دسته: برگزیده ها

  • رویکرد آمریکا و روسیه در بحران سوریه

    رویکرد آمریکا و روسیه در بحران سوریه

    تفاوت رویکرد ترامپ با خط‌مشی چندجانبه‌گرایی بایدن، می‌تواند اهمیت بالایی برای روسیه داشته باشد. یکی از مهم‌ترین صحنه‌های تقابل آمریکا و روسیه، حضور توأمان دو کشور در دو جبهه مخالف در بحران سوریه است. دموکرات‌ها و برخی جمهوری‌خواهان آمریکایی، سیاست ترامپ در قبال سوریه، از جمله خروج نیروها از شمال شرقی این کشور را موجب توسعه نفوذ ایران و روسیه می‌دانند.

    به نظر می‌رسد چهار مؤلفه در رابطه آمریکا و روسیه در این بحران مؤثر خواهند بود.

    ۱️. مشکلات داخلی آمریکا

    دولت بایدن احتمالاً سیاست تهاجمی‌تری نسبت به دولت اسد و گسترش نفوذ روسیه و ایران اتخاذ خواهد کرد، ولی افکار عمومی آمریکا به دلیل بحران‌های داخلی همراهی چندانی با افزایش نیروهای نظامی ندارد. بنابراین فشارهای آتی آمریکا بر اسد و متحدانش، عمدتاً از نوع دیپلماسی چندجانبه و تحریم‌های اقتصادی خواهد بود.

    ۲️. روابط انقره و تل‌آویو

    بهبود رابطه ترکیه با اسراییل می‌تواند ترکیه را از محور سه‌جانبه آستانه با همراهی ایران و روسیه دورتر سازد. در عین حال که ترکیه به دلیل نوعی توازن در روابطش با واشنگتن و مسکو می‌تواند زمینه‌ساز مذاکرات آمریکا، روسیه و ترکیه درباره آینده سوریه باشد.

    ۳️. روابط مسکو و تل‌آویو

    رابطه خوب روسیه با اسراییل که دربرخی تحولات در سوریه، خود را نشان داده است، می‌تواند با توجه به نقش لابی‌های صهیونیستی در آمریکا، از تشدید تنش میان آمریکا و روسیه در این بحران جلوگیری کند.

    ۴️. تحریم‌های غرب علیه سوریه

    مسکو برای ایفای نقش مؤثرتر در فضای پس از جنگ -که سوریه نیاز به بازسازی دارد- تمایلی به درگیر شدن در تحریم‌های پیچیده و متنوع غرب با محوریت آمریکا ندارد. بنابراین پیمودن مسیر مذاکره برای درک منافع متقابل، محتمل خواهد بود.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • جو بایدن حداقل تا صد روز اول فرصت پرداختن به جنگ و صلح افغانستان را ندارد

    جو بایدن حداقل تا صد روز اول فرصت پرداختن به جنگ و صلح افغانستان را ندارد

    جو بایدن، نامزد حزب دموکرات امریکا، که در یک چالش انتخاباتی مدت ها بود با ترامپ درگیری داشت سرانجام روز گذشته به عنوان چهل و ششمین رئیس جمهور امریکا سوگند یاد کرد.

    با ورود بایدن به کاخ سفید، افغان ها بیش از همه منتظر اقدامات وی در زمینه صلح افغانستان می باشند.

    برخی از کارشناسان اما متعقدند که بایدن بنا بر مشکلات عمده ی دیگری که دارد به این زودی فرصت نمی کند به موضوع جنگ و صلح افغانستان بپردازد.

    سید ناصر موسوی، فعال مدنی و کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد در فیس بوکش می نویسد جوبایدن در صد روز نخست ریاست جمهوری اش فرصت پرداختند به صلح وجنگ افغانستان را نخواهد داشت چون : مبارزه با کرونا، اتحاد و انسجام داخلی، برنامه ریزی اقتصادی، بازگشت به پیمانه و تعهدات که ترامپ از آن خارج شده است، بازنگری درسیاست خارجی آمریکا از اولویت کار صد روز نخست ریاست جمهوری وی خواهد بود.

    وی اما در توافقنامه که بین طالبان و آمریکا امضاء شده است، تجدید نظر خواهد کرد.

    نخست اینکه توافقنامه صلح را به طور کامل لغوه کند محتمل نیست، ولی تغییرات، اصلاحات، بازنگری حتمی خواهد بود.

    این باز نگری ممکن است شامل این موضوعات باشند:

    نقش دولت افغانستان در پرونده صلح برجسته تر گردد، و دولت افغانستان نقش تعیین کننده را در فرایند صلح بازی کند.  

    دوم، نیرورهای بین المللی تعداد اندک شان برای سال های دیگری هم باقی می‌ماند تا دولت افغانستان به ثبات برسد. جنگ ختم شود، دولت فراگیر ملی که طرف های جنگ در آن مشارکت داشته باشند به وجود بیاید و از دوام جمهوریت اطمینان حاصل گردد.

    سوم، از دولت افغانستان و طالبان خواهان راه کار است که در فرجام دولت پسا صلح که دولت آینده افغانستان باشند، ضمانت کند که دیگر بار القاعده، داعش و دیگر گروه های تروریست از خاک افغانستان منافع آمریکا ، ثبات و نظام جهانی را تهدید نکند و حادثه یازدهم سپتامبر تکرار نشود. این راه کار شامل راستی آزمائی برای طالبان هم خواهد بود.

    چارم، دولت بایدن در مورد صلح و جنگ افغانستان با کشور های عضوی پیمان ناتو و کشور های تاثیر گذار منطقه مثل ایران، هند، چین، و روسیه مشوره و کارِ بیشتر خواهد کرد، همانند کنفرانس بُن.  

    پنچم، مسائل حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت های مذهبی، آزادی بیان ، حقوق شهروندی وانتخابات شفاف مورد توجه دولت جوبایدن خواهد بود.

    موسوی در خاتمه تاکید می کند به یاد داشته باشیم که دولت جدید آمریکا هم مثل دولت ترامپ خواهان ختم جنگ و کاهش مصارف جنگ در افغانستان است.

  • آینده پاکستان در معرض خطر رادیکالیزم مذهبی

    آینده پاکستان در معرض خطر رادیکالیزم مذهبی

    «نیک پرت» جنرال بازنشستۀ امریکایی و بنیان‌گذار فقید برنامۀ مطالعات تروریزم و امنیت مرکز «جورج سی. مارشال» داستانی تعریف کرد در مورد پسر جوانی در پشاور که مادرش می‌آید تا او را از خانۀ همسایه تحویل بگیرد، اما وی نگران شد، وقتی همسایه به او گفت که نمی‌تواند بلافاصله پیش پسرش برود، چون مشغول یادگیری نماز است. زمانی که سرانجام پیش مادرش آمد، وی با افتخار نشان داد که چگونه نماز خواندن را که پرستار مسلمانش در پاکستان به وی آموخته، یاد گرفته است، زیرا احساس کرده که یک پسر کاتولیک در سن او باید بداند چگونه آن را بخواند.

    چنین حکایتی در پاکستان مربوط به دهۀ ۱۹۵۰ عجیب نبود. چند سال بعد، محمد علی جناح بنیان‌گذار و اولین رییس جمهور پاکستان، از پاکستانی‌ها خواست که به پلورالیزم مذهبی احترام بگذارند. به رغم تلخی و خونریزی همزمان با تجزیه از هند و آغاز درگیری کشمیر، بنیان‌گذاران پاکستان از پلورالیزم مذهبی استقبال و آن را تشویق کردند. فهرست تعطیلات رسمی پاکستان را در ۱۹۵۳ در نظر بگیرید: نه تنها اعیاد مسیحیان-کریسمس و عید پاک- بل جشنوارۀ چراغ و نور دیوالی، هندو، جین و سیک؛ هولی، رنگ‌های هندو و Dussehra (جشنوارۀ هندوها که پیروزی خیر و شر را جشن می‌گیرد) را نیز شامل می‌شود.
    پاکستان سال گذشته و رویای بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی پاکستان، اکنون شباهت چندانی به با هم ندارند. پاکستان امروز به کشوری تبدیل شده است که قضات آن پس از مجبور کردن مردی که همدست قاتل خبرنگار امریکایی است به «اعتراف» به یهودیت جلو دوربین، او را آزاد می‌کند. کشوری است که در آن اعضای اقلیت‌های مذهبی به طور معمول به اتهامات دروغین کفر، با مرگ روبرو می‌شوند. جمعیت هندوهای پاکستان کاهش یافته و اکنون به سمت انقراض پیش می‌رود. نه تنها مسیحیان بلکه شیعیان که ده درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، با تبعیض روبرو هستند و با اتهامات بدبینانه و مخرب کفرآمیز هدف قرار می‌گیرند. احمدی‌های پاکستان که مقامات دولتی آنان را برای پیگرد قانونی انتخاب می‌کنند، بیشتر رنج می‌برند. همین تابستان گذشته، پس از اینکه «خالد خان» اسلام‌گرا، «طاهر احمد نسیم» یک پاکستانی-امریکایی و عضو فرقه احمدی را به قتل رساند، فرد مسلح نوجوان با افسران عکس گرفت که به نظر می‌رسید حامی عمل خان بودند.
    تحمل‌ناپذیری مذهبی پاکستان اکنون وارد صحنۀ بین‌المللی شده است. پاکستان در کنار ترکیه، آذربایجان، عربستان سعودی و یمن، هیچ ارتباط دیپلماتیک با ارمنستان ندارد. بیشتر کشورها اختلاف قره‌باغ را دلیل عدم روابط خود عنوان می‌کنند. آذربایجان، ترکیه و پاکستان نیز این کار را انجام می‌دهند اما فراتر می‌روند: الهام علی‌اف رییس جمهور آذربایجان بارها تمام ارمنستان، از جمله ایروان را مدعی شده است. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه در مورد ایجاد «ارتش اسلامی قفقاز» سخن‌ می‌راند. پاکستان حتی ارمنستان را به عنوان یک کشور به رسمیت نمی‌شناسد. بر بنیاد گزارش‌ها، پاکستان همچنان در جریان جنگ نگورنه-قره‌باغ، جنگجویانی را برای مبارزه علیه ارمنستان فرستاد. در حالی که پاکستان از حمایت دیپلماتیک آذربایجان در مورد کشمیر برخوردار است، اما به نظر می‌رسد مشکل، بیشتر این واقعیت باشد که ارمنستان کشوری مسیحی است که با یک کشور مسلمان اختلاف دارد.
    به نظر می‌رسد «محور شر» جدیدی در حال شکل‌گیری است. عمران خانِ نخست‌وزیر، پاکستان را از نظر نظامی و دیپلماتیک به ترکیه نزدیک‌تر کرده است. هر دو کشور به مسیحیان، شیعیان و اقلیت‌های مذهبی سخت می‌گیرند. به نظر می‌رسد هر دو نه تنها در قره‌باغ کوهستانی، بلکه در ارمنستان نیز مایل به تشویق نسل‌کشی علیه ارامنی‌ها هستند. خان و اردوغان همچنین بازگشت آزادی‌های دموکراتیک و مطبوعات را اداره می‌کنند. ترکیه با بقایای داعش در سوریه رابطه عاشقانه برقرار کرده است، در حالی که رهبران پاکستان از طالبان و سایر گروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند.
    فاجعه، رهبری سیاسی است. اکنون پاکستان در مسیر حرکت خود قرار دارد تا، یا به یک دولت سرکش تبدیل شود یا به یک کشور شکست‌خورده. با این حال، آیندۀ آن غیرقابل گریز نیست. اگر قرار است که پاکستان موفق شود، پس باید از گذشتۀ خود الهام بگیرد؛ زمانیکه مقامات پاکستانی به آزادی مذهبی هم در خانه و هم در خارج احترام می‌گذاشت و درک می‌کرد که رهبریت و احترام از پشتیبانی تروریزم یا عذرخواهی از نسل‌کشی به دست نمی‌آید، بلکه از به رسمیت شناختن هر کشوری ناشی می‌شود – حتی با اکثریت مسیحی – حق حیات دارند.

    منبع: نشنل انترست

  • طالبان در میدان جنگ جانی و در  میز مذاکره یاغی هستند!

    طالبان در میدان جنگ جانی و در میز مذاکره یاغی هستند!

    یکی از موضوعات اساسی که هنور در مذاکرات صلح در دوحه چه در دور اول و چه در دور دوم مورد بحث جدی قرار نگرفته، اتش بس و قطع خونریزی ست.

    آتش بس و قطع خونریزی از خواست های اصلی هیات مذاکره کننده حکومت است اما طالبان تمایلی به گفت و گو در این مورد نداشته موضوعات دیگری چون خروج نام رهبران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل و آزادی زندانیان بیشتر خود از زندان های حکومت را مطالبه می کنند.

    این عدم تمایل طالبان به موضوعات اساسی نشان می دهد که این گروه فقط و فقط بر تحقق خواسته های خود تایید داشته به خواست مردم و حکومت افغانستان توجهی ندارد.

    سالم حسنی، مشاور رئیس جمهور غنی، در فیس بوک خود در مورد رویه طالبان می نویسد:«طالبان با سه اجماع انسانی مخالف اند.»

    به نوشته اقای حسنی سه اجماع انسانی مبتنی بر قطع خون‌ریزی در افغانستان شکل گرفته‌است:

    خواست مردم افغانستان:

     مردم افغانستان، فارغ از قوم، زبان، منطقه و جریان سیاسی، از کشتار، انتحار، تخریب و ارعاب به ستوه آمده‌اند. همگی بر قطع هرچه عاجل‌تر سونامی بنیان‌کن جنگ تاکید دارند.

    اجماع علمای جهان اسلام:

    علاوه بر اعلام مکرر علمای افغانستان و اعلام موضع علمای سایر کشورها در اندونیزیا، عربستان و پاکستان در سال‌های گذشته، امسال موجی از مواضع علما مبنی بر حرمت جنگ در افغانستان از گوشه و کنار جهان اسلام برخاست. همگی بر این موضع اتفاق دارند که جنگ در افغانستان ناروا و قتل مسلمانان جرم و جنایت است.

    اجماع جهانی:

    علاوه بر علما و دولت‌مردان کشورهای اسلامی، همه کشورهای جهان بر ضرورت قطع جنگ و توقف خون‌ریزی در افغانستان تاکید دارند. این خواست را ضمن این‌که بسیاری از کشورها به صورت جداگانه مطرح کرده‌اند، بارها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و نیز جلسات شورای امنیت سازمان ملل مورد تاکید قرار گرفته‌است.

    در مقابل، گروه طالبان نه تنها به این سه اجماع وقعی ننهاده که بر گستره و شدت قتل‌ها و تخریب‌ها افزوده‌است. این به خوبی نشان می‌دهد که طالبان، نه یک سازمان دینی یا سیاسی بلکه یک گروهک تروریستی تمام عیار است که به هیچ اصل دینی و انسانی پایبند نیست.

    مشاور رئیس جمهور در ادامه می نویسد:«طالبان در میدان جنگ جانی، در میز صلح باغی و در جامعه انسانی یک گروهک وحشی است.»

  • آیا دنیا به افغانستان از عینک ترامپ می نگرد؟

    آیا دنیا به افغانستان از عینک ترامپ می نگرد؟

    آنچه ترامپ از مذاکره با طالبان و مشروعیت بخشیدن به این گروه، انجام داد، برآمده از درک تجاری و منطق سوداگری او در مواجهه با واقعیتی به نام افغانستان بود. او تمام افغانستان را به تخم مرغی تبدیل کرد تا به دیوار انتخابات امریکا برای کسب و جلب آرای شهروندان امریکایی در سوم نوامبر ۲۰۲۰ بزند.

    کار ترامپ درست بود، اما برای خودش؛ اگرچه خود نیز سهم و سودی از این قمار به دست نیاورد و در انتخابات، به سختی و تلخی شکست خورد، اما آیا دیگر قدرت‌ها و سازمان‌های مهم جهان هم مثل ترامپ فکر می‌کنند و هیچ شأنی برای اثرگذاری افغانستان در معادلات جهانی قایل نیستند؟
    گفتگوی تیلفونی دبیرکل سازمان ملل متحد و نخست‌وزیر استرالیا با رییس جمهور غنی و اطمینان دادن از همراهی خود با دولت افغانستان، مؤید این معنا است که جهان، راهی غیر از راه ترامپ در مورد افغانستان دنبال می‌کند. دال مرکزی این دو گفت‌وگوی تیلفونی آن است که هیچ اقدام سوداندیشانه و سوداگرانه برخی چهره‌های مهم بین‌المللی، توانایی بازآفرینی تصویری کج و معوج از افغانستان در ذهنیت کشورهای دخیل در ماجرای سیاسی ـ امنیتی کشور را ندارد. افغانستان در خط مقدم نبرد با تروریزم قرار دارد و به تعبیری، یک‌تنه با تروریزم بین‌المللی مبارزه می‌کند. بنابراین، حتی اگر حضور و همراهی قدرت‌های برتر جهانی با دولت افغانستان، متضمن تقبل هزینه‌هایی هم باشد، آن هزینه‌ها سنگین‌تر از هزینه ناامنی جهان از رهگذر تبدیل شدن افغانستان به بهشت امن ناامنی‌آفرینان بین‌المللی برای آنان نخواهد بود.
    اگر عقلانیت تجاری ترامپ در حدی بود که صلح انتخاباتی با یک گروه تروریستی را وجه المعامله سیاست‌ورزی آمیخته با خودشیفتگی و خشونت‌افزایی راست‌گرایانه پوپولیستی قرار داد، دیگرانی که کشورهای خود را بر مبنای عقلانیت واقع‌بینانه راهبردی امنیتی در چارچوب دکترین‌های کلان و کاربردی معطوف به منافع ملی خود مدیریت می‌کنند، به خوبی می‌دانند که چشم پوشیدن از افغانستان، به معنای چشم پوشیدن از امنیت ملی خود در دنیایی است که تروریزم بین‌المللی می‌تواند سوغات ناامنی خود را تا دورترین نقطه آن صادر کند.
    به همین دلیل است که وقتی دبیرکل سازمان ملل متحد و نخست‌وزیر استرالیا در تماس تیلفونی خود با رییس جمهور غنی، خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان را وابسته به شرایط داخلی کشور می‌دانند، بر این نکته کلیدی پای می‌فشارند که امضای توافقنامه صلح میان طالبان و تیم ترامپ، تعیین‌کننده خط مشی جهانی در قبال افغانستان نیست و دیگر قدرت‌های جهانی، معیارهای دیگری برای حضور در افغانستان یا خداحافظی با آن دارند.
    فراتر از این، وقتی سفارت امریکا در کابل طالبان را از خشم جهانی برحذر می‌دارد و به این گروه مست و متوهم از امضای توافق صلح با دار و دسته ترامپ نسبت به خشم جهانی هشدار می‌دهد، مبین این حقیقت است که رویکرد ترامپ در قبال طالبان حتی در کشور خودش نیز خواستار و خریدار ندارد و او در انزوای ترحم‌انگیز سیاسی در سطح ملی و بین‌المللی قرار گرفته است.
    توییت مأموریت حمایت قاطع نیز مبنی بر حمایت قاطع از دولت افغانستان در امر آموزش و مشاورت و با هدف جلوگیری از تبدیل شدن دوباره افغانستان به بهشت امن تروریست‌ها و نیز گفت‌وگوی تیلفونی آقای ینس استولتنبرگ، دبیر کل سازمان ناتو، سیگنال مثبت دیگری است که در حیص و بیص مذاکرات صلح و افزایش چندبرابری خشونت‌های طالبانی، پشت دولت جمهوری اسلامی افغانستان را گرم می‌کند و نسبت به چشم‌انداز آینده سیاست و دولت‌داری در افغانستان بر مبنای ارزش‌های دموکراتیک و دستاوردهای بیست سال گذشته، بارقه‌های روشن امید را برمی‌افروزد.
    اکنون این سیاست‌پیشگان بدون پایگاه داخلی و همسو با موج‌های مقطعی بادهای سیاسی خارجی هستند که به جای دیدن خواب رنگین حکومت موقت، باید کلاه شان را محکم بگیرند تا باد نبرد!

    راحل موسوی

  • رقابت های شخصی و جناحی کنار گذاشته شود، امر مبارکی ست!

    رقابت های شخصی و جناحی کنار گذاشته شود، امر مبارکی ست!

    جلسات این روزهای رهبران شیعه و هزاره برای ایجاد یک چتر کلان سیاسی جهت مطالبات مشترک با واکنش های متعدد مثبت و منفی مواجه شده است.

    بسیاری از کارشناسان این اقدام را بخشی از مبارزات سیاسی طرفداران جمهوریت و حکومت موقت می دانند.

    حمزه واعظی، چهره شناخته شده ادبی افغانستان، در واکنش به این جلسات در فییس بوک خود نوشته است:«در چند هفته ی اخیر، رهبران هزاره در خانه همدیگر جمع می شوند و گزارش ها و عکسهایی منتشر می کنند که گویا تصمیم دارند یک “چتر کلان سیاسی” ایجاد کنند. این نشست ها درآستانه ی تحولات جدید و خطیر و شکل گیری قطب بندی های نظامی ـ سیاسی در کشور، اگر با درک درست از تجربیات بازیگری های پریشان گذشته ودرس آموختن از رقابت های تنگ و ویرانگر شخصی و جناحی باشد، امر مبارکیست. نه تنها برای جامعه ی هزاره، بلکه برای کل افغانستان و تقویت نظام سیاسی موجود در برابر لشکر جرار و مغرور طالبان درعرصه ی تقابل سرنوشت ساز سیاسی ـ نظامی در حال وقوع، حرکت مفید و موثر خواهد بود.

    به نوشته واعظی آنچه اما از سنخ شناسی رفتار درون قومی و الگوی تعامل سیاسی این سیاستگران و رهبران درعمل شناخته شده است، توافق برایجاد یک چتر سیاسی کلان را دچار پرسش ها و بی باوری های جدی می سازد و آنچه مبنای این بی باوری، بویژه نسبت به الگوی شخصیت و رفتار رهبران سیاسی می باشد، از درک و تجربه ی چند عامل اساسی ذیل ناشی می شود

    1. سطوحِ بشدت متفاوت و متنازع منافع فردی در میان این رهبران

    2. درک متناقض و تنگ از کیش شخصیت فردی

    3.  فهم پریشان از میزان مشارکت در قدرت سیاسی

    4. رقابت حریصانه در کسب منابع مشروعیت و امتیازات سیاسی از حلقه ی حکومت

    5. گسست فکری ـ ذهنی با نسل جدید سیاستگران.

    با این وجود، باید منتظر ماند که برآیند این نشست ها چه محصولی را درعرصه ی عمل نشان خواهد داد.

    به نظر می رسد آنچه می تواند این نشست هارا با خوشبینی و نتیجه ی روشن بازتاب دهد، درنظر گرفتن چند فاکتور مهم می باشد:

    1. داشتن یک طرح مدون و استراتژیک برای تعریف “چتر سیاسی”: مسأله ی اصلی این است که باید به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که آیا این چتر سیاسی به مفهوم ایجاد یک ائتلاف سیاسی می باشد و یا تشکیل یک حزب فراگیر ؟ و یا درجستجوی یک توافق و زبان مشترک برای بیان خواسته های شان در مواجهه با نظام سیاسی، مذاکره با طالبان و نحوه تعامل باسایر نیروهای سیاسی و رهبران قومی افغانستان می باشند؟

    2.  فراگیر بودن این چتر سیاسی، اساسی ترین ضمانت برای دوام و استحکام توافقات درون قومی و اتخاذ استراتژی کلان سیاسی می باشد. آنچه تا کنون دراین نشست ها دیده می شود غیبت چهره ها و نیروهای شناخته شده و نسبتن موثر سیاسی دراین نشست ها می باشد. از جمله می توان ازاین چهره هاو جریان ها نا برد: محمد اکبری، صادق مدبر، شفق سرپلی و در مجموع جریانی که سابقن زیر چتر کلان سیاسی “پاسداران جهاد” معروف و منسوب بودند و یا دسته های منسوب به جناح های مختلف حرکت اسلامی و همچنین فعالین سیاسی جوان و بویژه نیروهای معروف و منسوب به جنبش روشنایی.

    3.  تعریف روشن از مفهوم و مصداق” جامعه هزاره” بسیار مهم است. مهمترین تعریفی که می تواند راهگشا، واقع بینانه و مبتنی برمنافع کلان سیاسی ـ فرهنگی باشد، تعریف قوم هزاره از منظر فرهنگی می باشد که علیرغم تلاش بخشی از سادات و قرلباش ها وبیات ها برای کسب هویت مستقل، شمولیت و جلب توافق آن ها در این تعریف هویتی می تواند با تکیه بر تجربه ی حیات مشترک جمعی و تاریخی و سرنوشت سیاسی و اجتماعی مرتبط، این چتر سیاسی را فراختر و با قدرت و اقتدار بیشتری متبلور سازد.

    4.  حضور و مشارکت رهبران هزاره های اهل سنت و شیعیان اسماعیلیه دراین همایش ها، بسیار مهم و بنیادین می باشد. این حضور نباید سمبلیک و نمایشی تلقی گردد بلکه درچتر سیاسی جدید بعنوان مهمترین رکن رهبری و موثر ترین پایه ی تصمیم گیری به حساب آیند و در امتیازات سیاسی از سهم واقعی برخوردار باشند.

  • آزادی بقیه زندانیان طالبان، تقویت جبهه طالبان در بهار آینده یا برداشتن موانع صلح؟

    آزادی بقیه زندانیان طالبان، تقویت جبهه طالبان در بهار آینده یا برداشتن موانع صلح؟

    در آستانۀ آغاز دور دوم گفت‌وگوهای صلح میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر، نماینده‌گان طالبان با زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان دیدار کرده‌اند. اطلاعاتی که از این دیدار به رسانه‌ها درز کرده است از پا فشاری طالبان برای رهایی زندانیان باقی ماندۀ این گروه از زندان‌های دولت افغانستان حکایت دارد.

    نماینده‌گان طالبان در این نشست از آقای خلیل‌زاد خواسته‌اند که زندانیان باقی ماندۀ این گروه را از زندان‌های دولت افغانستان رها سازد و همچنان اعضای این گروه از فهرست سیاه ایالات متحده و سازمان ملل متحد بیرون کشیده شوند. ملا برادر آخند، معاون گروه طالبان و شیخ عبدالحکیم حقانی، رییس هیأت مذاکراتی این گروه با نمایندۀ ویژۀ امریکا در این ارتباط گفت‌وگو کرده‌اند.

    نماینده‌گان طالبان تأکید دارند که عدم رهایی حدود هفت هزار زندانی باقی ماندۀ این گروه از زندان‌های دولت افغانستان و بی‌توجهی به بیرون کشیدن نام سران این گروه از فهرست‌های سیاه، روند گفت‌وگوهای صلح را آسیب می‌رساند. با آن‌ که هفت هزار زندانی گروه طالبان شامل موافقت‌نامۀ صلح طالبان – امریکا نیست، اما پا فشاری این گروه بر رهایی این زندانیان به هدف برداشتن موانع از سر راه گفت‌وگوهای صلح نشان می‌دهد که این گروه نقشه‌یی برای تشدید بحران، خشونت‌ها و تحقق رویای سقوط حکومت در سر دارند.

    پس از امضای موافقت‌نامۀ صلح میان طالبان و ایالات متحدۀ امریکا، حکومت افغانستان مجبور شد به تبع این موافقت‌نامه بالاتر از شمار زندانیان مورد نظر طالبان را به هدف برداشتن موانع از سر راه گفت‌وگوهای صلح آزاد کند. در موافقت‌نامۀ صلح امریکا – طالبان، حکومت افغانستان می‌بایست پنج هزار زندانی این گروه را از زندان‌ها آزاد کند، اما حکومت افغانستان برای نشان دادن حُسن‌نیت به روند صلح شش هزار و ۵۰۰ زندانی این گروه را آزاد ساخت.

    با آن‌ که طالبان بر بنیاد این موافقت‌نامه متعهد به کاهش خشونت‌ها و عدم بازگشت زندانیان رها شدۀ این گروه به میدان‌های نبرد هستند، اما گزارش‌های نشر شده از میدان‌های نبرد در سرتاسر کشور نشان می‌دهد که شمار زیادی از زندانیان رها شدۀ طالبان دو باره به میدان‌های نبرد برگشته‌اند. همزمان با رهایی زندانیان طالبان، خشونت‌ها در سرتاسر کشور نیز شدت گرفته است. در بسیاری از ولایت‌ها جغرافیای جنگی طالبان توسعه یافته و جنگ‌جویان این گروه توانسته‌اند دامنۀ سلطۀشان را بر شاهراه‌ها و بزرگ‌راه‌های کشور توسعه دهند.

    طالبان از آغازین روزهای مذاکرات با ایالات متحدۀ امریکا و اینک گفت‌وگو با دولت افغانستان پیوسته در صدد کسب امتیاز بودند و تاکنون امتیاز خوبی به دست آورده‌اند. خروج نیروهای خارجی از افغانستان، رهایی ۶ هزار و ۵۰۰ زندانی طالبان، رهایی انس حقانی، قرار دادن حکومت افغانستان در حالت دفاعی، به انزوا کشاندن حکومت افغانستان از جریان مذاکرات صلح با امریکا و مبنا قرار گرفتن موافقت‌نامۀ این گروه با ایالات متحدۀ امریکا که گروه طالبان را در جایگاه یک حکومت سایه قرار می‌دهد از عمده‎‌ترین دستاوردهای طالبان در روند گفت‌وگوهای صلح به شمار می‌روند.

    حکومت افغانستان اما در جریان این مدت طولانی از روند گفت‌وگوهای صلح چه چیزی به دست آورده است؟ از آغاز این روند تاکنون حکومت افغانستان پیوسته برای آتش‌بس صدا بلند کرده است و باوجودی که در دفاع از این داعیه حمایت مردم و جامعۀ جهانی را نیز با خود دارد، اما گروه طالبان تاکنون به این یگانه خواست حکومت افغانستان و جامعۀ جهانی که همانا آتش‌بس می‌باشد پاسخ مثبت نداده است.

    روند بازی تا این جای کار نشان می‌دهد که گروه طالبان به هیچ چیزی کمتر از تحقق خواست‌های‌شان و تحقق امارت اسلامی تمکین نمی‌کنند و تداوم این وضعیتی که حکومت افغانستان همه‌چیز را برای «هیچ» در برابر طالبان از دست بدهد، جز خالی کردن صحنۀ قدرت سیاسی به طالبان چیزی دیگری به دنبال ندارد.

    اگر حکومت افغانستان همانند گذشته در رهایی هفت هزار زندانی دیگر طالبان به خواست این گروه تمکین کند، طالبان می‌توانند با لشکر نزدیک به دو هزار سربازی که با عالمی از عقده‌ها از زندان رها می‌شوند و به میدان‌های نبرد برمی‌گردند، بهار آینده و آغاز قرن جدید را برای مردم افغانستان به جهنم بدل کنند.

    به بُن‌بست کشاندن روند گفت‌وگوهای صلح و کندی‌های پیهم این روند نشان می‌دهد که گروه طالبان به دنبال برطرف‌سازی همۀ نگرانی‌ها و موانع برای ایجاد امارت اسلامی‌ هستند، نظامی که در آن به هیچ یکی از ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری جای باقی نمی‌گذارند.

    با آن‌ که گروه طالبان همواره ایالات متحدۀ امریکا را به پیمان‌شکنی متهم می‌سازد و این پیمان‌شکنی را یگانه دلیل کندی روند گفت‌وگوهای صلح عنوان می‌کند، اما افزایش خشونت‌ها پس از امضای موافقت‌نامۀ این گروه با امریکا و رهایی زندانیان‌شان، بیان‌گر عدم پایبندی این گروه به توافق‌نامۀ صلح است.

    افزایش تلفات نظامیان و غیرنظامیان در ماه‌های پسین به ویژه افزایش حمله‌های هدف‌مند بر جان خبرنگاران و فعالان مدنی بیان‌گر آن است که روند گفت‌وگوهای طولانی صلح هیچ تأثیری بر کاهش خشونت‌ها در کشور نداشته است. گمان می‌رود که گروه طالبان با استفاده از گفت‌وگوهای صلح در صدد پایان دادن به جنگ خونین نیستند؛ بلکه تلاش دارند همۀ زندانیان‌شان را زیر سایۀ گفت‌وگوهای صلح آزاد بسازند.

    از سوی دیگر، طالبان می‌خواهند با بیرون کردن نام سران این گروه از فهرست سیاه و جلب حمایت شماری از کشورها از روند گفت‌وگوهای صلح و مشروعیت مبارزۀشان علیه حکومت افغانستان برای ایجاد یک دولت اسلامی کسب مشروعیت کنند. پس از نهایی‌سازی چارچوب مذاکرات صلح و وقفۀ ۲۰ روزه، انتظارها بر این بود که هیأت‌های مذاکراتی هر دو طرف دور دوم مذاکرات را آغاز کنند، اما آن ‌گونه‌یی که دیده می‌شود با گذشت نزدیک به دو هفته از آغاز دور دوم مذاکرات هیچ گونه پیشرفتی در این گفت‌وگوها به میان نیامده است.

    تأخیر و کندی‌های پیهم در مذاکرات صلح که همزمان با افزایش خشونت‌ها همراه است، این نگرانی را به میان آورده است که مذاکرات صلح هیچ تأثیری بر کاهش خشونت و زنده‌گی شهروندان افغانستان ندارد و در سایۀ این مذاکرات میزان تلفات نظامیان و غیرنظامیان افزایش یافته است.

    اکنون هیأت مذاکراتی دولت افغانستان مکلف است تا بر تسریع گفت‌وگوهای صلح پافشاری کند و تا زمانی که طالبان به آتش‌بس تمکین نکنند، هیچ یکی از خواست‌های این گروه نباید پذیرفته شود؛ زیرا هر گونه تمکینی به خواست این گروه پیامدهای ویران‌گری را برای مردم و حکومت در پی خواهد داشت.

    سمیع الله سیحون

  • قریه کوچک بهرامچه در هلمند بزرگترین بازار مواد مخدر جهان

    قریه کوچک بهرامچه در هلمند بزرگترین بازار مواد مخدر جهان

    بهرامچه، روستای کوچکی که کمتر کسی نامش را شنیده، سال‌‌‌ها است که بسیار پررونق است. اینجا بزرگترین مرکز تولید، تجارت و صادرات موادمخدر در جهان است. این روستا در ولایت هلمند در جنوب افغانستان، تقریبا در دو کیلومتری مرز پاکستان، واقع شده است.

    گردوغبار پی در پی، غرفه‌های کوچک صرافی و تبادل ارز، چند رستورانت نه چندان تمیز، یک مسجد گِلی و یک شفاخانه کوچک که بیشتر در خدمت جنگجویان طالبان است، تصویر کوچکی از این کعبه آمال قاچاقچیان موادمخدر جهان است.

    کنترل و تامین امنیت شهر کوچک بهرامچه و اطراف آن، سال‌ها است که در اختیار طالبان است. هیچ‌کسی حق ندارد از این دکه‌ها و مغازه‌‌های کوچک عکس یا فیلم بگیرد. استفاده تلفن هوشمند هم بدون اجازه فرماندار طالبان ممنوع است. اینجا حاکمیت طالبانی به معنای واقعی کلمه آن، برقرار است. ساکنان عادی بهرامچه سپر انسانی هستند و دولت افغانستان و نیروهای آمریکایی تاکنون از پس‌گرفتن این منطقه از طالبان عاجز بوده‌اند.

    جالب این‌جا است که بعد از آغاز مذاکرات صلح طالبان و آمریکا، قیمت موادمخدر بالاتر رفته است. یکی از ساکنان بهرامچه به ایندیپندنت گفت: «در سال ۲۰۱۷ یک کیلوگرم تریاک هشت تا ۹ هزار روپیه پاکستانی قیمت داشت. بعد از مذاکرات قیمت بالا رفت و به ۲۰ هزار رسید و قیمت یک کیلوگرم هروئین هم ۲۰۰ هزار روپیه پاکستانی است.»

    حاجی لالکو، از قاچاقیانی است که آزادانه در این منطقه فعالیت دارد. او به ایندپندنت گفت: «قاچاق‌بران نگران این مسئله هستند که اگر طالبان به یک روند سیاسی وارد ‌شود، حتما مثل سابق کشت و تولید تریاک را ممنوع خواهد کرد. همین ترس باعث شده است تا هر چقدر مذاکرات صلح پیشرفت کند و ‌امیدواری به وجود آورد، قاچاق‌بران هم مواد مخدر را از بازار بیرون می‌کشند و احتکار می‌کنند. عرضه کم و تقاضا زیاد می‌شود و در نتیجه نرخ بالا می‌رود.»

    زلمی بروهی،‌ یک قاچاق‌بر دیگر به ایندیپندنت گفت: «در حال حاضر تمام راه‌های قاچاق و خروج موادمخدر از افغانستان، مرزهای پاکستان، ایران، تاجیکستان و ترکمنستان در کنترل طالبان است و طالبان از صادرات منظم موادمخدر روزانه مبالغ هنگفتی به دست می‌آورد.»

    اینک اما زلمی بروهی نگران است. او می‌گوید که اگر طالبان وارد دولت ‌شود، بازار کشت و تولید موادمخدر و کارخانه‌های آن از بین می‌رود. او می‌ترسد که طالبان موادمخدر را رسما ممنوع اعلام کند که در آن صورت قیمت مواد مخدر شاید خیلی بالا رود.

    حاجی لالکو هم می‌گوید طالبان، قاچاق‌بران افغان و خارجی و جنگ‌سالارانی که در حکومت افغانستان حضور دارند، ائتلاف نامقدسی را به‌وجود آورده‌اند که با وجود تمام اختلافات، چون حلقه‌های یک زنجیر با هم همکاری می‌کنند.

  • نگاهی به سفرهای ولایتی حمدالله محب

    نگاهی به سفرهای ولایتی حمدالله محب

    داکتر حمدالله محب مشاور شورای امنیت ملی روز شنبه ۲۷ جدی، در رأس یک هیئت بلندپایه در سفری به ولایت بلخ، ضمن بازدید از قول اردوی ۲۰۹ شاهین، وضعیت امنیتی نه ولایت شمالی کشور را مورد بررسی قرار داد. او همچنین در ادامه سفر دوره‌ای خود به ولایات، روز یکشنبه ۲۸ جدی، از شمال رهسپار ولایت هلمند در جنوب کشور شد تا در دیدار با والیان و مسئولان نظامی ولایت‌های هلمند، قندهار، زابل، ارزگان، دایکندی و نیمروز وضعیت عمومی امنیتی این ولایات را ارزیابی کند.

    بر پایه اعلامیه شورای امنیت ملی، مشاور شورای امنيت ملی در کنار استماع گزارش‌های امنیتی قول اردوهای ۲۱۵ میوند و ۲۰۵ اتل، با نیروهای امنیتی و دفاعی دیدار و مشکلات و پیشنهادات آنها را نیز خواهد شنید.
    سفر دوره‌ای مشاور امنیت ملی به ولایات مهم شمال و جنوب، در شرایطی انجام می‌شود که تب جنگ در سراسر کشور، بیش از هر زمانی فزونی یافته و طالبان نیز در رویکرد تهاجمی گسترده، بی‌باوری خود به مذاکرات صلح را با توسل به اهرم‌های فشار خشونت‌افزایی میدانی و پروپاگندای رسانه‌ای، بارها و بارها به اثبات رسانده است.
    با آغاز دور دوم مذاکرات صلح دوحه که به دلیل تعیین‌کننده بودن آن نسبت به سرنوشت سیاسی آینده کشور، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، طالبان نه تنها انعطافی نسبت به ایجابات گفت‌وگوهای صلح از خود بروز ندادند، بلکه به گفته مسعود اندرابی وزیر امور داخله، خود را برای جنگی تمام‎‌عیار در سال آینده آماده می‌کنند. چنین چیزی نشانگان آن است که دولت بیش از گذشته بایستی به استحکام مواضع خود بیندیشد و برای تقویت روحیه رزمی و دفاعی رزمندگان اردو و پولیس و امنیت ملی، تدابیری راهبردی و کارآمد اتخاذ کند تا میزان بازدارندگی این نیروها در برابر تهاجم احتمالی گسترده طالبان در فصول آتی، افزایش چند برابر پیدا کند.
    از سوی دیگر این سفرها در شرایطی انجام می‌شود که ایالات متحده امریکا به عنوان هم‌پیمان استراتژیک افغانستان، به موجب توافق صلح دوحه، روند کاهش نفرات خود در افغانستان را سرعت بخشیده و جمعیت نظامیان خود در کشور را به ۲۵۰۰ نفر کاهش داده است. اگرچه بود و نبود نیروهای خارجی و مخصوصاً نیروهای امریکایی تأثیری در بهبود شرایط امنیتی ندارد، اما کوچ شتابزده و غیر مسئولانه آنان از افغانستان، پیامدهای مخرب روانی برای نیروهای امنیتی کشور داشته باشد؛ چیزی نیازمند حضور مقامات عالی و از جمله مشاور ارشد امنیتی در میان آنان برای روحیه‌بخشی و تزریق حس امید و اعتماد به نفس به آنان، بسیار مهم و اثرگذار است.
    افزون بر این، آنچه از مشاور امنیت ملی کشور انتظار می‌رود ایجاد و اجرای برنامه‌های بسیار مهم راهبردی برای تقویت نیروهای رزمی و دفاعی کشور و تدوین پالیسی کارآمد امنیتی برای روزهای مبادای افغانستان است. این انتظار از آنجا ناشی می‌شود که آقای محب از جمله مقامات امنیتی ارشد و جوان کشور است و ظرفیت بالایی برای مدیریت امور امنیتی بر مبنای خلاقیت فکری و استعداد ذاتی خود دارد. بر پایه همین باورمندی به توانمندی آقای محب است که سفرهای او به شمال و جنوب کشور، نه تشریفاتی و تبلیغاتی، بلکه کاربردی و معطوف به برنامه‌ریزی عمیق و گسترده امنیتی برای مواجهه با شرایط دشوار فرارو تعبیر می‌شود.
    نکته دیگری که در خصوص سفرهای آقای محب به بلخ در شمال و هلمند در جنوب، بایستی مورد توجه قرار گیرد، تحولات و رویدادهای سیاسی ـ امنیتی در ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی است.
    افغانستان به عنوان کشوری که ریز و درشت رویدادهای سیاسی ـ امنیتی آن به دلیل جئوپولیتیک خاص آن، متأثر از معادلات منطقه‌ای و جهانی است، در شرایطی در معرض مهم‌ترین تحول سیاسی داخلی قرار گرفته است که محیط پیرامون آن نیز در نوسانی ناشی از تحرکات نگران‌کننده نظامی امریکا در عراق و خلیج فارس قرار گرفته و جمهوری اسلامی ایران نیز به تبع این وضعیت، با برگزاری مانورهای پشت سر هم نظامی، آغاز به تولید اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد و توقیف کشتی کوریای جنوبی، سیگنال‌های معناداری از آمادگی خود برای دفاع از منافع و امنیت ملی خود به قدرت‌های سلطه‌طلب و ایران‌هراس منطقه‌ای و جهانی مخابره کرد. بر پایه شکنندگی شرایط امنیتی منطقه و با توجه به حضور پایگاه‌های نظامی امریکا در خاک افغانستان، سفرهای آقای محب به ولایات حساس شمالی و جنوبی، در جهت ارزیابی و ارائه دکترین امنیتی مبتنی بر واقعیت‌های کلان منطقه‌ای نیز قابل تفسیر است.

    از جانب دیگر، امریکای دوقطبی‌شده، خود پس از چهار سال ریاست جمهوری جنجالی دونالد ترامپ، با پیروزی جو بایدن در انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۰، اکنون در آستانه یک پوست‌اندازی تاریخی قرار گرفته و بسیاری از تحولات آتی افغانستان نیز وابسته به سرنوشت سیاسی داخلی این کشور است؛ زیرا ایالات متحده به عنوان بخشی از معادله صلح و جنگ افغانستان، تأثیرگذاری مستقیم بر اوضاع امنیتی کشور دارد و با بر سر کار آمدن آقای بایدن، ابهام‌های آمیخته با امید زیادی در خصوص سرنوشت سیاسی ـ امنیتی کشور ایجاد کرده است.
    بنابراین بخشی از اهداف سفرهای ولایتی آقای محب در چارچوب سنجش خردورزانه رویکردهای سیاسی ـ امنیتی دولت جمهوری اسلامی افغانستان در آستانه مراسم تحلیف ریاست جمهوری آقای بایدن در امریکا و اتخاذ تدابیری عقلانی برای مواجهه منطقی با تحولات داخلی ایالات متحده قابل ارزیابی است.

    خبرگزاری دید

  • چرا رهبری طالبان فرماندهان این گروه را به کنار گذاشتن چند همسری ترغیب کرده است؟

    چرا رهبری طالبان فرماندهان این گروه را به کنار گذاشتن چند همسری ترغیب کرده است؟

    رهبر طالبان در افغانستان با صدور فرمانی اعضای ارشد و فرماندهان این گروه را ترغیب به کنار گذاشتن همسران متعدد کرده است. به گفته رهبران طالبان این کار “ملامتی دشمنان آنها” را نیز به دنبال داشته است.

    دین به مردان مسلمان اجازه می‌دهد که در یک زمان تا چهار همسر داشته باشند و تعدد زوجات در افغانستان، پاکستان و برخی کشورها با جمعیت عمدتا مسلمان قانونی است.

    اما منابع طالبان به بی‌بی‌سی گفتند چند همسری ایجاد تقاضای فزاینده فرماندهان برای پول پرداخت “بهای عروس” (شیربها) است -روشی که در بسیاری از قبایل پشتون در افغانستان و پاکستان اجرا می‌شود و براساس پولی که به خانواده دختر داده می‌شود با ازدواج دختر موافقت ‌می‌کنند.

    این فرمان در حالی صادر شده که طالبان و افغانستان در یک لحظه حساس سیاسی هستند، زیرا این گروه ملیشیا، در حال گفتگو با دولت در مورد آینده این کشور است. منابع گفتند که رهبری طالبان نگران اتهام‌های فساد علیه اعضای خود است که در تلاش جمع کردن بودجه مصارف خانواده‌های بزرگ یا چند خانوار اند.

    بیشتر رهبران ارشد طالبان بیش از یک همسر دارند، اما این فرمان تازه شامل کسانی که قبلا چندین ازدواج کرده اند، نمی‌شود.

    فرمان چه می‌گوید؟

    این فرمان در دو صفحه که به نام ملا هبت الله، رهبر طالبان افغانستان صادر شده، ازدواج دوم، سوم یا چهارم را منع نمی‌کند، اما هشدار می‌دهد که مبالغ هنگفت که خرج مراسم ازدواج می‌شود، ممکن است سبب درازشدن زبان دشمنان طالبان شود.

    در فرمان آمده که “اگر همه رهبری و فرماندهان از تعدد زوجات خودداری کنند، دیگر نیازی به اقدام به فساد و کارهای غیرقانونی ندارند.”

    در این فرمان موارد استثنا نیز پیش بینی شده است، چندهمسری را برای مردانی که فرزندی ندارند یا از ازدواج قبلی فرزند پسر ندارند، با زن بیوه ازدواج می‌کنند یا برخوردار از مکنت و دارایی خانوادگی برای تامین هزینه‌های چند زن خود هستند.

    در این حکم آمده که در چنین شرایطی، مردی که می‌خواهد زن دیگری بگیرد، باید قبل از ترتیبات ازدواج دیگر، از آمر مستقیم خود اجازه بگیرد.

    منابع طالبان به بی‌بی‌سی گفتند که این نامه در رده‌های مختلف جنبش در افغانستان و پاکستان توزیع شده است.

    چندهمسری چقدر رواج دارد؟

    چند همسری از گذشته‌ها در جوامع پشتون افغانستان و پاکستان رواج یافته است، جایی که زنان به طور سنتی در مورد این‌که با چه کسی یا چه زمانی ازدواج می‌کنند، اجازه حرفی ندارند.

    نداشتن فرزند از ازدواجی -به‌ویژه فرزند پسر- اغلب به عنوان دلیل گرفتن زنان بعدی در جوامع روستایی و مردسالار پشتون گفته می‌شود. موضوع دیگر، تنش خانوادگی است که معمولا زن مقصر آن پنداشته می‌شود.

    یک زن بیوه اغلب باید با برادر شوهر متوفی خود ازدواج ‌کند -اقدامی که محافظت از ناموس بیوه و خانواده دانسته می‌شود، حتی اگر برادر قبلا ازدواج کرده باشد. و برای کسانی که ثروت و مکنت بیشتری دارند، چندهمسری می‌تواند به عنوان یک نماد در پایگاه اجتماعی فرد شناخته شود.

    چنین ازدواج‌هایی با عرف “والوار” -یا قیمت عروس- که خانواده عروس در ازای رضایت دادن به شوهر دادن دخترشان دریافت می‌کنند، امکان پذیر است.

    ریتا انوری، فعال افغان در استرالیا می‌گوید فشارهای اقتصادی و تغییر نگرش‌های اجتماعی در دهه‌های اخیر موجب کاهش چند همسری شده است، اما “شهوت مرد” آن را در جهان مدرن نیز زنده نگه داشته است.

    خانم انوری گفت که اسلام به مردان اجازه داده تا “تحت شرایط خاص ” چند همسر بگیرند، “وقتی که همسر قبلی بیمار است یا نمی‌تواند بچه‌دار شود، شرایط متوازن خاصی وجود دارد”.

    او افزود: “متاسفانه مردان امروزی با قدرت در پی هوس خود همه اینها را فراموش کرده اند” و آنها را متهم کرد که با استناد به “بهانه‌های کوچک” همسران جدید می‌گیرند.

    او می‌گوید: “داشتن چند همسر وقتی که نتوانید از نظر مالی، جسمی و روحی به یک اندازه به آنها برسید،، کاملا اشتباه است.”

    بیشتر رهبران ارشد طالبان چندین زن گرفته اند. بنیانگذار این جنبش، ملامحمد عمر و جانشین وی، ملا اختر منصور، هر دو سه زن داشتند. ملا هبت الله، رهبر فعلی طالبان دو زن دارد.

    ارشدترین مقام مذاکره کننده طالبان در دوحه، ملا عبدالغنی برادر سه همسر دارد – گفته می‌شود که هنگامی که او در پاکستان در زندان بود با زن آخری ازدواج کرد.

    تقریبا همه رهبران این جنبش مستقر در دوحه چندین همسر دارند، از جمله کسانی که به تازگی از زندان آمریکایی گوانتانامو آزاد شده اند. بعضی از آنها بعد از آزادی، همسران اضافی گرفته اند، بیشتر در ازای پرداخت مبالغ هنگفت پول به خویشان تازه‌.

    هنگامی که بی‌بی‌سی با منابع طالبان تماس گرفت که بپرسد کدام یکی از رهبران طالبان چند همسر دارند، یک منبع به سادگی پاسخ داد: “کی ندارد؟”

    چرا حالا تلاش برای کنترل چند همسری؟

    سالهاست که مقام‌های دولت افغانستان رهبران طالبان را ملامت کرده اند که اغلب سبک زندگی مجللی را دنبال می‌کنند، در حالی که افراد پیاده طالبان دستشان به دهانشان نمی‌رسد.

    سال گذشته، اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در یک پنل در مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس سوئیس گفت “گزارش‌های خوب این است که افراد پایین‌رتبه طالبان بیزار از جنگ اند، در حالی که (رهبران طالبان) زن چهارم و پنجم گرفته اند و از زندگی لذت می‌برند.”

    گزارش‌های هم حاکی از آن است که فرماندهان طالبان در افغانستان به زور با زنانی ازدواج کرده‌اند- پخش منفی رسانه‌ای غیرضروری برای این گروه در یک زمان حساس سیاسی که مشغول مذاکرات با دولت شده است.

    از طرف دیگر، گفته می‌شود که فشار مالی بهای عروس، رهبران طالبان را نگران کرده است. در گزارش‌ها آمده که فرماندهان و جنگجویان طالبان قیمت‌های مختلف از ۲ تا ۸ میلیون افغانی (۲۶۰۰۰ دلار تا بیش از ۱۰۰،۰۰۰ دلار) پرداخت کرده اند، که از بودجه این گروه پرداخت شده یا از طریق راه‌های مشکوک جمع شده است.

  • صالح: امریکا بیش از حد به طالبان امتیاز داده است

    صالح: امریکا بیش از حد به طالبان امتیاز داده است

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری در گفتگویی با بی‌ بی سی فارسی در پیوند به امتیازی‌دهی دولت ترمپ به گروه طالبان گفته،‌ مذاکرات آمریکا با گروه طالبان اشتباه نیست اما ترمپ، رییس جمهور آمریکا، امتیاز گسترده‌ای برای طالبان داده‌است لذا خروج نیروهای این کشور به سرنوشت افغانستان بستگی ندارد.

    معان رییس جمهور در رابطه به کاهش نیروهای آمریکایی از افغانستان به ۲۵۰۰ تن، گفت دولت افغانستان تصمیم آمریکا را در مورد خروج نیروهایش از افغانستان می‌پذیرد.

    آقای صالح در این گفتگوی اختصاصی گفت دولت آمریکا از ما خواهش کرده بود تا با آزاد ساختن ۵۰۰۰ زندانی گروه طالبان از زندانهای افغانستان، موافقت کنیم. ایشان برای ما اطمئنان داده بودند که با آزاد سازی این زندانیان، میزان خشونت‌ها در افغانستان کاهش می‌یابد اما برعکس میزان خشونت‌های این گروه در ولایت‌های مختلف افغانستان افزایش یافت.

    از سویی‌هم دولت آمریکا در ماه فبروری سال گذشته با گروه طالبان پیمان صلح بست و بر مبنای آن، قرار شد شماری از سربازان آمریکایی در افغانستان کاهش بیابد.

    طالبان بر مبنای توافق با آمریکایی‌ها، خشونت‌های شان را در مقابل سربازان آمریکایی کاهش دادند ولی برعکس این خشونت‌ها در مقابل دولت افغانستان افزایش یافته‌است.

    امرالله صالح گفته که :« من به عنوان دوست و متحد به آمریکا می‌گویم که باور کردن بالای طالبان یک اشتباه مهلک است.»

    ‌وی می‌گوید که دولت افغانستان برای ماندن نیروهای آمریکایی در افغانستان التماس نمی‌کند و تصمیم ایشان را مبنی بر خروج نیروهای شان می‌پذیرد.

    آقای صالح ضمن سپاسگزاری از حضور و خدمات آمریکایی‌ها در افغانستان گفته: «سرنوشت کشور من به آخرین هلی‌کوپتر نظامی ایالات متحده بستگی ندارد.»

    آمریکایی‌ها دو دهه قبل، از سال ۲۰۰۱ میلادی پس از حملهٔ ۱۱ سپتامبر برای از بین بردن و بیرون کردن گروه طالبان وارد افغانستان شدند؛ اما گروه طالبان را به طور کلی نتوانستند از افغانستان بیرون کنند. چنانچه این گروه در ولایات مختلف افغانستان حضور چشمگیری دارند و همه روزه حملات گسترده‌ای را در ولایات و مرکز افغانستان راه‌اندازی می‌کنند.

  • طالبان از شاهراه ها درآمدهای میلیاردی دارند

    طالبان از شاهراه ها درآمدهای میلیاردی دارند

    تمرکز طالبان بر شاهراه‌ها و بزرگ‌راه‌های کشور به عنوان یک منبع عایداتی پایدار در دو سال پسین شدت و قوت بیشتری گرفته است. این گروه با تأکید بر اهمیت اقتصادی شاهراه‌ها تلاش دارند تسلط بر شاهراه‌های بزرگ کشور را گسترش دهند و از این راه‌ها میلیون‌ها دالر پول دریافت کنند. طالبان اکنون تقریباً بر همۀ شاهراه‌های کشور تسلط نسبی دارند و فعالیت‌های خود را با گذشت هر روز گسترش می‌دهند.

    شاهراه کابل- شمال، کابل – غرب، کابل- شرق و کابل- جنوب همه در دست طالبان قرار دارد و یا به صورت نسبی می‌توانند در این شاهراه‌ها حضور داشته باشند. ناتو امسال اعلام کرده است که طالبان سالانه ۱۶۰ میلیون دالر از شاهراه‌های افغانستان مالیه- اخاذی می‌کنند که رقم بسیار بالایی است و هزینۀ بخشی از اقتصاد جنگی این گروه را تأمین می‌کند. رسانه‌ها گزارش می‌دهند که طالبان از هر موتر باربری بین سه تا ده هزار افغانی مالیه می‌گیرند و سپس به راننده‌گان اجازۀ می‌دهند از مسیرهایی زیر تسلط‌شان عبور کنند. شاهراه شمال – کابل بیشتر از هر شاهراه دیگری درآمد بیشتری دارد و همچنان طالبان تسلط بیشتری بالای این شاهراه‌ دارند. حضور طالبان در شاهراه شمال برخلاف شاهراه‌های دیگری همیشه‌گی است و آنان ایست‌های دایمی را برای گرفتن مالیه در این شاهراه افراز کرده‌اند.

    طالبان در همۀ این شاهراه‌ها از موترهای تجارتی و باربری مالیه می‌گیرند و هیچ تجارت‌پیشه‌یی نمی‌تواند از دستور این گروه سرپیچی کند. از سوی دیگر گروگان‌گیری، فشار نطامی بر دولت، ترور مسافران و عابران از مسیر این شاهراه‌ها تسلط طالبان بر شاهراه‌ها را نشان می‌دهد. سال گذشته رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی کشور در یک نوشتۀ فیس‌بوکی بیان کرد که طالبان در نظر دارند تا یک‌سال دیگر تمرکز بیشتری بر شاهراه‌ها داشته باشند و شهرهای بزرگ مانند کابل را به گونۀ نسبی محاصره کنند. این وضعیت اکنون اتفاق افتاده است. کارمندان دولتی حتا تا ولایت پروان که نزدیک‌ترین ولایتی به کابل است نمی‌توانند با خیال راحت سفر کنند. طالبان حضور نسبی بر این شاهراه‌ها دارند و به جز تأمین اقتصاد جنگی، فشار مضاعفی بر دولت وارد می‌کنند. به عنوان نمونه، والیان جوزجان، فاریاب، سرپل و تخار در شمال روزها انتظار می‌کشند تا با چرخ‌بال نظامی سفر کنند. کارمندان دولتی، نماینده‌گان مردم و نخبه‌گان سیاسی همه به این چرخ‌بال‌ها محتاج‌اند و از طریق زمینی اصلاً نمی‌توانند سفر کنند. این نشان می‌دهد که دایرۀ محاصرۀ شهرهای را طالبان تنگ‌‌تر ساخته و پیش‌بینی آقای نبیل به کرسی حقیقت نشسته است.

    شبکۀ مالی طالبان در بیشتری از مناطق افغانستان فعال است. طالبان در سال ۲۰۱۸ میلادی به همۀ تجارت‌پیشه‌گان نامه فرستادند که با عبور از مناطق زیر قلمرو آنان باید مالیه بپردازند. از همین‌رو، درگیر‌های مسلحانه همواره در مسیر شاهراه‌ها و تلاش طالبان برای حضور در مسیرهای رفت‌وآمد و حاصل‌خیز جریان دارد. در واقع ناامنی و کسب عواید از شاهراه‌ها دو روی یک ‌سکه‌ هستند و طالبان از این ناامنی برای سود اقتصادی – سیاسی استفاده می‌کنند.

    دولت باید جلو حضور گستردۀ طالبان در این شاهراه‌ها را بگیرد و زمینه‌های حاکمیت نیروهای امنیتی بر بزرگ‌راه‌های درآمدزا را فراهم بسازد. دولت اگر بتواند مانع حضور طالبان در شاهراه‌ها شود و عملیات‌های بزرگی را در این مسیر راه‌اندازی کند، از یک‌سو اقتصاد مبتنی بر جنگ و ناامنی طالبان را تضعیف می‌کند و از سوی دیگر می‌تواند محاصرۀ ولایت‌ها را بشکند و فشار نظامی طالبان بر کابل و کلان‌های شهرهای دیگر را کم‌رنگ بسازد. اما دولت و بخش امنیتی توجه چندانی به امنیت شهرها ندارد و هیچ برنامۀ مشخصی برای تأمین امنیت شاهراه‌های بزرگ و درآمدزای کشور ندارند. این وضعیت از یک‌سو تجارت‌پیشه‌گان را نسبت به دولت بی‌اعتماد می‌سازد و از سوی دیگر زمینه‌های درآمد هنگفتی را به طالبان مساعد می‌سازد. وضعیتی که اکنون پول زیادی را به خزانۀ طالبان وارد کرده و بخشی از هزینۀ جنگ را تأمین می‌کند.

    ابومسلم خراسانی

  • راهبرد بایدن نسبت به جنوب آسیا با ترامپ فرق دارد

    راهبرد بایدن نسبت به جنوب آسیا با ترامپ فرق دارد

    رییس جمهوری جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا، در حالی روی همکاری‌های دوجانبه‌ی هند و امریکا تأکید دارد که احتمال می‌رود، جنوب آسیا در دوره‌ی بایدن، نسبت به دونالد ترامپ کمتر مورد توجه‌ راهبردی قرار بگیرد. در حال حاضر رقابت امریکا و چین در کنار رقابت هند با چین قرار دارد و پروژه‌ی «یک راه و یک کمربند»، جای پای بجینگ را در تمام منطقه‌ باز کرده است.

    راهبرد خارجی جو بایدن – رییس‌جمهوری منتخب ایالات‌متحده امریکا – در جنوب آسیا، نسبت به دونالد ترامپ تفاوت‌هایی دارد.
    جو بایدن تلاش دارد تا اعتبار از دست رفته‌ی امریکا را به‌عنوان قدرت نخست جهان دوباره اعاده کند و در یک بازی دیپلوماتیک، اعتبار متحدان امریکا را دوباره به دست‌آورد‌ و به حمایت از ارزش‌های بین‌المللی،‌ حقوق بشر و دموکراسی در جهان ادامه دهد.
    جو بایدن تلاش می‌کند تا نواقصی را که در راهبرد خارجی امریکا در زمان حاکمیت دونالد ترامپ پیش‌ آمده است جبران کند و با زدودن این کاستی‌ها، می‌خواهد اعتبار جهانی کشورش را بالا ببرد.
    یک مثال روشن که در راستای سیاست خارجی بایدن وجود دارد، بازنگری سیاست خارجی امریکا است که در بخشی از آن جنوب آسیا قرار دارد.
    راهبرد جنوب آسیا در زمان حاکمیت دونالد ترامپ به‌گونه‌ای بود که بر مبنای آن؛ هند در محور حمایت‌های امریکا برای رقابت در برابر چین در منطقه‌ قرار می‌گرفت. جو بایدن اما با بازنگری در این راهبرد تلاش می‌کند تا در رابطه به جنوب آسیا، رویکرد تازه‌تری را نسبت به زمان دونالد ترامپ روی دست بگیرد.
    هرچند بایدن مانند دونالد ترامپ خواهان بیرون کردن نظامیان این کشور از افغانستان است؛ اما او در زمان معاونت دوره‌ی بارک اباما نیز طرفدار افزایش نیروهای نظامی در افغانستان نبود.
    بایدن مانند دونالد ترامپ به همکاری با پاکستان ادامه می‌دهد تا این کشور را متقاعد کند که در روند صلح شکننده‌ی افغانستان همکاری داشته باشد.
    از طرف دیگر، بایدن به همکاری‌های نزدیک با هند که در زمان دونالد ترامپ ایجاد گردیده ادامه خواهد داد. البته این روند در زمان اداره‌ی بیل کلینتون نیز مورد بحث بوده ولی؛ بایدن از دوست‌های پیشین هند است و ابراز کرده که رابطه‌ی هند و امریکا در قرن ۲۱، می‌تواند بسیار نزدیک و به اساس منافع دو کشور باشد.
    هردو کشور منافع مشترک در مبارزه با تروریزم و مقابله با چین دارند و این مسئله‌ برای بایدن حیاتی است.
    رییس جمهوری جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا، در حالی روی همکاری‌های دوجانبه‌ی هند و امریکا تأکید دارد که احتمال می‌رود، جنوب آسیا در دوره‌ی بایدن، نسبت به دونالد ترامپ کمتر مورد توجه‌ راهبردی قرار بگیرد. در حال حاضر رقابت امریکا و چین در کنار رقابت هند با چین قرار دارد و پروژه‌ی «یک راه و یک کمربند»، جای پای بجینگ را در تمام منطقه‌ باز کرده است.
    بایدن که تلاش دارد تا در سیاست خارجی امریکا بازنگری‌هایی داشته باشد اما؛ این روند شامل جنوب آسیا نخواهد شد. البته این‌که جو بایدن چه راهکاری را در رابطه به جنوب آسیا روی دست دارد و چه تأثیراتی را در منطقه‌ می‌گذارد؛ نتیجه‌ی آن خوب است یا بد، هنوز قابل پیش‌بینی نیست.
    به‌نظر می‌رسد که در نخست، رابطه‌ی بایدن با دنیا، نرم، مهربان و استوار باشد. از ظاهر امر برمی‌آید که واشنگتن با هند همکاری‌های نزدیکی دارد و در رابطه به برنامه‌های هند، هیچ نگرانی‌ای ندارد.
    واشنگتن با پاکستان یک بازی پایان‌ناپذیر را آغاز کرده و تصمیمی برای قطع کمک‌های نظامی به این کشور روی دست نخواهد گرفت.
    دوم؛ بایدن یک تصمیم جدی برای مبارزه با تروریزم روی دست دارد. این یکی از کلیدی‌ترین رویکردهای جهانی اوست که بخشی از آن مرتبط به جنوب آسیا است.
    برنامه‌ی بایدن، ایجاد فشار بالای طالبان است تا در صورت خروج نیروهای امریکایی، دوباره حاکم بی‌قیدوشرط افغانستان نشوند و تا زمانی که طالبان با شبکه‌ی القاعده قطع رابطه نکنند، چنین فشارهایی ادامه خواهد داشت.
    بایدن هم‌چنان پاکستان را زیر فشار‌ قرار می‌دهد تا از حمایت گروه‌های تروریستی در خاک هند دست بردارد. از سوی دیگر، حمایت «شبکه‌ تروریستی از طرف پاکستان» تا زمانی که نیروهای امریکایی در افغانستان حضور دارند، یک نگرانی جدی برای واشنگتن است.
    سوم؛ بایدن در سیاست خارجی خود روی سه رقیب اصلی‌اش: ایران، چین و روسیه تمرکز خواهد کرد؛ اما این روند متفاوت‌تر از برنامه‌های ترامپ در جنوب آسیا خواهد بود.
    این قابل پیش‌بینی است که ایجاد رابطه‌ی نیک میان امریکا و تهران می‌تواند برای دهلی و اسلام‌آباد مفید تمام گردد و رابطه‌ی اقتصادی تهران – امریکا را بهبود بخشد؛ اما رابطه‌ی پاکستان با چین به‌عنوان متحد منطقه‌ای امریکا، برای واشنگتن اعصاب خردکن است. این کار می‌تواند بن‌بستی فرا راه راهبرد امریکا در جنوب آسیا باشد. رابطه‌ نزدیک بایدن با هند برای رقبای دهلی: پاکستان، سریلانکا و بنگلادش، گران تمام می‌شود.
    از طرفی هم تغییر اقلیم جهانی، مسئله دیگری است که در اولویت بایدن قرار دارد. پرداختن به این مسئله در جنوب آسیا فرصت را از برخی برنامه‌های جو بایدن خواهد گرفت.
    به‌صورت فشرده می‌توان گفت: راهبرد جنوب آسیا در زیر نظر جو بایدن یک مسئله مهم و حیاتی است؛ اما هنوز روشن نیست که با آمدن اداره‌ی جدید، سیاست‌های امریکا در مورد جنوب آسیا چقدر متفاوت از گذشته عمل خواهد کرد و نیز راهکار جدید بایدن چه تأثیری روی منطقه به‌ویژه جنوب آسیا می‌گذارد.
    چیزی که روشن و قابل درک است این است که با تمام فرصت‌هایی که اداره‌ی جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا – گروه جو بایدن – پیش روی دارد به همان اندازه‌ چالش‌های جدید نیز در منطقه، به استقبال آن می‌آید.
    یادداشت: میشل کوگلمن، معاون مرکز برنامه‌های جنوب آسیا و مسئول ارشد انستیتوت بین‌المللی ولسن در واشنگتن است.

    منبع: ایست ایشیا

    برگردان: ابوبکر صدیق

  • یک رهبر مقتدر نباید مشاور باشد

    یک رهبر مقتدر نباید مشاور باشد

    انتصاب رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان به سمت مشاور ارشد امنیتی – سیاسی اشرف غنی همزمان با آغاز مذاکرات صلح دوحه، با واکنش فعالان سیاسی مواجه شده و آن را گامی برای مقابله با تشکیل احتمالی دولت موقت می‌دانند.

    انتصاب “محمد محقق” رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان به عنوان مشاور  ارشد امنیتی -سیاسی رئیس جمهور غنی واکنش های فعالان سیاسی را به همراه داشته و برخی آن را، اقدامی برای جلوگیری از تمایل او  در تشکیل دولت موقت می‌دانند.

    این انتصاب در فضای مجازی  افغانستان نیز با واکنش هایی مواجه شده و تعدادی از کاربران با انتقاد از محمد محقق گفته اند  وی به عنوان یکی از رهبران مطرح نباید به عنوان مشاور در قدرت شریک می‌شد.

    احمد سعیدی کارشناس مسائل سیاسی نیز در صفحه فیسبوک خود نوشت در آستانه تحولات سیاسی جدید، رئیس جمهور برخلاف میل همپیمانان به سراغ افراد جدید رفته تا بتواند محور مطمئنی علیه تصمیم‌های غیر منتظره صلح قطر ایجاد کند.

    «سیامک هروی» سخنگوی سابق ریاست جمهوری نیز در واکنش به انتصاب محقق به عنوان مشاور ارشد امنیتی- سیاسی رئیس جمهوری افغانستان نوشت اشرف غنی برای جلوگیری از حمایت محقق از تشکیل دولت موقت، او  را به این سمت منصوب کرده است.

    برخی  فعالان سیاسی نیز گفته اند زمانی محقق بیشترین تاثیر را در رای نمایندگان داشت اما اکنون به سطح یک مشاور تنزل کرده است.

    عبدالطیف پدرام دبیرکل حزب کنگره ملی افغانستان نیز در فیسبوک خود نوشت به خاطر نمی آورم تاکنون رهبر یک حزب مهم سیاسی به عنوان مشاور  امنیتی و سیاسی رئیس جمهوری معارض خود تبدیل شود.

    رئیس جمهور غنی همچنین” محمد جواد عثمانی وزیر صحت عامه  را که به تازگی از مجلس رای اعتماد گرفته بود، به علت فساد اداری برکنار کرد که این امر  باعث نارضایتی شدید “عطامحمد نور” رئیس اجرایی حزب جمعیت شد. نور از حامیان اصلی وزیر صحت است.
    رئیس اجرایی حزب جمعیت پس از برکناری سیاستمدار نزدیک به خود (وزیر صحت) گفت تاکنون در باره طرح دولت موقت فکر نکرده بود اما اکنون از این طرح حمایت می‌کند.

     اختلافات بر سر جابجایی ها و تغییرات در دولت اشرف عنی در حالی است که دور دوم مذاکرات صلح دوحه پس از وقفه ۲۰ روزه بار دیگر در قطر آغاز شده است .

  • اتفاقاتی که در سال 2021 رخ خواهد داد

    اتفاقاتی که در سال 2021 رخ خواهد داد

    رویدادهای بی‌شمار امنیتی و صلح‌محور در ۲۰۲۰ به وقوع پیوست و شیوع ویروس کرونا، تغییرات اقلیمی جهان از موضوعات کلیدی این سال بود.تأثیرات منفی سیاست دونالد ترامپ در جهان، اکنون میراثی است که به جو بایدن خواهد رسید. جو بایدن زمانی پا به کاخ سفید می‌گذارد که تنش میان آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه‌ قره‌باغ و درگیری‌های فاجعه‌بار ایتوپیایی در افریقا جریان خواهد داشت.

    چالش‌های فراروی ۲۰۲۱

    در سال گذشته شیوع ویروس کرونا، اقتصاد جهان را تکان داد و گونه‌ جدید این ویروس در سال ۲۰۲۱ چالش‌های فراوانی را در برابر کشورهای مختلف خلق خواهد کرد.سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کووید – ۱۹ کشورهای توسعه نیافته در شرایط ناگواری قرار گرفتند و کشورهای توسعه یافته نیز شرایط آن‌چنانی نداشتند تا کمک‌های انسان‌دوستانه برای کشورهای فقیر فراهم کنند. شیوع ناگهانی ویروس کرونا، روی اقتصاد بیشتر کشورهای جهان از جمله افغانستان، لیبیا، سوریه و … تأثیر منفی گذاشت.تنش‌های جنگ جهانی دوم منجر شد به این که حدود ۱۵۰ میلیون انسان زیر خط فقر قرار بگیرند؛ اما گفته می‌شود شیوع ویروس کووید – ۱۹ تأثیراتی به ‌مراتب مهلک‌تر از جنگ جهانی دوم داشت.در سودان، لبنان و ونزوئلا نرخ بیکاری رو به افزایش گذاشت و درآمد‌ها در کل افت کرد. در برخی کشورهای دیگر، پرداخت معاش نیروهای امنیتی‌شان تا هنوز به‌سختی تأمین می‌شود. شهروندان بسیار کشورها، چشم به کمک‌های مالی دولت‌ها دوختند اما؛ بیشتر دولت‌ها، از هم‌یاری شهروندان عاجز ماندند و شکاف‌ها و فاصله‌های اجتماعی عمیق‌تر شد.

    آمار خشونت‌ها افزایش یافت و بی‌اعتمادی در بیشتر جوامع روزبه‌روز فزونی گرفت.جوامع در حال درگیری با چالش‌های موجود نیاز به همکاری بیرونی داشتند تا دوباره وضعیت اقتصادی‌شان بهبود یابد؛ اما نهادهای کمک‌رسان امریکایی و اروپایی علاقه‌‌ای برای حمایت طولانی‌مدت از آن‌ها نداشتند.در سوی دیگر، تغییرات اقلیمی زمین نیز زنگ خطر را به صدا درآورد و به‌عنوان یک پدیده‌ در حال گسترش، روی تمام فعالیت‌های بشری سایه افکنده است.روند تغییر اقلیمی در جهان با برخی از بازی‌های سیاسی گره‌خورده که فاجعه به وجود آورده است؛ پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تغییرات آب‌وهوایی زمین، بیشتر کشورها را با چالش زیست‌محیطی، مانند فقدان مصئونیت غذا، نبود آب آشامیدنی، افزایش مهاجرت و کمبود منابع دچار کرده است.در سال‌(۲۰۲۱) هم‌چنان تنش‌ها و چالش‌های زنجیره‌ا‌ی به هم پیوند خورده و تغییرات اقلیم جهانی از شیلی تا نایجریا و امریکای مرکزی سایه پهن کرده است.روند تک‌قطبی سازی قدرت در امریکا به دلیل فقدان مدیریت جسورانه‌ دونالد ترامپ نگرانی‌های جدی را در این کشور افزایش داده و پالیسی امریکا برای نخستین بار در جهان توسعه یافته دچار بحران شده است.در حالی بیشتر کشورهای جهان نگران اوضاع پیش آمده هستند، دونالد ترامپ هفته‌های اخیر خود را در دفتر ریاست جمهوری با بی‌قراری سپری می‌کرد و تلاش داشت تا در آستانه‌ آمدن جو بایدن -رییس جمهوری منتخب امریکا- به کاخ سفید یک میراث‌ چالش آفرین را به دوش او بگذارد.

    دونالد ترامپ تلاش می‌کند تا با استفاده از کینه‌ توزی‌های سیاسی برای رقیب خود دام پهن کند. تحریم‌های اقتصادی بالای ایران از اهداف مهم دونالد ترامپ بود؛ اما به‌نظر می‌رسد که جوبایدن تلاش دارد تا دوباره به توافق برجام (۵+۱) برگردد. دونالد ترامپ برای تجدید دیدگاه دولت امریکا روی صحرای غربی مراکش، به دلیل عادی نشدن رابطه مراکش در برابر اسراییل پافشاری دارد و در آخرین روزهای ریاست جمهوری‌اش، دستور خروج نظامیان امریکایی را از افغانستان، سومالیا و عراق صادر کرد.تصمیم‌های خودخواهانه ترامپ در خصوص سیاست خارجی امریکا بی‌آنکه با بازیگران منطقه‌ای مشورت کند، فقدان مدیریت را در کاخ سفید به نمایش می‌گذارد.دلایل مختلفی برای بهتر شدن روابط اسراییل و کشورهای عربی وجود دارد.

    هم‌چنان، دلایل مختلفی برای پایان نیافتن جنگ‌های بیرونی امریکا نیز دیده می‌شود. از جانب دیگر، رویکردهای سنجیده برای پایان دادن غایله‌های جهانی تا هنوز از سوی کاخ سفید روی دست گرفته نشده است.

    – بایدن و عمل‌گرایی

    نوشته‌های انتقادی در رسانه‌ها از سوی رقیب‌های جو بایدن به زاویه‌های مختلف رویکردهای پیشین او اشاره دارد؛ اما گروه جدید ریاست جمهوری رویکردهای متفاوتی را با رقیبان روی دست خواهند گرفت.دونالد ترامپ با دور زدن متحدان سنتی و کنار گذاشتن دوستان بین‌المللی با اندیشه تک‌قطبی کردن قدرت امریکا در جهان، رنجش خاطر و بی‌اعتمادی دوستان بین‌المللی را به جان خرید؛ اما اداره‌ جو بایدن ممکن است گفت‌وگوها را با ایران از سر بگیرد و در صورت امکان با کوریای شمالی مذاکره کند. هم‌چنان از روند آشتی در یمن و ونزوئلا حمایت خواهد کرد و همکاری‌های کم‌رنگ‌تری در جنگ پارتیزانی-جنگ چریکی- در خاورمیانه خواهد داشت.او تجربه‌های خوبی از گذشته دارد و با آینده‌نگری قوی کار خود را آغاز خواهد کرد، زیرا در قدرت هیچ‌چیزی پایدار نیست و این روند به اساس انتخابات تغییر می‌کند.

    – آخرین لحظات ۲۰۲۰

    ادار‌ه‌ دونالد ترامپ در آخرین ماه‌های عمرش دچار چالش شد، به‌ جای راه ‌حل‌های صلح‌آمیز و دیپلماتیک، برای پایان دادن برخی چالش‌ها دست به راه‌ حل نظامی برد و مداخله‌ امریکا در منطقه‌‌ قره‌باغ – آذربایجان که نزدیک به نیم قرن ملتهب بوده، مصداق این ادعا است.جنگ‌جویان «تایگر» در برابر حکومت فدرال روهنگیا برای حقوق مسلمانان این کشور می‌جنگند.

    تنش‌ها میان شورشیان مسلمان و حکومت فدرال این کشور زمانی اوج گرفت که در ۲۰۱۷ مسلمانان در این کشور به‌شدت از طرف دولت با نسل‌کشی مواجه شدند. مسلمانان روهنگیایی پس از سقوط عرب در ۱۹۶۷ به این کشور مهاجرت کرده‌اند.راهکارهای متفاوت برای حل بحران جنگ در جهان وجود دارد؛ اما نبود یک راه حل سیاسی نظام‌مند، منجر به ادامه‌ تنش‌ها در دنیا شده است.چنان‌که در ۱۹۹۰ نیروهای آذربایجان در برابر نیروهای هیمالیایی جنگیدند و در ۲۰۲۰ با ارمنستان وارد جنگ شدند.تنش‌ها میان اسراییل و فلسطین یا اشغال بیت‌المقدس نمی‌تواند برای اسراییل مصئونیت ایجاد کند.با در نظرداشت گذشته‌ روابط بین‌المللی، شمار زیادی از کشورها مشتاق دیدن نتایج سال پیش رو هستند. ۲۰۲۰ با تمام اتفاق‌هایش به پایان رسید و ۲۰۲۱ هم‌چنان شاهد رویدادهای عجیب خواهد بود.

    منبع فارین پالسی

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • میراث فرهنگی بدخشان در خطر نابودی قرار دارد

    میراث فرهنگی بدخشان در خطر نابودی قرار دارد

    بدخشان یکی از ولایت‌های شمال‌شرقی کشور است که با توجه به پیشینۀ تاریخی و پیوسته‌گی آن به یک حوزۀ فرهنگی – تمدنی شمار زیادی از آبده‌ها و آثار فرهنگی و تاریخی را در خود جا داده است. شمار زیادی از این میراث‌های فرهنگی و آبده‌های تاریخی در جریان جنگ‌های داخلی و در پی بی‌توجهی دولت با خطر نابودی روبه‌رو هستند.

    فرهنگیان بدخشان با انتقاد از بی‌توجهی دولت نسبت به حفظ و نگه‌داری آبده‌های تاریخی و میراث‌های فرهنگی می‌گویند که شمار زیادی از آبده‌های تاریخی این ولایت در مناطق دوردست و ناامن بدخشان و حتا مناطق مرکزی این ولایت با خطر نابودی روبه‌رو هستند. آنان با انتقاد از ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بدخشان، این اداره را در زمینۀ ترمیم و نگه‌داری میراث‌های فرهنگی و تاریخی به بی‌توجهی متهم می‌کنند و می‌گویند که بی‌مسوولیتی مقام‌های دولت نسبت به حفاظت از میراث‌های فرهنگی و تاریخی پیامدهای ناگواری دارد. به گفتۀ آنان، آبده‌های تاریخی از یک‌طرف شناسۀ هویت تاریخی یک جغرافیا با همۀ پیوسته‌گی‌های فرهنگی و تمدنی آن می‌باشد و از سوی دیگر در زمینۀ توسعۀ صنعت گردش‌گری نیز از اهمیت ویژه‌یی برخوردار است.

    عبدالبصیر وثیق، یکی از فرهنگیان بدخشان می‌گوید که حکومت محلی نه تنها در زمینۀ حفاظت از میراث‌های فرهنگی و آبده‌های تاریخی کوچک‌ترین کاری را انجام نداده است؛ بلکه تا هنوز موفق نشده تا شمار دقیق آبده‌های تاریخی این ولایت را شناسایی کند. به گفتۀ آقای وثیق، نابودی شمار زیادی از آبده‌های تاریخی در این ولایت آنان را نسبت به وضعیت آبده‌های تاریخی نگران ساخته و باشنده‌گان بدخشان از حکومت می‌خواهند که برنامه‌های عملی را برای شناسایی، ثبت و ترمیم آبده‌های تاریخی این ولایت روی دست بگیرد.

    این چهرۀ فرهنگی می‌افزاید که در پی بی‌توجهی ریاست اطلاعات و فرهنگ بدخشان و گسترش ناامنی در مناطق دوردست این ولایت، شماری از میراث‌های تاریخی ناشناخته باقی مانده و شمار دیگری نیز با خطر نابودی روبه‌رو هستند. آقای وثیق اضافه می‌کند: «ما وقتی که به ولسوالی‌های مختلف بدخشان می‌رویم با نام‌های عجیبی سر می‌خوریم که هر کدام آن نشان می‌دهد که در گذشته این‌جا یک آبدۀ تاریخی بوده، اما متأسفانه شمار زیاد این آبده‌ها نه تاکنون جایی ثبت شده و نه هم از آن حفاظت می‌شود. اگر وضعیت ناامنی به همین‌ شکل در بدخشان ادامه یابد، بالاخره آبده‌های باقی مانده نیز از بین خواهند رفت.»

    همچنان حیات‌الله رنجبر، یکی از بزرگان بدخشان می‌گوید که هنوزهم نشانه‌هایی از توقف‌گاه‌ها و محل سکونت بازرگانان در امتداد شاهراه ابریشم که از میان چندین ولسوالی بدخشان می‌گذشت، وجود دارد. آقای رنجبر می‌افزاید که این مخروبه‌ها از تاریخ درخشان و رونق بازرگانی در این ولایت حکایت دارد که تا هنوز هیچ گونه توجهی به شناسایی و ثبت این آثار به عنوان آثار تاریخی از سوی حکومت نشده است. این بزرگ محلی خاطرنشان می‌سازد: «شاهراه ابریشم از دل کو پایه‌های بدخشان می‌گذشت و اگر به طرف ولسوالی‌های زیباک، اشکاشم و وردوج بروید، شما با رباط‌ها بر خواهید خورد که این رباط‌ها همان توقفگاه‌های کاروان‌های تجارتی است که از مسیر چین حرکت می‌کردند و با گذر از پامیر، آسیای میانه و آسیای مرکزی را پیموده و به اروپا می‌رسیدند.»

    سید حسین نهیب، یکی از فرهنگیان دیگری در ولایت بدخشان است. او می‌گوید با آن که ریاست اطلاعات و فرهنگ بدخشان طی سال‌های پسین ۳۶ آبده را در این ولایت شناسایی کرده است، اما هنوزهم آبده‌های زیادی در این ولایت ناشناخته باقی مانده و برای شناسایی آن‌ها کار درخور توجهی صورت نگرفته است. به گفتۀ این چهرۀ فرهنگی، ناامنی‌ها و غصب مناطق دارای آبده‌های تاریخی از سوی مردم و زورمندان، روند شناسایی و ثبت آبده‌های تاریخی با مشکل روبه‌رو شده است. آقای نهیب می‌افزاید که آبده‌های تاریخی و میراث‌های فرهنگی افزون بر این‌ که جزو افتخارهای مردم هستند، توجه به نگه‌داری و ترمیم آن‌ها می‌تواند در زمینۀ جلب توجه گردش‌گران و توسعۀ صنعت گردش‌گری به عنوان یکی از مولفه‌های توسعۀ اقتصادی موثر واقع شود.

    در همین حال، نقیب‌الله ثاقب‌یار، رییس اطلاعات و فرهنگ بدخشان می‌گوید که این اداره طی سال‌های پسین گام‌های عملی را برای شناسایی شمار زیادی از آبده‌های تاریخی در این ولایت برداشته است و چند آبده‌یی را نیز مرمت‌کاری کرده است. به گفتۀ رییس ادارۀ اطلاعات و فرهنگ بدخشان، تاکنون این اداره ۳۶ آبدۀ تاریخی را شناسایی کرده که از این میان شش آبدۀ تاریخی را در همکاری با نهادهای کمک‌کننده و حمایت کنندۀ دولت ترمیم کرده‌اند و تلاش‌ها برای شناسایی و ترمیم آبده‌های تاریخی دیگر نیز ادامه دارد.

    آقای ثاقب‌یار می‌افزاید که تلاش‌های ریاست اطلاعات و فرهنگ در بدخشان برای جلب همکاری موسسه‌ها و نهادهای کمک‌کننده جهت ترمیم و نگه‌داری همۀ آبده‌های تاریخی بی‌نتیجه باقی مانده است و آنان می‌کوشند با جلب همکاری نهادهای کمک‌کننده، آبده‌های تاریخی این ولایت را از خطر نابودی نجات دهند.

    مسوولان ریاست اطلاعات و فرهنگ بدخشان خاطرنشان می‌سازند که تا زمان راه‌اندازی برنامه‌های عملی برای ترمیم آبده‌های تاریخی به همۀ ولسوالی‌های بدخشان نامه‌یی فرستاده شده است تا با ایجاد کمیته‌ها در سطح ولسوالی‌ها از خطر نابودی آبده‌های تاریخی جلوگیری کنند.

    سمیع الله سیحون

  • گام های حکومت لرزان و خشونت های طالبان پابرجاست!

    گام های حکومت لرزان و خشونت های طالبان پابرجاست!

    با ورود هیأت‌های دولت و طالبان به قطر پس از یک تنفس چندهفته‌ای، دور جدید و البته جدی مذاکرات صلح امروز دوباره از سر گرفته شد. در طول این این مدت، هیأت افغانستانی به کابل و هیأت گروه طالبان به بهانه مذاکره با سران پاکستان به آن کشور سفر کردند. حالا با بازگشت اعضای هیأت صلح دو جانب به قطر، بازهم نگاه‌ها به این کشور جلب شده و مردم افغانستان با بی صبری منتظر شنیدن اخبار جدید از دوحه هستند. ظاهرا نمایندگان دولت با شعار اولویت آتش بس و نمایندگان طالبان با اصرار بر مطرح شدن چگونگی ایجاد نظام آینده به این دور از مذاکرات آمده اند.

    اینکه در پاکستان چه اتفاقاتی افتاده و چه تغییراتی در نظر طالبان اعمال شده است، موضوعی است که از رسانه‌ها پنهان مانده و خود طالبان هم هیچگاه علاقه‌ای به رسانه‌ای کردن مواضع شان ندارند. بهانه اعضای هیأت طالبان برای سفر به پاکستان مبنی بر دیدار و گفتگو در مورد صلح با مقامات این کشور، طرحی برای لاپوشانی حضور رهبران این گروه در پاکستان بود. در واقع همه می‌دانند که هیأت مذاکره کننده طالبان برای رایزنی در مورد پیشنهادهای دولت افغانستان به دیدار رهبران‌شان که در پاکستان مستقر هستند، به آن کشور رفته بودند. تا اینجای کار طالبان عموما دو پهلو سخن گفته و طرح مشخصی در مورد آینده افغانستان از سوی آنها بنا به حساسیت جهانی و ترس از واکنش مردم افغانستان به ویژه نهادهای موثر حقوق بشری و سازمان‌های حمایت از اقلیت‌ها و حقوق زنان برای آینده افغانستان پیشنهاد نشده است. ایجاد حکومت اسلامی گنگ‌ و نا مفهوم است؛ زیرا قرائت طالبانی از اسلام نسخه متفاوتی از اسلام متداول در کشورهای مسلمان جهان است.

    ناگفته نماند که دولت فعلی افغانستان نیز اسلامی بوده و قانون اساسی آن گواه این مطلب است. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که حضور رهبران این گروه در پاکستان استقلال این گروه را به شدت زیر سوال برده و طالبان با آگاهی از این موضوع، به شدت تقلا می کند که سایه سنگین پاکستان را حداقل در ظاهر، از سر گروه خود کم کنند. سخنگویان امنیت ملی افغانستان از تلاش طالبان برای مستقر کردن رهبران خود به افغانستان سخن می گویند. در حالی که گروه طالبان تلاش می‌کند تا وجهه خود را انظار مردم افغانستان و کشورهای جهان ترمیم کرده و خود را نمایندگان مردم افغانستان بنامند، اما نفوذ آشکار حکومت پاکستان بر این گروه و حساسیت‌های تاریخی مردم افغانستان نسبت به این کشور، این گروه را در نزد افکار عمومی مردم افغانستان، زیر فشار مضاعفی قرار داده است. ادامه خشونت‌ها در افغانستان با وجود انکار طالبان، بازهم این گروه را به عنوان متهمین اصلی طراحی و اجرای حملات علیه اعضای جامعه مدنی و خبرنگاران، با انتقادهای زیادی مواجه کرده و حتی آمریکا هم با صراحت از این موضوع ابراز ناخشنودی کرده است.

    پیروزی بایدن در آمریکا و پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ به عنوان طراح اصلی مذاکرات صلح افغانستان، پرسش‌هایی در مورد ادامه روند صلح و نقش زلمی خلیل‌زاد در این مورد ایجاد کرده بود. ولی حالا زلمی‌خلیل‌زاد دوباره به جریان مذاکره برگشته و این روزها در کابل به سر می‌برد. این نکته مشخص می‌کند که رئیس جمهور جدید آمریکا بر ادامه طرح دولت ترامپ در مورد صلح در افغانستان نگاه مثبت داشته و خواهان ادامه این روند است. فرد نامزد شده برای رتبه مشاورت امنیتی جو بایدن هم اظهار کرده است که مذاکرات صلح افغانستان بر روال سابق خود ادامه خواهد یافت. از این رو حضور خلیل زاد در ادامه مذاکرات با وجود روی‌کار آمدن یک دولت دموکرات در آمریکا، تا اینجای کار مسجل و حتمی است.

    اما در اردوگاه دولت؛ همه چیز بر وفق مراد رئیس جمهور غنی نیست. شکاف در بین سران حکومت وحدت ملی نمایان‌تر از آنی است که بتوان آن را با تعارفات رایج دیپلماتیک پنهان کرد. در دومین نشست مشورتی شورای مصالحه به ریاست داکتر عبدالله، اشرف‌غنی و عبدالکریم خلیلی رئیس سابق شورای مصالحه کشور حضور نداشتند.  اگر چند تلاش شد که علت غیبت‌ این‌دو شخص طبیعی و معذوریت‌های دیگر قلمداد شود، اما اهمیت این موضوع از چشم هیچ‌کسی پوشیده نماند. به نظر‌ می‌رسد که غنی از عملکرد شورای مصالحه ملی شدیدا ناراضی است. خصوصا اینکه این شورا با اصرار آمریکا و کشورهای اروپایی بعد از بن بست مذاکرات صلح در دور قبلی، به یکباره آغاز به فعالیت جدی کرده و وجود این شورا، به نوعی گرفتن ابتکار عمل از دست رئیس جمهور و سپردن آن به رهبران احزاب کشور تعبیر می‌شود. اخباری از مخالفت اشرف غنی با حضور غیرت بهیر از حزب اسلامی حکمتیار و خالد نور، پسر عطا محمد نور، از رهبران جهادی کشور در ترکیب هیأت صلح در دور جدید مذاکرات وجود دارد. ممانعت از همراهی خالد نور با هیأت اعزامی دولت افغانستان، به تیره شدن روابط عطا محمد نور و اشرف غنی در پی برکناری وزیر صحت عامه بی ارتباط نیست.

    زلمی‌ خلیل‌زاد دو روز است که از دوحه به کابل آمده و مذاکرات فشرده‌ای را با سران احزاب افغانستان آغاز کرده است. تا فعلا دیداری بین او و رئیس جمهور غنی انجام نشده است. این طور به نظر می‌رسد که غنی تمایلی برای دیدار با خلیل‌زاد ندارد. علنی شدن این مسایل، گمانه‌زنی هایی را در مورد حمایت آمریکا از طرح  طالبان مبنی بر ایجاد حکومت به وجود آورده است. موضوعی که سرور دانش معاون دوم آقای غنی نسبت به آن اخطار داده و گفته است که با آمدن حکومت موقت در افغانستان نظام ازبین خواهد رفت: «طرح ادارۀ موقت یعنی گسست، فروپاشی و لغو قانون اساسی است».

    از همین حالا به نظر می رسد که این دور از مذاکرات بسیار سخت و نفس‌گیر خواهد بود. در حالی که اشرف غنی بحث حکومت موقت را خط قرمز خود می‌داند، اما به‌نظر نمی‌رسد که همه رهبران احزاب سیاسی در افغانستان در این مورد با اقای غنی هم‌نظر باشند. از این رو اختلاف نظرات در اردوگاه دولت را می‌توان از همین حالا مشاهده کرد. اگر مذاکرات بدون فشارهای کشورهای خارجی ادامه یابد، خیلی بعید است که گفتگوهای دوحه به سر انجام برسد. اما نمی‌توان به نقش پررنگ امریکا و اروپا در تاثیر گزاری بر طرفین بی‌توجه بود. از این رو احتمالا این مذاکرات به نتیجه‌ای خواهد رسید اما تجربه ثابت کرده است که پذیرش پیشنهادهای دو طرف با اکراه و دخالت‌های خارجی صلح واقعی را به بار نمی آورد. این موضوع همانند آتشی در زیر خاکستر خواهد بود که بالاخره یک روزی خودش را نشان خواهد داد.

    خامه پرس

  • قهرمان‌ها، هر روز زاده می‌شوند!

    قهرمان‌ها، هر روز زاده می‌شوند!

    همزمان با آغاز دور دوم مذاکرات صلح در دوحه قطر، طالبان هرگز از کشت و کشتار و خونریزی دست بر نداشته اند.

    به گفته کارشناسان امر افزایش حملات طالبان برای تصرف مناطق بیشتر و شعله ورتر کردن آتش جنگ نشان می دهد که این گروه هیچ نیتی برای صلح ندارد.

    در میان تمام جنایاتی که طالبان علیه  مردم مظلوم این سرزمین و سربازان صدیق وطن مرتکب شده اند یک صحنه بسیار تکان دهند بود.

    طالبان چندی پیش در  ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان قبر قوندان امنیه این ولسوالی را باز کرده سر از تن مرده او جدا کردند.

    شاه محمد قومندان امنیه ولسوالی دهراوود در جنگ با طالبان دو چشم خود را از دست داده بود اما تا اخرین قطره خونش مردانه از وطن و ناموس وطنداران خود دفاع کرد.

    فرهاد دریا خواننده مشهور افغانستانی طی جملاتی در مورد شاه محمد می نویسد:«قهرمان سرزمین من، نه در کتاب‌های پرفروش، بلکه در زندگی روزمره حماسه می‌آفریند.»

    امروز برای شما داستانی تلخ اما بزرگ و بامعنی دارم. مرا ببخشید اگر پایان قصه، سخت تکان دهنده‌ است.

    او شاه محمد، و قوماندان امنیه‌ی ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان بود. بیش‌تر از ۳۰ بار مورد حمله‌ و کمین دشمن قرار گرفته بود. اما از عشق‌اش به میهن کم نشده بود. نترس بود و شجاع! هر روز بیش‌تر از پیش در برابر دشمن بی‌رحم میدان می‌زد و برای همشهری‌هایش امنیت می‌آورد. یک روز در یکی از حملات، دو چشم روشن خود را از دست داد. اما او که زندگی و ارزش‌های آن را با چشمان وجدان و قلب خود می‌دید، مانند قبل به مبارزه‌ ادامه داد.

    سال‌های متمادی با چشمانی نابینا چون دژی استوار در برابر دشمن سخیف ایستادگی کرد. تا آن که در نهم سرطان امسال، در یک کمین ناجوان‌مردانه به شهادت رسید و به روشنی ابدی پیوست.

    داستان شاه‌محمدِ قهرمان، با مرگ هم به پایان نرسید. حتا شنیدن نام او هم پس از مرگ، لرزه بر اندام دشمن می‌انداخت و خواب را از چشمان دشمن می‌دزدید.

    … یک روز اما بزرگ‌ترین جنایت تاریخ بشریت اتفاق افتاد. دشمن کوچک و زبون، جسد بی‌جان‌ قهرمان را از گور بیرون کرده و سر ساکت و آرام او را از تن بی‌جان‌، جدا کرد.

    انسان چه چیزها که می‌تواند باشد! او می‌تواند شاه محمد باشد، و نیز می‌تواند کسی باشد که سر بی‌جان شاه‌ محمد را در گور از تن جدا می‌کند!

    همدیگر را دست کم نگیریم. شاید همین همسایه‌ی مان کمتر از یک قهرمان نباشد، اما ما هرگز او را چنانکه است، نشناخته باشیم.

    فرهاد دریا در ادامه می نویسد چشمان دل خود را به روی همدیگر – به روی انسان‌ها – باز کنیم و از کنار ارزش‌ها، خاموش نگذریم!

  • حکومت باید مذاکره با طالبان را متوقف کند

    حکومت باید مذاکره با طالبان را متوقف کند

    امروز، هیئت گفت‌وگو کننده‌ی افغانستان، برای ادامه‌ی گفت‌وگوها به دوحه برمی‌گردد؛ برگشت این هیئت به این شهر، با ناامیدی‌های بسیاری همراه است. برخی از اعضای هیئت گفت‌وگو کننده، دو روز قبل از سفر به دوحه، خبر از بی‌تعهدی طالبان به صلح داده و گفتند که آنان نمی‌توانند درکی از آن‌چه ما از آن به‌نام دست‌آورد چندساله یاد می‌کنیم داشته باشند.
    این در حالی است که نکته‌ی مهم برای مردم، همین دست‌آورد‌ها است. این روزها از هر جوانی که در مورد طالبان بپرسیم، با ترس از دست دادن ارزش‌ها و آزادی‌های اندک سال‌های گذشته روبه‌رو می‌شویم.
    توقع می‌رفت با نشستن در میز مذاکره، طالبان از پابندی به ارزش‌های بشری نوین و تغییر ذهنیت خود سخن بگویند اما؛ هرچه که گذشت، وحشت و کشتار نیز بیشتر شد؛ وحشتی که بیشتر از دور همان میز و افراد طالبان، نشأت گرفته است.
    دیروز، خانم فوزیه کوفی-عضو هیئت گفت‌وگو کننده‌ی حکومت-گفت؛ عده‌ای سعی می‌کنند، بحث بر سر آتش‌بس را تا آخرین مرحله از گفت‌وگوها، به‌میان نکشیده و فراموش کنند.
    او روشن نکرد که دقیقاً چه کسانی از کدام گروه، در پی چنین تلاش‌هایی بوده است اما؛ چنین معلوم می‌شود که مخالفان آتش‌بس، نه‌تنها در هیئت طالبان و گروه آنان حضور دارند که در بدنه‌ی حکومت نیز افرادی هستند که بر این موضع پافشاری دارند.
    فوزیه کوفی با اشاره به وجود افکار ضد زن در حکومت، گفته که در داخل نظام کسانی‌اند که باور و فکرشان شبیه طالبان است.
    نبود اشخاص متعهد به حقوق زنان، کودکان، خبرنگاران و… در داخل نظام، از شرایط فعلی نیز مشخص است اما؛ نمی‌توان از حرف‌های خانم کوفی در مورد این‌که آتش‌بس نیز مخالفان داخلی خودش را دارد، به‌سادگی گذشت و توجهی نکرد.
    زمانی که مقام‌های امنیتی افغانستان، خبر از شدت جنگ در مناطق مختلف کشور داده و اذعان می‌دارند که حتا شاید درگیر یک جنگ فراگیر میان گروه‌های سیاسی و تروریستی باشیم، پس‌زدن زمان بحث بر سر آتش‌بس، خطرناک‌ترین موقعیت را خواهد ساخت.
    نگرانی‌ها در مورد مسئله‌ی آتش‌بس که ممکن است هرگز آغاز نشود و فراگیری جنگ آن را به‌کلی از برنامه‌ی صلح حذف کند، نهادهای حقوق‌بشری همچون کمیسیون مستقل حقوق‌بشر را نیز درگیر خود کرده است.
    این کمیسیون، در اعلامیه‌ای گفته است که هیئت‌های گفت‌وگو کننده‌ی دولت افغانستان و گروه طالبان در دور دوم گفت‌وگوهای صلح، روی آتش‌بس فوری به توافق برسند.
    در این اعلامیه، از هیئت‌های گفت‌وگو کننده‌ی صلح، خواسته شده که ‌کمیته‌ی مشترکی تعیین کنند تا درباره‌ی مسایلی مانند آتش‌بس، سازوکار‌های نظارت بر آتش‌بس و هم‌چنان تعیین تیم مشترک برای تحقیق در مورد ادامه‌ی رویدادها و پرونده‌های خشونت‌باری مانند حملات هدفمند بحث کنند.
    هرچند، تقاضای کمیسیون حقوق‌بشر افغانستان، قابل درک است اما؛ شرایطی که شاهد آن هستیم، به‌گونه‌ای شکل‌ گرفته است که چنین درخواستی را خوش‌بینانه و نشدنی نشان می‌دهد.
    کشتاری که در شهرها و نقاط دوردست افغانستان در حال انجام است، اراده‌ی محکمی به‌نابودی نظام دارد؛ نظامی که با وجود خبرنگاران، زنان شاغل در دولت و سازمان‌های خصوصی و بین‌المللی، دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها، پابرجا است.
    حمله‌های هدفمند، زمانی آغاز یافته است که تنها مبارزان آزادی در کشور، همین سازمان‌ها و افراد مشغول در آن‌ است؛ نیرویی که بر اساس وجود خود، مخالفت با طالبان و نظام دهشت‌افکنانه آنان را انکار می‌کند.
    گفت‌وگوها با طالبان تا ادامه‌ی فعالیت‌های مدنی و حقوق‌بشری شهروندان کشور، به نتیجه‌ نخواهد رسید. جنگ جاری، نه‌تنها با نیروهای امنیتی، بل؛ با همه‌ی نیروهای سازنده‌ در کشور است.
    آن‌چه اکنون نیاز است، نه اعلامیه‌ صادر کردن علیه این و آن و درخواست‌های ناممکن که برعکس، ایجاد فشار بر حکومت است. حکومت باید با طالبان به توافقی بر سر آتش‌بس برسد در غیر آن، از ادامه‌ی گفت‌وگوها، خودداری کند.
    گفت‌وگوهای صلح، عامل اصلی افزایش قدرت طالبان بوده است؛ رسمیتی که نشستن با چنین گروهی به افراد آنان داده، کشورهای زیادی را واداشته است تا وارد رابطه‌های پنهانی و آشکار، با آنان شوند.

    صبح کابل

  • هیأت مذاکره کننده و مشکل وفاداری به غنی و عبدالله

    هیأت مذاکره کننده و مشکل وفاداری به غنی و عبدالله

    در همه دنیا،‌ تیم‌های مذاکره‌کننده در واقع دیپلماتان برجسته‌ای هستند که به نماینده‌گی از نظام سیاسی متبوع خود برای حفظ منافع شهروند، رأی‌زنی می‌کنند؛ اما تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، در حالی راهی قطر می‌شود که انبوهی از اختلاف‌نظرها در میان نماینده‌گان حوزه «جمهوریت» بر سر نظام سیاسی آینده و حاکمیت پساصلح، آینده ناروشنی را برای این گفت‌وگوها رقم زده است.

    به صورت بسیار واضح، در میان تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، چند دسته‌گی سیاسی دیده می‌شود و مشخص شده است که نه در درون چتر کلانی به نام جمهوریت، اجماع سیاسی وجود دارد و نه هم در میان اعضای تیم مذاکره‌کننده صلح. این دو دسته‌گی‌ها در هفته‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به صورت واضح خودش را نشان داده است. شماری از اعضای تیم مذاکره‌کننده، وفادار به ارگ ریاست جمهوری، مشتاق تطبیق دستورالعمل‌های رییس جمهور، طرف‌دار بقای نظام سیاسی موجود و حاکمیت فعلی و شمار دیگری وفادار به سپیدار، مشتاق اِعمال دستورهای رییس شورای عالی مصالحه و ایجاد حکومت موقت‌اند.

    به صورت واضح‌تر، اعضای نزدیک به رییس جمهور تلاش دارند تا جریان مذاکرات را زیر کنترل داشته باشند و شبیه توافق صلح با حکمتیار، با طالبان نیز توافقی صورت گیرد که در آن طالبان نه تنها وارد نظام، بلکه وارد اداره حکومتی شوند. شمار دیگری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده اما نظر متفاوتی دارند. آن‌ها کسانی‌اند که می‌گویند طرف‌دار حفظ چارچوب کلان جمهوریت‌اند؛ اما با این تفاوت که یک سلسله تعدیلات در قانون اساسی انجام شود و حاکمیت به سمت دوره گذار برود.

    با توجه به تجربه پنج سال حکومت وحدت ملی و توافق‌نامه سیاسی که میان غنی و عبدالله امضا شده است، بروز افزایش چنین اختلاف‌هایی در جریان مذاکره با طالبان دور از انتظار نیست و صاحب‌نظران زیادی از افزایش اختلاف‌نظرهایی از این دست،‌ ابراز نگرانی کرده‌اند.

    در واقع دیدگاه‌های تازه‌‌ شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، پرده از عمق اختلاف‌نظرها میان اعضای این تیم برداشته است. اختلاف‌نظرهایی که پیش از بازگشت هیأت مذاکره‌کننده جمهوریت،‌ کم‌تر تبارز یافته بود. عبدالحفیظ منصور می‌گوید که راهی به جز عبور به سمت حکومت موقت نیست. غلام‌فاروق مجروح، دیگر عضو هیأت گفته است که «بر اساس تصمیم فرد» مذاکره نمی‌کنیم. به احتمال قوی هدف آقای مجروح،‌ این است که رییس جمهور غنی حق اعمال دیدگاه‌های خود بر هیأت مذاکره‌کننده را ندارد. محمد ناطقی، دیگر عضو این هیأت می‌گوید که امارت برگشتنی نیست؛ اما در مورد نظام سیاسی بعدی باید بحث شود. نادر نادری می‌گوید که حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان خط سرخ هیأت مذاکره‌کننده در قطر است. شماری دیگری از اعضای این هیأت علاوه بر حفظ نظام موجود، بر حفظ زعامت سیاسی موجود نیز تأکید دارند و‌ بحث شکل‌گیری حکومت موقت و هر گزینه دیگری به جز نظام سیاسی و حکومت فعلی را خواب و خیال مخالفان خود توصیف می‌کنند؛ ولی عده‌ای به صورت واضح نسخه شفابخش برای عبور از چالش‌های موجود را شکل‌گیری یک حکومت موقت و کنارزدن زعامت سیاسی موجود، عنوان می‌کنند. همه این موارد نشان می‌دهد که از حوزه جمهوریت،‌ تیم یک‌دست به قطر نرفته است.

    اختلاف دیدگاه در میان گروه‌ها و جریان‌های سیاسی یک امر طبیعی است؛ اما اختلاف‌نظر در میان تیم مذاکره‌کننده‌ای که مأموریت حل نیم‌قرن چالش در افغانستان را دارد، پذیرفتنی نیست. با وصف حضور یک‌ماهه هیأت مذاکره‌کننده صلح در کابل، مشخص است که کوچک‌ترین هم‌فکری میان اعضای این تیم صورت نگرفته است.

    اعضای وفادار به سپیدار دیدگاه متفاوتی نسبت به اعضای وفادار به ارگ در مورد چگونه‌گی نظام سیاسی آینده افغانستان و دور دوم گفت‌وگوهای صلح دارند. حوزه جمهوریت باید بداند که تهدید آسیب‌رسیدن به این حوزه جدی است. اعضای هیأت مذاکره‌کننده جمهوریت،‌ باید تعلق خاطر به رهبران سیاسی را کنار بگذارند. مردم افغانستان در مورد این تیم قضاوت خواهند کرد. اعضای این تیم باید درک کنند که هیچ گروهی به پیمانه آنان مورد قضاوت تاریخ قرار نخواهد گرفت. این تیم قرار است، بخشی از تاریخ سیاسی افغانستان را رقم زند. نسل‌های بعدی قرار است در کتاب‌ها و یادداشت‌های تاریخی،‌ روایت چگونه‌گی کار هیأتی را مطالعه کنند که مأموریت داشت افغانستان را پس از نیم‌قرن جدال نامیمون به ثبات و آرامش برساند. از زمانی که طالبان و ایالات متحده امریکا قرارداد صلح امضا کرده‌،‌ هیچ سرباز خارجی در افغانستان کشته نشده‌اند؛ اما در همین مدت ۷۰۰۰ شهروند افغانستان جان‌های خود را از دست دادند. هیأت مذاکره‌کننده حکومت به جای صرف انرژی در موارد غیر ضروری، باید برای تحمیل دیدگاه‌های حوزه جمهوریت بر طالبان تمرکز کنند. آنان باید بدانند که با چه گروهی مواجه هستند. آن‌ها باید درک کنند که گروه طالبان،‌ دیپلماتان آموزش‌یافته‌ای نیستند که به راحتی بتوانند،‌ حقایق عصر و زمان موجود را به آنان بقبولانند. آنان باید به حفظ ارزش‌های ۲۰ سال اخیر فکر کنند، به پاسبانی از نظام سیاسی که دست‌کم دو دهه است برای حفاظت از آن، خون ده‌هاهزار شهروند این کشور ریخته شده است. تردیدی نیست که تیم مذاکره‌کننده حکومت با اختلاف‌نظرهایی این‌چنینی هرگز توان عبور از نیم‌قرن چالش را نخواهد داشت. شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده گفتند که ممکن روزی به کابل برگردیم و خبر از شکست مذاکرات بدهیم؛ اما هرگز امارت طالبانی را نخواهیم پذیرفت. واضح است که بازگشت امارت به افغانستان امکان‌پذیر نیست. قرار نیست که پس از ۲۰ سال قربانی‌شدن‌ها، ‌طالبان دیدگاه‌های سیاسی خود را بر سر شهروندان افغانستان بقبولانند. ‌قرار است که تیم مذاکره‌کننده دولت، ‌ارزش‌های ۲۰ ساله اخیر را به طالبان معرفی و آن‌ها را وادار به پذیرفتن این ارزش‌ها کند. در پهلوی آن، هدف اساسی و بنیادی تیم مذاکره‌کننده،‌ نزدیک‌ساختن دو طرف به یک‌دیگر است.  با این وصف،‌ تیمی که نتواند اختلاف دیدگاه‌های میان‌خودی را کنار بگذارد، چگونه می‌خواهد اختلاف دیدگاه‌های عمیق میان دو طرف متخاصم را حل کند. اعضای تیم مذاکره‌کننده نباید فراموش کنند که آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. آن‌ها تسهیل‌کننده‌اند. آن‌ها گفت‌وگو کننده‌اند و تصمیم نهایی در مورد هر اقدام فراقانونی باید در مشوره با مردم افغانستان صورت ‌گیرد. رییس جمهور غنی و عبدالله عبدالله نیز باید استقلالیت تیم مذاکره‌کننده را به رسمیت بشناسند. اصولاً تیم مذاکره‌کننده حکومت طی یک‌ماه اخیر باید با مراجعه به متن مردم و حضور در ولایت‌های مختلف، در پی جمع‌آوری دیدگاه‌های شهروندان و اعضای جامعه مدنی می‌بود. حضور پی‌هم در ارگ و سپیدار به تنهایی برای برون‌رفت از چالش‌های موجود، کافی نبود. اختلاف دیدگاه‌های عمیق در آن در مورد نظام سیاسی و یا حاکمیت آینده، برای تیم مذاکره‌کننده حکومت بسیار خطرناک است. این اختلاف‌نظرها می‌تواند به این منجر شود که طالبان دست بالاتری در مذاکرات صلح داشته باشند.

    شکی نیست که یکی از عوامل مواجه‌شدن نظام جمهوریت با نابسامانی‌های امروز، اشتباهات رهبران حوزه جمهوریت بود. رهبران حوزه جمهوریت، پنج سال تمام تحت نام ارگ و سپیدار در پی استهلاک توان و انرژی یک‌دیگر بودند. مذاکرات صلح،‌ نباید به نمایش قدرت ارگ و سپیدار بدل شود. اعضای تیم مذاکره‌کننده باید بر اساس اراده مردم افغانستان در این مذاکرات تصمیم بگیرند.

    هشت صبح