نویسنده: rahapress

  • چشم انداز توافق سیاسی غنی و عبدالله!

    چشم انداز توافق سیاسی غنی و عبدالله!

    توافق‌نامۀ سیاسی میان محمد اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله دو رقیب اصلی در انتخابات گذشتۀ ریاست‌جمهوری روز (یک‌شنبه) با حضور رهبران سیاسی و نمایندگان دوتیم در ارگ ریاست‌جمهوری به امضا رسید. بربنیاد این توافق‌نامه، رییس اجرایی پیشین، شورای عالی مصالحه را رهبری می‌کند و سهم ۵۰ درصدی در کابینه به دست می‌آورد. 

    این موافقت‌نامه پس از هفت ماه کشمکش، اختلاف و درگیری میان دو تیم اصلی در انتخابات ریاست‌جمهوری ششم میزان ۱۳۹۸ به امضا ‌رسید.

    هردو تیم دولت‌ساز به رهبری محمد اشرف‌غنی(رییس‌جمهور) و ثبات و همگرایی به رهبری عبدالله عبدالله(رییس شورای عالی مصالحه) با روایت پیروزی و تشکیل حکومت یک‌دست به میدان آمدند. اشرف‌غنی در مبارزات انتخاباتی به‌تکرار گفت که دیگر «شرکت سهامی» و «نظام دوسره» نمی‌سازد. داکتر عبدالله عبدالله اعلام داشت که ۲۰۱۴ تکرار نمی‌شود و نتیجه تقلب را نمی‌پذیرد. گروه‌های رادیکال در دو تیم انتخاباتی در پی براندازی و حذف طرف مقابل بودند و باوری به تقسیم قدرت و مشارکت سیاسی نداشتند. فشار چهره‌های تندرو در «دولت‌ساز» و «ثبات و همگرایی» آخرین امیدها برای حل بحران سیاسی و انتخاباتی را به ناامیدی مبدل گردانیده بود.  دوتیم همزمان مراسم تحلیف برپا داشتند و تا آخر خط پیش رفتند. اشرف‌غنی طبق وعدۀ انتخاباتی ریاست اجرایی را حذف کرد. داکتر عبدالله عبدالله به معرفی والی‌ها و مسوولان محلی پرداخت.

    با تشدید بحران و اختلافات، مایک پمپئو وزیر خارجۀ ایالات متحده امریکا به کابل آمد و در دیدارهای جداگانه و مشترک با محمداشرف‌غنی و داکتر عبدالله عبدالله، خواستار حل بحران و تشکیل حکومت همه‌شمول گردید. اما رهبران ثبات و همگرایی و دولت‌ساز، از مواضع‌شان کوتاه نیامدند و زیر بار نرفتند.  وزیر خارجۀ امریکا با خشم کابل را به مقصد دوحه ترک کرد و با ملا برادر معاون گروه طالبان دیدار نمود. پمپئو از هواپیما بیانیۀ شدیدالحنی را علیه رهبران افغانستان بیرون داد و یک میلیارد دالر از کمک‌های کشورش را به افغانستان قطع کرد و ادامۀ همکاری واشنگتن با کابل را مشروط به تشکیل حکومت همه‌شمول و فراگیر ساخت.

    تیم ثبات و همگرایی به کمتر لغو نتیجۀ انتخابات، ایجاد صدارت و سهم ۵۰ درصدی در قدرت قانع نبود و دولت‌ساز معتقد بود که طبق قانون اساسی در انتخابات به پیروزی رسیده و باردیگر به تقسیم مساوی قدرت تن نمی‌دهد. اما تهدیدها و خطرات پیش رو، به‌ویژه بحران صحی ناشی از شیوع ویروس کرونا، زورآزمایی طالبان در میدان جنگ، فشار افکار عمومی، بحران اجتماعی، فقر و بیکاری، خروج قوای بین‌المللی، روگردانی منطقه و تغییر پالیسی واشنگتن، دو طرف را به انعطاف‌پذیری و تعامل واداشت.

    توافق‌نامۀ سیاسی برای هردو تیم یک پیروزی محسوب می‌شود. محمد اشرف‌غنی طبق برنامۀ انتخاباتی، نظام دوسره را از میان برداشت. پایه‌های نظام را تقویت کرد و ریاست‌جمهوری‌اش را مشروعیت بخشید. عبدالله عبدالله قدرت را مساوی تقسیم کرد و رهبری پروسۀ مهم و اساسی «صلح» را برعهده گرفت.

    نکتۀ بارز در حل منازعۀ سیاسی ناشی از اعلام نتیجۀ انتخابات ۲۰۱۹ میلادی، سهم رهبران و شخصیت‌های داخلی است. دو انتخابات گذشتۀ ریاست‌جمهوری در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ با پادرمیانی جان‌کری، رییس کمیتۀ سنا و وزیر خارجه سابق امریکا حل شد. اما بحران انتخاباتی ۲۰۱۹ با پادرمیانی و تلاش شبانه‌روزی رهبران و شخصیت‌های ملی افغانستان حل گردید. شکی نیست که فشار جامعۀ بین‌المللی در امضای توافقنامه و تشکیل حکومت مشترک ملی بی‌تأثیر نبوده است، اما نقش اصلی و محوری را در حل بحران سیاسی، رهبران داخلی به عهده داشته‌اند. حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین، عبدرب الرسول سیاف، محمد یونس قانونی و محمد کریم خلیلی، رهبران جهادی جز هیأت میانجی میان ارگ و سپیدار بودند. همچنان، نمایندگان شورای ملی، فعالان حقوق زنان و جامعۀ مدنی نیز در حل بحران سیاسی نقش داشتند.

    امضای توافق‌نامه به دو رهبر سیاسی کم‌هزینه نبود. چهره‌های تندرو در دوجناح، مخالف حکومت ائتلافی و مشارکتی بودند. به همین دلیل، شکست‌وریخت در دوتیم انتخاباتی قابل پیش‌بینی است. برخی سران جمعیت راه‌شان را از ثبات و همگرایی جداکرده‌اند. چنانچه، برخی چهره‌های تندرو در اردوگاه ریاست جمهوری نیز ابراز نارضایتی کرده‌اند.

    با امضای توافق‌نامه و حل بحران سیاسی در کابل، مذاکرات بین‌الافغانی آغاز می‌شود؛ اجماع داخلی در محور حکومت تقویت می‌گردد؛ فشار افکار عمومی و جامعۀ بین‌المللی بر رهبران سیاسی کاهش می‌یابد و مواضع حکومت در میز مذاکرات، میدان جنگ و نزد بازیگران منطقه‌ای و جهانی احیا خواهد شد.

    اما با توجه به تجربۀ ناکام کار مشترک میان دوتیم سیاسی در حکومت وحدت ملی، این نگرانی با قوت مطرح است که عدم التزام به اجرای تعهدات مندرج در متن موافقت‌نامه سیاسی، فاز تازۀ درگیری و کشمکش در درون حکومت آغاز شود.

    اختلاف بنیادی میان دوطرف معادله دربارۀ مذاکرات صلح و بحران ‌اعتماد میان دو تیم انتخاباتی این فرضیه را تقویت می‌کند. محمداشرف‌غنی، با برنامۀ صلح ایالات متحده امریکا با طالبان مخالفت کرده و به باور امریکا و طالبان جلو تطبیق مواد موافقت‌نامۀ ۲۹ فبروری دوحه را گرفته است. بربنیاد موافقت‌نامۀ صلح امریکا با طالبان، باید تاکنون ۵۰۰۰ هزار زندانی طالبان از بند آزاد می‌گردید، نام‌های سران طالبان از فهرست سیاه شورای امنیت خارج می‌گردید و مذاکرات داخلی کلید می‌خورد. اما حکومت اجازۀ عملی‌شدن هیچ یک از این بندها را نداده است. برعکس، جنگ میان دوطرف تشدید شده و امیدها برای موفقیت روند صلح به یأس مبدل گردیده است.

    در سوی دیگر، عبدالله عبدالله صلح را اولویت می‌داند و خواستار برداشتن موانع از سدراه مذاکرات داخلی است. با رهایی زندانیان طالبان موافق است و باور دارد که بحران کنونی راه حل نظامی ندارد. رییس اجرایی سابق بارها گفته است که برای تأمین صلح حاضر است قربانی بدهد. او با این امید به شورای مصالحه رفته تا زمینۀ ادغام طالبان به نظام سیاسی را فراهم کند و به جنگ و خشونت‌ها نقطۀ پایان بگذارد. چیزی‌که خلاف خواست و برنامۀ رییس‌جمهور غنی به نظر می‌رسد.

    به هررو، از آنجایی‌که توافق سیاسی میان رهبران دولت‌ساز و ثبات و همگرایی، از جنگ، کشمکش و درگیری داخلی جلوگیری کرد، مردم را از سردرگمی و ابهام بیرون ساخت و زمینۀ انتقال مسالمت‌آمیز سیاسی را فراهم گردانید، یک موفقیت محسوب می‌شود.

    کشور

  • سریال «عثمان»؛ هم‌ذات‌پنداری با تاریخ و اسطوره‌های بیگانه

    سریال «عثمان»؛ هم‌ذات‌پنداری با تاریخ و اسطوره‌های بیگانه

    امپراتوری عثمانی، یک قدرت سیاسی بزرگ و مسلمان بود که از 1299 تا 1922 میلادی –به مدت 623 سال-، در منطقه‌ی مدیترانه حکومت می‌کرد و در قاره‌های آسیا، اروپا و افریقا گسترش یافته بود! عثمان یکم، پسر «ارطغرل»، بینان‌گذار امپراتوری عثمانی بود. نکته‌ی مهم آن است که صنعت فیلم و سریال ترکیه، در خدمت اهداف سیاسی و بزرگ‌نمایی چهره‌های تاریخی این کشور است که وظیفه‌ی ارائه‌ی تصویر مثبت و روحانی از شاهان این کشور دارد؛ در حالی که عثمانی‌ها، به دلیل کشورگشایی‌های بسیار، کشتار زیادی نیز انجام دادند و چهره‌های فرشته‌خوی نبودند!

    انسان‌ با کم‌بودهایش دچار می‌شود، در سرزمین کم‌بودها، چنان‌چه آدم‌های از کوه آمده که به جز تفنگ و کشتن، چیز دیگری نمی‌شناختند، دچار زراندوزی و در قواره‌ی روش‌فکر و مدنی ظاهر شدند؛ تک‌گزینه‌ی شدن زندگی به دلیل کرونا، مرا نیز دچار سریال‌های خارجی، با دوبله‌های «آبکی» تلویزیون‌های افغانستان کرد. سریال «قیام عثمان» با بازی «بوراک اوزچویت»، در نقش «عثمان» و در ژانر پرطرف‌دار «اکشن- تاریخی- درام» که در ادامه‌ی سریال پرطرف‌دار «قیام ارطغرل» است و تأسیس سلسله‌ی بزرگ عثمانی، داستان فرزند ارطغرل –عثمان- را روایت می‌کند. نویسنده‌ی این سریال، «مهمت بوزداغ» و کارگردان آن «متین گونای» است. پیش از سریال عثمان، مجموعه‌ی «قیام ارطغرل» در ترکیه نشر شد که یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی این کشور بود و در خارج از ترکیه نیز استقبال شد.

    امپراتوری عثمانی، یک قدرت سیاسی بزرگ و مسلمان بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی –به مدت ۶۲۳ سال-، در منطقه‌ی مدیترانه حکومت می‌کرد و در قاره‌های آسیا، اروپا و افریقا گسترش یافته بود! عثمان یکم، پسر «ارطغرل»، بینان‌گذار امپراتوری عثمانی بود. نکته‌ی مهم آن است که صنعت فیلم و سریال ترکیه، در خدمت اهداف سیاسی و بزرگ‌نمایی چهره‌های تاریخی این کشور است که وظیفه‌ی ارائه‌ی تصویر مثبت و روحانی از شاهان این کشور دارد؛ در حالی که عثمانی‌ها، به دلیل کشورگشایی‌های بسیار، کشتار زیادی نیز انجام دادند و چهره‌های فرشته‌خوی نبودند!

    از آن‌جا که برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی در ترکیه، نقش بزرگی در جهت‌دهی روحیه‌ی ملی دارد، پس از کودتای نافرجامی که چند سال پیش در ترکیه اتفاق افتاد، سیاست‌مداران این کشور را وا داشت تا تمرکز بیشتری روی هنر و ساخت سریال‌های تاریخی، با شعارهای مثل «بیداری یک ملت»، داشته باشند. حزب «عدالت و توسعه» به رهبری اردوغان، توجه ویژه‌ی روی صنعت فیلم و سریال دارد و این کشور از ۲۰۰۲ تا امروز، نزدیک به ۱۵۰ سریال تلویزیونی، به بیش از ۱۰۰ کشور در خاورمیانه، اروپای شرقی، امریکای جنوبی و آسیای جنوبی فروخته است که سال گذشته، از این ناحیه چیزی در حدود ۳۰۰ میلیون دالر، درآمد ارزی داشته است. نزدیک به ۹۵درصد ترک‌ها، روزانه شش ساعت تلویزیون تماشا می‌کنند که در سطح جهان، آمار بسیار بالایی است.

    سریال‌های تلویزیونی، در واقع هنری در خدمت سیاست و خریدن مشروعیت برای زمام‌داران ترکیه است که در آن معمولا از دشمن ملت صحبت می‌شود که حتا اگر مربوط به دوره‌های تاریخی گذشته باشد، بازهم مردم می‌توانند با آن هم‌ذات پنداری داشته و با واقعیت‌های روز، آن را پیوند دهند. دشمنانی که با تفرقه‌افکنی، با کمک عوامل داخلی در صدد از بین بردن کشور اند.

    مسأله‌ا‌ی که یکی از دلایل پر بیننده بودن سریال عثمان در افغانستان نیز است و مردم می‌توانند، شبیه اکثر شخصیت‌های سریال را در داخل نظام خودمان جست‌وجو کنند. مثل آن که این روزها، شخصیت «دوندار و بالگای» را مردم مثال می‌زنند. دولت ترکیه و شخص اردوغان، برای عینیت بخشیدن به شعار «بازگشت عظمت و شکوه ترکیه»، به صنعت سینما و سریال‌سازی نیاز دارند!

    چرایی محبوبیت سریال عثمان در افغانستان

    جدا از هر چیزی، کم‌بودها در افغانستان نقش بارزی در محبوبیت این سریال دارد. مسأله‌ی به یادم می‌آید که ربطی به فیلم و سریال ندارد؛ اما در توضیح کم‌بودها است. سال‌ها پیش، فواره‌ی آب در جوار وزارت‌های عدلیه و مالیه، روشن بود و آب کثیفی از آن به هوا فوران می‌کرد؛ جالب آن بود که صدها نفر در اطراف آن با شوق ایستاد شده، صعود و سقوط آب را با خوش‌حالی زیاد تماشا می‌کردند؛ کودکان اسپندی، جشن گرفته و داخل حوض‌چه‌ی آن در حال شنا بودند، صحنه‌ا‌ی که واقعا دردناک و ناشی از کم‌بودها در این سرزمین است!

    افغانستان کشور بی‌تصویری بود که پس از طالبان، عقده‌ی تصویر داشت و به همان اندازه که طالبان در جنگ با تصویر، از آن‌طرف بام افتادند؛ مقام‌های فرهنگی و رسانه‌ها نیز پس از آن، از این سمت به زمین خوردند. به همان‌سان که نشر سریال‌های «قیام ارطغرل و قیام عثمان»، در ترکیه برای حکومت آن کشور به موقع و مناسب بود، نشر سریال عثمان در افغانستان نیز با قرنتین، انزوای خانگی ناشی از کرونا و بی‌کاری مردم هم‌زمان شده است که یکی از دلایل پر بیننده بودن آن نیز می‌تواند باشد؛ اما دلیل اصلی هم‌ذات‌پنداری مردم افغانستان با این سریال، به خشونت درونی و عشق زیرپوستیِ که در آن جریان دارد است. با وجودی که سریال عثمان، دارای چفت و بست خوب و المانت‌های قابل قبول نمایشی نیست و در جنبه‌های بسیاری مشکل دارد؛ ولی توانسته است، طیف‌های گوناگون مردم را راضی کرده و به خودش جذب کند. بازی‌گران با وجودی که بین تیپ و شخصیت سرگردان اند؛ اما سازندگان در پردازش آنتاگونیست –به خصوص در لشکر مغول- زیاد دقت نکرده اند؛ ولی چهره‌ و شخصیت‌‌پردازی پاراگونیست -لشکر ترک‌ها- خوب است که از آن جمله، می‌توان به خود عثمان اشاره کرد که نزدیک به تصویرهای ذهنی شکل گرفته‌ی مردم عادی، از قهرمانان هالیوودی با موهای بلند، اندام‌ورزیده، چالاک و تیزهوش است. همین مسأله‌، موجب هم‌ذات‌پنداری مخاطب افغان با سریال مملو از قهرمان و ضد قهرمانی می‌شود که می‌توانند نمونه‌هایش را هم در تاریخ و هم در زمان حال افغانستان، در ذهن خود مجسم و با یک‌دیگر مقایسه کنند!

    انسان شرقی از آن‌جا که هم‌واره به دنبال دست نجات غیبی از آسمان است؛ عثمان را توان‌مند و فوق‌عادی دیده و در داستان زندگی او که روایت عشق، جنگ، بردباری، خشم و انتخاب مردی است که همه چشم به او دوخته‌اند، غرق می‌شود؛ داستانی که حس سرکوب شده‌ا‌ی بسیاری را با ظهور یک امپراتوری زنده می‌کند.

    نکته‌ی دیگر، روح جنگ و خشونتی است که در سریال جریان دارد، نیروی اشغال‌گری که با کمک افراد حقیر و بی‌مقدار داخلی، نظام ظلم و جور را برپا کرده و رادمردانی که در مقابل اشغال و ستم‌گری ایستاده اند. این سریال با وجودی که تلویزیون طلوع در نشر کردن آن، با نوشتن عدد ۱۶+، از خود رفع مسؤولیت کرده است؛ ولی ترویج‌دهنده‌ی خشونت نیز است. آن‌هم در جامعه‌ی خشن و بی‌رحم که در آتش‌ جنگ سوخته و مردمش در بلوا و نابسامانی، نفس کشیده اند.

    قصه‌ی پر غصه‌ی رسانه، فیلم و سریال در افغانستان

    زمانی یکی از مسؤولان بلند رتبه‌ی کشور، در پاسخ به چرایی بی‌در و پیکر بودن قانون و سیاست‌گذاری فرهنگی و رسانه‌ای گفته بود، اشکالی ندارد، بگذار مردم هر چه دل‌ شان خواست ببینند؛ چون نیاز به تصویر دارند. با تأسف، حکومت در تمام این سال‌ها، نتوانست «جنرال اکت» و استراتژی رسانه‌‌ای و فرهنگی منظم و مدون طرح کند تا بر اساس آن، کارها به پیش برود. تقابل رسانه با رسانه، رسانه با وزارت، سرگردانی و نابسامانی رسانه‌ای، امر معمول و دوام‌دار بود و به دلیل نبودن مکانیزم مشخص فرهنگی، نشرات و رسانه؛ شورای علما، نماینده‌های سنتی مجلس و وزارت اطلاعات و فرهنگ، پس از نشر در برابر سریال‌ها ایستاده و حتا فتوای جهاد دادند. سریال‌های که رسانه‌ها آن را خریده، ترجمه، دوبله و با جذب حامی مالی، مبادرت به نشر کرده بودند!

    بیشتر رسانه‌ها به دلیل نفوذ سینمای بالیوود در افغانستان، نشر سریال‌ را با سریال‌های هندی شروع کرد که در طول زمان، شورای علمای افغانستان به دلایل مثل تفاوت‌های فرهنگی، ضدیت با ارزش‌های اسلامی، گم‌راه کنندگی، تهاجم فرهنگی و… با طرحی به نام «اصلاح رسانه‌های افغانستان»، در صدد توقف سریال‌های هندی برآمدند. کار به جایی رسید که شورای وزیران با فشار شورای علما، اعلامیه داد که وزارت اطلاعات و فرهنگ، باید از نشر برنامه‌های مبتذل، قبیح، غیراسلامی و ضداخلاق اجتماعی، جلوگیری کند؛ اما به دلیل همان بی‌برنامگی و ندانستن زبان رسانه و تصویر، دولت مشخص نکرده بود که برنامه‌های مبتذل، قبیح و غیراسلامی به کدام برنامه‌ها گفته می‌شود. وقتی رسانه‌ها مقاومت کرد، گفتند که آن‌ها در صدد ترویج بت‌پرستی اند. برای همین، رسانه‌ها مجبور شدند به سراغ سریال‌های یک کشور مسلمان بروند و سریال‌های ترکی، مهمان خانه‌های مردم شود.

    سریال‌های که مشکل بت‌پرستی را حل کرد؛ اما با وجود سانسور و شطرنجی شدن تصویر، نتوانست آتش کینه‌ی مخالفان سریال‌ها را خاموش کند؛ چون این سریال‌ها نیز از نظر برهنگی و نوعیت ساخت، دست سریال‌های هندی را از پشت بسته بود!

    نرمش و هم‌سویی حکومت‌ با مخالفان سریال‌ها را، زمانی یک امتیاز برای مخالفان مسلح می‌دانستند تا از این راه، دل آن‌ها را برای گفت‌وگو نرم کنند و روزی هم انگیزه‌های سیاسی/ زبانی، دلیل اصلی این مخالفت‌ها دانسته می‌شد. این شائبه زمانی تقویت شد که مخالفت‌ها تنها با سریال‌های بود که به زبان فارسی دوبله شده و در حال نشر بود؛ در حالی که همان سریال‌ها و یا مشابه شان که با دوبله‌ی پشتو نشر می‌شد، مخالفی نداشت.

    راحت‌ترین کار، پاک کردن صورت مسأله به جای حل آن است؛ اتفاقی که به یک اپیدمی همه‌گیر در افغانستان بدل شده است، در دنیای امروزی، به عوض آن که به زور مانع ورود محصول‌های فرهنگی و هنری شویم –که غیر ممکن است- و یا فقط انتقاد و مخالفت کنیم، درصدد سنجش راه‌کار و ارائه‌ی محصول به اندازه‌ی تقاضا باید بود که نیاز به تغییر و اصلاح مؤلفه‌های بسیار دارد.

    مجبوریم به تاریخ و اسطوره‌های دیگران افتخار کنیم

    مردمی که تاریخ و اسطوره‌های خودش را نشناسد و توانایی شناساندن آن را نداشته باشد، مجبور است که به تاریخ و اسطوره‌های دیگران افتخار کند. چیزی که امروز با نشر سریال «قیام عثمان» کاملا به آن پی برده‌ایم. در کشور ما و در طول این نوزده سال، همه از نشر سریال‌ها و آثار هنری کشورهای دیگر، انتقاد کردیم، همه فریاد زدند که محصول‌های فرهنگی، باید مناسب فرهنگ و در چهارچوب بایدها و نبایدهای افغانستان باشد؛ اما هیچ کسی تعریف درست و راه‌کار مناسب برای رسیدن به چوکات مورد نظر نداشت. گفتیم که برنامه‌ها‌ی تلویزیونی باید آموزشی، حرفه‌ای و مسلکی باشد؛ ولی نفهمیدیم که برنامه‌های آموزشی، حرفه‌ای و مسلکی چیست و چگونه ساخته می‌شود! گاهی این انتقادها به اندازه‌ی بود که منتقدین، کلاس درس و یا منبر تکیه‌خانه را با استدیوی تلویزیون اشتباه می‌گرفتند. برای همین بود که زمانی، تلویزیون‌های افغانستان مملو از شاعر شده بود و صاحبان رسانه فکر می‌کردند، که رمان‌نویس و شاعر می‌توانند، مشکل بی‌محتوایی رسانه‌ را رفع کنند.

    از آن‌جا که رسانه‌ی خوب و حرفه‌ای، آگاهی و انسجام روحیه‌ی جمعی را به دنبال دارد، حکومت و کشورهای حامی افغانستان، هرگز برای رشد فرهنگ و رسانه سرمایه‌گذاری نکردند. در تمام این مدت، تمرکز دگرگونه بود؛ مثلا برای مبارزه با مواد مخدر و مبتلا نشدن جوانان به این هیولا، صدها میلیون دالر مصرف و هزینه شد؛ اما روی ورزش، توسعه و رشد زیر ساخت‌های آن کار نشد. در تمام این سال‌ها، هیچ کار جدی در ورزش و رشد فرهنگ انجام نشد. یک استدیوم خوب، یک سالن سینمای معیاری، یک فیلم و سریال در خور توجه و یک کار هنری و فرهنگی بزرگ ساخته نشد و فضای سرانه‌ی مکان‌های تفریحی و سبز در افغانستان، آگاهانه و یا ناآگاهانه، از یاد برده شد تا امروز به جز نشر سریال‌های خارجی، هیچ گزینه‌ی دیگری برای رفع خستگی مردم وجود نداشته باشد. سریال‌های که ما را مجبور می‌کند، به بنیان‌گذار سلسله‌ی عثمانی افتخار کنیم، نه بزرگان و استوره‌های خود مان.

    روزی یک افغان متمول، خداجو، مؤمن و مفتخر به پنج‌هزار سال تاریخ، از شراب‌خواری پسر جوانش شکایت داشت و از من پرسید که چه کنم؟ گفت هر چه نصیحتش می‌کنم، بی‌فایده است. گفتم زمینه‌های تفریح و درگیری ذهنیِ سالم برایش فراهم کن. گفت درست است، می‌گردم و پیدا می‌کنم؛ چندی بعد او را دیدم که گفت، هر چه گشتم، نبود. گفتم پس، چاره‌ی نداری جز آن که شراب‌خواری پسرت را تحمل کنی؛ چون او هم راهی به جز آن نیافته است!

    رشد فرهنگ، هنر و ورزش، کار ساده‌ و آسان نیست و نیاز به برنامه‌ی مدون، سرمایه‌گذاری وسیع و توجه ویژه‌ی جمعی دارد. سال‌ها طول می‌کشد تا با تربیه‌ی نیروی انسانی، بتوان به مرحله‌ی رسید که دیگر نگران نشر سریال‌ها و فیلم از تلویزیون‌ها نباشیم. برای تولید و راه افتادن چرخه‌ی فرهنگ، یک وزارت‌خانه‌ی در حاشیه که تمام چالش آن برتری‌های زبانی و فرهنگ‌های اتنیکی باشد، کافی نیست؛ نیاز به طرح نو و نگاه تازه دارد که با تأسف، در افغانستان چنین چیزی محلی از اعراب نداشته و زمام‌داران ما اصلا نیازی در این باره احساس نکرده اند.

    نعمت رحیمی

  • توافق صلح با امریکا یک پیروزی برای طالبان است/ امریکا نگذارد توافق نامه شکست بخورد

    توافق صلح با امریکا یک پیروزی برای طالبان است/ امریکا نگذارد توافق نامه شکست بخورد

    ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان افغانستان در پیامش به مناسبت عید سعید فطر، از امریکا خواسته است به کسی اجازه ندهد تا توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا با این گروه را با موانع، تأخیر و در نهایت ناکامی و شکست مواجه کند.

    ملا هبت‌الله در این پیام عیدی که امروز (چهارشنبه، ۳۱ ثور) منتشر شده، امضای توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا و طالبان را برای این گروه یک پیروزی دانسته و گفته است در صورتی که این توافق‌نامه به‌گونه‌ی صادقانه عملی شود، به نفع تمام طرف‌های دخیل در قضیه است.

    او تأکید کرده است طالبان به توافق‌نامه‌ی امضاشده متعهد است و از امریکا نیز می‌خواهد که بر تعهدات خود پایبند مانده و نگذارد که این فرصت حیاتی ضایع شود.

    در پیام عیدی ملا هبت‌الله همچنان در مورد وضعیت زندانیان این گروه در زندان‌های دولت افغانستان نیز اشاره شده است. در پیام گفته شده است زندانیان در زندان‌های دولتی در شرایط سخت قرار دارند و با مشکلات زندگی می‌کنند.

    رهبر طالبان از نهادهای بشری و مؤسسات خیریه خواسته است در مورد وضعیت زندانیان احساس مسئولیت کنند تا هرچه زودتر برای مصئونیت و رهایی زندانیان گام‌های لازم برداشته شود.

    توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا و طالبان در دهم حوت سال گذشته‌ی خورشیدی در دوحه، پایتخت قطر به امضا رسید. رهایی زندانیان طالب و دولت افغانستان یکی از موضوعات مطرح در این توافق‌نامه بود.

    براساس این توافق‌نامه، قرار بود روند رهایی پنج‌هزار زندانی طالب در ازای یک‌هزار زندانی دولت افغانستان پیش از بیستم حوت آزاد شود، اما این روند تا کنون بنا بر دلایلی، تکمیل نشده است.

    از سوی هم، اخیرا حملات جنگ‌جویان گروه طالبان در بخش‌های مختلف کشور افزایش یافته است. دولت افغانستان این گروه را به عدول از توافق‌نامه‌ی صلح دوحه متهم کرده است.

    همچنان دولت افغانستان در واکنش به افزایش حملات طالبان، به نیروهای امنیتی و دفاعی دستور داده است تا از حالت دفاعی فعال خارج و به حالت تهاجمی تغییر موضع بدهند.

  • در حمله طالبانن 15 نیروی خیزش مردمی در تخار کشته و زخمی شدند

    در حمله طالبانن 15 نیروی خیزش مردمی در تخار کشته و زخمی شدند

     مسئولان امنیتی در ولایت تخار تأیید کردند نُه عضو نیروهای خیزش مردمی در حمله‌ی جنگ‌جویان گروه طالبان بر پاسگاه‌های این نیروها در ولسوالی خواجه بهاوالدین این ولایت کشته شده‌اند.

    خلیل اسیر، سخن‌گوی فرماندهی پولیس تخار گفت این حمله ناوقت شب گذشته (سه‌شنبه، 30 ثور) در روستای «لاله‌گذر» ولسوالی خواجه بهاوالدین صورت گرفته است.

    به گفته‌ی آقای اسیر، شش نفر دیگر از نیروهای خیزش مردمی نیز در درگیری‌ها در این حمله‌ی طالبان زخمی شده‌اند.

    او گفت این حمله بر پاسگاه‌های نیروهای خیزش مردمی تحت رهبری «ملک‌احمد تاتار» صورت گرفته که پس از یک ساعت درگیری دفع شده است.

    آقای اسیر افزود به جنگ‌جویان طالبان نیز در جریان درگیری‌ها تلفاتی وارد شده، اما رقم دقیق آن تاکنون مشخص نیست.

    این گروه تاکنون در این مورد اظهارنظری نکرده است.

    این حمله‌ی طالبان در حالی بر پاسگاه‌های نیروهای خیزش مردمی تحت فرماندهی ملک‌احمد تاتار صورت می‌گیرد که دو روز پیش (دوشنبه، 29 ثور) نیروهای تحت فرماندهی او در یک کمین جنگ‌جویان طالبان در ولسوالی ینگی‌قلعه، برخوردند. در این رویداد هفت عضو این نیروها کشته و دو عضو دیگرشان زخمی شدند.

    همچنان حوالی ساعت 12:00 دوشبنه‌شب، در نتیجه‌ی یک حمله‌ی دیگر جنگ‌جویان طالبان در ولسوالی بهارک، شش عضو دیگر نیروهای خیزش مردمی کشته شدند.

    ولایت تخار در شمال‌شرق کشور از ولایت‌های ناامن می‌باشد که جنگ‌جویان گروه طالبان در شماری از ولسوالی‌های این ولایت از جمله خواجه بهاوالدین حضور و فعالیت گسترده دارند.

  • طالبان، مبتلایان به کرونا را می کشند

    طالبان، مبتلایان به کرونا را می کشند

    مسئولان محلی جوزجان می‌گویند طالبان به افراد تحت امر خود دستور داده‌اند تا افراد مبتلا به ویروس کرونا را در ولسوالی درزاب این ولایت بکشند.

    عبدالمعروف آذر، سخنگوی والی جوزجان گفت طالبان با صدور این دستور به جمعی از افراد خود اجازه داده‌اند تا افراد مبتلا به ویروس کرونا را بکشند.

    به گفته او، از چندی به این‌سو طالبان بر مردم سخت می‌گیرند و در کنار آفت ویروس کرونا در پی آزار و اذیت مردم اند.

    شماری از باشند‌گان جوزجان دستور کشتن بیماران مبتلا به ویروس کرونا را جنایت ضد بشری خوانده و از این گروه خواسته‌اند که مردم را در کنترل وضعیت کمک کنند.

    گروه طالبان تاکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته است.

    ولسوالی درزاب، یکی از ولسوالی‌های ناامن ولایت جوزجان است که چندی پیش به دست گروه طالبان سقوط کرده بود.

  • حکمتیار: توافق غنی و عبدالله تکرار تجربه شکست خورده گذشته است

    حکمتیار: توافق غنی و عبدالله تکرار تجربه شکست خورده گذشته است

    رهبر حزب اسلامی در افغانستان گفت که توافق سیاسی برای ایجاد «حکومت مشارکتی» در پی فشارها و تهدیدات خارجی صورت گرفت.

    «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی افغانستان توافقنامه «حکومت مشارکتی» بین «اشرف غنی» و «عبدالله» را تکرار تجربه ناکام حکومت وحدت ملی خواند که کمکی به حل بحران جاری در افغانستان نخواهد کرد.

    وی افزود این تصمیم بین دو تیم دولتی بود که در طول بیش از 5 سال دوره حکومت وحدت ملی نتوانستند اختلافات خود را حل کنند.

    حکمتیار ادامه داد که «ای کاش این تصمیم پیش از برگزاری دو مراسم تحلیف موازی بود نه برخاسته از تهدیدات و فشارهای خارجی».

    رهبر حزب اسلامی افغانستان همچنین پیشنهاد تشکیل شورای عالی تصمیم‌گیری از «چهار طرف عمده سیاسی» برای ایجاد اجماع سیاسی و نیز کار برای پایان دادن به بحران این کشور شد.

    پس از چند ماه کشمکش‌ها و بحران ناشی از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، اخیرا توافق‌نامه سیاسی بین عبدالله عبدالله رهبر تیم ثبات و همگرایی و محمد اشرف غنی رییس جمهوری امضا و بر این بحران نقطه پایان گذاشته شد.

    بر اساس این توافقنامه، اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور باقی خواهد ماند و عبدالله عبدالله نیز ضمن رهبری شورای عالی مصالحه، در 50 درصد در کابینه نیز سهم خواهد بود.

    مراسم این توافقنامه بدون حضور مقامات خارجی برگزار شد اما برخی کارشناسان معتقدند که تهدیدات آمریکا برای کاهش یک میلیارد دالری کمک‌ها و نیز فشارهای کشورهای خارجی در ایجاد این توافق بسیار تاثیرگذار شد.

  • انفجار صبح امروز در قندوز 2 کشته بر جای گذاشت

    انفجار صبح امروز در قندوز 2 کشته بر جای گذاشت

    مسئولان امنیتی در ولایت قندوز تأیید می‌کنند که در یک انفجار در شهر قندوز، دو نفر کشته شده‌اند.

    هجرت‌الله اکبری، سخن‌گوی فرماندهی پولیس این ولایت گفت این رویداد حوالی ساعت 11:30 پیش از چاشت امروز (سه‌شنبه، 30 ثور) در ساحه‌ی «کهنه‌فروشی» شهر قندوز رخ داده است.

    به گفته‌ی او، کشته‌شدگان شامل یک غیرنظامی و یک سرباز پولیس می باشند.

    آقای اکبری افزود 18 غیرنظامی دیگر نیز در این انفجار زخمی شده‌اند.

    او گفت این رویداد ناشی از انفجار یک حلقه ماین مقناطیسی جاسازی‌شده در یک عراده «بایسکل» بوده است.

    سخن‌گوی فرماندهی پولیس قندوز این رویداد را به گروه طالبان نسبت داده است.

    او گفت این گروه به دنبال متحمل‌شدن تلفات سنگین در قندوز، این حمله را انجام داده است.

    دفع حملات تهاجمی طالبان در شهر و چهار ولسوالی قندوز

    هجرت‌الله اکبری گفت گروه طالبان نیمه‌های شب گذشته (دوشنبه، 29 ثور) حملات سهمگینی بر پاسگاه‌های امنیتی و دفاعی در شهر قندوز از استقامت‌های «تلوکه»، «بندر خان‌آباد» و «سه‌درک» راه‌اندازی کرده بودند.

    به گفته‌ی او، جنگ‌جویان این گروه همزمان با راه‌اندازی این حملات بر بخش‌هایی از ولسوالی‌های علی‌آباد، خان‌آباد، امام صاحب و چهاردره نیز حمله کرده بودند که با مقاومت «شدید» نیروهای امنیتی و دفاعی مواجه شد.

    آقای اکبری افزود این حملات طالبان با اعزام نیروهای کماندوی ارتش دفع شده است.

    در همین حال وزارت دفاع ملی در اعلامیه‌ای گفته است که در ضدحمله‌های نیروهای امنیتی و دفاعی در این ولایت، تعداد 40 جنگ‌جوی طالبان کشته و 50 جنگ‌جوی دیگرشان زخمی شده‌اند.

    ولایت قندوز در شمال‌شرق کشور از ولایت‌های ناامن است که جنگ‌جویان گروه طالبان در اکثر نقاط این ولایت حضور و فعالیت گسترده دارند.

  • شمار مبتلایان به کرونا در افغانستان به نزدیک 8 هزار رسید

    شمار مبتلایان به کرونا در افغانستان به نزدیک 8 هزار رسید

    وزارت صحت عامه افغانستان اعلام کرد شمار بیماران مبتلا به کرونا در کشور به ۷۶۵۳ تن افزایش یافت است.

    وزارت صحت عامه یک‌شنبه ۲۸ ثور گفت در ۲۴ ساعت گذشته ۵۸۱ مورد تازه ابتلا به ویروس کرونا تشخیص شده است.

    با این حساب شمار کلی بیماران کووید ۱۹ در سراسر کشور به ۷۶۵۳ تن افزایش یافته است.

    در همین حال، در ۲۴ ساعت گذشته پنج تن از بیماران مبتلا به کرونا جان باخته و ۴۹ تن دیگر بهبود یافته‌اند که شمار کلی جان باختگان به ۷۶۵۳ تن و بهبود یافتگان به ۸۵۰ تن رسیده است.

    بر اساس آمار دانشگاه جانزهاپکینر، شمار مبتلایان به بیماری کووید ۱۹ در جهان ۴,۹۰۴,۷۶۱ تن رسیده و ۳۲۰,۳۳۱ تن جان باخته اند.

  • نمایندگان ایران، پاکستان، چین و روسیه خواستار آغاز مذاکرات بین الافغانی شدند

    نمایندگان ایران، پاکستان، چین و روسیه خواستار آغاز مذاکرات بین الافغانی شدند

    نمایندگان کشورهای ایران، پاکستان، روسیه و چین در مورد روند صلح افغانستان گفت‌وگو کرده و خواهان توقف سریع جنگ و آغاز مذاکرات بین‌الافغانی شدند.

    وزارت خارجه‌ی ایران با نشر بیانیه‌ای اعلام کرد این گفت‌وگو میان نمایندگان این کشورها دیروز (دوشنبه، 29 ثور) به‌صورت مجازی و از طریق آنلاین برگزار شده است.

    به نقل از بیانیه، طرف‌های گفت‌وگوکننده با اعلام حمایت از روند صلح به مالکیت و هدایت افغانستان گفته‌اند «مذاکرات فراگیر بین‌الافغانی تنها راه تحقق آشتی ملی و پایان سریع منازعه‌ی طولانی» می‌باشد.»

    شرکت‌کنندگان همچنان از تمامی گروه‌های قومی و احزاب سیاسی در افغانستان به‌شمول گروه طالبان خواسته‌اند که از فرصت‌ها به‌منظور ایجاد شرایط مناسب برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی استفاده کنند.

    نمایندگان ایران، پاکستان، روسیه و چین همچنان با اشاره به روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان گفته‌اند این نیروها باید به‌شیوه‌ی منظم و مسئولانه خارج شوند. طوری که به گفته‌ی آنان، این روند در افغانستان مشکلی ایجاد نکند.

    شرکت‌کنندگان تأکید کردند روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان را از نزدیک مورد توجه قرار خواهند داد.

    از سویی هم، آنان از تهدید تروریزم در افغانستان ابراز نگرانی کرده و تأکید کردند تمامی طرف‌ها در افغانستان را ترغیب می‌کنند که اقدامات جدی علیه شبکه‌ی القاعده، گروه داعش، جنبش ترکستان شرقی، تحریک طالبان پاکستان و سایر گروه‌های تروریستی روی‌دست گیرند.

    نمایندگان ایران، پاکستان، روسیه و چین همچنان از توافق سیاسی میان محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری و عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی کشور استقبال و ابراز امیدواری کردند این توافق آغاز مذاکرات بین‌الافغانی را تسریع کند.

    مذاکرات بین‌الافغانی براساس توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا و گروه طالبان که در دهم حوت سال گذشته‌ی خورشیدی در شهر دوحه‌ی قطر امضا شد، قرار بود در بیستم حوت آغاز شود. اما تاکنون این مذاکرات آغاز نشده است.

    همچنان در این توافق‌نامه آزادی زندانیان گروه طالبان نیز مطرح شده است. طالبان هم آزادی زندانیان را به‌عنوان پیش‌شرطی برای آغاز مذاکرات بین‌الافغانی مطرح کرده بود. تاکنون این روند تکمیل نشده است. دولت افغانستان چندی قبل اعلام کرد که روند آزادی زندانیان طالبان را تا رهایی کامل یک‌هزار زندانی دولت متوقف می‌کند.

  • تیراندازی طالبان بر یک پاسگاه در قندهار 5 کشته بر جای گذاشت

    تیراندازی طالبان بر یک پاسگاه در قندهار 5 کشته بر جای گذاشت

    مسئولان محلی در ولایت قندهار می‌گویند در تیراندازی در یک پاسگاه پولیس در ولسوالی معروف این ولایت، پنج سرباز کشته شده‌اند.

    بهیر احمدی، سخن‌گوی والی قندهار گفت این رویداد شب گذشته (دوشنبه، 29 ثور) در روستای «تغری» ولسوالی معروف رخ داده است.

    آقای احمدی افزود هفت سرباز دیگر پولیس در این تیراندازی زخمی شده‌اند.

    براساس گفته‌های او، تعداد افرادی که در این پاسگاه بر سربازان شلیک کردند، سه نفر بود که دو نفر شان کشته و یک نفرشان موفق به فرار شد.

    سخن‌گوی والی قندهار گفت تاکنون مشخص نیست که مهاجمان از نفوذی‌های گروه طالبان بوده‌اند یا از بیرون وارد این پاسگاه پلیس شده اقدام به تیراندازی کردند.

    او افزود برای بررسی این رویداد، یک هیأت صبح امروز از شهر قندهار به ولسوالی معروف اعزام شده است.

    در همین حال طالبان گفته‌اند تیراندازی کار سه نفوذی این گروه به صفوف نیروهای پلیس بوده است. در اعلامیه‌ای که توسط طالبان به نشر رسیده، ادعا شده است در این رویداد 18 سرباز پلیس به‌شمول چهار فرمانده‌ کشته شده‌اند.

    ولایت قندهار در جنوب کشور از ولایت‌های ناامن است که جنگ‌جویان گروه طالبان در اکثر نقاط این ولایت حضور و فعالیت دارند.

  • تلفات افراد ملکی در ماه گذشته میلادی 38 درصد افزایش داشته است

    تلفات افراد ملکی در ماه گذشته میلادی 38 درصد افزایش داشته است

    دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان “یوناما” می‌گوید افزایش شمار تلفات غیرنظامیان در افغانستان، نشان دهنده نیاز فوری به توقف جنگ و تمرکز دوباره بر مذاکرات صلح در این کشور می‌باشد.

    در این مورد در یک گزارش تازه یوناما که امروز سه‌شنبه (۳۰ ثور) نشر شده آمده است افزایش تلفات ملکی در ماه اپریل در حملات طالبان و قوای امنیتی حکومت افغانستان یک سیر صعودی را نشان می‌دهد.

    همچنان یوناما افزایش خشونت در نیمه اول ماه می به شمول حمله‌های اخیر که شاخه خراسان گروه داعش مسئولیت آنرا به عهده گرفت را نگران کننده خوانده است.

    در گزارش آمده است طالبان در ماه اپریل مسئول کشته شدن ۲۰۸ فرد ملکی بوده‌اند که در مقایسه با همین ماه در سال ۲۰۱۹ افزایش ۲۵ درصدی را نشان می‌دهد و همچنان در حملات قوای حکومتی ۱۷۲ نفر ملکی کشته شده‌اند که این هم در مقایسه با همین ماه در سال گذشته ۳۸ درصد بیشتر می‌باشد.

    دیبرا لاینز نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان خواستار توقف جنگ شد و از گروه‌های درگیر افغان خواست به قانون بین‌المللی بشردوستانه که برای حفاظت از افراد ملکی می‌باشد، احترام بگذارند.

    نظر به گزارش یوناما خانم لاینز افزود طرف‌هایی که برای یافتن راه حل صلح‌آمیز متعهد شده‌اند باید از زندگی تمام افغان‌ها محافظت کنند و امید مردم را برای پایان جنگ از بین نبرند.

    او خواست مذاکرات بین‌الافغانی باید هرچه زودتر آغاز شود.

  • چرا خلیلزاد خواست از جنایات طالبان قباحت زدایی کند؟

    چرا خلیلزاد خواست از جنایات طالبان قباحت زدایی کند؟

    من نیم دهه تاریخ دیپلماسی آمریکا با رژیم‌های سرکش و گروه‌های تروریستی را واکاوی کردم. چه فردی از حزب جمهوری‌خواه بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده باشد و یا فردی از حزب دموکرات، همه در مواجهه با رژیم‌ها، چه در خاورمیانه یا آسیا، از یک الگو پیروی کردند. هر زمانی که ایالت متحدۀ‌ آمریکا یک روند دیپلماتیک در سطح بالا را شروع می‌کند، وزارت امور خارجه تقریباً همیشه از ترک آن امتناع کرده و هیچ‌گاهی پاسخ منفی دریافت نمی‌کند. در واقع، تاریخ سیاسی‌سازی اطلاعات نشان می‌دهد که سیاست‌مداران و دیپلمات‌ها برای پشتی‌بانی و پیش‌برد روند سیاسی بیش‌تر از روش‌های پر پیچ و خم اطلاعاتی استفاده می‌کنند تا رفتن به سمت اقدامات نظامی. وقتی یک فرستادۀ ویژه فرایندی را که می‌تواند برایش شهرت و اعتبار به همراه بیاورد، انحصار کرد، کمتر احتمال می‌رود که او فریب‌کاری‌های طرف مقابل را بد عهدی تفسیر کند. خواه این فرایند گفت‌وگو با ایرانی‌ها در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشد یا روند گفت‌وگوها با سازمان آزادی‌بخش فلسطین در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و بیل کلینتون.

    و چنین چیزی در توافق‌نامۀ شکنندۀ‌ صلح آمریکا و طالبان نیز مشهود است. 11 هفته پس از امضای توافق‌نامۀ صلح آمریکا و طالبان که زلمی خلیل‌زاد و نماینده‌گان طالبان آن را در حضور مایک پمپئو، وزیر امور خارجۀ آمریکا امضا کردند، خشونت‌ها به اندازه‌یی افزایش یافته است که نه سفارت آمریکا در کابل و نه هم ماموریت حمایت قاطع در افغانستان قادر به ارایۀ علنی آمارها نیستند. دیپلمات‌ها در زمان خبرهای ناخوش‌آیند هیچ‌گاهی دور واگن حرکت نمی‌کنند، این که خلیل‌زاد طالبان را از دخالت در حملات هفته گذشته که بر یک مراسم خاک‌سپاری در ننگرهار و یک زایشگاه در کابل انجام شد، تبرئه می‌کند، در تضاد با آن روش دیپلماسی است.

    مقام‌های افغانستان می‌گویند که آنان شواهد قانع‌کننده و چندجانبه‌یی در دست دارند که نشان می‌دهد، طالبان در بمب‌گذاری و حمله بر مراسم خاک‌سپاری در ننگرهار دست داشته‌اند. به گفتۀ‌ این مقام‌ها، آنان در حال بررسی سرنخ‌ها و مدارکی اند که نشان می‌دهد طالبان در حمله بر شفاخانۀ نسایی ولادی کابل نیز دخیل بوده‌اند. این که خلیل‌زاد از ارایۀ‌ آمارهای متداول و اطلاعات در مورد خشونت‌ها پس از توافق‌نامۀ صلح خودداری می‌کند و پس از آن از مقام‌ها می‌خواهد که پیش از پایان بررسی‌ها به حرف‌های او اتکا کنند، سبب ایجاد شبهه در مورد انگیزه‌های خلیل‌زاد در نسبت دادن حملات اخیر (به گروه داعش) می‌شود.

    مشکل فراتر از آن است که احتمال دهیم یک فرستاده برای زنده نگه‌داشتن توافقی که او امضا کرده است، غیرصادقانه عمل می‌کند، بلکه مشکل این است که وقتی طالبان می‌توانند به کابل نفوذ کرده و یک حملۀ بزرگ را انجام می‌دهند و آمریکا به جای توجه به این مشکل و کمک به متحدان افغان برای پر کردن شکاف‌های امنیتی، تلاش می‌کند تا این حمله را مخفی کند. این موضوع به طالبان برای حملۀ‌ دوباره به کابل انگیزه می‌دهد. به خاطر داشته باشید، وقتی طالبان برای اولین‌بار در سال 1996 به کابل حمله کردند، این حمله برخلاف تعهدشان مبنی بر اشتراک در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی انجام شد و حالا این طرح یک‌بار دیگر در حال تکرار است. مطمئناً، گفت‌وگو با دشمن مضر نیست، اما این که یک طرف برای صلح تلاش کند و طرف دیگر به راه حل سیاسی به عنوان راهبرد جنگ نامتقارن نگاه کند، انجام گفت‌وگوها موفقیت‌آمیز نخواهد بود و واداشتن امنیت ملی به تفکر آرزومندانه به جای واقعیت همیشه غیرعاقلانه بوده است.

    عیب پوشانی یا قباحت‌زدایی آشکار طالبان توسط خلیل‌زاد یک رسم خطرناک است. رسم خطرناک دیگر تلاش‌های قلدرمآبانه برای واداشتن متحدان به گفت‌وگو با تروریستان است. حملات تروریستی اخیر در افغانستان درست یک روز پس از دیدار خلیل‌زاد از دهلی نو انجام شد. خلیل‌زاد در گفت‌وگو با روزنامۀ هندو از هند خواست تا وارد مذاکرۀ مستقیم با طالبان شود. او گفت، هند یک نیروی مهم در افغانستان است و چنین مشارکتی در خور (طالبان) خواهد بود.

    در واقع چنین مشارکتی خیلی هم غیرمناسب است. در 24 دسامبر سال 1999 تروریستان یک هواپیمای خطوط هوایی هند را از مسیر کاتماندو – دهلی نو ربوده و آن را به سمت کندهار تغییر مسیر دادند. طالبان به ربایندگان در کندهار پناه داده و آنان اجازه یافتند تا هواپیما را برای یک هفته در اختیار داشته باشند و حتا با این که ربایندگان یک‌تن از مسافران را کشتند، اما در نهایت با همکاری طالبان موفق به فرار شدند. علاوه بر این، طالبان اردوگاه‌های آموزشی برای گروه تروریستی حرکت‌المجاهدین ایجاد کرده‌اند، گروهی که چندین حملۀ تروریستی را در داخل خاک هند انجام داده است.

    در حالی که خلیل‌زاد از موفقیت روند دیپلماتیک ناامید است (او پیش از این در مورد عدم دخالت ایران در امور عراق نیز مذاکره کرده است). با این حال، اصرار دارد که طالبان تغییر کرده است، اما واقعیت این است که نیروهای آمریکایی و افغان حدود یک‌سال پیش در یک عملیات مشترک عاصم عمر، رهبر شبکۀ القاعده در شبه قارۀ هند را در مناطق زیر کنترل طالبان کشتند که نشان می‌دهد طالبان تغییر نکرده‌اند. (افزون بر این‌که پیش‌نهاد خلیل‌زاد در مورد گفت‌وگوهای مستقیم مقام‌های هندی با یک گروه تروریستی، طنزآمیز است. واقعیت دیگر این است که او، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب افغانستان در لیست سیاه قرار داده است، زیرا محب از روی‌کرد آمرانۀ خلیل‌زاد انتقاد و اعتماد او به طالبان را زیر سوال برده بود.)

    خواسته‌های خلیل‌زاد برای واشنگتن مشکل‌آفرین است (او از بزرگ‌ترین دموکراسی دنیا می‌خواهد با گروهی گفت‌وگو کند که معتقد است هندوها و دیگر مسلمانان غیرسنی مستحق مرگ اند) که این می‌تواند سیاست‌های بزرگ‌تر ایالات متحده در امر مبارزه با تروریسم را از بنیاد برچیند. نه تنها هند که حتا متحدان اروپایی آمریکا (که همیشه طرف‌دار روی‌کرد سیاسی بوده‌اند) می‌توانند از مدل خلیل‌زاد استفاده کرده و از آمریکا بخواهند که به جای قرار دادن گروه حزب‌الله در فهرست سیاه با این گروه وارد گفت‌وگو شود، زیرا حزب‌الله به همان اندازه در لبنان یک واقعیت است که طالبان در افغانستان و هر دو، گروه‌های نیابتی کشورهای خارجی اند که برای منافع آن کشورها کارزار جنگ‌های نامتعارف و نیابتی را پیش می‌برند.

    اگر خلیل‌زاد به هند توصیه می‌کند که با طالبان وارد گفت‌وگو شود، پس چه چیزی می‌تواند رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه را از خواسته‌اش که گفت‌وگوی امریکا با گروه‌های القاعده، داعش و حماس (سه گروه تروریستی که ترکیه با آن‌ها ارتباط دارد) است، باز دارد؟

    امور پیشین در دیپلماسی دارای اهمیت است، به همین دلیل وزارت خارجۀ آمریکا باید با دقت گام بردارد. اگر خلیل‌زاد بخواهد برای موفقیت توافق‌نامۀ‌ صلح بیشتر از آن‌چه طالبان انجام می‌دهند، تلاش کند، این موافقت‌نامه محکوم به شکست خواهد شد. ناامیدی روز افزون خلیل‌زاد (نادیده‌انگاشتن و بهانه‌تراشی برای تروریسم و از دیگر کشورها نیز خواستار چنین رفتاری شدن) نه تنها منجر به ایجاد صلح نشده، بلکه به راحتی به خون‌ریزی گسترده‌تری در منطقه منجر خواهد شد.

    نویسنده: میشل روبی، واشنگتن‌اگزماینر

    ترجمه: اطلاعات روز

  • ترامپ: حضور امریکا در افغانستان برای طالبان دالر چاپ می کند

    ترامپ: حضور امریکا در افغانستان برای طالبان دالر چاپ می کند

    دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، در یک رشته توییت گفته است که طالبان در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان دچار اختلاف نظر اند.

    ترمپ تأکید کرده است طالبان از حضور امریکا در افغانستان «دالر» به دست می‌آورند.

    او هم‌چنان سیاست گذشته کشورش در افغانستان را به باد انتقاد گرفته گفته است امریکا به جز در ابتدای حضورش در افغانستان برای پیروزی هرگز نجنگیده است.

    دونالد ترمپ بار دیگر گفته است نظامیان امریکایی در افغانستان بیش‌تر نقش پولیس را بازی کرده‌اند.

    او در این رشته توییت از سیاست دولتش در افغانستان دفاع کرده و آن را «احیای مجدد» افغانستان توصیف کرده است.

    ترمپ این رشته توییت را در پاسخ به به مقاله نشریه وال‌استریت ژورنال نشر کرده است. در این مقاله چنان‌که ترمپ می‌گوید عمل‌کرد دولت او در افغانستان «بی‌فکرانه» خوانده شده است.

    رییس جمهور امریکا گفته است با توجه به حضور ۱۹ ساله امریکا در افغانستان در حالی که شمار سربازان امریکایی در این کشور کاهش یافته است، مشکل است که عمل‌کرد دولت او «تصامیم بی‌فکرانه» خوانده شود.

    ترمپ بارها اعلام کرده است که نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج می‌کند.

    براساس توافق‌نامه‌ی که امریکا در دهم حوت سال گذشته با گروه طالبان امضا کرد، قرار است نیروهای امریکایی افغانستان را در ظرف ۱۴ ماه ترک کنند. روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان آغاز شده است.

    در مقابل خروج نیروهای امریکایی طالبان متعهد شده‌اند که روابط خود را با القاعده قطع کنند و تهدیدی علیه امریکا و متحدانش نباشند.

  • غزنی را دریابید!

    غزنی را دریابید!

    بیشتر از یک دهه شد که ولایت غزنی و مسیرهای منتهی به برخی مناطق که ساکنان آن از یک تبار خاص هستند، بسته است یا هر روز قربانی می‌گیرد. روز گذشته در دره قیاق پنج نفر را زنده آتش زدند و امروز در شهر جوی خون جاری ساختند. مسیر جاغوری از سمت گیلان دو سال است که کلاً بسته است و در ولسوالی قره‌باغ هر سال منازعه قومی جان ده‌ها نفر را می‌گیرد.
    با توجه به این مسایل و مشکل امنیت در غزنی که با گذشت هر روز حاد تر و تراژیک تر و خونین تر می‌شود، هر آدم عاقلی کلاه خود را قاضی قرار داده و از خود می‌پرسد که مشکل چیست و از کجا آب می‌خورد. چرا نگاه‌های به یک تبار و یک قبیله کلاً خصمانه است و در تقابل و تعارض با آن از تروریست و ملا و روشنفکر و بروکرات و این طرفی و آن طرفی همه موضع یکسان دارند.
    این پرسش تاکنون بی‌جواب مانده که عوامل این اتفاقات هولناک چند سال اخیر در ضعف دولت نهفته است یا در قوت خصم، برنامه دو جانبه برای سرکوب است یا سرشت خون‌آشام تروریزم آن را می‌خواهد. بر آن شدم تا برای این پرسش‌ها، دست کم جوابی خود دریابم.
    برای بررسی این موضوع ناگزیر باید به چند سال قبل برگشت تا ریشه یابی شود که وضعیت چطور بود و چرا چنین شد.
    از سال ۱۳۸۹ با آمدن یازده وکیل از یک تبار در مجلس نمایندگان، نگاه و تلاقی خصمانه‌ای را در دنیای سیاست به وجود آورد. آقای کرزی که در آن زمان زمام امور را در دست داشت به سختی آن را هضم کرد، هر چند گاه گاه به آن اشاراتی می‌کرد، ولی چون در مناطق مورد نظر ایشان انتخابات برگزار نشده بود، چاره نداشت و باید دندان روی جگر مانده و یازده وکیل را قبول می‌کرد.
    اما معکوس آن نیز وجود دارد، وکلایی که از غزنی به مجلس راه یافتند نتوانستند از تمام باشندگان آن ولایت نمایندگی کنند- دلایل و عوامل زیاد است، از ضعف حکومت مرکزی گرفته تا مشکلات تباری-
    از جانب دیگر، وضعیت طوری توسعه یافت که حکومت محلی غزنی حزبی شد و اقوام ساکن در این ولایت نتوانستند خود را در آن بیابند. مزید بر این، نزدیکی ولایت غزنی به مرز پاکستان، و همجواری با مناطقی که از مراکز اصلی گروه طالبان شمرده می‌شود، نیز عامل دیگری بود در تبدیل شدن غزنی به ولایتی که اکنون مشاهده می‌شود.
    و اما دره قیاق:
    فاصله این دره با شهر غزنی خیلی کوتاه و اگر اراده برای تامین امنیت باشد، مشکل زیادی ندارد و با افراز چند پاسگاه می‌تواند آن را تامین کرد.
    به رغم کوتاه بودن فاصله دره قیاق با شهر غزنی، طالبان از ولسوالی خوگیانی با خیال راحت آمده و هر روز فاجعه برای یک قوم خاص خلق می‌کنند، ولی گویی دولت و ملت به چنین رخدادهایی عادت کرده و قتل و کشتار کمتر از صد نفر توجه کسی را جلب نمی‌کند.
    با تحلیل و ارزیابی فوق در می‌یابیم که غزنی و ساکنان آن در بی‌مهری حکومت مرکزی و حاکمان موجود در غزنی قرار دارند، بنا بر این چنین می‌اندیشم که چاره کار غزنی در دستان حکومت مرکزی است و با تمهیدات خیلی آسان و ساده می‌تواند از این مخمصه رهید.
    به نظر نگارنده، مشکل غزنی زمانی حل خواهد شد که یا واحدهای اداری آن تعدیل شود، با انتخابات برگزار شده و نمایندگانی از اتمام مجموعه‌های قومی به شورای ملی بیایند، یا سهمیه بندی قومی صورت بگیرد و از هر قوم نمایندگانی معرفی شوند.
    لطفا غزنی را دریابید!

    دید

  • حزب جمعیت: در حکومت برآمده از تقلب شریک نمی شویم

    حزب جمعیت: در حکومت برآمده از تقلب شریک نمی شویم

    حزب جمعیت اسلامی افغانستان اعلام کرد برای این حزب نتیجه اعلام‌شده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از آن هم قانونی و مشروع نیست و این حزب سیاسی شریک این توافق نیست.

    حزب جمعیت در یک اعلامیه‌ای گفت برای این حزب نتیجه اعلام‌شده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از دل آن هم قانونی و مشروع نیست.

    این حزب با اشاره به روند صلح و شیوع کرونا در کشور افزود مخالف تشکیل حکومت بر مبنای توافق سیاسی بین همه طرف‌های عمده سیاسی و غیرمتمرکزسازی ساختار قدرت سیاسی در کشور نبود، اما در توافق کنونی غنی و عبدالله، به «تقلب» در انتخابات مشروعیت داده شده و ساختار متمرکز قدرت حفظ شده است.

    حزب جمعیت یکی از ارکان اصلی تیم ثبات و هم‌گرایی در انتخابات ششم میزان بود و عبدالله هم از آدرس همین حزب سیاسی برای تصدی کرسی ریاست جمهوری در این انتخابات نامزد شده بود.

    حزب جمعیت اسلامی، پذیرش این توافق را برای خود «به معنای عبور از خط سرخ و زیر پا نهادن اصل حیاتی این حزب مبنی بر توزیع افقی قدرت» توصیف کرده است.

    این حزب سیاسی تاکید کرده است به دنبال کسب ماموریت نیست، بلکه به مبارزه خود برای غیرمتمرکزسازی نظام سیاسی ادامه خواهد داد.

    توافق‌نامه تشکیل حکومت همه‌شمول بین غنی و عبدالله روز گذشته به امضا رسید.

  • غنی: سکوت در برابر کسانیکه کودکان را می کشند گناه است

    غنی: سکوت در برابر کسانیکه کودکان را می کشند گناه است

    رئیس جمهور غنی گفت خاموشی در مقابل کسانی که کودکان «بی‌گناه» را هدف قرار می‌دهند، گناه است.

    آقای غنی شام روز (دوشنبه، 29 ثور) در دیداری با نیروهای ویژه‌ی پولیس و هیأت رهبری وزارت داخله تاکید کرد: « حملات انتحاری اخیر در کابل عدول از شیوه‌ی صلح، ارزش‌های اسلامی و بشری است و ضرورت واضح بود که آرام نشینیم.»

    او افزود به‌دلیل حملات اخیر در کشور، دستور قرارگرفتن حالت تهاجمی از حالت دفاعی را به نیروهای امنیتی و دفاعی داده است.

    آقای غنی در بخشی از صحبت‌های خود تأکید کرد گروه طالبان هم‌اکنون تنها نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان را مورد حمله قرار می‌دهد.

    او گفت این عمل گروه طالبان «توجیه‌ناپذیر» است.

    آقای غنی در حالی این گفته‌ها را مطرح می‌کند که در یک هفته‌ی گذشته ولایت‌های کابل، ننگرهار، لغمان، پکتیا و غزنی گواه حملات مرگباری بوده است.

    همچنان منظور او به هدف‌قراردادن کودکان «بی‌گناه» حمله‌ی مهاجمان بر شفاخانه‌ی «ملی صدبستر دشت برچی» در تاریخ 23 ثور می‌باشد. در این حمله دست‌کم 24 نفر کشته و 16 نفر دیگر زخمی شدند. اکثریت قربانیان آن نوزدان و مادران در حال زایمان بودند.

    مسئولیت این رویداد را شخص و یا گروهی تاکنون به‌عهده نگرفته است. اما صدیق صدیقی، سخن‌گوی ارگ ریاست‌جمهوری یک روز پس از این حمله، در یک نشست خبری گفت طالبان با انکار از دست‌داشتن در آن، نمی‌توانند خود را برائت دهند.

    گروه طالبان اما دست‌داشتن جنگ‌جویانش را در این حمله رد کرد و گفت این حملات کار جنگ‌جویان گروه داعش بوده است.

  • انفجار در کابل 5 زخمی بر جای گذاشت

    انفجار در کابل 5 زخمی بر جای گذاشت

    مقام‌های امنیتی می‌گویند در انفجار ۳ ماین کنار سرک در ناحیۀ یازدهم شهر کابل ۴ غیرنظامی و یک پولیس زخمی شده اند.

    فردوس فرامرز سخنگوی قوماندانی امنیۀ کابل به رسانه‌ها گفت، در این انفجارها یک موتر دیگر مملو از مواد انفجاری در نزدیکی محل آتش گرفت.

    پولیس در این ارتباط رانندۀ موتر را بازداشت کرده است.

    همزمان، قوماندانی امنیۀ کابل ۲ تن را که می‌خواستند، مواد انفجاری را در یک موتر وزارت دفاع در ناحیه پنجم جا به جا کنند، دستگیر کرده است.

    فردوس فرامرز سخنگوی قوماندانی امنیه این دو تن را عضو گروه طالبان خوانده است.

    اما طالبان تاکنون در این مورد به رسانه‌ها چیزی نگفته اند.

  • توافقنامه غنی و عبدالله؛ آخرین میخ بر تابوت دموکراسی افغانستان!

    توافقنامه غنی و عبدالله؛ آخرین میخ بر تابوت دموکراسی افغانستان!

    همین لحظه که من واژه های این یاداشت را تایپ می کنم در افغانستان در گوشه ای از ارگ زیر پرچم دموکراسی قدرت تقسیم می‌شود. قدرتی که قرار بود بر اساس آرای مردم و بر مبنای اصل دموکراسی و قانون اساسی به نامزد برنده انتقال یابد. توافقنامه‌ای که برای بار دوم توازن قدرت را بین دو مدعی برنده انتخابات ریاست جمهوری تنظیم کرد، صدمه بزرگی به ساختار نظام ، قانون اساسی ، نهاد های دموکراتیک و باور مردم به دموکراسی وارد خواهد کرد که این صدمه نفس های آخر دموکراسی نه چندان سالم افغانستان را نیز به شمارش وامی‌دارد.

    افغانستان بعد از فروپاشی رژیم طالبان و روی کار آمدن دولت انتقالی دنبال تشکیل دولت دموکراتیک شد، آن هم در شرایطی که هیچ نوع بستری برای ایجاد چنین حکومتی در جامعه پسا طالبانی افغانستان فراهم نشده بود. جامعه‌ای که اکثریت روستایی و توده عوامش دموکراسی را بی‌بند و باری تعریف می‌کرد و این طبقه که اکثریت نفوس این کشور را نیز تشکیل می دهد به دلیلی وضعیت بد اقتصادی و امنیتی افغانستان در این دو دهه از لحاظ اندیشه فقیر ماندند و فرصت چندانی برای گذار از یک جامعه به شدت سنتی و دینی و با فرهنگ و هنجارهای بومی که قدامت زیادی میان این قشر دارد به یک جامعه‌ دمواکراتی ، آزاد و مساعد برای تطبیق دموکراسی را نداشتند. اگر اصول اساسی برای تطبیق دموکراسی سالم در یک جامعه را برشماریم ، در بسیاری از این اصول جامعه و ساختار دولت افغانستان هنوز برای تطبیق دموکراسی مهندسی نشده و بسیار پریمچور (نارس) است. از جمله این اصول، اصل حقوق برابر برای زن و مرد، اصل آزادی ادیان، اصل آزادی احزاب، اصل پارلمان مستقل، اصل قوه قضایی مستقل و اصل عدم دخالت نیروهای مسلح در سیاست است که عدم رعایت این اصول نمایانگر وضعیت وخیم دمکراسی در افغانستان می‌تواند باشد.

    آنچه دموکراسی شکننده افغانستان را بیشتر ناتوان و ناکارآمد ساخت، بحران‌های انتخاباتی بعد از سال ۲۰۰۹ بود که یکی از اساسی‌ترین اصل دمکراسی یعنی برگزاری یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه را زیر سوال برد و بی باوری مردم بر اعتبار نهادهای دموکراتیک را افزایش داد. توافقنامه دولت وحدت ملی بین دو کاندید انتخابات سال ۲۰۱۴ و نقض آشکار قانون اساسی افغانستان که در هیچ ماده و بندش صلاحیت ایجاد چنین ساختار حکومت را به دو کاندید ریاست جمهوری نداده بود، زمینه تضعیف دمکراسی در افغانستان را قوت بخشید.

    اگر مروری بر وضعیت امروز دموکراسی در افغانستان و بحران انتخابات ۲۰۱۹ داشته باشیم، به وضاحت قابل لمس است که دموکراسی در افغانستان در حال مرگ است. رابرت دال یکی از نظریه‌پردازان دموکراسی برای اندازه‌گیری کیفیت و میزان دموکراسی دو بعد اصلی را مطرح می‌کند که عبارت از میزان مشارکت و حق رقابت در انتخابات است. یک نگاه اجمالی به میزان مشارکت در انتخابات ۲۰۱۹ نشان می‌‌دهد که باور مردم به نهاد های دموکراتیک از بین رفته است. از ۹ میلیون ۶۰۰ هزار رای دهنده ثبت شده توسط کمیسیون انتخابات فقط ۲ میلیون و ۵۹۸ هزار و ۴۴۵ نفر در انتخابات شرکت کردند که این سطح مشارکت بیانگر ماهیت دموکراسی ناکام افغانستان می‌باشد که در حال عبور و گذار از شیوه موفق دموکراسی مشارکت‌گرا به سمت دموکراسی تماشا گرا است.

    در کنار این اصل مهم دیگری در یک دموکراسی موفق مطرح است، اصل پذیرش نتیجه انتخابات و ایجاد حکومت جدید بر مبنای آن است. اصلی که پس از در هر دوره انتخابات در افغانستان به چالش جدی مواجه می‌شود. در دو دوره اخیر انتخابات در افغانستان عدم پذیرش نتیجه انتخابات توسط یک و یا چند نامزد انتخاباتی زمینه حکومت توافقی را فراهم کرد که نقض ماده ۶۱ قانون اساسی که مدل دموکراسی اکثریت گرا را برای ساختار حکومت افغانستان پیش‌بینی کرده، را در پی داشت و ساختار حکومت افغانستان بر اساس مدل دموکراسی توافق گرا که در آن توافق بین چند نامزد برنده انتخابات به جای تشکیل حکومت توسط اکثریت برنده در دمکراسی اکثریت گرا طراحی شد که این کج رفتی باعث نقض مواد دیگری قانون اساسی نیز شد که مثال بارز آن نقض فصل سوم قانونی اساسی است. در فصل سوم قانون اساسی افغانستان صلاحیت‌های رئیس جمهور کاملا واضح و روشن است در هیچ یک از مواد این فصل به رئیس جمهور صلاحیت تقسیم قدرت با شخص دیگری را نداده است. بر اساس ماده ۶۴ بند ۱۱ قانون اساسی، تعیین و معرفی وزرا ، لوی څارنوا ل(دادستان کل)، رئیس بانک مرکزی، رئیس امنیت ملی و رئیس سره میاشت (هلال احمر) به ولسی جرگه و همچنین بر اساس بند ۱۴ همین ماده صلاحیت تعیین سران نمایندگی‌های سیاسی افغانستان در خارج از صلاحیت‌های اختصاصی رئیس جمهور است در حالی که بر اساس توافقنامه ۲۸ ثور پنجاه درصد وزرا کابینه توسط شخصی دیگر تعیین می شود که هیچ جایگاهی در قانون اساسی افغانستان ندارد. همچنان جایگاه شخص دوم مملکت تشریفات و پرتوکول مربوط به آن بر اساس قانون اساسی محفوظ به معاون اول ریس جمهور است که انتقال آن به شخص دیگر در صلاحیت ریس جمهور نیست و این نشان می‌دهد که رهبران سیاسی افغانستان برای حل منازعات خود برای حفظ قدرت، قانون را دور می زنند که چنین شیوه اصل حاکمیت قانون در دمکراسی‌های سالم را زیر سوال برده و بیشتر به سمت خودکامگی می‌کشاند.

    خودکامگی سیاستمداران را زیر چتر دموکراسی در کتاب “دمکراسی‌ها چگونه می‌میرند” اثری مشترک استیون لویتسکی و دانیل زیبلات چنین بیان شده است:

    “یکی از کنایه‌آمیزترین دلایل شکست دموکراسی ها این است که دفاع از دموکراسی اغلب به عنوان زمینه ای برای واژگون کردن آن مورد استفاده قرار می گیرد. مستبدین آینده، اغلب از بحران های اقتصادی، بلایای طبیعی، و به خصوص تهدیدهای امنیتی همچون جنگ، شورش های مسلحانه و حملات تروریستی استفاده می کنند تا اقدام های ضددموکراتیک خود را توجیه کنند.

    دموکراسی ها ممکن است نه در دستان ژنرال های ارتش بلکه در دستان رهبران انتخاب شده بمیرند؛ رهبرانی همچون روسای جمهور و نخست وزیرانی که دقیقا همان فرآیندی را نابود می کنند که خودشان را به قدرت رسانده است. برخی از این رهبران، خیلی سریع دموکراسی را از بین می برند، همانطور که هیتلر در آلمان این کار را انجام داد. اما اغلب، دموکراسی ها به تدریج و در مراحلی تقریبا ناملموس نابود می شوند”.

    آنچه اینجا مسلم است امضای توافقنامه جدید بین محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله برای دومین بار کودتا علیه دموکراسی افغانستان است که این بار حتی می تواند پیامد مرگباری برای آن در پی داشته باشد. تشکیل حکومت در دو دوره پیاپی بر اساس توافق سیاسی برای مردم این ذهنیت را می‌دهد که صرف نظر از اینکه آنهای به چه کسی رای می دهد ، حکومت بر اساس خواست سیاستمداران تشکیل می شود که اصل انتخابات را برای نمایش مشروعیت حکومت خود استفاده می کنند و چنین باوری مشارکت مردم در انتخابات های بعدی را در سطح قابل توجهی پایین خواهد آورد و اینجاست که زمینه زوال دمکراسی کم کم فراهم می‌شود و دمکراسی توسط منتخب‌های خودکامه دفن خواهد شد.

    بی بی سی

  • امنیت ملی: طالبان در سه ماه گذشته 3800 حمله تروریستی انجام داده اند

    امنیت ملی: طالبان در سه ماه گذشته 3800 حمله تروریستی انجام داده اند

    حکومت می‌گوید طالبان حملات بهاری شان را به گونۀ عملی آغاز کرده اند و پس از امضای توافق صلح با ایالات متحده در ۲۹ فبروری، حملات شان را کاهش نداده اند که هیچ بلکه شدت بخشیده اند.

    جنرال احمد ضیا سراج، سرپرست ریاست امنیت ملی امروز دوشنبه ۱۸ می (۲۹ ثور) در نشست مشترک با مقام‌های پولیس و اردو گفت گروه طالبان تلاش کرده تا از این توافقنامه به نفع خود استفاده کنند و تا اکنون به هیچ یک از مواد آن پابندی نشان نداده اند.

    او افزود: «طالبان از زمان امضای توافقنامه تا امروز بیش از ۳۸۰۰ حمله تروریستی را در نقاط مختلف کشور سازماندهی کرده اند که این را وقتی مقایسه می‌کنیم با سال گذشته در همین مقطع زمانی یک افزایش بسیار زیاد را نشان می‌دهد.»

    به گفتۀ وی، در این حملات ۴۲۰ غیرنظامی افغان جان باخت و ۹۰۶ تن دیگر زخم برداشته اند.

    همچنان سرپرست ریاست امنیت ملی افزود بر اساس اطلاعات استخباراتی، طالبان نه تنها روابط شان را با گروه‌های دهشت‌افگن خارجی به ویژه القاعده، لشکر طیبه، ترکستان شرقی، تحریک اسلامی ترکمنستان و سایر گروه‌ها قطع نکرده، بلکه بیشتر ساخته است.

    جنرال سراج علاوه کرد طالبان می‌خواهند از این طریق برای جنگ‌های داخلی افغانستان نیرو جذب کنند: در صدد این هستند که از این گروپ‌ها در جنگ‌هایی که در افغانستان صورت می‌گیرد، بیشتر از پیش استفاده کنند.

    در این حال، مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله گفت طالبان در دو ماه اخیر حملات بهاری شان را آغاز کرده اند و این گروه نمی‌تواند با انکار از انجام حملات تروریستی، از مسوولیت شانه خالی کنند.

    حمله بر شفاخانه صدبستر دشت برچی کابل
    حمله بر شفاخانه صدبستر دشت برچی کابل

    او افزود: «طالب بستر رشد تروریزم در افغانستان است. برعلاوۀ این زمینۀ نفوذ، عبور، مرور، اباته و اعاشه این‌ها را در افغانستان مهیا ساخته اند.»

    همچنان نهادهای امنیتی افغانستان تاکید دارند تغییر در رهبری جنگ طالبان در شورای کویته و ولایات افغانستان، نشان می‌دهد که آن گروه نمی‌خواهند در این کشور صلح تامین شود.

    جنرال بسم‌الله وزیری، لوی درستیز قوای مسلح نیز در این نشست گفت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در حدود سه ماه گذشته توانست که به کاهش خشونت پابند بماند و حالت دفاع فعال را حفظ کند.

    اما جنرال وزیری گفت که به خواست مردم، سیاسیون و دستور رییس جمهور، نیروهای زمینی و هوایی افغانستان بار دیگر حالت تهاجمی را اختیار کرده اند و جنگجویان طالبان را در هر بخشی از این کشور سرکوب خواهند کرد.

    لوی درستیز قوای مسلح افزود: «این عملیات را ما با شدت ادامه می‌دهیم و هر عملیاتی را که انجام می‌دهیم به خاطر توجه به تلفات غیرنظامیان بسیار دقت خواهیم کرد.»

    وزارت دفاع گفت در این عملیات تهاجمی، تلفات سنگین به مخالفین مسلح به ویژه طالبان وارد شده است. در تازه مورد ۴۰ جنگجوی طالبان در نتیجۀ عملیات هوایی در ولایات هلمند، بدخشان، غور، کندز و میدان‌وردک کشته شده اند.

  • ایران نسبت به دزدی دریایی در آب های کارائیب به امریکا هشدار داد

    ایران نسبت به دزدی دریایی در آب های کارائیب به امریکا هشدار داد

    ایران نسبت به انجام “دزدی دریایی” در آب‌های کارائیب به ایالات متحده امریکا هشدار داد.

    این در حالیست که ۵ تانکر نفتی ایران به سوی سواحل ونزویلا در حرکت اند.

    یک مقام ارشد امریکا هفته گذشته به خبرگزاری رویترز گفت ایالات متحده سرگرم بررسی است که چه اقدامی را می‌تواند در مورد حمل و نقل مواد نفتی ایران به ونزویلای دچار بحران اتخاذ کند.

    جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران دیروز یک‌شنبه (۱۷ می) در نامه به آنتونیو گوترش سر منشی سازمان ملل متحد به امریکا در باره اعزام نیرو به دریای کارائیب هشدار داد.

    تحریم های یک جانبه ایالات متحده، صنایع نفت و سایر سکتورهای کشور ایران و ونزویلا را هدف گرفته است.