دسته: برگزیده ها

  • کانادا همچنان متعهد به ادامه کمک ها در بخش آموزشی افغانستان است

    کانادا همچنان متعهد به ادامه کمک ها در بخش آموزشی افغانستان است

    «ماریا کلود بیبو» وزیر توسعه بین الملل کانادا روز گذشته (چهارشنبه) در این خصوص گفته است: “ما باید منتظر نتایج تحقیقات باشیم تا درک بهتری از مشکل موجود داشته باشیم.”

    لازم به ذکر است که کانادا از سال 2006 تاکنون مبلغ 117.2 میلیون دالر به پروژه ای تحت عنوان «پروژه توسعه کیفیت آموزشی (EQUIP)» کمک کرده است. این پروژه توسط بانک جهانی از طریق صندوق وجهی بازسازی افغانستان مدیریت می گردد.

    صندوق وجهی بازسازی افغانستان که در سال 2002 تاسیس شد، توسط 34 کشور کمک کننده به شمول کانادا حمایت مالی می گردد، و به نحوی از دولت افغانستان حمایت می کند.

    بیبو گفت: “بانک جهانی این تحقیق را با همکاری کامل دولت افغانستان انجام می دهد.”

    گفتنی که محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور پس از به قدرت رسیدن وعده سپرد که دولت افغانستان را از فساد پاکسازی کند و طی یک دهه، وابستگی به کمک های خارجی را خاتمه دهد.

    خانم بیبو ضمن استقبال از همکاری دولت افغانستان در تحقیقات بانک جهانی، گفت: “این نشان دهنده اشتیاق دولت افغانستان است که می خواهد حکومت داری خوب را ارتقا داده و روابط خوبی با کشورهای کمک کننده اش حفظ کند. این همکاری، بخشی از اختلاسات موجود را جبران می کند، اما باید تا بدست آمدن نتایج منتظر بود.”

    بانک جهانی به دنبال نگرانی های موجود در خصوص اینکه پول های کشورهای کمک کننده به سود دانش آموزان، استادان و یا مکاتب خیالی در افغانستان می رود، تحقیقاتی را روی دست گرفته است.

    اسدالله حنیف بلخی وزیر معارف کشور چندی پیش گفته بود که به دنبال تلاش های صورت گرفته، 6 میلیون دانش آموز به مکاتب شان برگشته اند، در حالیکه دولت قبلی اعلام کرده بود که 11 میلیون دانش آموز از تحصیل بازمانده اند.

    خانم بیبو گفت: “واقعا نگران کننده است که ارقامی که از سوی آقای بلخی ارائه می شود با رقمی که ما انتظار داشتیم برابری نمی کند.”

    در همین حال، سفارت کانادا در افغانستان در صفحه اجتماعی اش به تازگی نوشته است که از اتهامات موجود علیه وزارت معارف افغانستان و پروژه ارتقای کیفیت آموزشی افغانستان آگاه می باشد.

    از سویی دیگر، گزارش جنرال جان ساپکو بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان در خصوص احتمال وجود دانش آموزان، معلمان و مکاتب خیالی در افغانستان به این اتهامات قوت می بخشد.

    خانم مارک کلود بیبو وزیر توسعه بین الملل کانادا اما می گوید باوجود این اختلاف ارقام، نشانه هایی از پیشرفت در افغانستان دیده می شود.

    او گفت: “مطمئنا دستاوردهای مهمی در افغانستان صورت گرفته است که سبب توسعه منطقه و مهم تر از همه بازگشت دوباره دختران جوان به تحصیل می باشد.”

    گفتنی است که کانادا از سال 2001 الی سال 2015 در حدود 2.57 میلیارد دالر در بخش توسعه و بازسازی افغانستان کمک فراهم کرده است.

    در همین حال، این کشور در نشست اخیر ناتو در ورسا به همراه دیگر کشورهای کمک کننده وعده سپرد تا سال 2020 از افغانستان حمایت کند.

    جاستین ترودو نخست وزیر کانادا پس از دیداری با محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور گفت که کشورش 465 میلیون دالر طی 3 سال در قالب پروژه های مختلف به افغانستان کمک می کند.

    خانم بیبو نیز گفت: “من در نظر ندارم که تغییری در این تعهد (ارتقای کیفیت آموزشی افغانستان) بوجود آورم. شاید اصلاحاتی را در برخی از پروژه ها در نظر بگیریم، شاید.. اما تحصیل و سلامت همچنان از اولویت ها برای ما خواهد بود.”

  • تذکره های کتابچه ای جایگزین تذکره های الکترونیکی نمی شود

    تذکره های کتابچه ای جایگزین تذکره های الکترونیکی نمی شود

    در اعلامیه ای که وزارت امور داخله منتشر کرده گفته شده، ریاست ثبت احوال نفوس وزارت امور داخله پیرامون طرح پیشنهادی، مبنی بر جایگزین شدن تذکره های کتابچه ای به تذکره های ورقی داشته است که به نظر می رسد از این بحث ها استنباط نادرست صورت گرفته است.

    بر اساس اعلامیه، طبق طرح ریاست ثبت احوال نفوس وزارت امور داخله، جایگزین کردن تذکره کتابچه یی با تذکره های ورقی، به هدف جلوگیری از جعل و تزویر و ایجاد سهولت های بیشتر به شهروندان کشور صورت می گیرد که تذکره های کتابچه ای جدید به سه زبان فارسی، پشتو و انگلیسی می باشد که از سیستم ایمنی برای جلوگیری از جعل نیز برخوردار است.

    در صورتی که طرح پیشنهادی اخیر ذکر اداره ثبت احوال نفوس وزارت امورداخله، مورد تصویب جلسه کابینه حکومت قرار گیرد، تذکره های کتابچه یی از سوی مطبعه دولتی صکوک، بدون هزینه های اضافی چاپ و در اختیار شهروندان قرار داده می شود و این موضوع ربطی به تذکره های الکترونیکی ندارد.

  • افغانستان در تازه ترین رده بندی سازمان شفافیت بین المللی، جایگاه بهتری کسب کرد

    افغانستان در تازه ترین رده بندی سازمان شفافیت بین المللی، جایگاه بهتری کسب کرد

    سازمان شفافیت بین الملل در تازه ترین رده بندی خود گفته است که از میان 176 کشور، تقریبا بیش از دو سوم کشورها پایین تر از حد وسط ارزیابی این سازمان قرار گرفته است.

    در این رده بندی، امتیاز صفر پایین تر امتیاز (بسیار فاسد) و امتیاز صد بالاترین امتیاز (بسیار شفاف و بدون فساد) در نظر گرفته شده است، که به گفته سازمان شفافیت بین الملل، امتیاز میانگین جهان تقریبا 43 می باشد.

    اما در این میان، افغانستان با چهار پله صعود نسبت به ارزیابی سال پیشین این سازمان و با کسب 15 امتیاز، در جایگاه 169 جهان قرار گرفت.

    افغانستان در ارزیابی قبلی امتیاز 11 را کسب کرده بود و در میان فاسد ترین کشورها مانند سومالیا و کره شمالی قرار گرفته بود.

    در ارزیابی جدید، کشورهای لیبیا، سودان، یمن، سوریه، کره شمالی و سودان جنوبی در جایگاه پایین تر از افغانستان قرار گرفته اند.

    کشور سومالیا باز هم مانند سال قبل با کسب تنها 10 امتیاز در قعر جدول یعنی مقام 176 جهان قرار گرفته است.

    لازم به ذکر است که افغانستان در ارزیابی های سازمان شفافیت بین الملل جایگاه به نسبت بهتری نسبت به سال های پیشین کسب می کند که دولت تلاشش را در راستای مبارزه علیه فساد افزایش داده است.

  • اولین ارکستر زنان افغانستان جایزه «فری میوز» 2017 را از آن خود کرد

    اولین ارکستر زنان افغانستان جایزه «فری میوز» 2017 را از آن خود کرد

    سازمان «فری میوز» نهادی مستقل و بین المللی است که طرفدار آزادی بیان نوازنده ها و آهنگ سازهای دنیا می باشد و از حقوق آنها در سراسر دنیا دفاع می کند.

    این سازمان طی خبرنامه ای ضمن اطلاع از اهدای این جایزه به ارکستر زنان افغانستان (زهره)، از انستیتوت ملی موسیقی و اعضای این ارکستر برای ایفای نقش ارزنده شان به عنوان اولین زنان در جامعه افغانستان که پس از تقریبا 30 سال موسیقی آموزش می بینند، قدردانی کرد.

    قرار است فری میوز این جایزه را روز چهارشنبه در شهر ژنوا در جریان یک کنسرت مشترک با ارکستر زهره به اعضای آن تقدیم کند.

    این سازمان در خبرنامه اش آورده است “موسیقی افغانستان طی دهه های گذشته بخاطر جنگ، تبعید موسیقی دان ها و سیاست های بی رحمانه طالبان در قبال موسیقی به شدت آسیب دیده است.”

    خبرنامه افزوده است “علاوه بر آن، سیاست های افراطی گرایانه طالبان در قبال حقوق زنان سبب عقب گرد بزرگی در زمینه رشد تحصیلاتی، شغل و حقوق اجتماعی زنان و دختران افغانستان گردید.”

    فری میوز همچنین علاوه کرده است که داکتر احمد ناصر سرمست اولین شهروند افغانستان که داکترای موسیقی دریافت کرده است، با در نظرداشت وضعیت بحرانی موسیقی، موسیقی دانان و وضعیت زنان در افغانستان، پروژه احیا و تقویت تحصیلات موسیقی را در افغانستان راه اندازی کرد که سرانجام در سال 2010 منجر به تاسیس انیستیتوت ملی موسیقی افغانستان گردید.

    این سازمان همچنین در پایان خبرنامه اش افزوده است که اولین تعهد انسیتیوت ملی موسیقی افغانستان تقویت حضور زنان در جامعه از طریق موسیقی است. در حاضر، 65 تن از 200 دانشجوی این انیستیتوت دختران بین سنین 14 تا 20 ساله می باشند.

    اوله ریتوف رئیس اجرایی فری میوز گفته است “زهره به نوبه خود یک معجزه کوچک است. با اهدای جایزه به ارکستر زهره، ما از نقش ارزنده انیستیتوت ملی موسیقی افغانستان نیز تقدیر می کنیم.”

    روسله یاسینزی عثمانی

  • گروه طالبان مورد حمله انتحاری قرار گرفت/ والی نام نهاد طالبان برای قندوز زخمی شد

    گروه طالبان مورد حمله انتحاری قرار گرفت/ والی نام نهاد طالبان برای قندوز زخمی شد

    شیر عزیز کامه وال، فرمانده زون 808 اسپین زر امروز به رسانه ها گفت که این رویداد شب گذشته رخ داده است و والی نام نهاد طالبان برای قندوز زخمی شده است.

    به گفته اقای کامه وال، این رویداد در ولسوالی دشت ارچی صورت گرفته است و ملا عبدالسلام آخوند والی نام نهاد طالبان زخمی شده است.

    فرمانده زون 808 اسپین زر همچنین گفته است که انتحار کننده باشنده ولسوالی اچین ولایت ننگرهار بوده و به قسد کشتن ملا عبدالسلام به قندوز رفته بوده است.

    بر اساس گزارش ها، والی نام نهاد طالبان شب گذشته در قریه ترک ولسوالی دشت ارچی مهمان بوده و حمله نیز در جریان مهمانی صورت گرفته است.

    طالبان تا اکنون در مورد حمله بر والی نام نهاد این گروه در قندوز، چیزی نگفته است.

  • یک شرکت انگلیسی تورهای سیاحتی به افغانستان ارائه می دهد

    یک شرکت انگلیسی تورهای سیاحتی به افغانستان ارائه می دهد

    جیوف هان 79 ساله این شرکت سیاحتی را با نام «سفر به مناطق داخلی کشور  Hinterland Travel» از دهه 1970 میلادی تاکنون در منطقه بریگ هاوس در غرب شهر یورکشایر انگلیس اداره می کند و تورهای سیاحتی به کشورهای در حال درگیری به شمول عراق، سوریه و افغانستان برای شهروندان انگلیس ارائه می دهد.

    او تقریبا سالی چهار مرتبه تورهای سیاحتی به افغانستان می آورد و سیاحین خارجی را با اتوبوس به اطراف افغانستان می برد و مناطق مختلف را به آنها نشان می دهد.

    جیوف هان می گوید که بیش از 40 سال در این زمینه سابقه دارد و تورهای تفریحی زیادی به کشورهای افغانستان و عراق آورده است.

    وبسایت شرکت سیاحتی او در پیامی تبلیغاتی در خصوص افغانستان نوشته است که این شرکت سیاحتی همچنان پس از سال ها درگیری های داخلی و بین المللی از کشور کاملا زیبای افغانستان دیدار می کند.

    در وبسایت او آمده است که هزینه های یک تور سیاحتی به افغانستان از کشور انگلیس از 3200 پوند آغاز می شود.

    لازم به ذکر است که گرچه جیوف هان مردی سابقه دار در ارائه کردن تورهای تفریحی به افغانستان است، اما او نیز از ناامنی های افغانستان نیز بی نصیب نمانده است.

    در اوایل سال جاری، یک مینی بوس تحت استخدام شرکت سیاحتی او در ولایت هرات توسط شورشیان مورد حمله راکتی قرار گرفت.

    در این رویداد گرچه هیچ یک از سیاحین خارجی جانشان را از دست ندادند، اما سبب شد که یکی از این سیاحین هفته گذشته با طرح شکایت از جیوف هان، از او درخواست بازپرداخت پولش را کند.

    جیوف هان اما در پاسخ به او گفته است “من که به سوی آنها شلیک نکردم. در ضمن خودم هم در آن حادثه زخمی شدم.”

    شورشیان مسلح به کاروان گردشگران خارجی در هرات حمله کردند و شش تن را زخمی کردند.
  • توصیه حامد کرزی به دونالد ترامپ رئیس جمهور تازه آمریکا

    توصیه حامد کرزی به دونالد ترامپ رئیس جمهور تازه آمریکا

    حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین کشور در حالی این سخنان را مطرح می کند، که دونالد ترامپ تا ساعاتی دیگر در مراسم تحلیف خود در کاخ سفید حاضر شده و به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد می کند.

    آقای کرزی گفت: “به طور قطع، مشکلی وجود دارد که طی 15 سال گذشته و با وجود تلاش های بسیار و نتایج خوب اولیه مان، هنوز نتوانسته ایم طالبان و دیگر گروه های افراطی را شکست دهیم.”

    حامد کرزی که در حال حاضر به منظور اشتراک در دور دوم گفتگوهای ریسانا در دهلی نو حضور دارد، در گفتگو با وزیر خارجه هند گفت “آمریکا باید با روسیه، چین و هند یکجا نشسته و سیاست موثر جدیدی اتخاذ کند.”

    او همچنین گفت که تمایل دونالد ترامپ برای همکاری با روسیه در امر مبارزه با تروریزم می تواند نتایج موثری را در منطقه بوجود آورد.

    کرزی افزود که برخی متحدان آمریکا مانند پاکستان، خود در شکست سیاست های واشنگتن نقش داشته است، زیرا این کشور از طریق سازمان استخباراتش (آی اس آی) در سازماندهی مجدد طالبان پس از سقوط رژیم شان نقش عمده ای داشت.

    او گفت که پاکستان از دین به عنوان ابزاری برای انگیزه دادن به فعالان و طرفداران طالبان استفاده کرد.

    رئیس جمهور پیشین کشور علاوه کرد که اگر آمریکا شرایط سختی را برای دادن کمک به پاکستان تعیین می کرد، از حمایت پاکستان از طالبان جلوگیری به عمل می آمد.

    او گفت اگر آمریکا می خواهد که موفق شود، باید سیاستش را تغییر دهد.

    کرزی با بیان این که باید تغییرات اساسی در آمریکا صورت بگیرد، گفت که با «پیمان امنیتی مشترک» میان افغانستان و آمریکا مخالف نیست، اما باید شرایط دیگری نیز به این پیمان نامه اضافه گردد.

    وی تاکید کرد که اگر آمریکا به سیاست فعلی اش در قبال پاکستان ادامه دهد، سیاست افغانستانش نیز موفق نخواهد بود.

  • افغانستان هنوز نمی داند با طالبان به عنوان تروریست و یا سهام دار برخورد کند

    افغانستان هنوز نمی داند با طالبان به عنوان تروریست و یا سهام دار برخورد کند

    سرتاج عزیز مشاور نخست وزیر پاکستان در امور خارجی در گفتگو با صدای آمریکا گفته است که عدم اجماع سیاسی و ابهام دولت افغانستان در برخورد با گروه طالبان به عنوان گروه تروریستی و یا سهام داری در سیاست های ملی افغانستان، سبب شده تا تلاش های بین الملل در راستای برگزاری مذاکرات صلح میان طرف های درگیر در افغانستان مسدود بماند.

    سرتاج عزیز همچنین از مقامات در کابل خواست تا پاکستان را مقصر وخیم تر شدن وضعیت امنیتی افغانستان ندانند و بجای این کار شیوه شکننده موجود در گفتگوهای صلح با طالبان را بازبینی کنند.

    او گفت: “شیوه گفتگوهای آنها با گروه طالبان بسیار بسیار شکننده است. ما می خواهیم که دولت وحدت ملی افغانستان موفق شود، و بتواند حاکمیت خود را برقرار کند. همچنین ما از دولت افغانستان می خواهیم که پیغام واضحی به گروه طالبان و دیگر گروه های درگیر بفرستد و از آنها بخواهد که به وارد گفتگو شده و مشکلات را حل کنند. هیچ کس ادامه جنگ را در افغانستان نمی خواهد.”

    سرتاج عزیز افزود که شیوه ای شفاف از سوی دولت افغانستان به همراه اراده پاکستان برای جلوگیری از استفاده نشدن خاکش علیه افغاستان و فشارهای بین المللی، می تواند پیغام واضحی برای طالبان باشد و آنها (طالبان) مجبور به حاضر شدن به میز مذاکرات شوند.

    او گفت: “به نظرم این گونه آنها (طالبان) تحت فشار زیادی قرار خواهند گرفت، و اگر مذاکرات جدی در 2017 صورت بگیرد، همه برای صلحی در افغانستان امیدوار خواهیم بود.”

    به گفته او، به کارگیری قدرت نظامی طی سال های گذشته نتایجی به همراه نداشته و در عوض سبب شده گروه های شورشی قدرتمندتر شوند.

    سرتاج عزیز گفت” “طالبان شاید قادر نباشد منطقه ای گسترده، مرکز یک ولایت و یا یک شهر را به کنترل بگیرد، اما آنها (طالبان) می توانند به فعالیت های شورشیانه خود برای مدت های طولانی ادامه دهند، در حالیکه مردم افغانستان هر چه سریعتر به صلح نیاز دارند. از سویی دیگر، نیروهای بین المللی در حال کمک به نیروهای امنیتی افغانستان هستند تا از پیشروی بیشتر طالبان جلوگیری کنند، زیرا اگر آنها (طالبان) پیشروی کنند، تمایلی به حضور در میز مذاکرات نخواهند داشت.”

    او با اشاره به عملیات «ضرب عزب» پاکستان علیه تروریستان و تاثیرات این عملیات در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان، گفت: پاکستان همواره به محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان اطمینان داده است که فضا برای عناصر تروریستی ضد افغانستانی در پاکستان از بین رفته است، و بیشتر آنهایی که پیش تر در پاکستان مخفیگاه داشته اند، به افغانستان بازگشته اند.

    عزیز همچنین گفت که پاکستان تلاشهایش را برای تقویت معیارهای امنیتی در مرز 2600 کیلومتری افغانستان و پاکستان شدت بخشیده است.

    او در خصوص تلاش های بیشتر در زمینه تقویت امنیت مرزی افغانستان و پاکستان گفت “برخلاف دهه ها عبور و مرور سنتی میان افغانستان و پاکستان، هم اکنون مسافران باید اسناد مسافرتی معتبر نشان دهند تا بتوانند به دو سوی مرز تردد کنند.”

    سرتاج عزیز همچنین از مقامات افغانستان خواست تا آنها هم واکنش های مناسب مانند پاکستان برای تقویت امنیت مرزی داشته باشند.

  • دونالد ترامپ و افغانستان: تعهد ناخواسته

    دونالد ترامپ و افغانستان: تعهد ناخواسته

    دونالد ترامپ تاکنون طرح واضح و مشخصی را در خصوص وضعیت امنیتی افغانستان مطرح نکرده و نسبت به تعادل جغرافیایی-سیاسی منطقه نیز مبهم حرف زده است.

    او در مصاحبه ای در سال 2012 گفته بود که آمریکا باید سربازانش را از افغانستان خارج کرده و پولش را به جای هزینه در افغانستان در خود آمریکا مصرف کند.

    اما او به تازگی در گفتگویی تلفنی با محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور از ادامه تعهدات آمریکا نسبت به افغانستان سخن گفته است. این تغییر موضع دونالد ترامپ از سویی، و اعزام 300 سرباز تازه به ولایت هلمند توسط دولت فعلی آمریکا از سویی دیگر، نشان دهنده این است که واشنگتن همچنان تصمیم دارد در افغانستان حضور نظامی اش را تا زمان ثبات کامل کشور حفظ کند.

    مسایل زیادی هم اکنون در واشنگتن در حالت ابهام قرار دارد و زمانی که ترامپ در 20 جنوری قدرت را از باراک اوباما می گیرد، او به همراه مسایل دیگر، مشکلات افغانستان را نیز به ارث خواهد برد، که انعطاف و حق انتخاب محدودی دارد، و از آنجایی که اگر می خواهد به گفته هایش پایبند باشد، باید با همه آنها به طور موثری روبرو شود.

    بیش از 15 سال تلاش برای تامین ثبات و امنیت در افغانستان بدون آنکه نتیجه چشمگیری داشته باشد، احساس خستگی را برای ناظران بوجود آورده است. براساس تخمین هایی در سال 2014، حضور نظامی آمریکا در افغانستان نزدیک به یک تریلیون دالر هزینه برای این کشور داشته، در حالیکه در حدود 7 هزار نیروی ائتلاف، 23 هزار نیروی امنیتی افغانستان، و 26 هزار غیرنظامی نیز جانشان را از دست داده اند.

    از سویی دیگر، دفتر هماهنگی سازمان ملل متحد در امور بشردوستانه در تازه ترین گزارش خود، افغانستان را به عنوان یکی از خطرناک ترین کشورهای دنیا معرفی کرد. این سازمان در گزارشش آورده بود: “افغانستان همچنان یکی از خطرناک ترین، پرخشونت ترین، و پرفساد ترین کشورهای دنیا است.”

    گزارش سازمان ملل همچنین افزوده بود که درگیری های مداوم در افغانستان سبب افزایش بی پیشینه تعداد بیجاشدگان داخلی در سال 2016 میلادی شد که در آن سال تقریبا بیش از نیم میلیون نفر بیجاشدند.

    با این اوصاف، اگر قرار است انگیزه تازه ای برای تلاش های در راستای باثبات سازی افغانستان وارد کنیم، باید منافع سیاسی و امنیتی دیگر «سهام داران» و قدرت های منطقه را نیز در نظر بگیریم. برای مثال در تلاش های فعلی گروه همکاری های چهارجانبه به رهبری آمریکا و چین، قدرت های منطقه ای مانند روسیه، ایران و هند و حتی گفتگوهای احتمالی صلح به میزبانی عربستان نیز در نظر گرفته نشده است. هر کدام از بازیگران منطقه ای یاد شده، اغلب نفوذ و منفعت خاص خود را در منطقه دارند، که می توانند یا در راستای صلح افغانستان از آنها استفاده کنند و یا برای بدتر شدن وضعیت امنیتی افغانستان از آنها بکار بگیرند.

    آمریکا باوجود اینکه مهمترین بازیگر بین المللی در افغانستان می باشد، اما تنها بخشی از منافع جغرافیایی-سیاسی این کشور در امنیت آینده افغانستان گرو است. وارد شدن دیگر بازیگران بویژه همسایه های هم مرز افغانستان و قدرت های منطقه ای و جهانی، اعم از بالقوه و بالفعل، می تواند هزینه های غرب را به طور چشمگیری کاهش دهد و فرصت ها و دیدگاه های جدیدی را نیز در افغانستان فراهم کند. اما برعکس، اگر حضور این بازیگران در روند صلح افغانستان در نظر گرفته نشود، مشکلات شاید تنها به طور موقتی حل شود و مسایل مهم، منافع و روابط استراتژیک نیز نادیده گرفته شوند.

    از این رو، این روابط های دوجانبه، منطقه ای و بین المللی بی شمار در افغانستان باید به طور موثری مدیریت و ارزیابی گردد تا پازل امنیتی افغانستان حل و فصل شود. از آنجایی که تلاش های 15 ساله برای باثبات سازی افغانستان هزینه های مالی و جانی فراوانی داشته، کمی جای تعجب خواهد بود که این تلاش ها بدون هیچ سرانجام خاتمه یابند. از سویی دیگر، آمریکا نیز آزادی انتخاب چندانی ندارد و مجبور است به تعهداتش نسبت به افغانستان ادامه دهد. همچنین از آنجایی که طالبان هم اکنون بیش از هر زمان دیگر از سال 2001 تاکنون، مناطق بیشتری را تحت کنترل خود دارد، لازم است تا راه های جدیدی برای دست یافتن به صلح بررسی کرد؛ در غیراینصورت خشونت ها و بی ثباتی ها ممکن است سرازیر شوند و مناطق بیشتری را مسموم کنند.

    اما نباید فراموش کرد که به طور عملی جا دادن بازیگران متعدد در این عرصه به همان اندازه که گفته می شود، آسان نیز می باشد، آن هم با وجود روابط پیچیده ایران و آمریکا، پاکستان و هند، و سیاست فعلی روسیه که چیزی شبیه به ضرب المثل معروف “مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد” نسبت به افغانستان می باشد. واقعیت اما این است که آینده افغانستان تنها برای آمریکا و متحدان غربی اش دارای اهمیت نیست. از این رو برای فرار از بن بست پیش آمده در صلح افغانستان، باید تمامی کسانی که در آینده ایمن افغانستان منفعت دارند در این تلاش ها گنجانده شوند.

  • اقدامات جدید وزارت ترانسپورت برای کاهش رویدادهای مرگبار ترافیکی

    اقدامات جدید وزارت ترانسپورت برای کاهش رویدادهای مرگبار ترافیکی

    پس از افزایش رویدادهای ترافیکی در بزرگ‌راه‌های کشور، آماری تکان‌دهنده‌ای به نشر رسید که گویا سالانه شمار قربانیان رویدادهای ترافیکی از قربانیان جنگ و ناامنی بیشتر شده است.

    مسئولان و کارشناسان همواره دلیل افزایش قربانیان رویدادهای ترافیکی را سرعت غیرمجاز موترها و اعتیاد رانندگان عنوان کرده اند.

    حالا مسئولان وزارت ترانسپورت تصمیم گرفته اند تا پس از این  برنامه‌ ای پیش‌گیرانه از جمله کنترل جاده‌ای را به اجرا بگذارند.

    سید ولی سلطان، معین پالیسی وزارت ترانسپورت  امروز(یک‌شنبه۲۶جدی) به خبرنگاران گفت: “یکی از این برنامه‌ها، ثبت سرعت وسایط مسافربری در شاهراه‌ها‌ است.”

    به گفته‌ی او، برنامه‌ی ثبت سرعت موترها، کمک می کند تا رانندگان با سرعت معیاری در شاهراه ‌ها رانندگی کنند.

    طبق این برنامه، زمان حرکت و رسیدن موترها ثبت می‌شود و با توجه به آن رانندگان می‌توانند با سرعت مجاز رفت و آمد کنند.

    همچنان آقای سلطان می‌گوید برای مبارزه با اعتیاد رانندگان، قرار است جواز رانندگی همه رانندگان شرکت‌های مسافربری فاقد اعتبار شود و پس از آزمایش رانندگان، جواز جدید برای شان توزیع شود.

    اجرای این برنامه، حمایت اداره محلی هرات را هم به همراه دارد.

    جیلانی فرهاد سخنگوی والی هرات با تایید این خبر می‌گوید  که برای به اجرا گذاشتن این برنامه، روند آزمایش اعتیاد رانندگان آغاز شده است.

    به گفته‌ی او به رانندگانی که نتیجه آزمایش آنها منفی باشد، دوباره جواز رانندگی صادر می شود.

    از سویی هم این اقدام وزارت ترانسپورت، با واکنش خوش‌بینانه شهروندان هرات مواجه شده است. اما شماری از شهروندان از آلوده شدن این روند به فساد، ابراز نگرانی می‌کنند.

    آنها می‌گویند که اجرای این برنامه‌ها تاثیر خوبی در پی خواهد داشت اما این که رانندگان با دادن پول به ماموران، معافیت بگیرند، جای نگرانی است.

  • استخدام استادان افغانستانی در دانشگاه های خصوصی اولویت دارد/ایران سالانه 500 بورسیه تحصیلی می دهد

    استخدام استادان افغانستانی در دانشگاه های خصوصی اولویت دارد/ایران سالانه 500 بورسیه تحصیلی می دهد

     

    فریده مومند، سرپرست وزارت تحصیلات عالی امروز شنبه در نشستی خبری گفت که این تصمیم وزارت به منظور اشتغالزایی و بالارفتن ظرفیت کدرهای افغانستانی اتخاذ شده است .

    خانم مومند گفت: “اکثراتباع کشورهای خارجی که در دانشگاه های خصوصی کشور  منحیث استاد استخدام شده اند درجه کدری آنها برای حکومت معلوم نیست؛ حالا برای اینکه حکومت از نفوذ اتباع خارجی فاقد درجه کدری در نظام تحصیلات عالی خصوصی جلوگیری کرده باشد؛ متوسل به این تصمیم شد.”

    گفتنی است که دانشگاه های خصوصی زیادی در کشور است که از استادان پاکستانی استفاده می کنند و سالانه صدها هزار دالر را نیز از کشور خارج می کنند.

    وزارت تحصیلات عالی در این نشست همچنین به بودجه سال های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵خویش اشاره کرد و گفت که بودجه را مطابق پلان به مصرف رسانیده است .

    فریده مومند، گفت: ” وزارت تحصیلات عالی توانسته است ۷۲ درصد بودجه سال ۱۳۹۴ و ۷۳ درصد بودجه سال ۱۳۹۵ خویش را به گونه شفاف، معقول و بدون تخطی به مصرف برسانده است.”

    این درحالی است که مجلس نمایندگان به دلیل مصرف نکردن بودجه انکشافی سال مالی 95 وی را استیضاح و رد صلاحیت کرد.

    همچنان خانم مومند اعلام کرد که مشکل بورسیه های تحصیلی پس از تلاش های زیاد رهبری این وزارت و صحبت های مؤثر میان وزارت های تحصیلات عالی و جمهوری اسلامی ایران حل شده است.

    وی افزود: ” میان وزارت های  تحصیلات عالی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران تفاهمنامه ی  که در سال ۱۳۹۰ به امضا رسیده بود و تا حال قابل اجرا نبود، در سفر اخیر رهبری این وزارت به ایران، درمورد اجرای این سند توافق صورت گرفت که به اساس آن جمهوری اسلامی ایران سالانه ۵۰۰ بورسیه تحصیلی را به سکتورهای مختلف تحصیلی افغانستان خواهد داد که این یک دستآورد بزرگ به شمار می رود”.

    داکترمومند اضافه داشت که به تازگی وزارت تحصیلات عالی افغانستان با کشور شاهی عربستان سعودی تفاهمنامه ی دیگری را به امضاء رسانیده است که به اساس آن سعودی توافق نموده  که سالانه ۴۰۰ بورسیه تحصیلی را به جانب افغانستان اهدا می نماید که از این تعداد تاحال ۱۱۱ بورسیه در مقاطع مختلف  طی مراحل و نهایی گردیده است.

    در اخیر این نشست داکتر مومند گفت که  پوهنتون یومف سویس در کشور سویس راجستر نیست و اعتبار اکادمیک ندارد؛ به همین خاطر شاخه ی آن درشهر کابل مسدود گردیده است.

     

  • غنی: معاهده کابل-تهران در مورد دریای هلمند تطبیق می شود

    غنی: معاهده کابل-تهران در مورد دریای هلمند تطبیق می شود

    آقای غنی در این نشست که در کابل برگزار شده بود گفت: ” یکی از کارهای مهم او معاهده میان افغانستان و ایران در مورد دریای هلمند بود که در زمان صدارت او منعقد گردید و در همان زمان، به تصویب شورای ملی رسید و از طرف پادشاه توشیح شد.”

    او ادامه داد، در مورد این معاهده بر آقای شفیق انتقادها شد و فشارهای زیادی صورت گرفت که این معاهده منعقد نشود؛ اما او بر این باور بود که افغانستان و همسایه‌ها باید منافع مشترک‌شان را درک کنند و در برابر همدیگر، نه به حیث رقیب، بلکه به حیث دوست و همکار رفتار کنند.

    رئیس جمهوری همچنین گفت: در ماده پنجم این معاهده آمده است که: «ایران هیچ‌گونه ادعایی بر آب هلمند ، بیشتر از مقداری که طبق این معاهده تثبیت شده است، ندارد. حتی اگر مقادیر آب بیشتر در دلتای سفلای هلمند میسر هم باشد و مورد استفاده ایران هم بتواند قرار گیرد.»

    محمد اشرف غنی با قدردانی از ترتیب و تصویب این معاهده گفت که کاش آقای موسی شفیق چند سال دیگر زنده بود تا برای آبادانی و وحدت مردم در کشور تلاش می‌کرد.

    پس از زمامداری ظاهر شاه در افغانستان، محمد موسی شفیق صدراعظم این کشور در 1351 میلادی قرارداد آب دریای هلمند را با همتایی ایرانی اش امیر عباس هویدا در زمان دولت شاهی ایران امضا کرد؛ اما سپس با کودتای سردار محمد داود خان در سال 1352 تایید قرارداد آب دریای هلمند با ایران به تعویق افتاد.

    دریای هلمند، چهارمین حوزه‌ی آبی افغانستان به شمار می‌رود که از جنوب کوه بابا و سفید کوه سرچشمه می‌گیرد.

    این دریا، طولانی‌ترین دریای افغانستان به شمار می‌رود که 1005 کیلومتر آن در داخل جریان دارد و سپس به ایران می‌ریزد.

    اخیراً رییس جمهور غنی اعلام کرد که تمام آب‌های کشور مهار خواهد شد و با ساختن بندهای آب‌گردان زمینه رشد زراعت و کنترول آب‌های سطحی را فراهم خواهد کرد.

     

  • غنی: اهدای خانه به خانواده شهدای قوای مسلح در اولویت خانه سازی دولت است

    غنی: اهدای خانه به خانواده شهدای قوای مسلح در اولویت خانه سازی دولت است

    دولت در نظر دارد طی سال های آینده، به تمامی خانواده های شهدای قوای امنیتی و دفاعی کشور یک واحد مسکونی بدهد.

    آقای غنی امروز دوشنبه در این نشست که در وزارت دفاع برگزار شده بود گفت: این چهارده باب آپارتمان که امروز به مستحقین سپرده شد، به مثابه‏ای قسط اول این برنامه بزرگ است.

    او گفته، “این تعهد من است که در برنامه‎ای خانه‎سازی سه‎سال آینده، خانواده‎های شهدای قوای دفاعی و امنیتی ما در اولویت قرار خواهند داشت. اول شما، بعد تمام ملکی ها.

    او تجهیز کامل و کافی نیروهای امنیتی را یکی از راه های جلوگیری از تلفات بیشتر دانست و گفت، در زمینه تجهیز و حمایت نیروهای امنیتی، هیچ گونه غفلت و کم کاری پذیرفتنی نیست.

    محمد اشرف غنی می گوید که سربازان، از هر کجا و از هر قومی که باشند، سرباز افغانستان هستند و همگی آماده ی خدمت و دفاع از این وطن هستند.

     

  • قرارداد ساخت سرک دره صوف تا یکاولنگ با یک شرکت چینی به امضا رسید

    قرارداد ساخت سرک دره صوف تا یکاولنگ با یک شرکت چینی به امضا رسید

    قرارداد احداث سرک یکاولنگ- دره صوف در سال ۲۰۱۴ به داوطلبی سپرده شده بود که دو شرکت –چینی و ترکی- “شارت لیست” شدند و در این داوطلبی شرکت چینی حاضر شد که سرک مذکور را به هزینه ۲۰۴،۹ میلیون دالر بسازد. در این قرارداد نظر به نرخ‏های گذشته،۵۰ میلیون دالر صرفه جویی شده است.

    محمود بلیغ سرپرست وزارت فواید عامه گفت که این پروژه به کمک مالی بانک انکشاف آسیایی به پایه اکمال خواهد رسید و جزء دهلیز شمال و جنوب افغانستان است که در سال گذشته به اعلان تدارکاتی سپرده شد اما به دلیل قیمت‎های بالا و هم‎چنان مشکلات تخنیکی تصمیم گرفته شد که پروژه مجدداً از روش تدارکاتی مقید به پیش برده شود و این پروژه دارای ۸ پل به سایز‎های مختلف، ۱۹۴ پل‎چک و ۵۹۵۰ متر دیوار استنادی می‎باشد که در مدت ۱۲۷۸ روز به پایه اکمال می‎رسد.

    آقای بلیغ افزود که این سرک از ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان شروع الی ولسوالی درۀ صوف ولایت سمنگان ادامه خواهد داشت که به تعداد ۳۷ قریه کوچک و بزرگ در مسیر سرک قرار دارد، هم‎چنان معدن ذغال سنگ که در مسیر سرک متذکره قرار دارد در انتقال ذغال به دیگر مناطق، مسیر کوتاه تر شده و این کار سبب کاهش زمان انتقال، ازدیاد استخراج ذغال سنگ و افزایش درآمد آنان می‎شود.

    در مراسم امضای قرارداد مذکور که بعد از ظهر امروز یکشنبه در ارگ انجام شد و در آن محمد اشرف غنی، سرور دانش معاون دوم رئیس‎جمهور، محمدمحقق معاون دوم ریاست اجرایی، شماری از اعضای کابینه و شورای ملی و تام پنیلا رئیس بانک انکشاف آسیایی در افغانستان، نیز حضور داشتند.

    تام پنیلا رئیس بانک انکشاف آسیایی در افغانستان خاطرنشان کرد که با تکمیل شدن این پروژه مناطق مرکزی افغانستان و در مجموع افغانستان به مرکز تجارتی و اقتصادی مبدل خواهد شد.

    متعاقباً آقای لوشن رئیس شرکت سرک و پل سازی چین «CRBC» از این‎که برای نخستین بار در پیشرفت و بازسازی افغانستان نقش ایفا می‎کند، ابراز خرسندی کرد و خاطرنشان کرد که این اولین گام آنان برای همکاری در افغانستان است که تداوم خواهد یافت.

    آقای لوشن گفت که شرکت «CRBC» در عرصه اعمار ساختمان‎ها و سرک سازی به صدها پروژه را در کشورهای مختلف عملی کرده است و پروژه‎های مهم اقتصادی را به سطح آسیا به پایه اکمال رسانیده  و در این عرصه تجارب خوبی دارد.

    موصوف از رئیس‎جمهور تشکری کرد که به پروژه‎های زیربنایی توجه زیادی دارد و ابراز امیدواری نمود که در اثر کار مشترک افغانستان و جمهوری مردم چین، همکاری‎ها در عرصه‎های مختلف گسترش مزید یابد.

     

  • صلح افغانستان وابسته به هماهنگی میان اسلام آباد-کابل است

    صلح افغانستان وابسته به هماهنگی میان اسلام آباد-کابل است

    یکی از اصلی ترین نگرانی های کشورهای منطقه از وضعیت امنیتی در درون افغانستان، افزایش تهدید گروه داعش است که در تلاش است جای پایش را در افغانستان حفظ کند.

    با این حال، اتحاد سه کشور چین، پاکستان و روسیه با برگزاری نشست های مشورتی سه جانبه در خصوص اوضاع افغانستان، همچنان مشخص نیست که آیا می تواند راه حلی سیاسی برای حل این مسئله پیدا کند.

    نشست اخیر مسکو که هفته پیش برگزار شد، سومین دور از این گونه نشست ها بود، که گرچه این نشست در خصوص بررسی اوضاع افغانستان میان این کشورها برگزار شد، اما نماینده ای از افغانستان در این نشست حضور نداشت، که این موضوع واکنش هایی منفی از سویی نمایندگان مجلس و مقامات کشور به دنبال داشت.

    گرچه کابل، برای چهارمین دور این نشست از سوی مقامات کشورهای متذکره دعوت شده است، اما برگزاری سه نشست پیشین بدون حضور افغانستان، ابهاماتی را خلق کرده است.

    همچنین، آمریکا نیز در این نشست دعوت نشده بود، که البته جای تعجب هم نیست، زیرا این نشست به ابتکار مسکو شروع شده است.

    از سویی دیگر، هنوز زود است که قضاوت کنیم این نشست جدید، می تواند جایگزینی برای «گروه همکاری چهارجانبه برای صلح افغانستان» باشد. گروه همکاری های چهارجانبه برای صلح افغانستان متشکل از کشورهای آمریکا، پاکستان، چین و افغانستان بود که البته زیاد موفق نبود و تنها پس از برگزاری چندین دور مذاکرات و نشست های پی هم، توانست حزب اسلامی حکمتیار را حاضر به نشست در میز مذاکرات صلح کند؛ در حالیکه این گروه به طور ضمنی به دنبال جذب گروه طالبان بود.

    ظاهرا نمی توان نادیده گرفت که هیچ یک از تلاش ها برای بدست آوردن صلح در افغانستان، بدون دخالت و حمایت آمریکا که هم اکنون در حدود 10 هزار سرباز در افغانستان دارد، موفق نخواهد بود. البته این را نیز باید در نظر گرفت که اوضاع با انتقال قدرت در واشنگتن، کمی پیچیده تر از پیش شده است. و شاید همین امر سبب شده تا کشورهای منطقه خودشان به دنبال راه حلی باشند تا بحران افغانستان را خاتمه دهند؛ بحرانی که به طور مستقیم می تواند در امنیت خود این کشورها نیز تاثیر گذار باشد.

    اما هنوز نامشخص است که مقامات در کابل به دعوت این نشست سه جانبه پاسخ مثبت می دهند و یا اینکه تمایل دارند از خود در شیوه رسیدن به صلح انعطاف نشان دهند.

    کشورهای چین و روسیه به عنوان اعضای دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد، در نشست اخیر پیشنهاد کردند که تلاش شان را برای برداشتن نام برخی از سران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد می کنند تا این امر زمینه ساز گفتگوهای صلح در افغانستان شود. لازم به ذکر است که طالبان همواره برداشته شدن نام سرانش از لیست سیاه سازمان ملل را به عنوان یکی از پیش شرطهایش برای پیوستن به پروسه صلح مطرح کرده است.

    از آنجایی که چین یکی از سرمایه گذاران در بخش توسعه پروژه های زیربنایی و معادن افغانستان است، و از سویی دیگر سرمایه گذاری های اقتصادی بسیار کلانی در پاکستان کرده است، اخیرا خود را در روند تلاش ها برای صلح افغانستان درگیر کرده است. همچنین روابط خوب این کشور با مقامات در کابل و طالبان سبب شده تا چندین دور از مذاکرات غیررسمی دولت افغانستان با طالبان را سازماندهی کند.

    از طرفی دیگر، روسیه را گرچه نمی توان به عنوان کشوری که تازه خود را درگیر مسایل افغاستان کرده، یاد کرد، اما ابتکار این کشور برای ایجاد یک اتحاد منطقه ای برای مقابله با تهدید گروه داعش، به شکل دهی جدیدی از نیروها در منطقه ای که اوضاع سیاسی-جغرافیایی آن در حال تغییر است، اشاره می کند. جالب است که بدانید نشست اخیر سه جانبه در مسکو در خصوص افغانستان، پس از نشست سه جانبه ای دیگر در همین کشور اما در خصوص اوضاع سوریه برگزار شد. اشتراک کنندگان در این نشست کشورهای ایران، ترکیه و روسیه بودند. باز هم آمریکا در این نشست حضور نداشت، که این موضوع نشان دهنده آنست که مسکو می خواهد نقش رهبری را در حل مسایل سوریه و افغانستان بر عهده بگیرد.

    البته وخیم تر شدن اوضاع امنیتی در افغانستان، واقعا هم سبب نگرانی هایی برای سه کشور متذکره می شود که هر کدام یا مرز مشترک با افغانستان دارند و یا منافع شان در نزدیکی مرز افغانستان می باشد.

    افزایش فعالیت های شورشیانه در مناطق شمالی افغانستان که در نزدیکی مرزهای کشورهای آسیای مرکزی قرار دارد، به طور ویژه برای روسیه نگران کننده است. علی الخصوص اینکه مسکو بیم آن را نیز دارد که با نزدیک شدن فعالیت های اعضای گروه داعش به کشورهای آسیای مرکزی، چچنی ها که بخش قابل توجهی از اعضای گروه داعش را در سوریه و عراق تشکیل می دهند، به راحتی به عضویت این گروه درآیند. این شاید یکی از دلایلی باشد که مسکو اخیرا تماس هایی را با طالبان برقرار کرده است.

    چین و پاکستان نیز تا حدی نگرانی هایی مشابه مسکو دارد و از این رو تصمیم به عضویت در اتحاد منطقه ای جدید گرفته اند. پاکستان امید بیشتری به این گروه سه جانبه اخیر دارد و فکر می کند این گروه در موقعیت مناسبتر و بهتری نسبت به دیگر موارد مشابه بین المللی است و می تواند از این طریق راحت تر طالبان را مجاب به حاضر شدن در میز مذاکرات صلح کند. گرچه موضوع به آن سادگی ها هم نیست، زیرا اوضاع پیچیده تر از قبل شده است.

    این اما در حالیست که اتفاق نظر در بین مقامات کابل در خصوص مذاکرات صلح با طالبان وجود ندارد. از سویی دیگر، سوال دیگر نیز پیش می آید که آیا طالبان بدون پذیرفته شدن پیش شرط هایش حاضر به نشستن در میز مذاکرات با دولت افغانستان خواهد شد، بخصوص آن هم دقیقا در زمانی که فشار حملات و فعالیت های شورشیانه اش را افزایش داده است.

    با تمامی این اوصاف، در قدم اول به منظور اینکه پروسه روند صلح افغانستان از حالت انجماد بیرون بیاید، مهم است که اسلام آباد و کابل به روابط پر تنش خود با یکدیگر خاتمه دهند؛ که البته اقدام هایی نیز در همین راستا صورت گرفته است که می توان به گفتگوی تلفونی مقامات ارشد افغانستان با جنرال قمرجاوید بجواه رئیس جدید ارتش پاکستان اشاره کرد. اما آیا این تماس تلفونی به تنهایی کافی است تا دیوار عظیم بی اعتمادی میان پاکستان و افغانستان شکسته شود؟

    زاهد حسین

  • 250 پولیس زن افغانستان از آکادمی پولیس ترکیه فارغ شدند

    250 پولیس زن افغانستان از آکادمی پولیس ترکیه فارغ شدند

    این گروه از زنان پولیس کشورمان در تاریخ 2 سپتامبر سال گذشته میلادی (2016) وارد آکادمی پولیس شهر سیواس مرکز ولایت سیواس ترکیه شدند، تا دوره های آموزشی این آکادمی را فرا بگیرند.

    این دوره های آموزشی شامل دوره های حقوقی برای نگهداری اسلحه، هدایت ترافیک، تحقیقات صحنه جرم، رانندگی، جستجو، دفاع و تروریسم بودند.

    این افسران این دوره آموزشی را در ترکیه در تطابق با بخشی از توافقنامه همکاری که میان دو کشور در سال 2011 به امضا رسید، می گذارندند.

    از سال 2011 تاکنون، نزدیک به 3 هزار افسر که بیش از یک هزار نفر آنان افسران زن بودند، در ترکیه آموزش دیده اند.

  • قانون اساسی کشور چگونه در سال 1382 تصویب شد!؟

    قانون اساسی کشور چگونه در سال 1382 تصویب شد!؟

    تشکیل لویه جرگه و نحوه مباحثات و اختلافات:

    بر اساس فرمان فوق، انتخابات اعضای لویه جرگه در ولایات و سایر مراکز برگزار گردیده و 450 نماینده انتخابی و 53 نماینده انتصابی، جمعاً 503 نفر که 100 نفر آنان را زنان تشکیل می‌دادند، برگزیده شدند و به تاریخ 16/9/1382 حکم رئیس دولت انتقالی اسلامی در باره توشیح طرز‌العمل تدویر لویه جرگه تصویب قانون اساسی در 12 فصل و 37 ماده صادر گردید. این طرز‌العمل در باره وظایف، ساختار و شیوه کار لویه جرگه تنظیم گردیده بود.

    مطابق به احکام این طرز العمل باید اعضای لویه جرگه به ده کمیته کاری (هر کمیته مرکب از 50 نفر) تقسیم می‌شدند و یک کمیته تفاهم مرکب از هیأت رئیسه لویه جرگه و رؤسای کمیته‌ها، برای توحید نظریات و ایجاد تفاهم و توافق بین کمیته‌های ده‌گانه ایجاد می‌گردید.

    الف- 124 ماده از مواد مسوده مورد اتفاق یا تأیید اکثریت اعضای کمیته های دهگانه بوده است.

    ب- 22 ماده قابل بحث دانسته شده است.

    ج- 14 ماده هم مورد اختلاف بوده است.

    با توجه به گزارش فوق، کمیته تفاهم باید در باره 36 ماده (مواد قابل بحث و مورد اختلاف) تصمیم می‌گرفت چون در حقیقت تقسیم به مواد قابل بحث و مواد مورد اختلاف هم چندان دقیق نبود و هنوز در باره برخی از مواد قابل بحث، اختلافی شدیدتر وجود داشت و لذا جلسات و مشوره‌های کمیته تفاهم تقریباً ده روز (از اول تا دهم جدی) را در بر گرفت اما باز هم مواردی وجود داشت که از طریق این کمیته هم نهایی نگردید.

    نکته بسیار جالب در بحث‌ها این بود که بر خلاف انتظار در باره مواد مربوط به مسائل مذهبی یعنی آن‌چه به مذاهب حنفی و جعفری مربوط می‌شد مثل مواد 130 و 131 و 45 هیچ‌گونه اعتراضی یا اختلاف نظری در کمیته‌های دهگانه و بعد هم در کمیته تفاهم مطرح نگردید و مسوده اصلی کمیسیون قانون اساسی مورد تأیید قرار گرفت و این نشان می‌داد که در افغانستان با همه تبلیغات منفی و برداشت‌های نادرست برخی از متعصبین شیعه و سنی، برای عامه مردم افغانستان و نمایندگان واقعی آنان، مسأله شیعه و سنی هیچ‌گونه حساسیت غیر عادی ندارد و همگی همدیگر را مسلمان و برادر همدیگر می‌دانند. اتفاقاً هر چه حساسیت نشان داده می‌شد در باره اصل اسلام و مواد مربوطه قانون اساسی در باره جایگاه دین اسلام بود نه در باره این که در این قانون برای اولین‌بار اجازه داده می‌شد که در مکاتب و محاکم، برای شیعیان کشور، تعالیم و احکام فقهی مذهب تشیع به اجرا گذاشته شود.

    در این رابطه مناسب است خاطره‌ای را از دفتر خاطرات و یادداشت‌هایم در روزهای لویه جرگه نقل کنم:

    «امروز (26/9/82) قبل از شروع لویه جرگه، همراه با آقایان شهرانی و عظیمی و اشعری و این جانب با استاد سیاف جلسه‌ای داشتیم. ایشان در چند مورد نظریاتی داشتند که قابل قبول و از روی حسن نیت بود و از جمله این که در ماده سوم قانون اساسی، به جای دین مقدس اسلام، «احکام و معتقدات دین مقدس اسلام» ذکر شود. البته کلمه احکام قبلاً هم پذیرفته شده بود اما اضافه کردن کلمه معتقدات با اصرار ایشان صورت گرفت. در ضمن صحبت‌ها از ماده 131 و مسأله احوال شخصیه اهل تشیع یاد شد. نظر ایشان را جویا شدم. گفت: من در این باره هیچ مخالفتی ندارم و به همین ترتیب که شما تسوید کرده‌اید صحیح است. بعد از این جلسه به تالار لویه جرگه رفتیم که غوغا به پا است و هیاهوی عظیمی در گرفته چون خانمی به نام ملالی جویا طی بیانیه‌ای از جنایتکاران جنگی نام برده و گفته بوده که در کمیته‌ها هم این‌ها مسلط هستند و باید همه آنان در یک کمیته جمع می شدند و دیگران را آزاد می‌گذاشتند!»

    هر چند در ماده 131 جناب آیت‌الله محسنی تا روزهای 7 و 8 جدی در لویه جرگه اصرار داشت که در کنار عبارت «احوال شخصیه» عبارت «معاملات» یا «دعاوی دیگر» نیز اضافه شود و به من توصیه می‌کردند که همکارانت در کمیسیون یعنی آقای عظیمی و اشعری را قناعت بده و این موضوع را با هم فیصله کنید اما ما هر چه فکر کردیم نتوانستیم عبارت را تغییر دهیم و تنها بنا شد از فقره دوم این ماده، عبارت «و اگر طرفین دعوا از اهل تشیع باشند» را حذف کنیم. از طرف دیگر گفته شد که اعضای کابینه یعنی استاد خلیلی و آقای کاظمی و آقای انوری هم متن موجود را تأیید می‌کنند و با افزودن چیز دیگری مخالف هستند. دلیل عمده هم برای این کار، این بود که مسوده اصلی ماده 131 تقریباً مورد تأیید همگان قرار گرفته بود و ترسم از این بود که افزودن عبارتی یا تغییر دیگری در این ماده، باعث گردد که در این موضوع بحث‌ها از سر گرفته شود و حساسیت دیگری ایجاد گردد و سرانجام آنچه مورد توافق قرار گرفته، هم در معرض اختلاف و کشمکش واقع شود و این مقدار دست‌آورد هم از دست برود.

    گفتنی است که در طول مدت کار کمیته تفاهم، در جلسات عمومی لویه جرگه، بر اساس تقسیم اوقات، اعضای حکومت گزارش کاری خود را ارائه می‌کردند و یا این که نمایندگان به ایراد سخنرانی در موضوعات مختلف می‌پرداختند.

    به تاریخ 6 جدی نسخه‌ای از تعدیلات انجام شده و سپس در 7 جدی 82 نسخه دیگری حاوی آخرین تعدیلات انجام شده توسط کمیته تفاهم آماده شده و برای نمایندگان توزیع گردید. این تعدیلات اکثر مواد اختلافی و قابل بحث را در بر می‌گرفت اما در عین حال بعد از نشر، اختلاف نظرها همچنان ادامه یافت و عده‌ای بر این نظر بودند که دیدگاه‌های آنان در این تعدیلات اعمال نشده است. از این‌رو کمیته تفاهم در مشوره با سایر نمایندگان تصمیم گرفت که برای حل اختلافات و رسیدن به توافق نهایی، یک کمیته دیگر 64 نفری یعنی از هر ولایت دو نفر تشکیل گردد که همراه با کمیته تفاهم موارد اختلاف را مورد بحث قرار داده و به فیصله نهایی برسند.

    در تاریخ 10/10/82 جلسه کمیته جدید آغاز گردید. در این جلسه معلوم شد که از 36 ماده قابل بحث و اختلافی، تنها 8 مورد احتیاج به بحث و توافق دارد و سایر موارد در کمیته تفاهم با تعدیلاتی در مسوده، مورد توافق قرار گرفته است. هشت موضوع مورد اختلاف عبارت بودند از:

    1) ماده 16 در باره زبان‌های رسمی و سایر زبان‌ها و این که پشتو زبان ملی باشد یا نه؟ و این که غیر از پشتو و دری، زبان سوم رسمی هم باشد یا نه؟

    2) ماده 12 در باره صلاحیت طبع و نشر پول و این که شورای ملی هم در تأیید آن دخیل باشد یا نه؟

    3) ماده 64 در باره تعیین خطوط اساسی سیاست کشور که به تنهایی در صلاحیت رئیس جمهور باشد یا به تصویب شورای ملی هم برسد؟

    4) ماده 64 در باره صلاحیت تعیین رؤسای بانک مرکزی و سره‌میاشت و امنیت ملی که با تأیید شورای ملی صورت گیرد یا نه؟

    5) ماده 69 در باره مسؤولیت رئیس جمهور در برابر ملت و نمایندگان و میکانیزم اجرایی آن.

    6) ماده 72 در باره تابعیت دوگانه وزرا. در نسخه 7 جدی در جزء اول شرایط وزیر در باره تابعیت چنین آمده بود: «تبعه افغانستان باشد. بعد از تقرر تابعیت کشور دیگر را نداشته باشد. وزرا تا ختم دوره اول ریاست جمهوری از جزء دوم حکم این فقره مستثنی می‌باشند.» در حالی‌که در مسوده اصلی تنها به عبارت «تبعه افغانستان باشد» اکتفا شده بود.

    7) ماده 158 در باره انتخابات همزمان ریاست جمهوری و پارلمان.

    8) ازدیاد ماده‌ای در باره دیوان عالی مراقبت از تطبیق قانون اساسی. در کمیته‌های ده‌گانه و کمیته تفاهم همگی توافق و تأکید داشتند بر این که فصل مربوط به دیوان عالی قانون اساسی که در ابتدا توسط کمیسیون قانون اساسی پیش‌بینی شده بود، به طور کامل احیا شود. اما بعداً دیوان به نام کمیسیون نظارت بر تطبیق، تغییر یافت بدون این‌که در ماده 121 قانون اساسی راجع به صلاحیت تفسیر قانون اساسی تعدیلی صورت گرفته باشد.

    کمیته 64 نفری همراه با کمیته تفاهم پس از بحث در باره هر یک از موضوعات هشت‌گانه فوق، به فیصله‌هایی دست یافتند. این فیصله‌ها تقریباً همین چیزی است که امروزه در قانون اساسی وجود دارد، جز این که در باره پیشنهاد تأسیس دیوان قانون اساسی، نام آن را به «کمیسیون مستقل نظارت بر تطبیق قانون اساسی» تبدیل کردند. اما زمانی که تعدیلات یا فیصله‌های مذکور در جلسه عمومی مطرح گردید، اختلاف نظرها و مشاجرات از نو آغاز شد و عده‌ای هم تعدیلات را خلاف تفاهم کمیته تفاهم اعلان کردند و حتی منجر به اعتصاب جمعی از نمایندگان گردید. در حقیقت روزهای 9 تا 13 جدی یعنی از روز هفدهم تا بیست و یکم لویه جرگه، از پر چالش‌ترین و جنجالی‌ترین روزهای لویه جرگه قانون اساسی بود. در حالی که در ابتدا پیش‌بینی این بود که در خلال ده روز تصویب قانون، به پایان رسیده و لویه جرگه خاتمه می‌یابد اما جمعاً 22 روز طول کشید و این حالت برای بسیاری از نمایندگان خسته‌کننده و ملال‌آور شده بود.

    در یکی از این روزها حتی آقای مجددی رئیس لویه جرگه به رسم قهر و اعتراض لویه جرگه را ترک گفته و به خانه‌اش رفت اما عده‌ای و از آن جمله استاد خلیلی و فاطمه گیلانی به منزل ایشان رفتند و با التماس ایشان را به جلسه برگرداندند و ایشان در جلسه عمومی از افراط و تفریط اعضای لویه جرگه شکایت کرده و تأکید بر اعتدال و میانه‌روی کرد.

    در روز 11 جدی که پنجشنبه و مصادف با روز اول سال جدید میلادی بود، اعلان شد که موادی که از طریق کمیته تفاهم مورد تعدیل و توافق قرار گرفته به رأی گذاشته می‌شود. اما این رأی‌گیری تشنج را بیشتر کرد زیرا بعد معلوم شد که تعداد رأی دهندگان از 266 نفر بیشتر نبوده‌اند که اکثریت آنان از پشتو زبانان و عده‌ای هم از هزاره ها بودند و بقیه اعضا، رأی‌گیری را تحریم کرده بودند که به طور عمده تاجیک ها، ازبک‌ها و جمعی از هزاره‌ها بودند. از همین رو صندوق‌های رأی هم قفل زده شده و در اختیار یوناما (دفتر ملل متحد) قرار گرفت، در حالی‌که تحریم کنندگان همچنان در سالون جرگه تحصن کرده بودند.

    به هر حال ریشه اصلی اختلافات چند‌چیز بود: یکی مسائل زبانی و قومی که همواره در افغانستان یکی از چالش‌های تاریخی بوده است. دوم حساسیت علیه دولت انتقالی و اعضای حکومت و صف‌بندی‌های جهادی و غیر جهادی و مسأله تابعیت دوگانه وزرا و اختلاف بین خود اعضای کابینه. سوم موضوع نظام ریاستی و پارلمانی و به طور خاص صلاحیت‌های رئیس جمهور و پارلمان.

    روز پنجشنبه با این کشمکش و بدون نتیجه خاتمه یافت و روز جمعه 12 جدی تعطیل اعلان شد. اما در حقیقت در همین روز و شب، جلسات متعدد بین نمایندگان مخالفین از یک‌سو و حضرت صاحب مجددی و اخضر ابراهیمی نماینده ملل متحد و زلمی خلیل زاد سفیر آمریکا و برخی از معاونین رئیس جمهور و جمعی از وزرا برگزار شده و موارد اختلاف از قبیل: دو معاون برای رئیس جمهور، رسمیت زبان ازبکی و ترکمنی در مناطق آنان، حذف ملی بودن زبان پشتو، حذف نام قهرمان ملی، حذف شرط تابعیت دوگانه نداشتن وزرا و موکول کردن موضوع به رأی پارلمان، انتخابات همزمان ریاست جمهوری و پارلمانی، تشکیل کمیسیون مستقل نظارت بر تطبیق قانون اساسی و چند موضوع دیگر که جمعاً به 17 مورد می‌رسید، مورد توافق قرار گرفت.

    روز شنبه 13 جدی برابر با 3 جنوری 2004 نیز به بحث و جدل‌های پشت پرده بین اعضای کابینه و هیأت رئیسه لویه جرگه و مخالفین سپری شد اما چالش‌ها رو به پایان بود و تفاهمات به مرحله نهایی نزدیک می شد.

    یکشنبه- 14 جدی 1382 برابر با 4/1/2004- بیست و دومین روز لویه جرگه و روز تصویب قانون اساسی:

    ساعت سه بعد از ظهر جلسه عمومی لویه جرگه برگزار شد و آقای مجددی با اظهار خوشحالی جلسه را آغاز نمود. ایشان در آغاز طی سخنان کوتاهی خطاب به اعضای لویه جرگه یاد‌آور شد: «جای خوشبختی است که امروز به موفقیت بزرگی رسیده‌ایم و نمی‌توانیم شکرانه این نعمت را ادا کنیم. با این که لویه جرگه برای ده روز در نظر گرفته شده بود ولی «ختامه مسک» و ما در این مدت توانستیم اختلافات و تعصبات را رفع کنیم و مذاکرات و مفاهمات روزهای گذشته تجربه و عبرت بسیار بزرگی برای همۀ ما بوده است. ما جز راه صلح و تفاهم هیچ راه دیگری نداریم و از کسانی که برای حفظ وحدت ملی از حقوق خود گذشتند سپاسگزاریم و از همه اقوام تشکر می‌کنیم. موفقیت امروز باعث افتخار ما و همه ملت و بلکه همه مسلمانان و جهانیان است. قرار بر این است که بعد از نماز شام مراسم اختتامیه برگزار گردد، همگی باید حضور داشته باشید و فعلاً متن قانون اساسی با تعدیلات نهایی آن برای شما توزیع می‌گردد.»

    سپس متن قانون اساسی که تاریخ 14 جدی در روی جلد آن ثبت شده و در هر صفحه با امضای آقای مجددی نشانی شده بود، برای همه اعضا توزیع گردید و همگی شروع به خواندن و ورق زدن آن کردند. بعد از توزیع، نمایندگان به همدیگر تبریک می‌گفتند و اعضای کمیسیون نیز به همدیگر تبریک گفتیم. اما برخی هنوز هم دلگیر به نظر می‌رسیدند و حتی به عنوان اعتراض می‌خواستند باز هم امضا جمع کنند ولی دیگر کسی به دنبال آنان نرفت!

    بعد از ظهر ساعت پنج و نیم مجدداً جلسه عمومی و در واقع مراسم اختتامیه لویه جرگه برگزار شد و کسی به نام آقای علی‌زاده آیاتی از قرآن شریف را که آیه شریفه «یسقون من رحیق مختوم ختامه مسک …» نیز جزء آن بود، با قرائت بسیار زیبا و صدای دلنشین تلاوت نمود و سپس آقای مجددی با سخنان کوتاهی از همه خواست که اکنون که قانون اساسی در پایان این همه کار و تلاش به تصویب می‌رسد باید همه با خدا تعهد بسپاریم که این وثیقه ملی را تطبیق و احترام کنیم. بعد هم ایشان برای موفقیت ملت افغانستان دعا کرد.

    بعد از ایشان جناب آقای شهرانی رئیس کمیسیون قانون اساسی، طی بیانیه کوتاهی روش کار کمیسیون قانون اساسی را توضیح دادند و این که اعضای کمیسیون تنها خدا و ملت را در نظر داشتند و بر اساس وحدت ملی و تفاهم و مذاکره عمل می‌کردند و نه با رأی‌گیری و اکثریت و اقلیت. سپس ایشان از اعضای کمیسیون خواستند که به نشانه احترام و آشنایی نمایندگان با آنان قیام کنند. اعضای جرگه با کف زدن ممتد و بلند از اعضای کمیسیون تقدیر کردند.

    بعد هم آقای مجددی از همه خواستند که به نشانه تصویب قانون اساسی همگی دو دقیقه قیام کنند. همه به پا ایستادند و کف زدند و بدین ترتیب قانون اساسی سال 1382 به تصویب نهایی رسید و نظام نوینی با خصوصیاتی که در بخش‌های بعدی توضیح داده می‌شود، بنیان گذاشته شد و یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی مبارزات و مجاهدات مردم افغانستان به ثمر رسید.

    بعد از قیام اعضای لویه جرگه و تصویب قانون اساسی، رئیس دولت انتقالی آقای حامد کرزی وارد تالار شد که با کف زدن از ایشان استقبال گرمی به عمل آمد و سپس آقای اخضر ابراهیمی نماینده سرمنشی ملل متحد بیانیه کوتاهی ایراد کرد. وی گفت: «من به نمایندگی از جامعه بین‌المللی، تصویب قانون اساسی را به یکایک شما تبریک می‌گویم.» ایشان سپس در باره امنیت افغانستان و حقوق زن و تفنگ‌سالاری و تجربیات انقلاب الجزائر و عبرت گرفتن از آن برای افغانستان سخن گفت و یاد‌آور شد که دوره مأموریتش خاتمه یافته و به‌زودی افغانستان را ترک می‌گوید اما همیشه به یاد افغانستان خواهد بود.

    بیانیه اختتامیه از رئیس دولت بود که موضوعات مختلف مربوط به قانون اساسی و آینده کشور را در بر می‌گرفت. نقطه مهم در سخنان رئیس دولت، تأکید بر نظام ریاستی و مزایای آن برای افغانستان در اوضاع فعلی بود و این که در آینده، لویه جرگه افغانستان می‌تواند در صورت ضرورت، این نظام را به نظام پارلمانی تعدیل کند. موضوع دیگر هم تأکید ایشان بر تأمین وحدت ملی در کشور بود و این که افغانستان آینده، نباید بر مبنای زبان و قومیت ساخته شود و باید احزابی در سطح ملی تشکیل گردد و نباید چنین تلقی شود که رئیس جمهور همیشه از یک قوم و معاون از قوم دیگر باشد بلکه اوضاع افغانستان در آینده باید به گونه‌ای فراهم شود که یک بچه غریب یکه و لنگی یا نیمروزی (یعنی یک هزاره یا یک بلوچ) هم بتواند رئیس جمهور شود.

    بعد از بیانیه‌ها و در پایان جلسه اختتامیه، نشان عالی امیر غازی امان‌الله خان توسط رئیس دولت به اخضر ابراهیمی و بعد هم نشان‌های لویه جرگه به آقای مجددی و هیأت رئیسه و اعضای کمیسیون قانون اساسی و از هر ولایت به دو نفر(یک مرد و یک زن) که بالاترین رأی را داشته اند، توسط رئیس دولت و آقای مجددی توزیع گردید و بعد هم مدال‌ها به سایر اعضا توسط چهار معاون رئیس دولت توزیع شد و بدین سان لویه جرگه قانون اساسی خاتمه یافت، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق، خوش و خندان به نظر می‌رسیدند اما بودند عده اندکی که به هر دلیلی از برخی از مواد این قانون چندان راضی به نظر نمی‌رسیدند و آن را مطابق آرزوها یا اندیشه های سیاسی یا قومی خود نمی دانستند.

    تصحیحات متن قبل از توشیح:

    بعد از ختم لویه جرگه، کار کمیسیون قانون اساسی نیز عملاً خاتمه یافت ولی چند روزی بعد از ختم لویه جرگه نیز، اعضای کمیسیون در دفتر یا در جاهای دیگر به خاطر ملاقات یا تودیع با رئیس دولت و معاونین ایشان گرد هم می‌آمدند. در یکی از این روزها (24/10/1382) مراسم مهمانی در دفتر استاد شهرانی رئیس کمیسیون، در صدارت برگزار شد و در حقیقت این مهمانی آخرین جلسه‌ای بود که اعضا همدیگر را دیدند و با هم خداحافظی کردند. اما در همین روز به من اطلاع دادند که در جلسه‌ای در دفتر کمیسیون باید اشتراک کنم. در این جلسه آقایان عظیمی، اشعری و من از اعضای کمیسیون، جناب آقای عنایت قاسمی و جناب آقای هیواد‌مل از مشاوران رئیس جمهور و کاون کاکر و عبد‌البصیر از یوناما و داکتر فاروق وردک و کاموی از دار‌الانشای کمیسیون اشتراک داشتند. موضوع اصلی جلسه این بود که در باره آخرین متن قانون اساسی که در لویه جرگه به تصویب رسیده (نسخه 14 جدی 82)، به‌خاطر عجله و شتاب یا بی‌توجهی‌ای که در آخرین روز جلسه لویه جرگه صورت گرفت، اشتباهات بسیار زیاد املایی و انشایی در متن باقی مانده است و حتی جملات یا کلماتی وجود دارد که به تصویب رسیده اما اصلاً در متن وارد نشده است و این اشتباهات قبل از توشیح رئیس جمهور، باید توسط کمیته‌ای مرکب از اعضای کمیسیون قانون اساسی با مشوره دار‌الانشای لویه جرگه و نماینده ملل متحد تصحیح گردد و بعد از امضای رسمی این کمیته و امضای مجدد حضرت صاحب مجددی رئیس لویه جرگه، به توشیح فرستاده شود.

    البته این یک حقیقت بود که در جریان لویه جرگه با این که در طرز‌العمل پیش‌بینی شده بود اما در عمل به خاطر عجله، مشکلات و بی‌نظمی‌هایی که در مدیریت وجود داشت، فرصتی پیش نیامد که جمعی از اشخاص خبره از اعضای لویه جرگه یا کمیسیون قانون اساسی و یا خارج از کمیسیون، اصلاحات و تعدیلات انجام شده را به صورت تخنیکی و علمی مطالعه نمایند و هر عبارت و جمله را در جایگاه مناسب و واقعی آن تنظیم کنند و آخرین متن را بدون اغلاط و اشتباهات و نواقص جهت تصویب نهایی به لویه جرگه ارائه کنند.

    از سوی دیگر این هم منطقی و معقول نبود که این متن با همان خلاء‌ها و کاستی‌ها توشیح و نشر می‌شد چون یک متن رسمی آن هم مانند قانون اساسی باید بدون کمترین اغلاط و اشتباهات املایی و ادبی تنظیم گردد چه رسد از این که برخی از این اغلاط به گونه‌ای بود که در معنی و محتوا نیز تأثیر می‌گذاشت و یا برخی از جملات با مصوبات اصلی لویه جرگه تطابق نداشت.

    به هر حال بنا شد هر یک از اعضا، تمام اغلاط املایی و انشایی در هر دو متن پشتو و فارسی دری را یادداشت کنند و در جلسات مشترک بعدی، بحث و تبادل نظر صورت گیرد. از این‌رو تاریخ توشیح قانون، هم بناچار برای مدتی به تأخیر افتاد زیرا کار این کمیته بیش از ده روز را در بر گرفت و حتی تا صبح روز توشیح یعنی 6 دلو 1382 تصحیح برخی از موارد ادامه یافت. در جلسات بعدی این کمیته که معمولاً یا در صدارت در دفتر آقای شهرانی و یا در دفتر خود کمیسیون برگزار می‌گردید، آقایان شهرانی، عظیمی، اشعری و من از اعضای کمیسیون، آقای هیواد‌مل مشاور رئیس جمهور و آقای عبدالبصیر از یوناما و داکتر وردک از دار‌الانشای قانون اساسی و لویه جرگه اشتراک داشتند و در یکی از جلسات جان آرنو که به حیث جانشین اخضر ابراهیمی در دفتر ملل متحد کار می‌کرد، نیز شرکت داشت.

    در این جلسات به طور کلی در سه بخش تصحیحات مهمی صورت گرفت:

    1) متن پشتو با متن فارسی دری مجدداً مطابقت داده شد، چون بخش پشتو در چند مرحله متفاوت، بر اساس متن فارسی دری ترجمه شده بود. در متن پشتو اشتباهات زیادی چه از نگاه دقت در ترجمه و چه از نگاه نکات املایی و ادبی باقی مانده بود و حتی در ماده 62 در شرایط نامزد رئیس جمهور ذکر شده بود که «همسر خارجی نداشته باشد» و این عبارتی بود که در یکی از مراحل مباحثات لویه جرگه پیشنهاد شده بود اما به تصویب نرسیده بود و حتی می‌توان ادعا کرد که حتی تا کنون نیز در متن پشتو مشکلاتی وجود دارد از آن جمله در ماده 155 در باره معاشات مقامات بلندپایه دولت، در متن پشتو کلمه «قضات» وجود ندارد در حالی که در متن دری موجود است.

    در بخش اصلاحات متن پشتو، تلاش و دقت زیاد توسط جناب آقای هیوادمل مشاور رئیس جمهور صورت گرفت. ایشان در قسمت متن فارسی دری نیز پیشنهاداتی را در هشت صفحه ارائه کرد که اکثر آن‌ها جنبه املایی داشت و قسمتی از آن‌ها مورد استفاده نیز قرار گرفت.

    2) در متن فارسی دری نیز اغلاط و نواقص املایی و ادبی وجود داشت و از نگاه نقطه‌گذاری و علامت‌گذاری نیز مشکلاتی موجود بود که همگی مجدداً تصحیح گردیدند.

    3) بخش عمده، تصحیحاتی بود که تا حدودی موجب تغییر در عبارت و معنای آن می‌شد. این موارد عبارت بود از تغییراتی در مواد: 16، 50، 64 و 83 که جزییات و دلایل این تصحیحات در جدول مقایسه‌ای که در ذیل این نوشتار می‌آید توضیح داده می‌شود.

    به هر حال تا تاریخ 6 دلو 82 آخرین تصحیحات انجام شد و قرار شد متن تصحیح شده توسط حضرت صاحب مجددی در بالای هر صفحه و توسط آقایان شهرانی، عظیمی، اشعری و این جانب در پایان هر صفحه امضا شود و سپس به توشیح برسد. امضاها به تاریخ 4 دلو 82 انجام شد و در عصر همان روز در تالار وزارت خارجه افغانستان، قانون اساسی توسط رئیس دولت انتقالی اسلامی افغانستان حامد کرزی با حضور شخصیت‌های داخلی و خارجی، اعضای کابینه، ستره محکمه و اعضای کمسیون قانون اساسی به توشیح رسید.

    منبع: سرور دانش، حقوق اساسی افغانستان، چاپ دوم، کابل، انتشارات مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا، ص302 و مابعد.

  • افغانستان در 20 سال آینده نابود خواهد شد

    افغانستان در 20 سال آینده نابود خواهد شد

    ضمیر کابلوف نماینده ویژه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان با اشاره به لزوم حمایت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه بین المللی برای برقراری صلح در افغانستان، گفت: ”بدون این حمایت ها صحبت درباره آینده افغانستان ممکن نیست. در صورت حمایت نشدن، افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو برای ثبات تمام منطقه مخرب و خطرناک خواهد بود. امید ما حاکمیت صلح در افغانستان است”.

    ضمیر کابلوف در گفتگویی با خبرگزاری آناتولی ترکیه این سخنان را مطرح کرد که در ادامه بخشی از این مصاحبه را می خوانید.

    – به عنوان فدراسیون روسیه برنامه ای برای برقراری صلح در افغانستان دارید؟ آیا مایلید در این زمینه کنفرانسی سازمان دهی کنید؟

    کابلوف: دو پاسخ کوتاه می دهم: اولا برای صلح افغانستان هیچ طرحی نداریم.

    – چرا ندارید؟

    کابلوف: ما مانند آمریکایی ها طرحی برای صلح در کشورهای دیگر اجرا نمی کنیم. چنین عادت های بدی نداریم. برگزاری کنفرانسی را هم برای افغانستان در نظر نداریم، زیرا تا به امروز کسی چنین اقدامی از ما درخواست نکرده است. محتویات کنفرانس مهم است. هر سال کنفرانس هایی درباره افغانستان برگزار می شود. آخرین کنفرانس ها یکی در امریتسر و دیگری در بروکسل بود.

    – به نظر من اکنون به آغاز یک روند صلح بیش از آمریکایی ها نزدیک هستید؟

    کابلوف: صلح باید میان طالبان و دولت افغانستان برقرار شود. بدین منظور باید بر اساس حقوق بین الملل حرکت و باید راه حلی مناسب براساس سیاست خارجی فدراسیون روسیه پیدا کرد. برای این کار باید هر دو طرف به ما مراجعه کنند و بگویند که “لطفا برای برقراری صلح با حمایت شما کنفرانسی برگزار کنید.”!!! هنوز چنین درخواستی نشده است. اگر برای شما آمده است، به ما هم خبر دهید.

    – در آغاز این مصاحبه گفتید که نمی توانید درباره آینده پیش بینی کنید. اما مشخص است که برخی موارد را پیش بینی می کنید. بیست سال آینده افغانستان را چگونه می بینید؟ آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا اینکه صلح برقرار خواهد شد؟

    کابلوف: درباره بیست سال آینده می توانم با اطمینان بیشتری سخن بگویم، زیرا بیست سال آینده من را نمی توانید پیدا کرده و مؤاخذه کنید. به نظر من صلح در افغانستان برقرار خواهد شد، اما در صورت فراهم شدن برخی شرایط. برای برقراری صلح در افغانستان باید جوامع بین المللی در احیای اقتصاد، ساختار اداری و ارتش این کشور حمایت کنند. بدون این حمایت ها سخن گفتن از آینده افغانستان ممکن نیست. در غیر این صورت افغانستان نابود خواهد شد. تحقق این سناریو نتایج مخرب و خطرناکی برای منافع کشور من و ثبات منطقه خواهد داشت. ما امیدوار به برقراری صلح هستیم. اگر طی بیست سال آینده شرایط مذکور فراهم شود، صلح به افغانستان باز می گردد. امیدوارم اینگونه شود.

    – اگر نشود؟

    کابلوف: اگر نشود، افغانستان نابود خواهد شد.

    – احتمال اینکه “همه با هم جنگ کنند” را پیش بینی می کنید؟

    کابلوف: در برخی مراحل ممکن است. برخی ولایت های کشور ممکن است اعلام استقلال کنند. اما از آن جا که از لحاظ منابع به یکدیگر وابسته خواهند بود، ده سال بعد مجددا متحد خواهند شد.

    – نظر شما در مورد القاعده چیست؟ پس از ظهور داعش، تهدید القاعده پایان یافته است؟

    کابلوف: خیر، تهدید القاعده پایان نیافته اما کاهش یافته است. رقیبش داعش عاقلانه تر از آن اقدام می کند. از اشتباه های القاعده درس گرفتند. از لحاظ سیاسی و برنامه ریزی بسیار پیچیده تر شدند. البته از همه لحاظ موفق نیستند. تصور کردند کسی باعث تهدید آنان در سوریه و عراق نخواهد شد و اشتباه کردند. اما این به معنای پایان آنان نیست.

    باور ندارم که داعش فقط یک رهبر داشته باشد. (ابوبکر) البغدادی یا هر کس دیگر فقط یک الگو است. رهبری، مرکزیت ندارد و فقط ایدئولوژی مرکزیت دارد و این ایدئولوژی توسط افراد بسیاری به اشتراک گذاشته می شود. داعش و الگوهایی مانند آن با تداوم مشکلات دنیا حضور خواهند داشت. تا زمانی که جهان اسلام خود را از سوی غرب تحت فشار حس کند، در بعضی کشورهای اسلامی نابرابری با وجود رهبران ثروتمند، مردم در فقر باشند و این نابرابری ادامه یابد و تا زمانی غرب متهم به استثمار جهان اسلام باشد، اینان حضور خواهند داشت.

    این گفته اجتماعی-سیاسی بسیار رواج دارد و نسل جوان هم اینگونه می اندیشد. به طور مثال “چرا مانند اروپایی ها و افراد دیگر موفق نیستم؟ چون آن ها تمام ثروت من را به یغما بردند و استفاده کردند.” این در قلب و مغز نسل جوان مسلمان نفوذ کرده است. مشکل اینجاست.

    -به نظر شما چه کسی پشت داعش است؟

    -شیطان…

    -طبیعتا، اما این شیطان کیست، می توانید نام ببرید؟

    -داعش، پدرخوانده های زیادی دارد. دراین مورد ضرب المثل روسی زیبایی وجود دارد. شاید شبیه این در ترکی نیز وجود داشته باشد. اگر یک بچه پرستاران زیادی داشته باشد، چشم بچه درمی آید. یعنی مثل اینکه، اگر آشپز که دوتا شد، آش شور یا بی نمک می شود. طبیعتا شما این موضوع را بهتر از من می دانید، چراکه به جغرافیایی که داعش از آنجا برخاسته، نزدیک تر هستید.

    -مساله مهم دیگری که فدراسیون روسیه و منطقه را تحت تاثیر قرا می دهد، مواد مخدر که منشاء آن افغانستان است. آیا میان مواد مخدر افغانستان و آمریکا رابطه ای وجود دارد؟ چرا که آمار سازمان ملل متحد در دوره اشغال افغانستان توسط آمریکا موجود است. در اواخر دوره طالبان تولید مواد مخدر افغانستان تقریبا به صفر نزدیک شده بود، اما در دوره آمریکا مقدار و میزان سطح کشت به حداکثر خود رسید.

    -در باره آمار سازمان ملل متحد مطمئن نیستم چرا که من خودم آمار دیگری دارم. از تمامی حقه های سازمان ملل آگاه هستم…چرا که به مدت 2.5 سال مسئول سازمان ملل در امور افغانستان بودم و خیلی خوب می دانم که اینگونه کارها را چگونه می پیچند. اما اگر بخواهیم در مورد رابطه آمریکا با تولید مواد مخدر در افغانستان حرف بزنیم. شما می گویید که چرا آمریکا، قبل از دوره جهاد نیز در افغانستان تریاک اما به میزان کم تولید می کرد. اما در دوره اوج جهاد، کشت این محصول افزایش یافت. (جهادگرایان) به اولین و بزرگ ترین تولیدکنندگان افغانستان تبدیل شدند و سیا نیز گذرگاه های ساخت هروئین و انتقال این محصول را فراهم کرد. بدین ترتیب نیز آمریکایی ها تبدیل به پدرخوانده تجارت مواد مخدر شدند. پس از آن تبدیل به تجارت بزرگی شد و همه به فکر انجام این کار افتادند.

    من به این رویکرد اعتراض دارم، که ”طالبان خوب به تولید موادمخدر پایان داد، اما پس از آن آمریکایی های بد…” البته نه به بخش آمریکایی های بد، بلکه به قسمت طالبان خوب، اعتراض دارم.

    قبل از اینکه طالبان قدرت را در قندهار به دست بگیرد، سومین سال خشکسالی بزرگ در افغانستان بود و مزارع خشخاش زیادی از بین رفته بودند. دلیلش این بود نه طالبان. وقتی که طالبان به قدرت رسید، همه روسای تجارت موادمخدر را جمع کرد و هشدار داد که، ”از این پس مواد مخدر حرام است. اما ما این ماده حرام را برای صلیبی ها خواهیم فرستاد و پولی را که از این راه به دست می آوریم را خرج مسلمان ها می کنیم. این کار در کنترل ما خواهد بود. شما حق فروش و داد و ستد شخصی مواد مخدر را ندارید. تمام کارهای مربوط به موادمخدر متمرکز خواهد شد”. برخی سرکرده های تجارت موادمخدر را کشتند. چرا این کار را کردند؟ چراکه با مافیای بین المللی مواد مخدر آشنا شدند. آیا می دانید آن موقع چه کسانی افراد شماره یک این کار بودند؟ آلبانیایی ها این کار را اداره می کردند.

    – آلبانیایی ها؟

    -آلبانیایی ها به قندهار آمدند و گفتند ”از تولید زیاد و پایین آوردن قیمت موادمخدر دست بردارید”. به دلیل خشکسالی، بذرهای مقاوم به خشکسالی فراهم کردند. آلبانیایی ها نماینده مافیای بزرگتری بودند. نمی دانم که پشت آنها چه کسانی بودند. در مافیای بین المللی موادمخدر سلسله مراتب فرماندهی وجود دارد. آلبانیایی ها تنها بخش کوچکی از کار بودند که دیده می شدند. یعنی به این دلیل است که آمار مربوط به دوره طالبان ارقام کمتری را نشان می دهد. درحالی که وضعیت واقعی این نبود. طالبان به هیچ وجه موادمخدر را از بین نبرد. آنها فقط مزارع برخی تجار موادمخدر که ”زکات و عشر” پرداخت نمی کردند را از بین بردند. یعنی آنها را مجازات کردند. این افسانه و داستانی در مورد طالبان است.

  • مردم عراق و لیبی مهربان و سخاوتمندترین مردم جهان هستند

    مردم عراق و لیبی مهربان و سخاوتمندترین مردم جهان هستند

    مبنای سنجش “بخشندگی” در این تحقیق ۱) کمک به غریبه ۲) اهدای پول به خیریه‌ها و ۳) کار داوطلبانه است – که بین شهروندان بالای ۱۵ سال بررسی می‌شود.

    طبق گزارش سال ۲۰۱۶ سی.ای.اف (که هر سال گزارشی در همین رابطه منتشر می‌کند) در یک ماه گذشته که این تحقیق انجام شده، در عراق و لیبی از هر ۱۰ نفر ۸ نفرشان به یک غریبه کمک کرده‌اند. و در میانمار ۹۱ درصد مردم به خیریه‌ای پول داده‌اند.

    این در حالی است که در آمریکا – که در مجموع در رده دوم گشاده‌دست‌ترین‌های دنیا قرار گرفته‌ – از هر ۱۰۰ نفر ۷۳ نفر به غریبه کمک کرده‌اند و ۶۳ نفر به خیریه پول داده‌اند.

    در رده‌بندی نهایی میانمار برای سومین سال پیاپی اول شده. بیش از نیمی از جمعیت بالای ۱۵ سال این کشور دست‌کم یک بار در ماهی که تحقیق انجام شده، کار داوطلبانه کرده‌اند، و ۶۳ درصد به کسی که نمی‌شناخته‌اند کمک کرده‌اند.

    نویسندگان گزارش سی.ای.اف می‌گویند بخشندگی میانماری‌ها برآمده از سنت “سانگها دانا” است، که طبق آن اکثریت بودایی کشور به کسانی که زندگی ریاضت‌مندانه دارند کمک می‌کنند.

    طبق این گزارش، بریتانیایی‌ها بخشنده‌ترین مردم اروپا هستند، اماراتی‌ها بخشنده‌ترین در خاورمیانه، کنیایی‌ها بخشنده‌ترین در آفریقا، و گواتمالایی‌ها بخشنده‌ترین در آمریکای جنوبی.

    بین ۱۴۰ کشوری که در این تحقیق بین‌المللی بررسی شده‌اند، چین مقام آخر را کسب کرده است.

    البته باید به یاد داشت که جمعیت نمونه در هر کشور میانگین ۱۰۰۰ نفر بوده. بنیاد کمک خیریه‌ها هم معترف است که تحقیقش جای خطا دارد./BBC

  • نامه به اوباما: نیلوفر رحمانی را به افغانستان دیپورت کنید

    نامه به اوباما: نیلوفر رحمانی را به افغانستان دیپورت کنید

    آنان همچنین گفته اند که خانم نیلوفررحمانی با هیچ گونه تهدیدی هم در شغل و هم در زندگی شخصی اش مواجه نمی باشد.

    این فعالان مدنی در نامه ای سرگشاده به اوباما نوشته اند: “یافته های «تیم تحقیقاتی مجمع سفید» نشان می دهد که خانم نیلوفررحمانی اولین خلبان زن هواپیمای بال ثابت نیروی هوایی افغانستان که به تازگی در آمریکا درخواست پناهندگی داده است، با هیچ گونه تهدیدی مواجه نمی باشد، بلکه وی زندگی خوبی به همراه معیارهای امنیتی بسیار بالا دارد. همچنین، هیچ تهدید و مانعی برای خانم رحمانی وجود ندارد که سبب شود او نتواند وظایفش را به طور ایمن در فضای شغلی و فضای زندگی شخصی اش انجام دهد.”

    نامه افزوده است “بنابراین، مجمع سفید که متشکل از جوانان تحصیل کرده، قانون گذاران، فعالان حقوق بشری، اساتید دانشگاه، فعالان مدنی، و تحلیل گران افغانستان می باشد از دولت ایالات متحده آمریکا و دیگر نهادهای مربوطه درخواست می کند تا درخواست پناهندگی خانم نیلوفر رحمانی را رد کرده و او را در اسرع وقت به افغانستان بازگردانند، زیرا دولت افغانستان میلیون ها دالر برای تحصیل و ظرفیت سازی وی هزینه و سرمایه گذاری کرده است. از سویی دیگر، خانم رحمانی یکی از افسران کادری حیاتی برای افغانستان است و ما به شدت به او نیازمندیم.”

    این نامه همچنین می آورد که “ما معتقدیم قبول درخواست پناهندگی این چنین اشخاصی که موقعیت های حیاتی و مسئولیت های مهم دارند، نه تنها بر کشور ما تاثیر منفی می گذارد، بلکه دیگر شهروندانی که توسط دولت افغانستان به سفرهای رسمی به آمریکا و یا دیگر کشورهای توسعه یافته اعزام می شوند را تشویق می کند تا از راه های غیرقانونی درخواست پناهندگی کنند.”

    لازم به ذکر است که خانم نیلوفر رحمانی برای گذراندن یک دوره آموزشی 18 ماهه به ایالات متحده امریکا اعزام شده بود که به تازگی این دوره آموزشی اش تمام شده بود و قرار بود وی روز شنبه هفته گذشته به کشور بازگردد.

    اما رسانه های آمریکایی اعلام کردند که او درخواست پناهندگی کرده است و نمی خواهد به افغانستان بازگردد.

    به دنبال این خبر، واکنش های تندی از سوی مردم و مقامات کشور دیده شد.