پیرزنی کهنسال را میبینم که داغ دختر و نواسههای زیبا و معصومش را یدک میکشد. آه و ناله خانۀ عبدالستار را فرا گرفته است؛ کارمند سادۀ وزارت حملونقل که پریشب از همسرش خواست تا لحافی روی دیانا، هلال و جلال بیاندازد که مبادا سردشان شود.
«مادرجان مواظب خود باش!» آخرین پیام بصیره، مادر دیانا به مادرش بود.
مردان ناشناس روز گذشته وارد خانۀ عبدالستار شدند و همسر و سه فرزند قدونیمقدش را با تیشه کشتند. دستهاوپاهای بصیره را شکستند و میخی بر پیشانی هلال کوبیدند که حتی وقتی کفن جسد هلال را کنار زدم، خون از شیار میخ همچنان جاری بود.
امشب حوزۀ هفتم شهر کابل و تمام آنانی که این خبر به گوششان رسید، به یاد کودکان معصوم و مادر جوان 26 سالۀشان گریستند.
خواهر بصیره نمیتواند صحبت کند. شوکه شده است و بغض گلویش را رها نمیکند. صبر کردم و پس از ساعتی انتظار گفت، آخرین بار چاشت همان روز با خواهرزادههایش صحبت کرده است.
هلال 10 ساله و جلال 8 ساله هر کدام شاگرد صنف سوم و دوم مکتب بودند. هر دو برادر که از استعداد خاصی برخوردار بودند، آرزو داشتند خلبان شوند. دیانای چهار ساله اما با خیال کودکانهاش فقط آرزو داشت به مکتب برود، اول نمره شود و اینطور مادرش را خوشحال کند.
یکی از نزدیکان این خانواده میگوید، در اثر مقاومت مادر خانواده، افراد ناشناس دستهاوپاهای وی را شکستهاند. به گفتۀ او، بصیره تا آمدن شوهرش زنده بود، اما در راه شفاخانه جان داد.
پولیس کابل از آغاز بررسیها در این مورد خبر میدهد. نصرت رحیمی به تماسهای پیهم ما پاسخ نداد، اما در صفحۀ فیسبوکش از آغاز بررسیها استاتوس گذاشت.
رحمت الله معروف به “شیرخان” ۲۷ سال سن دارد و باشنده ولسوالی چهار آسیاب ولایت لوگر است. شیرخان با داشتن ۲ متر و ۳۰ سانتی متر قد، یکی از قد بلند ترین مردان جهان به شمار می رود.
شیرخان که صدایی درشت وسنگین دارد می گوید:« قدش دونیم متر است و هنوز در حال بلندتر شدن است. »
رحمت الله از بیماری شش رنج می برد و اکنون برای درمان به هندوستان رفته است. شیرخان می گوید همواره لباس های محلی می پوشد و هنگامی که در جاده ها قدم می زند بلندی قد اش توجه مردم را جلب می کند.
او گفت زمانی در پنجاب هندوستان بود و شماری از رسانه های هندی با او تماس گرفته و بلندی قد او را بازتاب داده اند. او می گوید مردم همیشه او را تشویق می کنند تا ورزش کند.
رحمت الله که از تنگدستی رنج می برد، محسوس است که از مقام های افغانستان دل خوشی ندارد:« به مه هیچ کسی کمک نکرده است تنها به هند برای درمان روانم کرده اند و بس، همه وعده های دروغینِ کمک داده اند.»
رحمت الله آرزو دارد که صحت یاب شده و ورزش کند؛ اما می گوید که در این راستا به حمایت نیاز دارد. شیرخان که سالها در پاکستان مهاجر بوده است،نتوانسته است از مزایای رفتن به مکتب برخوردار گردد. او می افزاید که مردم همیشه از بابت قد اش او را حمایت و تشویق کرده اند.
گفتنی ست که تا اکنون نام سلطان کاوسن ۳۵ ساله، با بلندی ای ۲ متر و ۴۳ سانتی متر قد، بلند ترین مرد جهان در کتاب رکورد های گینس ثبت شده است.
براساس گزارش ها، سلیم شاهین سه ماه پیش زمانی که میخواست برای اشتراک در یک برنامه سینمایی به هندوستان برود، از میدان هوایی کابل بازداشت شد.
سلیم شاهین توسط دادگاه اول به سه سال حبس محکوم شد، اما حکم وی در دادگاه تجدید نظر به یک سال کاهش یافت.
جمشید رسولی سخنگوی لوی سارنوالی گفت این هنرپیشه افغانستان، چند ماه پیش با موبایل خود فیلمی را از یک دختر گرفته و میخواست از آن در برنامههای خود استفاده کند؛ اما پس از آن دختر از سلیم شاهین شکایت کرده که برای نشر این فیلم از او باج گیری میکند.
سخنگوی لوی سارنوالی گفت از اینکه این مسأله مطابق کد جزای کشور به عنوان «باجگیری سایبری» مطرح شده و جرم است، این دختر به دادستانی کل شکایت کرد و آقای شاهین باالفعل بازداشت شد.
صحرا کریمی، رئیس افغان فلم، در گفتگو با خامه پرس، این عمل سلیم شاهین را محکوم کرد و رسیدگی های به موقع لوی سارنوالی را ستود.
صحرا گفت: “این باید درسی باشد برای سایر مدیران و تولید کنندگان مردان که چگونگی رفتار با همکاران زن در سینما داشته باشند.”
اما شاهین گفتهاست، که این فیلم مربوط به جشن زادروز دوست یکی از هنر پیشه های زن میشود. به گفته او این دختر از او خواسته بود که از جشن سالگرهاش یک بسته تصویری بسازد.
سلیم شاهین ادعا دارد که اتهام باجگیری سایبری یک دسیسه است که از طرف حریفانش ساخته شده است.
سلیم شاهین تاکنون بیش از ۱۱۰ فیلم تولید کرده است که موضوعات اجتماعی افغانستان را منعکس می کند و نام “سلطان سینمای” را در افغانستان به دست آورده است.
وزارت داخلهی کشور اعلام کرد چهار عضو یک خانواده توسط افراد ناشناس در مربوطات حوزهی هفتم امنیتی شهر کابل کشته شدهاند.
نصرت رحیمی، سخنگوی وزارت داخله گفت این رویداد حوالی ساعت ۷:۰۰ شام روز گذشته (یکشنبه، ۲۹ جدی) در ساحهی جنگلک حوزه هفتم رخ داده است.
آقای رحیمی همچنان گفته است که افراد ناشناس وارد خانهی عبدالستار، یک کارمند وزارت ترانسپورت شده و چهار عضو خانوادهی او از جمله یک زن و سه کودک را با سلاح سرد «تیشه» به قتل رساندهاند.
به گفتهی رحیمی، پولیس به محل اعزام شده و تحقیقات دربارهی چگونگی وقوع این رویداد جریان دارد. فرد یا گروهی تا کنون مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.
این در حالی است که اخیرا گراف جرایم جنایی و قتلهای هدفمند در شهر کابل افزایش یافته است.
در آخرین مورد صبح روز گذشته یک نفر دیگر در مربوطات حوزهی هجدهم امنیتی شهر کابل کشته شده بود.
سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان از راه ندادن خبرنگاران زن به نشست خبری یک روحانی و خطیب مسجد در غرب افغانستان انتقاد کرد و گفت که این کار نقض قانون اساسی، قانون رسانهها و هم قانون دسترسی به اطلاعات است.
مولوی مجیب الرحمان انصاری، امام مسجد جامع گازرگاه ولایت هرات روز پنجشنبه (۲۶ جدی/دی) نشست خبری برگزار کرد و از ایجاد نهادی موسوم به “امر به معروف و نهی از منکر” و تبلیغات این اداره دفاع کرد. او همچنین در نشست به زنان اجازه شرکت نداد.
آقای دانش امروز (یکشنبه، ۲۹ جدی/دی) گفت که از نهادهای فرهنگی و علمی و به طور خاص از علما (روحانیان) و استادان و نویسندگان میخواهد که “در مقابل چنین حرکتهای جاهلانه به روشنگری بپردازند. تفرقه ملی و دامن زدن به آتش تعصب مذهبی و نژادی کشور را یکبار دیگر به پرتگاه سقوط میکشاند.”
او گفت که به بانوان خبرنگار صرف به خاطر این که زن هستند اجازه داده نمیشود که در یک جلسه مطبوعاتی شرکت کنند و “بعد کسی که این نشست را برگزار کرده علنا هم میگوید که زنان خبرنگار را اجازه ندادم چون زن هستند و خبرنگاری کار زنان نیست و به همین جهت بر بانوان خبرنگار فشار و تهدید اعمال میگردد.”
روز گذشته نیز اظهارات آقای انصاری یکی ازمباحث پارلمان افغانستان بود و برخی از اعضای مجلس از او انتقاد کردند.
گروهی در شبکههای اجتماعی هم با راهاندازی یک دادخواست، از دادستانی کل افغانستان خواستهاند آقای انصاری را مورد پیگرد قرار دهد.
آقای دانش افزود اینجا به صورت صریح حقوق بشری زنان نادیده گرفته شده و به زن بودن و حتی به انسان بودن آنان توهین صورت گرفته است. او افزود:”جالب هم این است که خبرنگاران مرد که باید خود منادی آزادی بیان و حقوق زن باشند، در چنین حالتی فقط تماشاچی هستند و سکوت می کنند! و سایر نهادهای دولتی و غیر دولتی نیز با مصلحت سنجیهای بیمورد سکوت پیشه میکنند.”
او نهادینه سازی ارزشهای حقوق بشر را در جامعه یک اصل دانست و افزود که “یکی از چالشهای عمده، این ادعا است که حقوق بشر یک کالای وارداتی خارجی و سوغات بیگانه و تهاجم فرهنگی دنیای غرب است که گویا غرب میخواهد از این طریق افکار و فرهنگ خود را بر ما تحمیل کند. بنیادگرایی افراطی نیز از همین نوع تفکر ریشه میگیرد.”
آقای انصاری در پاسخ به سوالی در مورد اینکه چرا به خبرنگاران زن اجازه شرکت در کنفرانسش را نداده، گفت: “من نمیخواهم خواهران ملعبه قرار بگیرند. زنان جایگاه، ارزش و منزلت دارند. اگر اسلام میگوید زنان در خانه خود بنشیینند، این تحقیر نیست. این عزت زن است. وقتی نفقه را مرد میدهد عزت زن است. وقتی میگوید با حجاب بیرون برو عزت زن است… ما گفتیم خواهران نیایند و تشریف نیاورند… همو کارها را که مختصشان است و دین تعیین کرده انجام دهند.”
واکنشها به سخنان اخیر انصاری
سخنان روزهای اخیر آقای انصاری درباره زنان و نصب تابلوهای او در سطح شهر هرات درباره حجاب زنان خبر ساز شد.
در تازه ترین مورد حرکت سفید فعالیت خود را در هرات آغاز که مدعی است کارش مبارزه با افراطیت است.
محمد خالد رامزی، رئیس عمومی حرکت سفید به بیبیسی گفت حرکت سفید یکی از سازمان های قدرتمند و جوان محور افغانستان است که پیرامون مبارزه با افراطیت و ترویج ارزشهای جامعهای باز با در نظر داشت فرهنگ و دین مقدس اسلام در افغانستان فعالیت میکند.
راس ویلسون، دیپلمات متقاعد آمریکا که به عنوان سفیر موقت این کشور در کابل تعیین شده امروز در صفحه توییتر خود تلویحا درمورد اظهارات آقای انصاری گفت: “بعضی صداهای تنهاتلاش دارند با سوء استفاده از دین دستآوردهای ۱۹ ساله (افغانستان) را ازمیان بردارند اما ما در کنار افغانهایی ایستادهایم که ازحقوق زنان، کودکان و اقلیتهادفاع میکنند. همه مساوی هستند، هیچ عقبگردی در کار نیست.”
مقامهای افغان از دریافت پیکر یکی از قربانیان سقوط طیاره اوکراینی در تهران، خبر داده اند.
مقامات در ولایت هرات گفتند جسد یکی از شهروندان افغان، زین العابدین سعادت، را روز جمعه ۱۷ جنوری (۲۷ جدی) در بندر اسلامقلعه این ولایت تحویل گرفته اند.
مونسه حسن زاده، معاون والی هرات هنگام تسلیم گیری جسد این جوان افغان گفت: «مراسم تسلیمدهی یک تن از شهدای عزیز ما در نقطه صفری مرز اسلام قلعه انجام شد. آمار ما نشان میدهد که اینها ۱۳ تن بودند که اجساد هفت الی هشت نفر آنها شناسایی و در شهرهای ایران تدفین شده اند.»
اما اقارب سعادت شاکی اند که دولت دربخش تسلیم گیری جسد با آنان همکاری همه جانبه نکرده و آنان از یک هفته به اینسو برای به دست آوردن جسد این شهروند افغان تلاش کردند.
زین العابدین سعادت، باشنده اصلی ولایت دایکندی بود که چند سال پیش همراه با خانوادهاش به ولسوالی گذره ولایت هرات بیجا شده بود.
اقارب او از دولت افغانستان خواستند تا مانند سایر کشورها، این رویداد را از نزدیک پیگیری کند.
این در حالی است که دیروز نمایندگان کشورهایی که شهروندان شان در سقوط طیارۀ اوکراینی در ایران کشته شدند، طی نشستی در لندن از تهران خواستند “مسوولیت کامل” این رویداد را پذیرفته و به خانوادههای قربانیان “غرامت” بپردازد.
وزارت خارجۀ افغانستان دیروز (پنجشنبه) با نشر خبرنامهای در وبسایت رسمی خود نگاشت که شرکت کنندگان همچنان خواستار انجام بررسی “دقیق، مستقل و شفاف” بین المللی این رویداد شده و از ایران خواسته اند تا عاملان آن را از طریق اقدامات “شفاف قضایی” پاسخگو قرار دهد.
منابع محلی در ولایت فراه میگویند مدیر تنظیف شهرداری این ولایت از سوی افراد مسلح ناشناس ترور شده است.
نجیبالله ادبیار، شهردار فراه با تأیید این خبر گفت جمعه خان، مدیر تنظیف این شهرداری حوالی ساعت ۷:۳۰ دقیقهی صبح امروز (چهارشنبه، ۲۵ جدی) در چهارراهی «ننگ آب» در نزدیک شهر فراه ترور شده است.
آقای ادبیار همچنان گفت دو فرد موترسایکل سوار بر جمعه خان تیراندازی کردهاند.
به گفتهی او، دلیل و انگیزهی وقوع این رویداد تا کنون مشخص نشده است.
مقامهای امنیتی فراه تا کنون در این باره اظهار نظری نکرده است. فرد یا گروهی نیز تا هنوز مسئولیت ترور جمعه خان را به عهده نگرفته است.
ولایت فراه در زون غرب کشور از ولایتهای ناامن کشور به حساب میآید که جنگجویان گروه طالبان در بخشهایی آن حضور و فعالیت گستردهی تروریستی دارند.
واشنگتن پست، که چندی پیش اسناد محرمانهای را در رابطه با جنگ افغانستان منتشر کرده بود شمار کشتههای جنگ در افغانستان را بیش از ۱۵۷ هزار نفر اعلام کرده است.
بر اساس این آمار، از زمان حملۀ ائتلاف به رهبری امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی ۶۴ هزار و ۱۲۴ نیروی امنیتی افغان و ۴۳ هزار و ۷۴ غیرنظامی کشته شدند.
واشنگتن پست شمار اعضای طالبان که در طی این سالها بر اثر درگیری کشته شدند را نیز ۴۲ هزار و ۱۰۰ نفر تخمین زده است.
این گزارش شمار نیروهای امریکایی کشته شده را ۲ هزار و ۳۰۰، نیروهای قراردادی امریکا را ۳ هزار و ۸۱۴ و دیگر نیروهای عضو ناتو را نیز هزار و ۱۴۵ نفر اعلام کرد.
تعداد حامیانی که در ۱۸ سال گذشته در افغانستان کشته شدند نیز ۴۲۴ نفر و شمار خبرنگاران و کارکنان رسانهای گشته شده نیز ۶۷ نفر اعلام شده است. گفتنی است که طرفهای درگیر جنگ در افغانستان شمار تلفات منتشر شده را تایید نکردهاند.
با این ها فعالان مدافع از حقوق غیرنظامیان میگویند که آمار فاش شده از سوی واشنگتن پست حقیقی نیست.
لعل گل، رییس سازمان حقوق بشر افغانستان میگوید که آمار اصلی تلفات غیرنظامیان در کشور به مراتب بیشتر از آمار و ارقام اعلان شده است.
لعل گل بالای طرفهای درگیر جنگ انتقاد کرده، میگوید که آنان بارها وعده کرده اند که به زندگی غیرنظامیان توجه جدی میکنند؛ اما هیچ کدام آنها به وعدۀ خویش عمل نکرده است.
رییس سازمان حقوق بشر افغانستان میگوید که برای کاهش تلفات غیرنظامیان نیاز است تا نهادهای بینالمللی همچو محکمۀ بینالمللی جرایم در این رابطه مداخله کرده و جنایتهای جنگی واقع شده در افغانستان را بررسی کند.
سفارت افغانستان در تهران اعلام کرد تاکنون موفق نشده تمام بستگان قربانیان هواپیمای اوکراینی را پیدا کند.
وزارت خارجه افغانستان اعلام کرد از ۱۳ شهروند افغانستان که در هواپیمایی اوکراینی کشته شدهاند، ۶ شش نفر آنان تابعیت دوگانه افغانستان و سویدن/سوئد را داشتند، سه نف شهروند افغانستان و آلمان بودند و چهار نفر دیگر نیز تنها شهروند افغانستان بودند.
سفارت افغانستان گفته که وزارت خارجه ایران فهرست ده نفر را به آنان داده که شهروند افغانستان هستند.
در اطلاعیه سفارت افغانستان در تهران آمده که برای پیگیری این حادثه کمیتهای تحت ریاست فاطمه تالقانی، دبیراول سفارت افغانستان در تهران ایجاد شده تا در تماس با اقارب این جان باختگان و ادارات ذیربط ایرانی در زمینه شناسایی و تسلیم دهی اجساد قربانیان اقدام عملی و عاجل را روی دست گیرد.
سفارت افغانستان افزوده که این نهاد در قدم نخست با نشر اطلاعیهای در شبکههای اجتماعی و اعلام شمارههای تماس و همچنین در صحبتهای متواتر با وزارت امور خارجه خارجه ایران و طب عدلی( پزشکی قانونی) این کشور سعی در یافتن اقارب جان باختگان حادثه نموده است.
این نهاد افزوده که تاکنون این کمیته فقط موفق به دیدار با بستگان مهدی محمدی، مهدی رضائی، حسین رضایی، رحیمه کاتبی، زین العابدین سعادت، شهرام تاجیک، سکینه احمدی، محسن احمدی و مطهره احمدی شده است.
سفارت افغانستان افزوده که تنها از اقارب مهدی تاجیک تااکنون اطلاعی در دسترس نیست و یک گروه ارتباطی واتسآپ جهت ارتباط موثر و تبادل اطلاعات با اعضای این خانواده ساخته شده است.
در اطلاعیه سفارت افغانستان آمده که برای تشخیص اجساد از وابستگان درجه یک قربانیان، توسط پزشکی قانونی نمونه گیری شده و این سفارت منتظر تسلیم دهی اجساد قربانیان هستند.
این نهاد گفته که اقدامات پیرامون سایر امور حقوقی و فنی این سانحه در سطح بینالمللی با عضویت وزارت امور خارجه افغانستان پیگیری میشود.
سفارت افغانستان تاکید کرده که اسامی قربانیان که تاکنون وزارت خارجه ایران اعلام کرده که شهروند افغان هستند، عبارتند از حسین رضائی، مهدی رضایی، سکینه احمدی، محسن احمدی، مطهره احمدی، شهرام تاجیک، مهدی تاجیک، مهدی احمدی، رحیمه کاتبی و زین العابدین سعادت.
مسئولان محلی در ولایت قندهار تأیید میکنند هشت نفر در نتیجهی فروریختن سقف خانههایشان بر اثر بارندگیهای شدید در این ولایت جان باختهاند.
بهیر احمدی، سخنگوی والی قندهار گفت در این رویدادها که در جریان امروز (یکشنبه، ۲۲ جدی) در ولسوالی سپینبولدک و شهر قندهار رخ داده است، دستکم ۱۳ نفر دیگر زخمی شدهاند.
آقای احمدی افزود که این افراد در نتیجهی وقوع سه رویداد جداگانه کشته و یا زخمی شدهاند.
او توضیح داد: «رویداد اولی در روستای «حاجی وردک» در ولسوالی اسپین بولدک رخ داده است که قربانیان آن همه باهم رابطهی فامیلی دارند. کشتهشدگان شامل سه زن و سه کودک میشوند. همچنان ده نفر دیگر زخمی شدهاند که در میانشان کودک و زنان هم میباشند.»
سخنگوی والی قندهار افزود که رویداد دیگر در ناحیهی دوم شهرداری قندهار رخ داده که در نتیجهی آن نیز یک زن کشته شده است.
به گفتهی او، در رویداد سومی در قندهار، یک مرد جان باخته و سه نفر دیگر زخمی شدهاند.
او همچنان افزود که در ولسوالیهای ژاری و پنجوایی نیز سیل جاری شده است، اما تلفاتی از آن تا کنون گزارش نشده است.
آقای احمدی گفت که بارندگی در این ولایت از عصر دیروز (شنبه، ۲۱ جدی) آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. به گفتهی او، این بارندگیها علاوه بر تلفات جانی، خسارات مالی نیز در پی داشته است.
این در حالی است که در سه رویداد دیگر ناشی از جاریشدن سیلابها و برفباری شدید در ولایتهای هلمند و هرات، نُه نفر کشته و نُه نفر دیگر زخمی شدهاند.
در میان این افراد تعدادی برای دیدن خانواده و بعضی برای نامزدی به ایران آمده بودند.
مهدی محمدی ۲۱ ساله بود و در ولایت دایکندی در مرکز افغانستان به دنیا آمده بود.
براساس گزارشها او در کودکی به ایران مهاجر و با خانواده ساکن این کشور شد.
در سال ۲۰۱۳ به سویدن رفت و آنجا پناهنده شد. در رشته پزشکی درس میخواند و دو سال به پایان تحصیلش باقی مانده بود.
او یک ماه قبل برای دیدارخانوادهاش از مسیر اوکراین به تهران رفته بود.
محمدی یکی از ۱۷۶ سرنشین هواپیمایی بوئینگ ۷۳۷ خطوط هواپیمایی اوکراین بود که روز چهارشنبه گذشته در تهران هدف موشک قرار گرفت.
خانواده احمدی
مریم جعفری در صفحه انستاگرام خود عکسی از دختر عموی خود، سکینه احمدی را که با دخترش مطهره احمدی و پسرش محسن احمدی در هدف قرار گرفتن هواپیمای بویینگ ۷۳۷ کشته شدند، را پست کرد.
آنها از آلمان برای دیدن خانواده و اقوام خود به ایران آمده بودند و با هواپیمای اوکراینی دوباره رهسپار آلمان بودند.
سکینه احمدی (مادر)، مطهره احمدی (دختر) و محسن احمدی (پسر) از جانباختگان افغانستانی هواپیمای اوکراینی هستند که بر فراز تهران هدف موشک قرار گرفتمطهره احمدی
رحیمه کاتبی و حسین رضایی
به گفته بستگان و دوستان رحیمه کاتبی و حسین رضایی این دو ساکن سویدن بودند و برای برگزاری جشن نامزدی به ایران رفته بودند، بعد از پایان مراسم در راه بازگشت هواپیمای آنان هدف قرار گرفت.
رحیمه کاتبی و حسین رضایی
به گفته دوستانشان رحیمه کاتبی از ولایت میدان وردک و حسین رضایی از هلمند در جنوب افغانستان بود.
عموی خانم کاتبی به بیبیسی گفت فقط یک شب دختر برادرش را دید. او حدود بیست روز پیش برای برگزاری جشن نامزدی خود به ایران رفته بود.
او گفت نمیدانست آنان از مسیر اوکراین عازم سوئد هستند. میگوید ساعت ۴ عصر به من زنگ زدند که دختر برادرت از بام افتاده، وقتی رفتم فهمیدم که او یکی از سرنشینان هواپیمای سرنگون شده بوده است.
مهدی تاجیک ۲۱ ساله نیز از کشور سوئد برای دیدار خانوادهاش به تهران آمده بود.
مهران به بیبیسی گفت:«سلام این دوستم که تعطیلات کریسمس از استکهلم سوئد به ایران رفته بود، موقع برگشت از ایران به سمت سوئد، هواپیمایش سقوط کرد. اسم او مهدی تاجیک است، اهل افغانستان که خانوادهاش در ایران زندگی میکنند. او خودش استکهلم زندگی میکرد ولی خانوادهاش در ورامین در ایران بودند. به خدا پسر به این جوانی انقدر خوب و با ادب بود همه براش گریه کردن رفقا همه دوستش داشتن.»
عابدین
عابدین ۱۹ ساله یک شهروند دیگر افغانستان بود که در سویدن زندگی میکرد و برای دیدار بستگانش به ایران آمده بود. یکی از بستگان او در فیسبوک نوشته: “خبر تکاندهندهای بود. عابدین عزیزم فقط ۱۹ سال داشت و آرزوهای بزرگ. به سختی به سوید رسیده بود و بعد از دریافت اقامت تلاش زیادی میکرد تا آیندهای درخشان داشته باشد. خداحافظی کردیم آخرین بار ولی امید دیدار دوباره داشتیم. متاسفانه در سانحه هوایی امروز جانش را از دست داد و ما را با خاطراتش تنها گذاشت.”
عابدین ۱۹ ساله برای دیدار بستگانش از سویدن به ایران آمده بود
تاکنون اطلاعاتی بیشتر در باره مهدی رضایی و شهرام تاجیک وجود ندارد.
هیات دولتی که برای بررسی چگونگی قتل آمر ستار و چهار همراهش تعیین شده بود، امروز پنجشنبه ۱۹ جدی/دی کارش را آغاز کرد.
آمر ستار که از فرماندهان پیشین جهادی در حزب جمعیت اسلامی افغانستان بود، چهار روز پیش در حمله امنیت ملی افغانستان همراه با پسر و خواهرزادهاش و میزبانش همراه با پسرش کشته شدند.
او به داشتن افراد مسلح غیرقانونی متهم بود.
در هیاتی که محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری، برای بررسی این رویداد تعیین کرده چهار نماینده پارلمان، سه نفر از نزدیکان آمر ستار و دو مقام پیشین امنیتی به چشم می خورند.
اقبال صافی، نماینده ولایت کاپیسا که یکی از اعضای این هیات است، به بیبیسی گفت در سه روز گذشته مصروف تدفین جنازهها بودند و امروز عملا تحقیقاتشان را آغاز میکنند.
او میگوید اکنون در مورد رویداد هیچ چیزی گفته نمیتوانند اما ریاست امنیت ملی افغانستان مدعی است که اسنادی علیه آقای ستار داشتهاند که باید از سوی هیات بررسی شود.
ریاست امنیت ملی افغانستان به صورت رسمی تا هنوز درباره این عملیات اظهار نظر نکرده است.
این عملیات اما به شکل هجوم به یک خانه و تیرباران چندین نفر از سوی این نهاد در شهر کابل بیسابقه است.
چگونگی رویداد؛ نزدیکان آمر ستار: «او را در یک دادگاه صحرایی تیرباران کردند»
آمر ستار روز یکشنبه، شب هنگام در منطقه خیرخانه در حوزه یازدهم امنیتی شهر کابل، زمانی که در منزل یکی از نزدیکانش مهمان بود، در عملیات نیروهای امنیت ملی کشته شد.
در این عملیات پسر و خواهرزاده آمر ستار و حاجی حفیظ الله غوربندی میزبان او همراه با پسرش نیز کشته شدند.
شفیع الله غوربندی، پسر دیگر میزبان که هنگام این عملیات در اتاق دیگر بود، این عملیات را یک دادگاه صحرایی خوانده است.
او میگوید: «دو دقیقه از نماز خواندن گذشته بود که دروازه با صدای بلند باز شد. داخل شدند و شلیک را شروع کردند. یک لحظه هم فرصت ندادند که کسی خود را تکان بدهد. همین که داخل شدند چند نفر را شهید کردند. آمر ستار گفت نزن او ناجوان… سه مرمی/گلوله زدند آمر ستار را. پدر من سر و صدا داشت و گفته میرفت مرا شفاخانه ببرید…”
او تاکید دارد اگر آمر ستار مرتکب جرمی شده بود، باید بازداشت و پس از محاکمه مجازات میشد.
عبارت «کابل جان» را هر افغانی که بشنود از شدت غرور و خوشحالی دست از پا نمی شناسد و بی درنگ چشم هایش را بسته و روزهای خوش پایتخت کشوری به نام افغانستان را به یاد می آورد: روزگاری که سرک ها قیر بود و هوای پاک از سوی دریای کابل می وزید و مشام هر عابری را نوازش می داد.
روزهایی که مردم باسواد و فهیم کابل جان برای خرید روزنامه های چاپ آن روز در صفوف طولانی می ایستادند، برای تماشای فیلم به سینما می رفتند، دختران دانشجو دسته دسته و در حالیکه لبخند بر لب داشتند به سوی پوهنتون کابل که با آن درختان سربه فلک کشیده اش بدون شک گوشه ای از بهشت به شمار می رفت، در حرکت بودند، بایسیکل سواران از کنار سرک به سوی مقاصد خود رکاب می زدند و زیر لب شعر می خواندند، نوجوانان و جوانان مکتبی در حالیکه بگ هایشان را بر دوش انداخته بودند و لباس هایی تمیز و پاک بر تن داشتند مصروف کسب علم و دانش بودند!
اما در یک چشم به هم زدن همه چیز تغییر کرد….!
اکنون ورق برگشته است: پل باغ عمومی خسته است و شانه زیر این همه غم و درد خم کرده است: از صف مردم برای خرید روزنامه که خبری نیست هیچ که عده ای کتابفروش در کنار سرک چشم به مردم دوخته اند که یکی پای پیش بگذارد و کتاب های آنان را بخرد: کتاب هایی که رنگ و رو رفته است و به قول خود کتابفروش ها از پاکستان درست مانند ماشین کچالو و بادمجان رومی به صورت انبوه با کامیون وارد می شود. کابل اکنون پایتختی شده است که هیچ مرز فرهنگی ندارد! هرچه دلتان می خواهد وارد کنید و به اذهان این مردم تزریق نمایید!
داستان سردمداران کنونی که بماند! کاروان رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، وزرای خودی و حتی روسای برخی ارگان های دولتی همه و همه هیچ توجهی به مردم و وضعیت اسفبار آنها ندارند. کافی ست چند روزی در کابل زندگی کنی و حرف مرا با ته قلبت درک کنی! وقتی این کاروان ها عبور می کنند، زندگی تعطیل می شود! عشق سیاسیون و اربابان قدرت در افغانستان حکومت است نه خدمت!
اکنون که زمستان است، همانند بسیاری از زمستان های سال های قبل در یک و نیم دهه، دودکش های ساختمان ها و منازل تنها دود زغال در هوا رها می کنند: صبح و عصر کابل در میان دود فرو می رود و به سختی می شود همدیگر را پیدا کرد چه برسد به اینکه سراغ اکسیژن را بگیری! این هوا دیری نخواهد گذشت که مردم را یکی پس از دیگری از پای درآورد و نیازی به لشکر طالب برای انفجار و انتحار برای از بین بردن مردم نباشد!
در طرف دیگر شهر اما داستان تلخ تری جریان دارد: صدها انسان نیمه جان و خمار به شکل مارهای سمی در زیر یک پل که در نقطه کلیدی شهر واقع شده و پل سوخته نامیده می شود، دورهم جمع شده اند، در یک هماهنگی کامل اجتماعی برای خود تشکیل داده اند و هر وقت دلشان خواست دود می کنند و دود می کنند! البته منظورم سوزاندن زغال سنگ و لاستیک و چوب در بخاری نیست، جنس دود اینها از نوع مواد مخدر است. این معتادان در زوز آرام هستند اما به محض اینکه هوا روبه سیاهی رفت به دزدانی خطرناک تبدیل می شوند و کسی جرأت عبور از پل سوخته به سمت دشت برچی را ندارد. مردان شاید بتوانند عبور کنند اما زنان و دختران و اطفال به هیچ وجه حتی در خواب هم نمی توانند تصور کنند که با تاریک شدن هوا بتوانند از پل سوخته به سوی برچی عبور کنند!
در کنار معتادینی که شب ها به دزد تبدیل می شوند گروه خطرناک دیگری به نام دزدان مسلح به سلاح گرم نیز در کابل با تاریک شدن هوا و در برخی موارد حتی در روشنی روز نیز وجود دارد. کافی ست در تاریکی هوا در انتهای یک سرک بن ببست یا یک سرک نیمه روشن شما را ببینند، دیگر حق انتخاب نداری، یا باید هرچه داری و نداری را تحویل بدهی و راهت را کشیده بروی یا اینکه جان شیرین را فدای مال و اموال خود کنی! همان داستانی که برای علی سینای 22 ساله در هفته قبل اتفاق افتاد: علی سینا کامپیوتر و موبایل خود را لازم داشت، تحویل دزدان نداد و کشته شد.
یا داستانی که برای محمد رفیع، استاد دانشگاه، شب گذشته اتفاق افتاد. این استاد دانشگاه به طور معجزه آسایی نجات پیدا کرد و در حالیکه گلوله دزدان و سارقین مسلح به نزدیک قلبش اصابت کرده بود جان سالم به در برد. در یک ماه گذشته این دومین مورد است که در آن شهروندان کابل مورد حمله دزدان مسلح قرار می گیرند.
صاف و پوست کنده بگویم! این چه قسم شهر و چه قسم حکومت است: از یک طرف آلودگی هوا می کشد و دولتمردان در موترهای کولر دار و قصرهای شیک خم به ابرو نمی آورند، از سوی دیگر معتادان و دزدان مسلح برای پیسه و مال و اموال مردم کمین کرده اند، از سوی دیگر طالب می کشد، آن طرف تر داعش می کشد!
به نظر شما آیا این شیوه حکومت کردن است؟ آیا بهتر نیست بگوییم افغانستان امروز را برخی از برخی دیگر کنترات گرفته اند. در این سرزمین مردم چوب های آتش اند. مردم بیچاره اند! مردم تنها شب و روز باید فریاد بزنند که این «چه قسم زندگی ست که برای آنها جور کرده اید! این چه قسم حکومت و دولت داری ست!»
پلیس کابل می گوید در یک ماه گذشته 100 قضیه جرمی و جنایی به ثبت رسیده و 200 مظنون در این ارتباط دستگیر شده است. از 120 قضیه جرمی گزارش شده 83 مورد بررسی شده و 39 مورد دیگر تحت بررسی ست.
به نقل از منابع امنیتی روزانه 30 تا 50 نفر در کابل در ارتباط با دزدی و دیگر جرایم دستگیر می شوند.
با درنظرداشت این آما و ناتوانی دولت در تامین جان مردم بدون شک اضافه نخواهد بود اگر بگوییم کابل به یک دزدخانه کلان تبدیل شده و هرکس به توان زور خود می دزدد و می برد و می خورد!
امان الله کامرانی، معاون شورای ولایتی غزنی، گفت دو تن از جان باختگان نیروی پلیس بودند.
وی افزود این دو نیروی پلیس در دره قایاق منطقه جغتو و دو فرد دیگر که غیرنظامی بودند در مناطق ناهور و قره باغ از شدت سرما جان دادند.
براساس منابع دمای هوا در عزنی در هفته جاری به زیر منفی بیست درجه رسیده است.
این در حالی ست که غزنی از ولایات ناامن افغانستان به حساب می آید که در کنار جنگ و خونریزی اینک سرمای شدید نیز جان شهروندان آن را می گیرد.
سرمای شدید و جاری شدن سیل و برخی دیگر از حوادث طبیعی همواره در افغانستان به ویژه در فصل سرما از شهروندان قربانی گرفته است.
وزارت دولت در امور حوادث نیز به دلیل عدم تجهیزات کافی و امکانات مالی مناسب هرگز نتوانسته کمک های لازم برای جلوگیری و رسیدگی به قربانیان بالایای طبیعی را انجام دهد.
نصرت رحیمی سخنگوی وزارت امور داخله می گوید این اقدام بخشی از هدف های این وزارت برای جلوگیری از دزدیها در پایتخت و شهرهای بزرگ افغانستان است.
آقای رحیمی می گوید در یک ماه گذشته ٢۶١ تن تنها از شهر کابل به جرم دزدی، چپاولگری، راهگیری، قتل، آدمربایی و زورگویی بازداشت شده اند.
وی افزود: «ما روی یک راهبرد تازه کار میکنیم که در روزهای خیلی نزدیک عملی خواهد شد و به کمک آن، اصلاحات کدری در پولیس به میان خواهد آمد.»
این در حالیست که از یک هفته بدینسو فعالین شبکه های اجتماعی مخصوصا فیسبوک در اعتراض به دزدی های مسلحانه، قتل، آدمربایی و زورگویی دست به تظاهرات زدند و کمپاینی را تحت نام کابل امن نیست به راه انداختند.
در بیانیه کابل امن نیست آمده است: «دزدی، باجگیریهای مسلحانه، قتل، اختطاف، در کوچه و پسکوچههای پایتخت این روزها بیداد میزند. کابل، نه برای آدمهایش امن است و نه برای آرزوی آدمها. کابل فقط هوای آلوده ندارد، دستهای آلوده فراوان هم دارد.»
این بیانیه همچنان اضافه کرد: «کجاست مسولین ارشد امنیتی که خود را در رسانه ها قهرمان نشان میدهند، داد و فریاد میزنند که وضعیت مملکت خوب است؟ شهروندان از دولت معجزه نمیخواهند تنها و تنها یک امنیت نسبی میخواهند تا بتوانند این چند روزی که صدای انتحار و انفجار نیست زندگی کنند.»
این اعتراضات زمانی اوج گرفت که دزدان مسلح شنبه شب «علی سینا» محصل دانشگاه امریکایی افغانستان را به خاطر ندادن تلفن و کمپیوترش به قتل رساندند.
تعزیه و تشیع تلفیقی از مذهب و عشقاند انگار که درخت عشق شیعه با اشک آبیاری میشود. همانگونه که عزاداری فلسفهٔ جالبی در تاریخ تشیع دارد، جمهوری اسلامی ایران برگزاری مناسبتهای عزاداری را به شکل ویژهای فرهنگ سازی کرده است که با تازه کردن محرومیت تاریخی اهل تشیع حس انقلابی را در جامعه زنده نگه میدارد وبه تبع آن بهرهٔ لازم سیاسی و اجتماعی را به نفع مذهب و نظام هم میبرد! با آغاز ۲۰۲۰ امریکا با کشتن فرمانده نیروی قدس هرچند ضربهٔ محکمی بر حیثیت جمهوری اسلامی زد، اما نخواسته فرصت فوقالعادهای را برای بازسازی هویت انقلابی جمهوری اسلامی و تحکیم اتحاد ملی شهروندان ایران از معارض تا موافق حاکمیت، در اختیار رهبران نظام گذاشت. حضور کم پیشینهٔ مردم در مراسم تشییع جنازهٔ سلیمانی و همراهانش، پیامهای معنی داری به دوستان و دشمنان ایران در سطح منطقه و جهان فرستاد که تا در محاسبات شان نسبت به تواناییهای جمهوری اسلامی در امر بسیج ملی تجدید نظر کنند. شعارهایی که هنوز کهنه نه شده است، ایدئولوژی انقلابی که هنوز خریدار دارد، محوریتی که بیشتر از پیش قابلیت استحکام و انسجام صف مقاومت خود را در منطقه حفظ کرده است. از جانب دیگر، تجمع میلیونی امروز تهران نشان دهندهٔ نوعی آمادگی به یک حالت غیر مترقبهٔ جنگی داشت و ازین بابت هم به طرفهای مقابل پیام میفرستاد که اگر قرار باشد رویارویی صورت بگیرد، جنبههای متعددی را احتوا خواهد کرد که منحصر به نیروهای نظامی و جنگی نخواهد بود. پیام دیگرش هم این بود که پس از این ایران در اقدامات تلافیجویانه و مسایل کلان دیگر چون بحث هستهای خویش با توجه به این پشتوانهٔ مردمی مشروعیت بیشتر نسبت به گذشته خواهد داشت و با دست باز تری عمل خواهد کرد. پیام اخیر هم این که ما در افغانستان متاسفانه هیچ وقت به یک کار فرهنگی سازمان یافته اهتمام وتوجه نکردهایم که بخش کلانی از مشکل ما ریشه در همین خلا دارد.
قادر فرخ، هنرپیشهی مشهور افغانستان، یکشنبه شب (15 جدی) به دلیل بیماری قلبی در سن ۷۳سالگی در بیمارستانی در ترکیه در گذشت.
پس از نیم قرن خدمت قادر فرخ هنرپیشه معروف سینما و تأتر شب گذشته در سن ۷۳ سالگی درگذشت.
آقای فرخ، نخستین بار در سن هفتسالگی با بازی در نمایشنامهی انفولانزای عشق از نوشتههای استاد یوسف کهزاد، پا به دنیای هنرتأتر گذاشت.
نزدیکان آقای فرخ، گفته اند آقای فرخ از دیر زمان به اینسو از بیماری قلبی رنج میبرد.
قادر فرخ، در بیش از 30 فیلم هنری و شمار زیادی از نمایشنامههای تأتر نقش بازی کرده است که از این میان حماسهی عشق، دختری با پیراهن سپید، شکست محاصره، پرندههای مهاجر، رد پا، گماشته، چشمهای سرگردان و فلم بلند داستانی بهیجه از بهترین فیلمهایی است که آقای فرخ در آن نقش بازی کرده است.
او، علاوه بر بازی در فیلمها، در چندین فیلم مشترک خارجی و داخلی چون فیلمهای تابستان داغ کابل، ملاقات بامردان برجسته، سوارکاران، کاغذپران باز و نیلوفر در باران نیز نقش بازی کرده بود.
آقای فرخ دهها درامه و تأتر را نوشته و بازی کرده بود که از جملهی آن میتوان از نمایشنامههای چون اثر ویلیام شکسپیر، در نقش اتللو، اثر مولیر، در نقش ژیران پیر، در قوطی نقرهای اثر بن جانسون، در نقش رییس، در قاعده و استثنا، اثر برتولت برشت، در نقش سارق یاد کرد.
در طول یک هفته، این دومین بازیگر سینمای افغانستان است که در حملهی قبلی جان داده است. پیش از این آصف جلالی، کمیدین مشهور افغانستان، نیز در نخستین روز سال جاری میلادی در حملهی قبلی در سن 53 سالگی در گذشت.
احمد (نام مستعار) جوانی است که 11 سال را با رسانههای داخلی و خارجی به عنوان خبرنگار کار کرده و زمانی هم یک آموزشگاه زبان انگلیسی در کابل داشته است.
مشکلات اقتصادی، امنیتی و سیاسی کشور احمد را به مسیری کشاند که شماری از روندههای آن هرگز برنگشتهاند و از سرنوشت آنان نیز خبری در دست نیست. احمد میگوید، پس از تلاشهای فراوان مقداری پول تهیه کرده و پس از گرفتن ویزای ایران، راهی آن کشور شد. اما مقصد نهایی این جوان یکی از کشورهای اروپایی بود.
احمد با روایت از روزهای سیاهی که در مسیر مهاجرت نامنظم سپری کرده به سلاموطندار میگوید، قاچاقبران مشکلات و خطرهای این مسیر را آسان جلوه میدهند. به گفتۀ احمد، پیش از رفتن به ایران قاچاقبر برای آنان گفته بود که در صورتی که با گذرنامه و ویزا به ایران سفر کنند، پس از آن با راحتی وارد خاک ترکیه و از آنجا راهی کشورهای اروپا خواهند شد. اما به گفتۀ او، قدمقدم مهاجرت نامنظم با خطر مرگ همراه است.
احمد در ادامۀ گفتوگو با مرور خاطرات ناخوشش میگوید، درست به یاد دارد که او و دیگر همراهانش ناگزیر بودند روی سنگهای برنده و سیمهای خاردار با پاهای برهنه مسیر درازی را بپیمایند.
زمانی که احمد اتفاقات مسافرتاش را از چشم میگذارند، پی میبرد که زنده ماندناش معجزهیی بیش نبوده است. قاچاقبران برای احمد و همراهانش تصویر مهربانتری از سربازان ترک مجسم کرده بودند. اما میگوید، او هیچگاهی تصور نمیکرد که سربازان ترک در مرز ایران و ترکیه او را تا انتهای مرگ، لتوکوب کنند.
احمد میگوید، پس از این که زخمی و نیمجان نزد قاچاقبر برگشت، قاچاقبر به علت این که دیگر مسافران با دیدن وضعیت از ادامۀ سفر پا نکشند، او را در اتاق انفرادی انداخت.
سید شیرحسین هنریار، هماهنگکنندۀ مرکز معلومات مهاجرت به سلاموطندار میگوید، مهاجرتهای نامنظم هیچگاهی آسان نبوده و قاچاقبران برای منفعت شخصیشان آن را به مردم ساده جلوه میدهند.
انتخاب مهاجرت نامنظم تنها به ضربوشتم پولیس مرزی خلاصه نمیشود، بلکه شمار زیادی از مهاجران با قبول دشواریهای مرگبار پس از رسیدن به کشور مقصد یا با اکراه و یا هم از روی اراده دو باره به کشور برگردانده میشوند.
حدیث پردیس، معاون ارتباطات سازمان بینالمللی مهاجرت (آیاوام) میگوید، در مقایسه با سالهای گذشته برگشت افغانها از کشورهای اروپایی و ترکیه افزایش یافته است. به گفتۀ آقای پردیس، بیشتر برگشتکنندهگان از وضعیت بد مهاجران در اردوگاهها روایت میکنند که سبب شده است آنان دو باره به کشور برگردند.
بر بنیاد گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت از آغاز سال روان میلادی تا کنون حدود ۲۰۰ هزار مهاجر افغان از ایران، پاکستان و کشورهای اروپایی به کشور برگشتهاند.
بنای یادبود شهید سید مصطفی کاظمی و یارانش که در ۱۵عقرب سال ۱۳۸۶ در بغلان به شهادت رسیدند، امروز در کابل طی مراسمی با حضور مقامات بلندپایه دولتی، اعضای خانواده شهید کاظمی، برخی اعضای پارلمان و دیگر چهره های سیاسی افتتاح شد.
به نقل از خبرگزاری دید، بنای یادبود شهدای پارلمان که آرامگاه شهید کاظمی و یارانش می باشد، روز یکشنبه( ۱۵ جدی) با اشتراک اعضای پارلمان و مقامات دولتی طی مراسمی رسمی افتتاح شد. این بنا که «بنای یادبود شهدای پارلمان» نامیده میشود، از سوی وزارت شهرسازی و اراضی و در سبک معماری دوره تیموریان ساخته شده است.
شهید کاظمی و همراهانش در تاریخ ۱۵ عقرب سال ۱۳۸۶ خورشیدی در ولایت بغلان به شهادت رسیدند و در نزدیکی قصر دارالامان در کابل به خاک سپرده شدند. محمد جواد پیکار سرپرست وزارت شهرسازی، امیر خان یار معاون اول ولسی جرگه، خان محمد وردک رییس کمیسیون محیط زیست ولسی جرگه و شماری از وکلای مردم در شورای ملی ضمن اشتراک، بنای یادبود شهدای پارلمان را امروز رسماً افتتاح کردند.
داکتر سید علی کاظمی رییس حزب اقتدار ملی و برادر شهید کاظمی ضمن صحبتی، از رییس جمهور غنی، وزارت شهرسازی و اراضی و پارلمان کشور تشکر کرد. محمد جواد پیکار سرپرست وزارت شهرسازی و اراضی گفت این بنا به سبک معماری دوره تیموریان در مساحت ۶۸۴۵ متر مربع دیزاین و به گونه پخته و اساسی اعمار گردیده است. امیرخان یار، معاون اول ولسی جرگه، از کارکرد وزارت شهرسازی و اراضی و توجه خاصی محترم محمد جواد پیکار در راستای تحقق این پروژه اظهار تشکر و قدردانی نموده افزود در این اواخر ما شاهد دست آورد های خوب این وزارت هستیم و افتتاح بنای یادبود شهدای پارلمان یکی از نمونه های بارز کارکرد این وزارت است. از سویی هم، فرهاد بیات رییس اداره ملی ترمیم و مرمت آبدات تاریخی در خصوص چگونگی ساخت این بنا و موضوعات تخنیکی آن معلومات ارائه کرد. بنای یادبود شهدای پارلمان از سوی اداره ملی ترمیم و مرمت آبدات تاریخی وزارت شهرسازی و اراضی با هزینه کلی بیش از ۲۸ میلیون افغانی اعمار گردیده است. حضیره شهدای پارلمان در ناحیه ششم شهر کابل جوار قصر دارالامان موقعیت داشته که کار اعمار ان بتاریخ اول قوس سال ۱۳۹۶ آغاز و بتاریخ ۵ قوس سال ۱۳۹۸ تکمیل گردیده است.
مسئولان مرکز عدلی و قضایی مبارزه علیه مسکرات و مواد مخدر میگویند که در سال 2019 میلادی بیش از 1200 تن در پیوند به قاچاق مواد مخدر در سراسر کشور بازداشت شدهاند که در میان آنان 37 زن نیز شاملاند.
خالد موحد، سخنگوی مرکزی عدلی و قضایی مبارزه علیه مسکرات و مواد مخدر روز گذشته در نشست خبری در کابل گزارش کاری یک سال این نهاد را ارایه کرد.
آقای موحد میگوید در یک سال گذشته 1287 تن در پیوند به قاچاق مواد مخدر در سراسر کشور بازداشت شدند که از این میان 37 تن آنان زنان و 3 تن دیگر شهروندان ایران بودهاند.
در گزارش سالانۀ مرکزی عدلی و قضایی مبارزه علیه مسکرات و مواد مخدر، ولایتهای کابل و ننگرهار با 482 پروندۀ جرایم مواد مخدر در صدر ولایتهای کشور قرار دارند.
در این گزارش آمده است در سال 2019 مقدار زیادی مواد مخدر و مسکرات و مواد کیمیاوی جامد کشف و ضبط شده است.