دسته: برگزیده ها

  • احمد مسعود با رئیس شرکت نظامی «بلک واتر» در تاجیکستان ملاقات کرده بود

    احمد مسعود با رئیس شرکت نظامی «بلک واتر» در تاجیکستان ملاقات کرده بود

    روزنامه انگلیسی تهران تایمز در گزارشی آورده است که یک منبع آگاه به این روزنامه گفته است که احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی با «اریک پرینس» بنیانگذار و رئیس شرکت امنیتی «بلک واتر» در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان دیدار کرده بود.

    کارشناسان معتقدند که یکی از اصلی ترین عوامل شکست جبهه مقاومت ملی در ولایت پنجشیر اعتماد احمد مسعود به شرکت امنیتی بلک واتر بوده که ظاهرا هنگام جنگ پشت او را خالی کرده است.  

    لازم به ذکر است که شرکت بلک واتر یک شرکت نظامی خصوصی امریکایی است که در سال 1997 توسط «اریک پرینس» بنیانگذاری شد و در زمینه ارائه سرویس های امنیتی و لوجیستکی و سربازان نظامی خصوصی در سراسر جهان فعالیت دارد.

    این شرکت در حال حاضر بودجه فدرال دارد و مستقیما به سازمان سیا پاسخگو است.

    شرکت بلک واتر یکی از شرکت های بدنام فعال در این زمینه است که تاکنون اتهام های زیادی به شمول زیر پاگذاشتن مقررات دولتی کشورهایی که در آن حضور داشته، حفظ و نگهداری از اسلحه و مهمات در مکان های غیر ایمن، استفاده از سلاح های تایید نا شده، نگهداری نامطلوب از وسایط نظامی، تبعیض و بدرفتاری با کارکنان محلی و برخی گزارشات فسادهای اخلاقی علیه آن به ثبت رسیده است.

    مشهورترین بدنامی این شرکت کشتار 14 غیرنظامی عراقی در «میدان النسور» کشور عراق است.

    پس از سقوط دولت پیشین، احمد مسعود جبهه ای را تحت نام جبهه مقاومت ملی در ولایت پنجشیر تشکیل داد و به مقابله علیه طالبان برخاست.

    اما پس از چندی، طالبان که سراسر افغانستان را در اختیار داشتند، موفق به تصرف بخش عمده ای از ولایت پنجشیر شدند؛ در حال حاضر از مکان بود و باش احمد مسعود و امرالله صالح به عنوان سران جبهه مقاومت ملی گزارش موثقی در دست نیست.

  • کمک های جامعه جهانی به دست نیازمندان واقعی نمی رسد

    کمک های جامعه جهانی به دست نیازمندان واقعی نمی رسد

    شماری از شهروندان در نقاط مختلف کشور در گفتگو با خبرگزاری رها و یا ارسال پیام های متفاوت مدعی هستند که طالبان هنگام توزیع کمک های بشردوستانه جامعه جهانی ملاحظات سلیقه ای دارند و براساس جهت گیری، لسان و یا قومیت این کمک ها را توزیع می کنند.

    یکی از مسئولین یک نهاد اجتماعی سیاسی در افغانستان به نام «روند بیداری» به خبرگزاری رها گفت که براساس مشاهدات و دریافت گزارش های متفاوت این نهاد از 20 ولایت متوجه شده اند که اکثر کمک های جامعه جهانی به دست نیازمندان واقعی نمی رسد.

    منبع علاوه می کند که براساس مشاهدات میدانی در 20 ولایت کشور دریافته اند که این کمک ها یا به نیازمندان واقعی نمی رسد؛ و یا اگر می رسند، طالبان ملاحظات سلیقه ای هنگام توزیع این کمک ها دارد.

    این منبع به نقل از صحبت های یک شهروند که صدای او را در اختیار خبرگزاری رها نیز قرار داده، می گوید که طالبان هنگام توزیع کمک ها به قومیت، به زبان و یا حتی به این که در گذشته از طرفداران طالبان بوده یا خیر، توجه می کنند.  

    شمار زیادی از شهروندان دیگر نیز با تماس و ارسال پیام به خبرگزاری رها مشاهدات مشابهی دارند و می گویند که کمک ها به نیازمندان واقعی نمی رسد و اکثر این کمک ها به طرفداران طالبان توزیع می گردد.

    بسیاری از این شهروندان تقاضا کرده اند که از این پس این کمک ها در حضور رسانه های مستقل و یا حتی الامکان با حضور نماینده های با صلاحیت کشورهای کمک کننده به شمول چین، ایران، پاکستان و اتحادیه اروپا صورت بگیرد.

    لازم به ذکر است که پس از روی کار آمدن دوباره طالبان و مسدودسازی دارایی های بانک مرکزی افغانستان توسط امریکا به دنبال سقوط دولت پیشین، و همچنین خروج سرمایه گذاران و تجار از کشور، افغانستان هم اکنون با بحران اقتصادی-انسانی فجیعی روبرو است.

    از این رو، کشورهای زیادی اعلام کرده اند که بدون درنظرداشت وضعیت مشروعیت سیاسی طالبان، به مردم افغانستان کمک صورت بگیرد.

  • استاد سیاف این روزها چه می کند؟ آیا خداوند دعاهای او را در فیسبوک نمی بیند؟

    استاد سیاف این روزها چه می کند؟ آیا خداوند دعاهای او را در فیسبوک نمی بیند؟

    استاد عبدالرب رسول سیاف از رهبران مطرح جهادی افغانستان علیه تهاجم شوروی و دارای پشتیبان مردمی گسترده ای در کشور بود یا است.

    بر علاوه آن، مهارت استاد سیاف در علوم دینی اسلامی بر همگان آشکار است و بر هیچ کس پوشیده نیست که او استاد قهاری در زمینه علوم دینی می باشد؛ در واقع لقب «استاد» نیز به همین منظور به او اطلاق می گردد.

    البته ناگفته هم نماند که در افغانستان رسم بر این است که به ناخوداگاه رهبران جهادی را چه با سواد و چه کم سواد «استاد» می نامند؛ اما شاید تنها کسی که واقعا لیاقت داشتن صفت استادی را در پیشوند نام خود داشته باشد، استاد عبدالرب رسول سیاف است؛ البته تاکید می گردد که فقط به واسطه مهارت ایشان در علوم دینی.

    وی زمانی شدیدترین مواضع را علیه طالبان می گرفت و از منظر دین حملات طالبان را محکوم و حرام اعلام می کرد.

    او حتی چندی پیش هم و به دنبال حملات مرگبار گروه داعش بر مساجد شیعیان در قندهار و قندوز با کنایه به طالبان گفته بود که «آیا هنوز کمپ های انتحاری تان فعال است؟ این حملات چه از سوی داعش باشد و چه از سوی طالبان، من همواره آنها را براساس شریعت، قرآن و احادیث پیامبر اسلام محکوم کرده و می کنم.»

    از آنسو، داکتر محمد نعیم سخنگوی طالبان در دوحه قطر زمانی و پیش از سقوط دولت پیشین در مصاحبه ای گفته بود که براساس فتوای 1500 عالم دین حملات خود را علیه مواضع دولت پیشین انجام می دهند و به دنبال سرنگونی آن هستند.

    حال این سوال در ذهن ها مطرح می گردد که علم استاد سیاف بر علم تمامی این 1500 عالم دینی که طالبان از آن سخن می گفتند و براساس فتوای آنها حملات شان را انجام می دادند، برتری می کند و یا این که طالبان دروغ می گفتند و هیچ عالم دینی در کار نبوده که فتوایی در این خصوص صادر کرده باشد؛ و یا این که ….

    بهتر است جور دیگری به مسئله نگاه کنیم تا هم سوال و هم پاسخ مان را دریابیم؛

    همانطور که گفته شد استاد سیاف شدیدترین مواضع را علیه طالبان داشت. اما تابستان سال گذشته رئیس لویه جرگه مشورتی صلح شد تا در مورد آزادی 400 زندانی به اصطلاح خطرناک طالبان تصمیم گیری صورت بگیرد.

    اشرف غنی براساس پیمان صلح امریکا با طالبان 4600 زندانی طالبان را آزاد کرده بود و مدعی شده بود که براساس قانون اساسی و قانون جزا اختیار آزادی 400 تن دیگر از این زندانیان را که به اصطلاح خطرناک می نامیدند، ندارد.

    امریکا بدون حضور افغانستان با طالبان در دوحه توافق کرده بود که 5 هزار زندانی طالبان از زندان های افغانستان آزاد گردد.

    لویه جرگه مشورتی صلح برای آزادی این 400 زندانی با اشتراک 3200 نفر برگزار شد و با ریاست استاد سیاف تصمیم بر آزادی این زندانیان گرفته شد.

    حال، ساده لوحانه است که اگر باور کنیم تصامیم مهم کشوری در لویه جرگه مردمی گرفته میشد و لازم الاجرا می گردید، و باز هم ساده لوحانه تر از موضوع قبلی است که اگر باور کنیم تصمیم آزادی 400 زندانی خطرناک طالبان در لویه جرگه توسط 3200 اشتراک کننده به ریاست استاد سیاف گرفته شد.

    تصمیم آزادی زندانیان از قبل در جای دیگری گرفته شده بود، و فقط لوی جرگه مشورتی صلح برگزار شد تا مثلا افکار عمومی کمی تلطیف گردد؛ اما تصمیم دادن ریاست این لوی جرگه مشورتی صلح به استاد سیاف واقعا تصمیم زیرکانه ای بود.

    اینکه تصمیم دادن ریاست به استاد سیاف توسط چه کسانی گرفته شد مهم نیست، مهم این است که تصمیم هوشیارانه ای بود؛ اما مهم تر از این موضوع، «قبول ریاست» بود که استاد سیاف می توانست قبول نکند.

    چه عاملی سبب شد که استاد سیاف ریاست این لویه جرگه مشورتی صلح «تشریفاتی» را قبول کند تا به آزادی 400 زندانی خطرناک طالبان رای مثبت بدهد را تنها خود استاد به عنوان یک عالم دین می داند.

    اما هر آنچه عامل آن تصمیم به قبول ریاست بوده، از آن پس افغانستان روزگار خوش خود را حداقل تا به امروز فراموش کرده و روز به روز وضعیت مردم با وجود دعاهای پیوسته استاد سیاف بدتر و بدتر می گردد.

    استاد این روزها هر چه بیشتر دعا می کند، مردم بیشتر و بیشتر در فقر و تنگا فرو می روند؛ شاید استاد نباید در فیسبوک دعا کند، یا نباید در کل دعا کند، و یا شاید به عنوان رهبر باید کار دیگری بکند.  

    ظاهرا خداوند بزرگ (نعوذ بالله) در فیسبوک فالوور استاد سیاف نیست و دعاهای او را که برای خیر مردم می کند، نمی بیند.

    مرتضی صمیمی

  • رسانه ایرانی: طالبان کلاه گشادی بر سر تطهیرکنندگان خود در ایران گذاشت

    رسانه ایرانی: طالبان کلاه گشادی بر سر تطهیرکنندگان خود در ایران گذاشت

    روزنامه جمهوری اسلامی از رسانه های معروف در ایران طی مطلبی با عنوان «کلاه گشاد طالبان بر سر تطهیرکنندگان» نوشت شیرمحمدعباس استانکزی، از عناصر برجسته گروه طالبان، یک روز بعد از آنکه از اهمیت آمریکا گفت و خواستار سرعت بخشیده شدن به عنایت واشنگتن در حق حکومت خودساخته طالبان در افغانستان گردید، به معاونت وزیر خارجه منصوب شد.

    استانکزی را باید به خاطر صداقتش تحسین کرد، زیرا برخلاف سایر سران «گروه تروریستی طالبان» که شعارهای ضدآمریکایی می‌دهند و چهره واقعی خود را پنهان می‌کنند، بدون پرده‌ پوشی گفت: «طالبان بدون آمریکایی‌‌ها نمی‌تواند کاری انجام بدهد و تمام مسائل داخلی و خارجی آمریکا به مشروعیت دادن توسط آمریکا ربط دارد».

    وی حالا به عنوان معاون وزیر خارجه می‌گوید: «اگر آمریکا امروز سفارتش را در کابل بازگشائی کند، نیم‌ساعت بعد همه کشورهای اروپائی اینجا می‌آیند. ما، در این زمینه تلاش می‌کنیم و چون من عضو هیأت مذاکره‌کننده با آمریکائی‌‌ها بوده‌ام، از روی اخلاق و رفتارشان مطمئن هستم که انشاء‌الله به‌زودی برمی‌گردند».

    ۳۹۶ صفحه محرمانه از توافق‌نامه ۴۰۰ صفحه‌ای طالبان با آمریکا که در دوحه قطر امضا شد به استانکزی اجازه نمی‌دهد روشن‌تر از این درباره تبانی این گروه با آمریکا برای خروج نظامیان آمریکا از افغانستان و ادامه اشغال این کشور توسط طالبان به صورت نیابتی سخن بگوید. با اینحال، او این صداقت را از خود نشان داده که از حسن نیت آمریکا بگوید و اینکه به محض صدور مجوز آمریکا برای به رسمیت شناختن حکومت کودتائی طالبان، تمام کشورهای اروپائی به کابل برخواهند گشت.

    به نوشته این روزنامه ایرانی، معنای سخن استانکزی اینست که برای فریب دادن افکار عمومی و جا انداختن این دروغ که آمریکا از افغانستان فرار کرده و طالبان در مبارزه با آمریکای اشغالگر پیروز شده، چند ماهی زمان لازم بود و حالا در حال نزدیک شدن به زمانی هستیم که برای پایان دادن به بازی فریب مناسب است. نقش عادی‌سازی موضوع برعهده همین آقای شیرمحمدعباس استانکزی گذاشته شده، کسی که خود یکی از اعضاء اصلی هیأت مذاکره‌کننده با آمریکا در دوحه و از امضاکنندگان توافق‌نامه ۴۰۰ صفحه‌ای بوده است.

    ۳۹۶ صفحه محرمانه توافق‌نامه ۴۰۰ صفحه‌ای آمریکا با طالبان، حاوی وظایفی است که دولت آمریکا برعهده حکومت خودساخته و کودتائی این گروه قرار داده است. خودداری از هرگونه مزاحمت علیه منافع آمریکا در افغانستان، باز گذاشتن دست شرکت‌های آمریکائی برای بهره‌برداری از منابع زیرزمینی و منحصر به فردی که در افغانستان وجود دارند و همکاری برای اجرای اهداف و طرح‌های آمریکا در منطقه از محورهای مهم بخش محرمانه توافق ۴۰۰ صفحه‌ای دوحه می‌باشند. همانطور که در ۴ ماه گذشته مشاهده شد، حکومت خودساخته طالبان کمترین تعرضی نسبت به منافع آمریکا در افغانستان نداشته و این واقعیت را به اثبات رسانده که شعارهای بی‌رمق ضدآمریکائی این گروه نیز کاملاً مصلحتی و طبق توافق قبلی بوده است. ملامحمدحسن آخند، نخست‌وزیر طالبان هم که در سخنرانی هفته گذشته خود به آمریکا چک سفیدامضا داد.

    نکته بسیار مهم در این میان اینست که عده‌ای از سیاسیون منطقه و حتی سران بعضی کشورها فریب شعارهای دروغین و مصلحتی گروه طالبان را خوردند و بدون آنکه به واقعیت‌های پشت پرده توافق ۴۰۰ صفحه‌ای این گروه با آمریکا فکر کنند، سخن از شکست آمریکا در افغانستان گفتند و درصدد تطهیر طالبان برآمدند! سران گروه طالبان در همان زمان که با آمریکائی‌‌ها توافق محرمانه امضا می‌کردند، به سران کشورهای منطقه ازجمله جمهوری اسلامی ایران وعده می‌دادند که ما یک حکومت ضدآمریکائی در افغانستان تشکیل خواهیم داد! متأسفانه سران این کشورها نیز این وعده‌های دروغین را باور کردند و حالا که با عملکرد ۴ماهه طالبان و سخنان اخیر شیرمحمدعباس استانکزی معلوم شده کلاه گشادی بر سرشان رفته، نمی‌دانند چگونه خود را از تله طالبان نجات دهند. تجاوز طالبان به پاسگاه‌های مرزی ایران در چهارشنبه گذشته، یکی از نشانه‌های بارز عدم صداقت طالبان است. سؤال مهم‌ اکنون اینست که آیا کشورهای منطقه هم همانطور که استانکزی گفته به دنبال آمریکا، درصدد به رسمیت شناختن طالبان برخواهند آمد یا پیروی از آمریکا را یک ننگ خواهند دانست؟

  • فراغت 450 جنگجوی طالب ازقول اردوی المنصوری

    فراغت 450 جنگجوی طالب ازقول اردوی المنصوری

    وزارت دفاع طالبان با نشر خبرنامه‌ی می گوید که 450 تن از نیروهای تازه نفس امارت اسلامی از قول اردوی «المنصوری» پس از فراگیری تعلیمات نظامی فارغ گردیده اند.

    در خبرنامه وزارت دفاع ملی آمده است که این نیروها پس فراگیری تعلیمات نظامی امروز چهار شنبه(10 قوس) از قول اردوی المنصوری فارغ شده اند.

    قاری فصیح الدین فطرت، لوی درستیز قوای مسلح طالبان که در مراسم فراغت ۴۵۰ تن از نیروهای تازه نفس امارت اسلامی در قول اردوی «المنصوری» در پکتیا اشتراک کرده بود گفت:”با گذشت هر روز بر صف های منظم و آموزش دیده نظامی نیروهای شجاع امارت اسلامی افزوده می شود که بیان گر تعهد محکم ما بر ایجاد و رهبریت یک اردوی قدرتمند و مستقل در کشور می باشد”.

    گفته می شود که نیروهای امارت اسلامی از مرکز قول اردوی «المنصوری»، لوای اول، لوای دوم سرحدی، و لوای چهارم فارغ شده اند.

    گفته می شود که در بین نیروهای فارغ شده کماندویان نیز شامل است.

  • تک تیر انداز ماهر طالبان بحیث شهردار میمنه تعین شد

    تک تیر انداز ماهر طالبان بحیث شهردار میمنه تعین شد

    امارت اسلامی طالبان، تک تیر انداز ماهر این گروه را بحیث شهردار میمنه مرکز ولایت فاریاب معرفی کرده است.

    ملا محمد حسن آخوند، رئیس الوزرای امارت اسلامی طالبان طی فرمان تازه‌ی محیب الله موفق، یکی از تک تیر اندازان این گروه را بحیث شهردار جدید شهر میمینه مرکز ولایت فاریاب تعین کرده است.

    آقای موفق روز دوشنبه( 8 قوس) توسط عبدالولی اتقانی، معاون مقام ولایت فاریاب معرفی و به کارش آغاز کرد.

    قابل یاد آوری است که محیب الله موفق در زمان جنگ طالبان با نیروهای امنیتی دولت پیشین افغانستان به تک‌تیراندازی شهرت داشت.

  • روایتی تلخ از سقوط فراه از زبان فرمانده ارتش؛ همگی در خیانت دست داشتند

    روایتی تلخ از سقوط فراه از زبان فرمانده ارتش؛ همگی در خیانت دست داشتند

    دگرمن محمد تقی ذوالفقار فرمانده کندک اول لوای دوم ارتش در ولایت فراه در صحبت با خبرگزاری رها از آخرین روزهای سقوط ولایت فراه سخن می گوید.

    او از اتفاقاتی که بر وی و هم قطاران او گذشته پرده بر می دارد و می گوید که چطور مقام های ارشد وقت در سقوط ولایت دست داشتند.

    وی در متنی که به خبرگزاری رها ارسال کرده چشم دید و اتفاقات خود را این طور بیان کرده است:  

    به مدت ۱۱ سال در ارتش در ولایت فراه وظیفه انجام می دادم؛ آن هم در شرایطی بسیار سخت در ولسوالی بالابلوک؛ چندین سال محاصره بودیم؛ اکثرکسانی که در هرات، فراه و بادغیس در ارتش خدمت کرده اند، مرا می شناسند.

    در آخرین روزهای پیش از سقوط مرکز ولایت فراه، تمام ولسوالی های فراه و تمام کندک هایی که در اطراف فراه بودند سقوط کردند؛ صدها سرباز جان خود را از دست دادند و زخمی شدند.

    در ولسوالی بالابلوک فراه دو کندک مسقر بودیم؛ کندک ششم به تعداد ۳۰۰ نفر پرسونل و کندک اول با 200 پرسونل که خودم فرماندهی آن را بر عهده داشتم.

    وقتی تمام ولسوالی های فراه سقوط کرد، نوبت به ما رسید و جنگ بسیار شدیدی علیه ما صورت گرفت؛ جنگی که طی 11 سال دوران عسکری ام ندیده بودم.

    این را نمی دانستم که والی و تمام مقام های ارشد ما را فروخته اند، و در واقع ما دیگر هیچ راهی برای بیرون رفتن که پرسونل خود را تا یک استقامت دیگر انتقال دهیم نداشتیم.  

    متاسفانه، در شب اول ۳۰۰ نفر از پرسونل کندک ششم شهید و اسیر شدند. هیچ آثاری از آنها بر جا نماند، به غیر از۴۵ نفر که خودم رفتم و آنها را زنده بیرون کشیدم اما اکثرشان زخمی بودند.

    متباقی عکس های ارسالی از جان باختگان این حادثه بخاطر زننده بودن بیش از حد قابل نشر نیستند.

    زمانی که کندک ششم نیز سقوط کرد، این بار نوبت جنگ علیه کندک ما شروع شد و ادامه پیدا کرد.

    به والی فراه و قوماندان قول اردوی هرات هر چه پیام دادم و زنگ زدم اما فایده ای نداشت و هیچ کمکی غیر از خداوند برای ما وجود نداشت؛ صرف به من می گفتند که تسلیم شوم.

    بعد از آن دیگر اصلا جواب تلفن هایم را نیز ندادند. چندین شهید و زخمی داشتم و جنگ همچنان با قدرت ادامه داشت.

    طالبان هم هر لحظه با بلندگوهایشان اعلام می کرد که تسلیم شوید، اما ما تا آخرین نفس جنگ کردیم. مهمات مان که در حال اتمام بود به والی وقت فراه، قوماندان لوا و قوماندان قول اردو زنگ زدم؛ اما همه آنها می گفتند که تسلیم شوم.   

    حوالی ساعت یک بجه شب بود که یک طیاره نوع سوپر توکانو (A-29) آمد و به ما گفته شد که یک ساعت وقت دارد که از ما حمایت کند و بعد از آن بخاطر نداشتن سوخت باید برگردد.

    مسعود بختور والی وقت فراه

    به خلبان طیاره گفتم که والی، قوماندان لوا و فرمانده کل ارتش همه ما را فروخته اند و ما باید چکار کنیم؛ دیشب 300 نفر را از دست داده ایم و امشب هم نوبت ما است.

    خلبان طیاره اما گفت که «برادر من یک ساعت بیشتر وقت ندارم هر کاری که می کنی انجام بده.»

    من چاره دیگری نداشتم؛ تانک ها و رنجرهایمان همگی تخریب شده بودند.

    به سرک نگاهی کردم؛ ما بخاطر تامین امنیت سرک 517 استخدام شده بودیم؛ من مدت 8 سال بود که فقط در ولسوالی بالابلوک خدمت می کردم.

    روی سرک، یک موتر تیلری خالی و یک 304 و یک موتر نوع مازدا ایستاده بودند؛ هیچ راه حل دیگری وجود نداشت و رفتن به این راه 99 فیصد مرگ را با خود به همراه داشت.

    این موترها را ایستاد کرده و تمام پرسونل خود را سوار آنها کردم و با تجهیزات مان به طول 80 کیلومتر را داخل طالبان حرکت کردیم.

    طیاره اما بالای سرمان در حرکت بود، اما در یک منطقه بسیار خطرناک به من خبر داد که سوختش در حال اتمام است و ما را رها کرد.

    امید به خدا کردم و به راهمان ادامه دادم؛ خودم داخل تیلری به همراه یکصد تن از پرسونل با تجهیزات نشسته ایم. به قوماندان لوا و والی فراه تماس گرفتم و گفتم که اگر زنده از این موقعیت بیرون آمدم از شما درباره این خیانت تان پرسان خواهم کرد، و خیانت تان را با رسانه ها بر ملا می سازم. اما آنها گفتند: «برو دستت خلاص.»

    در مسیر راه افراد طالبان بسیار زیاد بود، بجز چند کمین که زنده از آنها بیرون آمدیم، اما در باقی موارد گویی آنها کور شده بودند و متوجه ما نشدند. ماشین 304 اول خود را به شهر فراه رساند و پس از آن موتر مازدا و در آخر هم تیلری که خودم سوارش بودم به فراه رسیدیم.

    جر و بحث دگرمن محمد تقی ذوالفقاری با مسعود بختور والی وقت فراه پس از آنکه خود را به شهر فراه رسانده بود

    خود را به فرماندهی لوا رساندم اما قوماندان لوا قبلا فرار کرده بود.

    مسعود بختور والی فراه به دیدار ما آمد که اما با واکنش تند تمامی پرسونل ما مواجه شد.

    از او پرسیدم که چرا ما را فروختی؟ و او جواب داد که من کاری نکرده ام و قوماندان قول اردو شما را فروخته است؛ به قوماندان قول اردو تماس گرفتم اما او جواب داد که از وزارت دفاع این دستور آمده بود.

    به وزارت دفاع تماس گرفتم و از آنها بابت این خیانت شان بازخواست کردم؛ اما در نهایت قوماندان قول اردو به من تماس گرفت و مرا تهدید کرد که تو را در زندان پلچرخی می اندازم.

    فایل تصویری صحبت های تلفنی محمد تقی ذوالفقار با قوماندان قول اردوی هرات را تماشا کنید:

    دگرمن محمد تقی ذوالفقار فرمانده کندک اول لوای دوم ارتش در فراه به خبرگزاری رها می گوید که تمامی این رویدادها دقیقا چهار روز پیش از سقوط کامل ولایت فراه صورت گرفت.

    او می گوید که زمانی که پس از این حادثه توانسته از میان خطوط طالبان خود را به شهر فراه برساند، بسم الله محمدی وزیر وقت دفاع تماس گرفت و بخاطر جلوگیری از بیشتر شدن جنجال میان او و والی وقت فراه، او را به کابل احضار کرد.

    وی علاوه می کند: «پس از آنکه کابل آمدم، دو روز بعد ولایت فراه به طور کامل سقوط کرد.»

  • گزارش: طالبان نکتایی پوش نفوذی در دولت پیشین، سبب سقوط بدون مقاومت دولت شد

    گزارش: طالبان نکتایی پوش نفوذی در دولت پیشین، سبب سقوط بدون مقاومت دولت شد

    وال استریت ژورنال در گزارشی آورده است که سه ماه پس از سقوط دولت پیشین در کابل حالا معلوم شده است که طالبان از مدت ها پیش عوامل نفوذی خود را با ریش های تراشیده و عینک های آفتابی (اصطلاحا طالبان نکتایی پوش) در دانشگاه ها، سازمان ها و حتی ادارات دولتی به شمول وزارت خانه ها سر کار کرده بود.

    براساس گزارش؛ همین عوامل نکتایی پوش طالبان نقش بسیار چشمگیری در سقوط بدون مقاومت دولت داشتند.  

    شماری از مقام های طالبان به وال استریت ژورنال گفته اند که عوامل نفوذی آنها از سال ها پیش در نهادهای مختلف دولتی و شخصی به شمول وزارت خانه ها و نهادهای امدادرسان مشغول به کار بوده اند و پس از آنکه امریکا در حال خروج از افغانستان بود از نقش های نفوذی خود بیرون آمدند.

    گزارش می افزاید که این افراد با شوکه کردن همکاران و همسایگان خود و با بیرون آوردن سلاح های مخفی کرده شان به سقوط سریع مناطق و دولت کمک کردند.  

    «سلیم صعد» یک تن از مقام های ارشد طالبان که در گذشته مسئولیت حملات طالبان را بر عهده داشته، به وال استریت ژورنال گفته است: «ماموران نفوذی ما در گرفتن نقاط کلیدی و استراتژیک پایتخت نقش بسزایی داشتند.»

    به نقل از بی بی سی فارسی؛ در سال‌های گذشته تصور می‌شد که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و نیروهای مسلح دولت سابق افغانستان در برابر آدم‌هایی می‌جنگند که لباس‌های محلی می‌پوشند و ریش‌های بلند دارند و در اطراف شهرها هستند، اما حالا به نوشته این روزنامه روشن شده که شبکه‌ عملیاتی شهری طالبان در سقوط دولت سابق نقش اساسی داشته است.

    افراد تحت مدیریت آقای سلیم به نام واحد «بدری» وابسته به شبکه حقانی است؛ شبکه ‌ای که از سوی ایالات متحده به خاطر روابط‌ با شبکه القاعده به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود.

    این مقام طالبان که از دفتر فرماندهی امنیتی فردوگاه کابل مجهز با مانیتورهای مداربسته تلویزیونی، صحبت می‌کرد، به خبرنگار وال استریت ژورنال گفت: «ما حتی در همین دفتر نیز افراد خودمان را داشتیم.»

    به گفته این مقام ارشد طالبان، پس از فرار اشرف غنی از کابل و توقف «بحث برانگیز» طالبان در بیرون دروازه های کابل، این نیروهای نفوذی طالبان بودند که پایتخت را تصرف کردند.

    به گفته مقام‌های طالبان، افراد نفوذی آن‌ها پیش از سقوط کابل کنترل برخی نهاد‌های حساس امنیتی را بدست گرفته و نیروهای امنیتی دولت سابق را خلع سلاح کرده بودند.

    مقام‌های طالبان به این روزنامه گفتند که این افراد نگذاشته ‌اند محتویات داخل کامپیوتر‌های دفاتر دولتی از بین برده شوند و آن‌ها همچنین از تاراج برخی نهادهای دیگر مانند انستیتوت باستان شناسی افغانستان جلوگیری کرده‌ اند.

    محمد رحیم عمری، از فرماندهان رده میانی نیروی بدری طالبان گفته است که شبکه نفوذی آن‌ها در پایتخت شامل سه بخش می‌شدند: «افراد جنگجو»، «افرادی که کمک مالی جمع ‌آوری می‌کردند» و «کسانی که در بخش تبلیغات فعالیت داشتند.»

    شماری از همکاران برخی از افراد نفوذی طالبان که اکنون به خارج از کشور پناهنده شده اند، به وال استریت ژورنال گفتند که از دیدن این افراد در کنار طالبان شوکه شده ‌اند.

    بیشترین افراد نفوذی طالبان در پایتخت مربوط به شبکه حقانی بوده اند؛ این امر به تقویت جایگاه این گروه انجامید که در حکومت طالبان دست بالایی دارند.

    واحد «بدری» طالبان توسط «بدرالدین حقانی» تأسیس شد، فرمانده ای ‌که در سال ۲۰۱۲ در اثر یک حمله هواپیمای بدون سرنشین ایالات متحده در پاکستان کشته شد.

    این واحد اکنون تحت فرمان برادرش، سراج الدین حقانی، وزیر داخله طالبان و فرمانده شبکه حقانی است که مرکز قدرتش در مناطق قبایلی شرقی افغانستان و پاکستان است.

    او در بالاترین سطح فهرست افراد تحت تعقیب پلیس فدرال آمریکا قرار دارد.

  • کارمندان سابق دادگاه عالی: بی سرنوشت، در وضع بد اقتصادی و تحت تهدید قرار داریم

    کارمندان سابق دادگاه عالی: بی سرنوشت، در وضع بد اقتصادی و تحت تهدید قرار داریم

    شماری از کارکنان سابق محاکم قضایی کشور که بخاطر مسایل امنیتی از نام گرفتن آنها خودداری می گردد، در گفتگو با خبرگزاری رها از وضعیت این روزهای پر مشقت خود می گویند.

    بسیاری از آنها می گویند که پس از سقوط دولت نه تنها به آنها اجازه کار از سوی امارت اسلامی طالبان داده نشده است، بلکه تحت شدیدترین تهدیدهای امنیتی نیز قرار گرفته اند؛ این تهدیدهای امنیتی بعضا از سوی افراد طالبان و عمدتا از سوی مجرمین و خلافکاران که در نظام پیشین محاکمه شده اند می باشد.

    یکی از کارکنان سابق زن دادگاه عالی می گوید: «در دولت پیشین ما در کنار قضات محترم روی دوسیه های مختلف کار می کردیم، و حتی می توان گفت که بیشتر از قضات با متهمین و مجرمین سر و کار داشتیم؛ اما امروز همه آن مجرمین آزاد هستند.»

    او می گوید: «بر علاوه این تهدیدها، بیکاری، بی پولی و بی سرنوشتی از دردهای دیگرمان است که تاکنون هیچ کس به آن توجهی نکرده است.»

    یک تن دیگر از کارکنان سابق دادگاه عالی نیز می گوید: «از روزی که طالبان آمده اند بیش از 3 هزار تن از پرسونل اداری محاکم قضایی کشور بی سرنوشت شده اند. این 3 هزار تن هر یک، سرپرست یک خانواده و فامیل است که نان آور آنان بود؛ اما هم اکنون همگی بیکار و بی سرنوشت و تحت شدیدترین تهدیدهای امنیتی قرار دارند.»

    وی می افزاید: «در هر جای دنیا اگر نظامی عوض می گردد، سیستم تغییری نمی کند؛ اما در افغانستان سیستم تغییر کرده است و هیچ یک از کارکنان سابق محاکم قضایی آزادانه گشت و گذار نمی توانند.»

    وی علاوه می کند که امارت اسلامی طالبان نباید از کارکنان سابق محاکم قضایی وسیله ای برای زد و بندهای سیاسی خود استفاده کند.

    در همین حال، یک تن دیگر از این کارکنان سابق دادگاه عالی می گوید که برای شماری از همکاران او جلب نامه هایی از سوی حوزه های پولیس های منطقه زندگی شان ارسال شده است.

    او نیز از بی سرنوشتی و وضعیت بد اقتصادی و رعب و وحشتی که هر روز در میان اعضای فامیل شان می گذرد سخن می گوید.

    وی همچنین یک پیام متنی را نشان می دهد که از سوی یک همکار او در کانال تلگرام برای گروهی از کارکنان اداری سابق دادگاه عالی افغانستان ارسال شده است که در آن پیام، همکار او از وضعیت سختی که در آن بسر می برد حرف زده است.

    این کارکنان اداری سابق دادگاه عالی افغانستان همچنین در یک نامه سرگشاده از شرایط بد زندگی خود پس از سقوط دولت و روی کار آمدن امارت اسلامی طالبان، به جامعه جهانی و سازمان های مدافع حقوق بشری نوشته است، که به شرح ذیل می باشد:  

    حضور مقام های جامعه بین المللی و کشورهای حامیان حقوق بشر جهان !

    محترما !

    طوری که به جهانیان هویدا است تحول سیاسی که در افغانستان به وجود آمده بعد از سقوط دولت پیشین، گروه طالبان به تاریخ 15/08/2021 شهر کابل پایتخت افغانستان و سایر ولایات را تصرف کرد.

    کارمندان اداری قوه قضائیه هم از طبقه ذکور و اناث با داشتن امتیاز و معاش ناچیز من­حیث معاونان قضات مسئولیت پر چالش و پر خطری را در مرکز و ولایات کشور ایفا نموده، در امر تحقق قانون و تامین عدالت در جامعه جهت جلوگیری از جنایات بشری با مافیای ملی و بین المللی، قاچاقبران مواد مخدر، اختطافگران، قاتلین، متجاوزین، غاصبین زمین، مجرمین جنایات جنگی و ناقضین حقوق بشر متقابل بوده و در تنظیم تمام امور محوله کاری و رسیدگی به قضایا (جلب، احضار، تنظیم جلسات علنی، تحریر محضر، اقرار و اعتراف مجرمین) با قضات در دوسیه ها همکار بودیم.

    اینک با سقوط حکومت قبلی و روی کار آمدن طالبان تمامی زندانیان از زندانهای مرکز و ولایات آزاد و با پیوستن به افراد خود سر و مسلح طالبان که قبلا از جانب محاکم به حبس محکوم شده بودند، تهدید بزرگی به کارمندان اداری اعم از طبقه ذکور و اناث دادگاه عالی افغانستان و حتی فامیل های محترم مان گردیده اند.

    قابل یادآوری است که کارمندان اداری محاکم پس از سقوط حکومت قبلی دست شان از کار گرفته شده، و معاشات شان پرداخت نشده و از سه ماه بدین سو به حالت بی سرنوشتی و با مشکلات اقتصادی بزرگ دست و پنجه نرم می کنند. همچنان گروه طالبان در بعضی از ولایات محاکم را فعال نموده، به کارمندان اداری سابقه اجازه ورود به دفاتر را نداده و بجای ایشان افراد جدیدی را استخدام نموده اند.

    با تحریر نامه هذا از جامعه بین المللی و کشورهای حامیان حقوق بشر جهان تقاضا مندیم تا به عنوان پناهنده به کشور امن پذیرفته شویم در غیر آن جهان شاهد فاجعه انسانی و قتل هزاران کارمند اداری دادگاه عالی افغانستان خواهد بود

    بااحترام

    مسول انجمن کارمندان اداری ستره محکمه جمهوری اسلامی افغانستان

    بیشتر بخوانید:

    یک قاضی، حکم اعدام برای اشرف غنی صادر کرد

  • اشرف غنی، عطا محمد و محب در امارات آزاد سیاسی نیستند

    اشرف غنی، عطا محمد و محب در امارات آزاد سیاسی نیستند

    مقامات در امارت اسلامی طالبان می گویند که امارات متحده عربی بر فعالیت های سیاسی محمد اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین و برخی از از مقامات حکومت پیشین افغانستان محدودیت وضع کرده است.

    احمد الله وثیق، عضو کمیسیون فرهنگی طالبان می گوید که این محدودیت ها بر اشرف غنی و مقامات پیشین حکومتش که به دوبی و دیگر شهرهای آن کشور رفته اند، وضع شده است.

    آقای وثیق، امروز یکشنبه (7 قوس) در صفحه تویترش نوشته است که بر علاوه اشرف غنی، عطامحمد نور، رئیس حزب جمعیت اسلامی شاخه نور و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی حکومت پیشین نیز شامل این محدودیت‌ها هستند.

    این محدودیت‌ها پس از آن بر فعالیت های سیاسی مقامات فراری حکومت پیشین اعمال شده است که آنان با فروپاشی نظام، به امارات متحده عربی پناه بردند.

    مقامات امارات متحده عربی تاکنون به گونه رسمی در این مورد ابراز نظر نکرده است.

    همچنین پیش تر نیز گزارش های مطرح شده بود که گویا تاجیکستان به احمد مسعود و امرالله صالح به عنوان سران جبهه مقاومت ملی افغانستان نیز تذکری مشابه داده بود.

    بیشتر بخوانید:

    منابع: تاجیکستان از صالح و احمد مسعود خواسته حضور سطح پایین خود را حفظ کنند

  • واکنش امرالله صالح به بیانیه ملا حسن آخند: پاکستان به طالبان فقط ماین سازی یاد داده است

    واکنش امرالله صالح به بیانیه ملا حسن آخند: پاکستان به طالبان فقط ماین سازی یاد داده است

    امرالله صالح معاون نخست دولت سقوط کرده اشرف غنی در برگه توییترش امروز (یکشنبه 7 قوس) نوشته است که پاکستان که تاکنون به طالبان فقط ماین و بمب سازی را یاد می داد و از آنها فقط به عنوان یک نیروی خراب کننده استفاده می کرد، حال نمی داند چطور به آنها (طالبان) بقا بدهد.

    آقای صالح افزوده است که افغانستان از سال 1978 میلادی تاکنون همواره یک پروژه در بدل جایزه  برای ارتش پاکستان بوده است، اما هم اکنون این اولین بار است که پاکستان می خواهد مستقیما از طالبان برای خود پول بسازد.

    وی همچنین در واکنش به سخنان شام گذشته (شنبه) ملا محمد حسن آخند رئیس الوزرای طالبان که برای اولین بار طی یک فایل صوتی از تلویزیون ملی منتشر گردید، گفت: «نکته کلیدی در صحبت های رئیس منتصب شده پاکستان در افغانستان، این بود که ما به شما وعده خوشبختی اقتصادی نداده ایم، و خودتان باید بروید برای گرسنگی تان دعا کنید.»

    لازم به ذکر است که ملا محمد حسن آخند رئیس الوزرای طالبان شام گذشته شنبه طی یک فایل صوتی حدودا نیم ساعته برای اولین بار برای مردم افغانستان سخنرانی کرد که در این سخنرانی او اشاره کرد که طالبان وعده اقتصادی به مردم افغانستان نداده است و مردم باید از خداوند روزی را مطالبه کنند.

    برای خواندن بخشی از سخنرانی ملا محمد حسن آخند وارد لینک زیر شوید:

    رئیس الوزرای طالبان: امارت همه شمول‌تر از حکومت پیشین است

  • گنجینه باختر کجاست؟ آیا اشرف غنی مانند داکتر نجیب آن را پنهان کرده است؟

    گنجینه باختر کجاست؟ آیا اشرف غنی مانند داکتر نجیب آن را پنهان کرده است؟

    کمی بیش از صد روز از سقوط دولت پیشین می گذرد و هر روز از ارزش پول افغانی در مقابل سایر ارزها کاسته می شود. حال این پرسش وجود دارد که آیا گنجینه باختر نتوانسته ارزش پول افغانی را مانند گذشته حفظ کند، و یا این گنجینه نیز مانند 10 میلیارد دالر دارایی بانک مرکزی، دیگر در اختیار افغانستان نیست.   

    گنجینه باختر افغانستان کجاست؟

    سوالی که امروزه ذهن برخی از علاقمندان و مسئولان حوزه میراث فرهنگی و باشندگان افغانستان را به خود مشغول ساخته، این است که چه بلایی بر سر گنجینه باختر افغانستان آمده است. آیا این بار هم بدست طالبان نخواهد افتاد؟ یا اینکه آن را آمریکایی ها یا اشرف غنی به غارت برده اند، مسئله‌ ای که در گیر و دار تحولات افغانستان فراموش گردید.  

    طبق اسناد و مدارک موثق و معتبر گنجینه‌ طلای باختر اکنون در افغانستان حضور فیزیکی ندارد و اگر هم دارد در خطر جدی حیف و میل از سوی طالبان و متحدان آنها قرار دارد.

    گرچه چندی پیش در مورد سرنوشت گنجینه‌­ی باختر ابراز نگرانی هایی از سوی نمایندگان مجلس نمایندگان نظام پیشین افغانستان و برخی از خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی جهان مطرح شده بود، اما با گذشت هر روز میزان این نگرانی ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

    محسن ظهوری، خبرنگار حوزه میراث فرهنگی ایران در این باره پیام‌هایی را در توییت خود به نشر رسانده است.

    او در حساب توییتری خود نوشته است: «گنجینه باختر افغانستان کجاست؟ آیا اشرف غنی تدبیر محمد نجیب‌الله رو در نهان کردن این گنج باستانی دارد؟»

    به گفته وی گنجینه باختر از مهمترین گنج‌های باستانی جهانی است. این گنجینه شامل ۲۱ هزار شیء طلا است که در سال ۱۳۵۷ از درون ۶ گور در منطقه «طلاتپه»، منطقه ‌ای در شمال افغانستان توسط «ویکتور ساریانیدی»، باستان‌شناس روس کشف شد.

    این گنج دو هزار ساله، بعد از ۱۳ سال نمایش در جهان و کسب درآمد حدودا چهار و نیم میلیون دلاری برای دولت افغانستان، دوباره به بانک مرکزی افغانستان برگشته بود.

    ظهوری خاطر نشان می‌ کند که قطعا طالبان پس از وارد شدن به کابل سرسختانه به دنبال این گنج خواهد بود. همچنین وی امیدوار است که اشرف غنی برای محافظت از این سرمایه ملی افغانستان تدابیری اندیشیده باشد.

    وی در ادامه می‌گوید: «نجیب‌الله این گنج را داخل گاوصندوقی در بانک مرکزی افغانستان قرار داد که با ۷ کلید توسط ۷ نفر معتمد که همگی از کشور خارج شدند، محافظت کرد که حتی پس از شکنجه طالبان هم حاضر به افشای مکان آن نکرد تا دارش زدند.»

    طالبان پیش از این نیز قصد دسترسی به این گنجینه را داشته است و بارها تلاش کردند تا گاوصندوق را منفجر کنند اما موفق نشدند.

    اما سوال اصلی اینجاست؛ حالا که طالبان بر تمام افغانستان مسلط اند و بانک مرکزی را که تنها مکان امن برای نگهداری گنج باختر بود را نیز در اختیار دارند، با این گنجینه‌ گران بها و تاریخی چه خواهند کرد؟

    بشیر آریا

  • چندین شرکت چینی برای بدست گرفتن معادن «لیتیوم» وارد افغانستان شده اند

    چندین شرکت چینی برای بدست گرفتن معادن «لیتیوم» وارد افغانستان شده اند

    روزنامه «گلوبال تایمز» چین گزارش کرده که نمایندگان چندین شرکت از این کشور در حال حاضر در افغانستان بسر می برند تا تحقیقات میدانی خود را برای به دست گرفتن پروژه های بالقوه استخراج معادن «لیتیوم» در افغانستان شروع کنند.

    منبع علاوه کرده است که نمایندگان پنج شرکت چینی حدود 20 روز پیش پس از دریافت ویزای ویژه از طریق «کمیته تقویت روابط تجاری و اقتصادی چین و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس» و با اجازه وزارت معادن افغانستان وارد کشور شده اند.

    گفتنی است که افغانستان یکی  از غنی ترین معادن فلز لیتیوم جهان را دارد که معادن این نوع فلز در دیگر نقاط جهان رو به اتمام می باشد.

    از این فلز برای ساخت انواع باطری ها در دنیا استفاده گسترده می گردد.

    بسیاری از آگاهان امور معتقدند که هم اکنون پس از خروج امریکا، چین به منابع افغانستان و موقعیت استراتژیک آن چشم دوخته است.

    چند سال پیش و زمانی که تازه یک معدن عظیم فلز لیتیوم در افغانستان کشف شد، روزنامه نیویورک تایمز امریکا در براوردی اعلام کرد که افغانستان با استخراج این معدن می تواند درآمدی معادل درآمد نفت عربستان داشته باشد.

  • فرمانده نظامی امریکا: از سربازان جا مانده در افغانستان برای مبارزه با داعش استفاده کنیم

    فرمانده نظامی امریکا: از سربازان جا مانده در افغانستان برای مبارزه با داعش استفاده کنیم

    جنرال «ریچارد دی کلارک» فرمانده فرماندهی عملیات ویژه امریکا روز جمعه (19 نوامبر) به اعضای سنای این کشور گفت که نمی توان به طالبان برای مقابله با خطرات تروریسم ناشی از فعالیت های گروه داعش اعتماد کرد.

    وی افزوده که در عوض می توان از عواملی که از دولت پیشین در افغانستان بجا مانده اند برای مبارزه علیه داعش استفاده کرد.

    او با بیان اینکه اجرای عملیات «فراتر از افق» پنتاگون برای مبارزه علیه شبکه های تروریستی بخاطر نبود سرباز میدانی در افغانستان بسیار دشوار شده است، می گوید: «اما ما طی 20 سال گذشته ظرفیت خوبی را برای مقابله علیه افراط گرایی در افغانستان ایجاد کردیم؛ بسیاری از این سربازان افغان همچنان در داخل کشور هستند و به آنها بیشتر از طالبان می توان اعتماد کرد. ما باید با متحدین منطقه ای مان کار کنیم.»

    وی علاوه کرد: «در حال حاضر نیاز داریم تا تصویر واضحی از حضور و وجود داعش شاخه خراسان در افغانستان پیدا نماییم.»

    جنرال کلارک گفت: «به نظرم تهدید داعش همچنان وجود دارد و در حال گسترش است؛ و از طرفی معتقدم که نمی توانیم به طالبان برای مقابله با داعش اعتماد کنیم. در عوض باید اطلاعات مان را از سفارت های متحدمان که در افغانستان هستند دریافت کنیم، و با نیروهای مبارزه با تروریسم که از دولت قبلی به جا مانده اند کار کنیم.»

    این گفته ها در حالی از سوی این فرمانده نظامی امریکا مطرح می گردد که چندی پیش گزارش هایی از پیوستن نیروهای نخبه دولت پیشین به گروه داعش به عنوان تنها گزینه برای دور ماندن از تحت تعقیب قرار گرفتن طالبان مطرح گردید.

  • آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟ شواهد ناکامی احتمالی طالبان را نشان می دهد

    آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟ شواهد ناکامی احتمالی طالبان را نشان می دهد

    رابطه چین با طالبان در حال حاضر در مقایسه با دور اول حکومت امارت اسلامی در افغانستان برخی تغییرات محسوس داشته است: پکن تلاش می کند با نزدیک شدن به طالبان این گروه را مجاب کند نه تنها دست از حمایت اویغورهای جنبش اسلامی ترکستان شرقی بردارد که در حالتی خوش بینانه این گروه را از پای درآورد.

    حمایت های دیپلماتیک چین از امارت اسلامی طالبان در محافل بین المللی حکایت از این هدف گذاری پکن در کنار اهداف اقتصادی کلان منطقه یی پکن دارد.

    رسانه «مادرن دیپلماسی» طی مطلبی منتشر شده در بیست و دوم نوامبر با طرح سوال :«آیا طالبان می تواند جنبش اسلامی ترکستان شرقی را شکست دهد؟» عملی شدن وعده طالبان به چین برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی را بررسی کرده است:

    حزب اسلامی ترکستان مشهور به جنبش اسلامی ترکستان شرقی متشکل از اویغورهای مسلمان تندرو است که در ولایت سین کیانگ چین پایه گذاری شده است. حزب اسلامی ترکستان(تی پی آی) نام تازه یی است اگرچه چین این گروه را با همان نام جنبش اسلامی ترکستان شرقی می شناسد و حاضر نیست نام حزب اسلامی ترکستان را در مورد این گروه به کار ببرد. جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سال 1997 میلادی توسط حسن محسوم(حسن مخدوم) تاسیس شد. حسن محسوم اما در سال 2003 میلادی توسط ارتش پاکستان کشته شد. هدف از تاسیس این گروه پایه گذاری یک حکومت مستقل به نام ترکستان شرقی در ایالت سین کیانگ چین می باشد. سازمان ملل متحد در سال 2020 نام این گروه را از لیست گروه های تروریستی خارج ساخت. ارتباط این گروه با اصول گرایان مسلمان نگرانی های چین در مورد افزایش تهدیدهای ناشی از تروریزم در داخل این کشور را چند برابر ساخته است.

    در سفر هیات طالبان به رهبر ملا عبدالغنی برادر به چین و ملاقات با مقامات چینی در شهر تیانجین، رئیس دفتر سیاسی وقت طالبان در قطر وعده سپرد به هیچ نیرویی اجازه فعالیت علیه چین در داخل افغانستان را نخواهد داد. سهیل شاهین، سخنگوی وقت طالبان، در مصاحبه با گلوبال تایمز گفت بسیاری از جنگجویان جنبش اسلامی ترکستان شرقی افغانستان را ترک کرده اند چون طالبان به آنها گفته است به هیچ گروهی اجازه استفاده از خاک افغانستان برای انجام حمله علیه کشورهای دیگر داده نمی شود. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، همچنین از طالبان خواست بود جنبش اسلامی ترکستان شرقی که در خارج از ولایت سین کیانگ مستقر است را نابود کند. به هر صورت باید نشست و دید آیا طالبان وعده ای که برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی که تهدید مستقیم برای امنیت ملی چین به شمار می رود را می تواند عملی کند یا خیر! در عملی شدن این وعده باید عوامل تاثیر گذار زیر را مد نظر داشت:

    اول: رابطه تاریخی طالبان با جنبش اسلامی ترکستان شرقی

    از نگاه رابطه تاریخی طالبان با جنبش اسلامی ترکستان شرقی، عملی شدن این وعده طالبان سوال انگیز است. براساس گزارش تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد، جنبش اسلامی ترکستان شرقی در حدود پانصد جنگجو در شمال افغانستان عمدتا در بدخشان دارد که از طریق کریدور واخان به چین متصل می شود. بیشتر ولایت بدخشان اکنون تحت کنترل طالبان است اما براساس برخی گزارشات جنگجویان چچنی، ازبک، تاجیک، اویغور به جای جنگجویان پشتون بدنه اصلی طالبان محلی را تشکیل می دهند. حضور جنگجویان خارجی در صفوف طالبان یک چالش بزرگ برای رهبران طالبان که مدعی ست با گروه های تروریستی خارجی قطع رابطه کرده اند، می باشد.

    دوم: تاریخچه فعالیت جنبش اسلامی ترکستان شرقی

    جنبش اسلامی ترکستان شرقی از سال 1990 میلادی در افغانستان فعالیت می کند و با فرماندهان محلی طالبان ارتباط نزدیکی دارد. این فرماندهان محلی طالبان ممکن است رهبری ارشد این گروه را تحت فشار بگذارند تا مانع اخراج جنگجویان جنبش اسلامی ترکستان شرقی از افغانستان گردند. زو یونگبیائو، مدیر مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه لانژو، معتقد است اعضای جنبش اسلامی ترکستان شرقی هنوز در افغانستان نفوذ دارد. این برای طالبان کار آسانی نیست تا به طور کامل ارتباطش با جنبش اسلامی ترکستان شرقی را قطع کند چون این اقدام ممکن است به دیگر ملیشه های نظامی که از این جنبش حمایت می کردند ضربه می زند.

    سوم: ظرفیت محدود طالبان

    ظرفیت طالبان برای نابودی جنبش اسلامی ترکستان شرقی محدود است چون اعضا و رهبری این گروه در سراسر افغانستان، سوریه و ترکیه گسترده شده اند. ژانگ جیادونگ، استاد مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه فودان شانگهای، به گلوبال تایمز گفت در سال های اخیر جنبش اسلامی ترکستان شرقی محل های فعالیت خود در خارج را تغییر داده اند. مشخص نمودن تعداد دقیق جنگجویان این جنبش کار سختی است اما هسته رهبری آن در کشورهای پاکستان، سوریه و ترکیه به سر می برند. بیشتر آنها در سوریه هستند تا افغانستان و در سال های اخیر مواضع پایینی اتخاذ کرده اند.  

    چهارم: ارتباط با سازمان های ملیشه ای بین المللی

    جنبش اسلامی ترکستان شرقی ارتباطات خود با سازمان های ملیشه ای بین المللی به شمول القاعده را توسعه داده است. از این گذشته القاعده نفوذ بالایی روی طالبان دارد. القاعده توان و ظرفیت این را دارد تا اخراج جنگجویان جنبش ترکستان شرقی توسط طالبان از افغانستان را سبوتاز کند. برخی از سازمان های ملیشه ای تروریستی مانند داعش شاخه خراسان اختلافات ایدئولوژیکی شدیدی با طالبان افغانستان پیدا کرده اند. داعش شاخه خراسان به تازگی از اویغورها در حملات انتحاری خود در افغانستان استفاده کرده تا شکاف بین طالبان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی را برجسته سازند. این روند برای طالبان یک چالش کلان محسوب می شود.

    موضع اخیر طالبان در عدم حمایت از جنبش اسلامی ترکستان شرقی و حتی تلاش برای نابودی این گروه برای کسب رضایت چین با برخی از اصول پایه گذاری این گروه در تضاد است: نسخه تازه طالبان نسبت به جنبش اسلامی ترکستان شرقی برای عملی شدن کار سختی در پیشرو دارد. گذشت زمان بهترین قاضی برای عملی شدن یا شکست این موضع تازه طالبان خواهد بود.

    منبع: مادرن دیپلمات

    مترجم: حفیظ الله رجبی

  • آینده تاریک زنان و دختران افغان: مدینه نمی داند تا آمدن بهار زنده خواهد بود!

    آینده تاریک زنان و دختران افغان: مدینه نمی داند تا آمدن بهار زنده خواهد بود!

    آینده تاریک زنان و دختران افغان از هر دردی در دنیا سنگین تر و طاقت فرسا تر است. زنان و دختران توانمندی که اکنون پشت کلکین ها و دروازه های بسته حسرت به دل به بیرون می نگرند و روزهای شاد گذشته را همچون یک خواب مرور می کنند، روزهایی که به سر کار می رفتند، برای پیشرفت کشورشان برنامه ها داشتند و به اتفاق دوستانشان تلاش می کردند.

    «مدینه» یکی از این دختران است. او شغل رویایی اش را در ذهن می پروراند: مدینه یک ژورنالیست بود و معاشش به سختی کفاف زندگی فامیلش در افغانستان را می داد، اما خوشحال بود چون بالاخره یک شغل داشت و می توانست پول به دست بیاورد.

    با تسلط دوباره طالبان اما تمام آرزوهای مدینه نقش بر آب شد. وی حالا مانند هزاران و میلیون ها دختر و زن افغان دیگر نمی تواند به سر کار برود و فامیلش منبع درآمد خود را از دست داده است. همپای اقتصاد افغانستان که در حال فروپاشی ست و براساس آمار سازمان ملل نصف جمعیت افغانستان در زمستان پیشرو به غذا دسترسی نخواهند داشت، مدینه نیز در صف مرگبار فقر و تنگدستی انگار به استقبال مرگ می رود.

    مدینه پشت کلکین ها و دروازه های بسته گیر مانده است و با عصبانیت به این فکر است که چگونه اجاره خانه را پرداخت کند و در زمستان چوب و زغال برای گرم کردن خانه اش فراهم نماید.

    او نمی داند تا آمدن بهار زنده خواهد ماند!

    مدینه(نام مستعار برای پنهان نگه داشتن هویت) می گوید یک آینده تاریک در پیشرو دارد.

    درست چند ماه پیش مدینه این زن جوان برای یک رادیو که از سوی امریکایی ها تمویل می شد کار می کرد. آرزو داشت روزی نطاق خبر در تلویزیون شود و احتمالا در آینده وارد سیاست گردد.

    حالا اما رادیو بسته شده است و دنبال یک شغل تازه گشتن غیر ممکن است و جز برخی سکتورها مانند سکتور صحت و آموزش در دیگر بخش ها زنان حق کار ندارند. از زمان تسلط دوباره طالبان تاکنون زنان کمی موفق به یافتن شغل یا بازگشت به وظایف قبلی شان شده اند.

    سال گذشته و در دولت پیشین بیش از بیست و هفت درصد خدمتکاران زن بودند. اکنون طالبان از آنها خواسته اند تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند.

    بسیاری از فامیل ها بخش اعظم درآمد خود را از دست داده اند و افغانستان به سوی یکی از وحشتناک ترین بحران های انسانی به پیش می رود.

    در زمستان پیشرو پیش بینی می شود بیش از بیست و دو میلیون افغان امنیت غذایی نداشته باشند و براساس آمار سازمان ملل در کنار مشکلات ناشی از تسلط دوباره طالبان، خشکسالی ناشی از تغییرات آب و هوایی نیز افغانستان را به شدت تهدید می کند.

    مدینه که با والدین خود زندگی می کند بزرگترین دختر این خانواده هشت نفری ست: او سه خواهر و دو برادر دارد. پدرش که یک کارگر ساده است روی آموزش مدینه قمار زد که البته تا رسیدن طالبان به کابل به نظر می رسید شرط بندی خوبی کرده بود.

    فامیل روی معاش دو نفر زندگی می کرد: یکی معاش مدینه و دیگری درآمد پدر کارگر!

    مدینه می گوید من اجاره بهای خانه را می  دادم زمانیکه شغل داشتم و از پس مخارج خانواده بر می آمدم.

    اکنون اما خانواده مجبور است مواد غذایی مثل برنج و آرد را به صورت نسیه بخرند اما در زمستان که هم اکنون سردی اش خود را نشان داده فامیل پولی برای خرید زغال و چوب جهت گرم کردن خانه ندارد.

    مدینه می گوید خیلی برایش سخت است که این سختی ها را می بیند!

    در زندان

    ربیعه(اسم مستعار) نیز در وزارت معادن و پطرولیوم کار می کرد. روز پانزده آگوست ساعت ده صبح مجبور شد دفتر کارش را با آه و ناله ترک کند چون طالبان به کابل رسیده بودند.

    همکاران مردش توانستند به وظیفه بازگردند اما او نتوانست.

    ربیعه بیست و پنج ساله می گوید:«احساس می کنم در خانه زندانی شده ام.» وی همراه برادر و خواهرش که هر دو معلم هستند زندگی می کند. برادر و خواهرش کار می کنند اما ماه هاست که معاش نگرفته اند. خانواده وی هشت عضو دارد و مطمئنا پس انداز خانواده آنقدر نیست که خیلی دوام بیاورد.

    ربیعه می گوید:« دو یا سه ماه؟ نمی دانم ما پول برای گرم نگه داشتن خانه نیاز خواهیم داشت!»

    وی می افزاید از جامعه جهانی می خواهد فشار لازم بر طالبان را وارد کند تا به زنان اجازه کار دهند چون در بسیاری موارد زنان نان آور خانه هایشان هستند.

     بسیار خجالت زده

    لیلا(نام مستعار) نیز تنها نان آور خانه است. قبلا او در خانه های مردم پاک کاری می کرد. اما با تسلط طالبان خانواده های متمول از افغانستان فرار کردند.

    وی اکنون در یکی از بازارهای کابل گدایی می کند و به عنوان یک زن تنها در میان مردان مجبور است برقع بپوشد تا بتواند تا حدودی شخصیت و وقارش را حفظ کند.

    مجبور است از شش طفلش محافظت و مخارج شان را پرداخت کند. شوهرش نیست گفته می شود مرده است یا شاید هم با زن دیگری ازدواج کرده و آنها را ترک کرده است.

    لیلا می گوید فرزندانش در خانه است و نمی دانند او گدایی می کند! برای سیر کردن شکم آنها وی مجبور است گدایی کند.

    لیلا می گوید:« در خانه حتی یک لیوان آرد هم نداریم! خیلی خجالت می کشم، این اولین بار در زندگی ام  است که گدایی می کنم!»

    وقتی از او پرسیده می شود از طریق گدایی آیا می تواند مخارج فامیلش را تامین کند زیر گریه می زند.

    او می گوید خیلی غمگین است و هرگز چنین مشکلات فراوانی که طی این دو هفته دیده است را در کل زندگی اش ندیده است.

    مدینه می گوید هر روز گریه می کند، به سختی بیرون می رود و بی نهایت از طالبان می ترسد. تنها سرگرمی او انجام کارهای خانه و مطالعه است.  

    وی می گوید:« با دوستانم در مورد وضعیتم صحبت نمی کنم، این کار بی فایده است چون همه ما وضعیت مشابهی داریم.»

    ربیعه نیز می گوید به شدت افسرده شده است، وضعیت روحی و روانی خوبی ندارد اما تلاش می کند نزد خانواده خود را شجاع نشان دهد. خانواده ربیعه به او می گوید تنها او نیست که در این مشکلات افتاده است.

    منبع: چاپان تایمز

    مترجم: حفیظ الله رجبی

  • عکسی از وزیر و وکیل نظام پیشین در جبهه مبارزه علیه طالبان خبرساز شد

    عکسی از وزیر و وکیل نظام پیشین در جبهه مبارزه علیه طالبان خبرساز شد

    در این عکس دیده می شود که فضل احمد معنوی وزیر عدلیه پیشین و عبدالحفیظ منصور نماینده مردم کابل در مجلس پیشین و عضو هیات مذاکره کننده دولت برای صلح با طالبان در یکی از سنگرهای مبارزه علیه طالبان در کنار یکدیگر حضور دارند.

    انتشار این عکس واکنش های گسترده ای را میان کاربران فضای اجتماعی رقم زد.

    شماری از کاربران اقدام این دو را تحسین کرده و گفته اند که دیگر رجال سیاسی افغانستان باید از این دو الگو بگیرند، و در سختی ها و هنگام خطر باید حضور داشته باشند، نه اینکه فقط در هنگام تقسیم قدرت و ثروت پیدا شوند.

    اما شماری دیگر واکنش منفی نسبت به انتشار این عکس داشتند و گفتند که این عکس در همان روزهای نخستین سقوط دولت پیشین برای خودنمایی گرفته شد و هم اکنون این دو در خارج از افغانستان بسر می برند.

    لازم به ذکر است که عبدالحفیظ منصور به عنوان یک عضو تیم مذاکره کننده دولت پیشین با طالبان حدود دو ماه پیش از سقوط دولت طی نشستی در کابل هشدار داده بود که اشتباهات اشرف غنی و حامد کرزی کشور را به آستانه سقوط برده است.

  • معین پیشین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ: نخبگان کشور در بیست سال گذشته فرودستی خود را پذیرفته بودند

    معین پیشین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ: نخبگان کشور در بیست سال گذشته فرودستی خود را پذیرفته بودند

    سقوط حکومت اشرف غنی و روی‌کارآمدن طالبان که با تأکید بر تبار پشتون و نادیده‌گرفتن اقوام دیگر انجام شد بیانگر شکست و ناکامی جمهوری بیست ساله و حامیان بین المللی‌اش در پروژه ملت‌سازی در جامعه افغانستان است. اکنون این پرسش مطرح می شود که چرا این پروژه به شکست رسید.

    «عبدالمنان شیوای شرق»، معین سابق نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، در مورد نقش رسانه‌ها برای تقویت و تضعیف ملت‌سازی طی ۲۰ سال اخیر گفت: رسانه‌های افغانستان در ۲۰ سال پساطالبانی فاقد یک گفتمان مستولی شده بر سرنوشت افغانستان بودند. علاوه بر این، میرندگی رسانه‌ها و پروژه‌ای بودن‌شان سبب شد که بسیاری از چیزها در اوضاع پساطالبانی شکل نگیرد.

    فرودستی خویش را در برابر پشتون‌ها پذیرفتیم!

    شیوای شرق از نگرش مسلط به تاریخ افغانستان انتقاد کرد و گفت: باورم این است که هیچ‌کدام از ما تاجیکان و هزارگان و ازبکان و دیگر اقلیت‌هایی که در افغانستان هستند، حتی خود پشتون‌ها پندی از تاریخ نگرفتیم. توجه نکردیم که تاریخ ما تاریخی منسوخ  است و نیاز به یک تفکر انتقادی دارد و لازم است تمام فرادست و فرودست تاریخ را بازبینی کنیم.

    او به صراحت نخبگان تاجیک و هزاره را مورد انتقاد قرار داد و بیان کرد: حرف من نخبگان است نه عوام. این‌ها هیچ‌گاه علیه فرودستی روزگار برنخواستند و نخبه‌ترین هزاره را دیدم کوشش می‌کرد معاونت دوم را از آن خود کند که این در واقع پذیرش فرودستی است و به عنوان یک هارمونی بدنی در تاریخ سیاسی‌اش تبدیل شده است. همچنین نخبه‌ترین تاجیک را دیدم پس از جلسه بُن تلاش می‌کرد معاون اول باشد. هیچ کسی نگفته است من هم می‌توانم مثل یک اوغان که هنوز هم در اوج قدرت سیاسی در سردترین هوا چپلک می‌پوشد فرد نخست سیاست و مملکت باشم و زعامت را بگیرم و مدیریت سیاسی کنم.

    وی فرودستی را خصلت پذیرفته‌شده در فرهنگ امروز تاجیک و هزاره شمرد و اظهار داشت: ما علیه فرودستی نبودیم؛ پسامدش هم همین شد که سرنوشت فرودستی را بپذیریم. همین امروز در بامیان به مورچه‌ی کلان مورچه اوغو می‌گویند. این نوع اصطلاح‌سازی از هژمونی تاریخی می‌آید. از خوی استیلاپذیری و استبدادپذیری ما. این‌گونه که عبدالرحمان خان این همه از مردم ما را در شینوار، بدخشان و هزاره‌جات قلع و قمع کرد و ما همان سلطه و زورگویی او را در این مورچه کلان می‌بینیم و مورچه اوغو می‌نامیم. نتوانستیم نگاه فرودست را بزداییم.


    رسانه‌های جمهوریت گفت‌وگو و تفکر انتقادی نداشت!

    معین سابق نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان جامعه‌ی سیاسی و نخبگان افغانستان را فاقد گفت‌وگو خواند و به روشنی گفت: متأسفانه در اوج عصر اطلاعات و گفت‌وگو و رسانه‌ها، در روزگاری که هر فرد می‌تواند یک رسانه و منبر باشد، جامعه سیاسی و نخبگان افغانستان فاقد یک گفتگو است و زبانی برای تفاهم واقعا نداریم. ما بر سر یک میز گفتگو ننشستیم ببینیم چه چیزی منوط به ماست و چه چیزی از ما باید عوض شود. در جدی‌ترین گفتگوهای کابل بودم: از یادواره میرغلام محمدغبار تا سالگرد «تاج سر ما خالق هزاره». در حدود صد و هفتاد و چند برنامه‌های این‌چنینی شرکت کردم، ولی هیچ‌گاه یک گفتگوی سازنده، روشن‌فکرانه، انتقادی، راه‌گشا و گفت‌وگویی واقعاً فراتر از تبار و روایت خودی که ما را بافت دهد و به همگرایی ملی برساند چنین گفتگویی ندیدم.

    او آسیب جدی رسانه‌های دوران جمهوریت را در نقش‌آفرینی برای ملت‌سازی نداشتن تفکر انتقادی شمرد و افزود: وقتی تفکر انتقادی نیست، پدیدار کردن اندیشه نیست، اندیشه‌آفرینی نیست، گذار از وضعیت موجود نیست، میرندگی رسانه‌ها یک امر حتمی است. هشت صبح نام یک روزنامه است. بارها این هشت صبح را دیدم که دقیقا در هفت صبح مرده است. شما شماره امروزش را بردارید؛ روی کف دستتان می‌میرد. چون چیز تازه‌ای ندارد.

    شیوای شرق در ادامه گفت و گویش به شفقنا توضیح داد: یکی از چالش‌های اساسی جامعه نخبگان افغانستان همین است که گفت‌و گوی مورد نیاز و روز خود را مطرح نکردیم. رسانه‌ها آن عطشی را که باید رفع و گفت‌وگویی که باید پدیدار می‌کردند، طرح نکردند.

    وی افزود: در رسانه‌های ما مباحثی مثل ملت‌سازی، کثرت‌گرایی سیاسی، اصلاح اندیشه سیاسی، براندازی هژمونی تباری و قوم برای رسیدن به همگرایی فرهنگی و ایجاد یک گفتگو و گفتمان ملت و دولت و ملت‌سازی – دولت‌سازی ندیدم و نخواندم.

    در یک کلام رسانه‌های افغانستان در ۲۰ سال پساطالبانی فاقد یک گفتمان مستولی شده بر سرنوشت افغانستان هستند. هیچ نتوانستند این رویکرد را ایجاد کنند. میرندگی رسانه‌ها و پروژه‌ای بودن آنها سبب شد که بسیاری از چیزها در اوضاع پساطالبانی شکل نگیرد. معین نشرات که بودم ۴ هزار و ۷۳۵ رسانه در وزارت اطلاعات و فرهنگ ثبت‌نام کرده بود. وقتی یک دیتابیس یا بایگانی عمومی برایشان ساختم معلوم شد چه‌قدر رسانه جاری است و چه‌قدر نیست. هفده صد رسانه جاری بود در افغانستان و بقیه چون پروژه‌ای بود و سرچشمه‌ی تمویلش قطع شده بود همه مرده بودند. چنان مردنی که هیچ کس یادشان نمی‌کرد.

    نخبگان ستیزه‌جو نگذاشتند گفتمان ملت‌سازی در رسانه‌ها شکل بگیرد!

    شرق در آسیب‌شناسی رسانه‌های دو دهه اخیر و گفتمان ملت‌سازی، نخبگان ستیزه‌جو و ویرانکار را یکی از موانع مهم شمرد که با نفوذ و رسوب در پیکر جامعه رسانه‌ای افغانستان گفتمان ستیز و واگرایی را جایگزین و تقویت کردند. او تصریح کرد: نخبگان ستیزه‌جو و ویرانکار نقش بسیار خطرناک‌تر و مسموم‌کننده‌تری از رهبران نافرهمند پساطالبانی ما داشتند. اجازه دهید این جسارت را کنم که در افغانستان رهبری را نمی‌شناسم. طبق تعریف‌های اساسی و آکادمیک، رهبر الهام‌بخش و سرچشمه تفکر است و برای تمام کسانی که از او پیروی می‌کنند، الگوست و صلابت، اندیشه و تفکر دارد. برای آرمان و اندیشه خود جان بر کف است. بر سر قول خودش ایستاد است. رهبر نگاه مادی‌گرایانه ندارد و به رهایی و آزادی و ارزش‌هایی معطوف است که آن ارزش‌ها در جامعه انسانی سرآمد روزگار است.

    او زعامت طالبان در جامعه امروز افغانستان را یکی از پیامدهای کار نخبگان ستیزه‌جو و ویرانگر تلقی کرد و گفت: نتیجه‌‌اش همین شده است که ملاحسن آخوند دو ماه و چند روز بر کرسی سرنوشت ما تکیه بزند و حتی یک کلمه حرف هم در رسانه‌ها نزند. تاکنون حرفی از ملاحسن آخوند کسی نشنیده است. آدمی است صم بکم عم فهم لایرجعون. همان‌طور نشسته و بر سرنوشت تمام مدنیت و تاریخ و حوزه مدنی ما فرمانروایی می‌کند. این بخشی‌اش ناشی از پیامد کار نخبگان ستیزه‌جو و ویرانگر است. خلاصه سخن این‌که در ۲۰ سال پساطالبانی بر مباحث بنیادین و تأثیرگذار و سازنده مثل ملت‌سازی و دولت – ملت آن‌گونه‌ای که بایسته‌ی خرد است نپرداختند. کارشان روزمرگی، فصلی و گذرا بود و به همین دلیل ما برآیند را می‌بینیم که بر مراد ما نیست.

  • امریکا از غارت معادن اورانیوم افغانستان چندین برابر پولی که در افغانستان خرج کرده را به دست آورده است

    امریکا از غارت معادن اورانیوم افغانستان چندین برابر پولی که در افغانستان خرج کرده را به دست آورده است

    خروج امریکا از افغانستان پس از بیست سال در حالی صورت گرفت که امریکایی ها مدعی بودند میلیاردها دالر در این کشور خرج کرده اند و هزاران سرباز خود را از دست داده اند.

    نگاهی واقع گرایانه به کارنامه حضور بیست ساله امریکا در افغانستان اما چیز دیگری را نشان می دهد: در طی این بیست سال امریکا در افغانستان « هیچ  دانشگاهی نساخت، پل و بند برق و فابریکه نساخت، پروژه های عام المنفعه ایجاد نکرد و در بخش صنعت» هم هیچ کاری نکرد.

    نگاهی به برخی گزارشات و واقعیات بسیاری از ناگفته های حضور امریکا در افغانستان را مشخص می سازد:

    سازمان ناسای آمریکا معدن اورانیوم استان هلمند را ۳.۵ میلیون تن بر آورد کرده بود.

    روسها دو معدن دیگر از اورانیوم در استان پروان و هرات شناسایی کرده اند اما مقدار و حجم آن اطلاعی در دست نیست.

    در زمان بن لادن هفته ای یک پرواز اورانیوم از هلمند به دُبی صورت می گرفته است.

    پس از ورود آمریکا به افغانستان تنها استانی که در مدت ۲۰ سال نه در اختیار دولت افغانستان بود و نه در اختیار طالبان ، ولایت هلمند بوده است.

    هیچ اطلاعی وجود ندارد که پس از بن لادن روزانه چه مقدار اورانیوم توسط آمریکایی ها از استان هلمند به خارج از افغانستان قاچاق شده است.

    در یک تخمین ساده می توان گفت : اگر ۳.۵ میلیون تن را بر ۲۰ سال حضور آمریکا تقسیم نماییم با یک حساب سرانگشتی ساده آمریکا طی ۲۰ سال گذشته به صورت متوسط  ماهانه بیش از ۱۵ تُن قاچاق اورانیوم از هلمند داشته است و با توجه به اینکه قیمت یک پوند اورانیوم ناخالص در سال ۲۰۰۷ ، حدود ۱۴۰ دلار بوده است، باید گفت آمریکا تنها از معدنِ خانشین هلمند بیش از 1080 میلیارد دلار سرمایه ملت افغانستان را غارت کرده است، مبلغی در حدود چهار برابر پولی که آمریکا مدعی مصرف آن در افغانستان است.

    استان هلمند کاربرد دیگری نیز برای آمریکا داشته است؛ سالانه ۹۰ درصد تریاک جهان ( به ارزش ۵ میلیارد در سال ) در هلمند تولید می شده است و این یعنی امریکا طی بیست سال گذشته ۱۰۰ میلیارد دلار سود نامشروع از افغانستان به دست آورده است.

    از سویی هم بیش از ۸ میلیون انسان بر اثر جنگ افغانستان طی ۲۰ سال گذشته آواره شده است و با توجه به اینکه حداقل گردش مالی قاچاق انسان در اروپا سالانه ۶ میلیارد دلار است می توانن گفت امریکا طی ۲۰ سال گذشته ۱۲۰ میلیارد دلار از بابت قاچاق انسان سود مادی به جیب زده است.

    آمریکا تنها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۵۷ میلیارد دلار فروش اسلحه در خاور میان داشته است، اگر حداقل فروش سالانه آمریکا در خاور میانه را ( طی ۲۰ سال ) ۳۰ میلیون دلار بر آورد کنیم ، سود تجارت اسلحه آمریکا طی بیست سال گذشته به بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار می رسد ( دو برابر پولی که ادعا دارد ، در افغانستان مصرف کرده ).

    در نهایت باید گفت آمریکا طی بیست سال گذشته 300 میلیارد دلار در افغانستان مصرف کرده اما در کم ترین حالت بیش از  1900 میلیارد دلار  سود برده است، مبلغی بیش از ۶ برابر هزینه اولیه.  

    خروج آمریکا از افغانستان نوعی سرمایه گذاری تازه برای خلق بحران جدید در منطقه و دوام تجارت سیاه خویش است.

    مشکور کابلی

  • پاکستان گروهی تندرو را برای بی ثبات سازی ساختار طالبان ایجاد کرده است

    پاکستان گروهی تندرو را برای بی ثبات سازی ساختار طالبان ایجاد کرده است

    مجله فارین پالیسی در گزارشی آورده است که سازمان استخبارات پاکستان (آی اس آی) اقدام به ایجاد گروه هایی شبه نظامی کرده است تا از این طریق بتواند قدرت طالبان در افغانستان را در کنترل خود داشته باشد.

    این مجله به استناد برخی اسنادهای استخباراتی محرمانه آورده است که سازمان استخبارات پاکستان سال گذشته میلادی اقدام به تاسیس گروهی تحت نام «ائتلاف دعوت اسلامی» کرد تا از این طریق بتواند طالبان را در افغانستان مهار کند.  

    براساس گزارش، این ائتلاف وابسته به گروه داعش شاخه خراسان نیست، و همچنین با تحریک طاالبان پاکستان و افغانستان نیز تفاوت دارد، اما به لحاظ عقیدتی گروهی کاملا تندرو است.

    براساس این اسناد محرمانه که قبلا در اختیار دولت پیشین قرار گرفته بود، هدف از ایجاد این جبهه در ابتدا کمک برای پیروزی طالبان در افغانستان بود.

    یک منبع اطلاعاتی که خواسته نامش فاش نگردد، می گوید که هدف کنونی این جبهه اما پس از به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان، بی ثبات سازی طالبان با توانمندسازی افراط گرایی در سطح کشور است.  

    گفته می شود که تعداد جنگجویان جبهه دعوت اسلامی به 4500 سرباز می رسد که هدف اصلی آن زنده نگه داشتن روحیه حملات افراط گرایانه به منظور تحمیل خواسته های استخبارات پاکستان بر طالبان است.