزرای خارجه دو کشور گفته است که دو رهبر روی هماهنگی نزدیک و دوامدار در حمایت از صلح پایدار و توسعه مردم افغانستان توافق کردند.

    گفتنی است که این رایزنی در آستانه برگزاری کنفرانس صلح استانبول و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صورت گرفته است.

  • برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری کنفرانس ترکیه در مورد افغانستان در تاریخ ۲۴ اپریل، از این جهت غیرممکن به نظر می رسد که طالبان عدم اشتراک خود را در آن اعلام کرده اند، امریکایی ها منتظر تصمیم طالبان هستند و آمادگی های لازم برای نشست نیز دیده نمی شود.

    در ابتدا گزارش هایی به نشر رسید که نشستی تحت مدیریت سازمان ملل در مورد صلح افغانستان، در تاریخ ۱۶ اپریل با حضور احزاب و سیاستمداران افغان و نمایندگان برخی کشورهای منطقه و جهان در ترکیه برگزار می شود؛ اما یک هفته قبل برگزار کنندگان کنفرانس، یک اعلامیه مشترک نشر کرده و گفتند ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد، یک کنفرانس جامع در سطح بالا بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان را، از تاریخ ۲۴ اپریل تا چهارم ماه می، برگزار می کنند.

    فریدون خوځون سخنگوی شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز دو روز پیش (۲۹حمل) گفت برای آغاز این کنفرانس، ۲۴ اپریل انتحاب شده و این شورا برای اشتراک در آن، آمادگی کامل دارد.

    وی در این مورد که طالبان در کنفرانس یادشده اشتراک می کنند یا خیر؟ گفت: «خواست ما از دیگر این است که از هر فرصت برای صلح استفاده کنند.»

    طالبان، هفتۀ گذشته گفتند تا زمانیکه همه نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند، آنها در هیچ کنفرانسی که در مورد افغانستان تصمیم گرفته می شود، شرکت نمی کنند.

    اما پس از آن، ایالات متحدۀ امریکا و سازمان ناتو اعلام کردند خروج نیروهای خود را از افغانستان، از اول ماه می آغاز و به تاریخ ۱۱سپتمبر به پایان خواهند رساند.

    این در حالی است که به اساس توافقنامۀ صلح بین طالبان و امریکا، قرار بود نیروهای خارجی تا ماه می سال جاری، از افغانستان خارج شوند.

    طالبان، تمدید خروج نیروهای خارجی از ماه می تا ماه سپتمبر را نقض توافقنامه دوحه دانستند، و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نیز گفته است که تأخیر در خروج نیروهای خارجی، سرپیچی از توافقنامه دوحه است، این امر وضعیت را پیچیده کرده و موانع در برابر نشست استانبول نیز ایجاد نموده است.

    پژواک، به تاریخ ۲۹ حمل، از محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر پرسید که آیا این کنفرانس، به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر و طالبان در آن اشتراک می کنند یا خیر؟ وی با اختصار گفت: “تاکنون چیزی جدید در این مورد موجود نمی باشد.”

    یک منبع سفارت امریکا در کابل، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، در این مورد که کنفرانس ترکیه به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر؟ گفت: “ما منتظر تصمیم نهایی در مورد اشتراک طالبان در کنفرانس استانبول هستیم، ما و سایر طرف های ذیدخل، از شرکت کنندگان افغان می خواهیم تا هر چه زودتر به دور یک میز بیایند. ”

    منبع افزود که به نظر ایالات متحدۀ امریکا، کنفرانس استانبول فرصتی را برای دولت افغانستان و مذاکره کنندگان طالبان فراهم می کند، تا تلاش های خود را برای یک توافق سیاسی صلح آمیز سرعت بخشند، در بخش صلح پیشرفت شود و نشست ترکیه به پروسۀ دوحه پیشرفت دهد.

    همچنان، حفیظ منصور عضو هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان در دوحه، در سخنان خود به بی بی سی ابراز نگرانی کرده که به اساس تاریخ اعلام شده، چند روز محدود به این کنفرانس باقیمانده؛ اما تاهنوز هم به هیئت مذاکراتی افغانستان در دوحه، سهولت هایی مانند ویزه، تست کرونا و دیگر امکانات سفر آماده نشده است.

    قرار بود کنفرانس ترکیه در تاریخ ۲۴ اپریل آغاز شود؛ اما طالبان گفتند تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان، آنها در کنفرانسی که در مورد این کشور فیصله صورت می گیرد، شرکت نمی کنند، امریکا نیز گفته است منتظر تصمیم طالبان در مورد کنفرانس است و درحالی چهار روز تا برگزاری کنفرانس باقی مانده تا کنون امکانات سفر برای هیئت مذاکره کننده، آماده نشده است.

  • ناهید فرید: طالبان در عمل نشان دهند که سیاست های زن ستیزانه خود را تغییر داده اند

    ناهید فرید: طالبان در عمل نشان دهند که سیاست های زن ستیزانه خود را تغییر داده اند

    رییس کمیسیون حقوق بشر می گوید؛ اگر طالبان می‌خواهند مردم به تغییر فکری ‌شان باور کنند، به مکاتب دخترانه اجازه‌ فعالیت بدهند.

    کمیسیون حقوق بشر، جامعه مدنی و امور زنان مجلس نمایندگان و کاکس پارلمانی زنان در این مجلس در یک اعلامیه‌ی مشترک از طالبان خواسته‌اند که اگر می‌خواهند مردم باور کنند که آنان طالبان از لحاظ فکری تغییر کرده‌اند، حقوق بشر و حقوق زنان را در برنامه‌های ‌شان تمثیل کنند.

    در این اعلامیه‌ی مشترک که امروز (دوشنبه، ۳۰ حمل) از سوی ناهید فرید، رییس کمیسیون حقوق بشر، جامعه مدنی و امور زنان مجلس نمایندگان به خوانش گرفته شد، از طالبان همچنان خواسته شده است که در اولین گام، مکاتب دخترانه را در مناطق زیر کنترل‌شان باز کنند.

    خانم فرید همچنان گفت که زنان افغانستان به روند صلح به‌عنوان روندی می‌بینند که در آن «واقعا» به تمام تشویش‌ها و نگرانی‌های زنان نقطه‌ی پایان گذاشته شود.

    او تأکید کرد که این امر تنها می‌تواند در یک روند شفاف و همه‌شمول و با حضور معنادار و باکیفیت زنان در روند صلح عملی شود. او افزود: «جهان باید در چنین مقطع حساس تاریخی در کنار زنان افغانستان بیایستد».

    ناهید فرید از سازمان ملل نیز خواست که افغانستان را در امر مبارزه با تروریزم جهانی کمک کند و در جریان روند صلح از ارزش‌های مشترک دموکراتیک حقوق زنان و حقوق بشر حمایت کند.

    خانم فرید گفت: «جهان بداند که طالبان قسمتی از واقعیت افغانستان اند ولی تصویر کلی از تمام ابعاد ملت افغانستان، تاریخ افغانستان و ارزش‌های مملکت را نمایندگی نمی‌کنند».

    او تصمیم امریکا و ناتو برای خروج از افغانستان را درحالی که مردم افغانستان به دورنمای صلح چشم دوخته‌اند، تأسف‌بار خواند و گفت که خروج بدون قید و شرط از افغانستان و امضای توافق‌نامه‌ی دوحه از امتیازاتی اند که امریکا به طالبان داده است، اما متضرر اصلی آن مردم افغانستان و به‌ویژه زنان اند.

    رییس کمیسیون حقوق بشر، جامعه مدنی و امور زنان مجلس نمایندگان گفت: «خروج بدون قید و شرط، غیرمسئولانه و شتاب‌زده‌ی ناتو در شرایطی که افغانستان به یک فصل جدید تاریخ خود می‌رود، مردم افغانستان و بیشتر از همه نیروهای امنیتی و دفاعی را متضرر خواهد کرد».

    خانم فرید علاوه کرد که در صورت تشدید جنگ، نیروهای امنیتی و دفاعی به حمایت مالی و تجهیزات بیشتری نیاز دارند. او از همکاران بین‌المللی افغانستان خواست تا با کمک‌های مالی، تجهیزاتی و استخباراتی‌شان مردم افغانستان را در این مقطع تاریخی کمک کنند.

    ناهید فرید در ادامه گفت که اگر طالبان فکر می‌کنند که پس از خروج نیروهای خارجی، از راه جنگ کنترل افغانستان را به‌دست می‌گیرند، اشتباه می‌کند. به‌گفته‌ی او، مردم افغانستان با تمام توان در کنار نیروهای امنیتی و دفاعی در مقابل «تجاوز آشکار» به ارزش‌های خود خواهند ایستاد.  

  • عمران خان: غرب باید توهین با پیامبر اسلام را همانند هلوکاست جرم بپندارد

    عمران خان: غرب باید توهین با پیامبر اسلام را همانند هلوکاست جرم بپندارد

    نخست وزیر پاکستان در واکنش به تظاهرات شهروندان این کشور علیه فرانسه، گفت غرب باید با عاملان اهانت به پیامبر مسلمانان، شبیه برخورد با افرادی که هولوکاست را انکار می‌کنند، رفتار کند.
    هزاران تن از هواداران یک گروه مذهبی در پاکستان، در روزهای اخیر در اعتراض به نشر کاریکاتورهای پیامبر اسلام، در سراسر پاکستان دست به اعتراض زدند و خواستار اخراج سفیر فرانسه از اسلام‌آباد شدند.
    نخست‌وزیر پاکستان در توییترش نوشته است: «افرادی که در غرب، به شمول سیاستمداران افراطی راست‌گرا که با استفاده از آزادی بیان، عمداً چنین اهانت‌هایی را مطرح می‌کنند، شهامت و جرئت اخلاقی لازم را ندارند تا در برابر آن از ۱.۳ میلیارد مسلمان معذرت بخواهند».
    او نوشته است که دولت‌های غربی لازم است با استفاده از همان شیوه‌ای که ابراز نظر منفی در بارهٔ هولوکاست را غیرقانونی قرار داده، نفرت‌پراکنی عمدی نسبت به مسلمانان و پیامبرشان را غیرقانونی اعلام کنند.
    این در حالی‌ست که در چند روز گذشته، تظاهرات هواداران تحریک لبیک در پاکستان در اعتراض به بی‌حرمتی به مقدسات اسلامی در پاریس، به خشونت کشیده شد.
    چندین تجمع و تظاهرات ضد فرانسه در چندین شهر پاکستان از هفته گذشته تاکنون برگزار شده و به خشونت گراییده است به طوری که شش نیروی پولیس در درگیری‌ها کشته شدند و سفارت فرانسه نیز از اتباع خود خواست تا پاکستان را به طور موقت ترک کنند.

  • رئیس مجلس از طالبان خواست در نشست استانبول شرکت کنند

    رئیس مجلس از طالبان خواست در نشست استانبول شرکت کنند

    رییس مجلس نمایندگان در نشست عمومی امروز دوشنبه (۳۰ حمل) مجلس نمایندگان از گروه طالبان خواست در نشست استانبول شرکت کرده و خواست‌های شان را مطرح بسازند. او از این گروه تقاضا کرد از نشست استانبول به نفع مردم افغانستان استفاده کنند.
    رحمانی در عین حال از کشورهای اثرگذار منطقه و سازمان ملل متحد نیز خواست که گروه طالبان را برای شرکت در نشست استانبول ترغیب کنند.
    او افزود که نشست استانبول امیدواری‌های زیادی برای قطع جنگ و حل صلح‌آمیز بحران افغانستان ایجاد کرده است.
    به‌ گفته‌ رحمانی، وجود اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی و آمادگی شورای عالی مصالحه‌ ملی برای شرکت در نشست استانبول نیز خوش‌بینی‌های زیادی برای نتیجه‌بخش بودن مذاکرات به میان آورده است.
    میر رحمان رحمانی علاوه کرد که مردم افغانستان و شورای ملی نشست استانبول را یک فرصت تاریخی می‌دانند.
    آقای رحمانی تأکید کرد که حفظ نظام، قانون اساسی و آزادی و ارزش‌های مدنی از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخ معاصر افغانستان است که حفظ آن‌ها برای تمامی طرف‌ها مهم و مفید است.
    قرار است نشست استانبول به تاریخ ۴ ثور برگزار شود، اما گروه طالبان اعلام کرده که تا خروج کامل نیروهای خارجی در هیچ نشستی اشتراک نخواهد کرد.

  • کمیسیون امور زنان مجلس نمایندگان از جامعه‌ی جهانی خواست از حقوق زنان حمایت کند

    کمیسیون امور زنان مجلس نمایندگان از جامعه‌ی جهانی خواست از حقوق زنان حمایت کند

    این اعلامیه‌ی مشترک، در نشست عمومی روز دوشنبه (۳۰ حمل) مجلس نمایندگان، از سوی ناهید فرید، رییس کمیسیون حقوق بشر، جامعه‌ی مدنی و امور زنان مجلس به خوانش گرفته شد.

    در این اعلامیه، از گروه طالبان خواسته شده که در گام نخست، مکتب‌های دخترانه را در مناطق زیر کنترل‌اش باز کند.

    با این حال، بانو فرید گفت که در چنین شرایطی، جامعه‌ی جهانی باید کنار زنان افغانستان ایستاد شود. او، از سازمان ملل متحد نیز خواست که از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در افغانستان به ویژه حقوق زنان و حقوق بشری، حمایت کند.

    او تاکید کرد که گروه طالبان، بخشی از از واقعیت افغانستان است؛ اما از تمام مردم، تاریخ و ارزش‌های کشور نمایندگی نمی‌کند.

    بانو فرید، با اشاره به اعلام خروج سربازان امریکایی و ناتو از افغانستان، گفت: «در حالی که مردم افغانستان به صلح امیدوار اند، تصمیم خروج از افغانستان تاسف‌بار است. خروج بی‌قید و شرط، امتیازی است که امریکا به طالبان داده؛ اما کسانی که در نتیجه‌ی این تصمیم متضرر می‌شوند، مردم افغانستان و زنان استند.»

    پیش از این، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. ناتو نیز گفته است که هم‌زمان با امریکا، از افغانستان خارج خواهد شد.

    گروه طالبان اما ایالات متحده را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و گفته که مسئولیت عواقب آن به عهده‌ی امریکا است.

    با این حال، رییس‌جمهور غنی، گفته است که با خروج نیروهای خارجی، دولت سقوط نخواهد کرد و نیروهای دفاعی و امنیتی، از کشورشان در برابر هرگونه تحرکات تروریستی دفاع خواهند کرد.

  • چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    بیش از دو دهه است که طالبان با مردم و دولت افغانستان به خاطر برپایی نظام اسلامی در جنگ به سر می‌برند. به رغم آن‌که مشروعیت دینی و شرعی جنگ این گروه و خشونت‌های جاری، از سوی تمام کشورهای جهان، به ‌ویژه کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام ناروا و ناجایز خوانده شده ‌است‌؛ اما شعله‌های آن همه‌روزه در بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان انسان‌های بی‌گناه را به کام خود فرو می‌برد. هیچ روزی نیست که یک فقه و مفتی در یکی از کشورهای اسلامی، جنگ طالبان با مردم و دولت افغانستان را حرام و ناروا نداند و رسانه‌های کشورهای اسلامی در تکریم و نکوهش جنگ طالبان و کشتار انسان‌های مسلمان، فتوای روحانیون‌شان را پخش و نشر ‌نکنند. از زمانی‌ که طالبان در برابر دولت افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی دست به بغاوت زدند و جنگ در برابر نظام اسلامی را که در آن زمان نیز هیچ‌گونه توجیه شرعی و اسلامی نداشت، آغاز کردند، تلاش‌ها پیوسته برای آغاز گفت‌وگو و جلوگیری از تشدید جنگ و پایان خون‌ریزی صورت می‌گرفت؛ اما به دلیل لجاجت گروه طالبان و مواضع نامنعطف این گروه در برابر ریاست دولت جمهوری اسلامی آن‌ زمان که به ‌وسیله یک روحانی دینی رهبری می‌شد، به‌ ثمر ننشست و با شکست مواجه شد. گروه طالبان از همان آغاز به گفت‌وگو و مذاکره تن نمی‌داد و به خاطر استقرار نظام سیاسی مورد نظرش، لشکرکشی و پیروزی از راه جنگ و قوت نظامی را تنها راه ‌حل می‌دانست. هیچ‌کس به‌ یاد ندارد که رهبران این گروه در برابر خواست‌های مردم افغانستان و جامعه‌ جهانی تساهل و مدارا و به خواست مردم تمکین کرده باشند. این گروه با سقوط هر ولایت کشور خون ریخت و انسان‌های زیادی را سلاخی کرد. حتا در هیچ دوره‌ای از تاریخ اسلام، روایت نشده ‌است که اسیر توسط مسلمانان شکنجه، تیرباران یا کشته شود و دارایی عامه و کشت‌زارهای مسلمان و غیرمسلمان تخریب و تاراج گردد؛ اما جنگ‌جویان این گروه تا توانسته‌، انسان‌ها را سلاخی کرده‌اند و حتا در مواردی به حیوانات و پرنده‌گان رحم نکردند. اسیران نیروهای دفاعی و امنیتی کشور را اکثراً در میدان جنگ تیرباران کرده‌اند و کم‌تر پیش‌‌ آمده است که اسیر را زنده نگه ‌دارند. شقاوت و بی‌رحمی طالبان و عطش‌شان در ریختاندن خون انسان‌ها در بیش از دو دهه جنگ و کشتار، فرو ننشسته و با گذشت هر روز باعث افزایش خشم جمعی شده است. کارنامه‌ سیاه طالبان از زمان ظهور این گروه تاکنون چیزی نیست، جز جنگ، کشتار، ویرانی و ترویج افراطیت دینی و مذهبی با قرائت قشری از دین و آموزه‌های اسلامی.

    گروه طالبان پس از ‌آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه صلح امضا کرد، به هیچ پایگاه نیروهای خارجی حمله نکرد و هیچ سرباز امریکایی در این مدت توسط این گروه، کشته نشده ‌است. جنگ این گروه که جهاد علیه اشغال و نجات مردم افغانستان از سیطره اشغال‌گران عنوان می‌شد، پس از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا، علیه مردم افغانستان ادامه دارد. جنگ‌جویان این گروه هنوز هم با سازماندهی حملات انفجاری و ماین‌گذاری‌ها، افغان‌ها را سلاخی می‌کنند و ریختاندن خون آن‌ها را روا می‌دانند. گروه طالبان از زمانی‌ که با امریکا تفاهم‌نامه‌ صلح امضا کرد، افغان‌های بی‌گناه را زیر عنوان بقایایی اشغال هر روز می‌کشد. هرچند دولت افغانستان از طالبان خواست که در ماه رمضان آتش‌بس کنند؛ اما طالبان با رد آتش‌بس در ماه رمضان، کشتار انسان مسلمان افغان را در ماه رمضان، ثواب گفتند. سوال اصلی این است که چرا طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند و چرا دست از کشتار مردم مسلمان افغانستان برنمی‌دارند؟ چرا طالبان به گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با دولت افغانستان حاضر نمی‌شوند و به بهانه‌های مختلف میز مذاکره را ترک می‌کنند؟ چنان‌چه طالبان در دوحه حاضر به ادامه‌ گفت‌وگو با هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلام افغانستان نشدند و میز مذاکره را ترک کردند. بن‌بست مذاکرات دوحه باعث شد که ایالات متحده امریکا کنفرانس استانبول را با مدیریت سازمان ملل متحد پیشنهاد کند. زمانی‌ که تاریخ آغاز نشست استانبول تعیین شد، طالبان از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند. نگارنده در این مقاله تلاش کرده ‌است تا به این دو پرسش‌ پاسخ ارایه کند. بنابراین، گروه طالبان با درنظرداشت دلایل ذیل از صلح با دولت و مردم افغانستان و گفت‌وگو هراس دارد:

    ۱- طالبان در صلح محو می‌شوند

    یکی از دلایلی که طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند، این است که اگر تحت هر شرایطی این گروه با مردم و دولت افغانستان صلح کند و جنگ و خشونت‌ها را متوقف سازد، وجود و هستی‌‌اش را از دست می‌دهد و محو می‌شود. هستی طالبان با خشونت رابطه ناگسستنی دارد و این هستی در صلح قابل رویت نیست. طالبان به درستی‌ می‌دانند که جامعه امروز افغانستان، جامعه ۱۹۹۶ و سال‌‌های قبل از آن نیست و تغییرات ژرفی در افکار و باورهای مردم و طرز زنده‌گی ‌آن‌ها به استثنای جنگ‌جویان این گروه، به‌ وجود آمده است. رسانه‌های آزاد و همه‌گانی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری با فرایند جهانی شدن و تبادله اطلاعات، روی زنده‌گی مردم این کشور، به ‌ویژه زنان، تاثیر عمیق برجا گذاشته است. در شرایطی که مردم افغانستان قرار دارند، طالبان نمی‌توانند بدون خشونت، وجود و هستی‌شان را اثبات کنند. این گروه حضورش را در ادامه خشونت می‌بیند و فکر می‌کند که باید خشونت کند تا دیده شود و قابل رویت باشد و به جز خشونت و کشتار که با قرائت سطحی و تندروانه از دین صورت می‌گیرد، متاع دیگری برای عرضه به مردم افغانستان ندارد. طالبان با خشونت و جنگ، امتیاز سیاسی – مادی به ‌دست آورده‌اند و هرگز نمی‌خواهند در صلح این امتیاز را از دست بدهند. رهبران گروه طالبان اگر همین امروز جنگ را متوقف کنند و به جنگ‌جویان‌شان اجازه دهند که به مراکز شهرها بیایند و با مردم مراوده داشته باشند، دیگر هیچ جنگ‌جوی این گروه به میدان جنگ برنخواهد گشت. زیرا که جنگ طالبان، جنگ ایدیولوژی نیست و جامعه امروز، جامعه دیروز نیست؛ بلکه جامعه‌ای ‌است که همگام با جهان تغییر کرده‌ است. کثرت اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی به عنوان بخشی از واقعیت جامعه و نیاز کشوری در حال توسعه، پذیرفته شده ‌است. در جامعه‌ امروز افغانستان، رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری فعالیت دارند، نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف، به ‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان فعال هستند و بالاخره درک مردم از محیط اجتماعی و پیرامون‌شان، دچار دگرگونی ژرف شده ‌است که در چنین شرایطی طالبان اگر خشونت را متوقف کنند و دست از جنگ بردارند، محو می‌شوند.

    ۲- از دست دادن عواید نامشروع

    از اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی، کشت کوکنار و تولید تریاک در افغانستان سیر صعودی در پیش گرفت. از سال ۲۰۰۹ میلادی کشت کوکنار و تولید تریاک در مناطق تحت حاکمیت و نفوذ طالبان افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به بیش از ۱۴۴ هزار هکتار زمین در مناطق تحت نفوذ طالبان کوکنار کشت شد و هشت تا ده هزار متریک تُن تریاک از آن به دست آمد. این در‌آمد ثابت مالی سبب تشدید جنگ از سوی طالبان و تعهد آنان به دوام جنگ در برابر دولت افغانستان شده است. تقریباً در اکثر بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان که این گروه تسلط دارد، مواد مخدر زرع، تولید و قاچاق می‌شود. افغانستان در حال حاضر بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است. تقریباً تمام مواد مخدر تولید شده در این کشور، در مناطق تحت تسلط طالبان زرع می‌شود. سالانه طالبان از این طریق میلیون‌ها دالر عاید نامشروع دارند. حتا پس از تفاهم‌نامه صلح طالبان با ایالات متحد که بیش از پنج هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شدند، در فهرست ارایه شده طالبان به جانب امریکا، بزرگ‌ترین قاچاقبران مواد مخدر شامل بودند که به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت و محکوم به مجازات شده بودند. چنان‌که امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در صحبت‌هایش در حمایت از جمهوریت که در پروان برگزار شده‌ بود، این مسأله را نیز یادآوری کرد. بنابراین، طالبان به این دلیل از صلح هراس دارند که در نتیجه‌ آن میلیون‌ها دالر عواید نامشروع و ناشی از جنگ را از دست می‌دهند. جنگ طالبان، جنگ برای تصاحب کل قدرت و سرمایه و رونق تجارت‌شان است، نه جنگ ایدیولوژی و تحقق نظام اسلامی و احیای خلافت اسلامی. اصلاً این گروه برنامه‌‌ای برای نظام اسلامی که ادعا می‌کند، ندارد.

    ۳- ترس از‌ ادغام با جامعه

    طالبان از ادغام با جامعه‌ افغانستان که در شهرها و روستاهای آن خون ریختانده‌ و انسان‌های زیادی را کشته‌اند، هراس دارند. گذشته سیاه طالبان و هراس آنان از‌ آینده عاری از جنگ، یکی از عمده‌ترین دلایلی ‌است که باعث شده ‌است، این گروه از توقف خشونت‌ها و جنگ در هراس باشد. طالبان هرچند بیان نمی‌کنند؛ ولی در خفا از آنچه در حق مردم افغانستان، آن‌هم به دستور استخبارات بیرونی روا داشته‌ و جنایاتی که در این کشور مرتکب شده‌اند، شرمسار هستند. حتا اگر دولت افغانستان در نتیجه‌ هر نوع فشار خارجی این گروه را عفو کند؛ ولی زنان این کشور و فرزندان قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی به ساده‌گی رهبران و جنگ‌جویان آن‌ها را نخواهند بخشید. در فضای عاری از جنگ و خشونت، این گروه به چشم‌های بیوه‌زنان و کودکان یتیم و مادران سوگوار و پدران درد دیده، نگاه نمی‌تواند. از این جهت، هراس این گروه از مواجه شدن با مردم افغانستان در فضای عاری از جنگ و خشونت پس از تفاهم‌ صلح با ایالات متحده ‌امریکا، مضاعف شده‌ است.

    هشت صبح

  • مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    جک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا، گفته است پس از خروج سربازان امریکایی از افغانستان، هیچ کسی نمی‌تواند آینده‌ی این کشور را تضمین کند.

    آقای سالیوان، روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، گفته است او و هیچ کس دیگری نمی‌تواند تضمین کند که در داخل افغانستان چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

    او در پاسخ به این پرسش که اگر افغانستان به سرنوشت عراق دچار شود، ایالات متحده دوباره به این کشور سرباز می‌فرستد یا خیر؟ گفت: «جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هیچ قصدی برای فرستادن دوباره‌ی سربازان امریکایی به افغانستان ندارد. ما نمی‌توانیم آینده‌ی این کشور را تضمین کنیم؛ اما امریکا بر تهدیدات تروریستی‌ای که از افغانستان منشا می‌گیرد، متمرکز باقی می‌ماند.»

    به گفته‌ی آقای سالیون، آن چه که در توان ایالات متحده بود، انجام داد، به ویژه جمع‌آوری کمک‌ها به دولت و مردم و آموزش و تجهیز سربازان افغانستان.

    او خاطرنشان کرد زمان آن فرا رسیده تا سربازان امریکایی به خانه‌های شان برگردند و مردم افغانستان از کشورشان دفاع کنند.

    چند روز پیش، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو اعلام کرد که سربازانش را هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان خارج می‌کند.

    رییس‌جمهور غنی نیز، در واکنش به این موضوع، گفت که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، توانایی دفاع از کشورشان را دارند و در دو سال اخیر، بیش از ۹۰ درصد عملیات نظامی را به تنهایی داده‌اند.

    گروه طالبان، ایالات متحده را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرد و گفت که عواقب آن به دوش امریکا خواهد بود.

    با این حال، منابع استخباراتی امریکا، هشدار داده‌ اند که طرح خروج سربازان امریکایی از افغانستان، ممکن است زمینه را برای احیای دوباره‌ی گروه‌های تروریستی به ویژه القاعده و داعش فراهم کند

  • ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    در گزارشی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل/ ۱۸ اپریل)، به نقل از سه مقام آگاه از این مذاکرات به نشر رسیده، آمده است در این مذاکرات در باره‌ی حملات گروهی شبه‌نظامی حوثی به عربستان بحث شده و این مذاکرات «مثبت» ارزیابی شده است.

    روزنامه‌ی بریتانیایی فایننشال تایمز، نوشته است این مذاکرات پنج‌سال پس از قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور صورت گرفته و نخستین دور این آن (۲۰ حمل/ ۹ اپریل)، در بغداد برگزار شده و دور بعدی این آن نیز هفته‌ی آینده برگزار خواهد شد.

    یکی از منابع، به این روزنامه گفته است که سرپرستی هیئت عربستان سعودی را در این مذاکرات، خالد بن علی الحمیدان، رییس‌ سازمان اطلاعات این کشور به عهده داشته است.

    این منبع هم‌چنان گفته است: «این مذاکرات شتاب گرفته؛ زیرا روند مذاکرات ایالات متحده برای بازگشت به برجام سریع‌تر شده و از سویی دیگر، حملات حوثی‌ها در یمن نیز افزایش یافته است.»

    بر اساس این گزارش، این مذاکرات از سوی مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر عراق که ماه گذشته با شاهزاده محمد بن سلمان در عربستان دیدار داشته، زمینه‌سازی شده است.

    یک مقام ارشد عربستان سعودی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز، انجام این مذاکرات را تکذیب کرده است. دولت عراق و ایران هم در این باره تا هنوز چیزی نگفته اند؛ اما یک مقام ارشد عراقی و یک مقام دیپلمات خارجی انجام این مذاکرات را تایید کرده‌اند.

    به گفته‌ی این مقام عراقی، بغداد کانال‌های ارتباطی میان ایران – مصر و ایران – اردن را نیز تسهیل کرده و نخست‌وزیر عراق، بسیار مایل است شخصا میان قدرت‌های متضاد در منطقه نقش داشته باشد.

    روابط میان عربستان و ایران، پس از آن تیره شد که شیخ نمر النمر، روحانی برجسته‌ی شیعه در عربستان سعودی اعدام شد و در  واکنش به اعدام او، شماری از معترضان به مکان‌های دیپلماتیک عربستان در تهران و مشهد حمله کردند و آن‌ها را به آتش‌ کشیدند. هم‌چنان در سال‌های اخیر، به دنبال درگیری‌ها در سوریه و یمن و شدت یافتن رقابت‌ها در منطقه، این روابط تیره‌تر شده است.

    این گزارش در حالی به نشر می‌رسد که دور دوم نشست مشترک احیای برجام در وین، پایتخت اتریش آغاز شده و عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه‌ی ایران و مذاکره‌کننده‌ی ارشد هسته‌ای این کشور در وین گفته که تفاهم نهایی در این نشست‌ در حال شکل گرفتن است.

    از سویی دیگر، در ماه‌های اخیر، حملات پهبادی حوثی‌های یمن به تاسیسات انرژی و مراکز نظامی عربستان سعودی افزایش یافته و در آخرین مورد، حوثی‌ها با ۱۸ پهباد این مراکز را در عربستان سعودی هدف قرار دادند.

  • آلمان به افغان هایی که به سربازان این کشور کمک کرده اند پناهندگی می دهد

    آلمان به افغان هایی که به سربازان این کشور کمک کرده اند پناهندگی می دهد

    آنگریت کرامپ کارنباوئر، وزیر دفاع آلمان، از حکومت این کشور خواسته است به افغان‌هایی که به سربازان آلمانی در افغانستان کمک کرده‌اند، پناهندگی دهد.

    وزیر دفاع آلمان، در گفت‌وگو با خبرگزاری دی‌پی‌ای آلمان، گفته است: «در حالی که آلمان آماده است نیروهای خود را از افغانستان بیرون بکشد، برلین یک وظیفه‌ی عمیق برای محافظت از کسانی که اکنون در خطر هستند، دارد.»

    خانم کارنباوئر، افزوده است: «ما در این‌جا در مورد افرادی صحبت می‌کنیم که سال‌‌ها در کنار ما کار کرده‌اند؛ حتا با قبول خطر، در کنار ما جنگیده‌‌اند و سهم شخصی خود را داشته‌‌اند.»

    وزیر دفاع آلمان، گفته است که کمک به کارمندان محلی، تعهد تمام نیروهای بین‌المللی در افغانستان برای اطمینان از ایمنی آن‌ها است.

    در حال حاضر ۳۰۰ کارمند افغان در کنار نظامیان آلمانی در افغانستان کار می‌کنند.

    وزیر دفاع آلمان، در حالی این اظهارات را مطرح کرده که اخیرا امریکا و ناتو اعلام کرده‌اند که نیروهای خود را تا ۱۱ سپتمبر از افغانستان بیرون خارج می‌کنند.

  • اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

    اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

     اسماعیل خان روز یکشنبه(۲۹حمل) در مراسم تجلیل از بیست‌ونهم حمل، سالروز تصرف هرات توسط مجاهدین گفت در هر ولسوالی هرات‌ صدها مجاهد مسلح وجود دارند و آنان می‌توانند از مناطق خود دفاع کنند.
    این فرمانده پیشین جهادی گفت: «به مردم هرات اعلام می‌کنیم هرکس به آبروی این سرزمین دست ‌درازی کند، با او برخورد می‌کنیم و هرگز نمی‌گذاریم کسی به عزت و آبروی‌مان تعرض کند و ما از مردم هرات دفاع می‌کنیم».
    او در ادامه سخنانش خطاب به مردم هرات تصریح کرد: «امیدواریم صلح واقعی برقرار شود، اما اگر نشد، مردم تشویش نکنند، ما نمی‌گذاریم وضعیت بدتر شود؛ از آبرو و عزت مردم خود دفاع می‌کنیم و نمی‌گذاریم آنان پای‌مال شوند».
    محمداسماعیل ‌خان خطاب به طالبان گفت که اگر به قدرت رسیدن از طریق زور ممکن می‌بود، شوروی در افغانستان در قدرت باقی می‌ماند و امریکا و نیروهای خارجی هم نتوانستند از راه جنگ به پیروزی برسند.
    اسماعیل‌خان از جامعه جهانی برای حضور در جنگ‌ افغانستان سپاس‌گزاری کرد ‌و افزود که امیدوار است تا آخرین سرباز امریکایی بیرون شود، اما مانند شوروی امریکا با افغانستان دشمنی نکند و کمک‌هایش را برای حکومت‌داری خوب ادامه دهد.
    او پافشاری کرد که نیروهای امنیتی باید در جریان مذاکرات صلح و پس از آن حفظ شوند و مردم نباید اجازه دهند ارتش متلاشی شود.

  • آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماس‌های متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود‌ بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج می‌شوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.

    این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های دولت بایدن نیست.

    اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینه‌ای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.

    به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشی‌های ناموفق آمریکا به نقطه‌ای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.

    اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • دورنمای سیاست خارجی چین

    دورنمای سیاست خارجی چین

    مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی چین پس از اپیدمی کرونا، جنگ نرم چین و آمریکا برای تصویرسازی از یک الگوی حاکمیت مقتدر و کارآمد در عبور سریع و کامل از بحران‌ها بوده است. چین که بارها از سوی دولت‌های غربی به استبداد و نقض حقوق بشر در یک ساختار تمرکزگرای غیردموکراتیک متهم می‌شد، این بار توانست در برابر ناکارآمدی الگوهای لیبرال‌دموکراتیک در آمریکا و بریتانیا، در روایت رسانه‌ای، موفق‌تر عمل کند. به‌ویژه در مقابل این کارآمدی، آمار کرونا در ایالات متحده روزبه‌روز افزایش یافت و دولت ترامپ بی‌توجه به این امر، سیاست‌های متناقضی در پیش می‌گرفت. این رویداد، نقطه عطف مهمی در روند جنگ تجاری چین و آمریکا بود که از ۲۰۱۷ آغاز شد ولی در پایان ۲۰۱۹ با عقد قراردادی، آرام گرفت. ولی نبرد روایت‌ها در خصوص کرونا، آن روند را نیز به تنش واداشت، چنان‌که به نبردی دیپلماتیک و نهایتاً تعطیلی متقابل کنسولگری‌های‌شان انجامید.

    شیوع ویروس کرونا، فرصت‌هایی برای سیاست خارجی چین به همراه داشت. بازگشت زندگی عادی به چین پس از مهار کرونا، موفقیت بزرگی بود که می‌تواند مقدمه‌ای برای جلب توجه کشورهای در حال توسعه به سوی الگوی حکم‌رانی چینی بر مبنای تقدم توسعه بر دموکراسی، باشد. چین پس از عبور از بحران در داخل سعی کرد به مثابه منجی در خارج عمل کند. این موفقیت‌ها به ایجاد زمینه‌ای کمک کرد که چین با ارائه کمک‌های پزشکی و دارویی، دیپلماسی عمومی قدرتمندی از خود به نمایش بگذارد. این مسأله در تقویت نقش بین‌المللی چین به عنوان قدرتی مؤثر در کمک به عبور جهان از بحران‌های انسانی نقشی جدی داشت.

    چین هم‌زمان با رشد اقتصادی روزافزون درصدد گسترش روند توسعه عمق راهبردی در مناطق ژئوپلتیک جهان برآمده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های توسعه روابط چین در غرب آسیا، همکاری در چرخه سوخت هسته‌ای عربستان در سال گذشته بوده که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارشی پرده از آن برداشتند. مورد مهم دیگر فرآیند عقد قرارداد تجاری راهبردی با ایران است که پایه‌های حضور چین در آینده سیاسی منطقه را مستحکم‌تر کرده و امکانی برای میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای بازیگران درگیر ایجاد خواهد کرد. این دو رویداد سبب خواهد شد روند تعمیق حضور چین در آسیای غربی گسترش یابد. پکن به دلیل روابط اقتصادی با عمده بازیگران اعم از ایران، عربستان، ترکیه و حتی اسراییل، موقعیت بهتری برای گسترش نفوذ سیاسی‌اش در آینده نسبت به آمریکا دارد. به‌ویژه که ایالات متحده درصدد خروج تدریجی نیروهای نظامی‌اش از منطقه برآید و این زمین بازی را برای چین، بی‌رقیب‌تر خواهد ساخت.

    در اروپا چین توانسته است به توفیقاتی در گسترش سرمایه‌گذاری زیرساختی در اروپای شرقی و حوزه بالکان دست یابد. به همین دلیل هر چند که با شیوع کرونا، رسانه‌های اروپایی و آمریکایی بیش‌ازپیش بر طبل چین‌هراسی کوبیدند و توانستند افکار عمومی کشورهای اروپای مرکزی و غربی را تا حدی همراه کنند ولی در اروپای شرقی و جنوبی توفیق کمتری داشتند. علاوه بر اینکه عقد توافق سرمایه‌گذاری جامع چین و اروپا در زمستان سال گذشته نیز نشان داد که قدرت اقتصادی چین بر جنگ رسانه‌ای آمریکا و بعضی قدرت‌های اروپای غربی غلبه کرده است که یکی از دلایل آن را می‌توان در افزایش فاصله دو سوی آتلانتیک در دوران ترامپ جستجو کرد.

    چین در عین سیاست‌های توسعه‌طلبانه در عرصه دور، از عرصه جغرافیای نزدیک خود غافل نیست. در تابستان سال گذشته مانورهای نظامی متقابل آمریکا و چین در دریای چین جنوبی نشان داد که نبرد تجاری طرفین می‌تواند با تشدید اختلافات راهبردی به تقابل‌های نظامی نیز تسری یابد.

    توسعه همکاری‌های تجاری و مالی با آمریکای لاتین بخش دیگری از سیاست خارجی پکن در سال گذشته بود که نگرانی اتاق‌های فکر و نخبگان ایالات متحده را برانگیخت. توسعه روابط دولت چین در عمق راهبردی آمریکا را می‌توان پاسخی به مداخله‌جویی‌های واشنگتن در خاور دور و به‌ویژه حوزه پیرامونی چین قلمداد کرد. در این میان دولت‌های بولیوی، کوبا و ونزوئلا با گرایش‌های چپ‌گرایانه که تحت فشارهای تحریمی آمریکا و اروپا هستند، بیشتر به سمت جلب فرصت‌های سرمایه‌گذاری چین پیش رفته‌اند. در عین حال که چین در سال گذشته توانست بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل، پرو، آرژانتین، شیلی و اوروگوئه شود.

    تقویت روند روابط دوجانبه با روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ مخالف هژمونی آمریکا، بُعد دیگری از سیاست خارجی چین در سال های اخیر بوده است. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفت‌وگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. روند این ائتلاف که با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ افزایش یافته بود، با تشدید تنش‌های چین با آمریکا در شرق دور و روسیه با کشورهای غربی در شرق اروپا، بیش‌ازپیش گسترش یافت. قدرت نظامی مسکو در کنار توان اقتصادی چین، دو مؤلفه‌ای بود که هژمونی اروپا و آمریکا را به چالش کشید و به دلیل برخی اختلافات دو سوی اقیانوس اطلس و هم‌چنین در میان کشورهای اتحادیه اروپا، سیاست مؤثری در مقابل آن اتخاذ نشد.

    کوتاه سخن این که تحولات سیاست خارجی پکن در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد جمهوری خلق چین از سیاست خارجی «اول آمریکا»ی ترامپ و افتراق در جبهه دولت‌های غربی برای توسعه نفوذش در جهان و هم‌چنین ارتقای سطح نفوذش از حوزه اقتصادی به سیاسی و دیپلماتیک استفاده کرده است. ولی احتمال دارد که با استقرار دولت بایدن و تقویت اتحاد آمریکا و اروپا، سویه تدافعی در سیاست خارجی چین نسبت به سویه تهاجمی آن، مقداری تقویت شود. برای مثال افزایش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای با احتیاط بیشتری دنبال خواهد شد. همچنین احتمال تشدید رویکردهای مداخله‌جویانه ایالات متحده در شرق دور و به‌ویژه مناطق پیرامونی چین مانند تایوان، هنگ کنگ و تقویت همکاری متحدانی مانند هند، کوریا، جاپان و استرالیا علیه پکن در دولت بایدن وجود دارد. به‌خصوص که تشدید فشارها بر چین از مسائلی است که اجماع نسبی در هر دو حزب در کنگره بر آن وجود دارد و به همین دلیل چین از فرصت رفتارهای نامتعارف و در مواردی تصمیم‌های شخصی ترامپ بی‌بهره است. این بار سیستم آمریکا با یکپارچگی بیشتری در برابر سیاست‌های داخلی، دیپلماتیک و تجاری چین خواهد ایستاد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    روسیه به دلیل برتری‌های نظامی و سیاسی در آسیا و شرق اروپا، قدرت مهمی به شمار می‌رود. در ابعاد دیپلماتیک، روسیه در روند توسعه نفوذ منطقه‌ای‌اش در دو پرونده یعنی بلاروس و قره‌باغ تلاش نمود تا ضمن حفظ متحدانش به آن‌ها گوشزد کند که چشم دوختن به غرب حاصلی برای آنان در پی نخواهد داشت. در پرونده سوریه و لیبی نیز در تقابل با آمریکا، اروپا و هم‌چنین ترکیه گام برداشت. در حوزه بین‌المللی نیز رویدادهای تنش‌آلودی با غرب مانند اتهام‌ها نسبت به مداخلاتش در انتخابات آمریکا و مجادله با برخی دولت‌های اروپا در پرونده‌های حقوق‌بشری به‌ویژه در مورد ناوالنی مد نظر بوده است.

    نقش روسیه در پرونده های منطقه

    بلاروس به دلیل شباهت فرهنگی و زبانی، بیش از دیگر همسایگان روسیه برای این کشور اهمیت دارد. بلاروس علاوه بر اهمیت سیاسی، اهمیت اقتصادی بالایی نیز برای روسیه دارد. زیرا از آن برای دور زدن برخی تحریم‌های غرب بهره می‌برد. هم‌چنین با سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز این کشور، اهرم‌های فشار بیشتری در برابر اروپا به دست می‌آورد. به همین دلیل، پوتین به دولت بلاروس تضمین داده که امنیت مرزی آن را تأمین می‌کند و هم‌چنین پیشنهادهایی برای کمک جهت جبران کسری بودجه این دولت ارائه داده است.

    روسیه به دلیل آن‌که خود را وارث اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می‌کند، در بحران قره باغ نمی‌خواست که با جانب‌داری از یکی از دو جمهوری‌های بازمانده از دولت پیشین، هژمونی منطقه‌ای خود در محدوده قفقاز را خدشه‌دار سازد. در عین حال،رویکردهای غرب‌گرایانه پاشینیان، روسیه را از وی دور ساخت. از این رو،مسکو که پیش‌تر در جریان صدور قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، پذیرفته بود که مسئله در چارچوب گروه مینسک حل‌وفصل شود، این بار در روند گسترش عمق راهبردی‌اش در ژئوپلتیک قفقاز، مستقل از غرب ورود کرده و حتی در مخالفت ضمنی با گروه مینسک، همراهی نسبی با ترکیه داشت. بنابراین درباره ارمنستان نیز مانند بلاروس، پس از مدتی ورود کرد تا این دو متحد دریابند که نهایتاً این روسیه است که پشتیبانی اصلی آنان می‌باشد و غرب تکیه‌گاه محکمی برای‌شان نخواهد بود.

    مسکو از ۲۰۱۵ با ورود نظامی به بحران سوریه از دولت مستقر به ریاست بشاراسد به حمایت پرداخت. توسعه موقعیت این کشور در حوزه دریای مدیترانه و دسترسی به آب‌های آزاد و هم‌چنین جلوگیری از استقرار متحدان آمریکا در منطقه از مهم‌ترین دلایل اقتصادی و سیاسی روسیه برای ورود به این بحران بود. روسیه نه‌فقط در حوزه نظامی ارتش سوریه را در تسلط بر تمامیت ارضی این کشور یاری کرد که با تماس با برخی گروه‌های سیاسی مخالف دولت تلاش نمود بُعد دیپلماتیک قوی‌تری از خود در سطح منطقه به نمایش بگذارد. برگزاری جلسات کمیته قانون اساسی با پشتیبانی مسکو در تابستان ۱۳۹۹ مهم‌ترین نمود این اقدام‌ها بود. تداوم مذاکرات آستانه در سال های پسین،که آخرین جلسات آن در دلو ۱۳۹۹ برگزار شد نیز، نمود دیگری از اقدام‌های دیپلماتیک روسیه برای مدیریت بحران سوریه بود.

    لیبی پس از سقوط قذافی شاهد نبرد داخلی خون‌باری بود. از ۲۰۱۴ خلیفه حفتر از فرماندهان نظامی ارتش در برابر دولت مستقر به ریاست فائزالسراج ایستاد و از ۲۰۱۹ بخش‌های مهمی از مناطق نفت‌خیز جنوب لیبی را به تصرف خود درآورد. ترکیه و قطر از دولت سراج که گرایش‌های اخوانی در آن بروز دارد، حمایت کردند و در مقابل، مصر، عربستان و امارات به حمایت از حفتر برخاستند. روسیه نیز از مداخله در لیبی سه هدف اصلی را در پی دارد: بازیابی جایگاه بین‌المللی این دولت به عنوان بازیگری که برای حل مسائل باید به آن رجوع کرد؛ توسعه نفوذ در ژئوپلتیک دریای مدیترانه که منافع اقتصادی چشم‌گیری در حوزه انرژی دارد و سرانجام حفظ لیبی در دایره متحدان روسیه که از دیرباز در این شمول می‌گنجید. در عین حال حمایت از حفتر برای روسیه، برخلاف دیگر حامیانش، بیش از سویه‌های ایدئولوژیک، از رویکردی عمل‌گرایانه برمی‌خیزد. مخالفت با دولت مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و افزایش سطح تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دلایل است. به‌واسطه همین رویکرد عمل‌گرایانه بود که در سنبله ۱۳۹۹ پس از حمایت نظامی انقره از طرابلس و جلوگیری از سقوط پایتخت توسط حفتر، روسیه درصدد توافق با ترکیه برآمد که هر دو درصدد ثبات در لیبی برای کسب منافع اقتصادی و هم‌چنین مخالفت با گسترش نفوذ غرب در این کشور هستند.

    همکاری و تعامل با چین و تنش و تقابل با امریکا

    تقویت روابط دوجانبه با چین به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت، بُعد دیگری از سیاست خارجی مسکو در سال های اخیر است که به واسطه رقابت هر دو با ایالات متحده در ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت دارد. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفتگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. فروش تسلیحات از جانب روسیه به چین، توسعه همکاری‌های مشترک در تولید تسلیحات جدید، همکاری‌ها در خصوص فروش نفت روسیه به چین و هم‌چنین انتقال فناوری‌های هسته‌ای، از مهم‌ترین مواردی است که نگرانی‌های تصمیم‌گیران ایالات متحده را برمی‌انگیزد.

    هم چنین از مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته، برگزاری انتخابات آمریکا بوده است. در ماه ثور ۱۳۹۹، کمیته اطلاعات سنای آمریکا گزارش جامعه اطلاعاتی این کشور مبتنی بر ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده به نفع کمپین ترامپ را تأیید کرد. بدین‌ترتیب یکی از محورهای انتقادی کمپین تبلیغاتی دموکرات‌ها علیه روسیه، احتمال مداخله مجدد مسکو در انتخابات آمریکا بود. این ادعا نه‌فقط از سوی دموکرات‌ها بلکه از سوی برخی دولت‌مردان نیز تأیید شد. به‌گونه‌ای که رییس اف‌بی‌آی و مدیر امنیت ملی آمریکا در نشست مشترکی در میزان ۱۳۹۹ هشدار دادند که ایران و روسیه در شبکه‌های اجتماعی درصدد عملیات روانی علیه رأی‌دهندگان آمریکایی هستند. ادعاهایی که همواره از سوی کرملین تکذیب شد. این رویداد را با توجه به مزیت نسبی ترامپ بر بایدن برای روسیه می‌توان درک کرد. به‌واقع فارغ از صحت‌وسقم این ادعا، روابط شخصی نسبتاً مساعد ترامپ با پوتین و هم‌چنین سیاست خارجی «اول آمریکا»ی کاخ سفید که راه را بر توسعه‌طلبی‌های مسکو در رقابت با ناتو در اروپا، هموار می‌کرد؛ به‌وضوح نشان می‌داد مطلوبیت مسکو پیروزی ترامپ می‌باشد.

    مسئله ناوالنی نیز در سیاست خارجی روسیه تاثیر گذار است. ناوالنی با بازگشت به مسکو در ماه جدی ۱۳۹۹، بار دیگر آتش تنش را در این کشور شعله‌ور کرد. وی بلافاصله بازداشت و محاکمه شد. حامیان وی اعتراض‌های خیابانی را سامان دادند و اتحادیه اروپا در کنار آمریکا خواستار آزادی وی شدند. به نظر می‌رسد در شرایطی که خروج ناوالنی از روسیه و حضورش در آلمان، سبب فروکاستن تنش‌ها و آرامش در کشور شده بود و دولت روسیه نیز اصراری بر بازگشت وی و محاکمه‌اش نداشت، می‌توان احتمال دخالت دولت‌های غربی در ترغیب وی به بازگشت به مسکو و تنش‌آفرینی در جامعه روسیه را محتمل دانست. زیرا از یک‌سو مستمسک خوبی برای ایجاد پرونده‌های به‌اصطلاح نقض حقوق بشر در روسیه خواهد بود و از سوی دیگر سبب می‌شود دولت پوتین چندصباحی به مدیریت بحران‌های داخلی مشغول شود.

    جمع بندی و فرجام

    مسکو در سال 1399 رویه‌ای تهاجمی‌تر اتخاذ کرد و در حوزه‌های پیرامونی نزدیک(بلاروس و قره‌باغ) و دورتر(سوریه و لیبی) سعی کرد عمق راهبردی خود را گسترش دهد.

    اما مهم‌ترین متغیر در دورنمای کوتاه‌مدت سیاست خارجی روسیه، تغییر دولت در آمریکاست. تیم سیاست خارجی بایدن در عین رویکرد تعاملی در حوزه‌هایی مانند «عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای» با روسیه که آن را در تمدید توافق «استارت جدید» نمود یافته، در حوزه‌های حقوق‌بشری و سیاست‌های منطقه‌ای مسکو در شرق اروپا، رویکرد تقابل‌جویانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. به طوری که کامالا هریس بر ضرورت بازپس‌گیری شبه‌جزیره کریمه تأکید داشته است. به نظر می‌رسد پرونده‌های حقوق‌بشری و برنامه منطقه‌ای روسیه در شرق اروپا از جمله بحران اوکراین از جمله مسائلی باشند که به سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه روسیه شکل دهند و روسیه نیز با توسعه برنامه موشکی‌ و عمق راهبردی‌اش در منطقه به آن پاسخ گوید. در عین حال که بر تقویت همکاری‌هایش با چین بیفزاید.