نویسنده: rahapress

  • تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 35 هزار و 463 نفر رسید

    تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 35 هزار و 463 نفر رسید

    وزارت صحت کشور اعلام کرد در شبانه‌روز گذشته از میان  ۶۳۳ نمونه‌ مشکوک به ویروس کرونا، نتایج ۱۷۴ مورد آن مثبت شناسایی شده است.

    با ثبت موارد جدید، شمار مبتلایان به ویروس کرونا در کشور به 35 هزار و 463 نفر رسید.

    براساس گزارش وزارت صحت، در شبانه‌روز گذشته، 361 تن که به ویروس کرونا مبتلا شده بودند، بهبود یافته اند. شمار مجموعی بهبودیافته‌گان به 23 هزار و 641 تن رسیده است.

    کابل، هرات، بلخ، ننگرهار، قندهار و پکتیا از ولایت‌هایی اند که بیش‌ترین آمار مبتلایان به ویروس را دارند.

    براساس این گزارش، در شبانه‌روز گذشته، هفده تن در پی ابتلا به این بیماری جان داده‌اند. با درگذشت موارد تازه، شمار قربانیان ویروس کرونا در کشور به یک‌هزار و 181 تن رسید.

  • ترامپ کمپاین های انتخاباتی اش را از راه دور برگزار می کند

    ترامپ کمپاین های انتخاباتی اش را از راه دور برگزار می کند

    دونالد ترامپ،‌ رئیس جمهوری ایالات متحده اعلام کرد تا وقتی بحران کرونا تمام شود گردهمایی‌های کارزار انتخاباتی او از راه ‌دور و به شکل تلفنی برای هوادارانش برگزار خواهد شد.

    رئیس جمهوری آمریکا که با حضور در نخستین «تِلِه-‌گردهماییِ» خود در‌ جمع هوادارانش در ویسکانسین سخن می‌گفت اعلام کرد: «تا وقتی این مسأله حل شود، داشتن گردهمایی‌های بزرگ خیلی سخت خواهد بود،‌ پس گردهمایی‌های تلفنی برگزار می‌کنیم، و اسم آنها را گردهمایی‌های ترامپ می‌گذاریم. خیلی‌ها روی خط خواهند آمد و من از این بابت سپاسگزارم.»

    گرچه دونالد ترامپ بر برگزاری این گونه گردهمایی‌های از راه‌ دور تأکید کرده است اما نه او و نه مشاوران انتخاباتی‌اش احتمال برگزار شدن گردهمایی‌‌ با حضور افراد را به‌کل منتفی اعلام نکرده‌اند. ‌

    رئیس جمهوری ایالات متحده پس از مدت‌ها مقاومت، سرانجام هفتهٔ گذشته با ماسک در انظار عمومی ظاهر شد،‌ اما روز گذشته اعلام کرد مایل نیست به‌منظور مقابله با شیوع ویروس کرونا، با فرمان ریاست‌جمهوری، زدن ماسک رابرای شهروندان آمریکا الزامی کند.

  • قومندان امنیه ولسوالی سروبی پکتیا در انفجار ماین کنار جاده ای کشته شد

    قومندان امنیه ولسوالی سروبی پکتیا در انفجار ماین کنار جاده ای کشته شد

    سرپرست قوماندانی امنیۀ ولسوالی سروبی ولایت پکتیکا با دو محافظش کشته شدند.

    شاه‌محمد آرین سخنگوی قوماندانی امنیه پکتیکا گفت موتر دریا خان تلاش و محافظانش هنگام گزمۀ شب گذشته (۲۸ سرطان) شکار ماین کنار جادهه ای شد.

    وی گفت: «دریا خان تلاش، سرپرست قوماندانی امنیۀ ولسوالی سروبی پکتیکا هنگام گزمه در هیبتو یا قلعۀ نو شکار ماین دشمن شد. متاسفانه خود دریاخان و دو محافظ وی کشته شده‌اند و موتر هاموی آن‌ها از بین رفته است.»

    طالبان با پذیرفتن مسئولیت انفجار، ادعا می‌کنند چهار تن به شمول قوماندان دریا خان کشته شده‌اند.

  • طالبان تا امریکا را دارند غمی ندارند!

    طالبان تا امریکا را دارند غمی ندارند!

    در سال 1389، پس از آن‌که گروه طالبان در سیاست ایالات متحده امریکا نسبت به افغانستان، از جای‌گاه تروریست به شورشی تنزل کرد، حکومت حامد کرزی اجازه یافت تا دروازه گفت‌وگو را در برابر این گروه بگشاید. امریکا می‌خواست زیر فشار حملات شدید و ویران‌گر، طالبان را وادار به گفت‌وگو با حکومت افغانستان کند. پاسخ طالبان به سیاست آشتی‌طلبانه کرزی این بود که «امارت اسلامی تنها با جانب امریکا گفت‌وگو می‌کند، نه حکومت دست‌نشانده آن.» امریکای‌ها در آغاز به صورت غیررسمی با نماینده‌گان طالبان نشست‌هایی برگزار کردند، اما هیچ‌گاه گفت‌وگوهای رسمی و مستقیم را با این گروه در دستور کار سیاست خارجی قرار ندادند.

    امریکا خواست که تحریک طالبان در نظام مورد حمایت این کشور در افغانستان ادغام شود تا از این راه امریکا به حضور استراتژیک خود در منطقه حایل میان غرب آسیا و آسیای مرکزی ادامه دهد. به هدف تحقق این سیاست، امریکا و متحدان غربی آن کشور، امکانات مالی و اختیارات سیاسی و نظامی را به حکومت کرزی واگذار کردند. این سیاست با توجه به دورنمای منافع امریکا بسیار کم‌هزینه بود و در صورتی که به ثمر می‌رسید، قدرت‌مندترین کشور جهان مجبور نبود با شکست هژمونی در افغانستان مواجه شود.

    حکومت کرزی از اختیارات گسترده مالی و سیاسی که برای گفت‌وگو با طالبان داشت، نتوانست استفاده کند. کرزی در برابر طالبان سیاست تضرع و استغاثه پیشه کرد. او با تکیه بر مراودات قبیله‌یی و امکانات وسیع مالی از خزانه دولت افغانستان، فرصت تجدید قوا و انسجام گروه طالبان را فراهم کرد. هم‌چنین زندانیان خطرناک وابسته به گروه طالبان از جمله انتحاری‌های را که پیش از رسیدن به هدف بازداشت شده بوند، آزاد کرد و چوب لای چرخ بزرگ‌ترین برنامه نظامی امریکا گذاشت. حکومت کرزی تقصیر شکست برنامه مصالحه را پیوسته به پاکستان نسبت داد، اما در حقیقت کرزی و حواریونش، با سیاست «برادرخوانده‌گی» روحیه ارتش و نیروهای امنیتی را تضعیف کردند که در پی آن دست پاکستان به امور افغانستان باز شد. در حقیقت، کرزی و یارانش بیش از پاکستان و شورای پشاور در باز احیایی تحریک طالبان نقش بازی کردند. این سیاست کماکان از سوی خلف او پی گرفته شد و طالبان به این نتیجه رسیدند که گرفتن قدرت و تجدید امارت در افغانستان قطعی است.

    به نوشته سلام وطن دار، با تغییر سیاست امریکا در افغانستان، طالبان فرصت یافتند که یکی پی دیگر، به مطالبات‌شان دست یازند. حکومت افغانستان را از روند گفت‌وگوهای صلح کنار زدند، جمهوریت کذایی را منزوی و به عنوان یک طرف کم اهمیت در مناسبات داخلی و سیاست خارجی تقلیل دادند. آنان موفق شدند، دست دوستی به امریکا بدهند و از قدرت آن برای تضعیف دولت افغانستان استفاده کنند، عین موقعیت که قبلاً حکومت افغانستان داشت و به نفع تحریک طالبان استفاده کرد. حکومت اشرف غنی دیر متوجه شد که سیاست مرحمت و هم‌دلی، زمینه حذف او و برگشت امارت طالبانی را فراهم کرده است. شاید این استاد پیشین دانشگاه، تاریخ و سرنوشت داکتر نجیب‌الله احمدزی را به دقت نخوانده بود.

    به هرحال، حکومت غنی به محض این‌که خود را در مخمصه احساس کرد، با سیاست‌ ناسگالیده، پی در پی در برابر خواست‌های گروه طالبان زیر فشار امریکا، به حقارت تن داد. در برابر توافق طالبان و امریکا، مبنی بر آزادی انس حقانی، حاجی مالی خان و حافظ رشید، مقاومت کرد و آزادی این سه تن را خط سرخ حکومتش خواند، اما در فرجام در برابر اراده مشترک طالب و امریکا کوتاه آمد. طالبان با امضای توافق‌نامه صلح دوحه، به یکی از خواست‌های اساسی‌شان که همانا آغاز خروج نیروهای امریکایی از افغانستان بود، رسیدند و آزادی پنج‌هزار نفری زندانیان‌شان را بر حکومت اشرف غنی تحمیل کردند. با وصف مخالفت حکومت افغانستان، طالبان موفق شدند تاکنون بیش از چهارهزار از فرماندهان برجسته‌شان را از زندان‌های افغانستان بیرون و دوباره به صفوف جنگ بفرستند. با وصف تلاش حکومت افغانستان برای آغاز گفت‌وگوها با این گروه، طالبان مستحکم بر موضع‌شان ایستادند و اعلان کردند تا زمانی که روند آزادی پنج‌هزار زندانی آنان تکمیل نشود، گفت‌وگو نخواهند کرد. طالبان اعلان کردند که حتا آزادی چهار هزار و 999 نفر نیز کفایت نمی‌کند.

    اخیراً دولت افغانستان اعلان کرد که نزدیک به 600 زندانی طالب را به دلیل ارتکاب جرایم سنگین آزاد نخواهد کرد و از طالبان خواست که جای‌گزین این شمار از افرادشان را معرفی کنند تا از زندان آزاد شوند. طالبان نه‌تنها جای‌گزین معرفی نکردند، بل‌که بار دیگر در تبانی با امریکایی‌ها، غنی را زیر فشار قرار دادند تا خواست آن‌ها را بپذیرد. تازه‌‎ترین اظهارات او ]غنی[ نشان می‌دهد که حکومت از موضع قبلی خود در مورد آزادی گروه شش‌صد نفری طالبان عقب نشسته است. غنی در سفرش به ولایت غزنی، برخلاف موضع قبلی شورای امنیت ملی، دلیل تأخیر در آزادی زندانیان طالب را روشن‌نشدن سرنوشت سربازان اسیر در نزد طالبان عنوان کرد. پس از برگشت از غزنی، شام روز جمعه تلفنی از رابرت اوبراین، مشاور امنیت ملی امریکا دریافت کرد که در آن به غنی دستور شد که پنج‌هزار زندانی طالب را به‌گونه کامل آزاد کند. به گمان اغلب، روند آزادی زندانیان طالب در روزهای آینده تکمیل خواهد شد.

    در سوی دیگر، طالبان به هیچ از مطالبات دولت افغانستان، تمکین نکرده‌اند. آنان به کاهش خشونت‌ها تن نداده‌اند، آتش‌بس را رد کرده‌اند و سرگرم گسترش قلم‌روشان اند. طالبان با حمایت امریکا و موقعیت ممتازشان، با قاطعیت روی مواضع‌شان ایستاده‌اند و مطالبات آنان یکی پی دیگر محقق می‌شود. به قول معروف، تیم حاکم «حاصل کشته خود را درو می‌کند»، اما در این میان مردم بیش از هر کسی قربانی می‌دهند و خطر برگشت طالبان بیش از پیش آینده و امید مردم افغانستان را تهدید می‌کند.

  • اختلافات عمیق ارگ و سپیدار هنوز حل نشده باقی مانده است

    اختلافات عمیق ارگ و سپیدار هنوز حل نشده باقی مانده است

    محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله حدود دو ماه پیش (28 ثور) با امضای توافق‌نامه سیاسی به بحران سیاسی در کشور پایان دادند. این توافق‌نامه عبدالله و غنی را ملزم می‌سازد که کابینه را با هم تقسیم کنند و والی‌ها براساس «قاعده مورد توافق دو جانب» باید گماشته شوند. با امضای این توافق‌نامه هرچند به اختلافات صوری میان دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری پایان داده شد، اما هنوزهم اختلافات عمیق و چندلایه‌یی در درون حکومت موجود است.

    پس از امضای توافق‌نامه سیاسی سرنوشت « شورای عالی دولت» روشن نشده، از تکمیل کابینه خبری نیست، در مورد گماشتن والی‌ها اختلاف نظر وجود دارد، وزارت دولت در امور صلح با شورای عالی مصالحه ملی ادغام نشده و سه معاون دیگر عبدالله که با توافق دو طرف (ارگ و سپیدار) باید گماشته شوند، مشخص نشده است.  هرچند ارگ و سپیدار در بیانیه‌های رسمی وجود اختلاف را انکار می‌کنند، اما نشانه‌ها و اطلاعات که به بیرون درز می‌کند، برخلاف مواضع رسمی دو طرف است. در این یادداشت سعی می‌شود، به ماهیت اختلاف‌ها و  ضرورت کتمان اختلاف‌ها در حکومت پرداخته شود.

    ماهیت اختلاف‌ها چیست؟

    مجلس نماینده‌گان در آستانه رخصتی تابستانی پیوسته اصرار دارد که  باید نامزد وزار برای کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی شوند. حکومت می‌گوید، به زودی این کار انجام خواهد شد. تاکنون ارگ از سهم خود شماری از نامزد وزیران و رئیس‌های شماری از ادارات را مقرر کرده و در شماری از ولایت‌ها والی گماشته است. سخنگوی ارگ، در نشست‌های خبری تقصیر تعلل در معرفی نامزد وزیران را به گردن گروه عبدالله حواله می‌کند، اما در حقیقت عامل عمده تأخیر وجود اختلاف‌های عمیق و پیچیده است.
    گروهای عبدالله و غنی در جریان یارگیری‌های انتخاباتی، با این پیش‌فرض که در آینده قدرت را به‌گونه کامل به‌دست خواهند آورد، میان یاران در درون گروه، قدرت را سهمیه‌بندی کردند. با امضای توافق‌نامه سیاسی میان ارگ و سپیدار، سهمیه‌بندی‌های پیشین از اعتبار ساقط شدند و لزوم توافق مجدد بار دیگر هر دو جناح را گرفتار اختلاف داخلی کرد.
    اردوگاه انتخاباتی عبدالله، برخلاف اردوگاه غنی مشحون از فیگورهای قدرت‌مند جهادی و قومی است که در حاکمیت پساطالبانی نقش برجسته داشتند. آنان با فهرست بلندی از مطالبات به اردوگاه عبدالله پیوستند و در تعامل جدید، هرکدام با استدلال منحصر به فرد خواستار سهم بیش‌تر بودند، اما بسیاری از آنان در نتیجه سهمیه‌بندی مجدد ناراض شده‌اند. بازیگران سیاسی در تقسیم میان‌گروهی به این نتیجه رسیده‌اند که حق آنان تلف شده و با همین تناسب، متحدان کوچک و محلی وابسته به شبکه‌های سیاست‌مداران کابل‌نشین نیز از ولی نعمت‌شان شاکی اند.
    در نتیجه توافق جدید سیاسی، از سهم کرسی‌ها متحدان سیاسی آقای غنی نیز کاسته شده و به سهم عبدالله افزود شده است. امرالله صالح و سرور دانش بیش از دیگران احساس می‌کنند که آنان قربانی تعامل سیاسی میان غنی و عبدالله اند. هم‌چنین فاشیست‌های که در حلقه محوری غنی، نقش تعین‌کننده در بازی انتخابات داشتند، توافق و تقسیم قدرت با عبدالله را به مثابه خیانت به آرمان‌ها والای خود می‌دانند. آنان اخیراً تلاش می‌کنند با استفاده از موقعیت برتر اردوگاه غنی در مناسبات قدرت، اردوگاه عبدالله را زمین‌گیر کنند. اخیراً آنان غنی را ترغیب کرده‌اند که بدون مشوره با سپیدار و با نادیده‌گرفتن توافق شفاهی در مورد تقرر والی‌ها، در حوزه‌های رأی عبدالله والی مقرر کند. از جانب دیگر، تجمع مجدد شماری از مهره‌های سیاسی بر محور غنی، از جمله حنیف اتمر و معصوم استانکزی که در زمان حکومت وحدت ملی، با به حاشیه راندن عبدالله نقش تعین‌کننده بازی کردند، بار دیگر سپیدار را در مضیقه قرار داده است. آنان با اتکا به تجریه دوران حکومت وحدت ملی سعی دارند مهره‌های نزدیک به عبدالله را از کنار او دور کنند که در نتیجه آن سپیدار ضعیف‌تر شده و به مروز زمان از بدنه دولت خارج خواهد شد.


    به نوشته سلام وطن دار، این مجموعه عوامل که به‌گونه فشرده به آن پرداخته شد، دلیل اصلی تأخیر در تشکیل و معرفی کابینه به مجلس نماینده‌گان است. شرایط ناگوار سیاسی و دست برتر گروه طالبان باعث شده اختلاف میان هر دو جناح پوشیده بماند و وارد فاز جدید نشود. در صورتی که نقشه صلح امریکایی با شکست مواجه شود، این اختلاف به زودی آفتابی خواهد شد و دو طرف گرفتار مواجهه علنی خواهند شد که در نتیجه آن احتمالاً سپیدار به حاشیه خواهد رفت.
     

    چرا باید اختلاف‌ها کتمان شود؟

    عمر داوودزی، نماینده ویژه غنی برای پاکستان، در سلسله یادداشت‌های زیر عنوان «روایت صلح؛ از کجا تا این‌جا» که در روزنامه هشت صبح به نشر رسیده، نکته جالبی را آورده است. از آن‌جای که داوودزی در چارچوب مأموریت سازمان ملل، مهره فعال زمان حاکمیت طالبان بوده و در اداره پساطالبان به عنوان مهره مورد اعتماد حامد کرزی در بازی صلح نقشه داشته، روایت قابل توجه‌یی از موضع و روش مذاکراتی طالبان دارد. داوودزی مدعی است که در سال 1998 میلادی به هدف امضای «سند مصئونیت و امتیازات کارمندان سازمان ملل متحد» با هیأت مذاکره‌کننده طالبان گفت‌وگو کرده است. او می‌نویسد که با گذشت 22 سال از آن روزگار، تاکنون مطالبات طالبان که همانا به رسمیت شناختن «امارت اسلامی» است، تغییری نکرده است. به نقل از داوودزی، حتا اکثریت هیأت گفت‌وگو کننده طالبان در قطر به استثنای ملا غنی برادر، همان افرادی هستند که دو دهه قبل برای به رسمیت شناختن امارت اسلامی مشغول چانه‌زنی بودند. عمر داوودزی نوشته که در این مدت تنها ریش این افراد سفید شده و دیگر تغییری نکرده‌اند. در بخش دیگری از یادداشت، داوودزی می‌نویسد که طالبان از زمان کرزی تاکنون علاقه‌مند گفت‌وگوهای انفرادی با مهره‌های سیاسی به عنوان فرد بودند نه دولت. این روایت کماکان موقعیت دشوار گروه حاکم در قدرت را آشکار می‌کند. طالبان تلاش دارند مفهوم پراکننده‌گی و عدم مشروعیت حکومت افغانستان را در گفت‌وگوهای آینده صلح تحمیل کنند. بنا بر قرائت رسمی طالبان، کلیتی به نام «جمهوری اسلامی افغانستان»، جماعتی با منافع متضاد و پراکنده است. آنان سعی می‌کنند که مصداق‌های برای تأیید این ادعا را تثبیت و جای‌گاه دولت افغانستان را تضعیف کنند.


    گروه حاکم در قدرت، به‌ویژه محمد اشرف غنی که مشتاق بقا و حفظ حاکمیت است، سعی در بی اثر کردن، قرائت طالبان دارد. به همین دلیل، غنی با تشکیل دولت مشارکتی و سهیم ساختن مهره‌های سیاسی که به فساد، قاچاق مواد مخدر، غصب زمین و ملیشه‌سازی متهم اند، در پی ترسیم جماعت واحد و صورت واحد از جمهوریت است. در واقع، وحدت کنونی برای غنی به معنای هزینه برای بقا است. در استمرار این سیاست، او در تبانی با عبدالله و عطامحمد نور سعی کرد موضع مخالف صلاح‌الدین ربانی، شاخۀ از حزب پراکنده جمعیت را بی اثر کنند. از جانب دیگ،ر تلاش‌های طالبان برای یارگیری از میان یاران غنی و عبدالله، محمد اشرف غنی را به شدت نگران ساخته است. غنی اخیراً در ولایت کاپیسا اعلام کرد که شماری با مراجعه به طالبان، سعی دارند که سرشان را از تناب دار طالب نجات دهند. هرچند او منظور خود را واضح بیان نکرد، اما به نظر می‌رسد که تلاش گروه طالبان برای یارگیری از میان اردوی جمهوریت ثمر بخش بوده است. با توجه به آن‌چه که آمد، گروه حاکم در قدرت تلاش دارد تصویر «وحدت را در برابر پراکنده‌انگاری طالبان از اردوگاه جمهوریت» حفظ و تقویت کند. به همین دلیل، حکومت نمی‌خواهد خبر اختلاف درون‌حکومتی به بیرون درز کند. برخلاف دوران پرتنش حکومت وحدت ملی، غنی و یارانش تلاش دارند با روش‌های دیپلوماتیک و منعطف، ناراض‌ها را با سهم کم‌تر قانع سازند.

  • دسترخان ملی، برنامه حکومت برای حمایت از مستضعفان در دو مرحله تطبیق می شود

    دسترخان ملی، برنامه حکومت برای حمایت از مستضعفان در دو مرحله تطبیق می شود

    حکومت برنامه‌ای با نام “دسترخوان ملی” جهت کمک به نیازمندان با هزینه ۲۴۴ میلیون دالر راه‌اندازی کرده و قرار است این روند به زودی آغاز شود.

    این برنامه که روز شنبه ۱۸ جولای (۲۸ سرطان) در ریاست جمهوری افتتاح شد، در دو مرحله تطبیق خواهد شد.

    رئیس جمهور غنی در مراسم افتتاح این برنامه به مقام‌های که در تطبیق این برنامه نقش دارند، هشدار داد و گفت: «برایم خبر رسیده که یک تعداد از ولسوال‌ها می‌خواستند که بخشی از پول (برنامه دسترخوان ملی) برای آن‌ها برسد، اگر ببینم‌ات از پا آویزان‌ات می‌کنم.»

    آقای غنی تاکید کرد جلو فساد اداری را می‌گیرند و این برنامه را با قاطعیت تطبیق می‌کنند.

    رییس جمهور غنی همچنان از شهروندان کشور خواست که برای دریافت آمار دقیق از شمار نیازمندان و انتقال مصوون کمک‌های حکومت برای آنان، با ادارۀ احصاییه مرکزی همکاری کنند؛ چون به گفته آقای غنی، برای پلان‌گذاری، ارقام دقیق نفوس کشور و شمار نیازمندان مهم است.

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری هم گفت این برنامه در مرحله نخست در ۱۲۳ ولسوالی ۳۴ ولایت با هزینه ۸۶ میلیون دالر تطبیق خواهد شد و ۱.۶۷ میلیون خانواده را تحت پوشش قرار خواهد داد.

    آقای صالح افزود در مرحله دوم این برنامه در ۲۳۵ ولسوالی ۳۴ ولایت این کشور با هزینه ۱۵۸ میلیون دالر اجرا خواهد شد و ۲.۵ میلیون خانواده از این کمک‌ها مستفید خواهند شد.

    آقای صالح گفت: «تمام نهادهای اجتماعی، مدنی، قومی، علمای کرام و مساجد حق نظارت از این برنامه را دارند. ما به گزارشی که خلا، کمبود و خدای ناخواسته فساد را نشان دهد، با جدیت برخورد می‌کنیم.»

    این در حالی است پیش از این، گزارش‌های در مورد عدم شفافیت توزیع نان خشک در سراسر کشور به نشر رسید بود؛ اما رییس جمهور غنی و آقای صالح برنامه توزیع نان خشک را در جریان بحران کروناویروس در ماه رمضان “موفق” خوانده اند.​

    همزمان با گسترش کروناویروس در افغانستان، حکومت تصمیم گرفت برخی از شهر‌های بزرگ را مسدود کند که این اقدام سبب افزایش سطح بیکاری در کشور شد.

    مبارزه با جرایم و فساد

    رییس جمهور غنی همچنان در این نشست گفت که در جریان ۲۴ ساعت گذشته، هیچ رویداد امنیتی در شهر کابل رخ نداده و دلیل آن، همکاری مردم است.

    آقای غنی افزود شهروندان کشور، صدها مجرم را شناسایی و به پولیس گزارش داده اند.

    او گفت: «مجرم مخصوصاً اگر اولاد اعضای پارلمان هستند، مادر و پدرش اول باید مسوول باشد که اولاد شان دزد و مهاجم نیست. کسی که آن گونه اولاد تربیه می‌کند از ملت معذرت بخواهد.»

    به گفته آقای غنی حکومت با قاطعیت برنامه‌هایش را تطبیق می‌کند و اگر فردی جرمی را مرتکب شود، مورد مجازات قرار خواهد گرفت.

  • کانکور در غور برگزار شد

    کانکور در غور برگزار شد

    امتحان کانکور در ولایت غور برگزار شد.

    پوهندوی دوست محمد فیضی رئیس هیئت امتحانات کانکور صبح امروز یکشنبه (۲۹ سرطان) در جریان برگزاری امتحان کانکور گفت این آزمون در ولایت غور در سه روز برگزار می‌شود.

    آقای فیضی همچنان گفت امروز یک هزار تن در امتحان اشتراک کرده اند.

    به گفته او، از میان ۲،۷۳۵ داوطلب کانکور در غور ۶۸۵ تن آنها را دختران تشکیل می‌دهند.

  • اسدالله خالد به عنوان نامزد وزیر دفاع معرفی شد

    اسدالله خالد به عنوان نامزد وزیر دفاع معرفی شد

    بر اساس حکم رئیس جمهور غنی، اسد الله خالد، به عنوان نامزد وزیر دفاع ملی تعیین شد.

    اداره امور ریاست جمهوری اعلام کرد براساس حکم رئیس جمهور غنی، اسد الله خالد، به عنوان نامزدوزیر دفاع ملی تعیین شده است.

    براساس اعلام این اداره، قرار است آقای خالد از طرف وزارت دولت در امور پارلمانی برای اخذ رای اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی شود.

    این در حالی است که تاکنون بیش از دوزاده نامزدوزیر و شماری از والیان، از سوی ارگ ریاست جمهوری معرفی شده اند.

    با آن‌که دو ماه از امضای توافق‌نامه‌ی سیاسی میان ارگ و سپیدار می‌گذرد، اما به نظر می‌رسد تاکنون هیچ نامزدوزیری به صورت رسمی از طرف سپیدار معرفی نشده است.

    پیش از این یک منبع نزدیک به عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، نهایی شدن فهرست نامزدوزیران سپیدار به ارگ را تأیید کرده بود اما گفته می‌شود به دلیل مشکلات درون تیمی، این فهرست با چالش روبه‌رو شده است.

    براساس توافق‌نامه‌ی سیاسی که به منظور پایان بخشیدن به تنش‌های سیاسی ناشی از انتخابات ریاست جمهوری (یک‌شنبه ۲۸ ثور) میان ارگ و سپیدار به امضا رسید، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، سهم پنجاه‌درصدی در معرفی اعضای کابینه و مقامات دولتی دارد.

  • در انفجار ماین در ارزگان 3 نفر کشته شدند

    در انفجار ماین در ارزگان 3 نفر کشته شدند

    مقام‌های ولایت ارزگان می‌گویند در انفجار ماین کنار جاده در این ولایت، سه غیرنظامی کشته شده اند.

    زرگی عبادی سخنگوی والی ارزگان شب گذشته (۲۸ سرطان) گفت، انفجار شام دیروز در شاهراۀ ارزگان – کندهار رخ داد.

    او گفت: «در نتیجه ماین گذاری مخالفان مسلح سه غیرنظامی کشته شده اند. آنها در یک موتر از نوع فیلدر سوار بودند و به ولایت ارزگان می‌رفتند. در میان قربانیان این رویداد، حاجی کوتوال برادر آقای نورزی، آمر پیشین امنیت ولایت ارزگان هم شامل است.»

    مسئولیت این رویداد را کس یا گروهی نپذیرفته است و طالبان هم در مورد آن چیزی نگفته اند.

  • چرا حزب جمعیت اسلامی افغانستان دو دسته شد؟

    چرا حزب جمعیت اسلامی افغانستان دو دسته شد؟

    با اعلام و امضای رسمی توافق‌نامه‌ی سیاسی میان تیم‌های ثبات و همگرایی و دولت‌ساز، رهبر جوان حزبی که یکی از کلیدی‌ترین حامیان سیاسی آقای عبدالله در انتخابات پرماجرا و جنجال‌آفرین ریاست‌جمهوری افغانستان بود، اعلام کرد که از این توافق سیاسی حمایت نمی‌کند، مشروعیت حکومت را به رسمیت نمی‌شناسد و حاضر نیست به حکومتی که به‌زعم او از یک پروسه‌ی تقلبی و غیرقانونی تشکیل شده، تن در دهد.

    برخلاف موضع رهبر یکی از مقتدرترین احزاب سیاسی نیم قرن اخیر افغانستان، اکثر رهبران و اعضای کلیدی آن اما با این توافق سیاسی همسو و موافق بودند. عبدالله عبدالله، عطامحمد نور، یونس قانونی، کلیم‌الله نقیبی، حفیظ منصور، محی‌الدین مهدی و دست‌کم دو سوم اعضای رهبری جمعیت اسلامی و رهبران سیاسی جوان کهنه‌کاری که به‌لحاظ جغرافیا و سابقه‌ی فعالیت سیاسی به کلیت حوزه‌ی جمعیت اسلامی افغانستان تعلق دارند، به صراحت یا به تلویح از این توافق سیاسی حمایت کردند. به‌نظر می‌رسید آقای ربانی تقریبا یکه و تنها در برابر صف بزرگی از پیش‌کسوتان و دانه‌درشت‌های باسابقه‌ی حزبش قرار گرفته باشد.

    یک و ماه و نیم پس از امضای توافق سیاسی میان عبدالله و غنی، حمایت حداکثری اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی از این توافق و مخالفت صریح صلاح‌الدین ربانی با آن، دست‌کم دو سوم اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی جلسه‌ای به ریاست آقای نور در منزل او برگزار کردند. آن‌ها در این جلسه، به اتفاق آرا صلاح‌الدین ربانی را از سرپرستی حزب عزل و به‌جای او یکی از اعضای کهنه‌کار جمعیت اسلامی و یکی از ۹ بنیان‌گزار این حزب را تا برگزاری مجمع عمومی و کنگره‌ی حزب جمعیت به سرپرستی حزب انتخاب کردند.

    در واکنش به این اتفاق، صلاح‌‌الدین ربانی با کودتا خواندن اقدام اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی، عضویت جمعی از اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی به‌شمول عطامحمد نور را از این حزب به حالت تعلیق در آورد و پسان‌تر، احمدضیا مسعود را به‌جای آقای نور به ریاست اجرایی این حزب منصوب کرد. دو طرف همدیگر را به اقدامات غیرقانونی و کودتا/انحصار حزبی متهم کردند. به این ترتیب، حزب جمعیت اسلامی که در رخدادهای سیاسی نیم قرن اخیر افغانستان اگرنه مقتدرترین حزب که یکی از متقدرترین‌ها بوده، آن‌چنان که برخی از اعضای رهبری آن نیز تأیید می‌کنند، عملا دچار انشعاب شد.

    اگرچه امضای توافق سیاسی میان عبدالله عبدالله و محمد اشرف غنی، بهانه‌ی انشعاب در جمعیت اسلامی بود، اما واقع این است که این انشعاب ریشه در کارنامه‌ی سیاسی رهبران جمعیت اسلامی در ۲۰ سال گذشته و تضاد منافع اعضای شورای رهبری و رهبر این حزب در خصوص برنامه‌های سیاسی سال‌های پیش رو دارد.

    تعامل فردی افراد و سقوط تدریجی حزب

    جمعیت اسلامی در عمل، در راستای دست‌یابی به رأس قدرت سیاسی زاده شد. پس از چندین قرن استیلای مطلق قومی بر رأس قدرت سیاسی منهای دوره‌ی کوتاه و ۹ ماهه‌ی امارت حبیب‌الله کلکانی، حوزه‌ی اجتماعی و سیاسی که حزب جمعیت اسلامی از آن برخاسته است، به مطالبه‌ی دست‌یابی به رأس قدرت وارد کارزارهای سیاسی و نظامی شد. این حزب، پس از موفقیت جهاد و سرنگونی حکومت تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی، عملا به این هدف رسیدند و برهان‌الدین ربانی، رهبر و بنیان‌گذار آن به ریاست‌جمهوری افغانستان رسید. پس از فروپاشی امارت اسلامی و تصرف مجدد کابل توسط جبهه‌ی مقاومت که هسته‌ی اصلی آن را حزب جمعیت تشکیل می‌داد، این حزب تصرف نهادهای کلیدی حکومت را به استیلا بر رأس قدرت ترجیح داد.

    سران جمعیت اسلامی با تشکیل نظم سیاسی جدید پس از سقوط طالبان تصور می‌کردند با در دست‌داشتن نهادهای کلیدی حکومت، در عمل رأس قدرت را در اختیار دارند و واگذاری ریاست‌جمهوری به حامد کرزی، عجالتا و به‌منظور ایجاد توازن در قدرت یک تاکتیک سیاسی مقبول است و بنا به ضرورت، می‌توانند دوباره آن را تصاحب کنند. سران این حزب تصور می‌کردند که با در اختیار داشتن نهادهای کلیدی حکومت، می‌توانند به راحتی اختیارات و قدرت ریاست‌جمهوری را کنترل کنند.

    برخلاف تصور یا محاسبه‌ی اشتباه رهبران جمعیت اسلامی، تصاحب نهادهای کلیدی حکومت منجر به اعمال نفوذ و فشار بر ریاست‌جمهوری نشد. نه‌تنها جمعیت اسلامی که به تصور رهبران ارشد آن می‌توانست در زمان مناسب رأس قدرت را در اختیار بگیرند، موفق به تصاحب رأس قدرت کشور نشدند که به مرور زمان در طول دو دهه استیلا بر نهادهای کلیدی حکومت را نیز از کف دادند. در قیاس با نخستین سال‌های تشکیل نظام جدید که جمعیت اسلامی تقریبا تمام نهادهای کلیدی حکومت را در کنترل داشتند، اکنون سهم جمعیت اسلامی در قدرت به شکل فاحشی سقوط کرده و به‌دلیل نبود انسجام و راهبردهای سیاسی استراتژیک در میان رهبران این حزب، جمعیت اسلامی افغانستان حتا توان دریافت سهم سیاسی برابر با یک حزب عادی را نیز در دستگاه قدرت ندارد.

    یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط مشارکت و سهم جمعیت اسلامی در دستگاه قدرت افغانستان، کاهش روزافزون انسجام سیاسی میان رهبران ارشد این حزب و رویکرد تعامل فردی و نه سازمانی/گروهی رهبران آن با رأس قدرت بوده است. در طول بیست سال گذشته، به ندرت اتفاق افتاده که رهبران ارشد این حزب یک هدف/مطالبه‌ی سیاسی را به‌صورت یکدست و منسجم طرح، تعقیب و اجرا کرده باشند.

    به استثنای نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از سقوط طالبان که در عمل، صحنه‌ی نمایش و تثبیت شعاع وجودی اقوام و در واقع نوعی تثبیت غیررسمی درصدی نفوس اقوام در افغانستان بود، در هر یک از سه انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی، رهبران جمعیت اسلامی نتوانستند با اتفاق آرا و انسجام حداکثری نامزدی را برای دست‌یابی به رأس قدرت معرفی و از آن حمایت کنند. حتا در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری نیز اگرچه حوزه‌ی اجتماعی جمعیت اسلامی به‌صورت یکدست از نامزدی آقای قانونی حمایت کردند، اما نخبگان سیاسی این حزب در حمایت از یونس قانونی و حامد کرزی تقسیم شدند.

    در سه انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۳ و ۱۳۹۸، رهبران و اعضای ارشد جمعیت اسلامی براساس هدف سیاسی که این حزب مبتنی بر آن در صحنه‌ی سیاسی افغانستان به صحنه آمد، به جای توافق بر سر یک نامزد و حمایت یکدست از آن، با توافق‌های سیاسی فردی با حامد کرزی و سپس اشرف غنی و دریافت مناصب و امتیازات سیاسی، هر کدام مسیرهای جداگانه‌ای در پیش گرفتند. امری که آقای نور پس از انشعاب جمعیت اسلامی در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی به صراحت به آن اعتراف کرد. به‌دلیل این چنددستگی در شورای رهبری جمعیت اسلامی، این حزب موفق نشد عبدالله عبدالله را که در سه انتخابات گذشته رأی اکثریت قاطع حوزه‌ی اجتماعی جمعیت اسلامی را کسب کرده بود، به رأس قدرت برساند. پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۳ و تشکیل حکومت وحدت ملی و سپس انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۸ و امضای توافق سیاسی میان عبدالله و غنی، به‌نظر می‌رسد سران جمعیت اسلامی عملا به این نتیجه رسیده‌اند که بخت و ابزار سیاسی لازم برای دستیابی به رأس قدرت را ندارند.

    برخلاف اکثر قاطع اعضای شورای رهبری جمعیت، سرپرست جوان این حزب اما با مخالفت صریح با امضای توافق سیاسی و به رسمیت نشناختن حکومت جدید، احتمالا کماکان این شانس را برای خود و حزب‌اش قایل است که بتواند در انتخابات‌های بعدی، آرایش و ابزار سیاسی لازم برای دستیابی به رأس قدرت را فراهم کند.

    نزاع حال و آینده

    پیش از آغاز رسمی مراسم تحلیف نمادین عبدالله عبدالله در قصر سپیدار، زمانی که او در برابر سیلی از هوادارانش پشت جایگاه رفت تا برای چندمین بار در اوج کشاکش و بحران انتخاباتی به آن‌ها تعهد و اطمینان دهد که حکومت برخاسته از تقلب را نمی‌پذیرد و بر تصمیم‌اش مبنی بر اعلام پیروزی در انتخابات و تشکل حکومت مصر و قاطع است، صلاح‌الدین ربانی یکی از چند متحد سیاسی اصلی او در انتخابات، در صف حامیان سیاسی آقای عبدالله، پشت جایگاه با چهره‌ای مصمم ایستاده بود. زمانی که آقای عبدالله سخنرانی‌اش را به پایان رساند، آقای ربانی نه در قامت، نزاکت و سیمای رییس و رهبر یکی از مقتدرترین احزاب سیاسی نیم قرن گذشته‌ی افغانستان که چونان یک هوادار هیجان‌زده و انقلابی به میکروفون نزدیک شد. دهانش را به آن نزدیک کرد و با یک دست از متکای آن محکم گرفت. با هیجانی که به‌نظر می‌رسید در آن وهله کنترلش برای او ممکن و مسأله‌ای نبود، فریاد زد: «زنده‌باد داکتر عبدالله!» او در ادامه با مشتی گره‌زده فریادکنان اعلام کرد که به هیچ وجه حکومت تقلبی را نمی‌پذیرد و هوادارانش را به تکرار «نعره‌ی تکبیر» دعوت کرد.

    صلاح‌الدین ربانی، در عمل مهم‌ترین متحد سیاسی عبدالله و اصلی‌ترین مشوق او برای اجرای مراسم تحلیف در برابر ارگ ریاست‌جمهوری بود. در روزهایی که بحران انتخابات به اوج رسیده بود و تهدیدها و سرسختی‌ها در تیم ثبات و همگرایی هر روز گزاف‌تر می‌شد، آقای ربانی احتمالا دستیابی به ارگ ریاست‌جمهوری و ایستادگی در برابر تیم رقیب به هر قیمتی را ممکن و خط قرمز می‌دانست اما برای همکاران سیاسی او و در رأس آن‌ها عبدالله عبدالله، چنین امکانی دور از تصور بود.

    نسل سیاسی کنونی جمعیت اسلامی که در جهاد و مقاومت نقش داشته و در دو دهه‌ی گذشته در عرصه‌ی سیاسی فعال بوده، در عمل، به‌دلیل تعامل فردی با رأس قدرت سیاسی و نبود انسجام حزبی در جمعیت اسلامی، فارغ از این‌که شانس دستیابی به رأس قدرت یا دستکم تعاملی با بیش‌ترین سود سیاسی شبیه به آنچه را در کنفرانس بن انجام شد ممکن نمی‌داند، اکنون به انتهای عمرمفید سیاسی‌اش رسیده‌ است. شکست در دستیابی به رأس قدرت در طول دو دهه از یک سو و برخورداری از منابع و امکانات سیاسی ناشی از تعامل فردی با رأس قدرت، آن‌ها را به این نتیجه می‌رسانند که نه‌تنها شانس و فرصتی برای دستیابی به رأس قدرت ندارند که اگر با مواضع اپوزیسیونی و به رسمیت‌نشناختن مشروعیت حکومت جدید به پیش بروند، داشته‌های سیاسی کمابیشی را که دارند نیز از دست خواهند داد. تمام تلاش و تمرکز این نسل سیاسی جمعیت اسلامی بر استفاده از فرصت‌های مغتنم اکنون و اعمال نقش در ساختار قدرت به واسطه‌ی تعامل و توافق است.

    برخلاف رهبران کهنه‌کار و کهن‌سال جمعیت اسلامی، صلاح‌الدین ربانی جوان اما فرصت و شانس کافی برای خودش قایل است که بتواند با عبور از اکنون و چشم‌داشت به آینده، به رأس قدرت سیاسی چشم بدوزد یا دست‌کم در مقاطع و هنگامه‌های مناسبی، سهم فربه و قابل توجهی از کیک قدرت بردارد. در طول پنج سال حکومت وحدت ملی که آقای ربانی سمت وزارت خارجه‌ی کشور را به عهده داشت، او از معدود افرادی بود که در درون حکومت از خود قاطعیت قابل دید در مخالفت با رییس‌جمهور غنی و ایستادگی در برابر مواضع او نشان داد که از نظر هواداران جمعیت اسلامی، رویکرد حذفی و تک‌روی رییس جمهور غنی تفسیر می‌شود. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۸، آقای ربانی طراح و حامی اصلی مخالفت در برابر اعلام نتیجه و کشاندن نزاع تا مرحله‌ی برگزاری مراسم تحلیف جداگانه و اعلام تشکیل «حکومت همه‌شمول» بود.

    به‌نظر می‌رسد کارنامه‌ی سیاسی آقای ربانی در طول پنج سال رهبری وزارت امور خارجه در حکومت وحدت ملی به رهبری رییس‌جمهور غنی و قاطعیت او در انتخابات ریاست‌جمهوری در حمایت از تحلیف نمادین عبدالله عبدالله و مخالفت با امضای توافق‌نامه‌ی سیاسی این اعتبار سیاسی را برای او در میان هوادران جمعیت اسلامی فراهم آورده است که آقای ربانی اراده‌ی سیاسی لازم برای احیای هدف سیاسی تاریخی جمعیت اسلامی مبنی بر مبارزه‌ی سیاسی برای دستیابی به رأس قدرت را دارد. متاعی که به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین سرمایه‌ی سیاسی آقای ربانی در برابر صف طویل مخالفان درون‌‌حزبی‌اش باشد.

    برای کهنه‌کاران جمعیت اسلامی افغانستان، مسأله‌ی اصلی، فرصت‌های سیاسی کنونی و استفاده‌ی مؤثر از آن است. آن‌ها این فرصت را ندارند که بیرون از ساختار قدرت، با رویکرد اپوزیسیونی، چند سال دیگر خارج از ساختار قدرت و منابعی که فراهم می‌آورد، به آینده چشم بدوزند. برعکس نسل قدیم جمعیت اسلامی که اکنون را فرصت می‌دانند، برای صلاح‌الدین ربانی، آینده مهم‌تر از استعجال اکنون است. آقای ربانی، با استفاده از امتیاز تعلق خونی با برهان‌الدین ربانی که در عرف سیاسی افغانستان، فرصت غیرقابل انکار محسوب می‌شود و سودبردن از سرخوردگی هواداران این حزب از شکست و افت سیاسی نسل قدیم جمعیت اسلامی افغانستان، چشم به آینده دوخته است. علاوه بر نقش پیش‌زمینه‌ی سیاسی ناکام سران جمعیت اسلامی در انشعاب این حزب، تضاد منافع میان نسل قدیم جمعیت اسلامی و صلاح‌الدین ربانی، دلیل مضاعفی بر انشعاب جمعیت اسلامی افغانستان بوده است.

    اطلاعات روز

  • افغانستان و تفاوت دیدگاه نظامیان و سیاسیون امریکا!

    افغانستان و تفاوت دیدگاه نظامیان و سیاسیون امریکا!

    سیاسیون و نظامیان امریکایی از دیر باز دربارۀ افغانستان و دیگر نقاط جهان اختلاف نظرهایی داشته‌اند. اما اختلاف میان سیاسیون و نظامیان امریکایی پس از ناکامی استراتژی جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ، امضای موافقت‌نامۀ صلح امریکا با طالبان و همچنان انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان روشن‌تر گردید.

    وقتی استراتژی دونالد ترامپ در قبال افغانستان و جنوب آسیا که زیر تأثیر و نفوذ نظامیان به‌ویژه جنرال ماتیس وزیر دفاع وقت امریکا تدوین شده بود و بر سرکوب طالبان و قلع‌وقمع کردن آنان از راه نظامی تأکید داشت ناکام گردید، کاخ سفید در جست‌وجوی راه‌وچارۀ تازه افتاد و بحث پایان درگیری از راه مذاکره و گفت‌وگو بالا گرفت. دونالد ترامپ اعتمادش را به مشاوران نظامی و کارگزاران امنیتی کشورش از دست داد. جنرال متیس و بعدتر جان بولتن کنار رفتند، اما این کناررفتن‌ها نقشی در تغییر دیدگاه نظامیان امریکایی در قبال جنگ افغانستان نداشت.

    نظامیان امریکایی بی‌پرده با طرح صلح کاخ سفید مخالفت کردند. پنتاگون و نهادهای استخباراتی یک دوره موفق شدند که مذاکره با طالبان را لغو کنند و از حضور سران طالبان به کمپ دیوید جلوگیری نمایند.

    دال مرکزی توافق صلح امریکا با طالبان که از سوی کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا تعقیب و دنبال می‌شود، بحث خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و واگذاری مسوولیت جنگ با تروریزم به طالبان است. اما نظامیان امریکایی با صراحت با خروج از افغانستان مخالفت ورزیده‌اند.

    آنان در ملاقات‌های پشت درهای بسته در کابل اطمینان داده‌اند که ایالات متحده حضور نظامی و استخباراتی‌اش را در افغانستان حفظ می‌کند و تا سال‌های دور از نیروهای امنیتی افغان در مقابله با ترویزم پشتیبانی می‌کند. اما براساس آنچه جان بولتن مشاور پیشین امنیت ملی امریکا نوشته است: ترامپ بدین نتیجه رسیده که امریکا در افغانستان شکست خورده و تنها راه پیروزی در این جنگ بی‌پایان دیپلوماسی و مذاکره است.

    نظامیان امریکایی دربارۀ دلایل و اهمیت حضورشان در افغانستان و منطقه آگاه اند. دیدگاه‌های آنان درازمدت است و در عمق قضایا دخیل هستند. سلسله‌یی از معلومات دقیق، درازمدت و دست‌اول را در اختیار دارند.

    درحالی‌که سیاسیون بیشتر در حول مسایل سیاسی- انتخاباتی و مقطعی فکر می‌کنند. آنها به معلومات اصلی و عمیق دسترسی ندارند. اصرار ترامپ به حل بحران افغانستان ریشۀ داخلی دارد. ترامپ فکر می‌کند که حل بحران افغانستان، خروج نظامیان کشورش و تمرکز بر مسایل داخلی، می‌تواند در رأی شهروندان امریکایی تأثیر بگذارد. آنچه در اولویت ترامپ قرار دارد کسب اعتماد دوبارۀ امریکایی‌ها و راه‌یابی دوباره به کاخ سفید می‌باشد.

    از سوی دیگر، ترامپ با شعار «اول امریکا» به پیروزی رسید. او بیشتر متمرکز به امور داخلی است. نگاهش اقتصادمحور است. محاسبۀ او دربارۀ جنگ افغانستان اقتصادی است. ترامپ بارها گفته است که کشورش صدها میلیارد دالر را در افغانستان هدر داده است.

    اما نظامیان امریکایی باور دارند که قیمت جنگ در افغانستان کمتر از چیزی است که سیاسیون مطرح می‌کنند. نظامیان امریکایی می‌دانند که بخش بزرگ کمک‌های نظامی و غیرنظامی دوباره به کشور خودشان بر می‌گردد. بخش بزرگ پول را مشاوران به امریکا بر می‌گردانند. بخش دیگر هزینه‌ها، از طریق مصرف سلاح و تجهیزات جنگی به امریکا بر می‌گردد. تجارت سلاح درامد اصلی امریکا در منطقه به ویژه افغانستان است. هزینۀ سلاح و تجهیزات جنگی هم از پول کمکی تأمین می‌شود.

    تولیدات نظامی شامل سلاح، مهمات، وسایط، هلیکوپتر، هاموی، تانک و توپ در امریکا توسط شرکت‌های خصوصی به قرارداد گرفته می‌شود. به خاطر رونق سکتور خصوصی، نیاز به چنین جنگ‌هایی است تا از یک‌سو سلاح و تجهیزات نظامی به آزمایش و تجربه گرفته شود و از سوی دیگر، زمینه فروش و درآمدزایی آن فراهم گردد. نظامیان امریکایی در اکثر پروژه‌های بزرگ نظامی سهیم هستند. اگر جنگ قطع شود و نیروها بیرون شوند، پروژه‌ها قطع می‌شود و درامدها قطع می‌گردد. از این‌رو، نظامیان علاقمندی به خروج ندارند.

    از این رو، نظامیان امریکایی اهمیت جنگ افغانستان را می‌دانند و به سادگی در پی جمع‌کردن این درگیری نیستند.

    نظامیان امریکایی دیدگاه استراتژیک و طولانی‌مدت در قبال کشورهای منطقه و جهان دارند. حضور نظامی آنها به کشورها ارتباطی به جنگ و بحران امنیتی- سیاسی ندارد. نظامیان امریکایی هرجایی‌که رفته‌اند، برنگشته‌اند. حضور نظامی امریکا در عربستان سعودی و جرمنی مثال روشنی در این زمینه است.

    نظامیان امریکایی اعتقاد دارند که امنیت کشورشان را باید در بیرون از مرزهای‌شان تأمین کنند. یازدهم سپتمبر برای امریکا یک درس بود.

    تفاوت دیدگاه میان نظامیان و سیاسیون را در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری افغانستان مشاهده کردیم. کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا اول مخالف برگزاری انتخابات بود. وقتی متوجه شدند که انتخابات هر طور شده برگزار می‌شود، تلاش کردند که انتخابات به نتیجه‌یی نرسد و زمینه به اجرای مفاد توافق‌نامۀ صلح با طالبان فراهم گردد. اما نظامیان با تمام توان از رییس‌جمهور غنی حمایت کردند. چون موضع نظامیان امریکایی و حکومت اشرف‌غنی دربارۀ صلح با طالبان بسیار نزدیک است. اشرف‌غنی مخالف توافق صلح امریکا با طالبان است و نظامیان امریکایی هم بدین باور هستند که اجرای بندهای توافق‌نامۀ صلح به سود طالبان است و وجهه نظامی و دیپلوماتیک امریکا را صدمه می‌زند. تأخیر پی‌هم در برگزاری مذاکرات بین‌الافغانی بخشی از راهبرد کابل است که از سوی نظامیان امریکایی پشتیبانی می‌شود.

    علی‌رغم امضای موافقت‌نامۀ صلح با طالبان، هم اکنون نظامیان امریکایی شانه به شانه با نیروهای امنیتی افغانستان در جنگ با طالبان شرکت می‌کنند. به تازگی با تشدید حملات طالبان برشهرها و ولایت‌ها، حمایت قاطع عملیات‌های هوایی را از سر گرفت. از سرگیری عملیات خشم طالبان را برانگیخت. طالبان نیروهای امریکایی را به نقض موافقت‌نامۀ صلح متهم کردند.
    نویسنده: آنیتا احمدی
  • فرمانده پلیس ولسوالی نوبهار زابل در انفجار ماین کشته شد

    فرمانده پلیس ولسوالی نوبهار زابل در انفجار ماین کشته شد

    منابع محلی در ولایت زابل می‌گویند فرمانده پولیس ولسوالی نوبهار این ولایت در انفجار ماین در مربوطات این ولسوالی کشته شده است.

    گل‌اسلام سیال، سخن‌گوی والی زابل گفت این رویداد حوالی ساعت 12:00 روز (شنبه، 28 سرطان) در روستای «شینکی» ولسوالی نوبهار رخ داد.

    آقای سیال همچنان گفت صاحب جان، فرمانده پولیس ولسوالی نوبهار هنگامی که می‌خواست ماین جاسازی‌شدۀ طالبان را خنثی کند، ماین منفجر و صاحب جان کشته شد.

    به گفته‌ی او، این ماین از سوی جنگ‌جویان گروه طالبان برای هدف قرار دادن نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در کنار جاده جاسازی شده بود.

    براساس معلومات سخن‌گوی والی زابل، صاحب جان از نُه ماه به این طرف به‌عنوان فرمانده پولیس ولسوالی نوبهار کار می‌کرد.

    گروه طالبان تا کنون در این باره چیزی نگفته است.

    ولایت زابل در جنوب کشور از ولایت‌های ناامن است که جنگ‌جویان گروه طالبان در بیشتر نقاط آن حضور و فعالیت گسترده دارند.

  • جان لویس، سناتور دموکرات و مبارز حقوق مدنی سیاهان آمریکا در سن 80 سالگی در گذشت

    جان لویس، سناتور دموکرات و مبارز حقوق مدنی سیاهان آمریکا در سن 80 سالگی در گذشت

    جان لویس،‌ سناتور دموکرات جورجیا و مبارز نامدار حقوق مدنی سیاهان آمریکا، بامداد شنبه در ۸۰ سالگی در گذشت.

    نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا روز شنبه ضمن اعلام خبر درگذشت آقای لویس او را «یکی از بزرگترین قهرمانان تاریخ آمریکا» خواند و افزود: «همهٔ ما مفتخر بودیم که سناتور لویس را همکار خود بخوانیم و از درگذشت او دل‌شکسته‌ایم.»

    جان لویس، سال گذشته اعلام کرد که به سرطان مبتلاست. افراد هر دو حزب عمده سنای آمریکا درگذشت آقای لویس را تسلیت گفتند.

    میچ مک‌کانل، رهبر اکثریت سنا از حزب محافظه‌کار دربارهٔ جان لویس گفت: «او یکی از رهبران پیشروِ حقوق مدنی بود و عمرش را صرف مبارزه با نژادپرستی و ترویج برابری کرد تا ملت ما را به اصول بنیادین خود نزدیکتر کند.»

    جان لویس، جوان‌ترین عضو گروه ۶ نفره‌ای بود که مارتین لوتر کینگ تشکیل داد و هسته بنیادین جنبش آزادی‌خواهی سیاهان آمریکا را در دههٔ ۶۰ بنیان نهاد. جان لویس بود که پیش از سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ با نام «رویایی دارم»، برابر همان جمعیت سخن گفت و کینگ را معرفی کرد.

    او در جوانی می‌خواست کشیش شود و علاقهٔ شدیدی به مطالعه داشت اما به‌خاطر سیاهپوست بودن، کارت کتابخانه عمومی را به او ندادند و همین، او را به خوانندهٔ پرشور کتاب تبدیل کرد. سرانجام وقتی نوجوان بود سخنرانی مارتین لوتر کینگ را از رادیو شنید و آتش مبارزه برای حقوق برابر در نهادش شعله‌ور شد.

    او تنها ۲۵ سال داشت که پیشاپیش حدود ۶۰۰ تن در راهپیمایی «یکشنبهٔ خونین» در شهر سِلما به‌راه افتاد. نیروهای پلیس در برابر دوربین‌ها او را به زمین انداختند و چنان او را کتک زدند که جمجمه‌اش ترک برداشت.

    انتشار تصاویر خشونت پلیس سبب شد موجی از خشم و اعتراض سراسر برپا شود که خونی تازه در رگ جنبش سیاهان آمریکا دوانید؛ جنبشی که فشار آن سبب شد تا همان سال موانع قانونی رأی دادن سیاهان برداشته شود.

    باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده پیش از آویختن مدال افتخار بر گردن سناتور لویس گفته بود: «او آنقدر این کشور را دوست داشت که جانش را برای ‌آن به خطر انداخت.» و پس از مرگ وی نیز درباره‌اش گفت:‌ «او برای ایجاد تغییر در این کشور، اصول مقاومت بی‌خشونت و نافرمانی مدنی را می‌ستود.»

  • نشست سران اتحادیه اروپا برای تغییرموضع کشورهای مقتصد برای دومین روز برگزار شد

    نشست سران اتحادیه اروپا برای تغییرموضع کشورهای مقتصد برای دومین روز برگزار شد

    سران اتحادیه اروپا روز شنبه ۱۸ ژوئیه بار دیگر برای دومین روز پیاپی از ساعت ۱۱ به وقت محلی در بروکسل تشکیل جلسه دادند تا به تلاش‌های خود برای تغییر موضع چهار کشور به اصطلاح «مقتصد» در قبال طرح احیای اقتصاد اروپا ادامه دهند.

    آنها امیدوارند که در نشست امروز بتوانند با جلب موافقت هلند، اتریش، دانمارک و سوئد، راه را برای پرداخت کمک مالی ۷۵۰ میلیارد یورویی به کشورهای عضو به منظور مقابله با تبعات اقتصادی ویروس کرونا هموار کنند.

    سران اتحادیه اروپا روز گذشته پس از ساعت‌ها گفتگو در حالی از یکدیگر جدا شدند که هیچ راه حلی برای حل و فصل اختلافاتشان نیافتند.

    طرح احیای اقتصاد کشورهای عضو اتحادیه اروپا، شامل اختصاص ۲۵۰ میلیارد یورو وام و در کنار آن اعطای ۵۰۰ میلیارد دلار کمک مالی به کشورهایی می‌شود که بیشترین آسیب را از شیوع ویروس مرگبار کرونا دیده‌اند. بر این اساس اصلی‌ترین ذی‌نفعان این طرح، ایتالیا و اسپانیا هستند.

    مهمترین اختلافات سران اتحادیه اروپا

    از جمله موضوعات مورد اختلاف میان سران کشورهای اروپا و چهار کشور اصلاحا «مقتصد»، مبلغ کمک مالی و همچنین شیوه بازپرداخت وام‌ها است.

    چهار مخالف طرح اصرار دارند که کشورهایی که مشمول چنین کمک‌هایی می‌شوند، باید بپذیرند که در قبال این پول دست به انجام اصلاحات اساسی از جمله اصلاحات در بازارهای کار و در سیستم‌های بازنشستگی خود بزنند. در مقابل کشورهای جنوب از این موضوع نگرانند که در قبال دریافت این کمک‌ها مجبور به پذیرش مجموعه‌ای از برنامه‌های تحمیلی شوند.

    مارک روته، نخست‌وزیر هلند که رهبری چهار کشور مخالف را بر عهده دارد، کلیدی‌ترین فرد این نشست محسوب می‌شود. او به همان اندازه نیز انعطاف ناپذیر است و بویژه خواستار کسب اتفاق آرا برای هر مرحله آزادسازی پول اتحادیه است.

  • رزمایش ناگهانی ارتش روسیه به دستور پوتین آغاز شد

    رزمایش ناگهانی ارتش روسیه به دستور پوتین آغاز شد

    رئیس جمهوری روسیه برای مشاهده میزان آمادگی نیروهای مسلح روسیه بدون اعلام قبلی و به طور ناگهانی، دستور آغاز رزمایش را داد.

    وزارت  دفاع روسیه از آغاز مانورهای از قبل اعلام نشده به منظور بررسی میزان آمادگی رزمی ارتش این کشور در مناطق جنوبی و غربی، نیرو های دریایی منطقه دریای شمال و اقیانوس آرام و نیروهای ناوگان هوایی خبر داد.

    سرگئی شایگو وزیر دفاع روسیه اعلام کرد که از روز جمعه و به دستور “ولادیمیر پوتین” فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور، مانورهای از قبل اعلام نشده به منظور بررسی غافلگیرانه میزان آمادگی رزمی نیروهای نظامی در مناطق نظامی جنوبی و غربی کشور، تفنگداران دریایی نیروهای دریای شمال و اقیانوس آرام و قطعات جداگانه ارتش در مناطق مرکزی و همچنین نیروهای هوا-فضای روسیه آغاز شد.

    شایگو این مطلب را در دیدار با فرماندهان نظامی وزارت دفاع در  مرکز مدیریت دفاع ملی اعلام کرد.

    وزیر دفاع روسیه اعلام کرد: در جریان این آزمایش، اجرای 56 رزمایش پیش بینی شده است. این رزمایش ها در 35 میدان نظامی زمینی و 17 محدوده نظامی دریایی در دریای سیاه و دریای خزر برگزار می شود.

    به گفته شایگو، حدود 150 هزار نیروی نظامی، بیش از 26 هزار دستگاه تجهیزات و فناوری‌های، 414 فروند هواپیما و 106 کشتی و زیردریایی در تمرینات در نظر گرفته شده برای ارزیابی غافلگیرانه مشارکت خواهند داشت.

    وزیر دفاع روسیه همچنین دستور داد که با توجه به شیوع بیماری کووید-19 در کشور، کلیه اقدامات لازم برای حفظ سلامت پرسنل نظامی در حین انجام این تمرینات انجام شود.

    به گفته شایگو، نتایج این رزمایش ها، در قالب ارزیابی مورد بررسی قرار می گیرد و این ارزیابی ها در تعیین واحدهای نظامی که در رزمایش بزرگ قفقاز- 2020 شرکت می کنند، مورد توجه قرار می گیرد. 

  • دروازه بان پیشین آرژانتین: بنزما از مسی بهتر است

    دروازه بان پیشین آرژانتین: بنزما از مسی بهتر است

    هوگو گاتی دروازه‌بان پیشین تیم ملی آرجنتین در حال حاضر بنزما را بازیکنی بهتر نسبت به همو‌طن‌اش می‌داند.

    بعد از پیروزی رئال مادرید در برابر ویارئال با درخشش و بریس کریم بنزما، این تیم موفق به فتح لالیگا در این فصل از رقابت‌ها شد.

    در همین حال هوگو گاتی، دروازه بان اسبق تیم ملی آرجنتین در مصاحبه ای با اِل چرینگیتو گفت:«قبلا هم گفته ام، لیونل مسی خودِ آمار و ارقام است. هر آنچه از یک بازیکن می خواهید، در لیونل مسی وجود دارد اما در حال حاضر کریم بنزما بهتر از مسی است. مشخصا کریم بنزما در سطح بالاتری قرار می گیرد. اگر اخیرا فوتبال تماشا کرده باشید، متوجه می شوید که مسی مدت زیادی است که در بهترین فرم خود قرار ندارد.»

    وی افزود:« اکنون کریم بنزما بیش از لیونل مسی در تیم خود کارایی دارد. پس از کریستیانو رونالدو، مدت زیادی بود که هیچ کدام از بازیکنان رئال مادرید در حد عملکرد فعلی کریم بنزما ظاهر نشده اند.»

  • تعداد کل مبتلایان به کرونا در  افغانستان به 35 هزار و 269 نفر رسیده است

    تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 35 هزار و 269 نفر رسیده است

    وزارت صحت عامۀ اعلام کرد در یک شبانه روز گذشته شمار فوتی های ویروس کرونا نسبت به یک روز گذشته کاهش یافته و در این مدت دست کم ۱۷ بیمار کووید-۱۹ در کشور جان باخته اند.

    با ثبت این ارقام شمار مجموعی قربانیان ویروس کرونا در کشور به یک هزار و ۱۶۴ تن افزایش یافته است.

    معصومه جعفری، معاون سخنگوی وزارت صحت عامه روز (شنبه، ۲۸ سرطان) گفت در یک شبانه روز گذشته، ۶۰ واقعۀ مثبت ویروس کرونا به ثبت رسیده که با این حساب، شمار مجموعی مبتلایان بیماری کووید-۱۹ در کشور به ۳۵ هزار و ۲۶۹ نفر رسیده است.

    وی افزود که در ۲۴ ساعت گذشته ۷۲ بیمار کووید-۱۹ صحت‌یاب شده اند که با این ترتیب شمار مجموعی بهبود یافتگان به ۲۳ هزار و ۲۸۰ نفر در کشور رسیده است.

    بر اساس اخرین آمار دانشگاه جان هاپکینز امریکا تا صبح (پنج شنبه، ۱۵ جولای،۲۶ سرطان) این ویروس در سراسر جهان جان ۶۰۱۹۲۷ نفر را گرفته ۱۴۰۶۷۲۹۲ نفر به آن مبتلا شده اند.

  • طالبان چهار عضو تازه به گروه مذاکره کننده خود اضافه کردند

    طالبان چهار عضو تازه به گروه مذاکره کننده خود اضافه کردند

    شماری از منابع در گروه‌ طالبان، در گفت‌وگو با خبرگزاری اسوشیتدپرس تائید کرده اند در بخش‌های سیاسی و نظامی این گروه تغییراتی اعمال شده است.

    براساس گزارش‌ها، ملا محمد یعقوب، فرزند ملا محمد عمر، رهبر پیشین گروه طالبان به عنوان فرمانده کل نظامیان این گروه تعیین گردیده و همچنان چهار تن از اعضای کلیدی گروه طالبان به هیأت مذاکره‌ کننده‌ی صلح این گروه اضافه شده است.

    سیداکبر آقا، فرمانده پیشین گروه طالبان در صحبت با رسانه ها ضمن تائید از موضوع، گفت پیوستن چهار عضو کلیدی این گروه به شمول ملا شرین، رئیس پیشین استخبارات گروه طالبان و قاضی‌القضات ملا عبدالحکیم به هیأت مذاکره کننده، می‌تواند روند صلح را تقویت کند.

    وی افزود ملا محمد یعقوب رابطه‌ی نزدیکی با ملا هبت‌الله، رهبر گروه طالبان دارد و او را می‌تواند هرزمان از فعالیت‌های نظامی این گروه باخبر سازد. وی همچنان افزود طالبان به منظور افزایش نظارت سیاسی بر بخش نظامی این گروه، به چنین اقدامی دست زده است.

    این اقدام‌ها از سوی گروه طالبان در حالی صورت می‌گیرد که خشونت‌ها از سوی این گروه افزایش یافته و روند رهایی زندانیان دوباره به چالش روبه‌رو شده است.

    پیش از این دولت افغانستان اعلام کرده بود که حدود ۶۰۰ زندانی طالبان به دلیل جرایم سنگین محکوم به مجازات اند و دولت حاضر به رهایی آنان نیست.

    گروه طالبان اما گفته اند شروع مذاکرات مستقیم مشروط به تکمیل روند رهایی زندانیان است و پیش از آن توقف جنگ غیر منطقی می‌باشد.

  • شهروند سیک افغان ربوده شده در پکتیا آزاد شد

    شهروند سیک افغان ربوده شده در پکتیا آزاد شد

    یک مقام در ولایت پکتیا از آزادی ندام سینک شهروند سیک ربوده شده افغان در این ولایت خبر می دهد.

    عبدالرحمن زرمتی، ولسوال سمکنی، گفت، افراد ناشناس صبح امروز ندام سینگ را در مربوطات این ولسوالی رها کردند.

    زرمتی افزود، ندام سینگ با آن‌ها است و وضعیت صحی‌اش خوب است.

    افراد ناشناس ندام سینگ را حدود یک ماه پیش از ولسوالی سمکنی ربوده بودند.

    به گزارش روزنامۀ هندوستان تایمز، او در یک درمسال محلی به عنوان کمک رسان کار می کرد.

    هنوز انگیزۀ این آدم ربایی روشن نشده است.

    پیش از این نگرانی هایی در مورد تهدید‌های امنیتی در برابر اقلیت سیک و هندوی افغانستان مطرح شده است.

    درمسال سیک‌ها در کابل در ماه مارچ گواه حملۀ مرگباری بود که مسئولیتش را داعش پذیرفت.

    در آن حمله ۱۹ تن به شمول ۱۳ تن از جماعتِ سیک و هندوی افغانستان جان باختند.

  • جنگجویان خارجی از کودکان برای حملات انتحاری در افغانستان استفاده می کنند

    جنگجویان خارجی از کودکان برای حملات انتحاری در افغانستان استفاده می کنند

    اسم مستعارش رحمت‌الله است. او می گوید جنگ‌جویان خارجی، پسران زیر سن را به قلم‌رو گروه طالبان فرا می‌خوانند و به آنان آموزش‌های نظامی، ماین‌‌گذاری و انتحاری می‌دهند.

    رحمت‌الله شانزده ساله که به تاز‌گی از صفوف گروه طالبان بریده و در منطقه زیر حاکمیت دولت زند‌گی می‌کند، می‌گوید کودکان آموزش‌دیده بیش‌تر در حملات چریکی و ماین‌گذاری سهم می‌گیرند.

    به گفته او، هر فرمانده طالبان از ده تا بیست کودک را با خودشان ترتیب می‌کنند و از آنان برای ماین‌گذاری و حملات چریکی استفاده می کنند.

    مقام‌های امنیتی در ولایت شمالی جوزجان نیز تأیید می‌کنند جنگ این ولایت را جنگ‌جویان خارجی که اتباع کشورهای ازبکستان، پاکستان و ترکمنستان می باشند، رهبری می‌کنند و اکثریت جنگ‌جویان‌شان کودکان زیر هجده سال هستند.

    عبدالواحد وجدان، فرمانده پولیس جوزجان می‌گوید در حال حاضر، جنگ‌جویان ترکمستانی، پاکستانی، ازبکستانی و چچینی در شماری از ولسوالی‌های این ولایت فعالیت دارند و از کودکان زیر 18 سال در ماین‌گذاری و جنگ‌های چریکی استفاده می‌کنند.

    شماری از عالمان دینی جوزجان، استفاده از کودکان زیر سن را در عملیات‌های نظامی و ماین‌گذاری از سوی گروه‌های فعال جنگ‌جو در کشور، ناروا و خلاف ارزش‌های انسانی و اسلامی‌ می‌دانند.

    مفتی محمد رسول مجهز، رئیس شورای علمای جوزجان به سلام وطن دار می‌گوید، استفاده از کودکان در میدان‌های جنگ و حملات انفجاری و انتحاری جواز ندارد و چنین کاری، خلاف ارزش‌های انسانی است.

    اما ذبیح‌الله مجاهد، یکی از سخنگویان گروه طالبان، حضور جنگ‌جویان خارجی در صفوف این گروه را رد می‌کند‌.