دسته: برگزیده ها

  • حکومت در مورد پروسه صلح مواضع تخریبی دارد/حکومت نباید از نیروهای مسلح علیه مردم استفاده کند

    حکومت در مورد پروسه صلح مواضع تخریبی دارد/حکومت نباید از نیروهای مسلح علیه مردم استفاده کند

    تکت انتخاباتی صلح و اعتدال به رهبری محمدحنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی گفته است که موضع‌گیری‌های اخیر حکومت وحدت ملی در مورد پروسه‌ی صلح کشور، تخریبی و ضد منافع ملی و صلح پایدار می‌باشد.

    در اعلامیه‌ی دفتر مطبوعاتی محمدحنیف اتمر که امروز (یکشنبه، ۲۶ حوت) منتشر شده، آمده است که اقای اتمر اظهارات اخیر حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور در مورد زلمی خلیل‌زاد را غیرمسوولانه خوانده است.

     او با نکوهش صحبت‌های محب گفته است که این اقدامات حکومت افغانستان ایجاد موانع برای رسیدن به یک صلح پایدار است و آن را خلاف روابط «نیک» افغانستان با امریکا و دیگر دوستان بین‌المللی افغانستان می‌داند.

    در اعلامیه آمده است: «‎این تحرکات ضدصلح توسط حکومت در شرایطی صورت می‌گیرد که فاصله چندانی با پایان عمر حکومت کنونی نداریم؛ حکومتی که در فساد مالی و اداری غرق است، تدابیر علمی و اساسی امنیتی و سیاسی و اقتصادی ندارد و باید خود را برای تحویل قدرت سیاسی در اول ماه جوزای سال آینده آماده بسازد.»

    دفتر مطبوعاتی مشاور پیشین امنیت ملی کشور همچنان گفته است حکومت در این اواخر از  قوای مسلح کشور به صورت غیرمسوولانه بر ضد مردم استفاده می‌کند.

    در اعلامیه از حکومت خواسته شده است که از استفاده‌ی قوای مسلح علیه مردم به مقاصد سیاسی و انتخاباتی، جدا خودداری کند.

    به نقل از اعلامیه، حکومت افغانستان از نیروهای امنیتی کشور در ولایت‌های بلخ، فاریاب، غور و کابل علیه مردم افغانستان استفاده کرده‌اند.

  • پروسه صلح باید با مالکیت خود افغان‌ها به پیش رود

    پروسه صلح باید با مالکیت خود افغان‌ها به پیش رود

    محمد عمر داودزى كه به منظور جلب همكاری های عملی و هماهنگی های بيشتر در پيوند به روند صلح به ايران رفته، با جواد ظريف وزير دیدار کرد.

    وزیر خارجه ایران در دیدار با رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح گفته است دولت افغانستان به عنوان نماینده مردم در روند صلح تصمیم گیرنده است.

    در این دیدار، وزیر خارجه ايران با تاكيد بر اهمیت صلح و ثبات در افغانستان، گفته است: “ما همواره اعتقاد داریم که نظر نهایی در تمام امور را مردم افغانستان اعلام می کنند و به همین علت دولت افغانستان به عنوان نماینده مردم آن کشور تصمیم گیرنده است و ایران نیز همواره بدنبال کمک به دولت و ملت افغانستان است”.

    محمد عمر داودزى نیز در این دیدار، نقش كشور های منطقه، به ويژه ايران را در پروسه صلح كشور مهم عنوان كرده است. او هم‌چنان بر هماهنگی های بيشتر در اين زمينه تاكيد کرده است.

    آقای داودزی، با عباس عراقچی معاون سياسی وزارت خارجه ايران نیز ديدار کرده و روی برخی از موضوعات گفت‌وگو کرده است.

    قرار است آقای داودزی امروز یک‌شنبه(۲۶ حوت) در مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه ایران سخنرانی کند و هم‌چنان دیداری با نمایندگان جامعه مهاجرین داشته باشد.

    محمدعمر داودزی، رئیس دبیرخانه‌ی شورای عالی صلح صبح روز گذشته (شنبه ۲۵ حوت) برای دیدار و گفت‌وگو با مقام‌های ایرانی در مورد روند صلح افغانستان، به تهران رفته بود.

    این در حالی است که چند ماه قبل، معاون وزیر خارجه ایران با نمایندگان طالبان در تهران دیدار و در مورد روند صلح افغانستان گفت‌وگو کرده بود.

    از سوی هم، زلمی‌ خلیل‌زاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان تا حالا پنج بار با طالبان دیدار کرده است و چهار روز قبل نیز پنجمین دور مذاکرات میان دو طرف پس از شانزده روز در دوحه پایتخت قطر پایان یافت.

    آقای خلیلزاد پس از این پایان این دور مذاکرات در برگه تویتر خود نگاشته بود که در دور پنجم گفتگوها روی پیش‌نویس دو مورد اول آن، مبارزه با تروریسم و خروج نیروهای خارجی از افغانستان توافق شده است.

    با این همه قرار است به تاریخ ۹ ثور سال آینده نیز لویه جرگه مشورتی صلح برگزار شود. رئیس جمهور غنی با صدور فرمانی گفته است که لویه جرگه مشورتی صلح به منظور استماع، استفاده موثر و ارج‌گذاری به مشوره‌ها، نظریات و دیدگاه نمایند‌گان مردم از تمام اقشار جامعه، جستجوی راه حل و تسریع روند مذاکرات صلح برگزار می‌شود.

  • رهگذر نیمه‌شب، روایت رنج‌ها و مشکلات یک خانواده پنج نفری از مبدا تا اروپا!

    رهگذر نیمه‌شب، روایت رنج‌ها و مشکلات یک خانواده پنج نفری از مبدا تا اروپا!

     فیلم مستند«رهگذر نیمه‌شب»، در فاصله‌ی کوتاهی در دو جشنواره‌ی معتبر ساندنس و برلیناله به نمایش درآمد. در ساندنس موفق به کسب جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران در بخش مستند و در برلین دومین فیلم محبوب مخاطبان در بخش پاناروما شد. رهگذر نیمه‌شب که تنها با سه گوشی موبایل فیلم‌برداری شده، قصه‌ی مهاجرت یک خانواده‌ی فیلم‌ساز است که به دنبال امنیت و آینده‌ی بهتر از افغانستان متواری می‌شوند. پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی در تاجیکستان، درخواست پناهندگی حسن فاضلی و خانواده‌اش بی‌جواب می‌ماند و آن‌ها باید به افغانستان برگردند. افغانستان برای آن‌ها امن نیست.

    حسن فاضلی پیش از این و در فیلمی مستند که با حمایت شورای عالی صلح ساخته، به موضوع حساس طالبان و صلح پرداخته است. در آن فیلم ملا تورجان یکی از فرمانده‌های سابق طالبان، خشونت را محکوم می‌کند و از همفکران سابقش می‌خواهد که از جنگ دست بردارند و صلح کنند. طالبان به فاصله‌ی کوتاهی با ترور ملا تورجان و تهدید رسانه‌ها به این فیلم پاسخ می‌دهند. حسن فاضلی توسط یکی از دوستان سابقش که حالا به طالبان پیوسته از طرحی برای ترور خودش مطلع می‌شود. کمی بعد سفر طولانی و پرحادثه‌ی او، همسرش فاطمه حسینی و دو دختر کوچکش زهرا و نرگس به اروپا آغاز می‌شود.

    در رهگذر نیمه‌شب، سوژه و فیلم‌ساز یکی می‌شوند. اعضای خانواده از یک‌دیگر فیلم می‌گیرند و رنج‌ها، شادی‌ها و روزمرگی‌های‌شان در عبور از جنگل‌های مرزی، اقامت در کمپ‌های فرسوده و مواجهه با دارودسته‌های نژادپرست شرق اروپا را مستند می‌کنند. رهگذر نیمه شب با ترسیم یک روایت واقع‌گرایانه از روند پناهجو شدن، موفق به جلب هم‌دلی تماشاگر می‌شود. در یکی از صحنه‌های فیلم نرگس پس از امتحان کردن کفش‌های جدیدش در فروشگاهی در بلغارستان، کفش‌های فرسوده‌ی قبلی را که در عبور از مرز چند کشور او را همراهی کرده‌اند به سطل زباله می‌اندازد. این صحنه یادآور این شعر برتولت برشت شاعر تبعیدی آلمانی است: «ما بیشتر از کفش، کشور عوض کردیم.»
    در حاشیه‌ی برلیناله با حسن فاضلی که حالا در آلمان زندگی می‌کند اما به دلیل مشکلات ویزا نمایش فیلمش در ساندنس را از دست داده به گفتگو نشستم

    .
    آیا این دست‌به‌دوربین بودن و فیلم گرفتن عادت همیشگی شماست یا درباره‌ی این پروژه‌‌ی خاص آگاهانه از زندگی روزمره و سفرتان فیلم گرفتید؟

    کار ما فیلم‌سازی است. به‌ خاطر فیلم مستندی به نام «صلح» که قبلاً ساخته بودم در شرایط سختی قرار گرفتیم و همزمان ما در کابل کافه رستورانت هنر را داشتیم. به دلیل آن فیلم و آن کافه مشکلاتی برای ما پیش آمد. یک سال و چهار ماه در تاجیکستان بودیم و کسی صدای ما را نشنید. مجبور شدیم از راه قاچاق بیاییم. خود ما احساس کردیم سوژه‌ی بسیار خوبی برای ساختن فیلم خودمان هستیم. در تاجیکستان و از طریق یکی از دوستان فیلم‌ساز ایرانی با تدوین‌گر فیلم‌مان آشنا شدیم. امیلی خیلی تلاش کرد که ما از راه قاچاق نرویم ولی تلاش‌ها نتیجه نداد و ما راه افتادیم. شروعِ کار آن‌جا بود. ما می‌خواستیم فیلم بسازیم. قبل از آن گاهی عکس و فیلمی به یادگار می‌گرفتیم اما موضوع مشخصی نداشت. بعد از آن مشخصاً به خاطر این فیلم تصویر می‌گرفتیم.


    آیا این کار با رضایت کامل خانواده و فرزندان‌تان بود؟ و آیا لحظاتی بود که فکر کردید شاید این صحنه زیادی خصوصی است یا این‌که برای بهتر شدن فیلم همه چیز را ثبت کردید؟

    چانسی که در ساختن این فیلم داشتیم این بود که خانواده‌ی ما فیلم‌ساز بود. همسرم فیلم‌ساز است و دو دختر کوچکم هم قبلاً در فیلم‌ها بازی کرده و با فضای فیلم آشنا بودند. نیازی به توضیحات اضافی نبود که فیلم چیست و چه کار می‌کنیم. همه‌ی ما هم شخصیت‌های فیلم هستیم و هم تصویربردار و سازنده‌ی فیلم. پس از این لحاظ مشکلی نبود و همه روی این موضوعِ خاص توافق کرده بودیم. به هر حال در زندگی لحظات خصوصی‌ای هست که به آن احترام گذاشتیم. ما توافق کرده بودیم که از هر چیزِ خیلی شخصی فیلم نمی‌گیریم ولی اگر گرفتیم و به قصه‌ی فیلم کمک می‌کرد خودمان را سانسور نکردیم. حتی شاید گاهی حس کردیم که با پخش یک صحنه شاید وجه اجتماعی یکی از شخصیت‌ها پایین بیاید ولی چون فیلم ضرر می‌کرد، خودمان را سانسور نکردیم. با خودمان صادق بودیم و سعی کردیم با مخاطب هم همین‌گونه باشیم.

    من تصور می‌کردم فیلم با رسیدن شما به آلمان پایان بگیرد. آیا از حل شدن وضعیت ناامید شدید و فکر کردید ممکن است دو سه سال دیگر هم در همین شرایط بمانید و در این صورت بهتر است فیلم را بسازیم یا علت دیگری داشت؟

    شما خودتان مهاجرت کرده‌اید؟

    بله، من هم از میان کوه‌های ایران و ترکیه گذشتم.

    خیلی خوب حرف من را می‌فهمید. هر کسی که مهاجرت را تجربه کرده باشد این حرف مرا می‌فهمد. ما برای این فیلم با تهیه‌کننده و دیگر عوامل تصمیم گرفتیم که عجله نکنیم. گفتیم دستپاچه نمی‌شویم و تا آن‌جایی که حس کنیم به چیزی که می‌خواهیم رسیده‌ایم ادامه می‌دهیم. اما چرا فیلم را آن‌جا تمام کردیم. من اعتقاد دارم -و همه‌ی کسانی که مهاجرت کرده‌اند حرف مرا درک می‌کنند- که پایان مهاجرت لوکیشن خاصی نیست. حتی اگر ما به آلمان می‌رسیدیم، به معنی خوشی و پایان دنیا و بهشت نبود. آدم در بهترین حالت هم که باشد بخشی از وجودش هنوز نرسیده. شاید پا و دستش رسیده باشد اما احساسش هنوز نرسیده است. هنوز عواطفش و یک بخشی از خودش جا مانده. هنوز درگیر است و دنیا برایش یک بند. حسی‌ست که اگر مهاجرت نکرده باشید شاید درک نکنید. من می‌خواستم نشان بدهم که اروپا می‌تواند چنین چیزی هم باشد و حتی اگر برسی هم همه‌ی وجودت نرسیده است.


    جایی در فیلم شما تعریف می‌کنید که بین نمایش بیچارگی و اضطراب ناشی از گم شدن دخترتان به این فکر کردید که از این صحنه فیلم بگیرید و از این فکر شرمنده شدید. حالا که با فاصله به این موضوع نگاه می‌کنید آیا همچنان به نظرتان این موضوع غیراخلاقی است؟

    چیزی که خیلی برایم سخت بود و هنوز هم نتوانسته‌ام با آن کنار بیایم این است که من داشتم به کسی تبدیل می‌شدم که از رنج و گریه‌ی دخترش لذت می‌برد. واقعاً چنین صحنه‌هایی بود. در جاده یا جنگل بودیم، دخترانم یخ زده بودند و اتفاقات دیگری که خیلی از آن در فیلم هست. یعنی هم‌زمان لذت می‌بردم که «وای چه صحنه‌ی قشنگی» و هم‌زمان بغض می‌کردم و اشک می‌ریختم که این‌ها دختران من و همسر من هستند. آن‌ها گناهی ندارند. من فیلمی ساخته بودم و مجبور به فرارم. چرا دنیا این طوری است که چون من مجبورم این‌ها هم مجبورند. حالا شغل و حرفه‌ی من طوری است که باید از این صحنه‌ها فیلم بگیرم و هر چه این صحنه‌ها رنج‌آورتر باشند، فیلم قشنگ‌تر می‌شود. هنوز هم برایم قابل هضم نیست. اما گاهی فکر می‌کردم ما در اتفاق افتادن آن صحنه‌ها دخیل نیستیم. چه این فیلم باشد چه نباشد او آن‌جا یخ کرده، گم شده و این اتفاقات افتاده است. این ذره‌ای مرا آرام می‌کند اما هنوز هم برایم سخت است و جوابش را پیدا نکردم. چیزی که برایم مهم بود احساس و عواطف انسانی بود. به عنوان یک پدر خوشحالم که نتوانستم از آن صحنه فیلم بگیرم. همه‌ی این فکر که از جستجوی دختر گم‌شده‌ام فیلم بگیرم شاید چند لحظه بیشتر نشد اما اندازه‌ی یک عمر طول کشید. یک لحظه می‌خواست دستم به سمت دوربین برود که روشنش کنم، به عنوان یک پدر خوشحا‌ل‌ام که دستم نرفت.


    اما به عنوان یک فیلم‌ساز یک صحنه را از دست دادید.

    بعداً که به آن فکر کردم ناراحت شدم. به خودم گفتم ببین شغل من و سینما طوری است که گاهی می‌تواند کثیف باشد. هنوز هم برایم سخت است.


    مخاطب‌تان در این فیلم کیست؟ آیا آنها کسانی هستند که می‌خواهند مهاجرت کنند تا ببینند چه چیزی می‌تواند در انتظارشان باشد یا اینکه مخاطب شهروندان غربی هستند تا بتوانند ماجرا را از دید پناهنده‌ها ببینند و بفهمند آن‌ها از چه چیزی فرار می‌کنند و با چه رنجی به این‌جا می‌رسند؟ در هنگام ساختن فیلم به کدام فکر می‌کردید؟

    هنگام ساختن فیلم و تا همین حالا مخاطب مشخصی نداشتم. نمی‌خواستم به کسانی که می‌خواهند پناهنده شوند نصیحتی کنم و بگویم این خطرناک است، این کار را نکنید یا بکنید؛ نمی‌خواستم اروپایی‌ها بفهمند که درد و رنج شرقی‌ها چیست. می‌خواستم هر کسی در هر کجای جهان که هست، شرقی یا غربی، بی‌سواد یا باسواد عواطف انسانی خانواده‌ای در شرایط سخت را بفهمد. آیا در یک شرایط سخت فقط سختی است؟ نه شادی و خوشی هم هست، رقص و آرزو و امید و نقاشی هم هست و البته بدبختی هم هست. پس زندگی انسان مخصوصاً در آن شرایط سخت، یک جنبه ندارد. پس یک مخاطب هم نمی‌تواند داشته باشد. مخاطب من هر کسی است که می‌تواند ببیند. به عنوان کارگردان دوست داشتم مخاطب با شخصیت‌های فیلمم هم‌ذات‌پنداری کند. نمی‌خواستم حرف فلسفی یا سیاسی زده باشم. می‌خواستم با این شخصیت‌ها یک قصه بگویم.

    راویان قصه چند نفرند و دختر و همسرتان هم به همراه شما روی فیلم مونولوگ می‌گویند. چطور به این فرم رسیدید؟

    شرایط سنی دختر بزرگم به طور طبیعی طوری بود که من دقت می‌کردم و می‌دیدم بیشتر از ما اطراف را نگاه می‌کند. مثلاً اگر چنین جایی می‌آمدیم دختر کوچکم آن‌قدر کوچک بود که متوجه نبود و ما آن‌قدر بزرگ بودیم که سعی می‌کردیم خیلی اطراف را نبینیم و خودمان را با افراد دیگر برابر کنیم. نرگس دقیقاً در سنی بود که جستجوگر بود و می‌خواست چیزهای جدید ببیند و یاد بگیرد. ما فکر کردیم اگر بتوانیم جهان را از دید دختری هم سن و سال نرگس نشان دهیم، جالب خواهد شد. احساس کردم قشنگ‌تر می‌شود. گاهی حرف‌های آن دختر خیلی فلسفی‌تر از آن آدم بزرگ است. من فکر می‌کنم این در نهایت به قصه کمک کرد.


    فکر می‌کنید فیلم‌سازی و سینما در افغانستان چقدر بر مخاطبان و افکار عمومی تأثیرگذار است؟

    افغانستان به همان میزانی که طالبان، مردم خشن و سنتی دارد به همان اندازه زنان و مردانی دارد که مبارزه می‌کنند. هر چند کم اما هستند کسانی که بر ضد جهل و نادانی و برای آزادی کشورشان مبارزه می‌کنند. مبارزه می‌کنند تا چهره‌ی مثبتی از کشورشان نشان دهند. من هم یکی از آن‌ها بودم. از همان کسانی که فکر می‌کردیم اگر صلح باشد مردمِ کشورم راحت‌تر زندگی می‌کنند. به خاطر صلح فیلم می‌ساختم و تلاش می‌کردم. خیلی‌ها از همان موقع‌ها می‌گفتند مهاجرت کن. ولی من آدم آرمان‌گرایی بودم و دوست داشتم تلاش کنم. ولی وقتی آمد که دیدم نمی‌شود. نه این‌که دست از تلاش و مبارزه و فیلم‌ساختن بردارم، نه! من می‌توانم موقعیت مکانی‌ام را عوض بکنم و به فیلم ساختن ادامه بدهم. همین کار را کردم. هر کس از راهی تلاش می‌کند. ابزار من هم سینماست.


    حالا که زمزمه‌هایی از صلح با طالبان می‌شنویم، آینده‌ی مذاکرات را چطور می‌بینید؟

    فکر می‌کنم اگر در این مورد حرف بزنم، حرفم کارشناسانه نیست. من فقط می‌دانم طالبان خشن هستند و اگر حرف از صلح می‌زنند دروغ می‌گویند. در هجده سالی که طالبان بر سر کار نبودند و به اسم صلح می‌شناسیم قتل و غارت و انتحار و انفجار و ترور از طرف طالبان زیاد بود حالا اگر قرار بر بازگشت‌شان باشد مطمین هستم فاجعه‌ای رخ می‌دهد که قابل تصور نیست. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم چون اطلاعات دقیقی ندارم اما فکر می‌کنم مردم موافق برگشتن طالبان نیستند. مثلاً اگر طالبان بر سر کار باشند به هیچ کار هنری و سینمایی اجازه‌ی انتشار نمی‌دهند. امیدوارم هرگز این اتفاق نیفتد و برنگردند.

    سپهر عاطفی

  • امریکا و اروپا تحریم‌های تازه‌ای علیه روسیه وضع کردند

    امریکا و اروپا تحریم‌های تازه‌ای علیه روسیه وضع کردند

    اتحادیه اروپا روز جمعه ۲۴ حوت، چندین فرد، نهاد نظامی و امنیتی و نیز افسران مرزبانی روسیه را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

    افراد تحریم‌شده‌ به دست داشتن در تنش اخیر میان کشتی‌های اوکراین و نیروی دریایی روسیه در تنگه کرِچ، واقع در میان دریای آزوف و دریای سیاه نقش متهم هستند. اتحادیه اروپا می‌گوید این افراد «بدون هیچ دلیل موجهی به قهر نظامی» متوسل شده‌اند.

    در تنش میان نیروی دریایی اوکراین و گارد ساحلی روسیه در ماه نوامبر سال گذشته میلادی در تنگه کرِچ، روس‌ها سه کشتی اوکراینی و سرنشینان آن‌ها را با توسل به نیروی نظامی متوقف کردند. کشتی‌های اوکراینی قصد ورود به دریای آزوف را داشتند.

    ملوانان اوکراینی تا به امروز در بازداشت روس‌ها هستند. اتحادیه اروپا در ماه دسامبر ۲۰۱۸ خواستار آزادی فوری آن‌ها شده بود، اما روسیه به این درخواست اروپا اعتنایی نکرد.

    بنابر گفته مقام‌های اتحادیه اروپا، کسانی که در فهرست تحریم‌ها قرار گفته‌اند فرمانده و جانشین فرمانده بخش امنیت مرزی سرویس مخفی جمهوری خودخوانده «کریمه و سواستوپول» و سه افسر گارد ساحلی روسیه و فرمانده یک زیردریایی روسی است.

    علاوه بر این‌ها فرماندهان دو پست کنترل مرزی و یک فرمانده نظامی روسیه نیز در فهرست تحریم‌ها جای گرفته‌ا‌ند. سفر این افراد به کشورهای عضو اتحادیه اروپا ممنوع و دارایی‌های آن‌ها در این کشورها مسدود شده است.

    کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم‌زمان با قراردادن این افراد در فهرست تحریم‌های خود، تحریم‌های موجود علیه مقام‌های نزدیک به ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه و جدایی‌طلبان طرفدار روسیه در شرق اوکراین را به مدت شش ماه دیگر – تا ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۹ – تمدید کردند.

    بنابر گفته مقام‌های اتحادیه اروپا، هم‌اکنون ۱۷۰ فرد و ۴۴ نهاد و سازمان روسی در فهرست تحریم‌های اروپا قرار دارند.

    تحریم‌های امریکا

    هم‌زمان با اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا نیز شماری از مقام‌ها و نهادهای روسیه را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است.

    به گفته رابرت پالادینو، یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه امریکا، این تحریم‌ها پاسخی به اقدام روسیه در توقیف سه کشتی اوکراینی در تنگه کرِچ در ماه نوامبر گذشته است.

    طبق گفته پالادینو ۶ فرد و ۸ نهاد نظامی روسیه هدف تحریم‌های جدید ایالات متحده امریکا قرار گرفته‌اند.

    تنش میان مسکو و غرب از سال ۲۰۱۴ پس از الحاق شبه‌جزیره کریمه به خاک روسیه آغاز شد. روسیه پس از اشغال نظامی کریمه، در این شبه‌جزیره یک همه‌پرسی برگزار و آن را به خاک خود ملحق کرد. جامعه جهانی اقدام روسیه را اشغال می‌داند و الحاق کریمه به خاک روسیه را نپذیرفته است.

  • احتمال معامله روی حقوق زنان در مذاکرات صلح امریکا با طالبان افزایش یافته‌است

    احتمال معامله روی حقوق زنان در مذاکرات صلح امریکا با طالبان افزایش یافته‌است

    پس از داغ شدن بحث صلح با طالبان، نگرانی‌های زنان از  احتمال معامله روی حقوق و  سر دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر شان، جدی‌تر شد. اکثریث زنان فعال افغانستان به ترکیب  هیات  مذاکره‌کننده با طالبان، که از آدرس جناح‌های مختلف و غالباً متضاد شکل گرفته است و هم‌چنان به حضور نمادین زنان در ترکیب آن هیات، اعتراض دارند. چگونگی گفتگو با طالبان بر سر حقوق و آزادی‌های زنان، یکی از مسایل حاد و مایه‌ی تشویش زنان است. این که از آدرس زنان چگونه با طالبان گفتگو صورت می‌گیرد و یا این که آیا طالبان زنان افغانستان را هم شأن مردان دانسته و حاضر هستند تا آینده‌ی سیاست افغانستان را در مشارکت با زنان رقم بزنند، سوال‌های اساسی است که باید به آن پاسخ مناسب داده شود.

    هرچند طالبان در  مذاکرات و گفتگوهای‌شان اذعان داشته اند که با رویکرد قبلی شان پیرامون زنان، دوباره به صحنه نخواهند  آمد،  اما شدت رفتار و ضدیت طالبان با زنان در زمان حاکمیت شان به حدی بود که اعتماد روی گفته‌های این گروه را دشوار می‌سازد .این دشواری زمانی مضاعف و چندلایه می‌شود که موارد مدهشی از رفتار طالبان با زنان حتی پس از سرنگونی نظام شان به ثبت رسیده است. این موارد شامل قتل، مجازات خلاف کرامت انسانی، ممانعت از مشارکت در زندگی اجتماعی و سیاسی می‌شود.

    اما باید خاطر نشان ساخت که این تنها گروه طالبان نیست که از اثر خوانش ویژه‌ی شان از دین، علم ضدیت با زنان را طی این همه سال حمل کرده اند. من فکر می‌کنم  که رویکرد طالبان در برابر زنان نه تنها متاثر از قرائت ویژه‌ی طالبانی از دین که  دارای آبشخوره فرهنگی‌ نیز است. طالبان سکان‌دار فرهنگ مردسالاریی هستند که زنان افغانستان به صورت روزمره در همه ابعاد زندگی شان متاثر از آن، می‌باشند. کافی است زن باشید تا ستیز فرهنگی-اجتماعی را با خودتان در مواجهه با شوهر، فرزند، دکان‌دار سر کوچه، راننده‌ی تاکسی، همکار، عابر کنار جاده، پولیس ترافیک، سارنوال موظف برای حل قضیه خشونت خانواده گی و تحصیل‌کرده‌ی سکولار؛ به صورت روزمره به تجربه بگیرید.

    با در نظرداشت آنچه گفته شد، سرنوشت مدنی-سیاسی زنان افغانستان، در بحبوحه‌ی گفتگوهای صلح، به ویژه صلح آمریکایی با طالبان که حتی توسط همسر آقای خلیل‌زاد از دریچه‌ی منافع امریکا توجیه می‌شود، مواجه به چالش چند بعدی است. طالبان دارای سلوک و رفتار ویژه‌ی خود نسبت به زنان هستند، مردانی که قرار است با طالبان به گفتگو بنشینند در بهترین حالت برخواسته از فرهنگ طالب پذیر و طالب پرور هستند و در بدترین حالت، هم‌فکر طالبان. هم‌چنان زنانی که قرار است در گفتگو های صلح شرکت کنند، بیشتر سمبول و نماد حضور زنان ثابت شده اند تا نماینده‌ی واقعی زن افغانستان. 

    در قدم اول لازم است تا آن عده از فعالان حقوق زن به نماینده‌گی از زنان در گفتگوهای صلح حضور یابند که بتوانند از زنان نماینده‌گی واقعی کنند و نه سمبولیک. فعالان حقوق زن باید خود دست به کار شوند ونماینده‌گان شان را برای گفتگوهای صلح آماده کنند و منتظر سیاسیون و حکومت نباشند. برای سیاسون و حکومت صرف حضور سمبولیک زنان اهمیت دارد.

    به باور من، زنان حین گفتگوهای صلح  می‌توانند با استناد به دو مورد زیر به دفاع از حقوق و آزادی های خود بپردازند.

    نخست، قانون اساسی. بدون شک یکی از مواردی که طالبان روی آن انگشت گذاشته اند عبارت از قانون اساسی افغانستان است. قانون اساسی افغانستان با بهای سنگین داخلی و بین المللی حاصل شده است. محتوای فصل دوم قانون اساسی باید خط سرخ زنان باشد. زنان بایست دقیقاً بدانند از کدام بخش قانون اساسی و چطور باید دفاع کنند. فصل دوم قانون اساسی افغانستان که بر مبنای صراحت خودش (بند دوم ماده ۱۴۹) محض برای بهبود قابل تعدیل است، عمده ترین موردی است که زنان در مذاکرات صلح بایست به آن توسل جسته و از آن دفاع کنند. مواردی که در فصل دوم قانون اساسی افغانستان تسجیل شده است تضمین کننده‌ی حقوق و آزادی های برابر در همه‌ی ابعاد زندگی برای زنان و مردان این سرزمین است و نه باید به معامله گرفته شود.

    دوم، تلاش برای فراگیر ساختن صلح. در حال حاضر متاسفانه فقط دو طرف روی صلح و ختم جنگ در افغانستان گفتگو دارند. آمریکا و طالبان. طالبان از موقعیت جنگ و خشونت حرف می‌زنند و امریکا نیز همه چیز را بر مبنای نفع و ضرر مادی بررسی می‌کند و حکومت تا هنوز غایب مجلس است. طرفین صلح افغانستان باید بیشتر شود. زمانی که همه زمینه‌ها برای گفتگوی رو در رو با طالبان مساعد شد، باید ضمانت های بین المللی برای عدم معامله‌ی حقوق و آزادی های اساسی شهروندان حاصل شود که این مساله با شمولیت سازمان ملل متحد به عنوان ضامن صلح و امنیت، توسعه و حقوق بشر در سراسر جهان، قابل حصول است. سازمان ملل متحد بر مبنای منشور این سازمان مکلف به حفظ صلح و امنیت و همچنان حقوق بشر است. زنان باید تلاش برای حضور سازمان ملل متحد در گفتگوهای صلح افغانستان را آغاز و تسریع بخشند.

    می‌خواهم گفته هایم را با این نکته به پایان ببرم که تغییر ساختار های اجتماعی زن ستیز حاکم بر جامعه افغانستان نیاز به زمان و کار پیوسته دارد. هرگاه زنان امروز برای حفظ حقوق و دست‌آورد های شان به صورت پیوسته و همبسته تلاش نکنند، فردا چیزی جز سرخورده‌گی و پشیمانی در دست نخواهند داشت. 

    8am

  • مشاور شورای امنیت ملی: طالبان اگر خواهان صلح هستند، با حکومت افغانستان مذاکره کنند

    مشاور شورای امنیت ملی: طالبان اگر خواهان صلح هستند، با حکومت افغانستان مذاکره کنند

    حکومت افغانستان هنوز هم برای گفت‎وگوهای مستقیم با طالبان آماده است و اگر طالبان به واقعیت، خواهان صلح هستند باید در عمل نشان دهند.
    این سخنان را مشاور شورای امنیت ملی افغانستان در نشست شورای امنیت سازمان ملل ابراز داشته و تاکید کرده که در روند صلح باید به قانون اساسی افغانستان و روندهای دموکراتیک حرمت گذاشته شود.
    حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی که در نشست شورای امنیت سازمان ملل دوشنبه ۲۰ حوت در نیویارک سخن‎رانی می‎کرد گفت، نیروهای امنیتی افغانستان به مبارزه‌شان در برابر هراس‎افگنی ادامه خواهند داد؛ اما مسوولیت این مبارزه تنها به دوش افغانستان نیست و نیازمند به پاسخ پایدار جهانی است.
    در همین این حال تدامیچی یاماموتو، فرستادۀ ویژۀ سازمان ملل در افغانستان و رییس یوناما در سخن‎رانی‎اش در این نشست دربارۀ وضعیت افغانستان گفت، در سه ماه گذشته پیشرفت قابل توجهی در روند برگزاری انتخابات افغانستان و گفت‎وگوهای صلح به میان آمده است.
    آقای یاماموتو، آماده‎شدن طالبان برای گفت‎وگوهای رو در رو با دولت افغانستان را امری ضروری در این روند می‎خواند و از جامعۀ جهانی و کشورهای منطقه می‎خواهد که باید از روند گفت‎وگوها به رهبری افغانستانی‌ها پشتیبانی کنند.
    فرستادۀ ویژۀ سازمان ملل در افغانستان نگرانی‌ها درباره صدمه‎دیدن ‌دستاوردهای افغانستان در ۱۸ سال گذشته را موجه می‎داند و می‎گوید که سازمان ملل نیز نگران آن است و بر حفظ این  دست‎‌آوردها در یک توافق صلح تأکید می‌ورزد.
    تحلیل‌گران مسایل سیاسی اما به این باور اند که طالبان همچنان به خواست‌های خود مبنی بر خروج نیروهای خارجی از افغانستان تاکید دارند و می‌گویند که به هیچ عنوان حاضر نیستند با حکومت افغانستان وارد گفت‌وگو شوند.
    وحید مژده تحلیل‌گر مسایل سیاسی در گفت‌وگو با روزنامۀ ماندگار می‌گوید: طالبان همچنان حاضر به گفت‌وگو با حکومت افغانستان نیستند و تاکید دارند که تنها با رهبران سیاسی و جهادی افغانستان وارد گفت‌وگو می‌شوند.
    آقای مژده گفت که موضع طالبان هیچ تغییری نکرده و تاکید دارند که با همۀ طرف‌ها به غیر از حکومت افغانستان خواهند نشست و به یک توافق خواهند رسید و شاید توافق به این معنا باشد که با رهبران سیاسی و جهادی روی یک حکومت موقت به توافق برسند.
    به گفته او: طالبان باید با امریکایی‌ها روی خروج نیروهای خارجی یا به قول خودشان «انخلای نیروهای خارجی» توافق کنند، سپس روی این‌که چه باید کرد، صحبت خواهند کرد، اما طالبان همچنان تاکید دارند که حضور حکومت در نشست‌های طالبان برای آنان به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
    به باور مژده، مسأله مهم این است که اگر خواست طالبان از سوی امریکایی‌ها قبول نشود، چه خواهد شد، به همین دلیل طالبان می‌گویند باید نخست ببینم که نتیجه مذاکره با امریکایی‌ها چه خواهد شد سپس روی این‌که با کی‌ها در افغانستان وارد گفت‌وگو شوند، صحبت خواهند کرد.
    این تحلیل‌گر سیاسی می‌گوید: «در مورد پایگاه‌های نظامی امریکا در نشست چهارم دوحه صحبت صورت گرفت و امریکایی‌ها گفتند که هیچ پایگاهی در افغانستان نخواهند داشت و زمان بیشتر برای خروج را به این منظور می‌خواهند که انتقال وسایل و تجهیزات نظامی آنان به زمان بیشتری نیازی دارد.»
    آقای مژده دلیل بیرون نشدن جزییات مذاکرات را ایجاد تبلیغات منفی در برابر این مذاکرات عنوان کرده می‌گوید: باورها این است که اگر جزییات مذاکرات بیرون داده شود، ممکن تبلیغات منفی علیه مذاکرات شروع شود و سبب اخلال در این روند گردد. بنابراین، هر دو طرف مذاکره کننده، هم طالبان و هم امریکایی‌ها نمی‌خواهند جزییات به بیرون درز کند.
    این درحالی ا‌ست که رییس جمهور چک معتقد است، این تصور که طالبان در افغانستان می‌توانند خوب باشند، خیالی بیش نیست و مصالحه با این گروه؛ همانند مصالحه با هیتلر است.
    میلوش زمن، رییس جمهور چک روز دوشنبه ۲۰ حوت در خصوص مذاکرات صلح با طالبان ابراز داشت که صلح با طالبان، به معنای صلح با هیتلر است.
    رییس جمهور چک گفت که اکنون در قطر و یا خدا می‌داند که دیگر در کجا، در غیاب دولت افغانستان، مذاکرات با طالبان جریان دارد.
    او خاطر نشان کرد، این واقعیت است که همه از جنگ طولانی در افغانستان خسته شده اند، اما این تصور که طالبان می‌توانند یک جریان سیاسی خوب و مثبت باشند، توهمی بیش نیست، آنها «هیچ‌گاهی خوب نخواهند شد.»
    این واکنش‌ها در حالی ابزار می‌شود که ۱۳ روز از گفت‌وگوها میان نماینده‌گان امریکا و طالبان در دوحه قطر می‌گذرد، اما جزییات آن همچنان گنگ و مبهم است و مردم و حکومت افغانستان در جریان این گفت‌وگوها قرار نمی‌گیرند.

  • آتش زیر خاکستر اختلاف نور و غنی یک بار دیگر شعله کشید!

    آتش زیر خاکستر اختلاف نور و غنی یک بار دیگر شعله کشید!

    وزارت امور داخله اعلام کرده که امروز پنج‌شنبه، ۲۳ حوت، عبدالرقیب مبارز به عنوان فرمانده جدید پلیس بلخ معرفی می‌شود و فرمان رییس جمهور بدون تاخیر اجرا خواهد شد.

    وزارت امور داخله با نشر خبرنامه‌ای گفته‌است: « تغییر و تبدیل در حکومت و به خصوص در چارچوب نیروهای امنیتی به منظور بهبود وضعیت امنیتی یک اصل است، بنابراین تقرر قومندان امنیه جدید ربطی به مسایل سیاسی ندارد و بخشی از روند عادی حکومت‌داری است که برای بهبود وضعیت در بلخ روی دست گرفته شده است.»

    در خبرنامه وزارت داخله آمده ارزیابی‌های اخیر این وزارت در مورد امنیت ولایت بلخ نشان می‌دهد که امنیت این ولایت به صورت عمومی و مشخصاً امنیت شهرمزار شریف و ولسوالی‌های شولگره، بلخ، چمتال و زارع نگران کننده است و همچنین مشکلاتی که تاجران ملی در بندر حیرتان دارند، ایجاب می‌‌کند تا توجه خاصی به امنیت ولایت بلخ صورت گیرد.

    خبرنامه می‌افزاید «بر این اساس تصمیم اتخاذ گردید که در سطح رهبری پلیس بلخ تغییراتی به میان آید تا در این ولایت امنیت بهبود پیدا ‌کند و مردم  ‌بتوانند در سایه امنیت و آرامش کامل زندگی کنند، در نتیجه مل پاسوال عبدالرقیب مبارز که یک شخص ورزیده، قاطع و با تجربه است به عنوان قومندان امنیه بلخ گماشته شد، که امروز رسماً معرفی خواهند شد.»

    از سویی هم جنرال خوشحال سعادت، معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله، در توییترش نوشته: « وضعیت امنیتی در بلخ قابل نگرانی نیست و فرمانده تازه گماشته شده بلخ را نیروهای قطعات خاص همراهی می‌کند و فرمان رییس جمهور بدون تاخیر اجرا خواهد شد.»

     وی در عین حال تاکید کرده که نیروهای بیشتری نیز به زودی به بلخ می رسد.

    این درحالی‌ست که براساس گزارش‌ها شام روز گذشته، فرمانده جدید پلیس بلخ به همراه یک هیات از وزارت داخله به فرودگاه شهر مزارشریف رسیدند ولی با ممانعت روبرو شدند. این هیات مجبور شد در قرارگاه قطعات خاص در شهر مزارشریف جابه جا شود.

     عطامحمدنور، والی پیشین بلخ، پس از معرفی فرمانده جدید پلیس این ولایت، هشدار داده که «ارگ توطئه‌های تازه‌ای را برای برهم زدن آرامش و‌ امنیت مردم روی دست گرفته است. ارگ از تفاهمی که اخیرا میان آن‌ها و بلخ صورت گرفته بود، دارد تخطی می‌کند و برنامه‌های شومی را در قبال مردم ما روی دست دارد.»

    عطامحمدنور، والی پیشین بلخ از مردم این ولایت خواست که امروز پنج‌شنبه، ۲۳ حوت، در خانه‌های‌شان بمانند و بیرون نشوند.

    وی به دلیل آنچه حفظ امنیت عنوان کرده، از کارمندان دولتی نیز خواسته که از رفتن به ادارات خودداری کنند.

    والی پیشین بلخ با نشر پیامی در صفحه رسمی فیسبوک‌ش، از صاحبان مارکیت‌ها و دکان‌ها نیز خواسته برای «حفظ امنیت‌شان و حفظ امنیت شهروندان، مارکیت‌ها و مغازه‌های‌شان را بسته نگهدارند.»

    با این حال امرالله صالح، وزیر پیشین امور داخله و معاون نخست تیم انتخاباتی اشرف غنی در صفحه فیسبوک‌اش خطاب به آقای نور نوشته که «تقرر قوماندان امنیه جدید برای ولایت بلخ هیچ‌گونه توطئه و دسیسه‌ای بر ضد هیچ‌کس و هیچ حزب سیاسی نبوده و نیست بلکه این تصمیم به خاطر آوردن بهبود در وضعیت امنیتی آن ولایت اتخاذ گردیده است.»

    آقای صالح با اشاره به زمان ماموریت‌ش به عنوان وزیر داخله، گفته که ارزیابی او از کارنامه «جنرال اکرم سامع» فرمانده کنونی پلیس ولایت بلخ، نشان می‌داد که  در زمان ماموریت او، دامنه نا امنی‌ها زیاد گردید و دامنه ترورهای واضح و پنهان به شهر مزار شریف رسیده‌است.  

    به نوشته صالح، آقای سامع «ممکن است در وظایف نظامی کارنامه‌هایی داشته باشند اما ارزیابی منصفانه و به دور از هر نوع سلیقه شخصی و سیاسی که صورت گرفته است نشان می‌دهد بدون آوردن تغییر در رهبری قوماندانی، امکان بهبود بخشیدن به وضعیت امنیتی در ولایت بلخ دشوار است.»

    به گفته صالح، کسی‌که به جای او مقرر گردیده است به هیچ گروه سیاسی که بر «ضد منافع متنفذین و زورمندان بلخ داشته باشد»، تعلق ندارد.

    صالح در ادامه تصریح کرده « امید است خون هیچ فرزند این خاک به خاطر حفاظت از منافع شخصی و گروهی هیچ‌کس نریزد و کسانی‌که زیر چتر نظام قرار دارند به قانون و فداکاری‌های نیروهای امنیتی کشور احترام گذاشته شود. تهدید مردم مزارشریف با افراد نقاب‌پوش به حیثیت این شهر با تمدن در اذهان صدمه و لطمه می‌زند. و کسی از سیاست ترس‌افگن، بهره‌ای برداشته نخواهد توانست. با خون‌سردی فکر کنید وتصمیم بگیرید!»

    عطامحمد نور، والی پیشین بلخ اما مدعی است که فرمانده کنونی پلیس بلخ، بر اساس توافق قبلی با ارگ ریاست جمهوری تعیین شده و نباید تغییر کند.

    آقای نور روز گذشته در یک سخنرانی گفت:« فرمانده پلیس بلخ بر اساس یک پرتوکول و قرارداد سیاسی که در آن، مقام‌های امریکایی نیز حضور داشتند، مقرر شده و امضا و فرمان نیز وجود دارد. از همین جا صدا می‌کنیم که به فیصله خود پشت‌ پا نزنید و خود را هشیار بسازید. ما تغییر و تبدیل حکومت ضعیفی را که حدود سه ماه بیشتر از عمرش باقی نمانده،  قبول نداریم. ولو که به بحران و جنگ و به هر قیمتی که بینجامد، ما متین و استوار از حقوق مردم خود دفاع می‌کنیم.»

    با این حال با آنکه وزارت داخله از معرفی زودهنگام فرمانده جدید پلیس بلخ سخن گفته اما فرماندهی قول اردوی ۲۰۹ شاهین تاکید کرده که در رابطه با رویدادهای سیاسی ولایت بلخ، تاکنون موقف اساسی اتخاذ نکرده چرا که به گفته این قول اردو موضوعاتی که ریشه در سیاست دارد مربوط سیاسیون کشور است نه بخش‌های نظامی.

    این در حالی‌ست که باشندگان بلخ می‌گویند بسیاری از بخش‌های شهر مزارشریف پس از موضع‌گیری اخیر سیاسیون، به حالت نیمه تطعیل درآمده و زندگی عادی آن‌ها را مختل کرده است.

    فردین، یکی از طلا فروشان شهر مزار شریف گفت: «مشکلاتی که بین ریاست جمهوری و حکومت محلی بلخ به وجود آمده، باعث برهم خوردن کار و بار ما شده. در روزهای نزدیک به سال نو زمانی است که کار ما رونق می گیرد بروز چنین جنجال‌هایی به کار ما ضربه می‌زند.»

  • منتظر شروع گفت‌وگوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان هستیم

    منتظر شروع گفت‌وگوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان هستیم

    صبغت‌الله احمدی، سخنگوی وزارت امور خارجه روز چهارشنبه، بیست‌ودوم حوت در توییتی نوشته است که از پیش‌رفت‌های اخیر در مذاکرات میان آقای خلیل‌زاد و نماینده‌گان گروه طالبان استقبال می‌کند. او در ادامه اظهار امیدواری کرده است که آتش‌بس جامع و سراسری برقرار و مذاکرات مستقیم حکومت با گروه طالبان آغاز شود.

    پنجمین و طولانی‌ترین دور دیدار رسمی نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در دوحه، پایتخت قطر روز گذشته پایان یافت. هر دو طرف اعلام کردند که در این دور از گفت‌وگوها به هیچ توافق نهایی دست نیافته‌اند اما روی پیش‌نویس توافق‌نامه‌ای در مورد «تضمین برای مبارزه با تروریسم و خروج سربازان امریکایی از افغانستان» توافق کرده‌اند.

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، گفته است که مذاکرات بین‌الافغانی پس از توافق ‌نهایی روی جدول زمان‌بندی، خروج سربازان امریکایی از افغانستان آغاز خواهد شد.

    نماینده‌ی ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، ناوقت سه‌شنبه شب (۲۱ حوت) در توییترش نوشته است: «صلح نیازمند توافق روی چهار موضوع است: تضمین‌ برای مبارزه با تروریسم، خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی و برقراری آتش‌بس سراسری.»

    آقای خلیل‌زاد افزوده است هنگامی که پیش‌نویس توافق‌نامه در مورد جدول زمان‌بندی خروج سربازان امریکایی از افغانستان و اقدامات مؤثر بر ضد تروریسم نهایی می‌شود، گروه طالبان و دیگر افغان‌ها از جمله دولت وارد گفت‌وگوی بین‌الافغانی برای توافق سیاسی و برقراری آتش‌بس سراسری خواهند شد.

    او با رضایت‌مندی از جریان مذاکرات قطر نوشته است که شرایط برای برقراری صلح بهبود یافته است و همه طرف‌ها می‌خواهند جنگ را پایان دهند. نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان هم‌چنان گفته است که اقدامات بعدی او مشورت با مقام‌ها در واشنگتن و دیگر شریکان این روند خواهد بود. او تصریح کرده است که به زودی با نماینده‌گان گروه طالبان بار دیگر دیدار می‌کند. آقای خلیل‌زاد تأکید کرده است تا وقتی که روی همه موارد توافق نشود، هیچ توافقی نهایی نیست.

    در همین حال، گروه طالبان نیز در خبرنامه‌ای گفته است که گفت‌وگوهای قطر پایان یافته است. این گروه تأکید کرده است که هیچ توافقی نهایی حاصل نشده است و روی دو موضوع از جمله خروج نیروهایی امریکایی و استفاده نشدن از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر بحث شده است. این گروه گزارش‌ها در مورد توافق برای آغاز گفت‌وگوی مستقیم با حکومت افغانستان و برقراری آتش‌بس را رد کرده است.

    از سویی هم، هارون چخانسوری، سخنگوی ریاست جمهوری در صفحه رسمی فیس‌بوکش ضمن سپاس‌گزاری از تلاش‌های امریکا برای صلح، نسبت به برقراری آتش‌بس سراسری و آغاز مستقیم گفت‌وگو میان حکومت و گروه طالبان ابراز امیدواری کرده است.

    پنجمین دور دیدار رسمی نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در ششم حوت آغاز شد و برای ۱۶ روز ادامه یافت. این گفت‎وگوها طولانی‎ترین دور مذاکرات دو طرف است که تا کنون صورت گرفته است. این دور مذاکرات میان دو طرف دو بار متوقف و از سر گرفته شد.

    مذاکرات قطر به دلیل طولانی شدن و هم‌چنان اعلام‌نشدن جزییات مورد بحث آن باعث نگرانی‌ها در داخل افغانستان شده بود. عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی در نشست روز دوشنبه شورای وزیران گفت که مردم نسبت به عدم وضاحت جزییات این گفت‎وگوها نگران‌اند.

    هرچند مقام‌های امریکایی و حکومت افغانستان اعلام کرده بودند که جزییات گفت‎وگوها میان آقای خلیل‌زاد و رییس جمهور غنی به اشتراک گذاشته می‌شود اما حکومت افغانستان نیز در این مورد به مردم و رسانه‌ها جزئیات نداده است.

  • 2018 خونبارترین سال برای کودکان در سوریه بوده‌است

    2018 خونبارترین سال برای کودکان در سوریه بوده‌است

    به گفته مسئولان یونیسف، در این سال، ۴۳۴ کودک در پی انفجار ماین و مواد منفجرناشده جان داده‌اند.

    یونیسف می‌گوید که مراکز آموزشی و صحی در سال گذشته میلادی در سوریه ۲۶۲ بار هدف حمله قرار گرفته است. هنریتا فوره با ابراز نگرانی نسبت به این وضعیت گفته است که وضعیت موجود در شمال‌غرب ادلب، آن‌ها را بیشتر نگران کرده است. به گفته او، تنها در چند هفته اخیر ۵۹ کودک در پی خشونت‌ها در این منطقه جان باخته‌اند.

    مدیر اجرایی یونیسف از جانب دیگر در رابطه به وضعیت اردوگاه‌های آوارگان از جمله اردوگاه‌های «رکبان» و «هول» ابراز نگرانی کرده است. به گفته او، وضعیت خانواده‌ها در اردوگاه رکبان به خاطر محدود بودن امکان دسترسی به مواد غذایی، آب، سرپناه و خدمات صحی بسیار وخیم است. این اردوگاه در مرز سوریه با اردن در محاصره نیروهای دولتی و حامیان بشاراسد، رییس جمهور سوریه، قرار دارد.

    به همین شکل، وضعیت انسانی اردوگاه آوارگان هول در ولایت حسکه در مرز سوریه با عراق نیز نگران‌کننده توصیف شده است. این اردوگاه در قلمرو زیر کنترول نیروهای «پ.ک.ک» قرار دارد. در این در ادوگاه ۶۵ هزار نفر به شمول ۲۴۰ کودک بی‌سرپرست زنده‌گی می‌کنند.

    یونیسف می‌گوید که از ماه جنوری امسال تا کنون ۶۰ کودک در تلاش رسیدن به این اردوگاه جان باخته‌اند. این کودکان مجبور بوده‌اند فاصله ۳۰۰ کیلومتری را از منطقه «باغوز» در ولایت دیرالزور تا اردوگاه هول طی کنند.

    یونیسف می‌گوید که برای تأمین شرایط دسترسی به خانواده‌های نیازمند سوری و یافتن راه‌حل‌های پایدار و طولانی نیاز است برای این خانواده‌ها در بیرون سوریه اقامت داده شود.

    گزارش شده است که ۱۲ میلیون نفر از جمعیت ۲۴ میلیونی سوریه در جریان بحران هشت ساله در این کشور از خانه‌های خود آواره شده‌اند. بخشی از این آوارگان به بیرون از سوریه رفته‌اند و بخش دیگر آن‌ها در داخل خاک این کشور به سر می‌برند.

  • در سال 2001 طالبان خود برای صلح و انحلال گروهشان داوطلب شده بودند

    در سال 2001 طالبان خود برای صلح و انحلال گروهشان داوطلب شده بودند

    برخی از اطلاعات کتاب جدید بیتی دام روزنامه‌نویس هالندی در مورد زند‌گی ملامحمد عمر، پیش از این هم عمومی شده بود. مثلاً در این کتاب به طور مفصل آمده است که پس از سقوط حکومت طالبان رهبران کلیدی این گروه به حامد کرزی نامه‌ فرستادند و روند پس از بن را تایید کردند. این موضوع در کتاب اخیر استیوکول هم آمده است که در ششم دسامبر سال ۲۰۰۱ رهبران کلیدی طالبان که نامه‌ای از ملامحمدعمر را در دست داشتند، ‌در شاه‌ولی کوت قندهار نزد حامد کرزی آمدند و به او گفتند در بدل معافیت از تعقیب عدلی، حاضر به تایید مشروعیت فیصله‌های نشست بن هستند و به خانه‌های خود بر می‌گردند. در آن نشست رهبران طالبان به حامد کرزی نامه‌ی ملامحمدعمر را تسلیم دادند که در آن ملامحمدعمر به ملا عبیدالله و دیگر رهبران طالبان صلاحیت تصمیم‌گیری داده بود. بیتی دام هم به نقل از منابعش نوشته است که ملامحمدعمر در پنجم دسامبر سال ۲۰۰۱ ملا عبیدالله آخند را که در حکومت او وزیر دفاع بود اختیاردار کل جنبش طالبان تعیین کرد و خودش کنار کشید. ملاعبیدالله هم نزد کرزی رفت و در حضور او انحلال جنبش طالبان را به شرط معافیت از تعقیب عدلی و رهایی زندانیان این گروه اعلام کرد.

    اما پالیسی ضد تروریستی حکومت بوش در آن زمان سبب شد که کرزی و طالبان به تفاهم نرسند. در آن زمان حکومت بوش اعلام کرد که حاضر به معامله و صلح با گروه طالبان نیست. نیروهای امریکایی به تعقیب، ‌بازداشت و زندانی کردن رهبران طالبان در روستاهای جنوبی آغاز کردند. بیتی‌ دام در کتاب قبلی‌اش «مرد موترسایکل‎‌سوار» که داستان به قدرت رسیدن حامد کرزی را نوشته است نیز آورده است که دشمنی‌های قبیله‌ای در جنوب و پالیسی ضد تروریستی حکومت بوش سبب شد که طالبان بار دیگر به میدان نبرد برگردند. دکتر عمر صدر پژوهش‌گر انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان نیز در رساله‌ی پژوهشی آورده است که پالیسی ضد تروریستی حکومت بوش در واقع شورش مجدد طالبان را کلید زد. به نوشته‌ی عمر صدر، شورش طالبان‌ عوامل پیش‌زمینه‌ای، عوامل تشدیدکننده و عوامل بسیج‌کننده نیز دارد ولی آن‌چه که این شورش را کلید زد، پالیسی ضد تروریستی حکومت بوش بود که در خواست طالبان را مبنی بر عفو این گروه نپذیرفت.

    آن‌چه که در کتاب جدید بیتی‌ دام تازه‌‎گی دارد، مدعای او در مورد نقش ملامحمدعمر در شورش مجدد طالبان است. بیتی دام به نقل از مصاحبه‌شونده‌گانش آورده است که ملامحمدعمر نقش مهم در شورش مجدد طالبان پس از سال ۲۰۰۱ نداشت، نه به رهبران شورای کویته دستور می‌داد، ‌نه فرماندهان طالبان را هدایت می‌کرد و نه با این فرماندهان تماس داشت. در کتاب بیتی دام آمده است که ملامحمدعمر پس از سال ۲۰۰۱ به کمک شماری از دوستانش که همه به لحاظ قبیله‌ای هوتکی بودند در انزوا زنده‌گی می‌کرد، بیش‌تر وقتش را در عبادت می‌گذراند و به روش صوفی‌ها هیچ کاری به کار دنیا نداشت، ‌صرف از طریق نوارهای صوتی و بعد از طریق قاصد، ‌گاه‌گاهی به رهبران شورای کویته پیام می‌فرستاد. به نقل از بیتی دام حتا برخی از رهبران شورای کویته هم محل دقیق اختفای ملامحمدعمر را نمی‌دانستند.

    ملامحمدعمر خانواده‌اش را به پاکستان فرستاده بود و پس از سقوط طالبان هیچ گاهی با خانواده‌اش هم دیداری نداشت. بیتی دام نوشته است که ملامحمدعمر به کمک جبار عمری که در زمان طالبان والی یکی از ولایات شمالی بود، پس از ۷ دسامبر سال ۲۰۰۱ در خانه‌ای در قلات مرکز ولایت زابل مخفی شد. به نوشته‌ی این روزنامه‌نویس هالندی شخصی به نام عبدالستار استاد که راننده‌ی جبار عمری بود اتاقی در خانه‌اش در قلات، به اختیار ملامحمدعمر و جبار عمری گذاشت و به اعضای خانواده‌اش صرف همین قدر گفت که یکی از رهبران طالبان را پناه داده است. بیتی دام ادعا می‌کند که موقعیت این خانه را تثبیت کرده است. به نوشته‌ی او این خانه گلین در نزدیکی دفتر عبدالحمید توخی والی وقت زابل و یکی از پایگاه‌های عملیاتی ارتش امریکا بود. ملامحمدعمر و جبار عمری ظاهراً چهار سال را در آن خانه سپری کردند و بعد به روستایی به سیوری در ولسوالی شینکی ولایت زابل رفتند و در آن‌جا در یک خانه‌ی دیگر در کنار رودخانه جا‌به‌جا شدند و ملامحمدعمر تا زمان مرگش در آن خانه زنده‌گی می‌کرد.

    بیتی دام به نقل از جبار عمری می‌نویسد که ملامحمدعمر در نُه سالی که در آن خانه زندگی می‌کرد، بیش‌تر به خواندن قرآن و عبادت مشغول بود و گاهی به رادیوی بخش پشتوی بی‌بی‌سی گوش می‌داد و حتا نمی‌خواست که فرزندانش از پاکستان نزدش بیایند. جبار عمری به بیتی دام گفته است که ملامحمدعمر خبر قتل بن‌لادن توسط نیروهای امریکایی در پاکستان را هم از طریق رادیو شنید و هیچ واکنشی به آن نشان نداد. بیتی‌ دام وجود شورای کویته را رد نکرده است. اما چیزی را که او ادعا می‌کند این است که ملامحمدعمر این شورا را رهبری نمی‌کرد. به نوشته‌ی بیتی دام رهبران شورای کویته به نام ملامحمدعمر پیام نشر می‌کردند و خودشان را زیر فرمان او نشان می‌دادند، ‌اما واقعیت این نبود. بیتی دام نوشته است که ملامحمدعمر چنان به صوفی‌گری تجریدی روی آورده بود که حتا حاضر نشد پس از بیماری، برای درمان به پاکستان برود یا داکتر را نزد خودش بخواهد. او به دلیل همین مریضی مُرد و جبار عمری او را در زابل دفن کرد. بیتی دام مدعی است که جبار عمری حالا نزد امنیت ملی افغانستان زندانی است و عبدالصمد شخصی که تا سال ۲۰۰۴ ملامحمدعمر در خانه‌اش زندگی می‌کرد وفات کرده است. بیتی دام نوشته است که مقام‌های محلی در ولایت زابل و حتا کارمندان استخباراتی این ولایت تایید کرده‌اند که ملامحمدعمر در این ولایت بود و در همان‌جا وفات کرد. بیتی دام حتا ادعا کرده است که محمد داوود گلزاد رییس دفتر ولایتی شورای عالی صلح در زابل که حالا مشاور رییس جمهور غنی است، نیز تایید کرده است که ملا محمد عمر پس از سقوط طالبان در زابل زندگی کرد و در همان‌جا مُرد. روشن است که کسی نمی‌تواند مجموع اطلاعات درج شده در کتاب بیتی دام را تایید کند. او ادعا می‌کند که با مقام‌های برحال و قبلی امنیت ملی افغانستان مصاحبه کرده است. اما این نویسنده‌ی هالندی در مورد این موضوع با امرالله صالح، رحمت‌الله نبیل و داکتر رنگین دادفر سپنتا مصاحبه نکرده است. امرالله صالح و ارگ، اطلاعات کتاب بیتی دام را رد کردند. وقتش است که ارگ اسنادی را که اطلاعات کتاب بیتی دام را نقض می‌کند نشر کند. باید محمدداوود گلزاد و مقام‌های برحال و قبلی زابل هم در این مورد سخن بگویند. دولت امریکا تا حال در مورد کتاب بیتی دام اظهار نظر نکرده است. بیتی دام هم‌چنان تلاش کرده است که در کتابش تفاوت‌های افکار مذهبی ملامحمدعمر و رهبر القاعده را نشان بدهد.

    8am

  • والی میدان وردک: حکومت از حملات شبانه نیروهای امریکایی در افغانستان بی‌خبر است

    والی میدان وردک: حکومت از حملات شبانه نیروهای امریکایی در افغانستان بی‌خبر است

    بر اثر افزایش عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی در افغانستان در یک سال اخیر صدها فرد ملکی از جمله زنان و اطفال جان خود را از دست داده‌اند.

    اخیرا بر اثر عملیات شبانه نیروهای امریکایی در میدان وردک نیز 6 فرد ملکی از جمله زنان و اطفال کشته شدند.

    مظفرالدین یمین والی میدان وردک با اشاره به این موضوع تصریح کرد: عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی که منجر به کشته شدن افراد ملکی شده است بدون هماهنگی با حکومت صورت گرفته است.

    وی خاطرنشان کرد: ما همواره به مقامات با صلاحیت پیشنهاد کردیم که عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی باید با دولت محلی هماهنگ شود تا به غیرنظامیان آسیبی نرسد.

    والی میدان وردک اظهار داشت: خانواده‌ای که اخیرا بر اثر عملیات شبانه نیروهای امریکایی در این ولایت کشته شدند با حکومت افغانستان کار می‌کرد.

    نفیسه عظیمی، عضو ولسی جرگه، از عدم هماهنگی عملیات‌های نظامی با حکومت انتقاد کرد.

    نماینده ولسی جرگه تصریح کرد برای کسب حمایت مردمی و ایجاد فضای اعتماد باید عملیات‌های شبانه نیروهای خارجی در کشور متوقف شوند.

    وی اظهارداشت: عملیات‌های شبانه‌ای که بدون هماهنگی با دولت محلی صورت می‌گیرد باعث ایجاد فاصله بین مردم و حکومت شده است.

    این در حالی است که پیش از این نیز بارها نمایند گان خواستار توقف عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی در کشور شده بودند.

    با وجود تلفات غیرنظامیان و هشدارهای نمایند گان، عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی در ماههای اخیر به صورت بی سابقه‌ای افزایش یافته است.

    همزمان با افزایش عملیات‌های شبانه نیروهای امریکایی در افغانستان مذاکرات صلح امریکا با طالبان نیز در قطر جریان دارد.

  • تأمی در گفته‌های اتمر که می‌گوید «هزاره بودن جرم نیست، افتخار است!»

    تأمی در گفته‌های اتمر که می‌گوید «هزاره بودن جرم نیست، افتخار است!»

    ظهر (پنجشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۷) حمله‌ای تروریستی به مراسم بیست و چهارمین سالگرد درگذشت «عبدالعلی مزاری» رهبر فقید حزب وحدت در دشت برچی، مردم کابل را در ترس و وحشت فرو برد. تروریست‌های مسلح با شلیک چند فیر هاوان به مناطق اطراف مصلی شهید مزاری که این مراسم در آن، در حال برگزاری بود، موجب مختل شدن مراسم و فرار مردم و مهمانان گردیدند. این حمله کور موجب کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی شد. غیرنظامیانی که در خانه‌های خود بودند و قربانی این حمله ناجوانمردانه شدند.


    رئیس‌جمهور «محمد اشرف غنی» ضمن محکومیت شدید این حمله تروریستی گفت: «حمله بر گردهمایی‌ها و تجمعات مردمی، عمل جنایتکارانه و دشمنی با ارزش‌های مدنی و مردم‌سالاری است.» رئیس‌جمهور با ابراز مراتب تسلیت و همدردی خود با خانواده‌های قربانیان این رویداد، افزود: «نهادهای امنیتی و دفاعی کشور به‌خاطر تأمین امنیت مردم، از تمام امکانات استفاده کرده و در این راستا از هیچ‌گونه سعی و تلاش دریغ نخواهند ورزید.»


    ساعاتی پس از وقوع این حمله تروریستی کور، گروه تروریستی «داعش» مسئولیت آن را به عهده گرفت. شاخه افغانستان گروه داعش با تضعیف این گروه در عراق و سوریه فعالیت‌های خود را از سال ۱۳۹۳ و از ولسوالی اچین ولایت ننگرهار شروع کرد. گرچه حجم زیادی از قدرت انسانی و تسلیحاتی داعش در حملات نیروهای امنیتی افغان و هچنین حملات هوایی ائتلاف بین‌المللی در افغانستان نابود شده‌است، اما باقیمانده‌های این گروه با سازماندهی مجدد خود و با حمایت سرویس‌های استخباراتی بعضی از کشورهای منطقه، در سایه فضای ناامن کشور مردم افغانستان را هدف قرار می‌دهند.


    از ابتدای حملات تروریستی گروه داعش در افغانستان این گروه به شکل ویژه‌ای بر کشتار شیعیان متمرکز شده‌است. حمله تروریستی به یک تظاهرات مردمی در ۲ اسد ۱۳۹۵ که دستکم ۸۰ کشته و بیش از ۲۳۱ زخمی برجای گذاشت، حمله تروریستی به یک مرکز توزیع تذکره در منطقه قلعه ناظر در حوزه ششم پولیس کابل در تاریخ ۲ ثور ۱۳۹۷ که دستکم ۷۰ کشته و ۱۲۰ زخمی برجای گذاشت و همچنین حمله توریستی به مسجد باقرالعلوم در دشت برچی کابل در تاریخ ۱ قوس ۱۳۹۵ که ۳۲ کشته و ۶۴ زخمی برجای گذاشت، تنها چند نمونه از حملات داعش بر علیه شیعیان است تقریباً پس از انجام تمامی این حملات، گروه طالبان نیز به نکوهش آن می‌پرداخت و آن را شدیداً محکوم می‌کرد. شماری از مقامات و سیاستمداران همسو با طالبان نیز این اقدام آن‌ها را نشانه صلح خواهی طالبان و حمایت این گروه از غیرنظامیان تفسیر می‌کردند. در شماری از رسانه‌ها نیز اینگونه تبلیغ می‌شد که طالبان در حملات خود حقوق بشر را در نظر می‌گیرد و از وارد شدن تلفات به غیرنظامیان جلوگیری می‌کند.


    روشن است که مسئولیت اصلی اینگونه حملات به عهده طالبان است. گروه طالبان با داشتن شمار قابل توجهی نیروی آموزش دیده داخلی و خارجی در سرتاسر افغانستان، «تنها» عامل ناامنی کشور است. در سایه ناامنی ایجاد شده توسط طالبان، دیگر گروه‌های تروریستی، همچون داعش، که نیروی چندانی نیز ندارند، توانستند به اهداف موردنظر خود حمله کنند. وگرنه اگر طالبی وجود نمی‌داشت که افغانستان را ناامن کند، چه کسی می‌توانست چنین فجایعی در کشور بیافریند؟ تمامی این حملات به نفع طالبان است زیرا هر چه افغانستان ناامن‌تر باشد این گروه می‌تواند امتیاز بیشتری از آمریکا و حکومت در گفتگوهای صلح بگیرد.
    از سوی دیگر تئوری تقویت داعش در افغانستان به‌عنوان جایگزین طالبان برای ادامه کشتار و جنگ در افغانستان هر روز پررنگ‌تر می‌شود و برخلاف موضع‌گیری‌های امروز تیم صلح و اعتدال به سرکردگی حنیف اتمر که دولت را به حمایت از داعش متهم کردند، برهمگان واضح است که پیش از این حنیف اتمر یگانه حامی داعش در حکومت افغانستان بود که اکنون در لباس اپوزیسیون ظاهر شده است و چه بسا سازمان‌دهی این حمله نیز توسط وی و برای پاک کردن دامان خود از این اتهام صورت نگرفته باشد؟! سوء قصد در مراسمی که اتمر حضور دارد می‌تواند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری انگشت اتهام را از روی وی بردارد و توپ را در میدان دیگران بیاندازد. اتمر استاد بازی‌های پیچیده امنیتی و استخباراتی است.

     
     

  • صلح نیازمند اجماع ملی واقعی می‌باشد/ طالبان مسئول حمله تروریستی هفته گذشته به مراسم شهید مزاری هستند

    صلح نیازمند اجماع ملی واقعی می‌باشد/ طالبان مسئول حمله تروریستی هفته گذشته به مراسم شهید مزاری هستند

    به گفته دکتر عبدالله عبدالله مردم و رهبران سیاسی باید حول محور منافع ملی گردهم آیند.  

    دکتر عبدالله که در مراسم تجلیل از پنجمین سالگرد درگذشت مارشال قسیم فهیم امروز در کابل سخن می‌گفت، افزود رهبران سیاسی باید اهداف و برنامه‌های خود برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده افغانستان را در نظر نگیرند و برای مهمترین مسأله که صلح می‌باشد، گردهم جمع شوند.

    رییس اجرایی افزود از هر ‌‌نوع تلاش‌هایی که منتج به صلح عادلانه و پایدار در کشور شود، حمایت می‌کند.

    از جانب دیگر، عبدالله عبدالله حملات تروریستی و راکت‌پراکنی‌های روز پنج‌شنبه در شهر کابل را به گروه طالبان نسبت داد و گفت این گروه زمینه حضور گروه‌های تروریستی را در کشور فراهم کرده است.

    رییس اجرایی تأکید کرد گروه طالبان به دلیل فراهم کردن زمینه حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان، مسوول است و باید به مردم افغانستان پاسخ‌گو باشد.

    رییس اجرایی تصریح کرد مردم افغانستان زمانی آزادی کشورشان را تجربه می‌کنند که «گروه‌های تروریستی» در کشور حضور نداشته باشند.

     به گفته‌ رییس اجرایی، در صورتی که صلح تأمین شود، افغانستان ظرفیت آن را دارد تا اقتصاد خود را رونق ببخشد و در رشد اقتصاد منطقه نیز سهم بگیرد.

    این در حالی است که زلمی‌ خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان گفته است، یک توافق‌نامه صلح باید تضمین کند که تروریسم در آِینده افغانستان جایی ندارد.

    آقای خلیل‌زاد در توییتی در واکنش به حمله راکتی روز پنج‌شنبه بر مراسم گرامی‌داشت از بیست‌وچهارمین سال‌روز کشته شدن عبدالعلی مزاری، نوشته است: «حمله‌ گروه داعش به غیرنظامیانی که برای یادبود یک رهبر افغان گردهم آمده بودند، یک‌بار دیگر نشان داد که یک توافق جامع صلح باید تضمین کند که تروریسم هیچ جایگاهی در آینده‌ افغانستان ندارد.»

    گردهمایی بزرگداشت از کشته شدن عبدالعلی مزاری که در آن شماری از مقامات برحال و پیشین حکومتی نیز حضور داشتند، روز پنج‌شنبه هفته گذشته هدف شلیک چندین فیر مرمی راکت قرار گرفت.

     براساس معلومات وزارت امور داخله، در پی این حملات راکتی ۱۱ نفر به شمول سه زن کشته و ۹۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

    هرچند گروه داعش مسوولیت این رویداد را برعهده گرفته است، اما مسوولان وزارت داخله می‌گویند تحقیقات ابتدایی این وزارت نشان می‌دهد که این حمله از سوی گروه طالبان سازمان‌دهی و انجام شده است.

    این حمله از یک منزل مسکونی در مربوطات حوزه هحدهم امنیتی در غرب کابل انجام شده است.

     در ارتباط به این رویداد، یک نفر بازداشت شده است و دو نفر از مهاجمان در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شدند.

  • امریکا و روسیه به مواضع مشترک در مورد صلح افغانستان نزدیک می‌شوند

    امریکا و روسیه به مواضع مشترک در مورد صلح افغانستان نزدیک می‌شوند

    مقامات روسی اعلام کرده‌اند که آن‌ها با مقامات امریکایی برای پی‌گیری پروسه صلح افغانستان و نیز پیشرفت این پروسه به صورت منظم و از نزدیک در تماس هستند. از تابستان امسال تا کنون، دست‌کم دو بار نمایند‌گان ویژه این دو کشور در امور افغانستان، با محوریت بحث درباره صلح افغانستان، از نزدیک دیدار کرده‌اند. هم‌چنان تماس‌هایی در سطح وزیران خارجه امریکا و روسیه به منظور چگونگی برقراری صلح در افغانستان نیز انجام شده است. وزارت امور خارجه افغانستان می‌گوید از تمامی تلاش‌هایی که منتج به شروع مذاکرات مستقیم میان حکومت و گروه طالبان و برقراری صلح در کشور شود، حمایت می‌کند.

    سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، روز دوشنبه سیزدهم حوت، در سفری به دوحه با مقامات قطری، روی مسایل مورد علاقه دو کشور، از جمله پروسه صلح افغانستان، گفت‌وگو کرد. آقای لاوروف، در یک نشست خبری در دوحه گفت که نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان به صورت منظم با معاون وزارت خارجه روسیه در ارتباط است. سرگی لاوروف افزود که همکاری میان روسیه و امریکا بهتر از رقابت میان این دو کشور است و آن‌ها در همکاری با همسایه‌های افغانستان می‌توانند برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی کمک کنند. او تأکید کرد که این یگانه راه برای پایان بخشیدن به جنگ در افغانستان است. سرگی لاوروف پیشتر گفته بود که روسیه و امریکا برای پی‌گیری اوضاع در افغانستان، سوریه و کوریای شمالی، به صورت مشترک کار می‌کنند.

    پیش از این، زلمی خلیل‌زاد و ضمیر کابلوف، نماینده‌گان ویژه امریکا و روسیه در امور افغانستان، دو بار به منظور بحث در باره صلح افغانستان با هم دیدار کرده‌اند. دیدار اولی آن‌ها در شانزدهم قوس در شهر مسکو و دیدار دومی‌شان در سوم حوت امسال در ترکیه انجام شد. دو طرف در این دیدارها، مواضع‌شان را در مورد چگونگی پایان بخشیدن به جنگ جاری افغانستان، نزدیک توصیف کرده‌اند. آن‌ها در این دو دیدار روی اقداماتی نیز به منظور رسیدن به این هدف، توافق کرده‌اند. تشکیل هیأت مذاکره‌کننده فراگیر در افغانستان برای گفت‌وگو با طالبان، جست‌وجوی یک راه حل مناسب برای رفع محدودیت‌های سفر اعضای هیأت مذاکره‌کننده طالبان و استفاده نشدن خاک افغانستان توسط تروریست‌های بین‌المللی، پس از توافق صلح در این کشور، از موضوعات مهمی است که این دیپلمات‌های امریکایی و روسی روی آن به توافق رسیده‌اند.

    با این حال، وزارت خارجه کشور، می‌گوید که افغانستان از تمامی تلاش‌هایی که منتج به برقراری صلح در کشور شود، استقبال می‌کند. صبغت‌الله احمدی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشور، به روزنامه ۸صبح گفت که کابل از تمامی تلاش‌ها با محوریت حکومت افغانستان در زمینه صلح حمایت می‌کند و انتظار دارد که این تلاش‌ها منتج به برقراری صلح در کشور شود. او تأکید کرد که افغانستان از تمامی کشورهای منطقه و جهان می‌خواهد که نقش سازنده‌ی‌شان را در روند گفت‌وگوهای جاری صلح ایفا کنند؛ زیرا صلح در افغانستان به نفع تمامی این کشورها است.

    هیأت جدید مذاکره‌کننده صلح در حال تشکیل است

    هم‌زمان با پیش‌رفت‌هایی که گفته می‌شود در پنجمین نشست نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در قطر صورت گرفته است، حکومت می‌گوید که هیأت جدید مذاکره‌کننده‌اش با گروه طالبان در حال تشکیل است. شاه‌حسین مرتضوی، معاون سخنگوی ریاست جمهوری، روز سه‌شنبه چهاردهم حوت به ۸صبح گفت که حکومت هفته گذشته از احزاب و جریان‌های سیاسی خواسته بود تا نماینده‌گان‌شان برای عضویت در این هیأت را معرفی کنند. او گفت که قرار است ترکیب هیأت مذاکره‌کننده کنونی تغییر کند و در هیأت مذاکره‌کننده در حال تشکیل، نماینده‌گان تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی شامل خواهند بود. به گفته آقای مرتضوی، کار بر سر تشکیل هیأت مذاکره‌کننده جدید جریان دارد و تا هنوز رقم مجموعی اعضای آن مشخص نشده است.

    در همین حال، شماری از احزاب سیاسی تأیید می‌کنند که حکومت از آن‌ها خواسته است تا نماینده‌گان‌شان برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح را معرفی کنند. عبدالله قرلق، معاون حزب جنبش ملی، می‌گوید که این حزب یک نفر را به عنوان نماینده‌اش به حکومت معرفی کرده است تا شامل هیأت مذاکره‌کننده صلح شود. به همین شکل، عبدالحفیظ منصور، از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی، نیز می‌گوید که این حزب نماینده‌اش را برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح به حکومت معرفی کرده است.

    اما جریان سیاسی موسوم به «محور مردم افغانستان» می‌گوید که این جریان سیاسی از فراخوان حکومت، اطلاعی ندارد و تا هنوز نماینده‌اش را برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح، معرفی نکرده است. محمدعارف کیانی، سخنگوی محور مردم افغانستان، به ۸صبح گفت که حکومت تا هنوز چگونگی گزینش اعضای هیأت مذاکره‌کننده صلح را مشخص نکرده است و هم‌چنان از این جریان سیاسی دعوت نشده است تا نماینده‌اش را برای عضویت در این هیأت به حکومت معرفی کند. آقای کیانی تأکید کرد که حکومت با نشر معلومات نادرست در صدد به بازی گرفتن افکار عمومی است و اگر قصد دارد یک هیأت مذاکره‌کننده همه‌شمول تشکیل شود، باید تمامی جریان‌ها و احزاب سیاسی را به صورت رسمی در جریان قرار دهد.

    حکومت در اوایل ماه قوس امسال فهرست هیأت مذاکره‌کننده‌اش با گروه طالبان را منتشر کرد. از میان ۱۲ عضو این هیأت، نُه نفر آن‌ها حکومتی هستند. احزاب و جریان‌های سیاسی گفته‌اند که این هیأت، فراگیر و ملی نیست و واجد صلاحیت برای گفت‌وگو با جانب طالبان نمی‌باشد. گروه طالبان نیز گفته است که با این هیأت حاضر به گفت‌وگو نیست. از جانب دیگر، نماینده‌گان ویژه امریکا و روسیه برای افغانستان هم بر ضرورت اعمال تغییر در ترکیب این هیأت تأکید کرده‌اند. زلمی خلیل‌زاد و ضمیر کابلوف گفته‌اند که برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باید هیأت مذاکره‌کننده‌ای تشکیل شود که در آن هم نماینده‌گان حکومت و هم نماینده‌گان احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان شامل باشند.

    این در حالی است که پنجمین نشست نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در قطر در حال جریان است. این نشست روز سه‌شنبه ششم حوت آغاز شد و تا کنون به پایان نرسیده است. گفته می‌شود که دو طرف در پنجمین نشست‌شان در قطر پیش‌نویس یک توافق‌نامه را نیز تهیه کرده‌اند. تا هنوز محتوای این پیش‌نویس همه‌گانی نشده است. حکومت افغانستان نیز در جریان توافقات احتمالی دو طرف قرار نگرفته است.

    خلیل اسیر، 8am

  • زورآزمایی‌های اخیر هند و پاکستان و پرسش‌هایی در مورد توان نظامی هند!

    زورآزمایی‌های اخیر هند و پاکستان و پرسش‌هایی در مورد توان نظامی هند!

    برای ارتشی که ایالات متحده روی کمک آن به خاطر مهار نفوذ چین [در آسیا] حساب می‌کند، لحظه‌ی نامیمونی بود. هفته‌ی گذشته، یک پیلوت قوای هوایی هندوستان خود را درگیر یک هواپیمای قوای هوایی پاکستان یافت و برای مدت کوتاهی به عنوان اسیر جنگی در زندان دشمن به سر برد.

    پیلوت مذکور به سلامت، البته با مقداری خراش و لت‌وکوب، به کشورش بازگشت، اما جنگنده‌ی کهنه‌ی روسی میگ ۲۱ نیروی هوایی هندوستان این چانس را نداشت.

    زدوخورد هوایی که پس از نزدیک به پنج دهه میان دو قدرت جنوب آسیا اتفاق افتاد، یک آزمایش واقعی برای ارتش هندوستان بود که ناظران نظامی آن را یک مقدار خجالت‌آور ارزیابی کرده‌اند. اگرچه مشکلات و چالش‌های قوای مسلح هندوستان بر کسی پوشیده نیست، اما سقوط یک طیاره‌ی جنگی آن به دست نیروی هوایی کشوری که ارتش آن نصف ارتش هندوستان است و بودجه‌ی نظامی‌اش یک چهارم بودجه‌ی دفاعی دهلی جدید، خود داستان گویایی است. این نشان می‌دهد که قوای مسلح هندوستان در یک وضعیت هشدارآمیز قرار دارد.

    براساس تخمین‌ها حکومت هندوستان، اگر فردا یک جنگ شدید در بگیرد، قادر به تأمین مهمات تنها برای ۱۰ روز است. ۶۸ درصد تجهیزات ارتش آن کهنه است، ولی حکومت به این تجهیزات، «کهنه‌ی باکیفیت» می‌گوید.

    گاروف گوگوی، قانون‌گذار و عضو کمیته‌ی دفاعی پارلمان هندوستان می‌گوید: «نیروهای ما با این‌که از کمبود تجهیزات مدرن رنج می‌برند، ولی انتظار می‌رود که عملیات نظامی با معیارهای قرن ۲۱ انجام دهند.»

    مقامات امریکایی که وظیفه‌ی تقویت کشور متحدشان را برعهده دارند، با نارضایتی در این مورد حرف می‌زنند. به گفته‌ی آن‌ها، بروکراسی بزرگ هند کار خرید تسلیحات و عملیات مشترک نظامی را به غایت دشوار ساخته است، ارتش هند به طور گسترده‌ای از کمبود بودجه رنج می‌برَد، نیروهای دریایی، زمینی و هوایی آن در رقابت با یکدیگر قرار دارند تا این‌که به طور مشترک کار کنند.

    علی‌رغم این مشکلات، ایالات متحده می‌خواهد هندوستان در سال‌های آینده یکی از متحدان آن در رقابت با چین در منطقه باشد که به طور روز‌افزونی بر دامنه‌ی نفوذ خود می‌افزاید. سال گذشته، جیمز متیس، وزیر دفاع، اعلام داشت که پنتاگون «فرماندهی اقیانوسیه» خود را به «هند و اقیانوسیه» تغییر نام می‌دهد که در واقع روی اهمیت هندوستان در تغییرات نظام جهانی تأکید داشت.

    متیس که در پایان سال گذشته‌ی میلادی مقام خود را ترک کرد، گفت: «این یکی از مراکز عمده‌ی جنگی ما است. کار دایمی آن نظارت و تعامل با بیش از نیم کره‌ی زمین و مردم متنوع آن، از‌ هالیوود تا بالیوود است.»

    ارتش امریکا از یک‌سو به اتحاد خود با هندوستان اولویت داده است و از سوی دیگر روابط نزدیکش با پاکستان در دو دهه‌ی گذشته حالت نزولی به خود گرفته است. مقامات امریکایی با نگرانی می‌گویند که پاکستان به اندازه کافی با تروریزم مبارزه نمی‌کند؛ اتهامی که این کشور آن رد می‌کند.

    در طول یک دهه‌ی گذشته، فروش تسلیحات امریکا به هندوستان از قریب صفر به ۱۵ میلیارد دالر افزایش یافته است. پاکستان نیز متکی بر تسلیحات قدرت‌مند امریکایی است.

    مقامات هندی می‌گویند که پاکستان برای ساقط کردن میگ-۲۱ آن کشور در هفته گذشته از جنگنده‌های اف-۱۶ استفاده کرده است. اسلام‌آباد این ادعا را رد کرد، ولی سفارت امریکا در اسلام‌آباد به روز یک‌شنبه گفت که ایالات متحده ادعای هندوستان را ارزیابی می‌کند. استفاده‌ی جنگی از جت‌های اف-۱۶ علیه کشور همسایه، احتمالاً نقض توافق‌نامه‌ی فروش این جنگنده‌ها به پاکستان است.

    در بیانیه آمده است: «ما در جریان این گزارش‌ها و به دنبال اطلاعات بیش‌تریم، ما تمام اتهامات در مورد سوء‌استفاده از تجهیزات دفاعی را جدی می‌گیریم.»

    هندوستان با این‌که قوای نظامی‌اش دچار مشکل است، به خاطر وسعت و موقعیت جغرافیایی خود، از جذابیت استراتژیک واضح برای ایالات متحده برخوردار است. هندوستان به زودی در سال ۲۰۲۴ میلادی، تبدیل به یک کشور پرجمعیت جهان شده و چین را پشت سر خواهد گذاشت. این کشور در جنوب و غرب با چین مرز مشترک دارد و کنترول قلمروهای آبی مهمی در اختیارش است که چین برای تجارت دریایی‌اش به آن نیاز دارد. تمام این عوامل به امریکا کمک می‌کند که رقیبش را در تنگنا قرار دهد.

    جف اسمیت، محقق امور جنوب آسیا در بنیاد «هرتیج» در واشنگتن و نویسنده‌ی کتاب «صلح سرد: رقابت چین و هند در قرن ۲۱»، می‌گوید: «جمعیت، ظرفیت بالقوه و بلندمدت نظامی و وسعت جغرافیایی هندوستان ارزش آن را دارد که منتظر قدرت‌مند شدنش بود. چین در حال ظهور است و ایالات متحده برای حفظ سلطه‌ی خود مبارزه می‌کند. در این حالت، نیاز به یک دولت متغیر است که کفه‌ی ترازوی قدرت در قرن ۲۱ را به نفع یکی تغییر دهد. این دولت متغیّر هندوستان است. امریکا این را می‌داند و حاضر است که منتظر این کشور بماند.»

    در وضعیت فعلی، تأمین مالی قوای نظامی برای هندوستان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها است. هند در سال ۲۰۱۸ میلادی بودجه‌ی نظامی خود را ۴۵ میلیارد دالر اعلام کرد. در مقام مقایسه، بودجه‌ی نظامی چین در آن سال ۱۷۵ میلیارد دالر بود. ماه گذشته، دهلی جدید بازهم بودجه‌ی نظامی خود را ۴۵ میلیارد اعلام داشت.

    مسأله تنها این نیست که هندوستان چقدر روی ارتش خود مصرف می‌کند، بلکه نحوه‌ی مصرف آن هم مهم است. قسمت اعظم بودجه‌ی نظامی هند صرف معاش و حقوق بازنشسته‌گی ۱.۲ میلیون عسکر فعال می‌شود. تنها ۱۴ میلیارد دالر آن صرف خرید تجهیزات جدید می‌گردد.

    آقای گوگی، نماینده پارلمان، باور دارد: «در این زمان که ارتش‌های مدرن روی توانایی‌های استخباراتی و تکنیکی‌شان به طور گسترده‌ای سرمایه‌گذاری می‌نمایند، ما نیز باید چنین کنیم.»

    هندوستان برخلاف چین که حکومت مستبد آن بر‌اساس خواست خود سیاست‌های نظامی را تعیین می‌کند، از نظام دموکراتیک با تمام جنجال‌ها و درگیری‌های نهفته در آن، برخوردار است. کاهش نیروها برای هزینه کردن پول جهت خرید تجهیزات جدید کار ساده‌ای نیست. ارتش هند از دیرباز منبع اشتغال در کشوری بوده است که با مشکل مشاغل ناچیز دست به گریبان است. این موضوع یک مسأله‌ی بزرگ در انتخابات پیش رو خواهد بود.

    نرندرا مودی، نخست وزیر، انتخابات سال ۲۰۱۴ میلادی را با وعده‌ی اصلاحات اقتصادی و ایجاد یک میلیون شغل در هرماه برد. آقای مودی با نزدیک شدن انتخابات، موضوع اصلاحات اقتصادی را به یک‌سو گذاشته است و به سیاست‌های پوپولیستی غیرمعمول روی آورده است.

    امیت کوشیش، مشاور مالی سابق وزارت دفاع هند، می‌گوید: «هدف محوری این حکومت، توسعه‌ی اقتصادی است که مقدمه‌ای بر قوت نظامی آن نیز می‌باشد. این کاری است که چین کرد. چینی‌ها اول روی توسعه‌ی اقتصاد خود کار کردند و سپس موقعیت نظامی فعلی را به دست آوردند. تفاوت در این است که چین ۲۰ تا ۳۰ سال پیش‌تر از ما اصلاحات و بازکردن اقتصادش را آغاز کرد.»

    مقامات حکومتی در دهلی جدید می‌گویند که آن‌ها درگیر بهترسازی زنده‌گی شهروندان و تأمین نیاز‌های اساسی‌شان، به عنوان مثال کاهش سطح بالای بی‌سوادی و ارتقای بهداشت عمومی‌‌اند و در این وضعیت دشوار است که منابع بیش‌تری صرف مسایل نظامی در شرایطی گردد که چین روز تا روز در حوزه‌ی نفوذ هند در خشکی و دریا می‌خزد.

    چین به طور چشم‌گیری از رقیب خود پیشی گرفته و یک طبقه‌ی متوسط فراخ و مالیه‌دهنده ایجاد کرده است. رونق اقتصادی چین به این کشور اجازه‌ی سرمایه‌گذاری در بخش نظامی برای خرید تجهیزات برتر نظامی و تولید آن در داخل را داده است.

    در عصر حاضر که جنگ‌ها با تسلیحات و تکنولوژی‌های پیش‌رفته صورت می‌گیرد تا با استفاده از ارتش‌های متعارف مهاجم گذشته، هندوستان در این عرصه عقب مانده است. با این‌که از لحاظ مصارف نظامی در رده‌ی پنجم قرار دارد، اما امسال تنها یک چهارم بودجه‌ی نظامی‌اش را صرف خرید وسایل جدید نظامی کرده است.

    هرچند خرید تجهیزات نظامی در بسیاری از کشورها روند کندی دارد، اما هندوستان با توجه به بوروکراسی دست‌و‌پاگیر خود به‌مراتب در تدارکات نظامی از دیگر کشورهای جهان عقب است. هم‌چنان، در این روند پای فساد نیز دخیل است. فعلاً آقای مودی زیر انتقادات شدید احزاب مخالف به خاطر قرارداد ناشفاف خرید ۳۶ جنگنده‌ی رافایل از فرانسه به ارزش ۸.۹ میلیارد دالر قرار دارد. مخالفان سیاسی او تلاش دارند که این قرارداد را نتیجه‌ی فساد اداری عنوان کنند تا قبل از برگزاری انتخابات وی را بی‌اعتبار سازند.

    با خرید جت‌های مذکور هندوستان می‌تواند ناوگان هوایی کهنه‌ی میگ-۲۱ و جنگنده‌های دیگر را تعویض کند. آقای مودی با استفاده از فرصت، تیغ انتقادات را به سمت مخالفانش برگردانده گفت که اگر جت‌های رافایل را در اختیار می‌داشت، در درگیری هوایی با پاکستان موفقیت بیش‌تری می‌توانست به دست بیاورد. به بیان وی، «کشور کمبود هواپیماهای رافایل را احساس کرد.»

    نویسنده: ماریا ابی‌حبیب – منبع: نیویارک تایمز – برگردان: حمید ارجمند

  • «انتخابات» یگانه راه تمدید حاکمیت قانون، «دولت موقت» حربه سودجویان و قانون‌گریزان!

    «انتخابات» یگانه راه تمدید حاکمیت قانون، «دولت موقت» حربه سودجویان و قانون‌گریزان!

    ​

    بر اساس جدول زمانبندی کمیسیون مستقل انتخابات و اعلام رئیس پیشین این نهاد، قرار است انتخابات ریاست جمهوری آینده در تاریخ ۲۹ سرطان ۱۳۹۷ برگزار شود. گرچه پس از تصویب طرح تعدیل قانون انتخابات توسط کابینه حکومت وحدت ملی و جایگزینی کمیشنران جدید به جای کمیشنران قبلی، گفته می‌شود که امکان دارد این تاریخ تغییر کند. در همین رابطه «ذبیح‌الله سادات» معاون سخنگوی کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید که مشکلات موجود در روند نام‌نویسی رأی‌دهندگان براساس سیستم بایومتریک، احتمال تغییر تقویم انتخابات ریاست جمهوری را تقویت می‌کند. وی می‌افزاید: «تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری توسط کمیشنران پیشین کمیسیون انتخابات اعلام شده‌است، اما کارهای اجرایی آن به دوش اعضای جدید کمیسیون انتخابات قرار گرفته خواهد گرفت که خود یک چالش است.» پیش از این نیز تاریخ انتخابات ریاست جمهوری به دلایل تخنیکی از ۳۱ ماه حمل به ۲۹ سرطان تغییر یافته بود.
    از سوی دیگر شواهد و قرائن نشان می‌دهد که مذاکرات دو جانبه میان نمایندگان گروه طالبان و دولت ایالات متحده آمریکا در شهر «دوحه» پایتخت «قطر» به مراحل حساس و سرنوشت سازی رسیده‌است. شماری از تحلیل گران مسائل سیاسی و رسانه‌های حاضر در نشست دوحه می‌گویند که در نتیجه این مذاکرات، افغانستان بیشتر از هر زمان دیگری به صلح نزدیک شده‌است. همچنین شماری از اعضای دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر روز گذشته به رسانه‌ها گفتند که «مسوده ابتدایی توافق نهایی میان آمریکا و طالبان آماده شده و قرار است از سوی طرفین به زودی امضا شود.» «زلمی خلیلزاد» نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده و رهبر تیم مذاکره کننده آمریکا در دوحه قطر نیز در اظهارنظرهای خود در روزهای گذشته از نزدیک شدن دو طرف به توافق بر سر صلح خبر می هد.
    بحث بر سر تغییر در تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال آینده و همچنین نزدیک شدن طالبان و آمریکا به توافق بر سر برقراری صلح در افغانستان، درحالی صورت می‌گیرد که شماری از سیاستمداران با انگیزه‌های شک برانگیز و نامعلومی خواستار به تعویق افتادن انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل «حکومت موقت» شده‌اند. در همین رابطه «محمد حنیف اتمر» یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، رهبر حزب حق و عدالت و همچنین مشاور پیشین امنیت ملی ریاست جمهوری در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آمریکایی رویترز گفته‌است که «پس از پایان دوره کاری دولت در ماه جوزا، از تشکیل دولت موقت حمایت می‌کنیم.» بحث بر سر تشکیل یک حکومت انتقالی پس از امضای توافقنامه صلح، با هدف تشکیل نظام آینده افغانستان، ابتدا در جریان گفتگوهای آمریکا و طالبان مطرح شد که با واکنش منفی حکومت افغانستان روبرو گردید و نوعی عقبگرد به گذشته و زمینه‌ساز بحران‌های شدیدی تعبیر شد.
    درحالی که مردم افغانستان دارای یک حکومت قانونی می‌باشند و این حکومت قانونی براساس قانون اساسی درحال مقدمه چینی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتقال آرام قدرت است، مطرح کردن بحث تشکیل حکومت موقت و به تأخیر انداختن انتخابات تا پس از امضای موافقتنامه صلح، هیچ معنایی ندارد و خیانت به مردم افغانستان محسوب می‌شود. خوشبختانه حکومت افغانستان مطابق خواسته مردم مصمم به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است، چنانچه «عارف صمیم» معاون سخنگوی رئیس حکومت وحدت ملی به رسانه‌ها گفته‌است، «هیچ روندی بالای انتخابات افغانستان تأثیر ندارد و گفت‌وگوهای صلح نیز نمی‌تواند سبب تأخیر برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری گردد.»
    از سوی دیگر تشکیل حکومت موقت و تاخیر در برگزاری انتخابات زمینه امتیازگیری هرچه بیشتر طالبان و همچنین بهره‌برداری از فضای آشفته ایجاد شده از عدم حاکمیت مقتدر در دوران حکومت موقت را بیشتر می‌کند و دستاوردهای ارزشمند سال‌های اخیر در زمینه حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان را با خطر نابودی مواجه می‌کند.

  • سفر مقامات خارجی به قطر نشان می‌دهد امریکا و طالبان به صلح نزدیک شده‌اند

    سفر مقامات خارجی به قطر نشان می‌دهد امریکا و طالبان به صلح نزدیک شده‌اند

    در اوج گفتگوهای گرم نمایندگان امریکا و طالبان در قطر، دیروز دوشنبه (13 حوت) سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه، عبدالعزیز کاملوف وزیرخارجه ازبکستان و شمار دیگری از مسوولان سازمان‌های منطقه‌ای وارد دوحه شدند.

    سرگی لاوروف، هدف از سفر خود به دوحه را نظارت از گفتگوهای صلح میان نمایندگان امریکا و طالبان عنوان کرده، گفته است که برای جلب همکاری کشورهای همسایه افغانستان در روند صلح تلاش می‌کند.

    وزیر خارجه روسیه گفته: « در گذشته، همکاران امریکایی مان ما را به نقض قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد متهم کرده‌اند. اما هرکس می‌داند که اکنون ایالات متحده خود با طالبان وارد گفتگو شده‌ است. اکنون فرستاده ویژۀ واشنگتن برای افغانستان به‌گونه منظم با معاون من دیدار می‌کند و تماس خوبی باهم داریم و این بسیار سودمند است که به جای خصومت همکاری را در پیش گرفته ایم.»

    در همین حال، عبدالعزیز کاملوف وزیرخارجه ازبکستان نیز دو روز پیش وارد دوحه شد و با ملا عبدالغنی برادر رییس دفتر طالبان در قطر در مورد روند صلح افغانستان دیدار و گفتگو کرد.

    طالبان با نشر اعلامیه‌ای گفته که دو طرف در این دیدار روی پیشرفت ها در روند صلح افغانستان گفتگو کردند.

    از سوی هم، حمدالله محب مشاور امنیت ملی حکومت افغانستان برای دیدار با مقام‌های ازبکستانی به تاشکند رفته است. گزارش هایی وجود دارد که قرار است، تاشکند در آینده نزدیک در مورد گفتگوهای صلح افغانستان میزبانی کند.

    شماری از اعضای مجلس نمایندگان بر این باورند که سفرهای مقام‌های منطقه ای به نشان می‌دهد که هیات های مذاکره کننده طالبان و امریکا به توافق نهایی نزدیک شده‌اند.

    استاد محمد اکبری، عضو مجلس نمایندگان، در گفتگو با «جمهور»  گفت احتمال دارد، نمایندگان امریکا و طالبان در قطر به توافق نهایی برسند اما آنچه برای کشورهای منطقه و همسایه افغانستان مهم پنداشته می‌شود، این است که آنها منافع‌شان را پس از صلح در افغانستان جست وجو می‌کنند.

    این عضو مجلس نمایندگان بیان داشت: «مسئله همسایه‌های افغانستان و منطقه این است که آنها ختم جنگ و برقراری صلح را به نفع خودشان می‌دانند ولی این را هم می‌خواهند که بعد از صلح از ناحیه افغانستان مشکلی نبینند. لذا تلاش دارند که پس از ختم جنگ، منافع شان را در سایه صلح جست وجو کنند.»

    اما این عضو مجلس نمایندگان معتقد است، هرگونه توافق میان نمایندگان امریکا و طالبان در قطر، بدون حضور دولت افغانستان بی‌نتیجه بوده و منجر به ختم جنگ نخواهد شد.

    آقای اکبری باورمند است که طرف اصلی در گفتگوهای صلح، دولت افغانستان و تحریک طالبان است. به گفته وی، طالبان هنوزهم می‌جنگند، به این منظور، لازم است تا دو طرف اصلی درگیرجنگ، پای میز مذاکره بنشینند.از سوی هم، امریکا در مسئله جنگ افغانستان دخیل است، زیرا نیروها و پایگاه‌های نظامی را در افغانستان دارند.

    استاد اکبری بیان داشت که ایالات متحده باید نقش میانجی را بازی کند تا شرایط گفتگوهای رو در رو را میان حکومت افغانستان و گروه طالبان فراهم سازد.

    در همین حال، داوود کلکانی عضو دیگر مجلس نمایندگان می‌گوید که نمایندگان امریکا و طالبان در حل مسایل افغانستان به توافق رسیده و در حال حاضر روی جزییات این توافقات بحث دارند اما سفر مقام‌های روسیه و ازبکستان به قطر، نشان می‌دهد که آنها به دنبال منافع‌شان در مسایل افغانستان هستند.

    او اظهار داشت: «به گفتگوهای صلح در قطر خوشبین هستم اما باید کمی تغییر بخورد. تغییری که مردم و حکومت افغانستان در این گفتگوها شریک ساخته شود. در غیر آن تاهنوز توافقاتی که صورت گرفته، توافقات یک جانبه است، مردم و حکومت افغانستان دخیل نیست.»

    این عضو مجلس نمایندگان خاطر نشان کرد که روسیه و ازبکستان در صدد حفظ منافع‌شان در افغانستان است و می‌خواهند که نفوذشان در چگونگی مسایل افغانستان باقی بماند که در این صورت نیاز است تا همگرایی منافع در میان کشورهای منطقه ای به وجود آید.

    او نسبت به تضاد منافع کشورها در مسایل افغانستان هشدار می‌دهد، هرگاه تضاد منافع به وجود آید، مذاکرات و چگونگی تامین صلح در افغانستان نتیجه مطلوب نخواهد داد.

    به تازگی، محمدبن عبدالرحمان آل ثانی وزیرخارجه قطر در خصوص گفتگوهای صلح میان امریکا و طالبان در دوحه، گفته که جنگ افغانستان تنها از طریق گفتگوهای صلح آمیز پایان خواهد یافت. او همچنان بیان کرده که دولت قطر با مقام‌های روسی گفتگو می‌کند، زیرا قطر با ایجاد کانال ویژه ارتباطی، از تمامی نیروهایی که خواهان برقراری صلح در افغانستان هستند، کار می‌نماید.

  • طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی رضایت نمی‌دهند

    طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی رضایت نمی‌دهند



    جناب قانونی، با سپاس از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید. با درنظرداشت مذکرات چند دوره‌یی نمایندگان امریکا با طالبان و نشست بین‌الافغانی در مسکو، فکر می‌کنید که این مذاکرات به نتیجه‌یی بیانجامد؟ 

    صلح یک نیاز جدی برای همۀ شهروندان می‌باشد. در مورد تأمین صلح اجماع ملی وجود دارد. اما حلقۀ مفقوده در بحث صلح، پنهان بودن محتوای مذاکرات است. اکنون جریان مذاکرات نه به دولت و نه هم به سیاسیون بیرون دولت روشن است. بازی مصالحه بین امریکا، طالبان، پاکستان و برخی کشورهای نزدیک به پاکستان جریان دارد. در این مذاکرات هم دولت و هم ملت افغانستان در حاشیه قرار گرفته‌اند. این نکته مایۀ نگرانی دولت و سیاسیون بیرون دولت است. ما همه خواستار روشن‌شدن حلقۀ مفقوده هستیم. نگرانی این است که ما در مسیر مصالحه به کجا حرکت می‌کنیم؟ آیا مصالحه به معنای پیوستن تحریک اسلامی طالبان به جمهوری اسلامی افغانستان است؟ یا برعکس تلاش بر این است که جمهوری اسلامی به امارت اسلامی بپیوندد؟ این دو مسأله سرنوشت آیندۀ مردم را مشخص می‌سازد. سرنوشت قانون اساسی، دست‌آوردهای هژده ساله، آینده ملت و حوزۀ بزرگ مقاومت که در برابر طالبان جنگیدند، تسلیحات و قطعات نظامی طالبان، داعش، القاعده و دیگر سازمان‌های تروریستی چه می‌شود؟ صلح در مقیاس داخلی با پیچیده‌گی‌های فراوانی همراه است. در عین حال، بدون اجماع منطقه‌ای رسیدن به صلح دشوار است. در لایۀ صلح اجماع بین‌المللی ضرورت است. در این روند هم ابهام وجود دارد، هم نگرانی مطرح است و هم ضرورت ارایۀ روشنی به مردم افغانستان جدی است.

    با تسریع مذاکرات صلح، بحث کنارگذاشتن انتخابات و روی کارآمدن حکومت انتقالی و موقت مطرح شده است. همکار شما آقای حنیف اتمر خواهان حکومت انتقالی است. عطا محمد نور و اسماعیل‌خان از سران جمعیت به دنبال حکومت موقت هستند. حامد کرزی هم متمایل به حکومت موقت است. با این حساب، فکر می‌کنید که انتخابات کنار گذاشته ‌شود و حکومت انتقالی روی صحنه می‌آید؟ 

    طالبان به کمتر از اعادۀ امارات اسلامی باورمند نیستند. با دولت فعلی از هیچ لحاظی حاضر به مذاکره نیستند. این بزرگترین مانع و گرهِ پروسه صلح است. علی‌رغم اختلافات، همواره گفته‌ایم که نهاد رسمی دولت است و بدون حضور دولت دست‌یابی به مصالحه ناممکن است. اما روش نادرست مذاکره کنندگان امریکا، به طالبان توقع کاذب بخشیده است. اکنون طالبان فکر می‌کنند که فاتح جنگ هستند و امریکا تحت هر شرایطی افغانستان را ترک می‌کند. از این لحاظ، طالبان آماده به تمکین نیستند. میکانیزم انتقالی خواست طالبان است. اما در نشست مسکو هیچ‌گونه صحبتی دربارۀ حکومت موقت صورت نگرفت. این موضوع به جلسات بعدی موکول شده است. 

    در مورد دیگر، پروسه انتخابات را نباید ساده گرفت. انتخابات حکم قانون اساسی است و ما باید با تمام آماده‌گی به طرف انتخابات حرکت کنیم. با درنظرداشت پیچیده‌گی‌های پروسه صلح، فکر نمی‌کنم که پیش از موعد انتخابات، ما به مصالحه دست پیدا کنیم که موجب لغو انتخابات شود. 

    با تشدید مذاکرات صلح نگرانی‌هایی دربارۀ انحلال ارتش و از دست‌رفتن دست‌آوردهای هژده سال به وجود آمده است. رییس‌جمهور غنی با اشاره به اظهارات طالبان، در برابر پروسه صلح امریکا و طالبان ایستاده است. به باور شما غنی اهرم‌های لازم را برای به چالش کشیدن این مذاکرات دارد؟ 

    شایعات انحلال اردو ناشی از مصاحبۀ عباس استانکزی بود. وقتی ما در تماس شدیم، آنها حرف خود را اصلاح کردند. ما در کنفرانس مسکو از دست‌آوردها به ویژه ارتش و قوای مسلح حمایت کردیم. بین اشخاص و نظام باید فرق قایل شد. نظام ملکیت مردم افغانستان است. نباید نظام از هم بپاشد و با مشکل مواجه شود. طالبان اظهارات‌شان را دربارۀ ارتش پس گرفتند که نمایانگر یک تغییر در موقف آنان می‌تواند باشد. زمینه‌ها و فرصت‌هایی وجود دارد. حکومت باید به جای برخورد کمپاینی و عقده‌مندانه، با تجدید نظر روی پالیسی‌ها و طرز دید و روش، از ظرفیت‌های بالقوه که در حکومت و بیرون وجود دارد، استفاده کند. مشکل حکومت این است که تنها به خود و تیم مربوط به خود می‌اندیشد. حکومت سیاسیونی را که نظام را خون بهای خودشان می‌دانند، با طالبان در یک صف تصور می‌کند. این بزرگترین اشتباه حکومت است. این درحالی است که سیاسیون بیشتر از سران حکومت وحدت ملی، نظام را از خود می‌دانند و برای آوردن نظام و صفحۀ هژده سال، قربانی‌هایی را متحمل شدند. فکر می‌کنم که حکومت در یک سردرگمی است و نمی‌تواند از ظرفیت‌های حوزۀ قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی استفاده کند. در عین این‌که نتوانست یک اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی را در حمایت از قانون اساسی و نظام به وجود آورد. 

    موانع عمده در برابر پروسه صلح چیست؟ 

    در گام نخست، عدم ارادۀ جدی تحرکت طالبان، بزرگترین مانع است. تحریک طالبان با یک ذهنیت کاذب در پی خارج‌شدن آخرین سرباز امریکا از افغانستان هستند تا از موضع قوی و فاتحانه وارد مذاکره با مردم افغانستان شوند. 

    از طرف دیگر، جانب حکومت هم یک راه کار بدیل که بتواند مشکل را حل کند، ارایه نکرده است. متأسفانه ما به یک بن بست رسیده‌ایم. پیشنهاد می‌کنیم که دولت و سران سیاسی باید هر چه زودتر باهم بنشینند و روی نقاط مشترک و ارایۀ یک استراتژی به توافق برسند و از موضع واحد در حمایت از قانون اساسی و جمهوری اسلامی، در برابر طالبان قرار گیرند. مهم‌تر از همه باید رییس‌جمهور روی پالیسی‌های چهارسالۀ خویش که منجر به بحران فعلی شد، تجدید نظر کند و خطر متوجه نظام و ملت افغانستان را متوجه شود. اگر به پالیسی‌های گذشته تکیه کنند و هم با سیاسیون درگیر شوند، هم با ملت درگیر شوند و هم با تحریک طالبان و هم با دنیا، بعید است که مشکل مهار شود. 

    شما در نشست مسکو حضور داشتید. قرار است در نشست‌های آینده در دوحه و تاشکند هم شرکت کنید. این نشست‌ها در راستای تغییر ذهنیت طالبان موثر است؟ آیا شما تغییری را در دیدگاه و رفتار طالبان دیده‌اید؟ 

    کوشش می‌کنم که جنبه‌های مثبت را انعکاس بدهم. امیدوارم تغییرات بنیادی و استراتژیک در دیدگاه طالبان ایجاد شود. تاهنوز شاهد دو نوع برخورد بوده‌ایم: برخوردهای شخصی، خیلی امیدبخش و صمیمانه بود. اما هنوزهم شاهد تغییر استراتژیک در دیدگاه طالبان در مسایل استراتژیک نیستیم. طالب‌ها همچنان بر امارت تأکید دارند. به روش‌های گذشته تأکید دارند. بنابراین، با احتیاط باید برخورد کنیم. تلاش کنیم که در دیدگاه‌ها تغییر ایجاد شود. چون تاریخ و زمان تغییر کرده است. ما دیگر در سال‌های دهۀ 90 نیستیم. یک نسلی به وجود آمده است. یک ملتی شکل گرفته است. بازگشت حاکمیت (طالبانی) و افکار و روش‌های آنان ناممکن است. امیدواریم از طریق گفت‌وگو که یگانه راه برای تغییر ذهنیت‌ها است، مبنای تصمیم‌گیری ما در آینده نه اشخاص، نه پست، نه موقعیت، نه جریان‌های سیاسی که مردم مظلوم افغانستان باشند. 

    آیا حکومت در نشست سیاسیون و طالبان در دوحه و تاشکند شرکت می‌کند؟ 

    نشست‌هایی بین سیاسیون و ریاست جمهوری وجود دارد تا بتوانیم در آینده یک هیأت واحد را از جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه داشته باشیم. نشست دوحه قرار است به تاریخ 25 مارچ برگزار شود. امیدواریم این بار سیاسیون داخل و بیرون حکومت با دید واحد و زیر چتر نظام جمهوریت و قانون اساسی و مشترکات بیشتر از گذشته، وارد گفت‌وگو با طالبان شوند. 

    اعتراضاتی دربارۀ شروع کمپاین‌های پیش از وقت و عزل و نصب‌های انتخاباتی به میان آمده است. موضع تیم شما در این زمینه چیست؟ 

    این کار نقض صریح قانون و پامال‌کردن تمام موازین اخلاقی و سیاسی در افغانستان است. نه تنها تیم صلح و اعتدال، بلکه شورای تشریک مساعی کاندیدان این نوع حرکت‌ها را محکوم کرده‌اند و مصمم به قدم‌های بعدی هستند. عزل و نصب سیاسی و سلیقوی است. کمپاین‌ها سلیقوی است و تطمیع و تهدید سلیقوی به نفع تیم بر سر اقتدار جریان دارد. دیروز شاهد بودیم که در ولایت کاپیسا، کمپاین انتخاباتی به نفع به اصطلاح تیم دولت‌ساز آغاز شده است. این کجا به قانون اساسی و قانون انتخابات وفق دارد. این اقدامات قابل تحمل نیست. 

    به تازه‌گی اعضای رهبری کمیسیون‌ها برکنار شدند و چهره‌های تازه گزینش شدند. از گزینش چهره‌های تازه رضایت دارید؟ 

    تعدیل قانون انتخابات و این‌که کاندیدان انتخابات در گزینش اعضای کمیسیون شریک ساخته شدند، یک انکشاف مثبت است. شیوۀ رأی دهی هم معقول بود و همه خود را در آن شریک می‌دانند. شخصیت‌های خوب و محترمی آمده‌اند. تا این نقطه خوب پیش آمده است. آنچه مایۀ نگرانی است، بحث تطمیع، تهدید و مداخلۀ حکومت است. امیدواریم مسوولان حکومتی از مداخله خودداری کنند و بگذارند که کمیسیون استقلالیت خود را به دست آورد. 

    با درنظرداشت تغییرات گسترده در سطوح رهبری نهادهای دولتی، فکر می‌کنید که از حکومت وحدت ملی و توافق نامۀ سیاسی کابل چیزی باقی مانده باشد؟ 

    از حکومت وحدت ملی، فقط آرایش و دیکوریشن باقی مانده است. دو تیم بر اساس یک موافقت‌نامه دولت را شکل دادند؛ اما حالا یک تیم همه چیز را در اختیار گرفته است. تیم دومی کاملاً به حاشیه و انزوا کشانیده شده است. نه در تصمیم‌گیری‌ها حضور دارند و نه در تطبیق تصامیم. این وضعیت از عوامل اصلی بحران فعلی است. باید برای جلوگیری از این نوع انحصار تدابیر عاقلانه گرفته می‌شد و تیم دوم حضور خود را در نظام عینیت می‌بخشید و جلو یک سلسله خودسری‌‌ها را می‌گرفت. یک تیم با حالت هجومی و تیم دیگر با موضع انفعالی و واکنشی، نتیجه را به جایی کشاند که دیگر حکومت وحدت ملی و حاکمیت قانون به معنای کلمه وجود ندارد. 

    در سال‌های پسین یک نوع تغییر در مواضع و استراتژی کشورهای منطقه در قبال افغانستان به میان آمده است. برخی کشورها غیر مستقیم از طالبان پشتیبانی می‌کنند. درحالی‌که در گذشته از موضع حکومت افغانستان در مبارزه با تروریسم حمایت می‌کردند. چه چیزی موجب تغییر دیدگاه کشورهای منطقه در قضایای افغانستان گردیده است؟ 

    این یک واقعیت تلخ است. برخی کشورهای منطقه نسبت به پالیسی‌های خارجی و نظام نارضایتی دارند. این کشورها بر اساس منافع و پالیسی‌های شان، بخش‌ها و یا فراکسیون‌هایی از طالبان را در اختیار خود گرفته‌اند. آنها منافع خود را از طریق به صحنه آوردن طالبان جستجو می‌کنند. متأسفانه حکومت افغانستان قادر به اجماع در سطح منطقه دربارۀ منافع مشترک و مشروع افغانستان و منطقه نشد. طالبان در گذشته یکی از کشورهای همسایه را با خود داشتند. اما حالا حداقل سه کشور همسایه در کنار طالبان قرار دارند. این مساله ضعف سیاست خارجی کشور دربارۀ اقناع کشورهای منطقه و کسب حمایت جامعه بین‌المللی بر اطراف منافع مشترک را نشان می‌دهد. 

    برخی کشورهای منطقه از تیم صلح و اعتدال حمایت کردند. جایگاه تیم شما در سطح بین‌المللی چگونه است؟ فکر می‌کنید در انتخابات پیش رو بتوانید غنی را از ارگ بیرون کنید؟ 

    خوشبختانه به دلیل جمع شدن یک مجموع بزرگ از شخصیت‌های مطرح و تأثیرگذار، تیم توانسته خود را در محاسبات بین‌المللی تثبیت کند. اکثریت کشورها – نه تنها یکی – دو کشور از اتحادیه اروپا تا کشورهای دور- به این باور هستند که تیم بدیل تیم صلح و اعتدال است. هم به دلیل حضور شخصیت‌ها، هم به دلیل برنامه‌ها و هم به خاطر استقبال گرم مردم افغانستان و هم به دلیل تنوع سیاسی، قومی و مذهبی، تیم ما پیشتاز است و می‌تواند از مجرای قانون اساسی و انتخابات شفاف تغییری را به وجود آورد. 

    آقای قانونی، شما از اعضای ارشد جمعیت اسلامی هستید. چهره‌های شاخص جمعیت در انتخابات ریاست‌جمهوری به تیم‌های مختلف انتخاباتی پیوسته‌اند. این مساله نوعی سردرگمی و ابهام را در حوزۀ جمعیت و جبهۀ مقاومت سابق به وجود آورده است. فکر می‌کنید که اعضای جمعیت بتوانند باردیگر جمع شوند؟ 

    یونس قانونی در بخش پایانی مصاحبه خود با «افغانستان‌رو» می‌گوید انتخابات یک بحث موقت است. با فرارسیدن انتخابات، ریزش هایی به وجود آمده است. اما به زودی مهار و مدیریت شده است. در انتخابات اول، دوم و سوم، وضعیت به مراتب متفاوت‌تر از امروز بود. با وجود رنجش‌های اندک، خوشبختانه در کلیت حوزۀ مقاومت مشکل جدی را نمی‌بینم. خصوصاً در بحث مصالحه، همه نگرانی‌ها و تهدیدات را درک می‌کنند. ما امیدواریم در آینده شاهد یک سلسله انکشافات مثبت باشیم. بحث‌های انتخاباتی یک امر طبیعی است و خیلی مهم و جدی نیست. امیدواریم پس از انتخابات شکست و ریخت‌ها دوباره مدیریت شود. 



  • آیا جلو دخالت‌های داخلی و خارجی در انتخابات گرفته می‌شود؟

    آیا جلو دخالت‌های داخلی و خارجی در انتخابات گرفته می‌شود؟

    مراسم تحلیف اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی روز دوشنبه در ارگ برگزار شد.

    اشرف غنی در این مراسم گفت مشکلاتی که در انتخابات پارلمانی به خصوص در بخش اعلام نتایج آن به میان آمد، لزوم تغییر در ترکیب کمیسیون‌ها و تعدیل قانون انتخاباتی را به میان آورد.

    او تاکید کرد که اعضای جدید کمیسیون‌ها براساس قانون جدید، از میان فهرست احزاب سیاسی و نهادهای مدنی و از طریق رای گیری از سوی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شدند و «حالا این اتهامات از بین رفت که گفته می‌شد کمیسیون‌های انتخاباتی مربوط به این و یا آن جناح است.»

    او ضمن اشاره به اشتباهات و تخطی‌ها در دوره‌های قبلی انتخابات به اعضای جدید کمیسیون‌ها گفت: «به اساس قانون جدید انتخابات، وضاحت کامل باشد که قانون جزای افغانستان سر تمام اعضای کمیسیون‌ها و تمام کارمندان دو کمیسیون تطبیق می‌شود و برای اینکه از فساد و سوء استفاده از وظیفه جلوگیری شود، هر دو کمیسیون برای قرنطین کمیشنران مکانیزمی را ترتیب دهند… باید مکانیزمی برای حساب دهی و شفافیت کامل شما برای ملت به میان آید.»

    با این حال، هنوزهم چالش های قدیمی به جا مانده از چندین دوره انتخابات آکنده از تزویر و تقلب و دستبرد و دخالت، فراراه کار کمیشنران جدید، مانع و مزاحمت ایجاد می کند و به تردیدها نسبت به شفافیت و سلامت انتخابات سرنوشت ساز آینده دامن می زند.

    اینکه رییس جمهوری از عزم دولت برای عدم دخالت در انتخابات خبر می دهد و همزمان، ممانعت از دخالت های دیگران در این روند را نیز مسؤولیت خود می داند، یک نکته امیدبخش است؛ اما این به تنهایی کافی نیست؛ زیرا فرایندهای انتخاباتی پیشین به ویژه دو انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی اخیر نشان داد که انگیزه دخالت در انتخابات بسیار بالاست و این انگیزه ابعاد وسیع داخلی و خارجی دارد. در داخل کشور، بزرگترین تهدید در برابر سلامت و شفافیت انتخابات، خود حکومت است. در روندهای پیشین انتخاباتی یا رییس جمهور خود رأسا در انتخابات حضور داشته و یا همانند اتفاقی که در پایان دوران کار کرزی رخ داد، از یک نامزد مشخص حمایت کرده است؛ کاری که کرزی برای اشرف غنی کرد. بنابراین، قدرت همیشه تهدیدی برای دموکراسی و مردم سالاری بوده و خطر دخالت در انتخابات از سوی حاکمیت، جدی تر از دیگر خطرها بوده است. از این منظر، تنها تهدیدها، هشدارها و انذارهای رییس جمهوری به کمیشنران جدید درباره رعایت امانت داری، بی طرفی و مسؤولیت شناسی قانونی، کافی نیست؛ بلکه همزمان باید سازوکارهای قدرتمند نظارتی ایجاد شود تا طی آن، از عالی ترین مرجع سیاسی و اجرایی تا یک مأمور دون پایه دولتی، خود را در قبال قانون پاسخگو بداند و به ابهام ها و اتهام ها در خصوص دخالت و دستبرد در انتخابات، جواب بدهد.

    یکی دیگر از ابعاد دخالت در انتخابات، بعد خارجی آن است. قدرت های خارجی همواره از طریق سفارتخانه ها و فرستادگان دیپلماتیک خود، سلامت انتخابات را تهدید کرده اند. در دوره های پیشین انتخابات ریاست جمهوری، افزون بر ادعاها و اتهام های مستندی که در زمینه دخالت دست های داخلی در دستبرد به آرای مردم، مطرح شد، یکی دیگر از طرف های دخیل در آن رویدادها سفارتخانه ها و مراجع سیاسی خارجی بود. این مهم به خصوص درباره انتخابات ریاست جمهوری، به دلیل اهمیت و حساسیت حیاتی و تعیین کننده آن، بسیار حادتر و جدی تر است.

    بنابراین، مسؤولیت های خطیر و سنگینی در برابر کمیشنران تازه و نیز حکومت قرار دارد. متأسفانه در سال های گذشته به دلیل آنکه همواره رؤسای جمهوری با حمایت سفارتخانه ها و قدرت های خارجی، به قدرت رسیده اند، هیچ تدبیر و تمهیدی برای پیشگیری از دخالت دست های خارجی در انتخابات، سنجیده نشده است. به نظر می رسد در انتخابات پیش رو نیز این بعد از خطرات موجود فراراه سلامت و شفافیت، آگاهانه مغفول مانده است.

    اخیرا اشرف غنی در یک موضع گیری شگفت انگیز تأکید کرد که روسیه، پاکستان و ایران، حق ندارند رییس جمهوری آینده افغانستان را انتخاب کنند. یکی از ناظران، در واکنش به این موضع رییس جمهوری، به شوخی گفت که با این موضع گیری، حداقل سه کشور از حق تعیین رییس جمهور آینده، منع شدند و این امید به وجود آمد که کشورهای دیگر هم به مرور، به این لیست اضافه شوند!

    واقعیت این است که رییس جمهور تنها در برابر کشورهایی خط و نشان کشید که از قضا با آنها میانه سیاسی مناسب و مساعدی ندارد؛ اما آگاهانه کشورهای دیگر از جمله امریکا و قدرت های غربی و رژيم های عربی را از قلم انداخت، شاید به این امید که در آینده بتواند بار دیگر از حمایت های قاطع آنها برای پیروزی در انتخابات، بهره مند شود.

  • به طالبان اعتماد کامل نداریم/تمام نظامیان خود را از افغانستان خارج نمی‌کنیم

    به طالبان اعتماد کامل نداریم/تمام نظامیان خود را از افغانستان خارج نمی‌کنیم

     

    همزمان با تشدید مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان، جان بولتن مشاور امنیت ملی امریکا گفته: «نمی‌شود به طالبان اعتماد کرد، مقام‌های امنیت ملی امریکا در گفتگوهای جاری با طالبان بر این نقطه پافشاری دارند تا بخش از نیروهای نظامی برای پیشبرد مبارزه برضد هراس افگنی در افغانستان و اطمینان از این که افغانستان دوباره به لانه‌های امن هراس‌افگنان مبدل نشود، نگهداشته شود.»

    آقای بولتون به شبکه تلویزیونی سی ان ان امریکا که موضوع مبارزه با هراس‌افگنی ازمسایل خیلی مهم برای امریکا است و کاخ سفید با چشمان بسته به طالبان اعتماد نمی‌کند و این گروه در پی منافع خود است.

    این در حالی است که که زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا از نزدیک به یک هفته به این طرف با نمایندگان طالبان روی صلح افغانستان، گفتگو می‌کند و گفته شده که در این مذاکرات دو طرف به پیشرفت‌های نیز دست افته اند.

    هرچند تا هنوز جزئیاتی از این نشست منتشر نشده، اما گفته می شود که دوطرف به توافقات در مورد صلح افغانستان نزدیک شده اند.

    طالبان مسلح گفته اند که در این دور از نشست قطر، دو طرف پیرامون دو موضوع (دلایل تخنیکی خروج نیروهای امریکایی و دوم روی موضوع این که از خاک افغانستان بر علیه کشورهای دیگر تهدیدی ایجاد نگردد)، مذاکره می‌کنند.

    اما؛ طرف امریکا گفته که آغاز مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان و برقراری آتش بس نیز آجندای نشست قطر اند.

    طالبان در این نشست، تاکید دارند که امریکا تقسیم اوقات خروج خود را از افغانستان اعلام کنند و در مقابل این گروه آماده است تعهد دهد که از خاک افغانستان برعلیه امریکا استفاده نشود.

    با این وجود، آقای خلیلزاد نیز بدون ارائه جزئیات گفته که در این نشست به پیشرفت‌های خوبی دست یافته است.

    گفتنی است که مذاکرات قطر به تاریخ 26 فبروری در دوحه آغاز شد و پس از توقف دو روز تا هنوز ادامه دارد.