نویسنده: rahapress

  • افزایش ناامنی ها در لوگر نگرانی شهروندان را برانگیخته است

    افزایش ناامنی ها در لوگر نگرانی شهروندان را برانگیخته است

    شماری از باشندگان مرکز و ولسوالی‌های لوگر از افزایش ناامنی‌ها و حملات افراد مسلح ناشناس در جریان دو هفتۀ اخیر در این ولایت نگران‌اند.

    آنان می‌گویند وضعیت امنیتی لوگر نسبت به گذشته بدترشده است.

    به گفتۀ باشندگان لوگر این حملات از زنان نیز قربانی می‌گیرند به گونه‌یی در یک هفتۀ گذشته در دو حمله 6 زن کشته و یک زن دیگر زخمی شده‌ است.

    در تازه‌ترین رویداد در روز شنبه بیست‌وچهارم جوزا، مسئولان محلی لوگر گفتند که افراد مسلح ناشناس با واردشدن به یک خانه در  منطقۀ التیمور پل‌علم، یک مادر را با سه فرزندش کشتند و دو فرزندش را زخمی کردند.

    شماری دیگر از باشندگان لوگر می‌گویند، از یک‌ماه به این‌سو جنگ افزایش یافته است و هر شبانه‌روز از دروازۀ پل‌علم تا شاهراه‌ها و کمربندهای امنیتی حمله‌های خونین صورت می‌گیرد. 

    آنان می‌گویند گروه طالبان در جریان روز در شاهراه کابل-لوگر و شهر پل‌علم حمله‌های مسلحانه، انفجار ماین و ترورهای هدف‌مند را انجام می‌دهند، اما نیروهای امنیتی برای جلوگیری از این ناامنی‌ها ناتوان هستند.

    مسئولان امنیتی لوگر در این باره حاضر به گفت‌وگو نشده‌اند.

    اما محمداجمل شاهپور، والی لوگر افزایش ناامنی‌ها در این ولایت را تأیید می‌کند و می‌گوید که برای تأمین امنیت یک طرح تازه را روی دست دارند و به زودی این طرح عملی خواهد شد.

    گفتنی‌ست که در یک هفتۀ گذشته در حملات افراد مسلح ناشناس در لوگر 20 غیرنظامی کشته و دو تن زخمی شده‌اند.

  • حکم اعدامی که برای مادر صادر شد!

    حکم اعدامی که برای مادر صادر شد!

    وقتی فریبا امیری برای هم‌محله‌ای‌های خود در افغانستان در باره حقوق زنان سخنرانی کرد، احتمال می‌داد که با واکنش شدیدی روبه‌رو شود.

    اما اصلا انتظار نداشت که خبر این سخنرانی سال ۲۰۰۰ در چهارگوشه مملکت بپیچد و به صدور حکم اعدام برایش منجر شود.

    در ادامه او طی سفری یک ساله برای یافتن امنیت به شهر کاردیف بریتانیا رسید، در حالی که مدام نگران وضعیت قلبی پیچیده پسرش بود.

    حامد امیری، فرزند میانی او که در آن زمان تنها ده سال داشت، سرگذشت‌شان را در قالب کتابی به رشته تحریر درآورده است، کتابی به نام “پسری با دو قلب” که قرار است این ماه منتشر شود.

    ‘برای مادرم حکم اعدام صادر شد ‘

    فریبا عاشق آشپزی بود، و خیلی از دختران جوان محلی از او آشپزی و خیاطی یاد می‌گرفتند.

    اما وقتی می‌دید که هیچ کدام از آن دختران دنبال آرزوهای خود نمی‌روند، ناراحت می‌شد و حسش به او می‌گفت که باید به این وضعیت اعتراض کند.

    حامد می‌گوید “او در پس ذهنش احتمال می‌داد که شاید در محله خودمان به آن صحبت‌ها واکنش نشان داده شود. اما یکی دو روز بعد برای مادرم حکم اعدام صادر شد.”

    حسین، برادر بزرگترش، تا آن موقع دو بار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود و پزشکان به او گفته بودند که دیگر در کشورهای اطراف نمی‌توان برایش کاری کرد، و باید برای درمان به آمریکا، بریتانیا یا اروپا برود.

    اما این خانواده اصلا انتظار نداشت که آنچنان سریع و در آنچنان شرایطی راهی این سفر شود.

    حامد امیری، وسط، از سرویس سلامت همگانی بابت طولانیتر کردن عمر برادرش حسین، چپ، متشکر است
    حامد امیری، وسط، از سرویس سلامت همگانی بابت طولانیتر کردن عمر برادرش حسین، چپ، متشکر است

    حامد به بی‌بی‌سی می‌گوید “ما هر چه را که داشتیم فروختیم. همه مایملک‌مان را فروختیم تا خودمان را به قاچاقچیان آدم برسانیم. تا چشمم را به هم زدم دیدم در محفظه‌ای مخفی در عقب ماشینی هستم و دارم از شهر خارج می‌شوم. ما چندین روز در ماشین بودیم و وقتی بالاخره از آن خارج شدیم در مسکو بودیم و چند ماهی آنجا ماندیم.”

    آن‌ها را از مسکو با ماشین به میان جنگلی بردند تا به همراه گروه دیگری از پناهجویان پیاده از اوکراین و لهستان عبور کنند.

    از شخصی که به گمان حامد عضو مافیا بود گذرنامه‌هایی جعلی خریدند که به آن‌ها اجازه می‌داد از هواپیمای خصوصی استفاده کنند.

    هواپیما آن‌ها را به اتریش برد و از آن‌ها خواسته شد که گذرنامه‌های خود را نابود کنند.

    حامد برای این کار به دستشویی فرودگاه رفت، اما پوشش پلاستیکی گذرنامه در توالت گیر کرد و او با لباس‌های خیس از دستشویی بیرون آمد و مضحکه برادرانش شد.

    آن‌ها سراغ یکی از میزهای فرودگاه رفتند و تنها کلمه‌ای را که یاد گرفته بودند به زبان آوردند: “پناهجو”، و به اردوگاهی در اتریش منتقل شدند.

    به گفته حامد “آنجا بود که دوباره حس کردم می‌توانم کودک باشم.”

    سپس آن‌ها را همراه پناهجویان دیگر به آلمان بردند، اما راننده که در یکی از استراحتگاه‌های بین راهی برای انداختن بنزین توقف کرده بود به روی آن‌ها اسلحه کشید و همه پول‌هایشان را گرفت و بدون هیچ پولی آن‌ها را رها کرد.

    این بار دومی بود که اموال این خانواده را می‌دزدیدند. این اتفاق یک بار هم در مسکو افتاده بود.

    ‘در توده‌ای از تایر افتادم و همان‌طور گیر کردم ‘

    محمد، پدر خانواده، با یکی از دوستانش در آلمان تماس گرفت و او به آن‌ها اجازه داد تا هنگامی که مجددا بتوانند به مسیرشان ادامه دهند، در آپارتمانش زندگی کنند و در مغازه‌اش کار کنند. آن‌ها در مرحله بعد قاچاقی با لاری (کامیون) از طریق بلژیک به هلند رفتند.

    حامد می‌گوید “در گودالی منتظر می‌ماندیم تا کامیون برسد، همان موقع اشاره می‌کردند که از نردبان (زینه) بالا بروید و چادر پلاستیکی کامیون را سوراخ کنید. اما وقتی نوبت من شد کامیون قبل از اینکه کاملا داخلش بروم راه افتاد و داشتم می‌افتادم. فکر کردم تنها آنجا می‌مانم و بقیه بدون من می‌روند اما پدرم با دست من را کشید داخل. با سر داخل چند حلقه تایر افتادم و همان‌طور گیر کردم. برادرانم می‌خندیدند.”

    حامد می‌گوید که گرفتاری‌های مادرش که ناشی از تلاش برای احقاق حقوق زنان افغان بود باعث وحشت خانواده شده بود
    حامد می‌گوید که گرفتاری‌های مادرش که ناشی از تلاش برای احقاق حقوق زنان افغان بود باعث وحشت خانواده شده بود

    اما پلیس متوجه پارگی چادر کامیون شد و خانواده در مرز فرانسه گیر افتاد و به اردوگاهی در شهر کاله منتقل شد.

    تلاش دوم آن‌ها برای رسیدن به بریتانیا موفق بود، هرچند که مخفی شدن پنج نفر در یک فضای ۲.۵ متری کار سختی بود و فشار زیادی به آن‌ها آمد.

    حامد می‌گوید “یادم می‌آید که برادرم استفراغ کرد، هوا خیلی کثیف بود و ما یک روز و نیم در آن محفظه بودیم.”

    راننده کامیون در شاهراهی در استان کنت بریتانیا آن‌ها را پیدا کرد و بیرون آورد.

    به گفته حامد “او گیج شده بود و ترس در صورتش دیده می‌شد، اما رویش را برگرداند و گفت پیاده شویم.”

    همان‌طور وسط شاهراه مانده بودند.

    “آن اولین تجربه من از بریتانیا بود و به پدرم گفتم مردم چه رفتار دوستانه‌ای دارد، مرتب برایمان بوق می‌زنند. حالا می‌دانم که دلیل بوق زدنشان این بود که وسط شاهراه ایستاده بودیم، اما آن موقع فکر می‌کردم که عجب جای خوبی، عجب مردم مهربانی.”

    آن‌ها بالاخره افسر پلیسی پیدا کردند و تا به کارهایشان رسیدگی شود به سلولی انداخته شدند و خوابشان برد.

    “وقتی بیدار شدیم با چند سینی (پتنوس) خالی روبه‌رو شدیم و پدرم گفت که از اول خالی بودند، اما خودش همه غذاها را لمبانده بود.”

    مقامات با درخواست پناهندگی آن‌ها موافقت کردند و در شهر کاردیف اسکان داده شدند. بعد از آن رسیدگی به وضعیت پزشکی حسین در اولویت قرار گرفت.

    “اعتمادم به مردم را از دست دادم”

    دردسرهای سفر از افغانستان، مثل آن چند مورد دزدی، باعث شد تا حامد با شک و تردید به بقیه نگاه کند و در مدرسه رفتار مناسبی نداشته باشد و در امتحانات خود ناکام بماند.

    او می‌گوید “فکر می‌کردم هر کسی که می‌خواهد کمک کند حتما منظوری دارد.”

    اما وقتی به حسین پیشنهاد عمل ۱۴ ساعته پیچیده‌ای برای تعویض دریچه قلب و نصب دستگاه تنظیم ضربان قلب داده شد که احتمال موفقیتش تنها ۶۰ درصد بود، او به حامد گفت که می‌خواهد زیر تیغ جراحی برود چون می‌خواهد مدرکش را بگیرد و زندگی کند.

    حامد می‌گوید “طرز فکرم در همان لحظه عوض شد. من از چه چیزهایی شکایت می‌کردم؟ نژادپرستی، زبان، ادغام در جامعه جدید. برادرم هم با این مسائل درگیر بود، اما او یک بمب ساعتی هم در سینه‌اش داشت.”

    حامد بالاخره موفق شد به دانشگاه برود و از رشته علوم رایانه فارغ‌التحصیل شود و حالا در یک دفتر وکالت در شهر کاردیف مشغول به کار است. او در عین حال با کودکان مدرسه‌ای نیز درباره سلامت روانی و راه‌های عبور از موانع نژادی کار می‌کند.

    عمل حسین موفقیت‌آمیز بود و او در ادامه عضو هیات امنای یکی از بیمارستان‌های سرویس سلامت همگانی بریتانیا شد و در امور مربوط به سلامت روانی و مناسب‌سازی بیمارستان برای جوانان و خانواده‌هایشان مشاوره می‌داد.

    اما وضعیت جسمی او در سال ۲۰۱۷ رو به وخامت گذاشت و پزشکان گفتند که به پیوند قلب و کبد نیاز دارد.

    حامد می‌گوید “اگر اشتباه نکنم او نخستین کسی می‌شد که همزمان تحت دو پیوند مختلف قرار می‌گرفت، حتی نظر پزشکان نیز این بود که این کار نشود.”

    حامد و حسین
    حامد و برادرش حسین در کنار بعضی از کارمندان بیمارستان

    اما وقتی در جریان سال ۲۰۱۸ مشغول ترتیب مقدمات پیوند عضو او بودند، حال حسین بدتر شد.

    “دوباره به بیمارستان رفته بودیم، پدربزرگم پنج روز قبل فوت کرده بود و مادرم نمی‌خواست حسین متوجه شود، چون احساسات می‌توانست بر وضعیتش تاثیر بگذارد. با هم ساندویچ خوردیم و کارمان مثل همه برادرها به بحث و جدل کشید. اما ساعت ۲ صبح تلفنم زنگ زد و خواستند که به بیمارستان بروم.”

    ضربان قلب حسین به کمتر از دقیقه‌ای ۶۰ ضربه رسیده بود و با وجود اینکه دستگاه تنظیم ضربان درست کار می‌کرد، اما ضربان قلبش بالا نمی‌رفت.

    “تنها باری که پدرم نیاز به ترجمه نداشت همان دفعه بود، چون همه ما می‌دانستیم که دکتر چه حرفی خواهد زد. کلمه‌هایش خیلی خوب یادم مانده است…کاری از دست ما ساخته نیست. فکر می‌کنم دیگر توانی برای قلبش باقی نمانده است.”

    حامد که متوجه کاهش سطح اکسیژن در بدن حسین شده بود، از مادرش خواست رویش را برگرداند.

    “حس می‌کردم به آخر خط رسیده‌ایم. وقتی برادرم داشت آخرین نفسش را می‌کشید، برای آخرین بار در چشم‌هایش زل زدم.”

    چیزی حدود ۴۰ نفر از کارمندان بیمارستان در اتاق انتظار جمع شده بودند تا به حسین ادای احترام کنند. خیلی‌ها او را به خاطر کارش می‌شناختند. حامد آن‌ها را دو به دو به اتاق می‌برد تا ۳۰ ثانیه‌ای با حسین باشند و با او خداحافظی کنند.

    حسین در کودکی
    وقتی حسین نفس‌های آخرش را می‌کشید، حامد از مادرش خواست که رویش را برگرداند

    از آن زمان به بعد کارمندان بیمارستان با جمع‌آوری پول تغییرات مورد نظر حسین را در بیمارستان عملی کرده‌اند – مثل دوچرخه ثابت ورزشی و کنسول بازی ویدیویی برای اتاق‌های انتظار.

    “ما اگر به بریتانیا نیامده بودیم قطعا وقت کمتری در کنار برادرم سپری می‌کردم. باعث شد چندین سال بیشتر در کنار هم باشیم، خاطره داشته باشیم، بخندیم و لحظات جذابی را با هم بگذرانیم.”

    او می‌گوید کتابش “داستانی عشقی درباره سرویس سلامت همگانی” است و اضافه می‌کند که “کووید-۱۹ باعث شد تا مردم متوجه خدمات کارمندان خط مقدم بشوند. دین، فرهنگ و نژاد ما اهمیتی نداشت، ما انسان‌هایی بودیم که به کمک نیاز داشتیم.”

    “پسری با دو قلب همان حسین است. البته در واقعیت دو تا قلب نداشت. هدفم این بود که با استفاده از صنعت استعاره شخصیت او را بهتر نشان دهم.

  • مسائل مورد اختلاف دو کشور بحث و بررسی شد

    مسائل مورد اختلاف دو کشور بحث و بررسی شد

    نمایندگان ارشد ایالات متحده آمریکا و چین روز چهارشنبه در حالی پس از ملاقات با یکدیگر در هاوایی از «گفتگویی سازنده» سخن به میان آوردند که به اختلافات میان دو ابرقدرت اقتصادی بر سر موضوعات مختلف روز به روز افزوده می‌شود.

    این ملاقات در حالی انجام شد که در روزهای گذشته مصوبه کنگره ایالات متحده در محکومیت سرکوب اقلیت مسلمان اویغور و نیز ادعای مشاور سابق امنیت ملی آمریکا مبنی بر درخواست کمک دونالد ترامپ از چین برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آتش اختلافات میان دو کشور را شعله‌ور کرده بود.

    در همین راستا مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا و یانگ جیچی،‌ دیپلمات ارشد چینی روز چهارشنبه در جزیره هاوایی با یکدیگر ملاقات و بر سر موضوعات مختلف بین‌المللی و منطقه‌ای مذاکره کردند.

    جزئیات دقیق این گفتگوها هنوز از سوی منابع رسمی دو طرف منتشر نشده اما از مناسبات تجاری،‌ مسائل مرتبط با بحران ناشی از شیوع ویروس کرونا و نیز شدت گرفتن تنش در شبه جزیره کره و نیز اختلافات بر سر نحوه تعامل با هنگ‌کنگ به عنوان بخش عمده‌ای از محورهای این گفتگو یاد می‌شود.

    این ملاقات در حالی صورت گرفته که مصوبه کنگره آمریکا در محکومیت نقض حقوق اقلیت مسلمان اویغور در استان سین‌کیانگ به تایید و امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده رسید و واکنش تند پکن را به همراه داشت.

    آقای پمپئو همچنین پیش‌تر، قبل از ملاقات با دیپلمات ارشد چینی به همراه همتایان خود در گروه هفت با انتشار بیانیه مشترکی از پکن خواسته بود که قانون امنیتی جدید در هنگ‌کنگ را که به تازگی در پارلمان چین به تصویب رسیده و موجبات بروز تنش میان دو کشور بر سر نحوه تعامل با این منطقه اقتصادی نیمه خودگردان را فراهم کرده موجب بازنگری قرار دهد.

    مورگان اورتگس، ‌سخنگوی وزارت امور خارجه آمریكا با انتشار بیانیه‌ای ضمن «سازنده» توصیف کردن گفتگو میان وزیر امور خارجه ایالات متحده و دیلپمات چینی یادآور شد که آقای پمپئو در این دیدار بر ضرورت روابط دوجانبه میان پکن و واشنگتن و نیز همکاری و تعامل دو کشور بر سر موضوعات تجاری، دیپلماتیک و بهداشتی تاکید کرده است.

    وی همچنین تصریح کرد وزیر امور خارجه آمریکا خواستار شفافیت کامل و به اشتراک گذاشتن اطلاعات لازم و مفید برای مقابله با بحران همه‌گیری بیماری کووید ۱۹ شده است.

    واشنگتن و پکن پیش‌تر بر سر بحران کرونا با یکدیگر دچار چالش شده بودند به نحوی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده ضمن انتقاد شدید از نحوه عملکرد و اطلاع رسانی چین در خصوص مهار این بحران به بهانه نفوذ پکن در سازمان جهانی بهداشت، روابط کشورش با این نهاد بین المللی را به کلی قطع کرد.

    افشای بخشی از کتاب در دست انتشار جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید که در آن به درخواست کمک دونالد ترامپ از پکن برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری اشاره شده نیز زمینه بروز تنشی تازه میان دو کشور را فراهم کرده است.

  • تمام مکاتب و مراکز آموزشی در پکن تعطیل شد

    تمام مکاتب و مراکز آموزشی در پکن تعطیل شد

    براساس گزارش ها با شیوع دو باره ویروس کرونا در پکن مرکز چین تمام مکاتب و مراکز آموزشی این شهر دوباره تعطیل و از مردم خواسته شده فقط در موارد ضروری از شهر خارج شوند.

    مراکز تفریحی و کلپ های ورزشی نیز دوباره به طور کامل تعطیل شده است.

    مقام‌های شهر پکن وضعیت همه‌گیری دوباره ویروس کرونا را در این شهر “بسیار جدی” توصیف کرده است.

    از تمام دانش‌آموزان خواسته شده اند که دروس شان را از طریق آنلاین از سر بگیرند و به دانشجویان دانشگاه هم گفته شده به دانشگاه برنگردند.

    در دور جدید شیوع کرونا در پکن تا کنون بیش از صد نفر مبتلا شده و گزارش ها حاکی از آن است که همه این موارد به یک بازار بزرگ گوشت و مواد غذایی در پکن مربوط می‌شود.

    رسانه ها گزارش داده اند که تعداد زیادی از مناطق شهر پکن در حالت قرنطینه به سر می برد.

    مراکز تشخیص ویروس کرونا دو باره فعال شده و در چند روز گذشته ده‌ها هزار نفر در این شهر آزمایش شدند و ظرفیت آزمایش‌ کرونا به ۹۰ هزار در روز افزایش پیدا کرده است.

    کمیسیون ته ملی سلامت در چین می گوید چهار مورد جدید ابتلا به کرونا در ولایت هوبی و یک مورد دیگر نیز در سیچوان به ثبت رسیده است.

  • طرح تعدیل بودجه‌ی سال مالی 1399 از سوی مجلس رد شد

    طرح تعدیل بودجه‌ی سال مالی 1399 از سوی مجلس رد شد

    نمایندگان مجلس طرح پیشنهادی حکومت برای تعدیل بودجه‌ی سال مالی 1399 به‌خاطر مبارزه با ویروس کرونا را در نشست عمومی امروز (چهارشنبه، 28 جوزا) این مجلس رد کردند.

    سیدعظیم کبرزانی، منشی کمیسیون مالی و بودجه‌ی مجلس نمایندگان گفت این طرح پیشنهادی به‌دلایل پاسخ‌گونبودن حکومت در مصرف بودجه‌ی شماری از ادارات، نحوه‌ی تعدیل آن و کسری بودجه رد شده است.

    به گفته‌ی آقای کبرزانی، تاکنون حکومت در مورد مصرف بودجه‌ی اختصاصی برای مبارزه با ویروس کرونا به این مجلس گزارش و توضیحاتی ارایه نکرده است. همین طور، او از واحد عملیاتی و حمایتی ریاست‌جمهوری نام برد و گفت که تاکنون این اداره «گزارش همه‌جانبه و مشخصی به مجلس نمایندگان» ارایه نکرده است.

    در همین حال غلام‌حسین ناصری، دیگر عضو این مجلس نیز گفت حکومت تاکنون در مورد کمک‌های بین‌المللی درباره‌ی مبارزه با ویروس کرونا به این مجلس گزارشی نداده است.

    او گفت: «کمک‌های هنگفتی به اعتبار مبارزه با ویروس کرونا به افغانستان صورت می‌گیرد، اما در روند مصرف آن به باور مجلس، شفافیت وجود ندارد.»

    آقای ناصری همچنان در مورد چگونگی طرح پیشنهادی برای تعدیل بودجه‌ی سال مالی گفت که در این طرح، تمامی پروژه‌های انکشافی به «بهانه‌ی مبارزه با ویروس کرونا به نحوی تعطیل» شده است. او گفت که حکومت بودجه‌ی انکشافی شماری از ادارات را به‌گونه‌ای کم کرده است که تأثیر منفی بر زیربناها وارد می‌کند.

    سیدعظیم کبرزانی در مورد کسری بودجه گفت افغانستان هم‌اکنون در حدود 48 میلیارد افغانی با کسری بودجه روبه‌رو است. به گفته‌ی او، در طرح پیشنهادی حکومت برای تعدیل بودجه‌ی مالی، به این موضوع پاسخی لازم ارایه نشده است.

    آقای کبرزانی افزود براساس این طرح حکومت منابع عایداتی تنها پنج میلیارد افغانی از بانک مرکزی افغانستان (د افغانستان بانک)، دو میلیارد افغانی دیگر از راجستریشن موترهای یک کلیدی و هفت میلیارد افغانی هم از فروش فرکانسی «4 جی» برای شرکت‌های مخابراتی پیش‌بینی شده است.

    حکومت طرح تعدیل بودجه‌ی مالی سال 1399 را در ماه ثور به مجلس نمایندگان فرستاد.

    براساس این طرح، یک بسته‌ی ۸۹ میلیارد افغانی به‌خاطر مبارزه‌ی موثر و همه‌جانبه با ویروس کرونا، حمایت از مردم و رفاه عامه تهیه شده است. در این بسته ۲۹.۷ میلیارد افغانی از تعدیلات داخل بودجه مالی ۱۳۹۹ خورشیدی و باقی از کمک‌های کشورها و نهادهای بین‌المللی است.

  • ارگ: تعدیل قانون رسانه های همگانی به معنای محدودیت نیست

    ارگ: تعدیل قانون رسانه های همگانی به معنای محدودیت نیست

     به دنبال نگرانی جامعه رسانه‌ای از طرح تعدیل قانون رسانه‌های همگانی، صدیق صدیقی، سخن‌گوی ارگ ریاست‌جمهوری گفت هدف حکومت از تعدیلات در این قانون، اعمال محدودیت بر رسانه‌ها نیست.

    آقای صدیقی امروز چهارشنبه، 28 جوزا در یک کلیپ ویدیویی گفت رهبری حکومت افغانستان به نظریات و نگرانی‌های جامعه رسانه‌ای در راستای اصلاح قانون رسانه‌ها احترام قایل است.

    صدیقی افزود آزادی بیان به‌عنوان یک دست‌آورد بزرگ برای دولت مطرح است و حکومت افغانستان به هدف حمایت از قانون اساسی، آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات و گردش اطلاعات، طرح تعدیل در برخی از ماده‌های قانون رسانه‌های همگانی‌های را پیشنهاد کرده است.

    صدیقی تأکید کرد حق آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانه‌ها برای رهبری حکومت افغانستان یک اصل «نهایت مهم» است.

    به گفته‌ی او، فعالیت آزاد رسانه‌ها در افغانستان در سطح منطقه بی‌نظیر بوده و حکومت افغانستان نه تنها که طرفدار اعمال محدودیت بر آزادی بیان نیست، بلکه در راستای صیانت و حفاظت از آزادی بیان گام‌های عملی را نیز برداشته است.

    پیشتر سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری نیز گفته بود دولت قصد ندارد که آزادی رسانه‌ها را محدود کند.

    آقای دانش صبح امروز چهارشنبه همچنان در تویتی نوشت دولت افغانستان به قانون اساسی و حقوق اساسی شهروندان متعهد است و قصد محدودکردن آزادی رسانه‌ها را ندارد. به گفته‌ی او، «آزادی بیان و آزادی رسانه یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای افغانستان و خط قرمز ماست.»

    دو روز پیش شماری از رسانه‌ها و نهادهای حامی‌ رسانه‌ها و خبرنگاران در یک نامه‌ی سرگشاده عنوانی رییس‌جمهور اشرف غنی، از طرح تعدیل قانون رسانه‌های همگانی که به تازگی تهیه شده، ابراز نگرانی کردند.

    در این نامه‌ی سرگشاده آمده بود که در طرح تازه‌ی تعدیل قانون رسانه‌های همگانی موارد گُنگ و محدودکننده و همچنان خلاف احکام قانون اساسی و میثاق‌های بین‌المللی وجود دارد.

    براساس این نامه، طرح تعدیل قانون که به تازگی تهیه شده و قرار است برای تصویب به شورای ملی فرستاده شود، خلاف ماده‌های ۷، ۳۴، ۱۲۰ و ۱۲۲ قانون اساسی است.

    در بخشی از این نامه‌ی سرگشاده عنوانی رییس‌جمهور آمده است که در طرح تازه‌ی تعدیل قانون رسانه‌های همگانی، احکام حمایت‌کننده‌ی آزادی رسانه‌ها در خصوص افشای منبع معلومات حذف شده و همچنان لغو جواز رسانه‌ها نیز ساده‌تر شده است.

    همچنان در این طرح، استقلال نهادهای نظارتی محدودتر شده و سانسور پیش و پس از نشر نیز تجویز شده است. صلاحیت‌های وسیع محدود‌کننده و غیرضروری نیز در این طرح به نهادهای نظارتی حکومتی داده شده است.

    امضاکنندگان این نامه از رییس‌جمهور غنی خواسته بودند که طی مراحل این طرح را متوقف کرده و اجازه ندهد که قانون رسانه‌های همگانی به عامل محدودکننده‌ی آزادی رسانه‌ها تبدیل شود.

    به گفته‌ی آنها، در صورتی که چنین کاری انجام نشود، یکی از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای افغانستان که آزادی بیان و آزادی رسانه‌ها است، از دست خواهد رفت.

  • 4 کودک در غزنی بر اثر اصابت مرمی هاوان کشته شدند

    4 کودک در غزنی بر اثر اصابت مرمی هاوان کشته شدند

    مقام‌های محلی ولایت غزنی می‌گویند در اصابت یک مرمی هاوان در این ولایت، چهار کودک کشته و سه تن دیگر زخمی شده اند.

    به گفته مقام‌ها این رویداد ناوقت دیروز در روستای “لغوات” از مربوطات ولسوالی ده‌یک این ولایت به وقوع پیوسته است.

    وحیدالله جمعه‌زاده، سخنگوی والی غزنی روز چهارشنبه ۲۸ جوزا گفت این مرمی هاوان که جان غیرنظامیان از جمله کودکان را گرفت توسط جنگجویان طالبان شلیک شده بود.

    آقای جمعه‌زاده افزود وضعیت صحی زخمی‌های این رویداد وخیم است و برای درمان به شفاخانۀ ولایتی غزنی در مرکز این ولایت منتقل شده اند.

    به گفته سخنگوی والی غزنی این هاوان زمانی در میان کودکان برخورد کرد که آنان در یکی از میدان‌ها مصروف بازی‌ بودند.

    این کودکان در حالی در اثر اصابت هاوان در ولایت غزنی کشته شدند که روز گذشته سازمان ملل متحد با نشر گزارشی، افغانستان را برای پنجمین سال پی‌ در پی، به عنوان مرگبارترین کشور برای کودکان در جهان اعلام کرد.

    ملل متحد در این گزارش گفت در سال ۲۰۱۹ میلادی بیش از سه هزار کودک در افغانستان کشته و به همین تعداد زخمی و معلول شده اند.

    بر اساس گزارش ملل متحد این کودکان در اثر جنگ‌ها، انفجارهای ماین و حملات انتحاری کشته و زخمی شده اند.

    در یک خبر دیگر، احمدخان سیرت، سخنگوی پولیس غزنی به صدای امریکا گفت که طالبان شب گذشته بر پوستۀ سیدجلال در مربوطات حوزه ششم امنیتی پولیس حمله کرده اند که این درگیری‌ها برای چندین ساعت ادامه داشت.

    آقای سیرت افزود که در نتیجۀ این درگیری‌ها، هفت جنگجوی طالبان کشته شده و حملات آنان توسط نیروهای امنیتی افغان دفع شده است، اما طالبان تا اکنون در این مورد چیزی نگفته اند.

  • 6 سرباز ارتش در حمله طالبان در کندوز کشته شدند

    6 سرباز ارتش در حمله طالبان در کندوز کشته شدند

    یک منبع موثق امنیتی در کندز می‌گوید، طالبان حوالی 30 دقیقۀ بامداد امروز چهار‌شنبه، 28 جوزا به صورت گروهی بر پایگاه ارتش در منطقۀ «تلوکه» شهر کندز حمله و با نیروهای دولتی درگیر شده اند.

    این منبع امنیتی که نخواست هویتش فاش شود گفت به دنبال چندین ساعت درگیری میان نیروهای امنیتی و طالبان 6 سرباز ارتش جان باخت و 3 سرباز دیگر زخم برداشتند.

    هادی جمال، معاون سخنگوی قول اردوی ۲۱۷ پامیر حملۀ طالبان بر پایگاه تلوکه و تلفات نیروهای امنیتی را تأیید می‌کند، اما آماری ارائه نمی دهد.

    سخنگوی قول اردوی ۲۱۷ پامیر، در بارۀ تلفات گروه طالبان می‌گوید که در این درگیری 4 طالب کشته و 5 تن دیگرشان زخمی شده‌اند.

    طالبان تاکنون در این باره چیزی نگفته‌اند.

    این در حالی‌ست که به گفتۀ منابع امنیتی و محلی در ولایات جوزجان و کندهار در شب گذشته 10 پولیس ملی در کندهار و 15 سرباز ارتش در جوزجان در نتیجۀ حملات طالبان کشته شده‌اند.

  • پسر استاد نجیب الله مایل هروی در شهر مشهد ایران خود را آتش زد

    پسر استاد نجیب الله مایل هروی در شهر مشهد ایران خود را آتش زد

    برخی از رسانه‌های ایرانی از ادعای خودسوزی شهاب هروی، پسر استاد نجیب‌الله مایل هروی، در شهر مشهد ایران خبر می‌دهند.

    به نقل از یک سایت خبری ایران، شهاب مایل هروی، خود را در برابر نمایندگی وزارت خارجه ایران در شهر مشهد آتش زده است.

    به گزارش برخی رسانه‌های محلی ولایت خراسان ایران، «صفحه انستاگرام منتسب به شهاب‌ مایل هروی، فرزند استاد نجیب مایل هروی، پژوهش‌گر و نویسنده معروف افغانستان مقیم مشهد خبر داده است که شهاب مایل، در اعتراض به مشکل اقامت پدرش، مقابل دفتر وزارت خارجه دست به این اقدام زده است.»

    نجیب‌الله مایل هروی، ادیب و نسخه‌شناس مشهور افغانستان است که طی سال‌ها اقامت در ایران، فعالیت‌های چشم‌گیری در حوزه فرهنگ و ادب داشته است.

    استاد هروی همسر ایرانی و دو فرزند دارد و از چندی پیش با مشکل اقامت در ایران رو‌به‌رو شده است.

    قانون عدم صدور تذکره برای فرزندان زنان ایرانی که با اتباع غیرایرانی ازدواج کرده‌اند، مخالفان و موافقانی در این کشور دارد و برخی خواهان اصلاح آن هستند.

  • 20 سرباز هندی در درگیری مرزی با چین کشته شدند

    20 سرباز هندی در درگیری مرزی با چین کشته شدند

    مقامات هندی ابتدا از کشته شدن سه تن در این درگیری خبر دادند، اما سخنگوی اردوی این کشور روز سه شنبه گفت در منازعه مسلحانه میان نیروهای نظامی دو کشور دست کم ۲۰ سرباز هندی کشته شده اند.

    او گفت ۱۷ تن از این سربازان دوشنبه شب با جراحت های شدید در سرمای زیر صفر درجه مانده بودند و در پی این جراحت‌ها جان داده اند.

    از تلفات جانب چین در این درگیری تا حالا گزارشی در دست نیست، اما سردبیر روزنامه دولتی چین «گلوبال تایمز» در توییتر نوشت از کشته شدن سربازان چینی در این درگیری اطلاعاتی دریافت کرده است.

    به گزارش رسانه های هندوستان‌، این نخستین درگیری میان دو کشور در دهه های اخیر می باشد که کشته و زخمی برجا گذاشته است.

    تنش میان این دو قدرت اتمی که بزرگ ترین جمعیت ها را در سطح جهان دارند، از هفته ها به اینسو بر سر مسایل مرزی به شدت افزایش یافته است. در پی این وضعیت هر دو کشور هزاران سرباز خود را در منطقه مرزی لداخ در هیمالیا مستقر نموده اند.

    این در حالی است که چند روز قبل یک زد و خورد تن به تن با مشت و لگد و پرتاب سنگ میان نیروهای دو کشور رخ داده بود.

    چین مناطق نمک خیز و کوهستانی اکسای میان کشمیر و تبت را در جنگ کشمیر در اواسط قرن بیستم تصرف نموده است. چین در سال ۱۹۶۲ در نتیجه یک جنگ کوتاه بر هندوستان غالب گردید.

    در سال های اخیر به تکرار زد و خوردهایی در مناطق مرزی دو کشور صورت گرفته اما تلفات نداشته است. پس از یک درگیری در ایالت سیکیم هندوستان که در نتیجه آن چندین تن از سربازان چین و هندوستان زخمی شدند، هردو کشور هزاران سرباز خود را در این منطقه توظیف و مستقر نمودند.

    در ادامه اختلافات میان دو کشور، همچنان دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده امریکا به هر دو کشور پیشنهاد نمود که حاضر به میانجیگری می باشد. هندوستان این پیشنهاد ترامپ را به طور محترمانه رد نمود. اما چین با توجه به اختلافاتی که با ایالات متحده امریکا دارد، به این پیشنهاد ترامپ هیچگونه اهمیتی قایل نشد.

  • آیا امریکا تمام سربازانش را از افغانستان خارج می کند؟

    آیا امریکا تمام سربازانش را از افغانستان خارج می کند؟

    در مناظره نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 امریکا، دونالد ترمپ رقیب خود هیلاری کلینتون را به‌دلیل خروج کامل سربازان امریکایی از عراق در سال 2011، مورد انتقاد شدید قرار داد. او مشخصا ادعا کرد که هیلاری کلینتون با خارج‌کردن همه‌ی نیروهای امریکایی از عراق «داعش را نصیب ما کرد، زیرا [تصمیم] او و اوباما خلاء امنیتی عظیمی را [در عراق] به وجود آورد.» در 29 فبروری سال جاری، رییس‌جمهور ترمپ به زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه خود برای مصالحه افغانستان، اجازه داد تا توافق‌نامه‌‌ای را با عنوان ناشیانه‌ی «موافقت‌نامه‌ی آوردن صلح به افغانستان بین امارات اسلامی افغانستان که توسط ایالات متحده به‌عنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمی‌شود و به نام طالبان شناخته می‌شود و ایالات متحده امریکا» با طالبان امضا کند. این توافق‌نامه از ایالات متحده می‌خواهد که طی 14 ماه تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج کند، اما با توجه به انتقاد شدید ترمپ از اقدام مشابه دولت اوباما در مورد عراق، معلوم نیست که آیا خروج کامل امریکا از افغانستان واقعا رخ خواهد داد یا خیر.

    خود توافق‌نامه نشان می‌دهد که چنین نخواهد شد. برای این‌که بدانیم چرا، نیاز است تا توافق‌نامه با جزئیات بیش‌تری مورد بررسی قرار گیرد. متن این سند شامل سه بخش اصلی است. در بخش اول، ایالات متحده با تعدادی شرایط موافقت می‌کند که برجسته‌ترین آن‌ها کاهش تعداد سربازان امریکایی به 8600 سرباز در مدت 135 روز است (که تقریبا انجام شده است). همچنین ایالات متحده موافقت می‌کند که اگر طالبان به تعهدات خود عمل کنند، تمام نیروهای باقی‌مانده خود را طی 9 ماه و نیم دیگر از افغانستان خارج کند. واشنگتن همچنین موافقت کرده است که زمینه‌ی تبادل زندانیان را بین حکومت افغانستان و طالبان فراهم کند (که هرچند آهسته، اما اتفاق افتاده است). در بخش دوم، طالبان موافقت می‌کند که به هیچ‌یک از اعضای خود یا اعضای سایر گروه‌ها -از جمله القاعده- اجازه ندهد از خاک افغانستان برای ایجاد تهدید علیه امنیت ایالات متحده یا سربازگیری، آموزش و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای این کار، استفاده کنند. بخش سوم توافق‌نامه از ایالات متحده می‌خواهد که خواستار به رسمیت شناختن و تأیید این توافق‌نامه از جانب سازمان ملل متحد شود، که واشنگتن آن‌را انجام داده است. این بخش شامل دو جمله می‌شود:

    ایالات متحده و امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده به‌عنوان دولت شناخته نمی‌شود و به‌عنوان طالبان شناخته می‌شود- به دنبال روابط مثبت با یکدیگر هستند و انتظار دارند که روابط بین ایالات متحده و حکومت اسلامی جدید پسا توافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، مثبت باشد.

    ایالات متحده به دنبال همکاری اقتصادی با حکومت اسلامی جدید پساتوافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، برای بازسازی [افغانستان] خواهد بود و در امور داخلی آن دخالت نخواهد کرد.

    دو بخش اول این توافق‌نامه با توجه به تأکیدشان بر مسأله‌ی خروج و مبارزه با تروریسم، تاکنون بیش‌ترین توجه را به خود جلب کرده است. بخش سوم این توافق‌نامه توجه نسبتا اندکی را به خود جلب کرده است اما به‌نظر می‌رسد که اجرای آن مستلزم حضور حداقلی ارتش ایالات متحده در افغانستان است. این مسأله تعهد ایالات متحده را مبنی بر به صفر رساندن تعداد سربازانش در افغانستان، پیچیده می‌کند.

    اجرای بخش سوم این توافق‌نامه احتمالا از دو جهت به حضور پرسنل نظامی امریکا در افغانستان نیاز دارد. هدف جمله‌ی اولِ بخش سوم توافق‌نامه که در بالا نقل شد، این است که وقتی مذاکرات بین‌الافغانی به پایان رسید و یک «حکومت اسلامی» جدید در افغانستان ایجاد شد، این حکومت با ایالات متحده روابط دوجانبه مثبت برقرار خواهد کرد. معنای آن این است که ایالات متحده دست‌کم یک سفارت‌خانه، سفیر و یک مأموریت دیپلماتیک رسمی در کابل خواهد داشت. سفارت ایالات متحده با خود پروتکل‌های امنیتی و حفاظتی به همراه دارد که تقریبا در تمام موارد شامل حضور تفنگ‌داران دریایی «واحد تأمین امنیت سفارت‌خانه‌ها» می‌شود (از 151 کشوری که ایالات متحده در آن دارای مأموریت دیپلماتیک است، تفنگ‌داران دریایی در 150 مأموریت به حفاظت از تسهیلات و امکانات و پرسنل سفارت‌خانه‌ها کمک می‌کنند.)

    هدف جمله‌ی دومِ بخش سوم توافق‌نامه که در بالا نقل شد، حصول اطمینان از این است که واشنگتن پس از توافق صلح بین حکومت افغانستان و طالبان، همچنان به تمویل فعالیت‌های مرتبط با بازسازی در افغانستان ادامه دهد. «بازسازی» در این‌جا تعریف نشده است و حکومت ایالات متحده نیز تعریف رسمی ثابتی از این اصطلاح ندارد. بااین‌حال، قانون ایجاد «بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان» یا سیگار شامل «صندوق وجهی نیروهای امنیتی افغانستان» به‌عنوان بخشی از «مبلغ اختصاص‌یافته یا در دسترس برای بازسازی افغانستان» می‌شود. این صندوق مجرای اصلی است که از طریق آن ایالات متحده کمک‌های امنیتی خود را به ارتش، قوای هوایی، پولیس و نیروهای ویژه امنیتی افغانستان ارائه می‌کند. «بازسازی» دست‌کم برای حکومت ایالات متحده، هم شامل کمک‌های غیرنظامی و هم شامل کمک‌های متمرکز بر سکتور امنیتی می‌شود.

    وقتی ایالات متحده بودجه‌ی بازسازی کشوری را تأمین کند باید انتظار داشته باشیم که کنگره بخواهد نظارت مستقیم بر چگونگی مصرف پول حکومت امریکا داشته باشد. در حال حاضر ایالات متحده حدود 4.2 میلیارد دالر کمک امنیتی به افغانستان ارائه می‌دهد که بخش عمده‌‌ی آن هزینه‌های ارتش، پولیس، قوای هوایی و نیروهای ویژه امنیتی این کشور را پوشش می‌دهد. با توجه به فقیربودن افغانستان و این‌که حتی کاهش کمک‌های امریکا به نصف،  منجر به اخراج بیش از 100 هزار سرباز آموزش‌دیده بدون داشتن چشم‌انداز اقتصادی مطمئن می‌شود، به نظر می‌رسد که حکومتِ پسا صلح افغانستان همچنان به میزانی از کمک‌های امنیتی ایالات متحده نیاز خواهد داشت. بنابراین نظارت کنگره بر چگونگی مصرف این کمک‌ها، مستلزم حضور پرسنل نظامی امریکا، دست‌کم در کابل و احتمالا به شکل اتشه امنیتی و نوعی دفتر همکاری امنیتی خواهد بود.

    با توجه به این ملاحظات، واضح است که ایالات متحده برای برآورده‌کردن شرایط بخش سوم توافق‌نامه‌ی خود با طالبان، به نوعی حضور پرسنل نظامی در کابل، به شکل پروتکل امنیتی سفارت‌خانه و نظارت پرسنل نظامی بر کمک‌های امنیتی، نیاز خواهد داشت.

    با این‌وجود، فراتر از این الزامات اساسی و با درک این‌که ایالات متحده مجبور خواهد بود حکومت پسا صلح افغانستان را متقاعد کند که روابط مثبت دوجانبه بین دو کشور، به حضور حداقلی پرسنل ارتش امریکا در خاک افغانستان نیاز خواهد داشت، واشنگتن باید یک قدم جلوتر برود. واشنگتن مشخصا باید برای ادامه مأموریت مشورتی کوچک برای نیروهای ویژه امنیتی و قوای هوایی افغانستان تلاش کند. این کار به چهار دلیل باید انجام شود.

    اول، نیروهای ویژه امنیتی و قوای هوایی افغانستان تواناترین و مورد احترام‌ترین نیروهای امنیتی افغانستان هستند. بنابراین، فعال‌بودن آن‌ها احتمالا اولویت ادامه‌ی توسعه هرگونه حکومت پسا صلح در افغانستان خواهد بود. این نیروها همچنین به دلیل مشارکت مداوم و نزدیک با واحدهای نظامی ایالات متحده، به مراتب کم‌تر از ارتش و پولیس افغانستان فاسد هستند. همچنین قوای هوایی بازوی حیاتی افغانستان برای جلوگیری از آموزش و فعالیت علنی گروه‌های تروریستی در خاک این کشور و همچنین کمک به قربانیان حادثات طبیعی مانند سیل، که در این کشور مکرر است، به‌شمار می‌رود. دوم، این نیروها احتمالا همچنان به‌عنوان سپر دولت افغانستان در برابر گروه‌هایی مانند دولت اسلامی که از جانب همه -از جمله ایالات متحده، طالبان و حکومت فعلی افغانستان- تهدید دانسته می‌شود، عمل خواهند کرد. تمام عناصر حکومت پسا صلح افغانستان از تداوم فعالیت و عملیات‌های این نیروها سود خواهند برد. سوم، بخش عمده بودجه نیروهای امنیتی افغانستان به قوای هوایی این کشور اختصاص دارد. بنابراین، یک مأموریت مشورتی که بتواند نظارت لازم را انجام دهد، به ویژه برای دست‌یابی به حمایت کنگره از ادامه‌ی کمک‌های امنیتی به افغانستان کمک خواهد کرد. و چهارم، ادامه‌ی همکاری با نیروهای ویژه امنیتی افغانستان می‌تواند در صورت افزایش تهدید تروریسم در حدی که دولت اسلامی یا کدام گروه مشابه دیگری، مانند القاعده در دوره قبل از 2001، به یک تهدید جدی بدل شود، به‌عنوان بستری برای ورود مجدد ایالات متحده به افغانستان ـ البته  به درخواست حکومت این کشور ـ عمل کند. نمونه‌ای از سودمندی چنین رابطه‌ای مشارکت و همکاری ایالات متحده با «سرویس مبارزه با تروریسم» عراق است که به‌عنوان بستر اصلی واکنش ایالات متحده ـ بنا به درخواست دولت عراق ـ در برابر خلاقت دولت اسلامی در خاورمیانه عمل کرد.

    برخی از رهبران حکومت امریکا از جمله سناتور «لیندسی گراهام» خواستار حضور مأموریت ضدتروریسم امریکا در افغانستان شده‌اند، اما طالبان واضح ساخته‌اند که چنین پیشنهادی را نمی‌پذیرند. با این‌حال، ادامه‌ی یک مأموریت مشورتی مداوم با پیشنهاداتِ مبنی بر حضور مأموریت ضدتروریسم فرق می‌کند، زیرا حضور مأموریت مشورتی مستلزم انجام عملیات نظامی از جانب پرسنل امریکایی نخواهد بود. با این‌حال، قبولاندن این مسأله به طالبان کار دشواری خواهد بود زیرا آن‌ها قاطعانه گفته‌اند که هدف اصلی آن‌ها خروج تمام نیروهای نظامی بین‌المللی از افغانستان است. با این‌حال، گفت‌وگوهای من با افراد دخیل در مذاکرات قبلی با طالبان نشان می‌دهد که این گروه ممکن است پس از توافق صلح با چنین پیشنهاداتی مشکل نداشته باشد. یعنی اگر حکومت پسا صلح افغانستان تصمیم به درخواست این نوع حمایت از ایالات متحده بگیرد، رهبران طالبان با آن مخالفت نخواهند کرد.

    علاوه براین، اگر ایالات متحده مشوق‌هایی را مانند کمک به بازسازی مناطق روستایی تحت کنترل طالبان یا ادغام برخی از جنگ‌جویان نخبه این گروه (جنگ‌جویانِ قطعه به اصطلاح سرخ طالبان) در نیروهای ویژه امنیتی افغانستان، برای طالبان در نظر بگیرد، ممکن است به متقاعدکردن اعضای طالب حکومت پسا صلح افغانستان مبنی بر پذیرش حضور مأموریت مشورتی ایالات متحده در این کشور، کمک کند. برخی از ناظران در ایالات متحده ممکن است مخالف دادن چنین پاداش‌هایی به طالبان باشد، اما این هزینه‌ها برای حفاظت مستمر از منافع ایالات متحده در افغانستان و به‌خصوص در مقایسه با هزینه‌های فعلی کمک‌های واشنگتن به کابل، به نظر قیمت ناچیزی می‌رسد.

    با توجه استدلال‌های فوق، به نظر می‌رسد که وقتی مسأله، آینده‌ی حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان باشد و به منافع ایالات متحده و منافع حکومت پسا صلح افغانستان مربوط شود، «صفر نمی‌تواند به معنای صفر باشد.» حضور حداقلی پرسنل نظامی ایالات متحده در کابل برای محافظت از سفارت امریکا ضروری خواهد بود و با فرض این‌که حکومت پسا صلح افغانستان قادر به پرداخت هزینه چند میلیارد دالری نیروهای امنیتی خود نباشد، حضور اتشه امنیتی و دفتر همکاری‌های امنیتی در سفارت ایالات متحده در کابل نیز الزامی خواهد شد. اگر این موارد به نام روابط دوجانبه مثبت در نظر گرفته شود، واشنگتن به دنبال ادامه‌ی مأموریت مشورتی ارتش امریکا برای قوای هوایی و نیروهای ویژه امنیت افغانستان نیز باید باشد. از این طریق، ایالات متحده می‌تواند منافع خود را از تهدید تروریسم در افغانستان بهتر محافظت کند. همچنین از این طریق واشنگتن می‌تواند منافع حکومت پسا صلح افغانستان و تمایل احتمالی آن را برای داشتن روابط دوجانبه عادی و مثبت با ایالات متحده و ادامه‌ی توسعه عناصر اصلی نیروهای امنیتی این کشور بهتر برآورده سازد. همچنین ایالات متحده می‌تواند از به وجودآمدن خلأی عظم در افغانستان در نتیجه خروج کامل و غیرضروری نیروهای نظامی‌اش از این کشور، جلوگیری کند.

    لافر بلاگ – جاناتان شرودن
    مترجم: جلیل پژواک

  • 4 شهروند افغانستانی در سد زاینده رود ایران غرق شدند

    4 شهروند افغانستانی در سد زاینده رود ایران غرق شدند

    رسانه‌های ایرانی گزارش دادند چهار شهروند افغانستانی در سد «زاینده‌رود»، در غرب ولایت اصفهان ایران غرق شدند.

    منصور شیشه‌فروش، مدیرکل مدیریت بحران ولایت اصفهان به رسانه‌های ایرانی گفت این رویداد پس از چاشت روز گذشته، سه‌شنبه، بیستم‌وهفتم جوزا، در سد «زاینده‌رود» رخ داده و در آن چهار شهروند افغانستانی جان باخته‌اند.

    خبرگزاری دولتی ایران به نقل از مدیرکل مدیریت بحران اصفهان نوشت در این رویداد سه زن و یک مرد جان باخته‌اند. ایرنا به نقل از شیشه‌فروش گفت جان‌باخته‌گان از 20 تا 50 سال سن داشته‌اند.

    این چهار نفر که شامل سه زن و یک مرد بودند به سد زاینده‌رود رفته بودند؛ ابتدا یکی از آن‌ها وارد آب شد و غرق گردید و در ادامه افراد دیگر که برای نجات سایرین خود را به آب انداختند نیز غرق شدند.

    او گفته این رویداد در حالی رخ داده که شنا و آب‌تنی در سد زاینده‌رود به‌صورت کامل ممنوع است.

  • دایکندی دومین تولید کننده زعفران در افغانستان شناخته شد

    دایکندی دومین تولید کننده زعفران در افغانستان شناخته شد

    ریاست زراعت، آبیاری و مالداری دایکندی می‌گوید در نزدیک به ۴۰ جریب زمین زراعتی در شش ولسوالی این ولایت پیاز زعفران کاشته است.

    مسئولان این ریاست تاکید کردند در ۵ سال اخیر، کشت زعفران پس از ولایت هرات بهترین نتیجه را در ولایت دایکندی داده و قرار است صدها دهقان دیگر نیز تحت حمایت این برنامه قرار گیرند.

    به گفتۀ مسئولان ریاست زراعت دایکندی، در سال جاری، ۱۹ متریک تن پیاز زعفران به صورت رایگان به دهقانان شش ولسوالی دایکندی توزیع شده است.

    سیدعبدالوهاب فیروزی، رئیس زراعت، آبیاری و مالداری دایکندی گفت برآوردهای این اداره نشان می‌دهد که درآمد دهقانان از کشت و تولید زعفران، بهتر از حاصلات تریاک بوده است.

    به گفته او، سال گذشته 100 کیلوگرام زعفران در این ولایت تولید شده و انتظار می‌رود این رقم در سال آینده سه برابر شود.

    برخی از کشاورزان می‌گویند، در صورت حمایت دولت در زمینۀ تهیه پیاز زعفران، ایجاد مارکت و فراهم‌کردن دستگاه‌های خشک‌کنندۀ زعفران، آنان در زمین‌های بیش‌تری زعفران کشت خواهند کرد.

    به گفته ریاست زراعت دایکندی، بیش‌ترین سهم را در کشت زعفران زنان دایکندی دارند و از کارشان راضی اند.

    فاطمه موسوی، یکی از زنانی است که به مساحت دو جریب زمین را به صورت شخصی و یک جریب دیگر را با حمایت یک شرکت چینی زعفران کشت کرده است.

    در حال حاضر زعفران از پر درآمدترین محصولات زراعتی در کشور محسوب می‌شود. با آن‌که شماری از کشاورزان به تازه‌گی به کشت این محصول رو آورده‌اند، اما در زمینه بسته‌بندی و خشک‌کردن آن نیاز به تجهیزات داردند.

    مسئولان ریاست زراعت می‌گویند، ماشین‌های کوچک خشک‌کنندۀ زعفران را با همکاری برخی نهادها در زمان محصول‌برداری زعفران در اختیار این کشاورزان قرار می‌دهند.

  • تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 26 هزار و 874 نفر رسید

    تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 26 هزار و 874 نفر رسید

    وزارت صحت می‌گوید در یک شبانه‌روز گذشته از میان بیش از یک‌هزار و 100 نمونۀ گرفته‌شده از افراد مشکوک به ویروس کرونا، نتیجۀ آزمایش 564 تن مثبت تشخیص شده است.

    سعید‌الدین جامی، مسئول روابط عامۀ این وزارت امروز چهار‌شنبه، 28 جوزا با نشر آمار روزانۀ مبتلایان ویروس کرونا گفت با ثبت این رقم تازه شمار رویدادهای مجموعی مثبت این ویروس در سراسر کشور به 26 هزار و 874 رویداد رسیده است.

    به گفتۀ او، با صحت‌یاب شدن 650 بیمار کووید – 19 در یک شبانه‌روز گذشته، شمار بهبودیافته‌اند به 6 هزار و 158 تن می‌رسد.

    همچنان با مرگ 13 بیمار مبتلا به این ویروس شمار جان باخته‌گان به 504 تن افزایش یافته است.

    از میان 564 رویداد تازۀ مثبت ویروس کرونا در 24 ساعت گذشته 192 تن در کابل، 65 تن در بامیان، 64 تن در تخار، 51 تن در بلخ، 40 تن در پکتیا، 27 تن در کندهار، 27 تن در کندز، 24 تن در میدان‌وردک، 21 تن در بغلان، 14 تن در دایکندی، 12 تن در کاپیسا، 8 تن در نورستان، 6 تن در بدخشان، 6 تن در ننگرهار، 5 تن در کنر و 2 تن در زابل به این ویروس مبتلا شده‌اند.

    در این حال محمدرفیق شیرزی، سخنگوی ریاست صحت هرات گفت در یک شبانه‌روز گذشته 9 بیمار کرونا در این ولایت فوت کرده‌اند و 130 تن درمان شده‌اند.

    به گفتۀ آقای شیرزی، به علت نبود وسایل تشخیص کووید – 19 از پنج روز به این‌سو رویدادهای مشکوک به این ویروس آزمایش نشده است.

    قرار است وسایل مورد نیاز آزمایش کرونا تا پایان امروز به هرات برسند.

    بر بنیاد آمارهای وزارت صحت از میان ۶۰ هزار و ۲۹۸ نمونۀ آزمایش‌شدۀ ویروس کرونا در سراسر کشور، ۲۰ هزار و ۲۱۲ رویداد این ویروس فعال است.

    اما در جهان تاکنون بیش از 8 میلیون و 257 هزار تن به ویروس کرونا آلوده شده‌اند که 4 صد و 45 هزار تن آن‌ها فوت کرده‌اند و بیش از 4 میلیون و 306 هزار تن دیگر درمان شده‌اند.

  • 68 نفر از مسئولان وزارت مالیه ممنوع الخروج شدند

    68 نفر از مسئولان وزارت مالیه ممنوع الخروج شدند

    منابع می گویند ۶۸ نفر از مسوولان و مقامهای ارشد وزارت مالیه به حکم رییس جمهور غنی ممنوع الخروج شدند.

    در این میان سه تن از معینان، روسای عمومی و روسای گمرکات وزارت مالیه نیز شامل اند که به اتهام فساد، از سوی رییس جمهور غنی ممنوع‌الخروج شدند.

    ساجد تقوا رییس دفتر وزارت، محمد اسماعیل رحیمی معین اداری، حبیب ذران معین مالی،عیسی قدرت معین عواید گمرکات، محمد ناصر صدیقی ریس برنامه های معنینت پالسی، خلیل صالح زاده رییس عمومی گمرکات، میرویس بهیج رییس عواید گمرکات، فیصل منگل رییس مالیه دهندگان بزرگ، حبیب اندر رییس مالیه دهندگان متوسط، سید حبیب هاشمی رییس تفتیش، خان محمد دانشجو رییس اداری، اختیار ولی رییس خزاین، خسرو انوری رییس عملیاتی گمرکات، ثناوالله رییس تخنیک گمرکات، نجیب محمدی رییس حمایت انکشاف، سید نصیر احمد احمدی رییس بودجه و محمد جمیل صدیقی رییس تنفیذ گمرکات جز این ۶۸ تن اند.

  • دانش: آزادی رسانه ها خط حکومت است

    دانش: آزادی رسانه ها خط حکومت است

    سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری به نگرانی شماری از رسانه‌ها و نهادهای حامی رسانه‌ها و خبرنگاران پاسخ داده گفت دولت قصد ندارد که آزادی رسانه‌ها را محدود کند.

    آقای دانش صبح امروز (چهارشنبه، 28 جوزا) در تویتی نوشت دولت افغانستان به قانون اساسی و حقوق اساسی شهروندان متعهد است و قصد محدودکردن آزادی رسانه‌ها را ندارد.

    او همچنان نوشت: «آزادی بیان و آزادی رسانه یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای افغانستان و خط قرمز ماست.»

    دو روز پیش شماری از رسانه‌ها و نهادهای حامی‌ رسانه‌ها و خبرنگاران در یک نامه‌ی سرگشاده عنوانی رییس‌جمهور اشرف غنی، از طرح تعدیل قانون رسانه‌های همگانی که به تازگی تهیه شده، ابراز نگرانی کردند.

    در این نامه‌ی سرگشاده آمده بود که در طرح تازه‌ی تعدیل قانون رسانه‌های همگانی موارد گُنگ و محدودکننده و همچنان خلاف احکام قانون اساسی و میثاق‌های بین‌المللی وجود دارد.

    براساس این نامه، طرح تعدیل قانون که به تازگی تهیه شده و قرار است برای تصویب به شورای ملی فرستاده شود، خلاف ماده‌های ۷، ۳۴، ۱۲۰ و ۱۲۲ قانون اساسی است.

    در بخشی از این نامه‌ی سرگشاده عنوانی رییس‌جمهور آمده است که در طرح تازه‌ی تعدیل قانون رسانه‌های همگانی، احکام حمایت‌کننده‌ی آزادی رسانه‌ها در خصوص افشای منبع معلومات حذف شده و همچنان لغو جواز رسانه‌ها نیز ساده‌تر شده است.

    همچنان در این طرح، استقلال نهادهای نظارتی محدودتر شده و سانسور پیش و پس از نشر نیز تجویز شده است. صلاحیت‌های وسیع محدود‌کننده و غیرضروری نیز در این طرح به نهادهای نظارتی حکومتی داده شده است.

    امضاکنندگان این نامه از رییس‌جمهور غنی خواسته بودند که طی مراحل این طرح را متوقف کرده و اجازه ندهد که قانون رسانه‌های همگانی به عامل محدودکننده‌ی آزادی رسانه‌ها تبدیل شود.

    به گفته‌ی آنها، در صورتی که چنین کاری انجام نشود، یکی از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای افغانستان که آزادی بیان و آزادی رسانه‌ها است، از دست خواهد رفت.

  • ایران و روسیه همکاری در پروسه صلح افغانستان را ادامه می دهند

    ایران و روسیه همکاری در پروسه صلح افغانستان را ادامه می دهند

    وزیر خارجه روسیه می‌گوید، مسکو و تهران همکاری‌های خود را برای تقویت پروسه مصالحه ملی در افغانستان ادامه می‌دهند.

    سرگی لاوروف دیروز سه‌شنبه (۱۶ جون) با همتای ایرانی‌اش محمد جواد ظریف در مسکو دیدار کرد.

    لاوروف گفت، آن‌ها اقدام هماهنگ را برای راه حل بحران افغانستان دوام می‌دهند تا افغان‌ها بزودترین فرصت بتوانند پروسه مصالحه ملی و احیای یک افغانستان صلح‌آمیز و مستقل را آغاز کنند و این کشور دیگر همچون منبع تروریزم و قاچاق مواد مخدر تهدید به شمار نرود.

    وزیر خارجه ایران نیز اظهار داشت، تهران و مسکو در رابطه با اهمیت رسیدن به یک توافق ملی در افغانستان موقف مشترک دارند و ایران همیشه از تلاش‌های روسیه در این راستا حمایت می‌کند.

  • نقش ازدواج در همبستگی خانواده های داعشی!

    نقش ازدواج در همبستگی خانواده های داعشی!

    احساس همبسته‌گی جهاد میان اعضای شهری شاخۀ خراسان داعش نظر به روایت‌هایی از زنان عضو این گروه که به مردان داعشی پیش‌نهاد ازدواج می‌دهند و هم‌چنان مردان کهن‌سال عضو داعش که دختران‌شان را به عقد مردان جوان این گروه در می‌آورند، بیش‌تر تقویت می‌شود. ازدواج شماری از استخدام‌شده‌گان داعش حتا پیش از ترک کابل، در ننگرهار انجام شده بود و زن و شوهران آینده برای بار نخست از طریق تلفن گفت‌وگو کرده بودند. ازوداج در میان اعضای داعش مرزهای قوم و ملت را در نوردیده و شماری از استخدام‌شده‌گان پس از ترک کابل با شهروندان آسیای مرکزی – که به همۀ آنان روسی گفته می‌شود – و پاکستان ازدواج می‌کنند. یکی از داستان‌های معروفی که توسط چندین مصاحبه‌شونده بازتعریف شد، داستان یکی از عالمان کهن‌سالی بود که 6 دخترش را در یک روز به عقد جنگ‌جویان داعش درآورد. این مرد با تمام اعضای خانواده‌اش از ولایت شمالی بدخشان به «درۀ مومند» ولایت ننگرهار، مرکز فرماندهی شاخۀ‌ خراسان داعش آمده بود و پس از یک هفته اقامت در سرزمین خلافت، اقدام به برنامه‌ریزی برای ازدواج دخترانش کرد.

    وقتی شوهران تازه‌عروسان در جنگ کشته می‌شوند، آنان فوراً با مرد دیگری از اعضای داعش ازدواج می‌کنند. مصاحبه‌شوندگان می‎‌گفتند که ازدواج مجدد جبری و مداوم سبب شده است تا شماری از زنان که شوهران‌شان همراه با خانوادۀ‌شان به ننگرهار آمده بودند، با فرار تاکتیکی دوباره به کابل یا در یک مورد به هرات برگردند. این زنان با ترک شوهران‌شان اقدم به فرار می‌کردند یا هم مدت زمان کوتاهی پس از کشته‌شدن شوهران‌شان اردوگاه داعش را ترک می‌کردند.

    فرصت ازدواج به مردانی که به قلم‌رو داعش سفر می‌کردند، محدود نمی‌شد. در چندین مورد، مردان ساکن کابل که از هواداران داعش بودند، براساس سنت‌های رایج به خواستگاری دختر هم‌فکر خود می‌رفتند و یا هم اعضای کهن‌سال این گروه دختران‌شان را به عقد اعضای جوان‌تر در می‌آوردند. هدف اکثر ازدواج‌های این‌چنینی، مستحکم‌کردن رابطه میان خانواده‌های جهادیان و یا هم استحکام رابطه میان زن و شوهر است.

    خروج از سنت‌های ازدواج براساس معیارهای افغانی که در آن برای احترام گذاشتن، از اعضای بزرگ خانواده خواسته می‌شود تا ترتیب ازدواج را بدهند، راه دیگری‌ست که سلفی‌های جهادگرا آن را رد می‌کنند تا بتوانند به میل خودشان زنده‌گی کنند. برای اعضای داعش رابطۀ جهادگرایی برتر از هر رابطۀ دیگر اجتماعی و حتا برتر از رابطه میان کودکان و والدین است.

    اشتیاق برای جهاد جهانی

    مصاحبه‌شونده‌گان یکی دیگر از دلایل‌شان برای پیوستن به داعش را تعهد این گروه برای ایجاد خلافت جهانی عنوان کردند. از نظر آنان مفهوم جهاد جهانی به این معنا نیست که شاخۀ محلی داعش لزوماً باید در امر جهاد در دیگر نقاط جهان سهم گرفته و آن را بسط دهند، بل‌که چنین مفهومی جزء ماموریت آیندۀ این گروه است. وفاداری و بیعت با رهبری مرکزی داعش برای خلافت جهانی به عنوان یک تعهد ایدیولوژیک، کافی انگاشته می‌شود.

    براساس گفته‌های مصاحبه‌شونده‌گان، دست‌کم دو جنبۀ‌ قابل توجه شاخۀ خراسان داعش نشان‌دهندۀ روحیۀ فراملی بودن آن است. یکی از این جنبه‌ها این است که جنگ‌جویان این گروه در شرق افغانستان بدون در نظرداشت تعلقات قومی و ملیتی، شانه به شانۀ هم‌دیگر می‌جنگند. جنبۀ قابل توجه دیگر این است که شاخۀ خراسان داعش گه‌گاهی به اهداف فراتر از دشمنان افغان حمله کرده‌اند. مصاحبه‌شونده‌گان به حملات سال 2017 این گروه به سفارت عراق در کابل، حمله بر کنسولگری پاکستان در شهر جلال‌آباد در سال 2016 و حمله بر کاروان محافظان سفارت کانادا در همین سال و چندین حمله بر مناطق مختلف پاکستان اشاره کردند و آن را ثبوتی در راستای تعهد این گروه برای جهاد جهانی عنوان کردند.

    بحث روی جهاد فراملی به‌گونۀ مطلق کم‌اهمیت و توسعه‌نیافته باقی مانده و در مورد حملات فراتر از مناطق نزدیک – جایی که اعضای شاخۀ خراسان داعش حذب این گروه شده‌اند – کم‌تر اتفاق نظر وجود دارد. مصاحبه‌شونده‌گان به‌گونۀ ضمنی می‌گفتند که هر چند حمله بر کشورهای غربی یکی از اهداف بزرگ و طبیعی داعش محسوب می‌شود، اما شاخۀ خراسان داعش در حال حاضر در موقعیتی نیست که بتواند چنین حملاتی را برنامه‌ریزی کند. به اعتقاد مصاحبه‌شونده‌گان، عملیات داعش در گام نخست افغانستان و در مقیاس بزرگ‌تر، کشورهای همسایه است. در یک مورد، یکی از جهادگرایان سلفی مقیم کابل که برای یک دورۀ‌ آموزش زبان به ایالات متحد امریکا سفر کرده بود، درسش را نیمه‌ رها کرد و به افغانستان برگشت تا به داعش بپیوندد. این موضوع نشان‌دهندۀ تمرکز عملیاتی این گروه است، زیرا این فرد به جای تلاش انجام حمله در امریکا، ترجیح داد به درۀ مومند رفته، در سرزمین خلافت زنده‌گی کند و به جهان در افغانستان ادامه دهد.

    روی هم‌رفته، به نظر می‌رسد مصاحبه‌شونده‌گان به این درک رسیده‌اند که واقعی نگه‌داشتن آروزهای‌شان یک امر ضروری‌ست. این موضوع با روح جهاد فراملی که به‌طور کلی توسط اعضا و ایدیولوگ‌های شاخۀ خراسان داعش در سال اول (2015 تا 2018) ابراز می‌شد، در تضاد است. در زمان این مصاحبه که در نوامبر سال 2019 انجام شد، اطمینان در مورد جهاد جهانی به‌گونۀ قابل‌ملاحظه‌یی کاهش یافته بود. از سال 2015 تا سال 2018 شاخۀ خراسان داعش در تبلیغات‌شان و اعضای این گروه – در مصاحبه با نویسنده در کابل و مناطق شرقی کشور – معتقد بودند که شاخۀ خراسان داعش، طالبان را از موقعیت شورش‌گران اصلی در دست‌کم نصف افغانستان بیرون می‌رانند. اعضای این گروه با اعتماد به نفس کامل چنین می‌پنداشتند که می‌توانند قلم‌روشان را به ولایت‌های شرقی و شمالی گسترش دهند، اما در اواخر سال 2019 و با از دست رفتن قلم‌رو و رهبران این گروه و هم‌چنان شکست کامل داعش در سوریه و عراق، این خوش‌بینی‌ها نیز نابود شد.

    تمرکز مصاحبه‌شوندگان روی افغانستان ممکن بازتاب‌دهندۀ راهنمایی‌های باشد که این گروه از سوی رهبران مرکزی دولت اسلامی دریافت کرده بودند، زیرا رهبران مرکزی داعش در سال 2017 افغان‌ها و شماری از پاکستانی‌ها را دوباره به «ولایت خراسان» برگرداندند و برای تقویت صفوف در حال جنگ شاخۀ خراسان داعش به آنان آموزش‌های لازم را داده بودند. هرچند همۀ جنگ‌جویان با میل خود برنگشتند، اما رهبری دولت اسلامی این جنگ‌جویان را تهدید کرده بود که در صورت سرپیچی از این دستور، مجازات خواهند شد. شماری از مصاحبه‌کننده‌گان به این نظر بودند که این راهنمایی‌ها احتمالاً در هماهنگی با شاخۀ خراسان داعش یا حتا به درخواست رهبری این گروه صادر شده بود.

    هوس زنده‌گی زیر خلافت

    یکی دیگر از عوامل الهام‌بخش برای جهادگرایان سلفی جوان و شهری برای پیوستن به شاخۀ خراسان داعش، امکان زنده‌گی در قلم‌روی بود که مصاحبه‌شونده‌گان به‌گونۀ مشتاقانه از آن به عنوان دارالخلافه یاد می‌کردند. با وجود این‌که شاخۀ خراسان داعش در اواخر سال 2019 بسیاری از مناطق زیر کنترلش را از دست داد، اما با آن‌هم اعضای این گروه از درۀ مومند ننگرهار و مناطق اطراف این دره به عنوان «سرزمین خلافت» یاد می‌کردند.

     اغواگری سرزمین خلافت – مهم نبود این سرزمین چقدر خرد است و چه اندازه خردتر می‌شود – را می‌توان از پرونده‌های دختران مجردی اندازه گرفت که برای پیوستن به برادران‌شان (یا احتمالاً شوهران آینده‌شان) در مناطق دورافتادۀ شرق افغانستان، خانه‌های‌شان را در کابل و پروان ترک می‌کنند. بسیاری از جهادگرایان سلفی شهری سفر به درۀ مومند را تقریباً زیارت یا سفر زیارتی تلقی می‌کنند و رفتن به آن‌جا را افتخار می‌پندارند. دلیل اصلی برای وقت‌گذراندن در این دره برای آنان حکم عملی‌کردن هجرت – تقلید از سفر پیامبر اسلام یا هجرت از مکه به مدینه – را دارد.

    با توجه به این‌که اکثر گروه‌های جهادی معاصر به مخاطبان‌شان تنها قول امکان زنده‌گی در سرزمینی با مسافت دور و کنترل «اسلام ناب» را می‌دهد، اما به نظر می‌رسد که واقعی نشان‌دادن موثر چنین انتظاراتی توسط شاخۀ خراسان داعش، برای پیوستن مردم به این گروه انگیزۀ نیرومندی ایجاد کرده است. برعکس داعش، طالبان از مردم نمی‌خواهند تا به «سرزمین‌های آزاد شده» مهاجرت کنند و مناطق زیر کنترل‌شان را به عنوان بخشی از «امارات اسلامی» اعلام کنند. برخی از مصاحبه‌شونده‌گان عدم ترسیم صریح مرز میان قلم‌رو این گروه و حکومت را ادامۀ نظام کنونی تفسیر می‌کردند. به بیان دیگر، این مصاحبه‌شونده‌گان به این نظر اند که در مورد یک دولت اسلامی «جوهرۀ اسلامی» زیادی در عقیدۀ طالبان وجود ندارد.

    نقش نارضایتی و میراث جهادهای پیشین

    ایدیولوژی شاخۀ خراسان داعش را می‌توان یک «عامل کشش» تعریف کرد، زیرا این ایدیولوژی توجه مردم را به خود جلب می‌کند. با این حال، یک «عامل فشار» نیز در آن وجود دارد که در قالب نارضایتی از وضع موجود، مردم را از روش‌های معمول پی‌گیری تغییرات سیاسی دور می‌کند.

    وقتی صحبت از نارضایتی می‌شود، گروه‌های از طیف‌های مختلف با دیدگاه‌های اسلام‌گرایانه – خشونت‌گرا و خشونت‌پرهیز – همین مسائل (نارضایتی از نظام کنونی) را متذکر می‌شوند. نکتۀ اصلی در میان آنان سرخورده‌گی گسترده از نظام پس از طالبان است که نخبه‌گان آن در تحقق حکم‌رانی کارا ناموفق بوده است. برای جوانانی که به دنبال جای‌گزینی برای نظام دموکراتیک «آزمایشی» شکست خوردۀ افغانستان اند، آرمان‌های اسلامی از گفتمان جنبش‌های اسلامی مدرن هم امیدوارکننده است و هم قابل دست‌رسی. باری بسیاری از اعضای شاخۀ خراسان داعش گزینۀ‌های مختلفی را در میان طیف‌های مختلف اسلامی آزمایش کردند تا این‌که به تندروترین آنان رسیدند. سرخورده‌گی از حاکمیت ضعیف با نگرانی‌هایی مرتبط با ارزش‌ها درهم آمیخته است، به این معنا که به عقیدۀ آنان مداخلۀ غربی‌ها نه تنها حاکمیت افغانستان را به خطر انداخته، بل‌که با تحلیل بردن فرهنگ سنتی افغانستان، اخلاق جوانان را به فساد کشانده است. این نگرانی اغلباً توسط بخش‌های گسترده‌یی از جامعه از جمله علما در مورد فهرست معاش‌بگیران حکومت ابراز می‌شود. از نظر هواداران شاخۀ خراسان داعش، تنها راه جواب‌دادن به «جنگ صلیبی» غربی‌ها، جهاد مسلحانه است.

    برای کسانی که به دنبال جای‌گزینی نظام کنونی با یک «نظام اسلامی» است، علتی که سبب می‌شود تا فعالیت‌های بدون خشونت به سوی جنگ‌های مسلحانه تغییر شکل دهد، ادبیات غنی از جهاد است که در طول چهار دهه درگیری به وجود آمده است. این ادبیات، فرهنگی را ایجاد کرده است که براساس آن مردن در جنگ علیه متصدیان کنونی حکومت به دلیل یک امر اسلامی، قربانی‌دادن قهرمانانۀ یک شهید است. استفاده از خشونت به ویژه زمانی الزام‌آور می‌شود که مشاهده شود یک نهاد خارجی و غیرمسلمان حاکمیت و غرور افغان‌ها را به چالش می‌کشد و دهه‌ها حماسه‌سازی در مورد جهاد پرخاش‌گرانه برای اقشار مختلف جهادی در افغانستان و منطقه الهام‌بخش بوده است.

    فضای عاطفی ایجادشده برای جهادیان از طریق ادبیات و فضای فکری ایجادشده که از گفتمان سیاسی نشأت می‌گیرد، با فضای ملموس در قالب قلم‌رو بدون حکومت تطابق می‌یابد. موجودیت چنین قلم‌روی سبب شده است که جوانان کم‌تر خواستار شکل آزمایشی جهاد شده و بیش‌تر خواهان عملی‌کردن جهاد اند. در واقع، نویسنده طی یک دهه تحقیق در مورد رفتارهای تندروانه، به ندرت با کسانی مواجه شده است که به یک گروه خشونت‌گرا پیوسته باشد و عقاید سرسختانۀ خود را به جای آزمایش عملی نکرده باشد.

    منبع: موسسۀ صلح ایالات متحده امریکا

    سلام وطن دار

  • افغانستان باردیگر مرگبارترین کشور برای کودکان اعلام شد

    افغانستان باردیگر مرگبارترین کشور برای کودکان اعلام شد

    سازمان ملل متحد با نشر یک گزارش تازه افغانستان را برای پنجمین سال پی در پی به عنوان مرگبارترین کشور برای کودکان در جهان اعلام کرده است.

    ملل متحد در این گزارش گفته است در سال ۲۰۱۹ میلادی بیش از سه هزار کودک در افغانستان کشته و به همین تعداد زخمی و معلول شده اند.

    بر اساس گزارش ملل متحد این کودکان در اثر جنگ‌ها، انفجارهای ماین و حملات انتحاری کشته و زخمی شده اند.

    در این گزارش، گروه طالبان مسوول کشته‌شدن بیش از ۱۲۰۰ کودک افغان عنوان شده است. مرگ ۲۴۲ کودک به داعش و ۵۵ کودک به افراد ناشناس نسبت داده شده است.

    کشته‌شدن بیش از یک‌هزار کودک به نیروهای امنیتی افغان و نیروهای طرف‌دار دولت افغانستان در سال ۲۰۱۹ نسبت داده شده است.

    همچنان در گزارش آمده است: “۴۰۳ مورد تلفات دیگر به طور مشترک به نیروهای دولتی و طرفدار دولت و گروه‌های مسلح منسوب شده است، مسوولیت ۱۴۰ مورد تلفات غیرقابل توصیف است و ۳۹ مورد تلفات ناشی از درگیری‌های مرزی با پاکستان است.”

    ویرجینیا گامبا، نماینده ویژه سر منشی ملل متحد برای کودکان و درگیری‌های مسلحانه گفته است که اما شمار قربانیان کودکان در مقایسه با سال ۲۰۱۸ کاهش یافته است.

    خانم گامبا دلیل کاهش در تلفات کودکان در این سال را برخی اقدامات اعمال شده از سوی دولت افغانستان و نیروهای بین‌المللی عنوان کرده است.

    او افزوده که تشدید حملات در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۹ میلادی یکی از علت‌های تلفات کودکان در این کشور بوده است.

    این نمایندۀ منشی عمومی ملل متحد تاکید کرده است که تلاش‌ها برای تامین صلح در افغانستان جریان دارد و امیدوار اند که برقراری صلح منجر به کاهش تلفات کودکان شود.

    در گزارش سازمان ملل متحد همچنان پس از افغانستان، سوریه و یمن به ترتیب در جایگاه دوم و سوم به عنوان مرگبارترین کشورها برای کودکان شناخته شده اند.

  • وزیر داخله: 15 میلیون لیتر تل در سال گذشته صرفه جویی شد

    وزیر داخله: 15 میلیون لیتر تل در سال گذشته صرفه جویی شد

    وزارت امور داخله از صرفه‌جویی ملیون‌ها لیتر تیل پس از نصب ردیاب در موترهای پولیس خبر می‌دهد.

    محمدمسعود اندرابی، نامزد وزیر امور داخله گفت در یک سال گذشته، توانستیم بیش از ۱۵ میلیون لیتر تیل با هزینه‌ای بیش از ۶۷۵ میلیون افغانی را صرفه‌جویی کنیم.

    آقای انداربی امروز (سه‌شنبه ۲۷ جوزا)در صفحه‌ی تویترش نوشت این مقدار تیل پس از نصب سیستم ردیاب GPS و حس‌گرها در موترها و جنراتورهای وزارت امور داخله صرفه‌جویی شده است.

    او همچنان افزد انتظار می‌رود تا پایان سال مالی جاری ۲۰ میلیون لیتر تیل صرفه‌جویی شود.

    این در حالی است که اکثر مقامات ترانسپورت ادارات دولتی و خصوصی به سرقت تیل موتر و فروش آن در بازارهای آزاد متهم هستند.