دسته: سیاست

  • روایت ارگ و مجلس از این دیدار متفاوت است

    روایت ارگ و مجلس از این دیدار متفاوت است

    رئیس جمهور غنی روز گذشته با هیأت اداری مجلس نمایندگان دیدار و پیرامون اهمیت برگزاری لویه جرگه مشورتی برای تصمیم گیری در مورد آزادی 400 زندانی باقی مانده طالبان سخن گفت.

    نکته جالب توجه در مورد این دیدار روایت متفاوت ارگ و مجلس از این دیدار است.

    روایت ارگ

    ارگ ریاست جمهوری گفته است این دیدار روز گذشته سه‌شنبه (۱۴اسد) صورت گرفت و رییس جمهور غنی بر ضرورت تدویر لویه جرگه مشورتی صلح به خاطر تعیین سرنوشت ۴۰۰ زندانی طالبان با هدف آغاز مذاکرات بین الافغانی معلومات داده است.

    به گفته ارگ آقای غنی در این دیدار تاکید کرده که در جرگه مشورتی صلح در روشنایی اجماع و نظریات مردم و نمایندگان شان به شمول صلح، روی مسایل مهم ملی تصمیم گرفته خواهد شد.

    او همچنان نشست سران دو قوه را مثال عمدۀ آغاز مشوره ها خوانده است.

    در خبرنامه ارگ تاکید شده: «در پایان این نشست، رئیس ولسی جرگه حمایت مردم از نظام و مشورت های آنان را در مسایل ملی و سرنوشت ساز، مهم خواند و از همکاری خویش در این عرصه اطمینان داد.»

    روایت مجلس

    دفتر مطبوعاتی میر رحمان رحمانی، رییس مجلس، اما گفته است آقای رحمانی در این دیدار مراجعه به نظریات مردم در مورد مسائل مهم ملی را یک اصل خوانده اما برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح را خلاف قانون دانسته است.

    رحمانی خاطرنشان کرده تا زمانی که نمایندگان واقعی مردم در دو مجلس شورای ملی حضور دارند، تدویر هر گونه لویه جرگه مشورتی غیر قانونی است.

    در خبرنامه دفتر آقای رحمانی آمده است این نشست پس از بحث های طولانی به نتیجه‌ی نرسیده اما ریاست جمهوری خواستار برگزاری نشست مشابه با رئیس، هیئت اداری، کمیته روسا و مسوولان گروپ های پارلمانی مجلس نمایندگان شده است.

    لویه جرگه مشورتی صلح

    این در حالی است که رییس جمهور غنی در بیانیه عیدی‌اش در روز جمعه گذشته گفته بود برای تصمیم‌گیری در مورد رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان که موارد حق‌العبدی را مرتکب شده‌اند، لویه‌جرگه مشورتی برگزار می‌کند.

    او افزوده بود بر اساس قانون اساسی و قانون جزا صلاحیت رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان را ندارد و به همین دلیل، در نظر دارد که برای مراجعه به تصمیم مردم، لویه‌جرگه مشورتی تشکیل دهد.

    آقای غنی آن زمان از مجلس نمایندگان خواسته بود که برای انجام این کار از رخصتی‌ تابستانی‌شان برگردند.

    این جرگه که قرار است در تاریخ ۱۷ اسد (جمعه آینده) برگزار شود تنها رهایی ۴۰۰ زندانی طالب را بررسی نمی کند بلکه به گفته سخنگوی ریاست جمهوری مسایل مهم دیگر شامل اجندای این جرگه است.

    جرگه مشورتی که قرار است برگزار شود در کنار موافقان، مخالفانی نیز داشته است. شماری از مخالفان آنرا تعلل حکومت در روند صلح می دانند.

  • حمله بر زندان مرکزی ننگرهار و چند پرسش بی پاسخ

    حمله بر زندان مرکزی ننگرهار و چند پرسش بی پاسخ

    روزهای عید قربان امسال افغانستان گواه چند حمله بود که در دو مورد اول که شب اول عید در لوگر و دومی در روز آخر عید بر زندان ننگرهار اتفاق افتاد، دهها تن از شهروندان کشور به خاک و خون کشیده شد. 

    شام روز یکشنبه دوازدهم اسد، مهاجمان نخست موتر مملو از بمب خودشان را در نزدیکی ورودی زندان ننگرهار منفجر کرده و سپس مردان مسلح با نگهبانان زندان درگیر شدند. بنا بر گزارشهای تایید نشده بخشی از دیوار زندان بر اثر انفجار فروریخته و مهاجمان توانستند به داخل زندان نفوذ کنند. بخشی از جنگجویان بر ساختمان مشرف بر زندان سنگر گرفته و از آنجا با نیروهای دولتی درگیر شده بودند. زد و خورد تقریبا یک شبانه روز کامل به درازا کشید و در این مدت به قول مسئوولین امنیتی، 29 تن کشته و 50 تن دیگر زخمی شدند.بخش بزرگ قربانیان افراد غیر نظامی هستند. بنا به قول مقامات رسمی حکومتی، حمله بر زندان ننگرهار با عث فرار حدود 300 تن از زندانیان شده و جستجو برای یافتن آنها ادامه دارد. معلوم نیست که زندانیان فراری چه کسانی اند و با توجه به بندی بودن 300 عضو داعش در کنار دیگر محبوسین خطرناک دیگر در این زندان، آیا انها موفق به فرار شده اند یا نه. مسئوولین زندان گفته اند که پاسخ به این سوال تا تثبیت هویت فراریان مدتی به طول خواهد انجامید.معلوم نیست که آیا فراریان دوباره دستگیر خواهند شد یا خیر.  در مورد حمله به زندان ننگرها چند نکته قابل تامل است:

    یکم: مسئوولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است. تعداد مهاجمین یازده تن بوده و در مدت حمله، از نقطه دیگری ساختمان زندان با هاوان هم هدف قرار گرفته بوده است. حضور گروه داعش در افغانستان با وجود حضور دهها گروه افراطی دیگر، معمای بزرگی است. هیچ گروهی همانند داعش در افغانستان همزمان مورد حمله طالبان نیروهای دولتی و حامیان آنها در افغانستان نبوده است. با این وصف، چطور این گروه تا هنوز توانسته حضور خود در افغانستان را حفظ کرده و با حمله اخیر، توانایی تاکتیکی و فعال بودن خود را چنین به رخ بکشد؟ با وجودی که در این اواخر گروه داعش خونین ترین و بی رحمانه ترین حملات در کابل و دیگر شهرهای کشور را به عهده گرفته است، اما دولت اصرار دارد که این گروه متلاشی شده و دیگر توانایی حمله بر اهداف دولتی و غیرنظامیان را ندارد. پرسشی که به میان می آید این است که چرا دولت اصرار دارد تا داعش را تمام شده اعلان کند؟ آیا واقعا این گروه در افغانستان حضور دارد یا طرفهای جنگ در افغانستان از این گروه بدنام برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند؟ این ها سوالاتی است که ذهن هر آشنا با وضعیت افغانستان را درگیر خود می کند.شگفت اینکه هم گروه طالبان و هم دولت افغانستان همدیگر را به حمایت و پناه دادن به این گروه متهم می کنند. در این وضعیت فقط مردم مظلوم افغانستان است که هر روز قربانی اعمال این گروههای جنایتکار می شود. دولت باید مشخص کند که این حملات کار چه گروههایی است و برای مقابله با آنها چه تصمیمی دارد.

    دوم: حمله بر زندان ننگرهار با تکنیک قدیمی و آشنایی انجام پذیرفت. طبق گفته های مقامات رسمی، مهاجمان نخست با انفجار یک موتر بمب گزاری شده مقابل درب ورودی مکان مورد نظر، حمله را آغاز و هنگامی که مدافعان احتمالا از شوک وارد شده بر اثر انفجار، دچار سردرگمی هستند، بقیه نیروهای مهاجم با لباس مشابه با یونیفورم نیروهای امنیتی بر مکانهای مسلط بر هدف خویش مستقر شده و شروع به حمله بر اهداف خود می کنند. این نوع حمله را گروههای جهادی برای بار نخست در خاورمیانه و خصوصا کشورهای عراق و سوریه رواج دادند. اما با تدابیر اتخاذ شده از سوی نیروهای نظامی آن کشورها با طرح دفاعی چند لایه، از موثریت این حملات به شدت کاسته شده است. اما در افغانستان مخالفان مسلح دولت با تقلید این تاکتیک حملات زیادی را طرح ریزی کرده که در اغلب موارد توانسته اند که خسارات سنگینی را بر نیروهای دولتی تحمیل کنند.اینکه چطور به ذهن مسئوولین امنیتی کشورمان نمی رسد که حداقل با درس گرفتن از تجارب دیگر کشورها و رفع نقاط ضعف خود از موفقیت این طور حملات بکاهند، واقعا جای سوال است. زندان ننگرهار با نگهداری از 300 زندانی خطرناک داعشی باید با تدابیر ویژه و دفاع چند لایه حفاظت می شد اما با غفلت فرماندهان نظامی ما، گروهی که خود دولت آن را شکست خورده می داند، به راحتی این مکان را هدف قرار می دهند و به نوعی به موفقیت هم می رسند. 

    سوم: حمله گروهی بر مکانهایی چون زندان و یا مراکز حساس نظامی دیگر کار یک روز و دو روز نیست. این طور عملیات ها بدون شک نیاز به زمان، مطالعه مکان مورد نظر، طراحی حمله و پشتیبانی لجستیکی دارد. سوالی که وجود دارد این است که نیروهای کشفی و استخباراتی در این مدت کجا بوده اند و چطور نتوانسته اند حمله ای به این گستردگی را کشف و خنثی کنند؟ بدون شک این حمله باعث پرسش های زیادی را در مورد عملکرد نیروهای استخباراتی کشور در اذهان مردم خلق می کند. همه می دانیم که سالانه بخش بزرگی از بودجه کشور به ارگانهای دفاعی و امنیتی اختصاص داده می شود، از این رو انتظار می رود که موثریت این نیروها در پیشگیری از این طور حملات سنگین ثابت شود. 

    چهارم: در دیگر کشورها در صورت روی دادن چنین اتفاقات بزرگ، نظامیان مسئوول مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و در صورت کم کاری و کوتاهی در انجام وظیفه مجازات می شوند. اما با تاسف در افغانستان حداقل در حوادث مشابه گذشته خبری از پیگرد قانونی یا به مجازات رسیدن فرماندهان مقصر دولتی در رسانه ها نشر نشده است. در شدید ترین حالت ممکن، مسئوول نظامی غفلت کننده از آن مکان تبدیل و با حفظ رتبه به جای دیگری سوق داده می شود. این مشکل از آنجا ناشی می شود که متاسفانه اغلب فرماندهان نه بر اساس لیاقت و شایستگی بلکه با توصیه این حزب و یا ان شخصیت متنفذ در بست های بلند نظامی منصوب شده و از حمایت آن گروهها و اشخاص برخوردار اند. در چنین وضعیت هایی، بازهم آن ها مورد حمایت حامیان خود هستند.به صورت طبیعی این فرماندهان عملا در قبال اعمال خود پاسخگو نیستند و با این وضعیت هیچگاه از شکست های قبلی خود درس نخواهند گرفت. 

    سخن آخر اینکه حمله اخیر بر زندان ننگرهار سوالات زیادی در مورد توانایی های داعش در کشور و عملکرد نیروهای نظامی افغانستان به وجود آورده و درسهای زیادی به نیروهای امنیتی ما دارد. اگر داعش پشت این حمله باشد، باید به سخنان رئیس جمهور در مورد شکست داعش شک کرد. در غیر آن، دولت باید مشخص کند که این حملات را چه گروههای راه اندازی کرده و چرا دولت در پیشگیری از آن ناکام بوده است. دولت اگر با اراده قوی به دنبال سرکوب عاملان حمله و اتخاذ تدابیر جدی برای جلوگیری از تکرار این طور حملات باشد، امیدی برای بهبود وضعیت در این مورد وجود دارد. در غیر آن بدون شک این داستان تلخ دوباره تکرار خواهد شد. 

    خامه پرس

  • طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبان اکنون، نه‌تنها یک واقعیت جنگی و وحشت‌‌آفرین، بلکه یک واقعیت سیاسی نیز است. واقعیت سیاسی طالبان، بزرگ‌‌ترین شکست دموکراسی در افغانستان می‌‌تواند تعبیر شود. توافق‌‌نامه‌ی دوحه به همان میزان که ما را به ختم جنگ امیدوار می‌‌کند؛ به خطر برگشت طالبان تروریست در قاموس یک حزب سیاسی نیز هشدار می‌‌دهد. اصلاح‌‌ناپذیری طالبان، تصور غالب در قبال این گروه است. این‌‌که چرا طالبان چنین موفقیتی را کسب کردند، شاید به علت‌‌های زیر بستگی داشته باشد.

    ۱. دوام ماشین جنگی

    جنگ، تنها تثبیت موقعیت در سنگر نیست، بلکه احراز قدرت در سیاست نیز است. در تاریخ سراسر جنگ افغانستان، طالبان تنها گروهی هست که پس از سقوط کامل، دوباره خود را با تاکتیک‌‌های جدید جنگی عیار کرد. ممکن این موفقیت، علت‌‌های بیرونی و داخلی دیگر نیز داشته باشند. ولی این علت‌‌ها فقط مختص به طالبان نیست، بلکه شامل حال احزاب چپی و جهادی نیز می‌‌شود.

    احزاب خلق و پرچم، با سقوط حکومت داکتر نجیب‌‌الله، توان تجدید قوا را در صحنه‌‌ی جنگ از دست داد. لذا، ماهیت سیاسی خود را نیز از دست داد. اعضای آن یا منزوی و متواری شدند و یا در احزاب دیگر منحل شدند. احزاب جهادی نیز، با شرایط جنگی جدید کنار آمده نتوانست. اما با ساختار حکومت پساطالبانی تعامل کرد. این تعامل، این احزاب را از دچار شدن به سرنوشت احزاب چپی نجات داد.

    طالبان، در طول این سال‌‌ها نه‌تنها جنگ را دوام داد، بلکه خود را با شرایط جدید جنگی نیز همگام ساخت. سازگاری با شرایط جنگی، این گروه را خیلی خطرناک کرده است و احتمال دارد که حتا اگر با حکومت آشتی هم کند، باز هم رویکرد ایدئولوژیکی معطوف به خشونت خود را حفظ کرده و دوباره کشور را به کام جنگ فرو برد.

    طالبان به‌سبب ماهیت ایدئولوژیک داشتن، رابطه‌‌ی گسست‌‌ناپذیر با جنگ و خشونت دارد. این گروه برای بقای خود، تقریبا هیچ گزینه‌‌ای غیر از جنگیدن ندارد. قرار داشتن طالبان در موقعیت تک‌‌گزینه‌‌ای برای بقا، دورنمای صلح و ختم جنگ را در کشور، تیره و تار نموده است.

    ۲. دیپلماسی مبتنی بر دوام خشونت

    طالبان با زیرساخت خشونت‌‌پروری، رویکرد دیپلماتیک نیز دارد. هر انتحاری‌ای که خود را منفجر می‌‌کند، پشتوانه‌‌ای می‌‌شود برای منطق دیپلماتیک مبتنی بر خشونت طالبان، در پشت میز گفت‌‌وگوهای صلح.

    این گروه، دیپلماسی مبتنی بر خشونت را به گونه‌‌ی حساب‌‌شده به پیش می‌‌برد. بزرگ‌‌ترین مشکل حکومت افغانستان و جامعه‌‌ی بین‌‌المللی در مواجهه با طالبان این است که این گروه، به کم‌‌ترین ارزش‌‌های حقوق بشری پابند نیست و ابتدایی‌‌ترین حقوق جنگ‌‌جویان خود را رعایت نمی‌‌کنند. انتحارکردن، بارزترین نشانه‌‌ی عدم رعایت حقوق جنگ‌‌جویان است. طالبان از انتحارگران، به‌عنوان پیشرفته‌‌ترین و به‌صرفه‌‌ترین جنگ‌‌افزارها استفاده می‌‌کنند. در منطق طالبان، جنگ‌‌جویان، محموله‌‌های باروت‌اند که خوب‌‌ترین کاربرد را در مقابله با دشمن دارند.

    دیپلماسی مبتنی بر خشونت طالبان، قدرت‌‌مندترین کشور دنیا را مجبور به مذاکره با این گروه کرد. عمده‌ترین پیام منفی مذاکره‌‌ی امریکا با طالبان، نتیجه دادن وحشیانه‌‌ترین نوع خشونت از طرف طالبان در میدان جنگ است. مذاکرات صلح با طالبان چه به نتیجه برسد یا نرسد، دست‌آورد دوسره‌اش برای طالبان این است که از جنگ ۲۰ ساله‌‌ی خود دست‌آورد داشته است. نخستین دست‌آورد آن قباحت‌زدایی از جنایات این گروه در سطح بین‌‌المللی است.

    ۳. ناکامی حکومت

    حکومت افغانستان در طول ۲۰ ‌‌سال، در میدان نبرد با طالبان، موفقیت چندانی نداشته است. موفقیت‌‌های جنگی حکومت، معلول جان‌‌نثاری‌‌های سربازان ارتش و پولیس در جبهه‌‌های جنگی بوده و ناکامی‌‌ها بر می‌‌گردد به مدیریت جنگ در سطح وزارت‌‌خانه‌‌های جنگی و رهبری حکومت.

    حکومت همچنان دیپلماسی مبتنی بر جنگ را علیه طالبان با موفقیت پیش برده نتوانست. تعریف طالبان از دشمن مشخص بود: خارجی‌‌های کافر و داخلی‌‌های مزدور. اما حکومت، طالبان را گاه دشمن خطاب کرد، گاه برادران ناراضی و گاه مخالفان مصلح. عدم دقت، در تعریف روشن از دشمن، حکومت را در افکار عمومی، به دورویی و اهمال در قبال دشمن، مظنون کرد.

    حال آن‌که مردم پس از سقوط طالبان، کم‌‌ترین تردیدی به این نداشتند که نظام سیاسی پساطالبانی، به مراتب گزینه‌‌ی بهتر از طالبان است. اما حکومت به مرور زمان، این محبوبیت را در میان مردم از دست داد. فساد گسترده‌‌ی اداری، حیف و میل شدن کمک‌‌های خارجی، قوت‌‌گرفتن زورگویی‌‌های کسانی که با حکومت نسبتی داشتند، تبعیض سیستماتیک در برابر اقوام، حذف استعدادها به‌دلیل نسبت‌‌های قومی و یا شامل‌نبودن در تیم حاکم، رشد فقر و بیکاری و ریخت و پاش‌‌های بی‌‌رویه‌‌ی کارمندان بلندرتبه‌‌ی حکومتی، تجمع دارایی‌‌های مردمی در دستان چند نفر، سهمیه‌‌بندی‌شدن کانکور و ورود به ارتش و پولیس، عواملی‌اند که بهتر‌‌بودن حکومت را به‌جای طالبان، به شدت تضعیف کرده است.

    ۴. تضعیف بدون بدیل

    یکی از افتخارات حکومت پساطالبانی، به‌خصوص حکومت وحدت ملی این است که جزیره‌‌های قدرت را که همان احزاب سیاسی‌اند، تضعیف کرده‌اند. این اقدام حکومت به‌خصوص در میان جوانان و تحصیل‌کردگان طرفداران زیاد دارند و در جای خودش، یک رفورم به‌حساب می‌آید. اما مشکل در این است که حکومت، در راستایی اصلاحات سیاسی، رویکرد حذف بدون بدیل را در پیش گرفت. احزاب سیاسی را تضعیف کرد، بدون آن‌که روی احزاب جاگزین فکر کند یا فرهنگ سیاسی را در کشور رشد دهد. یکی از مهم‌‌ترین شعارهای حامد کرزی این بود که دانشگاه‌‌ها و دانشجویان باید غیرسیاسی باشند. منظور کرزی این بود که نهادهای تحصیلی، بازیچه‌‌ احزاب جهادی نباشند که این سخن درست بود؛ اما روی دیگر سکه که بدیل این احزاب باشد، نادیده گرفته شد. تعارض آشکاری که در این سیاست حکومت وجود داشت این بود که از یک طرف، به آزادی بیان اهمیت می‌‌داد و فضای عمومی تا حدودی زیادی باز بود. ولی از طرف دیگر، روی شکل‌‌گیری جریان‌‌های سیاسی که پاسخ‌‌گوی نیازهای نسل پساطالبانی باشد، کاری صورت نگرفت. لذا، ما یک آزادی بیانی در خلای اندیشیدن و فعالیت سیاسی داشتیم. نتیجه آن شد که آزادی بیان تبدیل شد به فرصتی برای لاابالی‌‌گری و روزمرّگی. یکی از علت‌‌هایی که گروه‌‌های افراطی از دانشگاه‌‌ها به سربازگیری پرداختند؛ همین خلای فعالیت سیاسی بود.

    اکنون از یک ‌‌طرف، احزاب سیاسی که معمولا جهادی‌اند، فرایند رو به زوال را می‌‌پیمایند و از طرف دیگر، حتا به اندازه‌‌ی همین احزاب در حال افول، ما حزب جدیدی که شکل‌‌گرفته‌ی ۲۰ ‌سال پسین باشد، نداریم. فرهنگ سیاسی در کشور، به حالتی رسیده است که کنش‌‌گران پیشین آن، در حال احتضارند و از طرفی، آلترنتیفی برای آن در جامعه، درنظر گرفته نشده است.

    بین نسل سیاسی پیشاطالبان و نسل پساطالبان، حفره‌‌ای عمیق وجود دارد. این گسست، معلول عدم تعامل بین این دو نسل است. تجربه‌‌های سیاسی رهبران، به نسل جوان منتقل نشد و جوانان، با سوءظن نسبت به رهبران می‌‌نگرند.

    از جانب دیگر، فامیلی‌‌شدن قدرت در اکثر احزاب سیاسی، سفره‌‌ی این احزاب را از دوره‌‌ی ایدئولوژیک اندیشی به مراتب تنگ‌‌تر کرده است. از این منظر اگر به موضوع نگاه کنیم؛ طالبان ظرفیت یک حزب ایدئولوژیک را داراست و بقیه احزاب، فرایند فامیلی‌‌شدن را طی می‌‌کند. گستره‌‌ی نفوذ طالبان به‌دلیل خصوصیت ایدئولوژیکی آن، بسی وسیع‌‌تر از بقیه احزاب سیاسی است.

    اکنون که در آستانه‌‌ی مذاکرات بین‌‌الافغانی قرار داریم تا تمهیدات صلح را فراهم کند، مهم‌‌ترین رسالت رجال سیاسی کشور، آوردن اصلاحات ساختاری در احزاب سیاسی است. این اصلاحات، هم ضامن بقای این احزاب شده می‌‌تواند و هم مانع گسترش تفکر طالبانی در قالب یک جریان سیاسی می‌‌شود.

    بزرگ‌‌ترین خطر طالبان پس از آشتی، تبدیل‌شدن آن گروه به یک حزب سیاسی است. طالبانی که در دهه‌‌ی هفتاد خورشیدی، با زور نظامی بیش‌‌تر از نود فیصد خاک کشور را تحت کنترل درآورد، در نبود احزاب سیاسی کارا، امکان تبدیل‌شدن به یک ابرایدئولوژی افراطی را نیز دارد. خطر تبدیل‌شدن تروریزم به یک حزب سیاسی دگم‌‌اندیش و سلفی‌‌گرا، جدی‌‌ترین خطر برای نهادهای مدنی شکل‌‌گرفته در طی بیست‌‌سال پسین، آزادی بیان، حضور زنان در جامعه، اقلیت‌‌های مذهبی و قومی است. جدی‌‌بودن این خطر را باید همه به‌عنوان یک معضل بالقوه بپذیرند.

    در عقیم‌ساختن فضای سیاسی در کشور، تنها احزاب سیاسی مقصر نبودند؛ گرچند بخش عمده‌‌ی این کوتاهی متوجه آنان است. در کنار آن، حکومت (دوران حامدکرزی و حکومت وحدت ملی) نیز در عقیم‌سازی سیاسی، نقش دارند. فردمحوری در احزاب سیاسی و تضعیف‌‌ احزاب، بدون در نظرگرفتن بدیل، دست به دست هم داد تا در نتیجه به مرحله‌‌ای برسیم که حالا در صورت پیوستن طالبان به پروسه‌‌ی صلح، خطر سیاسی‌شدن آن، مجموعه ارزش‌‌های مدرن ۲۰ ‌‌سال اخیر را به گونه‌‌ی جدی تهدید می‌‌کند. در معرض خطر قرار گرفتن آزادی بیان، حقوق زنان، احترام به حقوق اقلیت‌‌ها و فرصت‌‌های تحصیلی و شغلی، میراثی است که احزاب سیاسی و حکومت پساطالبانی به گونه‌‌ی مشترک از خود به جا می‌گذارند. این بار در طالبانیزه‌کردن فضای سیاسی، رجال سیاسی و زمامداران، سهم مشترک دارند.

    نویسنده: محمد موسی شفق

  • افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    رئیس جمهور غنی به تازگی با عمران خان نخست وزیر پاکستان و نرندا مودی نخست وزیر هند از طریق تلفن گفت و گو کرد. اگرچه جزئیات غنی با نخست وزیر پاکستان، کشوری که به فراهم سازی لانه های امن برای تروریستانی که افغان های بی گناه را می کشد و همچنین با نخست وزیر هند به بیرون درز نکرده اما دفاتر مودی و عمران خان در این ارتباط اعلامیه داده اند.

    در اعلامیه دفتر نخست وزیر پاکستان آمده است غنی و عمران خان روی پیشرفت های اخیر در پروسه صلح افغانستان تبادل نظر کرده اند و عمران خان به نقش مثبت اسلام آباد در پیشرفت های تازه در پروسه صلح افغانستان اشاره کرده است.   

    عمران خان درگفت و گوی تلفنی با رئیس جمهور غنی همچنین بر تقویت همکاری های دوجانبه پاکستان و افغانستان تاکید کرده است.

    اعلامیه دفتر نرندا مودی هم گفت رئیس جمهور غنی از گام ها بلند هند در تامین کمک های غذایی و دارویی برای مردم افغانستان در دوران شیوع ویروس کرونا قدردانی کرده است.

    براساس اعلامیه، مودی نیز تعهد هند نسبت به حمایت از پروسه صلح افغانستان را تجدید نمود و در گفت و گو با غنی وضعیت امنیتی جاری منطقه را بررسی کرد. مودی و غنی همچنین چندین موضوع مشترک مربوط به منافع دوجانبه کابل و دهی نو را طرح و بررسی کردند.

    نکته ای که از گفت و گوی تلفنی غنی با عمران خان و نرندا مودی به ذهن می رسد این است که آیا پاکستان قصد دارد صادقانه نسبت به پروسه صلح افغانستان رفتار کند یا اینکه یک بازی تازه را روی دست گرفته است. نکته دیگر اینکه رقابت هند و پاکستان روی پروسه صلح افغانستان تا چه اندازه جدی و قوی دنبال خواهد شد؟

    افغانستان چندین دهه است که میدان جنگ نیابتی کشورهای قدرتمند منطقه و جهان بوده است. دخالت کشورهای قدرتمند منطقه و جهان در امور داخلی  افغانستان که از منافع متضاد آنها سرچشمه می گیرد بحران های اقتصادی و سیاسی زیادی را بر افغانستان و مردمش تحمیل کرده است. رقابت های اقتصادی و سیاسی کشورهای خارجی قدرتمند در افغانستان سبب کشته شدن هزاران افغان بی گناه شده است.

    این دخالت کشورهای قدرتمند خارجی در افغانستان از جهتی می توانست و می تواند منشأ فواید زیادی برای افغانستان به حساب آید. افغانستان اما در تبدیل این تهدید به فرصت ناکام بوده و نتوانسته چنین استراتژی هایی را به نفع خود هدایت کند.

    افغانستان خلأ سیاسیون باهوشی که بتواند از وضعیت موجود به نفع منافع ملی خود بهره ببرد را احساس می کند. افغانستان به بازی جنگ نیابتی کشورهای خارجی منطقه ای و جهانی تبدیل شده است اما با این وجود هنوز می تواند ورق را برگردانده از تاثیر سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه و جهان به نفع خود استفاده کند.

    در این میان یک چیز واضح است و آن اینکه پاکستان دشمن مشخص شده افغانستان است. پاکستان از سال 1990 میلادی حمایت های مالی و معنوی خود از طالبان را تا زمان سقوط به دست امریکا و همکاری ائتلاف شمال در سال 2001 ادامه داد.

    اسامه بن لادن رهبر القاعده در خاک پاکستان کشته شد. نگاهی به سیاست پاکستان نسبت به افغانستان نشان می دهد که این کشور همواره تلاش کرده با حمایت از گروه های تروریستی در افغانستان از آنها به نفع خود استفاده کند.

    افغانستان نباید بیش از این گول سیاست های دوگانه پاکستان را بخورد. افغانستان در یک تیزهوشی کامل باید از رقابت کشورهای خارجی به نفع منافع ملی خود کمال استفاده را ببرد و از تاثیرات اقتصادی و سیاسی کشورهای رقیب برای توسعه خود در بخش های مختلف استفاده نماید.

  • تعداد کشته شدگان انفجار سه شنبه در بیروت به 63 تن رسید

    تعداد کشته شدگان انفجار سه شنبه در بیروت به 63 تن رسید

    وزیر صحت لبنان گفت شمار قربانیان انفجار مهیب در بیروت به حدود ۶۳ کشته و بیش از ۳ هزار زخمی، رسیده است.

    حمد حسن، وزیر صحت لبنان گفت: «براساس آمار جدید، شمار قربانیان به ۶۳ تن و زخمی‌ها به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده است.»

    قبل از این وزیر صحت لبنان شمار قربانیان این حادثه را ۴۰ کشته و ۲۵۰۰ زخمی اعلام کرده بود.

    شام روز (سه شنبه، ۴ اگست) در شهر بیروت، پایتخت لبنان یک انفجار قوی رخ داد و شهر را لرزاند. گفته می‌شود قبل از انفجار، یک صدای نه چندان بلند شنیده شد، پس از پنج دقیقه دود سیاه و سفید پیدا شد و سپس انفجار قوی رخ داد و یک ستون دود سرخ را به آسمان بلند کرد. در شعاع چند کیلومتری ساحه انفجار شیشه‌های ساختمان‌ها شکست.

    به گفته رئيس عمومی امنیت عامه لبنان، ممکن است این رویداد در نتیجه منفجر شدن مواد انفجاری که مدت زیادی در انبار بندر بیروت نگهداری می‌شد، رخ داده باشد.

    پیش از این شبکه تلویزیونی لبنانی LBCI گزارش داده بود ممکن است انفجار روز سه شنبه در بندر بیروت ناشی از منفجر شدن سدیم نیترات (ترکیب کیمیاوی) که یک سال قبل از یک کشتی ضبط شده بود، باشد.

    تا هنوز رسما دلیل این حادثه اعلام نشده است.

  • دوربین های امنیتی را برندارید، کشته می شوید

    دوربین های امنیتی را برندارید، کشته می شوید

    داعش شاخه خراسان به سکتورهای خصوصی، شرکت ها، مارکت ها و خانه های مسکونی در ولایت ننگرهار هشدار داد کامره های امنیتی خود را بردارند.

    این گروه تاکید کرد اگر شرکت های خصوصی و افراد با استفاده از دوربین های امنیتی نصب شده خود تصاویر فعالیت های داعش را در اختیار دولت افغانستان قرار دهد، توسط جنگجویان این گروه کشته خواهند شد.

    این اخطار داعش در حالی صادر می شود که جنگجویان این گروه که بیشترشان خارجی بودند یک شنبه هفته جاری به زندان مرکزی در جلال آباد مرکز ولایت ننگرهار حمله کردند.

    حمله داعش به این زندان سبب شد 1800 زندانی بتوانند فرار کنند، از این تعداد زندانی 300 نفر آنها متعلق به گروه داعش بودند. اگرچه بسیاری از زندانیان فراری دوباره دستگیر و زندانی شدند اما نزدیک به 380 زندانی دیگر هنوز فراری هستند.

    ولایت ننگرهار در شرق افغانستان از ولایات ناامن به شمار می رود که طالبان و داعش در بخش های مختلف آن فعالیت دارند.

    از سویی هم گفته می شود گروه داعش در تلافی کشته شدن یکی از رهبران ارشد خود در منطقه بهسود ولایت ننگرهار توسط نیروهای امنیتی افغان به زندان مرکزی این ولایت حمله کرده اند.

  • فرانسه از اتباع خود خواست به ایران سفر نکنند

    فرانسه از اتباع خود خواست به ایران سفر نکنند

    وزارت خارجه فرانسه روز سه‌شنبه ۴ اوت با انتشار بیانیه‌ای از اتباع این کشور خواست تا خاک ایران را ترک کنند.

    در این بیانیه آمده است: «به دلیل شرایط امنیتی منطقه‌ای به شدت ناپایدار، به شهروندان فرانسوی رسما توصیه می‌شود که به ایران سفر نکنند. از فرانسوی‌های ساکن ایران که قادر به ترک این کشور نیستند، خواسته می‌شود تا کاملا هشیار باشند و موازین اولیه را برای امنیت خود در پیش گیرند.»

    وزارت خارجه فرانسه از شهروندان این کشور در ایران خواسته است تا حد امکان از سفر میان شهرهای این کشور پرهیز و از حضور در تجمعات خودداری کنند.

    این هشدارها در پی افزایش شدید شمار مبتلایان و قربانیان بیماری کووید۱۹ در ایران داده شده است.

    وزارت خارجه فرانسه با یادآوری وضعیت شیوع ویروس کرونا در ماه‌های گذشته در ایران و با اشاره به موازین مراقبتی در فرودگاه‌ها برای مسافران خارجی به مقصد این کشور اعلام کرد از تاریخ اول ماه اوت، صدور ویزای توریستی در سفارت این کشور در تهران متوقف شده است.

  • نمایندگان پارلمان از رخصتی تابستانی به کابل فراخوانده شد

    نمایندگان پارلمان از رخصتی تابستانی به کابل فراخوانده شد

    رییس‌جمهور غنی طی حکمی، اعضای شورای ملی را از رخصتی تابستانی‌شان برای شرکت در لویه‌جرگه مشورتی صلح به کابل فراخواند.

    ارگ ریاست‌جمهوری در اعلامیه‌ای گفت آقای غنی این حکم را با رعایت فقره‌های اول ماده‌های ۶۶ و ۸۱ قانون اساسی کشور صادر کرده است.

    فقره اول ماده ۶۶ قانون اساسی کشور می‌گوید: «رییس‌جمهور در اعما ل صلاحیت‌های مندرج این قانون اساسی، مصالح علیای مردم افغانستان را رعایت می‌کند.»

    در فقره اول ماه ۸۱ قانون اساسی نیز آمده است: «شورای ملی دولت جمهوری اسلامی افغانستان به‌حیث عالی‌ترین ارگان تقنینی مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمایندگی می‌کند.»

    رییس‌جمهور غنی درحالی اعضای شورای ملی را برای شرکت در لویه‌جرگه مشورتی صلح فرا خوانده است که قرار است این جرگه در تاریخ هفدهم ماه جاری خورشیدی در کابل برگزار شود.

    صدیق صدیقی، سخن‌گوی ریاست‌جمهوری روز (سه‌شنبه، ۱۴ اسد) در یک نشست خبری گفت لویه‌جرگه ممکن است سه روز ادامه یابد.

    این جرگه برای تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت ۴۰۰ زندانی باقی‌مانده‌ی گروه طالبان برگزار می‌شود. سخنگوی‌ ریاست‌جمهوری همچنان گفت قرار است آقای غنی برنامه‌های انکشافی دولت را نیز در این جرگه با مردم در میان بگذارد.

    رییس‌جمهور غنی در نخستین روز عید قربان اعلام کرده بود مطابق قانون اساسی و قانون جزای افغانستان، او صلاحیت رهایی ۴۰۰ زندانی باقی‌مانده‌ی طالبان را ندارد و به همین منظور لویه‌جرگه مشورتی را فرا می‌خواند.

  • رهبری حمله داعش به زندان مرکزی ننگرهار را یک هندی عضو داعش برعهده داشت

    رهبری حمله داعش به زندان مرکزی ننگرهار را یک هندی عضو داعش برعهده داشت

    در این حمله که عصر روز یک شنبه هفته جاری آغاز شد و بعد از نزدیک به بیست ساعت درگیری با کشته شدن مهاجمان خاتمه یافت، نزدیک به بیست و نه نفر کشته شدند.

    امنیت ملی افغانستان اعلام کرد حداقل سه نفر از یازده مهاجم داعشی اتباع هندی بودند.

    به نقل از رسانه هندی «ایندیا تودی» رهبری این حمله داعش را یک شهروند هندی به نام «کلوکتیا» از ولایت کرالای هند بر عهده داشته است. وی اصالتا از منطقه کاسارگاد کرالا بود.

    به گفته منابع استخباراتی افغانستان این هندی عضو داعش همان مهاجمی بود که موتر مملو از مواد انفجاری خود را مقابل دروازه ورودی زندان مرکزی جلال آباد منفجر نمود.  

    از سویی هم منابعی به ایندیا تودی گفته اند سازمان استخبارات ملی هند نیز در تلاش است تشکیلات جذب نیرو برای داعش در منطقه کاسارگاد هند که مهاجمان داعشی حمله کننده به زندان مرکزی جلال آباد از آنجا جذب شده بودند را مورد بررسی قرار دهد.

    باید گفت در حمله یک شنبه شب مهاجمان داعشی به زندان مرکزی جلال آباد دست کم بیست و نه نفر به شمول غیرنظامیان، زندانیان، گارد امنیتی زندان، نیروهای امنیتی افغان و زندانیان در درگیری متقابل و انفجار بمب کشته شدند.

    کمی بعد داعش شاخه خراسان که در ولایت ننگرهار افغانستان حضور و فعالیت دارد مسئولیت این حمله را برعهده گرفت.

    خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار، در ادامه به رسانه ها گفت از 1500 زندانی که در جریان درگیری از زندان فرار کرده بودند، 1000 زندانی دوباره توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

    اگرچه هدف اصلی داعش از این حمله هنوز مشخص نیست اما گفته می شود صد ها عضو داعش در زندان مرکزی جلال آباد محبوس می باشند.

    از سویی هم شنیده شده که داعش به تلافی کشته شدن یک فرمانده ارشد خود توسط نیروهای ویژه حکومت افغانستان به زندان جلال آباد حمله کرده است.

  • هواپیمای مسافربری مافوق صوت ساخته می شود

    هواپیمای مسافربری مافوق صوت ساخته می شود

    شرکت بریتانیایی ویرجین گلکتیک، فعال در زمینه صنایع هوایی، اعلام کرد نوعی جدید از هواپیمای مسافربری مافوق صوت را طراحی کرده است که می تواند تا سه برابر سرعت صوت شتاب بگیرد.

    این هواپیمای مسافربری با سرعت ۳۷۰۰ کیلومتر بر ساعت می تواند فاصله لندن تا نیویورک را در کمتر از ۲ ساعت بپیماید. گفته شده است که این هواپیما برای بلند شدن و فرود از همان باند معمولی فرودگاه‌ها استفاده خواهد کرد.

    موتور این هواپیمای مافوق صوت حاصل همکاری مشترک ویرجین گلکتیک با واحد موتورسازی شرکت خودروسازی رولز-رویس است. سازمان فضایی آمریکا، ناسا نیز با این پروژه همکاری دارد.

    بنا بر اطلاعات منتشره، این هواپیما توانایی آن را دارد که تا ۶۰ هزار پا (۱۸ هزار و ۳۰۰ متر) ارتفاع بگیرد. این حد بیشتر از حداکثر میزانی است که هواپیماهای مسافربری فعلی می توانند اوج بگیرند.

    ظرفیت مسافران این هواپیمای مافوق صوت اما مطابق طرح اعلام شده محدود خواهد بود و تنها ۹ تا ۱۹ مسافر می توانند در این هواپیما جا بگیرند.

    شرکت بریتانیایی ویرجین گلکتیک، فعال در زمینه صنایع هوایی، اعلام کرد نوعی جدید از هواپیمای مسافربری مافوق صوت را طراحی کرده است که می تواند تا سه برابر سرعت صوت شتاب بگیرد.

    این هواپیمای مسافربری با سرعت ۳۷۰۰ کیلومتر بر ساعت می تواند فاصله لندن تا نیویورک را در کمتر از ۲ ساعت بپیماید. گفته شده است که این هواپیما برای بلند شدن و فرود از همان باند معمولی فرودگاه‌ها استفاده خواهد کرد.

    موتور این هواپیمای مافوق صوت حاصل همکاری مشترک ویرجین گلکتیک با واحد موتورسازی شرکت خودروسازی رولز-رویس است. سازمان فضایی آمریکا، ناسا نیز با این پروژه همکاری دارد.

    بنا بر اطلاعات منتشره، این هواپیما توانایی آن را دارد که تا ۶۰ هزار پا (۱۸ هزار و ۳۰۰ متر) ارتفاع بگیرد. این حد بیشتر از حداکثر میزانی است که هواپیماهای مسافربری فعلی می توانند اوج بگیرند.

    ظرفیت مسافران این هواپیمای مافوق صوت اما مطابق طرح اعلام شده محدود خواهد بود و تنها ۹ تا ۱۹ مسافر می توانند در این هواپیما جا بگیرند.

    شرکت ویرجین گلکتیک همزمان در حال کار بر طرح بردن مسافر به فضا است، طرحی که تا کنون چندین پرواز آزمایشی ان انجام شده است. با این حال پروژه طراحی هواپیمای مسافربری مافوق صوت این شرکت پروژه‌ای جداگانه به شمار می رود.

    از زمان بازنشستگی هواپیمای مافوق صوت کنکورد در اکتبر سال ۲۰۰۳ تا کنون هواپیمای مسافربری مافوق صوت تولید نشده است. شرکت آمریکایی لاکهید مارتین قرار است از طرح خود برای ساخت چنین هواپیمایی در سال ۲۰۲۱ رونمایی کند.

    مسئولان پروژه گفته اند فاز بعدی طراحی هواپیمای مسافربری مافوق صوت این است که چگونه صدا و آلودگی این هواپیما کاهش یابد و چه کاری برای خنک کردن آن به هنگام پرواز با سرعت مافوق صوت انجام گردد.

  • چین: تلاش  امریکا برای خرید «تیک تاک» یک زورگویی آشکار است

    چین: تلاش امریکا برای خرید «تیک تاک» یک زورگویی آشکار است

    چین تلاش امریکا برای خرید شرکت اپلیکشن تیک‌تاک را «زورگویی آشکار» خواند.

    مالک اپلیکیشن تیک تاک که برای تماشای ویدئوهای کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد یک شرکت چینی ست.

    شرکت اپلیکشن تیک‌تاک اخیراً تحت ارزیابی کمیته سرمایه گذاری‌های خارجی امریکا قرار گرفت.

    مقام‌های امریکایی گفته اند این شرکت اطلاعات سری کاربران را با دولت چین شریک می‌سازد.

    دونالد ترمپ رئیس جمهور ایالات متحده دیروز ۳ آگست ضرب‌الاجل شش هفته‌یی را به شرکت اپلیکشن تیک‌تاک تعیین کرد تا فعالیت‌های خود در امریکا را بفروشد.

    ترمپ گفت مخالف خریداری این اپلیکشن از سوی شرکت امریکایی مایکروسافت نیست.

    اما وانگ وینبین سخنگوی وزارت خارجه چین امروز ۴ آگست در پکن گفت این اقدام امریکا در تضاد با سازمان تجارت جهانی قرار دارد.

    او گفت واشنگتن بدون ارائۀ اسناد، شرکت اپلیکشن تیک‌تاک را تهدیدی برای امنیت ملی امریکا خوانده است.

    او گفت این شرکت فعالیت‌های تجاری خود را براساس قوانین بین‌الملل انجام می‌دهد.

  • هند در ایالت کشمیر مقررات منع رفت و آمد وضع کرد

    هند در ایالت کشمیر مقررات منع رفت و آمد وضع کرد

    دولت هند در نخستین سالگرد لغو کامل و رسمی اختیارات ویژه و خودمختاری مشروط اعطا شده به ایالت کشمیر، با اتخاذ تدابیر امنیتی شدید در این منطقه مقررات منع آمد و شد اعلام کرد.

    این اقدام دهلی نو برای پیشگیری از اعتراضات احتمالی مسلمانان کشمیر صورت پذیرفته است.

    یکی از مقامات ارشد پلیس هند به خبرگزاری فرانسه گفت مردم حق ندارند جز با مجوز خاص در خیابان تردد کنند.

    او در ادامه افزود این مجوز خاص هم صرفا به امور اساسی مانند فعالیت پلیس و کادر پزشکی محدود می‌شود.

    شاهد اقبال چودری، از مقام‌های شهری کشمیر هم با اشاره به لزوم برقرای این محدودیت‌ها به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «منع آمد و شد امنیتی در کشمیر در پی اطلاع رسانی درباره برگزاری راهپیمایی‌های ضد گروه‌های هندی برای سالگرد لغو وضعیت ویژه کشمیر در پنجم اوت، اجرایی شده است.»

    دولت دهلی نو در ۵ اوت سال ۲۰۱۹ میلادی خودمختاری کشمیر را لغو کرد. این روز از سوی فعالان جدایی طلب کشمیری تحت عنوان «روز سیاه» نام‌گذاری شده است.

    مقامات هندی، محدودیت‌ها را از نخستین روز اوت تشدید کرده‌اند، اما از روز دوشنبه ۳ اوت این محدودیت‌ها شدت بیشتری به خود گرفته و موانع آهنی و سیم‌های خاردار برای بستن راه‌های اصلی شهر در نظر گرفته شده است.

    همچنین پلیس به ساکنان شهرهای اصلی و چندین روستای این منطقه دستور داده تا روز پنجشنبه ۶ اوت حق خروج از منزل را ندارند.

    آن بخش از جامو و کشمیر که تحت حاکمیت دهلی نو قرار دارد تنها ایالت با اکثریت مسلمان در هند به شمار می‌رود و سیاست‌های دولت آقای مودی در این ایالت سبب شده تا مخالفان او را به پاکسازی نژادی و دینی متهم کنند. دولت مرکزی هند قوانینی تصویب کرده که به شهروندانی که بیش از ۱۵ سال در جامو و کشمیر زندگی کرده‌اند، اجازه می‌دهد شهروند محلی محسوب شوند و علاوه بر تملک زمین، اجازه اقامت و کار در این منطقه را پیدا کنند و حتی به مناصب عمومی دست یابند.

    این تصمیم دولت هند از سوی احزاب بومی کشمیر اقدامی در جهت تغییر بافت جمعیتی و دینی و نژادی کشمیر قلمداد شده است.

    وضعیت کشمیر یک بحران ممتد میان هند و پاکستان بوده و دو کشور از زمان جدایی و پس از پایان رهایی از استعمار بریتانیا بر سر کنترل و حاکمیت بر این منطقه با یکدیگر مناقشه داشته‌اند. دهلی نو و اسلام آباد هر کدام کنترل بخشی از این منطقه را در دست دارند.

  • دانشگاه ها از فردا چهارشنبه باز می شوند

    دانشگاه ها از فردا چهارشنبه باز می شوند

    صدیق صدیقی، سخن‌گوی ارگ ریاست‌جمهوری امروز در کابل گفت:« دانشگاه‌های دولتی و خصوصی از فردا چهارشنبه رسما بازگشایی شود.»

    وی تاکید کرد کابینه تاکید نمود که تمام دستورات صحی وزارت صحت باید در دانشگاه ها پس از بازگشایی رعایت شود.

    صدیقی تصریح نمود طرح وزارت معارف برای بازگشایی مکاتب در جلسه‌ی امروز کابینه تأیید نشد.

    به گفته‌ی او، به وزارت معارف هدایت داده شد تا طرح دیگری را برای بازگشایی مکاتب در جلسه بعدی کابینه ارایه کند.

    این در حالی ست که در جلسه 25 سرطان کابینه اعلام کرده بود دانشگاه ها و مدارس در صورت عدم تشدید وضعیت کرونا از پانزدهم اسد سال جاری باز خواهد شد.

  • ترامپ بزرگترین اشتباه تاریخ امریکا را فاش ساخت

    ترامپ بزرگترین اشتباه تاریخ امریکا را فاش ساخت

    ترامپ در گفت و گو با رسانه AXIOS افزود:«تصمیم اعزام نیرو به منطقه خاورمیانه و کشاندن آن‌ها به درگیری­های این منطقه بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ امریکا بوده است.»
    باید گفت پیش از این دونالد ترامپ بارها اعلام کرده بود امریکا قصد دارد به سیاست جنگ‌های بی‌پایان خاتمه بدهد.
    از سویی هم، چندی پیش مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده امریکا هنگام سخنرانی در مجلس سنای امریکا گفته بود طبق توافق نامه دوحه تا ماه می سال 2021 ارتش امریکا از افغانستان خارج می‌شوند.

  • مردم در تخار بر زندان طالبان حمله کردند

    مردم در تخار بر زندان طالبان حمله کردند

    مقامات محلی در ولایت تخار می گویند شماری از باشندگان ولسوالی خواجه غار بر زندان طالبان در منطقه دارالعلوم این ولسوالی حمله کرده تعدادی از اعضای این گروه نیز آنان را همراهی می کند.

    محمد عمر، ولسوال خواجه غار گفت: گروه طالبان می خواستند عاملان تجاوز بر دختر ۱۴ ساله را به ولسوالی چهار دره ولایت قندوز منتقل کنند که باشندگان این ولسوالی در اعتراض به آن بر زندان طالبان حمله‌ور شدند.

    بر اساس گفته های ولسوال خواجه‌غار، حمله کننده ها خواستار تحویل دهی و مجازات متجاوزان می باشند؛ اما گروه طالبان قصد دارند آنان را به ولسوالی چهار‌ دره ولایت قندوز منتقل کنند.

    وی گفت تجمع مردم با گذشته هر لحظه افزایش می یابد و شماری از اعضای گروه طالبان نیز با مردم در این اعتراض همراه شده اند.

    آقای عمر اضافه کرد در این رویداد چند تن در شیلک جنگجویان طالب زخمی و به شفاخانه منتقل شده اند.

    این در حالی است که چندی پیش  گروه طالبان دو دختر نوجوان را در ولسوالی “خواجه غار” این ولایت از خانه‌شان بیرون کرده و یکی آنها را “مورد تجاوزگروهی” قرار دادند.

    اما سخنگوی طالبان، تجاوز گروهی بر دختر ۱۴ ساله از سوی اعضای این گروه را رد کرد و گفت آن ها عاملین این قضیه را بازداشت کرده‌اند و پس از تحقیق محاکمه خواهند کرد.

  • ملا امامی که ادعای پیامبری می کرد در هرات بازداشت شد

    ملا امامی که ادعای پیامبری می کرد در هرات بازداشت شد

    عبدالاحد ولی‌زاده، سخنگوی پولیس هرات گفت فردی که خود را پیامبر آخرالزمان خوانده بود، شب گذشته از مربوطات حوزۀ نهم امنیتی این ولایت بازداشت شد.

    عبدالخالق حقانی، رئیس حج و اوقاف هرات نیز گفت این فرد محمدزلمی نام دارد و باشندۀ اصلی ولسوالی پشتون‌زرغون ولایت هرات است.

    به گفتۀ آقای حقانی، این فرد در گذشته ملاامام یکی از مساجد بود و سه سال پیش نیز ادعای پیامبری کرده بود، اما در آن زمان از عملکردش پشیمان شده و توبه کرده بود.

    آقای حقانی می‌افزاید، پس از ادعای محمدزلمی، آنان مناظره‌یی با او داشته‌اند، اما «پیامبرخودخوانده شکست خورده و دوباره توبه کرده است.»

    حقانی می‌گوید، محمدزلمی گفته که جبرئیل، فرشتۀ وحی را دیده و این فرشته به او نوید پیامبری داده است.

    رئیس حج و اوقاف هرات می‌گوید، اظهارات این فرد موجب خدشه‌دارشدن احساسات مردم شده و او در حال حاضر در نظارت پولیس به سر می‌برد.

    محمدزلمی در ویدیویی که در رسانه‌های اجتماعی به نشر رسیده، ادعای نبوت می‌کند و می‌گوید او پیامبر آخرالزمان است و تلاش دارد عقاید مردم را تغییر دهد.

  • بولتون: ترامپ بار دیگر رئیس جمهور شود شاید امریکا از ناتو جدا گردد

    بولتون: ترامپ بار دیگر رئیس جمهور شود شاید امریکا از ناتو جدا گردد

    مشاور پیشین کاخ سفید در سخنانی اظهار داشت: «اگر دونالد ترامپ برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، شاید آمریکا از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خارج گردد.»

    جان بولتون مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در گفت و گویی که با روزنامه آلمانی «Handelsblatt» داشت درباره احتمال گرفتن چنین تصمیمی از سوی ترامپ گفت: ترامپ درباره مسائل مربوط به ایران، کوریای شمالی، افغانستان و یا سوریه همواره تصمیم های گرفته است که هدف از آنها خودداری از انتقادهای جمهوری خواهان بوده است تا جایکه درستی و یا نادرستی این تصمیم ها مورد توجه نبوده است.

    او ادامه داد: عده کمی از جمهوری خواهان دوست دارند که از ناتو کناره گیری کنند اما در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری این موانع برداشته خواهد شد. کسی چه می داند که ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود چه کارهای را انجام خواهد داد؟

    وی به اروپایی‌ها توصیه کرد که اگر ترامپ برای دومین بار انتخاب شد، دیپلماسی خود را با کنگره تشدید کنند.

    بولتون افزود: ممکن است مجلس نمایندگان و مجلس سنا بتوانند در صورتی که ترامپ قصد خروج از ناتو یا خروج نظامیان آمریکایی از اروپا را داشته باشد، مانع رییس جمهوری شوند، اما مقاومت قوی از سوی دمکرات‌ها و جمهوری‌خواهان اتفاق خواهد افتاد، به همین خاطر اروپایی‌ها بهتر است که با کنگره در ارتباط باشند.

    ترامپ در نظرسنجی‌ها از رقیب خود، بایدن عقب افتاده است.

    نظر سنجی ها در حال حاضر ترامپ را بسیار عقب تر از رقیب دموکرات خود “جو بایدن” نشان می دهند، اما این نظر سنجی ها حدود 100 روز مانده تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای بولتون مفهومی ندارد.

    اظهارات مشاور امنیت ملی پیشین کاخ سفید پس از آن مطرح می‌شود که  ترامپ پس از تکیه بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا در انتخابات 2016 یکی پس از دیگری توافقات، پیمان‌ها و سازمان‌های اثرگذار بین‌المللی را ترک کرد که «پیمان آسمان‌های باز» و «سازمان جهانی بهداشت» جدیدترین آنها است.

  • لویه جرگه، لکه ننگ بر پیشانی احزاب سیاسی و شورای عالی مصالحه

    لویه جرگه، لکه ننگ بر پیشانی احزاب سیاسی و شورای عالی مصالحه

    از لویه‌‌جرگه، به‌عنوان یک گردهمایی سنتی-تاریخی یاد می‌‌‌‌شود. تدویر لویه‌‌جرگه‌‌‌‌ها در تاریخ افغانستان، روند پر فرازونشیب داشته است. از انتخاب احمدشاه ابدالی در لویه‌‌جرگه‌‌ی قلعه‌‌ی نظامی نادرآباد قندهار در سال ۱۷۴۷ میلادی گرفته تا لویه‌‌جرگه‌‌ی ۱۸۴۱ میلادی در خانه‌‌ی عبدالله اچکزایی در کابل که در برابر انگلیس‌‌‌‌ها اعلان جنگ کند. یا لویه‌‌جرگه‌‌ی ۱۸۶۵میلادی در کابل، در دوران عبدالرحمن‌‌‌‌خان و تأیید معاهده‌‌ی خط دیورند به‌عنوان مرز بین افغانستان و هند بریتانیایی تا لویه‌‌جرگه‌‌ی ۱۹۲۳ میلادی در دوران پادشاهی امان‌‌‌‌الله‌‌‌‌خان و تصویب نخستین قانون اساسی کشور. همچنان لویه‌‌جرگه‌‌ی ۱۳۸۱ خورشیدی و انتخاب حامدکرزی به‌عنوان رییس حکومت انتقالی و لویه‌‌جرگه‌‌ی ماه قوس ۱۳۸۲ خورشیدی و تصویب قانون اساسی فعلی افغانستان. آخرین لویه‌‌جرگه با نام «جرگه‌‌ی مشورتی صلح» در سال ۱۳۹۸ خورشیدی، پیرامون صلح و نحوه‌‌ی مذاکره با طالبان برگزار شد. البته در این میان، چندین لویه‌‌جرگه‌‌ی دیگر در طی نزدیک به سه‌‌‌‌صد سال برگزار شده است.

    لویه‌‌جرگه‌‌‌‌ها، ممکن گاه حل مشکل کرده باشند و تدویر آن، یک ضرورت پنداشته شود. مانند لویه‌‌جرگه‌‌‌‌های سال‌‌‌‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ خورشیدی که در فقدان یک قانون اساسی مورد پذیرش همه جریان‌‌‌‌های سیاسی و یک نظام سیاسی برگزار شد. گرچند لویه‌‌جرگه در قانون اساسی، تحت شرایط تعریف‌شده جواز برگزاری دارد؛ اما این کوره‌‌‌‌ راه قانونی، به معنای آن نیست که هر زمان دلت خواست به تدویر آن اقدام کن. تا به بهانه‌‌ی لویه‌‌جرگه، هر فرایندی که معمولا به ضرر حاکمیت است دور بزند. لویه‌‌جرگه‌‌‌‌ها در طول تاریخ افغانستان، دو ویژگی تقریبا ثابت داشته‌اند. یکی ریشه در فرهنگ قبیله‌‌‌‌ای داشتن و دوم، نتیجه‌‌ی آن به نفع حکومت بر سر قدرت تمام شدن.

    لویه‌‌جرگه از هیچ نهاد مشخصی نمایندگی نمی‌‌‌‌کند. نه از پارلمان، نه از احزاب سیاسی، نه از نهادهای مدنی و نه حتا از توده‌‌‌‌های مردم. کسانی که به نمایندگی از مردم از ولایات می‌آیند، اکثریت‌شان فرمایشی و در تعامل با والیان، ولسوالان و کسانی که به‌نحوی با حاکمیت در ارتباط‌اند، انتخاب می‌‌‌‌شوند.

    از طرفی، در لویه‌‌جرگه‌‌ی مشورتی صلح در سال گذشته، ظاهرا طالبان حق معرفی نماینده نداشتند. اما کسانی بودند که با تفکر طالبانی، زیر عنوان نماینده‌‌ی مردم شرکت کردند و با استفاده از شرایط مساعد پیش‌آمده، به نفع طالبان فعالیت و حتا در بسیاری موارد، موضوعات را به نفع طالبان سمت و سو دادند. این امکان سوءاستفاده از دارایی ملی و فضای امن ایجادشده زیر چتر حکومت، در لویه‌‌جرگه‌‌ی پیش‌‌‌‌رو نیز دور از احتمال نیست.

    اگر بگذریم از این‌‌‌‌که چه مباحثی در لویه‌‌جرگه‌‌ی پیش‌‌‌‌رو طرح خواهند شد و نتیجه چگونه پایان خواهد یافت، این لویه‌‌جرگه، دو رقیب شکست‌‌‌‌خورده دارد که عبارت است از:

    ۱. احزاب سیاسی. نیم قرن از عمر احزاب سیاسی می‌‌‌‌گذرد؛ احزابی که در کانون حوادث نیم قرن پسین در افغانستان بوده‌اند، اما هیچ‌‌‌‌گاه موفق به تشکیل یک حکومت سرتاسری در کشور نشد. تنها احزاب خلق و پرچم با حمایت اتحاد جماهیر شوروی وقت، توانست بخشی از خاک کشور را برای مدتی حفظ کنند. ولی احزاب جهادی، نه‌تنها موفق به ایجاد حکومت در پایتخت و مراکز ولایات نشدند، برعکس، کابل پایتخت را به خونین‌‌‌‌ترین جبهه‌‌ی جنگ تبدیل کردند و خط مقدم جنگ از ولایات به پایتخت منتقل شد. به‌‌‌‌رغم تاریخ پرآشوب احزاب سیاسی، اما جایگاه حقوقی و قانونی آن‌‌‌‌ در طی بیست‌‌‌‌سال اخیر، تعریف‌‌‌‌شده بوده و هیچ مانعی برسر راه فعالیت سیاسی این احزاب وجود نداشته است.

    تدویر لویه‌‌جرگه، در نبود نهادهای تعریف‌‌‌‌شده‌‌ی قانونی ضروری پنداشته می‌‌‌‌شود. تا پیش از نیم قرن، عملا حزب سیاسی وجود نداشت که بتواند در عرصه‌‌ی سیاسی عرض‌اندام کند. همچنان پس از آن، کشور در مراحل مختلف، دچار بحران‌‌‌‌های عمیق شد که به معنای واقعی کلمه، شیرازه‌‌ی حکومت‌‌‌‌داری را از هم پاشاند. ولی در دو دهه‌‌ی پسین، حداقل فرصتی که پیش آمد؛ باعث شد تا نهادهای قانونی ایجاد گردند. مانند پارلمان، نهادهای مدنی و رسانه‌‌‌‌ها. همچنان احزاب سیاسی فرصت یافتند تا از حالت فعالیت نظامی تغییر شکل دهد و به فعالیت سیاسی روی آورند.

    لویه‌‌جرگه‌‌ی پیش‌‌‌‌رو، به احتمال زیاد زمینه‌‌‌‌ساز حضور طالبان در قدرت سیاسی خواهد شد. حضور طالبان در بدنه‌‌ی حکومت، تنها شکل و شمایل نظام اداری افغانستان را متأثر نخواهد کرد. بل‌‌‌‌که مهم‌‌‌‌تر از آن، منش و کردار سیاسی را عمیقا تحت‌‌‌‌الشعاع قرار خواهد داد. در بعد سیاسی، این احزاب سیاسی‌اند که باید تصمیم بگیرند، نه لویه‌‌جرگه‌‌ی متشکل از اعضایی که نیت سیاسی آنان مشخص نیست که طالبانی‌اند یا متعهد به ارزش‌‌‌‌های دموکراتیک. حضور طالبان، پیش از آن که جایگاه اشرف غنی یا هر حاکم دیگر را تنگ کند، جایگاه احزاب سیاسی را ضیق خواهد کرد. احزابی که نیم قرن را به بهای خون هزاران انسان این سرزمین راه آمده‌اند و اکنون، بدون راهکار و چشم‌‌‌‌اندازی از آینده، گویا منزوی می‌‌‌‌شوند. یکی از خطاهای احزاب سیاسی در سال‌‌‌‌های آخر حکومت وحدت ملی این بود که برای تضعیف اشرف غنی، به‌جای آن‌‌‌‌که در زیر چتر قانون اساسی و با استفاده از امکانات موجود در داخل کشور، با آقای غنی رقابت کنند؛ به طالبان چراغ سبز نشان می‌‌‌‌دادند و به‌نحوی از انحا از طالبان قباحت‌‌‌‌زدایی می‌‌‌‌کردند.

    در این تردیدی نیست که رییس‌جمهور غنی، در حاشیه راندن احزاب سیاسی تعمد دارد. اما بر احزاب سیاسی است که در چنین فضای رقابتی، نگذارند تا اشرف غنی پیروز میدان گردد. احزاب سیاسی فرصت و زمینه‌‌ی آن را دارد تا از طریق نمایندگان خود در پارلمان و درون حکومت، روی آقای غنی فشار وارد کنند تا به خواست‌‌‌‌های سیاسی آنان تمکین کند.

    اگر اعضای لویه‌‌جرگه، نمایندگان واقعی مردم‌اند. روشن‌‌‌‌ترین پیام این سخن، این است که اعضای پارلمان و احزاب سیاسی، نمایندگان واقعی مردم نیستند. نفس تدویر لویه‌‌جرگه در شرایط کنونی، نماینده‌‌‌‌بودن اعضای پارلمان و احزاب سیاسی را منتفی می‌‌‌‌کند. گرچند در لوی جره‌‌ی سال گذشته بعضی احزاب سیاسی آن را تحریم کردند. اما این تحریم، مانع ایجاد آن نشد. این‌‌‌‌ها نشانه‌‌‌‌های زوال احزاب‌اند. این جریان‌‌‌‌های سیاسی باید مانع این نشانه‌‌‌‌های زوال شوند  و الا سقوط‌شان حتمی است.

    ۲. شورای عالی مصالحه. رقیب دیگر در حال شکست این لویه‌‌جرگه، شورای عالی مصالحه است. حکومت فعلی برآمده از دل یک منازعه‌‌ی انتخاباتی است که یک طرف مدعی پیروزی، رییس‌جمهور شد و طرف دیگر، رییس شورای عالی مصالحه. شورای عالی مصالحه، با مدیریت صلح و چالش‌‌‌‌های مرتبط با آن، موضوعیت پیدا می‌‌‌‌کند. اگر قرار باشد، رییس شورای عالی مصالحه و طرف‌‌‌‌داران آن، عضو لویه‌‌جرگه باشند؛ پس تفاوت آن با بقیه اعضایی که حتا ممکن پنهانی نمایندگان طالبان باشند یا تفکر طالبانی داشته باشند در چیست؟ و از طرفی، آن زمان جایگاه حقوقی و وزنه‌‌ی سیاسی رییس و اعضای شورای عالی مصالحه، به‌شدت زیر سوال خواهد رفت.

    داکتر عبدالله عبدالله، در صورت شرکت در این لویه‌‌جرگه، پیش از نشستن بر چوکی لویه‌‌جرگه‌‌ی پیش‌‌‌‌رو، باید به این پرسش پاسخ دهد که در صورت عضوشدن در لویه‌‌جرگه، از کدام آدرس آمده است. پارلمان؟ احزاب سیاسی؟ نهادهای مدنی؟ رسانه‌‌‌‌ها؟ یا نمایندگان مردم از روستاها؟ این پرسش در فراروی شورای عالی مصالحه، یک پرسش تکنیکی در راستای مدیریت صلح نیست، بل‌‌‌‌که یک سوال ماهیتی از فلسفه‌‌ی وجودی این شورا است. شورای که با پشتوانه‌‌ی رأی مردم ایجاد شد؛ جایگاهش در توافق‌‌‌‌نامه‌‌ی سیاسی مشخص شد و فلسفه‌‌ی وجودی آن، تلاش در راستایی تحقق صلح می‌‌‌‌باشد. اکنون، عضو لویه‌‌جرگه‌‌‌‌ای قرار است شود که به مثابه‌‌ی «داغ ننگ بر پیشانی» آن، شعار ما صلح می‌‌‌‌خواهیم را به‌عنوان عضو سر خواهد داد.

    اگر رییس شورای عالی مصالحه، بگوید این جلسه به خواست یا مشوره‌‌ی او دایر شده است، با دستان خود، بخشی کلیدی از صلاحیت‌‌‌‌هایش را به یک نهاد حاشیه‌‌‌‌ای تفویض کرده است؛ چرا در روز اعلان، صدای تدویر لویه‌‌جرگه از حلقوم رییس شورای عالی مصالحه بیرون نشد؟ به هرصورت، در این لویه‌‌جرگه بازی، آقای غنی و طالبان در موقعیت بردبرد قرار دارند. ولی بازنده‌‌ی اصلی، احزاب سیاسی و شورای عالی مصالحه‌اند.

    موسی شفق

    اطلاعات روز

  • رونالدو بهترین بازیکن فصل سری آ ایتالیا شد

    رونالدو بهترین بازیکن فصل سری آ ایتالیا شد

    فوق‌ستاره یوونتوس با نمره 7.82 در صدر بازیکنان این فصل سری‌آ قرار گرفت.

    سایت امتیازدهی «هواسکورد» کریستیانو رونالدو را به عنوان برترین بازیکن فصل سری آ ایتالیا معرفی کرد.

    فصل رقابت‌های سری آ ایتالیا با قهرمانی یوونتوس به پایان رسید و در این راه کریس رونالدو موفق به ثبت 31 گل شد و در جایگاه دوم برترین گلزن این مسابقات قرار گرفت. بر این اساس سایت هواسکورد، این فوق ستاره پرتغالی را به عنوان برترین بازیکن فصل سری‌آ انتخاب کرد.

    رونالدو در این فصل جدا از 31 گل زده، 5 پاس گل ساخت، در هربازی میانگین 1.5پاس کلیدی را از خود برجا گذاشت و 10 بار به عنوان برترین بازیکن معرفی شد. در مجموع رونالدو امتیاز 7.82 امتیاز را به دست آورد و در صدر برترین بازیکنان فصل قرار گرفت.

    در رده دوم جوزپ ایلیچیچ ستاره آتالانتا قرار گرفت. وی امتیاز 7.65 را به دست آورد، چیرو ایموبیله هم با امتیاز 7.57 در رده سوم قرار گرفت.

  • ترامپ سربازان امریکایی در افغانستان را به 4 هزار کاهش می دهد

    ترامپ سربازان امریکایی در افغانستان را به 4 هزار کاهش می دهد

    رئیس جمهور آمریكا در سخنانی ابراز داشت به زودی تعداد سربازان آمریكایی در افغانستان را به چهار هزار نفر خواهد رساند.

    دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریكا در بیاناتی از کاهش نیرو های آمریکایی در افغانستان تا 4 هزار نفر خبر داد.

    رئیس جمهور ترامپ گفت: «ما در آینده بسیار نزدیک شمار نیرو های‌مان  در افغانستان را تا 8 هزار تن کاهش داده و سرانجام فقط 4 هزار نظامی در افغانستان باقی خواهند ماند.»

    به گفته رئیس جمهور ایالات متحده در حال حاضر مذاکرات در خصوص کاهش حضور نظامی آمریکا در افغانستان ادامه دارد.

     او دقیقاً مشخص نکرد كه كاهش قوای نظامی چه زمانی صورت خواهد گرفت. ترامپ با گفتن “خیلی زود” از یادآوری یک بازه زمانی مشخص خود داری کرد.

    در پاسخ به سؤال روزنامه نگاران در مورد شمار نیرو های نظامی آمریکا در افغانستان تا انتخابات نوامبر امسال، ترامپ پاسخ داد: «احتمالاً بین 4 تا 5 هزار نفر در افغانستان باقی خواهند ماند».

    بر اساس توافقنامه صلح آمریکا و طالبان که در 29 فبروری (10 حوت 1398) در قطر به امضا رسید نیروهای آمریکایی به شرط متعهد بودن طالبان به توافقنامه قرار است در یک بازه زمانی 4.5 ماهه به 8600 نظامی کاهش یابند.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا  بارها گفته نیروهای آمریکایی نمی تواند نقش پولیس را در افغانستان بازی کند.

    با این وجود، برخی آگاهان می گویند که حضور و یا عدم حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان خوراک تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است و این کشور توجهی به پایان جنگ در افغانستان ندارد.