دسته: برگزیده ها

  • نمایندگان غیرحاضر و فیس بوک باز مجلس را به زانو در آورده اند

    نمایندگان غیرحاضر و فیس بوک باز مجلس را به زانو در آورده اند

    با وجودی‌ که مجلس نماینده‌گان ۲۵۰ عضو دارد، اما اکثر اعضای آن در نشست‌های عمومی مجلس حاضر نمی‌شوند. غیرحاضری اعضای مجلس نماینده‌گان هرچند بحث تازه‌ای نیست، اما در این روزها به گفته‌ی نماینده‌گان حاضر در مجلس، به یک رسم بدل شده است؛ طوری‌ که روز چهارشنبه به دلیل تکمیل نبودن نصاب، یک قانون از تصویب باز ماند. این روند اما با واکنش‌های تند سایر اعضای مجلس نماینده‌گان روبه‌رو شده است. شماری از نماینده‌گان، از رییس مجلس انتقاد کردند و خواستند وکلای غیرحاضر را نظر به اصول وظایف داخلی از مجلس کشیده و معاش‌شان را قطع کند. از سویی‌ هم شماری دیگر از اعضای مجلس نماینده‌گان، برخی از همکاران‌شان را به «پوپولیست بودن» متهم کردند. به گفته‌ی ‌آن‌ها، شماری از وکلای مجلس برای‌ این‌که به موکلان‌شان نشان دهند که در مجلس حاضر اند و از حقوق‌شان دفاع می‌کنند، در ساعت امتیازی صحبت می‌کنند و ویدیوی آن را در شبکه‌های اجتماعی به نشر می‌رسانند. به این ترتیب پس از ساعت امتیازی که جلسه رسمی شروع می‌شود، مجلس را ترک می‌کنند.

    خالد اسد، نماینده مردم پکتیکا در مجلس نماینده‌گان، از غیرحاضری دوام‌دار تعدادی از اعضای مجلس نماینده‌گان انتقاد کرد و گفت، به دلیل تکمیل نبودن نصاب، چندین قانون و فرمان از تصویب بازمانده است. او از رییس مجلس نماینده‌گان خواست که با نماینده‌گان غیرحاضر مطابق اصول وظایف داخلی مجلس برخورد کند. وی بیان داشت که روزهای غیرحاضری اعضای مجلس معلوم است، از این رو مطابق اصول و طرزالعمل باید از جلسه کشیده و یا هم معاش‌شان قطع شود. این در حالی است که برای تکمیل شدن نصاب، حداقل ۱۲۷ عضو مجلس حاضر باشند تا مجلس بتواند قانون و یا فرامین را به رأی بگذارد.

    حجت‌الله خردمند، نایب منشی مجلس نماینده‌گان، ضمن تأیید غیرحاضری برخی از وکیلان بیان داشت که در ساعت امتیازی مجلس اکثر نماینده‌گان حضور دارند، اما با ختم ساعت امتیازی بخش بزرگی از آن‌ها منتظر جلسه رسمی نمی‌مانند و مجلس را ترک می‌کنند. او به عنوان نمونه به حاضری روز چهارشنبه این مجلس اشاره کرد و گفت که در ساعت امتیازی ۱۸۰ وکیل حاضری‌شان را امضا کرده‌اند، اما با ختم ساعت امتیازی، کم‌تر از ۶۰ وکیل در تالار مانده‌اند.

    از جانب دیگر نایب منشی مجلس نماینده‌گان برخی از همکارانش را به عوام‌فریبی متهم کرد. او گفت، اکثر وکیلان برای این‌که در ساعت امتیازی صحبت و ویدیوی آن را ثبت کنند، حاضر می‌شوند و سپس مجلس را ترک می‌کنند. خردمند افزود، این وکیلان برای این‌که به موکلان‌شان نشان دهند که در مجلس حضور دارند و از حقوق‌شان دفاع می‌کنند، در ساعت امتیازی حرف می‌زنند و ویدیوی سه دقیقه‌ای‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به نشر می‌رسانند. وی تصریح کرد که آن‌ها فقط می‌آیند و حرف می‌زنند و تالار را ترک می‌کنند. او گفت: «ما همین حالا قانون برای رای‌گیری داریم. این قانون برای کیست؟ برای موکلان‌شان است. چرا نمی‌نشینند و کارت سرخ و سبزشان را بالا نمی‌کنند و وظیفه‌‌ی‌شان را اجرا نمی‌کنند؟ این به جز پوپولیستی و عوام‌فریبی، چیز دیگری نیست.»

    بلقیس روشن، نماینده مردم ولایت فراه، نیز از غیرحاضری همکارانش انتقاد کرد و گفت که باید همانند ادارات دولتی برای نماینده‌گان مجلس نیز حاضری الکترونیکی ایجاد شود. او گفت که با این روش زمان دقیق دخول و خروج نماینده‌گان از مجلس مشخص می‌شود که در کدام ساعت می‌آیند و در کدام ساعت دوباره خارج می‌شوند. از سوی دیگر خانم روشن رییس مجلس را به ناتوانی در تطبیق قانون متهم کرد و گفت، با وجودی ‌که ۲۵۰ وکیل در مجلس هستند، اما در نشست‌ها کم‌تر از ۱۰۰ نفر حاضر می‌شوند. او از فریدون مومند، نماینده مردم ننگرها، امان‌الله گذر، نماینده مردم ولایت کابل، حبیب‌الرحمن سیاف، نماینده مردم کابل و میرویس یاسنی، نماینده مردم ننگرهار به عنوان غیرحاضران یاد کرد و از رییس مجلس خواست که با آن‌ها مطابق قانون برخورد کند.

    هم‌چنان خانم روشن از بر‌خورد دوگانه رییس مجلس با نماینده‌گان انتقاد کرد. او گفت با وجودی‌ که یک بار در سفرش به ولایت بامیان به پارلمان رقعه نیز داده و از مجلس رخصت خواسته است، با آن‌ هم خانه حاضری‌اش قید شده و به عنوان غیرحاضر حساب شده است. او گفت: «یک روز رقعه نوشته کردم در بامیان می‌رفتم، با آن‌ هم نامم در جمع غیرحاضران بوده است، اما شاهزاده‌هایی که هیچ نمی‌آیند، نام‌شان در صدر لیست امضا‌کننده‌گان است. این‌ها بعد از سه ماه می‌آیند حاضری‌ها را امضا می‌کنند.»

    با این‌همه او از رییس مجلس خواست که باید مطابق اصول وظایف داخلی مجلس برخورد شود و معاش غیرحاضران قطع و به مأموران و کارمندان پایین‌رتبه دولت داده شود. گفتنی است که یک عضو مجلس زمانی از جلسه کشیده و معاشش قطع می‌شود که ۴۵ روز در مجلس حضور نداشته باشد.

  • دیده بان پارلمان افغانستان: تنها 4 نماینده گزارش ولایتی رخصتی تابستانی خود را به مجلس ارائه کرده است

    دیده بان پارلمان افغانستان: تنها 4 نماینده گزارش ولایتی رخصتی تابستانی خود را به مجلس ارائه کرده است

    گزارش دیده بان پارلمان افغانستان که یک نسخه‌ی آن به رسانه ها رسیده، نشان می‌دهد تنها چهار نماینده پارلمان پس از رخصتی‌های تابستانی، گزارش‌های ولایتی شان را به مجلس نمایندگان ارایه کرده‌اند.

    از سویی هم گزارش این دیده بان نشان می‌دهد در ماه سپتامبر، تنها ۷ جلسه‌ی عمومی برگزار شده است که از آن جمله ۲ جلسه‌ی آن به دلیل غیرحاضری نمایندگان، نصاب آن تکمیل نبوده است. بر اساس این گزارش، ۵۲ درصد از نمایندگان افغانستان در ماه سپتامبر امسال غیرحاضر بوده‌اند و تنها ۴۸ درصد آن‌ها در جلسات عمومی شرکت کرده‌اند.

    مجلس نمایندگان افغانستان در ماه سپتامبر، یک جلسه‌ی استجواب، دو جلسه‌ی قانون‌گذاری و پنج جلسه‌ی استماعیه داشته‌اند.

    دیده بان مجلس نمایندگان، یکی ازبرنامه‌های نهاد مطالعات زنان برای صلح است که برای آگاهی مردم از عمل‌کرد مجلس نمایندگان، افزایش مشارکت مردم درتصامیم، بالابردن شفافیت وپاسخ‌گویی این مجلس، از کارکرد پارلمان نظارت کرده و یافته‌های خود را با مسوولان جامعه‌ی مدنی و رسانه‌ها شریک می‌کند. این برنامه نظارتی از هفت سال بدینسو، توسط نهاد مطالعات زنان برای صلح اجرا می‌شود.

    گزارش‌های ولایتی

    گزارش دیده بان پارلمان افغانستان نشان می‌دهد که پس از رخصتی‌های تابستانی مجلس نمایندگان، در ماه اگست تنها نمایندگان چهار ولایت گزارش ولایتی شان را به مجلس ارایه کرده‌اند. این نمایندگان شامل عبدالظاهر سالنگی، نماینده پروان، محبوبه رحمت نماینده سمنگان، مولوی ذبیح‌الله عتیق نماینده بدخشان و رمضان بشردوست نماینده کابل می‌شود.

    در اصول و وظایف داخلی مجلس نمایندگان افغانستان از رخصتی‌های ۹۰ روزه نمایندگان مجلس، تحت عنوان «تعطیلات تابستانی و زمستانی» به آن اشاره شده است.

    در ماده چهل‌ودوم این اصول‌نامه آمده است: « موعد تعطیلات تابستانی و زمستانی به ترتیب از اول اسد تا پانزدهم سنبله و از اول دلو الی پانزدهم حوت هر سال می‌باشد. در صورت ضرورت، با در نظر داشت موارد خاص صلاحیت ولسی‌جرگه که در ماده ۹۱ قانون اساسی آمده است جرگه می‌تواند طور دیگر تصمیم بگیرد.»

    ماه گذشته نمایندگان مجلس از یک رخصتی ۴۵ روزه برگشتند و کار خود را دوباره در این مجلس آغاز کردند. رخصتی‌های ۴۵ روزه تابستانی و زمستانی معمولا به منظور ارتباط بیشتر با مردم صورت می‌گیرد، تا زمینه درک و رسیدگی به مشکلات آنان فراهم شود و دیدگاه‌های آنان با نمایندگان‌شان مطرح شود. برقراری ارتباط این نمایندگان با مردم در دو رخصتی تابستانی و زمستانی می‌تواند زمینه مشارکت بیشتر مردم را در روند تصمیم‌گیری فراهم کنند. با این حال این ارتباط می‌تواند، دیدگاه نمایندگان را در مورد موکلین‌شان روشن‌تر کرده و در تصمیم‌گیری‌های شان واقع‌بینانه‌تر عمل کنند.

    در حال حاضر ارتباط مردم و نمایندها به سنتی‌ترین شکل ممکن وجود دارد و این روش ناکارآمد و دسترسی مردم را به نمایندگان محدود می‌کند. این ارتباط بیشتر از طریق تلفون و در برخی موارد از طریق دفاتر نمایندگان انجام می‌شود که مردم کم‌تر به نمایندگان شان دسترسی دارند.

    بنابر این از دید حقوقی استفاده‌ی کلمه رخصتی یا تعطیلی برای این دو دور بازدید نمایندگان از موکلان شان، درست نیست. چنین کلمه‌ای سبب شده که شمار زیادی از نمایندگان مجلس، آن‌را رخصتی قلم‌داد کرده و به‌جای سفر به ولایات و شنیدن شکایات موکلان‌شان در مورد بودجه‌های توسعه‌ای و سایر مشکلات اجتماعی، به کشورهای خارجی برای تفریح سفر کنند.

    صبح کابل

  • جنگ در هلمند و صلح در قطر، طالبان به دنبال چه هستند؟

    جنگ در هلمند و صلح در قطر، طالبان به دنبال چه هستند؟

    درگیری‌های خشونت‌بار در ولایت هلمند وارد چهارمین روز شده است. هزاران جنگ‌جوی گروه طالبان برخلاف تعهدشان در موافقت‌نامۀ صلح این گروه با امریکا بر بخش‌هایی از حوزۀ سوم شهر لشکرگاه حمله کردند. طالبان در موافقت‌نامۀ صلح دوحه به جانب امریکا تعهد سپرده‌اند ‌که از انجام حمله‌های گسترده بر مرکز شهرها و ولایت‌های کشور خودداری خواهند کرد. اما اکنون حملۀ این گروه بر شهر لشکرگاه، هزاران باشندۀ ولایت هلمند را آواره کرد است و یکی از بزرگ‌ترین حمله‌های طالبان در سال جاری پنداشته می‌شود. هرچند نیروهای امنیتی دولت افغانستان این حملۀ جنگ‌جویان طالبان را عقب‌زده‌اند، اما هدف طالبان تصرف مرکز ولایت استراتژیک هلمند بوده است.

    پرسش اساسی این است که طالبان در شرایطی که نمایندگان سیاسی‌شان مصروف رأی‌زنی و گفت‌وگو با نمایندگان دولت افغانستان هستند تا گرۀ کور صلح گشوده شود، این گروه از انجام این دست حمله‌های خشونت‌بارِ توحش‌گستر چه می‌خواهند و یا به زبان دیگر این حمله‌های بزرگ در آستانۀ مذاکرات بین‌الافغانی که چشم جهان و مردم جنگ‌زدۀ افغانستان به آن دوخته شده است، چه معنا و پیامی دارد؟

    اختلاف‌های درونی و وابستگی‌ بیرونی

    طالبان همواره اختلاف‌های درون‌گروهی در سطح رهبری‌شان را از چشم و گوش مردم و جنگ‌جویان عادی‌شان پنهان یا انکار کرده‌اند. اما در موارد زیادی نشانه‌های این اختلاف بر سر جنگ و صلح و ‌سیاست‌های کلان این گروه در رسانه‌ها درز کرده است. رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی کشور باور دارد که حملۀ طالبان بر ولایت هلمند نشانه‌یی از اختلاف‌های درونی و وابستگی بیرونی این گروه در سیاست‌های بزرگ آنان است.

    به باور آقای نبیل، گروهی از جنگ‌جویان طالبان که به یک کشور دیگر همسایه وابستگی دارند، جنگ خون‌بار هلمند را برنامه‌ریزی کرده‌اند و این نشان‌دهندۀ دو واقعیت مهم و اساسی است که طالبان همواره آن را پنهان و انکار می‌کنند. نخست این که نمایندگان طالبان در قطر بر همۀ جنگ‌جویان این گروه که در میدان‌های نبرد قرار دارند، کنترل ندارند و موضوع دیگر این که طالبان وابستۀ کشورهای بیگانه‌اند و هر گروه طالبان به ساز یک کشور جداگانه می‌رقصد.

    نزدیکی به هدف؛ میز صلح و میدان جنگ

    سیاست‌های امریکا در کم‌تر از دو سال پسین برای طالبان جانِ تازه‌یی بخشیده است و این گروه را از قهر زمین به عنوان پیکارجویان شورشی که مشروعیت سیاسی و منطقه‌یی نداشتند، به اوج مشروعیت بین‌المللی کشاند و بخش بزرگی از خواسته‌های این گروه را در موافقت‌نامۀ صلحی که بین امریکا و طالبان منعقد شد، به رسمیت شناخت. از همین‌رو، طالبان اکنون خود را به هدف واقعی‌شان نزدیک می‌دانند.

    نزدیکی به هدف یک بحث روان‌شناختی – سیاسی در چرایی انقلاب و خشونت است. هر چه یک ارگانیسم به هدف نزدیک‌تر باشد، تمایل دسترسی به آن هدف در او بیشتر می‌شود. هینر و براون دو پژوهش‌گری هستند که در این باره پژوهشی را انجام داده و نتیجه گرفته‌اند که هر چه یک شخص به هدف فعالیت‌های خود نزدیک‌تر باشد، شدت واکنش‌های او برای رسیدن به هدفش افزایش می‌یابد.

    با این پس‌زمینه، طالبان از یک‌سو در میز مذاکره و از سوی دیگر در میدان‌های جنگ خود را به هدف واقعی‌شان نزدیک‌تر می‌بینند. هدف‌هایی که برای طالبان چند سال پیش رویا و دست‌نیافتنی بود، امروز به زعم آن‌ها به بوتۀ حقیقت نشسته و از این‌رو، انگیزه و واکنش آنان در میدان‌های جنگ برخلاف تعهد این گروه مبنی بر قطع حمله‌های گروهی و بزرگ در مرکزهای شهرها بیشتر شده است. تبیین نزدیکی به هدف یکی از تحلیل‌های افزایش خشونت‌ها توسط طالبان در چند ماه گذشته می‌باشد.

    تعهد طالبان؛ از میز صلح تا میدان جنگ

    طالبان در موافقت‌نامۀ خود با امریکا تعهد کرده‌اند که بر مرکزهای شهرها و شاهراه‌های کشور حمله‌های بزرگ و گروهی راه‌اندازی نمی‌کنند. جنگ هلمند که وارد چهارمین روز شده است و در حدود ۳۵ هزار باشندۀ این شهر بر اثر خشونت‌ها بی‌خانمان و آواره شده‌اند، یکی از بزرگ‌ترین حمله‌های این گروه در یک سال پسین پنداشته می‌شود. این نشان می‌دهد که تعهد طالبان از میز مذاکره تا میدان جنگ تفاوت‌های چشم‌گیری دارد.

    امریکایی‌هایی که با طالبان موافقت‌نامه‌یی را امضا کرده‌اند و به گونۀ بی‌سابقه به این گروه مشروعیت سیاسی و بین‌المللی داده‌اند، باید نسبت به تعهدات این گروه مبنی بر توافقات‌شان بازنگری کنند. طالبان سابقۀ پر رنگی در تعهدشکنی و بی‌حرمتی به توافقات سیاسی و شخصی دارند. از این‌رو، عدم بازنگری در تهعدات و توافقات بدون ضمانت اجرایی، افغانستان را به صلح واقعی نمی‌رساند.

    همۀ این دلایل حاکی از آن است که طالبان در میز مذاکره قطر و میدان‌ جنگ هلمند چه می‌خواهند؟ آنان جز رسیدن به مدینۀ خشونت‌بار و استبدادآور زیر نام «امارت اسلامی» که در آن ملا‌های سنتی و افسرهای پاکستانی جولان کنند، راضی نمی‌شوند و ادامۀ خشونت‌های گسترده از سوی این گروه نشان می‌دهد که اهداف پنهان این گروه در افغانستان چیزی دیگری است. توییت‌های گاه و بی‌گاه دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج نیروهایش از افغانستان برای طالبان انرژی بیشتری می‌دهد و آنان خواب پیروزی را در قصرهای شیک عرب‌های دوحه می‌بینند.

    نشانه

  • امریکا در جنگ افغانستان شکست خورده است

    امریکا در جنگ افغانستان شکست خورده است

    با گذشت نزدیک به ۲۰ سال از ورود و حضور نیروهای آمریکا در افغانستان، نه تنها جنگ در کشور پایان نیافته بلکه فقر، نا امنی، خشونت و خونریزی در این سالها همچنان ادامه داشته است و حالا در آستانه خروج نیروهای بیگانه از کشور با نگاهی به این سال ها می توان دید که آمریکا بازنده این جنگ طولانی مدت بوده است.

    نشریه فارن پالیسی روز دوشنبه نوشت: «نوزده سال پیش و پس از حادثه تروریستی یازده سپتامبر در مرکز تجارت جهانی، آمریکا برای شکست دادن و بیرون راندن طالبان از افغانستان وارد این کشور شد. پس از سالها جنگ، خونریزی و ویرانی این حضور تاثیری در بهبود وضعیت افغانستان نداشته و آمریکا همچنان با جنگ های پر شماری دست به گریبان است. سال ۲۰۰۱ آمریکا به منظور دستگیری و کشتن “ملاعمر” حمله مسلحانه ای به قندهار انجام داد که به کشته شدن شماری از غیرنظامیان انجامید اما ملاعمری در کار نبود؛ چنین حملاتی بارها و بارها برای کشتن نیروهای طالبان انجام شد اما در برخی از آنها حتی یک تروریست طالبان نیز وجود نداشت و تنها مردم عادی کشته می شدند.

    این نشریه افزود: این حملات بسیاری از مردم افغانستان به ویژه صحرا نشینان را آواره ساخت و عزیزانشان را از آنها گرفت. بسیاری نیز خانه های خود را رها کرده از افغانستان فرار کردند. طالبان از این فرصت استفاده می کرد و بستگان افرادی که در این حملات هوایی کشته می شدند را برای پیوستن به طالبان دعوت می کرد و از این طریق برای خود نیرو جمع می کرد و به نیروهای خود می افزود. حتی بسیاری از افرادی که با طالبان مخالف بودند نیز با آغاز چنین حملاتی از سوی نیروهای خارجی به طالبان ابراز همدردی کردند.

    در ادامه این گزارش آمده است: پس از انجام توافق میان آمریکا و طالبان، چندی است که طالبان موافقت کرده است با دولت افغانستان وارد مذاکره شود؛ این مذاکرات در دوحه قطر انجام می شود. با این وجود همچنان جنگ در برخی ولایت های افغانستان میان نیروهای دولتی و طالبان در جریان است. مردم افغانستان در فقر به سر می برند و از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم هستند.

    فارن پالیسی در پایان نوشت: به نظر می رسد ایالات متحده از زمان ورود به افغانستان نیز بازنده بوده است. در حال حاضر رهبران این گروه مقابل مقامات آمریکا و افغانستان نشسته و مذاکره می کنند. دولت دونالد ترامپ اعلام کرده است که تا سال جدید میلادی تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهد کرد. حالا پس از دو دهه وعده ساختگی، اشتباهات جدی سیاسی، شکست های پرشمار و ویرانی، هنوز هم آینده افغانستان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

  • سناریوی احتمالی در مذاکرات بین الافغانی دوحه

    سناریوی احتمالی در مذاکرات بین الافغانی دوحه

    گفتگوهای بین ‏الافغانی، پس از امضای توافقنامه میان امریکا و طالبان در دوحه قطر و همچنین اجرای پیش‏ شرط ‌های گفتگوهای بین ‏الافغانی، سومین مرحله از روند صلح افغانستان محسوب میشود که از زمان به قدرت رسیدن ترامپ در امریکا در سال ۲۰۱۶ به اجرا درآمده است. در بخش اول این روند، طرفین درباره مواردی همچون تضمین‌های ضدتروریستی، خروج نیروها، گفتگوهای بین الافغانی و آتش ‏بس جامع به توافقاتی دست پیدا کردند. هر چهار مسئله مورد توافق از سوی کنشگران داخلی و خارجی افغانستان بسیار حائز اهمیت بود و هر یک از بازیگران صحنه سیاسی افغانستان در تلاش بودند با لحاظ نمودن اولویت‌های خود، روند صلح را بر اساس موضوعات مدنظرشان هدایت کنند؛ با این حال دولت افغانستان از روی ناچاری و تحت فشارهای امریکا، با پذیرش پیش شرط ‌های آغاز گفتگوی بین الافغانی و اجابت آن‌ها؛ از جمله آزادی زندانیان دو طرف؛ نهایتاً با وقفه‌ای چند ماهه بستر لازم برای برگزاری گفتگوهای بین الافغانی را فراهم نمود و سومین مرحله کلیدی از روند صلح در روز شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ رسماً در حضور وزیر امور خارجه ایالات متحده و مشارکت وبیناریِ وزاری امور خارجه چین، پاکستان، هند، ازبکستان، ترکمنستان، نمایندگان کشورهای اروپایی و همچنین دبیرکل سازمان ملل آغاز شد.

    مرحله سوم روند صلح افغانستان را می‌توان مهم‌ترین مرحله روند صلح افغانستان قلمداد کرد. در صورت توافق طرفین برای رسیدن به صلح، می‌توان چشم‌انداز مثبتی برای افغانستان قائل شد، اما در صورت عدم دستیابی به یک توافق پایدار و عبور از صلح، آینده افغانستان، دغدغه‌ای مهم برای بازیگردانان صحنه افغانستان به شمار می‌رود.

    در حال حاضر، از شواهد و قرائن اینگونه پیداست که هدف اصلی ایالات متحده چیزی جز بیرون کشیدن بخشی از نیروهای نظامی امریکا از افغانستان نیست و ترامپ درصدد است با کمترین هزینه شرایط خروج امریکا از افغانستان را فراهم کند. با این وجود چشم‌انداز مشخصی از طرح و برنامه امریکا برای رسیدن به این هدف در دسترس نیست. اینکه امریکا با چه اهرمی و با چه ابزاری می‌خواهد و می‌تواند گفتگوهای بین‏ الافغانی را هدایت کند تا به هدف اصلی خود برسد کماکان موضوعی مبهم است، اما می‌توان اینگونه تصور کرد که در صورت عدم موفقیت گفتگوهای بین الافغانی، هزینه‌های خروج امریکا از افغانستان با افزایش چشم‏گیری همراه خواهد بود.

    با نگاهی به ماهیت دور اول گفتگوهای بین ­الافغانی، روشن است که گفتگوهای پیش رو، بسیار فراتر از رایزنی و گفتگو درباره پیدا کردن راه حل مسئله مناقشه برانگیز است و در آینده باید منتظر چانه زنی سخت و سطح بالا میان کنشگران داخلی و خارجی افغان باشیم، اما اینکه آیا گفتگوها و چانه زنی‌های بین الافغانی آخرین مرحله از کنش سیاسی بازیگران درگیر در افغانستان است یا مراحل دیگری نیز قابل تصور است؛ موضوعی است که به نتیجه گفتگوها پیوند خورده و قاعدتاً به آینده موکول می­شود.

    با توجه به اختلافات عمیق طرفین افغان، نمی‌توان انتظار داشت که این مذاکرات در مدت زمان کوتاهی به نتیجه برسد، اما با توجه به نقش و میزان اثرگذاری ایالات متحده بر مذاکرات و نیاز ترامپ به استفاده تبلیغاتی از مذاکرات بین ­الافغانی در فرصت کوتاه باقیمانده تا انتخابات ۱۳ آبان با جو بایدن، به نظر می‌رسد گفتگوهای بین الافغانی فعلا استمرار داشته باشد.

    با توجه به مواضع طالبان که در این مدت توانسته امتیازات معتنابهی از امریکا بگیرد و همچنین مواضع دولت افغانستان که طی مدت گذشته مجبور شده با ارائه امتیازات بی حد و اندازه، به مرحله سوم گفتگوهای بین الافغانی ورود کنند، اهمیت گفتگوهای بین ­الافغانی دو چندان شده و بر دشواری‌های آن افزوده است. در این مذاکرات، هیأت دولت افغانستان، از ضرورت حفظ جمهوری اسلامی و آمادگی برای تسهیم قدرت با طالبان صحبت به میان آورده است بطوریکه اشرف غنی در سفر خود به ولایت بامیان به مردم وعده داده با تمام توان از ارزش‌های دموکراسی و حقوق مردم در تعیین حکومت بعدی دفاع خواهد کرد. در طرف مقابل، طالبان بر ضرورت برپایی و استقرار نظام اسلامی و ضرورت مبنا قرار گرفتن فقه حنفی به عنوان دستور اجرای قوانین صحبت به میان آورده است. با توجه به شروطی که طرفین برای یکدیگر مطرح کرده اند، گفتگوهای بین الافغانی، از حالت تلاش و رایزنی برای حل مسئله اختلافی عبور کرده و تبدیل به چانه­ زنی میان طرفین شده است. موفقیت در این چانه زنی، ریشه در عوامل مختلف دارد که تعیین کننده موفقیت و یا عدم موفقیت آن می‌باشند. با این وجود پرسش اینجاست که چه سناریوهایی می‌توان برای ادامه گفتگوها متصور بود؟

    یکی از سناریوهایی که می‌توان برای گفتگوهای بین الافغانی تصور کرد، شکست گفتگوها پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکاست. شکست گفتگوهای بین الافغانی به معنای پایان تلاشها و خارج شدن روند صلح از مسیر سیاسی و بازگشت به مسیر جنگ است. شکست گفتگوها پیش از انتخابات، موضوعی نشدنی نیست، اما با توجه به پافشاری ترامپ در تسریع و تقویت گفتگوها، به نظر می‌رسد، احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. به‌ویژه آنکه طالبان بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کرد توانسته از ترامپ امتیاز بگیرد و لذا حاضر نیست دست به اقداماتی بزند که پیش از انتخابات، پل‏ه ای پشت سر خود را خراب و مسیر پیش روی خود را ناهموار کند.

    دومین سناریوی ممکن، شکست گفتگوها پس از انتخابات ریاست جمهوری امریکاست. در صورت شکست گفتگوها، شکی نیست که میزان خشونت در افغانستان شدیدتر خواهد شد. با افزایش میزان سطح خشونت‌ها، بازگشت مجدد به میز گفتگو دشوار خواهد بود. توافق در پای میز مذاکره برای هر دو طرف مذاکرات، ارزشمندتر از ان است که بخواهند در صحنه میدانی و از طریق نظامی و با استفاده از ابزار خشونت و کشتار یکدیگر به آن دست پیدا کنند، لذا طرفین حتی المقدور بر تداوم گفتگوها پافشاری خواهند کرد و تلاش می‌کنند ترک کننده میز مذاکره لقب نگیرند. هر چند در میان مدت احتمال شکست مذاکرات وجود دارد.

    سومین سناریویی که می‌توان از مذاکرات بین الافغانی متصور بود، توافق طرفین برای حرکت در مسیر مشخص برای رسیدن به هدفی است که هر یک از آن‌ها تلاش می‌کنند. آتش بس و اصلاح ساختار سیاسی دو هدف کوتاه مدتی است که طرفین گفتگوها درباره آن اتفاق نظر دارند، درحالیکه تشکیل دولت انتقالی و برگزاری انتخابات، جزء اهداف مورد اختلاف آن‌ها به شمار میرود. چانه زنی درباه اتش بس و تعیین اولویت هر یک از این اهداف، از مجموعه مسائلی است که در این سناریو درباره آن چانه زنی می‌شود. با توجه به اختلاف ماهوی در اهداف اصلی طرفین، تحقق این سناریو دشوار و زمانبر خواهد بود.

    در صورت عدم دستیابی به توافق و خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان، حرکت به سمت آغاز جنگ محتمل ترین سناریویی است که می‌تواند در صحنه افغانستان پدیدار شود.

    دید

  • سفر عبدالله و خلیلزاد و تلاش برای تشویق هند به اتخاذ نقش فعال تر در صلح افغانستان

    سفر عبدالله و خلیلزاد و تلاش برای تشویق هند به اتخاذ نقش فعال تر در صلح افغانستان

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی روز (شنبه، ۱۰ اکتوبر) در مصاحبه‌اش با اسوشتیدپرس در دهلی نو گفت هند از حل مسالمت‌آمیز و همه‌شمول پروسه صلح افغانستان حمایت می‌کند. انتظار می‌رود که روابط دو کشور در آینده تقویت و گسترش یابد.

    عبدالله عبدالله افزود منازعه افغانستان، جامعه جهانی را در قضایای این کشور درگیر کرده است و امیدواریم که هند نقش مهم خود را در پروسه صلح با تشویق صدای همدیگرپذیری و همزیستی ایفا نماید.

    وی علاوه کرد هند طرفدار یک افغانستان صلح‌آمیز و دموکراتیک است و می‌خواهد گروه‌های تروریستی در داخل اجازه فعالیت نیابند. همچنان، این خواستۀ مردم افغانستان نیز است که برای حفظ این ارزش‌ها همه روزه قربانی می‌دهد.

    سفر عبدالله عبدالله در یک زمان حساس به هند صورت می‌گیرد که دهلی جدید به دنبال تقویت منافع استراتژیک خود در افغانستان است با آنکه پاکستان نفوذ قوی در منطقه دارد. انتظار می‌رود که امریکا نیروهایش را از افغانستان خارج کند.

    این در حالی است که از دو سال به این سو رویکرد هند در ارتباط با پروسه صلح افغانستان در حال تغییر تدریجی است. حال برای اولین بار از هند دعوت شده است که در پروسه صلح جاری سهم بگیرد.

    عبدالله عبدالله به حیث رییس شورای عالی مصالحه به نمایندگی از افغانستان روند جاری صلح در دوحه را نظارت می کند. پس از توافقنامه حکومت و شکستن بن‌بست انتخاباتی این اولین دیدار وی از هند است.

    سفر عبدالله عبدالله پس از دیدارش از پاکستان به هند صورت می گیرد که همزمان هیأت مذاکره‌کنندۀ حکومت افغانستان و طالبان، گفتگوی های صلح در قطر را در باره آینده افغانستان به پیش می برند.

    عبدالله عبدالله در هوتل مجلل در دهلی نو گفت پس از گفتگوها با مقام‌های هندی به صلح و ثبات منطقه‌ای امیدوار شده است.

    به گفته او، مقام‎های هندی گفتند از توافقنامۀ صلح قابل قبول برای مردم افغانستان پشتبانی می‌کنند. عبدالله عبدالله در جریان سفر روز سه شنبه با نارندرا مودی، صدراعظم، جی شنکر، وزیر خارجه، رییس ستاد ارتش و سایر مقام‌های هندی دیدار کرد.

    براساس اعلامیۀ روز پنجشنبه، وزارت خارجه هند نرندار مودی، نخست وزیر هند در ملاقاتش با داکتر عبدالله عبدالله گفت دهلی نو از صلح پایدار و توسعه در افغانستان استقبال می کند و متعهد به همکاری است. همچنان، از تلاش‌های دایمی و همه جانبه، برای آتش بس در افغانستان نیز حمایت می‌کند.

    هند چندین سال است که افغانستان را در زمینه آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان کمک می‌نماید، بدون آنکه نیرویی در کشور داشته باشد. هند بزرگترین حامی کمک‌های توسعه‌ای افغانستان در منطقه بوده و همیشه از خشونت طالبان ابراز نگرانی کرده است.

    هند مدت‌هاست که نسبت به پروسه صلح افغانستان بی‌میل است. اما، سفرهای اخیر زلمی خلیل‌زاد و مارشال عبدالرشید دوستم به این کشور، دهلی نو را برای گرفتن نقش موثر در پروسه صلح افغانستان تشویق کردند.

    زلمی خلیل زاد در ماه می از هند خواست که هند نقش موثر در پروسه صلح افغانستان داشته باشد و با طالبان روابط مستقیم برقرار نماید.

    در ۱۲ سپتامبر هیأت هندی در مراسم افتتاحیۀ گفتگوهای بین‌الافغانی در قطر اشتراک کرد و ضمنأ وزیر خارجه هند از طریق ویدیوکنفرانس صحبت نمود. حضور وی از نظر مخاطبان بی‌میلی هند در ارتباط به نقش مستقیم آن کشور در پروسه صلح افغانستان را کاهش داده است.

    عبدالله عبدالله در واکنش به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر خروج نیروهای امریکایی تا آخر امسال گفته است که گرچه من درباره دلایل این تصمیم نمی‌دانم. اما، خروج زودهنگام امریکا از افغانستان پیامدهای منفی خواهد داشت.

    او افزود که ما نباید واقعیت‌های موجود را نادیده بگیریم و این امر تاثیر چندانی نخواهد داشت بر اینکه یک طرف بر طرف دیگر غالب شود. عبدالله اضافه کرد که افزایش تشنج در منطقه مانع دست یافتن به توافق برای ختم منازعه می‌گردد.

    عبدالله عبدالله روز پنجشنبه تأیید کرد که طالبان تلاش دارد تا نقش مهم در آینده دولت افغانستان داشته باشد. اما، در هر صورت این به منافع ملی افغانستان است که روابطش را با کشورهای منطقه حفظ و تقویت کند.

    عبدالله گفت که ما در باره وضعیتی صحبت می‌کنم که طالبان در کنار سایر مردم افغانستان با تفاوت دیدگاه زندگی کنند. چون، جنگ راه حل نبوده و برنده ندارد.

    عبدالله عبدالله همچنان خواستار آتش‌بس بشردوستانه شد و گفت که تا افغانستان و همکاران بین الملل برای رفع چالش های کشور در قسمت فساد گسترده و سیستم آموزشی تلاش ورزند. چیزی‌که به افغانستان آسیب جدی وارد کرده است.

    عبدالله عبدالله گفت که هرچه زودتر به یک توافق دست یابیم، بهتر است تا مردم افغانستان شاهد پایان خشونت و جنگ در کشور باشد و برعلاوه آن نگرانی‌های مردم افغانستان برطرف شود.

  • 92 فی صد آزمایش پرده بکارت بدون حکم دادگاه و رضایت زنان انجام شده است

    92 فی صد آزمایش پرده بکارت بدون حکم دادگاه و رضایت زنان انجام شده است

    یافته‌های تحقیق تازه‌ای که از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر منتشر شده، نشان می‌دهد با وجود نافذ‌شدن کود جزا که بر اساس آن، انجام آزمایش بکارت مشروط به رضایت زن و حکم دادگاه است، این آزمایش، هنوز هم به گونه‌ی غیرقانونی انجام می‌شود.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر، روز یک‌شنبه (۲۰ میزان)، یافته‌های تحقیق آزمایش‌های اجباری نسایی (بکارت) زنان متهم را منتشر کرد. در این تحقیق، با ۱۲۹ زن در ۱۳ ولایت که در سه سال گذشته و بعد از نافذشدن کود جزا، آزمایش بکارت را گذرانده اند، گفت‌وگو شده است.

    ۶۲ نفر از این زنان، متاهل، ۳۴ نفر مجرد، ۱۲ نفر نامزد، ۱۴ نفر بیوه و ۷ نفر نیز، مطلقه بوده اند. هم‌چنان، از مجموع این زنان، ۷۸ نفر در زندان‌ها، ۹ نفر در نظارت‌خانه‌های پولیس و ۴۲ نفر در خانه‌های امن بوده اند.

    بر اساس یافته‌های این تحقیق، اجرای آزمایش نسایی (آزمایش بکارت که برای اثبات جرم‌هایی هم‌چون تجاوز جنسی، زنا یا لواط انجام می‌شود) هنوز ادامه دارد و حتا پس از نافذشدن کود جزا که بر اساس فقره‌ی دوم ماده‌ی ۶۴۰ آن، انجام این آزمایش مشروط به رضایت زن و حکم دادگاه است، در ۱۱۹ مورد (۹۲٫۳ درصد)، آزمایش بکارت بدون رضایت زن و بدون حکم دادگاه انجام شده است.

    این تحقیق، نشان می‌دهد که از میان ۱۲۹ زنی که برای آزمایش بکارت معرفی شده ‌اند، تنها یک زن تایید کرده که ارجاع او برای آزمایش، بر اساس حکم دادگاه بوده است؛ در حالی که ۹ زن دیگر، گفته ‌اند که داوطلبانه حاضر شده ‌اند، این آزمایش را سپری کنند تا از اتهامات تبرئه شوند.

    بر اساس این تحقیق، از میان ۱۲۹ زن، ۶۴ نفر آن تایید کرده اند که توسط پولیس، ۳۲ تن گفته ‌اند که توسط دادستانی، ۵ نفر گفته ‌اند که توسط خانه‌ی امن و ۴ نفر نیز گفته‌ اند که توسط امنیت ملی، برای انجام آزمایش بکارت به طب عدلی معرفی شده اند. تنها ۱ نفر گفته که توسط دادگاه برای آزمایش معرفی شده و ۱۴ نفر دیگر نیز، مشخص نکرده اند که توسط کدام فرد یا نهاد، برای آزمایش بکارت معرفی شده اند.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر، گفته است؛ از میان ۱۲۹ زن، ۴۴ نفر به منظور اثبات موجودیت و یا عدم موجودیت اسپرم در بدن، ۳۱ نفر به منظور آزمایش بکارت، ۲۹ نفر به منظور اثبات رابطه‌ی جنسی تازه و ۶ نفر به منظور اثبات تجاوز بر بدنش، به طب عدلی معرفی شده اند. هم‌چنان، ۱۹ نفر دیگر در مورد هدف معرفی ‌شان برای آزمایش، هیچ پاسخی نداده اند.

    بر اساس این تحقیق، ۶۰ نفر به اتهام زنا، ۳۱ نفر به اتهام فرار از خانه، ۲۳ نفر به اتهام قتل، ۶ نفر به منظور اثبات تجاوز جنسی، ۳ نفر به اتهام دزدی، ۳ نفر به اتهام قاچاق، ۲ نفر به اتهام دادن اطلاع کذب و ۱ نفر به اتهام فرار از خانه و لواط، بازداشت و به طب عدلی معرفی شده اند.

    بر اساس این تحقیق، ۱۰۰ زن، گفته اند که آزمایش بکارت توسط داکتر زن انجام شده؛ اما ۴ نفر گفته اند که آزمایش بکارت، برخلاف مفاد فقره‌ی دوم ماده‌ی ۴۹ قانون اجراآت جزایی، توسط داکتر مرد صورت گرفته است. ۲۵ نفر دیگر نیز به پرسش مربوط به جنسیت داکتر، پاسخ نداده اند.

    با این حال، کمیسیون مستقل حقوق بشر، آزمایش بکارت را توهین‌آمیز، تحقیرکننده و نقض کرامت انسانی برای زنان خوانده و با تاکید بر معتبرنبودن نتیجه‌ی به دست آمده از آزمایش در اثبات جرایمی هم‌چون زنا و لواط، خواهان ممنوعیت بی‌قید و شرط آن شده است.

    این در حالی است که چند هفته پیش، نشست ویژه‌ی کمیته‌ی قوانین کابینه، فیصله کرده بود که آزمایش بکارت، بدون رضایت زن و حکم دادگاه با صلاحیت، جواز ندارد و افرادی که مرتکب آن می‌شوند، به زندان محکوم خواهند شد.

  • نشست مستقیم مدیران ارشد رسانه های داخلی و خارجی با طالبان در دوحه

    نشست مستقیم مدیران ارشد رسانه های داخلی و خارجی با طالبان در دوحه

    در حاشیه دیدار اخیر رئیس جمهور غنی از دوحه، گروهی از مدیران رسانه‌ها و خبرنگاران ارشد رسانه‌های داخلی و خارجی با گروهی از اعضای هیات طالبان در دوحه دیدار کردند که در شبکه‌های اجتماعی توجه کاربران زیادی را جلب کرد.

    قطر در چند سال گذشته به دلیل گره خوردن آینده سیاسی افغانستان به مذاکرات صلح جاری در دوحه، در محور توجه افغانهای زیادی قرار گرفته، پیش از این نیز میزبان گروه بزرگی از سرمایه گذاران افغان بوده است.

    قطر که امروز یگانه و بزرگترین دفتر سیاسی طالبان در آن است، از ماه‌ها به این‌ سو شاهد برگزاری مذاکرات میان آمریکا و طالبان بود و به تازگی هم محل برگزاری مذاکرات بین الافغانی صلح است.

    در چند روز گذشته دوحه به دلیل سفر هیات بلندپایه دولت افغانستان به رهبری رئیس جمهور غنی بار دیگر سرخط خبرهای رسانه‌های افغانستان و جهان قرار گرفت.

    اما آنچه در حاشیه این سفر، بیشتر در شبکه‌های اجتماعی توجه کاربران را کسب کرد، دیدار گروهی از مدیران رسانه ها و خبرنگاران ارشد رسانه‌های داخلی و خارجی با گروهی از اعضای هیات طالبان در دوحه بود.

    این نشست به پیشنهاد خبرنگاران صورت گرفت. با آن‎که ظاهرا خلاف میل شماری از مقام‌های افغان بود که زمینه سفر روزنامه‌نگاران به دوحه را فراهم کرده بودند.

    این جمع طالبان به شمول عبدالسلام حنفی معاون دفتر سیاسی، خیرالله خیرخواه عضو هیات مذاکره کننده، گل محمد رئیس تشریفات، محمد نعیم سخنگوی هیات مذاکره کننده، احمدالله وثیق و محمد یاسر از دفتر مطبوعات طالبان را در مهمانخانه شان که حدود ۱۵ دقیقه با محل اقامت ما فاصله داشت، در آخرین ساعات سفر دو روزه ‌ی ما به دوحه ملاقات کردیم.

    حویلی کوچک بدون آرایش در یک محله‌ای که تازه سنگ بنای ده‌ها ساختمان گذاشته می‌شدند، واقع بود. اتاقی که به آن رهنمایی شدیم، سنتی بود اما از نوع شیک آن. از مبلمان مدرن خبری نبود اما تشک و بالشت‌ها به شیک‌ترین مدلی که تا حالا دیده ام. در هوای تقریبا ۳۸ درجه با آب سرد، چای سبز، شیرینی و میوه خشک و تازه از ما پذیرایی کردند.

    شاید حضور یک زن، نجیبه ایوبی، مدیر کلید گروپ، شبکه رسانه‌ای در کابل در جمع بیست نفری در آن اتاق برای طالبان تازه نبود، زیرا این گروه از شروع مذاکرات با آمریکا در دو سال پیش و گفتگو با دولت افغانستان در چهار هفته اخیر، بارها به طور مستقیم با یک یا چند زن خبرنگار روبرو شدند.

    اصل حرف آنها این بود که “طالبان دو دهه پیش نیستند” که در افغانستان حکمروایی داشتند. امروز در دست هر یک از مقام‌های این گروه دست‌کم یک مبایل هوشمند با انترنت سریع است.

    این اعضای دفتر سیاسی طالبان در “عین سنتی بودن، آزادی بیان را به عنوان یک ارزش می‌پذیرند” اما به این باور اند که رسانه‌ها باید “فرهنگ و عنعنات افغانستان را مد نظر داشته باشند.”

    محور کلی بحث ما، آینده فعالیت رسانه‌های داخلی بود، رسانه‌های که در بیست سال گذشته متولد شدند، جان گرفتند و در شرایط جنگی این کشور قربانی هم دادند.

    دولت افغانستان بارها گفته آزادی بیان و رسانه‌ها که به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای دو دهه اخیر است، در میز مذاکرات به عنوان خط سرخ مطرح خواهد بود.

    هیات افغانستان در پی چه بود؟

    هیات افغانستان در این سفر به هدف موفقیت روند مذاکرات و تحکیم صلح به دوحه رفت تا سه مرام را دنبال کنند، برداشتن سد راه مذاکرات، دستیابی به کاهش خشونت و آتش بس دایمی و دسترسی به یک توافق سیاسی که منجر به پایان خونریزی‌ها در افغانستان شود.

    این هیات در دیدار با مقام‌های قطری خواست “تا دولت قطر در کامیابی پروسه صلح کمک کند”. وزارت خارجه افغانستان گفته در روزهای آینده تلاش‌های بیشتر و هماهنگ شده‌ای صورت خواهد گرفت، اما جزییات بیشتر نداده است.

    گفتگو بین گروه‌های تماس روی تدوین اصولنامه ظاهرا روی یک موضوع (اساس قرار گرفتن توافقنامه امریکا و طالبان) برای مذاکرات بین الافغانی تا هنوز متوقف شده، موضوعی که برای دولت افغانستان بحث حیثیتی دارد.

    ورود یک میانجی برای از سرگیری گفتگوها مردود است، اما اعمال فشار از سوی امریکا و قطر میزبان مذاکرات، بی‌اثر نخواهد بود.

  • پس از دو دهه از لشکر کشی امریکا به افغانستان طالبان به یک قدمی قدرت رسیده اند

    پس از دو دهه از لشکر کشی امریکا به افغانستان طالبان به یک قدمی قدرت رسیده اند

    بسیاری از افغان‌ها با ترس از اینکه طالبان از زمان تاریک‌ترین روزهای این رژیم تغییر کمی کرده باشد، نگران دوره جدیدی از نفوذ طالبان هستند.

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، تقریباً دو دهه بعد از آنکه امریکا حملات هوایی علیه رژیم حاکم طالبان انجام داد و آغازگر چیزی بود که بدل به طولانی‌ترین جنگ امریکا شد، این گروه تندرو بیش از هر زمان دیگری در جایگاه قدرت است.

    حمله‌ای که به دنبال حملات ۷ اکتبر ۲۰۰۱ انجام شد، سریعاً شبه‌نظامیانی را که به القاعده- گروه پشت حملات ۱۱ سپتمبر که حدود ۳ هزار نفر را درست چند هفته قبل‌تر در امریکا کشته بود- پناه داده بودند، سرنگون کرد.

    حالا، ۱۹ سال بعد از سرنگونی رژیم بی‌رحم القاعده، طالبان در حال فشار برای بازگشت به قدرت هستند؛ در ماه فبروری یک قرارداد برجسته عقب‌نشینی نیروها با واشنگتن به امضا رسانده‌اند و هم‌اکنون نیز در حال برگزاری مذاکرات صلح با دولت افغانستان هستند.

    بسیاری از افغانستانی‌ها با ترس از اینکه طالبان از زمان تاریک‌ترین روزهای این رژیم تغییر کمی کرده باشد- زمانی که به گروه‌های اقلیت مذهبی حمله می‌کرد و دخترها را از مدرسه رفتن منع می‌کرد-، نگران دوره جدیدی از نفوذ طالبان هستند.

    شهروند کابل “کتایون احمدی”، مادر ۲۶ ساله گفت: رژیم طالبان را مانند یک کابوس به یاد می‌آورم. ما نگران آینده‌مان و آینده دخترمان هستیم.

    اما تاکنون در مذاکرات صلح در دوحه، که ماه گذشته آغاز شد، طالبان درباره مسائلی نظیر حقوق زنان یا آزادی بیان، صحبت زیادی نکرده است.

    تفاهم متعلق به افغانستانی‌ها

    “فرزاد فرنود”، همسر کتایون و محقق ۳۵ ساله مؤسسه مطالعات استراتژیک افغانستان گفت افزایش خشونت طالبان از زمانی که تفاهم بین این گروه تندرو و واشنگتن به امضا رسیده، نشان می‌دهد که شبه‌نظامیان تغییری نکرده‌اند.

    وی گفت: آیا این برای افغانستانی‌ها امید ایجاد می‌کند؟ خیر!

    وی در نوجوانی شاهد سنگسار یک زن توسط طالبان و اعدام‌های علنی در استادیوم فوتبال کابل بود. خانواده او زمانی که طالبان موسیقی و سرگرمی را ممنوع کرد، ناچار بودند آنتن تلویزیون سیاه و سفید خود را در یک درخت قایم کنند.

    وی گفت: تمام دستاوردهایی که ما در طول ۱۸ سال گذشته به دست آورده‌ایم، در دوره طالبان وجود نداشتند.

    در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه منتشر شد، طالبان مدعی شد که امریکا درخواست‌های آن‌ها برای دیپلماسی در سال ۲۰۰۱ را “متکبرانه رد کرده” و در عوض یک “حمله وحشیانه” را آغاز کرده است.

    این بیانیه با بیان اینکه امریکا، متحدان و ائتلاف‌هایش با وجود خسارات جانی و مالی عظیمی که به بار آوردند، از رسوایی و جنایات جنگی در امان بودند، افزود: طالبان از فرصتی برای آغاز “دولت مستقل ” استقبال می‌کند.

    “ضیا الرحمن”، شورشی سابق که به مدت ۴ سال با سربازان خارجی و نیروهای دولت افغان جنگیده بود، به خبرگزاری فرانسه گفت: ما مشکلی با اینکه دختران تحصیل یا زنان کار کنند نداریم، اما آن‌ها باید حجاب داشته باشند.

    درگیری امریکا در افغانستان به طور دردآوری برای این ابرقدرت دشوار ثابت شده، در حالی که بیش از ۱ تریلیون دلار از خزانه آن خالی کرده و موجب مرگ ۲ هزار و ۴۰۰ سرباز در جنگی شده که پنتاگون آن را بن‌بست توصیف کرده است.

    در دوحه، طالبان و دولت افغانستان در مذاکراتی که ممکن است سال‌ها ادامه یابد، در تلاشند تا بر سر طیف وسیعی از موضوعات مشترک، قبل از اینکه حتی یک دستور کار را تنظیم کنند، به توافق برسند.

    برخی قانون‌گذاران امریکایی گفته‌اند که با هرگونه تفاهمی که در حفاظت از زنان و اقلیت‌ها ناکام باشد، مخالفت خواهند کرد، اما دولت دونالد ترامپ تأکید کرده است که می‌خواهد ارتباط کمی با نتیجه‌ای که به گفته او “متعلق به افغان‌هاست” داشته باشد.

    “جاوید رحمانی”، یک کارمند امنیتی ۳۸ ساله در کابل، گفت که عدم درگیری امریکا به طور اجتناب‌ناپذیر به تصرف افغانستان توسط طالبان منجر می‌شود.

    وی اظهار کرد: این‌ها مذاکرات صلح نیستند بلکه تفاهمی برای آن هستند که دولت بعدی را به طالبان تحویل دهند. مردم با هر آنچه حالا داریم، در مقایسه با تاریک‌ترین دوره طالبان، خوشحال‌تر هستند.

  • مذاکرات صلح شکست بخورد چهار گروه ضرر می کنند

    مذاکرات صلح شکست بخورد چهار گروه ضرر می کنند

    اگر گفت‌وگوهای صلح افغانستان نتواند یک جامعه و مدل حکومت‌داری که قابل قبول برای اکثریت مردم افغانستان باشد و اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸ را حفظ کند را ایجاد کند، چهار جناح بازنده اصلی خواهد بود.
    نخستین و مهم‌ترین جناح، مردم افغانستان خواهد بود؛ چنانچه کابوس جنگ ۴۰ ساله و هرج و مرج ادامه خواهد یافت. دوم، حکومت جمهوری اسلامی افغانستان است، زیرا عدم موفقیت در مذاکره برای پایان دادن به جنگ فعلی می‌تواند باعث شود بسیاری از کشورها علاقۀ خود را به افغانستان از دست بدهند، آن هم در زمانی که به شدت به شرکای طولانی‌مدت نیاز دارد. سوم، شبه‌نظامیان طالبان است؛ زیرا عدم دستیابی به توافق نشان می‌دهد که آن‌ها به اندازه‌ای که به گرفتن قدرت اهمیت می‌دهند، برای امنیت مردم افغانستان اهمیتی قایل نیستند. سرانجام، پاکستان، کشوری که از لحاظ مالی در حال مبارزه است و در منطقۀ ناپایدار با وجود افراد خشن و رادیکال، نیازی به دشمن دیگر ندارد.

    طالبان
    شبه‌نظامیان طالبان با لجاجت از داخل شدن به هر نوع آتش‌بس به عنوان نشانۀ آغاز مذاکرات، خودداری می‌کنند. آن‌ها باید پیش از این برای ایجاد اعتماد با مردم افغانستان و اینکه نشان دهند در گفت‌وگوهای صلح جدی هستند، باید با آتش‌بس موقت موافقت می‌نمودند. این احتمال وجود دارد که این لجاجت منجر به فروپاشی گفت‌وگوها شود. بیایید به خطرات شکست مذاکرات برای طالبان نگاهی بیندازیم.
    اگر مذاکرات از هم بپاشد، طالبان مجبور خواهند شد به جای دستیابی به قدرت از طریق دیپلماسی، به تلاش برای تسخیر کشور با زور ادامه دهند. قبلاً گفته شده و مدت‌هاست که معلوم می‌شود، طالبان حریف نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در میدان نبرد نیستند. نیروهای ویژه افغانستان و قوای هوای به تنهایی توانایی از بین بردن طالبان را در نبرد دارند. این بدین معنا است که طالبان برای رویارویی با دشمنی که نمی‌توانند شکست بدهند، مذاکرات صلح را ترک خواهند کرد.
    این درست است که پاکستان تا زمانی که ممکن باشد از طالبان پشتیبانی خواهد کرد تا به طالبان کمک کند افراد کافی در رقابت با نیروهای امنیتی افغانستان تربیت کنند، اما هر گونه امتیازگیری از حکومت افغانستان، هزینه سنگین جانی برای طالبان در پی خواهد داشت. نیروهای امنیتی افغانستان از سال ۲۰۱۵ در میدان نبرد پیشتاز هستند؛ زمانی‌که ناتو و ائتلاف حالت پشتیبانی را به خود گرفت و شمار زیاد نیروهای خود را از این کشور خارج کرد. نیروهای امنیتی هیج وقت از خود ضعف نشان نداد؛ در حقیقت، آن‌ها روز به روز توانایی بیشتر پیدا می‌کنند، رهبران باهوش‌تر، سازگارتر و موفق‌تر دارند. گزینۀ‌ کنار گذاشتن صلح و رویارویی با ماشین کشتار ارتش ملی افغانستان، اقدام غیرعاقلانه برای طالبان است.
    طالبان همچنان تمام اعتبار دیپلماتیک و حسن‌نیتی را که طی ۱۱ سال روند مذاکرات صلح کسب کردند، از دست خواهند داد. این روند در سال ۲۰۰۹ با فعالیت حامد کرزی شروع شد. جایگاه دیپلماتیک طالبان چندان قوی نیست و بسیاری ملت‌ها به آن‌ها اعتماد ندارد. اگر از مذاکرات صلح فاصله بگیرند، آن حسن‌نیت اندکی را هم که کسب کرده‌اند، در یک لحظه از بین خواهد رفت. دولت افغانستان در این گفت‌وگوها دست بالا دارد، زیرا حکومت به رسمیت شناخته شده مشروع است و از حمایت کامل سازمان ملل متحد و اکثر کشورهای جهان برخوردار است. طالبان قبل از خروج از دوحه و وارد شدن در صحنۀ جنگ، در مورد به دست آوردن دوباره اعتبار دیپلماتیک، باید خوب فکر کنند.
    طالبان اگر مذاکرات صلح را ترک کنند، حمایت احتمالی مالی جهان را از دست خواهند داد. اگر طالبان بخشی از قدرت دولت را در یک توافق صلح بپذیرند، آن‌ها همراه با بقیۀ مردم افغانستان می‌توانند بر روی میلیون‌ها دالر پول توسعه که به افغانستان سرازیر می‌شود، حساب کنند. اگر طالبان از گفت‌وگوها اجتناب کنند و جنگ تشدید یابد، بسیاری ملت‌ها با ناامیدی از مردم افغانستان فاصله می‌گیرند. وقتی این پول و منافع خارجی کنار برود، بازگرداندن آن یک چالش تقریباً غیرممکن است.

    اگر طالبان این فرصت را برای پیوستن به جامعه جهانی و داشتن یک زندگی عادی دوباره از دست بدهند، در توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان چند مورد وجود دارد که اتفاق نخواهد افتاد. ایالات متحده تحریم‌ها علیه طالبان را برنخواهد داشت، بل افزایش خواهد داد. کاخ سفید احتمالاً طالبان را به عنوان یک سازمان تروریستی به رسمیت خواهد شناخت و عملیات‌های ضدتروریزم را علیه آن‌ها در مشارکت با ارتش ملی افغانستان افزایش خواهد داد. سازمان ملل متحد نیز تحریم‌های بیشتر علیه رهبری این گروه اعمال می‌کند. در نهایت، اگر طالبان مذاکرات را ترک کنند، باید این انتظار را داشته باشند که بسیاری کشورها نیروهای نظامی خود را وارد افغانستان کنند و به تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی در مقابله با جنگجویان طالبان ادامه دهند. شناسایی و گرفتار نمودن ۵ هزار زندانی آزاد‌شده طالبان برای ارتش ملی افغانستان زمان زیادی نخواهد گرفت.
    پاکستان
    پاکستان از نظر مالی دچار مشکل است و باید ارزیابی کند که تا چه مدت می‌تواند طالبان را تمویل کند و مردمش علیه اسلام‌آباد طغیان نکند. اگر پاکستان نتواند به گروه نیابتی‌اش – طالبان – در مورد برخی توافقات اطمینان دهد، هزینه سنگین داخلی و خارجی در پی خواهد داشت.
    پاکستان باید افزایش فشارهای بین‌المللی را در مورد مبارزه علیه تمام تروریست‌ها و قطع کمک به طالبان، انتظار داشته باشد. اگر طالبان مذاکرات صلح را ترک کنند، این خطر متوجه پاکستان خواهد شد که بیش از یک کشور آن را در فهرست کشورهای حامی تروریزم قرار دهد. این امر به طور حتم می‌تواند اقتصاد شکننده فعلی‌اش را نابود کند. یک کشور حامی تروریزم تضمین خواهد کرد که نیروهای ضدتروریزم ایالات متحده سال‌ها برای کمک به نیروهای امنیتی افغانستان و دیگران در هدف قرار دادن تروریستان، در جنوب آسیا به کار خود ادامه دهند.
    سازمان ملل و ایالات متحده برای تنبیه پاکستان ممکن تحریم‌های خاصی را در نظر گیرد، در صورتی که نیروهای نیابتی آن مذاکرات را ترک کنند. این احتمال وجود دارد که همه اعضای ارتش و اطلاعات پاکستان و خانواده‌های آن‌ها در تحریم‌ محدودیت ویزا یا سفر قرار گیرند. هیاهوی خانواده‌های پاکستانی را تصور کنید، وقتی فرزندان آن‌ها مجبور شوند بدون سند تحصیلی به خانه بازگردند.
    در فبروری ۲۰۲۰، من به برخی از جنرال‌های آی‌اس‌آی در مورد اینکه جهان از آن‌‌ها برای ایستادگی در برابر تروریستان مانند طالبان، چی انتظار دارند، توضیح دادم. یک جنرال انتقاد کرد که پاکستان قبلاً به ایالات متحده برای شروع مذاکرات با طالبان، کمک کرده است و پرسید: «دیگر چه می‌خواهید انجام دهیم؟». من جواب دادم که جهان از حکومت پاکستان انتظار دارد تا تسلیح و تمویل طالبان را متوقف کند، تمام پناه‌گاه‌های امن طالبان را ببندد، اعضای مشهور طالبان را دستگیر، سرازیر شدن مواد انفجاری به افغانستان را متوقف و همکاری‌ بین‌المللی را برای مبارزه با تروریزم بپذیرد. جهان هنوز هم منتظر است پاکستان از این خواست‌ها پیروی کند.
    هزینه‌های ترک مذاکرات صلح توسط طالبان هنوز ممکن خطری باشد که نظامیان پاکستانی تمایل دارد آن را بپذیرد. جهان باید مراقب باشد که اگر پاکستانی‌ها در نهایت طالبان را به خاطر شکست مذاکرات صلح از خود دور کنند، ممکن به نیروهای نیابتی دیگری روی آورند که جهان از آن نفرت داشته باشد. تا زمانی که پاکستان استراتژی خود را نسبت به افغانستان تغییر ندهد و تندروگرایی مذهبی – که باعث می‌شود یک استاد دانشگاه به قتل استاد دانشگاه دیگر از مذهب مسلمان دیگر کمک کند – را کاهش ندهد؛ پاکستان در یک وضعیت خطرناک‌تر از افغانستان باقی خواهد ماند.
    افغانستان صلح‌آمیز، ماشین پیشرفت
    هزینه‌ها برای تمام اعضای مذاکرات صلح افغانستان بلند است. خطر شکست مذاکرات صلح، احتمالات ترسناکی را برای منطقه در پی دارد. در حالی که جهان روند صلح را از نزدیک دنبال می‌کند و هنوز به نتایج آن اهمیت می‌دهد، عاقلانه است که طالبان و پاکستان بهترین توافقی را که می‌توانند انجام دهند و خشونت و هرج و مرج را در افغانستان پایان دهند. یک افغانستان صلح‌آمیز، تبدیل به ماشینی برای پیشرفت در آسیای جنوبی خواهد شد، اما یک افغانستان خشونت‌‌بار همچنان جان‌های زیادی را خواهد گرفت، اقتصاد و جوامع را نابود خواهد کرد.

    منبع: Clearance Jobs

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • اجماع منطقه ای برای صلح افغانستان با توجه به تنش های پاکستان و هند کار مشکلی ست!

    اجماع منطقه ای برای صلح افغانستان با توجه به تنش های پاکستان و هند کار مشکلی ست!

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی همراه یک هیأت عالی‌رتبه متشکل از مقام‌های دولتی، صبح دیروز (سه‌شنبه 15 میزان) به دعودت نخست‌وزیر هند، طی یک سفر رسمی چهار روزه به این کشور رفته است. عبدالله در این سفر با مقام‌های هندی در رابطه به تقویت اجماع منطقه‌ای پیرامون پروسه صلح افغانستان گفت‌وگو می‌کند و تلاش خواهد کرد تا در راستای تقویت اجماع منطقه‌ای برای صلح افغانستان، هند را نیز در این زمینه همسو کند. قرار است عبدالله در این سفر با نرندرا مودی، نخست‌وزیر هند، سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی این کشور دیدار داشته باشد و همچنان در مؤسسه مطالعات و تجزیه و تحلیل دفاعی (IDSA) در دهلی نو سخنرانی کند. عبدالله هدف از این سفر را گفت‌وگو پیرامون مذاکرات صلح بین‌الافغانی در دوحه، حمایت و پشتیبانی منطقه‌ای از پروسه صلح، و به‌طور کلی روابط دوجانبه بین دو کشور عنوان کرده است.

    عبدالله در حالی به هند می‌رود که او به‌تازگی از سفر ‌ه روزه‌اش به پاکستان برگشته است و در جریان سفرش به پاکستان مورد استقبال بی‌سابقه‌ی مقام‌های این کشور قرار گرفته بود. عبدالله در سفر به پاکستان با عمران خان، نخست‌وزیر، رییس‌جمهور، وزیر امور خارجه، رییس پارلمان و مقام‌های نظامی پاکستان دیدار کرد. او در انستیتوت مطالعات استراتیژیک اسلام آباد سخنرانی کرد و روابط افغانستان با پاکستان را متأثر از تئوری توطئه خوانده بود. درحالی‌که یک روز پس از بازگشت او از پاکستان، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، درباره روابط افغانستان با پاکستان گفت: ««داعیه‌ی خاک افغانستان داعیه‌ی نو نیست، این خاک از ما بوده، از ما هست و از ما خواهد بود. ما این داعیه را رهاکردنی نیستم تا که مردم افغانستان قدرت بگیرد… برای داعیه در زمانش کار هم می‌کنیم.» البته این سخنان محب در پاسخ به سوال گرداننده بود، ولی آنچه در رابطه به پاکستان واقعیت دارد این است که حکومت افغانستان هیچ‌گاه به همکاری و حمایت پاکستان از روند صلح در افغانستان خوش‌بین نبوده است.

    روابط هند با پاکستان و تأثیر آن بر افغانستان

    در منطقه‌ جنوب آسیا وقتی سخن از روابط افغانستان با یکی از کشورهای هند یا پاکستان است، محال است که منازعه میان این دو کشور را درنظر نگیریم. هند و پاکستان دو رقیب و دشمن دیرینه در منطقه‌ی جنوب ‌آسیا است که از دیرزمان منازعات سرزمینی این دو کشور بر مناسبات سیاسی در داخل افغانستان نیز تأثیر مستقیم داشته است. چنانچه هند و پاکستان همواره همدیگر را متهم می‌کنند که از طریق خاک افغانستان علیه منافع کشورهای‌شان فعالیت تخریبی صورت می‌گیرد. دشمنی و رقابت هند و پاکستان در خاک افغانستان در سطحی بوده که اکنون باور مسلط بر این است که بخشی از جنگ جاری در افغانستان در واقع جنگ نیابتی هند و پاکستان در خاک افغانستان است. همان‌طوری‌که در مراسم افتتاحیه مذاکرات صلح بین‌الافغانی در دوحه، سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند در صحبت‌هایش به‌طور ضمنی به فعالیت‌های تخریبی پاکستان از خاک افغانستان علیه هند اشاره کرد و با اعلام حمایت از پروسه صلح جاری، به صراحت گفت: «عناصر مخالف دولت هند نباید از خاک افغانستان علیه این کشور استفاده کند.» منظور او از عناصر مخالف دولت هند، به‌صورت واضح، پاکستان بود.

    رقابت هند با پاکستان باعث ارتقای جایگاه افغانستان در سیاست خارجی هند شده است. هند و افغانستان به‌دلیل وجود رقیب مشترک، یعنی پاکستان، در دهه‌های اخیر روابط خوبی با یکدیگر داشته‌‌اند. افغانستان تنها کشوری است که در خصوص عضویت پاکستان به سازمان ملل رأی منفی داد و هنوز هم خط دیورند را به‌عنوان مرز بین‌المللی به رسمیت نشناخته است. ارتش پاکستان نفوذ هند در افغانستان را نوعی محاصره‌شدن تلقی می‌کند و با هدف جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان، به‌دنبال عملی‌کردن و گسترش عمق استراتژیک خود در افغانستان بوده است. پاکستان از اهداف بلندمدت هند، و طرح سلطه‌جویانه این کشور در منطقه جنوب آسیا، از جمله حمایت هند از طریق افغانستان از بلوچ‌هایی که خواهان استقلال از پاکستان هستند، هراس دارد. چنانچه کریستین فییر، در کتاب «جنگ تا آخرین نفس» به نقل از دگروال م. خان، مسئول دیپارتمنت روابط بین‌المللی در دانشگاه دفاع ملی پاکستان، می‌نویسد: «در سطح منطقه‌ای، تسلط یک دولت –هند- بر کشورهای همسایه دلیل اصلی ناامنی و بی‌ثباتی در جنوب آسیا بوده است. دقیقا، تلاش برای تسلط منطقه‌ای منجر به وضعیت خطرناک می‌شود.» (فییر، 191)

    هند برای این‌که منافع خودش را در افغانستان تأمین کند و نگذارد پاکستان از خاک افغانستان به‌عنوان عقبه سیاسی استفاده کند و یا عمق استراتژیک خود را دنبال کند، حاضر است هزینه‌ی سنگین کند. همان‌طوری که در سال 2001م، آماده شد تا برای کمرنگ‌کردن نقش پاکستان در افغانستان، پایگاه نظامی در اختیار نیروهای امریکایی قرار بدهد. چنانچه پس از حملات یازدهم سپتامبر، حمله نظامی امریکا با حمایت نیروهای ائتلاف بین‌المللی به افغانستان، با استقبال هند همراه شد. در آن زمان دولت هند اعلام کرد که در صورت نیاز آماده ارائه مساعدت نظامی و واگذاری پایگاه به نیروهای امریکایی، جهت حمله به طالبان و تروریست‌های مستقر در افغانستان می‌باشد. این درست برخلاف سیاست پنجاه سال گذشته هند بود که به هیچ قدرت خارجی اجازه استفاده نظامی را از خاک خود نمی‌داد. این نمونه‌ی از هزینه‌ای بود که هند برای افغانستان حاضر بود انجام دهد.

    هند منافع فراوانی در افغانستان دارد. به‌طور نمونه، تهدید نفوذ پاکستان به‌عنوان یک رقیب در جنوب آسیا و افغانستان، مهار افراط‌گرایی و تروریسم که حامی اصلی آن در منطقه پاکستان بوده است و بیشترین نیروی تروریستی بر علیه امنیت ملی هند استفاده می‌شود، کارکرد ارتباطی افغانستان در دست‌یابی به آسیای میانه و فرصت‌های اقتصادی که افغانستان برای هند فراهم می‌کند، گسترش نفوذ منطقه‌ای و تقویت سیستم امنیتی هندمحور در منطقه جنوب آسیا با وارد کردن افغانستان در این مجموعه امنیتی-منطقه‌ای. اما از همه مهم‌تر در این مرحله‌ی حساس که مذاکرات صلح در دوحه جریان دارد و هر آن امکان بازگشت طالبان به قدرت مطرح است، هند بیشتر از هر وقت دیگر از این جهت نگران است و به هیچ صورت نمی‌خواهد، پاکستان دوباره از طریق طالبان در افغانستان مسلط شوند. بنابراین، سفر عبدالله به هند از جوانب مختلف، دارای اهمیت است؛ اما واقعیت‌ها حکایت دیگر دارد.

    نقش هند در پروسه صلح افغانستان

    با درنظرداشت پیشینه‌ی منازعات سرزمینی هند با پاکستان و افغانستان با پاکستان، هند در پروسه صلح افغانستان که اکنون در جریان است، نقش کلیدی دارد. در شرایطی که امریکایی‌ها به‌عنوان حامی استراتژیک حکومت افغانستان با گروه طالبان توافق‌نامه صلح امضا کرده و از سوی دیگر بر حکومت افغانستان فشار وارد می‌کنند تا حکومت افغانستان برخلاف اراده و سازوکارهای حقوقی، زندانیان طالبان را آزاد کرده و در مذاکرات صلح بین‌الافغانی بر مبنای توافق‌نامه آن‌ها پیش برود، و همین‌طور پاکستانی‌ها نیز از این طرح طالبان و امریکایی‌ها راضی است و حمایت می‌کند، در این میان تنها کشوری که به حمایت از حکومت افغانستان و به‌خصوص سیاست‌‌های رییس‌جمهور غنی حاضر است ریسک کند و روندی را که مثلث طالبان، امریکا و پاکستان برنامه‌ریزی کرده است، به چالش بکشاند، هند است.

    چنانچه حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور غنی گفته بود که برای هر سناریوی احتمالی، برنامه دارند: این‌که امریکایی‌ها نظر به توافق‌نامه‌ی صلح با طالبان تا پایان اپریل 2021 م، تمامی نیروهای‌شان را از خاک افغانساتن بیرون کنند یا نکنند، این‌که حمایت امریکا و متحدان غربی آن از دولت افغانستان ادامه یابد یا نیابد؛ حکومت افغانستان آمادگی جنگ با طالبان را دارد و پیروزی طالبان از راه نظامی را ناممکن می‌داند. اما برخلاف ادعاهای آقای محب، اگر حکومت افغانستان، حامیان منطقه‌ای بدیل در حمایت از نیروهای امنیتی‌اش نیابد، واضح است که توان مقاومت را نخواهد داشت. بنابراین، حکومت افغانستان و به‌خصوص شخص رییس‌جمهور غنی به هند به مثابه‌ی حامی بدیل می‌بیند. اما هند سیاست خارجی خودش را در قبال افغانستان همواره برخلاف پاکستان تعریف کرده است. چنانچه برنامه‌ی مثلث طالبان، پاکستان و امریکا این است که مذاکرات صلح بین‌الافغانی بر مبنای توافق‌نامه صلح طالبان با امریکایی‌ها یا در واقع در ادامه‌ی آن توافق‌نامه به پیش برود که در آن‌صورت رییس‌جمهور غنی و تیمش بایستی دست از جمهوریت بردارند و آمادگی دولت موقت، تغییر نظام سیاسی و تغییر قانون اساسی را داشته باشد. اما هند برعکس در این پروسه صلح از برقراری جمهوریت و نظام سیاسی فعلی حمایت می‌کند. بنابراین، هدف اصلی سفر عبدالله به هند را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. چرا که عبدالله نیز در سطح کلان، حامی برقراری نظام فعلی و مخالف بازگشت طالبان به قدرت است، با این تفاوت که نظام فعلی هیچ وقت این فرصت را به او نداد که در سطح فرد اول حکومت ایفای نقش کند.

    عباس عارفی

  • سفر عبدالله به هند و تلاش برای اجماع منطقه ای

    سفر عبدالله به هند و تلاش برای اجماع منطقه ای

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی در راستای به وجود آوردن اجماع منطقه‌ای پس از سفر به پاکستان این بار راهی هند شد تا حمایت این کشور را نیز از روند صلح افغانستان جلب کند.

    صفحه رسمی شورای عالی مصالحه ملی روز سه شنبه در اطلاعیه‌ای نوشت عبدالله عبدالله در جریان این سفر با نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، مشاور امنیت ملی و شماری دیگر از مقام‌های بلندپایه هندی دیدار و در یکی از نهادهای پژوهشی آن کشور نیز سخنرانی می‌کند.

    در این اطلاعیه آمده است رییس شورای عالی مصالحه ملی در دیدار با رهبران هند در باره‌ روند صلح افغانستان، مذاکرات دوحه، فرصت‌ها، چالش‌ها و ضرورت اجماع و حمایت منطقه‌ای از تلاش‌های صلح بحث و گفت‌وگو می‌کند.

    عبدالله پیش از سفر به دهلی‌نو گفته بود هند از متحدان استراتژیک افغانستان است و دولت و مردم افغانستان را در دوره‌های مختلف کمک کرده است.

    عبدالله تأکید کرد افغانستان به روابط دیرینه و تاریخی خود با هند اهمیت زیاد قایل است و نقش این کشور را در برقراری صلح و ثبات در افغانستان و منطقه مهم می‌داند.

    کابل تلاش می کند که موازنه روابط خود با دهلی نو و اسلام آباد را به نحوی حفظ کند و به همین دلیل هر مقام بلند پایه افغانستان پس از سفر به پاکستان به هند نیز سفر کرده است.

    این در حالی است که عبدالله چند روز پیش در یک سفر سه روزه به پاکستان رفت و با مقامات بلندپایه آن کشور نیز دیدارهای جداگانه داشت و در مرکز مطالعات استراتژیک آن کشور نیز سخنرانی کرد.

    دولت پاکستان که از عبدالله عبدالله برای سفر به این کشور دعوت و به گونه بی‌سابقه ای استقبال کرد و این استقبال در افغانستان با تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌هایی همراه شد.

    شماری از آگاهان گفتند که پاکستان با این استقبال نشان داد که سیاست آن کشور در قبال افغانستان تغیر کرده و می خواهد با افغانستان روابط نزدیک و دوستانه برقرار کند.

    وزیر امورخارجه پاکستان هم به عبدالله گفت که این کشور می خواهد با افغانستان روابط دوستانه داشته باشد و هرگز نمی خواهد بعنوان ارباب با این کشور برخورد کند.

    رییس شورای عالی مصالحه ملی نیز آن سفر را با دستاوردهای مهم خواند و گفت پاکستان از روند صلح افغانستان و تأمین ثبات در این کشور حمایت می کند.

    اما برخی دیگر از آگاهان می گوید سیاست پاکستان در قبال افغانستان هرگز تغیر پذیر نیست و استقبال از رییس شورای عالی مصالحه ملی یک تاکتیک و بازی جدید خواهد بود.

    در این حال روز گذشته رییس جمهوری غنی نیز به قطر سفر کرد تا در آن کشور با مقامات قطری و نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان دیدار و گفت‌وگو کند.

    هرچند رسانه‌های افغانستان گمانه زنی کرده بودند که امکان دارد اشرف غنی در این سفر با هیأت طالبان نیز دیدار کند اما سخنگوی کاخ ریاست جمهوری و گروه طالبان هر دو این امکان را رد کردند.

    صدیق صدیقی به رسانه‌ها گفته است سفر رییس جمهوری غنی به قطر هیچ ارتباطی به صلح ندارد اما کارشناسان باور دارند که قطر می خواهد اعتماد کابل را در راستای بی طرفی این کشور جلب کند.

    «سیدجواد حسینی» دبیرکل حزب کار و توسعه افغانستان و استاد دانشگاه بر این باور است که حضور طالبان در قطر و اینکه قطر در گذشته نیز از طالبان حمایت کرده است، نگرانی‌هایی را در دولت افغانستان به وجود آورده بود.

    در این سفر مقامات قطری به رییس جمهوری اطمینان می دهند که در قبال روند صلح افغانستان بی طرفی خود را حفظ می کنند و همچنین دولت کابل را به رسمیت می شناسند.

    به نظر می رسد در شرایطی که گفت‌وگوهای صلح افغانستان در دوحه متوقف شده و آمریکا نیز تلاش دارد با ورود به آن بن بست را بشکند، سفر عبدالله به هند و منطقه مهم باشد.

    «رحمت الله نبیل» رییس سابق اداره امنیت ملی افغانستان هم گفته است اشرف غنی در سفر به قطر پیام‌های مهمی از ارتش و دولت آمریکا در قبال صلح افغانستان دریافت خواهد کرد و به نظر می رسد که نقش کابل در روند صلح نه تنها تعیین کننده نیست بلکه نمایشی است.

    به باور نبیل در باره صلح افغانستان همه چیز از پیش تعیین شده است. دولت افغانستان تنها در یک نمایش روند تأمین صلح را نقش بازی می کند و در این سفر مقامات قطری پیام هایی را به غنی خواهد گفت.

    به گفته نبیل، اگر اشرف غنی پیام‌های آمریکا توسط دولت قطر را که این بار به وی ابلاغ می شود، نپذیرد خشونت ها افزایش خواهد یافت و به باور این سیاستمدار افغان در روند صلح افغانستان نه دولت و هیأت‌های مذاکره کننده دو طرف بلکه تقویم انتخاباتی آمریکا نقش اصلی را دارد، زیرا کشورهای منطقه و همسایگان افغانستان نسبت به حضور و برخورد آمریکا در روند صلح افغانستان با شک و تردید می نگرند و باور دارند همانگونه که آمریکا در حمله به افغانستان و حملات شبانه و کشتار مردم بی‌گناه دچار اشتباه شده بود در مداخله در امور صلح کشور نیز اشتباه می کند.

    نبیل معتقد است که به این دلیل کشورهای منطقه خواستار گفت‌وگوی صلح کامل بین افغانستان بدون هیچ گونه مداخله خارجی هستند.

    هند نیز در روند مذاکرات بین افغانستانی نسبت به تأمین منافع خود در آینده افغانستان نگران است، زیرا باور دارد که طالبان از طرف پاکستان حمایت می شود و این گروه مصمم است که می تواند در آینده برای منافع پاکستان در افغانستان نقش هند را تضعیف کند.

    به همین دلیل در سفرهای گذشته خلیل‌زاد به دهلی نو از آن کشور خواسته بود که به صورت مستقیم در باره صلح با گروه طالبان گفت‌وگو کند که این کار تاکنون انجام نشده است.

    گفته می شود عبدالله عبدالله برای حمایت از روند صلح پس از سفر به هند به دیگر کشورهای همسایه افغانستان از جمله به جمهور اسلامی ایران نیز سفر خواهد کرد.

  • هند از دوستی افغانستان و پاکستان خوشحال می شود

    هند از دوستی افغانستان و پاکستان خوشحال می شود

    اکثریت قابل توجه در محافل سیاسی هند این پرسش را مطرح می‌کنند که دهلی‌نو از فعالیت‌های بازسازی‌اش در افغانستان چه به دست آروده است. هند، حسن‌نیت و اشتیاق تمام مردم این کشور را کمایی کرد. قبل از حکمرانی طالبان در افغانستان، هند حضور مبهم در اذهان مردم افغانستان داشت. مردم فکر می‌کردند این کشور از آن‌ها روی گردان شده است. آن‌ها اکنون می‌دانند که هند می‌خواهد مردم افغانستان روی پای خود بایستند و خود تصمیم‌گیرنده باشند. آن‌ها می‌دانند که هند برای یک افغانستان با حاکمیت، متحد و صلح‌آمیز کار می‌کند. آن‌ها به مشترکات اهداف هند و افغانستان اعتقاد دارند و هند موفقیت‌های افغانستان را جشن خواهد گرفت.

    تلاش‌های هند برای بازسازی افغانستان از پشتیبانی مالی یا احداث پارلمان، سدی بالای رودخانۀ هریرود، خطوط انتقال و نیروگاه برق و پروژه‌های توسعه‌‌ای کوچک در حوزه‌های معارف و بهداشت فراتر می‌رود. هند به ایجاد موسسات، توسعه منابع بشری، آموزش مقامات دولتی و آماده نمودن نسل جدیدی از افراد تحصیل‌کرده و ماهر برای این کشور کمک کرده است.
    طالبان به دلیل مدیریت نادرست امریکا، ظرفیت افغانستان و پشتیبانی ارتش پاکستان در بخش‌هایی از افغانستان قدرت گرفت، نه به خاطر اینکه آن‌ها «هوشیار» و «سرسخت» هستند، آن‌چه دونالد ترامپ به آن باورمند است. اسدالله خالد، سرپرست وزارت دفاع افغانستان زمانی که والی قندهار بود، گفت: «این نیست که طالبان قوی هستند، ما ضعیف هستیم». وجهه طالبان با دستاوردهای آن‌ها در میدان تناسب ندارد.
    بسیاری در پاکستان چنین تبلیغ می‌کنند که هند گفت‌وگوهای دوحه را تخریب می‌کند؛ زیرا دهلی‌نو دوست ندارد افغانستان و پاکستان روابط خوبی داشته باشند. به هیچ وجه. بر خلاف پاکستان که نگران روابط خوب و هماهنگ هند و افغانستان است، هند کاملاً به دوستی بین پاکستان و افغانستان راضی است. به هر حال، همان فامیل‌ها، دسته‌ها و قبایل در دو طرف مرزهای طولانی و نفوذ‌پذیر شان قرار دارند. با توجه به این امر، هند راضی خواهد بود، به شرط اینکه صرف نظر از روابط اسلام‌آباد و کابل، مردم و دولت افغانستان در تصمیم‌گیری در مورد نوع روابط شان با سایر کشورهای همسایه، از جمله هند، آزاد باشند.
    آیا هند دلیلی برای نگرانی در مورد توافق صلح انجام شده بین ایالات متحده و طالبان و توافق صلح آینده بین طالبان و حکومت افغانستان دارد؟ نخیر، اگر تمام مردم افغانستان موافق باشند که صلح منافع آن‌ها را تأمین می‌کند. نخیر، اگر آن‌ها بتوانند دستاوردهای پسا-۲۰۰۱ را حفظ کنند. تمام طرف‌ها، از جمله طالبان، باید اطمینان داشته باشند که اگر آن‌ها مستقلانه عمل کنند، پشتیبانی هند را با خود دارند.
    بنابر این، هند با حضور وزیر امور خارجه در مراسم افتتاحیۀ مذاکرات میان‌افغانی به تاریخ ۱۲ سپتمبر در دوحه، آماده پشتیبانی از افغانستان است. منظور این نیست که هند اکنون علاقه‌مند طالبان شده، بلکه هدف این است که اگر دولت افغانستان تعاملی با طالبان نداشته باشد، دهلی‌نو نیز هیچ ملاحظه‌ای ندارد. با حضور در دوحه، هند به ابهام در پالیسی خود نقطه پایان گذاشت. هند تمایل دارد با هر جناحی که متعهد به صلح و ثبات در افغانستان باشد، مشارکت کند. دعوت هند به مراسم دوحه تصدیق این امر بود که این کشور منافع حیاتی در افغانستان دارد. در حالی که محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به دلیل حضور مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا، در مراسم دوحه اشتراک نکرد، اما باید راهی پیدا شود تا ایران نیز شامل روند صلح افغانستان باشد؛ از آن‌جا که با تیرگی روابط بین ایران و ایالات متحده، روند صلح متأثر خواهد شد.
    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان به روز سه‌شنبه برای رایزنی با رهبران هند، به این کشور سفر خواهد کرد تا بر پشتیبانی این کشور از روند صلح تأکید گردد. (داکتر عبدالله در رأس هیئتی صبح امروز سه‌شنبه(۱۵ میزان) به هند رفت).

    هند با توصیه به رهبران قومیت‌های مختلف جهت همکاری در انسجام با دیگران برای صلح و ملت‌سازی، از تلاش‌ها برای برقراری صلح فراگیر در افغانستان حمایت کرده است. هند طرف‌دار ادغام سیاسی و اجتماعی آن‌هایی است که از وابستگی ایدئولوژیکی و فزیکی با گروه‌ها و شبکه‌های تروریستی دست بکشند، خشونت را کنار گذاشته و از کثرت‌گرایی و دموکراسی استقبال کنند. هند مخالف اسکان سیاسی افراد، گروه‌ها یا نهادهای اسلامی است که با القاعده، داعش و وابسته‌های آن‌ها مرتبط هستند، زیرا این امر دموکراسی نوپای افغانستان را از بین خواهد برد، حقوق بشر را تضعیف و نهادهای نوظهور را نابود خواهد کرد. افغانستان فروپاشیده به دست شبکه‌های تروریستی برای هند، منطقه و جهان یک فاجعه خواهد بود. بازگشت افغانستان به وضعیت گذشته نیز می‌تواند منجر به از هم گسیختگی نظام دولتی در پاکستان شود – که بسیار نگران کننده است.
    برای صلح در افغانستان، باید آتش‌بس صورت گیرد. «کاهش خشونت» که به عنوان اقدام موقت تبلیغ می‌شود، کافی نخواهد بود، زیرا طالبان به تلاش‌های خود برای ترورها و بمب‌گذاری‌های هدفمند ادامه می‌دهد. آتش‌بس باید با متوقف شدن پناه‌گاه‌‌ها، تمویل و پشتیبانی از شبکه حقانی، بازوی نظامی طالبان که با ارتش پاکستان و دیگر گروه‌های تروریستی بسیار نزدیک است، همراه باشد.

    هندوستان تایمز

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • صلح افغانستان، واقعیت یا رویا!

    صلح افغانستان، واقعیت یا رویا!

    با آغاز مذاکرات صلح افغانستان گروه طالبان و دولت افغانستان در دوحه، روند صلح به مرحله‌ی حساسی رسیده است.
    با وجود نگرانی‌ نمایندگان ایالات متحده‌ی امریکا، چین و پاکستان، هیئت مذاکره‌کننده‌ی دولت افغانستان و طالبان، در این نشست به مواردی چون خشونت، تروریسم و کثرت‌گرایی سیاسی که از عوامل چهار دهه جنگ در افغانستان شناخته می‌شوند، پرداختند.
    این رویکرد اما، چقدر روند صلح افغانستان را به واقیعت نزدیک می‌سازد؟ سه گزینه‌ی پیشنهادی وزیر خارجه‌ی پاکستان چه کمکی به روند صلح افغانستان خواهد کرد؟ چرا طالبان هنوز به برقراری نوع نظام به اساس «شریعت» تاکید دارند و چرا دموکراسی و کثرت‌گرایی را نمی‌پذیرند؟
    این و چندین پرسش دیگر در رابطه به صلح افغانستان وجود دارد. پاکستان در حالی گزینه‌هایی را برای موفقیت صلح در افغانستان – که از سال ۱۹۷۳ درگیر خشونت، تروریسم و چالش‌های سیاسی – اقتصادی است- پیشنهاد کرده است که توسعه‌ی اقتصاد، بازسازی و برگشت مهاجران در اولویت این طرح قرار دارد.
    با این همه، طالبان به ایجاد نظام اسلامی‌ای که همه طرف‌ها در آن اشتراک داشته باشند، تاکید دارند و دولت افغانستان اصرار به نظامی دارد که در آن، دموکراسی، آزادی فردی، آزادی بیان، حقوق زنان و اقلیت‌ها رعایت شده، قانون‌مداری، حقوق مدنی و سیاسی در جامعه‌ نهادینه شود.
    هم‌چنان امریکا به عنوان کشوری که نقش کلیدی در روند صلح دارد، تعهد کرده است که نیروهای نظامی خود را تا ماه اکتبر به مرز ۴۵۰۰ در افغانستان کاهش دهد؛ چنین کاهش شتاب‌زده‌‌ای، بی‌پیشنه خواهد بود.
    امریکا در سال ۲۰۱۱ به صورت مجموعی ۱۰۰٫۰۰۰ نظامی در افغانستان داشت و برنامه‌ی راهبردی خروج را از این کشور روی دست گرفت؛ اما قسمی که پس از امضای توافق‌نامه‌ی ژینوا در اپریل ۱۹۸۸ ایالات متحده، افغانستان را فراموش کرد، در حال حاضر چنین قصدی را ندارد. {در ۱۴ اپریل سال ۱۹۸۸ در ژینوا بین افغانستان و پاکستان توافق راجع به زمان خروج نیروهای شوروی از افغانستان امضا شد. اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا تضمین‌کنندگان بین‌المللی « توافقات ژینوا » بودند.}
    نشست دوحه در ماه مارچ به دلیل بن‌بست به‌ وجود ‌آمده میان دولت افغانستان و طالبان به ‌خاطر آزادسازی هزارها زندانی طالب، با تاخیر کوتاه مواجه شد و در ۱۲ سبتامبر آغاز شد.
    پس از خروج اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ و آغاز جنگ‌های تنظیمی و به قدرت رسیدن طالبان در ۱۹۹۶، افغانستان تا هنوز در خشونت و خون‌ریزی به سر می‌برد که یکی از دلایل حضور نیروهای ناتو به رهبری امریکا در افغانستان نیز همین موضوع «دست نیافتن افغانستانی‌ها به یک صلح پایدار» بوده است.
    نکته‌ی دیگر این که در جریان مذاکرات در دوحه، وزیر خارجه‌ی پاکستان گزینه‌های ذیل را برای رسیدن به صلح ، پیشنهاد داده است؛ نخست، فرض بگیریم که دولت افغانستان و طالبان به توافق برسند؛ اما هنوز بی‌اعتمادی میان آنان وجود خواهد داشت، طالبان در دسامبر ۲۰۰۱ نظام ایجاد‌شده به همکاری نیروهای امریکایی را در افغانستان به رسمیت نشناختند و پیشنهاد حامد کرزی -رییس جمهوری پیشین- را برای گفت‌وگوی صلح رد کردند. پس از آن زمان، این نخستین‌بار است که دولت افغانستان و طالبان به صورت مستقیم و رسمی، گفت‌وگو می‌کنند.
    پس از توافق ماه فبروری «طالبان – امریکا»، طالبان با نمایندگان نظامی گفت‌وگو می‌کنند که از نظر آنان «مشروعیت» ندارد. این روند به اعتمادسازی بیش‌تر نیاز دارد تا منجر به نتیجه‌ی مطلوب شود.
    دوم این که صلح افغانستان، هنوز یک رویا است؛ زیرا هنوز شمار زیادی از بازیگران داخلی افغانستان به نتیجه‌ی این روند خوش‌بین نیستند و باور ندارند که این گفت‌وگوها منجر به توقف چند دهه جنگ خانمان‌سوز، خشونت و تروریسم در افغانستان ‌شود، مگر در صورتی که افراد حاضر در دوحه و جاهای دیگر که به عنوان هیئت مذاکره‌کننده می‌روند، صلاحیت چانه‌زنی برای دوام آتش‌بس، غیر نظامی‌سازی و جمع‌آوری اسلحه، قانون‌پذیری، حکومت‌داری خوب و حمایت از روند دموکراسی را داشته باشند؛ زیرا احتمال دارد که یک طرف پیش‌شرط‌ها را قبول نکند.
    برای طالبان این قابل درک نیست که افغانستان به گذشته بر نمی‌گردد و حکومت جدید باید حقوق زنان و اقلیت‌ها را به رسمیت بشناسد؛ تاکید طالبان بر ایجاد نظامی بر اساس «شریعت» از چالش‌های کلیدی‌ است.
    روش خوب برای رسیدن به صلح اما، انگیزه‌ی تعامل، هم‌دیگرپذیری و کثرت‌گرایی سیاسی، قانون‌مداری، حکومت‌داری خوب و برابری است. اگر طالبان دموکراسی را به عنوان نحوه‌ی نظام حکومت‌داری رد کنند، احتمال توقف مذاکرات پیش‌‌بینی می‌شود؛ اما اگر طالبان طرف‌دار تامین صلح و ثبات استند، پس خشونت را کاهش داده و حمله به نیروهای امنیتی و دفاعی را متوقف کنند؛ زیرا توافق روی آتش‌بس میان دو طرف، نتیجه‌بخشی این روند را قابل ملموس‌تر می‌کند.
    سوم: تازمانی که گروه‌های اجتماعی، احزاب و جریان‌های سیاسی و اقلیت‌های قومی وارد روند صلح نشوند، گفت‌وگوهای دوحه، نتیجه‌ای به دنبال نخواهد داشت؛ زیرا حرکت دسته‌‌جمعی به هدف برقراری صلح در افغانستان از اولویت‌ها است.
    جایگاه پاکستان در سناریوی صلح افغانستان، روشن است؛ زیرا تا زمانی که افغانستان به صلح دست نیابد، مهاجران افغانستانی به کشور شان برگشت نمی‌کنند و امنیت مرز غربی پاکستان به عنوان یک مسأله باقی می‌ماند.
    پاکستان؛ سه دهه پیش، نفوذ قابل ملاحظه‌‌ای بر طالبان داشت و هنوز متهم به خشونت‌گرایی و تررویسم در افغانستان است؛ برخی از گروه‌ها نیز در افغانستان از طالبان به عنوان ابزاری برای به دست آوردن قدرت استفاده می‌کنند.
    هرج‌و‌مرج هنوز در افغانستان حاکم است و تنها راه بیرون‌رفت از این وضعیت توافق صلح میان طالبان و دولت افغانستان است تا بر اساس آن مردم این کشور بتوانند پس از دهه‌ها جنگ و خون‌ریزی در فضای صلح نفس راحت بکشند.

    اکسپرس تریبون

    صبح کابل

  • دولت ملزم به پذیرش موافقت‌نامه دوحه به عنوان مبنای مذاکرات نیست؛ چرا؟

    دولت ملزم به پذیرش موافقت‌نامه دوحه به عنوان مبنای مذاکرات نیست؛ چرا؟

    تحریر محل نزاع

     مذاکرات صلح افغانستان در دوحه، پایتخت قطر، سه هفته است که آغاز شده است. این مذاکرات در هفته نخست به خوبی پیش می‌رفت. اما با مطرح شدن برخی خواسته‌ها از  جانب طالبان و اصرار آنان بر گنجانیدن برخی مواد در طرزالعمل جلسات، چانه‌زنی‌ها سخت شد و به گونه‌ای قابل ملاحظه از سرعت تفاهم روی مواد این طرزالعمل کاسته شد.

    آن‌چه از گزارشات موثق برمی‌آید این است که طالبان ادعا می‌کنند که فقط موافقت‌نامه دوحه از هر دو جانب به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته شود و تمامی گزینه‌های پیشنهادی در این زمینه را رد کرده است. اما هیأت جمهوری اسلامی می‌گوید که دولت افغانستان ملزم نیست تا موافقت‌نامه دوحه را مبنای مذاکرات قرار دهد. لکن به جهت این‌که راه به سوی مذاکرات باز شود، حاضر است موافقت‌نامه دوحه در کنار اعلامیه مشترک میان دولت افغانستان و امریکا و یا قطع‌نامه لویه جرگه مشورتی صلح، مبنای مذاکرات قرار گیرد تا توازن و تعادل میان دو طرف گفت‌وگو به وجود آید. در غیر این صورت هیچ کدام به حیث مبنا ذکر نشود. هم‌چنین جانب دولت اعلام کرده است که می‌توان به جای موافقت‌نامه دوحه (موافقت‌نامه طالبان با امریکا) قرآن و سنت – که مسلمانان را به صلح و قطع جنگ دستور می‌دهد – مبنای ورود به مذاکرات قرار داد. اما طالبان حتا این پیشنهاد را نیز رد کرده است.

     دلایل طالبان: بر اساس گزارشات موجود رسمی و غیررسمی می‌توان استدلال طالبان را در پنچ نکته خلاصه کرد:

    • آتش‌بس و مذاکرات بین‌الافغانی با مشوره دولت افغانستان با جانب امریکایی جزو موافقت‌نامه شده است. پس دولت افغانستان که در پی مذاکره است ملزم است که این موافقت‌نامه را به عنوان مبنای ورود به مذاکرات قبول کند.
    • دولت افغانستان به موجب این موافقت‌نامه شش هزار زندانی طالب را آزاد کرده است و هیأت خود را به عنوان یک هیأت همه‌شمول از جهت‌های گوناگون مطابق آن تعیین کرده است، پس موافقت‌نامه دوحه را عملاً قبول کرده است.
    • طالبان، دولت افغانستان را به عنوان «دولت» به رسمیت نمی‌شناسند و تنها به موجب موافقت‌نامه دوحه وارد مذاکرات شده‌اند.
    • موافقت‌نامه دوحه میان طالبان و امریکا امضا و توسط سازمان ملل متحد، شورای امنیت، کنفرانس اسلامی، سفرای ۳۶ کشور و «اداره کابل» پذیرفته­ شده است. پس یک موافقت‌نامه الزام‌آور است. گفت‌وگوهای بین‌الافغانی جزو این موافقت‌نامه است و مبنای همه مراحل بعدی مذاکرات می‌باشد. اگر دولت این موافقت­نامه را به عنوان مبنا نمی‌پذیرد به معنای خروج از آن خواهد بود. لذا دولت در برابر جامعه بین‌المللی و امریکا مسوول خواهد بود. امریکا و جامعه بین‌المللی موظف هستند که دولت را ملزم به قبول موافقت­نامه کنند. دولت با نپذیرفتن موافقت­نامه به عنوان مبنای مذاکرات، موافقت­نامه را نقض می­کند. در این صورت طالبان ملزم به مذاکره نیستند و مبنایی برای ورود به مذاکره نخواهد داشت. در این حالت ورود به مذاکره تابع تصمیم طالبان خواهد بود.
    • اما این‌که طالبان چرا مصوبه لویه جرگه و یا اعلامیه مشترک کابل – واشنگتن را نمی‌پذیرند این است که طالبان لویه جرگه و پیمان امنیتی را با قاطعیت و صراحت رد کرده است. پس نمی‌توانند آن­ها را به عنوان مبنا قبول کنند، این در حالی است که دولت موافقت­نامه دوحه را پذیرفته است.

    نقد و بررسی دلایل طالبان:

    یکم. افزوده شدن آتش‌بس و مذاکرات در موافقت­نامه دوحه، رهایی زندانیان طالبان و تشکیل هیأت همه‌شمول هیچ یک به این معنا و مفهوم نیست که دولت افغانستان تمامی اجزای موافقت­نامه را پذیرفته است. در واقع دولت جمهوری اسلامی فقط اذعان کرده است که از امضای این موافقت­نامه میان طالبان و دولت ایالات متحده آگاهی دارد. لکن دولت افغانستان در طی اعلامیه‌ مشترک خویش با دولت ایالات متحده که دو شریک استراتژیک می­باشند بندهایی از آن را که به سود برقراری صلح و ثبات در افغانستان می‌دانسته ­است، درج این اعلامیه کرده است که می‌تواند موافقت ضمنی مستقل میان دولتین به حساب آید نه قبول موافقت­نامه دوحه. لذا رهایی زندانیان در چارچوب این اعلامیه مشترک انجام شده است نه بر بنیاد موافقت­نامه دوحه. هم‌چنین، تشکیل هیأت همه‌شمول نه بر اساس موافقت­نامه دوحه بلکه براساس سیاست خود نظام جمهوری اسلامی تعیین شده است که مذاکرات صلح را بر اساس اجماع ملی و توافق تمامی طرفداران جمهوریت به پیش می‌برند. به همین دلیل است که همه اعضای هیأت اذعان می‌کنند که از نظام و دولت جمهوری اسلامی افغانستان نماینده‌گی می‌کنند.

    دوم. به رسمیت نشناختن دولت جمهوری اسلامی به عنوان «دولت» در واقع نیت اصلی طالبان را مبنی بر تحمیل موافقت‌نامه دوحه نشان می­دهد. نیت اصلی طالبان این است که از نظام جمهوری مشروعیت‌زدایی کنند و خود را محور دانسته و جانب مقابل خویش را به مجموعه‌ای از جهت‌های سیاسی تقلیل دهند که هریک از جهت­ها مشکل خود را با طالبان – به عنوان محور اصلی-  حل کنند. اما این دیدگاه به سه دلیل  درست نیست: ۱ – به لحاظ حقوقی و سیاسی دولت افغانستان یک دولت مستقر محسوب می­شود و بر امور داخلی و خارجی کشور حاکمیت دارد و از شناسایی وسیع بین‌المللی برخوردار است و قطع‌نامه‌های گوناگون شورای امنیت از جمله قطع‌نامه شماره ۲۵۱۳ همه جوانب از جمله طالبان را ملزم به قبول نظام جمهوری و حمایت از آن می‌کند. ۲ – دولت مستقر کنونی با طیف وسیعی از حامیان داخلی خود و نهادهای خویش از جمله قوای دفاعی و امنیتی یک واقعیت است و طرف اصلی طالبان در جنگ و صلح محسوب می‌شود، انکار آن حقیقتاً غیرواقع‌بینانه و مخالف با صلح‌خواهی بوده و به معنای کوبیدن بر طبل جنگ و خشونت می‌باشد. این موضع‌گیری طالبان به صورت واضح برای ملت افغانستان روشن خواهد کرد که جنگ جاری علیه دولت، جهاد دینی نیست بلکه جنگ قدرت است. چون طالبان با امضای این موافقت­نامه با امریکا به گمان خود مانعی برای تصرف قدرت، از راه نظامی نمی‌بینند، لذا می‌کوشند که به این هدف به هر وسیله­ی ممکن دست یابند. ۳ – شرط ساده و اولیه هر گفت‌وگوی صلح این است که جوانب منازعه هم‌دیگر را به عنوان طرف اصلی منازعه به رسمیت بشناسند. بدون این شناسایی، مذاکره نمی‌تواند شکل بگیرد، چون طرف مقابل چگونه و با کدام نام وارد مذاکره شود؟ لذا دولت طرف خویش را در منازعه تحت عنوان تحریک اسلامی طالبان به رسمیت می‌شناسد و در کنار سند ملی خویش برای ورود به مذاکره، سند مورد استناد طالبان را نیز به عنوان مبنای ورود طالبان برای مذاکره می‌پذیرد که در طرزالعمل جلسات مذاکره ذکر شود.

    سوم. موافقت‌نامه دوحه، تعهدات دوجانبه میان امریکا و طالبان است که طرفین به مواد آن متعهد شده‌اند. لذا به موجب این موافقت­نامه طالبان متعهد به آتش‌بس (و لو به طور ضمنی) و متعهد به گفت‌وگو با دولت افغانستان شده است، طالبان با حضور خویش در نشست ۱۲ سپتمبر رسماً دولت جمهوری اسلامی افغانستان را به عنوان طرف اصلی گفت‌وگو و مذاکره پذیرفتند. پس طالبان به موجب این موافقت‌نامه موظف هستند که بدون هیچ‌گونه قید و شرطی وارد مذاکره با دولت جمهوری اسلامی افغانستان شوند. اگر طالبان اکنون به بهانه‌های گوناگون وارد مذاکره در مورد اجندا نشوند، دولت ایالات متحده به عنوان طرف اصلی موافقت‌نامه می‌تواند طالبان را به نقض آن متهم کرده و از موافقت‌نامه خارج شود و از طالبان خواهان مطالبه خسارت‌های وارده بر شریک استراتژیک خود یعنی دولت افغانستان شود. اما دولت افغانستان جانب سوم موافقت‌نامه نیست که آن را امضا و یا قبول کرده باشد، لذا ملزم به اجرای آن هم نیست.  اما تأیید نهادهای بین‌المللی و ممالک دیگر به این معنا و مفهوم است که تعهد طرفین یعنی امریکا و طالبان را به مواد این موافقت‌نامه تأیید و تأکید کرده‌اند که طرفین باید در اجرای این تعهدات بکوشند. پس این موافقت‌نامه در واقع طالبان را ملزم می‌کند که بدون قید و شرط وارد مذاکره شوند، نه دولت افغانستان را. هم‌چنین در این موافقت‌نامه ذکر نشده است که دولت افغانستان آن را مبنای مذاکره در جمیع مراحل قرار دهد. لذا این‌که طالبان مبنا قرار گرفتن این موافقت‌نامه را شرط ورود خویش به مذاکرات اصلی قرار می‌دهند، در واقع به معنای نقض موافقت‌نامه دوحه است. تنها راه تطبیق مواد این موافقت‌نامه بر دولت افغانستان مذاکره و توافق است. البته دولت امریکا به عنوان شریک استراتژیک دولت افغانستان به لحاظ سیاسی، نه حقوقی و در چارچوب اعلامیه مشترک می‌تواند از دولت افغانستان بخواهد که در اجرای آن با دولت امریکا همکاری کند. اما طالبان به لحاظ حقوقی نمی‌توانند دولت افغانستان را ملزم به قبول آن در جمیع مراحل بدانند. بنابراین بر دولت امریکا و کشورهای جهان و نهاد­های بین‌المللی است که طالبان را ملزم به شرکت در مذاکره کنند و هیچ قید و شرطی دیگری به جز از شرایط ذکر شده در متن موافقت‌نامه قابل قبول نیست. در متن موافقت‌نامه نیامده است که دولت افغانستان باید این موافقت‌نامه را به عنوان مبنای مذاکرات قبول کند و اگر نه طالبان مذاکره نخواهند کرد. در واقع طالبان تعهد خود را که به موجب موافقت‌نامه بر ذمه گرفته‌اند بر دوش دولت افغانستان می‌اندازند.

    چهارم. دولت جمهوری اسلامی افغانستان به لحاظ حقوق بین‌الملل، دولت رسمی و قانونی افغانستان است. قطع‌نامه شماره ۲۵۱۳ همه دولت‌ها از جمله طالبان را به قبول جمهوری ملزم کرده و تأکید دارد که بدون قید و شرط با دولت جمهوری وارد مذاکره شوند. طالبان که اکنون می‌کوشند از خود چهره مسوول در نظام بین‌الملل نشان دهند و به اعلامیه شورای امنیت و به حقوق بین‌الملل استناد می‌کنند – که البته در ذات خود یک پیش‌رفت محسوب می‌شود و باید از آن استقبال کرد – ملزم هستند که قطع‌نامه ۲۵۱۳ شورای امنیت را بپذیرند و به موجب آن نظام جمهوری را بپذیرند و با آن بدون هیچ قید و شرطی وارد گفت‌وگو شوند. چون قطع‌نامه‌های شورای امنیت به لحاظ حقوق بین‌الملل لازم‌الاجرا است. و اگر طالبان از قبول آن سرباز زنند، دولت‌ها موظف هستند که بر طالبان و حامیان آن فشار سیاسی، اقتصادی و حتا نظامی وارد کنند، چون به موجب این قطع‌نامه امتناع از مذاکره و جنگ علیه دولت تجاوز و نقض قطع‌نامه محسوب می‌شود. قطع‌نامه حکم کرده است که از طریق گفت‌وگو  به آتش‌بس دایمی باید رسید. پس اگر یک جانب با اصرار بر شرط خاص خود که نتیجه آن نفی جمهوریت باشد – در حالی‌که قطع‌نامه حکم به حمایت و تقویت جمهوریت می­کند- مانع از مذاکرات و برقرای آتش‌بس شود، قطع‌نامه را نقض کرده و اصرار آن جانب بر ادامه جنگ مصداق تجاوز و نقض حکم مهم­ترین نهاد بین‌المللی که مسوول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است، محسوب خواهد شد.

    پنجم: تمامی دلایل مورد استناد طالبان در صورت صحت فقط اثبات می‌کند که دولت افغانستان مانع از ذکر این موافقت‌نامه در متن طرزالعمل جلسات نشود اما این دلایل نمی‌تواند نشان دهد که دولت افغانستان غیرمشروع است و حق ندارد بر مبنای سند مورد قبول خودش وارد مذاکرات شود و نام آن سند را در طرزالعمل جلسات درج کند. همان‌گونه که می‌دانیم دولت با درج آن در طرالعمل جلسات مخالفت نمی‌کند، فقط می­خواهد برای محافظت از نظام جمهوری و قانون اساسی که هر دو از مشروعیت قوی ملی و بین‌المللی برخوردار می‌باشد، سندی معتبر از جانب جمهوری نیز در طرزالعمل جلسات ذکر شود.

    ششم. طالبان با اعلامیه مشترک امریکا و دولت افغانستان در مورد موافقت­نامه دوحه مخالفت نکرده‌اند، بنابراین استدلال شان که این سند را پیش از این رد کرده است درست نیست، پس هیچ سند و دلیل حقوقی وجود ندارد که مانع از ذکر آن در متن طرزالعمل جلسات شود.

       نتیجه‌گیری

     از آن‌جایی که جانب جمهوری اسلامی (آن­گونه که در رسانه‌ها منتشر شده است) گزینه‌هایی متعدد را  که میان دیدگاه دو جانب جمع می­ کند و احترام و اعتماد متقابل به وجود می­ آورد، به عنوان پیشنهاد و راه حل ارایه کرده است، در صورت تداوم پافشاری طالبان بر مواضع نادرست‌شان، دولت جمهوری اسلامی افغانستان می‌تواند از شورای امنیت و دولت امریکا رسماً بخواهد که طالبان را ملزم به مذاکره کنند و شرط و قید دیگری را که برای جانب مقابل مورد قبول نیست، ماهیت و شخصیت حقوقی وی را نفی می‌کند بر سر راه ورود به مذاکره قرار ندهند و بگذارند که اختلافات اساسی در جریان مذاکره حل و فصل شود.

    هشت صبح

  • حمدالله محب: امریکا چه بماند و چه برود نظام پابرجا می ماند

    حمدالله محب: امریکا چه بماند و چه برود نظام پابرجا می ماند

    حمدالله محب مشاور امنیت ملی گفت عجله‌ای برای زود به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح وجود ندارد، ولی دلیل چیست که گروه طالبان آتش‌بس نمی‌کند، در حالی که این جا نظامی وجود دارد که برای آن‌ها تضمین بدهد که پس از آتش‌بس نیز مذاکرات ادامه یابد.
    محب گفت: «لازم نیست که مذاکرات خیلی به سرعت به نتیجه برسد، ولی جنگ باید متوقف شود و آتش‌بس صورت بگیرد. برای کشتن مردم طالبان هیچ دیگر مشروعیت ندارند. امروز دولت مشروع در افغانستان است. سیستمی است که برای طالبان تضمین داده می‌تواند که در آتش‌بس هم به مذاکرات خویش ادامه بدهند.»
    او در مورد صلاحیت تیم مذاکره کننده دولت نیز افزود «تیم مذاکره کننده صلاحیت دارد. در تصمیم نهایی باید به کابل مراجعه کنند. صلاحیت نهایی را هیچ تیم مذاکره کننده ندارد. باید به شورای عالی مصالحه مراجعه کنند. باید به رییس جمهور مراجعه کنند».
    مشاور امنیت ملی که در برنامه مناظره کابل سخن می گفت در مورد خواست طالبان برای مبنا قرار گرفتن توافقنامه این گروه با امریکا در مذاکرات میان‌افغانی افزود: «به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که مبنای مذاکرات توافق امریکا و طالبان باشد. این گفت‌وگوها افغانی است و خود افغان‌ها باید اختلافات خود را حل کنند. فعلاً خارجی را مورد حمله قرار نمی‌دهند، ولی هر روز افغان‌ها قربانی می‌دهند. چرا ما یک تفاهمنامه را که هیچ به ما مرتبط نیست مبنای مذاکره قرار بدهیم؟»
    آقای محب در بخشی از اظهاراتش تاکید کرد روند صلح و رسیدن به نتیجه از طریق گفت‌وگو در اولویت دولت قرار دارد و یگانه راه رسیدن به صلح و امنیت مذاکره و تفاهم است ولی اگر احتمالاً مذاکرات به نتیجه نرسید که ممکن هم است، « اگر ما به آن نتیجه نمی‌رسیم ما ضرورت به یک نظام قوی داریم ما باید سر نظام خود سرمایه‌گذاری کنیم که سرمایه‌گذاری هم شده. بیست سال اخیر ما و شما نظام خود را ساختیم، مشکلات دارد ولی باید از وقار و عزت مردم ما دفاع شود».
    مشاور امنیت ملی در پاسخ به این پرسش که چرا اجماع ملی در روند صلح به وجود نیامده گفت: «اجماع سازی کار آسان نیست ولی ما تلاش خود را می‌کنیم. زیبایی جمهوریت در همین است که اختلاف داشته باشیم و کنار بیاییم. هماهنگی به وجود می‌آید. جمهوری اسلامی افغانستان کثرت گرا است، در این جا نظریات متفاوت وجود دارد. ما مباحثه می‌کنیم و به نتیجه می‌رسیم حتا تا دقیقه نود.»


    کنترل پاکستان بر طالبان
    حمدالله محب در بخشی از برنامه به مسئله رابطه پاکستان با طالبان و تاثیرگذاری این کشور در روند صلح پرداخت.
    او گفت نقش پاکستان بیشتر از آن چیزی است که اسلام‌آباد می‌گوید. پاکستان بر طالبان هم نفوذ دارد و هم کنترل.
    محب افزود: «شما افکار مردم افغانستان را و معلوماتی را که ارائه شده تا حال می‌فهمید و ثابت هم شد که یک تعداد طالبان برای مذاکره از پاکستان به دوحه رفتند. به همین دلیل پاکستان نفوذ بسیار گسترده دارد روی طالبان و ما فکر می‌کنیم که پاکستان بیشتر از آن چیزی که می‌گوید کنترل دارند.»
    او در رابطه با صداقت پاکستانی‌ها گفت: «گپ‌های پاکستانی‌ها تا حال خوب بوده، ولی در عرصه عمل چیزی ندیدیم. هنوز طالبان در پاکستان حضور دارند و همراه شان کمک می‌شود. توقع ما را تا حال پاکستانی‌ها بر آورده نکرده‌اند.»


    خط دیورند
    حمدالله محب در برنامه مناظره کابل به مسئله خط دیورند و داعیه ارضی افغانستان بر پاکستان نیز پرداخت. او گفت ما داعیه داریم ولی هنوز زمان آن نرسیده که این موضوع مطرح شود. محب گفت موضوع دیورند به مردم افغانستان تعلق دارد و حکومت نمی‌توند در این خصوص اقدامی کند.
    محب گفت: «داعیه دیورند داعیه نو نیست. ما این داعیه را رها کردنی نیستیم. خاک ما بوده و خواهد بود. خود پاکستان هم بالای خاک کشورهایی دیگر داعیه دارد. این به این معنا نیست که پاکستان مسلسل مردم افغانستان را بکشد.»
    به باور مشاور امنیت ملی، خط دیورند مشکل ما را با پاکستان حل نمی‌کند. پاکستان یک عقبه نظامی برای خود می‌خواهد و خیلی بیشتر خاک افغانستان را می‌خواهد. اکنون ما در حال جنگ هستیم. امروز ما روابط خوب و حسنه با پاکستان می‌خواهیم.


    سناریوهای احتمالی

    مشاور امنیت ملی با اشاره به دوام مذاکرات صلح در دوحه گفت حکومت صلح را در اولویت می‌بیند ولی برای هر سناریویی آمادگی لازم وجود دارد.
    محب گفت: «در این جا چند سناریو مطرح می‌شود: اگر به صلح با طالبان می‌رسیم بسیار خوب است، ولی ما آمادگی نظامی نیز داریم، چه تنها باشیم و چه همکاری بین المللی را با خود داشته باشیم. این جا جنگ علیه تروریزم است و تعهدات بین المللی را با خود داریم. سناریویی که تمام نیروهای خارجی برایند ما چه می‌کنیم. سناریویی که تمام نیروهای خارجی برایند و به کمک های خود ادامه بدهند ما چی می‌کنیم و اگر ادامه ندهند هم سناریو داریم.»
    او افزود: «تعهد دوستان بین‌المللی ما برای ادامه همکاری تا سال ۲۰۲۴ است. این سناریوی اول است. سناریوی دوم این است که اگر امریکایی‌ها کامل برایند ما آمادگی داریم که خود ما دفاع کنیم همین اکنون هم ما نود و پنج درصد بار جنگ را به دوش داریم. اگر کمک‌های مالی امریکا نیز قطع شود، نظام دوام می‌یابد البته کمی مشکل می‌شود، ولی ما ادامه می‌دهیم و قابل تشویش نیست.»
    آقای محب تاکید کرد تلاش حکومت متمرکز بر این است که نظام ادامه یابد. ما می خواهیم نظام تداوم پیدا کند ما نمی‌خواهیم که دوباره از صفر شروع کنیم. نظام سازی این طور نمی‌شود که همه چیز را خط بزنیم. اگر در میز مذاکره به یک نتیجه می‌رسیم که باید نظام تغییر کند ما آن را به مردم ارائه می‌کنیم.
    مشاور امنیت ملی تصریح کرد: «ما تلاش می‌کنیم که یک زندگی بهتر بسازیم. در مهاجرت مردم ما می‌گفتند که سگ باشی ولی در خانه خود باشی. امروز ما در کشور و خانه خود هستیم و به هیچ عنوان آن را ترک نمی‌کنیم. این وظیفه نیست این زندگی ما است.»

  • بن بست مذاکرات صلح بین الافغانی چه زمانی شکسته می شود؟

    بن بست مذاکرات صلح بین الافغانی چه زمانی شکسته می شود؟

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان روز پنجشنبه هفته گذشته با هر دو تیم مذاکره کننده صلح افغانستان در دوحه ملاقات کرد.

    جزئیات ملاقات خلیلزاد با هیات مذاکره کننده دولت افغانستان تاکنون روشن نشده، اما هیاتی از گروه طالبان در دیدار با خلیلزاد یک بار دیگر تاکید کرده که توافقنامه این گروه با امریکا باید مبنای مذاکرات فعلی با هیات دولت افغانستان باشد.

    محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر با اشاره به دیدار هیات طالبان با خلیلزاد، در توییترش نوشته است: «در این دیدار تاکید شد که به توافق‌نامه امضا شده میان امارت اسلامی و امریکا، هر دو جهت التزام داشته باشند و برای عملی‌شدن بیشتر آن تلاش شود.»

    به گفته نعیم، ملابرادر آخوند، معاون سیاسی و رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر، شیخ مولوی عبدالحکیم حقانی، رئیس هیات مذاکره‌کننده طالبان و شماری دیگر از اعضای این گروه در دیدار عصر گذشته با خلیلزاد حضور داشته‌اند.

    خلیلزاد، نماینده امریکا برای صلح افغانستان تاکنون درباره دیدار دیروز چیزی نگفته است.

    سه هفته تلاش بی‌نتیجه

    حدود سه هفته از مراسم افتتاحیه مذاکرات صلح افغانستان گذشته است، اما دو طرف روی تدوین اصولنامه مذاکرات بحث دارند. گروه‌های تماس هر دو هیات بیش از ده بار با هم دیدار داشته‌اند، اما به نتیجه ملموسی دست نیافته‌اند.

    علت تاخیر هم دو خواسته طالبان گزارش شده است؛ طالبان خواهان آن شده‌اند که مذاکرات براساس توافقنامه این گروه با امریکا صورت گیرد و مذهب حنفی تنها مذهب رسمی در افغانستان باشد، اما دولت افغانستان این دو مورد را نپذیرفته است.

    زلمی خلیلزاد دو روز پیش به قطر رفت. او در توییترش نوشت که به منطقه می‌رود تا با طرف‌های دخیل در این روند در مورد مذاکرات صلح به مالکیت و رهبری افغان‌ها و چشم‌انداز‌های افزایش ارتباط منطقه‌ای، تجارت و توسعه پس از توافق صلح گفتگو کند.

    خلیلزاد گفت که افغان‌ها و جامعه جهانی به دقت گفتگو‌های صلح دوحه را زیر نظر دارند و انتظار می‌رود که این مذاکرات به سوی تهیه یک نقشه راه برای آینده سیاسی افغانستان و آتش بس دایمی و همه جانبه منجر شود.

    شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که سفر خلیلزاد بتواند مشکل پیش‌آمده در تدوین اصولنامه مذاکرات میان هیات‌های دولت و طالبان را حل کند. در حال حاضر هر دو تیم تلاش دارند راه حل سازنده‌ای برای حل اختلافات پیدا کنند.

    دو طرف گفته‌اند که اگر هم این روند به درازا بکشد، با شکیبایی این مذاکرات را دنبال خواهند کرد.

    در صورت نهایی‌شدن اصولنامه مذاکرات، گام‌های بعدی تعیین برنامه کاری مذاکرات و پس از آن آغاز مذاکرات اصلی خواهد بود.

    در دیدار روز گذشته هیات طالبان با خلیلزاد، بار دیگر موضوع رهایی زندانیان مطرح شده است.

    دولت افغانستان بر اساس توافقنامه صلح امریکا و طالبان و با هدف آغاز مذاکرات صلح، ۵۵۰۰ زندانی طالبان را رها کرده و در مقابل، طالبان هم یک‌هزار سرباز امنیتی افغان را آزاد کرده‌اند. این روند باید قبل از ۱۰ مارس انجام می‌شد، اما با تاخیر عملی شد.

    توافقنامه صلح امریکا و طالبان همچنین دو طرف جنگ افغانستان را ملزم ساخته است که تمام زندانیان یک‌دیگر را رها سازند. گفته می‌شود که در حال حاضر بین هفت هزار تا هشت هزار زندانی طالبان در بند دولت هستند.

    خلیل‌زاد درحالی تلاش دارد که بن بست در مذاکرات صلح را بشکند که پیش از این دو تیم مذاکره کننده توافق کرده بودند که مذاکرات را بدون میانجی خارجی پیش می‌برند.

    منابع می‌گویند که طالبان در ازای کاهش خشونت و در نتیجۀ آن آتش بس خواهان حکومت موقت هستند. اما برخی خبرنگاران به نقل از رییس جمهور غنی نوشته‌اند که تنها مردۀ مرا از ارگ بیرون کرده می‌توانند.

    به نظر می‌رسد تعلل در روند مذاکرات صلح، پالیسی مشترک حکومت و طالبان باشد. حکومت منتظر برگزاری انتخابات امریکا است و طالبان منتظر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان. اما رییس شورای عالی مصالحه ملی در صحبت با رسانه‌های غربی اعلام کرده است که انتخابات امریکا تغییری در پالیسی واشنگتن به وجود نمی‌آورد.

    در عین حال، کشورهای منطقه و جهان همواره تأکید کرده‌اند که برپایی نظام طالبانی در افغانستان را به رسمیت نخواهند شناخت. تقریباً تمام کشورهای جهان اعلام کرده‌اند که با امارت اسلامی مخالف هستند. طالبان خواهان برپایی امارت به جای جمهوریت در کابل هستند.

  • حکمتیار با لغو مراسم سالگرد داکتر نجیب به دنبال چیست؟

    حکمتیار با لغو مراسم سالگرد داکتر نجیب به دنبال چیست؟

    از میان حاکمانی که بعد از سقوط داوود خان توسط کمونیست‌های افغانستان بر سر کار آمدند، نجیب الله احمدزی آخرین رئیس جمهور دوران قبل از مجاهدین، شخصیت چند وجهی و قابل تاملی دارد. اگر به خاطره جمعی مردم افغانستان مراجعه کنیم، به طور عموم کودتای کمونیست ها در کشور را عامل اصلی بدبختی کشور و به میان آمدن وضعیت فعلی می دانند. نگاه مردم به حاکمانی چون تره‌کی، امین و ببرک کارمل یکسره منفی و همراه با نارضایتی است. اما وقتی سخن از داکتر نجیب‌الله به میان می‌آید، دیدگاه‌ها متفاوت شده و عده‌ای او را شریک جنایات کمونیست ها می دانند و بخش دیگر مردم او را قهرمان می پندارند. اغلب مردم افغانستان دوران سلطه کمونیست‌ها را دوران اختناق و سرکوب مردم توسط نیروهای بدنام خاد می دانند که از قضا نجیب الله احمدزی هم زمانی رئیس این نهاد خوفناک دولتی بود. اما با پیروزی مجاهدین و به دنبال آن جنگ خانمانسوز داخلی و روی دادن اتفاقات به مراتب وحشتناک‌تر از دوران نجیب‏، تیر امید مردم به سنگ خورده و با دیدن اعمال مجاهدین، به نوعی نگاههای مردم را در قبال کمونیست‌ها دچار تغییر کرد.

    در حقیقت مردم ما با دیدن وضعیت بدتری که مجاهدین ایجاد کردند‏، نگاه‌هایشان به وضعیت بد قبل از مجاهدین تلطیف شده و زندگی در دوران نجیب‌الله را به مراتب بهتر از وضعیت پسا کمونیسم می دانستند. عامل دیگر محبوبیت نجیب در میان قشر جوان کشور، سخنرانی‌های مصلحت‌جویانه اواخر دوران حکومت او و پیش‌بینی های دقیقی بود که در مورد آینده مجاهدین و آغاز هرج و مرج در کشور انجام داد و اتفاقا اغلب آن پیش‌بینی ها درست از آب در آمدند. نجیب‌الله اگر در میان یک نسل پیشتر افغانستان محبوبیتی نداشته باشد‏، برای نسل جدید افغانستان که بعد از سطه کمونیست‌ها و در اوج وحشت و خشونت در کشور به دنیا آمده اند، چهره متفاوتی است. شنیدن سخنان ملی‌گرایانه نجیب، ترک نکردن خاک افغانستان و در آخر کشته شدنش توسط طالبان به نمایندگی از پاکستان، از او چهرۀ وطن‌پرست و قهرمانی به نمایش می گذارد. از این رو شخصیت و محبوبیت نجیب‌الله احمدزی وجه خاکستری ندارد و او یا مخالفان سرسخت دارد یا طرفداران مشتاق. جوانان عموما هواخواه او اند و نسل
    پیشین کشور هم در حمایت و تنفر از او یک دست نیستند.

    با توجه به اینکه اکثر جمعیت کشور را نسل جوان تشکیل می‌دهند، اخیرا دولت اشرف غنی در صدد بهره برداری از این موضوع برای جلب محبوبیت بر آمده و محب الله محب مشاور امنیتی رئیس جمهور بر قبر نجیب ادای احترام کرده و دولت برنامه‌ای برای بزرگداشت از سالروز کشته شدن نجیب در کابل تدارک دیده بود که با مخالفت برخی از مجاهدین سابق روبرو شده و مراسم برگزار نشد.

    جدی‌ترین مخالفت‌ها از سوی گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و طرفداران او انجام شد. هزاران تن اطرفداران حکمتیار با ریختن در خیابانهای کابل و بستن مسیر تالار لویه جرگه، عملا مانع انجام این بزرگداشت شدند. لغو مراسم را می توان از معدود دستاورد‌ها و پیروزی های سیاسی اخیر حکمتیار دانست. او از رهبرانی است که سیاست‌های ناکام و جنجالی زیادی را در طول دوران مبارزات سیاسی خود به نمایش گذاشته است. گلبدین حکمتیار فعالیت های سیاسی اش را از دوران داوود خان و زمانی که دانشجوی دانشکده مهندسی دانشگاه کابل بود، آغاز کرده ولی بعدا مجبور شد تا همراه با دیگر سران مجاهدین به پاکستان بگریزد. در دوران جهاد‏ علیه شوروی، رهبر حزب اسلامی و پرقدرت ترین جریان سیاسی نظامی کشور بود و بیشترین حمایت را در مقابل نیروهای کمونیست ازسوی کشورهای غربی و عربی دریافت می کرد. بعد از روی کار آمدن مجاهدین، حکمتیار بازهم علم مخالفت برداشت و با موشک باران کابل، ویرانی های زیادی را به‌بار آورد. با روی‌کار آمدن طالبان، از اهمیت حزب اسلامی و جایگاه سیاسی نظامی حکمتیار به سرعت کاسته شده و اغلب نیروهای او جذب بدنه طالبان شدند. گلبدین حکمتیار به ناچار به تبعیدی خودخواسته تن داد و به ایران پناه برد سالها در تهران زندگی کرد. بعد از حمله آمریکا به افغانستان، او با اعلام حمایت از طالبان، از ایران خارج شد و در صف مخالفین مسلح دولت درآمد. تا اینکه بعد از مدتی اختفا، با امضای توافقنامه‌ای با دولت غنی، دست از مخالفت مسلحانه با دولت کشیده و به کابل آمد.

    دوران زندگی سیاسی حکمتیار همیشه مخالفت با دولت‌های حاکم بوده و هیچگاه نتوانسته است که جایگاه تثیبت شده و مشخصی را در حکومت‌ها داشته باشد. او برای رسیدن به قدرت به هر چیزی چنگ می زند. گاهی با اظهار نظرهای قومگرایانه و پوپولیستی در صدد جذب هوادار از میان ناسیولیست‌های افغانستان است. بعضی اوقات در صدد بهره‌برداری از تفاوت‌های مذهبی کشور و دامن زدن به آن است تا بلکه بتواند باعث جذب هوادار از این طریق گردد. او با وجودی که رشته مهندسی در دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرده است، اما با تعجب، بدون آموزش در مدارس دینی و فراگیری زبان عربی، تفسیر قرآن هم نوشته است! این موضوع به خوبی نشان می دهد که حکمتیار چگونه به دنبال فرصتی است تا از هر طریق ممکن ، خود را مطرح کرده و در پیش چشم مردم مسلمان افغانستان، جایگاه از دست رفته اش را دوباره احیا کند. در لابلای واکنش های سیاسی او، گاهی به اکت‌های وطن‌پرستانه و رفتار‌های ملی گرایانه هم بر می خوریم که بسته به وضعیت و جو حاکم بر کشور، از خود بروز می‌دهد تا بلکه از این طریق هم خود را مطرح کند.

    مخالفت با برگزاری بزرگداشت از سالروز کشته شدن داکتر نجیب‌الله احمدزی از سوی حکمتیار بدون شک ریشه در همین تفکر دارد. او با ایجاد هیاهو در صدد جلب توجه مردم به خویشتن و به نمایش گذاشتن چهره جهادی و وفادار به ارمانهای جهاد مردم افغانستان است. از سوی دیگر، رهبر حزب اسلامی افغانستان می خواهد به حکومت و کشورهای جهان هم نشان بدهد که او و طرفدارانش به رفتارهای مدنی و مسالمت آمیز و نمایش مخالفت خود با دولت حاکم با راهپیمایی و پرهیز از خشونت پایبند است و حضور در خیابانها را بر حضور در سنگر و کوهها ترجیح داده است. عامل سوم، نشان دادن تعداد طرفدارانش در کشور و نمایش وزنه سیاسی و قدرت نفوذ خود در میان مردم به حکومت و جهانیان است. این سه نکته می تواند توضیح دهد که چرا حکمتیار از طرفدارانش خواسته که به خیابان بیاید.

    گلبدین حکمتیار هیچ گاه مخالف برگزاری بزرگداشت از داکتر نجیب الله به خاطر عملکرد خشن کمونیست‌ها در کشور نمی تواند باشد. زیرا چه همه مردم افغانستان می دانند که تعداد شهروندانی که در موشک باران کور کابل از سوی حکمتیار کشته شده و ظلم و ستمی که از سوی او و دیگر هم‌قطارانش بر مردم رفته است، اگر بیشتر از قربانیان دوران حکومت نجیب نباشد، به هیچ وجه کمتر نیست.

    خامه پرس

  • طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    محمد رضا بهرامی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل در توییت تازه خود نوشت: «در توافق دوحه از حکومت و ساختار فعلی در افغانستان عبور و «حکومت اسلامی جدید پساتوافق افغانستان» مطرح شده است. بر این اساس مقاومت فعلی برای ‌عدم‌پذیرش این توافق به عنوان محور و اساس مذاکرات بین‌الافغانی، یعنی مبارزه و مقاومت برای بقای ساختار و حفظ تمامی دستاوردهای دو دهه اخیر».
    این توییت تا حد زیادی دلایل اختلاف‌نظر‌ها و به نتیجه نرسیدن گروه تماس را مشخص می‌کند. در یک هفته گذشته، گروه تماس از هر دو طرف با این که خبر از پیشرفت گفت‌وگو‌ها می‌دادند اما موارد اختلافی زیادی را نیز طرح کردند. مهم‌ترین مورد اختلافی میان گروه‌‌های گفت‌وگو کننده طالبان و دولت افغانستان، بحث نگرش به مذاکرات از منظر فقه حنفی است. طالبان اصرار دارند تا تمامی روند مذاکرات در چارچوب نظریات فقه حنفی مطرح شود. این به معنای آن است که دولتی که حاصل مذاکرات صلح برای آینده باشد، هیچ‌گونه حق و مشروعیت سیاسی به مذاهب دیگر در افغانستان نخواهد داد. در حال حاضر در کنار پیروان مذهب تسنن حنفی، پیروان مذاهب دیگر از جمله شیعه جعفری، شیعه اسماعیلی، پیروان تسنن شافعی و مذاهب دیگر نیز در افغانستان حضور دارند. از سوی دیگر اقلیت هندو باوری نیز در افغانستان هستند که روز به روز کاهش پیدا می‌کنند. در حال حاضر دو فرقه مذهبی با اکثریت پیروان در افغانستان زندگی می‌کنند؛ پیروان مذهب [اهل]سنت جماعت امام ابوحنیفه که آنان را حنفی می‌گویند و پیروان تشیع جعفری که آنان را اثنی عشری یا دوازده امامی می‌خوانند. حالا طالبان تلاش دارند تا در نخستین گام، چارچوب مذاکرات را با این قید تنگ‌تر کنند که مبنای تمامی گفت‌وگو‌ها فقه حنفی باشد. دولت افغانستان اما با این دیدگاه موافق نیست. گروه تماس دولت افغانستان پیشنهاد داده است که مذاکرات بر اساس فقه حنفی پیش برود با این قید که پیروان مذاهب دیگر در تمامی اعمال و افکار خود کاملاً آزاد باشند. اما طالبان این پیشنهاد را نمی‌پذیرند. از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد. اما این مسئله تنها دلیل اصرار طالبان نیست. طالبان با زیرکی زیاد بحث فقهی کردن مذاکرات را پیش کشیده‌اند. زیرا در این صورت وقتی بحث‌ها زیر چتر نگرش‌های فقهی شکل بگیرد، خود به خود مسئله (ولایت عام) که یک بحث فقهی حنفی‌ها در مورد ساختار دولت است مطرح می‌شود. طبق این نظریه در اسلام حوزه اقتدار را ولایت عام می‌دانند و این ولایت عام که مبتنی بر شریعت اسلامی است، شامل تمام صنوف و تشکل‌های دیگر است. اصول نظری نظام سیاسی اسلام این امکان را مشخص می‌کند که شریعت چگونه ولایت دولت را عام و فراگیر مشخص می‌کند و از طرف دیگر، مقررات و در اصطلاح ولایت‌های خاص این تعمیم را برنمی‌تابند.
    در چنین وضعیتی نخستین چیزی که قربانی خواهد شد، جمهوریت به عنوان یک اصل دنیای حکومتی است. با توجه به این که زیر ساخت‌های جمهوریت بر مبنای سکولاریزم بنیاد شده است، این مسئله در تضاد با مباحث فقهی قرار می‌گیرد و خود به خود از بحث حذف می‌شود. این مسئله را دولت افغانستان و تیم مذاکره‌کننده دولت به خوبی متوجه شده‌اند و حتی توییت سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل نیز دال بر این است که طالبان به هر صورت ممکن می‌خواهند جمهوریت را دور بزنند. کنار گذاشتن اصل جمهوریت، تمامی دستاورد‌های ۱۹ سال اخیر را در افغانستان را از بین خواهد برد و دموکراسی در مقابل اقتدار فقهی عقب‌نشینی خواهد کرد. در اندیشۀ اسلامی قوانین و مقررات دولت‌ها آمرانه است به این معنا که متصدیان امور دولتی یا همان ولایت عامه از یک‌ طرف مفسر شریعت تلقی می‌شوند و از جانب دیگر، قانون‌گذارند. در شریعت اسلامی علاوه بر نص قرآن و سنت که منبع مورد اتفاق قوانین شناخته می‌شود، منابع دیگری مانند اجماع و قیاس نیز اهمیت دارد که دست نهادهای دولتی را باز می‌گذارد تا این که با توجیه و استفاده از این منابع بتوانند به وضع و قانون‌گذاری بپردازند. اینجاست که همه‌‌ خواسته‌های طالبان مو به مو اجرا خواهد شد. تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان باید بداند که عقب‌نشینی در مقابل این خواسته طالبان، می‌تواند آنان را تا آخرین قدم به نفع طالبان عقب ببرد. به همین دلیل حتی جمهوری اسلامی که با طالبان رابطه خوبی دارد هم نگران این دیدگاه طالبان در قبال گفت‌وگو‌های صلح است.

    از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد.

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    صلحی که در آن جنایات طالبان بخشیده شود، صلح نیست!

    وقتی انتخاب بین امنیت و آزادی باشد، مردم همیشه امنیت را انتخاب می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری دیکتاتورها و عوام‌فریبان با به وجود آوردن احساس کاذب تهدید و سپس معرفی خود به عنوان ناجی، به بقای خود تداوم می‌بخشند.
    وقتی همین منطق انتخاب بین امنیت و عدالت به مردم داده شود، آن‌ها امنیت را بر عدالت ترجیح می‌دهند. در مورد افغانستان، این امر چرخۀ خشونت مداوم را طی چند دهۀ گذشته تغذیه کرده است.
    عدم عواقب قانونی برای خشونت و جنایات جنگی باعث جسارت بیشتر گروه‌های مسلح شده است. آزادی جنگجویان طالبان به عنوان بخشی از توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان و ادامه مذاکرات بین این گروه مسلح و دولت افغانستان منجر به صلح نخواهد شد. فقط یک فرایند کامل عدالت انتقالی این مهم را ممکن خواهد ساخت.


    تکرار تاریخ
    تصمیم برای به حاشیه بردن عدالت جهت حفظ امنیت و صلح در تاریخ افغانستان بی‌سابقه نیست.
    در زمان اشغال افغانستان از سوی شوروی (۱۹۷۹-۱۹۸۹)، بیش از ۸۰۰ هزار نفر جان داد. ایالات متحده و چندین کشور مسلمان از جنگ مجاهدین علیه نیروهای شوروی حمایت کردند. در طول این درگیری‌ها، هر دو طرف به طور مکرر مرتکب نقض جدی حقوق بشر و قوانین بین‌المللی بشردوستانه شدند. در حالی که از جنایات انجام‌شده توسط نیروهای شوروی به طور گسترده گزارش می‌شد، جنایات جنگی که از سوی مجاهدین در همان دوره انجام شد، تا حد زیادی غیرمستند بود.
    پس از خروج نیروهای شوروی، درگیری بین گروه‌های مختلف مجاهدین آغاز شد که منجر به ارتکاب جنایات جنگی بیشتر شد. در فبروری سال ۱۹۹۳ به طور مثال، درگیری بین جناح‌های مجاهدین منجر به قتل عام افشار شد که در آن ۱ هزار مرد و زن و کودک به گونه وحشیانه به قتل رسیدند. نبردها بین مجاهدین از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ به طول انجامید که ۵۰ هزار غیرنظامی جان خود را از دست داد. همین خشونت و آشوب منجر به ظهور طالبان شد که در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کرده و «امارت اسلامی» تأسیس کردند. در اگست ۱۹۹۸، طالبان بین ۲ تا ۵ هزار غیرنظامی را از قوم هزاره در شهر مزار شریف قتل عام کردند.
    حملات ۱۱ سپتمبر بر ایالات متحده شرایط را به سود همان مجاهدین تغییر داد، چنانچه ائتلاف به رهبری امریکا که افغانستان را در اکتبر سال ۲۰۰۱ اشغال کرد، با آن‌ها علیه طالبان متحد شد. در سال ۲۰۰۷، پس از نصب حکومت تحت حمایت امریكا در كابل، رهبران مجاهدین درگیر در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ قانونی را در پارلمان تصویب كردند كه آن‌ها را به خاطر ارتکاب جنایات جنگی عفو می‌كرد. توجیهی که برای این قوانین ارائه کردند بسیار ساده بود: اگر جامعه جهانی و حکومت افغانستان سعی در محاکمه آن‌ها کنند، جنگجویان سابق هرج و مرج و ناامنی بیشتر را دامن زده و تحریک خواهند کرد.
    بنابر این، هیچ اقدامی برای عدالت انتقالی انجام نشد. در نتیجه، مسئولیت‌پذیری و حساب‌دهی قربانی حفظ صلح واهی پسا-۲۰۰۱ شد. مردم افغانستان که قربانی اصلی جنایت‌های جنگی بودند، دو دهه رنج را به حان خریدند و به امید امنیت، عدالت را رها کردند.
    عدم وجود روند عدالت انتقالی علیه تنظیم‌ها باعث جسارت طالبان و اطمینان خاطر اعضای آن شد؛ به این دلیل که اقدامات آن‌ها هیچ عواقبی در پی نخواهد داشت و آن‌ها همچنان به خشونت و وحشی‌گری بیشتر علیه مردم افغانستان ادامه می‌دهند. به عبارت دیگر، عفوی که تنظیم‌ها از آن بهره بردند، صلح واقعی برای افغانستان به ارمغان نیاورد.
    این رویکرد نسبت به اخلاق جنگ، مشکل‌ساز است؛ نه تنها به این دلیل که عدالت برای قربانیان جنایات طالبان تأمین نمی‌شود، بلکه ظرفیت طالبان را برای ادامه جنگ به هدف دستیابی به حکومت دینی نیز تقویت می‌کند.


    عدالت انتقالی در افغانستان
    آزادی هزاران جنگجوی طالبان پس از انعقاد توافق‌نامه از سوی این گروه با ایالات متحده به تاریخ ۲۹ فبروری سال جاری میلادی، امر لازمی برای شروع گفت‌وگوهای صلح توجیه شده است. با این حال، فرصت‌ها و احتمالات علیه هر گونه صلح دایمی در این کشور است.
    طالبان از خشونت دست بر نمی‌دارند، چون می‌دانند این تنها وسیلۀ برای داشتن هر گونه قدرت سیاسی است. بر بنیاد نظرسنجی سال ۲۰۱۵، دولت افغانستان حتی با داشتن رسوایی‌های بزرگ فساد و سابقه خشونت علیه غیرنظامیان، هنوز توسط ۹۲ درصد مردم افغانستان ترجیح داده می‌شود. هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند.

    به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است. با این وجود، بعید است رهبران طالبان به این زودی‌ها به دادگاه بروند. در صورت توافق برای برقراری صلح، نه تنها دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی آن از عفو اعضای گروه طالبان خوشحال خواهند شد، بلکه ایالات متحده خود نیز مایل نیست به دادگاه بین‌المللی کیفری اجازه دهد جنایاتی را که گفته می‌شود سربازان آن در این کشور مرتکب شده‌اند، بررسی کند.
    علاوه بر این، تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری (ICC) در این مرحلۀ حیاتی خطر تضعیف گفت‌وگوهای صلح دوحه را در پی دارد، زیرا ممکن است طالبان را از توافق برای صلح منصرف کند. اما روش‌هایی برای عدالت انتقالی بدون پافشاری روی تحقیقات دادگاه بین‌المللی کیفری وجود دارد.
    جنایات جنگی که طی چهار دهۀ گذشته توسط همه طرف‌ها در افغانستان انجام شده است، می‌توان/باید به طور رسمی مستند کرد. این امر می‌تواند به تلاش‌های گسترده برای مسکه‌مالی نمودن تاریخ نقطه پایان بگذارد و تا حدودی عاملین این جنایات را مجبور به پاسخگویی می‌کند. پس از مستند نمودن این جنایات، همه احزاب سیاسی، از جمله کمونیست‌ها، جناح‌های مجاهدین و طالبان، باید رسماً‌ از مردم افغانستان به طور کلی و به ویژه از قربانیان خشونت عذرخواهی کنند و به گونه رسمی جنایات گذشتۀ خود را تصدیق و رضایت مردم را جلب کنند.
    عذرخواهی علنی از سوی رهبران درگیر در جنایات جنگی در افغانستان سابقه دارد. عبدالرشید دوستم معاون رییس جمهور غنی در جریان کمپاین‌های انتخابات سال ۲۰۱۳، از نقش داشتن در جنگ‌های داخلی دهۀ ۱۹۹۰ عذرخواهی کرد. عذرخواهی دوستم و تعهد برای عدم تکرار اشتباهات گذشته‌اش مورد استقبال بسیاری مردم افغانستان قرار گرفت.
    اکنون، بار دیگر از مردم افغانستان خواسته شده است تا بین عدالت و امنیت، یکی را انتخاب کنند. گرچه تأیید و تصدیق جنایات جنگی و وعده عاملین این جنایات برای عدم تکرار آن،‌ نمی‌تواند مرهمی برای قربانیان این جنایات باشد، اما می‌تواند گام مهم برای بهبودی افغانستان باشد. اگر این مراحل با تعهد جامعه جهانی برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر در این کشور همراه باشد، افغانستان می‌تواند سرانجام گذشتۀ دردناک خود را پشت سر گذاشته و چهره خود را به سمت آینده بچرخاند.

    هرگونه مصئونیت از مجازات که طالبان از آن بهره‌مند خواهند شد، گروه‌های دیگر را نیز برای ادامه جنایت علیه مردم افغانستان ترغیب می‌کند. به خاطر همین دلیل، تقاضاها برای محاکمه شدن رهبران طالبان در دادگاه بین‌المللی کیفری رو به افزایش است.

    منبع: الجزیره

    مترجم: سید طاهر مجاب