دسته: برگزیده ها

  • فساد در شرکت های خارجی بخش عمده کمک ها به افغانستان را ضایع کرده  است

    فساد در شرکت های خارجی بخش عمده کمک ها به افغانستان را ضایع کرده است

    کشورهایی که میلیاردها دالر به افغانستان کمک می‌کنند اغلباً از فساد گسترده‌ای که مانع انکشاف می‌شود شکایت دارند.
    اما اخیراً یک تعداد از افغان‌ها اصرار دارند و انگشت انتقاد خود را به سمت یک مقام مشخص ناتو در کابل بلند کرده‌اند که فعالیت شرکت سابق وی به دلیل سوی مدیریت متوقف شده بود.

    شرکتی به نام اکتیس استراتیژی( Aktis Strategy ) که توسط دو دیپلمات پیشین انگلیسی تاسیس و اداره می‌شود بر پروژه‌های انکشافی در عراق، ترکیه، تونس، سومالی و جاهای دیگر نظارت داشت.
    اما طبق گفته پیمانکاران سابق اکتیس و تحقیقاتی که سال گذشته توسط دیلی میل انگلیس انجام شد، وقتی در اوایل سال ۲۰۱۹ به طور ناگهانی وجه نقدی آن تمام شد، پیمانکاران و کارمندان خود را همراه با طلبکاران خشمگین که خواهان پرداخت بودند و هیچگاه به آنها پرداخت نگردید با سرگردانی رها کرد.
    به گفته دو منبع که به شرط ناشناس ماندن با فارین پالیسی صحبت کردند، اکنون اندری راتمل یکی از مدیران این شرکت دوباره به کاروبار توسعه و انکشاف برگشته است و به عنوان رییس دفتر نماینده ارشد غیرنظامی ناتو در کابل کار می‌کند و این خشم بسیاری از افغان‌ها را برانگیخته و جامعه بین‌المللی را به خاطر كاهش بودجه كمک به افغانستان به دلیل فساد مالی و تحمل فساد در صفوف خود، به دو رویی متهم می‌كنند.
    هنگامی که ماه گذشته حساب توییتر رسمی ناتو در افغانستان خواستش را در مورد توقف «فساد» توییت کرد، با واکنش تند رسمی دفتر امرالله صالح معاون رییس جمهور افغانستان مواجه شد.
    اعجاز ملکزاده در توییتی نوشت «در مورد افراد فاسدی که با ناتو در کابل کار می‌کنند چطور؟؟؟ راتمل با چه کس قدرتمندی ارتباط دارد که هیچ کس علیه او صحبت نمی‌کند؟»
    به نظر می‌رسید که خشم در خیابان‌های کابل بازتاب یافته است، جایی که یک تاجر در تلاش برای نجات شرکت خود، به فارین پالیسی گفت: «این اوج ریا است. جامعه جهانی به ما می‌گوید كه عمل خود را شفاف سازید و اگر نه كمک‌هایی را كه ما برای زنده ماندن به آنها احتیاج داریم، كاهش می‌دهیم، با وجودی که آنها خود مقصر فسادی هستند كه ما را به آن متهم می‌كنند. چطور جرئت می‌کنند.
    راتمل و الکس مارتین دیپلمات پیشین دیگر انگلیسی، آکتیس را در سال ۲۰۱۳ تأسیس کردند و به سرعت برنده قراردادهای امنیتی و انکشافی در کشورهای در حال توسعه و همچنین در اروپا شدند.
    این شرکت به سرعت رشد کرد: طبق گفته (دیویکس) یک نهاد رسانه‌ای استخدام و بخش توسعه، تا سال ۲۰۱۸ دارای ۱۵۰ پرسونل و درآمد مالی سالانه حدود ۲۴ میلیون پوند که معادل حدود ۳۲ میلیون دالر در آن زمان می‌شد، بود که بیشتر آن مربوط دولت انگلیس می‌شود.
    شرکت راتمل از موقعیت خود به عنوان «پرایم» – یا شرکتی «نخست» تایید شده برای دریافت وجوه ادارات دولتی و نهادهایی مانند سازمان ملل استفاده کرد تا قراردادهای انکشافی را به دست بیاورد.
    سپس شرکت های دیگر و پیمانکاران را برای انجام کار، پرداخت حقوق و هزینه‌های خارج از دخل استخدام کرد اما نه قبل از پرداخت هزینه قابل توجه مدیریت برای خود.
    آکتیس با وجود داشتن میلیون‌ها دالر درامد از بابت قراردادهای دولتی، تا مارچ ۲۰۱۹ بی پول بود.
    دیویکس گزارش داد: «از ده‌ها پرسونل و تعدادی از پیمانکاران فرعی اکتیس چندین ماه حقوق عقب افتاده، هزینه‌ها و حقوق بازنشستگی بدهکار هستند».
    دیویکس به ایمیلی از راتمل استناد کرد که در آن وی «علت نابودی اکتیس را مدیریت مالی ضعیف دانسته که باعث شد این شرکت نتواند مقیاس سریع و رشد کار پروژه‌های کم حاشیه خود را در کشورهای شکننده و درگیر جنگ» مدیریت کند.
    اما پیمانکاران سابق گفتند که مشکلات مدیریتی از بالا به وجود آمده است.
    یک پیمانکار انگلیسی که اکتیس بدهکار وی است گفت «مدیران خیلی خوب پول خود را پرداخت کردند. راتمل رییس بود. این مدیریت سوء مالی او بود «که منجر به نابودی این شرکت شد».
    او و منابع دیگر این داستان برای جلوگیری از جلب توجه به پیوند قبلی شان با این شرکت، به شرطی که نامشان ذکر نشود با فارین پالیسی صحبت کردند.
    او عضو گروپ واتس‌اپ متشکل از پیمانکاران و کارمندان سابق با شکایت مالی است.
    این پیمانکار گفت که وی برای اکتیس از سال۲۰۱ تا ۲۰۲۰ نظارت روی پروژه ضد تروریزم را که توسط کمیسیون اروپا تمویل می‌شد مدیریت کرد .
    وی گفت وقتی آكتیس در سال ۲۰۱۸ پرداخت حقوق و مصارف را متوقف كرد، ۱۵۰۰۰ پوند (۲۰ هزار دالر) بدهكار بود و پیمانكاران را برای پرداخت هزینه‌های خود به حال خود گذاشت.

    پیمانکار گفت که کمیسیونی را به دولت انگلیس که به اکتیس پرداخت کرده بود، پرداخت کرده است بنابراین هیچ کس نمی‌تواند درک کند که چرا پول پرداخت برای پیمانکاران وجود ندارد. «این به آبروی انگلیس بسیار لطمه زد».
    بر اساس گزارش رسانه‌های انگلیس، دولت انگلیس در حال بررسی ایجاد مشاوریت داخلی برای مدیریت پروژه‌های کمک، قطع مشاوره‌هایی مانند اکتیس برای کاهش ضایعات و فساد است.
    پیمانکاران پیشین به فارین پالیسی گفتند، هنگامی که کار شرکت اکتیس متوقف شد، برخی از پیمانکاران مشغول کار در پروژه هایی در مکان‌های دور مجبور به تأمین مصارف سفر خود به خانه شدند.
    یکی از منابع که عضو گروه واتس‌اپ می‌باشد گفت، اکتیس پرداخت مصارف امنیتی محل پروژه در عراق را متوقف کرد و زندگی افراد حاضر در این پروژه را به خطر انداخت.
    به اساس اظهارات مدیر یک شرکت تحت قرار داد اکتیس کارگران پروژه توسعه عدلی از سوی طلبکاران اکتیس تهدید به مرگ شده‌اند.
    وی گفت كه شركت وی این پول را پرداخت كرد تا بدهی‌های اكتیس را بپوشاند و پیمانكاران را به خانه خود برساند. وی به فارین پالیسی گفت: «کسی مجبور بود این کار را انجام دهد، این کار درستی بود.
    راتمل به چندین درخواست برای اظهار نظر یا مصاحبه پاسخ نداد.
    طبق شرح کاری وی که از سوی ناتو پست شده، راتمل ماهانه بیش از ۱۰ هزار دالر درآمد و ۷ کارکن زیر دست دارد .
    یک مقام ناتو که برای اظهار نظر از وی پرسیده شد، گفت: «ما در مورد پرسونل خویش اظهار نظر نمی‌کنیم».
    حکایت دیلی میل در مورد رفتارهای نادرست راتمل که سال گذشته نوشته شده بود طی هفته‌های اخیر به طور گسترده در رسانه‌های اجتماعی افغانستان پخش شده است.
    طوریکه بودجه پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای – با «پرایم» تمویل می‌شود سپس برای پیمانکاران خود به قطعات کوچک تقسیم می‌کنند – این غالباً بدین معنی است که بخش قابل توجهی از آن هرگز به پروژه‌ها راه پیدا نمی‌کند. کاهش ۱۰ درصدی غیر معمول نیست، اما برخی از شرکت‌ها بسیار بالاتر می‌روند.
    بازرس ویژه بازسازی افغانستان در گزارشی در ماه اکتوبر گفت که بررسی ۶۳ میلیارد دالر کمک ایالات متحده به این کشور نشان می‌دهد که در مجموع تقریباً ۱۹ میلیارد دالر یا ۳۰ درصد از مبلغ بررسی شده به دلیل ضایعات، کلاهبرداری و سوی استفاده از دست رفته است.
    مقامات در افغانستان و سایر کشورها می‌گویند که سیستم توسعه به فساد و فقر دامن می‌زند و کابل مدت هاست شکایت دارد که میلیاردها دالر کمک‌های توسعه بین‌المللی توسط دولت‌ها و سازمان‌های اهدا کننده اداره می‌شود و پاسخگویی آنها در برابر مقامات افغانستان کم است یا هیچ پاسخگو نیستند.
    دونرهای بین‌المللی به دلیل نگرانی در مورد فساد و اختلاس، بودجه چهار ساله خود را از ۱۵ میلیارد دالر به ۱۲ میلیارد دالر در کنفرانس جنوا کاهش دادند.
    به گفته یک مشاور ارشد دولت، کابل سال‌ها است که پیشنهاد کرده کمک‌های جهانی شامل بودجه دولت شود تا مصارف بتواند بهتر هماهنگ و پیگیری شود. وی که خواست نامش افشا نشود، گفت: «مسئولیت پذیری باید متقابل باشد».
    یادداشت: لین اودنیل روزنامه نگار، نویسنده و تحلیلگر استرالیایی است. وی بین سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷ رییس دفتر خبرگزاری فرانسه و آسوشیتدپرس در افغانستان بود.

    فارین پالسی

    سید طاهر مجاب

  • امرالله صالح و تدوم جلسات شش و نیم صبح/ میثاق امنیتی به رئیس مجلس سپرده شد

    امرالله صالح و تدوم جلسات شش و نیم صبح/ میثاق امنیتی به رئیس مجلس سپرده شد

    جلسات شش و نیم صبح امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور غنی امروز یک شنبه ادامه یافت و تصمیم چهل و چهارم اتخاذ شد.

    در این تصمیم ده مورد از مشکلات و چالش های امنیتی، جرم و جنابت و غصب زمین و دسگیری افراد وابسته به طالبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    امرالله صالح در مورد تصمیم چهل و چهارم نوشت:«اول : امروز قوماندان های چهارده ولسوالی کابل به جلسه شش و نیم دعوت شده بودند. آنها در ارتباط به سه مسله مهم و اساسی مرتبط به حوزه کاری شان صبحت کردند. اول بررسی مختصر و متمرکز از مشکلات و کمبودی های لوژستیکی و تدارکاتی – دوم روش های جدید و غیر تکراری مهار جرم و ترور در ساحات مسوولیت شان با پیروی از متود های میثاق امنیتی و جلسات شش و نیم صبح – سوم پیشنهاد تغییرات در ارتباط به نحوه و نوع مراوده مرکز با ولسوالی ها و چهارم تمرکز روی استفاده اساسی و نهادینه از زمستان تا در فصل گرما در حالت بهتر نسبت به امروز قرار داشته باشیم.»

    وضعیت تمام ولسوالی بررسی شد و تمرکز بیشتر روی سروبی و قره باغ صورت گرفت. به فضل خداوند مسوولین نظامی و پولیس و استخبارات جمهوری اسلامی افغانستان در ولسوالی های کابل هوشیار – تعلیم دیده و با انگیزه اند.

    قرار است این کنفرانس هفته آینده دوباره تکرار شود تا تمام منابع لازم برای اجرای استراتیژی نو در اختیار شان قرار داده شود. از قوماندانی امنیه کابل سپاس می نمایم.

    دوم : متاسفانه بازهم نانوایی – یکی از طالبان در نانوایی بخاطر تثبیت افسران دولتی در ساحه حوزه پنجم شاگرد شده بود.این شخص که داود ولد عبدالله نام دارد قبلا در مسیر کابل غزنی در پاتک های طالبان چندین تن از هموطنان ما را از موتر پایین کرده یا تیر باران کرده و یا به قرارگاه های طالبان انتقال داده بود. این درنده خوی تروریست دیروز دستگیر گردید. از امنیت ملی سپاس می نمایم و امید است که جزییات را در اختیار مردم قرار بدهند. بخش مطبوعاتی معاونیت اول نیز میتواند جزییات را دراختیار مردم قرار بدهند.

    سوم : کابل در بیست و چهار ساعت گذشته گواه قتل و ترور و حملات تروریستی نبود. تنها سه حادثه سرقت وجود داشت در حوزه هشتم – ششم – و اول. در عین زمان پولیس شجاع و با همیت کابل هفت دستگیری داشتند که شامل دزدان و قاتلین بودند . بخش مطبوعاتی جزییات را برای شما میرسانند.

    چهارم : سطح رضایت و حمایت از جلسات شش و نیم بخاطر تطبیق میثاق امنیتی کابل ۸۸ درصد و ۱۲ درصد هم انتقادات و پیشنهادات سالم وجود داشته است. اگر شما فکر میکنید که این وضعیت با آنچه شما شاهد استید تفاوت دارد لطفا تفاوت ها را بنویسید. از وزارت مخابرات سپاس می نمایم که شمال محوطه وزارت را که به کناراب تبدیل شده بود پاک نمودند و دوباره به گلدان تبدیل ساختند.

    پنجم: الی یک هفته دیگر جزییات تمام زمین هایی را که تا اکنون از غاصبین در شهر کابل و ولسوالی ها آزاد شده اند به نشر می سپاریم. اکنون این مقدار به هزاران جریب می رسد.

    ششم : یک کاپی از میثاق امنیتی کابل وملحاقت آن که حاوی پنج هزار صفحه معلومات و طرح برای محلات کابل میشود به ریاست ولسی جرگه بصورت مستقیم تسلیم داده شد. چنانچه گفته بودیم میثاق امنیتی سند زنده است و باید هر روز تعدیل و تغییر یابد. هر بخش کابل هر روز بخشی را در آن می افزاید و بخشی را کم میسازد. مهم این است که مردم دخیل شده اند. امروز قوماندان های امنیه ولسوالی ها گزارش دادند که فرهنگ جلسات شش و نیم آهسته آهسته در ولسوالی ها ترویج یافته است و نتیجه این هماهنگی های رخ در رخ باعث ایجاد حکومت داری بهتر و تطبیق قانون گردیده است.

    هفتم : یکی از مقروضین کابل بانک وادار شد که خانه اش را که به حکم سارنوالی باید چهار سال قبل به دولت میداد دیروز به مدیریت کابل بانک بسپرد. جزییات را از مدیریت تصفیه کابل بانک بدست بیاورید. جلسات شش و نیم سارنوالی – اداره مبارزه با جرایم سنگین – پولیس – شاروالی – امنیت ملی – ولایت کابل و مردم را زیر یک سقف قرار داده است.

    هشتم : گزارش داده شد که هفتصد عراده موتر بی اسناد که اکنون در اختیار وزارت داخله است سر از فردا به ولسوالی ها توزیع میگردد. وقتی مالکین اسناد این موتر ها را تکمیل کردند و در اختیار دولت قرار دادند در ظرف سه روز موترشان پس داده میشود. اگرمیخواهید که موتر تان به گزمه پولیس مبدل نگردد پس بدون اسناد در سرک ها گشت و گذارنکنید. به فضل خداوند عواید ازمدرک جریمه توسط پولیس ترافیک در شهر کابل هر روز در حال افزایش است.

    نهم : تصمیم گرفته شد که مقدار محصول و مالیه برای موتر های بی اسناد پس از تکمیل ضرب الاجل بالا میرود. قراریکه وعده کرده بودیم به زودی طرح جریمه های سنگین و کمر شکن را نیز از کابینه منظوری گرفته و بالای بلند منزل هایی که بصورت خودسر آباد شده اند تطبیق می نماییم. جدی بگیرید. شوخی نیست.

    دهم : تا سه روز دیگر فهرست تمام اقدامات چهل وچهار روز گذشته را با فیصدی های پیشرفت در اختیار مردم قرار میدهیم که مطمین شوید شیوه منظم برای سنجش پیشرفت ونظارت وجود دارد.

  • آیا با آمدن بایدن، اروپایی‌ها به آرامش رسیدند؟

    آیا با آمدن بایدن، اروپایی‌ها به آرامش رسیدند؟

    با پیروزی نامزد دموکرات انتخابات آمریکا، کشورهای اروپایی با توجه به اقدامات رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در مسائل مختلف در پی ورق زدن این صفحه از روابط خود با واشنگتن هستند.به آرامش رسیدن و تمایل برای ورق زدن این صفحه در میان اروپایی‌ها کاملا واضح و روشن است.

    امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس، و حتی اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، به سرعت واکنش نشان دادند. آن‌ها امیدوارند روابط دو سوی اقیانوس در فضایی متفاوت از دوران باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا، احیا شود.

    اروپایی‌ها می‌خواهند استقلال خود را تایید کنند و در عین حال نمی‌خواهند اجازه دهند در درگیری‌های میان چین و آمریکا گرفتار شوند.انتخابات آمریکا فراتر از اهمیت سیاسی در داخل آمریکا چالش‌های عمده‌ای در سطح بین‌المللی داشت.

    این چالش‌ها به دلیل مناقشات جهانی و بحران بهداشتی بسیار بیشتر از حد معمول است. اما اروپایی‌ها از مشکلات بزرگی که در انتظار جو بایدن است آگاهند؛ کووید-۱۹ آمریکا را دچار اختلاف کرده است و به شدت بر آن تاثیر گذاشته است. به عبارت دیگر ایالات متحده به دلیل عملکرد ضعیف در دوره کرونا اعتبار خود را در عرصه جهانی نیز از دست داده است و سنا ممکن است همچنان در اختیار جمهوری‌خواهان بماند.

    از دیدگاه اروپایی‌ها انتخابات آمریکا همانند آزمونی تاریخی برای دموکراسی تحت تنش بود که می‌تواند درس‌های قابل توجهی در زمینه جنبش‌های عوام‌فریبانه پوپولیستی بدهد.هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان، ۵ نوامبر در این باره گفت میزان مشارکت به صورت بی سابقه‌ای بالا بود، اما متاسفانه قطبی شدن جامعه نیز به همان اندازه بالا بود.آنگلا مرکل بدون وقفه پیروزی جو بایدن را به وی تبریک گفت و تاکید کرد: اگر بخواهیم چالش‌های بزرگ دوران خود را مهار کنیم دوستی ما در دو سوی اقیانوس غیر قابل جایگزین است.ژان ایو لو دریان، وزیر امور خارجه فرانسه، هم در توئیتی بر نقشه راه مشترک اروپا و آمریکا تاکید کرده است.

    وی در این توئیت نوشت: ما در این روابط که بار دیگر متعادل شده است کار‌های بسیاری برای انجام دادن داریم. امنیت جمعی، مبارزه با تروریسم، بهداشت عمومی، آب و هوا، تجارت و قانونگذاری رسانه‌های دیجیتال از جمله این کار‌ها هستند. ما از ارزش‌ها و منافعمان و همچنین یافتن راه حل‌های مشترک و چند جانبه گرایی دفاع خواهیم کرد.به نظر می رسد روی کار آمدن یک رئیس جمهور دموکرات، مواجهه با مسائل بین‌المللی و مذاکرات دو سوی اقیانوس، نمی تواند مانع از آگاهی تدریجی اروپایی‌ها از منافع راهبردی، اقتصادی و نظامی شان شود.

    در عرصه سیاسی در حالی که آنگلا مرکل چند ماه دیگر به فعالیت خود پایان می‌دهد، امانوئل مکرون دیگر نمی‌تواند تنها منادی چندجانبه‌گرایی باشد. به این ترتیب با وجود چالش‌های دائمی قدرت مانور مکرون در فضایی آرام‌تر و در جمع دموکرات‌های لیبرال ممکن است محدودتر شود.درواقع جو بایدن مدعی بازیابی روح ملت آمریکاست. در عرصه روابط بین‌المللی، این به معنای تعهد به سخنان گفته شده و همچنین تعهدات دوباره در چارچوب‌های چندجانبه مانند سازمان جهانی بهداشت، یونسکو، توافق هسته‌ای ایران و بسیاری مسائل دیگر است که از سوی دولت ترامپ کنار گذاشته شده بود.

    از همین رو اروپایی‌ها در انتظار نخستین اقدامات نمادین مانند بازگشت فوری به توافق آب و هوایی پاریس یا دست کم پیام همبستگی در خصوص ناتو هستند. برخی عادی‌سازی‌های در روابط دو سوی اقیانوس در وهله اول رسمی خواهد بود. این در عرصه دیپلماسی هم مهم است. روابط سالم شامل دیدار‌های منظم، در صورتی که همه‌گیری کرونا اجازه دهد، و همچنین دستیابی به نوعی قابلیت پیش‌بینی است. به علاوه پایان یافتن اظهارات بدبینانه و زننده و کار بیشتر در روابط امریکا و اروپا مورد نیاز است.

    با این حال این کار باید بین اروپایی‌ها حل و فصل شده باشد تا به دولت جدید آمریکا موضوعاتی معرفی شود که امکان همگرایی در آن‌ها وجود دارد و اروپایی‌ها خود مسئولیت برخی موضوعات سیاسی و امنیت مربوط به اتحادیه اروپا را به تنهایی برعهده بگیرند. نشست صلح که از ۱۱ تا ۱۳ نوامبر در پاریس برگزار می‌شود فرصتی به امانوئل مکرون خواهد داد تا لزوم همکاری‌های بین‌المللی در برابر فوریت‌های بهداشتی، آب و هوایی و اقتصادی را مطرح کند. البته پاریس و برلین برای تصمیم‌گیری در این‌باره در انتظار نتیجه انتخابات آمریکا نماندند.

    تمایل آمریکا به سوی آسیا، تمایل به پایان دادن به جنگ‌های بی پایان در افغانستان و عراق و اتخاذ خط مشی تندرو در برابر چین همه از جمله مسائل مورد توافق میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در واشنگتن است.در چین هم لی یوچنگ، معاون وزیر امور خارجه، چند روز پیش اعلام کرد دولت آینده آمریکا پکن را در نیمه راه و با روحیه احترام متقابل ملاقات خواهد کرد.اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که دولت بایدن آشتی‌پذیر‌تر باشد. به هر حال دولت وی مودب‌تر و کمتر دمدمی مزاج خواهد بود.در مسکو در نخستین اظهارات در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هنوز هم احتیاط قابل مشاهده است.

    با این حال ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، در زمان شمارش آرا در آمریکا به ماهیت قدیمی انتخابات آمریکا و نقایص بدیهی نظام انتخاباتی این کشور اشاره کرد. اما در واقعیت احساسات متفاوتی در کرملین حاکم است. به نظر می‌رسد تمایلات جاه‌طلبانه‌ای که باراک اوباما در ابتدای دوران ریاست جمهوری خود بیهوده در خصوص آن تلاش کرده بود، در دوران بایدن کمتر دیده شود.

    از دیدگاه دموکرات‌ها بیشتر مسئله خنثی کردن مسکو به عنوان بازیگر ردیف دوم مطرح است تا پرداختن به یک روند دیپلماتیک که هیچ نتیجه ملموسی هم ندارد.عصر ترامپ با ظن دائمی تبانی میان کرملین و ترامپ همراه بود. اما هیچ نکته مثبتی در روابط دو جانبه به ویژه در خصوص بازنگری در معماری پیمان‌های خلع سلاح رخ نداد. پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد در سال ۲۰۱۹ با خروج آمریکا به بهانه نقض بند‌های آن از سوی روسیه پایان یافت. پیمان دو جانبه نیو استارت هم که در سال ۲۰۱۰ امضا شده بود نیز در فوریه ۲۰۲۱ منقضی می‌شود. اولویت مطلق، تمدید این توافق است.

    این توافق زرادخانه‌های دو کشور را با ۷۰۰ پرتابگر هسته‌ای راهبردی و هزار و ۱۵۰ کلاهک هسته‌ای محدود می‌کند. مذاکرات در این زمینه میان مسکو و واشنگتن احتمالا بلافاصله پس از ورود بایدن به کاخ سفید از سر گرفته خواهد شد.هرچند سیاست خارجی در زمان کارزار انتخاباتی در آمریکا نادیده گرفته شد، اما ادعا‌های سازش میان دونالد ترامپ و روسیه که به مدت سه سال جناح دموکرات را بسیج کرده بود، در کارزار‌های انتخاباتی جای خود را به بی‌کفایتی رئیس جمهور در مقابله با کووید-۱۹ داد. با این حال دونالد ترامپ معتقد بود عملکردش در عرصه بین‌المللی بسیار خوب بود. این عملکرد به ویژه شامل تحریک بازگرداندن نظامیان آمریکایی از خاورمیانه و به ویژه عراق و اتخاذ موضع سختگیرانه در برابر چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا می‌شود. علاوه بر این امضای توافق‌های آبراهام در ۱۵ سپتامبر میان اسرائیل و امارات عربی متحده و بحران تحت نظارت آمریکا راهبرد منطقه‌ای کاخ سفید را تقویت کرد.رویکرد کاخ سفید در قبال فلسطین در سال‌های گذشته کاملا معاملاتی بود.کاخ سفید به مدت چهار سال بر نزدیکی میان اسرائیل و کشور‌های عربی سنی با نام مهار قدرت منطقه ای تهران و بی‌اعتمادی به ایران و به قیمت نابودی مسئله فلسطین تاکید کرد. این مسئله که با نادیده گرفتن تاریخ و تعهدات گذشته کاملا غیر قابل تصور به نظر می‌رسید با رویکردی کاملا معاملاتی رخ داد.

    بایدن قرار است در رویکرد آمریکا تعادل برقرار کند، اما قرار نیست در اقدامات یکجانبه مانند به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل بازنگری کند.از سوی دیگر تمایل وی برای احیای توافق هسته‌ای ایران در صورتی که تهران بپذیرد به تعهدات خود بازگردد می‌تواند موجب بروز تنش با سنای احتمالی جمهوری‌خواه و همچنین اسرائیل شود. نخست وزیر اسرائیل باید محاسبات سیاسی پیچیده‌ای انجام دهد و از این منظر به دونالد ترامپ بدهکار است. نتانیاهو فورا به بایدن تبریک نگفت و با تاخیر در پیامی به روابط شخصی صمیمانه چهل ساله خود با رئیس جمهور جدید آمریکا اشاره کرد.اما در ایران این امید وجود دارد که سیاست فشار حداکثری که از سوی آمریکا اعمال شده است لغو شود.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • پاکستان همچنان در دخالت در افغانستان دست بالا دارد

    پاکستان همچنان در دخالت در افغانستان دست بالا دارد

    مداخله‌ی پاکستان در سیاست‌های داخلی افغانستان، کاری نیست که آن‌ را پنهان بنامیم؛ نظمی آشکار که ساختار حکومت‌های افغانستان را همواره به چالش کشیده است.

    ریخته‌شدن هسته‌ی دولت ربانی در پیشاور، پشتیبانی مجاهدان از سوی پاکستان و پشتیبانی طالبان از سوی این حکومت، نه حرف استخباراتی است، نه راز پنهان. بر عکس پاکستان آشکارا از حلقات ضد نظام در افغانستان حمایت کرده و تا هنوز این حمایت پایدار است. سفرهای مجاهدان -حکمتیار و عبدالله-، برگشت حکمتیار با طرح دولت موقت با استناد به حرف‌های‌ اسد درانی، رییس پیشین آی اس آی پاکستان، این فرضیه را تایید می‌کند.

    سهم پاکستان در نظام افغانستان 

    یونس قانونی، معاون اول ریاست‌جمهوری پیشین افغانستان، در مصاحبه‌ای بیان کرده است که در بن، نقش پاکستان را کشورهای شرکت‌کننده و افغانستان فراموش کرده بودند که در گفت‌وگوهای صلح، نقش پاکستان را نباید فراموش کنیم.

    سخنان یونس قانونی آشکار می‌کند که پاکستان پیوسته در امور افغانستان دخالت می‌کند و بدون رضایت پاکستان آوردن ثبات در افغانستان ناممکن است. کنش‌ها و دعوت‌کردن‌های مستمر پاکستان از مجاهدان، نشان می‌دهد که حکومت پاکستان در افغانستان خواهان دولت ادغامی؛ طالبان و مجاهدین است.

     پاکستان در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نقش طالبان و مجاهدان را برجسته‌تر می‌خواهد، تا بتواند سهم بیش‌تری را در دولت پساصلح افغانستان بگیرد. مجاهدان با طالبان -دشمنان قبلی و دوستان میز صلح- در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان با پیش‌برد سیاست پاکستانی، مهر تایید بر این فرضیه می‌زنند. مجاهدان و طالبان به نحوی سلاح پاکستان برای شکستن نظام در افغانستان استند و با چانه‌زنی می‌خواهند سهم بیش‌تری برای پاکستان به دست بیاورند و افراطیت سوبه‌سرحد پاکستان را در افغانستان تخلیه کنند.

    سوبه‌سرحد؛ افراطیت در افغانستان و استمرار قدرت پنجاب

    حاکمیت و برتری‌طلبی پنجابی‌ها در پاکستان، دلیل محرومیت پشتون‌های آن‌طرف مرز شده است. پنجاب پاکستان در مقابل پشتون‌ها از سیاست برادر بزرگ استفاده می‌کند و هراس پنجاب از این است که قدرت دست پشتون‌ها بیفتد. بنا بر این با سیاست مشخص؛ عقده‌ی محرومیت را با ابریشم مذهب پیچانده و در افغانستان تخلیه می‌کنند و با این روش جلو فروپاشی و جنگ داخلی را در پاکستان می‌گیرند.

     پاکستان با رشد افراطیت مذهبی در سوبه‌سرحد و چاق‌کردن مدارس دیوبند، سلطه‌ی خود را روی پشتون‌ها اعمال می‌کند و از اشتراکات قومی-زبانی دو طرف سرحد استفاده کرده، انژی مخرب جنگی پشتون‌های پاکستان را داخل افغانستان تخلیه می‌کند. این استراتیژی تا هنوز هژمونی پنجابی‌ها را در پاکستان برقرار کرده است. جهاد افغانستان و قدرت‌مندشدن طالبان در افغانستان، حمایت قاطع پاکستان را در عقب خود داشت.

    هنگامی که مجاهدان در مقابل روس‌ها می‌جنگیدند، پاکستان از تکتیک «اسلام مرز نمی‌شناسد» انرژی مخرب مرز را در داخل افغانستان ریخت؛ سپس از عدم مدیریت مجاهدان استفاده کرده، طالبان و القاعده را در افغانستان بزرگ کرد. پاکستان از پشتون‌های آن‌طرف مرز و مردم افغانستان به عنوان چوب سوخت و استمرار جنگ استفاده کرد.

     پاکستان پس از بن، جای خالی خود را در افغانستان دید و احساس خطر کرده، دوباره با همان روش -اسلام مرز نمی‌شناسد- طالبان را علیه حکومت افغانستان به دلیل حضور کشورهای حامی رشد داد، تا افغانستان را «از دست کفار» آزاد کند. این ادعا را می‌شود از سخنان اسد درانی آشکارا دریافت.

    حمایت پاکستان از گروه‌های تندرو مذهبی

     رییس پیشین (آی‌اس‌آی)، جنرال اسد درانی در مورد روند جاری صلح افغانستان گفته است: «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یگ‌دیگر گفت‌وگو کنند و هر تصمیمی که شما می‌گیرید، برای پاکستان قابل قبول است؛ ولی پاکستان بیش‌تر از این کاری را نمی‌تواند انجام دهد.» او افزود که پاکستان پیوسته با طالبان و مجاهدان در ارتباط بوده و به آن‌ها کمک کرده است؛ زیرا آن‌ها در مقابل نیروهای خارجی می‌جنگیدند. از سخنان درانی معلوم می‌شود که پاکستان مجاهدان و طالبان را با یک چشم می‌بیند؛ «اسلحه‌ای ضد نظام» و با وجود همه فشارهای بین‌المللی پاکستان نفوذ و رابطه‌ی خو را با آن‌ها حفظ کرده است.

    آقای درانی قبل از این، گفته بود که گروه طالبان با اشخاصی؛ مانند عبدالله عبدالله و محمد محقق مذاکره خواهد کرد و نه اشرف غنی. او از عبدالله و محقق به عنوان «فرزندان خاک» یاد کرده بود.

    بخش دوم سخنان اسد درانی واضح می‌کند که پاکستان با چناق دل‌خواه در امور افغانستان تصمیم می‌گیرد و نظام برای پاکستانی‌ها مفهوم ندارد، فقط اشخاصی که می‌توانند سیاست پاکستانی را پیاده کنند، فرزندان واقعی افغانستان استند.

    در روزهای اخیر سفرهای سران حکومت افغانستان و مجاهدان به پاکستان به بهانه‌ی صلح، تاکید بر این دارد که پاکستان نقش محوری در صلح افغانستان دارد؛ اما روی‌کرد پاکستان نسبت به افغانستان نیت شوم این کشور را هویدا می‌کند.

    دیدار سران مجاهدان در روزهای اخیر با هم‌دیگر و جلسات پی‌هم شان با حامد کرزی و دیدار عبدالله و حکتمیار در کابل، نشان می‌دهد که پاکستان با همان مهره‌ها -طالبان و مجاهدان- افغانستان را با سرنوشت دولت نجیب دچار می‌کند. اگر چه این بحث در روزهای اخیر به بحث کلیشه‌ای روزنامه‌ها تبدیل شده است؛ اما واقعی به نظر می‌رسد. قدرت‌گرفتن دوباره‌ی مجاهدان، برگشت طالبان و تلاش پاکستان برای آشتی دو دشمن دیرینه -طالبان و مجاهدان- و  پایه‌گذاری حکومت موقت، می‌تواند مهر تایید به این بحث بزند.

    در نخسین روزهای شکل‌گیری طالبان، دولت ربانی بنا بر وجوه مشترک فکری از طالبان حمایت کرد؛ اما با قدرت‌گرفتن طالبان، دشمنی میان دولت ربانی و طالبان شکل گرفت و تا مداخله‌ی ناتو، این دشمنی برای چندین سال ادامه یافت. حالا پاکستان از همان هم‌فکری استفاده کرده، این دو جناح را آشتی می‌دهد و می‌خواهد دولت دل‌خواه خود را در افغانستان شکل بدهد. از این رو مفهوم حضور نظام برای پاکستان در داخل افغانستان فاقد ارزش است؛ زیرا نظام علیه هژمونی پاکستان عمل می‌کند.

    پاکستان با نظام دل‌خواه چند معضل را حل می‌کند

    − مناقشه‌ی دو کشور -افغانستان و پاکستان- روی مرز دیورند و حل این مناقشه برای پاکستان امری بسیار حیاتی است. برای براندازی نظام کنونی و جاگزینی آن با نظام دل‌خواه اش، می‌تواند قضیه‌ی دیورند را یک‌طرفه کند و پاکستان را به نتیجه‌ی مطلوب برساند.

    پاکستان اگر بتواند یک دولت ادغامی از طالبان و مجاهدان بسازد، اولین اقدام شان برای زمینه‌سازی حل معمای دیورند خواهد بود. به همین دلیل تلاش اش را خواهد کرد که دولت دل‌خواه خود را در افغانستان بنیان بگذارد.

    − جنگ نیابتی هند و پاکستان: پاکستان در مناقشه‌ی مرزی خود با هند شکست خورده و جامو و کشمیر را به هند واگذار کرده است و نمی‌خواهد با نفوذ هند در مرزهای دیگر خود روبه‌رو شود. اگر پاکستان بتواند در افغانستان دولت دل‌خواه خود را جاگزین نظام فعلی بکند، نفوذ هند را در افغانستان قطع کرده است.

    اقتصاد و آب: ضعیف‌بودن بنیادهای اقتصادی افغانستان، نداشتن مدیریت روی آب‌های خویش، مزایای بسیاری را برای پاکستان هدیه می‌کند. اگر افغانستان بتواند زیربنای اقتصادی خود را محکم کند، دیگر واردات از پاکستان امر منتفی است. سالانه درآمدی را که پاکستان از افغانستان دارد، رقم بالایی است که در رشد اقتصادی پاکستان کمک می‌کند.

    آب مساله‌ی حیاتی برای پاکستان است که از افغانستان وارد خاک َآن کشور می‌شود.

    با قدرت‌مندشدن نظام در داخل افغانستان، پاکستان دیگر نمی‌تواند از آب رایگان افغانستان استفاده کند و افغانستان با بندسازی می‌تواند پاکستان را دچار معضل کم‌آبی بکند. این برای پاکستانی که دچار هزاران معضل دخالی و اقتصاد شکننده است، خطرناک خواهد بود.

     وجود نظام قدرت‌مند در افغانستان، پاکستان را دچار تنش‌های بی‌شماری می‌کند که حل آن برای دولت پاکستان چالشی است بزرگ. از همین رو پاکستان در لابی‌گری‌های جهانی اش، پیوسته تلاش دارد دولت افغانستان را ضعیف نشان بدهد و جهان نیز به پاکستان با دید غول اتمی گرسنه می‌بیند و هم‌واره افغانستان را قربانی این غول اتمی می‌کند.

    مداخله‌ی پاکستان در سیاست‌های داخلی افغانستان، کاری نیست که آن‌ را پنهان بنامیم؛ نظمی آشکار که ساختار حکومت‌های افغانستان را هم‌واره به چالش کشیده است.

    ریخته‌شدن هسته‌ی دولت ربانی در پیشاور، پشتیبانی مجاهدان از سوی پاکستان و پشتیبانی طالبان از سوی این حکومت، نه حرف استخباراتی است، نه راز پنهان. بر عکس پاکستان آشکارا از حلقات ضد نظام در افغانستان حمایت کرده و تا هنوز این حمایت پایدار است. سفرهای مجاهدان -حکمتیار و عبدالله-، برگشت حکمتیار با طرح دولت موقت با استناد به حرف‌های‌ اسد درانی، رییس پیشین آی اس آی پاکستان، این فرضیه را تایید می‌کند.

    سهم پاکستان در نظام افغانستان 

    یونس قانونی، معاون اول ریاست‌جمهوری پیشین افغانستان، در مصاحبه‌ای بیان کرده است که در بن، نقش پاکستان را کشورهای شرکت‌کننده و افغانستان فراموش کرده بودند که در گفت‌وگوهای صلح، نقش پاکستان را نباید فراموش کنیم.

    سخنان یونس قانونی آشکار می‌کند که پاکستان پیوسته در امور افغانستان دخالت می‌کند و بدون رضایت پاکستان آوردن ثبات در افغانستان ناممکن است. کنش‌ها و دعوت‌کردن‌های مستمر پاکستان از مجاهدان، نشان می‌دهد که حکومت پاکستان در افغانستان خواهان دولت ادغامی؛ طالبان و مجاهدین است.

     پاکستان در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نقش طالبان و مجاهدان را برجسته‌تر می‌خواهد، تا بتواند سهم بیش‌تری را در دولت پساصلح افغانستان بگیرد. مجاهدان با طالبان -دشمنان قبلی و دوستان میز صلح- در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان با پیش‌برد سیاست پاکستانی، مهر تایید بر این فرضیه می‌زنند. مجاهدان و طالبان به نحوی سلاح پاکستان برای شکستن نظام در افغانستان استند و با چانه‌زنی می‌خواهند سهم بیش‌تری برای پاکستان به دست بیاورند و افراطیت سوبه‌سرحد پاکستان را در افغانستان تخلیه کنند.

    صبح کابل

  • چگونه طولانی تر و سالم تر زندگی کنیم

    چگونه طولانی تر و سالم تر زندگی کنیم

    بله، همه ما به مرور پیر می شویم، اما سوالی که به ذهن خطور می کند این است: آیا می توان راهی برای زندگی طولانی تر، شادمان تر و سالم ترپیدا کرد؟این‌جاست که علم به یاری ما می‌آید: از توصیف این که چه چیز باید بخوریم، تا تعیین این که چقدر به تحرک نیاز داریم، و حتی یادآوری اینکه وقت گذراندن با دوستان به چه میزان اهمیت دارد.از گروهی از متخصصان پرسیدیم چه عواملی بیشترین تاثیر را بر سلامت، شادی و طول عمر ما دارند.

    این عوامل به سه بخش تقسیم می‌شوند:

    ارتباطات اجتماعی

    داشتن دوست به اندازه ترک سیگار بر سلامت انسان تاثیرگذار است. این حرف های ژولین هلت لونتستاد است، روانشناسی که اعتقاد دارد اجتماعی بودن تاثیرات مثبت بسزایی بر سلامت انسان دارد.او دو راهکار مختلف برای معاشرت کردن پیشنهاد می‌دهد:

    ۱- تقویت ارتباط با اطرافیان از قبیل خانواده، دوستان و همسایه‌ها

    ساختن روابط و مراقبت از آنها مستلزم صرف زمان و انرژی است، به همین دلیل تلاش برای بهبود روابط فعلی اهمیت دارد. همانقدر که فعالیت فیزیکی در سلامت ما نقش دارد، فعالیت اجتماعی هم روی سلامت ما تاثیرگذار است.

    ۲- اگر روابطی که می‌خواهید را ندارید دست به کار شوید

    اگر حلقه های ارتباطی تان کمرنگ شده، برای ایجاد ارتباطات جدید باید تلاش مضاعف کنید. مهم نیست دلیل آن اسباب کشی از منزل قبلی یا مرگ تدریجی اطرافیان‌مان باشد. هرچند ایجاد حلقه‌های جدید چندان هم ساده نیست.برای این کار لازم است از خلوت‌تان خارج شوید تا افراد شبیه به خودتان را پیدا کنید. قطعا با همه نخواهید جوشید، و برای یافتن گروهی که به آن احساس تعلق کنید باید کمی آزمون و خطا کنید. بنابراین اگر یک شبه به یک دوستی پایدار نرسیدید دلسرد نشوید. به یاد داشته باشید ایجاد روابط عمیق زمانبرند. داشتن صبر و حوصله و انتظار تغییر یک شبه نداشتن در این مرحله راهگشاست.

    چیزی که می‌خوریم

    زمانی که صحبت از تغذیه سالم می‌شود، راهکارهای زیادی به ذهن خطور می‌کند. در اینجا چند راهکار ساده از دو متخصص را ذکر می‌کنیم: پروفسور لیندا پتریج (نسل شناس کالج دانشگاهی لندن که درباره فرآیند پیری و تاثیر آن روی بدن تخصص دارد) و پروفسور کِی تی خائو (ازدانشگاه کمبریج که تحقیق مفصلی را درباره تاثیر تغذیه بر سلامت سالمندان اروپایی انجام داده‌است).

    ۳- کنترل وعده ها

    خانم پتریج می‌گوید: “خیلی غذا نخورید، تا همیشه در وزنی معقول باقی بمانید. و برای متعادل ماندن ورزش را هم چاشنی رژیم‌تان کنید.”

    ۴- زیاد پروتئین نخورید

    لیندا پیشنهاد می‌کند میزان پروتئین در وعده‌های‌تان را محدود کنید، مگر اینکه از ضعف عضلانی رنج می‌برید.

    ۵- مصرف نمک و شکر را به حداقل برسانید

    پرفسور کی تی می گوید: “این مواد بیشتر در غذاهای فرآوری شده یافت می‌شوید. رژیم‌های غذایی پراز شکر از عوامل افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی و سوخت و سازی (متابولیک) است.

    ۶- میوه و گیاه بیشتر بخورید

    کی تی اضافه می‌کند: “در صورت امکان پنج وعده میوه و سبزی در طول روز بخورید. ضمنا در یک رژیم سالم حبوبات و مغزهای متنوع هم جا دارند.”

    تحرک داشته باشید

    پروفسور جنت لرد رییس انجمن التهاب و پیری در دانشگاه بیرمنگام است. در اینجا سه پیشنهاد او را برای داشتن سلامت جسمی خواهیم دید (احتمالا آخرین پیشنهاد شما را غافلگیر خواهد کرد!)

    ۷- تمرین مرتب هوازی

    منظور هرکاری است که ضربان‌تان را بالا می‌برد و شما را به نفس‌نفس می‌اندازد. به گفته جنت “منظور از تمرین هوازی تمرینی است که کمی عرق‌تان را در می‌آورد و قلب‌تان را سریع‌تر از معمول به تپش وا می‌دارد.”اما چقدر تمرین کافیست؟ “۱۵۰ دقیقه در هفته در ست‌های ۱۰ دقیقه‌ای”. مثلا می‌توانید زمانی که برای خرید بیرون می‌روید یا سگ‌تان را برای گردش بیرون برده‌اید این تمرینات را انجام دهید.”با سرعت مناسب تمرین کنید”. این موضوع اهمیت زیادی دارد. تمرین با فشار مناسب نقش به سزایی در سلامت قلب و مغزتان دارد.

    ۸- قدرت عضلانی هم مهم است

    لازم است عضلاتتان قوی بمانند. این به این معنی است که بتوانید با سهولت از روی صندلی بلند شوید و به تنهایی دستشویی بروید، یا به زبان ساده تر: استقلال در کهنسالی. دستانتان را جمع کنید و ببینید در ۳۰ثانیه چند بار می توانید از صندلی تان بلند شوید. اگر نمی توانید بیش از دو یا سه بار این کار را بکنید، هر روز این تمرین را تکرار کنید و ببینید آیا می توانید عضلات تان را برای این کار تقویت کنید؟تمرینات دیگری هم هستند. مثلا در دو کیسه خرید تعدادی سیب زمینی بریزید و سعی کنید آنها را به آهستگی بالا و پایین ببرید.

    ۹- برای مدت طولانی بی حرکت ننشینید

    همه و خصوصا کسانی که کارهای دفتری دارند باید مراقب باشند چه مقدار از روز را یک جا نشسته‌اند. پروفسور لرد می‌گوید: “اگر برای یک تا دو ساعت یکجا بنشینید تمام زحمت تمریناتتان را هدر داده اید.”

  • چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    هشتاد روز به درازا کشید تا بر طرزالعمل مذاکرات میان هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان توافق به وجود آید و نهایی گردد. طبیعی است اولین پرسشی که به ذهن خواهد آمد این است که چرا این مرحله از مذاکرات که روی مسئله نه چندان دشوار که طرزالعمل مذاکرات است این همه جر و بحث و حواشی به وجود آمد؟ علت چیست؟ شاید علت العلل، ریشه در تفاوت عمیق و پر چالش دو روایت جمهوریت و امارت، داشته باشد.

    این دو روایت، از اهمیت زیاد برخوردارند و این واقعیت را تجربه هشتاد روز سخت و دشوار آشکار ساخت. در واقع، دو سوی مذاکره کننده هرکدام هویت و مشروعیت خود را در یکی از آن دو می‌بینند و بر اساس آن‌ها به احتمال زیاد هرکدام، هدف نهایی (end state) خود را تعیین کرده‌اند. به همین دلیل ذره‌ای عقب نشینی از روایت و گفتمان خویش را به مثابه از دست دادن مشروعیت و هویت خویش تلقی می‌کنند.

    مواد طرزالعمل که پیش نویس آن از سوی هیئت جمهوری ارایه شده بود، ساده و فارغ از مباحث ماهوی و محتوایی بود، دامنه بحث را به این مسایل نمی‌کشانید، لکن برای طالبان که سالها شعار داده بود، امارت اسلامی است و دارد به عنوان دولت مشروع یک کشور، با اشغال و تجاوز خارجی می‌جنگد، و وجود دولت جمهوری اسلامی افغانستان را قبول نداشت و به همین دلیل مخالف هرگونه مذاکره با دولت بود، بسیار دشوار بود که با هیئت رسمی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و تحت همین عنوان مذاکره کند.

    لذا برای بیرون رفت از این مخمصه و توجیه موضع خود برای حامیانش، موافقتنامه دوحه را به عنوان اساس مذاکرات مطرح کرد. در اینجا لازم است به دو سوال پاسخ داده شود. نخست این‌که چرا برای طالبان مذاکره رسمی با دولت مشکل بود؟ دوم این‌که مبنا قرار گرفتن موافقتنامه دوحه چگونه به باور آنان این مشکل را حل می‌کرد؟در پاسخ به سوال اول ، همان‌گونه که خاطر نشان شد، باید گفت اقرار و اعتراف به وجود دولت در افغانستان پایه‌های مشروعیت جنگ طالبان را به لحاظ دینی نابود می‌کند، چون به باور خود طالبان که خود را پیرو مذهب حنفی می‌داند، جنگ علیه دولت مسلمان و لو فاسق جایز نیست. لذا طالبان برای فرار از این مشکل همیشه تصویر یک کشور تحت تجاوز و اشغال از افغانستان به دست می‌دهد و دولت افغانستان را در حد اجیر و دستگاه تحت امر کفار اشغالگر تقلیل می‌دهند و آن را بخشی از نیرو و دستگاه اشغالگر معرفی می‌کنند و معتقداند که جنگ شان جهاد است و مشمول هیچ آیه‌ای از قرآن که به صلح فرمان می‌دهد و از کشتار مسلمانان نهی می‌کند، قرار نمی‌گیرد.

    لذا تا وقتی که به اهداف مورد نظر خود نرسند، کوشش می‌کنند کاری نکنند که به معنای تضعیف این روایت و عقب نشینی از آن به حساب آید، دقیقا به همین دلیل طی مذاکرات کوشیدند که طرف خود را به مجموعه‌ای از جهت‌های افغانی کاهش دهند و به عنوان دولت به رسمیت نشناسند. اما این‌که موافقتنامه دوحه چگونه، به زعم آنان، می‌توانست مشکل یادشده طالبان را حل کند، این بود که در این موافقتنامه دولت در حد یک جهت افغانی تقلیل داده شده است و به طور ضمنی قبول شده است که در نتیجه صلح می‌تواند یک حکومت اسلامی جدید به وجود آید. به این ترتیب طالبان از طریق اینکه تنها دوحه مبنا قرار می‌گرفت، روایت خود را عملا تثبیت و تحمیل می‌کرد.

    اما استراتیژی جانب هیئت جمهوری اسلامی افغانستان این بود که طالبان نتواند روایت خود را تحمیل و مشروعیت نظام و دولت را به دست هیئت جمهوری اسلامی، مخدوش کند. در عین حال برای پرهیز از ایجاد انسداد در مذاکره طالبان را ملزم نمیدانست که دولت و نظام را پیشاپیش به رسمیت شناخته و مشروعیت آن را قبول کند. به همین دلیل در تمامی پیشنهادات و مذاکرات طولانی خود در پی ایجاد توازن بود. در این راستا بیش از ده پیشنهاد را برای جانب مقابل به دست داده است. و نشستهای متعدد گوناگون در سطوح مختلف با حانب مقایل برگزار کرد، اما طالبان به منظور تحمیل روایت خود سرسختانه هم در میز مذاکره و هم در جبهات جنگ جنگیدند. جهان نیز فشار لازم را مطابق قطعنامه 2513 شورای امنیت بر طالبان وارد نکردند و این گروه بر خلاف موافقتنامه خود با امریکا که متعهد شده بود با شروع مذاکرات خشونتها را کاهش دهد، به افزایش آن پرداختند و بر شهر ها دامنه حمله خود را گسترش دادند، لشکرگاه، قندهار، غزنی، قلات و تخار را مورد حمله قرار دادند.

    لکن سر انجام پای دیپلماسی و وساطت میزبان و گروه کشورهای حامی صلح به میان کشیده شد، این مرحله نیز با نشستهای دو جانبه و سه جانبه متعدد همراه بود و چندین هفته به درازا کشید و پیشنهادهای گوناگون مبادله شد، سر انجام بعد از مباحثات طولانی روی متن‌های گوناگون بر متنی توافق اولیه به عمل آمد که در نگاه نخست برای جانب طالبان از جذابیت بیشتر بر خوردار بود، چون در این متن پیش از سه اصل دیگر، موافقتنامه دوحه به عنوان یکی از چهار اساس مذاکره‌، البته با این تعبیر مذاکره‌ای که قبلا شروع شده بود قبول می‌شد، اما سه اصل دیگر به گونه‌ای بیان می‌شد که بر حسب ظاهر در قبول دولت جمهوری اسلامی به عنوان طرف اصلی و قطعنامه 2513 شورای امنیت صریح نبود.

    اما برای هیئت جمهوری اسلامی حد اقل خواست آنان را که حفظ اعتبار دولت و نظام بود، به شرحی که توصیح داده خواهد شد، تأمین می‌کرد و در عین حال راه را به سوی مذاکرات اصلی باز می‌کرد، چون از یکسو سیاق عبارت به گونه‌ای بود که مشخص میکرد یکی از دو طرف مذاکره، دولت جمهوری اسلامی است که در 12 سپتامبر مذاکرات صلح افغانستان را یکجا با جانب طالبان و جامعه جهانی آغاز کردند. و این مذاکرات فقط دو جانب دارد که یک جانب دولت است که در تاریخ یادشده این مذاکرات را افتتاح کرده است و مبنای تعهد آن به لحاظ حقوقی متفاوت از موافقتنامه دوحه است چون در این متن آمده بود تعهد طرفین به صلح پایدار. پس جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان طرف اصلی مذاکرات قبول می‌شد. همچنین خواست مردم افغانستان و ملل متحد مبنی بر صلح پایدار نیز به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته شده بودند. خواست مردم افغانستان در قطعنامه 2513 شورای امنیت و اخیرا در اعلامیه جینیوا نیز آمده است و جانب دولت، لویه‌جرگه‌های 98 و 99 را مصداق واضح آن میدانستند، چون این دو مجلس، متشکل از نمایندگان منتخب مردم (مجلس شورای ملی و اعضای شوراهای ولایتی) و نمایندگان جامعه مدنی از گروه‌های گوناگون اجتماعی بوده است.

    هم‌چنین این عنوان بر هرگونه دادخواهی و نظرخواهی که از طرق معتبر به دست آیند و حاکی از خواست و نظر هر قشر اجتماعی از قبیل زنان و گروه‌های قومی و مذهبی در جهت تأمین صلح پایدار باشد، نیز قابل اطلاق است. خواست مکرر ملل متحد مبنی بر قراری صلح پایدار به طور واضح شامل قطع‌نامه 2513 شورای امنیت می‌گردد که در آن از جمهوری حمایت و امارت نفی شده است. ضمنا مفهوم صلح پایدار که به لحاظ محتوا معادل اعمار صلح/ صلح حداکثری (peace building) است، هدف غایی مذاکره را روشن میکند که بدون یک صلح همه شمول و عادلانه که در آن علاوه بر قطع خشونت فیزیکی، خشونت و تبعیض ساختاری و فرهنگی را نیز از میان باید برد، به وجود نمی.آید.

    هدفی که در چارچوب گفتمان طالبان قابل تحقق نمی‌باشد و برای تحقق آن حتی نیاز است که گفتمان جمهوریت را از آنچه اکنون وجود دارد، تقویت کرده و توسعه باید داد تا بهتر از گذشته بتواند وفاق و اجماع ایجاد کند.این توافق در نگاه نخست از نگاه رهبری دولت برخوردار از وضاحت کافی دانسته نمی‌شد و لذا لازم بود در مورد این توافق، اجماع و رضایت همه شمول در جبهه جمهوری، مخصوصا در سطح رهبری دولت به وجود آید، پس لازم بود نگرانی‌های رهبری دولت به شکل مناسب رفع گردد. میکانیزم رسمی ایجاد این اجماع که شورای عالی مصالحه ملی بود، هنوز به وجود نیامده بود. به همین دلیل ظاهرا نیاز افتاد ایجاب که رهبری هیئت، رهبری دولت را از نزدیک در جریان امور قرار دهد.

    بعد از دیدار با رهبری دولت، هیئت در جلسات عمومی خود توانست راهکار مناسب را برای ایجاد وضاحت در مورد متن مورد توافق، بیابد و این راه‌کار را به اطلاع شورای عالی مصالحه و رهبری دولت رسانید و داشت این اجماع در داخل به وجود می‌آمد و نگرانی‌ها در حال رفع بود که طالبان بر خلاف تعهد دو جانبه، توافق ابتدایی را به صورت یکجانبه، بدون اینکه در جلسه عمومی مشترک نهایی شده باشد اعلان کردند که خود می‌توانست مشکل آفرین باشد، لذا هیئت از یک سو تدبیر لازم را جهت مدیریت واکنشها و جلوگیری از سوء تفاهم بیشتر، اتخاذ کرد و از سوی دیگر به تلاش خود جهت رفع هرگونه ابهام از مقدمه (چهار اصل یاد شده) سرعت داد و یک نامه توضیحی رسما به جانب طالبان فرستاد و در آن تفسیر خود را از چهار اصل به اطلاع آنان رساند و نامه مشابه را به کشورهای حامی صلح و ملل متحد که در آن علاوه بر ارایه تفسیر از چهار اصل به تعهد کشورها در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و خواست مردم افغانستان مبنی بر ایجاد صلح پایدار، مطابق قطع‌نامه‌های ملل متحد و اعلامیه جینیوا، تذکر داده شد و این کشورها به شمول ملل متحد در جوابیه‌های شان ضمن تأیید تفسیر جانب جمهوری بر حمایت شان از نظام دموکراتیک، حقوق بشر و حقوق همه مردم افغانستان و از هدف نهایی (end state) تأکید کردند. به این ترتیب توضیحات لازم به طرف دوم و سوم داده شد و این توضیحات، نزد جانب سوم ثبت گردید.و در نتیجه نگرانی‌های رهبری دولت رفع و در جبهه جمهوری اجماع و وفاق لازم به وجود آمد، واکنشها مدیریت شد و در این خلال، تدابیر لازم اتخاذ شد که جانب مقابل و شرکای بین المللی افعانستان به اراده هیئت و صلاحیت و اقتدار آن در آوردن صلح دچار شک و تردید نشود.

    در نتیجه زمینه برای اعلام نهایی این توافق و ورود به فاز جدید مذاکره فراهم گردید. به نظر می‌آید اگر به اجزای گوناگون این گزارش تحلیلی دقت به عمل آید، روشن خواهد شد که هر جزء آن یک مشکل بوده است که با تدبیر و ایجاد اجماع باید حل می‌شد. جا دارد که خاطر نشان کنیم که در در رفع نگرانی‌ها علاوه بر ارایه توضیحات یادشده، مشروعیت بین المللی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و قطعنامه‌های گوناگون ملل متحد، مخصوصا حمایت قاطع جهان از مواضع نظام جمهوری اسلامی افغانستان در اعلامیه جینیوا ، بسیار موثر بوده است، چون وقتی چهار اصل یادشده از جمله موافقتنامه دوحه را در متن و زمینه‌ای قطعنامه‌های شورای امنیت که فارغ از اینکه کسی آنرا قبول کند و یا نکند، و اعلامیه‌های جامعه جهانی قرار می‌دهیم، چیزی جز چهار اصل مهم که هرکدام می‌تواند پایه‌ای اساسی مذاکرات باشند به دست نمی‌آید. موافقتنامه دوحه نیز در این چارچوب عملا مقید به قطعنامه 2513 شورای امنیت ملل متحد است.یادداشت: مسئله مذهب هم مهم بود، فعلا طالبان به دلایل گوناگون از جمله به جهت کسب امتیاز نسبی در مسئله موافقت نامه دوحه از تاکید بر آن دست کشید ببینیم آینده چه می‌شود.

    داکتر امین احمدی

  • راهی که به بیراهه می رود

    راهی که به بیراهه می رود

    قرار است در این هفته کمیسیون محافظت از مدافعان حقوق بشر به پیشنهاد سازمان عفو بین‌الملل کارش را آغاز کند. دفاع از ارزش‌های حقوق بشری، کمک به عملی شدن عدالت انتقالی، کمک به رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر و جنایات بشری از مهم‌ترین وظایف این کمیسیون خواهد بود.

    این کمیسیون درحالی ایجاد می‌شود که در موجودیت کمیسیون‌های مشابه، مانند کمیته مصونیت خبرنگاران که متشکل از چند نهاد حکومتی است، شاهد افزایش ترورهای هدفمند، انفجار مین، ترور فعالان مدنی و خبرنگاران در سال جاری بودیم. کشتار دانشجویان و دانش‌آموزان نیز توسط حملات انتحاری افزایش چشم‌گیر داشته است.

    همچنین طبق گزارش‌های امنیتی، طالبان قصد راه‌اندازی حملات بیشتر علیه اعضای جامعه مدنی دارند.سوای مساله افزایش خشونت‌ها، درحالی از اجرای وظایف گفته شده، سخن می‌رود که این وظایف می‌بایست سال‌ها پیش اجرا می‌شد و اکنون عاملان خشونت‌ها و جنایات بشری نه پشت میز گفتگوها در قطر که پشت میله‌های زندان می‌بودند.رسیدگی به پرونده‌های جنایات جنگی و بازخواست از طالبان به‌خاطر سال‌ها حملات انتحاری بر غیرنظامیان در دستور کار گفتگوهای قطر نیست. از این جهت است که امید به عملی‌شدن اهداف کمیسیون تازه‌تاسیس محافظت از مدافعان حقوق بشر پایین و دور از واقعیت‌های میدانی به نظر می‌رسد.

    افغانستان به لحاظ فساد در جهان رتبه‌دار است و علی‌رغم وجود قوانین روی کاغذ، نهادهای دولت و کارمندان حکومتی با محرم‌خواندن اسناد، دست و چشم خبرنگاران و جامعه مدنی را از پرونده‌های فساد و دخل و خرج غیرشفاف دولت دور نگه می‌دارند. این مانع‌تراشی‌ها بر سر راه نشر اطلاعات از یک‌سو موجب دلسردی خبرنگاران برای نشر اطلاعات شده و از سوی دیگر، دست فسادپیشگان در پرکردن جیب‌های‌شان از اموال و امکانات دولت بیشتر را درازتر کرده است.در این وضعیت، نه‌تنها مصونیت برای خبرنگاران و فعالان مدنی ایجاد نشده که فسادپیشگان خود را مصون از پی‌گردهای قانونی احساس می‌کنند.

    رسیدگی نشدن به مساله عدالت انتقالی و جنایت‌های طالبان نیز در ۲۰سال اخیر، به طالبان چنان احساس مصونیت داده که این گروه در پی فروریختن چارچوب‌های نظام جمهوری از طریق گفتگوهای جاری در قطر و ایجاد حکومت موقت با شراکت مجاهدین هستند؛ مساله‌یی که باعث می‌شود، اهداف ذکرشده در کمیسیون‌های حکومت را تحت شعاع قرار گیرد.طرح مساله تاسیس حکومت موقت دو پیامد خطرناک دارد. نخست این که بسیاری از کارمندان حکومت در ردیف‌های مختلف ممکن است اعتماد خود نسبت به دوام نظام را از دست داده، شروع به فساد بیشتر و غارت امکانات نظام کنند، چنان که در گذشته اتفاق افتاده است. کارمندان رژیم کمونیستی در دروه نجیب پس از آن که پی بردند سقوط رژیم حتمی است، دارایی‌های عمومی را یا به نفع گروه‌های قومی خود متسلب شدند یا با فروش اموال و ادوات نظامی دولت به کشورهای همسایه پا به فرار گذاشتند.پیامد دوم این که با ایجاد دولت موقت، صلح دایمی برقرار نخواهد شد.

    ممکن است که در هیاهوی دست به دست شدن چوکی‌ها و سِمت‌های دولتی آرامشی شبیه آرامش سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ ایجاد شود، اما گروه‌های جدید که به قدرت می‌رسند و هیچ تجربه‌یی در زمینه حکومت‌داری ندارند، ممکن است خود دست به فساد بزنند و اهدافی چون عدالت انتقالی و ارزش‌های حقوق بشری قربانی خواهند شد. بنابراین، تاسیس کمیسیون‌ها به صورت پی هم، نه منجر به رعایت ارزش‌های حقوق بشری می‌شود و نه برای خبرنگاران و جامعه مصونیت ایجاد می‌کند بل حکومت را حجیم‌تر و روابط نهادها را پر اصطکاک‌تر می‌کند.به عبارتی، با افزایش نهادهای مشابه و تورم بروکراسی، بستر فساد بیش از هر زمانی فراخ و گسترده خواهد شد. حتی ممکن است این طور تصور شود که حکومت از روی بی برنامگی و دست‌پاچگی دست به کمیسیون‌سازی زده و موضوع نه خدمات‌رسانی به مردم، بل این است که مسایلی چون دفاع از ارزش‌های حقوق بشری و رسیدگی به جنایات جنگی را فقط برای بقای خود مطرح می‌کند.

    بنابراین این رفتار حکومت موجب تقویت موضع دولت در میز گفتگوها نخواهد شد و چهره نظام در نزد حامیان بین‌المللی افغانستان نیز از مقبولیت لازم برخوردار نخواهد بود.حکومت اگر نگران مسایلی چون حقوق بشر و عدالت انتقالی است و دغدغه رسیدگی به پرونده‌های فساد، جنایات و جرایم را دارد، می‌تواند در چارچوب ساختار فعلی خود و بدون افزودن نهادهای موازی، با روان‌سازی جریان اطلاعات و خلق انسجام ملی و تقویت موضع خود در میز گفتگوها، به مسایل ذکرشده رسیدگی کند.

    راه مدنیت

  • یک سال از ترور ناکامورا گذشت، عاملان قتل وی هنوز دستگیر نشده اند

    یک سال از ترور ناکامورا گذشت، عاملان قتل وی هنوز دستگیر نشده اند

     از ترور تتسو ناکامورا، رییس موسسه «خدمات پزشکی صلح جاپان» و شهروند «افتخاری» افغانستان، یک سال گذشت. او در سیزدهم قوس در حمله تفنگ‌داران ناشناس در شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار، ابتدا زخم برداشت و سپس جان باخت. همراه او پنج نفر از همکارانش نیز کشته شدند. یک همکار دیگر ناکامورا در این حمله زخم برداشت. تاکنون عاملان ترور او شناسایی نشده‌اند.

    محمداشرف غنی، رییس جمهور، در پیامی به مناسبت یک‌ساله‌گی ترور ناکامورا که مردم افغانستان او را «کاکا مراد» نام نهاده بودند، بر ادامه راه و تعقیب میراث او تأکید کرده است. غنی گفته است حکومت در راستای تکمیل کردن پروژه‌های ناتمام ناکامورا، از جمله در زمینه‌های احیای جنگلات، توسعه زراعت و مدیریت آب در ولایات لوی پکتیا و کابل تلاش خواهد کرد تا رویاهای او برای یک افغانستان سرسبز و شاداب، تحقق یابد.

    رییس جمهور ناکامورا را یک «شخصیت گران‌بها» خوانده است که از سوی دشمنان افغانستان که تحمل ترقی کشور را نداشتند، کشته شد. غنی افزوده است دشمنان، افغانستان را از یک دوست واقعی و سمبول انسانیت و تسامح، محروم کردند.

     رییس جمهور می‌گوید افغان‌ها به ناکامورا احترام زیادی داشتند و خدمات ارزشمند او در عرصه‌های مدیریت آب و توسعه زراعت ماندگار خواهد ماند. به قول غنی، ناکامورا در سال ۱۹۸۰ و در حدود سه دهه قبل به افغانستان آمد، زمانی که مردم ما به وی نیاز زیاد داشتند تا به آنان خدمات صحی را فراهم کند، اما به ‌خاطر وقوع خشک‌سالی این تلاش‌ها را خاتمه داد و شیوه‌های خاص را در زمینه‌های مدیریت آب، زراعت و کندن کانال‌ها ایجاد کرد و زنده‌گی و معیشت میلیون‌ها افغان را در شرق کشور تغییر داد.

     محمداشرف غنی افزود ناکامورا از افغانستان و مردم آن شناخت عمیق داشت و قلبش پر از علاقه‌مندی برای افغانستان بود.

    غنی می‌گوید که دانش او در زمینه جنگل‌داری بی‌نظیر بود و او در این زمینه یک میراث گران‌بها را به ‌جا گذاشت که باید مسیر او تعقیب شود. به گفته او، ناکامورا دشت‌های وسیع را به جنگلات انبوه در مدت دو سال تبدیل کرد که دشت گمبیری در شرق افغانستان نمونه عمده آن است.

    در متن پیام رییس جمهور آمده است: «داکتر ناکامورا یک شخصیت الهام‌بخش و نام‌دار در میان افغان‌ها بود. او در اوج شهرت قرار داشت و مردم افغانستان به وی کاکا مراد نام گذاشته بودند. ملت قدر‌شناس است و دیدگاه، خاطرات و خدمات کاکا مراد را برای همیشه ارج خواهند گذاشت و خانواده گرامی وی در قلب هر افغان جاودان باقی خواهد ماند.»

    تتسو ناکامورا در پانزدهم سپتامبر ۱۹۴۶ در شهر فوکووکای جاپان به دنیا آمد. او در بخش پزشکی دانشگاه کیوشو، چهارمین دانشگاه تاریخی جاپان، تحصیل کرد و در ۳۸ ساله‌گی برای کمک به بیماران جذام وارد پاکستان شد؛ بیمارانی که بیش‌تر آنان را مهاجران افغان تشکیل می‌دادند.

     ناکامورا سازمانی را به نام «پشاور کای» ایجاد کرد، اما تنها دو سال بعد، برای کمک به بیماران افغان وارد جلال‌آباد شد و در سال ۱۹۹۱ سه درمانگاه را بنا نهاد. از آن‌جا بود که او این بار اساس سازمان غیردولتی (سازمان پزشکی صلح جاپان PMS) را گذاشت و کارش به عنوان مددرسان را با شعار «برای درخشش نور به گوشه‌های تاریک» آغاز کرد.

  • دو دستگی در بین طالبان/ رهبران پاسخی برای جنگجویان  ندارند

    دو دستگی در بین طالبان/ رهبران پاسخی برای جنگجویان ندارند

    روشن است که طالبان برای کاهش فشار جنگ با ایالات متحده معامله کردند و سپس از نظر تاکتیکی، توافق را یک پیروزی خواندند.
    حتماً بیاد داریم روزی که توافقنامه بین طالبان و ایالات متحده امضا شد، دفترطالبان درقطر اعلام پیروزی کرد. ظاهراً رهبران طالبان نشان می‌دادند که ایالات متحده را شکست داده‌اند و توافقنامه به منفعت آن‌ها رقم خورده است، اما داستان متفاوت است.
    طالبان از آنچه اتفاق می‌افتد می‌ترسند. طالبان تمام تلاش خود را کردند تا برگ‌های تکمیلی توافقنامه با ایالات متحده را از شبه نظامیان خود مخفی نگه دارند و اطلاعات مشابهی به آن‌ها ندهند. اما برخی از رهبران سیاسی در ترکیب هیئت هستند، این اطلاعات به فرماندهان جنگ داده شده است که واکنش‌های شدیدی را برانگیخته و ترس از تجدید حیات این گروه را افزایش داده است.
    فایل‌های ضمیمه شده توافقنامه با امریکا نزد طالبان است آن چیزی که شامل آن است فرماندهان جنگی طالبان آن را قبول ندارند، اما این که رهبران طالبان می‌خواهند که امریکا از افغانستان بیرون شود هر نوع معامله را با آن‌ها قبول می‌کنند.
    فرماندهان طالبان با حضور یک امریکایی هم مخالف هستند، اما در ضمیمه توافقنامه آمده است که تعدادی از سربازان خارجی و امریکایی به طور خاص به خاطر ازبین بردن هراس‌افکنان باقی می‌مانند. موضوعات دیگری هم است که فرماندهان جنگی با آن مخالف هستند، اما رهبران سیاسی طالبان آن را مخفی کرده با امریکا توافق نموده‌اند.
    اکنون کمیسیون فرهنگی طالبان در تلاش است تا با تبلیغات، حقیقت‌های ذکر شده در توافق نامه را ازبین ببرد و معامله ننگین را بهتر توصیف کند. کمیسیون فرهنگی گاهی توافق با ایالات متحده را به عنوان یک پیروزی تفسیر می‌کند و گاهی نیز به طریقی سعی می‌کند به جنگجویان طوری وانمود کند که توافق با ایالات متحده یک معامله نیست بلکه یک پیروزی است و ایالات متحده شکست خورده است.
    اما تاکنون این کمیسیون نتوانسته است که فرماندهان و جنگجویان طالب را در برخی زمینه‌ها متقاعد بسازد، کمیسیون فرهنگی به جنگجویان طالب گفته است، توافق با ایالات متحده شامل تصمیماتی که آن‌ها می‌جنگند نیست.
    بناءً احتمال انفجار بزرگ در درون طالبان تصور می‌گردد که این گروه را به چندین جناح تقسیم کند و هر یک به طریق خود وارد معامله و یا جنگ شود.

    دید

  • دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    تلاش عقلای سیاست خارجی در آمریکای جدید به ترغیب بایدن به انجام مذاکرات میان ایران و آمریکا در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، شدت گرفته است. طی روزهای اخیر نظریه پردازان سیاست خارجی در ایالات متحده به ارزیابی امکان یک توافق جامع در همه حوزه‌های اختلافی با ایران پرداخته اند. انان تأکید کرده اندکه راهبرد بایدن در قبال ایران، بازگشت به برجام به عنوان مقدمه‌ای بر مذاکرات منطقه‌ای و موشکی و حتی مسائل حقوق‌بشری است.

    شماری از این تئوریسین های امریکایی معتقد اند محدود شدن برجام به پرونده هسته‌ای، نقص بزرگی بود که به تدوام تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در عراق و سوریه انجامید و نهایتاً به خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای منجر شد. این امر نیز خود به تشدید تنش‌های منطقه‌ای مانند اسقاط پهپاد آمریکایی، حمله به آرامکو، انفجار نفت‌کش‌ها در خلیج فارس و نهایتاً ترور سردار سلیمانی منجر شد.

    طبق این دیدگاه که همزمان با نزدیک شدن بایدن به کاخ سفید مطرح می گردد، سیاست‌های منطقه‌ای ایران ماهیتی ایدئولوژیک ندارد بلکه از واقع‌بینی ایران در تلاش برای ایجاد توازن با رقبای منطقه‌ای‌اش برمی‌خیزد که پیشینه آن حتی به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. به همین دلیل شاید بتوان با تحریم یا مذاکره این فعالیت‌ها را مهار کرد ولی نمی‌توان متوقف نمود زیرا به امنیت ملی و بقای ایران ارتباط دارد.

    بر اساس این نظریات، ایران به دلیل تشدید حملات اسراییل به سوریه؛ رویکرد الکاظمی در عراق؛ فقدان سردار سلیمانی و نهایتاً افزایش حضور ترکیه در منطقه، با چالش‌هایی روبروست، ولی تدوین یک برجام منطقه‌ای نیز با دشواری‌هایی مواجه است. اولاً بازدارندگی جبهه مقاومت در برابر اسرائیل برای ایران اهمیت حیاتی دارد، ثانیاً امکان نظارت دقیق و فنی بر پایبندی ایران به محدودیت فعالیت‌های منطقه‌ای وجود ندارد و ثالثاً ممکن است ایران در برابر این فشارها، از برجام نیز خارج شود.

    به نظر می رسد برخلاف تصور تصمیم‌سازان آمریکایی، دست ایران برای حفظ ستون‌های امنیت ملی‌اش در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، چندان بسته نیست و به صرف ترغیب دولت‌های غربی به رفع تحریم‌ها از این مؤلفه‌ها دست نخواهد کشید. این آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش هستند که باید حوزه‌های نفوذ ایران در غرب آسیا را به رسمیت بشناسند. همچنین، القای بدیهی بودن شکل‌گیری برجام منطقه‌ای از سوی نظریه پردازان آمریکایی نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • وقتی سربازان استرالیایی از پای مصنوعی طالب شراب می نوشند

    وقتی سربازان استرالیایی از پای مصنوعی طالب شراب می نوشند

    تصویری که به تازگی افشا شده نشان می‌دهد نیروهای ویژۀ استرالیایی در افغانستان از پای مصنوعی یک جنگجوی طالب کشته شده در می‌خانه‌ای غیر مجاز شراب می‌نوشد.
    گاردین به تعدادی تصاویر دست یافته که نشان می‌دهد یک سرباز ارشد استرالیایی – در حال خدمت – از این پای مصنوعی در یک می‌خانه‌ای غیر مجاز (Fat Lady’s Arms) در داخل پایگاه نیروهای ویژه آن کشور در ترینکوت مرکز ولایت ارزگان در سال ۲۰۰۹ مشروب می‌خورد.
    تصویر دیگری نشان می‌دهد که دو سرباز با این پای مصنوعی رقص می‌کنند.
    این نخستین تصویر منتشر شده است که گزارش‌های قبلی استفاده از «پا» به عنوان «ظرف نوشیدنی» را تأیید می‌کند.
    برخی سربازان می‌گویند که این عمل به طور گسترده از سوی افسران سطح بالا استقبال می‌شد و حتی برخی آن‌ها نیز در این کار سهم می‌گرفتند. این در حالی است که این پای مصنوعی به طور بالقوه غنیمت جنگی بوده است – موردی که سربازان استرالیایی از پاکسازی آن از میدان نبرد ممنوع شده بودند، چه رسد که آن را نگه دارند.
    این وضعیت موجب خشم صفوف سربازان استرالیایی شده است که می‌گویند در گزارش تحقیقات بازرس ویژه نیروهای دفاعی استرالیا در افغانستان (Brereton Report) از آن‌ها به خاطر استقبال از چنین فرهنگ و رفتار به گونۀ ناعادلانه انتقاد شده است، در حالی که سال‌ها افسران بلندپایه از آن آگاه بودند. این گزارش همچنین دریافته است که «فرهنگ جنگی» به فضای ارتکاب جنایات جنگی کمک کرده است.
    اعتقاد بر این است که این پا متعلق به جنگجوی طالبان است که در جریان حملۀ سربازان استرالیایی بالای دو مکان و یک تونل در ککرک ولایت ارزگان در سال ۲۰۰۹ کشته شده است.
    سپس، این پای مصنوعی از میدان نبرد برداشته شده و در می‌خانه نگهداری می‌شده است؛ جایی که مراجعه‌کنندگان بعضی اوقات از آن برای نوشیدن شراب استفاده می‌کردند.

    یک سرباز سابق به این منبع گفته است که این پا همیشه همراه گردان زرهی بود. او می‌گوید: «هر وقتی که (می‌خانۀ) Fat Lady’s Arms بر پا می‌شد، بعد، این پا در آن‌جا نگهداری می‌شد و اغلب برای نوشیدن از آن استفاده می‌شد».
    این سرباز می‌افزاید که فرماندهان ارشد گاهی اوقات به می‌خانه می‌آمدند و این پا را می‌دیدند و به طور بالقوه عمل نوشیدن از آن را انجام می‌دادند.
    شایعات در مورد تصایری که افسران بلندپایه از یک پای مصنوعی شراب می‌نوشند در رسانه‌ها انعکاس می‌یافت، اما تصویر آن اکنون منتشر می‌شود.
    گزارش بازرس ویژه از این پا و یا اینکه سربازی زیر تحقیقات به خاطر غنیمت جنگی باشد، یاد نکرده است.
    «گلن کلومیتز» وکیل سابق نظامیان استرالیایی می‌گوید که بر مبنای کود جزایی، گرفتن دارایی کسی بدون رضایت مالک ممکن در طبقۀ غارتگری جنایت جنگی قرار گیرد که مجازات ۲۰ سال زندان به همراه دارد.
    طبق گزارش تحقیقات مقامات استرالیا، ۱۹ سرباز آن کشور در ارتباط به اتهام قتل ۳۹ زندانی و افراد ملکی افغانستان و رفتار ظالمانه تحت بازجویی قرار خواهد گرفت. تحقیقات همچنین به اطلاعاتی معتبر دست یافته مبنی بر این که ۲۵ سرباز سابق و فعلی استرالیایی در ارتکاب جنایات جدی سهم داشته یا دست‌کم به آن کمک کرده‌اند.
    این منبع از وزارت دفاع استرالیا خواستار توضیحات در مورد وجود این تصاویر شده است و اینکه آیا در مورد آن اقدامی کرده‌اند یا خیر. سخنگوی این وزارت با استناد به گزارش بازرس ویژه گفته است که به دلایل قانونی نمی‌تواند در مورد اعضای فعلی یا سابق وزارت دفاع بدون رضایت کتبی آن‌ها معلومات ارایه کند.

    گاردین

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • امریکا و ناتو در افغانستان بمانند یا بروند؟

    امریکا و ناتو در افغانستان بمانند یا بروند؟

    در حالی‌که ناتو می‌گوید مانند امریکا خروج شتابزده از افغانستان را ترجیح نمی‌دهد، کارشناسان افغانستان می‌گویند که ناتو و امریکا باید به تعهد شان در قبال افغانستان وفادار بمانند.

    اسدالله ندیم، کارشناس نظامی به اسپوتنیک گفت:«تا امروز دولت امریکا به تمام تعهدات خود به دولت افغانستان پابند بوده، و هیچ نشانه های از ابراز نظر های رسمی مقامات امریکا مبنی بر قطع تعهدات وجود ندارد. بنا تا سال 2024 نشانه های زیادی وجود دارد که آنها پابند خواهد بود».

    به گفتهٔ این کارشناس افغان، حضور نیرو های امریکایی یگانه دلیل بر ادامه جنگ در افغانستان نیست. وی افزود:«جنگ در افغانستان علت های زیادی دارد تنها موضوع حضور خارجی ها نیست، اگر امریکایی ها به گونه یک جانبه در توافق با طالبان افغانستان را ترک کنند، در آن صورت طالبان جرات بیشتر کسب کرده و امیدواری شان بر راه حل نظامی بیشتر میگردد و کمک به صلح نمی کند با خروج نیروهای امریکایی طالبان از لحاظ نظامی قوی میشوند و به صلح دلچسپی نشان نخواهند داد».

    مسعوده کروخیل، عضو مجلس نمایندگان افغانستان نیز می‌گویند پایبندی امریکا به تعهداتش در قبال افغانستان، نه تنها به نفع افغانستان است بلکه به نفع منطقه و جهان می باشد. وی گفت:«بدون شک افغانستان نیروهای خارجی و امریکایی را برای همیشه در افغانستان خواستار نیست اما تهدیدات که در حال حاضر در منطقه موجود است حضور گروه های تروریستی و افراط گرایان در منطقه نه تنها اینکه امنیت افغانستان را برهم خواهد زد بلکه امنیت منطقه و جهان را نیز به خطر روبرو خواهد کرد یعنی امریکا باید یک خروج بسیار مسوولانه از افغانستان داشته باشد وضعیت را بررسی کند و مطابق به وضعیت از افغانستان خارج شود»

    او می‌گوید طالبان نیز باید آتش‌بس را بپذیرند:«نیرو های خارجی با مبارزه علیه تروریزم کار داریم و طالبان باید آتش بس را قبول کنند و بپزیرند و این به نفع شان است به خاطر اینکه آنها نیز حق زندگی کردن را دارند، و به همین شکل نظامیان و افراد ملکی نیز حق زندگی کردن را دارند، اما باید ما متوجه باشیم که منطقه پر از گروپ های افراطی است که آنها از سوی کشور های منطقه حمایت میشوند این یک تهدید بزرگ به افغانستان است و طالبان باید جدا این موضوع را متوجه باشند و مطمین باشند که نمی توانند طالبان با همان نیروهای که میخواهند مبارزه کنند این قابل پزیرش نیست و آنها شاید به یک وضعیت روبرو شوند که تاوان آنرا مردم افغانستان و طالبان خواهند داد».

    خالد سادات، کارشناس سیاسی نیز خروج نیروهای امریکا و ناتو را به معنای پایان جنگ در افغانستان نمی‌داند. وی گفت:«از نگاه روایتی جنگ، من فکر میکنم که یک نقطه مثبت و باید به خروج نیروهای امریکایی در افغانستان جنگ کاهش پیدا کند، اما این مسله متاسفانه در عمل نیست چون از هر منطقه که این نیروها رفته جنگ بیشتر شده و تشدید یافته است. شما شاهد جنگ هلمند، ارزگان، بدخشان استید اگر امریکایی ها به شکل زودهنگام از افغانستان خارج شوند و به یک تفاهم ملی نرسند ما با یک حالت مبهم روبرو خواهیم شد و این باعث کاهش جنگ نخواهند شد».

    ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو، روز دوشنبه (۳۰ نومبر) در یک نشست مجازی به خبرنگاران اعلام کرد که علیرغم تصمیم ایالات متحده برای کاهش شمار نیروهای نظامی خود در افغانستان،پیمان اتلانتیک شمالی “ناتو” قصد ندارد نیروهای خود را به طور کامل از افغانستان خارج کند.

    اسپوتنیک

  • تریاک، عامل اصلی تداوم جنگ افغانستان

    تریاک، عامل اصلی تداوم جنگ افغانستان

    در سال های جنگ جان های شیرین مردم در مقابل مفاد این جنگ خیلی ناچیز است و هر سیاستمدار به سادگی از جان تان می گذرد.

    کافی ست یک محاسبه کوتاه بکنید تا بدانید چرا مفاد این جنگ از جان افغان ها کرده با ارزش تربه نظر می اید.حتما می پرسید چه طور .

    درشروع حکومت اقای ی کرزی یک کیلو تریاک کوالتی متوسط را دهقان هلمندی به ۳۰۰ دالر به دکاندار های بازار ولسوالی سنگین میفروخت. این دکانداران انرا چیزی در حدود کیلوی ۸۰۰ دالر به قاچاقچیان مواد مخدر می‌فروختند. قیمت یک کیلو تریاک افغانستان در بازار های اروپا در همان وقت ۱۶ هزار دالر بود. این تفاوت هنگفت بین بازار سنگین و بازار اروپا محرک اصلی تمام کشتن ها و دریدن ها فساد ها ناکامی های افغانستان در طول بیست سال گذشته بوده است. اکثریت دلیل جنگ بین دولت و طالبان هم بخاطر کنترول همین مارکیت است که در هر کیلو تریاک حدود ۱۵ هزار و ۲۰۰ دالر فایده خالص وجود دارد.

    در سال ۲۰۱۹ به اساس ارقام ملل متحد افغانستان چیزی حدود ۶۷۰۰ متریک تن تریاک خالص تولید کرده است. ولی بطور اوسط در طول بیست سال گذشته میشود گفت که کشور ما بطور اوسط حد اقل سال ۵ هزار متریک تن تریاک تولید کرده است. بنا بخاطری که بدانید چرا جنگ توقف نمیکند بیایید یک محاسبه کوتاه بکنیم که صلح و آرامی کشور برای طرف های درگیر جنگ افغانستان به شمول دولت و طالبان چقدر ضربه مالی بوجود می‌آورد. ۵ هزار متریک تن میشود ۵ میلیون کیلو تریاک تولید حد اقل کشور در یک سال. ۱۵۲۰۰ دالر فایده در کیلو مقدار پولی است که صرف برای قاچاقچیان و یا بهتر بگویم طرف های درگیر جنگ افغانستان میماند. ۳۰۰ دالر فی کیلو که به دهقان میرود و ۵۰۰ دالر فی کیلو که به دکاندار های ولسوالی سنگین هلمند میرود را حساب نمیکنیم. ۵ میلیون کیلو تریاک در سال ضرب در پانزده هزار و دوصد دالر میشود هفتاد و شش میلیارد دالر مفاد در یک سال.

    بخاطر مقایسه تا بدانید این مبلغ چقدر پول است باید بگویم که تمام بودجه کشور در سال های گذشته بطور اوسط سال ۷ میلیارد دالر بوده که از این جمله ۵ میلیارد انرا خارجی ها میپردازند و حدود ۲ میلیارد انرا عواید داخلی پوره میکند. بنا در هر سال تقریبا ۱۱ برابر کل بودجه کشور از درک تریاک به جیب طرف های جنگ افغانستان میریزد.حالا به این حساب در بیست سال گذشته مفاد خالص تریاک افغانستان یک ونیم تریلیون دالر شده است. میدانید چی میگویم؟ برای اینکه بدانید این مبلغ چقدر پول است باید بگویم که قیمت کل ذخایر معادن افغانستان چیزی در حدود ۱ تریلیون دالر تخمین شده است. یعنی در بیست سال گذشته طرفهای جنگ افغانستان یک و نیم چند تمام ذخایر افغانستان را به جیب خود انداخته اند. حالا اگر تمام رهبری طالبان را که از این پول سهم برداشته باشد به ۱۰۰۰ نفر تخمین کنیم. و تمام قاچاقچیان رده اول مواد مخدر افغانستان را حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین کنیم و تمام حلقات بلند رتبه دولت را به شمول پارلمان و اپوزیسیون و مجاهدین که از این پول سهم گذفته اند به ۷۰۰۰ نفر تخمین کنیم در این بیست سال برای هریک شان باید بطور اوسط ۱۵۲ میلیون دالر مفاد خالص رسیده باشد. حالا قدرتمند هایش ممکن کمی بیشتر گرفته باشند و ضعیف های شان کمی کمتر، اما بصورت کل، حرص همین مقدار پول است که نگذاشته جنگ توقف کند. و حرص همین مقدار مفاد است که نخواهد گذاشت برای ۲۰ سال آینده هم ارامی نصیب مردم افغانستان شود. من این محاسبه را به اساس قیمت سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ و کمترین حد اوسط تولید در سال کردم تا حد اقل فایده را برایتان نشان بدهم.

    اگر بصورت واقعی اوسط قیمت های بیست ساله را گرفته وضرب در حاصلات بیست سال گذشته کنید رقمی که حاصل میشود خیلی وحشتناک است.این مساله خیلی جدی تر از ان است که شما فکر میکنید. ولی متاسفانه هیچ کس در کشور به این مساله نمی‌پردازد. بعضی کسانی که کوشش کردند به این مساله بپردازد به سرنوشت اجمل نقشبندی سردچار شده اند. اینست دلیل تمام بدبختی هایی که مردم هر روز بخاطر اش جان میدهند و از خود میپرسید که چی باعث کشتار ما میشود? چرا در کشور ارامی نمی اید؟ چرا ما را هر روز میکشند؟ و بالاخره چرا صلح نمی اید؟ شما را مصروف پاکستان دشمن ماست میسازند تا دلیل اصلی جنگ را هیچ وقت جستجو نکنید. تاوقتی که این حیله و نیرنگ شان به ذهن تان منطقی جلوه کند قیمت اش را با جان تان خواهید پرداخت.یاتان نرود!!! قیمت ترین جان یک انسان در کشور های غربی توسط شرکت های بیمه ۶ میلیون دالر تخمین شده است. در کشور های عقب مانده قیمت جان انسان خیلی کمتر از این است. حال اگر جان هر کدام تانرا برابر به دهم حصه جان یک امریکایی و یا یک اروپایی حساب هم بکنیم تمام مردم افغانستان برای طرف های جنگ صرف ۱۸ تریلیون دالر ارزش اش میشود. یعنی درچند سال محدود میتواند برابر جان همه شما پول مفاد کنند.شما چگونه از انها انتظار دارید بخاطر کشته شدن چند نفر شما از این مقدار پول بگذرند؟ شما هم اگر بجای انها میبودید جنگ را به صلح ترجیح میدادید.

    اگر جانتان برایتان شیرین است نگذارید فدای مفاد سالانه ۱۰ هزار سیاستمدار و قاچاقبر شود.

    فراموش نکنید که این محاسبه خیلی سطحی تر از انچه واقعیت است انجام شده است در عمل تمام تجارت به هیرویین است و قیمت یک کیلو هیرویین در بازار اروپا دها مرتبه بیشتر از تریاک است. اگر قیمت های واقعی را بگذارم اساسا برایتان مشکل میشود که این واقعیت را قبول کنید.

    سید میثم احسانی

  • ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    سفارت ایران در قطر تصویری از دیدار اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان و اعضای هیأت مذاکره‌کنندۀ این گروه با حمیدرضا دهقانی، سفیر جدید ایران در قطر را نشر کرده و نوشته است که اعضای دفتر سیاسی طالبان گماشته شدن سفیر جدید این کشور در قطر را «خیرمقدم» گفته‌اند. سفارت ایران در قطر همچنان نوشته است که طالبان ترور محسن فخری‌زاده، دانش‌مند هسته‌یی ایران را محکوم کرده و این ضایعه را برای شهروندان ایران تسلیت گفته‌اند.

    ایران رویکرد چند وجهی، پیچیده و محتاطانه نسبت به طالبان دارد و دیدار اعضای طالبان با سفیر این کشور در قطر بیان‌گر رابطۀ پیچیدۀ این گروه با ایران است. اما پرسش اساسی این است که ایران از طالبان چه می‌خواهد؟ و چه گونه این دشمنان دیروز به دوستان امروزی بدل شده‌اند؟

    طالبان هنگامی که قلمرو افغانستان را فراچنگ گرفتند، اعضای نماینده‌گی سفارت ایران در مزارشریف را به صورت بی‌رحمانه به رگبار بستند و حتا نزدیک بود ایران به افغانستان حملۀ نظامی کند. هرچند گفته می‌شود که این کشتار توسط طالبان پاکستانی صورت گرفته است، اما دیپلمات‌های ایرانی در قلمرو افغانستان سلاخی شده بودند؛ قلمروی که طالبان بر آن فرمان می‌راندند. از سوی دیگر، آزار و اذیت شیعیان افغانستان توسط طالبان بر عمق اختلاف‌های طالبان و ایران افزوده بود و در مدت سطلۀ طالبان بر افغانستان رابطۀ ایران و طالبان محدود بود. از سوی دیگر، ایران از جبهۀ ‌شمال حمایت می‌کرد تا بساط این گروه خشونت‌گستر را بردارند. بعدها هنگامی که امریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد و بالای این کشور حملۀ نظامی کرد، ایران نیز با امریکایی‌ها کمک کرد.

    رابطۀ ایران و طالبان اما زمانی از سر گرفته شد که تنش میان ایران و امریکا در منطقه افزایش یافت و ایران نیز متوسل به سیاستی شد که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش برای زمین‌گیر کردن روس‌ها اتخاذ کرده بودند. از سوی دیگر، اوج‌گیری داعش در منطقه و رسیدن پای این گروه سیاه‌پرچم به افغانستان، ایران را واداشته است که با طالبان رابطۀ خود را مستحکم بسازد و بعدها فرماند‌هان و رهبران این گروه از ایران بازدید کردند و با فرماند‌هان سپاه پاسداران ایران نیز گفت‌وگوها را آغاز کردند. ایران با نزدیک شدن به طالبان چندین هدف اساسی را دنبال می‌کند. مقام‌های ایرانی این را به خوبی درک می‌کنند که طالبان به عنوان یک گروه جنگی در آیندۀ افغانستان نقش خواهند داشت و در حال حاضر نیز دست‌کم بخشی از خاک افغانستان را در سلطۀ دارند.

    در نخست عمده‌ترین خواست ایران از طالبان زمین‌گیر کردن امریکایی‌ها و بیرون راندن نظامیان ایالات متحدۀ امریکا از افغانستان است. در سطح سیاست بین‌الملل ایران با حمایت سیاسی و نظامی از گروه طالبان، درنظر دارد که پای امریکایی‌ها را از باتلاق افغانستان بیرون بکشد. درست همان سیاستی که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش با حمایت از اسلام‌گرایان ضد شوروی سابق توانست جماهیر شوروی را متقاعد به عقب‌نشینی بسازد و رژیم وابسته به این کشور را سقوط دهد. از یک‌سو ایران از سلطۀ دوبارۀ طالبان هراس دارد و از سوی دیگر با حمایت از این گروه درنظر دارد که امریکایی‌ها را با شکست در خاک افغانستان تحقیر کند. این دقیقاً همان رویکرد جنگ سرد نسبت به درگیری‌های خاور میانه است.

    در سطح داخلی، ایران دو هدف عمده‌یی از برقراری و استحکام رابطۀ دوستانه با طالبان دارد. نخست ایران برای حفاظت از مرزهایش از خطر نفوذ داعش با طالبان رابطه برقرار کرده است و می‌خواهد با استفاده از طالبان در برابر این گروه در افغانستان مبارزه کند. از همین‌رو، رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند که ایران به طالبان کمک‌های نظامی فراهم می‌سازد. این کمک‌ها از یک‌سو برای مبارزه با داعش است و از سوی دیگر به منظور افزایش فشار نظامی بر امریکا و برچیدن حضور نظامیان ایالات متحده صورت می‌گیرد. دو سال پیش، والی فراه گفته بود که ایران به طالبان جنگ‌افزار کمک می‌کند و شماری از اعضای سپاه پاسداران به طالبان آموزش‌های نظامی می‌دهند.

    دوم، ایران با درک این ‌که طالبان در آیندۀ سیاسی افغانستان نقش خواهند داشت و یکی از جناح‌های سیاسی می‌باشند، برای حفظ منافع ملی و حمایت از شیعیان افغانستان تلاش می‌ورزد که رابطۀ خود را با طالبان مستحکم بسازد. با این وجود، ایران درنظر دارد که از طالبان استفادۀ ابزاری کند و نفوذ خود را در منطقه و افغانستان گسترش دهد. گسترش نفوذ ایران در منطقه ویران‌گر و خطرآفرین است و ممکن است باعث گسترش خشونت‌ها و تنش‌های مذهبی در افغانستان شود. از این لحاظ، طالبان باید بدانند که نزدیکی بسیار با ایران می‌تواند نه ‌تنها از دامنۀ ناامنی چیزی بکاهد؛ بلکه می‌تواند زمینه‌های خشونت را بیشتر از پیش فراهم بسازد و تنش‌ها را در کشور افزایش دهد. با توجه به آموزه‌های تاریخی و خرد جمعی، متحد شدن دشمنان قدیمی برای مقابله با یک دشمن قدرت‌مند در درازمدت می‌تواند شکننده و محکوم به فروپاشی باشد.

    منبع: خبرگزاری نشانه

  • سیاست خارجی دولت جدید امریکا

    سیاست خارجی دولت جدید امریکا

    ۱. امنیت بین‌الملل

    بازگشت آمریکا به معاهدات بین‌المللی با محوریت ایالات متحده از مهم‌ترین برنامه های دولت جدید می‌باشد تا بدین ترتیب بتواند با رفتار در چارچوب چندجانبه‌گرایی، دو رقیب جهانی یعنی چین و روسیه را مهار نماید. در این راستا پیش بینی می‌شود آمریکا با تصویب کنوانسیون سازمان ملل درباره قانون دریاها و با همکاری کشورهای همسایه این دو، مانع توسعه‌طلبی نظامی چین در دریای چین جنوبی و روسیه در دریای قطب شمال شود و حرکت نظامی آن‌ها را به دوایری منتهی به مرزهای دریایی بین‌المللی محدود کند.

    این کار به ارتقای هژمونی این کشور در سطح بین المللی کمک می کند. در خارج از کشور تلاش دولت جدید این خواهد بود که با بازگشت به معاهده پاریس، به هم‌گرایی جهانی جهت جلوگیری از گرم‌تر شدن زمین و گسترش سوخت‌های تجدیدناپذیر بپیوندد تا دیگر کشورها را نیز به تصویب و اجرای سیاست‌های مشابه ترغیب کند.

    ۲. اروپا

    در حوزه قاره سبز یکی از مهم‌ترین برنامه ها مهار روسیه است. به همین دلیل دولت جدید تلاش خواهد کرد تا معاهده «استارت جدید» در حوزه محدودسازی کلاهک‌های هسته‌ای را تمدید کند. در عین حال دولت اتی تلاش می کند به مروز زمان این معاهده را به دیگر قدرت‌های هسته‌ای به‌ویژه چین نیز تعمیم دهد. هم‌چنین دولت بعدی آمریکا می کوشد برای انعقاد معاهده‌ای تحت عنوان «پیمان جدید فراآتلانتیک» با شرایط حفظ بازدارندگی هسته‌ای اروپا، لغو کلیه تعرفه‌ها و موانع تجاری دو سوی اقیانوس اطلس(به استثنای بریتانیا) و نهایتاً گسترش تلاش‌ها برای حمایت از تجارت آزاد و دموکراسی به برنامه‌ریزی بپردازد.

    ۳. اسیا

    استراتژیستهای کاخ سفید به آمریکا توصیه خواهد کرد تا با تایوان توافق تجاری دوجانبه‌ای به امضا برساند که به افزایش سرمایه‌گذاری آمریکا در آنجا منجر شود. هم‌چنین با بازگشت به «پیمان تجاری اقیانوس آرام» بار دیگر همکاری کشورهای این حوزه را در برابر چین به نمایش بگذارد و ضمن جلب دوباره همکاری‌ها با جاپان تلاش می شود تا کره جنوبی، اندونزی و تایلند نیز به این پیمان بپیوندند. نظریه پردازان در راستای سیاست مهار چین معتقدند تقویت این پیمان و گسترش اعضای آن به‌نحوی که به محاصره چین توسط آن‌ها بیانجامد، پکن را وادار خواهد ساخت تا مطلوبیت‌های این اعضا در حوزه قواعد تجارت آزاد را بپذیرد. در عین حال برای افزایش تعامل با چین، کوشش می‌شود آمریکا نیز به عضویت «بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های آسیایی» درآید که بسیاری از متحدان آسیایی و اروپایی‌اش نیز به آن پیوسته‌اند. این اقدام فرصت مشارکت آمریکا در طرح «یک کمربند، یک جاده» را میسر می‌سازد تا ضمن گسترش فرصت‌های شغلی برای شرکت‌های بزرگ خصوصی ایالات متحده در حوزه مهندسی، طراحی و سایر خدمات مرتبط با تجهیزات و ساخت‌وساز در آمریکا، از ضربه به منافع آمریکا در کشورهای درگیر در این پروژه، جلوگیری شود. تقویت روابط با گروه‌های مدنی چین از طریق سازمان موسوم به «سپاه صلح» برای جلوگیری از گسترش ناسیونالیسم ضدآمریکایی، از دیگر ابتکارات درباره چین خواهد بود. در نهایت درباره کره شمالی نیز نه رویکرد تغافل اوباما و نه تذبذب ترامپ بلکه مقابله جدی با توسعه تسلیحات اتمی و انعقاد پیمانی موقت مبتنی بر تعلیق جزیی تحریم در برابر اطمینان‌بخشی به نابودی کلاهک‌های هسته‌ای‌اش، مورد توجه قرار خواهد گرفت.

    ۴. غرب آسیا

    مهم ترین تمرکز دولت جدید ایالات متحده در غرب اسیا بر ایران خواهد بود.درباره ایران امریکا میخواهد به برجام بازگردد و نظارت‌های بین‌المللی بر برنامه هسته‌ای را با دقت بیشتری ادامه دهد، به‌نحوی که اطمینان رهبران جمهوری اسلامی نسبت به عدم نقض دوباره تعهدات آمریکا جلب شود. در این راستا مذاکرات طولانی، چندبُعدی و پایداری با همکاری دیگر شرکای بین‌المللی برای حل دیگر منازعات با ایران از سر گرفته خواهد شد.درباره افغانستان برنامه دولت جدید بایدن، عبور از دوگانه خروج کامل یا ماندن برای همیشه است. در مقابل توصیه پنتاگون این است تا چند هزار از نیروهای نظامی آمریکا تا پایان مذاکرات صلح و انعقاد توافقی مبتنی بر ثبات سیاسی این کشور طی حدوداً سه تا پنج سال آینده در کنار کابل بمانند تا اهرم فشاری علیه طالبان باشند و دستاوردهای به‌اصطلاح دموکراتیک حضور آمریکا در این کشور در توافق نهایی حفظ شود.درباره عربستان فروش تسلیحات به این کشور تا پایان جنگ یمن احتمالا متوقف خواهد شد. اوباما برای جلب نظر مثبت این کشور به برجام، مخالفت جدی با تجاوز عربستان به یمن انجام نداد در حالی که به باور صاحب نظران امریکایی این جنگ صرفاً نفوذ ایران در یمن را افزایش داده است. تشویق عمان به میانجی‌گری برای پایان این نبرد احتمالا در دستور کار قرار خواهد گرفت. خروج نیروهای نظامی آمریکایی حاضر در عربستان، تنبیه مناسبی برای وادارسازی دولت سعودی به پایان جنگ است.

    جمع‌بندی

    محتوای سیاست خارجی دولت جدید امریکا عموماً نقدی بر سیاست خارجی دولت ترامپ و برنامه هایی نزدیک به سیاست‌های حزب دموکرات است. بنابراین با در نظر گرفتن بایدن به عنوان پیروز انتخابات، احتمالاً سیاست خارجی بایدن در عین تمایز جدی با ترامپ، تفاوت‌هایی نیز با سیاست اوباما داشته باشد. چنان‌ که در برخی گزارش ها نسبت به سیاست اوباما در قبال کره شمالی و عربستان نیز انتقاد شده است. سیاست احتمالی دولت بایدن در غرب آسیا بر مبنای مهار نبردهای نیابتی و محدودسازی نفوذ منطقه‌ای ایران استوار خواهد بود. به همین دلیل از برجام به عنوان ابزاری برای وادارسازی ایران به تداوم مذاکرات در دیگر ابعاد منازعه با غرب بهره‌برداری خواهد شد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • موج دوم کرونا خطرناک تر از موج اول است/ مردم باید کرونا را جدی بگیرند

    موج دوم کرونا خطرناک تر از موج اول است/ مردم باید کرونا را جدی بگیرند

    در پی شیوع موج دوم ویروس کرونا در کشور، رقم مبتلایان به کووید – ۱۹ و مرگ ناشی از این بیماری، رو به افزایش بوده است. وزارت صحت در ۲۷ ماه عقرب رسماً تأیید کرد که موج دوم ویروس کرونا در کشور شیوع یافته است. از آن زمان تاکنون صدها بیمار جدید شناسایی شده‌اند و ده‌ها نفر هم به علت ابتلا به کووید – ۱۹ جان داده‌اند.

    در شبانه‌روز گذشته ۲۸۳ بیمار جدید در سراسر کشور شناسایی شدند. در همین مدت ۲۱ بیمار کرونایی هم جان دادند. این بلندترین رقم مرگ ناشی از این بیماری از زمان شیوع موج دوم ویروس کرونا تاکنون در کشور است.

    پیش‌بینی می‌شود با افزایش سردی و آلودگی هوا، به‌ویژه در بزرگ‌شهرها، میزان آسیب‌پذیری مردم در برابر این ویروس نیز بلند برود. از همین رو، موج دوم ویروس کرونا برای افغانستان که موج نخست را نسبتاً بهتر پشت سر گذاشته بود، مهلک و خطرناک پیش‌بینی شده است.

    وزارت صحت عامه به صورت پیوسته در حال توصیه‌ی مردم به استفاده از ماسک، شستن دست‌ها و پرهیز از حضور در تجمعات بزرگ‌تر است. با این حال، این توصیه‌ها از جانب مردم جدی گرفته نشده است. متأسفانه بیش‌تر مردم این روزها بدون ماسک در محلات عمومی ظاهر می‌شوند. اگر کسانی هم با ماسک دیده می‌شوند، هدف آن‌ها تنها مراقبت از خود در برابر آلوده‌گی هوا است.

    هم‌چنان گردهمایی‌های بزرگ نه تنها در بین مردم که در بین مقامات و ادارات دولتی نیز در جریان است. به همین شکل، عادت شستن دست‌ها و ضدعفونی محیط کار و محل زندگی نیز از سر مردم پریده است.

    بدتر از همه این‌که مردم ترسی را که در موج اول نسبت به ویروس کرونا داشتند، از دست داده‌اند. سیستم تغذیه‌ی مردم دوباره با حالت عادی برگشته است. در کنار آن، اگر کسی یک یا چند نشانه‌ی کووید – ۱۹ هم داشته باشد، آن‌را جدی نمی‌گیرد و فکر می‌کند که دچار سرماخوردگی شده است. این یک دام نهفته و فریب است که ممکن است باعث افزایش رقم قربانیان شود.

    از بین‌رفتن حساسیت مردم نسبت به خطرات احتمالی کووید – ۱۹ یک زنگ خطر جدی است. وزارت صحت باید کارزارهای تازه‌ای را برای احیای این حساسیت راه‌اندازی کند. تا زمانی که ترس مثبت از ابتلا به کووید – ۱۹ دوباره در بین مردم احیا نشود، توصیه‌های صحی جدی گرفته نخواهد شد. این وظیفه‌ی وزارت صحت است که با اقدامات مسوولانه و منظم، سطح مسوولیت‌پذیری افراد در برابر یک‌دیگر و حساسیت آن‌ها در برابر این بیماری واگیر را بلند ببرد.

    بعضی از مردم باور دارند که قربانی موج دوم واقع نخواهند شد؛ زیرا آن‌ها موج اول را پشت سر گذاشته‌اند و در برابر ویروس معافیت حاصل کرده‌اند. این در حالی است که مراجع صحی معتبر تا هنوز تأیید نکرده‌اند که اگر کسی یک‌بار به کووید – ۱۹ مبتلا شده باشد، بار دوم به این ویروس مبتلا نخواهد شد. بهتر است با این دست از باورهای کاذب مبارزه شود. این کار تنها از راه اطلاع‌رسانی درست از سوی وزارت صحت عامه ممکن می‌شود.

    از جانب دیگر، وزارت صحت عامه باید از اشتباهات مربوط به موج اول درس‌های لازم را گرفته باشد. در حالی که زمستان از راه می‌رسد، باید سطح آماده‌گی‌ها بلند برود و وسایل لازم برای مراقبت از بیماران کرونایی در تمام مراکز صحی فراهم شود. به نظر می‌رسد که خدمات صحی در ولایات دورافتاده و برف‌گیر نسبت به سایر ولایت‌ها بیش‌تر است. این ولایت‌ها به مراقبت‌های بیش‌تر و امکانات بهتر نیاز دارند که باید تاکنون فراهم شده باشد.

    پیش‌گیری از گسترش موج دوم ویروس کرونا و کاهش خطرات ناشی از آن وظیفه‌ی مشترک دولت و مردم است. دست‌رسی به خدمات صحی با وجودی که حق مردم است، کمک به دولت برای کنترل بهتر این ویروس از مکلفیت‌های هر شهروند است. از این رو، مردم با درک مسوولیت شهروندی خود باید با یک‌دیگر کمک کنند تا به این ویروس مهلک آلوده نشوند و زمینه‌ی واگیری آن‌را به حداقل برسانند. این کار ممکن است، به شرط آن‌که به توصیه‌های وزارت صحت عمل شود و رعایت این توصیه‌ها به عادت روزانه‌ی همه‌ی مردم تبدیل شود.

  • ترور دانشمند هسته ای ایران، تاکتیک قدیمی اسرائیل برای انحصارگرایی اتمی در خاورمیانه

    ترور دانشمند هسته ای ایران، تاکتیک قدیمی اسرائیل برای انحصارگرایی اتمی در خاورمیانه

    ترور دانشمندان و کارشناسان فعال در پروژه های هسته ای خاورمیانه، یکی از تاکتیک های قدیمی اسرائیل برای حفظ برتری هسته ای در خاورمیانه و انحصار جنگ افزارهای اتمی در دست خودش است.این برنامه که در دهه هفتاد با ترور نظام مند دانشمندان هسته ای مصر شدت گرفت، در دهه هشتاد و نود مغزهای هسته ای عراق را یکی پس از دیگری هدف قرار داد و حتی دانشمندان فرانسوی و کانادایی همکار عراق از تیررس ماموران موساد دور نماندند.

    موج ترورها از یک دهه پیش به ایران رسیده و ترور محسن فخری زاده نشان داد که علیرغم برخی وقفه ها، ماشین ترور اسرائیل متوقف نشده است. ترور دماوند از این لحاظ اهمیت دارد که در بحبوحه حملات تقریبا روزمره اسرائیل به نیروهای هوادار ایران در سوریه و نزدیکی این رژیم با کشورهای عرب خلیج فارس رخ داده و نوعی اعلان جنگ غیررسمی محسوب می شود.

    افزایش تنش سیاسی در منطقه در آخرین هفته های حضور ترامپ در کاخ سفید تا جایی است که تنه به تنه نوعی درگیری نظامی می زند. به نظر می رسد هدف بانیان این وضع، شکل دهی به سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در دولت بایدن است.از این لحاظ ترور دماوند را می توان، یک مین گذاری دیگر در در مسیر بازگشت آمریکا به برجام و بحرانی کردن پرونده هسته ای ایران از رهگذر تحریک تهران به واکنش متقابل دانست.

    اسرائیل که از پشتیبانی بی شائبه امارات و عربستان برخوردار است، تلاش می کند، سیاست فشار حداکثری علیه ایران و یا دستکم خطوط‌ کلی آن در دولت آینده آمریکا حفظ شود. تشدید حملات به سوریه در حالیکه، تحول نظامی خاصی رخ نداده و جبهه های جنگ، عملا فریز هستند، عمدتا با اهداف سیاسی و به قصد “رفتن روی اعصاب” تهران انجام می شود.

    با این وصف ترور مهمترین دانشمند هسته ای ایران، بخشی از کارزار حفظ میراث ترامپ در خاورمیانه در فقدان خود اوست. منطقه آبستن جنگ است، اما ایران جنگ نمی خواهد و مایل است سیاست نه مذاکره نه جنگ فعلی را به سیاست “جنگ نه، مذاکره آری” تغییر دهد و بی صبرانه منتظر ژانویه زمان تحویل قدرت در کاخ سفید است.

    تحریم های ترامپ علیه ایران برخلاف تحریم های دوران اوباما که مصوب شورای امنیت بودند، مخلوق دولت آمریکا هستند و متحدان اروپایی و شرکای آسیایی آن، لزوما دل خوشی از آن ندارند. از این رو اگر دولت آینده، بخواهد “شل بگیرد”، سازمان تحریم ها به خودی خود تا حد زیادی از هم می پاشد.اما ائتلاف عبری ـ عربی جدید که این را نمی خواهد و قصد تغییر موازنه های فعلی خاورمیانه را دارد، از راه ارائه سیمایی “پیشاجنگی” از منطقه و برجسته کردن تهدید ایران، تلاش می کند راه بازگشت به دوران قبل از ترامپ را ببندد.

    به زبان دیگر با مخابره تصویری از منطقه که آتش و دود ساختگی، نمی گذارد واقعیت های آن دیده شود، چشم دولت آتی آمریکا را بسته و آن را مقهور ترجیحات و اولویت های خود نمایند. به همین خاطر به نظر می رسد، ایران گزینه صبر استراتژیک در پی عبور از تله امنیتی ـ سیاسی ائتلاف را پیش گرفته است.پس از هر ترور این سوال مطرح می شود که تروریست ها از کجا آمدند؟ در میان کشورهای همسایه ایران، آذربایجان نزدیک ترین رابطه را با تل آویو دارد.

    هرچند در ماه های اخیر امارات هم به جرگه دوستان نزدیک دولت یهود پیوسته است، اما در گذشته غالبا انگشت اتهام متوجه باکو و پیوندهای نزدیک امنیتی و نظامی آن با تل آویو می شد.آیا اسرائیل صورت حساب سنگین حمایت از آذربایجان در جنگ اخیر و پیروزی برق آسا و قاطع آن بر ارمنستان را روی میز الهام علیف گذاشته است؟هرچند شلیک کنندگان مشخصند، اما تدارک کنندگان و پشتیبانان فعلا در پس پرده هستند و نمی توان به ظن قاطع چیزی گفت. اما آنچه که روشن و خالی از ابهام است، این است که ترور فخری زاده شلیکی به برجام به انگیزه کشتن جسم نیمه جان آن بود.

    دکتر محود واعظی

  • آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    کارشناسان اعتقاد ندارند رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.

    با اعلام برنده‌شدن جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، در سفری دو روزه وارد پاکستان شد.
    روابط سیاسی میان ایران و پاکستان گرم؛ اما رابطه‌ی اقتصادی و امنیتی هنوز در حال توسعه است.
    این بخش از بده‌کاری‌های دونالد ترامپ است که از برجام (JCPOA) بیرون شد و پیوستن در ۲۰۱۸ به آن را خطرناک تلقی کرد و کمک به نقض حقوق بشر و تروریزم دانست؛ اما ترامپ به زودی ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و جا‌نشین ‌اش جو بایدن دوباره به برجام ملحق خواهد شد.
    محور گفت‌وگوی جواد ظریف با همتای پاکستانی اش تجارت و هم‌کاری‌های اقتصادی بود، تفکر دوباره روی‌کارآمدن برجام (JCPOA) یک هدف است؛ اما دلایل زیادی وجود دارد که منجر به بهبود روابط ایران و پاکستان در دوره‌ی‌ حکومت جو بایدن شود؛ نخست این که تضمینی به دوباره واردشدن جو بایدن به برجام (JCPOA) وجود ندارد. حسن روحانی، رییس‌جمهوری کنونی ایران که هیئت گفت‌وگوی برجام از ۲۰۱۳-۲۰۱۵ را به دوش داشت، تا سال دیگر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند. به نظر می‌رسد که جانشین روحانی چهره‌ی ضد امریکایی باشد. افزون بر آن؛ توافق برجام نزد مردم ایران منفور است و آن را به نفع اقتصاد شان نمی‌دانند. در ایران اعتماد به امریکا کاهش یافته است. خروج دونالد ترامپ از توافق‌ برجام (JCPOA) به صورت یک‌جانبه ایران را در وضعیت بد اقتصادی قرار داد، آن‌هم زمانی که با همه‌گیری شیوع ویروس کرونا دست‌وگریبان بودند.
    در فرجام، ترامپ موج شدید [تحریم‌] را به پای «لنگ» مرغابی ایران پیش از ماه جنوری خواهد فرستاد. ایران فعالیت‌های پنهانی را برای دوباره روی دست گرفتن برجام‌ (JCPOA) آغاز کرده است. تلاش ایران در ۲۰۱۹ از طرف امریکا نادیده گرفت شد؛ اما اقدام کنونی شاید بتواند دوباره به برجام نزدیک شود. اگر در تلاش توقف برجام باشید، برنامه‌ی هسته‌‌ای ایران را باید زیر نظر داشت که برای نمایندگان جنگ نیابتی ایران؛ مانند «حزب الله» مفید است و سنتیز منطقه‌ای ایران را محدود کرده است. هر توافقی که منجر به ازدست‌دادن نمایندگان جنگ نیابتی ایران شود، از طرف ایران رد خواهد شد. ایران تحریم‌های دوباره‌ی امریکا را ممکن زیر نظر داشته باشد.
    بحث مهم اما متحدان منطقه‌ای امریکا؛ مانند اسراییل، عربستان، امارات متحده‌ی عربی اند که طرف‌دار توافق با ایران نیستند و تلاش به براندازی برجام کردند. از طرفی هم، ایران در اولویت بایدن نخواهد بود و چون اداره‌ی بایدن در مبارزه با ویروس کرونا درگیر است.
    انرژی مثبت این است که توافق حزب دموکرات برای‌ حمایت از برجام (JCPOA) نسبت به ۲۰۱۵ افزایش یافته است و تمام حزب رییس‌جمهوری طرف‌دار برگشت به توافق برجام است؛ اما سنا به دست جمهوری‌خواهان است که می‌تواند یک چالش جدی فراراه بایدن باشد.
    کارشناسان اعتقاد ندارند که رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.
    برگشت به توافق موشکی علاج نوش‌داریی برای ایران نیست، تنها از تحریم‌های بعدی جلوگیری خواهد کرد که بخش سوم تجارت ایران است؛ اما تحریم‌های اولی پابرجا است. آغاز تجارت با کمپنی‌های امریکا می‌تواند روی پیمان‌کارهای غیرامریکایی که به دالر کالا عرضه می‌کنند، تاثیر بکند.
    این مهم است که چرا رابطه‌ی تجاری ایران و پاکستان هنوز ناچیز است. از۲۰۱۵-۲۰۲۱ هزینه‌ی تجاری این دو کشور افزون به ۵ بیلیون دالر می‌شود؛ اما هیچ‌گاه به اهداف تعیین‌شده نرسیدند. اگر پاکستان در تاریخ یک رهنما داشته باشد، آن ‌هم منافع پاکستان در توافق برجام (JCPOA) است.
    البته تعیین تعرفه‌های بلند به کالاهای تجاری دو کشور و هم‌چنان سوی مدیریت اقتصادی و تجارت مزمن پاکستان از دیگر فکتورها است. هم‌چنان شیوع بیماری ویروس کرونا روی صادرات کالا تاثیر داشته است.
    چالش دیگر فراراه تجارت دو کشور؛ نزدیکی اقتصادی-امنیتی پاکستان و عربستان است. عربستان تلاش می‌کند به روند توسعه‌ی پایپ‌لاین ایران-پاکستان مانع ایجاد کند؛ در حالی که رابطه‌ی پاکستان و سعودی هنوز قدرت‌مندانه پابرجا است.
    نگرانی جدی پاکستان از دشمن سنتی ‌اش هند است، خطرناک‌تر از لغو برجام (JCPOA)، پیش از این ‌که ترامپ از برجام (JCPOA) بیرون شود. هند توافق تجاری نفت و پروژه‌ی گذرگاه تجاری چابهار را با ایران امضا کرد که کلید آغاز در هم‌کاری اقتصادی تلقی می‌شود. نزدیکی ایران و هند، تهران را وادار به دخالت در قضیه‌ی کشمیر می‌کند. در سال‌های اخیر رهبر مذهبی و سایر رهبران ایرانی از موقف پاکستان در کشمیر حمایت کردند؛ اما شگردهای تجاری اخیر هند سبب می‌شود تا ایران عقب‌نشینی کند.
    از گفت‌وگوهای ظریف در پاکستان چیزی به بیرون درز نکرده است، هر چند در خبرنامه‌های پاکستان به کشمیر اشاره شده بود؛ اما در متن خبرنامه‌ی ایرانی‌ها ذکر نشده بود. در نشست‌های دوجانبه‌ی پیشین روی اتصال چابهار به کریدور اقتصادی چین-پاکستان صحبت شده بود؛ اما در این دیدار به آن اشاره‌ای نشده است.
    با لغو برجام (JCPOA) ایران، نمی‌خواهد هند؛ رقیب بجینگ و پاکستان را در منطقه از دست بدهد. تهران محتاط قدم بر می‌دارد، تا در وضعیت حساسی که نیروهای هند و چین در بندر همالیان در برابر هم قرار دارند، لغزش نکند. با دوباره روی‌کارشدن توافق برجام (JCPOA) تنش ایران و پاکستان دوباره افزایش خواهد یافت. اگر هند ظرفیت دوباره واردشدن به بازار کالاهای تجاری ایران را پیدا کند و رابطه‌ی نزدیک سیاسی با تهران ایجاد کند، به معنای تشدید هراس دیرینه‌ی پاکستان است. هند می‌تواند از نفوذ در زیر ریش پاکستان، از ایران استفاده کند. این هراس در ۲۰۱۶ تجربه شد. زمانی که «کابوشان جادهی» -جاسوس هندی-، در پاکستان از بندر ایران وارد این کشور شده بود. پاکستان از افزایش نفوذی‌های هند نگران است. این کشور اخیرا ادعا کرده است که هند با تروریستان ارتباط دارد.
    افغانستان به عنوان یک فرصت دیگر است. در ۱۹۹۰ پاکستان و ایران در دو خط مخالف قرارد اشت؛ پاکستان از گروه‌ طالبان حمایت می‌کرد و ایران طرف‌دار گرو‌های ضد طالبان –جبهه‌ی متحد شمال- بود. پس از آن تهران رابطه‌ی نزدیکی با طالبان ایجاد کرد و در روند صلح با پاکستان هم‌کاری را آغاز کرد؛ اما این دو طرف [ایران-پاکستان] در یک سطح قرار ندارند. ایران نسبت به پاکستان نگرانی دارد که حکومت کابل به دست طالبان سقوط نکند. در حقیقت تهران مخالف امضای توافق‌نامه‌ی فبروری ۲۰۲۰ دوحه است، قسمی که حکومت افغانستان را دور زدند.
    در صورتی که جو بایدن در بخشی از راه‌برد سیاسی خود به دنبال برجام (JCPOA) باشد و ایران و پاکستان نزدیک شوند؛ اما نزدیکی پاکستان به تهران و ریاض به عنوان دو رقیب نقش پل را دارد. زمانی که بایدن شاهد توسعه میان ایران و پاکستان باشد، کمکی به پایداری آن نمی‌کند.

    The International Interests

    ابوبکر صدیق

  • نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    دکتر محسن فخری‌زاده رییس «سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع» ایران روز جمعه در تهران ترور شد. گرچه عاملان به طور رسمی مسئولیتی نپذیرفته‌اند، ولی بسیاری از رسانه‌ها و ناظران، موساد را عامل این ترور قلمداد کرده و نیویورک‌تایمز نیز وی را هدف شماره یک موساد دانسته است. این ترور را در دو بُعد اهداف و پیامدها می‌توان ارزیابی نمود.

    ۱️. اهداف

    با فرض عاملیت اسراییل در این ترور، می‌توان ریشه آن را به برخی تحرکات اخیر سه‌جانبه آمریکا، عربستان و اسراییل در فاصله دو ماه مانده به پایان ریاست‌جمهوری ترامپ و همچنین خبرهایی مبنی بر سفر نخست‌وزیر اسراییل به عربستان مرتبط دانست. عاملان این اقدام در واقع به گمان خود، شمشیری دولبه برای ایران تدارک دیده‌اند. اولاً در صورت واکنش جدی و علنی ایران به این ترور، مذاکرات هسته‌ای با مانع روبرو می شود. علاوه بر این، این ترور می‌تواند به عنوان اهرم فشاری برای دولت آمریکا در مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران عمل کند. ثانیاً در صورت عدم واکنش نیز بازدارندگی ایران را تضعیف نموده و موجبات تکرار این اقدام‌های ضدامنیتی را علیه جمهوری اسلامی فراهم می کند.

    ۲️. پیامدها

    برنامه‌‌های هسته‌ای و دفاعی ایران به سطحی از ارتقای ساختاری دست یافته است که فقدان برخی چهره‌ها، آن را متوقف نمی‌کند. چنان‌چه رشد برنامه موشکی پس از ترور سردار تهرانی‌مقدم با سرعت بیشتر تداوم یافت. با این حال تشدید بی‌اعتمادی ایران به غرب و تضعیف گرایش به مذاکره را می‌توان از پیامدهای این رخداد به شمار آورد. هم‌چنین افزایش تنش‌های منطقه‌ای میان جبهه مقاومت و آمریکا و اسراییل در عراق و سوریه می‌تواند از تبعات دیگر این حادثه باشد.

    با وجود اینکه پیگیری حقوقی این ترور در سازمان ملل، می‌تواند یکی از گزینه‌های اقدام ایران باشد اما عدم واکنش متناسب و پاسخ دیرهنگام می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیر امنیتی و دفاعی در پی داشته باشد که حتی میز مذاکرات نیز از تبعات آن مصون نخواهد ماند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • نامزد وزیران کار، فواید عامه، مهاجرین، شهر سازی، معادن و زنان را بهتر بشناسید

    نامزد وزیران کار، فواید عامه، مهاجرین، شهر سازی، معادن و زنان را بهتر بشناسید

    مجلس نمایندگان اعلام کرد بعد از دیدار روز شنبه، هشتم قوس میر رحمن رحمانی، رئیس مجلس با رئیس جمهور غنی، “اختلاف” میان پارلمان و دولت حل شده است و به این ترتیب مجلس روند رای اعتماد به وزیران را روز (یکشنبه، نهم قوس از سر گرفت.

    بعد از این که امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری که در سخنرانی‌اش در نشست ژنو، شماری از نمایندگان را به فساد متهم کرد، تنش میان مجلس نمایندگان و دولت افغانستان افزایش یافت، مجلس رای تایید به وزیران را متوقف کرد و خواستار استعفای آقای صالح شد.

    تاکنون مجلس نمایندگان به ده وزیر پیشنهادی کابینه رای اعتماد داده است. در نشست دیروز آقای غنی به خاطر این کار از مجلس قدردانی کرده است.

    در نشست روز گذشته نیز حسینه صافی، نامزد وزارت زنان، نور رحمان اخلاقی، نامزد وزارت مهاجران، محمد هارون چخانسوری، نامزد وزارت معدن و پطرولیوم، محمود کرزی، نامزد وزارت شهرسازی، قدرت الله ذکی، نامزد وزارت ترانسپورت و نجیب‌الله یمین، نامزد وزارت فواید عامه برنامه‌های خود را به مجلس ارائه کردند.

    قرار است نمایندگان مجلس امروز دوشنبه، ۱۰ قوس به شش وزیر پیشنهادی رای بدهند.

    زندگینامه وزیران مهاجران، معدن، شهرسازی، ترانسپورت، فواید عامه و امور زنان

    یمین
    توضیح تصویر،نجیب‌الله یمین، سرپرست وزارت فواید عامه

    نجیب‌الله یمین، وزارت فواید عامه

    نجیب الله یمین، متولد ۱۳۵۳ در ولایت لوگر است. او مکتب/مدرسه را در ولایت لوگر خوانده و در سال ۱۳۷۴ وارد دانشگاه کابل شده است. در دوره لیسانس در رشته مهندسی تحصیل کرده است و در سال ۱۳۷۹ فارغ التحصیل شده است.

    او مدرک فوق لیسانس (کارشناسی ارشد) خود را از دانشگاهی در آمریکا در رشته مدیریت منابع طبیعی گرفته و در نهادهای مختلف از جمله بانک جهانی، بانک توسعه آسیائی، نهاد توسعه همکاری آلمان، وزارت انرژی و آب و سایر نهادهای دولتی کار کرده است.

    افغانستان
    توضیح تصویر،قدرت الله ذکی، سرپرست وزارت ترانسپورت

    قدرت الله ذکی، وزارت ترانسپورت

    قدرت الله ذکی، نماینده مردم ولایت تخار در مجلس نمایندگان بود.

    او مدرک لیسانس خود را در رشته خبرنگاری از ترکیه گرفته است.

    محمود کرزی، سرپرست وزارت شهرسازی
    توضیح تصویر،محمود کرزی، سرپرست وزارت شهرسازی

    محمود کرزی، وزارت شهرسازی و اراضی

    محمود کرزی ۶۳ سال سن دارد و برادر بزرگ حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان است.

    او در سال‌های پیش از سقوط طالبان در آمریکا زندگی می‌کرد. اما بعد از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت و سرگرم کار در عرصه‌های اقتصادی شد.

    محمود کرزی بازرگان و در گذشته یکی از سهامداران کابل بانک نیز بود. او نیز متهم به اختلاس و سوء‌استفاده از قرضه‌های غیر قانونی این بانک و عدم پرداخت بدهی‌اش شده بود.

    آقای کرزی اما بارها این اتهامات را تکذیب کرد و تاکید کرد که تمامی وام‌های خود را دوباره پرداخته است.

    محمود کرزی، چندی قبل به بی‌بی‌سی گفت که طرح‌هایی برای اجرائی شدن این پروژه بزرگ شهرسازی افغانستان در دست دارد تا موانعی که چندین سال مانع اجرای پروژه شده را از سر راه بردارد.

    او می‌گوید یکی از شرایطی که رئیس جمهور برای نامزدی او به وزارت شهرسازی موافقت کرده بود، اجرای پروژه کابل جدید است.

    افغانستان
    توضیح تصویر،هارون چخانسوری، وزارت معادن و پترولیم

    هارون چخانسوری، وزارت معادن

    آقای چخانسوری متولد سال ۱۳۵۹ در ولسوالی چخانسور ولایت نمیروز است. قبل از گماشته شدن به سمت‌ سرپرست وزارت معدن، مدتی به عنوان معین سیاسی و سرپرست وزارت خارجه، معاون حکومت‌داری و برنامه‌های ریاست جمهوری و قبل از آن به عنوان سخنگوی رئیس‌جمهور کار کرده است.

    او مدرک لیسانس را از دانشگاه کاردان کابل و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت عمومی از دانشگاه سیدنی آسترالیا گرفته است.

    افغانستان
    توضیح تصویر،حسینه صافی، سرپرست وزارت زنان

    حسینه صافی، وزارت امور زنان

    حسینه صافی متولد ۱۳۵۳ در ولایت لغمان است. او در رشته علوم سیاسی از دانشگاه خصوصی طلوع آفتاب مدرک کارشناسی گرفته است. به زبانهای فارسی، پشتو، اردو و انگلیسی می‌تواند صحبت کند.

    در سایت رسمی وزارت زنان آمده که خانم صافی بیشتر از بیست سال تجربه کار در زمینه توسعه دارد و از حامیان بزرگ آموزش و پرورش است؛ او معتقد است که کیفیت آموزش و پرورش راه حل‌های کلیدی نسبت به توسعه پایدار یک ملت است.

    افغانستان
    توضیح تصویر،نور رحمان اخلاقی، سرپرست وزارت امور مهاجران

    نور رحمان اخلاقی، وزارت امور مهاجران

    نور رحمان اخلاقی از اعضای حزب جمعیت اسلامی افغانستان است. او در رشته اقتصاد در دانشگاه کابل درس خوانده و کارشناسی ارشد خود را از رشته بازرگانی و مدیریت استراتژیک دانشگاه آزاد ایران به دست آورده است.

    او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۹ از اعضای ارشد ستاد آقای عبدالله بود و به عنوان نماینده تیم ثبات و همگرآیی به رهبری عبدالله عبدالله در برنامه ها شرکت می‌کرد.

    آقای اخلاقی همچنین رئیس تلویزیون خصوصی نور بوده است.