نویسنده: rahapress

  • تئوری چهارضلعیِ چگونه می‌توان با طالبان به صلح رسید؟

    تئوری چهارضلعیِ چگونه می‌توان با طالبان به صلح رسید؟

    گفت‌وگوی صلح با طالبان جدی‌تر از هر زمان دیگر شده است و چنین به نظر می‌رسد که امریکا تصمیم گرفته است روندی را به وجود آورد که طالبان شریک مهم و تأثیرگذار آن باشد و از یک گروه شورشی و یا تروریستی شریک القاعده و گروه‌های جهادی دیگر جدا، جزئی از یک روند دولت‌سازی در افغانستان گردد تا زمینه‌ی ختم جنگ در افغانستان که با حمله امریکا علیه این گروه در افغانستان بعد از یازده سپتامبر شروع شد و برای این کشور هزینه جانی و مالی داشته است، فراهم گردد.

    امریکا برای رسیدن به این صلح، به گفته خودشان بر حامی طالبان یعنی پاکستان، فشار لازم اقتصادی و سیاسی را وارد کرده است و پاکستان طالبان را برای مذاکره و صلح حاضر کرده است. طرف سوم قضیه دولت و مردم افغانستان است که سال‌ها است صلح طلب کنند. لازم است در این زمینه به این نکته توجه شود که نظام افغانستان یک نظام شدیداً ایدیولوژیک و انعطاف‌ناپذیر نیست و حق مشارکت سیاسی در قدرت و آزادی فعالیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هیچ گروه را مخصوصاً اگر ماهیت اسلامی داشته باشد منع نمی‌کند، از این لحاظ هیچ ممانعتی برای پذیرش طالبان در روند دموکراتیک خویش ندارد. عدالت انتقالی از نوع کیفری در افغانستان عملاً قربانی صلح شده و می‌شود. دولت افغانستان تقریباً از همان آغاز صلح با طالبان را در برنامه کار خود قرار داد و گروه‌های سیاسی عمده نیز با این روند مخالفت نکردند. بنا بر این بیش از هر زمان دیگر، صلح محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

    لکن پرسش مهم این است که این صلح به چه قیمتی تمام خواهد شد؟ آیا می‌توان طالبان را مانند حزب اسلامی وارد روند نظام مبتنی بر قانون اساسی ساخت؟ چه مشکلات و راه‌کارهایی در راه رسیدن به این هدف وجود دارد؟

    برای این‌که بتوانیم راهی به سوی پاسخ به این پرسش‌ها باز کنیم، لازم است درکی دقیق از وضعیت داشته باشیم. به باور نگارنده توجه به نکات ذیل تا حدودی کمک می‌کند که درک دقیق‌تری از وضعیت به دست آوریم:

    ۱. امریکا مطابق سیاست اعلامی‌اش برای دفاع از امنیت ملی خود در افغانستان حضور نظامی دارد و معتقد است که در دوره طالبان، افغانستان به لانه امن تروریسم تبدیل شد و حادثه یازده سپتامبر در این کشور طراحی و اجرا گردید. لذا تا زمانی که مطمئن نشود که افغانستان دیگر به لانه امن تروریسم بدل نمی‌شود، این کشور را ترک نخواهد کرد. محور گفت‌وگوهای امریکا با طالبان نیز همین فقره است.

    ۲. قانون اساسی و ارزش‌های مدرن چیزی نیست که امریکا برای آن‌ها در افغانستان بجنگد، اما این‌ها اموری‌است که امریکا و سایر شرکای بین‌المللی افغانستان برای آن‌ها هزینه کرده‌اند و به باور آن‌ها در تأمین صلح پایدار و جلوگیری از سقوط دوباره افغانستان در چنگال تروریسم، نقش مؤثر ایفا می‌کند. بنا بر این محافظت از آن در راستای منافع آنان قرار دارد. لذا اگر خواست ملی قوی در این زمینه وجود داشته باشد، از آن حمایت می‌کنند.

    ۳. دولت در افغانستان در همه حال نیازمند حمایت قوی بین‌المللی است تا بتواند بر شورش‌های احتمالی و تروریسم (برای مثال داعش و شبکه‌های تروریستی خارجی دیگر، قاچاق مواد مخدر… ) حل مشکل مهاجرین مقیم در ایران و پاکستان، بی‌جاشده‌گان داخلی، عودت و اسکان آن‌ها و حل مشکل فقر، بی‌کاری و توسعه‌نیافته‌گی غالب آید. یک دولت منزوی بی‌اعتنا به قوانین بین‌المللی از جمله حقوق بشر و حقوق زنان نمی‌تواند این مشکلات را حل کند و لو این‌که این دولت از نوع طالبان، باشد. قیاس افغانستان طالبانی با عربستان سعودی قیاس مع‌الفارق است، چون آن‌ها از وزن اقتصادی و سیاسی لازم در نظام بین‌الملل برخوردار اند که به راحتی کارنامه حقوق بشری‌شان به دلیل منافع اقتصادی و یا سیاسی کشورها به منظور حفظ رابطه با این کشورها، نادیده گرفته می‌شود. اما افغانستان طالبان یک افغانستان نیازمند و محتاج است. تنها ابزارش صدور تروریسم است.

    ۴. رسیدن به فهم مشترک میان طالبان و سایر گروه‌ها بر محور ارزش‌های مدرن سخت و دشوار است اما ممتنع نیست. اما سخت بودن آن به این دلیل است که طالبان برای حل منازعه به دو مرجع بیش از هر مرجعی دیگر استناد می‌کند: زور و سنت. در عرصه زور گروه طالبان خود را پیروز احساس می‌کند و ارزش‌های مدرن را ناشی از حضور و تحمیل غربیان می‌دانند و سنت، یعنی اسلام با حضور آنان به عنوان طرف اصلی در گفت‌وگوی صلح، به مرجع مسلط و مسلم بدل شده و از هژمونی عاطفی قوی نیز در جامعه افغانستان برخوردار است و هیچ کسی جرأت نقد و چون و چرا را در برابر آن ندارد. لذا طالبان در گفت‌وگوها از این دو حیث خود را در مقام برتر می‌بینند لذا این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان گفت‌وگوی انتقادی بر پایه نوعی عقلانیت انتقادی را با مرجعیت اسلام ترکیب کرد و محور وسیع‌تر برای گفت‌وگوی انتقادی با طالبان به وجود آورد و به این وسیله در دیدگاه طالبان تغییر به وجود آورد و توافقی را که محصول نوعی فهم و عقلانیت مشترک باشد محقق ساخت. آیا می‌توان گفت‌وگوی انتقادی و عقلانی را با طالبان فعال کرد؟

    در ادامه کوشش می‌شود به این پرسش جواب داده شود. به نظر این جانب نظر به نکات مقدماتی‌ای که توضیح داده شد، در چهار عرصه چهار کار مهم انجام شود تا بتوانیم طالبان را متقاعد به قبول نظام مبتنی بر قانون اساسی کنیم:

    ۱. مشروعیت‌زدایی از جنگ، ۲ . مشروعیت‌زدایی از مشروعیت بین‌المللی طالبان، ۳. و اتکا به قدرت جامعه مدنی در عرصه ملی و بین‌المللی و ۴ گفت‌وگوی فرهنگی با طالبان.

    الف. مشروعیت‌زدایی از جنگ:

    بدون شک ایدیولوژی جنگ که به میانجی آن طالبان توانست ۱۸ سال مقاومت کند و از میان جوانان نیروی جنگی فداکار که حاضر اند تا سرحد انتحار بجنگد، جذب کند، چیزی جز اسلام نیست. به کمک ادبیات گرفته شده از اسلام طالبان جنگ خویش را توجیه می‌کند. در واقع جنگ خود را از نوع جهاد با کفار می‌داند و گاهی از ادبیات ملی‌گرایانه نیز استفاده می‌کند و جنگ خویش را مبارزه با اشغال خارجی و کسب استقلال می‌نامد. از روحیه وسیع بیگانه‌ستیزی و کافرستیزی که در میان مردم کشور وجود دارد نیز استفاده می‌کند، در واقع طالبان حضور نیروهای خارجی و همکاری با آنان و سبک زنده‌گی نسبتاً مدرن در شهرها و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی را که کم‌و‌بیش در شهرها وجود دارد، نشانه‌های کفر و بی‌دینی حکومت و کارمندان آن می‌شمارد و به این وسیله دولت و کارمندان دولتی را در همه سطوح کافر و مهدورالدم شمرده و جزو اهداف حملات جنگی و جهادی شان تعریف کرده است.

    اما هیچ گاه این ادبیات و تبلیغات، به درستی مورد تجزیه و تحلیل انتقادی قرار نگرفته است تا روشن گردد که تا چه اندازه براساس موازین اسلامی که در مذاهب رسمی اسلام تدوین شده است، ادعای تکفیر دولت و کارمندان دولتی درست و صحیح می‌باشد؟ آیا حضور نیروهای خارجی در افغانستان به معنی اشغال افغانستان توسط آن‌ها ست؟ آیا افغانستان از خود به لحاظ حقوقی و سیاسی حاکمیت ندارد؟ آیا انعقاد پیمان همکاری نظامی با ممالک غیر مسلمان توسط یک دولت مسلمان آن دولت را از دایره مسلمانی خارج می‌کند و یا در حد یک کشور اشغال شده تنزل می‌دهد؟ اگر این‌گونه باشد پس همه اعضای لویه‌جرگه مشورتی که به پیمان نظامی رأی دادند، کافر شده باشند؟ آیا نفوذ سیاسی یک کشور غیر مسلمان در یک کشور مسلمان سبب می‌شود که دولت آن کشور را کافر بدانیم؟ به چنین دلیل مجاز می‌باشیم که کارمندان ملکی یک دولت مورد حمایت کفار را کافر شمرده و مهدورالدم بدانیم؟ آیا می‌توان دولتی که آشکارا کفر نمی‌ورزد، اما رییس و اعضای آن مرتکب گناه کبیره می‌شوند و احکام شریعت را مو به مو اجرا نمی‌کنند، کافر شمرده و مهدورالدم دانست؟ آیا برای برانداختن چنین حکومتی و بر‌قراری خلافت کامله ما مجاز به جنگ و خروج مسلحانه می‌باشیم؟ این‌ها پرسش‌هایی اند که ما آن‌ها را طی این سال‌ها طرح و بررسی نکرده‌ایم. فتاوایی که تا کنون علما بعضا از طریق تشکل‌های دولتی و شبه‌دولتی صادر کرده‌اند، عمدتاً شامل دو جزء بوده است: اولاً با استناد به بعضی آیات و احادیث که قتل مسلمان را حرام می‌دانند، گفته‌اند که جنگ در افغانستان مسلمان‌کشی است و لذا شرعاً درست نیست و ثانیاً دولت افغانستان اسلامی است نه دارالحرب.

    مشکل این فتاوا این است که اولاً بسیار کلی بوده و مسأله‌محور نیست و مسائل یادشده را که در تبلیغات طالبان برجسته می‌شوند، نادیده می‌گیرد و ثانیاً گزینشی است، یعنی به برخی از آیات و احادیث استناد می‌کند، و آیات مورد استناد گروه‌های سلفی جهادی و تکفیری را از نظر می‌اندازد و استوار بر مبانی و نظریات فقهی و کلامی موجود در مذاهب اسلامی نمی‌باشد، بلکه مبتنی بر نوعی اجتهاد آزاد از آیات و احادیث است. لذا طالبان و گروه‌های تکفیری دیگر به راحتی می‌توانند به آیات و احادیث دیگر استناد کنند که دولت افغانستان و همکاران آن‌را در نزد هواخواهان‌شان کافر قلمداد کنند و از این طریق به جذب نیرو برای جنگ بپردازند و جنگ‌شان را توجیه کنند. این در حالی است که بدون از کار انداختن ایدیولوژی طالبان، نمی‌توان آتش جنگ را خاموش کرد. با از کار انداختن این ایدیولوژی می‌توان موتور محرک جنگ را که توسط طالبان و حامیان آن به کار گرفته می‌شود، خاموش کرد.

    در این خصوص راه حل این است که به جای استناد مستقیم و گزینشی به آیات و احادیث، تک‌تک مسایلی را که نام بردم از نگاه مذاهب اسلامی به طور خاص مذهب حنفی مورد بررسی قرار‌ داد، برای مثال آیا سلطان جائر واجب‌القتل است؟ آیا بر اساس این مذهب می‌توانیم نظام مبتنی بر قانون اساسی را یک نظام کفری بدانیم؟ و آیا برای استقرار امارت اسلامی مجاز به خروج مسلحانه و به راه انداختن قتل و کشتار اردوی ملی می‌باشیم؟ چون طالبان خود را یک جریان مذهبی و حنفی می‌داند و به لحاظ اجتماعی مشروعیت خود را از مذهب حنفی می‌گیرد، اما در واقع ادبیات این گروه تکفیری است و از ادبیات تکفیری نظیر القاعده و داعش برای تکفیر دولت افغانستان و نهادهای آن استفاده می‌کند. لذا برای از میان بردن مشروعیت جنگ کافی است که برای مردم افغانستان نشان داده شود ایدیولوژی جنگی طالبان تکفیری است و جایگاهی در مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت به طور خاص مذهب حنفی ندارد. در این صورت گروه طالبان مجبور است یا دست از ادعای حنفی بودن بردارد، اگر چنین کند، پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهد داد و یا این‌که به اصول مذهب حنفی در باب خروج و تکفیر برگردد، در این صورت به ناچار باید به جای جنگ تن به گفت‌وگو و فعالیت مسالمت‌آمیز سیاسی و در نتیجه صلح دهد.

    اما این‌که چرا بر مبنای مذهب حنفی نمی‌توان دولت افغانستان و قوای دفاعی آن را تکفیر کرد، دلیل آن تا حدودی واضح است، چون بر مبنای این مذهب مجاز به تکفیر اهل قبله نیستیم، ارتکاب فسق و فجور و گناه کبیره از جمله عدم تطبیق احکام شریعت موجب کفر و خروج از دین نمی‌شود، هم‌پیمانی با کفار و مانند آن اگر به فرض هم حرام باشد در حد گناه کبیره است، نه کفر صریح، لذا دلیلی برای تکفیر این دولت وجود ندارد.

    اما عدم جواز خروج مسلحانه: خروج مسلحانه بر اساس نظر مذاهب رسمی اسلامی در دو صورت می‌تواند جایز باشد: اول این‌که مملکت اسلامی تحت اشغال کفار قرار گیرد. اشغال امروزه یک اصطلاح حقوقی است که در نتیجه آن یک کشور حاکمیتش را از دست می‌دهد. اما افغانستان این‌گونه نیست، دولت افغانستان بر مبنای قانون اساسی خود اعمال حاکمیت می‌کند و مانند هر کشور مسلمان دیگر دارای حاکمیت است، حضور نیروهای خارجی در افغانستان در حال حاضر بر مبنای قوانین بین‌المللی و پیمان‌های دوجانبه است و این پیمان‌ها جنبه تحمیلی نداشته و به راحتی قابل لغو اند و بر اساس ضرورت منعقد شده است.

    دوم این‌که دولت و حاکم مسلمانان به کفر صریح روی آورَد، علناً اظهار کفر کند و مانع شعایر اسلامی شود. در حالی که دولت افغانستان رسماً جمهوری اسلامی است و دین دولت اسلام و هیچ قانونی نمی‌تواند مغایر با احکام اسلام وضع شود و رییس جمهور باید مسلمان و متولد از والدین افغان باشد. بنا بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که خروج مسلحانه علیه چنین دولتی را مجاز کند. البته برای اسلامی‌تر کردن جامعه و قوانین آن و جلوگیری از ظلم و ستم می‌توان امر به معروف و دعوت کرد، اما مجاز به جنگ مسلحانه نمی‌باشیم چون جنگ به تعبیر مذاهب اسلامی موجب فتنه بزرگ‌تر می‌شود. به همین دلیل تشکیل خلافت کامل از راه جنگ بر مسلمانان واجب نیست. لذا خلافت راشده حداکثر در تاریخ اسلام ۳۵ سال بوده است ( با احتساب دوره عمر بن عبدالعزیز) اما مسلمانان برای تشکیل مجدد آن از راه جنگ تلاش نکردند و فقها به وجوب آن فتوا نداده‌اند. البته می‌توان گفت که حکومت‌های جائر و ستم‌گر، حکومت مشروع دینی نیستند چنان‌که امام عبده و تا حدودی مودودی کوشیده‌اند این مدعا را به اثبات برسانند. رفتار امام ابوحنیفه در مخالفت با بنی امیه و بنی عباس و قیام امام‌حسین می‌تواند شاهد بر این مدعا باشد، که البته در اصلاح آن باید از راه دعوت و امر به معروف کوشش به عمل آید که روش امام حسین بوده است، ایشان برای تغییر حاکمیت دست به شمشیر نبرد، بلکه از آزادی خویش و مسلمانان که مجبور نباشند حکومت‌های جائر و ستم‌گر را تأیید کنند، دفاع کرد. (حتی از سیره امام حسین به تعبیر فقیه بزرگ شیعی نویسنده جواهر الکلام فی شرح شرائع‌الاسلام، بر وجوب امتناع از بیعت به سلطان جائر استدلال کرد، چون یک قضیه خاص است، احتمال خصوصیت مورد در آن داده می‌شود و لذا قابل تعمیم نیست) اما خروج مسلحانه برای کسب قدرت کاملاً یک مسأله متفاوت است و می‌تواند حکم متفاوت داشته باشد که فقهای مذاهب به دلیل این‌که موجب شر کثیر و فتنه بزرگ‌تر می‌شود، آن را مجاز ندانسته‌اند.

    پس می‌توان با قاطعیت ادعا کرد که طالبان بر مبنای مذاهب اسلامی هیچ مجوزی برای جنگ ندارند، مخصوصاً اگر با امریکا به صلح برسد، در این صورت ارایه یک تصویر اشغال شده از افغانستان دیگر هیچ وجهی نمی‌تواند داشته باشد، در آن صورت نمی‌تواند علیه دولت افغانستان بجنگد و از راه زور خود را بر مسلمانان افغانستان مسلط کند و سرنوشت آن را در دست بگیرد، چه اگر چنین کند، در این صورت مثل آنان، مثل خلفای بنی امیه خواهد شد، نه خلفای راشدین. در واقع می‌توان به روشنی ادعا کرد که تفسیر درست نظریه مذاهب مبنی بر عدم جواز خروج مسلحانه، نفی خشونت و کاربرد زور در سیاست است، یعنی آنان در واقع کاربرد زور و خشونت را در سیاست جایز نمی‌دانند؛ چون موجب فساد بزرگ‌تر می‌شود.

    ب. مشروعیت‌زدایی از مشروعیت بین‌المللی طالبان

    طالبان بر اساس حضور جنگی خویش و حمایت پیدا و پنهان رقبای منطقه‌ای افغانستان و امریکا، دارد آهسته‌آهسته از مشروعیت سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار می‌گردد و کوشش می‌کند خود را به عنوان گروهی متمایز از القاعده و داعش و تابع قوانین بین‌المللی معرفی کند. می‌کوشد خود را گروهی معرفی کند که به لحاظ فرهنگی از فرهنگ و ساخت واقعی جامعه افغانستان نماینده‌گی می‌کند و قدرت برقراری ثبات و نظم را در این کشور دارا می‌باشد. این‌ها مجموعه عواملی است که از منظر واقع‌گرایی به طالبان مشروعیت بین‌المللی می‌بخشد و کار را بر دولت و مردم افغانستان در رسیدن به صلح عادلانه، پایدار و همه شمول سخت و دشوار می‌کند.

    به نظر می‌رسد راه فایق آمدن بر این مشکل، مشروعیت‌زدایی از طالبان در عرصه بین‌المللی بر مبنای قوانین بشردوستانه بین‌المللی و حقوق بشر است و این‌که چهره واقعی این گروه را برای افکار عمومی جهان و نهادهای مدافع حقوق بشر ( اعم از میان دولتی و غیر دولتی) روشن کنیم. قوانین بشردوستانه در واقع قوانین بین‌المللی حاکم بر جنگ و منازعات مسلحانه است که در پی محافظت از حقوق بشری افراد در جنگ است. مشخصه بارز این قوانین این است که نقض این قوانین مصداق جرایم جنگی، جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود و در مواردی‌که از نوع جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی، ژنوساید، پاک‌سازی قومی و تجاوز علیه صلح به حساب آید، جرم بین‌المللی محسوب شده و به لحاظ بین‌المللی قابل تعقیب عدلی و قضایی می‌باشد. این‌گونه جرایم مصداق نقض حقوق بشر نیز محسوب می‌شود و دولت‌ها مطابق تعهدات بین‌المللی شان موظف اند گروه‌های ناقض این حقوق را به لحاظ سیاسی و اقتصادی نه تنها حمایت نکنند، بلکه تحت فشار قرار داده و منزوی کنند.

    بر اساس گزارش‌های مستند یوناما از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ بیش از ۷۰ هزار غیر نظامی در افغانستان به قتل رسیده و یا زخمی شده اند که نزدیک به هفتاد درصد آن توسط طالبان انجام شده است. طالبان در واقع به طرق ذیل قوانین بشردوستانه و یا همان قوانین جنگی را نقض می‌کنند:

    – قتل‌های سیستماتیک؛ طالبان تعریف کنوانسیون‌های بین‌المللی از افراد ملکی و اهداف غیر نظامی را قبول ندارد. از نگاه قوانین بین‌المللی افراد نظامی، یعنی افراد دخیل در جنگ اند، اما پولیس که وظیفه اصلی‌اش انفاذ قانون و برقراری نظم عمومی است، غیر نظامی و کارمند ملکی محسوب می‌شود، به عین ترتیب تمامی کارمندان خدمات ملکی به شمول قضات و سارنوالان، غیر نظامی و ملکی محسوب می‌شوند و در حال جنگ جزو اهداف نظامی محسوب نمی-شوند. اما طالبان با حربه تکفیر کارمندان دولت به طور خاص پولیس، قضات و سارنوالان را کافر شمرده و خود را مجاز به قتل آنها می‌دانند، به این ترتیب به شکل سیستماتیک و هدف‌مند طیفی وسیع از کارمندان خدمات ملکی را به قتل می‌رسانند که می‌تواند مصداق جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت به حساب آید. طالبان با استفاده از حربه تکفیر حتی بر کارمندان رسانه‌های آزاد و خبرنگاران نیز حمله کرده و آنها را به قتل رسانیده است که نمونه آن حمله بر موتر حامل کارمندان تلویزیون طلوع است. این موارد توسط یوناما مستند شده و قابل ارایه به نهادهای بین‌المللی و کشورهای جهان است.

    – عدم احتیاط لازم در جلوگیری از قتل افراد ملکی: طالبان از طریق عملیات انتحاری و حمله به اماکن غیر نظامی و یا سنگر گرفتن در اماکن غیر نظامی و محل مسکونی مردم ملکی، به هیچ وجه احتیاط لازم را جهت پیش‌گیری از قتل غیر نظامیان به عمل نمی‌آورند، بلکه آنها را در معرض کشتار وسیع خود قرار می‌دهند و حتی از آن‌ها به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند. در حالی‌که قوانین حاکم بر جنگ ، جوانب جنگ را موظف به اتخاذ احتیاط لازم، جهت پیش‌گیری از قتل غیر نظامیان می‌داند.

    – حمله بر اهداف غیر نظامی: طالبان مراکز تعلیم و تربیت دانشجویان پولیس و هوتل‌ها و بانک‌ها را مورد حمله قرار می‌دهند، در حالی‌که همه این‌ها اهداف غیر نظامی محسوب می‌شوند و حمله بر آنها ممنوع و حداقل جرم جنگی محسوب می‌شود.

    – حمله بر جمعیت غیر نظامی: گاهی طالبان بر قریه‌ها و روستا‌های مسکونی مردم عادی احتمالاً به انگیزه‌های مذهبی و قومی حمله می‌کنند و افراد غیر نظامی را تیرباران می‌کنند، نظیر آن‌چه در خزان سال جاری در قریه‌های هزاره‌نشین ارزگان خاص مرتکب شدند و نگارنده این سطور گوشه‌ای از این جنایت را به طور مستند به مراجع بین‌المللی گزارش داد.

    – قتل افراد غیر نظامی به دلیل تعلق قومی و مذهبی آنان: طالبان در سال‌های گذشته، در غور و قریه باغچار ارزگان خاص افراد غیر نظامی از قوم هزاره شیعه‌مذهب را صرفا به دلیل تعلق نژادی و مذهبی آنان سربریدند که مصداق جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود.

    – حمله بر مراکز انتخاباتی و اخذ رأی: انتخابات یک روند مدنی است که زمینه استفاده مردم از حق مشارکت سیاسی شان را فراهم می‌کند. لذا حمله بر این مراکز هم حمله بر یک هدف غیر نظامی به حساب می‌آید و هم نقض آشکار و شدید حق مشارکت سیاسی که از جمله حقوق بشری هر فرد است، محسوب می‌شود.

    با توجه به موارد فوق طالبان هم حقوق بشردوستانه و هم حقوق بشر را شدیداً نقض می‌کنند، لذا یکی از راهکارهای صلح با طالبان این است که کشورها رعایت این قوانین از جمله اجتناب از حمله بر اهداف غیر نظامی و اجتناب از قتل سیستماتیک کارمندان دولت و اجتناب از حمله انتحاری را پیش‌شرط قبول طالبان به عنوان یک گروه سیاسی و پیش‌شرط مذاکره با آن‌ها قرار دهند.

    دولت افغانستان و جامعه مدنی این کشور در این زمینه می‌توانند از دیپلماسی و دادخواهی بین‌المللی استفاده کنند. در این زمینه اولاً لازم است موارد یادشده به صورت مستند در معرض افکار عمومی جهان قرار داده شود و ثانیاً دولت‌ها تحت فشار قرار گیرند که طالبان را برای رعایت این موارد تحت فشار قرار دهند و جامعه مدنی افغانستان در این راستا با استفاده از سازوکار سازمان‌های غیر دولتی بین‌المللی مدافع حقوق بشر کمپین وسیع جهانی را به راه بیندازد که در جریان گفت‌وگوی صلح طالبان را جهت رعایت قوانین جنگی و اجتناب از موارد یادشده تحت فشار قرار دهند. به این وسیله اگر طالبان دست از رفتار‌های یاد شده بردارند یک قدم به صلح واقعی و پرهیز از خشونت نزدیک شده‌ایم و طالبان را بیش‌تر به قوانین بین‌المللی نزدیک کرده‌ایم و ضمناً مشروعیت سیاسی آنان را نیز تضعیف کرده‌ایم. البته در این راستا مشکل قتل غیر نظامیان توسط نیروهای دولتی و شبه‌دولتی و همکاران خارجی آن و مواردی از قبیل زندان گوانتاناما، نیز وجود دارد، که تا حدودی دادخواهی علیه طالبان را مشکل می‌کند. لکن یک تفاوت عمده میان طالبان از یک‌سو، دولت و همکاران خارجی آن از سوی دیگر وجود دارد و آن کشتار انجام شده توسط این نیروها عمدی و یا ناشی از عدم احتیاط لازم نبوده و لذا قتل سیستماتیک و هدف‌مند محسوب نمی‌شود و افزون برآن این نیروها مسوولیت‌پذیر بوده و زمینه را برای تحقیقات بی‌طرفانه فراهم می‌کنند و سیستم عدلی و اجرایی‌شان حاضر به رسیده‌گی قضایی و جبران خسارت می‌باشند.

    ج. جامعه مدنی و جنبش زنان:

     مراد من از جامعه مدنی تمامی گروه‌های غیر دولتی است که عمدتاً از گروه‌های ذی‌نفع اجتماعی تشکیل می‌شوند. در این میان به اعتقاد این جانب در سیاست و حوزه عمومی افغانستان چند گروه از تأثیرگذاری خاص برخورداند که عبارت‌اند از احزاب، گروه‌های قومی و مذهبی، جنبش زنان، روزنامه‌نگاران مستقل و رسانه‌های غیردولتی، نخبه‌گان سیاسی و جامعه اکادمیک کشور. ویژه‌گی بارز این گروه‌ها این است که همه در نظام مبتنی بر قانون اساسی از منافع و حقوق قوی برخوردارند که در نظام امارت و یا نظام شرعی مورد نظر طالبان این منافع و حقوق به میزان زیاد از میان می‌رود و نابود می‌شود. در واقع این کلیشه که ما به عقب برنمی‌گردیم و یا این‌که ارزش‌ها و دست‌آوردهای ۱۸ ساله قربانی صلح نشود، ناظر به حفظ این منافع و حقوق است. برای مثال اقوام و گروه‌های مذهبی، مخالف هرگونه تبعیض و نابرابری بر مبنای قوم و مذهب می‌باشند و خواهان مشارکت موثر در قدرت و تعیین سیاست‌های عمومی و کلان کشور می‌باشند و در نتیجه نظام مورد خواست آن‌ها نظامی است که زمینه تحقق مشارکت موثر آن‌ها را به شکل عادلانه فراهم کند. به عین ترتیب زنان خواهان نفی تبعیض بر مبنای جنسیت و خواهان دست‌رسی برابر به آموزش، کار و فعالیت اجتماعی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌اند. رسانه‌های مستقل و روزنامه نگاران فعالیت حرفه‌ای‌شان بدون وجود آزادی بیان و عقیده اساساً امکان وجود نمی‌یابد، احزاب بدون وجود نظام چند حزبی و گردش آزاد قدرت بر مبنای انتخابات آزاد اساساً معنا و مفهوم ندارد. فعالیت اکادمیک و دانشگاهی مستلزم وجود و قبول فضای آزاد اکادمیک است. استادان دانشگاه‌ها و دانشگاه‌ها در صورتی می‌توانند، فعالیت علمی به معنای واقعی آن داشته باشند که از آزادی در تحقیق و بیان عقاید خویش برخوردار باشند، که مستلزم آزادی بیان، آزادی اندیشه و عقیده در حد وسیع آن است. جامعه اکادمیک و دانشگاه‌ها، و جامعه بزرگ را در کشور تشکیل می‌دهند که از دو بخش دولتی و غیر دولتی تشکیل می‌شود. تعداد استادان دانشگاه‌های دولتی به هفت‌هزار نفر می‌رسد و به همین تعداد اساتید دانشگاه‌های خصوصی وجود دارد. تعداد کل دانشجویان به چند صد هزار نفر می‌رسد.

     بنا بر این نظر به گستره وسیع جامعه‌ی مدنی، قانون اساسی موجود بر خلاف گمان طالبان از پایگاه وسیع اجتماعی برخوردار است. این قشر وسیع منافع‌شان در حفظ قانون اساسی نهفته است. لذا در صورت انسجام و برخورداری از تفکر و بینش روشن و دادخواهی وسیع ملی و بین‌المللی می‌توانند فشار هم‌سو و هم‌جهت را در کنار خواست جهانی بر طالبان و حامیان آن‌ها وارد کنند. درست است که امریکا طرف اصلی گفت‌وگوی صلح با طالبان- نمی‌خواهد ارزش‌های مدرن را بر طالبان و یا افغانستان تحمیل کند، اما با جامعه مدنی افغانستان اگر این جامعه و گروه‌هایی که نام بردم فعال باشند، منافع مشترک دارد. امریکا و نظام بین‌الملل در افغانستان طی بیش از ۱۸ سال سرمایه‌گذاری کرده‌اند، حفظ این دست‌آوردها برای حفظ صلح و امنیت در افغانستان و جهان و ارزش‌های جهانی از اهمیت بسیار برخوردار است. افغانستان با عربستان سعودی قابل مقایسه نیست. جهان عربستان را به دلیل نقش اقتصادی، سیاسی و نظامی‌اش در منطقه تحمل می‌کنند. اما افغانستان طالبانی چیزی ندارد که تحمل شود. بنا بر این، با استفاده از این منافع مشترک و سازوکار بین‌المللی‌ای که برای دادخواهی در راستای حقوق و منافع‌شان وجود دارد، می‌توانند در روند صلح که یک روند گذار است به یک قدرت بزرگ و غیر قابل اغماض تبدیل شوند و خواست‌شان را بر طالبان تحمیل کنند. در این راستا از یک واقعیت دیگر نیز نباید غافل بود و آن این‌که طالبان در چارچوب یک دولت مجبور است الزامات و تعهدات یک دولت را در قبال جهان بپذیرد تا بتواند از سقوط دوباره افغانستان در حلقه انزوای بین‌المللی جلوگیری کند و از کمک‌های بین‌المللی برای تأمین بودجه عادی و انکشافی خود برخوردار گردد، و محل مناسب برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به حساب آید. در غیر این صورت نه تنها به جذب کمک‌ها و سرمایه‌گذاری خارجی موفق نمی‌شود، بلکه فرار سرمایه و نیروی متخصص از داخل به خارج نیز شتاب می‌گیرد. بنابر این نیازهای حکومت‌داری نیز فشار مضاعف را بر طالبان جهت قبول خواسته‌های جامعه مدنی فراهم می‌کند. از این لحاظ افغانستان با ممالک عربی قابل مقایسه نیست، چون آنها قدرت‌های بزرگ نفتی اند که حتی با قدرت اقتصادی خود به راحتی امریکا را تحت فشار قرار داده می‌توانند، افغانستان بدون رعایت هنجارهای جهانی نمی‌تواند حمایت ائتلاف لیبرال دموکراسی را که بزرگ‌ترین ائتلاف جهانی به لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی است با خود داشته باشد.

    اما جامعه مدنی برای این‌که موثر باشند در قدم نخست باید انسجام یابد، ثانیاً خواسته‌های خود را شفاف و روشن مطرح کند و از کلی‌گویی برآید. برای مثال زنان بگویند که هرگونه نابرابری را بر مبنای جنسیت نمی‌پذیرند و در این راستا به تعهدات بین‌المللی افغانستان در چارچوب میثاق‌ها استناد کنند. و بپرسند که آیا طالبان می‌خواهد که افغانستان از میثاق‌های بین‌المللی خارج شود. و بگویند که به سخنان مبهم و چند پهلوی طالبان که با سخنان نخستین‌شان در دوران امارت‌شان چندان فرق نکرده است اعتماد ندارند. و از آن‌ها بخواهند که اگر واقعاً راست می‌گویند هم اکنون در مناطق تحت کنترل‌شان زمینه بازگشایی مکاتب دخترانه را فراهم کنند. به عین ترتیب رسانه‌های آزاد از طالبان بخواهند که زمینه فعالیت آزاد رسانه‌ای را در مناطق تحت کنترل‌شان فراهم کنند و آزادی نقد از اعمال و رفتار‌شان را مانند جانب دولت و نیروهای بین‌المللی تأمین کنند، احزاب نیز از طالبان بخواهند که معنای مذاکره با احزاب و مشارکت دادن آنها در قدرت مستلزم قبول نظام چند حزبی و انتخابات آزاد است. و به صراحت بگویند که این خواست ما است. ثالثاً دادخواهی ملی و بین‌المللی را با ابتکار خود به پیش ببرند و در واقع به یک جریانی مستقل از دولت تبدیل شوند که البته فقط در نقش جامعه مدنی عمل کنند نه دولت. در این راستا دولت و جامعه مدنی هر کدام به نقش خود بپردازد تا به جای بدبینی هم‌آهنگی میان دولت و جامعه مدنی به وجود آید. از یک سو، دولت مذاکرات خود را شفاف کند و طیف‌های وسیع را در آن مشارکت دهد و در واقع روند صلح را برای رسیدن به صلح جامع رهبری کند. و جامعه مدنی هرگز در نقش دولت ظاهر نشده و موقف دولت را تضعیف نکند بلکه بر کار آن نظارت انتقادی داشته باشد و این کار به دو هدف صورت گیرد: نخست این‌که از سازش حکومت و طالبان به قیمت حقوق و منافع آنان جلوگیری کند و دوم این‌که از سنگ اندازی احتمالی حکومت در مسیر صلح به منظور تداوم قدرت خویش جلوگیری کند، تا در نهایت موافقت نامه صلح از بعد داخلی آن یک سند سه جانبه میان حکومت، طالب و جامعه مدنی، باشد. اما در عین حال در مقام مذاکره و چانه زنی با طالبان در نقش جای‌گزین دولت برای معامله با طالبان حاضر نشوند، این رویکرد باعث هم‌آهنگی بیش‌تر میان حکومت و جامعه مدنی می‌شود، بدگمانی و بدبینی میان طرفداران نظام کاهش می‌یابد.

    د. گفت‌وگوی فرهنگی با طالبان در چارچوب گفتمان جمهوری اسلامی و الزامات دولت‌داری مدرن:

    مشکل اساسی در مقام گفت‌وگو با طالبان ایدیولوژی طالبان است. طالبان به کمک ایدیولوژی خود نظام موجود را و ارزش‌های آن را کفری خوانده و خون‌های زیادی را تحت این عنوان از دو جانب، از خود و طرف مقابل به زمین ریخته و به قول خودشان قربانی‌هایی فراوان داده است. لذا قبول این ارزش‌ها به معنای دست کشیدن از ادعاهای‌شان بوده و مشروعیت‌شان را در نزد حامیان‌شان از بین می‌برد. و سرسختی، تشدد و تأکید بر ایدیولوژی‌شان در حال حاضر از ویژه‌گی‌های این گروه است، علاوه بر این طالبان در حل منازعه بر زور و به سنت تکیه می‌کنند، در حالی که صلح مدرن بر گفت‌وگوی انتقادی عقلانی استوار می‌باشد. پس تفاوت گفتمانی بزرگ میان ما و طالبان وجود دارد. در این میان استناد به سنت در جامعه سنتی افغانستان که حوزه عمومی در آن تحت تأثیر شدید سنت و زور قرار دارد، فضای گفت‌وگو را بر خلاف گفت‌وگوهای بن در سال ۲۰۰۱ شدیداً به نفع طالبان تغییر داده است. در این گفت‌وگوها بر خلاف ۲۰۰۱ گفتمان غالب و مسلط که از قدرت عاطفی بسیار برخوردار است و مجال نقد و انتقاد آزاد را به سود طالبان محدود می‌کند، اسلام است، بیانیه مسکو بهترین نشانه این تغییر وضعیت است، که با زبان مبهم خود همه حقوق و ارزشهای قانون اساسی را در هاله‌ای از ابهام و بی‌معنایی فرو می‌برد و کسی هم جرأت پرسش از معنای کلام آن‌ها را ندارد.

    برای غالب آمدن بر این وضعیت همان‌گونه که پیش از این اشاره کردم، شجاعت اخلاقی جامعه مدنی و سیاست‌مداران و برخورداری از چارچوب روشن‌فکری و توانایی تحلیل سنت، لازم و حیاتی است. شجاعت اخلاقی ایجاب می‌کند که خواسته‌هایی چون نظام چند حزبی و نفی تبعیض بر مبنای قومیت، مذهب و جنسیت، آزادی بیان و تأمین فعالیت آزاد رسانه‌ای و مانند آن را که پیش از این به آن‌ها اشاره کردم، شفاف و به صورت مستند و مستدل مطرح کنیم.

    از آن‌جایی که گفتمان غالب و مسلط در این گفت‌وگو سنت است پس راهی در درون سنت برای یک گفت‌وگوی عقلانی بیابیم و در ضمن رویکردهای عمل‌گرایانه و واقع‌گرایانه را در جانب طالبان تقویت کنیم و آنان را برای این‌که واقع‌گرا و عمل‌گرا شوند تحت فشار قرار دهیم تا در نتیجه این رویکرد هسته ایدیولوژیک طالبان تضعیف شود. به این دو هدف از طرق ذیل می‌توان دست یافت:

    – جایگاه دینی نظام جمهوری اسلامی: نظام جمهوری اسلامی که در قانون اساسی آمده به لحاظ سنت قابل دفاع و قابل توجیه است و خواسته‌های جامعه مذهبی و متدین را برآورده می‌کند و از یک جهت نسبت به نظام امارت به مراتب اسلامی‌تر است. توضیح این‌که جمهوریت جباریت و استبداد را نفی می‌کند و مانع از به کار گیری زور برای کسب سلطه بر سرنوشت مسلمانان می‌شود. تسلط بر مسلمانان از راه غلبه و زور و استبدادورزی مخالف با اسلام است. هم‌چنین جمهوریت برای هر مسلمان حق برابر در حوزه عمومی قائل است و این اصل با اصل اسلامی عدالت سازگار‌تر است. جمهوری اسلامی بر اساس اصل اسلامی عدالت همه‌گان را براساس انسانیت و اسلامیت برابر می‌داند از این اصل فقط در موادی خاص که نص قطعی و یا اجماع مذاهب وجود داشته باشد عدول می‌کنیم. در نظام جمهوری قوانین مغایر با نصوص قطعی اسلام وضع نمی‌شود بلکه قوانین در مطابقت با اصول کلی اسلام از قبیل اصل عدالت، مصلحت، آزادی، و رفع ضرر و مانند آن وضع می‌گردد. لذا عدالت اجتماعی که ارزش‌های مهم اسلامی می‌باشد یکی از ارزش‌های اساسی قانون اساسی است. در حالی که نظام امارت جباریت و استبداد را نفی نمی‌کند، با عدالت سازگار نیست و ریشه در سنت اسلامی هم ندارد، چون نظریه اصلی فقها در باب حکومت، خلافت کامله است که حاکم در آن باید قریشی باشد، در حالی که امیر طالبان قریشی نیست، عضوی از یک قبیله افغانی است. از این لحاظ فرقی میان نظام سلطانی و نظام امارت طالبان نیست، در حالی که نظام جمهوری به دلایلی که اشاره کردم به مراتب اسلامی‌تر از نظام سلطانی است که در تاریخ اسلام شیوه مسلط حکومت‌داری بوده است و هیچ فقیهی به وجوب خروج علیه آن فتوا نداده است. هم‌چنین در چارچوب گفتمان جمهوری اسلامی جنبش زنان و سایر فعالان مدنی می‌توانند پایگاه فکری قوی برای خود فراهم کنند که از توان برخورد انتقادی با گفتمان طالبان برخوردار باشد.

    – حکومت آینده افغانستان نیازمند ارتباط فعال با جهان است و به کمک‌های جهانی جهت حل مشکل چهار میلیون آواره و صدها هزار بی‌جا شده، و باز سازی کشور نیازمند است، حکومت افغانستان بدون رعایت تعهدات بین‌المللی خود در چارچوب میثاق‌ها و مانند آن نمی‌تواند به این اهداف نایل شود. بنا بر این حکومت و نظام مورد نظر طالبان نمی‌تواند مشارکت و همکاری بین‌المللی را برای افغانستان حفظ کند، لذا الزامات حکومت‌داری مدرن و توسعه‌گرا طالبان را ملزم به واقع‌گرایی و قبول نظام جمهوری می‌کند.

    – استناد طالبان به سنت مانند بسیاری از گروه‌های اسلام‌گرا عاری از تناقض نبوده و نخواهد بود. مثلاً استناد به امارت نه خلافت با سنت سازگار نیست. قبول شرط امریکا مبنی بر قطع رابطه با گروه‌های جهادی سایر ممالک نیز با سنت از نوعی که طالبان به آن استناد می‌کند، سازگار نیست، پس طالبان را باید بر اساس این تناقضات‌شان ملزم به قبول واقعیت‌های یک دولت‌داری مدرن ساخت، چرا که این ضرورت‌ها و واقعیت‌ها است که طالبان به جای خلافت امارت را مطرح می‌کند و رابطه خود را تحت فشار امریکا با القاعده و گروه‌های جهادی دیگر قطع می‌کند و با رقیب ایدیولوژیک خود داعش جنگ می‌کند.

    محمدامین احمدی، رییس دانشگاه ابن سینا

  • به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    جنگ به عنوان یک پدیده‌ی شوم در تمام فرهنگ‌ها و در بین تمام مردم جدای از مرزهای جغرافیایی‌شان شوم و منفور است؛ هیچ‌کس دوست ندارد جغد شوم جنگ بر خرابه‌های خانه‌هایشان بنشیند و در شب‌های تاریک «هوهویِ مرگ» کند.

    جنگ سبب می‌شود بسیاری از عروس‌ها بدون اینکه حتی قبل از ازدواج همسر خود را دیده باشد، به عقد وی درآید و روزها و شب‌ها را با عکسی از همسرش که در دست دارد سپری کند. جنگ باعث می‌شود، وقتی مردان پس از ماه‌ها دوری از خانه و کاشانه برای دیدن همسران و فرزندان خود به خانه می‌آیند، فرصت کافی حتی برای زدودن گردو غبار از سر و گردن و لباس‌های خود نداشته باشد چه برسد به اینکه پای درددل‌های انبوه زنان و کودکان خود بنشینند.

    جنگ سبب می‌شود خانواده‌ها از هم بپاشند؛ یا مرد خانه کشته می‌شود و زن او در ادامه تحت فشارهای اقتصادی و نگاه‌های تحقیرآمیز یا یک‌دفعه می‌میرد یا هر روزوشب می‌میرد، یا زن خانه کشته می‌شود و مردم خانه با چشم اشک‌بار به فرزندان کوچک خود نگاه می‌کند و خانه خراب شده‌ی خود را می‌نگرد، یا اینکه پدر و مادر و فرزندان یک‌جا می‌میرند تا برای همیشه خانه‌ی آنها خراب شود.

    آری! جنگ برای همه بد است؛ جنگ انسان‌کُش است، مهم نیست از کدام قبیله و کدام سرزمین باشی! از هرجا که باشی و متعلق به هر طایفه و قومی که باشی، وقتی جنگ شد قربانی می‌شوی!

    نقطه‌ی مقابل جنگ اما صلح است! در صلح که باشی، آسمان آبی، رودخانه‌ها شفاف، کوه و دشت و جنگل زیبا و صدای پرندگان آهنگ زیبای زندگی‌ست!

    صلح که باشد، پدرها دست در دست فرزندان خود در حالیکه لباس‌های عید به تن دارند شادوخندان خانه به خانه اقوام می‌روند، چای می‌نوشند و نان چاشت یا نان شام را کنار اقارب خود صرف می‌کنند.

    صلح که باشد، زنان دیگر مجبور نیستند از سوراخ‌های ریز چادری‌های سنگین آبی رنگ و سیاه دنبا را ببینند و سرک به سرک به دنبال یک لقمه نان برای اولادهای خود باشند!

    آری صلح که باشد، زندگی جاری‌ست!

    زنان و کودکان افغانستان که سالهاست از چشیدن طعم شیرین صلح محروم بوده‌اند، اینک بازگشت مردان و جوانان خود به خانه را فریاد می‌زنند!

    زنان سرزمین ما دیگر تاب و توان تحمل جنگ را ندارند و صلح می‌خواهند؛

    مهم نیست از کدام ولایت باشی، همینکه زن هستی و مردت دور از خانه! زندگی به کامت تلخ است!

    زنان به معنای واقعی کلمه از جنگ خسته است و مرد فریب خورده‌اش را به صلح می‌خواند؛ زنان در ولایت خوست که شوهران خود را در صفوف طالبان می‌بینند، از آنان می‌خواهند به دامان خانواده بازگردند و از فرصتی که برای صلح ایجاد شده استفاده کنند.

    روز گذشته (شنبه 11 حوت) زنان اعضای طالبان به همراه دیگر زنان در ولایت خوست زیر یک سقف نشستند، از جنگ بیزاری خود را اعلام کردند و در اجماع نظر نامه‌ای به مردان خود نوشتند و گفتند به خانه برگردید! فرزندانتان اکنون کلان شده‌اند و سراغ پدر را می‌گیرند! به خانه برگردید، جنگ دیگر بس است! بیایید مزارع و باغ‌های میوه دستان پرتوان شما را انتظار می‌کشند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است! بیایید همراه فرزندانتان گندم و جو بکارید، میوه بچینید و به بازار ببرید و بفروشید و شب‌ها در کنار هم سر سفره نان شام بخندیم و غم‌ها را فراموش کنید!

    این زنان برای نشان دادن عمق درد و رنج خود از جنگ، نامه خود به شوهرانشان را با دستان خود امضا کردند و به آنها گفتند: «برگردید به خانه! روز بازگشت خود را اعلام کنید، تا براساس عنعنات به  استقبال شما بیاییم و دامن رنگین خود را فدای گام‌های استوار شما کنیم!»

    زنان در این نامه خطاب به شوهرانشان افزودند: «به خانه برگردید و دیگر برای دیگران نجنگید! دیگر آلت دست این و آن نباشید. دیگر پسوند نیروهای جنگ نیابتی را از روی خود بردارید و به افغانستان آباد فکر کنید!»

      زنان به همسرانشان گفتند: «بیایید ببینید که در گورستان قریه، جسد شهدای نیروهای امنیتی و کشته شدگان طالب در کنار هم دفن شده‌اند، بیایید ببینید که همه ما افغان هستیم، بیایید ببینید که در مراسم فاتحه‌های یکدیگر می‌رویم، اجساد همدیگر را به  کمک هم دفن می‌کنیم و یک جا عزاداری و شادی می‌کنیم!»

    ای مرادان خانه، برگردید تا در سال‌های آخر عمر کنار هم باشیم و دیگر به خاطر دیگران ملک خود را خراب نکنیم!

    روسله یاسینزی عثمانی

  • کمپاین سراسری کمک به آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی آغاز شد

    کمپاین سراسری کمک به آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی آغاز شد

    باید گفت این کمپاین سراسری کمک نیروهای امنیتی به آسیب‌‌دیدگان حوادث طبیعی در حالی آغاز می‌شود که بارش‌های سنگین برف و باران در ولایات مختلف کشور از جمله ولایات جنوبی در روزهای اخیر سبب جاری شدن سیلاب‌های شدید و تحمیل خسارات جانی و مالی به باشندگان محلی شده‌است.

    داکتر محب‌الله محب از تمام نیروهای امنیتی کشور خواسته است تلاش‌های عاجل و سراسری خود برای نجات مردم را آغاز کنند.

    مشاور امنیت ملی به نیروهای امنیتی دستور داده برای کمک به «مسافرینی که در مسیر راه‌های مواصلاتی با حوادث طبیعی روبرو می‌شوند، کسانی‌که به دلیل حادثه به غذا و سوخت  دسترسی ندارند، کسانی‌که در خانه‌هایشان گیرمانده‌اند، مریضانی که به دلیل مسدود بودن سرک‌ها و جاده‌ها نمی‌توانند به شفاخانه منتقل شوند و دیگر آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی» از تمام امکانات موجود استفاده  کنند.

    براساس این دستور مشاور امنیت ملی، نیروهای امنیتی موظف‌ند تمامی کانال‌های ارتباط با مردم را فعال سازند، منتظر تقاضای کمک از سوی مردم  نباشند و با برقراری ارتباط با قریه‌جات و مناطق آسیب‌پذیر از وضعیت مردم کسب اطلاع کرده  در صورت نیاز به کمک‌های عاجل، در اسرع وقت  اقدام کنند.

    محب‌الله محب همچنین از تمام هموطنان گرامی تقاضا نمود در صورت مواجه شدن با خطرات طبیعی، با نزدیک ترین مرکز امنیتی درتماس شوند.

    مشاور امنیت ملی در دستور خود تأکید کرده: «حفاظت از وطن و جان هموطنان ما وظیفه اساسی نیروهای امنیتی کشور است. نیروهای امنیتی و دفاعی ما در صورت جنگ و نیاز به دفاع از خاک، در سنگر خواهند بود و اگر حوادث طبیعی زندگی مردم ما را تهدید کند، این نیروها با قوت کامل برای همکاری و نجات مردم وارد صحنه می‌شوند.»

    مشاور امنیت ملی افغانستان از اداره مبارزه با حواث طبیعی، ادارات کمک کننده غیردولتی، تجار و هموطنان ثروتمند تقاضا می نماید تا در حالات اضطرار مردم را کمک و همکاری نمایند.

    باید گفت به علت بارندگی های شدید در سراسر افغانستان به خصوص ولایات جنوب غرب و شمال شرق راه‌های مواصلاتی مسدود گردیده‌اند و مشکلات کلانی در زندگی روزمره مردم ایجاد کرده‌است. سیلاب‌ها همچنین محلات زندگی مردم را با تهدید روبرو  کرده‌است.

  • در مبارزه با جنایتکاران جدی باشید یا استعفا دهید

    در مبارزه با جنایتکاران جدی باشید یا استعفا دهید

     آقای اندرانی که در محفل گرامیداشت از نهم حوت، روز ملی نیروهای امنیتی، امروز شنبه در کابل سخن می‌گفت، به چندین قضیه‌ی قتل با چاقو، سرقت موتر و دیگر جنایاتِ جمعه شب در کابل اشاره کرد و افزود وقوع چنین جنایاتی باید متوقف شود.

    اندرابی که در یازده فبروری به جای امرالله صالح به چوکی سرپرستی وزارت امور داخله رسید تأکید کرد تمام نیروهای پلیس باید برای تأمین امنیت و تطبیق عدالت برای شهروندان افغانستان تلاش کنند.

    اندرابی گفت: «یا مسئولیت پذیر باشید یا این وظیفه را رها کنید.»

    وی تأکید کرد مبارزه با فساد، جنایات و قانون شکنان از وظایف اصلی وزارت داخله می‌باشد.

    وی افزود: «وزارت امور داخله مأموریت دارد با فساد، جنایات سازمان یافته و زورگویی مبارزه کند.»

    این در حالی‌ست که وزارت امور داخله به تازگی لیستی دوازده نفری از جنایتکاران تحت تعقیب را اعلام کرده‌است.

    براساس اعلامیه وزارت داخله در روز شنبه، شش تن از این جنایتکاران در ارتباط با قاچاق مواد مخدر در ولایت کندوز دستگیر شده‌اند.

    به نقل از دیگر اعلامیه‌های وزارت داخله، یک مظنون که قصد داشت یک پسر بچه دوازده ساله را اختطاف کند در منطقه امام صاحب ولایت کندوز دستگیر شده‌است.

  • پس از چند روز، حریم هوایی پاکستان باز شد

    پس از چند روز، حریم هوایی پاکستان باز شد

    براساس اعلام رسانه‌های پاکستانی، مقام های سازمان هواپیمایی پاکستان گفته‌اند تمامی پروازهای شهرهای اسلام آباد، کراچی، پیشاور و کویته به حالت عادی برگشته و حریم هوایی این کشور به طور کامل باز است.

     در همین حال سازمان هواپیمایی پاکستان اعلام کرده که پروزاهای میدان هوایی باچاخان نیز به حالت عادی برگشته و پروازها به دبی، کراچی، ریاض صورت خواهد گرفت.

     در همین راستا، میدان های هوایی ملتان و لاهور، روزانه یک ساعت باز می شود و مسافرانی که قصد مسافرت به لاهور را دارند، را به میدان هوایی اسلام آباد و پیشاور منتقل می‌کنند.گفتنی است که، حریم هوایی پاکستان به دلیل تنش ها میان این کشور و هند، برای چند روز مسدود شده بود.

  • افغانستان یک میلیون دالر به مهاجرین فلسطینی کمک کرد

    افغانستان یک میلیون دالر به مهاجرین فلسطینی کمک کرد

    در اعلامیه‌ی وزارت خارجه که امروز (شنبه، ۱۱ حوت) منتشر شده، آمده است که این کمک روز جمعه از سوی سفیر افغانستان در ترکیه به حساب بانکی سازمان ملل متحد انتقال داده شده است.

    کروهنبهول، کمیسار عمومی دفتر سازمان ملل متحد برای کمک به پناهندگان فلسطین در دیدار با صلاح‌الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه‌ی افغانستان در حاشیه‌ی چهل و ششمین نشست وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی از کمک یک میلیون دالری حکومت افغانستان به پناهندگان فلسطینی قدردانی کرده است.

    آقای کروهنبهول در این دیدار گفته است که قرار است این مقدار کمک برای تعلیم و تربیه‌ی مهاجران فلسطینی به مصرف برسد.

    حکومت افغانستان در حالی یک میلیون دالر به مهاجران فلسطینی کمک کرده است که خود با مشکل بزرگ مدیریت مهاجرین افغانستانی روبروست و هم اکنون بیش از شش میلیون مهاجر افغانستانی در کشورهای خارجی به ویژه ایران و پاکستانی زندگی می‌کنند.

  • حمایت اتمر از تشکیل دولت موقت چه دلایلی دارد!

    حمایت اتمر از تشکیل دولت موقت چه دلایلی دارد!

    در حالی‌که مذاکرات صلح در دوحه میان طالبان و نماینده امریکا در حال برگزاری می‌باشد و هنوز نتایج آن مشخص نشده است، حنیف اتمر مساله تشکیل حکومت موقت را بار دیگر مطرح نموده و آن‌را تنها راه رسیدن به رویکردی فراگیر در مساله صلح دانسته. این صحبت‌ها در حالی صورت می‌گیرد که حکومت افغانستان در تلاش برای حفظ ساختار کلی و نظم موجود در سیستم سیاسی افغانستان می‌باشد و به‌دنبال چانه‌زنی و صلح از موضع قدرت با طالبان می‌باشد.
    اتمر در گفتگو با رویترز اقدامات رئیس جمهور را به ضرر روند صلح دانسته و خواستار کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت در ماه می میلادی شد.
    وی اظهارداشت: پس از پایان دوره کاری دولت در ماه جوزا، از تشکیل دولت موقت حمایت می‌کنیم و با توجه به کارنامه غنی عدم حضور وی در راس دولت بهتر خواهد شد.
    حنیف اتمر در توضیح اقدامات غنی درباره روند صلح و واکنش به نشست احزاب و طالبان در مسکو نیز گفت: رئیس جمهور از شرکت کنندگان در این نشست انتقاد کرد و در گام دوم طی نامه‌ای به سازمان ملل خواستار ممانعت از سفر طالبان شد.
    اتمر ادامه داد: ما شدیدا از مداخله دولت در انتخابات نگران هستیم و غنی بطور جدی در حال سوء استفاده از حاکمیت است.
    وی افزود: اگر غنی رفتار خود را تغییر ندهد به عنوان مانع اصلی نه تنها بر سر صلح بلکه برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه دیده خواهد شد.
    ادعاهای اتمر در حالی صورت می‌گیرد که افغانستان در شرایط سرنوشت‌سازی قرار دارد و همزمان با مذاکرات حساس قطر، مسائلی مطرح می‌گردد که دولت افغانستان را در موضع ضعف قرار می‌دهد و درواقع سبب می‌شود طالبان با استناد به حرف‌های اتمر (که خود را نماینده طیفی از رهبران سیاسی می‌داند)، قدرت چانه‌زنی خود را در مذاکرات بالا برده و حکومت افغانستان را مورد هجوم بیشتر قرار دهد و امتیازات گسترده‌تری از طرف آمریکایی مطالبه نماید و همچنان دولت و ملت افغانستان را در حاشیه نگه دارد.
    اگر به‌راستی آقای اتمر به فکر سعادت ملت و رسیدن به صلحی عزتمند می‌بود در چنین شرایط حساس که حتی موضوع حکومت موقت از سوی طالبان و امریکایی‌ها هم مطرح نشده است، چنین ایده‌ای را بار دیگر سرتیتر رسانه‌ها نمی‌کرد.
    آنچه مسلم است تشکیل حکومت موقت و بازگشت به شرایط 17 سال قبل به معنای نفی تمام دستاوردهای ارزشمند یک و نیم دهه قبل خواهد بود و کشور را بار دیگر دچار آشفتگی و نابسامانی خواهد کرد و این آب گل‌آلود بهترین موقعیت برای صید ماهی مورد نظر گروه‌های تندرو بالاخص طالبان خواهد بود. یادمان نرود که امریکا هیچگاه نمی‌تواند از ملت افغانستان نمایندگی کند و دلخوش داشتن به مذاکرات بدون حضور افغانان سرابی بیش نیست.
    هوش سیاسی و زیرکی اتمر بیش از آن است که این مسائل را درک نکند. وی بهتر از هر کسی می‌داند که نتیجه این سخنان و این طرح چه خواهد بود لذا برای این کار تنها دو انگیزه می‌تواند داشته باشد:
    1) تحت فشار دادن اشرف غنی و ضعیف کردن رقیب اصلی در آستانه انتخابات؛
    2) کمک به قدرتمندتر شدن هرچه بیشتر طالبان و گروه‌های تندرو.(یادمان باشد هنوز حنیف اتمر به عنوان متهم درجه اول داعش در افغانستان به‌شمار می‌رود)
    از سوی دیگر، «هارون چخانسوری» سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گفته که اشرف غنی طرح مشخصی برای برقراری صلح در افغانستان دارد و بارها از طالبان خواسته تا با دولت وارد گفت‌وگو شوند.
    چخانسوری تاکید کرد: تنها فردی که برنامه، نقشه راه و ابتکار مناسبی برای صلح دارد رئیس جمهور غنی است و وجود اجماع درباره صلح نیز نتیجه همین نقشه راه است.
    وی افزود که تا زمان برگزاری انتخابات اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور به کار خود ادامه خواهد داد و درخواست اتمر برای کناره‌گیری وی بی‌اساس است.

  • نیروهای امنیتی و دفاعی به یاری آسیب‌دیدگان سیلاب‌ها در هلمند شتافتند

    نیروهای امنیتی و دفاعی به یاری آسیب‌دیدگان سیلاب‌ها در هلمند شتافتند

    منابع محلی در ولایت هلمند می‌گویند که در نتیجه‌ی وقوع سیلاب در شهر لشکرگاه، مرکز این ولایت شش نفر کشته و هفت نفر دیگر زخمی شده‌اند.

    عمر زواک،‌ سخن‌گوی والی هلمند امروز (شنبه، ۱۱ حوت) گفت وقوع سیلاب در نواحی اول و دوم شهر لشکرگاه سبب شد این تعداد از هم‌وطنان ما کشته و زخمی شوند.

    آقای زواک گفت تنها در یک مورد، سیلاب شدید و پایین آمدن سقف خانه باعث شد پنج عضو یک خانواده کشته و پنج نفر دیگرشان زخمی شوند.

    به گفته‌ی وی در مورد دیگر در ناحیه‌ی دوم، سه عضو یک خانواده زخمی شده‌اند.

    سخن‌گوی والی هلمند گفت تیم‌های امداد اداره‌ی محلی برای نجات گیرماندگان سیلاب‌ها اقدام کرده‌اند.

    آقای زواک در مورد راه‌های مواصلاتی ولایت هلمند نیز گفت تمامی مسیرهای منتهی به این ولایت باز است و هیچ مشکلی وجود ندارد.

    این در حالی‌ست که در زمستان سال جاری خورشیدی و همزمان با افزایش میزان بارش برف و باران در سطح کشور، تلفات ناشی از این برف و بارش سنگین نیز افزایش یافته‌است.

     بر اساس گزارش‌ها وقوع سیلاب و برف‌کوچ‌ها در برخی ولایات دیگر نیز تلفاتی در پی داشته است.

    در چنین شرایطی، نباید زحمات خالصانه نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در  کمک‌رسانی به آسیب دیدگان حوادث مختلف از جمله سیلاب‌ها و دیگر حوادث طبیعی را نادیده گرفت.

    فرزندان صدیق وطن همان طور که در مبارزه با دشمنان و هراس افکنان از هیچ فداکاری دریغ نمی‌کنند، در مصیبت‌ها و بلایای طبیعی نیز در  کنار مردم خود می‌ایستند.

  • ملیت سعودی حمزه بن لادن، کنسل شد

    ملیت سعودی حمزه بن لادن، کنسل شد

    مقامات سعودی دلیل باطل کردن تابعیت سعودی حمزه بن‌لادن را اعلام نکردند اما گفتند شهروندی پسر بن لادن در 22 فبروری جاری باطل شده‌است.

    عربستان سعودی در سال 1994 میلادی، نیز شهروندی اسامه بن‌لادن زمانیکه وی به سودان تبعید شده بود را باطل کرده بود.  

    محل اختفای حمزه بن لادن، را اکنون کسی نمی‌داند.

    وزارت امور خارجه امریکا در 28 فبروری گذشته تأکید کرد حمزه بن لادن ممکن است رهبری سازمان تروریستی القاعده را برعهده بگیرد.

    گزارش سازمان ملل در سال 2018 نشان می‌دهد که القاعده در حال معرفی نسل جدیدی از رهبران به هواداران خود می‌باشد که حمزه بن‌لادن ممکن است یکی از آنها باشد.

    حمزه بن‌لادن اکنون در سی سالگی خود به سر می‌برد.

    ایالات متحده نیز در هفته گذشته برای دستگیری یا اطلاعاتی در مورد محل کنونی زندگی حمزه بن لادن یک میلیون دالر جایزه تعیین کرد.

    به دنبال این اقدام امریکا، سازمان ملل هم تمام دارایی‌های فرزند بن لادن در امریکا را مسدود نمود.

    براساس اعلام برخی رسانه‌ها، حمزه بن لادن به احتمال قوی در پاکستان و در نقاط مرزی با افغانستان پنهان شده‌است.

    امریکا در سال 2001 به افغانستان حمله کرد چون طالبان، حاضر نبودند اسامه بن لادن، رهبر القاعده، که مظنون اصلی حمله تروریستی 11 سپتامبر به شمار می‌رفت را به امریکا تحویل دهد.

    با سرنگونی رژیم طالبان، اسامه بن لادن به پاکستان گریخت و سرانجام در شهر آبات‌آباد این کشور کشته شد.

    حمزه بن‌لادن، فرزند اسامه بن‌لادن، با نشر ویدئویی در سال 2016 تهدید کرد انتقام پدرش را از امریکایی‌ها می‌گیرد.

  • مودی و دو راهیِ درگیری بیشتر یا مصالحه با پاکستان!

    مودی و دو راهیِ درگیری بیشتر یا مصالحه با پاکستان!

    تنش و رویارویی میان هند و پاکستان بر سر حمله‌ی تروریستی بالای سربازان هندی در پولواما به نظر نمی‌رسد که اکنون فروکش کند. نیروی هوایی پاکستان، حملات هوایی هند بالای اردوگاه تروریستی جیش محمد در پاکستان را با بمباران چندین هدف «غیرنظامی» در امتداد خط کنترل تلافی کرد.

    آنچه که بعدا اتفاق افتاد کمی گنگ است اما به نظر می‌رسد که دست‌کم یک جنگنده‌ی‌ MiG-21  نیروی هوایی هند موقع تعقیب جنگنده‌های نیروی هوایی پاکستان ساقط شده است و خلبان آن به دست پاکستان افتاده است. هند خواستار تحویل و بازگشت او شده است. عجیب این‌که، در افتادن خلبان هندی به دست پاکستان می‌تواند حکمتی نهفته باشد که راه را برای دو طرف به منظور تنش‌زدایی هموار کند.

    از سوی دیگر، وضعیت کنونی نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند را بر سر دو راهی قرار داده است. از یک سو عواملی وجود دارد که او را به افزایش تنش تشویق می‌کند و از سوی دیگر، عواملی وجود دارد که او را از تنش بیشتر باز می‌دارد. و آنچه که مایه‌ی نگرانی مودی است، انتخابات پیش‌رو است.

    محرک‌های  افزایش تنش واضح است: اگر وضعیت کنونی نقطه‌ی پایان رویارویی اخیر دو کشور باشد، هند به وضوح بازی را باخته است و دولت مودی مسئول آن خواهد بود. احزاب اپوزیسیون هند از هم‌اکنون دولت را مقصر وضعیتی می‌دانند که کشور در آن قرار دارد. بیست و یک حزب اپوزیسیون مشترکا دولت را به «سیاسی‌سازی آشکار فداکاری‌های نیروهای مسلح ما توسط رهبر حزب حاکم» متهم کرده‌اند؛ نشانه‌ی واضح از این که اگر این وضعیت برای هند ختم به خیر نشود، مودی شخصا هدف قرار خواهد گرفت. در‌حالی‌که فقط چند ماه به انتخابات هند باقی مانده، اگر وضعیت کنونی نقطه‌ی پایان تنش باشد، دشوار است که مودی بتواند آن را به عنوان پیروزی هند به فروش برساند. علاوه بر این، اگر وضعیت به مسیر فعلی‌اش ادامه دهد، شخصیت مودی به عنوان یک مرد قوی و یک رهبر قاطع، از ریشه ضربه می‌خورد.

    دیگر مشوق قوی رهبر هند برای افزایش تنش، معادله‌ی استراتژیکی است که اگر بحران در نقطه‌ی کنونی به پایان برسد، روی کار می‌آید. حمله‌ی بالاکوت طراحی شده بود که نشان دهد هند به دلیل برتری نظامی متعارف‌اش و این‌که اگر بخواهد می‌تواند تنش را افزایش دهد، دست بالا را دارد. اگر هند می‌توانست این کار را با موفقیت انجام دهد، توانسته بود دینامیک هند ـ پاکستان را به صورت اساسی تغییر دهد زیرا آن‌وقت موفق شده بود الگویی را برای اقدام نظامی هند در آینده سامان دهد. به همین ترتیب، شکست هند وضعیت سابق را باز نمی‌گرداند بلکه هند را در معادله‌ی دو کشور در جایگاه‌ بدتری قرار می‌دهد. شکست هند منطق بازدارندگی پاکستان را تقویت می‌کند، دست هند را در رویارویی‌های بعدی می‌بندد و دست پاکستان را در ادامه‌ی استراتژی‌اش ـ استفاده از ترور علیه هند ـ باز می‌کند. برای هند بهتر بود که حمله‌ی ‌‌بالاکوت را اصلا راه‌اندازی نمی‌کرد زیرا بازدارندگی متعارف هند، هرچه که باشد به نفع‌اش از آب در نمی‌آید.

    در مقابل این دو محرک، دو عامل بازدارنده از افزایش تنش وجود دارد که بازهم یکی سیاسی و دیگری استراتژیک است. عامل بازدارنده‌ی سیاسی این است که پس از این چرخش غیرمنتظره در آزمایش قدرت، مودی نگران این خواهد بود که آیا او می‌تواند به ارتش هند برای انجام اقدامات بعدی به صورت موفقیت‌آمیز، اعتماد کند یا خیر. رویارویی بیشتر امکان بازگشت به وضعیت سابق را با خود حمل می‌کند اما به همان‌اندازه، خطر بدترشدن وضعیت را به همراه دارد. هرچند به صورت منطقی معلوم است که در یک مبارزه‌ی طولانی هند پیروز است اما خود مبارزه‌ی طولانی برای کشوری که از چندین لحاظ بزرگ‌تر و قدرت‌مندتر از رقیبش است، تحقیرآمیز خواهد بود. مودی، در صورتی‌که هند پیروزی قطعی به دست نیاورد، ادامه‌ی کارزار را دشوار خواهد یافت و خطر افزایش تنش این است که هیچ پیروزی فوری و قاطعی در کار نخواهد بود.

    دومین عاملی که مودی را از افزایش تنش باز می‌دارد این است که هند ممکن است از لحاظ نظامی برای این رویارویی آماده نباشد. تشدید تنش آن‌هم با نیروی نظامی که آماده نیست، چیزی جز امضای سند فاجعه نخواهد بود. مقصر این وضعیت، کسی جز دولت مودی نیست؛ دولتی که به ارتش توجه چندانی نکرده و چنان در تمویل آن کوتاهی کرده که معلوم نیست اگر وضعیت بدتر شود، بتواند ارتش‌اش بهتر عمل کند. این عدم آمادگی یک جا با عدم اطمینان، مانع خوبی را در برابر افزایش تنش ایجاد می‌کند.

    روشن نیست که مودی تلاش‌هایش را در چه جهتی متمرکز می‌کند. اما فراتر از این دور تکرار رویارویی هند و پاکستان، امیدواریم وضعیت کنونی به رهبران سیاسی هند نشان دهد که آن‌ها باید بیشتر از گذشته به مسائل نظامی و امنیتی توجه کنند و قبل از این‌که فصل بحران برسد تدابیر لازم را بگیرند، نه بعد از آن.

    دیپلمات ـ راجسواری پیلای راجاگوپالان و راچش راجاگوپالان

  • نتایج نهایی انتخابات پارلمانی 14 ولایت دو روز پس از معرفی کمیشنران جدید اعلام می‌شود

    نتایج نهایی انتخابات پارلمانی 14 ولایت دو روز پس از معرفی کمیشنران جدید اعلام می‌شود

    براساس اعلام این کمیسیون کارهای تخنیکی نتایج نهایی  انتخابات پارلمانی در 14 ولایت به جز کابل تکمیل شده‌است.

    ذبیح‌الله سادات، معاون سخنگوی کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید تا دو روز پس از معرفی کمیشنران جدید، نتایج نهایی انتخابات پارلمانی ۱۵ ولایت اعلام خواهد شد.

    آقای سادات افزود: «کمی کار‌ تخنیکی نتایج نهایی انتخابات پارلمانی کابل مانده است و از ۱۴ ولایت دیگر کار‌های تخنیکی‌اش خلاص شده است که در جریان دو تا سه روز با معرفی کمیشنران جدید، نتایج نهایی انتخابات پارلمانی این ولایت‌ها اعلام خواهد شد.»

    پروان، سمنگان، لغمان، ارزگان، نیمروز، زابل، دایکندى، بامیان، فراه، فاریاب، نورستان، کنرها، خوست، سرپل، کاپیسا و پنجشیر و بدخشان و جوزجان ولایت‌هایی‌اند که نتایج نهایی‌شان اعلام شده است.

    در همین حال کمیشنران جدید کمیسیون‌های انتخاباتی نیز روز جمعه، دهم حوت از سوی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مشخص شدند. احزاب سیاسی و نهادهای مدنی مرتبط با انتخابات، حدود یک هفته پیش ۸۴  نفر به شمول ۱۴ زن را برای عضویت در کمیسیون‌های انتخاباتی به حکومت معرفی کرده‌ بودند که سرانجام ۱۷ تن از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری به شمول محمداشرف غنی رییس جمهور کشور و عبدالله عبدالله رییس اجرایی کشور، روز جمعه، دهم حوت اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی را مشخص کردند

    باید گفت انتخابات پارلمانی در ۳۲ ولایت کشور به تاریخ ۲۸ و ۲۹ میزان و در قندهار با یک هفته تأخیر برگزار شد. این انتخابات با مشکلات مدیریتی، تخنیکی و امنیتی فراوانی همراه بود. انتخابات پارلمانی غزنی قرار است هم‌زمان با انتخابات ریاست جمهوری در ۲۹ سرطان سال آینده برگزار شود.

    در پی این مشکلات محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور قانون جدید انتخابات را به روز سه‌شنبه ۲۳ دلو توشیح کرد که بر اساس آن، رییسان و اعضای کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی از کار برکنار شدند.

    رییس جمهور هم‌چنان به منظور جلوگیری از سکته‌گی در اجرای امور، رییسان دبیرخانه هر دو کمیسیون را به طور موقت به عنوان سرپرست کمیسیون‌های انتخاباتی تعیین کرد.

    یک روز پس از صدور این فرمان لوی‌سارنوالی رییسان و ۱۰ عضو دیگر کمیسیون‌های انتخاباتی را به دلیل سوء استفاده از صلاحیت‌های وظیفه‌ای ممنوع‌الخروج اعلام کرد.

    لوی‌سارنوالی می‌گوید که روند رسیده‌گی به پرونده رییسان و ۱۰ عضو دیگر کمیسیون‌های انتخاباتی آغاز شده است.

    با این حال دیده شود که کمیشنران جدید کمیسیون‌های انتخاباتی چقدر می‌توانند در کار خودشان، موفقانه پیش بروند.

  • اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی مشخص شدند

    اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی مشخص شدند

    بر اساس آرای نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، سید عصمت‌الله مل، مولانا محمد عبدالله،‌ محمدقاسم الیاسی،‌ اورنگ زیب، مسافر قوقندی،‌ حوا علم نورستانی، حبیب‌الرحمان ننگ، محمدیونس طغرا، چمن‌شاه اعتمادی، محمدذاکر ذکی، محمدحنیف دانشیار، گیتی، زهره بیان شینواری و سید قطب‌الدین بیدار از میان ۸۱ تن، رأی موفقیت را برای عضو شدن در کمیسیون‌های انتخاباتی به دست آوردند.

    نهادهای مدنی مرتبط به انتخابات و احزاب سیاسی ۸۴ تن را برای آن‌که به عنوان کمیشنر در کمیسیون‌های انتخاباتی گزینش شوند،‌ در تاریخ چهارم حوت به حکومت معرفی کرده بودند که روز گذشته ۸۱ تن این افراد در ارگ ریاست جمهوری حضور یافتند و برنامه‌های‌شان را ارایه کردند.

    روند گزینش این افراد طوری بود که هر نامزد در مدت سه دقیقه خلّص سوانح و برنامه‌هایش را در رابطه به انتخابات، در حضور نامزدان انتخابات ریاست جمهوری ارایه می‌کرد. پس از ارایه برنامه‌های این افراد،‌ رأی‌گیری آغاز شد و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری با آرای خودشان این افراد را برگزیدند. بلندترین رأی در روند گزینش اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی ۹ رأی بود که آن را سید عصمت‌الله مل، و مولانا محمد عبدالله گرفتند.

    قرار است که از این میان هفت نفر به عنوان کمیشنر در کمیسیون مستقل انتخابات، پنج نفر به عنوان کمیشنر در کمیسیون شکایات انتخاباتی و هم‌چنان دو نفر دیگر به حیث رییسان دبیرخانه‌های این دو کمیسیون تعیین شوند.

    شاه‌حسین مرتضوی، معاون سخنگوی ریاست جمهوری می‌گوید که رییس جمهور غنی تا دو روز دیگر کمیشنران کمیسیون‌ مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی و رییسان دبیرخانه این دو کمیسیون را تعیین می‌کند.

    مشخص شدن ۱۴ تن برای عضو شدن در کمیسیون‌های انتخاباتی و رییسان دبیرخانه کمیسیون‌های انتخاباتی با واکنش‌های مختلفی مواجه شده است.

    یوسف رشید، رییس بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه کشور یا فیفا می‌گوید که در میان ۸۱ تن افراد با ظرفیت و کارفهمی برای عضو شدن در کمیسیون‌های انتخاباتی وجود داشت،‌ اما «سایه سیاست از سوی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و احزاب سیاسی بر مشخص شدن این کمیشنران بالا بوده است». او هم‌چنان گفت که «تجربه کاری و دانش کار در گزینش کمیشنران چندان نقش نداشته،‌ بل ارتباطات سیاسی تاثیرگذاری زیادی داشته است».

    رییس بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه یا فیفا تصریح کرد که یک تعداد افراد برای آن‌که به عنوان کمیشنر در کمیسیون‌های انتخاباتی گزینش شوند، شایسته و مطرح بودند. آقای رشید افزود که بیش‌تر بحث‌ها و برنامه‌های این افراد شعاری و غیر عملی بود.

    او هم‌چنان گفت که روند گزینش نامزدان چندان مناسب نبود، چون افراد در سه دقیقه طرح‌ها و برنامه‌های‌شان را نمی‌توانستند ارایه کنند. رییس فیفا تصریح کرد که در گزینش اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی میان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری هم‌آهنگی و وضاحت وجود نداشت.

    به قول یوسف رشید، یک تعداد نامزدان بی‌خبر از قانون در نشست گزینش اعضای جدید کمیسیون‌های انتخاباتی می‌گفتند که باید نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مرجع‌ تصمیم‌گیری در مورد انتخابات باشند. رییس بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه خاطرنشان کرد که باید در آینده، کمیسیون‌های انتخاباتی روی تصمیم‌گیری، با نامزدان مصروف نشوند.

    در همین حال عبدالله احمدزی، رییس پیشین کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید که از میان ۱۴ تنی که از سوی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مشخص شده‌‌اند، تنها چهار تن‌شان ظرفیت کار به عنوان کمیشنر کمیسیون‌های انتخاباتی را دارند.

    آقای احمدزی افزود که یک تن از میان این ۱۴ تن ظرفیت و تجربه خوبی کاری دارد، که می‌تواند به عنوان رییس یکی از کمیسیون‌های انتخاباتی هم، کار کند.

    او از فرد مشخص نام نبرد و گفت که باید حکومت افراد با ظرفیت را در رأس کمیسیون‌های انتخاباتی بگمارد.

    روند گزینش کمیشنران و رییسان دبیرخانه کمیسیون‌های انتخاباتی به صورت علنی و با نشر زنده عملی شد. نخستین مرحله گزینش کمیشنران تازه برای کمیسیون‌های انتخاباتی روز شنبه ۲۷ دلو آغاز گردیده بود. در این مرحله، هفت روز برای احزاب سیاسی ثبت دولت و نهادهای جامعه‌ی مدنی مرتبط با انتخابات فرصت داده شد، تا نماینده‌گان‌شان را برای آن‌که به عنوان کمیشنر در کمیسیون‌های انتخاباتی گزینش شوند، به حکومت معرفی کنند.

    ۸۴ تن به شمول کمیشنران جدید کمیسیون‌های انتخاباتی و رییسان دبیرخانه‌های کمیسیون‌های انتخاباتی، روز چهارم حوت از سوی احزاب سیاسی و نهادهای مدنی مرتبط با انتخابات برای عضویت در کمیسیون‌های انتخاباتی به حکومت معرفی شده بودند که در میان آنان ۱۴ زن نیز شامل بود.

    روند گزینش کمیشنران تازه، بر اساس قانون جدید انتخابات، عملی شد.

  • صلح نزدیک است اما آماده دفع حملات احتمالی طالبان باید باشیم

    صلح نزدیک است اما آماده دفع حملات احتمالی طالبان باید باشیم

    رئیس جمهور غنی امروز پنج‌شنبه در مراسم تجلیل از نهم حوت، روز ملی نیروهای امنیتی و دفاعی، در کابل از نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان خواست آمادگی کامل برای دفع حملات احتمالی طالبان را داشته باشند.

     رئیس جمهور غنی گفت: «اگر کسی آماده دفع حملات احتمالی طالبان نباشد، فردا ملامت خواهد شد.»

    آقای غنی تأکید کرد آنچه سبب می‌شود نیروهای امنیتی و دفاعی کشور انگیزه لازم برای جنگ با دشمنان را  داشته باشد «دفاع از ناموس و شرف وطن» می‌باشد.

    رئیس جمهور غنی گفت: «خون افغان، خون همت و آزادی‌ست و همین انگیزه باعث شده نیروهای امنیتی در دفاع از افغانستان در برابر دشمنان پرتوان و آماده باشند.»

    آقای غنی افزود اگر این حجم از مشکلات و جنگ بر هر ملت دیگری غیر از افغانستان تحمیل می‌شد، قد خم می‌کرد اما افغانستان هنوز پابرجاست.

    رئیس جمهورگفت ترفیع درجه، اهدای مدال و لوح تقدیر امسال به رده‌های پایین نیروهای امنیتی که صفوف قهرمان نیروهای امنیتی است و در سنگرها می‌جنگند، اختصاص یافت.

    آقای غنی گفت افغانستان را با خون خود کمایی کرده‌ایم و مطمئن هستم که صلح می‌آید.

  • طالبان به مذاکرات صلح نگاه تبلیغی نداشته باشند

    طالبان به مذاکرات صلح نگاه تبلیغی نداشته باشند

    دکتر عبدالله که در مراسم تجلیل از نهم حوت، روز ملی نیروهای امنیتی، در کابل سخن می‌گفت، افزود: «اگر طالبان به مذاکرات صلح به عنوان مکانی برای تبلیغ نگاه کنند و برای جنگ آمادگی بگیرند، باید مسئولیت تمام حوادثی که در افغانستان اتفاق می‌افتد و در آن نیروهای امنیتی و شهروندان شهید و زخمی می‌شوند را به عهده بگیرند و در برابر ملت افغانستان و درگاه خدا پاسخگو باشند.»

    دکتر عبدالله عبدالله تأکید کرد طالبان اگر در تلاش‌های صلح صادقانه عمل  نکنند و اهداف تبلیغاتی داشته باشند، برای همیشه مورد قضاوت منفی مردم قرار خواهند گرفت. افزود اجماع ملی، منطقه‌ای و جهانی برای صلح افغانستان شکل گرفته و اگر طالبان این فرصت را از دست بدهند برای همیشه در نزد مردم  افغانستان منفور باقی خواهند ماند.

    رئیس اجرایی دولت وحدت ملی افزود حکومت مجری اصلی صلح در کشور است.

    داکتر عبدالله عبدالله در ادامه از مسئولین عالی‌رتبه امنیتی خواست راهکارهای کاهش تلفات نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در جنگ را بررسی و تطبیق کنند.

    عدم استفاده از مکاتب و شفاخانه‌ها برای اهداف نظامی، بی‌طرفی کارمندان مؤسسات خیریه هنگام توزیع کمک‌ها و رعایت قوانین و توجه به مسائل حقوق بشری از دیگر نکاتی بود که دکتر عبدالله به آنها اشاره کرد.

    رئیس اجرایی گفت: «صلح نتیجه قربانی‌های نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان خواهد بود.»

    داکتر عبدالله در تقدیر از فداکاری‌های نیروهای امنیتی و دفاعی کشور گفت آن پلیسی که فرد انتحاری را در بغل گرفت تا مانع کشته شدن ده‌ها فرد ملکی شود، تمثیل قهرمانی یک ملت است.

  • جنگ بس است!

    جنگ بس است!

    در این اجماع که بیش از هفت‌صد زن از 34 ولایت کشور امروز در کابل گردهم آمده بودند، از حکومت و طالبان خواسته شد یک آتش‌بس بدون قید و شرط را اعلام کنند.

    در قطع‌نامه‌ی این اجماع که با نام «جنگ بس است!» آمده است که زنان افغانستان از اقدامات صلح حکومت در راستای رسیدن به صلح پایدار، «قویاً» حمایت می‌کنند.

    این زنان گفته‌اند: «ما زنان افغانستان برای محو فرهنگ معافیت از مجازات پدیده‌ی خشونت، بیکاری و فساد که از جمله عوامل تشدید ناامنی است، از حکومت می‌خواهیم که با گنجاندن موضوعات صلح‌آمیز در نصاب تعلیمی، اشتغال‌زایی برای جوانان و تطبیق قانون زمینه‌ی صلح پایدار را فراهم کند.»

    از سویی آنان در قطع‌نامه‌ی شان با تأکید بر حفظ دستاوردهای یک‌ونیم دهه‌ی افغانستان تأکید کردند که صلح باید در مطابقت با قانون اساسی کشور باشد.

    در قطع‌نامه‌ی آنان آمده است: »ما زنان افغانستان از حکومت افغانستان می‌خواهیم که تا از خانواده‌های شهدای نیروهای امنیتی و آسیب‌دیدگان جنگ حمایت نموده و در جهت تقویت میکانیزم‌های حمایوی و رسیدگی به نیازهای آنان اقدامات جدی به عمل آورد.»

    همچنان اشتراک‌کنندگان اجماع ملی زنان افغانستان برای صلح گفتند که آنان هرگونه ادعای مبنی بر حکومت موقت را «شدیدا» محکوم می‌کنند و خواستار برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه اند.

    از سویی آنان تأکید کردند که حکومت وحدت ملی باید افراد غیرمسئول و زورمندان محلی از قدرت را به منظور گسترش حاکمیت قانون و فراهم‌کردن زمینه‌ی صلح و ثبات در کشور، به گونه‌ی فوری خلع سلاح کند.

    از سویی در این نشست، بی‌بی‌گل رولاغنی، بانوی نخست کشور نیز گفت که باید مفکوره، رأی و تشویش زنان کشور به عنوان «نیم پیکر جامعه» در گفت‌وگوهای صلح در نظر گرفته شود.

    او افزود که در گفت‌وگوهای صلح، باید از خود زنان باید پرسیده شود که در مورد صلح و بعد از صلح چه فکر می‌کنند: «مذاکرات صلح برای ما (زنان) نیز یک تشویش خلق می‌کند، ولی از آدرس خانم‌ها باید خودشان (در مورد زنان در پروسه‌ی صلح) گپ بزنند.»

    او تأکید کرد: «ما (زنان) مسئولیم که جنگ در کشور ختم شود و صلح استقرار یابد.»

    این در حالی است که پیش از این شماری از فعالان حقوق زنان و نهادهای جامعه‌ی مدنی نیز از عدم حضور زنان در روند گفت‌وگوهای صلح شاکی بودند. از سویی هم زنان افغانستان در بیم آن هستند که مبادا پیشرفت‌هایی که در چند سال گذشته در عرصه‌ی حقوق و آزادی زنان به‌دست آمده است، در روند گفت‌وگوهای صلح نادیده گرفته شود.

    پیشتر زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت امور خارجه‌ی امریکا در مورد صلح افغانستان در دیدار با رهبران جامعه‌ی مدنی افغانستان گفته بود که در ۱۷ سال گذشته زنان نقش کلیدی در پیشرفت افغانستان داشته و صدای آنان باید شنیده شود.

    آقای خلیل‌زاد همچنان گفته است که شمولیت زنان افغانستان در مذاکرات بین‌الافغانی ضروری است و آن‌ها در کنار زنان افغان خواهند ایستاد.

     

  • دیدار ترامپ و کیم زودتر از موعد مقرر و بدون توافق به پایان رسید

    دیدار ترامپ و کیم زودتر از موعد مقرر و بدون توافق به پایان رسید

    کاخ سفید بی‌نتیجه بودن مذاکرات ترامپ و کیم جونگ اون را تأیید کرده‌است.

    به نقل از بی بی سی؛ کاخ سفید گفته است مذاکرات دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری امریکا و کیم جونگ اون، رهبر کوریای شمالی «بسیار خوب و سازنده» بوده‌اند اما مذاکرات به نتیجه‌ای نرسیده است.
    به گفته مقام‌های امریکایی فعلا قراری برای برپایی یک نشست دیگر گذاشته نشده است.
    آقای ترامپ هم در یک نشست خبری گفته است روابط «مستحکمی» با کیم جونگ اون دارد اما تصمیم گرفته شده فعلا چیزی امضا نشود. آقای ترامپ گفت: «ما از او (کیم)خواستیم اقدامات بیشتری انجام دهد او آماده نبود.»
    آقای ترامپ گفته است کیم جونگ اون خواهان برداشته شدن همه تحریم‌ها بود اما «ما نمی‌توانستیم چنین کاری بکنیم.»
    براساس اعلام رسانه‌ها رئیس‌جمهوری امریکا گفته است نمی‌خواهد درباره افزایش تحریم‌های کوریای شمالی صحبت کند چرا که مردم آنجا هم باید زندگی کنند.
    رییس‌جمهوری امریکا گفته است آقای کیم به او گفته کشورش دست به آزمایش هسته‌ای و موشکی نخواهد زد. او گفته است به رهبر کوریای شمالی اعتماد دارد.
    قرار است مذاکرات دو طرف ادامه داشته باشند. کوریای شمالی هنوز در این باره اظهارنظری نکرده است.
    مذاکرات روسای جمهوری امریکا و کوریای شمالی برای دومین روز متوالی در هانوی، ویتنام ادامه داشت اما نشست امروز زودتر از موعد به پایان رسید. انتظار می‌رفت دو طرف به توافقی دست یابند.
    با انتشار اخبار عدم توافق میان امریکا و کوریای شمالی، ارزش سهام کوریای جنوبی سقوط کرده است.
    مایک پومپئو، وزیر امور خارجه امریکا هم گفته است کماکان در مورد این مذاکرات «خوش‌بین» است.
    ساعاتی پیش کیم جونگ اون، رهبر کوریای شمالی به خبرنگاران گفت در صورتی که او آماده خلع سلاح اتمی کشورش نبود در نشست با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری امریکا در هانوی ویتنام حضور نمی‌یافت.
    آقای ترامپ سعی کرد توقعات از این نشست را بالا نبرد و گفته است «عجله‌ای» برای یک توافق ندارد.
    رهبران کوریای شمالی و امریکا در حال مذاکره برای یافتن راهی برای حذف سلاح‌های اتمی از شبه جزیره کوریا هستند. همچنین پایان دادن به مخاصمه میان دو کوریا یکی از دیگر محورهای مذاکره بوده است.
    اولین دیدار آقای کیم و آقای ترامپ که سال پیش در سنگاپور برگزار شد، لحظه‌ای تاریخی بود اگرچه نتیجه خاصی به همراه نداشت.
    آقای ترامپ در نشست خبری خود در باره اتو وارمبیر، دانشجوی آمریکایی زندانی در کوریای شمالی که به فاصله کوتاهی پس از آزادی درگذشت گفت آقای کیم در باره او  «چیزی نمی‌دانست.»
    آقای ترامپ گفت با رهبر کوریای شمالی در این باره حرف زده و اتفاقی که افتاد «وحشتناک بود و فکر نمی‌کنم به نفعش (کیم جونگ اون) بود.»

     او گفته است فکر نمی‌کند رهبری کوریای شمالی «از این مساله خبر داشته باشد.»  

  • صلح می‌خواهیم اما نه به هرقیمتی!

    صلح می‌خواهیم اما نه به هرقیمتی!

    رئیس جمهور غنی گفت صلح افغانستان به نفع منطقه و جهان است و باید روی تضمین‌های صلح در افغانستان کار شود.

    آقای غنی افزود مالکیت و رهبری صلح باید در دست حکومت مشروع افغانستان باشد.

    آقای غنی، ادامه جنگ را کار حلقه خبیثه و تلاش برای صلح را مسئولیت حلقه نجیبه دانست و تأکید کرد پیام زنان امروز افغانستان به طالبان این است که دیگر صحنه‌های کشت‌وکشتار و شلاق زدن را تکرار نکنند و در یک زندگی مصالمت‌آمیز به آبادانی کشور فکر کنند.

     رئیس جمهور غنی می‌گوید در ادامه سخنان خود افزود کسانیکه طرفدار تشکیل حکومت موقت هستند در حقیقت از انتخابات می‌ترسند.

    رئیس جمهور افزود صلح در تضاد با انتخابات قرار ندارد، انتخابات موجب مشروعیت می‌گردد، جمهوری اسلامی افغانستان بدون انتخابات معنای جمهوریت خود را از دست می‌دهد اما کسانیکه از انتخابات می‌ترسند بحث حکومت موقت را پیش می‌کشند.

    رئیس جمهور غنی خطاب به این دسته از منتقدان خود گفت: «اگر ترس  ندارید بیایید در انتخابات شانس خود را امتحان کنید.!»

    رئیس جمهور گفت باید به حقوق زنان احترام گذاشته شود، زنان در پروسه صلح شریک شوند و نقش بگیرند و زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند باید در تشکیل  اجماع ملی که نیاز مبرم برای صلح است، تمام سعی  خود را انجام دهند.

    رئیس جمهور غنی در بخش دیگری از سخنان خود به برگزاری لویه جرگه مشورتی برای صلح اشاره کرد و گفت این لویه جرگه باید همه‌شمول باشد و تمام مردم افغانستان حتی از قریه‌جات بتوانند در آن نماینده داشته باشند.

    آقای غنی افزود مباحث و موضوعاتی که در لویه جرگه قرار است مطرح شود باید شفاف و روشن باشد.

    رئیس جمهور در ادامه تأکید کرد باید کلمه افراد مسلح غیرمسئول برای همیشه از فرهنگ سیاسی و اجتماعی مردم محو شود؛ کسانیکه با زور قانون را زیرپا می‌گذارند و مردم را لت‌وکوب می‌کنند باید مجازات شوند.

    آقای غنی همچین گفت زنان امروز افغانستان دیگر زنان دیروز و پریروز نیستند؛ زن امروز افغانستان مدیر، مدبر، آینده‌نگر و معتقد به وحدت ملی می‌باشد.

    رئیس جمهور غنی در بخش دیگری از سخنان خود به نهم حوت روز ملی نیروهای امنیتی اشاره کرد و گفت نیروهای امنیتی حافظ قانون اساسی کشور و ضامن بقای نظام مشروع افغانستان می‌باشد.

    سخنان رئیس جمهور غنی در مورد صلح در حالی ایران می‌شود که امیدها به نشست مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان در قطر در مورد مذاکره مستقیم طالبان با دولت کابل افزایش یافته‌است.

  • بدون اجازه از جنگنده اف‌16 استفاده نکن!

    بدون اجازه از جنگنده اف‌16 استفاده نکن!


    این در حالی‌ست که نیروهای پاکستانی روز گذشته (8 حوت) با استفاده از یک اف 16 امریکایی، یک جنگنده هندی را در حریم هدف قرار داد.
    پس از حمله مرگبار انتحاری بر سربازان هندی، جنگنده‌های هند سه روز پیش، چندین مرکز گروه جیش محمد که مسوولیت این حمله را برعهده گرفته بود، بمباران کرد؛ دولت پاکستان گفت که پاسخ این حمله هند را خواهد دارد.
    روز گذشته جنگنده‌های پاکستانی وارد حریم هند شدند اما توسط جنگنده‌های هندی از حریم این کشور عقب رانده شدند؛ به گفته مقامات هندی هنگام تلاش هواپیماهای جنگی  این کشور برای عقب راندن جنگنده‌های متخاصم پاکستانی، نیروهای هوایی پاکستان با استفاده از اف 16 یک جنگنده هند را هدف قرار داده است.
    به کارگیری اف 16 توسط نیروهای پاکستانی، سبب شد دولت امریکا به پاکستان هشدار دهد بدون اجازه از اف16  استفاده نکند.

    یک رسانه‌ هندی در این مورد نوشت پاکستان در قرارداد خرید جنگنده‌ اف 16 از امریکا متعهد شده فقط برای دفاع از خاک خود از  اف 16 امریکایی استفاده کند و در حمله به کشورهای دیگر مجاز به استفاده از آن نیست.
    به گفته رسانه های هندی، امریکا به پاکستان هشدار داده بیشتر از این مساله اش را با هند بزرگ نکند و در  عوض تروریستان را در خاک  خود نابود سازد.

    گفتنی است پاکستان دو سال پیش جنگنده های اف 16 را از امریکا خریداری کرد.

  • مردم به نیروهای امنیتی خود اطمینان دارند و از آنها حمایت می‌کنند

    مردم به نیروهای امنیتی خود اطمینان دارند و از آنها حمایت می‌کنند

    کابینه افغانستان در سال 1395 هجری خورشید نهم حوت را به عنوان روز ملی نیروهای امنیتی و دفاعی تصویب کرد. هدف از این نامگذاری، قدردانی از فداکاری‌ها و جان‌فشانی‌های سربازان دلیر کشور در مبارزه با دشمنان افغانستان و اعلام حمایت از نیروهای امنیتی در مبارزه با هراس افکنان عنوان شده‌است.

    شهروندان کشور در کابل و دیگر ولایات با برپایی مراسم مختلف روز ملی نیروهای امنیتی را گرامی  می‌دارند.  

    مقامات عالی‌رتبه امنیتی کشور استقبال عمومی از این روز و اعلام حمایت همگانی در فضای واقعی و مجازی از نیروهای امنیتی را نشانه‌ی اعتماد لازم میان مردم و نیروهای امنیتی می‌دانند.

    حقیقت این است که نقش مردم در تامین امنیت و تاثیر حمایت مردم از نیروهای امنیتی در ایجاد ثبات، بسیار به سزا و برجسته است؛ زیرا امنیت به معنای محیط عاری از هر گونه ترس و تهدید است و چنانچه فضایی فراهم شود که مردم از هر نوع ترسی رها شوند، امنیت به وجود آمده است. ازاین رو، می‎توان گفت که تامین امنیت اجتماعی در گرو جلب اعتماد اجتماعی است و مسوولان و مجریان قانون باید با برخورد، تصمیم و منش خود اعتماد مردم را جلب نمایند.

    ریاست عمومی امنیت ملی در پیامی به مناسبت روز ملی نیروهای امنیتی تأکید می‌کند فضای توصیفی حاکم بر افکارعمومی در روز نیروهای امنیتی و حمایت بی‌دریغ ملت از آنان نشان می دهد که این مهم (جلب اعتماد اجتماعی) توسط نیروهای امنیتی و سربازان دلیر کشور محقق شده است. پولیس ملی، امنیت ملی و اردوی ملی، طی سالیان گذشته به خوبی نشان داده‌اند که توانایی و شایستگی لازم را برای دفاع از این سرزمین و حفاظت و حراست از تمامیت ارضی کشور دارند.

    این امر به معنای آن است که امروزه نیروهای امنیتی کشور با توان ملی بیش از سی میلیون جمعیت همراه هستند و کمر همت‌شان با نیروی فکری و فیزیکی هزاران شهروند افغانستان بسته شده است. این امر به معنای شکست‌ناپذیری این نیروها بوده و حمایت ملی و جهانی را در پی خواهد داشت. کما این‌که مشاهده شد، بسیاری از سیاست‎مداران جهانی و نهادهای بین‎المللی نیز با افکارعمومی در افغانستان همراه شده و تعهد به حمایت از نیروهای امنیتی کشور سپرده اند.

    توییت‌های قبلی سیاست‎مداران مسوول جهانی از جمله نماینده اتحادیه اروپا، سفیران کشورهای غربی و حامیان بین‎المللی افغانستان به خوبی تصویر مثبتی را از نیت و هدف ملی مردم و فداکاری نیروهای امنیتی در فضای بین‎المللی نیز به نمایش گذاشته است.

    بنابراین، نام‎گذاری این روز به نام سربازان دلیر کشور، گام بزرگ و اقدام شایسته است. ابراز احساسات مردمی نیز بیانگر این حقیقت بود که مردم نیز ‎می‎خواهند فاصلۀ میان آنان و سربازان کشور کمرنگ شده و از بین برود؛ زیرا در روز نهم حوت هزاران نفر به صراحت می گویند که سربازان عزیز! ما حرمت خون‌تان را پاس می‎داریم و سنگری از علم و حلم بر پا می‎نهیم و نبردی دیگر را با پیروزی درخشانی رقم می‎زنیم تا نشان دهیم وامدار شایسته و هرچند ناچیزی برای جان عاشق شما بوده‌ایم.

    مردم یک‎صدا می گویند که سربازان کشور! از بیرقی که از دست شما حین شهادت در سنگر افتاده است، سربندی خواهیم ساخت تا در کشاکش مبارزه با جهل و کژفهمی‎های زمانه، عَلَمت را بر زمین ننهیم و راهت را آن گونه که در شأن توست ادامه دهیم.

    مردم افغانستان به عنوان ملت قدرشناس، خواهند گفت که می‎خواهیم شما را سرمشق خویش قرار داده و علم وحدت و عشق و شرافت و وطن‎دوستی را بر دست گرفته و از شما سرمشق بگیریم.

    در پیام ریاست عمومی امنیت ملی ابراز امیدوار شده این روز در فضای افکار عمومی به عنوان همیشه و همواره ماندگار مانده و هر روز، روز سرباز باشد تا شاهد شکوه و شکوفایی در پرتو انسجام و همدلی و در راستای حراست از سرزمینی باشیم که همه به آن تعلق داریم و ثبات آن نیز به سود همگان است.

    ما ثبات و شکوفایی افغانستان را مدیون سربازان کشور هستیم و باید مدام سپاسگزار ایثارگری‎های آنان باشیم و تبلیغات پوچ و افکار اغراض آلود و اهداف آنانی را که خواب و خیال از هم پاشی نیروهای دفاعی و امنیتی قهرمان افغانستان را می بینند در نطفه خنثی، نکوهش و محکوم نمائیم زیرا قوت های دفاعی و امنیتی افغان طی سالهای پسین با ایثار و فداکاری و ریختن خون های پاک شان از مقدسات دینی و ارزش های میهنی و ملی ما در برابر تروریستان و قطاع الطریقان طالب و داعش دفاع و حراست نموده اند پس وظیفه و مسئولیت اسلامی و انسانی ما است تا از نیروهای امنیتی افغان که فرزندان مشروع وطن هستند حمایت قاطع و همه جانبه نمائیم.

  • دستاوردهای هفده ساله افغانستان باید در گفتگوهای امریکا با طالبان حفظ شود

    دستاوردهای هفده ساله افغانستان باید در گفتگوهای امریکا با طالبان حفظ شود

    پنجمین دور نشست های دوجانبه نمایندگان گروه طالبان و نمایندگان حکومت آمریکا در شهر دوحه پایتخت قطر درحال جریان است. در این دور از گفتگوها «زلمی خلیل زاد» نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا مسئولیت هیئت آمریکایی و «مولوی عبدالغنی برادر» معاون سیاسی گروه طالبان و رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر مسئولیت هیئت مذاکره کننده گروه طالبان را به عهده دارد. براساس گزارش ها و اظهارنظرهای مقامات ارشد هیئت‌های مذاکره کننده، دو طرف با در اختیار داشتن صلاحیت‌های لازم و کافی برای امضای توافقنامه احتمالی صلح، تمایل و جدیدت بالایی برای خاتمه دادن به بحران چهل ساله افغانستان دارند.
    از سوی دیگر لجاجت گروه طالبان در مقابل پیشنهاد مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان و عدم گزارش دهی مقامات آمریکایی درباره محتوای نشست‌های مشترک با طالبان، موجب بروز نگرانی‌هایی برای مردم و همچنین ارگ ریاست جمهوری شد. با این حال، با تعهد «زلمی خلیل زاد» به رئیس جمهور «محمداشرف غنی» مبنی بر اینکه هرگونه توافق دولت آمریکا با گروه طالبان فقط با مشورت و اجازه حکومت افغانستان صورت خواهد گرفت، مقداری از نگرانی های مردم نسبت به نتایج این گفتگوها کاسته شد.
    با این حال دولت آمریکا و هیئت مذاکره کننده این کشور در قطر می‌بایست بیش از پیش به دغدغه‌های مردم افغانستان توجه داشته باشند و خود را پاسخگوی آن ها بدانند. مردم افغانستان علی رغم اینکه با تمام وجود خواستار برقراری صلح در کشور هستند و برای رسیدن به صلح قربانی‌های بی‌شماری داده‌اند، اما تنها صلحی می‌خواهند که با عزتمندی همراه باشد. بدون شک، صلحی که نتیجه آن، به پایمال شدن عزت مردم افغانستان و همچنین بی احترامی به خون شهدای وطن ختم شود، مورد تایید هیچ شخص آزاده‌ای نخواهد بود.
    مردم افغانستان صلح می‌خواهند اما نه به هر قیمتی. در 17 سال گذشته مردم افغانستان نظامی را تاسیس کردند و آن را توسعه دادند که خون‌های بسیاری برای قوام آن ریخته شد و جان های بی‌شماری فدای برپا ماندن آن گردید. در 17 سال گذشته مردم با تلاش بی‌نهایت و فداکاری‌های بی دریغ  به دستآوردهای زیادی رسیدند. آن‌ها نمی‌خواهند این دست‌آوردهای ارزشمند و سخت بدست آمده، فدای صلحی ناپایدار شود.
    «تشکیل نیروهای امنیتی اعم از اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی»، «کسب حق تحصیل و حق کار توسط زنان»، «برقراری امنیت نسبی در سرتاسر کشور»، «تشکیل نظام اداری برای اداره امور کشور»، «کسب آزادی های اجتماعی و سیاسی توسط مردم»، «آغاز به کار هزاران مکتب، دانشگاه و مراکز آموزشی و تحصیلات علی»، «تربیت هزاران جوان در دانشگاه های کشور»، «دسترسی اکثریت مردم در سرتاسر کشور به خدمات صحی»، «بهره مندی 95 درصد مردم از پوشش ارتباطی شبکه های مخابراتی»، «آغاز به کار هزاران شرکت تولیدی و خدماتی و فابریکه های صنعتی در سرتاسر کشور»، «امضای معاهده های دوجانبه و چندجانبه اقتصادی و سیاسی میان افغانستان و دیگر کشورهای جهان» و همچنین «برگزاری چند دوره انتخابات برای مشارکت مردم در سرنوشت خود» از جمله دستآوردهای مردم افغانستان در 17 سال گذشته است. آمریکا باید بداند که معامله برسر این دستآوردها و صداها دسـتآورد دیگر مردم افغانستان با طالبان حتی اگر با هدف صلح صورت گیرد، مورد قبول آنها نخواهد بود و نتیجه ای جز افتادن افغانستان در چرخه بی پایان بحران و ناامنی نخواهد داشت.