داکتر عبدالله عبدالله که امروز یکشنبه ( ۱۷ حوت) در مراسم گرامیداشت از هشتم مارچ روز جهانی زنان در کابل صحبت میکرد، گفت پراکندگی و تفرقهای که در سطح سیاسی افغانستان وجود دارد، در نشان دادن قوت در تمثیل اراده و خواستهای مردم افغانستان کمک نمیکند.
عبدالله همچنان گفت به کمی و کاستیها در جمهوریت و همچنان پراکندگی و تفرقه در سطح سیاسی افغانستان باید رسیدگی شود. به گفته او، همه باید به این نتیجه برسند که با باورهای متفاوت در یک جامعه در صلح زندگی کنند.
او تأکید کرد در صورتی که یک طرف فکر کند که از طریق جنگ و با استفاده از فُرصتهای کوتاه مدت میتواند بر اوضاع مسلط شود، راه رسیدن به صلح را جدا میکند.
رییس شورای عالی مصالحه ملی افزود صلح سالهاست که خواست مردم افغانستان است و با وجودی که امروز وضعیت فرق کرده و زمینه برای مذاکرات فراهم شده، اما هنوز هم توقعی را که مردم از پیشرفت در مذاکرات صلح داشت، به دست نیامده است.
آقای عبدالله در بخشی از صحبتهایش به طرح جدید ایالات متحده امریکا زیر نام «طرح دولت انتقالی صلح» نیز اشاره کرد و گفت این طرح بهحیث یکی از نظریات برای تسریع روند صلح است.
عبدالله گفت: «از مطرح شدن نظریات باید خوف نداشته باشیم. نظریات مطرح میشود، باید رویش بحث شود و بالآخره همان چیزی که خواست مردم افغانستان است در آن جستجو شود و چیزی که کمبود دارد اصلاح شود و اگر مشکلاتی وجود دارد، مشکلاتش برجسته شود».
طبق اظهارات عبدالله، شورای عالی مصالحه ملی این طرح را با تمام اقشار مردم افغانستان شریک میکند و هرگاه نیاز به تصمیمگیری باشد، نظریات مردم را نیز در نظر خواهد گرفت.
دسته: سیاست
-

عبدالله: تفرقه سیاسی موضع جمهوریت در مذاکرات صلح را تضعیف کرده است
-

قضیه هرات باید به صورت جدی پیگیری شود
دفتر معاونیت دوم ریاست جمهور در بیانیهای گفت حمدالله محب مشاور امنیت ملی و محمد محقق مشاور ارشد رییس جمهور در امور سیاسی و امنیتی در دیدار با سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری، قضیه جبرئیل هرات را به طور همهجانبه به بحث گرفتند.
در این دیدار که بعد از ظهر روز گذشته صورت گرفت، فیصله شد حادثه جبرئیل هرات باید به طور جدی بررسی شده و عوامل و ریشههای آن به طور شفاف شناسایی و به رهبری حکومت گزارش داده شود.
گفتنی است روز چهارشنبه هفته گذشته پولیس هرات برای بازداشت حبیبالله غوریانی به منطقه جبرئیل هرات یورش برد ولی با مقاومت افراد حبیبالله غوریانی مواجه شد. -

نادر نادری: گفت و گوهای صلح معنا دار نیست
نادر نادری، عضو هیئت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان، میگوید تا اکنون هیچ گفتوگوی جدیای بین هیئتهای دولت و طالبان انجام نشده است.
آقای نادری که روز یکشنبه (۱۷ حوت)، در یک نشست خبری سخن میزد، گفت: «در سه ماه اول، گفتوگوهای فشردهای انجام شد؛ اما بخش عمدهی آن مسایل ارزشی ما بود. در سه ماه بعدی که از ۵ جنوری آغاز شد و تا اکنون ادامه دارد، بحث جدیای انجام نشد و طرف مقابل بیشتر در تلاش وقتکشی و خریدن زمان بود.»
به گفتهی او، در چند روز گذشته تلاشهایی انجام شده و هیئت دولت افغانستان امیدوار است که از این به بعد، زمینهای فراهم شود تا در بارهی آتشبس، مشارکت سیاسی و سایر مسایل مهم، بحث صورت گیرد.
آقای نادری افزود: «چند مجلس طولانیای وجود داشته و دلیل این که برخی از اعضای هیئت گفتوگوکننده این جا استند، این است که بحثها به گونهی معنادار آغاز نشده است. موقف ما این است که به جز از دو اصل در قانون اساسی که ارزشهای مردم و انتخابات است، سایر موارد میتواند تعدیل شود.»
او گفت که با شتابزدگی در گفتوگوها، صلح پایدار در افغانستان تامین نخواهد شد.
آقای نادری تصریح کرد: «روند صلح، حوصله و صبر میخواهد و نیاز به دقت بیش از حد دارد. ارزشهای ما، بحث عدالت، رسیدگی به قربانیان جنگ و التیام بخشیدن به جامعه، نیاز به دقت بیشتر دارد. با سرعت و بیدقتی نمیتوانیم صلح پایدار را بیاوریم و با تاخیر نیز نمیتوانیم خونریزی را توقف بدهیم.»
این در حالی است که دور دوم گفتوگوهای صلح، دستکم سه ماه پیش در قطر آغاز شد؛ اما از آن زمان تا اکنون، هیچ نشست رسمیای میان دو طرف برگزار نشد. در این مدت، هیئت طالبان سفرهایی به ایران، روسیه و ترکمنستان داشت و به گفتهی اعضای هیئت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان، طالبان در گفتوگوهای صلح وقفه ایجاد کردند.
با این همه، در چهارم حوت، روسا و برخی از اعضای هیئتهای دو طرف، پس از گذشت چندین هفته با هم دیدار کرده و در بارهی آجندای گفتوگوها صحبت کردند.
عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحهی ملی، نیز چند روز پیش گفت که طرفهای گفتوگوکننده در روزهای اخیر، تماسهایی داشتهاند؛ اما توقع مردم افغانستان هنوز هم برآورده نشده است.
با این حال، زلمی خلیلزاد، نمایندهی ویژهی وزارت خارجهی امریکا برای صلح افغانستان، چند روز پیش به قطر رفت تا با نمایندگان طالبان در بارهی تسریع گفتوگوهای صلح، صحبت کند.
-

تطبیق کامل تعهدنامه بررسی شد
زلمی خلیلزاد نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان و جنرال میلر فرمانده نیروهای حمایت قاطع در افغانستان با ملا برادر معاون سیاسی و عبدالحکیم حقانی رییس تیم مذاکرهکننده طالبان در قطر دیدار کردند.
محمد نعیم سخنگوی گروه طالبان در قطر روز شنبه(۱۶ حوت) در توییتی در مورد این دیدار نگاشت: «در این نشست، هر دو طرف تعهد خود را به توافقنامه دوحه ابراز داشتند و بر تطبیق کامل آن صحبت نمودند.»
به گفته وی، این دیدار که شام روز گذشته صورت گرفته، جوانب همچنین در مورد وضعیت فعلی افغانستان، تسریع و موثریت روند مذاکرات میانافغانی تبادل نظر کردند.
زلمی خلیلزاد پیش از این با هیئت مذاکرهکننده دولت افغانستان در دوحه نیز دیدار کرده بود. -

خلیلزاد ضد کابل و واشنگتن
سفر هفته گذشته زلمی خلیلزاد نماینده امریکا برای صلح افغانستان به کابل، هیاهوی بسیاری بر پا کرد؛ هیاهویی که بر پایه اظهارات کاخ سفید بر سر هیچ بوده است!
گزارشها حاکی از آن است که خلیلزاد در این سفر، به دولت جمهوری اسلامی افغانستان و گروهی از سیاستگران، طرحی پیشنهاد کرده که حاوی نقشه راه تشکیل یک حکومت انتقالی است.
این طرح که گفته میشود در ده صفحه تنظیم شده است، گزینههای گوناگونی را برای ایجاد «دولت انتقالی صلح» پیشنهاد میکند.
بر پایه گزارشها طرح خلیلزاد، حاوی چگونگی ساختار سیاسی جدید افغانستان با نهادهایی مثل قوه مجریه، مقننه، دادگاه عالی و دادگاههای محلی است. در کنار این سه نهاد، یک شورای عالی فقه اسلامی و یک کمیسیون تعدیل قانون اساسی نیز از نهادهایی است که در طرح تازه خلیلزاد پیشبینی شده است.
همچنین برگزاری نشستی شبیه نشست «بن» اول با حضور رهبران سیاسی به میزبانی سازمان ملل نیز در طرح خلیلزاد پیشنهاد شده است.
بر اساس طرح خلیلزاد، فاتحه جمهوریت در افغانستان خوانده است و همه آنچه در بیست سال گذشته، با خون مردم و نیروهای امنیتی افغانستان برای دفاع و مرزبانی از جمهوریت رشته شده، پنبه شده است، اما آیا آنچه از آن تحت عنوان طرح «ایجاد دولت انتقالی صلح» نام برده میشود و زلمی خلیلزاد، حامل و عامل و فاعل آن است، تنها زاده فکر خلیلزاد است یا ممهور به مهر کاخ سفید هم هست و الا و لابد باید در عرصه سیاست افغانستان اجرا و اعمال شود؟ در این میان، جایگاه دولت مشروع و منتخب جمهوری اسلامی افغانستان در تصمیمگیری و تصمیمسازی برای آینده سرنوشت سیاسی کشور، کجا است؟
زلمی خلیلزاد، معمار افغانستان پساطالبان شناخته میشود. او در نشست بن اول نیز در ساخت و ساز ساختار سیاسی کنونی کشور، نقشی محوری داشت، اما با توجه به کاستیهای ساختاری و محتوایی آن نشست، خشت اولی که خلیلزاد برای ساختار سیاسی افغانستان در ۲۰۰۱ گذاشت، کج بود و دیوار بناشده بر آن نیز قاعدتاً کج بالا رفت و افغانستان را وارد باتلاق بحرانهایی عظیم کرد.
اما این بدان معنا نیست که همهچیز به نقطه اول برگردد و دوباره از صفر بنا شود. ساختاری که خلیلزاد معمار آن بود، با همه کاستیها و کژتابیهایش محوری شد که مردم افغانستان را بر مدار خود گرد آورد و آنان برای مانایی و پایایی آن قربانیانی بیشمار دادند و به دستاوردهای مبارک و متکثری دست یافتند؛ آنگونه که اکنون هزار بار نظام مستقر و موجود را بر امارت طالبانی یا هر ساختاری که مبتنی بر ایدئولوژی رادیکالیستهای افراطی استوار باشد، از بیخ و بن برنمیتابند و برگزاری نشستی شبیه نشست بن نیز برای شان معنا و مفهومی ندارد و طرح خلیلزاد نیز راهی به دهی نخواهد برد.
این مهم مخصوصاً از آنجا قابل تأمل است که خلیلزاد، فراتر از نماینده امریکا برای صلح افغانستان، عمل کرده است..
در این میان، واکنش کاخ سفید به گزارشها مبنی بر ارائه نقشه راه آینده سیاسی افغانستان از سوی خلیلزاد به سیاستگران افغانستان، آب سردی بود که روی دست آن طرفها ریخت که خوش باورانه در پی حکومت موقت بودند، بیآنکه عوارض و عواقب این اتفاق با همه تاریکیها و تباهیهایی که برای مردم افغانستان به ارمغان میآورد، اهمیتی داشته باشد.
کاخ سفید گزارش پیشنهاد خلیلزاد برای برگزاری نشستی شبیه نشست بن را رد کرد و گفت: این گزارش وضعیت فعلی را به طور دقیق احتوا نمیکند. ایالات متحده هیچگونه پیشنهاد رسمی نمیدهد و به بررسی تمام گزینههای مربوط در مورد رویکرد آینده نیروها ادامه میدهد.
در بیانیه کاخ سفید همچنین آمده است که خلیلزاد در مورد طیف وسیعی از روشها برای پیشبرد دیپلماسی بحث کرده است، نه چیزی دیگر.
ند پرایس سخنگوی وزارت خارجه امریکا نیز روز گذشته گفت که خلیلزاد به منطقه رفته تا در مورد مسیر پیش رو بحث کند.
وی گفته است: آنها در حال ملاقات با رهبران افغانستان و منطقه برای گفتوگو در مورد یک مسیر رو به جلو هستند؛ مسیری که نتایج بادوام به ارمغان میآورد. نتایج مذاکرات صلح افغانستان به عهده مردم افغانستان است. ما معتقدیم که این نتایج باید منعکسکننده آرزوهای مردم افغانستان باشد.
همگامی و همنفسی با آزادی و مردم سالاری، تجربه زیسته بیستساله افغانستان است؛ آنگونه که له شدن در زیر ظلم و زنجیر و شلاق و شمشیر طالبان و دوباره ققنوسوار از خاکستر خود سر برآوردن، تجربه زیسته پنجساله این مردم است.
حال، مردمی که در بیست سال گذشته تجربه ارجمندی در حوزه نهادسازیهای دموکراتیک را از سر گذرانده و برای رسیدن به این مرحله، عزیزترین و ارزشمندترین هزینهها را پرداخته است، چگونه میتواند از خیر و خوبی همه داشتهها و دستاوردهای خویش بگذرد؟با آن که تب تشکیل دولت انتقالی در یکی دو روز گذشته بسیار فراگیر شده است، اما پاسخی که امروز آقای غنی به آن در کابل داد، بیش از هرچیزی تعیینکننده بود.
آقای غنی گفت که دولت آماده است در مورد برگزاری انتخابات شفاف و سراسری در افغانستان تحت نظارت جامعه جهانی و زمان برگزاری این انتخابات گفتوگو کند و به نتیجه برسد. به گفته او انتقال قدرت تنها از طریق انتخابات ممکن است و این اصل هرگز قابل معامله نیست. او که در مراسم افتتاح سال سوم دوره هفدهم شورای ملی سخن میگفت، همچنین تأکید کرد: «من به عنوان خادم ملت، مسئولیت دارم که نگذارم که خون و اشک و عرق مردم افغانستان که در ۲۰ سال برای تحکیم آزادی و صیانت از ارزشها و مردمسالاری ریخته شدهاند، هدر بروند».
او تاکید کرد: «وعده میسپارم که هیچ تصمیمی در مورد سرنوشت افغانستان بدون مشورت متداوم و سهم مستقیم و تایید تمام اقشار افغانستان صورت گرفته نمیتواند».
آقای غنی با تاکید بر پیروی از قانون اساسی کشور گفت: «هر نهادی میتواند خیال و خوابی را در کاغذی بنویسد و راه حل برای افغانستان توصیه کند، این کاغذها هم در گذشته نوشته شده و حال هم و در آینده هم نوشته خواهد شد. وثیقه ما قانون اساسی است و وثیقه دیگری نیاز نیست».
صلابت انعطافناپذیر آقای غنی در دفاع از روح و جسم قانون اساسی، فصلالخطاب همه طرحها و حرفها است و هر برنامهای از سوی هر قدرتی، ناگزیر است در برابر قانون اساسی به مثابه آیینه تمامنمای اراده همگانی و مطالبات مشروع یکایک شهروندان افغانستان، سر تسلیم فرود بیاورد. -

افراد ناشناس یک جوان را در کابل کشتند
پولیس کابل میگوید یک پسر جوان شب گذشته از سوی افراد ناشناس در مربوطات حوزۀ پنجم امنیتی شهر کابل کشته شده است.
پولیس کابل افزود شب گذشته یک تن در مربوطات ناحیه پنجم شهر کابل، توسط افراد مسلح ناشناس کشته شده است.
فردوس فرامرز، سخنگوی پولیس کابل گفت این حادثه در ساحه آبرسانی از مربوطات ناحیه پنجم شهر کابل رخ داده است.
به گفته وی، یک تن به اتهام این رویداد بازداشت شدهاست.
-

طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان بررسی شد
دفتر شورای عالی مصالحه ملی اعلام کرد عبدالله عبدالله، رییس این شورا با ( مک کری ) معاون سفیر امریکا ( شنبه، ۱۶ حوت ) در کابل در رابطه به طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان دیدار و گفتگو کرده است.
بر اساس اعلام شورای عالی مصالحه ملی، در این دیدار آخرین تلاشها در روند صلح، طرح پیشنهادی تازه ایالات متحده آمریکا برای صلح و گامهای بعدی این روند، مورد بحث و تبادل نظر قرارگرفته است.
همچنان در این گفتگو دو طرف از تسریع روند مذاکرات استقبال کرده و خواهان یافتن یک راهحل سیاسی همه شمول و پایان جنگ در افغانستان شدند.
این در حال است که روز گذشته رئیس جمهور غنی در مراسم گشایش شواری ملی با طرح حکومت موقت صلح مخالت کرد.
همچنان آقای غنی در افتتاح دوره سوم شورای ملی گفت، طرحهای که از سوی نهادهای بیرونی برای آینده افغانستان نوشته میشود برای ما ارزشی ندارد و جایگاه قانون اساسی کشور را تضعیف کرده نمی تواند.
او تاکید کرد حفظ نظام، قانون اساسی و حق تعیین سرنوشت سیاسی مردم از اولویتهای دولت افغانستان در روند صلح است.
به گفته آقای غنی، انتقال قدرت تنها از طریق انتخابات باید صورت گیرد، در غیر آن افغانستان با فروپاشی مواجه خواهد شد.
قابل ذکر است زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا برای صلح افغانستان در آخرین سفر خود به کابل، طرح حکومت انتقالی صلح را با رهبران سیاسی افغانستان شریک ساخته است.
این طرح از سوی ایالات متحده آمریکا برای پایان بحران سیاسی و ختم جنگ در افغانستان به طرفهای درگیر در این کشور ارایه شده است.
-

صلح جهانی مورد بررسی قرار گرفت
دیدار پاپ فرانسیس و آیتالله علی سیستانی به صورت خصوصی و بدون رعایت تشریفات معمول در خانه آیتالله سیستانی در شهر نجف برگزار شده است.
این دیدار یکی از نقاط برجسته سفر پاپ به عراق است. برای تامین امنیت این دیدار، واتیکان و نجف برای ماهها گفتوگوهایی فشرده و همچنین برنامهریزی دقیق را پیش برده بودند.
دفتر آیتالله سیستانی بیانیهای درباره این دیدار منتشر کرده است. در این بیانیه آمده «در این دیدار درباره چالشهای بزرگی که بشریت در این دوران با آن روبروست و نقش ایمان به خداوند سبحانه و تعالی و پایبندی به ارزشهای والای اخلاقی برای غلبه بر آنها گفتوگو و تبادل نظر شد».
این نخستین سفر یک پاپ به عراق است و همچنین اولین سفر بینالمللی پاپ فرانسیس از زمان شیوع همهگیری کرونا.
هدف از این سفر دیدار با جامعه مسیحیان عراق و همچنین گفتوگو با رهبران سایر ادیان عنوان شده است. پاپ فرانسیس ۸۴ ساله پیشتر درباره این سفر به خبرنگاران گفته بود که او خود را ملزم به انجام وظیفه میداند و این سفر را به عنوان «زائر صلح» انجام میدهد و از خدا میخواهد پس از سالها جنگ در عراق صلح و آشتی برقرار شود.
لوئیز یاکو، اسقف اعظم کلیسای کلدانی عراق نیز پیش تر گفته بود طی این ملاقات پاپ و آیتالله سیستانی قرار است «سند اخوت برای صلح جهانی» به امضا برسانند.
میگوئل آنخل آیوسو گوئیشوت مسئول شورای پاپی گفتوگو بین ادیان درباره این سفر و دیدار پاپ با آیتالله سیستانی گفته است که او یک رهبر مذهبی است که از اقتدار اخلاقی بالایی برخوردار است.
آیتالله سیستانی نقشی برجسته در جامعه عراق ایفا کرده است. فتوای آیتالله سیستانی برای مقابله با داعش از جمله فعالیتهای خبرساز و تاثیرگذار آیتالله سیستانی بود.
ملاقات پاپ با آیتالله علی سیستانی در نجف، سفر به ناصریه مرکز ولایت ذیقار و بازدید از شهر باستانی اور، ملاقات عمومی با مسیحیان در شهر اربیل و دیدار با مقامات سیاسی و مذهبی اقلیم کردستان عراق، از برنامههای سفر چهار روزه پاپ عنوان شده بود. -

رحمانی: فرهنگ سرپرستی در اداره جات دولتی باید خاتمه یابد
رییس مجلس نمایندگان علاوه کرد همکاری نزدیک بین سه قوه دولت و احترام به جایگاه هر سه قوه رسیدن به دولت قانون مند را تسهیل میکند.
به گفته وی، احترام گذاشتن به مصوبههای مجلس نمایندهگان، احترام به قانون است.
او گفت که رای اعتمادگرفتن اعضای کابینه از سوی مجلس نمایندهگان قانونی بودن این نهاد را تقویت میکند.
میررحمان رحمانی در عین حال خاطرنشان کرد که در آغاز سال سوم کاری دوره هفدهم شورای ملی، مجلس نمایندهگان انتظار دارد که رهبری دولت به عرف سرپرستی خاتمه بدهد و اعضای کابینه، دادگاه عالی و سایر مقامهایی را که نیاز به رای اعتماد مجلس دارند، برای گرفتن رای اعتماد معرفی کند.
از سوی دیگر، رییس مجلس نمایندهگان در مراسم افتتاح شورای ملی از طالبان خواست که خشونتها را کاهش و در مذاکرات انعطاف نشان دهند.
اوهمچنان گفت که طالبان از طرح و اجرای اجنداهایی که جنبه اجرایی ندارد، دست بردارند.
به گفته رحمانی، مجلس نمایندهگان از رهبری طالبان میخواهند که در تاریخ کشور به عنوان صلح کننده گان با عزت یاد شوند و به این ترتیب خشونتها را کاهش و به آتش بس دایمی تن دهند.
رییس مجلس نمایندهگان با اشاره به روند صلح گفت که افغانستان در یک آزمون تاریخی قرار دارد و همکاری بین سه قوه دولت در این مرحله مهم است.
-

از یک انفجار در کابل جلوگیری شد
حوالی ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر در مربوطات ولسوالی خاک جبار در یک مغاره کوه تروریستان یک عدد دیگ بخار مملو از مواد منفجر را پنهان نموده بودند و می خواستند با انتقال ان به شهر مردم بی گناه را هدف قرار دهند.
قبل از رسیدن به هدف شان توسط تیم مشترک امنیتی کابل کشف و در یک ساحه غیر مسکونی انفجار داده شد.
-

دادستان ریاست امنیت ملی ولایت هلمند در یک انفجار کشته شد
عطاالله افغان رئیس شورای ولایتی هلمند می گوید که در این رویداد موتر شاه محمود آقا؛ دادستان ریاست امنیت ملی این ولایت هدف ماین قرار گرفتهاست.
به گفته پولیس ولایت هلمند، در این رویداد دو نفر کشته شده و ۸ غیرنظامی دیگر نیز زخمی شده اند.
تا کنون مسوولیت این رویداد را فرد و یا گروهی بر عهده نگرفته است.
ناامنی و حملات هدفمند از چند ماه به اینسو در اکثر ولایات کشور افزایش یافتهاست.
با وجود تعهدات نهادهای امنیتی در زمینه جلوگیری از این رویدادها، اما هنوز این نوع انفجارها در نقاط مخلتف کشور صورت میگیرد.
-

آتش سوزی مهیب در گمرک فراه/امکانات مهار آتش وجود ندارد
تاج محمد جاهد، والی فراه آتشسوزی را «شدید» توصیف کرد و گفت امکانات برای مهار این آتشسوزی در بندر شیخ ابونصر فراهی وجود ندارد.
به گفتهی آقای جاهد، آنها تلاش میکنند از ایران برای مهار این آتشسوزی کمک بخواهند.
او جزئیات بیشتری در این مورد ارائه نکرده است
گفته می شود آتشسوزی در بندر شیخ ابونصر فراهی گسترده است.
این در حالی است که در ۲۵ ماه دلو، آتشسوزی مهیبی در گمرک اسلام قلعه هرات رخ داد که بر بنیاد آمار اتاق تجارت و سرمایهگذاری هرات به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دالر امریکایی در این آتشسوزی اموال بازرگانان حریق شده است
-

انتقال قدرت تنها از راه انتخابات ممکن است
رییس جمهور غنی در این مراسم انتقال قدرت از طریق انتخابات را اصل غیرقابل معامله خوانده و گفت: انتقال قدرت از طریق انتخابات برای ما یک اصل غیر قابل معامله است، ما آماده استیم که در مورد زمان برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و سرتاسری تحت مدیریت جامعه جهانی بحث کنیم.
او افزود: رسیدن به صلح پایدار ممکن است، اما رسیدن به صلحی که خشونت را پایان دهد و ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به ارمغان آورد، نیازمند مدیریت، تعهد و فداکاری است.
رییس جمهور رسیدن به صلح پایدار را هدف مقدس خوانده و گفت: رسیدن به صلح پایدار برای ما نه تنها یک خواست، بلکه یک هدف مقدس است؛ صلح هدف ما و دولتداری موثر مسئولیت ما است.
از سویی هم، او تضمین منطقهای و جهانی صلح را ضروری خوانده و تصریح کرد: اجماعی که در سطح ملی، بینالمللی، منطقهای و جهان اسلام برای صلح پایدار که محصول آن یک افغانستان مستقل، واحد و مردم سالار باشد، به وجود آمده است بی نظیر است، تضمین منطقه و جهان برای صلح پایدار در افغانستان یک امر حتمی و ضروری است.
رییس جمهور محمد اشرف غنی بر حفظ نظام، قانون اساسی و انتخابات تاکید کرده و گفت که در حکومت پسا-صلح قانون اساسی و نهادهای ملی ما به جای خودشان خواهند بود.
همچنین رییس جمهور غنی حملات هدفمند اخیر را حمله بر حال و آینده افغانستان خواند. او در این مورد گفت: حمله بر علمای کرام، خبرنگاران، فعالان حقوق بشری و جامعه مدنی، زنان فعال در جامعه، کارمندان ملکی دولت و جوانان نخبه، حمله بر حال و آینده این ملت است. -

جسد یک افسر ارشد کانادا در داخل سفارت این کشور در کابل پیدا شد
به نقل از گلوبل نیوز، وزارت دفاع کانادا در بیانیهای گفت جسد «گای ادم لا» یک افسر سفارت کانادا در محل اقامتش در تاریخ ۲۵ فبروری یافت شده است.
این وزارت گفت علت مرگ این افسر تحت بررسی است و «غیر عملیاتی» ارزیابی میشود.
این افسر اهل «ساسکاتون» کانادا است و از ماه اگست بدینسو در سفارت کانادا در کابل مشغول انجام وظیفه بوده است. وزارت دفاع کانادا در این بیانیه با خانواده وی ابراز همدردی کرده است. -

خلیلزاد به طالبان پیشنهاد حکومت موقت را داده است
به نقل از وال استریت جورنال، زلمی خلیلزاد نماینده خاص امریکا در امور روند صلح افغانستان به تازگی پیشنهاد کرده است رهبران حکومت افغانستان و طالبان نشستی را به منظور گفتوگو روی حکومت موقت برگزار کنند.
در همین حال، نادر نادری عضو تیم مذاکراتی دولت گفته است حکومت افغانستان هر گونه مسیر ممکن را بازنگری میکند تا صلح با عزت برای مردم افغانستان به دست آید.
وی گفته است: این نظام جمهوری بر مبنای فداکاری تعداد زیادی از مردم ما و شرکای بینالمللی ما ساخته شده است. صلح آبرومندانه باید از اینها محافظت کند.
کاخ سفید اما گزارش پیشنهاد خلیلزاد را برای برگزاری این نشست رد کرده است.
کاخ سفید گفته است: این گزارش وضعیت فعلی را به طور دقیق احتوا نمیکند. ایالات متحده هیچ گونه پیشنهاد رسمی نمیدهد و به بررسی تمام گزینههای مربوط در مورد رویکرد آینده نیروها ادامه میدهد.
در بیانیه کاخ سفید آمده است سفیر خلیلزاد در مورد طیف وسعی از روشها برای پیشبرد دیپلماسی بحث کرده است، نه چیز دیگر.
از طرفی هم، ند پرایس سخنگوی وزارت خارجه امریکا روز گذشته گفته است که خلیلزاد و تیمش به منطقه رفته تا در مورد مسیر پیشرو بحث کند.
وی گفته است: آنها در حال ملاقات با رهبران افغانستان و منطقه برای گفتوگو در مورد یک مسیر رو به جلو هستند، مسیری که نتایج بادوام به ارمغان میآورد. نتایج مذاکرات صلح افغانستان به عهده مردم افغانستان است. ما معتقدیم که این نتایج باید منعکس کننده آرزوهای مردم افغانستان باشد. -

خوشیفتگی از انسان حکمتیار می سازد
گلبدین حکمتیار از شخصیتهای جهادی-سیاسی افغانستان است و پیوسته فراتر از قلمرو صلاحیت و تواناییهایش خود را نمایش داده است. از رفتار این شخصیت سیاسی طوری به نظر میرسد که گویا رویکرد سیاسی-حزبیاش همیشه یکی از برحقترین، جناحها و جریانهای سیاسی در افغانستان بوده و مثلاً برای صلاح مردم افغانستان دست به اعمال خشونتآمیز زده است. به گمانم از نظر آقای حکمتیار، مردن در خیابانها صلاح مردم افغانستان است.
حکمتیار یکی از رهبران جهادی است که با دیگر گروههای تندرو اسلامی رابطهی تنگاتنگی دارد. او بنا بر روابطی که با القاعده و گروههای تندرو دیگر داشت، نتوانست از دولت پسا بن سهمی بگیرد. این امر باعث شد که چندین سال در کوههای افغانستان متواری باشد و علیه دولت افغانستان و متحدانش بجنگند. همچنان گلبدین پس از سقوط طالبان در چندین حملهی تروریستی شهر کابل دست داشت و صدها غیرنظامی را با حملات تروریستی به خاک و خون نشاند.
اکنون با تظاهرات مسالمتآمیز میخواهد خود را در شمار انسانهای مدنی نشان دهد. آقای حکمتیار نمیداند، در پیوست به هر عملی که تهدید وجود داشته باشد، رفتار خشونتآمیز به شمار میآید. چنانچه چندی پیش آقای حکمتیار با تظاهرات ارگ را تهدید به تسخیر کرده بود.
با اینکه حکمتیار عملکرد غیرقابلقبولی داشت، دولت افغانستان با او صلح کرد و برایش جایگاه اجتماعی بخشید. دولت افغانستان بدون کیفرخواهی برایش امتیازهای بیشماری قایل شد و او را اجازه داد که در انتخابات افغانستان شرکت کند. با وجود ادعاهای فراوان، کموبیش ۳ درصد از کل آرای انتخابات را به دست آورد که شکست بزرگی برایش تلقی شد و تمثال تصورش از خودش فرو ریخت؛ اما در پشت تقلبهای کمیسیون انتخابات پنهانش کرد.
حکمتیار با وجود حاتمبخشیهای دولت افغانستان بهجای تمکین از راه ستیز با دولت پیش میآید و با این رویکرد دنبال جایگاه و پایگاه سیاسی است که یک مقداری نتیجه نیز داده؛ حکمتیار در بیستوششمین سالگشت خروج نیروهای شوروی در سخنرانی دولت را به فروپاشی تهدید کرد و خبر داد که با تظاهرات ارگ را تسخیر میکند. او پیشازاین تهدیدات پیوسته از تحریک طالبان حمایت کرده و با اینکه از دولت امتیاز میگیرد دولت را تهدید به فروپاشی و از دشمنان نظام و مردم افغانستان حمایت میکند، اما بازهم دولت از او میگذرد بهجای آنکه در دادگاه از او استقبال شود.اختلال خودشیفتگی در حکمتیار
معمولاً خودشیفتگی در بزرگسالی ظاهر میشود. افرادی که با این مرض دستوپنجه نرم میکنند؛ تصورشان در مغایرت با تصویر شخصی آنها از خودشان است و بهعنوان فرد پرمدعا و خودستا با همه برخورد میکند و آنچه دارند را ده برابر به رخها میکشند و نمایش میدهند. گلبدین حکمتیار پس از تطهیر شدنش گفته بود؛ یکصد و چند جلد کتاب چاپ کرده آنهم در زمانی که متواری کوهها بوده. آیا ممکن است یک فرد در کوهها متواری باشد و با دولت بجنگد و هم بتواند با خیال آرام صدوچند جلد کتاب بنویسد؟ گیرم که این فرد تمام عمرش را صرف کتابهای پرشمارش کرده باشد، آیا مردی که کل عمر دغدغهی جنگ و ستیز داشته میتواند اینهمه کتاب بنویسد، چگونه عمر این مرد کفاف داده است؟ تنها در خصوص نوشتن کتابهای حکمتیار پرسشهای فراوانی وجود دارد که همواره شخصیت او را در مغایرت با واقعیتش نشان میدهد
رهبر محبوب حزب اسلامی در انتخابات بیشتر از ۳ در صد آرا را از آن خود نکرد؛ ولی پیوسته کمیسیون را محکوم به تقلب آرا کرده و خود را پیروز میدان انتخابات فرض کرده بود. حزبی که گلبدین آن را از آن خود میداند دچار دودستگی است؛ هنگامی حکمتیار با دولت افغانستان صلح کرد، شاخهی دیگر این حزب که مشروعیت دولتی داشت به حکمتیار تمکین نکرد و همچنان به بقایای سیاسی خود بهعنوان حزب اسلامی جدا از شاخه حکمتیار ادامه داد.
حکمتیاری که نتوانست پس از برگشت نیم دیگر حزب خودش را با خود متحد کند؛ چطور مدعی برنده بودن در میدان انتخابات شده بود و این ادعای رهبر حزب اسلامی از کجا میآید؟
پس از تهدید دولت به فروپاشی با تظاهرات، حکمتیار لوحههایی در سطح شهر کابل خصوصاً دارالامان منتشر کرد که در آنها نوشته شده است: سرنوشت کمونیستهای ملحد و سکولارهای دینستیز یکسان است. این لوح تبلیغاتی حکمتیار نشان میدهد که او خود را تنها پیروز میدان در مبارزه با شوروی میداند، غافل از آنکه شکست شوروی هزاران دلیل دیگر داشت و در میدان مبارزه با شوروی تنها نمیجنگید.
جدا از این، منظور حکمتیار از سکولارهای دینستیز همین دولتی که وجودش را مشروعیت بخشیده و این مرد را در میان مردم تطهیر کرده، است. معلوم میشود که آقای حکمتیار ثبات فکری ندارد. او زمانی گفته بود که اگر یک امریکایی در افغانستان باشد، با دولت میجنگد؛ ولی حالا از همین دولت پول امریکاییها را خرج موترهای ضد گلولهاش میکند.
اکنون پرسش این است که حکمتیار با همین تظاهرات چند نفره، چگونه نظامی که اردو و پولیس منظم دارد تهدید به فروپاشی میکند؟ این برخورد حکمتیار از کجا میآید؟
زمانی که ادعاها و عملکردهای رهبر محبوب حزب اسلامی را در کنار هم قرار میدهیم، نتیجهای نمیگیریم جز اختلال روانیای به نام خودشیفتگی. با اینهمه اما ادعاهایی که از سوی این مرد میشود در مغایرت با عملکردش است و این خود نشانگر اختلالی است که رهبر محبوب تا کنون متوجه آن نشده است.صبح کابل
-

فرمانده گروه تروریستی البدر از دنیا رفت
منابع بیان میدارد كه «بختزمين خان»، فرمانده اعظم تنظیم البدر به دليل ويروس كرونا درگذشته است. او در گورستان رحمان بابا در نزديكي زمين دانشگاه پيشاور به تاریخ دوم مارچ سال ۲۰۲۱ دفن کردهاند.
بختزمین از سال ۱۹۹۸ بدینسو رهبر تنظیم البدر بود و مسئولیت جهاد در کشمیر را بر عهده داشت. طی دهه هشتاد گروه البدر تحت فرماندهی گلبدین حکمتیار علیه شوروی در افغانستان و سپس علیه نیروهای آمریکایی پس از سال ۲۰۰۱ جنگید. از دست دادن یک جهادی با ۴۰ سال تجربه جنگ بهعنوان یک عقبگرد بزرگ برای البدر و برنامههایش برای احیای تنظیم در کشمیر تلقی میشود.
البدر که در حال حاضر یک تنظیم فعال تروریستی در جامو و کشمیر است، توسط دولت هند در اول اپریل سال ۲۰۰۲، تحت قانون مصوبه جلوگیری از تروریسم (۲۰۰۱) که در ۲۸ اپریل سال ۲۰۰۲ به قانون جلوگیری از تروریسم تبدیل شد، بهعنوان یک گروه تروریستی شناخته شد. همچنین از سوی ایلات متحده امریکا بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناخته شده است.شکلگیری و اهداف البدر
البدر در ماه جون ۱۹۹۸ با هدف «مبارزات آزادی کشمیر» و «آزادسازی» دولت جامو و کشمیر هند و ادغام آن با پاکستان تشکیل شد. این تنظیم مدعی است که باید طبق تصمیمات سازمان ملل به کشمیریها حق تعیین سرنوشت داده شود. گفته میشود که البدر ریشه خود را از سال ۱۹۷۱ میداند؛ زمانی که گروهی به همین نام به بنگالیها در منطقهای که در آن زمان پاکستان شرقی شناخته میشد حمله کرد.
همچنان این گروه بهعنوان بخشی از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در افغانستان طی دهه ۱۹۸۰ فعالیت میکرد. ضمن حمایت از ایده کشمیر مستقل، از سازمانهای میانهرو کشمیری، مانند جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر (JKLF) نیز انتقاد میکند.
رهبری فعلی البدر مخالف ایالاتمتحده، اسرائیل و رژیم عربستان سعودی است. این تنظیم از گذشتهها اظهار داشته که کشمیر را «دروازهی هند» میداند و هدف خود را «آزادی» مسلمانان در بقیه هند پس از «اشغال» کشمیر توصیف میکند.
به گفته منابع رسمی در جامو و کشمیر، البدر که قبلاً تحت لوای حزبالمجاهدین (HM) فعالیت میکرد، توسط سازمان (ISI) و آژانس اطلاعاتی خارجی پاکستان، تشویق شد که در سال ۱۹۹۸ بهطور مستقل فعالیت کند. منابع اطلاعاتی هند اظهار داشته است كه نسخه جدیدی از البدر بهعنوان بخشی از این استراتژی تغییریافته در سال ۱۹۹۸، با القای جنگجویان خارجی كه در چندین تنظیم تروریستی دیگر در كشمیر خدمت میکنند، شکل گرفت.رهبری، ساختار فرماندهی و کادر در زمان شکلگیری تنظیم
البدر تحت هدایت لقمان بود، فردی که ساکن کشمیر پاکستان بود. بختزمین، ساکن پنجاب در پاکستان، «فرمانده ارشد» تنظیم بود. گزارش شده است که ارفین باهی با اسمهای مستعار لقمان و جاننثار فرمانده ارشد البدر در جامو و کشمیر است. ازجمله رهبران دیگر البدر عبارتاند از: «فرمانده راهاندازی» عرفان؛ «معاون عالی فرمانده» زاهد بهایی؛ «رییس تبلیغات» جاسم بات؛ ابو موای «مسئول ارتباطات» گزارش شده است که البدر دارای کادری تقریباً ۲۰۰ نفر، ازجمله ۱۲۰ جنگجوی خارجی است.ستاد و مناطق عملیاتی
دفتر مرکزی این تنظیم در مانصحرا در پاکستان است. همچنان گزارش شده است که این تنظیم، اردوگاهی در مظفرآباد (کشمیر تحت اداره پاکستان) نیز دارد. گزارش پنج سال گذشته حاکی از آن است که البدر در مناطق آنانتاگ، بارامولا، بودگام، سریناگر و کوپوارا دره کشمیر فعال است. همچنان در مناطق پونچ و راجوری در منطقه جامو حضور دارد.
البدر بخشی از شورای جهاد متحد (UJC) است (ائتلافی از گروههای تروریستی مستقر در پاکستان که در جامو و کشمیر فعال هستند). گزارش شده است که اردوگاههای آموزشی در منطقه منشرا در استان مرزی شمال غربی (NWFP) در پاکستان و کوتلی و مظفرآباد در کشمیر تحت اداره پاکستان موقعیت دارد. این تنظیم به تأسیسات حمله و یا تهدید به حمله داده است که تأسیسات نظامی هند و مقامات برجسته دولتی را در جامو و کشمیر هدف قرار میدهد.
گفته میشود که کادرهای البدر تحت تعلیم ISI در کارگریل در سال ۱۹۹۹ مشارکت فعال داشتهاند. فرمانده ارشد این تنظیم، بخت زمین در هنگام نفوذ برای نظارت بر حرکت کادرهایش از پاکستان به اسکاردو و مناطق روبهجلو آن مستقر بوده است.
این تنظیم که برای مدتی از اواخر دهه ۱۹۹۰ از بین رفته بود، با افزایش تعداد، چندین اعمال تروریستی را در سال ۲۰۰۰ در جمو و کشمیر آغاز کرد.
منابع رسمی نشان داده است که چندین تروریست کشته شده در سال ۲۰۰۰ از کادرهای البدر بودند. در یك واقعه از این دست، هنگام حمله نیروها به مخفیگاه آنها در تورو در نزدیكی گاندربال، پنج تروریست كه گویا بخشی از یك گروه انتحاری البدر بودند، كشته شدند.
این تنظیم با آتشبس در خط کنترل (Loc) اعلام شده توسط هند و پاکستان در نوامبر ۲۰۰۳ مخالفت کرده است. البدر بهطور مداوم با هرگونه روند گفتوگو بین هند و پاکستان مخالف است.
بهعنوان مثال؛ رییس تنظیم، بختزمین در مصاحبهای در ۴ سپتامبر ۲۰۰۱ گفت که هند در مورد گفتوگو برای حلوفصل مسالمتآمیز مسئله کشمیر صادق نیست. او ضمن درخواست از پاکستان برای تمرکز بر تقویت جهاد بهجای «اتلاف وقت بیشتر برای دستیابی به یک توافق با مذاکره»، از رژیم نظامی خواست تا از شروع هر اقدامی که سبب تضعیف «جنبش آزادیخواهی» در جامو و کشمیر شود خودداری کند.
همچنان این تنظیم سعی کرده است سبک زندگی اسلامگرایانه را در مناطقی که فعالیت میکند، اعمال کند. بهعنوان مثال، گزارشهای آگوست ۲۰۰۳ نشان میدهد که البدر به زنان در مناطق روستایی جمو و کشمیر دستور داده است که شغل پولیسی را کنار بگذارند، حجاب بپوشند، پس از ۱۴ سالگی ترک تحصیل کنند و بدون همراهی یک مرد بیرون نروند. آنها درباره عواقب نامشخص در صورت عدم رعایت قوانین توسط زنان هشدار میدادند.
در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۲، در یک اقدام تروریستی بزرگ علیه زنان در سراسر منطقه جامو، تروریستها سه دختر جوان ازجمله دو دانشجوی دانشگاه را در روستای حسیوت در منطقه راجوری کشتند.
گزارش شده است که حوادث جداگانه توسط گروهی متشکل از سه تروریست پاکستانی متعلق به البدر تحت رهبری «فرمانده منطقه» زبیرگل انجام شده است. این تنظیم در ماه جون ۱۹۹۹ یک مجله ماهانه تحت نام البدر که مطالب آن به زبان اردو بود را از کراچی و راولپندی راهاندازی کرد.
البدر ارتباط نزدیکی با سازمان اطلاعات بین سرویسهای (ISI) و جماعت اسلامی در پاکستان دارد. روزنامه دیلیتایمز مستقر در لاهور در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۳ گزارش داد که آژانسهای امنیتی در حال تحقیق در مورد روابط حزب مجاهدین و البدر با القاعده، طالبان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار هستند.
گزارشهایی مبنی بر اینکه مجاهدین سابق این دو سازمان جهادی را برای طالبان و حزب اسلامی از ولایت مرزی شمال غربی (NWFP) و بلوچستان استخدام میکردند، وجود داشت. -

نیابتی بودن جنگ افغانستان رسیدن به صلح در این کشور را دشوار ساخته است
رییسجمهور اشرف غنی در مصاحبه اخیر خود با بیبیسی اصرار داشت که شرایط صلح در افغانستان به شرایط جنگ بستگی دارد. به گفته وی، در گام نخست، بهدلیل شدتگرفتن خشونت از سوی گروههای مسلح، از جمله طالبان، نیروهای امنیتی افغانستان به حمایت بینالمللی نیاز دارند. دوم، بدون پرداختن به پناهگاههای طالبان در پاکستان، وضعیت درگیری تغییری نخواهد کرد. وی گفت: «پیام من این است با کسانیکه به طالبان پناه میدهند، باید بسیار صریح صحبت شود.» و افزود: «نگرانیهای زیادی از سقوط در جنگ داخلی وجود دارد.»
پیام او این است که دولت بایدن با مقامات پاکستان که حامی اصلی طالبان است، گفتوگوهای جدی داشته باشد. درحالیکه طالبان هنوز انتخابات را بهعنوان یک سازوکار سیاسی قانونی به رسمیت نمیشناسد، غنی بیان داشت که تنها راهی که او میتواند برای سازش و مصالحه از قدرت کنار برود، انتخابات است. اما طالبان میخواهند غنی استعفا کند و نظام سیاسی افغانستان به امارت اسلامی آنان که در دهه ۱۹۹۰ میلادی ایجاد کرده بودند، یا چیزی شبیه به آن، تغییر کند.
روند دوحه
با آغاز دور اول گفتوگوهای بینالافغانی صلح در سپتمبر ۲۰۲۰، در حالیکه مذاکرات هفته گذشته پس از دو ماه وقفه از سر گرفته شد، خشونت در افغانستان شدت گرفته است. توافقنامه دوحه که در اوایل سال گذشته بین طالبان و دولت ترمپ در قطر امضا شد، نتوانست خشونتها را در این کشور متوقف کند. جو بایدن، رییسجمهور ایالات متحده اندکی پس از مراسم تحلیف خود در جنوری ۲۰۲۱، بررسی توافقنامه دوحه را آغاز کرد تا مشخص کند که آیا طالبان به تعهدات خود در قطع ارتباط با دیگر گروههای شبهنظامی و گفتوگوهای صلح با دولت افغانستان پایبند بودهاند یا خیر.
پاکستان از دولت بایدن خواسته است که به توافقنامه دوحه «ثابت قدم» بماند و برای تعدیل آن تلاش نکند. توافقنامه امریکا و طالبان دولت افغانستان را تضعیف کرد و به طالبان امتیاز داد. این توافقنامه در حالی با نا دیده گرفتن دولت افغانستان به طالبان اجازه داد تا مشروعیت کسب کند، که در صورت متعهد ماندن طالبان به تعهدات شان، نیروهای امریکایی و ناتو در مدت ۱۴ ماه کشور را ترک کنند. از نظر پاکستان، همانطور که شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه این کشور گفت، این توافقنامه یک گام «در مسیر درست» برای گفتوگوهای صلح است، وضعیت طالبان را نیز بهبود بخشیده و تغییر رژیم در کابل را به یک امکان واقعی تبدیل کرده است.
هر چند که این جنگ ابعاد پیچیدهی داخلی دارد، اما در واقع یک منازعه نیابتی است که پاکستان در برابر نفوذ هند در افغانستان، به راه انداخته است. از نظر پاکستان، افغانستان به زمین بازی هند تبدیل شده و طالبان تنها نیرویی است که میتواند منافع پاکستان را تأمین کند. در نتیجه، روند صلح افغانستان دارای یک بعد پیچیدهی منطقهای نیز است.
در عین حال ثابت شده است که نظام ایدئولوژیک طالبان برای یک روند دموکراتیک که از حقوق شهروندان حمایت میکند، انعطاف پذیر نیست و این باعث نگرانی در مورد طالبان برای ایجاد یک نظام جدید مبتنی بر تبعیض میشود. با در نظرداشت ماهیت استراتژیک جنگ نیابتی، تاریخ افغانستان و پاکستان و ایدئولوژی طالبان، اگر دولت بایدن وضعیت را دستکم بگیرد، چهار سناریوی زیر قابل تصور است:
سناریوی ۱: جنگ داخلی بدون دولت
در این سناریو، نخست شورشیان طالبان کنترل جغرافیایی حکومت را کاهش داده و آن را به مراکز شهرها و مراکز ولسوالیها محدود میکند. این احتمال حملات طالبان به شهرهای بزرگ را افزایش داده است.
در سناریوی اول، طالبان از طریق خشونت به دنبال فتح و کنترل است که این میتواند منجر به فروپاشی حکومت و سقوط در کام یک جنگ داخلی فراگیر باشد. در چنین شرایطی، بهدلیل تنشهای فزاینده قومی، فقر و حضور شبهنظامیان دیگر مانند داعش، زمینه برای جنایات گسترده فراهم است. فقط تصور کنید که تحمیل جنگ در شهرهایی مانند کابل با میلیونها نفر تأثیر بگذارد. در عین زمان، بحرانهای سیاسی در افغانستان در حال افزایش است که با خروج زودهنگام نیروهای ناتو میتواند تشدید شود. بنابراین، خروج نیروهای خارجی طبق جدول زمانبندی توافق دوحه یک هشدار است. براساس این توافق، قرار است همه نیروهای امریکایی و ناتو کشور را تا اول ماه می ترک کنند.
بهخصوص اگر بدون یک توافق جامع صلح بین مقامات افغانستان و طالبان، حکومت برچیده شود، این سناریو بیشتر اتفاق میافتد. درخواستهای فزایندهای برای کنارهگیری غنی جهت هموارکردن زمینه برای ایجاد یک حکومت موقت که شامل طالبان باشد، وجود دارد. با این حال، روی کار آمدن یک حکومت موقت بدون وقوع توافقنامه صلح ــ توافقنامهای که شامل سازوکارهایی برای موفقیت آن باشد – خطرناک است. در چنین یک سناریویی، اگر دور دیگری از خشونتها تحت ادارهی حکومت موقت آغاز شود، متحد نگهداشتن و رهبری نیروهای امنیتی افغانستان دشوار میشود. این امر بهویژه در صورتی اتفاق میافتد که جامعه بینالمللی برای حفظ و موفقیت چنین روند صلح شکنندهای، استراتژی نداشته باشد.
سناریوی ۲: جنگ داخلی با وجود حکومت
ترس دیگر این است که خروج نیروهای امریکایی و ناتو بدون توافق صلح بین دولت افغانستان و طالبان صورت گیرد. در این سناریو اگر دولت نیروهای ضد طالبان را بسیج کند و از حمایت خارجی برخوردار شود، دچار یک سقوط کامل نخواهد شد، اما احتمالا خشونت از مناطق روستایی به شهرهای پرجمعیت گسترش مییابد.
با نزدیکشدن حلقه محاصره جنگ به کابل، ممکن مقامات دولتی به مناطقی خارج از کابل عقبنشینی کرده و تا زمانیکه از رسمیت بینالمللی و حمایت قدرتهای خارجی -احتمالا هند، روسیه و ایران برخوردارند- به جنگ علیه شبهنظامیان طالبان ادامه میدهند. این وضعیت همان چیزی است که در دهه ۱۹۹۰ دولت رییسجمهور برهانالدین ربانی در برابر جنگ طالبان تجربه کرد. حکومت ربانی از کابل خارج شد اما به نقش خود در درگیری ادامه داد و حمایت بینالمللی را حفظ کرد.
در سناریوی دوم که خشونت تمام کشور را فرا میگیرد، جنگ زمینه محلی به خود میگیرد. حکومت برای بقای خود با نیروهای محلی متحد میشود. حکومت توانایی طرح یک چالش متناسب در برابر طالبان را نخواهد داشت و نقش آن تا حدود زیادی به یک نقش نمادین فرو کاست میکند. درعین حال، تسخیر کل کشور برای طالبان بسیار سخت خواهد بود. نیروهای ضد طالبان – از جمله حوزه ائتلاف شمال سابق- همچنان با آنها خواهد جنگید.
سناریوی ۳: توازن موازی در برابر حکومت
در سناریوی سوم، طالبان با کنترل جغرافیایی بیشتر و گسترش جنگ در ساحات وسیع تر، حکومت را به چالش میکشد اما حکومت بهطور کامل سقوط نمیکند. در عوض، کنترل بزرگ شهرها و بسیاری از مناطق دیگر را حفظ خواهد کرد.
یک نمونه از توازن موازی در جنگهای نیابتی، حزب الله لبنان است، جاییکه یک سازمان شیعی هردو جناح سیاسی و نظامی را دارد. فعلا چنین چیزی در افغانستان رخ داده است. طالبان در عمل با کنترل ۷۵ ولسوالی و گسترش جنگ و ناامنی در ۱۸۹ ولسوالی دیگر از مجموع ۴۰۵ ولسوالی در افغانستان، به این مهم دست یافتهاند. مطابق این سناریو، به محض برقراری آتشبس، این وضعیت رسمیت مییابد، چون فضای سیاسی برخی از مناطق تحت کنترل طالبان و برخی دیگر تحت کنترل حکومت به رسمیت شناخته میشود.
جالب اینجاست که حکومت و طالبان طرفدار چنین شرایطی نیستند. طالبان خواستار کنترل کامل افغانستان اند، در حالیکه دولت میخواهد طالبان در نظام سیاسی فعلی ادغام شود. براساس فرض این سناریو، کمکهای بینالمللی به دولت افغانستان میتواند ادامه یابد اما بدون همکاری پاکستان، هیچ تغییری ایجاد نمیشود و طالبان به جنگ خود ادامه میدهند. در صورت ادامه حمایت ایالات متحده و سایر اعضای ناتو از دولت، این سناریو محتمل است که دولت بقا کند.
سناریوی ۴: توازن حد اکثری از درون، اما بدون حکومت کنونی
در سناریوی آخر، فشار نظامی و سیاسی بر حکومت وارد میشود تا یک توافقنامه صلح شکننده را که خواستههای طالبان را برآورده میسازد، قبول کند. طالبان نوع نظام سیاسی خود را تحمیل میکنند که به آنها مشروعیت دینی میبخشد و به آنها اجازه میدهد تا بر سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی تفوق حاصل کند. یک توافق صلح تحت مقررات طالبان این امکان را برای آنها فراهم میکند تا سرانجام قوههای مثل قوه مقننه و دستگاه قضایی را در اختیار بگیرند یا قدرت بالاتری در آنها داشته باشند. علاوه بر این، تخمین زده میشود که طالبان دهها هزار جنگجو داشته و براساس چنین توافق صلح، آنها یا به نیروهای امنیتی ملحق میشوند و یا بهعنوان نیروهای موازی، مسلح باقی میمانند و در صورت لزوم آماده عمل میشوند.
این سناریو ممکن است یک پیروزی نرم به نظر برسد، اما بهراحتی میتواند تبدیل به خشونت شود. خروج جامعه بینالمللی از افغانستان و خوشبینی غیر واقعی نسبت به موقعیت ایدئولوژیک و روابط نیابتی طالبان ممکن این سناریو را تسهیل کند. پاکستان از این نسخه توافقنامه صلح که طالبان را در سیاست افغانستان نقش مسلط میدهد، حمایت میکند. این سناریو برای بسیاری از مردم افغانستان قابل قبول نیست و میتواند وضعیت شکنندهای را ایجاد کند که میتواند منجر به خشونت شود.
چشماندازی برای یک صلح پایدار
توافق صلح دوامدار تنها زمانی محتمل است که هر دو طرف چندین عامل اساسی را در نظر بگیرند. این موارد شامل توافقنامه صلح احتمالی، اجرای آن، نظام سیاسی آینده و نحوه تأمین حقوق شهروندان است.
نخست، نیاز است به پاکستان فشار آورده شود تا علیه پناهگاههای طالبان در داخل این کشور، اقدام کند. دستکم پاکستان باید اطمینان دهد که خشونت کاهش یافته و طالبان هنگام مذاکره با دولت افغانستان، انعطاف پذیر هستند. در غیر این صورت، تصور صلح پایدار در متن جنگ نیابتی دشوار است. در عین حال، افغانستان باید در سیاستهای منطقهای بیطرف باشد و آینده آن نباید وابسته به رقابت هند و پاکستان باشد.
دوم، روند تقسیم قدرت با طالبان باید مبتنی بر شفافیت باشد. توافقنامه صلح باید بهطور متقابل توافق شود طوریکه شامل چندین مرحله تطبیق و نظارت بینالمللی باشد. با این حال، توافق برای تقسیم قدرت باید بخشی از توافقنامه صلح باشد، نه برعکس آن. اجرای تقسیم قدرت قبل از توافق صلح بسیار خطرناک است و میتواند منجر به فروپاشی نظم سیاسی شود.
سوم، حقوق شهروندی و زنان و مشروعیت دموکراتیک، باید اساس نظام سیاسی آینده باشد. در غیر این صورت، در کشوری پر تنوع و تکثر اجتماعی و سیاسی افغانستان، صلح پایدار امکان پذیر نیست.
چهارم، یک نظام سیاسی استوار بر تفکیک قوا ضروری است. اطمینان از اینکه قدرت سیاسی در دست یک حزب مانند طالبان نیست، افغانستان را در برابر سواستفاده از قدرت محافظت میکند.
بنابراین، برای اطمینان از صلح در افغانستان و خروج مسئولانه نیروهای خارجی، بسیار مهم است که دولت بایدن پیامدهای جنگ نیابتی را در تلاشهای صلح، در نظر بگیرد. وقتی صحبت از زمینه داخلی میشود، بدون در نظر گرفتن تنوع سیاسی- اجتماعی کشور و حقوق شهروندان، فکر کردن در مورد صلح پایدار بسیار دشوار است.
عباس فراسو دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه دیکین استرالیاست. او دارای مدرک ماستری در رشته مطالعات صلح و منازعه از دانشگاه مطالعات خارجی توکیو در جاپان است. پژوهشهای عباس فراسو بر تأثیرات جنگ نیابتی بر پویایی جنگ داخلی متمرکز است.
عباس فراسو، دانشجوی دکتری از استرالیان
-

خلیلزاد به حکومت و طالبان اولتیماتوم داد
همزمان آقای خلیلزاد نیز با انتشار پیامی در توییتر گفت در این سفر سه روزه خواستار یافتن یک توافق سیاسی میان دولت افغانستان و پیکارجویان طالب شده تا آتش بس دائمی و همهجانبه در کشور تحقق یابد.
آقای خلیلزاد در ادامه افزود در جریان دیدار با مقامهای دولتی، چهرههای سیاسی و اعضای جامعه مدنی در کابل پیرامون گزینههای متعدد برای پیشبرد روند صلح مباحثی را رد و بدل کرده است.
وی گفتگو با مقامهای افغان را دلگرمکننده عنوان و تاکید ورزیده است یک اجماع همگانی و گسترده و حمایت قابل قبول از روند صلح در کشور وجود دارد.
در خبرنامه سفارت آمریکا آمده نماینده این کشور روی تمرکز ایالات متحده بر افغانستان، دیپلماسی و جلب حمایت بیشتر جامعه بینالمللی برای صلح کار کرده است.
-

نظامیان بلندپایه پاکستان و قطر در باره نقش دو کشور در پروسه صلح افغانستان گفت و گو کردند
سعید بن حصین الخیارین فرمانده نیروی زمینی قطر روز گذشته به پاکستان سفر با جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش آن کشور ملاقات کرده است.
در این دیدار، دو طرف در مورد روابط دوجانبه، همکاریهای اقتصادی و امنیتی، وضعیت امنیتی منطقه و نقش پاکستان و قطر در روند صلح افغانستان تبادل نظر کردند.
بر بنیاد این گزارش، هیئت قطر از تلاشهای صادقانه ارتش پاکستان برای صلح در منطقه قدردانی کرده است.
جنرال باجوا نیز گفت ارتش پاکستان به روابط برادرانه خود با قطر ارزش زیاد قائل است.
سفر فرمانده نیروی زمینی قطر در حالی به قطر صورت گرفته که همزمان با توقف مذاکرات میانافغانی در دوحه، چندی پیش برخی دیپلماتهای بلندپایه قطر و ایالات متحده نیز به آن کشور سفر کرده بود.